WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.464 --> 00:08.383 ‫آنچه گذشت... 00:08.383 --> 00:09.384 ‫یه زن تو همون قطاری که رئیس دفتر... 00:09.384 --> 00:12.178 ‫یه نامزد احتمالی ریاست‌جمهوری حضور داشت ‫خودکشی کرده؟ 00:12.178 --> 00:13.680 ‫سیا بابت همین ماجرا ‫مردم رو می‌دزده؟ 00:13.680 --> 00:16.224 ‫ازش مقاله خبری در میاد. 00:16.224 --> 00:17.934 ‫من نمی‌دونم بن کجاست، ‫ولی اون دختری رو... 00:17.934 --> 00:19.310 ‫که اون شب باهاش رفت می‌شناختم. 00:19.310 --> 00:21.062 ‫آره، اسم واقعیش مری الن دنیلزه. 00:21.062 --> 00:22.605 ‫آدرسش رو داری؟ 00:23.648 --> 00:25.483 ‫هر کی این کار رو کرده، تازه‌کار نبوده. 00:25.483 --> 00:26.985 ‫ماشین خودکشیه رو پیدا کردیم. 00:26.985 --> 00:28.903 ‫اصلا نمی‌دونین چرا یه ماشین ‫خوب و سالم رو ول کرد... 00:28.903 --> 00:30.113 ‫و سوار مترو شد؟ 00:31.072 --> 00:32.949 ‫کارت کاریه. 00:33.908 --> 00:36.828 ‫نام: آنا مریک. ‫آدرس کار... 00:36.828 --> 00:38.329 ‫و دسترسی سطح هشت. 00:38.329 --> 00:39.497 ‫خب، حداقل می‌دونیم ‫حالا باید کجا بریم. 00:40.957 --> 00:42.459 ‫آنا اینجا چه غلطی می‌کرد؟ 00:42.459 --> 00:44.669 ‫پوترا و سربازانش... 00:44.669 --> 00:47.047 ‫توسط یه متخصص نیروی دلتای ‫آمریکایی آموزش دیده بودن. 00:47.047 --> 00:49.215 ‫- جان سمپسون. ‫- تو اون درایو مدرکی هست... 00:49.215 --> 00:50.633 ‫که ارتباط سمپسون رو ‫با تمام این وقایع نشون می‌ده. 00:50.633 --> 00:53.928 ‫من هیچ‌وقت غیرنظامیان رو ‫شکنجه ندادم یا نکشتم. 00:53.928 --> 00:56.014 ‫- رئیس دفترت چی؟ ‫- چی می‌خواد بشه؟ 00:56.014 --> 00:57.098 ‫چرا شب مرگ آنا مریک... 00:57.098 --> 00:59.184 ‫باهاش سوار مترو بودی؟ 00:59.184 --> 01:02.395 ‫- شرمنده‌ام جان. ‫- نولان. 01:02.395 --> 01:03.938 ‫- نولان. نولان. ‫- نه! 01:11.196 --> 01:12.447 ‫«ترجمه از کیارش و میثم موسویان» 01:12.906 --> 01:19.037 ‫[بالتیمور] 01:25.543 --> 01:28.671 ‫آقای کاهیل هیچ نشونه‌ای ‫از پریشانی نداشت؟ 01:28.671 --> 01:31.132 ‫- نه. ‫- هیچ مسئله خاصی... 01:31.132 --> 01:34.719 ‫بهش فشار نمی‌آورد؟ ‫عاطفی یا مالی... از این چیزها؟ 01:34.719 --> 01:36.262 ‫تا جایی که می‌دونم نه. 01:36.262 --> 01:39.224 ‫یادداشت، پیغام یا ایمیلی ‫از خودش به جا نذاشته؟ 01:39.224 --> 01:41.935 ‫ببینین کارآگاه، من از موشکافی شما ممنونم، 01:41.935 --> 01:44.521 ‫ولی هیچی از خودش به جا نذاشت. ‫هیچ نشونه... 01:44.521 --> 01:46.147 ‫خطرناکی بروز نداده و من الان... 01:49.317 --> 01:52.779 ‫اگه اجازه بدین، فقط سعی دارم ‫با فقدان دوستم کنار بیام. 01:52.779 --> 01:55.406 ‫متوجهم جناب نماینده کنگره. 01:55.406 --> 01:56.991 ‫اگه سوال دیگه‌ای داشتم، ‫با دفترتون... 01:56.991 --> 01:58.952 ‫- تماس می‌گیرم. ‫- ممنون. 01:58.952 --> 02:01.287 ‫چه‌جوری با شما تماس بگیرم آقای ریچر؟ 02:01.287 --> 02:02.956 ‫نمی‌تونین. 02:05.667 --> 02:07.919 ‫دفتر من هر سوالی از آقای ریچر ‫داشته باشین رو... 02:07.919 --> 02:09.003 ‫به اطلاعشون می‌رسونه. 02:09.003 --> 02:10.797 ‫خیلی‌خب، باشه. همین خوبه. 02:10.797 --> 02:13.299 ‫تسلیت می‌گم. 02:15.385 --> 02:16.970 ‫الان از پذیرش زنگ زدن قربان. 02:16.970 --> 02:19.973 ‫خبرنگارها دارن میان. ‫باید ببریمتون یه‌جای دیگه. 02:19.973 --> 02:23.393 ‫خب، همه می‌دونن من تو این هتل ‫اقامت داشتم. 02:23.393 --> 02:24.811 ‫می‌دونن نولان برای من کار می‌کرد. 02:24.811 --> 02:27.397 ‫تصویر شما در صحنه خودکشی به نفع... 02:27.397 --> 02:29.357 ‫وای، امان از دستت اسپرینگفیلد. 02:29.357 --> 02:31.484 ‫من یازده سال با اون آدم خدمت کردم... 02:31.484 --> 02:33.570 ‫و تو یه پارکینگ زیر برزنت... 02:33.570 --> 02:34.612 ‫ولش نمی‌کنم. 02:34.612 --> 02:37.407 ‫جان، الان دیگه هیچ کاری ‫براش از دستت بر نمیاد. 02:37.407 --> 02:39.492 ‫مطبوعات دنبال نقل‌قولن... 02:39.492 --> 02:41.411 ‫و اگه نولان زنده بود ‫زودتر از همه بهت می‌گفت... 02:41.411 --> 02:44.164 ‫تو الان اصلا در شرایط صحبت ‫در ملأ عام نیستی. 02:44.164 --> 02:46.624 ‫این با تمرینات نظامیت فرقی نداره. 02:46.624 --> 02:49.794 ‫گاهی باید عقب بکشی و تجدید قوا کنی. 02:55.967 --> 02:57.510 ‫بدم نمیاد گلویی تازه کنم. 02:57.510 --> 02:59.053 ‫الان نه صبحه. 02:59.053 --> 03:00.471 ‫من یه کافه سه‌شیفته بلدم. 03:10.607 --> 03:13.026 ‫[دی‌سی، واشینگتن] 03:13.026 --> 03:17.155 ‫[بیگل و قهوه] ‫[همیشه تازه، هر روز بازیم] 03:18.072 --> 03:19.282 ‫مرسی. 03:20.617 --> 03:21.618 ‫ممنون. 03:21.618 --> 03:23.286 ‫نمی‌دونستم چه شیرین‌کننده‌ای ‫دوست داری، 03:23.286 --> 03:26.372 ‫واسه همین شکر، «اسپلندا» ‫و «سوییت ان لو» گرفتم. 03:27.373 --> 03:28.666 ‫همون شکر خوبه، مرسی. 03:28.666 --> 03:31.920 ‫خیلی‌خب، در آینده ‫همون شکر می‌گیرم. 03:33.713 --> 03:35.548 ‫ای وای. ببینین چی پیدا کردم. 03:35.548 --> 03:37.342 ‫پارسال، کنگره یه طرح... 03:37.342 --> 03:39.427 ‫دو حزبی کاهش زیان رو تصویب کرد. 03:39.427 --> 03:40.762 ‫متشکل از هزاران اقدام جزئیه... 03:40.762 --> 03:43.181 ‫که امیدوارن بالاخره بدهی ملی عظیممون رو ‫رفع کنه. 03:43.181 --> 03:44.891 ‫حکم ویترینی رو داره ‫که مردم رو قانع کنن... 03:44.891 --> 03:46.809 ‫سیاستمدارهامون واقعا دارن یه کاری می‌کنن. 03:46.809 --> 03:48.353 ‫- تمرکز کن. ‫- درسته، ببخشید. 03:48.353 --> 03:50.813 ‫بگذریم، یکی از اون اقدامات جزئی ‫کنار گذاشتن... 03:50.813 --> 03:53.358 ‫انبارهای اسناد پرهزینه ‫در سراسر دولت بود... 03:53.358 --> 03:55.526 ‫و انبارهای عظیمی رو که اسناد چند دهه پیش رو ‫توشون نگه می‌داشتن کنار گذاشتن. 03:55.526 --> 03:57.028 ‫با احتساب هزینه اجاره و نگه‌داریشون، 03:57.028 --> 03:58.571 ‫خیلی خرج داشتن. 03:58.571 --> 04:01.658 ‫حالا طبق قانون جدید، ‫اکثر اسناد مربوط به بیش از ده سال پیش... 04:01.658 --> 04:04.077 ‫باید دیجیتالی بشن، ‫تو یه سرور امن آپلود بشن... 04:04.077 --> 04:05.870 ‫و بعدش نسخه کاغذیشون نابود بشه. 04:05.870 --> 04:08.331 ‫حتما همین جا این کار رو می‌کنن. 04:10.500 --> 04:11.542 ‫حدس می‌زنی یا می‌دونی؟ 04:11.542 --> 04:13.670 ‫خب، دولت آدرس پایگاه‌های نابودی... 04:13.670 --> 04:15.755 ‫اسناد سریش رو جایی اعلام نمی‌کنه، 04:15.755 --> 04:18.132 ‫ولی من اون‌قدر این ساختمان‌های دولتی رو ‫بررسی کردم... 04:18.132 --> 04:20.218 ‫که می‌دونم اون دودکش گنده... 04:20.218 --> 04:23.554 ‫در واقع هواکش یه زباله‌سوز صنعتیه. 04:23.554 --> 04:25.056 ‫وقتی دولت بخواد چیز مهمی رو از بین ببره، 04:25.056 --> 04:26.474 ‫می‌سوزوندش. 04:26.474 --> 04:28.726 ‫واسه همین هیچ‌کس نسخه اصلی ‫گزارش حکم وارن رو ندیده. 04:28.726 --> 04:29.727 ‫سوزوندنش. 04:29.727 --> 04:31.229 ‫چرا خردشون نمی‌کنن؟ 04:31.229 --> 04:33.439 ‫مگه «آرگو» رو ندیدی؟ ‫می‌شه دوباره چسبش زد. 04:34.440 --> 04:36.150 ‫باید بریم اون تو. 04:36.150 --> 04:37.610 ‫باید ببینیم آنا به چی دسترسی داشت. 04:37.610 --> 04:40.238 ‫- و چی دزدیده. ‫- ببین، ما از دزدیش مطمئن نیستیم. 04:40.238 --> 04:42.573 ‫پسر، من نمی‌خوام به خواهرت توهین کنم، 04:42.573 --> 04:45.493 ‫ولی تو یه ساختمون فوق‌امنیتی ‫دولتی کار می‌کرد... 04:45.493 --> 04:47.537 ‫و با یه درایوی که همه دنبالشن زد بیرون. 04:47.537 --> 04:48.788 ‫یعنی دیگه چیکار کرده؟ 04:52.000 --> 04:54.460 ‫[مجوز پارک کارمندان] 04:57.588 --> 05:01.134 ‫راستش، خیلی از این ماشین‌ها ‫همون کارت پارکینگ آنا رو دارن. 05:01.134 --> 05:02.427 ‫احتمالا واسه پارکینگ اونجاست. 05:02.427 --> 05:04.345 ‫اگه کارت پارکینگشون عین آناست، 05:04.345 --> 05:06.806 ‫احتمالا کارت کاریشون هم عین خودشه. 05:07.890 --> 05:09.642 ‫راه ورودمون رو کشف کردی. 05:10.727 --> 05:12.895 ‫آهای، اگه بخوایم کارت کاری ‫یکی رو بدزدیم، 05:12.895 --> 05:14.147 ‫ممکنه دستگیرمون کنن. 05:14.147 --> 05:15.231 ‫کلی آدم دنبالمونن. 05:15.231 --> 05:16.774 ‫نباید بذاریم بازداشتمون کنن. 05:18.318 --> 05:21.070 ‫باید بریم اون تو. ‫نمی‌تونیم از کارت آنا استفاده کنیم. 05:21.070 --> 05:22.780 ‫اگه یه زن مرده بره دم نگهبانیشون، 05:22.780 --> 05:24.157 ‫قطعا می‌گیرنمون. 05:27.952 --> 05:30.038 ‫[کارت پارکینگ کارمندان] 05:46.137 --> 05:47.638 ‫وای... 05:47.638 --> 05:50.850 ‫- خدایا! جلوی پات رو بپا. ‫- خیلی شرمنده‌ام. 05:50.850 --> 05:53.102 ‫وای، بیاین، بیاین، بیاین، بیاین. ‫بیاین. 05:53.102 --> 05:54.354 ‫- وای خدا. ‫- خیلی... 05:54.354 --> 05:55.897 ‫- خیلی شرمنده‌ام. ‫- ای وای. 05:55.897 --> 05:57.440 ‫- وای خدایا. ‫- وای. 06:01.486 --> 06:03.780 ‫بفرمایین وسایلتون. خیلی شرمنده‌ام. 06:03.780 --> 06:05.365 ‫عیبی نداره. ردیفه. 06:06.866 --> 06:08.451 ‫ببخشید عصبی شدم. آخه... 06:08.451 --> 06:09.535 ‫لباسم جدیده. 06:09.535 --> 06:10.828 ‫بفرمایین، می‌دونین چیه؟ 06:10.828 --> 06:12.080 ‫بذارین این رو واسه خشک‌شویی ‫بهتون بدم. 06:12.080 --> 06:14.248 ‫- تعارف ندارم. ‫- عیبی نداره. 06:14.248 --> 06:15.875 ‫ای خدا. 06:22.840 --> 06:24.384 ‫- دو نوشیدنی. ‫- ممنون. 06:28.221 --> 06:29.597 ‫به یاد نولان کاهیل. 06:29.680 --> 06:31.265 ‫این دیگه چه وضعشه؟ 06:35.228 --> 06:38.856 ‫من اولین روز آموزشی دلتا باهاش آشنا شدم. 06:38.856 --> 06:40.733 ‫تک‌تکمون ازش وحشت داشتیم. 06:42.360 --> 06:44.237 ‫بدجنس‌ترین عوضی‌ای بود ‫که به عمرم دیده بودم. 06:44.237 --> 06:45.780 ‫واسه همین رئیس دفترت کردیش؟ 06:45.780 --> 06:46.781 ‫رئیس دفتری... 06:46.781 --> 06:48.908 ‫که هیچ‌کس نتونه بترسوندش؟ 06:48.908 --> 06:51.035 ‫خیلی ارزشمنده. 06:51.035 --> 06:52.995 ‫ضمنا، می‌دونستم اصلا مشکلی نداره... 06:52.995 --> 06:55.164 ‫واسه کسی که قبلا فرمانده طرف بوده ‫کار کنه، 06:55.164 --> 06:56.707 ‫آخه اصلا متکبر نبود. 06:56.707 --> 06:59.001 ‫همیشه به فکر مأموریت بود. 07:00.086 --> 07:02.588 ‫من رو عین خودش بار آورد. 07:02.588 --> 07:03.756 ‫همه‌مون رو. 07:03.756 --> 07:05.007 ‫اگه این‌طوره، 07:05.007 --> 07:07.260 ‫چی باعث می‌شه خودت ‫از پشت‌بوم بپری پایین؟ 07:07.260 --> 07:08.469 ‫جانم؟ 07:08.469 --> 07:11.139 ‫خودت گفتی تو رو ‫عین خودش بار آورده. 07:11.139 --> 07:12.682 ‫یعنی شخصیت و اخلاقیاتتون یکسانه، 07:12.682 --> 07:15.935 ‫تقریبا. پس با احتساب اطلاعات یکسان، ‫موقعیت یکسان، 07:15.935 --> 07:17.728 ‫شرایط یکسان، 07:17.728 --> 07:18.938 ‫ممکنه تو هم همون واکنش رو نشون بدی. 07:18.938 --> 07:20.898 ‫معلومه اون چیزی رو می‌دونست ‫که تو نمی‌دونستی، 07:20.898 --> 07:22.150 ‫پس می‌خوام بدونم... 07:22.150 --> 07:24.277 ‫چی باعث می‌شه خودت از پشت‌بوم ‫بپری و بمیری؟ 07:24.277 --> 07:26.320 ‫من اصلا نمی‌دونم. 07:26.320 --> 07:28.531 ‫حرف منبعت درست نیست. 07:28.531 --> 07:31.117 ‫ما هیچ‌وقت غیرنظامیان رو ‫شکنجه نکردیم یا نکشتیم. 07:31.117 --> 07:33.202 ‫ولی مردم رو شکنجه کردن و کشتن. 07:33.202 --> 07:34.787 ‫بعد از این که ما رفتیم. 07:34.787 --> 07:37.206 ‫شما دقیقا تو اندونزی چیکار کردین؟ 07:38.332 --> 07:40.877 ‫ببین، می‌دونم خودت آنا مریک رو نمی‌شناختی. 07:40.877 --> 07:43.838 ‫شاید زنی که مرده ‫برات ارزشی نداشته باشه، 07:43.838 --> 07:46.674 ‫ولی پسرش هنوز مفقوده. ‫بیست سالشه... 07:46.674 --> 07:48.759 ‫و به احتمال زیاد پیش آدم‌کش‌های روانیه. 07:50.136 --> 07:51.762 ‫پس حقیقت الان خیلی به دردمون می‌خوره. 07:53.514 --> 07:55.766 ‫خانم؟ نوشیدنی بیارین. 07:57.435 --> 07:59.270 ‫مکالماتی که نیازمند نوشیدنی‌ان... 07:59.270 --> 08:01.814 ‫مکالماتی‌ان که شاید بهتر باشه ‫رخ ندن. 08:02.607 --> 08:04.609 ‫ولی اگه به نظرت می‌تونم ‫به نوبه‌ای کمک کنم... 08:05.860 --> 08:06.944 ‫هرچی می‌دونم رو بهت می‌گم. 08:06.944 --> 08:08.988 ‫حتی اگه چیزهایی باشن ‫که از نظر قانونی نتونی بگی؟ 08:08.988 --> 08:10.490 ‫ببین، تمام تلاشم رو می‌کنم... 08:10.490 --> 08:13.326 ‫بدون زیر پا گذاشتن سوگندم ‫هرچی می‌دونم بهت بگم. 08:14.410 --> 08:15.745 ‫این نوشیدنی خوبه؟ 08:15.745 --> 08:17.079 ‫خوبه، ممنون. 08:32.053 --> 08:35.431 ‫گردان هوایی ما رو با یه گروه دانشمند ‫به اندونزی اعزام کرده بودن. 08:35.431 --> 08:38.142 ‫می‌گفتن می‌خوان با استفاده ‫از گیاهان جنگل بارانی... 08:38.142 --> 08:40.520 ‫راحت‌تر به درمانی برای... 08:40.520 --> 08:43.689 ‫گونه مقاوم به آنتی‌بیوتیک ‫مالاریا برسن یا... 08:43.689 --> 08:45.650 ‫مگه می‌شه یادم بمونه؟ 08:45.650 --> 08:49.111 ‫اگه حکومت بگه با یه مشت دانشمند ‫می‌رین آسیا، 08:49.111 --> 08:50.613 ‫می‌ریم آسیا دیگه. 08:52.907 --> 08:55.117 ‫کار ما تأمین امنیت اون داشمندان بود... 08:55.117 --> 08:58.746 ‫و باید در طول اقامتمون ‫همکاری حکومت محلی رو جلب می‌کردیم. 08:58.746 --> 09:02.124 ‫نظارت روی اون بخش عملیات ‫با کاهیل بود. 09:02.124 --> 09:05.211 ‫خب، در ازای مهمان‌نوازی اندونزیایی‌ها، 09:05.211 --> 09:08.172 ‫ایالات متحده قبول کرد ‫نیروهای ویژه ارتششون رو آموزش بده. 09:09.465 --> 09:11.551 ‫رهبرشون ژنرال رضا پوترا بود. 09:12.134 --> 09:14.679 ‫نظارت بر اون بخش عملیات با من بود. 09:14.679 --> 09:17.807 ‫ببین، به افرادش همه‌چی یاد دادم، 09:17.807 --> 09:19.725 ‫از آموزش سلاح گرم گرفته ‫تا تاکتیک‌های چریکی. 09:19.725 --> 09:22.103 ‫کی به سلاخی مخالفان سیاسی می‌رسی؟ 09:25.481 --> 09:27.316 ‫وقتی برگشتیم تو ایالات... 09:29.235 --> 09:30.486 ‫پوترا رفت سراغ مردم. 09:31.112 --> 09:34.407 ‫هر کسی که با قدرت روزافزونش ‫مخالفت داشت. 09:34.407 --> 09:38.077 ‫در همون حین، یه روستای کامل رو ‫نابود کرد. 09:38.077 --> 09:39.078 ‫غیرنظامیان، 09:39.078 --> 09:42.582 ‫بچه‌ها، اشخاص مسن. 09:42.582 --> 09:45.585 ‫مردم خوب و بیگناه. ‫همه رو می‌کشت. 09:45.585 --> 09:49.422 ‫یهو دیگه ژنرالی نبود که تو جنگل ‫باهاش تمرین می‌کردیم. 09:49.422 --> 09:51.465 ‫جنایتکار جنگی شده بود. 09:51.465 --> 09:52.675 ‫داشت اقدامات... 09:53.718 --> 09:55.595 ‫توصیف‌ناپذیری مرتکب می‌شد. 09:55.595 --> 09:59.140 ‫صدام حسین، نوریگا. 09:59.140 --> 10:02.476 ‫ما حتی با بن لادن هم موقع جنگش ‫با روس‌ها رفیق بودیم. 10:02.476 --> 10:04.562 ‫اولین باری نبود که دماغ آمریکا رو سوزوندن. 10:04.562 --> 10:08.065 ‫با این حال، اگه ارتباط من با پوترا ‫فاش می‌شد... 10:09.525 --> 10:11.611 ‫کل تلاش‌های خودم و گروهم ‫طی چند سال اخیر رو... 10:11.611 --> 10:13.279 ‫کاملا منحرف می‌کرد. 10:14.488 --> 10:17.116 ‫خب؟ این منبع تو... 10:17.116 --> 10:20.328 ‫دنبال اسناد دزدیه ‫که ارتباط من با یه هیولا رو ثابت می‌کنه. 10:20.328 --> 10:22.038 ‫گمون می‌کنه هیولا خودتی. 10:22.038 --> 10:24.498 ‫خب، پس بهش بگو ‫تو قبری که سرش گریه می‌کنه، مرده نیست، 10:24.498 --> 10:26.542 ‫آخه من هیچ ربطی به بلایی که پوترا... 10:26.542 --> 10:29.128 ‫سر اون مردم آورد نداشتم. ‫در واقع، 10:29.128 --> 10:32.548 ‫دولت ایالات متحده ‫همین که خبردار شد، 10:32.548 --> 10:35.343 ‫یه گروه اعزام کرد اونجا ‫تا به خدمت پوترا برسن. 10:35.343 --> 10:37.261 ‫خب، یه چیزی باعث شد کاهیل... 10:37.261 --> 10:39.555 ‫آنا مریک رو توی اون مترو دنبال کنه... 10:39.555 --> 10:41.182 ‫و یه چیزی باعث شد ‫از روی اون پشت‌بوم بپره. 10:42.391 --> 10:44.477 ‫من اون درایو رو گیر میارم ‫و می‌فهمم دلیلش چی بوده. 10:44.477 --> 10:46.187 ‫خب، واقعا امیدوارم گیرش بیاری. 10:46.187 --> 10:48.981 ‫وقتی پیداش کردی، ‫کار درست رو انجام بده... 10:51.984 --> 10:53.444 ‫و به من پسش بده. 10:55.571 --> 10:57.031 ‫انگار با این که نمی‌دونی توش چیه، 10:57.031 --> 10:58.824 ‫بدجوری دنبالشی. 10:58.824 --> 11:00.534 ‫خب، تو هم همین‌طور. 11:00.534 --> 11:02.536 ‫تو اون‌قدر دنبالشی ‫که یه گروه مزدور... 11:02.536 --> 11:03.954 ‫با تجهیزات تاکتیکی دنبالم می‌فرستی. 11:03.954 --> 11:06.207 ‫من خارج از قانون عمل نمی‌کنم. 11:06.207 --> 11:08.959 ‫سیا می‌کنه. شاید به اون‌ها تکیه کردی. 11:08.959 --> 11:12.046 ‫من که بهت گفتم ‫هیچ ارتباطی با اون سازمان ندارم. 11:12.046 --> 11:14.173 ‫اگه بخوان از یه نماینده کنگره آمریکا... 11:14.173 --> 11:15.758 ‫دستور بگیرن، آسمون به زمین میاد. 11:17.301 --> 11:19.762 ‫ببین، من فقط وقتی فضولی کردی، 11:19.762 --> 11:22.139 ‫بهت گفتم بری سراغ وزارت دفاع. 11:22.139 --> 11:23.974 ‫اسنپ، کرکل و پاپ ‫واسه همون‌جا کار می‌کنن؟ 11:24.892 --> 11:26.102 ‫اون‌جوری صداشون می‌کنی؟ 11:26.102 --> 11:27.770 ‫اسمشون رو بهم نگفتن. 11:30.564 --> 11:31.941 ‫ببین، ختم کلام ریچر، 11:33.067 --> 11:35.736 ‫منافع شخصی من به کنار، 11:35.736 --> 11:37.613 ‫هر چی تو اون درایوه... 11:37.613 --> 11:40.116 ‫از اموال ارتش ایالات متحده است... 11:40.116 --> 11:43.828 ‫و من فقط می‌خوام برگرده پنتاگون ‫چون جاش همون‌جاست. 11:43.828 --> 11:45.454 ‫من اون درایو رو پیدا می‌کنم. 11:46.664 --> 11:48.207 ‫وقتی ببینم توش چیه... 11:49.500 --> 11:51.460 ‫تصمیم می‌گیرم باهاش چیکار کنم. 11:56.882 --> 11:58.926 ‫[بر اساس رمان «دوازده نشانه» نوشته لی چایلد و شخصیت آن، جک ریچر] 12:13.733 --> 12:14.900 ‫احتمالا یه‌کم طول می‌کشه. 12:14.900 --> 12:15.901 ‫عیبی نداره. 12:17.611 --> 12:19.822 ‫جان سمپسون در حین سوگواری بهترین دوستش... 12:19.822 --> 12:21.741 ‫هر جایی نمی‌ره. 12:21.741 --> 12:23.576 ‫واسه مُرده فرقی نداره. 12:27.371 --> 12:28.956 ‫تو می‌دونی جونا یعنی چی؟ 12:30.166 --> 12:32.752 ‫بین دریانوردها، جونا کسیه که تو کشتی... 12:32.752 --> 12:35.629 ‫چیزی جز بدبختی به همراه نداره. 12:35.629 --> 12:37.840 ‫هر بار سوار کشتی می‌شه، 12:37.840 --> 12:39.592 ‫بدشانسی گریبانشون رو می‌گیره. 12:41.677 --> 12:43.220 ‫تو یه جونایی آقای ریچر. 12:44.305 --> 12:46.640 ‫به قول مادرم، 12:46.640 --> 12:48.392 ‫انگار دردسر همیشه دنبالمه. 12:48.392 --> 12:50.352 ‫امیدوارم چیزی که لازم داشتی رو ‫از جان شنیده باشی، 12:50.352 --> 12:52.480 ‫آخه ترجیح می‌دم دیگه ‫ازمون فاصله بگیری. 12:59.945 --> 13:01.864 ‫می‌شه من رو برسونین هتل؟ 13:01.864 --> 13:03.365 ‫برو بابا. 13:09.538 --> 13:11.832 ‫[ایست] 13:12.124 --> 13:13.709 ‫[دروازه هفت] 13:16.253 --> 13:17.963 ‫زیاد پیاده نمیان. 13:17.963 --> 13:20.716 ‫آره، ماشینم تعمیرگاهه. ‫به «لیفت» گفتم دم بیگل‌فروشی پیاده‌ام کنه. 13:24.303 --> 13:25.387 ‫[کارت عبور الزامی است] 13:26.096 --> 13:27.973 ‫چرا به زمین نگاه می‌کنه. 13:27.973 --> 13:30.226 ‫نمی‌خواد دوربین‌ها چهره‌اش رو خوب بگیرن. 13:30.226 --> 13:31.894 ‫داره خیلی طول می‌کشه. 13:35.189 --> 13:36.816 ‫قطعا می‌گیرنش. 13:36.816 --> 13:38.192 ‫نه، نمی‌گیرنش. 13:39.151 --> 13:40.820 ‫انگار یه مشکلی هست. 13:40.820 --> 13:41.946 ‫باید تراشه‌اش بالا باشه. 13:41.946 --> 13:45.366 ‫آها. ببین، وقتی فقط قهوه بدون کافئین ‫مونده باشه، همین می‌شه. 13:48.285 --> 13:49.703 ‫روز خوبی داشته باشی. 13:54.041 --> 13:55.125 ‫ایول. 13:55.125 --> 13:58.003 ‫نمی‌تونی فقط به توزیع ایمیل بزنی ‫و امیدوار باشی عمل کنن، 13:58.003 --> 14:00.381 ‫آخه نمی‌کنن. ‫واسه همین من باید از این به بعد... 14:00.381 --> 14:01.799 ‫تو هر جابه‌جایی حضور داشته باشم. 14:01.799 --> 14:03.467 ‫خب؟ خیلی‌خب. 14:03.968 --> 14:07.513 ‫سلام. می‌تونین کمکم کنین؟ ‫شنون توماس هستم. 14:07.513 --> 14:10.099 ‫من گم شدم. ‫از پنتاگون انتقالی گرفتم اینجا. 14:10.099 --> 14:12.560 ‫قراره جای آنا مریک رو بگیرم. 14:12.560 --> 14:15.187 ‫شریل بروستر هستم. ‫آنا خیلی حیف شد. 14:15.187 --> 14:16.480 ‫می‌شناختینش؟ 14:16.480 --> 14:17.898 ‫افتخارش نصیبم نشده بود. 14:17.898 --> 14:18.983 ‫بیا. 14:18.983 --> 14:20.109 ‫من مستقرت می‌کنم. 14:21.151 --> 14:22.987 ‫آنا خیلی مهربون بود. 14:22.987 --> 14:25.531 ‫ولی لابد اصلا معلوم نیست ‫بقیه چی می‌کشن، مگه نه؟ 14:25.531 --> 14:26.532 ‫نه. 14:27.324 --> 14:30.619 ‫خجالت می‌کشم اعتراف کنم، ولی راستش ‫نمی‌دونم باید اینجا چیکار کنم. 14:31.787 --> 14:33.914 ‫دقیقه نودی انتقالی گرفتم. 14:33.914 --> 14:36.542 ‫خیلی ساده است. ما پرونده‌های کاغذی رو ‫دیجیتالی می‌کنیم. 14:36.542 --> 14:38.085 ‫هرچی فضا کمتر بگیره، ‫کمتر هدر می‌ره. 14:38.085 --> 14:39.044 ‫اسناد رو اسکن می‌کنی... 14:39.086 --> 14:41.005 ‫و تو سیستم ذخیره دیجیتالمون ‫آپلودشون می‌کنی. 14:42.256 --> 14:45.217 ‫خیلی دستت بند می‌شه، ‫ولی دستمزدش یک و نیم برابره. 14:48.137 --> 14:51.181 ‫آها، آره. اینجا محل کار آنا بود. 14:51.181 --> 14:53.934 ‫می‌دونم یه‌کم اذیت‌کننده است، ‫ولی گزارشات کاری... 14:53.934 --> 14:56.145 ‫به شماره محل کار مرتبطن و از همین حرف‌ها. 14:56.145 --> 14:58.772 ‫حتما می‌گم یکی بیاد ‫میزش رو پاک‌سازی کنه. 14:58.772 --> 15:00.190 ‫نمی‌خواد. عیبی نداره. 15:01.567 --> 15:03.444 ‫با آی‌دی آنا وارد می‌شم... 15:03.444 --> 15:05.738 ‫تا بتونی کارش رو ادامه بدی. 15:07.740 --> 15:08.115 ‫[ورود] 15:08.157 --> 15:10.117 ‫بعد از ساعت کاری ‫اسم خودت رو وارد می‌کنم. 15:11.368 --> 15:13.120 ‫همه پرونده‌ها شماره‌گذاری شدن. 15:13.120 --> 15:15.998 ‫اسم فایل رو بعد از اسکن همین می‌ذاری. 15:15.998 --> 15:17.458 ‫وقتی همه پرونده‌های تو جعبه رو ‫اسکن کردی، 15:17.458 --> 15:18.876 ‫جعبه و محتواش رو تو یکی... 15:18.876 --> 15:21.670 ‫از سبدهای راهرو ‫واسه زباله‌سوزی بنداز. 15:21.670 --> 15:23.172 ‫بعد یه جعبه جدید رو شروع می‌کنی. 15:23.172 --> 15:24.340 ‫سوالی هست؟ 15:24.340 --> 15:25.466 ‫نه. 15:27.343 --> 15:28.636 ‫فکر کنم گرفتم چی به چیه. 15:33.474 --> 15:36.018 ‫صبر کن، این همون زنی نیست که ‫کارتش رو دزدیدی؟ 15:36.018 --> 15:37.353 ‫لعنتی. 15:37.353 --> 15:38.729 ‫چقدر تند غذا می‌خوره؟ 15:49.573 --> 15:51.867 ‫ببخشید، فکر کنم ‫امروزم کارتم رو فراموش کردم. 15:51.867 --> 15:53.202 ‫اسم؟ 15:53.202 --> 15:54.745 ‫ژاکلین رید. 16:06.215 --> 16:09.218 ‫خانم، کارت شما ‫ده دقیقه پیش کشیده شده. 16:09.218 --> 16:10.761 ‫چی؟ 16:10.761 --> 16:11.804 ‫باید از اونجا بزنی بیرون. 16:11.804 --> 16:13.013 ‫اونا می‌دونن که کارت رو دزدیدی. 16:15.808 --> 16:17.267 ‫لعنتی. 16:17.267 --> 16:19.436 ‫ببخشید خانم، می‌تونم خواهش ‫کنم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟ 16:19.436 --> 16:21.313 ‫خانم، باید صبر کنید. 16:22.314 --> 16:24.400 ‫آره، گرفتمش. همینجاست. 16:24.400 --> 16:25.609 ‫خانم! 16:25.609 --> 16:27.444 ‫نیروی کمکی می‌خوام. طبقه دوم هستیم. 16:27.444 --> 16:28.904 ‫اوه. چه خبره؟ 16:31.490 --> 16:32.408 ‫اوه! 16:53.595 --> 16:56.015 ‫اینکه داره فرار می‌کنه اتفاق خوبیه؟ 17:01.937 --> 17:03.647 ‫هی تو! وایسا! 17:03.647 --> 17:04.648 ‫- ایست! ‫- یالا، بجنب! 17:04.648 --> 17:05.816 ‫- همین الان برگرد اینجا! ‫- برو! 17:05.816 --> 17:07.526 ‫- برو، برو! ‫- از ماشین پیاده شو! لعنتی! 17:32.551 --> 17:35.137 ‫ریچر، بیا این دفعه با زبون خوش حلش کنیم. 17:39.183 --> 17:41.018 ‫نه. 17:43.645 --> 17:44.813 ‫زنده‌ نگهش دارین! 18:09.004 --> 18:10.881 ‫آرایش رو بشکنید. پخش شید. 20:27.226 --> 20:28.185 ‫نقشه‌ت چی بود؟ 20:30.395 --> 20:31.730 ‫اِ... 20:31.730 --> 20:33.774 ‫ناقصت کنم، بندازمت تو یه ون، 20:33.774 --> 20:35.317 ‫و چندتا سوال ازت بپرسم. 20:46.703 --> 20:49.414 ‫نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه! 20:49.414 --> 20:50.832 ‫لعنتی. لعنتی! 20:50.832 --> 20:53.752 ‫وای خدا! 20:57.881 --> 20:59.258 ‫عوضی. 20:59.258 --> 21:01.760 ‫شانس آوردی تو رو هم ننداختم پایین. 21:18.568 --> 21:25.117 ‫[فیلادلفیا] ‫[بزرگراه آی ۹۵] 21:26.576 --> 21:27.661 ‫فقط همون یه فایل بود. 21:27.661 --> 21:29.955 ‫آنا اسکنش کرد، پاکش کرد ‫و فرستادش تو زباله‌سوز. 21:29.955 --> 21:30.956 ‫هیچ‌وقت آپلودش نکرد... 21:30.956 --> 21:32.374 ‫- رو سرور دولت. ‫- حتماً... 21:32.374 --> 21:34.584 ‫قبل از اینکه پاکش کنه، ریختتش رو یه فلش. 21:34.584 --> 21:35.919 ‫آره، ما هم همین فکرو می‌کنیم. 21:35.919 --> 21:37.087 ‫پس هرچیزی که رو اون فلشه... 21:37.087 --> 21:38.547 ‫تنها نسخه موجود تو دنیاست... 21:38.547 --> 21:40.674 ‫- و این کاملا عمدی بوده. ‫- یعنی کار خواهرم بوده؟ 21:40.674 --> 21:42.718 ‫بیشتر احتمال داره کار کسی باشه ‫که این اطلاعات رو براش می‌گرفته. 21:42.718 --> 21:45.554 ‫اگه اون فلش حاوی تنها نسخه تو دنیا از ‫اون اسناد باشه، 21:45.554 --> 21:46.972 ‫ارزشش خیلی بیشتر می‌شه. 21:46.972 --> 21:49.850 ‫به نظر میاد هرکی که دنبالشه، ‫احتمالا می‌خواد بفروشتش. 21:49.850 --> 21:51.184 ‫یا اینکه نمی‌خوان ما بفهمیم ‫چی برداشتن... 21:51.184 --> 21:52.519 ‫تا نتونیم در برابرش از خودمون دفاع کنیم. 21:52.519 --> 21:53.895 ‫تا پیداش نکنیم نمی‌فهمیم. 21:53.895 --> 21:55.605 ‫فقط خدا کنه خیلی دیر نفهمیم. 21:55.605 --> 21:56.815 ‫خیلی خب، تو فیلادلفیا می‌بینمتون. 21:56.815 --> 21:59.693 ‫ما تقریبا رسیدیم. ‫تو ترافیک جنوب شهریم. 21:59.693 --> 22:00.902 ‫چه معنی داره شبا... 22:00.902 --> 22:03.113 ‫کار کنن وقتی تمام روز ‫تجهیزاتشون تو جاده ول می‌چرخه؟ 22:04.656 --> 22:06.116 ‫چند وقته تو ترافیک گیر کردین؟ 22:06.116 --> 22:07.200 ‫از چندتا خروجی قبل. 22:07.200 --> 22:09.328 ‫ولی تو این گره ترافیکی خیلی وضع خرابه. 22:09.328 --> 22:10.787 ‫می‌تونی خروجی بعدی رو ببینی؟ 22:10.787 --> 22:13.206 ‫خروجی ۲۰. 22:13.206 --> 22:15.375 ‫بلوار کلمبوس و واشنگتن. 22:15.375 --> 22:18.253 ‫پلام، نزدیک‌ترین ایستگاه مترو ‫به خروجی ۲۰ رو پیدا کن. 22:18.253 --> 22:19.379 ‫باشه، حله. 22:19.379 --> 22:20.464 ‫تو فکر چی هستی؟ 22:20.464 --> 22:22.215 ‫دارم به این فکر می‌کنم که شاید بدونم ‫چرا آنا از ماشینش پیاده شد... 22:22.215 --> 22:23.300 ‫و رفت تو مترو. 22:23.300 --> 22:27.137 ‫- ایستگاه تسکرموریس. ‫- همونجایی که آنا بلیت متروش رو خرید. 22:27.137 --> 22:30.390 ‫احتمالا اونم تو همین ترافیک گیر ‫کرده بوده وقتی داشت فلش رو... 22:30.390 --> 22:31.808 ‫- می‌برد برای لایلا. ‫- پس از اولین خروجی رفت بیرون... 22:31.808 --> 22:33.518 ‫بعد از اینکه ترافیک سنگین شد، 22:33.518 --> 22:36.021 ‫رفت نزدیک‌ترین ایستگاه مترو ‫و سوار اولین قطار شد. 22:36.021 --> 22:37.522 ‫آنا وقت زیادی نداشت. 22:37.522 --> 22:39.775 ‫بهش مهلت داده بودن. می‌تونی از این جاده... 22:39.775 --> 22:40.901 ‫بزنی بیرون و بری به اون ایستگاه مترو؟ 22:40.901 --> 22:42.319 ‫آره، گره ترافیکی رو ‫تقریبا رد کردیم. 22:42.319 --> 22:43.320 ‫در اسرع وقت... 22:43.320 --> 22:44.738 ‫تو تسکرموریس می‌بینمتون 23:08.595 --> 23:09.596 ‫خوبی؟ 23:14.393 --> 23:16.770 ‫امکان نداره بن حالش خوب باشه، نه؟ 23:16.770 --> 23:18.647 ‫هنوز نمی‌دونیم. 23:18.647 --> 23:20.148 ‫فکر می‌کنی زنده‌ست؟ 23:21.233 --> 23:23.318 ‫دست بردار. تو یه پلیس شهری. 23:23.318 --> 23:26.279 ‫قبلا هم رو پرونده‌های سخت کار کردی. ‫شم پلیسی داری. 23:28.031 --> 23:29.658 ‫خواهرزاده‌م زنده‌ست؟ 23:31.076 --> 23:33.161 ‫هیچ مدرکی ندیدم ‫که ثابت کنه بن مرده. 23:36.248 --> 23:39.543 ‫حس می‌کنم هیچ کنترلی... 23:39.543 --> 23:41.586 ‫رو اتفاقاتی که داره می‌افته ندارم، 23:41.586 --> 23:43.463 ‫و هیچ قدرتی برای متوقف کردنش ندارم. 23:45.215 --> 23:46.758 ‫دارم دیوونه می‌شم، می‌فهمی؟ 23:48.009 --> 23:50.846 ‫هی. هی. به من گوش کن. 23:50.846 --> 23:52.556 ‫من ۱۵ ساله که پلیسم. 23:53.723 --> 23:55.976 ‫دیدم که چه اتفاقات وحشتناکی ‫برای آدمای خوب می‌فته. 23:58.186 --> 24:00.856 ‫خیلی راحته که تو عواقبش گم بشی. 24:00.856 --> 24:03.358 ‫الان وقت این کارا رو نداریم. 24:03.358 --> 24:05.527 ‫قاتلا و مامورای فدرال ‫ریختن سرمون، 24:05.527 --> 24:07.779 ‫و پرونده‌ای داریم که ‫اصلا با عقل جور درنمیاد. 24:07.779 --> 24:09.197 ‫ما بهت نیاز داریم، 24:09.197 --> 24:12.451 ‫که محکم سرجات وایسی ‫و حواست جمع کار باشه. 24:12.451 --> 24:14.744 ‫پس وقتی اون تاریکی ‫شروع کرد به احاطه کردنت... 24:14.744 --> 24:17.080 ‫و حس کردی داری ‫دیوونه می‌شی، 24:17.080 --> 24:19.499 ‫بدون آدمایی هستن که بهت اهمیت می‌دن. 24:20.876 --> 24:22.377 ‫از جمله خود من. 24:25.505 --> 24:27.007 ‫اوه، ام... 24:27.048 --> 24:28.717 ‫یادم انداختی. 24:30.218 --> 24:31.761 ‫اینو از میز کار آنا برداشتم. 24:31.761 --> 24:33.597 ‫گفتم بهتره پیش تو باشه. 24:39.102 --> 24:40.103 ‫ممنون. 24:40.729 --> 24:43.648 ‫با خودم گفتم کسی با ساندویچ ‫بوقلمون و پنیر مشکلی نداره. 24:46.776 --> 24:48.153 ‫همه‌چی روبه‌راهه؟ 24:49.112 --> 24:50.113 ‫خوبیم. 24:52.699 --> 24:53.867 ‫اومد. 24:57.913 --> 24:59.372 ‫اوه، لعنتی. 24:59.372 --> 25:00.665 ‫براش ساندویچ نگرفتم. 25:03.126 --> 25:05.003 ‫اوه. شرمنده رفیق. 25:05.712 --> 25:08.089 ‫خیلی خب، پس آنا اومده اینجا. 25:08.089 --> 25:09.883 ‫مستأصل بوده. 25:09.883 --> 25:12.052 ‫گفتی وقتش داشت تموم می‌شد، ‫پس توضیح بده. 25:12.052 --> 25:13.803 ‫بیاید فرض کنیم حق با ماست. 25:13.803 --> 25:16.348 ‫اون زن اینفلوئنسر کشته شد و قاتلاش... 25:16.348 --> 25:18.808 ‫که احتمالا بیگ‌ رد مشین ‫بودن... بن رو دزدیدن. 25:18.808 --> 25:21.686 ‫ازش به عنوان اهرم فشار استفاده کردن ‫تا آنا فلش رو به جای لایلا بیاره برای اونا. 25:21.686 --> 25:24.564 ‫«تا یه زمان مشخص فلش رو ‫برامون بیار وگرنه پسرت رو می‌کشیم.» 25:24.564 --> 25:26.149 ‫برای همین دیگه ‫نمی‌تونست تو ترافیک بمونه. 25:26.149 --> 25:28.902 ‫پس رفت تو مترو تا ‫سعی کنه بن رو نجات بده، 25:28.902 --> 25:31.571 ‫ولی این با عقل جور درنمیاد، چون... 25:33.156 --> 25:34.074 ‫چون چی؟ 25:34.407 --> 25:36.243 ‫نمی‌دونم پسر. هیچی. 25:36.243 --> 25:37.994 ‫فکر کنم منظور پلام اینه که... 25:39.538 --> 25:41.331 ‫ما می‌دونیم که خواهرت ‫تو قطار فلش رو پیش خودش نداشته، 25:41.331 --> 25:43.458 ‫و بدون فلش هم ‫نمی‌تونسته بن رو نجات بده، 25:43.458 --> 25:45.418 ‫پس تا زمانی که آنا سوار مترو شده، 25:45.418 --> 25:47.128 ‫خودش می‌دونسته که پسرش مرده. 25:47.128 --> 25:49.756 ‫نه، نه، نه، نه، نه، نه. ‫این‌جوری جور درنمیاد. 25:49.756 --> 25:51.466 ‫چرا باید برگ برنده‌شون رو بکشن؟ 25:51.466 --> 25:53.677 ‫آدم‌ربایی به ندرت یه جرم تر و تمیزه. 25:53.677 --> 25:57.305 ‫کنترل کردن یه بچه به اندازه کافی سخته، ‫چه برسه به یه بازیکن راگبی ۱۱۰ کیلویی. 25:57.305 --> 25:59.975 ‫پس اوضاع به هم ریخت و بن کشته شد. 25:59.975 --> 26:01.351 ‫دلم نمی‌خواد حق با من باشه، ‫ولی فکر کنم هست. 26:01.935 --> 26:03.478 ‫از کجا فهمیده بن مرده؟ 26:03.478 --> 26:06.106 ‫احتمالا هی ازشون مدرک ‫می‌خواسته که بن زنده‌ست. 26:06.106 --> 26:07.607 ‫تماس‌های تلفنی، شاید یه ویدیو. 26:08.608 --> 26:10.777 ‫بعدش اونا دیگه حاضر نشدن این کارو بکنن. 26:10.777 --> 26:14.322 ‫آنا تو ترافیک گیر کرده بود، رد شدن از ‫مهلتشون خبر بدی برای بن بود، 26:14.322 --> 26:17.075 ‫برای همین زنگ زد و ‫اصرار کرد که ببینه حالش هنوز خوبه یا نه. 26:18.493 --> 26:19.744 ‫اونا هم گوشی رو ندادن بهش. 26:19.744 --> 26:22.122 ‫چون نمی‌تونستن گوشی رو بدن بهش. 26:22.122 --> 26:23.957 ‫اینجوری بود که فهمید ‫همون موقع کشته شده. 26:23.957 --> 26:26.459 ‫پس آنا نمی‌تونست بن رو نجات بده، 26:26.459 --> 26:28.503 ‫اصلاً برای چی سوار مترو شد؟ 26:28.503 --> 26:31.172 ‫بعد از کاری که اونا کردن، ‫نمی‌تونست دست رو دست بذاره. 26:32.799 --> 26:36.011 ‫باید انتقامش رو می‌گرفت. ‫رسید به خروجی... 26:36.011 --> 26:37.304 ‫و رفت بیرون. 26:37.304 --> 26:38.763 ‫حق با اونه. 26:38.763 --> 26:40.140 ‫وقتی آنا رو دیدم، یه مادر داغدار و... 26:40.140 --> 26:42.058 ‫آشفته بود که یه اسلحه داشت. 26:42.058 --> 26:43.643 ‫می‌خواست انتقام خون بچه‌ش رو بگیره. 26:43.643 --> 26:46.438 ‫از مزدورای حرفه‌ای؟ ‫اون یه کارمند دولت بود. 26:46.438 --> 26:49.149 ‫براش مهم نبود. احتمالا پالتوی مشکی‌ای ‫که تو ماشین داشته رو برداشته... 26:49.149 --> 26:51.192 ‫تا پیراهن سفیدی که تنش بوده رو ‫بپوشونه، به این امید که کمکش کنه... 26:51.192 --> 26:53.361 ‫یواشکی به قاتلای بن نزدیک بشه. 26:53.361 --> 26:55.155 ‫احتمالا اسلحه رو آورده بوده تا ‫از خودش محافظت کنه... 26:55.155 --> 26:57.198 ‫و بن، بعد از اینکه ‫فلش رو داد به آدم‌رباها... 26:57.198 --> 26:58.450 ‫تا بتونن از اونجا فرار کنن، 26:58.450 --> 27:00.201 ‫ولی حالا فقط می‌خواست ‫ازش برای انتقام گرفتن استفاده کنه. 27:01.161 --> 27:03.622 ‫ولی اگه نقشه داشت... 27:03.622 --> 27:05.206 ‫چرا باید خودکشی می‌کرد؟ 27:10.503 --> 27:11.588 ‫چیه؟ 27:13.798 --> 27:15.383 ‫وقتی به آنا نزدیک شدم... 27:16.885 --> 27:18.053 ‫بهش گفتم پلیسم. 27:19.095 --> 27:20.388 ‫زن باهوشی بود. 27:20.388 --> 27:23.183 ‫می‌دونست مجبورم دستگیرش کنم، ‫و هر امیدی برای انتقام از بین می‌رفت. 27:23.767 --> 27:25.435 ‫همون موقعشم حس می‌کرد ‫تو زندگیش در حق بن کوتاهی کرده. 27:26.019 --> 27:27.562 ‫حالا داشت تو مرگش هم کوتاهی می‌کرد. 27:27.562 --> 27:29.481 ‫عذاب وجدان و درد براش خیلی زیاد بود. 27:30.690 --> 27:33.443 ‫بهش گفتی که پلیسی؟ 27:34.069 --> 27:35.528 ‫می‌خواستم حس کنه که... 27:35.528 --> 27:37.739 ‫کنار کسیه که اوضاع تحت کنترلشه، ‫وقتی که خودش به وضوح... 27:37.739 --> 27:39.366 ‫کنترلش رو از دست داده بود. 27:39.366 --> 27:40.909 ‫فکر کردم اینطوری ‫اوضاع آروم‌تر می‌شه. 27:41.743 --> 27:42.994 ‫می‌خواستم کمکش کنم. 27:44.871 --> 27:46.456 ‫ولی نکردم. 27:47.290 --> 27:49.501 ‫فلش... وقتی آنا راهی ‫فیلادلفیا شد، اونو داشت. 27:49.501 --> 27:52.629 ‫عمرا نمی‌ذاشت دست قاتلای بن ‫به اون فلش برسه. 27:52.629 --> 27:53.546 ‫برای همین از شرش خلاص شد. 27:54.464 --> 27:55.715 ‫فکر کنم می‌دونم کجاست. 27:56.591 --> 27:58.301 ‫نامه‌هایی که تو ماشین آنا پیدا کردیم. 27:58.301 --> 28:01.471 ‫تنها نامه باز شده، ‫همون پیشنهاد کارت اعتباری بود. 28:01.471 --> 28:03.723 ‫یادم نمیاد پاکت برگشتی دیده باشم. 28:03.723 --> 28:06.935 ‫می‌دونین، از اینا که گوشه‌ش نوشته ‫«نیاز به تمبر ندارد»؟ 28:06.935 --> 28:08.103 ‫اون فلش رو پست کرده، 28:08.103 --> 28:10.188 ‫و شایدم گوشیش رو، ‫قبل از اینکه سوار مترو بشه. 28:10.188 --> 28:11.106 ‫برای کی؟ 28:11.106 --> 28:12.023 ‫برای لایلا. 28:12.023 --> 28:13.483 ‫پس اگه آنا تو راه انتقام کشته می‌شد، 28:13.483 --> 28:15.819 ‫حداقل قاتلای بن ‫با داستانش رسوا می‌شدن. 28:15.819 --> 28:17.320 ‫رکن چهارم دموکراسی. 28:17.320 --> 28:18.988 ‫آخرین خط دفاعی در برابر استبداد. 28:18.988 --> 28:20.949 ‫پس چیزی که تو این مدت ‫دنبالش بودیم... 28:20.949 --> 28:22.325 ‫تو هتل لایلا بوده؟ 28:22.325 --> 28:24.244 ‫آخرین جاییه که آنا ‫می‌دونست لایلا اونجا اقامت داره. 28:24.244 --> 28:26.162 ‫ولی لایلا بعد از اینکه بهش حمله شد ‫مجبور شد هتل رو ترک کنه، 28:26.162 --> 28:27.414 ‫قبل از اینکه فلش به دستش برسه. 28:30.375 --> 28:31.543 ‫داکرتی. 28:31.543 --> 28:33.545 ‫چی... شماره خط موقتت رو بهش دادی؟ 28:33.545 --> 28:34.546 ‫سلام. 28:38.758 --> 28:39.968 ‫باشه. 28:43.430 --> 28:44.848 ‫ممنون. 28:49.060 --> 28:50.478 ‫بن رو پیدا کردن. 28:53.273 --> 28:54.482 ‫خیلی متاسفم. 29:03.450 --> 29:05.535 ‫نمی‌خوام تنهایی ‫بره سردخانه. 29:05.535 --> 29:07.495 ‫- من و پلام باهاش می‌ریم. ‫- آره. 29:07.495 --> 29:10.331 ‫تو لایلا رو تو هتل قبلیش ببین. ‫اون فلش لعنتی رو پیدا کن. 29:10.331 --> 29:11.332 ‫وقتی پیداش کردم بهت خبر می‌دم. 29:14.085 --> 29:16.004 ‫لایلا؟ ریچرم. 29:16.588 --> 29:18.089 ‫می‌شه اون پشت رو چک کنید؟ 29:18.089 --> 29:20.049 ‫ما اون پشت چیزی نگه نمی‌داریم. ‫نامه‌های قدیمی... 29:20.049 --> 29:22.552 ‫و اشیای گمشده همین‌جا رو میز پذیرش می‌مونه. 29:22.552 --> 29:23.970 ‫می‌تونم با مدیر صحبت کنم؟ 29:23.970 --> 29:25.346 ‫جین تا هفته دیگه تو پوکونوزه. 29:25.346 --> 29:26.848 ‫اونم همین حرفو بهتون می‌زنه. 29:26.848 --> 29:28.266 ‫ممنون بابت کمکتون. 29:31.227 --> 29:33.396 ‫جای دیگه‌ای هست که ‫آنا ممکن باشه فلش رو برات فرستاده باشه؟ 29:33.396 --> 29:34.814 ‫اونجا تنها جایی بود که می‌شناخت. 29:34.814 --> 29:36.316 ‫باورم نمی‌شه اونجا نبود. 29:36.316 --> 29:37.734 ‫باید برم سردخونه. 29:37.734 --> 29:39.986 ‫- سردخونه؟ ‫- پسر آنا کشته شده. 29:39.986 --> 29:42.363 ‫- تازه جسدش رو پیدا کردن. ‫- خدای من. 29:42.363 --> 29:43.573 ‫مادر و پسر. 29:43.573 --> 29:45.408 ‫کار همونایی بود که ‫هی میومدن سراغمون؟ 29:45.408 --> 29:46.701 ‫به احتمال زیاد. 29:46.701 --> 29:50.163 ‫فرضیه فعلی اینه که بن یه طعمه بوده تا ‫آنا رو مجبور کنن فلش رو براشون بیاره. 29:50.163 --> 29:53.124 ‫پس من مسئول مرگ آنا ‫و تنها بچه‌شم. 29:55.960 --> 29:57.837 ‫- چی شده؟ ‫- دارن تعقیبمون می‌كنن. 29:57.837 --> 29:59.130 ‫مردایی که تو این هتل بهت حمله کردن... 29:59.130 --> 30:01.883 ‫لابد اینجا زاغ‌سیاه چوب می‌زدن ‫تا اگه دوباره پیدات شد بگیرنت. 30:02.884 --> 30:04.052 ‫چیکار کنیم؟ 30:04.052 --> 30:06.888 ‫یکی اونقدر پول داره که تعداد بی‌نهایتی ‫از این عوضیا اجیر کنه. 30:07.180 --> 30:08.348 ‫باید بفهمم کیه. 30:08.348 --> 30:09.766 ‫بیا بریم. 30:21.778 --> 30:22.779 ‫- نه! ‫- من حساب این یاروها رو می‌رسم... 30:22.779 --> 30:24.697 ‫و تو هتل می‌بینمت. 30:33.581 --> 30:34.791 ‫فلش. 30:35.667 --> 30:36.876 ‫جیب چپ. 30:36.876 --> 30:38.127 ‫پس برش دار. 30:41.089 --> 30:43.341 ‫اگه نمی‌خوای همین‌جا جلوی ‫این همه آدم بهم شلیک کنی... 30:43.341 --> 30:47.053 ‫و ریسک دستگیر شدن رو تو همون روزی به جون بخری ‫که اطلاعاتی که دنبالش بودی رو به دست آوردی، 30:47.053 --> 30:48.263 ‫خودت برش دار. 31:08.032 --> 31:09.325 ‫برای کی کار می‌کنی؟ 31:09.325 --> 31:10.660 ‫لعنت بهت. 31:14.330 --> 31:16.165 ‫آآآ! 31:20.587 --> 31:22.171 ‫آخ! 31:27.302 --> 31:29.637 ‫جواب سوالامو بده ‫وگرنه اون یکی دستتم می‌شکنم. 31:32.432 --> 31:33.808 ‫آآآ! 31:39.939 --> 31:41.399 ‫لعنتی. 31:41.399 --> 31:42.859 ‫این پایین رو سکو! 31:49.616 --> 31:50.783 ‫دستا بالا! 31:51.951 --> 31:52.869 ‫دستات رو نشونم بده. 31:55.914 --> 31:57.707 ‫در حال حرکته! 32:12.347 --> 32:15.058 ‫نیروی کمکی می‌خوایم ‫تو سکوی جنوبی تسکرموریس. 32:15.058 --> 32:16.851 ‫همین الان مامور بفرستین دم خروجیا. 32:43.586 --> 32:45.630 ‫هی. 32:45.630 --> 32:47.131 ‫یکم کمک می‌کنی؟ 32:51.970 --> 32:54.555 ‫از این طرف نیومد. 32:55.390 --> 32:57.016 ‫من می‌رم شرق، تو برو غرب. 33:03.815 --> 33:05.233 ‫ممنون. 33:05.233 --> 33:07.110 ‫هی، می‌دونی چطوری از این تونل‌ها... 33:07.110 --> 33:08.486 ‫می‌شه رفت به هتل لیبرتی گاردنز؟ 33:33.094 --> 33:34.929 ‫کجا پیداش کردن؟ 33:34.929 --> 33:38.725 ‫دور و بر تقاطع خیابون ۹ ‫ و کالوهیل پیداش کردن. 33:41.894 --> 33:43.312 ‫کی گزارش داد؟ 33:48.526 --> 33:52.238 ‫یه رفتگر بوی بد ‫از یه سطل آشغال رو گزارش کرد. 33:54.323 --> 33:55.825 ‫تنهاتون می‌ذارم. 34:06.085 --> 34:08.504 ‫آنا با این همه مشکل ‫دست و پنجه نرم می‌کرد... 34:11.924 --> 34:14.218 ‫ولی هیچ‌وقت برای کمک به من زنگ نزد. 34:15.344 --> 34:17.055 ‫چون می‌دونست من فقط یه... 34:18.765 --> 34:21.059 ‫پلیس... 34:21.059 --> 34:22.935 ‫راهنمایی‌رانندگی‌ام که نشان داره. 34:25.396 --> 34:29.192 ‫یه پارکبان بی‌عرضه بی‌خاصیت... 34:30.735 --> 34:32.445 ‫لعنتی. 34:39.285 --> 34:41.120 ‫منم بودم به خودم زنگ نمی‌زدم. 34:57.845 --> 34:59.847 ‫الان دیگه هیچی ندارم. 35:01.808 --> 35:03.810 ‫من کاملاً... 35:05.269 --> 35:06.395 ‫تنهام. 35:35.133 --> 35:36.217 ‫صدامو می‌شنوی؟ 35:36.217 --> 35:38.928 ‫در اسرع وقت تو لیبرتی گاردنز قرار می‌ذاریم. 35:38.928 --> 35:41.681 ‫بنت، صدامو داری؟ تمام. 35:41.681 --> 35:43.516 ‫تایلر؟ 35:45.101 --> 35:47.311 ‫در اسرع وقت تو لیبرتی گاردنز قرار می‌ذاریم. 35:47.311 --> 35:49.397 ‫داریم می‌ریم سمت برج پرنسس. 35:54.861 --> 35:57.196 ‫بجنب، لایلا. 35:57.196 --> 35:58.865 ‫لعنتی. 36:33.065 --> 36:34.775 ‫زهره‌ترکم کردی. 36:37.236 --> 36:39.197 ‫- فلش رو پیدا کردی؟ ‫- اونجا نبود. 36:39.197 --> 36:41.824 ‫ولی ریچر هنوزم ‫خیلی مصممه که بهمون کمک کنه، 36:41.824 --> 36:43.117 ‫که این خیلی خوبه. 36:43.117 --> 36:45.536 ‫- خیلی خب. ‫- اینا چیه؟ 36:46.037 --> 36:47.496 ‫می‌خوام برامون سوتو آیام درست کنم. 36:48.497 --> 36:50.499 ‫دیگه نمی‌تونم غذای آمریکایی بخورم. 36:51.751 --> 36:55.755 ‫شاید این روز آخرش ‫هم اونقدرها بد نشه. 36:58.799 --> 37:02.303 ‫شما همون افسری هستید که ‫قتل مری الن دنیلز رو گزارش کرد، درسته؟ 37:02.303 --> 37:04.972 ‫آره. اون شبی که مرد با بن مریک بود. 37:04.972 --> 37:06.599 ‫همه‌ی اینا بخشی از یه تحقیقات بزرگ‌تره. 37:06.599 --> 37:10.102 ‫خب، تازه یه آنالیز زخم به دستم رسیده ‫که ممکنه براتون جالب باشه. 37:10.102 --> 37:12.563 ‫به نظر میاد گلوی بن ‫با همون نوع سلاحی بریده شده... 37:12.563 --> 37:13.731 ‫که مری باهاش کشته شده. 37:43.552 --> 37:46.764 ‫تکون نخورین و جیغ نزنین. 37:49.642 --> 37:51.644 ‫مگه اینکه بخواین به سرنوشت اونا دچار بشین، 37:51.644 --> 37:53.271 ‫بهمون بگو فلش کجاست. 37:58.693 --> 38:00.111 ‫چاقو. 38:02.154 --> 38:04.031 ‫تا کسی صدای شلیک نشنوه. 38:07.076 --> 38:09.078 ‫یه چاقوی خمیده‌ست. 38:09.078 --> 38:10.204 ‫بهش می‌گن کرامبیت. 38:10.204 --> 38:13.416 ‫توسط کسانی که تو اندونزی بعضی ‫هنرهای رزمی رو کار می‌كنن استفاده می‌شه. 38:16.294 --> 38:17.712 ‫اندونزی. 39:11.724 --> 39:12.808 ‫پلیس فیلادلفیا! 39:12.808 --> 39:15.353 ‫دستا بالا! دستا بالا! 39:17.772 --> 39:20.399 ‫حرکت نکن. 39:21.399 --> 39:26.650 www.Doostihaa.com