WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 02:19.806 --> 02:22.142 واقعا متاسفم، ملکه‌ی من 02:22.183 --> 02:24.018 مرد شریفی بود 02:24.060 --> 02:27.438 بهش لقب "باریستان شجاغ" رو داده بودن 02:27.480 --> 02:30.525 از یه قاره دیگه اومده بود تا فقط بهم خدمت کنه 02:30.567 --> 02:33.069 دوست وفاداری بود 02:34.821 --> 02:37.240 ،و توی یه کوچه‌ کشته شد 02:37.282 --> 02:40.326 به دست یه مشت بزدل که پشت ماسکشون قایم میشن 02:42.954 --> 02:44.414 ،میتونیم به بخش اهرام برگردیم 02:44.414 --> 02:45.582 ،میتونیم به بخش اهرام برگردیم 02:45.582 --> 02:48.918 تسخیرش کنیم و بعنوان یه پایگاه برای اجرای عملیاتمون ازش استفاده کنیم 02:48.918 --> 02:52.088 ،بعدش میتونیم شهر رو پاکسازی بکنیم 02:52.130 --> 02:56.009 ،محله به محله ،خیابون به خیابون 02:56.009 --> 02:58.303 تا اینکه موش‌ها جایی برای قایم شدن نداشته باشن 03:02.140 --> 03:04.767 پیشنهاد قبلیت رو ترجیح میدم 03:04.767 --> 03:08.438 سردسته تمام خانواده‌های بزرگ میرین رو جمع کن و بیارشون پیش من 03:08.438 --> 03:08.605 سردسته تمام خانواده‌های بزرگ میرین رو جمع کن و بیارشون پیش من 03:10.106 --> 03:13.693 ...ولی من رهبر خانواده‌م هستم 03:13.693 --> 03:13.860 ...ولی من رهبر خانواده‌م هستم 03:15.987 --> 03:17.405 !علیاحضرت، نه 03:17.864 --> 03:20.491 من هیچ ارتباطی با این قضیه نداشتم 03:20.533 --> 03:22.452 !علیاحضرت 03:50.605 --> 03:52.273 نمی‌تونین همچین کاری بکنین 04:03.243 --> 04:04.661 یه قدم دیگه 04:12.627 --> 04:13.503 بچه‌هام 04:16.422 --> 04:18.675 ،بعضیا میگن باید بیخیالشون بشم 04:20.635 --> 04:22.804 ولی یه مادر خوب هیچوقت به بچه‌هاش پشت نمیکنه 04:26.224 --> 04:27.433 اگه مجبور باشه، ادبشون میکنه 04:34.274 --> 04:35.608 ولی هیچوقت بهشون پشت نمیکنه 04:35.608 --> 04:37.277 ولی هیچوقت بهشون پشت نمیکنه 05:27.452 --> 05:29.078 نمی‌خوام بهشون بیش از حد غذا بدم 05:30.788 --> 05:34.083 با اینکه دنریس همچنان" "،خلیج برده‌داران را تحت سلطه خود دارد 05:34.125 --> 05:37.545 نیروهایی چه در درون میرین و" "چه خارج آن، در حال مقابله با وی هستند 05:37.587 --> 05:39.672 "ولی او تا زمانی که امنیت برده‌های سابق" 05:39.714 --> 05:42.508 تضمین نشده باشد، در آنجا" "باقی خواهد ماند 05:43.843 --> 05:45.595 به نظر زن قوی‌ای میاد 05:45.636 --> 05:47.513 ،و همینطورم یه زن تنها 05:47.555 --> 05:49.140 ،تحت حمله 05:49.182 --> 05:52.560 بدون خانواده‌ای که یا ازش محافظت یا راهنماییش کنه 05:52.602 --> 05:56.689 ،آخرین فامیلش چندین هزار کیلومتر اونورتر 05:56.731 --> 06:00.276 اینجا بی‌مصرف نشسته و منتظر مرگشه 06:01.819 --> 06:04.530 لطفا همچین حرفی نزنین استاد ایمون 06:04.614 --> 06:09.619 ...تارگرینی که توی دنیا تنها باشه 06:09.660 --> 06:12.205 خیلی چیز بدیه 06:15.083 --> 06:16.918 استاد ایمون 06:16.959 --> 06:19.212 لرد فرمانده 06:19.253 --> 06:22.215 سم، میخوام تنهایی با استاد صحبت کنم 06:37.563 --> 06:39.232 حالتون چطوره؟ 06:39.273 --> 06:41.901 حس یه مرد صد ساله رو دارم 06:41.943 --> 06:44.362 که آروم آروم در حال منجمد شدنه 06:48.616 --> 06:51.536 به راهنماییتون نیاز دارم 06:51.577 --> 06:54.122 .میخوام یه کاری انجام بدم ...یه کاری که 06:54.163 --> 06:55.581 باید انجام بدم 06:55.623 --> 06:58.042 ولی باعث دو دستگی "نایت واچ" میشه 06:58.084 --> 06:59.669 اونم به طرز تلخی 06:59.919 --> 07:02.422 ،لحظه‌ای که دستور رو صادر کنم نصف افراد از من متنفر میشن 07:03.131 --> 07:06.759 همین الانشم نصفشون ازت متنفرن، لرد فرمانده 07:06.801 --> 07:08.845 انجامش بده 07:08.886 --> 07:10.721 ولی هنوز که نمیدونین چیه 07:10.847 --> 07:12.515 اهمیتی نداره 07:12.557 --> 07:13.933 دستور رو بده 07:16.727 --> 07:20.773 قرار نیست فرماندهی کار خوشایندی باشه 07:20.815 --> 07:23.359 ،ولی با شانس 07:23.401 --> 07:26.946 قدرت انجام کاری که باید انجام بشه رو پیدا میکنی 07:28.990 --> 07:32.577 پسره رو بکش، جان اسنو 07:32.618 --> 07:36.122 زمستون تقریبا سر رسیده 07:36.164 --> 07:38.916 پسره رو بکش 07:38.958 --> 07:42.044 و بذار یه مرد به دنیا بیاد 07:50.970 --> 07:53.473 الان بقیه‌ی "مردم آزاد" کجان؟ 07:53.514 --> 07:55.308 کجا رفتن؟ 07:59.729 --> 08:01.772 کی رهبریشون میکنه؟ 08:01.814 --> 08:04.275 از منس پیروی میکردن 08:04.317 --> 08:06.694 از کس دیگه‌ای پیروی نمیکنن 08:09.489 --> 08:11.574 از تو چطور؟ 08:12.992 --> 08:15.495 وقتی که اسیر شده باشی رهبری کار سختیه 08:19.081 --> 08:20.791 اگه آزادت بکنم چی؟ 08:20.833 --> 08:22.168 چرا باید همچین کاری بکنی؟ 08:23.920 --> 08:26.797 چون تو دشمنم نیستی 08:26.839 --> 08:28.508 و منم دشمن تو نیستم 08:28.549 --> 08:31.427 وقتی مشغول کشتن دوستام بودی که به نظر شبیه دشمنم میومدی 08:31.469 --> 08:34.222 هشت هزار ساله که افراد نایت‌واچ قسم میخورن 08:34.263 --> 08:37.266 تا از سرزمین انسان‌ها محافظت کنن 08:38.267 --> 08:41.437 و هشت هزار ساله که نتونستن عهدشون رو انجام بدن 08:41.479 --> 08:44.565 جای شما هم توی سرزمین انسان‌هاست 08:44.607 --> 08:46.567 همه‌تون 08:46.567 --> 08:49.403 و حالا همه چیز قراره تغییر کنه؟ 08:49.403 --> 08:51.405 آره - چرا الان؟ - 08:51.447 --> 08:55.451 چون من الان لرد فرمانده نایت‌واچ هستم 08:55.493 --> 08:58.621 ،چه دستوری برای من دارین 08:58.663 --> 09:01.082 لرد فرمانده؟ 09:02.750 --> 09:04.835 ازت میخوام بری اونطرف دیوار 09:04.877 --> 09:08.673 هرچقدر از "مردم آزاد" باقی مونده رو جمع کنی و به اینجا بیاریشون 09:08.714 --> 09:12.260 من هم دروازه‌ها رو براشون باز میکنم و میذارم که رد بشن 09:12.301 --> 09:15.388 براشون این طرف دیوار زمین‌هایی برای ساکن شدن پیدا میکنم 09:15.429 --> 09:19.016 نه اونا جلوت زانو میزنن نه من 09:19.058 --> 09:21.936 نمیخوام جلوم زانو بزنن 09:21.936 --> 09:24.438 میخوام وقتی زمانش برسه، در کنارم بجنگن 09:24.438 --> 09:27.233 ،روزی که از مردمم بخوام برای کلاغ‌ها بجنگن 09:27.275 --> 09:30.194 روزیه که مردمم روده‌م رو از شکمم جر میدن 09:30.236 --> 09:31.279 و به خوردم میدن 09:31.320 --> 09:34.240 و چند نفر از افرادت نمیتونن مبارزه کنن؟ 09:34.282 --> 09:37.368 ...زن‌ها، بچه‌ها، مریض‌ها و سالمندها 09:37.410 --> 09:39.245 چه بلایی سر اونا میاد؟ 09:39.287 --> 09:41.330 داری اونا رو به مرگ محکوم میکنی 09:41.372 --> 09:45.167 بدتر از مرگ، چون غرورت اجازه‌ی صلح کردن رو نمیده 09:48.588 --> 09:50.715 یا شایدم مغرور نیستی 09:52.633 --> 09:54.218 شاید فقط یه بزدلی 10:01.142 --> 10:04.228 زنجیرهام رو باز کن تا باهم حرف بزنیم 10:28.711 --> 10:30.379 مردمت نیاز به یه رهبر دارن 10:30.421 --> 10:33.674 ،و باید قبل اینکه خیلی دیر بشه به این طرف دیوار بیان 10:33.674 --> 10:35.801 نه ما وقت زیادی داریم، نه اونا 10:35.843 --> 10:38.763 زامبی‌ها دارن میان و اول از همه، به مردم خودت حمله میکنن 10:40.514 --> 10:43.351 ازت نمیخوام صلح کنی تا جون خودت رو نجات بدی 10:43.392 --> 10:47.188 صلح کن تا مردمت رو نجات بدی 10:55.613 --> 10:57.865 اکثرشون توی "هاردهوم" هستن 10:57.907 --> 10:59.200 میدونی کجاست؟ 10:59.200 --> 11:01.077 در شمال "استارولدز پوینت" قرار داره 11:01.118 --> 11:03.287 میتونم بهت 10 تا اسب و 9 نفر دیگه بدم 11:03.329 --> 11:05.206 میتونی ظرف یه هفته خودت رو به اونجا برسونی 11:05.247 --> 11:06.874 کشتی نیاز داریم 11:08.334 --> 11:10.878 با شاه استنیس صحبت میکنم تا ناوگانش رو بهت قرض بده 11:14.256 --> 11:15.841 خیلی خب 11:17.677 --> 11:19.887 تو هم با من میای 11:20.805 --> 11:23.557 تو لرد فرمانده‌ی نایت‌واچ هستی 11:23.599 --> 11:25.893 باید این حرفا رو از دهن خودت بشنون 11:25.893 --> 11:28.187 باید بدونن کشتی‌هایی که قراره سوارش بشن 11:28.229 --> 11:30.439 وسط دریا به آتیش کشیده نمیشن 11:30.481 --> 11:35.653 یا با من میای، یا من نمیرم 11:43.577 --> 11:46.372 میخوای وحشی‌ها رو از درواز‌ه‌هامون رد کنی؟ 11:46.414 --> 11:49.917 اگه کاری نکنیم، چندین هزار مرد، زن و بچه می‌میرن 11:49.959 --> 11:53.170 خب بذار بمیرن. ما نگرانی‌های خودمون رو داریم 11:53.212 --> 11:56.173 اینطوری دشمنامون هم کمتر میشن 11:56.215 --> 11:57.925 کمترن 11:57.967 --> 12:00.720 چی؟ - هیچی - 12:00.720 --> 12:04.557 ببینین، "گیفت" یه زمین زراعتی خیلی خوب داره 12:04.598 --> 12:06.934 زمینی که الان هیچکس ازش استفاده نمیکنه 12:06.934 --> 12:08.978 همینطورم چند تا روستای متروکه 12:09.019 --> 12:11.147 و چرا فکر میکنی کشاورزها اون روستاها رو ترک کردن؟ 12:11.188 --> 12:14.483 چون وحشی‌ها چندین سال بهشون حمله میکردن 12:14.900 --> 12:16.026 !سلاخی میکردنشون 12:16.610 --> 12:18.279 مثل همون بلایی که سر مردم این پسربچه آوردن 12:18.946 --> 12:21.240 !آره 12:21.282 --> 12:24.910 چندین هزار ساله که باهاشون در حال جنگیم 12:24.952 --> 12:26.996 روستاها رو غارت کردن 12:26.996 --> 12:28.998 برادرانمون رو کشتن 12:29.123 --> 12:31.292 و ما هم برادران اونا رو کشتیم 12:32.835 --> 12:36.589 هرجایی بری، من دنبالت میام و خودت هم این رو میدونی 12:37.923 --> 12:40.676 ولی اونا "گرن" رو کشتن - آره - 12:40.676 --> 12:42.720 و "پیپ" رو کشتن - آره - 12:42.845 --> 12:45.473 پنجاه نفر از برادرامون رو کشتن 12:45.598 --> 12:47.933 نمیتونم این رو فراموش کنم 12:47.975 --> 12:49.101 نمیتونم ببخشمش 12:49.226 --> 12:51.312 تو که توی "مشت انسان‌های اولیه" بودی 12:51.896 --> 12:54.607 ،میدونی اگه ترکشون کنیم چه اتفاقی براشون میوفته 12:54.732 --> 12:56.734 یا میتونیم همزیستی با وحشی‌ها رو یاد بگیریم 12:56.859 --> 12:59.737 یا اینکه میتونیم اونا رو هم ملحق شده به ارتش مردگان فرض کنیم 12:59.779 --> 13:04.158 ،هرچی که الان هستن بازم لیاقتشون این نیست 13:32.019 --> 13:33.896 ممنون 13:33.938 --> 13:35.564 اُلی 13:37.316 --> 13:40.236 ،اگه میخوای چیزی بهم بگی 13:40.236 --> 13:41.946 بگو 13:48.702 --> 13:50.746 مشکلی نیست 13:52.164 --> 13:54.250 واقعا که نمیخوای اینکارو بکنی، مگه نه؟ 13:55.876 --> 13:58.504 فقط داری به وحشی‌ها میگی که میخوای صلح کنی 13:58.546 --> 14:00.506 ولی این فقط یه حقه‌ست، مگه نه؟ 14:00.548 --> 14:02.091 این یه حقه نیست 14:02.132 --> 14:03.676 اونا روستام رو به آتیش کشیدن 14:03.717 --> 14:05.761 درست جلوی چشمام، یه تیر 14:05.761 --> 14:06.929 به سر بابام زدن 14:07.054 --> 14:10.599 مادر و تمام کسایی که می‌شناختم رو سلاخی کردن 14:18.357 --> 14:21.318 میدونم از دست دادن کسایی که دوستشون داری چه حسی داره 14:23.445 --> 14:25.739 میدونم برات سخته 14:27.283 --> 14:30.119 ولی زمستون تو راهه 14:30.119 --> 14:33.622 و ما هم میدونیم که همراهش چی میاد 14:33.664 --> 14:35.583 نمیتونیم تنهایی باهاش مقابله کنیم 14:41.005 --> 14:44.008 امر دیگه‌ای ندارین، لرد فرمانده؟ 14:47.219 --> 14:48.846 نه 15:22.338 --> 15:24.673 به اندازه کافی با لنیسترها فاصله داره 15:25.549 --> 15:27.176 اینجا هم خونه‌شه 15:30.304 --> 15:32.431 شاید اینجا بودن برای خود بانو سانسا هم بهتر باشه 15:33.682 --> 15:36.060 پیش بولتون‌هایی که 15:36.101 --> 15:38.771 مادر و برادرش رو سلاخی کردن؟ 15:47.363 --> 15:50.157 سانسا در خطره. حتی اگه خودش متوجهش نباشه 16:04.254 --> 16:06.006 ممنون 16:07.925 --> 16:10.219 خیلی وقته اینجا زندگی می‌کنین؟ 16:11.470 --> 16:13.180 بله 16:13.222 --> 16:15.933 لرد "ادارد" رو می‌شناختید؟ 16:17.518 --> 16:20.145 هم اون رو میشناختم 16:20.145 --> 16:22.690 هم پدرش رو 16:24.441 --> 16:26.819 استارک‌ها دیگه منقرض شدن 16:26.860 --> 16:28.654 نه کاملا 16:28.696 --> 16:31.490 میدونم کی داخل اون قلعه‌ست 16:31.532 --> 16:33.409 همه میدونن 16:33.450 --> 16:34.910 بولتون‌ها 16:34.910 --> 16:37.287 منظورم بولتون‌ها نیست 16:38.205 --> 16:40.916 باید یه پیغام بهش برسونم 16:40.958 --> 16:42.793 به سانسا استارک 16:44.878 --> 16:46.130 تو کی هستی؟ 16:46.255 --> 16:49.341 یکی که قسم به محافظت ازش خورده 16:49.341 --> 16:51.135 برای کی قسم خوردی؟ 16:51.176 --> 16:53.345 برای مادرش 16:53.387 --> 16:55.264 مادرش مُرده 16:55.305 --> 16:58.058 ولی من هنوز به عهدم وفادارم 17:00.728 --> 17:03.689 من در خدمت بانو کتلین بودم 17:03.689 --> 17:06.316 هنوز هم هستم 17:07.818 --> 17:09.778 تو به کی خدمت میکنی؟ 17:17.244 --> 17:18.912 عذر میخوام بانوی من 17:18.954 --> 17:21.290 اومدم لگن شستشو رو پر کنم 17:21.331 --> 17:23.208 ...نیازی نیست 17:24.376 --> 17:26.754 هنوز هم دوستانی در شمال دارین 17:26.795 --> 17:28.422 اگه به مشکل خوردین 17:28.547 --> 17:32.426 یه شمع پشت بلندترین پنجره‌ی برج مخروبه روشن کنین 17:33.385 --> 17:36.055 ...ولی کی - شما تنها نیستید - 17:54.656 --> 17:56.909 از لباستون خوشم میاد 17:58.243 --> 18:00.079 کی دوخته‌ش؟ 18:00.120 --> 18:02.748 خودم 18:02.790 --> 18:04.291 واقعا؟ 18:04.583 --> 18:06.293 تو... کی هستی؟ 18:06.335 --> 18:09.379 من میراندا هستم، دختر نگهبان سگ‌ها 18:12.800 --> 18:13.634 اجازه هست؟ 18:13.634 --> 18:15.594 عجب دوختی 18:16.929 --> 18:18.514 کی بهتون خیاطی یاد داده؟ - مادرم - 18:18.514 --> 18:21.850 بابت اتفاقی که براشون افتاد واقعا متاسفم 18:21.892 --> 18:22.684 ممنون 18:22.684 --> 18:23.185 ممنون 18:24.978 --> 18:27.147 خوبه که بهتون خیاطی یاد داده 18:27.147 --> 18:28.357 یه هدیه بود 18:28.357 --> 18:28.649 یه هدیه بود 18:28.690 --> 18:33.654 حالا هر بار که لباسی که خودتون دوختین رو می‌پوشین 18:33.654 --> 18:35.489 مادرتون رو به یاد میارین 18:35.489 --> 18:37.032 ترجیح میدم خودش رو داشته باشم 18:37.074 --> 18:40.786 .میدونم در یه حد نیست 18:40.828 --> 18:41.453 ولی بازم خوبه که خاطرش زنده باشه 18:41.453 --> 18:44.081 ولی بازم خوبه که خاطرش زنده باشه 18:44.289 --> 18:46.250 آدم یادش باشه که قبلا اوضاع چطوری بود 18:46.792 --> 18:48.168 داشتم فراموش میکردم 18:48.168 --> 18:49.294 داشتم فراموش میکردم 18:49.336 --> 18:52.172 یه چیز دیگه هم هست 18:52.214 --> 18:54.591 که بهتون تو بازگشت خاطرات کمک کنه 19:57.571 --> 19:58.447 تیون؟ 20:02.784 --> 20:05.162 نباید اینجا باشی 20:25.265 --> 20:29.228 امروز عصر حسابی بوی گند میدی 20:31.563 --> 20:33.815 برام شراب بریز 20:57.965 --> 21:00.133 میخوای چیزی بهم بگی؟ 21:01.468 --> 21:02.761 خیر سرورم 21:02.886 --> 21:04.805 ...ریک 21:08.725 --> 21:10.644 اون من رو دید 21:10.644 --> 21:12.145 کی؟ 21:12.187 --> 21:15.023 سانسا. بانو سانسا 21:15.065 --> 21:16.733 به قفس سگ‌ها سر زد 21:17.943 --> 21:19.194 تو رو دید؟ 21:19.236 --> 21:21.446 بله. شرمندم ارباب 21:21.488 --> 21:23.365 .من رو ببخشید ...فکر نمیکردم 21:23.407 --> 21:25.367 بیا اینجا 21:33.625 --> 21:36.420 نباید از من راز نگه داری، ریک 21:36.461 --> 21:38.297 زانو بزن 21:50.809 --> 21:52.728 دستت رو بده من 22:14.833 --> 22:16.668 می‌بخشمت 22:27.846 --> 22:30.974 امیدوارم اتاقتون باب میلتون بوده باشه، بانوی من 22:31.016 --> 22:33.185 بله. ممنونم سرورم 22:33.185 --> 22:35.020 اجازه بدید 22:38.815 --> 22:40.442 مادر 22:40.484 --> 22:42.402 ممنون رمزی 22:52.537 --> 22:57.167 بانوی من، ما شمالی‌ها همه یه خانواده هستیم 22:57.209 --> 23:00.629 خون ما از چندین هزار سال پیش باهم درآمیخته شده 23:00.670 --> 23:03.632 برای همین میخوام به افتخار عروسیمون بنوشم 23:03.673 --> 23:07.052 "به امید اینکه خوشحالی ما به وسعت فاصله "موت کیلین 23:07.052 --> 23:08.220 تا "لست هارث" باشه 23:08.261 --> 23:10.180 به افتخار عروسیتون 23:10.222 --> 23:12.140 به افتخار عروسیتون 23:18.688 --> 23:22.025 باید بودن در یه مکان غریب براتون سخت باشه 23:22.067 --> 23:24.903 .اینجا برام غریب نیست اینجا خونه‌ی منه 23:24.903 --> 23:27.155 آدمای توشن که غریبه‌ن 23:31.493 --> 23:33.286 حق با شماست 23:33.328 --> 23:34.871 خیلی هم غریبه‌ن 23:38.083 --> 23:39.709 لطفا نوشیدنی بیارین 23:46.216 --> 23:48.927 شنیدم شما دو نفر همدیگه رو ملاقات کردین 23:48.969 --> 23:52.013 اونم تو یه مکان مناسب 23:53.932 --> 23:57.269 حدس میزنم آخرین باری که باهم صحبت کردین 23:57.310 --> 23:59.271 توی همین اتاق بود 24:01.940 --> 24:04.609 هنوزم از دستش عصبانی هستید؟ 24:04.651 --> 24:06.528 ...بعد 24:11.158 --> 24:12.367 کاری که کرد؟ 24:12.409 --> 24:14.744 نگران نباشین 24:14.786 --> 24:16.955 شمال فراموش نمیکنه 24:18.331 --> 24:20.459 به خاطرش مجازاتش کردم 24:20.500 --> 24:22.878 دیگه آهن‌زاده نیست 24:22.919 --> 24:26.131 دیگه تیون گریجوی نیست 24:26.131 --> 24:27.966 یه آدم جدیده 24:29.468 --> 24:32.429 یه شخصیت جدید 24:32.471 --> 24:34.139 مگه نه، ریک؟ 24:34.139 --> 24:35.807 بله ارباب 24:35.849 --> 24:38.018 این اسم جدیدشه 24:38.059 --> 24:40.145 چرا داری اینکارو میکنی؟ 24:42.063 --> 24:45.275 چون ریک میخواد یه چیزی بهتون بگه 24:45.317 --> 24:46.902 مگه نه، ریک؟ 24:57.120 --> 24:58.830 یه عذرخواهی 25:04.628 --> 25:07.797 بابت کاری که کردی از بانو سانسا عذرخواهی کن 25:09.132 --> 25:12.135 بابت کشتن دو تا از برادراش ازش معذرت خواهی کن 25:18.016 --> 25:19.601 عذر میخوام 25:21.019 --> 25:23.146 بهش نگاه کن، ریک 25:24.314 --> 25:26.024 معذرت خواهی فایده‌ای نداره 25:26.024 --> 25:28.610 اگه مستقیما تو چشم طرف مقابل نگاه نکنی 25:34.824 --> 25:37.702 عذر میخوام - برای چی عذر میخوای؟ - 25:38.912 --> 25:40.705 کشتن برادرانتون 25:51.258 --> 25:54.135 بفرما. بالاخره تموم شد 25:54.177 --> 25:57.681 .الان همه حس بهتری ندارن؟ من که چرا 25:57.722 --> 26:00.642 اوضاع داشت یکم سنگین میشد 26:06.064 --> 26:09.192 میدونید چیه، بانوی من؟ 26:09.234 --> 26:12.070 از اونجایی که ریک، برادراتون رو به قتل رسونده 26:12.112 --> 26:14.573 ...و بقیه‌ی خانواده‌تون هم فوت کردن 26:16.616 --> 26:20.787 ریک نزدیک ترین فامیلیه 26:20.829 --> 26:22.831 که براتون باقی مونده 26:24.165 --> 26:26.126 ریک 26:26.167 --> 26:28.044 تو عروس رو در عروسی همراهی میکنی 26:30.755 --> 26:34.384 .یه نفر باید اینکارو بکنه دیگه کی بهتر از اون؟ 26:34.426 --> 26:35.885 خوبه؟ خوبه؟ 26:35.927 --> 26:39.306 بله، بله، خیلی هم خوب 26:39.347 --> 26:41.349 بسیار عالی 26:42.851 --> 26:45.770 ،حالا که همه دور هم جمعیم 26:45.770 --> 26:47.564 من و والدا هم یه خبر خوب داریم 26:52.944 --> 26:55.071 قراره بچه‌دار بشیم 27:00.660 --> 27:02.495 واقعا براتون خوشحالم 27:02.537 --> 27:04.497 ،با توجه به وزن بچه 27:04.539 --> 27:07.417 استاد "ولکان" میگه که یه پسره 27:22.807 --> 27:24.517 از کجا میتونی مطمئن باشی؟ 27:24.559 --> 27:26.770 از چی؟ 27:26.811 --> 27:28.688 از اینی که حامله‌ست 27:28.730 --> 27:30.774 ...آخه 27:30.815 --> 27:32.484 از کجاش مشخص میشه؟ 27:32.484 --> 27:35.820 استاد ولکان بابتش به من اطمینان خاطر داده 27:43.828 --> 27:46.331 با آوردن اون هیولا جلوی دختر استارک 27:46.373 --> 27:48.708 خودت رو سر میز شام بی‌آبرو کردی 27:48.750 --> 27:51.336 و اگه پسر باشه؟ 27:53.546 --> 27:55.215 نگران موقعیت خودتی 27:55.256 --> 27:57.342 موقعیت من کاملا مشخصه 27:57.384 --> 28:00.178 من پسرتم 28:00.220 --> 28:02.722 تا اینکه یه جایگزین بهتر بیاد 28:11.981 --> 28:14.150 هیچوقت راجع به مادرت از من سوالی نپرسیدی 28:18.655 --> 28:21.074 چرا باید میپرسیدم؟ 28:21.074 --> 28:23.910 من رو به دنیا آورد و بعدش مُرد 28:25.078 --> 28:27.747 و ما هم الان اینجاییم 28:27.872 --> 28:30.125 یه دختر روستایی بود 28:30.500 --> 28:32.961 بین آدمای معمولی، خوشگل بود 28:32.961 --> 28:35.171 زن آسیابان بود 28:35.296 --> 28:38.675 ظاهرا بدون اطلاع یا اجازه‌ی من ازدواج کرده بودن 28:38.925 --> 28:40.635 برای همین شوهرش رو دار زدم 28:40.760 --> 28:44.222 و زیر طناب دارش، زنشو گرفتم برا خودم 28:44.264 --> 28:45.724 تمام مدت تقلا میکرد 28:45.849 --> 28:48.518 شانس آورد که اونم دار نزدم 28:48.560 --> 28:50.687 یه سال بعد، اومد جلوی دروازه قلعه‌م 28:50.812 --> 28:52.689 و یه بچه هم تو بغلش بود 28:52.814 --> 28:55.400 بچه‌ای که میگفت مال منه 28:55.442 --> 28:57.026 میخواستم بگم شلاقش بزنن 28:57.152 --> 28:59.571 و بچه رو بندازم توی رودخونه 29:04.617 --> 29:06.453 ولی بعدش به تو نگاه کردم 29:06.494 --> 29:09.414 و اون موقع چیزی دیدم که الان می‌بینم 29:09.456 --> 29:11.666 تو پسرمی 29:23.511 --> 29:26.473 استنیس باراتیون یه ارتش توی قلعه‌ی سیاه داره 29:26.931 --> 29:29.726 ولی قرار نیست زیاد اونجا بمونه 29:29.726 --> 29:32.395 تخت آهنین رو میخواد 29:32.395 --> 29:35.899 ،و باید برای رسیدن به مقر شاهی از وینترفل عبور بکنه 29:36.900 --> 29:39.944 میخواد تا شمال رو فتح کنه 29:41.613 --> 29:43.823 ولی شمال مال ماست 29:43.865 --> 29:45.992 مال من و توئه 29:46.993 --> 29:49.579 به من توی شکست دادنش کمک میکنی؟ 29:51.122 --> 29:52.957 بله 30:00.673 --> 30:03.134 تمام کتاب‌ها همینان؟ 30:04.302 --> 30:06.054 تمام کتاب‌ها؟ 30:07.180 --> 30:10.266 توی دنیا - نه - 30:10.308 --> 30:14.312 چندین هزار کتاب دیگه هم هست 30:14.312 --> 30:16.564 اتفاقا این یه کتابخونه‌ی کوچیکه 30:16.606 --> 30:18.274 جایی که بزرگ شدی بیشتر کتاب داشت؟ 30:18.316 --> 30:21.152 پدرم زیاد اهل مطالعه نیست 30:23.488 --> 30:27.158 میگن بزرگترین کتابخونه‌ی دنیا توی "سیتادل"ـه 30:27.158 --> 30:28.618 اونجا کجاست؟ 30:29.786 --> 30:32.288 سیتادل؟ 30:32.330 --> 30:34.082 "توی "اولدتاون 30:40.505 --> 30:42.173 شرمنده که من این چیزا رو نمیدونم 30:42.298 --> 30:45.385 گیلی، منو نگاه کن 30:45.426 --> 30:49.347 تو صد تا کار بلدی که من بلد نیستم 30:49.389 --> 30:51.641 میتونی چوب خیس رو آتیش بزنی 30:51.683 --> 30:54.102 .میتونی آشپزی کنی میتونی زخم بخیه بزنی 30:54.143 --> 30:56.855 .میتونم لباس بشورم میتونم زمین بسابم 30:56.896 --> 31:00.233 ...خب - چرا بزرگترین کتابخونه توی سیتادله؟ - 31:00.275 --> 31:03.403 چون اونجا استادها رو آموزش میدن 31:03.444 --> 31:04.946 مثل استاد ایمون؟ 31:04.988 --> 31:07.782 وقتی جوون بودم منم میخواستم یه استاد بشم 31:10.326 --> 31:14.581 به جاش، شدم عضو نایت‌واچ 31:17.125 --> 31:19.961 بعدشم هیجان اینجا خیلی بیشتره 31:21.546 --> 31:23.673 اگه نمیومدم، با تو هم آشنا نمیشدم 31:28.761 --> 31:31.472 اعلی‌حضرت 31:38.897 --> 31:41.149 تو سامول تارلی هستی؟ 31:41.149 --> 31:44.235 بله اعلی‌حضرت 31:44.277 --> 31:46.571 پدرت رندیل تارلیه 31:49.157 --> 31:52.160 برادرم رو در نبرد "آشفورد" شکست داد 31:53.411 --> 31:56.372 تنها نبردی که رابرت توش شکست خورد 31:56.414 --> 32:00.001 بهش گفتم که نباید انقدر زود توی غرب پیشروی کنه، ولی گوش نکرد 32:02.337 --> 32:05.214 پدرت سرباز خوبیه 32:05.256 --> 32:07.342 ولی تو که به یه سرباز نمیخوری 32:08.551 --> 32:11.346 ولی بهم گفتن که یه زامبی رو کشتی 32:11.346 --> 32:13.181 درسته اعلی‌حضرت 32:13.222 --> 32:14.474 چطوری؟ 32:14.515 --> 32:16.643 با خنجری که از "شیشه‌ی اژدها" درست شده 32:16.684 --> 32:17.644 شیشه‌ی اژدها؟ 32:17.894 --> 32:19.520 استادها بهش میگن ابسیدین 32:19.562 --> 32:21.856 .میدونم چیه توی دراگون‌استون هم از اونا داریم 32:21.898 --> 32:23.441 چجوری میشه یه زامبی رو با ابسیدین کشت؟ 32:23.566 --> 32:25.610 نمیدونم 32:25.652 --> 32:27.487 تمام اسناد قدیمی رو بررسی کردم 32:27.528 --> 32:29.781 ،تا شاید بتونم یه چیزی پیدا کنم ولی تنها چیزی که فهمیدم 32:29.822 --> 32:32.700 اینه که "کودکان جنگل" از شیشه‌ی اژدها برای شکار استفاده میکردن 32:32.825 --> 32:36.996 بانو ملیساندره بهم گفت که مرگ روی دیوار قدم میزنه 32:39.958 --> 32:41.542 من دیدمش، اعلی‌حضرت 32:41.668 --> 32:43.544 چی رو؟ 32:43.544 --> 32:46.422 ارتش مردگان رو 32:46.464 --> 32:50.134 ...و وقتی که حمله کنن - باید راه مبارزه باهاشون رو بلد باشیم - 32:53.888 --> 32:56.474 به تحقیقت ادامه بده، سامول تارلی 33:13.825 --> 33:15.618 وقتشه 33:15.660 --> 33:17.912 اعلی‌حضرت 33:17.954 --> 33:20.456 بهتر نیست صبر کنیم؟ 33:20.498 --> 33:23.334 ،وقتی جان اسنو با وحشی‌ها برگرده میتونیم چندین هزار نفر به ارتشمون اضافه کنیم 33:23.418 --> 33:24.919 اگه جان اسنو با وحشی‌ها برگرده 33:24.919 --> 33:26.629 نمیتونیم انقدر صبر کنیم 33:26.671 --> 33:30.216 ،من دست بالا رو داریم. سرباز بیشتر اسب بیشتر، همه هم سیر و آماده 33:30.258 --> 33:33.219 ،ولی هر روزی که بیشتر صبر کنیم بیشتر به نفع بولتون میشه 33:33.302 --> 33:35.388 هر لحظه ممکنه اینجا برف و بوران بشه 33:35.430 --> 33:37.223 .باید فورا دست به کار بشیم دستور رو صادر کن 33:37.265 --> 33:38.725 با طلوع خورشید حرکت میکنیم 33:38.766 --> 33:40.476 چند نفر رو میذارم 33:40.560 --> 33:42.979 تا از ملکه و شاهدخت محافظت کنن 33:42.979 --> 33:44.897 .نیازی نیست اونا هم با ما میان 33:46.566 --> 33:48.568 مسیر سختی پیش رو داریم، اعلی‌حضرت 33:48.651 --> 33:51.404 اینجا جاشون امن تر نیست؟ - اینجا؟ - 33:51.446 --> 33:55.074 نصف این نگهبان‌ها قاتل و متجاوزن 33:56.200 --> 33:58.077 نه، اونا هم با ما میان 34:01.247 --> 34:03.249 هر طور که شما بگید، اعلی‌حضرت 34:28.775 --> 34:31.444 فکر میکنی پدرم اجازه میده به سرداب برم؟ 34:31.486 --> 34:33.112 ببخشید؟ 34:33.154 --> 34:34.864 توی وینترفل 34:34.947 --> 34:36.949 تمام شاهان شمال اونجا دفن شدن 34:36.991 --> 34:38.785 ...برنِ سازنده" [سازنده دیوار] و شاه "دارن"و" 34:38.826 --> 34:41.204 .هر چیزی به نوبت این یه سفر طولانیه 34:41.245 --> 34:43.206 بعدشم باید اول قلعه رو تسخیر کنیم 34:43.247 --> 34:44.624 قراره جنگ بشه؟ 34:44.707 --> 34:47.126 ...بله شاهدخت، ولی قرار نیست شما 34:47.210 --> 34:50.379 به اندازه کافی راجع به جنگ صحبت کردین، سر داوس 34:50.463 --> 34:51.881 بچه رو می‌ترسونید 34:51.923 --> 34:54.300 بله، ملکه‌ی من 34:56.719 --> 34:59.639 من نترسیدم - ولی من ترسیدم - 34:59.764 --> 35:02.642 ،وقتی که جنگ شد قول بده که ازم محافظت میکنی 35:02.767 --> 35:04.811 قول میدم 35:24.622 --> 35:28.000 امیدوارم بدونی داری با این وحشی‌ها چکار میکنی 35:28.084 --> 35:30.419 اون کشتی‌ها رو لازم دارم 35:31.504 --> 35:34.674 پس میدمشون. قسم میخورم 35:36.217 --> 35:38.511 سفر امنی داشته باشید، اعلی‌حضرت 35:39.554 --> 35:41.347 و ممنون 36:10.209 --> 36:12.044 !سوار بشید 36:12.086 --> 36:14.046 !حرکت 36:57.757 --> 37:00.009 از چی خجالت میکشی؟ 37:01.552 --> 37:04.013 بهتون شبیخون زده شده بود. تعدادتون کمتر بود 37:04.096 --> 37:06.015 نمیتونستی جلوش رو بگیری 37:06.057 --> 37:07.850 دلیلش این نیست 37:08.017 --> 37:10.228 ...در جنگ زخمی شدن 37:10.269 --> 37:13.564 شرمی نیست 37:13.648 --> 37:15.733 از این شرمنده‌م 37:15.816 --> 37:17.151 که وقتی چاقو خوردم 37:17.151 --> 37:18.319 که وقتی چاقو خوردم 37:18.402 --> 37:21.739 ،و افتادم روی زمین 37:21.781 --> 37:23.574 ترسیده بودم 37:23.574 --> 37:23.658 ترسیده بودم 37:25.243 --> 37:27.328 همه از مرگ میترسن 37:27.370 --> 37:29.997 نه، مرگ نه 37:29.997 --> 37:30.122 نه، مرگ نه 37:32.708 --> 37:35.336 از این میترسیدم 37:35.419 --> 37:40.341 که دیگه نتونم میساندای از جزیره‌ی ناث رو ببینم 38:00.152 --> 38:02.822 ملکه‌ی من، خواهش میکنم اینکارو نکنین 38:02.863 --> 38:04.824 پس "همه‌ی انسان‌ها باید بمیرن" چی؟ 38:04.865 --> 38:07.410 من نمیخواستم مثل یه بزدل بمیرم 38:12.206 --> 38:14.834 ظاهرا کلا نمیخوام بمیرم 38:16.711 --> 38:19.171 اعتراف به ترس، شجاعت میخواد 38:20.548 --> 38:22.842 همینطورم اعتراف به اشتباه 38:24.343 --> 38:26.929 اومدم اینجا تا بهت بگم که اشتباه کردم 38:29.765 --> 38:32.351 اشتباه کردم و حق با تو بود 38:34.353 --> 38:36.439 راجع به سنت‌ها 38:37.898 --> 38:40.693 راجع به متحد کردن مردم این شهر 38:44.113 --> 38:46.198 زمین‌های مبارزه رو بازگشایی میکنم 38:46.198 --> 38:46.282 زمین‌های مبارزه رو بازگشایی میکنم 38:47.283 --> 38:48.868 فقط برای آدم‌های آزاد 38:48.909 --> 38:53.122 ،تا وقتی که من زنده باشم برده‌داری به میرین برنمیگرده 38:53.164 --> 38:55.207 چشم، بانوی من 38:57.126 --> 39:00.921 ،و برای ایجاد یک اتحاد طولانی مدت با مردم میرین 39:01.005 --> 39:03.632 من با رهبر یکی از خاندان سنتی اینجا ازدواج میکنم 39:03.632 --> 39:03.758 من با رهبر یکی از خاندان سنتی اینجا ازدواج میکنم 39:06.052 --> 39:09.013 خدایان رو شکر که از همین الان یه خواستگار جلوم زانو زده 39:33.662 --> 39:35.414 نگران نباش 39:35.498 --> 39:38.918 مشکلی برام پیش نمیاد. فکر نکنم جاییم شکسته باشه 39:41.128 --> 39:42.922 الان کجاییم؟ 39:42.963 --> 39:45.007 روین" که نیست" 39:51.097 --> 39:53.766 سکوتی طولانی 39:53.808 --> 39:56.769 ...و هر از گاهی مشتی به صورت 39:58.604 --> 40:00.689 روش "مورمنت" ها 40:04.193 --> 40:06.946 بذار از اول شروع کنیم 40:08.155 --> 40:10.533 بابت قبل عذرخواهی میکنم 40:10.574 --> 40:13.536 بعضی وقتا یکم زبون درازی میکنم 40:13.619 --> 40:16.539 لازم نیست یه سفر ناخوشایند باشه 40:21.293 --> 40:24.463 تا به میرین برسیم قراره کلی باهم وقت بگذرونیم 40:24.505 --> 40:25.881 درسته 40:27.716 --> 40:31.053 با یه مقدار نوشیدنی، میشه خیلی بیشتر از اینا 40:31.095 --> 40:32.555 باهم خوش بگذرونیم 40:33.431 --> 40:34.890 نوشیدنی نداریم 40:37.601 --> 40:41.063 من زیاد نوشیدنی میخورم 40:42.773 --> 40:45.067 اونایی که نوشیدنی میخورن باید به نوشیدنی خوری ادامه بدن 40:45.151 --> 40:47.153 ...وگرنه 40:54.618 --> 40:56.078 میدونم کجاییم 40:56.162 --> 40:58.664 داری ما رو از وسط "والریا" رد میکنی 40:58.706 --> 41:00.082 درسته 41:00.124 --> 41:02.251 قبلا این مسیر رو طی کردی؟ 41:02.334 --> 41:03.836 نه 41:03.919 --> 41:05.838 ،میخوای محض اطمینان 41:05.921 --> 41:08.090 از زادگاه اجداد دنریس، براش سوغاتی ببری؟ 41:08.132 --> 41:10.676 فکر کنم تو کفایت بکنی 41:11.844 --> 41:13.929 میدونی که اونا چی میگن 41:13.929 --> 41:17.183 محشر" هنوز در والریا پابرجاست" 41:17.224 --> 41:20.102 شیاطین و شعله‌های اونجا چطور؟ 41:21.312 --> 41:23.022 از "محشر" نمیترسی؟ 41:23.063 --> 41:24.857 نه 41:24.899 --> 41:27.276 ولی دزدای دریایی میترسن 41:32.740 --> 41:36.285 "دریای مه آلود" 41:36.327 --> 41:38.287 چند قرن طول میکشه تا دوباره 41:38.329 --> 41:40.706 روش ساختن یه همچین شهرهایی رو یاد بگیریم؟ 41:41.916 --> 41:44.710 برای چندین هزار سال، والریایی ها 41:44.752 --> 41:47.588 تقریبا در هر چیزی، بهترین بودن 41:48.088 --> 41:50.549 ...و بعدش 41:50.591 --> 41:53.344 دیگه نبودن 41:53.385 --> 41:55.012 دیگه نبودن 41:58.265 --> 42:02.436 همدیگر را در آغوش گرفته و به پایان، پشت کردند 42:02.478 --> 42:05.481 ...کوه‌هایی که نصف می‌شدند 42:05.523 --> 42:08.317 و آسمانی که رو به سیاهی میرفت؛ 42:08.359 --> 42:10.069 شعله‌های آتشی که آنچنان زبانه می‌کشیدند 42:10.194 --> 42:12.279 که حتی اژدهایان را هم سوزاندند؛ 42:12.321 --> 42:14.114 مردمش هرگز 42:14.240 --> 42:16.867 ناظر این صحنه‌ها نبودند 42:17.326 --> 42:19.036 ،پشت کرده به محشر 42:19.620 --> 42:23.582 ...منتظر به پایان رسیدن عصرشان 42:23.624 --> 42:26.544 ،شهر چند هزار ساله 42:26.544 --> 42:28.462 و انسان‌ها تنها فهمیدند 42:28.504 --> 42:31.966 که محشر همه چیز را به نابودی کشانده 42:32.007 --> 42:34.718 و جای بازگشتی باقی نگذاشته 42:37.012 --> 42:39.807 اگه میتونستم برات دست میزدم 42:44.853 --> 42:47.231 پس فکر کنم خودشه 42:48.399 --> 42:50.526 این چیزیه که باقی مونده 43:30.190 --> 43:31.442 اون چی بود؟ 43:37.990 --> 43:40.367 !آدم‌های سنگی 43:40.409 --> 43:42.328 نذار بهت دست بزنن 43:58.594 --> 44:00.304 !برو پشتم 44:02.681 --> 44:05.267 مورمونت، دستام رو باز کن 44:05.309 --> 44:07.478 !مورمونت 44:22.242 --> 44:24.161 !مورمونت 44:24.161 --> 44:26.288 !مورمونت 45:01.824 --> 45:03.909 تیریون؟ 45:06.745 --> 45:09.248 تیریون 45:09.248 --> 45:10.916 تیریون 45:12.376 --> 45:14.336 تیریون 45:15.295 --> 45:17.673 حالت خوبه 45:27.182 --> 45:29.518 به ظاهر سبک‌تر میای 45:32.020 --> 45:34.356 بهت دست زدن؟ 45:37.151 --> 45:39.027 تو چطور؟ 45:44.032 --> 45:46.952 ،من قبلا هم جزامی دیده بودم 45:46.994 --> 45:48.454 ولی اینطوریش رو دیگه نه 45:48.454 --> 45:51.373 گمونم به همین خاطر می‌فرستنشون اونجا 45:53.417 --> 45:56.920 در حقشون لطف میکنن اگه یه خنجر بهشون بزنن و کار رو یکسره کنن 46:00.841 --> 46:04.052 ممنون که جونم رو نجات دادی 46:07.431 --> 46:09.558 البته اگه از اولش من رو اسیر نمیکردی 46:09.600 --> 46:11.852 نیازی هم نبود که نجاتم بدی 46:15.939 --> 46:17.775 خب الان نقشه چیه؟ 46:17.858 --> 46:19.943 همین ساحل رو میریم بالا 46:20.027 --> 46:21.862 شانس بیاریم، روستای ماهیگیرا رو پیدا میکنیم 46:21.862 --> 46:23.864 شاید یه قایق گیرمون اومد 46:23.864 --> 46:26.158 بدون شانس؟ 46:26.200 --> 46:28.869 یه مسیر طولانی جلوی رومونه 46:30.788 --> 46:33.957 میرم یکم هیزم جمع کنم 46:33.957 --> 46:36.710 سعی کنم یکم استراحت کنی 46:36.794 --> 46:39.505 بهترین ایده‌ای که امروز داشتی