WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.500 --> 00:04.500 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 01:27.120 --> 01:29.960 ‫۱۲ سپتامبر ۱۹۱۹ 01:30.080 --> 01:32.800 ‫گابریله دانونتزیو، ‫شاعر و قهرمان جنگ، 01:32.880 --> 01:37.560 ‫به همراه گروهی از لژیونرها، ‫به شهر فیومه حمله کرد و گرفتش 01:37.640 --> 01:40.440 ‫او بیشتر از ۵۰۰ روز دنیا رو به چالش کشید، 01:40.520 --> 01:43.800 ‫قوانین سیاست رو عوض کرد ‫و عهدنامه‌هایی رو زیر پا گذاشت 01:43.880 --> 01:47.040 ‫که پایان جنگ جهانی اول رو ‫رقم زده بودن 01:47.120 --> 01:49.960 ‫این اولین و تنها باری بود ‫که یه شاعرِ جنگجو 01:50.040 --> 01:53.360 ‫کشور خودش رو پایه‌گذاری کرد ‫و رهبریش رو به عهده گرفت 01:54.240 --> 01:56.720 ‫اما فیومه ‫فقط یه حرکت شورشی نبود، 01:56.800 --> 01:58.200 ‫یه آرمان بود، یه ویروس 01:58.280 --> 02:03.680 ‫و اون آرمان، دولت‌ها، پادشاها و بانکدارها رو ‫به وحشت انداخت، 02:03.760 --> 02:07.120 ‫وحشت برای کسایی که تازه وانمود کرده بودن ‫صلح رو برقرار کردن 02:07.200 --> 02:11.040 ‫سرویس‌های اطلاعاتیِ کل دنیا ‫تو خیابون‌هاش نفوذ کردن 02:11.120 --> 02:15.320 ‫چون اون آرمان‌شهر تهدید می‌کرد ‫که آتشی جهانی به پا کنه 02:15.400 --> 02:18.080 ‫به فیومه ‫سربازای برگشته از جنگ، آرمان‌گراها، هنرمندا، 02:18.160 --> 02:21.080 ‫ماجراجوها، تاجرها و جاسوسا سرازیر شدن 02:21.160 --> 02:24.720 ‫بعضی‌ها دنبال اتحاد بودن، ‫بعضی‌های دیگه تو سایه توطئه می‌کردن، 02:24.800 --> 02:28.640 ‫اما همه در نهایت یه چیز می‌خواستن 02:28.720 --> 02:31.840 ‫یه بهونه ‫برای فراموش کردن وحشت‌های جنگ 02:31.920 --> 02:35.080 ‫و تجربه بزرگ‌ترین آرمان‌شهری که تا حالا امتحان شده بود 02:50.160 --> 02:52.480 ‫هر اتفاقی ‫وقت خودش رو زیر این آسمون داره 02:54.080 --> 02:57.440 ‫وقتِ به دنیا اومدن، ‫وقتِ مردن، 02:57.520 --> 03:01.320 ‫وقتِ کشتن ‫و وقتِ شفا دادن 03:04.240 --> 03:06.960 ‫باورم نمی‌شد ‫که بخوام یه روزی این زمان رو ببینم 03:07.040 --> 03:09.720 ‫اون موقع که اون رویا رو دیدم بهت قولش رو دادم، یادت هست؟ 03:10.760 --> 03:13.480 ‫فرمانده، به خاطر همین ‫می‌خواستین بیام اینجا؟ 03:13.560 --> 03:16.320 ‫که بهم ثابت کنی مردِ حرف خودت هستی؟ ‫اینم هست 03:16.400 --> 03:21.280 ‫و به این خاطر که اینجا و حالا می‌تونم چیزی بهت بگم ‫که هیچ‌کس نباید بشنوه 03:23.520 --> 03:24.600 ‫ممنونم، دوست من 03:29.160 --> 03:30.880 ‫که بیناییم رو بهم برگردوندی 03:33.160 --> 03:34.480 ‫برای من افتخار بود 03:34.560 --> 03:38.560 ‫تو تنها پزشکی هستی که بهش اعتماد دارم، ‫چون تو هم مثل من یه انقلابی هستی 03:38.640 --> 03:44.360 ‫ژولیو، انقلاب مثل یه جشنه: ‫تا وقتی ارکستر می‌نوازه، ادامه داره 03:45.440 --> 03:48.360 ‫می‌خوام موسیقیِ خودم رو ‫به گوش کل دنیا برسونم 03:48.440 --> 03:50.880 ‫حالا که به قولت عمل کردی... 03:52.080 --> 03:53.080 ‫می‌خوای چیکار کنی؟ 03:53.160 --> 03:56.520 ‫سرگرم کردن مردم 03:56.600 --> 04:01.680 ‫بهشون دلیلی برای شور و هیجان می‌دم، دلیلی برای لذت بردن، 04:01.760 --> 04:05.000 ‫دلیلی برای زندگی و دلیلی برای مردن 04:19.680 --> 04:20.920 ‫فرمانده 04:23.240 --> 04:26.960 ‫اجازه بدید خانم بئاتریچه سوپربی رو ‫بهتون معرفی کنم، 04:27.040 --> 04:30.120 ‫پیانیست اول ‫ارکستر مسکو 04:33.040 --> 04:36.920 ‫چیزای زیادی درباره استعدادتون شنیدم، ولی از زیبایی‌تون خبر نداشتم 04:37.000 --> 04:40.800 ‫باعث افتخاره که کنار ما هستید ‫برای منم افتخاره که اینجام 04:41.840 --> 04:43.520 ‫آلساندرو، منو می‌بخشی؟ 04:48.000 --> 04:50.800 ‫می‌خوام از هر راهی که شده ‫از آرمان شما حمایت کنم 04:50.880 --> 04:53.440 ‫روسیه به اون چیزی که فکر می‌کنید ‫نزدیک‌تره 04:53.520 --> 04:57.920 ‫من فکر می‌کردم موجودات حساس ‫رویای عشق رو دارن، نه انقلاب 04:58.000 --> 05:01.320 ‫و من فکر می‌کردم شاعرها ‫دنبال افتخارن، نه قدرت 05:01.400 --> 05:04.920 ‫قدرت در خدمت آرمان‌ها، ‫شعر در حال حرکته 05:05.000 --> 05:08.640 ‫می‌خوای یه الهه هنر باشی؟ ‫کی بهت گفته من تقدیرگر نیستم؟ 05:09.520 --> 05:12.400 ‫تقدیرگرا سرنوشت آدما رو ‫بین انگشتاشون نگه می‌داشتن 05:12.480 --> 05:16.360 ‫و از ستاره‌ها سوال می‌پرسیدن، ‫ولی واسه تو، یه نگاه کافیه 05:16.440 --> 05:21.800 ‫پس کنجکاو نیستی بدونی ‫که سرنوشت چی برات تو چنته داره؟ 05:21.880 --> 05:25.360 ‫سرنوشت، ای موجود شیرین، ‫چیزیه که من خودم می‌سازمش 05:25.440 --> 05:28.400 ‫ولی اگه تو یه پیشگویی، ‫شاید بتونی آینده رو بخونی 05:28.520 --> 05:29.520 ‫شاید 05:30.560 --> 05:33.440 ‫یا شاید ‫فقط بلدم چطور آدم‌ها رو بخونم 05:43.200 --> 05:46.000 ‫من یه پادشاه دیوونه می‌بینم ‫که کسی درکش نمی‌کنه 05:47.160 --> 05:51.640 ‫نه به خاطر اینکه هذیون می‌گه، ‫بلکه به این خاطر که فراتر از اون رو می‌بینه، 05:51.720 --> 05:53.360 ‫چون شهامتِ جسارت کردن رو داره 05:53.440 --> 05:56.160 ‫و از زیر پا گذاشتن قانون‌های دنیا ‫نمی‌ترسه 05:58.960 --> 06:01.880 ‫ولی باید حواسش باشه ‫کی رو سر میز خودش می‌شونه 06:03.600 --> 06:06.720 ‫چون این دربار ‫پر از مار و جاسوس می‌شه 06:06.800 --> 06:11.160 ‫بانو، شما نمی‌تونید اینجا باشید ‫می‌ترسم راه رو گم کرده باشم 06:17.600 --> 06:20.480 ‫تو تاریک‌ترین ساعت، ‫همین دربار مشخص می‌کنه 06:20.560 --> 06:24.480 ‫که آیا اون مردِ دیوونه امپراتور می‌شه ‫یا کارش به چوبه دار می‌کشه 06:29.480 --> 06:33.480 ‫شما استعدادهای زیادی دارید، ‫کنجکاوم بدونم بزرگ‌ترین‌شون کدومه 06:33.560 --> 06:36.560 ‫می‌گن وفاداری، ‫ولی دوست دارم فکر کنم نقش من 06:36.640 --> 06:39.960 ‫اینه که جلوی کسایی رو بگیرم که جرئت می‌کنن ‫بین رویا و رویاپرداز قرار بگیرن 06:43.320 --> 06:44.960 ‫از آشنایی‌تون خوشبختم 06:49.400 --> 06:52.920 ‫میهمانان گرامی، ‫زمانش رسیده 06:53.000 --> 06:56.360 ‫که با تحسین به استقبال شاعری بریم 06:56.440 --> 07:01.600 ‫که کلماتش رویاها و امیدهای ‫نسل ما رو شعله‌ور کرد 07:01.680 --> 07:03.680 ‫ازتون می‌خوام با تشویق همراهی کنید... 07:08.680 --> 07:10.200 ‫گابریله دانونتسیو! 07:22.720 --> 07:24.040 ‫ممنونم 07:24.960 --> 07:27.480 ‫ممنونم، دوستان 07:27.560 --> 07:32.720 ‫ممنونم، مردم فیومه ممنونم، ایتالیایی‌ها 08:36.720 --> 08:39.200 ‫فکر می‌کردم مردی، سارا 08:45.800 --> 08:48.400 ‫کجا بودی ‫تمام این مدت؟ 08:48.480 --> 08:50.480 ‫و تو چطور، جولیو؟ ‫تو جنگ بودم 08:50.560 --> 08:52.720 ‫واسه کسی می‌جنگی که ‫باعث مرگ پسرمون شد؟ 08:52.800 --> 08:55.840 ‫می‌تونستیم دوباره شروع کنیم، ‫ولی تو این فرصت رو بهم ندادی 08:55.920 --> 08:57.360 ‫فایده‌ای نداشت 08:58.440 --> 09:02.280 ‫تو هنوز به قهرمان‌ها اعتقاد داری، ‫ولی قهرمان‌های تو، مقصران من هستن 09:02.360 --> 09:05.280 ‫آنارشیست‌ها شکست خوردن، ‫دست روی دست گذاشتن 09:05.360 --> 09:08.640 ‫عدالت یعنی ریختن خون، ‫متحد شدن و ضربه زدن به دشمن 09:08.720 --> 09:11.680 ‫من تنها موندم که بجنگم 09:11.760 --> 09:14.160 ‫دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم ‫و عقب‌نشینی نمی‌کنم 09:14.240 --> 09:17.000 ‫سارا، خواهش می‌کنم، بیا پایین 09:17.080 --> 09:20.840 ‫باید واسه یه پزشک سخت باشه که ‫همه رو نجات بده... 09:22.040 --> 09:23.720 ‫جز کسایی که واقعاً دوستشون داره 09:23.800 --> 09:25.520 ‫متأسفم، جولیو 09:27.680 --> 09:30.080 ‫این بار هم مجبوری فقط تماشا کنی 09:55.280 --> 09:58.000 ‫تفنگ رو بنداز زمین بندازش 10:01.360 --> 10:03.640 ‫دستگیرش کنید 10:15.560 --> 10:20.240 ‫یه تک‌تیرانداز دیدم، سعی کردم ‫جون دآنونزیو رو نجات بدم 10:20.320 --> 10:25.280 ‫چطور از اون فاصله دیدید؟ ‫من پزشک خط مقدم تو سال‌های ۱۵ تا ۱۷ بودم 10:25.400 --> 10:29.840 ‫می‌تونم یه تیرانداز ماهر رو تشخیص بدم ‫می‌تونید اون مرد رو توصیف کنید؟ 10:29.920 --> 10:35.120 ‫نه، خیلی دور بودم می‌تونم برم ‫یا باید دوباره داستان رو تعریف کنم؟ 10:36.640 --> 10:39.440 ‫تبریک می‌گم، شما یه قهرمان هستید 10:43.960 --> 10:45.640 ‫فقط شانس آوردم 10:45.720 --> 10:48.560 ‫تو کدوم ارتش خدمت کردید؟ ‫سپاه چهارم ارتش 10:48.640 --> 10:51.520 ‫تیپ فریولی، هنگ هشتاد و هشتم پیاده‌نظام 10:51.600 --> 10:55.880 ‫تو کاپورتو بودید، درسته؟ ‫بله 10:55.960 --> 10:59.360 ‫چی شد که ‫مردی ارزشمند مثل شما فرار کرد 10:59.440 --> 11:01.000 ‫و تبدیل به یه قانون‌شکن شد؟ 11:01.080 --> 11:05.600 ‫من رئیس اداره امور محرمانه بودم ‫و شغلم تعقیب سربازای فراری بود 11:05.680 --> 11:10.760 ‫امروز کار من اینه که همه چیز رو درباره همه افراد ‫تو حلقه نزدیکان دآنونزیو بدونم 11:14.680 --> 11:19.000 ‫به سوال جواب بدید ‫ارتش از هم پاشیده بود 11:20.320 --> 11:22.280 ‫ما به خونه و پیش خانواده‌هامون برگشتیم 11:22.400 --> 11:25.880 ‫مردی که نه زن داره و نه فرزند، ‫پیش کی برگرده؟ 11:26.640 --> 11:28.120 ‫حدس می‌زنم پیش مرده‌هاش 11:31.200 --> 11:34.960 ‫می‌تونم برم یا می‌خواید منو بازداشت کنید؟ ‫تو ایتالیا مجبور بودم این کار رو بکنم 11:35.040 --> 11:39.400 ‫اما اینجا تو فیومه، حتی سربازای فراری ‫هم لیاقت یه فرصت دوباره رو دارن 11:42.040 --> 11:43.040 ‫بفرمایید 12:29.320 --> 12:32.680 ‫من یه جواب فوری ‫می‌خوام، براندی 12:32.760 --> 12:34.960 ‫کی سعی کرد بهم حمله کنه و چرا 12:35.040 --> 12:37.960 ‫نزدیک تفنگ، ‫کیف ضارب قرار داشت 12:38.040 --> 12:42.280 ‫داخل کیف برگه‌ای بود ‫که پیامی روش نوشته شده بود 12:43.480 --> 12:45.400 ‫یه اعلامیه برای پذیرش مسئولیت کار 12:51.160 --> 12:52.400 ‫آنارشیست‌ها؟ 12:54.040 --> 12:55.800 ‫شاید ‫دیگه چی؟ 12:56.960 --> 12:58.800 ‫نمی‌دونم، شما بگید 12:58.880 --> 13:01.240 ‫من دارم پیمان ورسای رو ‫زیر پا می‌ذارم 13:01.320 --> 13:05.000 ‫با ادعای قلمرویی که ‫انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها از ما دریغ کردن 13:05.080 --> 13:08.400 ‫جولیتی بهم پشت کرده ‫و نیمی از اروپا با من دشمنه 13:09.520 --> 13:13.600 ‫باید ادامه بدم؟ ‫پس به ایتالیا برگردید، اتحاد ایجاد کنید 13:13.680 --> 13:15.080 ‫با موسولینی صحبت کنید 13:16.400 --> 13:18.520 ‫و موسولینی کجاست؟ 13:18.600 --> 13:22.440 ‫قسم خورده بود که از ما حمایت کنه، ‫اما فقط تو حرف این کار رو می‌کنه 13:22.520 --> 13:25.600 ‫در عمل، ‫مثل همون بورژواهایی رفتار می‌کنه که این‌قدر ازشون متنفره 13:25.680 --> 13:28.320 ‫حزب رو ‫به یه نیروی ارتجاعی تبدیل می‌کنه 13:28.400 --> 13:32.480 ‫تا رأی صاحبان صنایع رو به دست بیاره، ‫اما ما فروشی نیستیم! 13:33.280 --> 13:38.360 ‫ما به متحدای واقعی نیاز داریم ‫که به ارزش‌هامون باور داشته باشن 13:41.160 --> 13:44.040 ‫این متحدا کی هستن، ‫کوچنیتسکی؟ 13:45.280 --> 13:48.160 ‫وقتی دیروز می‌خواستن بکشنش، ‫کجا بودن؟ 13:48.240 --> 13:50.520 ‫انقلاب مهمه، نه چیز دیگه 13:50.600 --> 13:54.680 ‫زندگی من در برابر ‫کاری که داریم می‌کنیم، بی‌اهمیته 13:54.760 --> 13:57.520 ‫فرمانده، شما خودِ انقلابید 13:57.600 --> 14:00.760 ‫برای متوقف کردنش ‫باید سر مار رو زد 14:00.840 --> 14:03.320 ‫پس امنیت رو بیشتر می‌کنیم، 14:03.400 --> 14:05.960 ‫گروه «لا دیسپراتا» رو تقویت می‌کنیم، ‫و مرزهای فیومه رو می‌بندیم 14:06.040 --> 14:07.840 ‫من کوتاه نمیام 14:07.920 --> 14:13.440 ‫ما با موسولینی پیش می‌ریم ‫یا با هر کسی که به کارنارو قسم وفاداری بخوره 14:13.520 --> 14:17.120 ‫مسئولش رو برام بیار، ‫باید قدرت‌نمایی کنیم 14:19.120 --> 14:21.120 ‫دنیا داره ما رو نگاه می‌کنه 14:22.520 --> 14:23.760 ‫انجام می‌شه 14:29.200 --> 14:33.680 ‫کسی که این بیانیه رو نوشته ‫با دنیای بیرون ارتباطی نداره 14:33.760 --> 14:38.440 ‫این موضوع از نحوه‌ی ‫شکستن حروف صدادار معلومه، 14:38.560 --> 14:42.560 ‫جرئت دارم بگم، بریده شدنشون ‫وسطِ خودِ کلمه 14:42.640 --> 14:43.720 ‫یه آنارشیست؟ 14:45.400 --> 14:50.120 ‫احتمالش هست، ‫اما با یه شخصیت خیلی آشفته 14:51.120 --> 14:53.640 ‫ممکنه یه فقدان بزرگ رو تحمل کرده باشه، 14:53.720 --> 14:56.360 ‫مثلاً مرگ ‫همسر یا بچه‌اش؟ 14:56.440 --> 15:01.360 ‫قطعاً، تروماهایی این‌طوری ‫می‌تونن شخصیت رو چندپاره کنن 15:01.440 --> 15:06.960 ‫اما یه جای کار می‌لنگه شما گفتید ‫«کسی که همسرش رو از دست داده» 15:08.480 --> 15:10.760 ‫به نظرِ من، 15:10.840 --> 15:14.800 ‫کسی که این نامه رو نوشته ‫کسیه که... 15:16.040 --> 15:17.320 ‫شوهرش رو از دست داده 15:23.160 --> 15:28.280 ‫جولیو لئونی دنبال آنارشیستی می‌گرده که به همسر مرحومش سارا مربوطه، 15:28.360 --> 15:32.760 ‫معروف به باکونین، که با اطرافیان گیدو کلر، 15:32.840 --> 15:35.520 ‫خلبان و دست راست دآنونزیو، در ارتباطه 15:35.600 --> 15:38.880 ‫امشب برای گفتگو توی ‫محفل کلر هم رو می‌بینن 15:38.960 --> 15:40.080 ‫خیلی خب 15:40.160 --> 15:43.360 ‫هر ۱۲ ساعت یه گزارش می‌خوام، ‫باید همه‌چیز رو درباره‌ی باکونین بدونم 15:43.440 --> 15:44.560 ‫بله 15:44.640 --> 15:48.200 ‫دآنونزیو نباید چیزی بفهمه، ‫این اطلاعات محرمانه‌ست 15:48.280 --> 15:49.280 ‫اطاعت می‌شه 15:54.360 --> 15:55.680 ‫«همیشه جرئتِ جسارت داشته باش» 15:58.440 --> 15:59.880 ‫دنبال کلر می‌گردم 16:10.320 --> 16:13.320 ‫دنبالم بیا و صدات در نیاد ‫ببخشید، چی گفتید؟ 16:16.120 --> 16:19.920 ‫گفتم دنبالم بیا و صدات در نیاد ‫ما همدیگه رو می‌شناسیم؟ 16:21.000 --> 16:23.440 ‫کسی که دنبالش می‌گردی منو فرستاده، ‫راه بیفت 16:33.400 --> 16:36.080 ‫از کجا بدونم که ‫همونی هستی که می‌گی؟ 16:36.200 --> 16:37.200 ‫خوب گوش کن! 16:38.680 --> 16:41.800 ‫زیاد دور و بر اینجا سؤال می‌پرسی ‫و باکونین از این خوشش نمیاد 16:41.880 --> 16:44.240 ‫توجه آدم‌های خطرناکی رو جلب می‌کنی 16:44.320 --> 16:48.120 ‫پس یا همین الان با من میای ‫یا غیبش می‌زنه و فراموشش می‌کنی 16:52.920 --> 16:55.920 ‫عجله کن! ‫پنج دقیقه دیگه نگهبان‌ها می‌رسن 17:35.760 --> 17:37.240 ‫تکون نخور 17:37.320 --> 17:40.760 ‫اگه از اینجا رد بشی، ‫تا ابد تو زندان ایتالیا می‌مونی 17:41.880 --> 17:42.880 ‫یعنی چی؟ 17:42.960 --> 17:44.680 ‫داشتی یه پلیس رو تعقیب می‌کردی 17:44.760 --> 17:49.920 ‫جایی که براندی می‌تونه بدون اجازه گرفتن ‫از دانونزیو، بیرون از فیومه دستگیرت کنه 17:50.000 --> 17:51.680 ‫از کجا می‌دونی؟ 17:52.720 --> 17:55.160 ‫ما تو یه تیم هستیم ‫نه 17:56.680 --> 17:59.800 ‫من طرفدار هیچ‌کس نیستم ‫این‌طور نیست 17:59.880 --> 18:03.720 ‫وگرنه جونت رو برای نجات ‫دانونزیو به خطر نمی‌انداختی 18:03.800 --> 18:04.960 ‫نگاه کن 18:09.520 --> 18:10.920 ‫این نماد رو می‌شناسی؟ 18:12.840 --> 18:14.520 ‫یگان‌های ویژه ‫دقیقاً 18:14.600 --> 18:16.960 ‫این نشون براندی ‫و افرادشه 18:43.000 --> 18:44.400 ‫نوشیدنی؟ 18:53.640 --> 18:55.960 ‫بذار زخمت رو ببینم 18:56.840 --> 18:57.960 ‫چیزی نیست 19:01.640 --> 19:03.200 ‫روس‌ها از من چی می‌خوان؟ 19:05.800 --> 19:06.920 ‫کمک به تو 19:08.960 --> 19:12.920 ‫من از شما کمکی نخواستم ‫نه، ولی بهش نیاز پیدا می‌کنی 19:16.880 --> 19:19.880 ‫نه حمایت دانونزیو ‫و نه مدیریت بیمارستان 19:19.960 --> 19:21.320 ‫تو رو در امنیت قرار نمیده 19:21.400 --> 19:23.880 ‫می‌خوان برات پاپوش درست کنن، متوجهی؟ 19:27.320 --> 19:28.920 ‫چرا این موضوع براتون این‌قدر مهمه؟ 19:29.000 --> 19:32.840 ‫فقط تو هویت زنی که ‫به دانونزیو شلیک کرد رو می‌دونی 19:38.120 --> 19:39.960 ‫من هرگز نگفتم که اون یه زن بود 19:41.160 --> 19:44.800 ‫هنوز نه، ولی فکر می‌کنی ‫براندی چقدر طول می‌کشه تا بفهمه؟ 19:47.080 --> 19:51.880 ‫ما می‌تونیم بهش راه نجاتی پیشنهاد کنیم ‫آزاد نخواهد بود، ولی حداقل زنده می‌مونه 20:02.080 --> 20:06.040 ‫اگه به دست پلیس بیفته، ‫همون روز اعدام میشه 20:06.120 --> 20:07.240 ‫و شما؟ 20:09.280 --> 20:13.600 ‫چه سودی براتون داره؟ ‫ما به این انقلاب ایمان داریم 20:13.680 --> 20:17.200 ‫ولی برای حمایت ازش، ‫باید بدونیم کی سعی داره متوقفش کنه 20:19.160 --> 20:21.040 ‫به ما کمک کن، جولیو 20:21.960 --> 20:23.240 ‫این کار رو برای خودت انجام بده 20:24.240 --> 20:25.760 ‫این کار رو برای اون انجام بده 20:26.720 --> 20:27.920 ‫این کار رو برای فیومه انجام بده 20:41.840 --> 20:42.840 ‫خب؟ 20:45.760 --> 20:51.640 ‫همکاری کردن باهاش آسون نیست ‫یه راهی پیدا کن، عملیات شروع شده 20:51.720 --> 20:54.640 ‫یه بازیکن جدید ‫تو تیم دِآنونزیو اومده 20:54.720 --> 20:58.800 ‫آلچسته دِ آمبریس، ‫رئیس جدید کابینه 20:58.880 --> 21:00.120 ‫با ماست؟ 21:00.920 --> 21:04.200 ‫اون یه سندیکالیست، ‫انقلابی و سوسیالیسته 21:05.200 --> 21:09.560 ‫اگه اتحاد با فیومه رو می‌خوایم، ‫فقط اون می‌تونه بهمون کمک کنه 21:12.520 --> 21:15.520 ‫منتظرتون بودم ‫فرمانده کجاست؟ 21:15.600 --> 21:16.800 ‫ما رو تنها بذارید 21:26.080 --> 21:30.200 ‫مشغول مصاحبه‌ست ‫ازم خواست به کاراتون برسم 21:30.280 --> 21:35.120 ‫اطلاعاتی درباره تحقیقات دارم ‫باید شخصاً به دستش برسونم 21:35.200 --> 21:40.200 ‫دآنونزیو درگیرِ هدایتِ یه انقلابه، ‫وقتی برای تحقیقات شما نداره 21:40.280 --> 21:43.960 ‫هیچ‌کس بدون طی کردنِ روالِ رسمی ‫پیش فرمانده نمیره 21:45.720 --> 21:50.160 ‫این روالِ رسمی چیه؟ ‫روالِ من 21:51.320 --> 21:53.720 ‫اون اسناد مالِ منه 22:02.600 --> 22:06.280 ‫ما داریم روی پروژه‌ای کار می‌کنیم ‫که تو تاریخ بی‌سابقه‌ست 22:06.360 --> 22:11.240 ‫اتحادِ زیرِ یه پرچم واحد، ‫برای تمام مردمِ تحتِ ستمِ جهان 22:12.200 --> 22:17.760 ‫اتحادی که جلوی بهره‌کشیِ ‫جامعه ملل رو بگیره 22:17.840 --> 22:19.960 ‫ولی همه ماجرا این نیست 22:20.040 --> 22:23.800 ‫به‌زودی قانون اساسیِ انقلابی ‫و فوتوریستی‌مون رو ارائه می‌دیم، 22:23.880 --> 22:27.200 ‫منشور کارنارو، ‫که فانوس دریاییِ دنیا میشه 22:27.280 --> 22:31.200 ‫فکر می‌کنید دنیا آمادگیش رو داره؟ ‫نه 22:31.280 --> 22:35.960 ‫ولی ما معتقدیم برای رادیکال بودن ‫باید شجاعت داشت، 22:36.040 --> 22:37.360 ‫اگه بخوای تغییرش بدی 22:37.440 --> 22:39.160 ‫چقدر رادیکال؟ 22:40.920 --> 22:44.440 ‫سوالی که امروز ‫کل دنیا از خودش می‌پرسه 22:44.520 --> 22:48.080 ‫و دوست دارم که شما ‫بهش جواب بدید: 22:48.160 --> 22:53.560 ‫گابریله دآنونزیو تا کجا ‫می‌خواد انقلابش رو پیش ببره؟ 22:56.000 --> 22:58.480 ‫تو فیومه داریم دنیا رو عوض می‌کنیم! ‫ما منتظر نمی‌مونیم 22:58.560 --> 23:03.480 ‫می‌خوام شهری بسازم ‫که تو رویاهای آدم‌های آزاد وجود داره، 23:03.560 --> 23:07.240 ‫جایی که زن‌ها دیگه برای ‫حقِ وجود داشتن اجازه نمی‌گیرن 23:07.320 --> 23:09.320 ‫وقتشه اون چیزی که مالِ ماست رو پس بگیریم 23:09.400 --> 23:14.560 ‫سرزمینی برای روح، دژی برای ‫سرکش‌ها و خیال‌پردازها 23:14.640 --> 23:15.640 ‫فیومه شروعِ ماجراست 23:15.720 --> 23:18.480 ‫دآنونزیو علیه نیتی و جولیتی ‫اعلام جنگ می‌کنه 23:18.560 --> 23:23.160 ‫اون وعده میده که انقلاب ‫به ایتالیا هم می‌رسه! 23:23.240 --> 23:26.720 ‫انقلاب دآنونزیو ‫اروپا رو دوقطبی کرده! 23:26.800 --> 23:29.080 ‫یا با مایید، یا علیه ما! 23:33.200 --> 23:37.280 ‫فرمانده تاریخی رو برای ارائه ‫«منشور کارنارو» تعیین کرده 23:37.360 --> 23:41.880 ‫من بهتون تضمین می‌دم که تا اون روز ‫سفیرِ ما تو فیومه خواهد بود، 23:41.960 --> 23:45.880 ‫ولی شما باید دآنونزیو رو متقاعد کنید ‫که کمی محتاط‌تر عمل کنه، 23:45.960 --> 23:47.520 ‫وگرنه مسکو ازش حمایت نمی‌کنه 23:47.600 --> 23:48.600 ‫در عوض، اون این کار رو می‌کنه 23:49.400 --> 23:53.840 ‫ما تنها متحدانش تو اروپا هستیم ‫و افراط‌گراییِ ما آینده‌ست 23:53.920 --> 23:58.840 ‫اگه لنین آینده‌ی دیگه‌ای تو ذهن داشته باشه چی؟ ‫دنبالِ متحدانِ دیگه‌ای می‌گردیم 24:00.080 --> 24:05.160 ‫ولی این انقلاب اگه دستِ آدم‌های نامناسب بیفته ‫می‌تونه پیامدهای ویرانگری داشته باشه 24:06.120 --> 24:10.000 ‫یا با مایید، یا علیه ما 24:14.880 --> 24:17.200 ‫دکتر، بازم شیفت شب؟ 24:17.280 --> 24:20.560 ‫آره، بالاخره یکی باید این کار رو انجام بده خدانگهدار 24:22.280 --> 24:23.960 ‫کلر باکونین رو پیدا کرده 24:24.080 --> 24:27.040 ‫فردا نیمه‌شب تو کافه‌اش ‫منتظرته 24:54.680 --> 24:58.080 ‫چند شب پیش ‫یه مردی رو پیدا کردیم که با چاقو کشته شده بود 24:58.160 --> 25:01.240 ‫ظاهراً کمی قبل از مرگش ‫پیش تو بوده 25:02.200 --> 25:03.960 ‫چیزی در این مورد نمی‌دونم ‫مطمئنی؟ 25:04.880 --> 25:08.640 ‫اون یه آنارشیست بود ‫که با یه شخصی به اسم انریکو مائر، 25:08.720 --> 25:10.240 ‫معروف به باکونین، ارتباط داشت 25:10.320 --> 25:12.640 ‫از این هم چیزی نمی‌دونی؟ ‫نه 25:14.120 --> 25:15.440 ‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی 25:22.600 --> 25:23.720 ‫بهش دست نزن 25:28.600 --> 25:32.000 ‫پسرت تو جریان یه تظاهرات کشته شد، ‫درسته؟ 25:37.400 --> 25:39.800 ‫داشتن ما رو از خونه‌هامون بیرون می‌کردن 25:41.080 --> 25:43.840 ‫همسرم و بقیه مقاومت کردن 25:43.920 --> 25:46.680 ‫پلیس شلیک کرد، ‫نمی‌شه گفت تظاهرات بود 25:46.760 --> 25:50.320 ‫وقتی همسرت از خونه‌تون ‫دفاع می‌کرد تو کجا بودی؟ 25:50.400 --> 25:51.600 ‫تو خط مقدم 25:51.680 --> 25:56.080 ‫ایمان زیادی می‌خواد که بپذیری ‫شوهرت تو جنگ جون بقیه رو نجات می‌ده 25:56.160 --> 25:59.200 ‫در حالی که پسرت ‫به خاطر نبودن اون جونش رو از دست می‌ده 26:03.120 --> 26:09.760 ‫اما یه چیز برام روشن نیست، ‫اینکه چرا خودش رو به آتیش کشید 26:12.920 --> 26:14.960 ‫انگار می‌خواست ناپدید بشه، نه؟ 26:17.120 --> 26:18.440 ‫به هر حال، 26:18.520 --> 26:24.200 ‫شاهدها تو رو همراه اون آنارشیست ‫تو مهمونی کلر دیدن 26:25.120 --> 26:30.040 ‫تو به قتل متهمی ‫وقت برای حرف زدن داریم 26:38.840 --> 26:44.480 ‫تو نمی‌تونی تنهایی از پسش بربیای، جولیو ‫ما داریم بهت کمک می‌کنیم، دستمون رو بگیر 26:44.560 --> 26:46.960 ‫فقط ازت می‌خوام که به من اعتماد کنی 26:51.800 --> 26:54.720 ‫اگه ترجیح می‌دی اینجا بپوسی، ‫مختاری 26:54.800 --> 26:56.840 ‫بذار از اینجا برم بیرون، همه چیز رو بهت می‌گم 26:58.480 --> 27:01.400 ‫آقای دیمیتری پاولوف ‫درخواستی صریح از طرف 27:01.480 --> 27:05.440 ‫فرمانده گابریله دانونزیو ‫به دادگاه داده 27:05.520 --> 27:11.560 ‫تا امروز در مورد بازداشت ‫آقای جولیو لئونی تصمیم‌گیری بشه 27:11.640 --> 27:16.200 ‫حالا... رئیس پلیس، چه خبر شده؟ ‫همین الان منو در جریان جلسه گذاشتن 27:16.280 --> 27:18.600 ‫می‌تونم بپرسم چرا این‌قدر عجله دارید؟ 27:18.680 --> 27:22.440 ‫آقای براندی، طبق گفته آقای پاولوف ‫و خانم سوپربی 27:22.520 --> 27:25.360 ‫متهم تو شب جنایت ‫همراه اونا بوده 27:25.440 --> 27:29.840 ‫بنابراین، ‫اگه مدرکی ندارید 27:29.920 --> 27:34.160 ‫که شهادت هیئت دیپلماتیک روسیه ‫رو رد کنه، 27:34.240 --> 27:36.560 ‫من مجبورم متهم رو آزاد کنم 27:36.640 --> 27:38.400 ‫خب، آقای براندی؟ 27:41.040 --> 27:45.120 ‫خیر، عالی‌جناب ‫من همچین مدارکی ندارم 27:45.200 --> 27:50.480 ‫تصمیم گرفته شد متهم تبرئه می‌شه ‫دادگاه ختم جلسه رو اعلام می‌کنه 27:53.680 --> 27:55.800 ‫آیا ما همدیگه رو می‌شناسیم، خانم؟ 27:57.080 --> 27:58.080 ‫فکر نمی‌کنم 27:58.160 --> 28:02.080 ‫به هر حال شهادت دروغ ‫تو فیومه هم جرمه 28:02.160 --> 28:05.040 ‫آقا، اگه اجازه بدید ما بریم... 28:18.280 --> 28:22.960 ‫دارن تعقیبمون می‌کنن، باید از هم جدا بشیم ‫جولیو با من میاد 28:23.080 --> 28:26.240 ‫اون رو به قرار ملاقات با باکونین ببر، ‫این حیاتیه 28:26.320 --> 28:27.640 ‫نگران نباش 28:54.520 --> 28:56.520 ‫نه! 29:43.080 --> 29:45.200 ‫باکونین، همه اینا تقصیر توئه 29:45.280 --> 29:49.240 ‫من همسرت سارا رو ‫مثل دخترم دوست داشتم 29:49.320 --> 29:52.640 ‫تو بهش اسلحه دادی، آموزش دادی، 29:52.720 --> 29:55.400 ‫مرگش رو صحنه‌سازی کردی ‫و می‌گی تقصیری نداری؟ 29:55.480 --> 29:58.400 ‫می‌خواستم ازش محافظت کنم ‫تو می‌خواستی ازش استفاده کنی! 29:59.280 --> 30:01.480 ‫من خدمت رو رها کردم تا پیداش کنم! 30:01.560 --> 30:07.360 ‫من بهش دشمنی دادم تا باهاش بجنگه، ‫تا خشمش رو هدایت کنم، 30:07.440 --> 30:09.960 ‫ولی هیچ‌وقت اون رو علیه دآنونزیو ‫تحریک نمی‌کردم، 30:10.080 --> 30:14.040 ‫کسی که شاید تنها کسی باشه که ‫رویای سیاسی من رو داره 30:15.480 --> 30:17.760 ‫منظورت اینه که سارا خودش به تنهایی عمل کرده؟ 30:18.720 --> 30:22.360 ‫پشت این سوءقصد ‫آنارشیست‌ها نیستن، 30:22.440 --> 30:24.040 ‫اون‌طور که می‌خوان باورتون بشه، 30:24.120 --> 30:27.120 ‫بلکه کسایی هستن که از ‫پایان کار فیومه سود می‌برن 30:27.200 --> 30:29.800 ‫آمریکایی‌ها؟ انگلیسی‌ها؟ ‫شاید 30:31.640 --> 30:35.960 ‫یک سال پیش، سارا توسط فردی ‫به اسم وارن فینچ شناسایی شد، 30:36.040 --> 30:39.600 ‫یک تاجر خودخوانده ‫که تو اروپا جاسوس استخدام می‌کرد 30:39.680 --> 30:44.200 ‫سارا نامزد ایده‌آلش بود: ‫شکننده بود، تشنه انتقام 30:44.280 --> 30:46.960 ‫و از قهرمان‌های جنگ ‫مثل دآنونزیو متنفر بود 30:47.080 --> 30:52.240 ‫ولی چیز بیشتری نمی‌دونم، ‫چون بعدش، از من هم فاصله گرفت 30:57.360 --> 31:00.520 ‫اگه سرویس‌های جاسوسی آمریکا ‫پشت این ماجرا باشن، 31:00.600 --> 31:02.760 ‫حالا دیگه ممکنه همه‌جا باشه 31:02.840 --> 31:05.720 ‫نه، اون هنوز همین‌جاست 31:05.800 --> 31:08.960 ‫هدفش ‫کشتن دآنونزیو بود، ولی شکست خورد 31:09.040 --> 31:14.600 ‫اگه بشناسمش، عقب‌نشینی نکرده، ‫داره برای سوءقصد بعدی برنامه‌ریزی می‌کنه 31:16.160 --> 31:19.520 ‫و دآنونزیو کاری رو نکرد ‫که ازش انتظار می‌رفت، 31:19.600 --> 31:22.960 ‫سر خم نکرد، ‫مرعوب نشد 31:23.040 --> 31:25.560 ‫برعکس، ‫هدفش رو بالاتر برد 31:26.960 --> 31:29.280 ‫متحدها دست رو دست نمی‌ذارن 31:30.240 --> 31:34.640 ‫باید با فرمانده صحبت کنیم ‫نه، نمی‌تونیم 31:34.720 --> 31:37.400 ‫چاره‌ای نداریم ‫اتفاقاً داریم 31:37.480 --> 31:39.640 ‫اگه سارا رو بدون تحویل دادن فینچ لو بدیم، 31:39.720 --> 31:42.560 ‫شما آنارشیست‌ها رو مقصر ‫سوءقصد می‌دونید 31:42.640 --> 31:46.200 ‫و روح این انقلاب ‫برای همیشه لکه‌دار می‌شه 31:46.280 --> 31:50.600 ‫این همون چیزیه که براندی می‌خواد، ‫اینکه از شر شما خلاص بشه 31:53.720 --> 31:54.960 ‫و بعدش چی؟ 31:55.080 --> 31:57.400 ‫بعدش باید با هم همکاری کنیم 31:58.720 --> 32:01.480 ‫برای خیرِ فیومه و سارا 32:02.720 --> 32:07.600 ‫اگه می‌خواید دآنونزیو رو نجات بدید، ‫فینچ رو پیدا کنید تا سارا رو هم پیدا کنید 32:25.520 --> 32:29.800 ‫اون شب مردی همراه سارا بود، ‫اون ون رو می‌روند که سارا رو باهاش بردن 32:29.880 --> 32:33.360 ‫فینچ ‫آره، مطمئنم که اونه 32:33.440 --> 32:35.880 ‫اون تو رو دید؟ ‫نه 32:35.960 --> 32:37.680 ‫می‌تونی شناسایی‌اش کنی؟ 32:39.120 --> 32:41.720 ‫هوا تاریک بود، ولی فکر می‌کنم بشه چرا؟ 32:42.480 --> 32:46.800 ‫طبق گفته مسکو، فینچ برای یک مراسم فراماسونری ‫به فیومه برمی‌گرده 32:46.880 --> 32:51.080 ‫اونا افراد خیلی ثروتمندی هستن ‫که دشمن مشترکی دارن 32:51.160 --> 32:55.960 ‫اون دشمن کیه؟ ‫ساشا گولووین، یک مأمور مخفی روس 32:56.040 --> 33:01.040 ‫در موردش شنیدم ‫برای سرش جایزه گذاشته بودن 33:01.120 --> 33:05.560 ‫دقیقاً و اونا این جایزه رو ‫از دولت ما خریدن 33:05.640 --> 33:07.800 ‫روسیه حالا افراد خودش رو می‌فروشه؟ 33:07.880 --> 33:12.480 ‫بلشویک‌ها آره ‫گولووین بخشی از رژیم سابق بود 33:12.560 --> 33:16.240 ‫با انقلاب اکتبر، ‫اون به دشمن حکومت تبدیل شد 33:16.320 --> 33:19.720 ‫این یعنی ما ‫راه دسترسی به اون مراسم رو داریم 33:20.520 --> 33:24.120 ‫آره، ولی ممکن نیست، ‫خیلی خطرناکه 33:24.200 --> 33:26.120 ‫چرا؟ ما قبلاً این کار رو انجام دادیم 33:26.200 --> 33:30.080 ‫چه کاری؟ متوجه نمی‌شم ‫جایگزین کردنش با آدم خودمون 33:31.320 --> 33:35.080 ‫هیچ‌کس نمی‌دونه گولووین چه شکلیه، ‫حتی ما هم نمی‌دونیم 33:35.160 --> 33:37.360 ‫برای اونا، تو می‌تونی اون باشی 33:37.440 --> 33:42.320 ‫ما نگهبانایی که ‫زندانی رو اسکورت می‌کنن عوض می‌کنیم، 33:42.400 --> 33:45.600 ‫وارد می‌شیم، جولیو، فینچ رو شناسایی می‌کنه ‫و من اون رو از اونجا بیرون می‌برم 33:45.680 --> 33:48.320 ‫این بار فرق می‌کنه ‫چرا؟ 33:48.400 --> 33:51.320 ‫چون گولووین خریداری شده ‫تا به همون روشی اعدام بشه 33:51.400 --> 33:55.240 ‫که اون قربانی‌هاش رو ‫به قتل می‌رسونده 33:55.320 --> 33:58.240 ‫غرق کردن سرش توی آب 34:08.720 --> 34:11.440 ‫شاید راهی برای وارد شدن باشه ‫چه راهی؟ 34:11.520 --> 34:14.320 ‫وقتی دانشگاه بودم ‫یه پزشک هندی بود 34:14.400 --> 34:18.160 ‫که می‌دید خیلی از یوگی‌ها ‫«خروج از بدن» رو تمرین می‌کنن 34:18.240 --> 34:21.520 ‫اونا ضربان قلبشون رو تا حد ایست کامل ‫پایین می‌آوردن 34:23.000 --> 34:26.880 ‫مثل یه نوع کما که القا شده باشه؟ ‫نه دقیقاً 34:26.960 --> 34:30.440 ‫توی کما، ‫قلب می‌تپه و ریه‌ها تنفس می‌کنن 34:30.520 --> 34:33.440 ‫اون افراد ‫وارد وضعیتی نزدیک به مرگ می‌شدن 34:33.520 --> 34:37.920 ‫با مطالعه‌شون فهمیدیم ‫که می‌شه از آستانه عالم دیگه عبور کرد 34:38.000 --> 34:41.440 ‫و نزدیک دو دقیقه اونجا موند ‫بدون اینکه دچار آسیب مغزی شد 34:42.760 --> 34:46.480 ‫شوخی می‌کنی، مگه نه؟ ‫نه، کاملاً جدی‌ام 34:47.320 --> 34:51.840 ‫می‌تونم بهتون یاد بدم چطور من رو بعد از اینکه... ‫غرق کردن، دوباره به زندگی برگردونید 34:51.920 --> 34:54.640 ‫تو باید کاملاً دیوونه شده باشی 34:54.720 --> 34:57.120 ‫مطمئنی که این روش جواب می‌ده؟ 34:59.520 --> 35:01.480 ‫اگه کاری که می‌گم رو انجام بدید، آره 35:01.560 --> 35:05.720 ‫اگه مشکلی پیش بیاد چی؟ ‫نمی‌دونم، یه اتفاق غیرمنتظره؟ 35:05.800 --> 35:09.480 ‫چاره دیگه‌ای نداریم ‫جون آدمای زیادی به این وابسته است 35:11.040 --> 35:14.040 ‫اما فقط یکی از اونا ارزش مرگ تو رو داره، درسته؟ 35:26.440 --> 35:27.920 ‫من وارد این دیوونه‌بازی نمی‌شم 35:28.000 --> 35:30.160 ‫به من گوش کن... ‫نه، تو به من گوش کن! 35:30.240 --> 35:33.120 ‫یه ریسک حساب‌شده ‫مثل کشتن یه بی‌گناه نیست، 35:33.200 --> 35:35.200 ‫که حالا بخوای با زنده کردنش ادای خدا رو دربیاری 35:35.280 --> 35:36.560 ‫این انتخاب خودمه 35:36.640 --> 35:39.320 ‫من با خودکشی‌کننده‌ها همکاری نمی‌کنم ‫واقعاً؟ 35:39.400 --> 35:43.400 ‫شما یه نفر رو می‌کشید ‫تا هزار نفر رو نجات بدید حالا وجدانت بیدار شده؟ 35:45.760 --> 35:48.720 ‫چون نمی‌خوام ‫خون آدمای بی‌گناه روی وجدانم باشه 35:51.000 --> 35:54.800 ‫کی گفته من بی‌گناهم؟ ‫دستای من هم به خون آلوده‌ست 35:54.880 --> 35:58.360 ‫خیلی بیشتر از سارا ‫من این کار رو با تو یا بدون تو انجام می‌دم 35:58.440 --> 36:02.240 ‫تفاوتش اینه که شاید با حضور تو، ‫شانس بیشتری برای زنده موندن داشته باشم 36:07.240 --> 36:09.480 ‫کمی پیش رسید ‫ممنون 36:22.800 --> 36:24.480 ‫«اداره امور محرمانه» 36:24.560 --> 36:28.840 ‫اشاره به بازگشت وارن فینچ، ‫جاسوس احتمالی آمریکایی، به فیومه 36:28.920 --> 36:30.280 ‫باید اون رو زنده بگیریم 36:30.920 --> 36:34.560 ‫مذاکره با اون و کشوندنش به سمت ما ‫حیاتیه 36:34.920 --> 36:36.760 ‫دانونزیو باید متوقف بشه 36:41.280 --> 36:45.800 ‫اولین کاری که باید انجام بدی ‫تزریق داخل قلبیه، مستقیم توی قلب 36:45.880 --> 36:47.960 ‫آدرنالین باید بلافاصله اثر کنه 36:49.040 --> 36:52.320 ‫این حفره رو حس می‌کنی؟ 36:55.400 --> 36:57.800 ‫این فضای بین دنده‌ایه 36:57.880 --> 37:03.840 ‫اینجا، بین دنده چهارم و پنجم، ‫سوزن رو وارد می‌کنی و دارو رو تزریق می‌کنی 37:04.920 --> 37:08.040 ‫مهمه ‫که آدرنالین توی ۹۰ ثانیه اثر کنه 37:08.120 --> 37:10.160 ‫قلبم دوباره شروع می‌کنه به تپیدن، 37:10.240 --> 37:13.640 ‫ولی ریه‌هام پر از آب می‌شه ‫و تو باید خالیشون کنی 37:13.720 --> 37:15.200 ‫چطوری؟ 37:15.280 --> 37:16.320 ‫ماساژ قلبی 37:17.560 --> 37:18.560 ‫کجا می‌ری؟ 37:19.400 --> 37:23.720 ‫برای انجام سهم خودم از کار، ‫برای تحویل گرفتن ساشا گولووین 37:57.800 --> 37:58.800 ‫چی شده؟ 38:00.200 --> 38:02.080 ‫نقشه به هم خورد 38:03.320 --> 38:04.840 ‫گولووین یه زنه 38:04.920 --> 38:09.200 ‫ساشا مخفف الکساندراست ‫باید منصرف شیم 38:13.320 --> 38:16.560 ‫نه، صبر کنید من انجامش می‌دم 38:17.520 --> 38:20.280 ‫من جای زندانی رو می‌گیرم 38:20.360 --> 38:23.840 ‫نه، خیلی خطرناکه اگه تو می‌تونی انجامش بدی، منم می‌تونم 38:23.920 --> 38:25.560 ‫وارد قلعه می‌شیم، 38:25.640 --> 38:28.840 ‫تو فینچ رو می‌شناسی ‫و دو دقیقه بعد ما بیرونیم 38:28.920 --> 38:30.600 ‫محاله 38:30.720 --> 38:34.720 ‫تو آماده نیستی و من نمی‌تونم ازت بخوام ‫که زندگیت رو به خاطر من به خطر بندازی 38:34.800 --> 38:38.520 ‫تو از من نمی‌خوای، این انتخاب خودمه، 38:38.600 --> 38:41.720 ‫نه تو و نه دیمیتری 38:58.640 --> 39:00.080 ‫زندگی‌های زیادی در میونه 39:00.160 --> 39:01.600 ‫اگه مداخله نکنیم، 39:01.680 --> 39:06.240 ‫ممکنه فینچ رو برای همیشه از دست بدیم ‫و به همراه اون سارا و گابریله دآنونزیو رو 39:08.120 --> 39:09.400 ‫می‌دونید که حق با منه 39:11.160 --> 39:12.240 ‫دیمیتری؟ 39:14.000 --> 39:15.040 ‫پس تصمیم گرفته شد 39:16.600 --> 39:21.080 ‫کاری رو انجام می‌دیم که توش بهترینیم ‫دیمیتری ما رو می‌بره داخل قلعه 39:21.160 --> 39:23.280 ‫من جای ساشا رو می‌گیرم 39:24.840 --> 39:27.680 ‫و تو فقط کار خودت رو می‌کنی 39:43.040 --> 39:44.560 ‫مامان! 39:50.200 --> 39:51.400 ‫مامان! 39:56.760 --> 39:57.880 ‫نه! 40:19.200 --> 40:23.120 ‫باید برای یه دکتر سخت باشه ‫که همه رو نجات بده، 40:24.360 --> 40:26.360 ‫به جز کسایی که واقعاً دوستشون داره 41:06.000 --> 41:10.040 ‫اون چی بود؟ ‫یه آهنگ احمقانه بچگونه 41:10.120 --> 41:11.680 ‫اتفاقاً قشنگ بود 41:15.160 --> 41:16.960 ‫پسرم خیلی دوستش داشت 41:18.120 --> 41:20.000 ‫ماتیا عاشق پیانو بود 41:22.440 --> 41:24.600 ‫این اولین باره که ازش اسم می‌بری 41:24.680 --> 41:27.640 ‫از وقتی مرده، ‫اسمش برام مثل دعاییه 41:27.720 --> 41:29.920 ‫که وقتی می‌ترسم بهش چنگ می‌زنم... 41:31.000 --> 41:33.120 ‫یا وقتی نمی‌تونم بخوابم 41:34.160 --> 41:37.360 ‫یا وقتی باید برای گناهام ‫طلب بخشش کنم 41:37.480 --> 41:40.040 ‫امشب دلیلش چیه؟ 41:40.540 --> 41:43.540 Z A R D F I L M تقدیم میکند 41:50.040 --> 41:51.520 ‫امشب دلیلش تویی 41:53.480 --> 41:56.280 ‫خطری که فردا باهاش روبرو می‌شیم ‫خیلی بزرگه 41:56.360 --> 41:59.520 ‫باید متوقف بشیم و توی نقشه تجدیدنظر کنیم 42:03.720 --> 42:06.320 ‫می‌دونی وقتی نمی‌تونم بخوابم ‫چیکار می‌کنم؟ 42:07.440 --> 42:10.280 ‫به حسی چنگ می‌زنم ‫که از ترس قوی‌تره 42:12.920 --> 42:14.960 ‫کدوم؟ ‫هر کسی یکی داره 42:15.760 --> 42:19.640 ‫مال من نفرته، ‫نسبت به مردی که پدرم رو نابود کرد، 42:19.720 --> 42:23.680 ‫مادرم رو کشت ‫و منو به زنی تبدیل کرد که الان هستم 42:23.760 --> 42:25.600 ‫به خاطر اون اومدم فیومه 42:25.680 --> 42:29.160 ‫و به خاطر اون، انتقام رو ‫هدف نهایی همه چیز قرار دادم 42:29.240 --> 42:30.400 ‫بهش رسیدی... 42:32.400 --> 42:33.680 ‫به انتقامت؟ 42:34.680 --> 42:37.760 ‫نه، چون بعد با تو آشنا شدم 42:37.840 --> 42:41.400 ‫و فهمیدم روش‌های دیگه‌ای هم ‫برای اجرای عدالت برای مرده‌ها وجود داره 42:43.800 --> 42:47.720 ‫آدم‌های زیادی رو نمی‌شناسم ‫که مثل تو بتونن عشق بورزن، جولیو، 42:47.800 --> 42:50.760 ‫و آماده باشن که زندگی‌شون رو ‫برای نجات دیگری فدا کنن 42:51.640 --> 42:54.240 ‫شاید دنبال رستگاری نباشی، 42:54.320 --> 42:58.840 ‫اما کاری که داریم می‌کنیم، ‫نجات سارا و نجات دآنونزیو، 42:58.920 --> 43:00.480 ‫مهمه 43:00.560 --> 43:06.320 ‫نه فقط برای ما، بلکه برای کهنه‌سربازای فیومه ‫که اینجا دنبال یه فرصت دوباره‌ان 43:14.600 --> 43:17.040 ‫هیچ قطعیتی نیست ‫که فردا بتونم نجاتت بدم 43:19.840 --> 43:21.600 ‫اگه موفق نشدم چی؟ 43:21.680 --> 43:24.440 ‫اگه کسی باشه ‫که بتونه این کار رو بکنه، اون تویی 43:24.520 --> 43:28.000 ‫می‌دونم، بهت اعتماد دارم 43:28.500 --> 43:31.500 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 45:38.240 --> 45:41.480 ‫هدف ما وارن فینچه، ‫باید دستگیرش کنیم 45:51.760 --> 45:53.080 ‫بالا 45:58.400 --> 45:59.560 ‫خوش برگشتی 46:18.920 --> 46:21.000 ‫یکی زودتر از ما رسیده 46:23.760 --> 46:26.120 ‫نباید دور شده باشن پیداشون کنید 46:51.720 --> 46:53.080 ‫دیمیتری! 47:06.000 --> 47:08.600 ‫دیمیتری، بذار ببینم 47:09.800 --> 47:13.560 ‫باید متوقف شیم! ‫نه! فینچ رو ببرید یه جای امن! 48:18.560 --> 48:22.400 ‫هیچ‌کس نباید بفهمه که اون مرده ‫من بهش می‌رسم 49:24.360 --> 49:25.720 ‫چه حسی داری؟ 49:25.800 --> 49:28.520 ‫مثل کسی که توی گرفتن جون ‫ماهرتر از نجات دادنش‌ئه 49:32.120 --> 49:33.840 ‫ولی من به خاطر تو زنده‌ام 49:41.080 --> 49:43.320 ‫من به خاطر تو زنده‌ام 49:46.680 --> 49:48.080 ‫چرا عصبانی‌ای؟ 49:48.160 --> 49:52.800 ‫به خودم قول داده بودم که دیگه برای ‫هیچ‌کس و هیچ‌چیزی این‌قدر نترسم 50:02.560 --> 50:06.240 ‫کجا می‌ری؟ ‫به قرار دیمیتری با د آمبریس 50:06.320 --> 50:09.920 ‫نمی‌خوام کسی بفهمه که اون مرده، ‫نه الان 50:11.000 --> 50:14.800 ‫امشب تو مراسم معرفی ‫منشور کارنارو می‌بینمت 50:14.880 --> 50:17.840 ‫اگه آخرین امیدی برای پیدا کردن ‫سارا داشته باشیم، اونجاست 50:26.720 --> 50:30.200 ‫ما همه چیزمون رو ‫روی این توافق شرط بستیم 50:30.280 --> 50:33.000 ‫اگه محور با مسکو از هم بپاشه، ‫انقلاب هم از بین می‌ره 50:33.080 --> 50:36.000 ‫سفیر تو راهه ‫مطمئنید؟ 50:36.080 --> 50:39.320 ‫امشب خودم شخصاً می‌رم و می‌آرَمش، ‫بهتون قول می‌دم 50:39.400 --> 50:43.000 ‫بسیار خب، ‫چون لازم نیست به من اطمینان بدید 51:00.080 --> 51:02.480 ‫براندی، اینجا چیکار می‌کنی؟ 51:02.600 --> 51:06.680 ‫اخبار اون‌قدر مهم بود که نمی‌شد برای ‫روال رسمی صبر کرد، امیدوارم ببخشید 51:06.760 --> 51:10.120 ‫از چه نظر مهم؟ ‫تو زمان مناسبش می‌گم 51:10.200 --> 51:14.200 ‫من به مدرک نیاز دارم مدارک غیرقابل انکار 51:16.000 --> 51:17.560 ‫فرمانده 51:21.000 --> 51:22.000 ‫خانم 51:23.840 --> 51:28.520 ‫آقای پاولوف مجبور شد برگرده مسکو، ‫من مسئولیت دیدار با چیچرین رو بر عهده می‌گیرم 51:31.520 --> 51:35.400 ‫او این وظیفه رو به شما سپرد؟ ‫دقیقاً، قربان 51:36.720 --> 51:40.600 ‫شما مطمئنید ‫که از اهمیت این وظیفه خبر دارید؟ 51:40.680 --> 51:42.240 ‫کاملاً 51:46.720 --> 51:50.560 ‫پس یه دلیل، فقط یه دلیل به من بدید ‫که با موسولینی متحد نشم 51:50.640 --> 51:52.440 ‫و این دیدار رو به هم نزنم 51:52.520 --> 51:56.000 ‫با سفیری که ماه‌هاست ‫من رو تو راهرو معطل نگه داشته! 51:56.080 --> 51:59.400 ‫می‌تونم صادق باشم، قربان؟ ‫باید باشی! 51:59.480 --> 52:01.480 ‫موسولینی دنبال فرمانده نیست، 52:01.560 --> 52:05.920 ‫بلکه دنبال چهره‌های قهرمانیه که باید تو راه ‫جلب رضایتش قربانی بشن 52:06.000 --> 52:09.000 ‫شما برای کهنه‌سربازهای جنگ جهانی اول ‫مثل یه فانوس دریایی هستید 52:09.080 --> 52:12.960 ‫موسولینی از شما حمایت می‌کنه ‫چون به پشتیبانی شما نیاز داره، 52:13.040 --> 52:16.760 ‫به دیدگاه شما، ‫به کاریزماتون، به سخنوری‌تون 52:16.840 --> 52:18.120 ‫برای هدایت توده‌ها 52:18.200 --> 52:21.320 ‫ایده‌های شما ‫نیازی به خشونت اون ندارن، 52:21.400 --> 52:26.400 ‫اما اون به حرف‌های شما نیاز داره، ‫فقط با اونا‌ست که مردم رو به شور می‌آره 52:28.480 --> 52:29.480 ‫شما اشتباه می‌کنید، 52:29.600 --> 52:33.560 ‫اگه فکر می‌کنید ایده‌های من به تنهایی ‫می‌تونن دنیا رو نجات بدن 52:34.680 --> 52:36.600 ‫ما از دورانی تاریک می‌آییم، 52:36.680 --> 52:41.400 ‫دنبال کردن کسی که توده‌ها رو با ترس و خشونت ‫برمی‌انگیزه، آسون‌تره 52:41.480 --> 52:44.480 ‫تا کسی که تلاش می‌کنه اونا رو ‫با شعر و فضیلت ارتقا بده 52:44.560 --> 52:49.120 ‫من حاضرم جونم رو ‫فدای انقلاب شما کنم 52:49.920 --> 52:53.520 ‫ایده‌های شما می‌تونن قرنی که پیش رو داریم رو ‫روشن کنن 52:54.400 --> 52:56.280 ‫و من به نمایندگی از ملتم حرف می‌زنم 52:56.360 --> 53:01.400 ‫پس چرا سفیر اینجا نیست؟ ‫شجاعت شما اون رو می‌ترسونه 53:02.680 --> 53:04.400 ‫اما بعد از امشب، 53:04.480 --> 53:07.440 ‫بعد از اینکه ‫قانون اساسی جدیدتون رو بشنوه، 53:07.520 --> 53:10.560 ‫مطمئنم ‫که اون هم شیفته‌ی دیدگاه شما می‌شه 53:32.280 --> 53:36.360 ‫دکتر، ‫اون خانم گفت این رو بهتون بدم 53:37.240 --> 53:39.840 ‫کدوم زن؟ ‫اونجا بود 53:44.640 --> 53:49.000 ‫«باید باهات حرف بزنم، ‫امشب ساعت ۸، زیر ساختمون فرمانداری 53:49.080 --> 53:53.080 ‫لطفاً تنها بیا سارا» 54:04.480 --> 54:07.240 ‫آلچسته دِ آمبریس، ‫رئیس دفتر دِ آنونزیو 54:08.720 --> 54:13.360 ‫واسیلیویچ چیچرین، سفیر ‫جمهوری شوروی روسیه 54:20.160 --> 54:23.080 ‫دولت ‫مالکیت رو به رسمیت نمی‌شناسه، 54:23.160 --> 54:26.280 ‫همون‌طور که سلطه بر ‫آزادی بنیادی رو... 54:27.240 --> 54:31.120 ‫تا آخرین قلبی که ‫در برابر قدرت می‌تپه، 54:31.200 --> 54:34.880 ‫تا آخرین انسانی که ‫از زانو زدن سر باز می‌زنه، 54:34.960 --> 54:39.080 ‫تا آخرین شاعری که صداش رو ‫علیه ارباب‌های جهان بلند می‌کنه، 54:39.160 --> 54:42.240 ‫تا زمانی که عشق قضاوت بشه، عدالت فروخته بشه 54:42.320 --> 54:46.480 ‫و آزادی فقط به مطیع‌ها داده بشه، ما از پا نمی‌شینیم 54:48.320 --> 54:53.480 ‫فیومه آغازه، ‫شهری که توش دیوونه‌ها، عاقل‌ها رو هدایت می‌کنن، 54:53.560 --> 54:55.800 ‫جایی که هنرمندها قانون می‌نویسن 54:55.880 --> 55:00.880 ‫این فتیله‌ست پرده‌ی اول ‫از بزرگ‌ترین اثری که تا حالا نوشته شده 55:01.760 --> 55:03.240 ‫انقلاب زنده‌ها 55:04.360 --> 55:08.440 ‫و من اینجا هستم تا اولین سطر رو 55:09.520 --> 55:12.080 ‫با خون، با آتیش... 55:13.320 --> 55:14.760 ‫با جون خودم حک کنم 55:35.520 --> 55:38.320 ‫من به خروش فیومه ایمان دارم، 55:38.400 --> 55:42.840 ‫به صداش ‫که از خیابون‌هاش فریاد آزادی سر می‌ده 55:42.920 --> 55:47.000 ‫که مثل یه سرود ‫از بالای دیوارهای شهر بلند می‌شه 55:47.080 --> 55:52.040 ‫من به زیباییِ سرکش ایمان دارم، ‫به هنری که به چالش می‌کشه، 55:52.120 --> 55:56.600 ‫که برمی‌انگیزه، که بیدار می‌کنه 55:59.040 --> 56:04.200 ‫من به فرهنگ به عنوان سلاح ایمان دارم، ‫تیزتر از هر شمشیری، 56:04.280 --> 56:06.240 ‫و ترسناک‌ترین برای قدرتمندها 56:07.240 --> 56:11.240 ‫من به آزادیِ ‫عشق ورزیدن به هر شکلی ایمان دارم 56:11.320 --> 56:14.240 ‫من به آزادیِ لمس کردن ایمان دارم، 56:14.320 --> 56:18.480 ‫به در آغوش گرفتن، ‫به جسارتِ بوسه‌ها 56:19.280 --> 56:23.600 ‫من معتقدم که هر مرد و هر زنی 56:23.680 --> 56:28.760 ‫نتِ اصلیِ ‫این سمفونیِ آزادیِ ما هستن 56:28.840 --> 56:32.680 ‫و اینکه هر کدوم، اون یکی رو می‌سرایه 56:32.760 --> 56:36.880 ‫من معتقدم که هر کاری ارزشمنده، ‫هر حرکتی مهمه، 56:36.960 --> 56:39.440 ‫و هر رویایی ارزشِ رویا دیدن داره 56:39.520 --> 56:43.120 ‫عشق ورزیدن، عمل کردنه... 56:44.360 --> 56:48.040 ‫مثل مادری که جهان رو ‫با شیرِ عشق تغذیه می‌کنه 56:49.440 --> 56:53.440 ‫من معتقدم که چیزی ‫انقلابی‌تر از عشق وجود نداره 56:53.520 --> 56:57.840 ‫و این تنها جوابِ حقیقی ‫به ترسه 56:59.360 --> 57:03.640 ‫تنها مسیرِ راستین به سوی آزادی 57:06.320 --> 57:11.920 ‫در نهایت به آینده‌ای ایمان دارم ‫که توش هر صدایی شنیده بشه، 57:13.160 --> 57:14.880 ‫هر زندگی‌ای گرامی داشته بشه 57:14.960 --> 57:20.280 ‫باور دارم که این سرود ‫آزادی و زیباییِ ما 57:20.360 --> 57:23.960 ‫تا ابد توی قرن‌ها طنین‌انداز می‌مونه 57:28.200 --> 57:29.360 ‫سارا! 57:30.960 --> 57:33.600 ‫سارا... سارا! 57:33.680 --> 57:35.000 ‫ما هیچ‌وقت همدیگه رو ندیدیم 57:40.880 --> 57:43.400 ‫نه! رهایم کن! 57:58.320 --> 58:02.960 ‫شب خیلی قشنگیه، مگه نه؟ ‫قطعاً 58:04.040 --> 58:05.960 ‫حالا اگه اجازه بدید... 58:06.040 --> 58:09.800 ‫زیاد به خودتون زحمت ندید، ‫کسی که دنبالش هستید، نمیاد 58:10.640 --> 58:11.840 ‫ببخشید، چی گفتین؟ 58:12.240 --> 58:14.280 ‫دوستتون، جولیو لئونی، 58:14.360 --> 58:18.080 ‫ما همین الان به جرم توطئه و خیانت ‫دستگیرش کردیم 58:18.160 --> 58:21.800 ‫به محض اینکه پخش برنامه تموم بشه، ‫به فرمانده خبر می‌دیم 58:21.880 --> 58:24.480 ‫اگه جای شما بودم، ‫دور اینجور معاشرت‌ها رو خط می‌کشیدم 58:24.560 --> 58:28.720 ‫غیرممکنه، جولیو... ‫منظورم آقای پاولوفه 58:30.440 --> 58:33.640 ‫ما معتقدیم که مسکو ‫پشتِ سوءقصد به فرمانده‌ست 58:34.640 --> 58:38.760 ‫وقتی دست داشتنِ روس‌ها تو این توطئه رو شد، ‫خودتون رو درگیر نکنید 58:38.840 --> 58:41.880 ‫چرا این حرفا رو به من می‌زنین؟ ‫چون من یه وطن‌پرستم 58:42.640 --> 58:47.760 ‫شما خون ایتالیایی تو رگاتون دارین و منو یاد ‫کسی می‌ندازین که خوب می‌شناختمش 58:49.200 --> 58:52.800 ‫بئاتریس سوپربی ‫اسم هنری‌تونه، درسته؟ 58:52.880 --> 58:54.480 ‫اگه باشه چی؟ 58:55.440 --> 58:57.560 ‫دوست دارم اسم اصلی‌تون رو بدونم 58:58.760 --> 59:03.120 ‫شاید سر شام ‫از معاشرت با دشمن نمی‌ترسین؟ 59:06.600 --> 59:09.520 ‫ببخشید فرمانده منتظرمه 59:50.480 --> 59:54.400 ‫چرا روس‌ها ازت محافظت می‌کنن؟ ‫واسه‌شون کار می‌کنی؟ 59:55.680 --> 59:57.600 ‫همسرت واسه‌شون کار می‌کرد 01:00:03.960 --> 01:00:05.560 ‫بالاخره زبون باز می کنی 01:00:08.680 --> 01:00:10.680 ‫آردیتی، پیشروی کنید 01:00:54.600 --> 01:00:57.360 ‫به سمت رم پیش می‌ریم! 01:00:58.680 --> 01:01:02.600 ‫اگه ایتالیا فیومه رو نگیره، ‫فیومه ایتالیا رو می‌گیره، 01:01:02.680 --> 01:01:06.440 ‫با کمک گروه‌های رزمی ‫و ارتش 01:01:06.520 --> 01:01:11.760 ‫از آنکونا پیاده می‌شیم، ‫از تریسته سرازیر می‌شیم، رم سقوط می‌کنه 01:01:11.840 --> 01:01:16.520 ‫و سرانجام ما دوباره... 01:01:18.280 --> 01:01:20.120 ‫این کشورمون رو به عظمت می‌رسونیم! 01:01:20.200 --> 01:01:22.720 ‫از کجا بدونیم ‫که ارتش از ما حمایت می‌کنه؟ 01:01:22.800 --> 01:01:27.520 ‫حمایت می‌کنه، اگه من پشتیبانی ‫یه نیروی سیاسی ایتالیایی رو داشته باشم 01:01:28.600 --> 01:01:30.240 ‫پشتیبانی بنیتو موسولینی 01:01:33.200 --> 01:01:37.120 ‫براندی این یادداشت رو ‫فردا می‌بره میلان 01:01:37.200 --> 01:01:41.120 ‫اینجا همه چیز خلاصه نوشته شده 01:01:41.200 --> 01:01:44.680 ‫برنامه عملیاتیِ ‫انقلاب ما 01:01:44.760 --> 01:01:49.720 ‫اگه بنیتو موسولینی ‫همون‌طور که می‌گه یه متحد واقعیه، 01:01:50.960 --> 01:01:55.160 ‫خب، آقایون، ‫الان وقتشه که ثابتش کنه 01:02:44.920 --> 01:02:48.080 ‫ممکنه فقط به خاطر بودن تو این جمع، ‫به خیانت متهم‌مون کنن 01:02:48.160 --> 01:02:51.800 ‫خیانت داره انجام می‌شه، ‫اما توسط یه کس دیگه 01:02:51.880 --> 01:02:56.120 ‫من به شما نیاز دارم تا ‫نیت واقعی موسولینی و براندی رو بفهمم 01:02:56.200 --> 01:03:00.360 ‫تنها راه برای فهمیدن این موضوع ‫رهگیری تلگرام‌هاشه 01:03:00.440 --> 01:03:03.000 ‫می‌دونم که با کسی اطلاعات رد و بدل می‌کنه 01:03:03.080 --> 01:03:05.440 ‫مگه تلگرام‌ها رو به محض دریافت ‫از بین نمی‌بره؟ 01:03:05.520 --> 01:03:10.520 ‫اونا اول کپی می‌شن و تا ۲۴ ساعت ‫تو قفسه‌های مخصوص نگه داشته می‌شن 01:03:10.600 --> 01:03:14.000 ‫پس ما تا نیمه‌شب فردا وقت داریم 01:03:14.080 --> 01:03:16.040 ‫که آخرین پیام‌ها رو بدزدیم 01:03:16.120 --> 01:03:18.160 ‫می‌تونین انجامش بدین؟ من انجامش می‌دم 01:03:18.160 --> 01:03:20.280 ‫بدون براندی کار سختی نخواهد بود 01:03:21.440 --> 01:03:23.120 ‫اون فردا صبح می‌ره میلان 01:03:23.200 --> 01:03:25.640 ‫یادداشت فرمانده رو ‫می‌رسونه دست موسولینی 01:03:25.720 --> 01:03:26.720 ‫کدوم یادداشت؟ 01:03:28.000 --> 01:03:32.320 ‫اون داره یه کودتا طراحی می‌کنه، ‫یه دیکتاتوری با اختیارات کامل 01:03:32.400 --> 01:03:35.160 ‫اگه می‌خوایم از ‫یه جنگ داخلی تو ایتالیا جلوگیری کنیم، 01:03:36.400 --> 01:03:38.880 ‫این آخرین فرصتمونه 01:03:40.080 --> 01:03:42.120 ‫براندی داره برای... کار می‌کنه هیس 01:03:45.000 --> 01:03:49.600 ‫صدامون رو می‌شنون تنها دلیل اینکه ‫می‌ذارن بیای تو همینه 01:03:57.000 --> 01:04:02.280 ‫براندی داره برای کسی کار می‌کنه که می‌خواد از فینچ ‫محافظت کنه و تو رو سپر بلای خودش کنه 01:04:02.920 --> 01:04:03.920 ‫این کارِ براندیه 01:04:05.160 --> 01:04:07.200 ‫مردی از گذشتت 01:04:10.040 --> 01:04:12.480 ‫دستت اون روز تو دادگاه ‫می‌لرزید 01:04:24.680 --> 01:04:26.360 ‫این دفعه چی کار کردم؟ 01:04:28.640 --> 01:04:31.840 ‫خیانت و توطئه علیه من، ‫برای شروع 01:04:34.400 --> 01:04:37.000 ‫من هیچ‌کدوم از این کارا رو نکردم ‫و خودتم خوب می‌دونی 01:04:37.080 --> 01:04:39.600 ‫تو باعث شدی باور کنم ‫که زنت مرده 01:04:39.680 --> 01:04:40.760 ‫اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست 01:04:40.840 --> 01:04:45.120 ‫تو می‌دونستی که اون پشتِ ‫سوءقصد به منه و چیزی نگفتی 01:04:45.200 --> 01:04:46.880 ‫سعی داشتم ازش محافظت کنم 01:04:46.960 --> 01:04:51.320 ‫از چی؟ ‫از این، از یه حکم مرگ 01:04:51.400 --> 01:04:53.160 ‫تو بودی که... 01:04:54.480 --> 01:04:57.000 ‫بهم قسم وفاداری خوردی 01:04:57.080 --> 01:05:00.520 ‫بهم گفته بودن ‫مراقب دور و بریام باشم، 01:05:00.600 --> 01:05:05.360 ‫ولی هیچ‌وقت باور نمی‌کردم ‫که تو مار تو آستینم باشی 01:05:05.440 --> 01:05:09.680 ‫تو اون‌قدر کورِ غروری، ‫کورِ عشق به خودت، 01:05:09.760 --> 01:05:11.160 ‫و کورِ جاه‌طلبی... 01:05:12.760 --> 01:05:15.240 ‫که دیگه نمی‌تونی ‫دشمن رو از دوست تشخیص بدی 01:05:15.320 --> 01:05:20.080 ‫راستش من هیچ‌وقت به این روشنی نبودم ‫چون موضوع اینجا من نیستم 01:05:20.160 --> 01:05:22.600 ‫موضوع اینجا چیزیه که من نمایندگیش می‌کنم! 01:05:24.160 --> 01:05:26.440 ‫موضوع اینجا انقلابه 01:05:26.520 --> 01:05:31.760 ‫و فرستادن پیامیه ‫به همه کسایی که فکر می‌کنن می‌تونن تضعیفش کنن 01:05:31.840 --> 01:05:34.880 ‫محکوم کردن تو به مرگ، همین پیامه 01:05:34.960 --> 01:05:36.320 ‫و دادگاه من کجاست؟ 01:05:37.760 --> 01:05:41.680 ‫حقوق من کجاست ‫که حتی تو قانون اساسیِ خودت هم تضمین شده؟ 01:05:41.760 --> 01:05:44.880 ‫تو راهِ جنگ قربانی شد ‫مثل بقیه آزادی‌ها 01:05:44.880 --> 01:05:45.960 ‫ آزادی؟ 01:05:47.360 --> 01:05:50.240 ‫آزادی با قدرت به دست میاد! 01:05:50.320 --> 01:05:56.000 ‫گاهی وقتا، به شکلی متناقض، ‫حتی با دیکتاتوری 01:05:56.080 --> 01:05:59.240 ‫اینو می‌گی ‫تا کودتای خودت رو توجیه کنی؟ 01:05:59.320 --> 01:06:01.960 ‫باید آماده بود ‫تا برای مردم عمل کرد 01:06:03.240 --> 01:06:07.120 ‫حتی به رغم میل مردم ‫این رؤیا این‌طوری متولد نشد 01:06:07.920 --> 01:06:11.600 ‫من رؤیاپردازی بودم ‫که با واقعیت برخورد کرد 01:06:11.680 --> 01:06:15.760 ‫من به خاطر اون مرد اومدم فیومه، ‫نه به خاطر کسی که الان روبروم وایساده! 01:06:15.840 --> 01:06:19.640 ‫یادت هست وقتی بعد از اون حادثه ‫بینایی‌ام رو به دست آوردم چی گفتم؟ 01:06:20.640 --> 01:06:24.680 ‫که اون ماه‌های نابینایی ‫دو تا چیز بهم یاد داد 01:06:24.800 --> 01:06:28.440 ‫اولی این بود که نور رو تصور کنم 01:06:30.640 --> 01:06:32.440 ‫اون نور، فیومه بود 01:06:34.440 --> 01:06:37.520 ‫اما دومی، که حتی مهم‌تر هم هست... 01:06:39.640 --> 01:06:42.400 ‫زنده موندن تو تاریکی بود 01:06:42.480 --> 01:06:45.360 ‫تاریکی متعلق به این دنیاست، جولیو 01:06:45.440 --> 01:06:49.000 ‫من نمی‌تونم اجازه بدم ‫که ضعیف ببیننم 01:06:49.920 --> 01:06:54.520 ‫و تو... منو تو موقعیتی گذاشتی ‫که مجبور شم با زور واکنش نشون بدم 01:06:54.600 --> 01:06:57.520 ‫برای همینه که داریم ‫این حرفا رو اینجا می‌زنیم... 01:06:58.600 --> 01:07:00.240 ‫و نه تو دادگاه، درسته؟ 01:07:00.320 --> 01:07:01.920 ‫دقیقاً 01:07:03.480 --> 01:07:04.760 ‫و برای اینکه اینجا، الان، 01:07:06.600 --> 01:07:09.200 ‫می‌تونم چیزی رو بهت بگم ‫که هیچ‌کس نباید بشنوه 01:07:10.720 --> 01:07:12.400 ‫متأسفم، جولیو 01:07:27.520 --> 01:07:28.760 ‫منم همین‌طور 01:07:30.800 --> 01:07:35.040 ‫تلگرام‌های براندی رمزنگاری شدن 01:07:40.640 --> 01:07:41.840 ‫می‌تونی رمزگشایی‌شون کنی؟ 01:07:44.000 --> 01:07:45.360 ‫انجامش می‌دم 01:07:47.560 --> 01:07:52.600 ‫موسولینی ازت حمایت می‌کنه، ولی ازت می‌خواد ‫که کودتا رو عقب بندازی 01:07:52.680 --> 01:07:57.440 ‫صبر کنم؟ دوباره؟ چرا؟ 01:07:57.520 --> 01:08:00.640 ‫جولیتی قصد داره ‫ارتشش رو بفرسته صربستان 01:08:00.720 --> 01:08:03.640 ‫تا شورش‌هایی که راه انداختی رو ‫سرکوب کنه 01:08:03.720 --> 01:08:07.600 ‫اگه کوتاه نیای، ‫بهت حمله می‌کنه و فیومه رو نابود می‌کنه 01:08:07.680 --> 01:08:10.600 ‫ایتالیایی‌هایی که به ایتالیایی‌های دیگه حمله می‌کنن 01:08:10.680 --> 01:08:15.440 ‫ما رو فروختی، فرمانده ‫با جولیتی توافق کردی؟ 01:08:15.520 --> 01:08:19.240 ‫در ازای چی؟ ‫یه کرسی تو پارلمان، بودجه، آرا؟ 01:08:19.320 --> 01:08:21.400 ‫این یه حرکت دیپلماتیکه 01:08:21.480 --> 01:08:23.960 ‫موسولینی ‫می‌خواد صلح تو صربستان رو 01:08:24.040 --> 01:08:27.440 ‫با الحاق فیومه به ایتالیا، ‫تو کنفرانس راپالو معاوضه کنه 01:08:27.520 --> 01:08:30.120 ‫از کی ‫موسولینی به دیپلماسی اعتقاد پیدا کرده؟ 01:08:30.200 --> 01:08:34.040 ‫راپالو دو روز دیگه‌ست ‫اون فقط ازت می‌خواد صبر کنی 01:08:34.120 --> 01:08:36.160 ‫اگه مذاکرات به نتیجه برسه، 01:08:36.240 --> 01:08:41.200 ‫فیومه به ایتالیا ملحق می‌شه ‫و تو مثل یه امپراتور رژه می‌ری سمت رم، 01:08:41.280 --> 01:08:42.920 ‫نه به عنوان یه غاصب 01:08:43.000 --> 01:08:46.400 ‫اگه اشتباه کرده باشه چی؟ ‫اونوقت ما چیکار می‌کنیم؟ 01:08:46.480 --> 01:08:49.040 ‫موسولینی پیشنهاد می‌کنه صبر کنیم، 01:08:49.120 --> 01:08:53.400 ‫و رژه به سمت رم رو ‫به نیمه ماه مارس، یعنی یه زمان مناسب‌تر موکول کنیم 01:08:58.640 --> 01:09:02.640 ‫نمی‌دونم اشاره به اون توطئه ‫عمدیه یا اتفاقی 01:09:02.720 --> 01:09:04.680 ‫منظورت چیه؟ 01:09:04.800 --> 01:09:08.000 ‫ژولیوس سزار، ‫همه می‌دونیم عاقبتش چی شد 01:09:09.560 --> 01:09:15.920 ‫ولی سوال اصلی الان اینه ‫که کدوم‌یک از ما تو این نمایش، 01:09:16.000 --> 01:09:19.040 ‫قراره از پشت خنجر بخوره 01:09:19.120 --> 01:09:20.400 ‫اگه جولیتی... 01:09:21.680 --> 01:09:23.480 ‫یا اینجانب 01:09:27.120 --> 01:09:31.120 ‫اعدام دو روز دیگه انجام می‌شه ‫غیرممکنه 01:09:31.200 --> 01:09:32.280 ‫اتفاقاً ممکنه 01:09:32.360 --> 01:09:35.880 ‫با دِ آمبریس حرف می‌زنم و عقب می‌ندازمش به زمان بیشتری نیاز داریم 01:09:35.960 --> 01:09:38.040 ‫به پشت گردنم شلیک می‌کنن 01:09:40.840 --> 01:09:44.440 ‫همه چیز تموم شد ‫نه، هنوز یه راه هست 01:09:44.520 --> 01:09:45.680 ‫منظورت چیه؟ 01:09:45.760 --> 01:09:50.120 ‫کسی که ما رو تا اینجا کشونده، ‫بابت کاری که کرده تاوان می‌ده 01:10:11.160 --> 01:10:16.560 ‫خوشم نمی‌آد کسی تعقیبم کنه ‫اومدم که پیشنهاد معامله بدم 01:10:20.160 --> 01:10:23.560 ‫خانم سوپربی، از معاشرت با ‫دشمن نمی‌ترسید؟ 01:10:23.640 --> 01:10:26.240 ‫نه، اگه چیزی داشته باشه که بخوام 01:10:27.920 --> 01:10:32.280 ‫می‌دونم که هنوز رئیس ‫دفتر امور محرمانه هستید مگه نه؟ 01:10:32.360 --> 01:10:35.840 ‫اینا رو از کجا می‌دونی؟ ‫روس‌ها همه جا آدم دارن 01:10:35.920 --> 01:10:37.240 ‫چی می‌خوای؟ 01:10:38.600 --> 01:10:40.240 ‫یه هویت جدید، 01:10:40.320 --> 01:10:44.320 ‫اینکه بتونم با اسم جعلی برگردم ایتالیا ‫و زندگی تازه‌ای رو شروع کنم 01:10:44.400 --> 01:10:47.480 ‫چرا فکر می‌کنی ‫که با این درخواست موافقت می‌کنم؟ 01:10:47.560 --> 01:10:50.720 ‫چون منم چیزی دارم که تو می‌خوای ‫چه چیزی؟ 01:10:51.640 --> 01:10:54.840 ‫اسم کسایی که تأثیرگذارن، کسایی که دستور می‌دن، 01:10:54.920 --> 01:10:56.800 ‫نقشه‌ها و استراتژی‌شون رو می‌دونم 01:10:58.680 --> 01:11:01.920 ‫من دیگه به این مسائل نمی‌پردازم، ‫نیازی به اسم‌های اونا ندارم 01:11:02.000 --> 01:11:03.200 ‫حتی اسم منم نمی‌خوای؟ 01:11:04.760 --> 01:11:08.480 ‫دیگه نمی‌خوای ‫اسم واقعیمو بدونی؟ شاید سر شام 01:11:12.600 --> 01:11:13.680 ‫کِی؟ 01:11:14.640 --> 01:11:17.840 ‫فردا شب، توی هتل تو 01:11:19.520 --> 01:11:25.280 ‫من یه داستانی برات تعریف می‌کنم، داستان خودمو، ‫و اگه خوشت بیاد، اون چیزی که دنبالشم رو بهم می‌دی 01:11:25.360 --> 01:11:27.520 ‫اگه خوشم نیومد چی؟ 01:11:27.600 --> 01:11:30.440 ‫در هر صورت یه چیزی درباره من می‌فهمی ‫که هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌دونه 01:11:50.880 --> 01:11:53.680 ‫می‌خواستی منو بترسونی ‫یا تحت تأثیر قرار بدی؟ 01:11:55.320 --> 01:11:58.960 ‫من عاشق رازداری‌ام ‫انقلاب‌ها میان و میرن 01:11:59.040 --> 01:12:04.400 ‫فقط کسی که توی سایه می‌مونه زنده می‌مونه ‫مثل سوسک‌ها 01:12:04.600 --> 01:12:05.600 ‫جاسوس‌ها هم همین‌طور 01:12:05.720 --> 01:12:08.320 ‫واسه همینه که ‫محکومیم به پنهان شدن؟ 01:12:09.000 --> 01:12:14.480 ‫ما خودمون رو تطبیق می‌دیم وفاداری ایدئولوژیک ‫چیزیه که بیش از حد گندش کردن 01:12:14.560 --> 01:12:17.600 ‫موسولینی، لنین، دانونتزیو 01:12:17.680 --> 01:12:21.640 ‫بدل‌هایی هستن که اون چیزی که ‫مردم می‌خوان رو اجرا می‌کنن 01:12:21.720 --> 01:12:26.560 ‫الان مردم چی می‌خوان؟ ‫یه بهونه برای کشتن ارباب‌ها 01:12:28.000 --> 01:12:30.440 ‫به نظر میاد از این موضوع خوشت میاد ‫به نظرم درسته 01:12:30.520 --> 01:12:34.920 ‫ضعیف از بین میره، ‫و قوی فرماندهی رو به دست می‌گیره 01:12:35.000 --> 01:12:36.680 ‫تاریخ این‌جوری نوشته میشه 01:12:36.760 --> 01:12:40.360 ‫به زودی دنیا دیگه مال ثروتمندا نخواهد بود، ‫بلکه مال مردم خواهد بود 01:12:40.440 --> 01:12:45.120 ‫ما کشور رو از شر ضعیف‌ها، ‫بورژواها و اشراف پاکسازی می‌کنیم 01:12:45.200 --> 01:12:49.920 ‫این فقط مسئله زمانه، ‫اما بیاید به دلیلی که اینجا هستیم برسیم 01:12:50.000 --> 01:12:53.240 ‫مطمئن شدم که ‫هیچ‌کس نمی‌تونه داستانت رو بشنوه 01:12:53.320 --> 01:12:54.960 ‫ممنونم 01:12:56.440 --> 01:13:01.080 ‫اما نگرانی تو بی‌خودی بود ‫چطور؟ 01:13:07.680 --> 01:13:11.760 ‫چون این شیرینی‌ای هست ‫که اینجا نمی‌خوریم 01:13:26.880 --> 01:13:31.160 ‫داستان درباره یه ظلم ‫و انتقامیه که بیست ساله منتظرش بودم 01:13:33.360 --> 01:13:35.000 ‫از کی؟ 01:13:35.080 --> 01:13:37.400 ‫از مردی ‫که خانواده‌مو نابود کرد 01:13:41.320 --> 01:13:42.840 ‫اولین باری که دیدمش، 01:13:42.920 --> 01:13:46.080 ‫یه نظامیِ جوون و جاه‌طلب ‫توی ارتش بود 01:13:46.160 --> 01:13:48.640 ‫که دوست داشت قدرتش رو به رخ بکشه 01:13:48.720 --> 01:13:52.640 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اون مرد ‫با اون همه درجه و نشان، 01:13:52.720 --> 01:13:56.200 ‫فقط پسر یه خدمتکار ‫و یه اسب‌بان باشه 01:13:56.280 --> 01:14:00.760 ‫مادرم تموم عمر ‫هدفِ هوس‌های اون بود 01:14:00.840 --> 01:14:05.320 ‫فقط هشت سالم بود، ‫اما تموم جزئیات رو یادمه 01:14:06.800 --> 01:14:10.200 ‫می‌بینم که عوض نشدی، پیترو 01:14:14.080 --> 01:14:17.720 ‫بوی تو هم همون‌جوری مونده 01:14:26.000 --> 01:14:27.720 ‫بوی پهن میده 01:15:27.600 --> 01:15:31.120 ‫چی بهم دادی؟ ‫اسکوپولامین 01:15:32.480 --> 01:15:34.480 ‫فقط یه دوز خیلی کم 01:15:34.560 --> 01:15:39.880 ‫تا مطمئن بشم که یه گفتگوی ‫صادقانه و آروم داریم 01:15:41.680 --> 01:15:44.880 ‫رمز عبور برای رمزگشاییِ ‫اون تلگرام‌ها رو بهم بده 01:15:48.840 --> 01:15:51.240 ‫واقعاً باید خیلی ناامید باشی 01:15:52.760 --> 01:15:54.720 ‫یه نصیحت بهت می‌کنم 01:15:56.920 --> 01:15:58.040 ‫فرار کن 01:15:59.040 --> 01:16:02.080 ‫گلوله‌های توپ روی سرتون ‫باریدن می‌گیره 01:16:02.160 --> 01:16:05.360 ‫توسط برادرای خودتون ‫نابود می‌شید 01:16:08.280 --> 01:16:10.840 ‫رمز عبور، اونو بهم بده! 01:16:13.200 --> 01:16:16.160 ‫حالا توهم‌ها شروع می‌شه 01:16:17.400 --> 01:16:19.320 ‫می‌تونم کاری کنم که غیب بشن 01:16:19.400 --> 01:16:25.240 ‫باید حدس می‌زدم که تو دخترِ اونی ‫همون نگاه 01:16:27.040 --> 01:16:28.880 ‫همون تکبر 01:16:29.920 --> 01:16:34.640 ‫با این حال، زندگی شما هنوز ‫به پسرِ یه خدمتکار وابسته است 01:16:34.720 --> 01:16:39.680 ‫خشمِ تو از اونجا میاد ‫می‌دونستی که اون برای تو خیلی زیاده 01:16:39.920 --> 01:16:41.520 ‫البته... 01:16:43.840 --> 01:16:47.360 ‫تو می‌تونی پسرِ یه خدمتکار رو ‫تا حد مرگ کتک بزنی 01:16:47.480 --> 01:16:49.120 ‫و هیچ‌کس هم چیزی نگه 01:16:49.680 --> 01:16:52.480 ‫اما اگه بخوای به دخترِ یه سفیر ‫دست بزنی... 01:16:52.560 --> 01:16:54.800 ‫همه می‌خوان که تو بمیری 01:16:54.960 --> 01:16:59.440 ‫برای همین به ارتش پیوستی، ‫تا خودت رو نجات بدی 01:17:02.600 --> 01:17:04.600 ‫تا عدالت رو اجرا کنی 01:17:04.680 --> 01:17:06.480 ‫تو اسمِ این کار رو می‌ذاری عدالت؟ 01:17:07.440 --> 01:17:09.680 ‫تو تمامِ حرکاتِ اون رو زیر نظر داشتی، 01:17:09.800 --> 01:17:13.080 ‫پدرم رو به جرمی متهم کردی ‫که مرتکب نشده بود 01:17:13.160 --> 01:17:17.600 ‫اون از سرِ شرم خودش رو دار زد! ‫و اون موقع بود که تو برگشتی 01:17:29.880 --> 01:17:31.800 ‫اما من اونجا بودم 01:17:34.560 --> 01:17:36.680 ‫وقتی داشتی اون رو خفه می‌کردی، اونجا بودم! 01:17:42.400 --> 01:17:44.200 ‫رمزِ عبور رو به من بده 01:17:47.080 --> 01:17:48.440 ‫من رو بکش... 01:17:49.880 --> 01:17:53.440 ‫زود باش من رو بکش 01:17:55.000 --> 01:17:56.880 ‫رمزِ عبور رو به من بده 01:17:59.080 --> 01:18:01.480 ‫تمامِ عمرت ‫منتظرِ این لحظه بودی 01:18:02.880 --> 01:18:04.080 ‫شلیک کن 01:18:06.160 --> 01:18:07.400 ‫اون رو به من بده! 01:18:07.480 --> 01:18:10.360 ‫اگه لازم باشه، ‫اون رو با خودم به گور می‌برم 01:18:12.560 --> 01:18:16.920 ‫چون اون مالِ منه... فقط مالِ من 01:18:18.920 --> 01:18:22.960 ‫همیشه مالِ من می‌مونه ‫داری درباره‌ی اون حرف می‌زنی... 01:18:27.960 --> 01:18:31.120 ‫رمزِ عبور... ‫اسمِ مادرمه 01:18:43.000 --> 01:18:46.120 ‫بیا بابا! من رو می‌بینی؟ اینجام! 01:18:48.080 --> 01:18:50.120 ‫بیا دنبالم! بابا! 01:18:59.880 --> 01:19:06.080 ‫موسولینی به دِآنونزیو خیانت کرد! ‫توافقِ راپالو دیروز امضا شد! 01:19:06.160 --> 01:19:09.720 ‫آروم باشید آقایان آروم! باید آروم باشید! 01:19:11.320 --> 01:19:14.960 ‫سکوت! ‫آقایان، لطفاً! 01:19:15.800 --> 01:19:21.480 ‫آقایان، خواهش می‌کنم آروم باشید! ‫آقایان! بس کنید! 01:19:21.560 --> 01:19:23.080 ‫آقایان، لطفاً 01:19:23.160 --> 01:19:26.320 ‫همه‌ی ما از اتفاقاتِ ‫امروز صبح خشمگینیم 01:19:28.000 --> 01:19:32.600 ‫اما فرمانده‌ی ما ‫داره اوضاع رو مدیریت می‌کنه 01:19:32.680 --> 01:19:34.480 ‫کافی نیست! 01:19:35.320 --> 01:19:36.760 ‫ایشون معتقدن... 01:19:37.640 --> 01:19:42.680 ‫ایشون توافقِ راپالو رو توهین‌آمیز می‌دونن 01:19:42.800 --> 01:19:45.400 ‫که فیومه رو به ایتالیا ملحق نمی‌کنه 01:19:46.400 --> 01:19:49.360 ‫و مقاله‌ی موسولینی که ازش حمایت کرده ‫شرم‌آوره 01:19:51.800 --> 01:19:57.640 ‫آروم باشید آقایان! سکوت! ‫آقایان، سکوت! آروم باشید، آروم 01:19:57.720 --> 01:20:01.760 ‫ما با خیانتِ متحدانمون ‫و دولتِ خودمون روبه‌رو هستیم، 01:20:01.840 --> 01:20:06.040 ‫اما فوراً واکنش نشون می‌دیم! 01:20:06.120 --> 01:20:08.520 ‫بله! 01:20:08.600 --> 01:20:12.920 ‫یا فیومه یا مرگ! ‫یا فیومه یا مرگ! 01:20:19.320 --> 01:20:22.960 ‫یا فیومه یا مرگ! ‫یا فیومه یا مرگ! 01:20:25.480 --> 01:20:29.360 ‫یا فیومه یا مرگ! ‫یا فیومه یا مرگ! 01:20:31.360 --> 01:20:33.280 ‫این همون مدرکیه که دنبالش بودیم 01:20:35.160 --> 01:20:38.600 ‫«دانونتسیو بی‌ثباته، ‫سقوطش حتمیه» 01:20:39.480 --> 01:20:42.480 ‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم ‫که اینا اصلن؟ 01:20:42.560 --> 01:20:44.560 ‫اصلن، فرمانده 01:20:44.640 --> 01:20:48.840 ‫مال براندیه؛ بخشی از نامه‌نگاری‌های ‫بین اون و موسولینی 01:20:48.920 --> 01:20:50.520 ‫تو بیست ماه اخیره 01:20:51.840 --> 01:20:54.400 ‫ما فکر می‌کنیم ‫که پشت پرده‌ی کنار رفتن روس‌ها، 01:20:54.480 --> 01:21:00.160 ‫دخالت نظامی جولیتی ‫و خیانت راپالو، موسولینیه 01:21:01.160 --> 01:21:02.760 ‫موسولینی... 01:21:06.560 --> 01:21:08.080 ‫موسولینی 01:21:11.320 --> 01:21:15.720 ‫تنهام بذارین، باید فکر کنم ‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه 01:21:34.320 --> 01:21:35.320 ‫فرمانده! 01:21:37.280 --> 01:21:39.320 ‫شاید هنوز برای جولیو خیلی دیر نشده باشه 01:21:45.360 --> 01:21:47.760 ‫یا فیومه یا مرگ! ‫یا فیومه یا مرگ! 01:21:50.640 --> 01:21:54.280 ‫یا فیومه یا مرگ! ‫یا فیومه یا مرگ! یا فیومه یا مرگ! 01:22:11.840 --> 01:22:13.440 ‫بیست و چهارم دسامبر 01:22:13.520 --> 01:22:16.440 ‫ارتش ایتالیا ‫شروع کرد به حمله به فیومه 01:22:16.520 --> 01:22:20.720 ‫و تا اول ژانویه ۱۹۲۱ ‫به بمباران ادامه داد 01:22:20.800 --> 01:22:24.600 ‫یعنی تا زمانی که فرمانده، ‫گابریله دانونتسیو، 01:22:24.680 --> 01:22:26.880 ‫قبول نکرد که سلاح‌هاش رو زمین بذاره 01:22:27.000 --> 01:22:30.360 ‫اون روزها تو تاریخ ‫به عنوان کریسمس خونین ثبت شدن 01:22:30.440 --> 01:22:33.480 ‫اما ایده‌های شاعر ‫زیر اون بمب‌ها از بین نرفت، 01:22:33.560 --> 01:22:36.560 ‫بلکه از آتش خودی ‫و بیست سال دوران فاشیستی جون سالم به در برد، 01:22:36.640 --> 01:22:39.000 ‫و از نازیسم و جنگ جهانی دوم عبور کرد 01:22:39.080 --> 01:22:41.040 ‫منشور کارنارو مثل یه چراغ روشن باقی موند 01:22:41.120 --> 01:22:44.160 ‫برای قانون اساسی‌هایی ‫که سال‌های بعد نوشته شدن