WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:07.040 --> 00:09.160 ‫شروع شد. 00:09.324 --> 00:10.400 ‫آنچه گذشت... 00:10.440 --> 00:13.399 ‫اسمش هارولد اسنیده. 00:13.400 --> 00:16.479 ‫یه واسطه روحیه، غیب‌گوئه. 00:21.720 --> 00:23.799 ‫پس سوال انگیزه‌ست. 00:23.800 --> 00:25.439 ‫خب، خودت که دیده بودیش. 00:25.440 --> 00:27.799 ‫چرا یکی از اینا باید بخواد بکشتش؟ 00:27.800 --> 00:32.359 ‫نفر اول مستخدمه، عایشه ژان‌باپتیست، 00:32.360 --> 00:34.279 ‫بعدش دوشیزه جرالدین مرسر. 00:34.280 --> 00:37.439 ‫تازه باهام تماس گرفتن ‫و گفتن منم تو لیست هستم. 00:37.440 --> 00:40.359 ‫دوست قدیمی‌مون خانم ایدا درج. 00:40.360 --> 00:42.559 ‫من و آقای اسنید میونه خیلی خوبی باهم داریم. 00:42.560 --> 00:45.799 ‫- وِد چاپرا. ‫- یه ماشین زیرش کرد. 00:47.280 --> 00:50.519 ‫و خواهران مجرد پلام‌شوت، ‫کلارا و امیلیا. 00:50.520 --> 00:54.279 ‫آقای اسنید بیچاره اصلا دنبال پول نبود. 00:54.280 --> 00:55.719 ‫من هزینه‌ای نمی‌گیرم. 00:55.720 --> 00:57.719 ‫ببخشید، نمی‌خواستم ناراحتتون کنم ‫دوشیزه... 00:57.720 --> 01:00.199 ‫- تراتی. ‫- سرهنگ رجی وینترز هستم. 01:00.200 --> 01:03.319 ‫اسنید از حقه‌هاش استفاده می‌کرد ‫تا همه‌جور آشناهای مشکوکی به دست بیاره. 01:03.320 --> 01:06.719 ‫اثرانگشت روی خنجر متلق به هاپر هست، ‫یه نازیِ اعدام شده. 01:06.720 --> 01:10.400 ‫هارولد اسنید توسط یه مُرده ‫به قتل رسیده. 02:09.520 --> 02:11.040 ‫هوم. 02:14.560 --> 02:15.919 ‫کجا داریم می‌ریم؟ 02:15.920 --> 02:19.719 ‫مگه ما هر روز همین سوال رو ‫از خودمون نمی‌پرسیم، بازرس؟ 02:19.720 --> 02:22.319 ‫نه، واقعا کجا داریم می‌ریم؟ 02:22.320 --> 02:24.679 ‫- تو اعتقاد داری؟ ‫- به چی؟ 02:24.680 --> 02:27.120 ‫به چیزهای اسرارآمیز، پدیده‌های مرموز، ‫ماورالطبیعه. 02:28.640 --> 02:32.119 ‫نه، فکر نکنم. ‫یعنی، ریسک هم نمی‌کنم. 02:32.120 --> 02:35.239 ‫- احتیاط شرط عقله. ‫- و صبح‌ها به زاغی‌ها هم سلام می‌کنم. ‫[برای رفع بلا] 02:35.240 --> 02:39.159 ‫هوم، بی‌ادبیه که سلام نکنی. ‫ولی قضیه عمیق‌تر از ایناست، مگه نه؟ 02:39.160 --> 02:41.319 ‫کافیه ظاهر مدرن مردم رو کنار بزنی، 02:41.320 --> 02:44.880 ‫باورت نمیشه که چه خزعبلاتی رو قبول دارن. 02:58.120 --> 02:59.839 ‫مثلا همین پرونده. 02:59.840 --> 03:03.639 ‫گروهی از انسان‌ها رو داریم که ‫کاملا عاقل به نظر می‌رسن، 03:03.640 --> 03:06.999 ‫که راضی شدن دور یه میز بنشینن ‫و دست... 03:07.000 --> 03:09.479 ‫یا بهتره بگم مچ همدیگه رو بگیرن، 03:09.480 --> 03:13.119 ‫تا با مردگان ارتباط برقرار کنن. 03:13.120 --> 03:15.399 ‫آره. ‫خب، یکیشون که خیلی 03:15.400 --> 03:16.999 ‫به یه مُرده نزدیک شده بود، مگه نه؟ 03:17.000 --> 03:19.999 ‫- هارولد اسنید رو فرستاد اون دنیا. ‫- دقیقا. 03:20.000 --> 03:23.279 ‫ولی اون چاقو 03:23.280 --> 03:25.800 ‫با دست یه مُرده فرو نشده، بازرس. 03:29.080 --> 03:31.239 ‫پس چطور انجام شده، ها؟ 03:33.960 --> 03:36.720 ‫اثرانگشت هریسون هاپر ‫چطور روی خنجر سر در آورده؟ 03:41.560 --> 03:42.920 ‫آه. 03:57.720 --> 03:59.519 ‫صبر کن، یعنی... 03:59.520 --> 04:02.399 ‫بله، موزه‌ سیاه. 04:02.400 --> 04:06.199 ‫موزه مشهور جرایم اسكاتلنديارد. 04:06.200 --> 04:08.119 ‫اوه و با خودم گفتم که 04:08.120 --> 04:11.599 ‫از برترین کارشناس شهر در زمینه مرگ‌های خشن ‫مشورت بگیرم. 04:11.600 --> 04:13.920 ‫می‌دونم که چقدر براش لذت داره. 04:17.640 --> 04:21.280 ‫این بهترین روز زندگیمه. 05:24.416 --> 05:27.183 ‫[به یاد داشته باش که روزی خواهی مرد] 05:27.666 --> 05:29.800 ‫[بخش دوم] 05:29.880 --> 05:33.759 ‫- الگو، بوک؟ ‫- همه ما دچار عادت‌هایی می‌شیم. 05:33.760 --> 05:37.559 ‫دوست داریم به یه بقالی، ‫پیش یه کفاش و نونوا بریم. 05:37.560 --> 05:42.680 ‫ما توی زندگی‌مون مسیر تکراری‌ای می‌سازیم، ‫مسیری که میشه تحلیلش کرد. 05:47.080 --> 05:49.080 ‫زود باشین دیگه. 06:03.080 --> 06:04.919 ‫ما باید هرچی که می‌تونیم 06:04.920 --> 06:07.920 ‫درباره همه افراد حاضر ‫در اون جلسه احضار مرگبار رو بفهمیم. 06:11.680 --> 06:13.319 ‫و چه راهی بهتر از 06:13.320 --> 06:16.759 ‫بررسی عادت‌های خرج کردن پولشون ‫وجود داره؟ 06:41.080 --> 06:44.799 ‫من و تو باید نقش آدم‌های سرخوش و بیخیال ‫رو بازی کنیم 06:44.800 --> 06:47.319 ‫و به کارهامون برسیم. 06:47.320 --> 06:50.400 ‫- خانم. ‫- اوه. می‌خواستم بدونم که میشه... 06:57.280 --> 06:59.840 ‫- هی! ‫- زود باش! 07:01.480 --> 07:03.719 ‫اوه. ببخشید... ‫اوه! 07:05.760 --> 07:08.280 ‫- عصر بخیر. ‫- دوباره سلام. 07:09.920 --> 07:12.799 ‫واقعا کلیشه‌ایه که بگم ‫دیگه نباید اینطوری همدیگه رو ببینیم؟ 07:12.800 --> 07:16.759 ‫دارین می‌رین پیاده‌روی روزانه‌تون ‫رو انجام بدین؟ 07:16.760 --> 07:19.759 ‫- بله بله، درسته، بله. عادت قدیمی‌ایه. ‫- هوم. 07:19.760 --> 07:21.439 ‫تحمل توی خونه موندن ندارم. 07:21.440 --> 07:25.479 ‫بعضی وقت‌ها حیوانات بیچاره توی باغ‌وحش رو تماشا می‌کنم ‫که مدام بالا و پایین میرن. 07:25.480 --> 07:26.919 ‫من باشم دیوونه می‌شم. 07:26.920 --> 07:30.559 ‫آدم باید بره بیرون چرخی بزنه. ‫شما کجا... 07:30.560 --> 07:32.879 ‫اوه، من فقط دارم میرم خرازی. 07:32.880 --> 07:36.199 ‫اوه، لباس زمستانی بخری، ها؟ 07:36.200 --> 07:38.640 ‫ اونو دیدم! 07:39.920 --> 07:42.160 ‫- خب. ‫- بله، باید بذارم به کارتون برسین. 07:44.120 --> 07:45.680 ‫شاید... 07:46.760 --> 07:48.879 ‫بله؟ 07:48.880 --> 07:51.280 ‫شاید دوست داشته باشین که یه روزی ‫باهم چای بخوریم؟ 07:53.480 --> 07:54.960 ‫شاید. 07:57.640 --> 07:59.160 ‫کارت من. 08:09.560 --> 08:11.320 ‫ممنون. 09:26.120 --> 09:30.079 ‫مثل جایگاه مقدسی برای قدیسان بدنامه. 09:30.080 --> 09:34.399 ‫طناب دار، ابزار ساخت ردپای ساختگی ‫و ماسک‌های مرگ. 09:34.400 --> 09:36.999 ‫اوه، همیشه دلم می‌خواست بیام اینجا. 09:37.000 --> 09:39.799 ‫خب جناب، 09:39.800 --> 09:42.799 ‫همونطور که می‌دونین، ‫موزه سیاه به روی عموم باز نیست. 09:42.800 --> 09:44.279 ‫عموم؟ 09:44.280 --> 09:47.759 ‫میشه استثنا قائل شد. ‫شامل دوستان آقای چرچیل میشه. 09:49.480 --> 09:51.519 ‫پس چرا اومدیم اینجا؟ 09:51.520 --> 09:54.279 ‫شما یه ورود غیرمجاز داشتین، قای کندال ‫مگه نه؟ 09:54.280 --> 09:56.792 ‫چی؟ نه! ‫این چه حرفیه. 09:56.792 --> 09:57.761 ‫یکی وارد اسكاتلنديارد شده باشه؟ 09:57.760 --> 09:59.519 ‫- مطمئنی؟ ‫- کاملا. 09:59.520 --> 10:01.759 ‫20 ساله که نگهبان اینجام ‫و اصلا... 10:01.760 --> 10:03.639 ‫شیشه پنجره شکسته‌ی اون پشت، 10:03.640 --> 10:06.759 ‫که با روزنامه پر شده، ‫اونم یه روزنامه جدید 10:06.760 --> 10:08.439 ‫به نظر نقطه‌ی ورود میاد. 10:08.440 --> 10:12.519 ‫رد خرده‌شیشه‌ها روی فرش ‫تا اینجا کشیده شده. 10:12.520 --> 10:15.999 ‫- معلومه هم که چرا چیزی نشنیدی. ‫- ها؟ 10:16.000 --> 10:18.679 ‫خب، اگه همیشه اونقدر که امروز داری بوی نوشیدنی میدی ‫نوشیدنی می‌خوری، 10:18.680 --> 10:20.519 ‫احتمالا وقتی این اتفاق افتاده ‫تخت خواب بودی. 10:20.520 --> 10:22.600 ‫چطور جرات می‌کنی؟ ‫من... 10:24.280 --> 10:27.039 ‫باید کار یه مشت بچه باشه، قربان. ‫هیچی دزدیده نشده. 10:27.040 --> 10:29.160 ‫برو بیرون، کندال. ‫برو بیرون. 10:30.240 --> 10:32.160 ‫بعدا به حسابت می‌رسم. 10:36.120 --> 10:38.640 ‫- خب؟ چیه؟ پس چی اینجاست؟ ‫- نورا؟ 10:39.760 --> 10:43.759 ‫- معلومه خب، چیزهای مربوط به پرونده‌ی هاپر. ‫- می‌دونستم که متوجه میشی. 10:43.760 --> 10:47.520 ‫می‌دونستم می‌فهمه. ‫اخیرا قفل به زور شکسته شده. 10:48.640 --> 10:50.319 ‫اعتراف هریسون هاپر. 10:50.320 --> 10:53.759 ‫در کنار طنابی که باهاش دارش زدن ‫و قالب چهره‌اش. 10:53.760 --> 10:57.479 ‫آره، از بس بدنام بود که ‫قالب گچی‌ای از صورتش ساختن. 10:57.480 --> 10:59.919 ‫یه زمانی کار خیلی رایجی بود. 10:59.920 --> 11:02.359 ‫قالب چهره‌ی بورک از گروه بورک و هر ‫رو هم ساخته بودن. 11:02.360 --> 11:04.679 ‫یه قالب از چهره‌اش و... 11:04.680 --> 11:06.719 ‫و دست‌هاش. 11:08.720 --> 11:11.159 ‫- اوه، فهمیدم. ‫- چیزی دزدیده نشده، 11:11.160 --> 11:14.039 ‫ولی جناب بازرس، اینجا نشانه‌های واضحی ‫از دستکاری وجود داره 11:14.040 --> 11:17.559 ‫و همینطور آثار باقی‌ مونده‌ از موم. 11:17.560 --> 11:21.119 ‫- یکی داشته اثرانگشت هریسون هاپر رو کپی می‌کرده. ‫- هوشمندانه‌ست. 11:21.120 --> 11:22.759 ‫- هوشمندانه‌ست. ‫- بعدش کار خیلی راحتیه... 11:22.760 --> 11:25.119 ‫که یه اثرانگشت دیگه از قالب مومی بگیرن 11:25.120 --> 11:28.559 ‫و به دسته خنجر منتقلش کنن. 11:28.560 --> 11:29.839 ‫ولی چرا؟ 11:29.840 --> 11:32.040 ‫پیغام دارین، جناب بازرس. 11:42.760 --> 11:44.639 ‫موریس یه چیزی کشف کرده. 11:44.640 --> 11:46.759 ‫بالاخره هرچیزی بار اولی داره. 11:46.760 --> 11:50.079 ‫جرالدین مرسر، جرالدین مرسر نیست. 11:50.080 --> 11:51.759 ‫اوه؟ 11:51.760 --> 11:55.600 ‫قبلا جرالدین هاپر بوده. 11:57.640 --> 11:59.200 ‫اوه! 12:16.240 --> 12:20.159 ‫با اخبار سینگراف همراه هستید. ‫کار هریسون هاپر تمام شد. 12:20.160 --> 12:21.279 ‫این بریتانیایی خیانت‌کار 12:21.280 --> 12:25.079 ‫که برای اربابان نازی‌اش هر کاری از دستش برمی‌آمد کرد ‫تا روحیه مردم را تضعیف کند، 12:25.080 --> 12:28.479 ‫بالاخره به آخرین موعدش رسید ‫و بالای دار رفت. 12:28.480 --> 12:31.039 ‫هاپر که اینجا قبل از دادگاه در حال قدم زدن است، 12:31.040 --> 12:34.279 ‫به ترحم و بخشش دادگاه بریتانیا چشم دوخته بود. 12:34.280 --> 12:36.559 ‫و عدالت او را محکوم کرد. 12:36.560 --> 12:41.959 ‫در سوم ژانویه ۱۹۴۶ در زندان واندزورث، ‫وی به سرنوشت نهایی خود دچار شد. 12:41.960 --> 12:46.279 ‫چه کسی براش عزاداری می‌کند؟ ‫هیچ بریتانیاییِ وفاداری، در این شکی نیست. 12:58.240 --> 13:00.799 ‫عادلانه نیست. ‫من بهترین روزم رو... 13:00.800 --> 13:02.559 ‫با انجام کاری که واقعا بهش علاقه دارم گذروندم، 13:02.560 --> 13:03.599 ‫بعد حالا می‌خوای... 13:03.600 --> 13:06.720 ‫زندگی عادلانه نیست، خانم جوان. ‫بهتره بهش عادت کنی. 13:08.720 --> 13:10.680 ‫حالا برو آشپزی کن. 13:11.760 --> 13:13.000 ‫آشپزی کن! 13:18.960 --> 13:21.519 ‫باهاش مدارا کن یوسف، ‫در سن حساسیه. 13:21.520 --> 13:24.000 ‫در سن حساسیه؟ ‫اون همیشه اینطوری بوده. 13:24.001 --> 13:26.481 ‫حتی وقتی که برادرم زنده بود. 13:26.480 --> 13:28.759 ‫خیالبافی می‌کرد، ‫به چیزهایی فکر می‌کرد... 13:28.760 --> 13:30.319 ‫که یه خانم جوان نباید بهشون فکر کنه. 13:30.320 --> 13:31.839 ‫خب، این دیگه بستگی به نظر آدم‌ها داره. 13:31.840 --> 13:33.759 ‫بیا بریم، جرالدین رو دوباره آوردن. 13:33.760 --> 13:35.000 ‫یه لحظه. 13:36.080 --> 13:38.279 ‫آقای بوک. 13:38.280 --> 13:39.479 ‫کورموس. 13:39.480 --> 13:41.079 ‫اوه، اسم غذای مخصوص‌تونه؟ 13:41.080 --> 13:44.279 ‫- خب، مشتاقم که... ‫- نه، کورموس. ارواح. 13:44.280 --> 13:46.680 ‫برادرزاده‌ام میگه که باهاشون سروکار داری. 13:48.080 --> 13:49.719 ‫یه جورایی. 13:49.720 --> 13:52.799 ‫بهتره تو این کارها دخالت نکنی، دوست من. 13:52.800 --> 13:57.000 ‫این ارواح، این شبح‌ها، ‫شیطانن. 13:58.320 --> 14:02.199 ‫از تاماگ، جهان زیرین به زمین میان، 14:02.200 --> 14:05.079 ‫و نیت خیّری برامون ندارن. 14:05.080 --> 14:07.400 ‫مراقب باش، دوست من. ‫خیلی احتیاط کن. 14:09.040 --> 14:11.000 ‫اونا فقط آورنده‌ی مرگ هستن. 14:26.960 --> 14:29.680 ‫ بذارشون پشت. 14:31.880 --> 14:34.119 ‫اوه... 14:34.120 --> 14:36.599 ‫آه... 14:57.720 --> 15:01.960 ‫هریسون هاپر پدرم بود، بله. 15:03.040 --> 15:07.679 ‫شاید درک کنین که چرا به این مسئله اشاره نکردم، 15:07.680 --> 15:12.319 ‫و اینکه چرا اسمم رو عوض کردم، ‫ولی این چه ربطی داره... 15:12.320 --> 15:15.159 ‫رابطه‌ات باهاش چطوری بود؟ 15:15.160 --> 15:18.239 ‫ما تا سال‌ها باهاش در ارتباط نبودیم. 15:18.240 --> 15:20.439 ‫خب، وقتی که ذات واقعیش رو نشون داد، 15:20.440 --> 15:24.079 ‫من و مادرم هیچ سروکاری باهاش نداریم. 15:24.080 --> 15:27.359 ‫بعد توی روزنامه‌ها ازش حرف می‌زدن، 15:27.360 --> 15:29.119 ‫که داشت برای نازی‌ها تبلیغ می‌کرد. 15:29.120 --> 15:31.439 ‫وحشتناک بود. 15:31.440 --> 15:34.399 ‫راحت‌تر بود که فرض کنیم مرده. 15:34.400 --> 15:36.300 ‫و بعد هم مرد. 15:36.301 --> 15:38.201 ‫دولت اعدامش کرد. 15:39.240 --> 15:40.399 ‫حالا معتقدیم... 15:40.400 --> 15:43.320 ‫بر اساس مدارکی که توسط هارولد اسنید فراهم شده بود ‫محکوم شد. 15:46.920 --> 15:48.719 ‫ولی من اصلا روحمم خبر نداشت. 15:48.720 --> 15:50.719 ‫با این وجود، دوشیزه خانم... 15:50.720 --> 15:53.839 ‫ارتباط واضحی بین شما ‫و مرد به قتل رسیده وجود داره. 15:53.840 --> 15:57.319 ‫حالا آقای بوک لطف کردن ‫و بهمون نشون دادن 15:57.320 --> 16:00.679 ‫که چطور اثرانگشت پدرتون ‫روی سلاح قتل سر در آورده. 16:00.680 --> 16:04.560 ‫باور کنین که وقتی پدرم فوت شد ‫من یه قطره هم اشک نریختم. 16:05.880 --> 16:08.519 ‫اگه هارولد اسنید ارتباطی با دستگیریش... 16:08.520 --> 16:12.599 ‫و بعد اعدامش داشته، ‫من خبر نداشتم. 16:12.600 --> 16:14.679 ‫اگه می‌دونستم احتمالش بیشتر بود ‫که ازش تشکر کنم 16:14.680 --> 16:16.280 ‫تا اینکه بخوام با خنجر بزنمش. 16:23.240 --> 16:24.959 ‫اون یواشکی وارد موزه شده، 16:24.960 --> 16:26.879 ‫از قالب دست‌های پدرش ‫اثرانگشت تهیه کرده، 16:26.880 --> 16:28.959 ‫و بعد با خنجر اسنید رو به قتل رسونده. 16:28.960 --> 16:31.719 ‫- انگیزه؟ ‫- مشخصه، انتقام. 16:31.720 --> 16:33.959 ‫انتقام از مردی که با مدارک اون ‫پدرش اعدام شد. 16:33.960 --> 16:35.399 ‫خب، چرا باید چنین کاری کنه؟ 16:35.400 --> 16:39.599 ‫چرا باید عمدا ارتباط مستقیمی ایجاد کنه ‫که به خودش برگرده؟ 16:39.600 --> 16:42.279 ‫- اصلا با عقل جور در نمیاد. ‫- راست میگه، موریس. 16:42.280 --> 16:45.839 ‫خب، به روان‌شناسی مربوط میشه، مگه نه؟ 16:45.840 --> 16:47.800 ‫تو هم همیشه داری با همین ‫مخ ما رو می‌خوری، بوک. 16:48.840 --> 16:51.279 ‫می‌خواسته که همه‌چیز اون جنایت ‫به پدرش مربوط بشه، 16:51.280 --> 16:53.759 ‫حتی اگه به خاطرش اعدام بشه. 16:53.760 --> 16:55.439 ‫باید بهش اتهام بزنیم. 16:55.440 --> 16:56.920 ‫راست میگه. 16:58.000 --> 17:00.239 ‫مولیر چی میگه؟ 17:00.240 --> 17:05.039 ‫"عجله‌ بی‌جا، آدم رو مستقیم به اشتباه می‌کشونه". 17:05.040 --> 17:06.879 ‫آره. ‫خب، رئیس پلیس... 17:06.880 --> 17:09.840 ‫مولیر رو لای منگنه قرار نداده بود. 17:36.400 --> 17:38.279 ‫الگو، بوک. 17:38.280 --> 17:41.559 ‫یکی رو نوشیدنی مهمون کن ‫یا از یکی روزنامه بخر. 17:41.560 --> 17:45.039 ‫درباره مسابقه کریکت یا دادگاه‌های جنگی ‫باهاش حرف بزنی، 17:45.040 --> 17:47.919 ‫بعد یهو می‌بینی که رفیق صمیمیت شده. 17:47.920 --> 17:50.799 ‫یعنی، انگار شبکه عظیمی 17:50.800 --> 17:52.839 ‫از آدمای پشت باجه‌هاست، مگه نه؟ 17:52.840 --> 17:54.719 ‫بعد آخه می‌دونی، ‫کل سطحِ لندن رو گرفته، 17:54.720 --> 17:57.519 ‫با تروتی که یه جورایی... 17:57.520 --> 18:00.479 ‫حکم چسب دیواری‌ای رو داره ‫که همه‌چیز رو کنار هم نگه داشته. 18:00.480 --> 18:04.319 ‫دقیقا. ‫به عنوان روشی برای جمع‌آوری اطلاعات، حرف نداره. 18:04.320 --> 18:06.799 ‫و به عنوان یه استعاره، خیلی قشنگ بود. 18:06.800 --> 18:09.240 ‫میشه لطفا یه دایره تشکیل بدین؟ 18:10.720 --> 18:11.920 ‫آه. 18:13.320 --> 18:15.999 ‫- خب؟ ‫- خب؟ 18:16.000 --> 18:17.999 ‫- گزارش بدین. ‫- اوه، درسته. 18:18.000 --> 18:20.639 ‫آره، پروفسور چاپرا. 18:20.640 --> 18:23.039 ‫آره، آدم مرموزیه. 18:23.040 --> 18:25.159 ‫به نظر نمیاد واسه چیزی خرج بکنه. 18:25.160 --> 18:27.719 ‫خواربارفروش‌ها، ابزارفروش‌ها، خیاط‌ها. 18:27.720 --> 18:29.439 ‫آدمیه که سلیقه‌ خیلی ساده‌ای داره، 18:29.440 --> 18:30.999 ‫به جز وقتی مسئله سفر کردن باشه. 18:31.000 --> 18:32.239 ‫سفر به جاهای عجیب؟ 18:32.240 --> 18:35.839 ‫تو اصلا نباید اینجا باشی. ‫سفر به جاهای عجیب؟ 18:35.840 --> 18:38.359 ‫فقط سفرهای داخلی. 18:38.360 --> 18:40.479 ‫یکی به اسم فنسی در ایستگاه سنت‌پانکراس. 18:40.480 --> 18:41.759 ‫اوه، فنسی عزیز. 18:41.760 --> 18:46.079 ‫اون گفت که قبلا خیلی پروفسور رو می‌دید. 18:46.080 --> 18:48.199 ‫گفت که قبلا به مدت چندین ماه ‫هر هفته 18:48.200 --> 18:50.519 ‫سوار قطار اسکاتلند می‌شد. 18:50.520 --> 18:54.559 ‫- اسکاتلند همون جاییه که تصادف بزن و درو رخ داده بود؟ ‫- آره. 19:05.280 --> 19:07.120 ‫لاکشمی؟ 19:18.880 --> 19:20.280 ‫لاکشمی؟ 19:21.480 --> 19:24.319 ‫لاکشمی؟ لاکشمی! 19:26.480 --> 19:28.959 ‫شاید می‌رفته سر صحنه‌ی تصادف. 19:28.960 --> 19:32.839 ‫و بعد یهو دیگه نرفته. 19:32.840 --> 19:35.119 ‫شاید اون موقع بوده که دیگه ‫در جلسات احضار شرکت می‌کرده. 19:35.120 --> 19:38.160 ‫هوم. ‫میشه لطفا همه دست همدیگه رو بگیریم؟ 19:39.280 --> 19:42.279 ‫تاریخ آخرین باری که به اسکاتلند رفته بود رو داری؟ 19:42.280 --> 19:43.880 ‫توی جیب جلیقه‌ام هست. 19:44.920 --> 19:47.480 ‫و خانم‌های پلام‌شوت چی؟ 19:48.520 --> 19:50.039 ‫هوم، همون چیزهای همیشگی. 19:50.040 --> 19:52.959 ‫از قصاب، نانوا و خواربارفروشِ محلشون خرید می‌کنن. 19:52.960 --> 19:55.759 ‫- یه شیشه نوشیدنی‌ از فورتنومز می‌گیرن. ‫- هوم! 19:55.760 --> 20:00.840 ‫ولی یه حساب غیرمنتظره ‫در یه فروشگاه لباس مردونه دارن. 20:01.920 --> 20:03.030 ‫محلی نیست؟ 20:03.070 --> 20:05.279 ‫اصلا. ‫خیلی از محله‌شون دوره. 20:05.280 --> 20:07.239 ‫اخیرا چی خریدن؟ 20:07.240 --> 20:09.800 ‫دوتا شلوار مردونه. 20:19.360 --> 20:22.810 ‫- شلوار پارچه کجراه سواره‌نظام. ‫- بله، از کجا فهمیدی... 20:22.810 --> 20:24.401 ‫میشه لطفا مچ دست همدیگه رو بگیریم؟ 20:24.400 --> 20:27.520 ‫مچ دست راست بغلی رو بگیرین ‫و مچ دست چپ رو بدین بغلی‌تون بگیره. 20:29.200 --> 20:30.680 ‫حلقه‌ای پایدار. 20:32.080 --> 20:33.840 ‫ولی یکی شکستش، مگه نه؟ 20:34.880 --> 20:37.719 ‫یکی. ‫نفر بعدی کیه؟ 20:37.720 --> 20:41.879 ‫خانم درج. ‫البته که بیشتر از همه درباره اون می‌دونیم. 20:41.880 --> 20:43.399 ‫به نظر میاد تنگدسته. 20:43.400 --> 20:44.999 ‫منتظر ارثیۀ آقای هارکاپه. 20:45.000 --> 20:46.879 ‫که خودمون هم می‌دونیم. 20:46.880 --> 20:48.759 ‫دوشیزه مرسر. 20:48.760 --> 20:52.200 ‫اون توی یه گل‌فروشی در نایتس‌بریج ‫سفارش دائم داره. 21:10.400 --> 21:13.439 ‫ماهی یک بار، گل سپیدگوهر می‌گیره. 21:13.440 --> 21:14.839 ‫سپیدگوهر؟ 21:14.840 --> 21:16.799 ‫آره، سفارش ویژه‌ایه. ‫گرونه. 21:16.800 --> 21:19.359 ‫این سپیدگوهر به کجا برده میشه؟ 21:19.360 --> 21:22.079 ‫قبرستان خیابان برومپتون. ‫سر قبر مادرش. 21:22.080 --> 21:25.199 ‫بیربوم تری. 21:25.200 --> 21:28.200 ‫لیلی لانگتری، گل زنبق دره. 21:29.440 --> 21:32.399 ‫عایشه چی؟ 21:32.400 --> 21:35.759 ‫خب، یادته اسنید بهش گفته بود ‫که توی سیرک کار می‌کنه؟ 21:35.760 --> 21:37.399 ‫- بله. ‫- حقیقت از آب در اومد. 21:37.400 --> 21:40.520 ‫به نظر میاد علاوه‌ بر چیزهای دیگه ‫یه دستیار شعبده‌باز بوده. 21:42.680 --> 21:45.479 ‫موقع انجام یه سری حرکات آکروباتیک زخمی شد، 21:45.480 --> 21:48.399 ‫و ولش کرد تا بره برای اسنید کار کنه. 21:54.840 --> 21:57.399 ‫و هرگز حرف نزده؟ 21:57.400 --> 22:00.879 ‫نه. روسینی، صاحب سیرک قسم خورد. 22:00.880 --> 22:03.599 ‫اونو توی بچگی در یه آتیش‌سوزی نجات داده بود. 22:03.600 --> 22:05.559 ‫میگه خیلی دختر خنگیه. 22:05.560 --> 22:08.079 ‫دیگه چیزی نیست که درباره‌اش گزارش بدم. 22:08.080 --> 22:10.239 ‫آشپز، پیشخدمت، و همه‌کاره‌ی اسنید بود. 22:10.240 --> 22:12.959 ‫تمام خریدهای خواربار رو هم انجام می‌داد. 22:12.960 --> 22:15.919 ‫اوه، ولی پارچه موسلین زیادی خریده بود. 22:15.920 --> 22:17.639 ‫معلومه که این کارو کرده. 22:17.640 --> 22:20.759 ‫پس فکر کردی که چطور ‫اکتوپلاسم تولید می‌کنن؟ 22:20.760 --> 22:24.719 ‫گل سپیدگوهر نماد شجاعت یا وفاداریه، 22:24.720 --> 22:27.119 ‫که داستان دوشیزه مرسر 22:27.120 --> 22:29.519 ‫درباره سختی‌ای که اون و مادرش کشیدن ‫رو تایید می‌کنه. 22:29.520 --> 22:32.839 ‫یا بهتره بگم، داستان دوشیزه هاپر رو تایید می‌کنه. 22:32.840 --> 22:34.119 ‫هاپر؟ 22:34.120 --> 22:36.999 ‫جرالدین دختر هریسون هاپره. 22:37.000 --> 22:38.799 ‫عجب. 22:38.800 --> 22:41.679 ‫میشه همه یافته‌هات رو ببینم؟ 22:41.680 --> 22:43.799 ‫و در مورد خود مقتول چی فهمیدین؟ 22:43.800 --> 22:45.879 ‫خب، از بالا شروع می‌کنم. ‫[از اول] 22:45.880 --> 22:48.319 ‫به معنای واقعی کلمه. ‫کلاه‌گیسش. 22:48.320 --> 22:50.439 ‫درواقع اسنید سه کلاه‌گیس داشته، 22:50.440 --> 22:53.319 ‫که هر کدوم طول متفاوتی داشتن. 22:53.320 --> 22:55.839 ‫تا بتونه وانمود کنه که رشد می‌کرده. 22:55.840 --> 22:57.959 ‫- مشتری وندوور بود. ‫- گرونه. 22:57.960 --> 23:01.279 ‫خیلی، ‫و کلاه‌گیس‌هاش رو هم مرتب اونجا ترمیم می‌کرد. 23:01.280 --> 23:03.719 ‫سه‌تا کلاه‌گیس، همه‌شون هم عالی نگهداری می‌شدن. 23:03.720 --> 23:05.239 ‫پس اسنید یه مقدار پول داشته. 23:05.240 --> 23:08.959 ‫و تازه سفارش داده بود ‫دو دست کت و شلوار نو براش بدوزن. 23:08.960 --> 23:12.999 ‫پول بیشتری هم داشته. ‫با اینحال ظاهرا هزینه نمی‌گرفته. 23:13.000 --> 23:15.479 ‫از خیابان جرمین لباس زیر می‌خریده. 23:15.480 --> 23:17.319 ‫ابریشمی، با حروف اول اسم گلدوزی ‌شده. 23:25.600 --> 23:26.879 ‫خب، چیه؟ 23:26.880 --> 23:29.439 ‫در همه این یادداشت‌ها، ‫همه این سوابق... 23:29.440 --> 23:31.640 ‫- یه چیزی هست که متوجهش نشدین. ‫- اوه؟ 23:34.160 --> 23:36.479 ‫اونا کمتر خرج می‌کردن. 23:36.480 --> 23:39.959 ‫کاهشِ کم اما چشمگیری در خرج کردنشون... 23:39.960 --> 23:42.919 ‫طی چند ماه گذشته وجود داشته، ‫همه به جز... 23:44.280 --> 23:47.639 ‫ها. ‫کارت عالی بود، نورا. 23:47.640 --> 23:49.519 ‫عالی بود. 23:49.520 --> 23:51.399 ‫خب، با این حساب منطقیه. 23:51.400 --> 23:52.799 ‫چی منطقیه؟ 23:52.800 --> 23:54.719 ‫که این پرونده سر چیه. 23:54.720 --> 23:56.639 ‫اونوقت چیه؟ 23:56.640 --> 23:58.480 ‫البته خب، اخاذی. 24:13.520 --> 24:16.599 ‫♪ ماجرای کوچکی از احضار ارواح و بس ♪ 24:16.600 --> 24:18.999 ‫♪ اما چه کسی کرده این کار را قفس؟ ♪ 24:19.000 --> 24:21.279 ‫♪ چرا که کلید این مرگ عجیب ♪ 24:21.280 --> 24:24.040 ‫♪ باج‌خواهی بوده برای هارولد اسنید غریب ♪ 24:25.200 --> 24:28.639 ‫♪ دوشیزه مرسر همون هاپر آشناست ♪ 24:28.640 --> 24:32.199 ‫♪ حالا نشسته و منتظر فرصت‌هاست ♪ 24:32.200 --> 24:35.519 ‫♪ آیا پروفسور حرف دروغی زده ا‌ست ♪ 24:35.520 --> 24:39.320 ‫♪ درباره‌ی ماشین و این جرم پست؟ ♪ 24:41.240 --> 24:44.119 ‫♪ بانوان محترم با لباس‌های مخملین ♪ 24:44.120 --> 24:46.679 ‫♪ دارند کار خیر می‌کنند برای مسکین ♪ 24:46.680 --> 24:49.599 ‫♪ یا پشت این درهای مقدسی که بسته‌اند ♪ 24:49.600 --> 24:52.360 ‫♪ رازِ دیگریست که پنهانش کرده‌اند؟ ♪ 24:53.920 --> 24:56.999 ‫♪ عایشه هیچ حرف بدی نمی‌زند ♪ 24:57.000 --> 24:59.239 ‫♪ اصلا هم نمی‌تواند حرفی بزند ♪ 24:59.240 --> 25:01.800 ‫♪ از هارولد اسنید بی‌دردسر و غریب ♪ 25:03.000 --> 25:06.240 ‫♪ و راز مردنش در این شیب مهیب ♪ 25:11.680 --> 25:14.679 ‫♪ و خانم ایدا درِج نازنین چه؟ ♪ 25:14.680 --> 25:16.799 ‫♪ که خیلی بیشتر از درآمدش خرج می‌کنه؟ ♪ 25:16.800 --> 25:18.279 ‫سلام ای مریم پر از فیض، ‫خداوند با توست. 25:18.280 --> 25:19.799 ‫خجسته‌ای در میان زنان. 25:19.800 --> 25:21.439 ‫و مبارک است میوه‌ی شکم تو، عیسی. 25:21.440 --> 25:22.799 ‫مریم مقدس ‫برای ما گناهکاران دعا کن. 25:22.800 --> 25:24.519 ‫اکنون و در زمان مرگمان. 25:24.520 --> 25:29.919 ‫♪ بی‌پسر، بی‌پول، بی‌همسر ♪ 25:29.920 --> 25:32.159 ‫سلام ای مریم پر از فیض، ‫خداوند با توست. 25:32.160 --> 25:34.599 ‫♪ و زندگی می‌کنه با رویاها ♪ 25:50.640 --> 25:53.280 ‫ببخشید، سگ. ‫کمکم می‌کنه فکر کنم. 26:21.440 --> 26:23.919 ‫آقای بوک، ما اصلا نمی‌دونستیم که شما... 26:23.920 --> 26:25.399 ‫شما هم موهبتش رو دارین. 26:25.400 --> 26:27.919 ‫اوه خب، من ادعام نمیشه، خانم‌ها 26:27.920 --> 26:31.239 ‫ولی مادرم همیشه می‌گفت که به اصطلاح ‫چشم برزخی دارم. 26:31.240 --> 26:33.279 ‫- فال چای می‌گرفت؟ ‫- اوه، نمی‌شد جلوش رو گرفت. 26:33.280 --> 26:36.639 ‫همیشه دارجلینگ رو خالی می‌کرد ‫و آینده رو پیش‌بینی می‌کرد، 26:36.640 --> 26:39.279 ‫بعضی وقت‌ها هم قبل از اینکه خوردنش رو تموم کنیم. 26:39.280 --> 26:40.639 ‫- اوه! ‫- پس شاید جای تعجب نداره که... 26:40.640 --> 26:44.119 ‫منم یه سری از موهبت‌هاش رو به ارث بردم. 26:44.120 --> 26:46.599 ‫ولی ما چرا اینجا جمع شدیم ‫و به خاطر چیه؟ 26:46.600 --> 26:48.119 ‫خب، امیدواریم که شوهرم بتونه 26:48.120 --> 26:50.879 ‫با خود آقای اسنید ارتباط برقرار کنه. 26:50.880 --> 26:52.439 ‫خدا به دادمون برسه. 26:52.440 --> 26:53.799 ‫خب، کمی غیر معمول هست، 26:53.800 --> 26:56.319 ‫ولی من ایمان کامل به آقای بوک دارم. 26:56.320 --> 27:00.239 ‫حالا صبر کن می‌بینی، مرد جوان. ‫من شگفتی‌هایی دیدم که باور نکردنیه. 27:00.240 --> 27:02.199 ‫ظهورات. 27:02.200 --> 27:04.639 ‫حتی یه بار صدای گروه کُر بهشتی رو هم شنیدم. 27:04.640 --> 27:06.919 ‫گروهی از فرشتگان که ‫با هماهنگی کامل و مسرت‌بخش... 27:06.920 --> 27:09.999 ‫آواز می‌خوندن، ‫پاک، والا و بسی زیبا بود. 27:10.000 --> 27:11.839 ‫اوه، جدی؟ ‫کجا شنیدی؟ 27:11.840 --> 27:13.520 ‫کوکفوسترز. ‫[منطقه‌ای در حومه لندن] 27:15.040 --> 27:18.760 ‫گروهبان موریس، اگه میشه لطف کن ‫و نورها رو کم کن. 27:22.120 --> 27:26.000 ‫حالا بیاین طوری که میگم ‫دست همدیگه رو بگیریم. 27:27.080 --> 27:29.920 ‫دست راست بغلی رو بگیرین ‫و دست چپ رو بدین بغلی‌تون بگیره. 27:33.360 --> 27:37.919 ‫ارواح، ای ارواح، ‫هستین؟ 27:37.920 --> 27:39.959 ‫حضور دارین؟ 27:39.960 --> 27:43.800 ‫اگه هستین، نشونه‌ای بهمون بدین. ‫ای ارواح. 27:47.920 --> 27:49.759 ‫- چقدر هم تعجب کردم. ‫- موریس. 27:49.760 --> 27:52.760 ‫هستین؟ هستین؟ 27:53.880 --> 27:55.559 ‫پرده داره میره کنار. 27:57.000 --> 27:59.719 ‫بله، دارن میان، ‫الان دارن عبور می‌کنن. 28:01.480 --> 28:04.621 ‫اوه، سلام. ‫عصر بخیر، دوستان. 28:04.666 --> 28:06.441 ‫شب دل‌انگیزیه. 28:06.440 --> 28:07.919 ‫تو کی هستی؟ 28:07.920 --> 28:12.399 ‫♪ من از جاده‌ی بالا میرم ‫و تو از جاده‌ی پایین ♪ 28:12.400 --> 28:15.999 ‫♪ و من زودتر از تو به اسکاتلند می‌رسم ♪ 28:16.000 --> 28:18.239 ‫اوه، هری لودره. 28:18.240 --> 28:20.759 ‫- سر هری لودره. ‫- عجب. 28:20.760 --> 28:23.199 ‫فکر نمی‌کردم اون مرده باشه. 28:23.200 --> 28:25.959 ‫آره. خب، من دیگه باید برم. 28:25.960 --> 28:27.239 ‫اوه؟ 28:28.840 --> 28:31.919 ‫اوه! گوش کنین! 28:31.920 --> 28:34.599 ‫اوه، عزیزان دل. 28:34.600 --> 28:37.959 ‫استراتفورد؟ ‫استراتفورد، تویی؟ 28:37.960 --> 28:39.959 ‫بله. 28:39.960 --> 28:43.959 ‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، عزیزم. ‫حالت خوبه، مگه نه؟ 28:43.960 --> 28:47.119 ‫الان هنوزم می‌تونم ‫با اون لباس پیش‌بندی کوچیکِ آبی‌رنگت تصورت کنم، 28:47.120 --> 28:48.719 ‫که همیشه با عجله اینور و اونور میری. 28:48.720 --> 28:51.919 ‫تو همیشه برای پودینگ و کاستردِ من وقت داشتی، مگه نه؟ 28:51.920 --> 28:55.079 ‫اوه! اون خاله وینی منه. ‫مطمئنم. 28:55.080 --> 28:57.559 ‫اون دستور پخت مورد علاقه‌اش بود. ‫اون همیشه... 28:59.400 --> 29:02.960 ‫پس دوباره همگی جمع شدیم. 29:04.360 --> 29:06.679 ‫اوه، خودشه. 29:06.680 --> 29:09.519 ‫آقای اسنیده. ‫طفلکی. 29:09.520 --> 29:11.199 ‫امیدوارم الان در آرامش باشی. 29:11.200 --> 29:13.439 ‫همه‌چیز روبراهه، خانم عزیز. 29:13.440 --> 29:15.679 ‫از کسی کینه‌ به دل ندارم. 29:15.680 --> 29:18.319 ‫مرگ آزادی‌ای بود. 29:18.320 --> 29:19.519 ‫آزادی؟ 29:19.520 --> 29:21.000 ‫از عذاب وجدان. 29:22.600 --> 29:23.959 ‫منظورت چیه؟ 29:23.960 --> 29:28.919 ‫از جرایم من، ‫کاری که داشتم با همه‌تون می‌کردم. 29:31.160 --> 29:33.279 ‫یا خدا! 29:33.280 --> 29:35.759 ‫یه ظهور رخ داده! 29:35.760 --> 29:38.799 ‫دستم رو بگیر، خانم عزیز. 29:38.800 --> 29:43.760 ‫بذار برای آخرین بار ‫لمس زمینی‌ای رو احساس کنم. 29:45.120 --> 29:47.519 ‫چی شد؟ 29:47.520 --> 29:49.079 ‫بابت این نمایش معذرت می‌خوام. 29:50.280 --> 29:53.119 ‫با خودم گفتم این بهترین راه ‫برای توضیح دادن اینه که چطور فریب خوردین، 29:53.120 --> 29:54.879 ‫که چطور همه‌تون فریب خوردین. 29:54.880 --> 29:57.399 ‫همونطور که از اول هم گفته بودم ‫یه حقه بود. 29:57.400 --> 29:58.880 ‫مثل اون. ‫نورا؟ 30:00.080 --> 30:02.959 ‫چیز کوچیک هوشمندانه‌ایه، ‫حقه قدیمی‌ای از هودینی. 30:02.960 --> 30:05.040 ‫معمولا اینطوری انجام میشه. 30:08.200 --> 30:10.159 ‫من فقط از زانوم استفاده کردم. 30:10.160 --> 30:11.920 ‫ببینین، معجزه‌ای در کار نیست. 30:12.960 --> 30:15.839 ‫نور کم شده، ‫همگی دست همدیگه رو گرفتیم، 30:15.840 --> 30:17.959 ‫من یکم وانمود به نفس نفس زدن می‌کنم 30:17.960 --> 30:20.319 ‫که در حالت خلسه هستم، 30:20.320 --> 30:21.759 ‫یکم ادای افراد معروف رو در میارم... 30:21.760 --> 30:24.039 ‫معذرت می‌خوام، فکر می‌کردم ‫سر هری لودر مُرده. 30:24.040 --> 30:25.679 ‫و شروع میشه. 30:25.680 --> 30:28.759 ‫خیلی ببخشید که بی‌شرمانه ‫از پودینگ پیه‌ی خاله‌ات استفاده کردم، تراتی 30:28.760 --> 30:30.679 ‫ولی مثال راحتی بود. 30:30.680 --> 30:33.799 ‫واسطه روحی صرفا تا جایی که می‌تونه ‫درباره افراد دور میز 30:33.800 --> 30:38.239 ‫اطلاعات جمع‌آوری می‌کنه ‫و بقیه‌اش رو هم حدسی میگه. 30:38.240 --> 30:41.439 ‫ولی همه‌مون دست همدیگه رو گرفته بودیم. ‫تو چطوری... 30:41.440 --> 30:44.479 ‫یه حقه دیگه از هودینیه. ‫فلز انعطاف‌پذیر. 30:44.480 --> 30:47.119 ‫صرفا اونو به مچ دست شخص کناری‌ام می‌بندمش. 30:47.120 --> 30:51.079 ‫- وقتی ولش کنم، حس می‌کنه که انگار هنوز مچ دستش رو گرفتم. ‫- وای خدا... 30:51.080 --> 30:53.079 ‫و بعد در تاریکی، 30:53.080 --> 30:55.919 ‫دست واسطه روحی خالیه که ‫هرکاری دوست داره بکنه، 30:55.920 --> 30:58.999 ‫از جمله فرو کردن یه دستکش لاستیکی شب‌نما... 30:59.000 --> 31:02.039 ‫به سر پاش. 31:02.040 --> 31:06.240 ‫بفرمایین. ‫دست سرد و مُرده‌ی روح. 31:07.760 --> 31:10.359 ‫و بعد این پایین، 31:10.360 --> 31:12.919 ‫شیوه کارآمدی ‫برای خاموش کردن چراغ‌ها وجود داره. 31:12.920 --> 31:14.279 ‫همه اینا درست، بوک 31:14.280 --> 31:16.639 ‫ولی بهمون نمی‌فهمونه که چه کسی ‫هارولد اسنید رو کشته. 31:16.640 --> 31:18.679 ‫اوه، ولی ‌می‌‌فهمونه جناب بازرس، ‫‌می‌‌فهمونه. 31:18.680 --> 31:20.439 ‫اون لحظه‌ای بود که اتفاق افتاد، 31:20.440 --> 31:23.559 ‫که حلقه‌ی دست در دست هم ‫برای لحظه‌ای شکست، 31:23.560 --> 31:28.679 ‫و به یکی فرصت داد ‫تا خنجر به هارولد اسنید فرو کنه. 31:28.680 --> 31:30.039 ‫ولی کی؟ 31:30.040 --> 31:34.199 ‫همه افراد حاضر در اون جلسه احضار ‫با دقت هر چه تمام انتخاب شده بودن. 31:34.200 --> 31:36.199 ‫چون ازشون اخاذی می‌شده؟ 31:36.200 --> 31:39.800 ‫بله. ‫اسنید یه حرفی بهم زد... 31:41.120 --> 31:46.199 ‫من فقط کمی دلگرمی، کمی امید ارائه می‌کنم. ‫مراجعه کنندگان من... 31:46.200 --> 31:47.999 ‫مشتری‌هات. 31:48.000 --> 31:50.199 ‫مشتری حساب نمی‌شن. ‫من هزینه‌ای نمی‌گیرم. 31:51.440 --> 31:54.719 ‫منو به چشم یه محرم اسرار می‌بینن. 31:54.720 --> 31:57.679 ‫یه جور پدر روحانی که پیشش اعتراف کنن. 31:57.680 --> 32:01.759 ‫تمام اون اسرار کوچیکی که مراجعه کننده‌های اسنید ‫لو دادن، برداشت شده بودن. 32:01.760 --> 32:03.919 ‫البته که اطلاعات عالی‌ای برای جلسات احضار بودن، 32:03.920 --> 32:06.719 ‫ولی برای اخاذی ازشون هم عالی بودن. 32:06.720 --> 32:08.760 ‫اخاذی از آدم‌هایی مثل... 32:08.761 --> 32:10.801 ‫پروفسور چاپرا. 32:14.800 --> 32:17.159 ‫لاکشمی؟ 32:19.240 --> 32:21.600 ‫لاکشمی؟ لاکشمی؟ 32:23.040 --> 32:24.880 ‫لاکشمی! 32:26.960 --> 32:29.039 ‫لاکشمی! 32:29.040 --> 32:30.839 ‫وای، عزیز دلم... 32:30.840 --> 32:33.079 ‫یادتونه در مصاحبه چی گفت؟ 32:33.080 --> 32:35.760 ‫پلیس گفت هیچ کاری ازشون برنمیاد. 32:37.000 --> 32:38.720 ‫راننده؟ 32:39.760 --> 32:44.119 ‫شاهدی نبود، ‫بنابراین پیدا کردن زنه غیرممکن بود. 32:48.600 --> 32:51.559 ‫"زنه". ‫گفت "زنه". 32:51.560 --> 32:52.959 ‫شاهدی نبوده. 32:52.960 --> 32:56.039 ‫پروفسور از کجا می‌دونست ‫که راننده زن بود؟ 32:56.040 --> 32:59.239 ‫اون همه دفعاتی که به اسکاتلند رفته بودی، پروفسور. 32:59.240 --> 33:02.319 ‫رفته بودی سر صحنه‌ی جرم ‫یا اینکه راننده رو پیدا کنی؟ 33:02.320 --> 33:05.720 ‫راننده‌ای که فقط خودت دیده بودی. ‫نورا؟ 33:08.880 --> 33:12.919 ‫تکه‌ روزنامه‌ای از 6 ماه ‫بعد از تصادف دخترت. 33:12.920 --> 33:15.919 ‫"مرگ بانو جین کلمنت". 33:15.920 --> 33:18.759 ‫یکی ترمزهای ماشین اسپرتش ‫رو دستکاری کرده بود. 33:18.760 --> 33:20.639 ‫من یکم تحقیق کردم. 33:20.640 --> 33:23.999 ‫در زمان اون تصادف ‫نزدیک به ویلای شما زندگی می‌کرد. 33:24.000 --> 33:25.999 ‫اوه، فکر می‌کنی که... 33:26.000 --> 33:28.599 ‫فکر می‌کنی که پروفسور پیداش کرده ‫و... 33:28.600 --> 33:30.119 ‫خودش مجری قانون شده؟ 33:30.120 --> 33:31.839 ‫تو مدرکی نداری. 33:31.840 --> 33:35.280 ‫نه، مدرکی ندارم. 33:36.320 --> 33:40.239 ‫بعدش، امیلیا و کلارا پلام‌شوت. ‫خانم‌های دوست داشتنی. 33:40.240 --> 33:43.199 ‫- اما رازی دارن؟ ‫- کم کم داری متوجه میشی. 33:43.200 --> 33:46.679 ‫- ببین، بعد از اینکه تدی رو از دست دادیم... ‫- توی جنگ. 33:46.680 --> 33:48.679 ‫- جنگ قبلی. ‫- جنگ بزرگ. 33:48.680 --> 33:51.519 ‫جنگی که برای پایان دادن به همه‌ی جنگ‌ها بود. ‫اوه، چه طنز تلخ و وحشتناکی. 33:51.520 --> 33:53.399 ‫- اگه کسی از ما می‌دونست... ‫- چطور می‌تونستیم بفهمیم؟ 33:53.400 --> 33:55.879 ‫- که چند سالِ نکبت‌بار بعد... ‫- دوباره همه‌چیز تکرار میشه. 33:55.880 --> 33:58.519 ‫- و فداکاری تدی بیچاره... ‫- همش بیهوده بود. 33:58.520 --> 34:01.959 ‫جک، یادته در پناهگاه بی‌خانمان‌ها ‫چی بهت گفتم؟ 34:01.960 --> 34:03.839 ‫- نه. ‫- اوه. 34:03.840 --> 34:05.320 ‫ولی یادداشتش کردم. 34:05.321 --> 34:06.801 ‫داری یاد می‌گیری. 34:07.960 --> 34:11.680 ‫"کارش چنان خاصه که انگار ‫اثر قلم‌موی یه نقاش بزرگه‌". 34:13.360 --> 34:16.039 ‫- دست‌کار کی؟ ‫- هارولد گیلیس. 34:16.040 --> 34:17.399 ‫جراح پلاستیک؟ 34:17.400 --> 34:19.159 ‫جراح پلاستیک معروف. 34:19.160 --> 34:21.439 ‫پایه‌گذار جراحی ترمیمی 34:21.440 --> 34:23.680 ‫برای صدها مردی که از جبهه‌ی غرب برمی‌گشتن. 34:33.480 --> 34:37.679 ‫ولی برادر شما که برنگشته بود، مگه نه؟ ‫اون کشته شده بود. اوه. 34:37.680 --> 34:41.679 ‫- ما نیاز داشتیم که... ‫- که همه اینطوری باور کنن. 34:41.680 --> 34:43.719 ‫تدی بیچاره. 34:43.720 --> 34:46.639 ‫آخه اون از جنگ فرار کرده بود. 34:46.640 --> 34:48.679 ‫چاره‌ای نداشتیم. ‫بهش پناه دادیم وگرنه... 34:48.680 --> 34:50.140 ‫تیربارون می‌شد... 34:50.140 --> 34:51.961 ‫- اعدام می‌شد... ‫- به جرم بزدلی. 34:51.960 --> 34:54.239 ‫شما این همه سال بهش پناه دادین؟ 34:54.240 --> 34:55.959 ‫و با شلوار کجراه سواره‌نظام ‫داشتن مقداری از... 34:55.960 --> 34:59.039 ‫آبرو و وقار سرباز بیچاره ‫رو جبران می‌کردن. 34:59.040 --> 35:00.879 ‫و اسنید اینو می‌دونست؟ 35:00.880 --> 35:02.840 ‫ظاهرا. 35:11.640 --> 35:14.679 ‫خانم درج چی؟ 35:28.120 --> 35:32.919 ‫یه اوردوز اتفاقی نبوده. ‫اون کشتش؟ 35:32.920 --> 35:35.440 ‫نه. خودکشی بود. 35:36.800 --> 35:38.560 ‫"آیا کار درستی کردم"؟ 35:39.600 --> 35:43.439 ‫خود خانم درج اینو در جلسه‌ی احضار گفت. 35:43.440 --> 35:47.400 ‫آلف عمدا زیادی مورفین خورده بود. 35:48.480 --> 35:51.640 ‫- و من فقط... ‫- یادداشت خودکشی رو دور انداختی. 35:52.760 --> 35:55.799 ‫آلف اون شب چیزی نوشته بود، ‫به خاطر همین انگشت‌هاش جوهری بود. 35:55.800 --> 36:00.439 ‫آخه آلف درج یه کاتولیک مؤمن و متعصب بود ‫و خودکشی... 36:00.440 --> 36:02.559 ‫گناه کبیره‌ست. 36:02.560 --> 36:04.919 ‫زحمت زیادی نداشت که بفهمیم 36:04.920 --> 36:07.319 ‫کشیش محلی خانواده درج ‫آدم سخت‌گیر 36:07.320 --> 36:09.639 ‫و قانونمندی بود. 36:09.640 --> 36:13.519 ‫خانم درج سعی می‌کرد خودکشی کردن پسرش رو ‫حادثه جلوه بده... 36:13.520 --> 36:18.119 ‫وگرنه آلف بیچاره هرگز نمی‌تونست ‫در خاک مقدس... 36:18.120 --> 36:19.359 ‫کنار شوهر مرحومش دفن بشه. 36:19.360 --> 36:22.879 ‫حتی بدتر. ‫اون پدر جساپ کثیف... 36:22.880 --> 36:25.519 ‫اگه می‌فهمید آلف رو نبش قبر می‌کرد. 36:25.520 --> 36:28.359 ‫و من همیشه از اعتقادم به ارواح ‫یاری زیادی می‌گرفتم، 36:28.360 --> 36:29.879 ‫و فکر می‌کردم که از طریق آقای اسنید 36:29.880 --> 36:32.520 ‫توانستم با روحِ آلف ارتباط برقرار کنم. 36:33.600 --> 36:37.199 ‫و بعد یادداشت‌ها به دستت رسیدن؟ ‫یادداشت‌های اخاذی؟ 36:37.200 --> 36:39.639 ‫بله. 36:39.640 --> 36:44.039 ‫واضح بود که هرکسی فرستادتشون ‫می‌دونست چه اتفاقی افتاده. 36:44.040 --> 36:47.759 ‫و بعد اسنید زنگ زد ‫و جلسه احضار روحِ بعدی رو تایید کرد. 36:47.760 --> 36:52.120 ‫به وضوح تاکید کرد که اونجا باج‌گیرم رو می‌بینم 36:53.120 --> 36:55.200 ‫و افشاگری‌هایی رخ میده. 36:56.240 --> 36:58.839 ‫اون بار جوّ خیلی فرق می‌کرد. 36:58.840 --> 37:01.199 ‫همه گارد گرفته بودن، ‫اضطراب داشتن. 37:01.200 --> 37:03.879 ‫و بعد از مرگ اسنید، ‫قبل از رسیدن پلیس، 37:03.880 --> 37:06.319 ‫یه جور گفتگویی انجام گرفت؟ 37:06.320 --> 37:07.999 ‫البته که این صرفا حدس خود منه، 37:08.000 --> 37:10.559 ‫ولی موندم توافقی شکل نگرفته بود، 37:10.560 --> 37:13.560 ‫اینکه پی برده باشین ‫همه‌تون باهم در این مخمصه گرفتار شدین. 37:15.360 --> 37:18.720 ‫اینکه پی برده باشین که اسنید ‫داشت از همه‌تون اخاذی می‌کرد. 37:21.600 --> 37:23.239 ‫من می‌خوام یه ریسکی بکنم، 37:23.240 --> 37:25.639 ‫ولی فکر می‌کنم که شاید ‫همه ماهایی که امشب اینجا هستیم 37:25.640 --> 37:27.719 ‫یه وجه مشترک داریم. 37:27.720 --> 37:29.759 ‫اینطور نیست؟ 37:29.760 --> 37:32.439 ‫- منظورت اینه که همه ما مشتری هستیم؟ ‫- مشتری‌های آقای اسنید؟ 37:32.440 --> 37:34.719 ‫اوه، آقای اسنید بیچاره! 37:34.720 --> 37:36.600 ‫فکر می‌کنم فراتر از این حرفاست. 37:37.680 --> 37:40.319 ‫معمولا دعوتنامه از طریق پست می‌رسید. 37:40.320 --> 37:42.799 ‫این بار، من یه تماس تلفنی دریافت کردم. 37:45.240 --> 37:46.920 ‫می‌بینم که فقط من اینطوری نبودم. 37:52.400 --> 37:55.640 ‫همه یه نامه گرفته بودن، ‫یه نامه اخاذی. 37:56.880 --> 37:59.839 ‫- همه به جز... ‫- تو. 37:59.840 --> 38:01.520 ‫تو نگرفته بودی؟ 38:01.521 --> 38:03.201 ‫من نگرفته بودم. 38:03.200 --> 38:05.519 ‫من گفتم بهتره ساکت بمونیم، 38:05.520 --> 38:07.559 ‫چیزی به پلیس نگیم. 38:07.560 --> 38:09.839 ‫خب، اگه از همه‌مون اخاذی شده بود... 38:09.840 --> 38:11.839 ‫ممکن بود کار با پلیس‌ کمی بیخ پیدا کنه. 38:11.840 --> 38:15.759 ‫توصیه خوبیه، ‫ولی تا حدودی مسائل رو پیچیده کرده. 38:15.760 --> 38:17.799 ‫هی، نگو که... 38:17.800 --> 38:20.039 ‫نگو که فکر می‌کنی کار همه‌شون بوده، آره؟ 38:20.040 --> 38:23.479 ‫متاسفانه اینجور چیزها ‫فقط توی رمان‌ها رخ میده، بازرس. 38:23.480 --> 38:25.959 ‫نه، هدف قاتل این بود که همه‌چیز رو مبهم کنه، 38:25.960 --> 38:28.879 ‫تا جنایت رو با انگیزه‌های بی‌شماری بپوشونه 38:28.880 --> 38:31.320 ‫و بعد تقصیر رو خیلی دقیق... 38:32.360 --> 38:34.760 ‫گردن جرالدین هاپر بندازه. 38:52.360 --> 38:55.000 ‫اثرانگشت یه مَرد مُرده. 38:56.040 --> 38:58.119 ‫البته که غیرممکنه. 38:58.120 --> 39:01.999 ‫قاتل می‌دونست که خیلی زود ‫به جرالدین می‌رسیم، 39:02.000 --> 39:05.319 ‫دختر یه نازیِ بد نام اعدام شده. 39:05.320 --> 39:09.239 ‫می‌خواست اونو در مخمصه بندازه ‫که به موقعش، 39:09.240 --> 39:11.199 ‫به خاطرش اعدام بشه. 39:11.200 --> 39:13.039 ‫ولی به دست کی؟ 39:13.040 --> 39:16.159 ‫دقیقا کی دقیقا روبروی هارولد اسنید نشسته بود؟ 39:16.160 --> 39:17.759 ‫کی مهارت‌های لازم رو داشت؟ 39:17.760 --> 39:22.319 ‫کی می‌دونست که در اون شب شوم ‫اونم با استفاده از تلفن 39:22.320 --> 39:24.720 ‫دقیقا چه کسانی رو به جلسه احضار دعوت کنه؟ 39:28.160 --> 39:30.960 ‫بیکار شدم، مگه نه؟ 39:42.080 --> 39:45.239 ‫عایشه ژان‌باپتیست از... 39:45.240 --> 39:47.719 ‫شعبده‌بازی که در سیرک دستیارش بود ‫خیلی چیزها یاد گرفته بود. 39:47.720 --> 39:52.080 ‫حرکات آکروباتیک، ‫راه رفتن روی طناب و... 39:53.280 --> 39:55.079 ‫پرتاب چاقو. 39:55.080 --> 40:00.440 ‫صلح و شادی جهانی و بی‌پایان. 40:02.800 --> 40:05.559 ‫اوه، ارتباط داره کمرنگ میشه. 40:05.560 --> 40:07.600 ‫اوه، داره محو میشه. 40:08.680 --> 40:11.079 ‫اوه، خیرت بده... 40:30.920 --> 40:32.239 ‫چی بگم والا. 40:34.280 --> 40:36.279 ‫تو می‌تونی حرف بزنی. 40:36.280 --> 40:39.319 ‫اوه، معلومه که می‌تونم حرف بزنم. 40:39.320 --> 40:41.559 ‫ولی چرا وانمود کردی که نمی‌تونی؟ 40:41.560 --> 40:42.960 ‫وانمود نمی‌کرد. 40:44.000 --> 40:45.480 ‫بی‌حرفی اختیاری. 40:46.520 --> 40:48.959 ‫- ها؟ ‫- یه اصطلاح روانیه. 40:48.960 --> 40:50.959 ‫آدم‌هایی که ضربه روحی دیدن، 40:50.960 --> 40:54.279 ‫مثل اینکه نزدیک باشه توی آتش‌سوزی بمیرن، 40:54.280 --> 40:57.319 ‫از حرف نزدن به عنوان راهی ‫برای کنترل محیط پیرامون‌شون 40:57.320 --> 40:59.360 ‫و به دست آوردن تسلطی حدودی ‫استفاده می‌کنن. 41:00.400 --> 41:03.599 ‫که تصور می‌کنم برای انجام کار هم مفید واقع شد. 41:03.600 --> 41:05.800 ‫هیچکس به همدست بودنش شک نمی‌کرد. 41:06.920 --> 41:09.360 ‫می‌تونستم ساکت در سایه‌ها وایسم... 41:15.920 --> 41:19.760 ‫اسرار همه رو در لحظات خصوصی‌شون بشنوم. 41:21.760 --> 41:23.600 ‫به هارولد هم می‌گفتم، 41:24.640 --> 41:26.560 ‫و اینکه چطور ازشون استفاده کنه. 41:28.080 --> 41:30.319 ‫خیلی مردک زرنگی بود. 41:30.320 --> 41:33.360 ‫ولی تو فقط یه کارگر نبودی، مگه نه؟ 41:39.040 --> 41:42.720 ‫نوازشی پرمهر، به تندی رد شد. 41:43.800 --> 41:45.319 ‫می‌تونست مدرکی از یه قهر و آشتی عاشقانه باشه. 41:45.320 --> 41:47.399 ‫ولی بیشتر از اینا بود، مگه نه؟ ‫خیلی بیشتر. 41:47.400 --> 41:49.400 ‫یه زمانی دوستش داشتم. 41:51.160 --> 41:54.160 ‫اون بعد از حادثه‌ام بهم سرپناه داد. 41:55.840 --> 41:58.880 ‫خرجی زندگیم رو داد، ‫بهم دلگرمی داد. 42:00.120 --> 42:03.520 ‫حتی زبونم رو باز کرد. 42:04.880 --> 42:07.520 ‫اولین کلماتی که تصمیم گرفتم بگم... 42:08.560 --> 42:09.960 ‫"دوستت دارم" بود. 42:11.160 --> 42:14.319 ‫تو صدای مُرده‌ها رو در میاوردی؟ 42:14.320 --> 42:16.079 ‫اونایی که خودش نمی‌تونست آره. 42:16.080 --> 42:17.879 ‫و سوت‌ پرنده‌ها. 42:17.880 --> 42:20.959 ‫ببین، خودم همه ترفندها رو بلدم، آقای بوک. 42:20.960 --> 42:22.959 ‫ولی کارم از اون بهتر بود. 42:22.960 --> 42:25.759 ‫و من می‌دونم که همه اجساد کجا دفن شدن. 42:25.760 --> 42:27.120 ‫عینا خود اجساد. 42:28.200 --> 42:30.880 ‫اون خیلی از خود راضی بود، 42:31.920 --> 42:33.040 ‫از کنترلی که روی من داشت. 42:34.120 --> 42:36.159 ‫کورش کرده بود. 42:36.160 --> 42:38.999 ‫حتی متوجه نشد که ‫لیست تقاضا کننده‌های جلسه احضار آخر 42:39.000 --> 42:40.759 ‫افراد خاصی هستن، 42:40.760 --> 42:43.519 ‫تا اینکه از پشت اون پرده اومد بیرون. 42:43.520 --> 42:45.279 ‫همه افرادی که داشت ازشون اخاذی می‌کرد. 42:45.280 --> 42:46.719 ‫اوه، نه. 42:46.720 --> 42:50.720 ‫همه نه، جناب. ‫فقط گلچین‌ شده‌ها، بهترین شکارها. 42:51.880 --> 42:55.439 ‫من همه‌شون رو با... 42:55.440 --> 42:58.559 ‫بهترین تقلید صدام از هارولد اسنید دعوت کردم. 42:58.560 --> 43:00.480 ‫بهترین شکارهایی مثل جرالدین؟ 43:01.920 --> 43:05.640 ‫همه به جز جرالدین. ‫درست میگم، عایشه؟ 43:07.280 --> 43:09.400 ‫اون عجب داستانی داشت. 43:10.920 --> 43:12.880 ‫آخه وقتی اون و اسنید ‫داشتن گرم می‌گرفتن 43:14.160 --> 43:16.159 ‫براش تعریف کرد. 43:16.160 --> 43:19.319 ‫هوم، فکرش رو می‌کردم. ‫لباس‌های نو، کلاه‌گیس‌های نو. 43:19.320 --> 43:21.079 ‫اسنید چشمش یکی دیگه رو گرفته بود. 43:21.080 --> 43:23.159 ‫چشمش. 43:23.160 --> 43:24.919 ‫دست‌هاش. 43:24.920 --> 43:27.960 ‫همه‌چیزش. 43:29.520 --> 43:31.200 ‫به دوشیزه هاپر دل بسته بود. 43:32.240 --> 43:35.840 ‫می‌خواست منو مثل یه پارچه‌ی کثیف دور بندازه. 43:37.160 --> 43:41.840 ‫بدون هیچ‌ ابهامی ‫بهم گفت که دیگه تمومه. 43:43.120 --> 43:44.840 ‫دوشیزه مرسر... 43:46.080 --> 43:48.240 ‫دوشیزه هاپر قرار بود زنش بشه. 43:49.440 --> 43:51.120 ‫منم باید می‌رفتم. 43:52.160 --> 43:54.319 ‫اون ازش اخاذی نکرده بود، 43:54.320 --> 43:56.199 ‫ولی من رازش رو می‌دونستم. 43:56.200 --> 43:58.199 ‫همه‌چیز رو درباره پدرش می‌دونستم. 43:58.200 --> 43:59.940 ‫نه، من هیچی نمی‌دونستم. 43:59.941 --> 44:01.681 ‫هیچی. ‫باید حرفم رو باور کنین. 44:01.680 --> 44:03.599 ‫خدای من، می‌خواستی اجازه بدی ‫اعدامم کنن. 44:03.600 --> 44:04.920 ‫اِه... 44:06.600 --> 44:08.680 ‫درباره آثار توی این موزه هم خونده بودم. 44:09.800 --> 44:11.919 ‫از این بهتر می‌شد که هارولد عزیزم 44:11.920 --> 44:14.640 ‫به دست روح پدر اون ‫به قتل برسه؟ 44:15.720 --> 44:17.359 ‫خیلی هم عالی. 44:17.360 --> 44:19.960 ‫با یه تیر دو نشون می‌زدی. 44:23.840 --> 44:26.599 ‫عایشه ژان‌باپتیست، 44:26.600 --> 44:29.120 ‫تو رو به جرم سوءظن به قتل دستگیر می‌کنم. 44:38.720 --> 44:40.959 ‫ای بابا. 44:46.000 --> 44:48.439 ‫با این اسلحه کوچولو هم ‫آسیب زیادی می‌تونم بزنم. 44:49.800 --> 44:53.200 ‫یادتون باشه، لینکلن هم با یه تپانچه زنونه کشته شد. 44:54.320 --> 44:56.040 ‫پر نیست. 44:57.320 --> 44:58.680 ‫یعنی ممکنه پر باشه؟ 45:36.400 --> 45:39.231 ‫- موریس. ‫- این طرفه، قربان! 45:39.231 --> 45:40.641 ‫عجله کن. 46:01.800 --> 46:05.560 ‫خب، فکر کنم آقای کندال ‫ممکنه اشتباهش رو جبران کرده باشه، بازرس. 46:06.840 --> 46:08.240 ‫قبول نداری؟ 46:09.280 --> 46:11.000 ‫هوم! 46:19.200 --> 46:20.799 ‫خب، تصمیمم رو گرفتم. 46:20.800 --> 46:24.439 ‫همین که پولم رو بگیرم، ‫وارد کاسبی می‌شم. 46:24.440 --> 46:26.759 ‫آقای بیس‌هارت ‫این افتخار رو بهم داده که... 46:26.760 --> 46:30.279 ‫- اوه! ‫- که یه روزنامه‌فروشی رو باهاش بچرخونم. 46:30.280 --> 46:31.479 ‫اوه، چه خوب. 46:31.480 --> 46:33.959 ‫- من همیشه دلم می‌خواست یه مغازه کوچیک بزنم. ‫- هوم. 46:33.960 --> 46:36.479 ‫پس قراره سرمایه‌مون رو روی هم بذاریم. 46:36.480 --> 46:38.679 ‫فقط امیدوارم که توی این سن من ‫کار درستی باشه. 46:38.680 --> 46:41.360 ‫اوه، تو عالی عمل می‌کنی، ایدا. 46:42.440 --> 46:43.999 ‫عالی عمل نمی‌کنه؟ 46:44.000 --> 46:45.679 ‫شک ندارم. 46:45.680 --> 46:48.719 ‫- پس قراره همسایه بشیم، آقای بوک. ‫- اوه، جدی؟ 46:48.720 --> 46:52.670 ‫- بازم بابت همه‌چیز ممنونم. ‫- آره. 46:52.670 --> 46:53.041 ‫حرفش هم نزن. 46:53.040 --> 46:56.079 ‫ممنونم. ‫و متاسفم به خاطر... 46:56.080 --> 46:58.439 ‫خب می‌دونی، اون همه هیاهو. 46:58.440 --> 47:01.080 ‫- بهش فکر هم نکن. ‫- آخه... 47:02.280 --> 47:05.999 ‫خب، فقط امیدوارم که الان آلف من ‫بتونه به آرامش برسه. 47:06.000 --> 47:07.879 ‫بله، قطعا. 47:07.880 --> 47:09.640 ‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ. 47:10.760 --> 47:12.319 ‫بریم؟ 47:16.520 --> 47:17.760 ‫نورا. 47:18.800 --> 47:21.399 ‫با اون سرنخ حساب‌ها گل کاشتی. 47:21.400 --> 47:23.759 ‫اوه، ممنون. 47:23.760 --> 47:26.399 ‫پس به نظر میاد که به درد هم می‌خورم. 47:26.400 --> 47:27.879 ‫هر از گاهی. 47:27.880 --> 47:30.519 ‫باید یه جور پاداشی بهت بدم. 47:30.520 --> 47:33.319 ‫یه نان سنتی چلسی، یه پاکت پودر شربت. 47:33.320 --> 47:37.919 ‫خانم درج و آقای بیس‌هارت ‫قراره یه روزنامه‌فروشی باز کنن. 47:37.920 --> 47:41.440 ‫اوه، امیدوار بودم که ‫یه مغازه میوه و سبزیجات‌فروشی بزنن. 47:42.520 --> 47:44.959 ‫گفته بودم که من تا حالا... 47:44.960 --> 47:47.599 ‫خودت رو مریض نکن. 47:47.600 --> 47:50.239 ‫و به عمو یوسفت هم سخت نگیر. 47:50.240 --> 47:52.000 ‫بهش وقت بده، خب؟ 48:32.800 --> 48:34.599 ‫خدای من، عجب داستانی. 48:34.600 --> 48:36.959 ‫به نظر من که خطر از بیخ گوشت رد شد، سرهنگ. 48:36.960 --> 48:39.439 ‫- لطفا رجی صدام کن. ‫- رجی. 48:39.440 --> 48:40.879 ‫منظورت چیه؟ 48:40.880 --> 48:44.519 ‫خب، امیدوارم که تو همچین رازهایی نداشته باشی. 48:48.120 --> 48:49.759 ‫بیا راجع‌به یه چیز دلنشین‌تر حرف بزنیم. 48:49.760 --> 48:51.599 ‫بله، بیا همین کارو کنیم. 48:51.600 --> 48:53.439 ‫درباره تو. 48:53.440 --> 48:55.839 ‫- من؟ ‫- هوم. درباره خودت برام تعریف کن. 48:55.840 --> 48:57.839 ‫اوه، چی هست که بگم؟ 48:57.840 --> 49:01.599 ‫اسم مسیحی من خیلی بده. 49:01.600 --> 49:03.359 ‫اسم بامزه‌ایه. 49:03.360 --> 49:05.859 ‫پس همه منو تراتی صدا می‌کنن. 49:05.860 --> 49:08.360 ‫یه مغازه در کوچه آرک‌انجل دارم. 49:08.360 --> 49:10.281 ‫- آرک‌انجل؟ ‫- بعد از چرینگ کراس. 49:10.281 --> 49:11.120 ‫گزینه‌های استراتفورد. 49:11.120 --> 49:13.799 ‫- گزینه‌های چی؟ ‫- کاغذ دیواری. 49:13.800 --> 49:16.919 ‫اوه! ‫استراتفورد. 49:16.920 --> 49:19.079 ‫- منظورت از اسم بد همینه؟ ‫- آره. 49:19.080 --> 49:21.319 ‫پس شاید بهتره بد صدات کنم. 49:21.320 --> 49:22.999 ‫حالا بد هستی؟ 49:23.000 --> 49:24.480 ‫هر از گاهی. 49:25.520 --> 49:27.200 ‫امیدوار بودم که اینو بگی. 49:29.400 --> 49:31.200 ‫چند وقته ازداج کردی؟ 49:32.240 --> 49:35.239 ‫هوم. ده سال. 49:35.240 --> 49:37.640 ‫درواقع در طول جنگ داخلی اسپانیا بود. 49:41.200 --> 49:42.800 ‫تو برام کنجکاو کننده‌ای. 49:44.640 --> 49:46.799 ‫رازی داری؟ 49:46.800 --> 49:48.919 ‫همه ما راز داریم. 49:48.920 --> 49:51.200 ‫می‌تونی روی رازداری من حساب کنی. 49:53.200 --> 49:54.799 ‫می‌تونم؟ 49:54.800 --> 49:59.319 ‫منو ببخشید، ولی من شناختی ازت ندارم. 49:59.320 --> 50:01.480 ‫خب، باهم چای خوردن هم واسه همینه دیگه، مگه نه؟ 50:02.640 --> 50:05.400 ‫بریتانیایی‌ترین شیوه آشنایی با یه نفره. 50:06.480 --> 50:08.359 ‫گمون کنم. 50:08.360 --> 50:10.839 ‫پس سوال اینجاست، خانم بوک... 50:10.840 --> 50:12.320 ‫بله؟ 50:13.360 --> 50:14.880 ‫یه حبه قند یا دوتا؟ 50:29.000 --> 50:30.319 ‫...یه پاداش. 50:32.360 --> 50:34.040 ‫صد البته. 51:04.600 --> 51:06.319 ‫اوه. 51:06.320 --> 51:07.839 ‫تعجب کردی؟ 51:07.840 --> 51:09.199 ‫نه، نه. 51:09.200 --> 51:13.119 ‫من می‌دونم که شما چطور مثل محصولات کشاورزی، ‫نیروهاتون رو جابجا می‌کنین. 51:14.240 --> 51:17.519 ‫درواقع، کل اداره‌ی شما بوی قرن 18‌ام میده. 51:17.520 --> 51:20.439 ‫مگه اون موقع به عنوان عصر روشنگری شناخته نمی‌شد؟ 51:20.440 --> 51:23.599 ‫حالا که حرفش شد، از پسش برمیای؟ ‫می‌تونی ما رو وارد کنی؟ 51:23.600 --> 51:25.919 ‫- ما؟ ‫- من و پسره. 51:25.920 --> 51:29.519 ‫اوه، بله. ‫بله حتما، نوه‌ی ناخلف. 51:29.520 --> 51:31.519 ‫خب؟ 51:31.520 --> 51:34.679 ‫می‌دونی، این کارهای به شدت دشوارن. 51:34.680 --> 51:36.919 ‫کارهای زیادی بهم سپرده شده. 51:36.920 --> 51:39.799 ‫می‌تونی ما رو وارد آلمان کنی؟ 51:39.800 --> 51:43.400 ‫هرچی نباشه، شما همه اینا رو شروع کردین، مگه نه؟ 51:51.200 --> 51:52.800 ‫خب... 51:54.000 --> 51:56.759 ‫بله، هنوزم باید همه موارد رو ‫با دقت بررسی کنیم، 51:56.760 --> 52:00.920 ‫ولی بله، راهی هست. 52:02.000 --> 52:03.360 ‫ممنون. 52:04.400 --> 52:07.439 ‫البته که چیزی به اسم ناهار مجانی وجود نداره. 52:10.280 --> 52:11.800 ‫بریم؟ 52:12.801 --> 52:17.801 www.Doostihaa.com