WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:13.458 --> 00:18.083 ‫این کلیسای جامع تقریبا هزار ساله ‫که اینجا پابرجا مونده، 00:18.583 --> 00:24.041 ‫تقریبا به اندازه‌ای که خانواده تو ‫نام خانوادگیش رو حفظ کرده. 00:24.625 --> 00:26.500 ‫عموما پذیرفته شده 00:26.500 --> 00:29.875 ‫که بشر از زمان ساخت این کلیساهای جامع قرون وسطی، 00:29.875 --> 00:33.750 ‫هیچ پیشرفت معماری نداشته. 00:34.250 --> 00:37.833 ‫جاه‌طلبی‌های ما کوته‌بینانه شدن. 00:37.833 --> 00:43.750 ‫اشتیاق انسان برای متحد شدن با خدا کم‌رنگ شده. 00:43.750 --> 00:45.916 ‫خداوند کوتاهی کرد، 00:45.916 --> 00:48.583 ‫یا انسان کوتاهی کرد. 00:48.583 --> 00:53.041 ‫آزمایش شکست خورده. 00:55.166 --> 00:57.833 ‫کی گفته آزمایش شکست خورده، آقای جانستون؟ 00:58.375 --> 01:01.000 ‫هرگز تا کارت تموم نشده ‫به یه احمق نشونش نده. 01:02.500 --> 01:04.083 ‫می‌دونی چرا 01:05.083 --> 01:10.166 ‫پادشاه موقع مراسم تاج‌گذاری، گوی و عصای سلطنتی رو ‫در دست می‌گیره؟ 01:10.166 --> 01:14.041 ‫خب، به همون دلیلی که روی این کلیسای جامع ‫یه مناره... 01:14.041 --> 01:15.625 ‫و زیرش شبستان وجود داره. 01:16.125 --> 01:20.541 ‫مناره و عصا نماد مردانگی، ‫و گوی نماد زنانگی هست. 01:21.041 --> 01:23.125 ‫دادن و گرفتن. 01:23.625 --> 01:26.708 ‫خورشید و ماه. ‫مثبت و منفی. 01:27.333 --> 01:31.916 ‫چوب بیسبال و توپ. بطری و لیوان. ‫مرد و زن. 01:31.916 --> 01:35.458 ‫الگویی که جلو روی همه پنهان شده، ‫اما فقط معدود افرادی متوجهش می‌شن. 01:35.458 --> 01:39.125 ‫معماران کلاسیک، ‫تمام جایگاه‌های قدرت رو 01:39.125 --> 01:43.125 ‫همراه با سقف گنبددار و یک ستون، ‫مناره یا برج مخروطی بنا می‌کردن. 01:43.125 --> 01:47.958 ‫تاج نماد آشتی دادن آگاهانه‌ی 01:47.958 --> 01:50.958 ‫این دو نیروی متضاده. 01:50.958 --> 01:54.500 ‫اشتباه مردم اینه که فکر می‌کنن پادشاه یه مَرده، ‫نه یه نماد. 01:54.500 --> 01:57.041 ‫اون تجسم... 01:57.041 --> 02:00.833 ‫تلاش انسان برای رسیدن به تکامل هست. 02:00.833 --> 02:04.208 ‫این همیشه نیت پنهانی فرمانروا بوده. 02:04.208 --> 02:07.458 ‫پیوند دادن این دو نیروی جدا از هم... 02:07.458 --> 02:09.416 ‫برای رسیدن به قدرتی بزرگ‌تر. 02:10.583 --> 02:13.333 ‫منظورت از این حرف‌ها چیه، آقای جانستون؟ 02:13.333 --> 02:15.458 ‫و توی این کلیسای جامع چیکار می‌کنیم؟ 02:17.458 --> 02:18.416 ‫تو درباره‌ی... 02:19.000 --> 02:23.083 ‫این پوست‌نوشته گوسفندی که اینجاست ‫چی می‌دونی؟ 02:23.916 --> 02:25.625 ‫خب، این منشور کبیره، 02:25.625 --> 02:29.416 ‫به احتمال زیاد یکی از مهم‌ترین اسناد قانون اساسی ‫در تمام تاریخ هست. 02:29.416 --> 02:33.000 ‫همون‌طور که پادشاه عصای معنوی هست، 02:33.000 --> 02:35.916 ‫این سند هم همون گوی مادی هست. 02:35.916 --> 02:39.166 ‫جد تو یکی از 25 بارون‌هایی بود 02:39.166 --> 02:42.291 ‫که پادشاه رو مجبور کردن ‫این سند رو امضا کنه. 02:42.291 --> 02:43.458 ‫خودم می‌دونم. 02:43.458 --> 02:49.500 ‫دی‌ان‌ای تو در سنگ بنای تمدن غرب حک شده. 02:50.291 --> 02:54.166 ‫یه پادشاه واقعی می‌تونست تعادل از دست رفته رو ‫دوباره پیدا کنه. 02:54.166 --> 02:56.541 ‫به نقل از خودت، عالی‌جناب 02:57.083 --> 03:01.833 ‫"هرگز تا کارت تموم نشده ‫به یه احمق نشونش نده". 03:02.875 --> 03:04.333 ‫چیزی که این کشور نیاز داره 03:04.833 --> 03:05.958 ‫یه پادشاهه... 03:06.583 --> 03:09.208 ‫که لایق چنین تاجی باشه. 03:10.291 --> 03:12.250 ‫جد تو زهر بود. 03:12.250 --> 03:14.125 ‫تو پادزهرش هستی. 03:14.125 --> 03:16.666 ‫فرق بین کثافت و کود مرغوب چیه؟ 03:16.666 --> 03:18.666 ‫جوابش شمایی، عالی‌جناب. 03:18.666 --> 03:23.416 ‫شما این قابلیت منحصر به فرد رو داری ‫تا یه چیز زهرآگین رو 03:23.416 --> 03:26.291 ‫به یه امر الهی تبدیل کنی. 03:26.791 --> 03:30.083 ‫حق انتخاب بین قضاوت 03:30.583 --> 03:31.750 ‫و رحمت رو داری. 03:31.750 --> 03:35.250 ‫یه مرد بی‌خطر، مرد کاملی نیست. 03:35.250 --> 03:40.791 ‫یه مرد کامل، مرد خطرناکیه که ‫توانایی کنترل قضاوتش رو داره. 03:41.750 --> 03:45.666 ‫نباید مهربانی شما رو با ضعف اشتباه بگیرن. 03:47.916 --> 03:49.291 ‫سوال اینجاست که... 03:51.958 --> 03:54.583 ‫آیا چالش رو قبول می‌کنی؟ 04:07.125 --> 04:08.750 ‫خداوند حافظ پادشاه باشد! 04:27.000 --> 04:29.541 ‫[میلان، ایتالیا] 04:39.250 --> 04:40.833 ‫- ادواردو. ‫- سلام. 04:40.833 --> 04:41.833 ‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر. 04:44.166 --> 04:45.000 ‫اسپرسو؟ 04:45.583 --> 04:46.958 ‫عه... 04:46.958 --> 04:49.958 ‫یکی واسه منم بیار. ‫پروازت چطور بود؟ 04:49.958 --> 04:52.583 ‫خوب بود. ‫از در خونه تا فرود دو ساعت و نیم طول کشید. 04:52.583 --> 04:55.041 ‫مشخصه تو مردی هستی که دوست داری ‫سریع جابجا بشی. 04:55.041 --> 04:57.208 ‫خب، ممنونم که بعد از دیدار قبلی‌مون 04:57.208 --> 04:59.375 ‫قبول کردی اینقدر زود ‫همدیگه رو ملاقات کنیم. 05:01.250 --> 05:02.666 ‫توجه‌ام پیش توئه. 05:02.666 --> 05:05.208 ‫می‌خوام درباره لایحه جرم‌زدایی ماری‌جوآنا صحبت کنم 05:05.208 --> 05:07.916 ‫که الان داره توی پارلمان وست‌مینستر بررسی میشه. 05:07.916 --> 05:10.208 ‫فکر می‌کنی که می‌تونی جلوی تصویب شدنش رو بگیری؟ 05:14.250 --> 05:19.125 ‫آه، این آنجلیکاست. ‫از سال 1996 مشاور منه. 05:19.125 --> 05:19.958 ‫صحیح. 05:20.916 --> 05:22.083 ‫حال شما؟ 05:24.750 --> 05:27.291 ‫بابی گلس مصممه که لایحه رو لغو کنه. 05:28.000 --> 05:29.791 ‫به نظر من کارش اشتباهه. 05:30.583 --> 05:32.208 ‫ببین چه اتفاقی در آمریکا افتاد. 05:32.208 --> 05:36.625 ‫ماری‌جوآنای قانونی شده یه صنعت جدید بوجود آورد ‫که سالانه 40 میلیارد دلار درآمد داره 05:36.625 --> 05:39.458 ‫بدون تاثیر گذاشتنش روی بازار غیرقانونی. 05:39.958 --> 05:42.791 ‫به جای لغو کردن لایحه، ‫به نظرم بذاریم تصویب بشه و... 05:43.291 --> 05:47.208 ‫از جایگاه منحصر بفردمون در بازار استفاده کنیم ‫تا بازار قانونی رو به دست بگیریم. 05:47.208 --> 05:49.791 ‫هیچکس بهتر از ما ‫با این کسب و کار آشنا نیست. 05:50.416 --> 05:51.500 ‫با تشکیلات درست، 05:51.500 --> 05:54.416 ‫میشه کامل مهارت‌هامون در بازار غیرقانونی ‫رو منتقل کرد. 05:55.083 --> 05:56.916 ‫بابی گلس موافق نیست؟ 05:56.916 --> 06:01.125 ‫خب، فکر می‌کنه با این کار ‫غاز تخم طلامون رو می‌کشیم. 06:01.125 --> 06:04.333 ‫و تو فکر می‌کنی، "چرا وقتی میشه دوتا غاز داشت ‫باید به یکی قناعت کرد"؟ 06:04.333 --> 06:05.375 ‫دقیقا. 06:05.875 --> 06:08.833 ‫ولی برای اینکه بازار قانونی رو به دست بگیرم، 06:08.833 --> 06:10.833 ‫به سرمایه زیادی نیاز دارم 06:10.833 --> 06:13.541 ‫که بتونم قبل از تصویب شدن لایحه در بریتانیا 06:13.541 --> 06:16.000 ‫زیرساخت‌های قانونی رو بنا کنم. 06:16.000 --> 06:18.958 ‫منظورت سرمایه‌ای در چه حد و اندازه‌ست؟ 06:21.208 --> 06:23.250 ‫50 تا 60 میلیون یورو. 06:23.916 --> 06:26.666 ‫با اینقدر سرمایه، ‫سالانه پنجاه درصد از کل درآمد ناخالص رو می‌گیری. 06:27.166 --> 06:29.541 ‫وظیفه‌ی من اینه که مطمئن بشم ‫لایحه تصویب میشه. 06:30.166 --> 06:32.166 ‫وظیفه‌ی تو پرداخت هزینه زیرساخت‌هاست. 06:33.791 --> 06:36.208 ‫گمون کنم مردی در جایگاه شما 06:36.208 --> 06:40.083 ‫باید افراد بانفوذ زیادی رو بشناسه ‫که سرمایه‌دار هستن. 06:40.083 --> 06:43.291 ‫من به مردی نیاز دارم که ‫مهارت‌های لازم رو داشته باشه. 06:43.875 --> 06:47.708 ‫کسی که انگیزه و جاه‌طلبی داشته باشه. 06:49.125 --> 06:53.250 ‫و داری نقشه همه اینا رو ‫بدون اجازه بابی گلس می‌ریزی؟ 06:53.250 --> 06:56.333 ‫بدون اطلاعش. ‫تا وقتی که دیگه خیلی دیر شده باشه و نتونه جلوش رو بگیره، 06:56.333 --> 06:58.791 ‫که اون موقع دیگه می‌فهمه چقدر چیز خوبیه. 06:58.791 --> 07:02.041 ‫اگه اجازه ندادن، بعدش طلب بخشش کن. 07:02.041 --> 07:05.291 ‫با اینقدر پولی که قراره در بیاریم ‫میشه بخشش زیادی خرید، آقای مورتی. 07:06.333 --> 07:09.166 ‫من 50 درصد از سودم رو با بابی گلس سهیم می‌شم. 07:09.166 --> 07:11.291 ‫اون نگرانی منه، نه شما. 07:12.208 --> 07:14.250 ‫من وقت می‌خوام که بهش فکر کنم. 07:14.250 --> 07:17.500 ‫تو باید اون لایحه رو به تصویب برسونی، ادی. 07:17.500 --> 07:18.458 ‫البته. 07:19.125 --> 07:20.125 ‫ممنون. 07:26.000 --> 07:27.916 ‫آه، به شیوه انگلیسی. 07:31.583 --> 07:32.875 ‫قبل از اینکه بری، 07:33.666 --> 07:35.500 ‫باید یه لطفی ازت بخوام. 07:35.500 --> 07:38.416 ‫چندتا از شریک‌هامون از خاورِ دور، 07:39.000 --> 07:41.125 ‫با یه مشکلی در لندن نیاز به کمک دارن. 07:41.125 --> 07:42.791 ‫خب، چه جور مشکلی؟ 07:43.375 --> 07:45.333 ‫مشکلی که باید حل بشه. 07:47.291 --> 07:49.750 ‫در رابطه با مردی به اسم آقای تاکاشی هست. 07:51.041 --> 07:52.708 ‫بعدا جزئیات رو بهت میگم. 07:52.708 --> 07:55.666 ‫ممنون می‌شم همکاری کنی، ادی. 07:58.083 --> 07:59.875 ‫برای نشون دادن حسن نیت، 08:01.041 --> 08:02.416 ‫با کمال میل قبولت می‌کنم. 08:15.250 --> 08:18.208 ‫دقیقا یه شبگردی با لرد هاثورن ‫شامل چه چیزهایی میشه؟ 08:18.208 --> 08:20.625 ‫جزئیات دقیق اینکه یه شبگردی در شب ‫شامل چه چیزهایی میشه 08:20.625 --> 08:22.500 ‫تفسیرپذیر هست. 08:22.500 --> 08:24.750 ‫قطعا انتظار یه غذا رو داری. 08:24.750 --> 08:28.875 ‫بعدش ممکنه انتظار رفتن به مکان دیگه‌ای رو داشته باشی. ‫کافه‌ای جایی. 08:28.875 --> 08:32.333 ‫ولی مهم‌تر از تعداد مکان‌هایی که ممکنه بری 08:32.333 --> 08:34.541 ‫روحیه‌ای هست که امشب به خودت می‌گیری، 08:34.541 --> 08:37.708 ‫که مشخص می‌کنه یه شبگردی در شهر در نظر گرفته میشه، 08:37.708 --> 08:39.416 ‫یا اینکه صرفا دوتا مرد دارن نوشیدنی می‌خورن. 08:39.416 --> 08:41.041 ‫مشکوک می‌زنه، خواهر عزیزم. 08:41.541 --> 08:43.916 ‫این روحیه‌ای که سعی داری توصیف کنی 08:43.916 --> 08:45.333 ‫رو دقیق شرح بده. 08:45.333 --> 08:47.833 ‫شاد. شنگول. 08:47.833 --> 08:49.500 ‫پسرخاله‌طور رفتار کنی. ‫صبر کن. 08:49.500 --> 08:51.958 ‫قبل از اینکه شلوارت رو خراب کنی، ‫منظورم معنی قدیمی کلمه‌ست. 08:51.958 --> 08:54.541 ‫میشه بهم یادآوری کنی که چرا ‫من باید این کارو انجام بدم؟ 08:54.541 --> 08:56.458 ‫تو ذاتا کاریزماتیک هستی، جک. 08:56.458 --> 08:58.541 ‫و لرد هاثورن تنها شخصیه که می‌تونه 08:58.541 --> 09:00.333 ‫دوک رو وارد مجلس اعیان کنه، 09:00.333 --> 09:02.833 ‫که برای نقشه بابا ‫واسه لغو کردن لایحه ضروریه. 09:02.833 --> 09:05.291 ‫با این تفاصیل، جناب لرد بهم اطمینان داد... 09:05.291 --> 09:08.750 ‫که قصد نداره مجبورت کنه کاری رو انجام بدی ‫که باهاش راحت نیستی. 09:08.750 --> 09:10.000 ‫صرفا قراره باهم غذا بخورین. 09:10.583 --> 09:14.500 ‫ولی اگه خواستی زیادی پسرخاله بشی، ‫مطمئنم خوشحال میشه. 09:15.250 --> 09:17.250 ‫از کجا معلوم. ‫شاید بهت خوش گذشت. 09:21.125 --> 09:23.541 ‫من همیشه از بی‌مهرگان خوراکی... 09:23.541 --> 09:26.833 ‫لذت زیادی بردم. 09:28.708 --> 09:30.166 ‫یخ خرد شده. 09:31.416 --> 09:33.000 ‫گنج درخشانی 09:33.625 --> 09:36.250 ‫که روی صدفی آهکی سرو میشه. 09:36.250 --> 09:39.416 ‫احساس لغزنده‌ای که موقع پایین رفتن از گلوت ‫بهت دست میده. 09:39.416 --> 09:44.375 ‫تو می‌جوئیش یا ترجیح میدی قورتش بدی؟ 09:44.375 --> 09:45.916 ‫خب، به صدف‌ها بستگی داره. 09:45.916 --> 09:48.750 ‫وقتی اینقدر تازه باشن، ‫باید یه خرده بجوئیشون. 09:48.750 --> 09:49.750 ‫مطمئن بشی مرده باشن. 09:50.375 --> 09:54.750 ‫اوه. شگفت‌انگیزه که چطور ‫حتی در چنین فضای بافرهنگی... 09:55.250 --> 09:57.291 ‫غرایز حیوانی خودشون رو نشون میدن. 09:59.291 --> 10:00.958 ‫یه چیزی رو بهم بگو، جک. 10:01.875 --> 10:05.500 ‫اگه قرار بود یه حیوان باشی، ‫کدوم حیوان می‌شدی؟ 10:05.500 --> 10:08.125 ‫خب، بابا همیشه میگه که ‫من مثل یه سگ مبارزه می‌کنم. 10:08.125 --> 10:10.250 ‫ولی به نظرم یه تعریفه. 10:10.250 --> 10:14.083 ‫اوه، تو در زنجیره غذایی ‫خیلی بالاتر از اینی. 10:16.750 --> 10:18.583 ‫شاید یه شیر. 10:19.500 --> 10:21.083 ‫یا شایدم ولورین. 10:25.458 --> 10:28.000 ‫من همیشه خودم رو یه روباه می‌دونستم. 10:28.000 --> 10:31.083 ‫آخه من زیرک و مکارم. 10:32.000 --> 10:34.041 ‫و پشمالو هم هستم. 10:35.541 --> 10:36.541 ‫گوش کن، ریچارد. 10:37.041 --> 10:39.000 ‫من مشکلی با این حرفا ندارم، 10:39.000 --> 10:41.041 ‫ولی قرار نیست زیردست کسی بشم. 10:41.041 --> 10:44.125 ‫اوه، جک، جک، جک. 10:44.125 --> 10:46.958 ‫به نظرم تو کاملا اشتباه برداشت کردی. 10:47.833 --> 10:48.958 ‫من... 10:48.958 --> 10:50.500 ‫مشکلی با بازی کردن این بازی ندارم 10:50.500 --> 10:52.833 ‫و اگه خوشحال میشی، ‫یکمم باهات راه میام. 10:52.833 --> 10:56.333 ‫ولی کارگرن؟ ‫عمرا . 10:56.333 --> 11:00.333 ‫نه اینکه مشکلی باهاش داشته باشم. ‫فقط خوشم نمیاد، همین. 11:02.708 --> 11:04.583 ‫از چی خوشت میاد؟ 11:06.958 --> 11:10.416 ‫چیزهای معمولی. 11:10.958 --> 11:12.291 ‫کلا اهل این چیزهام. 11:12.875 --> 11:13.750 ‫هوم. 11:16.875 --> 11:19.458 در بین این چیزهای معمولی مورد به خصوصی مد نظر داری؟ 11:19.458 --> 11:21.916 ‫قضیه اینه که، من آدم ایرادگیری‌ام. 11:22.416 --> 11:25.750 ‫مشکل اینجاست که غرورم زیاده. 11:25.750 --> 11:28.208 ‫هوم. مثلا چقدره؟ 11:28.708 --> 11:31.375 ‫نمی‌خوام خودنمایی کنم، ‫ولی... 11:32.083 --> 11:35.416 .چنان غرورم زیاده که خودمم شوکه شدم 11:37.666 --> 11:39.500 ‫تو منو کنجکاو خودت کردی، جک. 11:40.333 --> 11:42.125 ‫دوست دارم یکم بهتر بشناسمت. 11:42.791 --> 11:46.708 ‫با خودم گفتم شاید بتونیم بعد از شام ‫به یه مهمونی بریم. 11:47.250 --> 11:49.708 ‫پیش آدم‌هایی که به نظرم خوشت میاد. 11:52.666 --> 11:54.125 ‫خیلی‌خب، عالی‌جناب. 11:54.625 --> 11:58.000 ‫من تا یک ساعت دیگه در اختیارت هستم... ‫کم و بیش. 12:07.250 --> 12:08.541 ‫عمارت هالستید، بفرمایید. 12:08.541 --> 12:10.875 ‫سلام. ‫میشه لطفا با جناب دوک صحبت کنم؟ 12:10.875 --> 12:12.666 ‫بگم کی تماس گرفته؟ 12:12.666 --> 12:15.541 ‫اوه، لرولد. ‫به این زودی فراموشم کردی؟ 12:16.208 --> 12:19.666 ‫خیلی ببخشید، ارباب فردریک. ‫صداتون رو به جا نیاوردم. 12:19.666 --> 12:22.541 ‫اشکال نداره، کهنه رفیق. ‫من مدتیه که نبودم. 12:22.541 --> 12:26.583 ‫- خواهرتون می‌خوان باهاتون صحبت کنن، قربان. ‫- نه، نه، نمی‌خوام... 12:26.583 --> 12:27.625 ‫فردوارد؟ 12:27.625 --> 12:30.041 ‫- چارلز. ‫- چه عجب. 12:30.041 --> 12:33.833 ‫دیگه داشتم فکر می‌کردم که غزل خداحافظی رو خوندی. 12:33.833 --> 12:36.875 ‫"غزل خداحافظی" رو خوب اومدی، چاکلز. 12:36.875 --> 12:38.291 ‫باشه. خب... 12:39.083 --> 12:40.583 ‫چطوری؟ حالت خوبه؟ 12:40.583 --> 12:42.500 ‫یه خرده خسته و ضعیفم. 12:42.500 --> 12:45.875 ‫ولی خب، کرم ابریشم فروتن هم همینطور بود ‫و ببین به کجا رسید. 12:45.875 --> 12:47.208 ‫کِی میای خونه؟ 12:47.958 --> 12:51.458 ‫اوه، بستگی داره. ‫واسه همین هم امیدوار بودم با ادی حرف بزنم. 12:51.458 --> 12:55.000 ‫باشه. ‫خب، حداقل میشه بیایم ببینیمت یا...؟ 12:56.750 --> 12:58.000 ‫هوم، شاید. 12:58.500 --> 13:01.750 ‫باشه. خب... ‫خب، چطوره فردا با مامانی بیایم؟ 13:01.750 --> 13:05.208 ‫باید بهت هشدار بدم، شارلوت ‫من یه خرده فرق کردم. 13:05.833 --> 13:09.708 ‫از لحاظ استعاری میگم. ‫منظورم این نیست که دست و پای اضافه در آوردم. 13:09.708 --> 13:11.291 ‫باشه. 13:11.791 --> 13:15.541 ‫- خب، پس می‌بینیمت. ‫- هوم، امیدوارم. 13:16.958 --> 13:18.916 ‫نمیشه گفت به صداش می‌خورد عالی باشه، 13:18.916 --> 13:21.666 ‫ولی به نظر ناراحت یا اینطوری نمیومد. 13:22.500 --> 13:24.000 ‫توصیفش سخته. 13:25.083 --> 13:27.625 ‫هم‌معنی "بهترین نیست"، ‫شش حرفی. 13:28.125 --> 13:29.791 ‫هوم. ستون دوم. 13:29.791 --> 13:33.166 ‫اگه آماده برقراری ارتباط باشه، ‫پس مشخصه که نشونه خوبیه. 13:33.666 --> 13:35.000 ‫ولی نباید عجله کنیم. 13:35.000 --> 13:36.791 ‫- هوم. ‫- کاملا درسته. 13:37.291 --> 13:40.208 ‫دوباره یه جرعه نوشیدنی بخوره، ‫برمی‌گرده سر خونه‌ی اولش. 13:40.208 --> 13:43.083 ‫فردی اصلا اونقدرهام اعتیاد نداشت، ننی. 13:43.083 --> 13:44.375 ‫اون کور شد، مامان. 13:44.375 --> 13:48.458 ‫عزیزم، کور نشد. ‫فقط شنیده بود که چشمش غژغژ کرده. 13:49.791 --> 13:51.375 ‫چطور چشم آدم غژغژ می‌کنه؟ 13:51.375 --> 13:54.791 ‫میشه گفت آدم باید اونقدر زیاد کوکائین بزنه ‫که اینطوری بشه. 13:54.791 --> 13:57.666 ‫- شاید بتونیم با خودمون برش گردونیم خونه. ‫- نه، چاکلز. 13:57.666 --> 13:59.791 ‫حالا چون به خودش جرات داد ارتباط برقرار کنه، 13:59.791 --> 14:01.000 ‫دلیل نمیشه که فردی آماده باشه. 14:01.000 --> 14:03.916 ‫بیا چیزی که داره جواب میده ‫رو خراب نکنیم. 14:03.916 --> 14:05.958 ‫"یه هیولای دریایی رو مسلح می‌کنه". 14:05.958 --> 14:09.916 ‫عزیزم، شاید بهتره باهام بیای. ‫به نظرم فردی خیلی دوست داره ببینت. 14:09.916 --> 14:10.958 ‫با "ت" شروع میشه. 14:10.958 --> 14:12.458 ‫اگه می‌تونستم میومدم، مادر. 14:12.458 --> 14:15.125 ‫ولی همونطور که می‌دونی، ‫فعلا یکم سرم شلوغه. 14:16.000 --> 14:18.041 ‫- ببخشید. ‫- نُه حرفی. 14:18.666 --> 14:19.833 ‫شاخک. 14:20.541 --> 14:21.541 ‫ممنون، عزیزم. 14:23.666 --> 14:26.916 ‫پس مورتی دقیقا چه لطفی ازت می‌خواد؟ 14:26.916 --> 14:30.041 ‫دنبال یه حسابدار می‌گردن ‫که تو کارهای حسابداریش 14:30.041 --> 14:31.083 ‫یه خرده زیادی خلاق بوده. 14:31.583 --> 14:33.333 ‫آدرس وکیلش رو گیر آوردن، 14:33.333 --> 14:36.208 ‫که اون می‌دونه در برنامه حفاظت از شاهد ‫کجا نگهش داشتن. 14:36.208 --> 14:38.166 ‫و وقتی حسابدار رو پیدا کردیم چی؟ 14:39.041 --> 14:39.875 ‫خب، 14:41.000 --> 14:42.583 ‫اجازه می‌دیم کاری که لازم می‌دونن ‫رو انجام بدن. 14:43.583 --> 14:46.250 ‫کار تو اینه که آدم‌شون، ‫آقای تاکاشی رو... 14:46.250 --> 14:49.166 ‫از نقطه الف به نقطه ب ببری ‫و بعدش به نقطه پ. 14:49.666 --> 14:51.208 ‫لازم نیست ما دستمون رو کثیف کنیم. 14:51.208 --> 14:54.916 ‫با توجه به تخصص افراد خانم گلس 14:54.916 --> 14:55.916 ‫بهتر نیست این کار رو به اونا بسپاریم؟ 14:57.125 --> 15:00.375 ‫هوم. ‫این یکی یه خرده مخفیانه‌ست. 15:02.583 --> 15:03.666 ‫متوجه شدم، قربان. 15:04.625 --> 15:08.166 ‫اگه با این کار راحت نیستی، جفری ‫کاملا درک می‌کنم. 15:09.875 --> 15:11.083 ‫به هیچ‌وجه، قربان. 15:11.833 --> 15:13.666 ‫من هرکاری برای شما و این خانواده می‌کنم. 15:16.125 --> 15:18.583 ‫آفرین پسر خوب، وینستون. ‫باریکلا پسر. باریکلا. 15:20.916 --> 15:22.333 ‫آقای تاکاشی؟ 15:26.125 --> 15:27.583 ‫پس اینو بله در نظر می‌گیرم. 15:28.875 --> 15:30.083 ‫میشه چمدونت رو بگیرم؟ 15:30.666 --> 15:32.208 ‫که بذارمش توی لندروور؟ 15:33.833 --> 15:34.666 ‫آره. 15:41.333 --> 15:42.791 ‫من جفری سیکامب هستم. 15:43.833 --> 15:45.166 ‫قراره راننده‌ات باشم. 15:45.875 --> 15:47.083 ‫مقصد؟ 15:48.666 --> 15:49.916 ‫کجا قراره بریم؟ 15:55.375 --> 15:57.208 ‫لینکلنز این فیلدز. 15:57.208 --> 15:58.750 ‫[برو به دفتر وکیل در لینکلنز این فیلدز] 16:05.541 --> 16:07.708 ‫لعنتی، قراره روز طولانی‌ای باشه. 16:21.666 --> 16:25.666 ‫خب، آدم‌ها تو مهمونی‌های لرد هاثورن چیکار می‌کنن؟ 16:27.208 --> 16:28.875 ‫خیلی امروزیه، بابا. 16:28.875 --> 16:30.666 ‫- تو خوشت نمیاد. ‫- درسته. 16:31.583 --> 16:33.458 ‫چی می‌خواست؟ ‫باهاش بگردی؟ 16:33.458 --> 16:34.291 ‫آره. 16:34.791 --> 16:36.291 ‫حالا گشتی؟ 16:36.291 --> 16:38.583 ‫اگه با یکم گشتن حل می‌شد 16:38.583 --> 16:39.708 ‫قبول می‌کردم. 16:39.708 --> 16:42.041 ‫ولی نگران چیز دیگه‌ای بودم. 16:42.041 --> 16:44.458 ‫خوشحالم که می‌بینم ‫هنوز به اصول خودت پایبندی. 16:44.458 --> 16:46.666 ‫به خاطر همین، میگه که شرایط معامله انجام نشده. 16:46.666 --> 16:49.041 ‫خب، انجام شده. ‫اون رفت بیرون. 16:49.041 --> 16:51.916 ‫- نه، میگه متعهد نبوده. ‫- مگه به بیرون رفتن متعهد نبودی؟ 16:51.916 --> 16:54.083 ‫به بیرون رفتن متعهد بودم، ‫ولی به داخل رفتن نه. 16:54.083 --> 16:55.416 ‫من دیگه حرفی ندارم. 16:55.416 --> 17:00.041 ‫در نتیجه لرد هاثورن خواسته که برای جبران ‫مقدار پول رو افزایش بدیم. 17:00.041 --> 17:02.291 ‫و با توجه به کمبود وقت... 17:02.291 --> 17:04.541 ‫فکر می‌کنیم بهتره چیزی که می‌خواد رو بهش بدیم. 17:04.541 --> 17:06.125 ‫کدوم کمبود وقت؟ 17:06.125 --> 17:09.458 ‫بابی، رأی‌گیری برای تعیین اینکه ‫چه کسی عضو مجلس اعیان جدید باشه... 17:09.458 --> 17:10.583 ‫آخر همین هفته‌ست. 17:10.583 --> 17:12.916 ‫با کمک لرد هاثورن، ‫منو وارد مجلس اعیان می‌کنیم 17:12.916 --> 17:16.208 ‫که اونجا کنترل لایحه جرم‌زدایی ماری‌جوآنا ‫دست من می‌افته. 17:18.500 --> 17:19.625 ‫چقدر خواسته؟ 17:20.125 --> 17:21.250 ‫150 هزارتا. 17:22.125 --> 17:23.250 ‫این... 17:23.791 --> 17:25.833 ‫پنج برابر مبلغ اولیه‌ست. 17:26.333 --> 17:29.750 ‫ما باید اصول‌مون رو به خاطر داشته باشیم. 17:30.375 --> 17:34.375 ‫جک کاری که باید می‌کرد رو کرد. ‫جک به وظایفش عمل کرد. 17:34.375 --> 17:36.875 ‫ببین، 150تا سر این قضیه هیچی نیست. 17:37.375 --> 17:39.166 ‫ممکن بود 2 میلیون بهش بدیم. 17:39.916 --> 17:43.000 ‫- بیا اجازه ندیم که اصول سر راه این معامله قرار بگیره. ‫- بله؟ 17:44.875 --> 17:46.625 ‫می‌خوای دوباره بگی؟ 17:49.125 --> 17:51.458 ‫- فکر کنم شنیدی چی گفتم، بابی. ‫- آره، شنیدم. 17:51.958 --> 17:54.166 ‫و این حرفت منو آزار میده. 17:54.166 --> 17:57.416 ‫آخه ببین، ما با اصولمون بازی نمی‌کنیم. 17:57.416 --> 18:00.375 ‫این آدم‌ها نمی‌دونن با کی طرفن. 18:00.375 --> 18:03.458 ‫بنابراین مبلغی که توافق کرده بودیم ‫رو بهشون می‌دیم. 18:03.458 --> 18:07.208 ‫حالا، برو یه اسلحه روی میز جلوشون بذار 18:07.208 --> 18:09.541 ‫و ببین چطور وا میدن. 18:12.125 --> 18:15.541 ‫اگه هم کمک خواستی، خبرم کن. 18:24.583 --> 18:27.875 ‫من دیگه یه قرون هم به اون یارو اشراف‌زاده نمیدم. 18:29.458 --> 18:30.833 ‫کلیدها، لطفا. 18:32.583 --> 18:33.833 ‫میرم ماشین رو بیارم. 18:33.833 --> 18:36.375 ‫چطوره از صندوق اضطراری ‫پول لرد هاثورن رو بدیم؟ 18:36.375 --> 18:38.291 ‫اگه بابا بفهمه خوشش نمیاد. 18:38.291 --> 18:41.625 ‫اگه بفهمه. ‫تا زمانی که تصمیم بگیریم بهش بگیم، لازم نیست بدونه. 18:41.625 --> 18:43.333 ‫که اون موقع به خاطر ابتکار عمل‌مون ‫ازمون تشکر می‌کنه. 18:43.333 --> 18:44.916 ‫خودتم مثل من خوب می‌دونی، 18:44.916 --> 18:47.875 ‫که اگه سر هر چیزی بدون اطلاعش کاری انجام بدیم، ‫روی خوشی نشون نمیده. 18:47.875 --> 18:49.333 ‫اگه بفهمه، سو. 18:49.333 --> 18:52.166 ‫امروز فاز شیطنت‌آمیزی گرفتی، ادوارد. 18:52.166 --> 18:54.708 ‫خب، فقط سعی دارم راه‌حلی برای مشکل پیدا کنم. 18:55.416 --> 18:56.750 ‫چطوره با همدیگه باهاش حرف بزنیم؟ 18:58.875 --> 19:00.791 ‫مگه اینکه کاری داشته باشی. 19:00.791 --> 19:02.208 ‫نه، جفه. 19:02.208 --> 19:03.333 ‫نذار من مزاحمت بشم. 19:04.500 --> 19:06.416 ‫کارش با مسئولیت جدیدش چطوره؟ ‫- [مشکلی با وکیل پیش اومده] ‫- [کمک نیاز داری؟] 19:06.458 --> 19:08.375 ‫حتما دو نقش داشتن براش سخته. ‫[بله، لطفا] 19:08.375 --> 19:11.458 ‫بیا فقط بگیم که آدم خیلی توانایی هست. 19:11.458 --> 19:14.666 ‫ببین، شاید بهتر باشه این کارو تنهایی انجام بدی. 19:14.666 --> 19:16.500 ‫اگه قرار باشه لرد هاثورن رو زور کنیم، 19:16.500 --> 19:19.458 ‫شاید جلوی یه زن بهتر واکنش نشون بده. 19:19.458 --> 19:21.666 ‫مشتی آهنین با دستکش بریونی. 19:21.666 --> 19:23.500 ‫که اینطوری تو هم وقت می‌کنی 19:23.500 --> 19:26.875 ‫تا مشکل پنهانیت رو ‫با شکاربان توانات حل کنی. 19:27.541 --> 19:28.375 ‫دقیقا. 19:29.958 --> 19:30.791 ‫خدافظ. 19:32.916 --> 19:36.791 ‫خیلی‌خب. جک، اگه قراره تو رانندگی کنی، ‫یادت باشه که ماشینه، نه موشک. 19:36.791 --> 19:39.250 ‫جات پیش من امنه، خواهر عزیزم. ‫کمربندت رو ببند. 19:42.375 --> 19:43.291 ‫جک! 19:46.458 --> 19:48.375 ‫چه کیف قشنگی. 19:48.375 --> 19:51.541 ‫می‌بینم که علاقه‌ زیادی به چاپلوسی داری، خانم گلس. 19:51.541 --> 19:54.625 ‫با وجود کیف شیک شنل، 19:54.625 --> 19:58.833 ‫من نه گول می‌خورم، نه می‌ترسم، ‫نه تهدید می‌شم. 19:58.833 --> 20:00.375 ‫من تهدیدت نمی‌کنم. 20:00.375 --> 20:03.291 ‫صرفا دارم موقعیت رو در چارچوب خودش قرار میدم. 20:04.000 --> 20:06.333 ‫دوست دارم با ادی حرف بزنم. ‫اون کجاست؟ 20:06.333 --> 20:08.125 ‫- سرش شلوغه. ‫- مشغول چه کاریه؟ 20:08.125 --> 20:12.208 ‫شکار، ماهیگیری، شمردن تعداد کبوترهای توی کبوتر خانه‌اش. ‫چه می‌دونم. 20:12.208 --> 20:16.125 ‫30 هزارتا به علاوه یه شبگردی با برادرم در شهر ‫توافق ما بود. 20:16.125 --> 20:18.958 ‫حالا متوجه‌ام که با وجود تمام تلاش‌هاش، 20:18.958 --> 20:21.916 ‫جک کاری که تو حس می‌کنی لازم بود ‫رو انجام نداد. 20:21.916 --> 20:24.583 ‫اگه نتونی بگی مشکل چی بوده، ‫دیگه حرفی نمی‌مونه. 20:24.583 --> 20:25.583 ‫اون... 20:26.541 --> 20:28.166 ‫به شبمون متعهد نبود. 20:28.166 --> 20:29.625 ‫اون برده کسی نمیشه، عالی‌جناب. 20:29.625 --> 20:34.416 ‫البته که شما هم همینطور. ‫هرگز قرار نبود جک چنین کاری کنه. 20:34.416 --> 20:36.541 ‫منم همچین چیزی رو نخواستم. 20:37.041 --> 20:39.875 ‫من یه شبگردی در شهر می‌خواستم، 20:39.875 --> 20:42.583 ‫که همونطور که توضیح دادم ‫نتونست پاش وایسه. 20:42.583 --> 20:45.625 ‫تا حالا توی این کره خاکی ‫هیچکس به اندازه برادر من جک 20:45.625 --> 20:46.875 ‫آدمی وجود نداشته که برعکس خواسته‌های شما باشه. 20:46.875 --> 20:48.583 ‫اون مثل یه سگ نر وحشی می‌مونه. 20:48.583 --> 20:51.500 ‫که از سر تا پاش بوی مردونگی میده. 20:51.500 --> 20:54.500 ‫حالا اگه می‌خوای یکی با این خواسته‌هات موافقت کنه، 20:54.500 --> 20:57.583 ‫توصیه می‌کنم چشم‌هات رو ببندی ‫و تصورش رو بکنی. 20:57.583 --> 20:59.333 ‫اوه، این چیزی نیست که می‌خوام، عزیز جان. 20:59.333 --> 21:01.250 ‫من دیگه حرفی ندارم. 21:01.250 --> 21:04.250 ‫بهت میگم چیکار می‌کنم. ‫با اون کیف شیک که 30 هزار پوند 21:04.250 --> 21:07.833 ‫پول نقد توشه تنهات می‌ذارم ‫تا بتونی هرچقدر از چیزی که می‌خوای رو بخری. 21:07.833 --> 21:10.416 ‫و می‌تونی به گزینه‌هات هم فکر کنی. ‫فردا حرف می‌زنیم. 21:26.458 --> 21:27.541 ‫جفری. 21:27.541 --> 21:29.208 ‫ببخشید مزاحم‌تون شدم، عالی‌جناب. 21:29.208 --> 21:31.458 ‫همونطور که گفته بودین ‫با وکیل صحبت کردیم. 21:31.458 --> 21:32.833 ‫آدرس حسابدار رو گرفتین؟ 21:32.833 --> 21:34.166 ‫بیشتر از یک ساعت پیش. 21:34.666 --> 21:38.708 ‫ولی به نظر میاد که دوست ژاپنی‌مون ‫اشتیاق زیادی داره. 21:38.708 --> 21:40.375 ‫حرفت رو رک بزن، جفری. 21:40.375 --> 21:43.250 ‫ما چیزی که به خاطرش اومدیم رو گرفتیم، ‫ولی هنوز داره بیچاره رو شکنجه می‌کنه. 21:48.458 --> 21:52.416 ‫ما آدرس حسابدار رو گرفتیم. ‫خودم می‌برمت پیشش. بریم. 21:56.875 --> 21:59.458 ‫کارم هنوز تموم نشده. 21:59.458 --> 22:01.083 ‫نه، کارمون تموم شده. 22:02.333 --> 22:03.291 ‫راه بیفت. 22:05.666 --> 22:08.333 ‫کارم هنوز تموم نشده. 22:10.083 --> 22:12.083 ‫کار تموم شد. 22:12.083 --> 22:14.250 ‫این کار ما نیست. 22:17.458 --> 22:18.791 ‫کار تموم شد. 22:21.708 --> 22:22.541 ‫خوبه. 22:31.333 --> 22:32.166 ‫لعنتی. 22:33.166 --> 22:34.500 ‫این یه مشکله، جفری. 22:37.583 --> 22:41.583 ‫ادی، اوضاع با آشنای مشترک‌مون ‫چطور پیش میره؟ 22:41.583 --> 22:43.625 ‫عه، بخوام خیلی ملایم بگم... 22:44.458 --> 22:46.791 ‫شیوه کاریش یه خرده زیادی تنده. 22:46.791 --> 22:49.541 ‫- بله، ولی آدرس رو گرفتین؟ ‫- آره، آدرس رو گرفتیم. 22:49.541 --> 22:52.166 ‫حسابدار یه خونه در کسل کومب اجاره کرده. 22:52.750 --> 22:55.416 ‫بذار یه چیزی رو کاملا واضح بگم. 22:55.916 --> 22:58.166 ‫هدف ما یه هیولاست. 22:58.166 --> 23:00.583 ‫ضروریه که این حسابدار ناپدید بشه. 23:00.583 --> 23:01.958 ‫توافق ما سر یه جسد بود. 23:02.000 --> 23:08.958 ‫همین الانش هم یه جسد روی دستمونه. ‫بله، اگه روش‌های کاری دوست ژاپنی‌مون ‫به نظر کمی تند میاد، 23:08.958 --> 23:10.875 ‫دلیل خوبی داره. 23:10.875 --> 23:11.958 ‫باشه؟ 23:13.791 --> 23:14.875 ‫پس بگو ببینم، 23:16.000 --> 23:17.750 ‫مشکل داره یا نه؟ 23:18.375 --> 23:19.541 ‫بله یا نه؟ 23:23.041 --> 23:24.166 ‫مشکلی نیست. 23:24.875 --> 23:26.000 ‫خیلی ممنون، ادواردو. 23:26.000 --> 23:27.000 ‫خواهش می‌کنم. 23:30.958 --> 23:31.875 ‫بریم. 23:42.958 --> 23:45.416 ‫اون روز رو یادته که من و جک ‫اون دوچرخه‌های کوهستانی رو دزدیدیم؟ 23:45.416 --> 23:48.791 ‫اون پسرهای اهل ایسلینگتون ‫با لباس‌های شیک، 23:48.791 --> 23:51.000 ‫و هیکل فوق عضلانی اومدن، ‫همه‌جور تهدیدی می‌کردن، 23:51.000 --> 23:54.875 ‫و بعد تو، سوزی گلس، ‫پدرشون رو در آوردی، مگه نه؟ 23:54.875 --> 23:57.625 ‫ممکنه باهاشون چشم تو چشم شده باشم. ‫ولی جربزه نداشتن. 23:58.208 --> 24:00.625 ‫بهای غم‌انگیز استروئید استفاده کردن همینه. 24:00.625 --> 24:01.875 ‫بعدش بهت علاقه پیدا کردم. 24:01.875 --> 24:05.583 ‫چون جلوی چندتا نوجوون استروئیدزن وایسادم؟ ‫گمشو، جو. 24:05.583 --> 24:08.125 ‫نه. نه، معلومه که قبلش هم بهت علاقه داشتم. 24:08.125 --> 24:09.958 ‫تو خوشگل بودی. 24:09.958 --> 24:10.833 ‫هنوزم هستی. 24:11.416 --> 24:13.958 ‫نه، به خاطر این بود که هیچ شیطنتی ‫توی کَتت نمی‌رفت. 24:13.958 --> 24:15.333 ‫هنوزم نمیره. 24:15.333 --> 24:18.500 ‫پس دقیقا این رابطه‌ی بین تو و دوک چیه؟ 24:18.500 --> 24:19.541 ‫رابطه کاری. 24:19.541 --> 24:21.708 ‫ترکیب سازگاریه، موافق نیستی؟ 24:21.708 --> 24:24.125 ‫تو و عالی‌جناب؟ 24:24.125 --> 24:25.666 ‫این یه پارادوکسه، جو. 24:25.666 --> 24:27.333 ‫پارادوکس با کنایه نسبت داره. 24:27.333 --> 24:30.000 ‫کنایه‌ هم با تناقض تاثیر متقابل داره. 24:30.000 --> 24:31.500 ‫واقعا می‌خوای این بازی رو باهام بکنی؟ 24:31.500 --> 24:33.708 ‫من هر بازی‌ای که تو بخوای می‌کنم، ‫سوزی گلس. 24:36.041 --> 24:37.166 ‫ممنون، جو. 24:37.166 --> 24:41.208 ‫نخود هر آشی می‌شی، تو همه‌چیز دخالت می‌کنی، ‫تو کار دیگران سرک می‌کشی. 24:41.208 --> 24:42.916 ‫چی تو سرته، بیگ‌جی؟ 24:43.416 --> 24:46.750 ‫بهتره تا توی دام نیفتادی ‫عقب بکشی. 24:46.750 --> 24:48.833 ‫بهت میگم چرا دارم می‌پرسم. 24:48.833 --> 24:51.541 ‫میگم شاید بهتره که وقتت رو ‫در یه بازی دیگه صرف کنی. 24:53.000 --> 24:55.125 ‫بازی دیگه؟ ‫چی میگی واسه خودت؟ 24:55.125 --> 24:56.625 ‫پول بیشتر. 24:56.625 --> 24:57.958 ‫حجم کمتر. 24:57.958 --> 24:59.458 ‫حاشیه سود بیشتر. 24:59.458 --> 25:01.666 ‫و بابات هم بهت دستور نمیده. 25:01.666 --> 25:03.458 ‫آدم با جربزه‌ای مثل تو کم گیر میاد. 25:03.458 --> 25:05.666 ‫تو مهارت و تجربه داری. 25:05.666 --> 25:06.625 ‫آینده‌نگری. 25:06.625 --> 25:11.041 ‫با اینکه شک ندارم میشه پول زیادی ‫از کوکائین در آورد، 25:11.041 --> 25:13.833 ‫بازم ریسکش یکم بیشتر از چیزیه که دوست دارم. 25:13.833 --> 25:15.708 ‫از کِی تا حالا سوزی گلس ‫از ارتفاع می‌ترسه؟ 25:15.708 --> 25:18.208 ‫مسئله ارتفاع نیست. ‫بی‌ثبات بودنشه. 25:18.208 --> 25:22.000 ‫مسئله دلال‌های کوکائین آمریکای جنوبیه. ‫اونا عاشق پازل‌های جسدی هستن. 25:22.000 --> 25:24.875 ‫فامیل‌هاشون رو تیکه تیکه می‌کنن، 25:24.875 --> 25:27.791 ‫می‌ذارنشون توی کیسه‌های پلاستیکی ‫و توی بیابان‌ها چال می‌کنن. 25:28.541 --> 25:30.625 ‫و بعد دوباره اون تیکه‌ها رو 25:30.625 --> 25:33.166 ‫مثل یه نسخه جهان سومی از هامپتی دامپتی ‫سرهم می‌کنن. 25:33.166 --> 25:36.583 ‫نه، باشه مال خودت، جو. ‫من دشت‌های سرسبز انگلیس رو دوست دارم. 25:37.083 --> 25:38.416 ‫من دوست دارم اینو بدونم... 25:38.416 --> 25:40.916 ‫که چون دوست داشتی خوش بگذرونیم ‫گفتی بریم بیرون، 25:40.916 --> 25:43.500 ‫یا به خاطر این بود که می‌خواستی بدونی ‫نظرم راجع‌به تغییر شغل چیه؟ 25:44.916 --> 25:46.333 ‫نمیشه هر دوش باشه؟ 25:49.166 --> 25:50.125 ‫به به! 25:50.916 --> 25:54.458 ‫- باید کفش‌هام رو در بیارم؟ ‫- هرطور راحتی. 25:54.458 --> 25:57.833 ‫- بالاخره که باید راحت باشم، مگه نه؟ ‫- پسره‌ی خنگول. 26:04.916 --> 26:07.125 ‫در جایگاه من نیست که چیزی بگم، قربان. 26:07.125 --> 26:10.375 ‫به نظر میاد در هر صورت قراره بگی، ‫پس چرا نمیگی؟ 26:10.375 --> 26:12.583 ‫این مسیری که توش قرار گرفتی 26:13.583 --> 26:15.833 ‫که عمارت رو به شکوه سابقش برگردونین، 26:16.333 --> 26:18.625 ‫به نظر میاد بهای سنگینی داره. 26:20.458 --> 26:24.291 ‫ما سال‌ها در باغ‌وحش زندگی می‌کردیم ‫و کوچیک‌تر می‌شدیم. 26:25.166 --> 26:27.125 ‫حالا داریم در جنگل زندگی می‌کنیم ‫و بزرگ‌تر می‌شیم. 26:30.208 --> 26:32.833 ‫و بله، این بهایی داره. 27:02.000 --> 27:03.333 ‫هنوز بیداری، آقای لارنس؟ 27:03.333 --> 27:07.000 ‫سر موقع میرم بخوابم، قربان. ‫می‌خواین قبل از رفتن براتون نوشیدنی بیارم؟ 27:07.000 --> 27:10.666 ‫بله. یه لیوان از نوشیدنی مکالان 76 بیار توی اتاقم. ‫متشکر. 27:10.666 --> 27:13.375 ‫به روی چشم، قربان. ‫یه خانم اومده شما رو ببینه. 27:13.375 --> 27:16.083 ‫- در اتاق کارتون منتظره. ‫- اوه. 27:16.083 --> 27:18.958 ‫کنتسا ایزابلا سورانزا دپارما هستن. 27:25.666 --> 27:26.791 ‫کنتسا. 27:26.791 --> 27:28.000 ‫عصر بخیر، ادواردو. 27:28.500 --> 27:30.083 ‫ببخشید که بی‌خبر اومدم. 27:31.041 --> 27:32.458 ‫بهت تسلیت میگم. 27:33.750 --> 27:34.750 ‫ممنون. 27:35.458 --> 27:37.916 ‫چون دیروقته، خیلی وقتت رو نمی‌گیرم. 27:37.916 --> 27:40.083 ‫ولی از روی احترام، ‫می‌خواستم رو در رو باهات حرف بزنم. 27:41.500 --> 27:44.916 ‫دیگه مهم نیست که عشقم ‫چطور و چرا کشته شد. 27:44.916 --> 27:46.375 ‫اون در دیگه بسته شده. 27:47.375 --> 27:50.041 ‫حالا که مرده، نقشش هم باهاش از بین رفته. 27:53.916 --> 27:58.583 ‫ولی من با مارکو مورتی صحبت کردم ‫و ازم خواست که جای کیکو رو بگیرم. 27:58.583 --> 28:01.375 ‫پس من می‌شم واسطه‌ی بین تو و مارکو 28:01.375 --> 28:04.750 ‫تا مطمئن بشم که هیچ اختلافی ‫بین سازمان اون و تو وجود نیاد. 28:07.791 --> 28:09.083 ‫بابت وقتت ممنونم. 28:16.666 --> 28:19.625 ‫و اگه امکانش هست، ‫توصیه شخصی‌تری هم برات دارم، 28:20.541 --> 28:22.625 ‫به نظر میاد نیاز به استراحت داری. 28:25.333 --> 28:26.166 ‫کنتسا. 28:27.291 --> 28:29.750 ‫اگه می‌خوای با حسن نیت پیش بریم... 28:32.958 --> 28:34.916 ‫بهتره به مسئله بوتیچلی بپردازی. 28:35.750 --> 28:38.000 ‫بابی هنوز ۱۶ میلیون کسری داره. 28:38.541 --> 28:39.708 ‫بسپارش به خودم. 28:42.208 --> 28:43.125 ‫شب بخیر. 28:44.833 --> 28:45.791 ‫شب بخیر. 28:49.333 --> 28:52.166 ‫- صبح بخیر، جف. ‫- صبح بخیر، بانوی من. 28:52.166 --> 28:54.416 ‫مثل همیشه صبح زود بیدار شدی. 28:54.416 --> 28:56.333 ‫- بهترین بخش روزه. ‫- آره. 28:56.833 --> 28:59.166 ‫داشتم دنبال عالی‌جناب می‌گشتم. ‫همینجاست؟ 28:59.166 --> 29:01.500 ‫خب، باید به زودی بیاد پایین. 29:01.500 --> 29:04.416 ‫خیلی شیک شدین. ‫جای خاصی می‌رین؟ 29:04.416 --> 29:07.250 ‫راستش، داریم می‌ریم دیدن فردی. 29:07.833 --> 29:11.125 ‫و خب، خیلی خوب میشه که دوباره ببینیمش. 29:11.125 --> 29:13.750 ‫حتما سختی‌هایی که کشیده ‫براش راحت نگذشته. 29:13.750 --> 29:17.333 ‫ولی به نظر میاد که واقعا داره ‫شرایط رو پشت سر می‌ذاره. 29:18.125 --> 29:19.333 ‫خوشحالم اینو می‌شنوم. 29:20.750 --> 29:21.833 ‫فقط... 29:22.750 --> 29:23.666 ‫اوه جف، 29:24.250 --> 29:27.958 ‫احتمالا فکر می‌کنی که من یه پیرزن خیلی خودخواهم، 29:27.958 --> 29:29.958 ‫ولی فکر اومدنش به خونه 29:29.958 --> 29:33.250 ‫داره وجودم رو پر از وحشت می‌کنه. 29:34.708 --> 29:36.041 ‫خودخواه نیستین. 29:36.625 --> 29:39.083 ‫شما یکی از وظیفه‌شناس‌ترین 29:40.041 --> 29:41.625 ‫و شریف‌ترین زن‌هایی هستین 29:42.541 --> 29:45.166 ‫که تا حالا شانس دیدنش رو داشتم. 29:49.208 --> 29:53.750 ‫من دیگه واقعا باید برم. ‫الاناست که شارلوت و تارکوین آماده بشن. 29:53.750 --> 29:55.250 ‫بسیارخب، بانوی من. 30:02.166 --> 30:06.041 ‫سر راه می‌ریم دنبال آقای تاکاشی. ‫مشغول غلات صبحانه خوردنه. 30:06.041 --> 30:08.166 ‫خوبه. ‫میرم اینو جواب بدم، جفری. 30:10.583 --> 30:14.666 ‫صبح بخیر، سوزان. ‫تونستی مسائل رو با لرد هاثورن حل کنی؟ 30:14.666 --> 30:16.875 ‫نه. ‫امروز صبح بهم پیام داد 30:16.875 --> 30:19.333 ‫که بگه هنوز راضی نشده. 30:19.333 --> 30:23.208 ‫می‌خواستم ببینم می‌تونی کمک کنی، ‫مثل دوتا والامقام باهاش حرف بزنی، 30:23.208 --> 30:26.541 ‫مثل دوتا اشراف‌زاده، ‫البته اگه خیلی سرت شلوغ نیست. 30:26.541 --> 30:29.291 ‫متاسفانه امروز صبح نمی‌تونم. 30:29.291 --> 30:31.041 ‫ولی خوشحال میشی که بشنوی... 30:31.041 --> 30:32.958 ‫کنتسا ارتباط برقرار کرد. 30:32.958 --> 30:36.250 ‫مارکو مورتی قصد داره از الان به بعد ‫از اون به عنوان رابطش استفاده کنه. 30:36.250 --> 30:39.791 ‫و می‌خوان 16 میلیونی که خرج بوتیچلی کردین ‫رو بهتون پس بدن. 30:40.958 --> 30:43.333 ‫به نظرت چرا بلا اول به جای اینکه بیاد پیش من ‫اومده پیش تو؟ 30:43.333 --> 30:46.333 ‫شاید می‌خواسته صحبت والامقامی داشته باشیم، 30:46.333 --> 30:47.916 ‫مثل دوتا اشراف‌زاده. 30:48.416 --> 30:50.666 ‫یا شایدم به خاطر اینه که عمارت من ‫باند فرود داره. 30:50.666 --> 30:53.208 ‫در هر صورت، ‫مطمئنم که باهات ارتباط برقرار می‌کنه. 30:53.208 --> 30:54.500 ‫مطمئنم همینطوره. 30:55.000 --> 30:56.000 ‫پس خدافظ. 30:57.291 --> 30:59.375 ‫گابریلا، چقدر سریع می‌تونی حرکت کنی؟ 31:08.125 --> 31:10.708 ‫خدای من، چه غم‌انگیزه. 31:11.333 --> 31:14.750 ‫جاهای بدتری هم به ذهنم می‌رسه ‫که آدم 6 ماه توش حبس باشه. 31:14.750 --> 31:17.833 ‫می‌دونم که مدتی می‌گذره، ‫ولی مشکلی پیش نمیاد. 31:18.750 --> 31:19.958 ‫خوب عمل می‌کنی. 31:21.333 --> 31:22.333 ‫بفرما برو. 31:22.833 --> 31:24.041 ‫- سلام. ‫- خیلی‌خب، بچه‌ها... 31:24.041 --> 31:25.250 ‫بیاین یکم فردی رو تنها بذاریم. 31:25.250 --> 31:28.208 ‫خدای من، عزیزم. 31:29.916 --> 31:31.833 ‫به نظر سرحال میای. 31:32.333 --> 31:34.041 ‫سلام، فردی. 31:34.583 --> 31:35.625 ‫خیلی وقته ندیده بودمت. 31:35.625 --> 31:37.291 ‫واقعا خیلی می‌گذره، مگه نه؟ 31:38.166 --> 31:39.666 ‫مدت زیادی گذشته. 31:41.333 --> 31:42.916 ‫بیاین. بیاین بغلم. 31:50.125 --> 31:51.208 ‫اوه، ایناهاش. 31:52.000 --> 31:54.125 ‫تیم کوچولو. 31:55.625 --> 31:56.625 ‫- تیم؟ ‫- تارکوین. 31:56.625 --> 31:57.375 ‫- تارکوین. ‫- آره. 31:57.375 --> 31:58.125 ‫تارکوین... 31:58.125 --> 32:00.375 ‫اسم فوق‌العاده قشنگیه. ‫چطور بچه‌ایه؟ 32:00.375 --> 32:03.666 ‫بیشتر اوقات عذاب‌آوره. 32:04.291 --> 32:05.541 ‫خیلی دوست دارم بغلش کنم. 32:07.500 --> 32:08.500 ‫آره، حتما. 32:09.083 --> 32:11.708 ‫آره. ‫فقط باشه وقتی که بیدار شد. 32:13.166 --> 32:14.666 ‫شاید بیدار نشد. 32:16.375 --> 32:17.333 ‫ببخشید؟ 32:18.375 --> 32:20.916 ‫شاید چون اینجا آرامش‌بخشه ‫خواب بمونه. 32:20.916 --> 32:23.750 ‫چون... ‫خب، اینجا به نظر من که آرامش‌بخشه. 32:24.791 --> 32:27.833 ‫[مخفیگاه حسابدار، کسل کومب] 32:43.000 --> 32:46.166 ‫تازه به یه خونه روستایی رسیدن. ‫سه‌تاشون پیاده شدن. 32:46.166 --> 32:49.958 ‫دوک، شکاربان ‫و یه یارویی که به نظر ژاپنی میاد. 32:49.958 --> 32:51.958 ‫تو مرد ژاپنی‌ای می‌شناسی؟ 32:51.958 --> 32:53.208 ‫آشپز بابا؟ 32:53.708 --> 32:55.875 ‫حواست رو جمع کن ‫و ما رو در جریان بذار. 32:55.875 --> 32:57.750 ‫چرا دوک رو زیر نظر گرفتیم؟ 32:57.750 --> 32:59.625 ‫از دور و بر ایتالیایی‌ها پلکیدنش خوشم نمیاد. 32:59.625 --> 33:01.125 ‫زیادی گرم گرفتن. 33:01.125 --> 33:03.291 ‫اخیرا یکم داره پاش رو از گلیمش درازتر می‌کنه. 33:03.291 --> 33:05.291 ‫نه زیاد. ‫فقط هر از گاهی یه خرده. 33:05.958 --> 33:09.166 ‫فعلا فقط یه غریزه زنونه‌ست، داداش جکی. 33:09.791 --> 33:11.583 ‫ولی این غریزه رو دست‌کم نمی‌گیرم. 33:12.083 --> 33:13.541 ‫خبر خوب اینه که، 33:13.541 --> 33:17.541 ‫من به یه چیزی پی بردم که ‫دوست دارم بهتون بگم. 33:18.166 --> 33:21.166 ‫چیز بزرگیه. ‫ممکنه یکم شوکه بشین. 33:21.666 --> 33:23.291 ‫ولی... 33:23.291 --> 33:25.208 ‫من... 33:26.125 --> 33:27.000 ‫از نو متولد شدم. 33:28.125 --> 33:29.375 ‫از لحاظ روحی میگم. 33:31.000 --> 33:33.250 ‫خانواده‌ همه‌چیز منه. 33:33.750 --> 33:36.958 ‫من اون برادر بزرگه‌ای که باید می‌بودم نبودم. 33:37.958 --> 33:39.583 ‫من کنارت نبودم. 33:39.583 --> 33:41.458 ‫اون همه سال، 33:41.458 --> 33:44.875 ‫عین جاروبرقیِ هنری ‫مدام کوکائین بالا می‌کِشیدم. 33:45.583 --> 33:47.708 ‫ولی الان می‌خوام کنارت باشم. 33:47.708 --> 33:48.875 ‫برای تو و... 33:51.458 --> 33:52.875 ‫پسر تازه متولد شده‌ات. 33:52.875 --> 33:55.041 ‫خب، این... 33:55.041 --> 33:56.958 ‫مامانی، من تو و بابا رو ناامید کردم. 33:56.958 --> 34:00.375 ‫در قبال مسئولیت‌هام کوتاهی کردم، 34:00.375 --> 34:02.750 ‫و می‌فهمم که بابا حق داشت 34:02.750 --> 34:06.750 ‫که همه‌چیز... ‫همه‌چیز رو برای ادوارد به ارث بذاره. 34:06.750 --> 34:07.833 ‫نه، جدی میگم. 34:08.333 --> 34:09.333 ‫حق داشت. 34:09.958 --> 34:11.125 ‫و... 34:12.541 --> 34:13.500 ‫من خوشحالم. 34:13.500 --> 34:16.500 ‫واقعا سپاسگزارم که این کارو کرد. 34:17.458 --> 34:19.958 ‫چون همه اینا منو به اینجا رسوند. 34:20.583 --> 34:23.375 ‫با این اوصاف، فکر می‌کنم آماده‌ام 34:24.250 --> 34:25.833 ‫که بیام خونه. 34:27.375 --> 34:29.458 ‫اگه شما هم می‌خواین بیام. 34:29.458 --> 34:30.375 ‫- بله! ‫- آره. 34:30.375 --> 34:32.500 ‫- وای خدا، معلومه. ‫- دوباره راهم می‌دین؟ 34:32.500 --> 34:33.958 ‫- می‌خوایم بیای خونه. ‫- عالیه. 34:33.958 --> 34:35.375 ‫- می‌خوایم، عزیزم. ‫- عالیه. 34:35.375 --> 34:39.041 ‫فکر می‌کنم مهمه که در چنین مسائلی ‫عجله نکنیم. 34:39.041 --> 34:40.833 ‫من عجله نمی‌کنم. ‫خیلی بهش فکر کردم. 34:40.833 --> 34:43.291 ‫- راستش ساکم رو جمع کردم. ‫- بله. خب، امروز که نه. 34:43.291 --> 34:46.083 ‫- تو ماشین جا نداریم. ‫- ماشین جا نداره. 34:46.083 --> 34:48.166 ‫- چون من سگ‌ها و تارکوین رو آوردم. ‫- توی یه ماشین 4 در 4؟ 34:48.166 --> 34:49.083 ‫باشه. 34:52.458 --> 34:53.625 ‫یه فنجون چای می‌خواین؟ 34:53.625 --> 34:56.666 ‫- فقط برو! زود باش. ‫- خب، بدون گوشیم که نمیشه، مامان. 34:56.666 --> 34:58.250 ‫می‌تونن بعدا بفرستنش! 35:03.083 --> 35:04.916 ‫- خدافظ، عزیزم! ‫- خدافظ! خدافظ، فردی! 35:04.916 --> 35:06.250 ‫- خدافظ! ‫- خدافظ! 35:06.250 --> 35:08.166 ‫- بای بای. ‫- خدافظ، بای بای! 35:08.708 --> 35:12.083 ‫متوجه تعداد زیاد صلیب‌ها شدی؟ 35:15.000 --> 35:16.333 ‫به همراه چیزهای دیگه. 35:16.875 --> 35:20.416 ‫اینجا خیلی عجیب می‌زنه. 35:47.916 --> 35:49.041 ‫خوبی، بلا؟ 35:50.583 --> 35:51.666 ‫تمرین می‌کنی؟ 35:51.666 --> 35:53.750 ‫امروز فقط برای کار اومدم، آقای جک. 35:54.583 --> 35:55.791 ‫توی دفتره. 35:57.083 --> 35:58.083 ‫ممنون. 35:58.958 --> 36:00.208 ‫- هی، تو خیلی خوش اندامی. ‫- هی! 36:08.041 --> 36:09.041 ‫مرسی. 36:10.458 --> 36:14.625 ‫چه جای معرکه‌ای برای دفتر کاره. ‫جو خیلی مردونه‌ای داره. 36:14.625 --> 36:17.041 ‫میشه تستسترون رو مزه کرد. 36:17.041 --> 36:20.750 ‫با اینحال تو مثل گل رزی در بین یه مشت خار ‫اینجا نشستی. 36:20.750 --> 36:24.708 ‫دوست دارم فکر کنم که ظرافت‌های زنانه‌ام ‫یه‌جور تعادل ایجاد می‌کنن. 36:24.708 --> 36:25.833 ‫چه کمکی ازم برمیاد؟ 36:34.125 --> 36:35.583 ‫برای دست‌بوسی اومدم. 36:36.625 --> 36:39.583 ‫گمون کنم ادواردو خبر هیجان‌انگیز منو بهت گفته 36:39.583 --> 36:43.208 ‫که قراره واسطه‌ی بین شما و مارکو باشم. 36:43.208 --> 36:45.875 ‫آره، گفت که باهاش ارتباط برقرار کردی. 36:46.625 --> 36:48.875 ‫من مشتاقم که باهم کار کنیم. 36:48.875 --> 36:52.916 ‫و پدرم هم بابت بازپرداخت مسئله بوتیچلی ‫خیلی سپاسگزار بود. 36:52.916 --> 36:54.208 ‫خوشحالم. 36:55.041 --> 36:58.791 ‫و امیدوارم که منجر به یه رابطه کاری جدید بشه. 36:59.666 --> 37:01.458 ‫ولی من در این دنیا تازه‌کارم، سوزی. 37:01.458 --> 37:04.833 ‫من فقط زندگی شیرین یه اشراف‌زاده ‫رو تجربه کردم. 37:05.333 --> 37:07.125 ‫به همین خاطر می‌خواستم باهات حرف بزنم. 37:07.625 --> 37:09.500 ‫تا ببینم که منو زیر پر و بالت می‌گیری. 37:09.500 --> 37:11.375 ‫من باید خیلی چیزها رو یاد بگیرم. 37:11.958 --> 37:14.625 ‫مطمئنم هرچی که نیاز داشته باشی ‫رو خیلی سریع یاد می‌گیری. 37:14.625 --> 37:15.875 ‫مثل ادواردو؟ 37:16.375 --> 37:17.750 ‫می‌دونم که اون یه سرباز بود. 37:18.250 --> 37:22.458 ‫ولی اونم مثل من زندگی راحت و بی‌معنی ‫و سرشار از خوش‌گذرونی داشت. 37:22.958 --> 37:25.333 ‫ولی با راهنمایی تو، ‫به یه آدم خیلی فراتر از اینا تبدیل شد. 37:27.916 --> 37:30.750 ‫مطمئنم که وقتی بین این دو دنیا جابجا میشی 37:30.750 --> 37:32.958 ‫ادی الگوی خیلی خوبی برات میشه. 37:32.958 --> 37:35.500 ‫تنها چیزی که ممکنه الان اضافه کنم ‫اینه که... 37:35.500 --> 37:37.708 ‫اگه یه وقت در وضعیتی قرار داشتی 37:37.708 --> 37:40.708 ‫که نیاز بود مقدار پولی رو به پدرم برگردونی، 37:40.708 --> 37:44.041 ‫بهتره اول با من حرف بزنی، ‫نه ادی. 37:45.250 --> 37:47.333 ‫سلسله مراتب. ‫مسئله اینه. 37:49.250 --> 37:50.166 ‫البته. 37:50.791 --> 37:53.125 ‫به محض اینکه تو میگی، ‫خیلی به نظر تابلو میاد. 37:53.125 --> 37:54.000 ‫هوم. 37:57.458 --> 37:58.625 ‫ممنون، سوزانا. 37:59.208 --> 38:00.291 ‫می‌بینی؟ 38:00.291 --> 38:02.000 ‫همین اول کار داری بهم یاد میدی. 38:03.083 --> 38:04.583 ‫و بابت قهوه هم ممنون. 38:27.833 --> 38:28.833 ‫اومد. 38:36.333 --> 38:38.166 ‫فکر کنم یه مشکلی داریم، جفری. 38:41.291 --> 38:43.250 ‫کارمون تمومه. ‫با خانواده‌اش اومده. 38:43.250 --> 38:45.208 ‫بریم. وسایلت رو جمع کن. 38:45.208 --> 38:46.500 ‫گوشی. 38:50.291 --> 38:52.625 ‫زن، بچه، تمومه. 38:55.666 --> 38:56.500 ‫مشکلی نیست. 39:02.958 --> 39:04.666 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 39:08.541 --> 39:11.083 ‫- همه‌شون باید بمیرن. ‫- نه، نه، نه. 39:11.083 --> 39:13.375 ‫اون همراه زن و بچه‌هاشه. 39:13.375 --> 39:14.958 ‫یه روز دیگه انجامش می‌دیم. 39:15.541 --> 39:16.416 ‫باشه؟ 39:30.916 --> 39:33.291 ‫چطوره شما دوتا برین بالا ‫و اتاقتون رو انتخاب کنین؟ 39:34.208 --> 39:35.625 ‫خب، می‌تونست بدتر باشه. 39:47.916 --> 39:48.958 ‫- خوبه؟ ‫- آره. 39:48.958 --> 39:49.875 ‫بذارش زمین. 39:55.500 --> 39:56.791 ‫صدا رو شنیدی؟ 39:57.625 --> 39:58.750 ‫آره، نگران نباش. 40:17.125 --> 40:18.541 ‫در رو پشت سرت ببند. 40:24.500 --> 40:25.875 ‫یه موش توی آشپزخونه‌ست. 40:26.583 --> 40:29.708 ‫باید به زنت بگی که ‫وقتی به حساب موش می‌رسی، 40:29.708 --> 40:31.333 ‫بچه‌ها رو برداره 40:31.333 --> 40:32.916 ‫و برگردن تو ماشین. 40:35.791 --> 40:37.208 ‫اگه می‌فهمی چی میگم ‫بگو بله. 40:38.750 --> 40:39.666 ‫بله. 40:40.416 --> 40:41.666 ‫می‌فهمم. 40:42.166 --> 40:45.125 ‫ممکنه زنت بخواد باهاش بری، ‫ولی همچین اتفاقی نمی‌افته. 40:46.000 --> 40:47.125 ‫حواسم بهت هست. 40:47.125 --> 40:49.875 ‫با جون خانواده‌ات بازی نکن. 40:51.375 --> 40:56.000 ‫اون فقط باید بچه‌ها رو سوار ماشین کنه ‫و برن توی شهر بستنی بگیرن. 40:56.000 --> 40:57.791 ‫تو هم یک ساعت دیگه میری پیشش. 40:59.500 --> 41:01.666 ‫وقتی به حساب موش رسیدم؟ 41:04.750 --> 41:05.750 ‫دقیقا. 41:09.125 --> 41:10.125 ‫برو. 41:28.375 --> 41:30.916 ‫- امیدوارم طعم آدامس بادکنکی داشته باشن. ‫- بستنی. 41:30.916 --> 41:32.541 ‫من با طعم کوکی می‌خوام. 41:34.791 --> 41:35.791 ‫لعنتی. 41:40.333 --> 41:44.500 ‫می‌خوای موش رو چیکار کنی؟ ‫بکشیش یا توی باغچه ولش کنی؟ 41:46.000 --> 41:47.125 ‫بکشمش. 41:49.916 --> 41:51.000 ‫واقعا موش هست، مگه نه؟ 42:02.166 --> 42:03.875 ‫لعنتی. خدایا. 42:23.541 --> 42:25.583 ‫می‌خواین من ترتیب این یکی رو بدم، قربان؟ 42:26.166 --> 42:28.708 ‫نه ممنون، جفری. ‫خودم انجامش میدم. 42:46.375 --> 42:47.375 ‫لطفا بگیر بشین. 42:47.375 --> 42:48.500 ‫باشه. 42:49.916 --> 42:53.375 ‫میشه... میشه... ‫میشه لطفا یه لیوان آب بخورم؟ 42:55.166 --> 42:56.500 ‫اشکال نداره؟ 43:06.041 --> 43:07.125 ‫بله، حتما. 43:19.416 --> 43:20.375 ‫بشین. 43:33.333 --> 43:35.833 ‫اولین باری که بابا ‫ما رو برد گوزن شکار کنیم رو یادته؟ 43:36.375 --> 43:37.333 ‫یادت میاد؟ 43:39.083 --> 43:40.750 ‫همه باهم واسه گوزن کمین زدیم، 43:40.750 --> 43:43.708 ‫و بعد گذاشت من شلیک کنم. 43:44.833 --> 43:48.541 ‫اگه بگم من کاملا بی‌گناهم ‫فرقی می‌کنه؟ 43:49.416 --> 43:51.375 ‫و زدمش. ‫من زدمش. 43:52.083 --> 43:53.458 ‫و اون خیلی افتخار می‌کرد. 43:53.458 --> 43:55.083 ‫من خلافکار نیستم. 43:55.083 --> 43:57.291 ‫فقط یه حسابدارم. 43:58.250 --> 43:59.791 ‫و بعد که نزدیکتر شدیم، 44:00.833 --> 44:02.291 ‫و هنوز داشت نفس می‌کشید، 44:03.625 --> 44:04.833 ‫نتونستم کارش رو تموم کنم. 44:08.958 --> 44:10.166 ‫یا خدا. 44:11.041 --> 44:12.625 ‫تو کوچیکتر از من بودی. 44:12.625 --> 44:14.208 ‫بابا چاقو رو داد دست تو، 44:15.791 --> 44:18.958 ‫و تو طوری گلوش رو بردی ‫که انگار هیچ تاثیری روت نداشت. 44:18.958 --> 44:21.833 ‫نه. نه. نه. ‫من هیچوقت واسه اونا کار نمی‌کردم. 44:21.833 --> 44:24.416 ‫رئیسم کار می‌کرد. لطفا. لطفا. ‫نه، نه، نه. 44:24.416 --> 44:27.208 ‫چیزی که این کشور نیاز داره ‫یه پادشاهه... 44:27.208 --> 44:32.083 ‫که لایق چنین تاجی باشه. ‫ببخشید، یه سوال دارم. ‫یه سوال. 44:32.083 --> 44:33.958 ‫من به درد این کار نمی‌خورم. 44:35.208 --> 44:36.125 ‫ولی تو؟ 44:36.125 --> 44:37.916 ‫تو براش به دنیا اومدی. 44:37.916 --> 44:42.625 ‫شما این قابلیت منحصر به فرد رو داری ‫تا یه چیز زهرآگین رو 44:42.625 --> 44:45.000 ‫به یه امر الهی تبدیل کنی. 44:45.000 --> 44:46.375 ‫تو بچه داری؟ 44:46.375 --> 44:51.166 ‫حق انتخاب بین قضاوت ‫و رحمت رو داری. 44:52.500 --> 44:56.208 ‫نباید مهربانی شما رو ‫با ضعف اشتباه بگیرن. 44:57.166 --> 44:58.583 ‫سوال اینجاست که... 45:00.125 --> 45:01.041 ‫آیا حاضری... 45:02.000 --> 45:02.833 ‫بکُشی؟ 45:03.875 --> 45:05.583 ‫الان خدا کجاست؟ 45:05.583 --> 45:06.958 ‫ای بابا. 45:35.666 --> 45:37.833 ‫بهتره تمیزکاری کنیم ‫و از اینجا بریم، قربان. 45:39.125 --> 45:40.041 ‫درسته. 45:55.375 --> 45:57.083 ‫عصر بخیر، سروان. 45:57.083 --> 46:00.291 ‫به نظر میاد روز ناجوری داشتی. ‫دوست داری تعریف کنی؟ 46:01.958 --> 46:04.125 ‫چطوره بریم داخل و با صرف یه فنجون چای ‫راجع‌بهش حرف بزنیم؟ 46:04.125 --> 46:05.291 ‫نه، بیا بیخیال چای بشیم 46:05.291 --> 46:07.833 ‫و برسیم به اونجاش که بهم بگی ‫چرا یه جسد پشت ماشینته. 46:11.000 --> 46:12.125 ‫می‌خوای انکارش کنی؟ 46:15.583 --> 46:16.500 ‫جفری؟ 46:19.416 --> 46:21.208 ‫من نقشه‌ای برای این جسد دارم. 46:21.208 --> 46:24.000 ‫جایگاهت رو در سلسله مراتب ‫بهت یادآوری کنم؟ 46:24.000 --> 46:26.208 ‫تو با ما کار می‌کنی، ‫نه جدا از ما، 46:26.208 --> 46:28.458 ‫و در نهایت، رئیس بابامه. 46:28.458 --> 46:30.000 ‫بهتره اینو فراموش نکنی. 46:30.000 --> 46:31.833 ‫خودم کاملا از سلسله مراتب مطلع هستم، سوزان. 46:32.416 --> 46:33.333 ‫اون کیه؟ 46:33.333 --> 46:35.541 ‫یه توضیح طولانی و پیچیده داره 46:35.541 --> 46:37.583 ‫که به موقعش کامل بهت میگم. 46:38.083 --> 46:39.083 ‫لطفا نقشه رو شرح بده. 46:40.000 --> 46:43.750 ‫نقشه اینکه با استفاده از این جسد ‫سر لرد هاثورن رو زیر بیاریم 46:43.750 --> 46:46.083 ‫که اینطوری جایگاهم رو در مجلس اعیان ‫به دست میاریم. 46:47.958 --> 46:50.708 ‫اول، یکی از افرادت رو می‌فرستیم 46:50.708 --> 46:52.916 ‫که تو یکی از مهمونی‌های مجللِ آخر هفته‌اش ‫بهش نزدیک بشه. 46:54.000 --> 46:55.666 ‫به لندن خوش اومدی. 46:55.666 --> 46:59.125 ‫وقتی لیوان نوشیدنیش رو کنار گذاشت، ‫یه قرص خواب می‌ندازیم داخلش. 47:01.333 --> 47:03.541 ‫و صبح فرداش که بیدار شد... 47:04.125 --> 47:05.500 ‫با سورپرایز محشری روبرو میشه. 47:12.458 --> 47:13.958 ‫وای، خدای من. ‫چه اتفاقی افتاده؟ 47:17.208 --> 47:20.125 ‫لرد هاثورن، امروز صبح در چه حالی؟ 47:21.333 --> 47:23.791 ‫اوه، چه بد. ‫کجایی؟ 47:24.416 --> 47:25.666 ‫خوب شد بهم زنگ زدی. 47:25.666 --> 47:28.625 ‫ما با صاحب‌های اونجا آشنا هستیم، 47:28.625 --> 47:30.750 ‫پس قطعا کمکی از دستم برمیاد. 47:30.750 --> 47:32.875 ‫و از شانس خوبت، همین نزدیکی هستیم. 47:32.875 --> 47:35.000 ‫همونجا بمون. 47:38.916 --> 47:40.500 عجب مهمونی‌ای بوده. 47:41.000 --> 47:42.875 ‫اصلا نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده. 47:42.875 --> 47:46.541 ‫نگران نباش، دیکی. ‫مطمئنم که می‌تونیم یه راهی برای حل کردنش پیدا کنیم. 47:47.250 --> 47:50.041 ‫- همه‌چیز درست میشه، مگه نه ادی؟ ‫- دقیقا. 47:55.291 --> 47:57.625 ‫پس تو قصد داری ‫بذاری لایحه تصویب بشه، 47:57.625 --> 47:59.166 ‫ماری‌جوآنا جرم‌زدایی بشه، 47:59.166 --> 48:01.583 ‫و پدر عزیزم رو کفری کنی... 48:01.583 --> 48:03.458 ‫اونم به خاطر چی، ‫چون می‌خوای وارد کار قانونی بشی؟ 48:03.458 --> 48:05.958 ‫ربطی به قانونی یا غیرقانونی بودنش نداره، سوزی. 48:05.958 --> 48:08.625 ‫مسئله اینه که همه چی رو با هم میخوایم 48:08.625 --> 48:11.333 ‫ببین، با حمایت لرد هاثورن، ‫اجازه می‌دیم لایحه تصویب بشه. 48:11.333 --> 48:14.166 ‫پس در عین حال، ‫در یه شرکت قانونی سرمایه‌گذاری می‌کنیم 48:14.166 --> 48:16.500 ‫که برای فروش ماری‌جوآنای غیرقانونی‌مون 48:16.500 --> 48:19.166 ‫وارد یه بازار قانونی می‌کنیم، ‫هزینه مقررات شامل‌مون نمیشه، 48:19.166 --> 48:23.125 ‫ارزون‌تر از رقیب‌هامون می‌فروشیم ‫و می‌شیم فروشنده اصلی ماری‌جوآنا. 48:23.750 --> 48:25.458 ‫مشکل اصلی چی؟ 48:25.458 --> 48:27.375 ‫پدرم می‌خواد لایحه کامل رد بشه. 48:27.375 --> 48:29.166 ‫پدرت متوجه نمیشه. 48:29.166 --> 48:31.166 ‫متوجه بشه یا نه، ‫خوشش نمیاد یهو غافلگیر بشه. 48:31.166 --> 48:33.541 ‫پس صبر می‌کنیم تا کار از کار گذشته باشه... 48:33.541 --> 48:35.583 ‫و لحظه‌مون رو با دقت زیاد انتخاب می‌کنیم. 48:35.583 --> 48:36.458 ‫می‌کنیم؟ 48:37.500 --> 48:38.458 ‫بله، ما. 48:38.958 --> 48:42.041 ‫از اولش می‌خواستم بهت بگم. ‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم که از پسش برمیام. 48:43.041 --> 48:45.750 ‫- و مطمئنی که می‌تونی؟ ‫- خب، تو که باشی آره. 48:47.416 --> 48:49.541 ‫پس بهتره خیلی با دقت بهش فکر کنم. 48:50.208 --> 48:51.208 ‫همینطوره. 48:58.666 --> 49:02.250 ‫من دوباره متولد شدم. 49:03.500 --> 49:06.541 ‫فکر می‌کنم آماده‌ام که بیام خونه. 49:06.541 --> 49:07.916 ‫دکترها چی گفتن؟ 49:07.916 --> 49:10.041 ‫اینجا دکتر نداره، مامان. ‫بیمارستان که نیست. 49:10.041 --> 49:12.291 ‫یه مرکز توانبخشی معنویـه. 49:13.250 --> 49:19.500 ‫بنده ادوارد هورنیمان، دوک هالستید، ‫به خداوند متعال قسم می‌خورم 49:19.500 --> 49:21.125 ‫که وفادار بمانم 49:21.125 --> 49:24.375 ‫و مطابق قانون ‫یار و یاور واقعی 49:24.375 --> 49:26.000 ‫سرورم پادشاه، 49:26.666 --> 49:28.166 ‫جانشین و وارثان ایشان باشم، 49:29.375 --> 49:30.666 ‫با توکل به خدا. 49:30.666 --> 49:32.375 ‫حامیت فکر می‌کنه آماده هستی؟ 49:32.375 --> 49:33.250 ‫آه. 49:34.000 --> 49:35.125 ‫خب، 49:36.375 --> 49:38.125 ‫اون آدم جالبیه. 49:42.083 --> 49:45.416 ‫خودش هم یه جورایی بد فهمیده شده. ‫مرد خیلی باهوشیه. 49:52.208 --> 49:53.833 ‫با توکل به خدا. 50:01.083 --> 50:03.166 ‫واسه چی دعا می‌کنی، فردی؟ 50:04.875 --> 50:06.041 ‫برای راهنمایی. 50:07.208 --> 50:10.125 ‫و حس می‌کنی که راهنمایی رو گرفتی؟ 50:13.416 --> 50:14.625 ‫نمی‌دونم. 50:17.333 --> 50:18.458 ‫نمی‌دونم. 50:25.250 --> 50:26.666 ‫اون داره گوش میده. 50:28.916 --> 50:31.375 ‫من وقتی برادرم رو از دست دادم ‫به درگاهش دعا کردم. 50:32.750 --> 50:34.833 ‫و جواب دعاهام رو داد. 50:36.416 --> 50:38.750 ‫چون الان تو رو دارم. 50:41.125 --> 50:45.500 ‫تو داری برای فقدان خودت دعا می‌کنی، ‫بابت چیزی که ازت گرفته شده. 50:46.666 --> 50:48.166 ‫و من اینجا... 50:48.875 --> 50:51.333 ‫دقیقا کنار توئم. 50:52.708 --> 50:55.041 ‫چون ما دیگه برادر هستیم. 50:56.625 --> 50:58.000 ‫و با همدیگه، 50:59.458 --> 51:03.583 ‫مطمئن می‌شیم چیزی که حق توئه ‫رو پس بگیریم. 51:03.583 --> 51:08.583 www.Doostihaa.com