WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:19.500 --> 00:22.291 ‫[آکادمی مینروا] 00:28.750 --> 00:30.000 ‫قانون، قانونه، مگه نه؟ 00:41.791 --> 00:43.416 ‫[سالو یک عکس فرستاد] 01:01.125 --> 01:02.666 ‫داری چیکار می‌کنی؟ ‫دیوونه‌ای؟ 01:05.250 --> 01:06.625 ‫پول رو بده. 01:06.750 --> 01:09.416 ‫حالا می‌خوام بهم بگی با فرانچسکو چیکار کردی. 01:10.958 --> 01:12.125 ‫زود باش! 01:12.916 --> 01:14.625 ‫ببین چقدر پول داره! 01:14.750 --> 01:16.875 ‫لعنتی، خیلی پول داره. 01:17.500 --> 01:19.875 ‫- فرانچسکو! ‫- بفرما. خداحافظ. 01:20.750 --> 01:22.125 ‫بجنب، به افتخارم کف بزنین. 01:23.375 --> 01:26.250 ‫محال بود الیور توئیست ‫این همه پول داشته باشه. 01:27.375 --> 01:29.375 ‫برای همین مجبورش کردم حقیقت رو بهم بگه. 01:37.750 --> 01:39.416 ‫تو رو پیش مادرم برد؟ 01:39.500 --> 01:40.625 ‫اوهوم. 01:41.500 --> 01:45.000 ‫فرانچسکو از مادرم متنفر بود. ‫پس چرا باید براش قرص جور می‌کرد؟ 01:45.041 --> 01:47.750 ‫چون هیچ دوستی نداشت. 01:47.791 --> 01:51.125 ‫می‌خواست تحت تاثیرمون قرار بده. ‫همه اینجا ازش متنفر بودن. 01:51.250 --> 01:53.750 ‫برای اینکه دیده بشه، دست به هر کاری می‌زد. 01:53.791 --> 01:54.875 ‫دیه‌گو دوستش بود. 01:55.000 --> 01:56.291 ‫خب... 02:00.125 --> 02:01.000 ‫از کجا می‌دونی؟ 02:01.041 --> 02:03.375 ‫چند تا عکس توی کمدش پیدا کردم. 02:03.916 --> 02:07.041 ‫اون و فرانچسکو توی غرفه عکس فوریِ ‫کمپو مگنتیکو گرفته بودن. 02:23.708 --> 02:25.333 ‫دیه‌گو هم برای مادرم کار می‌کرد؟ 02:25.458 --> 02:27.750 ‫نه. وقتی ما رو گرفت، دیگه ادامه ندادیم. 02:27.833 --> 02:30.833 ‫نمی‌تونستیم ریسک کنیم. ‫بالاخره پسر رئیس دانشگاهه. 02:32.458 --> 02:36.250 ‫- ولی فرانچسکو ادامه داد؟ ‫- نمی‌دونم، ولی تا وقتی اینجا بود، نه. 02:37.333 --> 02:38.583 ‫کسی رو عصبانی کردی؟ 02:38.708 --> 02:42.083 ‫ما فقط قرص‌ها رو جابه‌جا می‌کردیم. 02:42.583 --> 02:43.583 ‫نمی‌فروختیمشون. 02:43.625 --> 02:45.375 ‫پس فرانچسکو کدوم گوریه؟ 02:45.958 --> 02:47.208 ‫رفت. 02:47.250 --> 02:49.458 ‫پس چرا پولش دست توئه؟ 02:51.500 --> 02:53.208 ‫این پول منه. 02:53.250 --> 02:56.083 ‫فرانچسکو موقع رفتن پول خودش رو برداشت. 02:56.208 --> 02:57.583 ‫هرچی می‌دونستم بهت گفتم. 02:57.625 --> 03:00.250 ‫باور کنی یا نکنی، مشکل خودته. 03:00.333 --> 03:02.583 ‫حالا پولم رو پس بده. 03:15.958 --> 03:18.208 ‫توی جنگ می‌بینمت، عوضی. 03:23.708 --> 03:27.333 ‫شبیه‌سازی جنگ ‫یکی از مهم‌ترین امتحان‌های ساله. 03:27.875 --> 03:29.750 ‫تیم‌ها با یه تمرین کوچک تیراندازی 03:30.458 --> 03:32.333 ‫خودشون رو آماده می‌کنن. 03:33.125 --> 03:34.958 ‫بذارین سرگروه‌ها راهنماییتون کنن. 03:35.500 --> 03:36.583 ‫موفق باشین. 03:38.208 --> 03:39.458 ‫خیلی باحاله. 03:40.208 --> 03:41.583 ‫زیادی ذوق نکن. 03:52.708 --> 03:53.875 ‫همه‌چی مرتبه؟ 03:58.250 --> 04:00.083 ‫تو هم داری منو نادیده می‌گیری؟ 04:01.708 --> 04:03.500 ‫چرا اون شب بهم نزدیک شدی؟ 04:05.875 --> 04:08.125 ‫بخاطر دیه‌گو بود؟ ‫می‌خواستی حسادت کنه؟ 04:09.000 --> 04:11.125 ‫که چی؟ ‫خودتم بدت نیومد، نه؟ 04:18.208 --> 04:20.000 ‫متاسفم که درجه‌ت رو ازت گرفتن. 04:21.083 --> 04:24.083 ‫حق تو نبود. ‫باید جای من می‌بودی. 04:27.000 --> 04:29.333 ‫و اینم درست نیست. ‫بین من و خواهرت چیزی نیست. 04:33.250 --> 04:35.708 ‫به نظر خودمم عجیب بود که بخواد ‫با یه عجیب‌الخلقه مثل تو باشه. 04:49.500 --> 04:50.375 ‫چی می‌خوای؟ 04:50.875 --> 04:52.625 ‫همه دارن باهام مثل آشغال رفتار می‌کنن. 04:53.208 --> 04:55.208 ‫فکر کردم حداقل می‌تونم با تو حرف بزنم. 04:55.333 --> 04:56.500 ‫شاید متوجه نیستی. 04:57.833 --> 05:00.958 ‫من درجه‌م رو از دست دادم. ‫تو رو هم از زیردست خودش کنار گذاشت. 05:01.708 --> 05:04.833 ‫این تازه شروعشه. توی پرونده‌مون هم ‫تذکر انضباطی ثبت شده. 05:04.875 --> 05:07.083 ‫ممکنه اخراجمون کنن یا مجبورمون کنن ‫سال رو دوباره بگذرونیم. 05:07.708 --> 05:10.083 ‫ولی تو پسر رئیسی، پس احتمالش کمه. 05:10.583 --> 05:11.458 ‫اشتباه می‌کنی. 05:12.000 --> 05:14.083 ‫چون پسرشم باهام این‌طوری رفتار می‌کنه. 05:37.750 --> 05:39.208 ‫اصلا خوب نیست. 05:39.333 --> 05:41.833 ‫در طول تمرین، دیگه قوطی نیست. 05:41.875 --> 05:43.458 ‫هدف‌ها متحرکن. 05:44.583 --> 05:46.708 ‫حالا یه تمرین ویژه داریم. 05:47.208 --> 05:49.333 ‫ساوینو، تو خرگوشی. 05:49.958 --> 05:51.333 ‫منظورتون از «خرگوش» چیه؟ 05:54.708 --> 05:56.000 ‫باید فرار کنی. 05:57.250 --> 05:58.625 ‫با تمام سرعتی که داری. 06:01.708 --> 06:02.958 ‫نه، صبر کن، یعنی چی؟ 06:04.083 --> 06:05.083 ‫بریم. 06:29.458 --> 06:30.958 ‫همه سر جاتون! 06:36.208 --> 06:37.208 ‫آماده شلیک. 06:38.833 --> 06:40.375 ‫موفق باشین. 06:41.625 --> 06:42.958 ‫آتش! 07:00.958 --> 07:02.208 ‫لعنتی، زدمش! 07:05.000 --> 07:05.958 ‫بس کنین! 07:06.458 --> 07:08.458 ‫واقعا درد داره، عوضیا! 07:08.500 --> 07:09.750 ‫بدو خرگوش، بدو! 07:15.708 --> 07:17.333 ‫بس کنین! 07:18.375 --> 07:19.583 ‫آخ! 07:20.625 --> 07:22.000 ‫هی، بس کنین! 07:23.625 --> 07:25.250 ‫- آخ! ‫- بس کنین! 07:26.083 --> 07:28.208 ‫کافیه! 07:39.583 --> 07:41.125 ‫چه خبره؟ 07:45.875 --> 07:47.875 ‫با خودت چه فکری کردی که ‫بدون محافظ جلو رفتی؟ 07:47.958 --> 07:49.250 ‫داشتن تیکه‌تیکه‌ش می‌کردن. 07:49.333 --> 07:50.750 ‫ما خودمون به این چیزا رسیدگی می‌کنیم. 07:50.833 --> 07:51.708 ‫آره؟ واقعا؟ 07:51.750 --> 07:53.875 ‫اینجا یه آکادمی افسریه. 07:54.375 --> 07:57.000 ‫اگه کلاس سفالگری می‌خواستی، ‫باید می‌رفتی یه دانشگاه هنر. 08:18.583 --> 08:20.083 ‫فقط یه جلسه تمرینی بود. 08:21.375 --> 08:23.958 ‫وقتی روی زمین افتاده بود ‫داشتی بهش شلیک می‌کردی. 08:25.083 --> 08:26.833 ‫چیه؟ حسودی می‌کنی؟ 08:26.958 --> 08:28.083 ‫به چی حسودی کنم؟ 08:31.750 --> 08:35.125 ‫چیزی که بیشتر از همه حرصم می‌ده اینکه ‫بین این همه آدم، دیه‌گو رو انتخاب کرد. 08:36.750 --> 08:38.958 ‫اون توی ناپدید شدن فرانچسکو دست داشته. 08:39.708 --> 08:42.458 ‫وقتی درباره‌ش ازش پرسیدم، ‫گفت به زور می‌شناستش، 08:42.583 --> 08:44.708 ‫ولی با هم می‌رفتن مرخصی. 08:46.333 --> 08:48.083 ‫حتی یکی از کتاب‌هاش هم توی کمدشه. 08:59.875 --> 09:01.083 ‫برای کبودی‌ها. 09:04.333 --> 09:05.208 ‫آخ. 09:09.250 --> 09:12.000 ‫اگه با باحال‌ترین پسر آشنا بشی، ‫باید سرت بالا باشه. 09:13.041 --> 09:14.875 ‫اینجا بهت شلیک می‌کنن. 09:17.666 --> 09:19.916 ‫هر جا برم، همیشه با بقیه فرق دارم. 09:20.000 --> 09:22.000 ‫تو با بقیه فرق نداری. 09:24.125 --> 09:26.500 ‫اگه دیه‌گو با همه گرم بگیره، 09:26.625 --> 09:28.625 ‫میشه پسر باحاله، ‫ولی اگه تو این کارو بکنی، دیگه... 09:31.625 --> 09:33.000 ‫باحال نیستی. 09:34.125 --> 09:34.916 ‫همین. 09:35.666 --> 09:36.875 ‫شاید حق با توئه. 09:38.750 --> 09:40.541 ‫به هر حال، هیچ‌کس نمی‌تونه منو تحمل کنه. 09:40.625 --> 09:42.416 ‫همیشه تنهام. 09:44.541 --> 09:45.666 ‫ازم متنفره. 09:45.708 --> 09:47.791 ‫نه، ازت متنفر نیست. ‫این‌طوری نیست. 09:48.833 --> 09:50.166 ‫پس چطوریه؟ 09:50.666 --> 09:53.791 ‫فقط سالوو یه سری چیزا توی ذهنشه. 09:57.041 --> 09:59.791 ‫اگه نمی‌خواستی پیدات کنن، ‫تقریبا موفق شدی. 10:03.250 --> 10:04.500 ‫ترزا فرستادت؟ 10:11.625 --> 10:14.125 ‫می‌تونستی یه جای راحت‌تری رو انتخاب کنی. 10:18.500 --> 10:20.000 ‫چه مرگته؟ 10:20.625 --> 10:23.291 ‫تو سرگروه کلاسی. ‫مثلا باید الگو باشی. 10:23.375 --> 10:25.375 ‫ممکن بود سربازت آسیب ببینه. 10:25.500 --> 10:27.250 ‫خوشبختانه اتفاقی نیفتاد. 10:28.416 --> 10:29.916 ‫کامیلا هم داره زیادی بزرگش می‌کنه. 10:30.000 --> 10:32.791 ‫راکله، من تو رو می‌شناسم. ‫این کارا ازت بعیده. 10:32.875 --> 10:34.791 ‫می‌گی چه اتفاقی افتاده؟ 10:38.750 --> 10:39.625 ‫به خاطر دیه‌گوئه؟ 10:41.250 --> 10:42.291 نه 10:47.041 --> 10:48.541 ‫چشمام یه مشکلی دارن. 10:49.666 --> 10:52.000 ‫گاهی اوقات انگار دیگه هیچ‌چی نمی‌بینم. 10:52.500 --> 10:54.416 ‫و توی مسابقه بدتر شد. 10:56.375 --> 10:57.791 ‫چرا بهم نگفتی؟ 10:57.875 --> 10:59.625 ‫چون منو جایگزین می‌کردی. 11:03.500 --> 11:05.166 ‫یه معاینه عصبی هم انجام دادم. 11:06.875 --> 11:09.375 ‫می‌گن مشکل از چشمام نیست. ‫از سرمه. 11:09.416 --> 11:12.041 ‫اگه توی آکادمی بفهمن، ‫هیچ‌وقت قبولم نمی‌کنن. 11:15.875 --> 11:16.750 ‫بیا اینجا. 11:21.625 --> 11:23.166 ‫یه راهی براش پیدا می‌کنیم. 11:27.875 --> 11:29.291 ‫باید آروم بمونی. 11:29.916 --> 11:31.000 ‫من پیشتم. 11:34.791 --> 11:35.875 ‫بیا تو. 11:37.041 --> 11:38.166 ‫اجازه هست؟ 11:43.625 --> 11:45.541 ‫می‌خواستم سالن سخنرانی رو رزرو کنم. 11:46.125 --> 11:47.166 ‫سالن سخنرانی؟ 11:47.250 --> 11:48.291 ‫آره. 11:48.375 --> 11:49.375 ‫برای چی لازم داریش؟ 11:49.500 --> 11:50.750 ‫برای یه کلاس. 11:50.875 --> 11:54.041 ‫می‌خوام دانشجوهای هر ‫سه سال توش شرکت کنن. 11:54.125 --> 11:57.625 ‫سخته، چون بچه‌ها تمرین جنگ دارن. 11:57.666 --> 11:58.500 ‫عالیه. 11:58.625 --> 12:01.791 ‫کلاس منم بخشی از همون تمرین جنگه. 12:05.250 --> 12:06.875 ‫نمی‌تونی فقط بگی باشه؟ 12:07.500 --> 12:10.250 ‫از چی می‌ترسی؟ ‫اینکه دانشجو‌هات رو منحرف کنم؟ 12:10.375 --> 12:11.250 ‫مثل سقراط؟ 12:12.791 --> 12:14.500 ‫مجبور می‌شدم بهت شوکران بدم. 12:14.625 --> 12:15.500 ‫اوه؟ 12:17.041 --> 12:17.916 ‫فردا. 12:18.500 --> 12:20.916 ‫بعد از مراسم برافراشتن پرچم صبح. ‫راضی شدی؟ 12:21.000 --> 12:22.000 ‫بله، ممنون. 12:22.125 --> 12:23.791 ‫کار دیگه‌ای از دستم برمیاد؟ 12:24.916 --> 12:26.541 ‫به‌جای شوکران، 12:27.250 --> 12:29.250 ‫می‌تونی دعوتم کنی یه چیز دیگه بنوشم؟ 12:33.916 --> 12:35.125 ‫- مناسبت امشبو بگم. ‫- بله. 12:35.250 --> 12:36.625 ‫امشب از شر گریه‌های پسرم خلاص شدم. 12:37.125 --> 12:38.666 ‫خیلی وقته بعد مادر شدنم ‫نتونستم برای خودم وقت بذارم. 12:48.416 --> 12:49.416 ‫بدجور دلم براش تنگ شده بود. 12:50.416 --> 12:51.666 ‫تو چیزی نمی‌خوری؟ 12:51.708 --> 12:52.916 ‫چرا، می‌خورم. 12:54.541 --> 12:58.291 ‫آه، درسته، چون فرمانده‌ها باید همیشه ‫همه‌چیز رو تحت کنترل داشته باشن. 12:58.333 --> 12:59.416 ‫نه، این‌طور نیست... 13:00.041 --> 13:01.916 ‫مسئول همه‌ان. 13:02.041 --> 13:02.833 ‫یه کم، آره. 13:02.916 --> 13:04.791 ‫حتی اینکه پسرت دلش پیش کی بره؟ 13:07.708 --> 13:08.708 ‫راکله بیچاره... 13:09.208 --> 13:10.083 ‫یا کامیلای بیچاره. 13:12.666 --> 13:15.083 ‫دیه‌گو قوانین رو می‌دونه. 13:15.166 --> 13:18.958 ‫باید مثل بقیه رعایتشون کنه. ‫اتفاقا بیچاره اون، بیشتر از بقیه. 13:19.041 --> 13:20.666 ‫ولی اون یه پسر هجده‌ساله‌ست. 13:20.791 --> 13:23.541 ‫اگه الان قانون‌شکنی نکنه، ‫پس کی قراره بکنه؟ 13:23.666 --> 13:27.833 ‫فکر می‌کنی از هیاهویی که اون روز ‫توی سلف راه انداختم لذت بردم؟ 13:27.916 --> 13:29.541 ‫نمی‌دونم. واقعا لذت بردی؟ 13:32.041 --> 13:34.291 ‫فکر نمی‌کنی بچه‌هام برام مهم باشن؟ 13:34.333 --> 13:35.666 ‫نمی‌دونم. مهمن؟ 13:35.708 --> 13:39.291 ‫معلومه که مهمن. ‫فقط همیشه فکر می‌کنم دارم اشتباه می‌کنم. 13:39.958 --> 13:42.166 ‫دخترم پائولا 17 سالشه. 13:42.208 --> 13:45.541 ‫لازم نیست بهت بگم، ‫ولی دیگه امیدی بهش ندارم. 13:46.291 --> 13:49.791 ‫پسرم، آندره‌، هشت ماهشه و همین الانم ‫حسابی منو به دردسر انداخته. 13:49.833 --> 13:51.166 ‫باورم نمیشه. 13:52.041 --> 13:54.583 ‫فکر می‌کنم همیشه باید حرف آخر رو تو بزنی. 13:55.166 --> 13:56.083 ‫از کجا می‌دونی؟ 13:56.166 --> 13:58.208 ‫همین که الان اینجا نشستم، ‫خودش تایید این حرفه. 13:59.833 --> 14:03.833 ‫آها، یعنی در اصل من مجبورت کردم بیای اینجا؟ 14:03.916 --> 14:06.041 ‫دیدی؟ همیشه باید حرف آخر رو بزنی. 14:07.666 --> 14:09.208 ‫ببخشید، میشه یکی دیگه بدین؟ 14:09.291 --> 14:10.916 ‫- همین الان. ‫- ممنون. 14:14.041 --> 14:16.541 ‫بچه‌ها، ده دقیقه دیگه گوشیتون رو می‌گیرم. 14:19.958 --> 14:25.166 ‫[همه‌چی مرتبه؟ ‫امروز توی آکادمی ندیدمت] 14:26.291 --> 14:30.041 ‫[پائولا درحال ارسال پیام صوتی...] 14:33.791 --> 14:36.083 ‫پدرم اجازه نداد برم آکادمی. 14:36.166 --> 14:37.541 ‫ولی الان بیرونم. 14:38.041 --> 14:39.708 ‫میای شب‌بخیر بگی؟ 14:44.791 --> 14:46.041 ‫میرم دستشویی. 14:57.958 --> 14:59.208 ‫می‌شه یه کم آروم‌تر داد بزنی؟ 15:00.541 --> 15:02.291 ‫پای پنجره قرار مخفی گذاشتی؟ 15:04.208 --> 15:05.916 ‫- نه، داشتم... ‫- با کی حرف می‌زدی؟ 15:05.958 --> 15:07.333 ‫با هیچ‌کس. فقط... 15:07.416 --> 15:09.708 ‫یه لحظه از پنجره بیرون رو نگاه کردم. 15:12.416 --> 15:15.041 ‫قبل از اینکه خودت بفهمی و حسابم رو برسی، ‫خودم بهت می‌گم. 15:15.166 --> 15:16.791 ‫اومدم با پائولا حرف بزنم. 15:21.291 --> 15:23.166 ‫نمی‌دونستم با توئه و... 15:25.291 --> 15:28.583 ‫راستش حتی اگه می‌دونستم، ‫باز همینکارو می‌کردم. 15:29.166 --> 15:30.041 ‫خیلی دوسش دارم. 15:31.166 --> 15:32.791 ‫فکر می‌کنم اونم از من خوشش میاد. 15:37.666 --> 15:38.541 ‫عاشقشی؟ 15:40.041 --> 15:40.916 ‫منظورت چیه؟ 15:40.958 --> 15:43.166 ‫یه معنی بیشتر نداره. 15:50.958 --> 15:52.041 ‫آره، عاشقشم. 16:02.541 --> 16:03.541 ‫باهام بیا. 16:07.208 --> 16:08.166 ‫ادامه بده. 16:09.333 --> 16:12.041 ‫- میشه بگی داریم کجا می‌ریم؟ ‫- فقط راه برو. 16:14.958 --> 16:16.708 ‫ما داریم چی... 16:18.458 --> 16:19.666 ‫مکس، خواهش می‌کنم. 16:24.791 --> 16:26.833 ‫- این دیگه چه... ‫- هی! 16:29.166 --> 16:31.458 ‫باهاش برو اون طرف، ‫بعد سر جاش بذارش. 16:31.541 --> 16:33.208 ‫اگه پشت پنجره مچت رو بگیرن، 16:33.708 --> 16:35.041 ‫اخراجت می‌کنن. 16:35.583 --> 16:36.833 ‫منم به دردسر میفتم. 16:39.708 --> 16:40.666 ‫مرسی. 16:43.416 --> 16:44.708 ‫اگه گیرت بندازن، 16:46.166 --> 16:47.666 ‫اینو می‌کوبم تو سرت. 17:08.416 --> 17:10.666 ‫با پله‌ها مشکل دارم. 17:10.708 --> 17:13.208 ‫با این وضع نمی‌ذارم رانندگی کنی. 17:13.291 --> 17:16.958 ‫- تاکسی می‌گیرم. نگران نباش. ‫- نه، چه تاکسی‌ای؟ خودم می‌رسونمت. 17:17.458 --> 17:18.666 ‫البته پیاده. 17:18.791 --> 17:19.791 ‫بله، قربان. 17:36.333 --> 17:37.416 ‫باید باهات حرف بزنم. 17:37.541 --> 17:40.166 ‫حواست باشه چطور با من حرف می‌زنی. ‫جایگاهت رو یادت نره. 17:40.291 --> 17:41.916 ‫برام مهم نیست. ‫اخراجم کن. 17:42.958 --> 17:45.708 ‫می‌خوام بدونم با فرانچسکو روسو چیکار کردین. 17:49.041 --> 17:50.541 ‫چرا باید کاری باهاش کرده باشیم؟ 17:50.583 --> 17:53.083 ‫چون ناپدید شده و دانشگاه روش سرپوش گذاشته. 17:53.166 --> 17:56.541 ‫- پرونده‌ش توی بایگانی نیست. ‫- نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی. 17:57.166 --> 17:59.791 ‫مکس، دیه‌گو و اون با هم می‌رفتن بیرون. 18:01.291 --> 18:02.708 ‫تو رو هم با خودشون می‌بردن، مگه نه؟ 18:05.791 --> 18:08.333 ‫یکی از کتاب‌های فرانچسکو رو ‫توی کمد دیه‌گو پیدا کردم. 18:08.916 --> 18:10.666 ‫فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم. 18:13.166 --> 18:14.916 ‫نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی. 18:19.208 --> 18:20.916 ‫دیه‌گو و مکس بهم دروغ گفتن. 18:24.416 --> 18:27.416 ‫واقعا به این مزخرفات نظامی اعتقاد داری؟ 18:27.458 --> 18:28.791 ‫به شرافت. 18:29.416 --> 18:30.666 ‫به پاکی. 18:31.791 --> 18:33.291 ‫اگه بهش اعتقاد داری، کمکم کن. 18:36.291 --> 18:37.291 ‫اون بهترین دوستم بود. 18:40.833 --> 18:41.958 ‫متاسفم. 18:55.541 --> 18:56.416 ‫سلام. 18:56.541 --> 18:57.333 ‫سرجات بمون. 19:01.041 --> 19:02.958 ‫فوسکو با فرانچسکو روسو دوسته. 19:03.458 --> 19:05.083 ‫فکر می‌کنه ما یه بلایی سرش آوردیم. 19:05.791 --> 19:07.083 ‫از کجا می‌دونی؟ 19:07.166 --> 19:08.416 ‫اومد با من حرف زد. 19:09.041 --> 19:10.041 ‫با تو هم حرف زد، مگه نه؟ 19:11.083 --> 19:13.916 ‫آره. نمی‌دونم کی این فکر رو انداخته توی سرش. 19:15.666 --> 19:18.166 ‫ول‌کن نیست و هی سوال می‌پرسه. 19:19.083 --> 19:22.166 ‫اگه چیزی می‌دونین، باید بهم بگین. ‫همین الان. 19:25.666 --> 19:27.041 ‫ما چیزی نمی‌دونیم. 19:30.166 --> 19:32.166 ‫چرا کتاب فرانچسکو توی کمدته؟ 19:33.916 --> 19:36.583 ‫وقتی فرار کرد، بهم دادش. که چی؟ 19:41.166 --> 19:43.333 ‫حرف یه سرباز رو بیشتر از ما باور می‌کنی؟ 19:44.916 --> 19:45.791 ‫خودتون قوانین رو می‌دونین. 19:46.666 --> 19:47.708 ‫راکله، بس کن. 19:48.208 --> 19:49.666 ‫حقیقت همینه. 20:00.541 --> 20:01.666 ‫چرا بهم نگفتی؟ 20:02.291 --> 20:07.041 ‫اومد سراغم چون توی کمدت عکس‌هایی ‫از تو و فرانچسکو پیدا کرده. 20:07.791 --> 20:08.791 ‫چه عکس‌هایی؟ 20:08.833 --> 20:09.916 ‫تو بهم بگو. 20:10.541 --> 20:12.208 ‫مگه قرار نبود حواسمون رو جمع کنیم؟ 20:12.708 --> 20:15.083 ‫- اگه پدرت بفهمه... ‫- بابا هیچی نمی‌فهمه. 20:37.708 --> 20:38.500 ‫دیه‌گو. 20:40.583 --> 20:42.750 ‫توی سالن سخنرانی، با پروفسور کانالی ‫کلاس یه ساعته داریم. 20:47.125 --> 20:48.125 ‫اونجا می‌بینمت. 20:57.333 --> 20:59.833 ‫بچه‌ها، خواهش می‌کنم. بیاین تو. 20:59.958 --> 21:02.333 ‫جلو جا هست. بشینین. 21:05.083 --> 21:08.083 ‫نمی‌فهمم چرا آکیله این‌همه آزادی بهش میده. 21:09.458 --> 21:10.333 ‫متوجه نمی‌شی؟ 21:10.375 --> 21:12.333 ‫امروز می‌خوام با شما درباره یه موضوع فکر کنیم. 21:13.083 --> 21:14.500 ‫جنگ چیه؟ 21:15.875 --> 21:18.333 ‫فون کلاوزویتس رو خوندین، درسته؟ 21:19.708 --> 21:21.833 ‫همون صفحه اول گفته. بخونش. 21:22.583 --> 21:25.333 ‫«جنگ چیزی جز یک دوئل در مقیاس بزرگ نیست، 21:25.458 --> 21:30.375 ‫استفاده از زور برای تحمیل اراده‌مون به دشمن.» 21:33.375 --> 21:35.083 ‫راکله، صفحه سوم. ‫یکم بعد از اون. 21:36.375 --> 21:38.208 ‫«جنگ عملی خشونت‌آمیزه 21:38.333 --> 21:40.958 ‫و برای شدت گرفتن این خشونت ‫هیچ حد و مرزی وجود نداره.» 21:41.458 --> 21:45.625 ‫«در ادامه، این اقدام جمعی باید ‫منطقا تا نهایت شدت پیش بره.» 21:45.708 --> 21:46.875 ‫مرسی. 21:46.958 --> 21:48.625 ‫این دقیقا یعنی چی؟ 21:48.708 --> 21:50.958 ‫پروفسور، ما این کتاب رو از حفظیم. 21:54.375 --> 21:58.333 ‫می‌دونم دارین می‌خونینش، ‫ولی درست متوجهش نشدین. 21:59.208 --> 22:03.375 ‫انسان‌شناس، رنه ژیرار، ‫معتقده منظور کلاوزویتس اینه که 22:03.458 --> 22:07.958 ‫آدم‌ها با خشونت وارد یه چرخه معیوب می‌شن. 22:10.000 --> 22:10.833 ‫کامیلا. 22:11.583 --> 22:12.833 ‫لطفا بیا اینجا. 22:18.583 --> 22:20.458 ‫راکله، پاشو. 22:20.500 --> 22:21.458 ‫بیا اینجا. 22:28.458 --> 22:29.375 ‫یه سیلی بهش بزن. 22:30.958 --> 22:31.750 ‫چی؟ 22:33.625 --> 22:35.333 ‫بنظرت مستحق این نیست یه سیلی بخوره؟ 22:37.250 --> 22:38.083 ‫جدی بگو. 22:38.833 --> 22:40.375 ‫یه سیلی درست‌حسابی. 22:46.458 --> 22:47.458 ‫طبیعیه. 22:48.083 --> 22:48.875 ‫و تو چی؟ 22:49.375 --> 22:52.333 ‫اگه کامیلا الان بهت سیلی بزنه، ‫چه واکنشی نشون میدی؟ 22:53.000 --> 22:54.333 ‫محکم‌تر می‌زنمش. 22:54.375 --> 22:56.375 ‫و تو چه واکنشی نشون میدی؟ 22:56.458 --> 22:57.625 ‫موهاشو می‌کنم. 22:57.708 --> 22:59.000 ‫بعدش؟ 23:00.333 --> 23:01.833 ‫دستش رو می‌شکنم. 23:02.500 --> 23:04.208 ‫که دیگه نتونه بهم ضربه بزنه. 23:08.333 --> 23:10.458 ‫فکر کنم دیگه کافیه. 23:10.500 --> 23:11.458 ‫ممنونم. 23:12.208 --> 23:13.333 ‫بشینید. 23:19.208 --> 23:20.750 ‫دیدین جنگ چیه؟ 23:20.833 --> 23:23.125 ‫این رفت‌وبرگشت هیچ‌وقت تموم نمی‌شه، 23:23.208 --> 23:26.625 ‫چون میل به خشونت بخشی از ذات آدم‌هاست. 23:26.708 --> 23:28.125 ‫قرار نیست کاری بکنیم؟ 23:28.625 --> 23:31.083 ‫فقط یه راه برای پایان دادن بهش وجود داره. 23:32.083 --> 23:34.083 ‫نابود کردن طرف مقابل. 23:34.708 --> 23:36.583 ‫طوری که دیگه نتونه بهمون آسیب بزنه. 23:37.125 --> 23:41.083 ‫خلاصه، جنگ یعنی این. 23:42.333 --> 23:43.208 ‫این. 23:44.125 --> 23:46.583 ‫این. 23:47.333 --> 23:48.125 ‫این. 23:49.083 --> 23:50.000 ‫دیدین؟ 23:50.083 --> 23:52.833 ‫پروفسور، همه جنگ‌ها مثل هم نیستن. 23:55.333 --> 23:57.208 ‫ایتالیا جنگ رو رد می‌کنه. 23:59.458 --> 24:01.958 ‫اما در صورت لزوم، حق، یا بهتر بگم، 24:02.083 --> 24:03.958 ‫وظیفه داره از خودش دفاع کنه. 24:05.875 --> 24:08.833 ‫و اینجا دقیقا از چی دفاع می‌کردین؟ 24:11.958 --> 24:13.583 ‫در افغانستان؟ در عراق؟ 24:14.208 --> 24:15.458 ‫از چی دفاع می‌کردین؟ 24:17.708 --> 24:19.583 ‫در چرخه خشونت، 24:19.625 --> 24:22.083 ‫حمله و دفاع دیگه از هم قابل تشخیص نیستن. 24:23.583 --> 24:26.333 ‫وقتی شما بهشون تیراندازی ‫به همدیگه رو یاد می‌دین، 24:27.458 --> 24:29.833 ‫می‌خوام دانشجوهای من ‫این رو به خاطر داشته باشن، 24:38.083 --> 24:39.958 ‫اگه کارمون تمومه، 24:40.458 --> 24:43.708 ‫وقت نبرده! 24:43.833 --> 24:45.250 ‫همه با هم! 24:45.333 --> 24:47.625 ‫در خیابون رژه میرن 24:47.708 --> 24:49.958 ‫تفنگداران دلیر 24:50.083 --> 24:52.458 ‫با احساس و همدلی 24:52.583 --> 24:55.208 ‫به سربازان شجاع می‌نگرم 24:55.250 --> 24:57.375 ‫با چابکی و سبکی حرکت می‌کنن 24:57.458 --> 24:59.583 ‫وقتی گروهی رژه میرن 24:59.708 --> 25:01.708 ‫وقتی باد روی کلاه 25:01.750 --> 25:03.833 ‫پرها رو به رقص درمیاره 25:03.958 --> 25:06.208 ‫ایتالیا در نیم قرن... 25:40.083 --> 25:42.083 ‫به تمرین جنگ خوش اومدین. 25:42.208 --> 25:45.333 ‫نتیجه این رقابت روی نمره نهایی‌تون تاثیر می‌ذاره، 25:45.375 --> 25:47.208 ‫پس تمام تلاشتون رو بکنین. 25:47.250 --> 25:50.458 ‫تیم قرمز متشکل از مهاجم‌هاست. 25:51.333 --> 25:55.125 ‫ماموریت تیم قرمز، ‫دزدیدن پرچم از اردوگاه تیم سبزه. 25:55.875 --> 25:57.500 ‫ماموریت تیم سبز، 25:57.583 --> 25:59.958 ‫محافظت از پرچمه 26:00.458 --> 26:02.458 ‫تا وقتی زمان تموم بشه. 26:03.000 --> 26:04.000 ‫همه‌چی روشنه؟ 26:04.083 --> 26:05.458 ‫بله، قربان! 26:05.583 --> 26:07.708 ‫حالا هر تیم بره به اردوگاه خودش. 26:07.750 --> 26:09.833 ‫تمرین با به صدا درآمدن آژیر شروع میشه. 26:09.875 --> 26:11.583 ‫پانزده دقیقه وقت دارین. 26:27.458 --> 26:30.583 ‫راکله فکر می‌کنه فقط می‌شینیم ‫و منتظر می‌مونیم بیان سراغمون. 26:30.708 --> 26:35.208 ‫ولی چون از حرف‌های کانالی درباره حمله ‫و دفاع خوشم اومد، ما حمله می‌کنیم. 26:36.125 --> 26:37.833 ‫نباید از پرچم محافظت کنیم؟ 26:37.875 --> 26:41.000 ‫با یه حمله غافلگیرکننده ‫همه‌شون رو از پا درمیاریم. 26:41.083 --> 26:44.708 ‫حتی به اون نابغه، راکله، ‫فرصت نقشه کشیدن هم نمی‌دیم. 26:44.833 --> 26:47.333 ‫فقط دیه‌گو اینجا می‌مونه ‫تا از پرچم محافظت کنه. 26:48.250 --> 26:50.750 ‫یه تک‌تیرانداز به‌تنهایی هم برای بردن کافیه. 26:50.833 --> 26:52.333 ‫ولی قرار نیست فقط ببریم. 26:54.625 --> 26:55.958 ‫قراره تحقیرشون کنیم. 26:57.458 --> 26:58.708 ‫و یادتون باشه، 26:59.458 --> 27:01.833 ‫گردنشون رو نشونه بگیرین. ‫اون قسمت کمترین محافظت رو داره. 27:11.208 --> 27:13.000 ‫هی، دیه‌گو، چته؟ خوبی؟ 27:13.833 --> 27:14.708 ‫آره. 27:15.583 --> 27:17.125 ‫به خاطر فوسکوئه؟ 27:17.625 --> 27:19.333 ‫گفتم که نگران نباش. 27:21.625 --> 27:22.708 ‫ساچمه آوردی؟ 27:22.750 --> 27:25.000 ‫کاری می‌کنم دیگه سوال نپرسه. 27:27.458 --> 27:30.833 ‫وضعیت از این قراره. ‫تیم سبز چند تا تیرانداز خیلی خوب داره. 27:30.958 --> 27:33.208 ‫اگه بریم سراغشون، قتل‌عاممون می‌کنن. 27:33.250 --> 27:34.208 ‫خب؟ 27:35.125 --> 27:36.875 ‫باید یه کم از استراتژی استفاده کنیم. 27:45.708 --> 27:46.583 ‫امنه. 27:59.000 --> 28:00.083 ‫تیر خوردم. 28:06.333 --> 28:08.458 ‫سه نفر دیگه دارن میان. ‫مونیکا هم هست. 28:12.875 --> 28:14.250 ‫آدل، چه غلطی می‌کنی؟ 28:16.458 --> 28:19.208 ‫برو، وینچنزو. یکی فرار کرد. ‫اون یکی با تو. 28:37.083 --> 28:38.375 ‫داره چه غلطی می‌کنه؟ 28:39.625 --> 28:41.083 ‫چیپریانی، برو دنبال اتزیو. 28:41.125 --> 28:44.375 ‫من حساب فوسکو رو می‌رسم. ‫بقیه‌تون راکله رو برام پیدا کنین. 29:14.083 --> 29:14.958 ‫لعنتی! 29:18.458 --> 29:20.500 ‫فوسکو! 29:21.333 --> 29:22.708 ‫فوسکو! 29:22.750 --> 29:23.875 ‫لعنتی! 29:41.208 --> 29:42.583 ‫اینو من نگه می‌دارم. 29:42.625 --> 29:44.625 ‫ببینیم هنوزم می‌خوای رو اعصابم بری یا نه. 29:45.375 --> 29:47.458 ‫فوسکو، همش داری شانس میاری. 29:47.583 --> 29:48.458 ‫ازت نمی‌ترسم. 29:54.000 --> 29:55.583 ‫تیر خوردم! 29:59.458 --> 30:00.583 ‫چه عوضی‌ای. 30:02.875 --> 30:04.083 ‫مرسی. 30:06.500 --> 30:07.333 ‫بخواب روی زمین! 30:11.333 --> 30:12.583 ‫«اتزیو رو پیدا کن.» 30:13.083 --> 30:14.375 ‫گفتنش برای اون آسونه. 30:30.583 --> 30:31.375 ‫سلام. 30:31.875 --> 30:32.708 ‫لعنتی! 30:36.208 --> 30:37.125 ‫تسلیم میشم. 30:45.458 --> 30:47.583 ‫آخ! چیکار می‌کنی؟ ‫گفتم تسلیمم. 30:52.625 --> 30:54.250 ‫هی، درد داره، می‌دونی؟ 30:56.083 --> 30:57.625 ‫هی! 30:57.708 --> 31:00.458 ‫چه غلطی می‌کنی؟ ‫نمی‌بینی زدیش؟ 31:00.500 --> 31:03.750 ‫- چه غلطی می‌کنی؟ ما توی یه تیمیم. ‫- تو حذفش کردی! بسه! 31:06.333 --> 31:07.458 ‫لوچو! 31:08.958 --> 31:10.083 ‫دیوونه‌ای؟ 31:18.083 --> 31:19.083 ‫خوبی؟ 31:21.083 --> 31:21.958 ‫هی. 31:23.083 --> 31:24.083 ‫آره. 31:46.708 --> 31:48.833 ‫وینچنزو درباره دوستت بهم گفت. 31:52.375 --> 31:55.250 ‫برای همینه که مکس سعی کرد ‫با تفنگ ساچمه‌ای بهم شلیک کنه. 31:56.083 --> 31:58.375 ‫ازم می‌ترسن، چون به حقیقت نزدیک شدم. 31:59.958 --> 32:01.083 ‫دیه‌گو هم همین‌طور. 32:01.833 --> 32:03.375 ‫مطمئنی اونم دست داره؟ 32:06.833 --> 32:09.083 ‫خب، این یکی رو می‌تونم کمکت کنم. 32:09.583 --> 32:10.958 ‫ولی باید مواظب باشی. 32:15.500 --> 32:18.083 ‫متاسفم که دیروز بهت شلیک کردم. 32:20.000 --> 32:21.833 ‫منم متاسفم که ازت سوءاستفاده کردم. 32:50.833 --> 32:52.000 ‫باید باهات حرف بزنم. 32:52.500 --> 32:53.625 ‫نمی‌تونی گولم بزنی. 32:57.625 --> 32:58.833 ‫جدی می‌گم. 32:59.375 --> 33:00.750 ‫این نبرد برام مهم نیست. 33:01.333 --> 33:03.375 ‫باید حقیقت رو بگم. ‫دیگه نمی‌تونم تحملش کنم. 33:08.833 --> 33:09.625 ‫چی شده؟ 33:09.708 --> 33:12.458 ‫بهت نگفتم چون می‌ترسیدم از دستت بدم. 33:12.500 --> 33:14.083 ‫ترسیده بودم. 33:14.625 --> 33:15.458 ‫از چی؟ 33:17.333 --> 33:19.208 ‫تو باعث می‌شی آدم‌ها بهترینِ خودشون باشن. 33:20.000 --> 33:21.958 ‫وقتی کنار توام، یه جور دیگه‌ام، 33:22.083 --> 33:23.833 ‫ولی وقتی ازت دور می‌شم، ‫کارهای احمقانه می‌کنم. 33:26.250 --> 33:27.083 ‫خب؟ 33:29.208 --> 33:31.125 ‫می‌دونم چه بلایی سر فرانچسکو اومد. 33:39.208 --> 33:40.458 ‫یه کم شیطونی. 33:40.583 --> 33:41.958 ‫نمی‌دونم اگه... 33:45.333 --> 33:46.125 ‫هی! 33:46.625 --> 33:48.458 ‫عوضی‌ای، ولی برام شانس میاری. 33:49.500 --> 33:50.333 ‫راکله. 33:53.958 --> 33:55.958 ‫گوش کن. آخرش خوشحالم که... 33:56.000 --> 33:57.250 ‫الان وقتش نیست. 34:25.333 --> 34:26.458 ‫بد بود، هان؟ 34:27.208 --> 34:28.583 ‫- خیلی بد. ‫- خفه شو. 34:28.708 --> 34:30.750 ‫وینچنزو، متاسفم. ‫نمی‌دونم چی شد که این کارو کردم. 34:30.833 --> 34:31.833 ‫برای چی عذر می‌خوای؟ 34:31.958 --> 34:34.333 ‫این دانشگاه برای تو خوب نیست. ‫کانالی درست می‌گه. 34:42.625 --> 34:43.500 ‫سرهنگ. 34:44.625 --> 34:45.625 ‫آدولفی. 34:46.958 --> 34:48.000 ‫چی شده؟ 34:48.583 --> 34:50.708 ‫می‌خوام درباره لوچو تامبوری باهاتون حرف بزنم. 35:17.625 --> 35:18.750 ‫روی چی کار می‌کنی؟ 35:19.375 --> 35:21.833 ‫یه موقعیت جدید برای دریافت ‫بورسیه پژوهشی اعلام شده. 35:23.375 --> 35:24.208 ‫اوه. 35:25.583 --> 35:26.708 ‫می‌خوای بری؟ 35:28.458 --> 35:29.375 ‫نه. 35:30.125 --> 35:31.833 ‫ولی اینطور بگم که دوست دارم آماده باشم. 35:34.250 --> 35:36.708 ‫به هر حال، بابت کلاست تبریک می‌گم. 35:36.750 --> 35:40.083 ‫یه کم نمایشی بود، ولی جالب بود. 35:40.125 --> 35:41.583 ‫داری چاپلوسی‌م می‌کنی؟ 35:41.708 --> 35:43.958 ‫نه، جدی می‌گم. 35:44.458 --> 35:47.583 ‫ما دست بچه‌های شانزده‌ساله اسلحه می‌دیم. 35:47.625 --> 35:50.625 ‫- بد نیست یه کم بهش فکر کنن. ‫- بی‌خیال، آکیله. 35:51.375 --> 35:53.583 ‫واضحه که من و این دانشگاه با هم سازگار نیستیم. 36:03.125 --> 36:05.375 ‫می‌دونی چرا تصمیم گرفتم سرباز بشم؟ 36:06.708 --> 36:07.750 ‫می‌تونم حدس بزنم؟ 36:08.458 --> 36:10.000 ‫پدرت سرباز بود. 36:10.500 --> 36:11.333 ‫آره. 36:12.625 --> 36:13.750 ‫ولی دلیلش این نیست. 36:15.333 --> 36:17.708 ‫پدرم همیشه توی پادگان بود، 36:18.375 --> 36:20.208 ‫ولی وقتی برمی‌گشت خونه، 36:20.750 --> 36:22.000 ‫مادرم رو کتک می‌زد. 36:22.500 --> 36:25.000 ‫وقتی هم حالش خوب بود، ‫من و برادرم رو هم می‌زد. 36:26.750 --> 36:30.708 ‫بدترین قسمت، ترس نبود، حس ناتوانی بود. 36:31.208 --> 36:34.458 ‫بعد، دانشگاه بهم یاد داد چطور از خودم دفاع کنم. 36:34.500 --> 36:37.125 ‫یه مدتی طول کشید تا پدرم بفهمه 36:37.875 --> 36:39.625 ‫دیگه نمی‌تونه دست روی ما بلند کنه، 36:40.125 --> 36:41.500 ‫وگرنه می‌کشتمش. 36:44.958 --> 36:47.750 ‫و چاره دیگه‌ای هم نداشتم. 36:47.833 --> 36:50.708 ‫مهربونی نمی‌تونست نجاتمون بده. 36:53.250 --> 36:54.625 ‫خشونت... 36:56.208 --> 36:59.375 ‫گاهی همین چیزیه که باعث میشه ‫دیگه قربانی نباشی. 37:02.500 --> 37:05.333 ‫آره، می‌دونم، خیلی اخلاقی نیست. 37:05.458 --> 37:06.750 ‫قبول دارم. 37:09.625 --> 37:11.583 ‫ولی این یه حقیقت تلخه که باید پذیرفت. 37:18.375 --> 37:19.708 ‫به کارت ادامه بده. 39:15.625 --> 39:17.625 ‫[اوا: هی! دنبالم می‌گشتی؟] 39:20.083 --> 39:24.208 ‫[درباره فرانچسکو روسو چی می‌تونی بهم بگی؟] 39:24.333 --> 39:27.208 ‫[چرا از من می‌پرسی؟] 39:27.250 --> 39:32.458 ‫[دیه‌گو بهم گفت شما سال‌بالایی‌ها هم ‫توی این ماجرا دست داشتین] 39:32.583 --> 39:38.458 ‫[فقط می‌خوام بفهمم چه خبره] 39:38.500 --> 39:41.583 ‫[لطفا] 39:42.208 --> 39:46.500 ‫[ویدیوی پیوست: من چیزی برات نفرستادم] 39:58.000 --> 40:02.583 ‫«تو باعث می‌شی دلم بخواد آدمی بشم ‫که لیاقت توجهت رو داشته باشه.» 40:06.833 --> 40:10.208 ‫«و فهمیدم از هیچ‌چیز ‫این دانشگاه خوشم نمیاد...» 40:14.250 --> 40:15.458 ‫جز تو.» 40:20.958 --> 40:22.958 ‫«فکر می‌کردم راه خودم رو پیدا می‌کنم، 40:24.333 --> 40:26.208 ‫ولی در عوض عشق رو پیدا کردم.» 40:29.125 --> 40:32.125 ‫- «بگو تو هم همین حس رو داری.» ‫- دیه‌گو! 40:34.149 --> 40:40.149 www.Doostihaa.com