WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.041 --> 00:02.085 ‫این کار آرزوی منه. 00:08.049 --> 00:09.125 ‫مأموریتی... 00:09.175 --> 00:13.096 ‫مملو از جنون‌آمیزترین ‫و بلندپروازانه‌ترین افکارم... 00:14.681 --> 00:16.716 ‫و اقدامات غیرممکنیه... 00:16.766 --> 00:18.476 ‫که چندین دهه تو فکرشون بودم. 00:20.478 --> 00:21.896 ‫این کار زندگی تو جاده، 00:22.522 --> 00:23.815 ‫پرسه زدن همیشگی... 00:24.482 --> 00:25.775 ‫و کند و کاو بی‌پایان رو در بر می‌گیره. 00:26.943 --> 00:27.986 ‫من خانه به دوشم، 00:28.611 --> 00:29.487 ‫کثافتم، 00:30.321 --> 00:31.281 ‫پرسه‌زنم، 00:33.408 --> 00:35.994 ‫فرقی نمی‌کنه کجا برم، ‫فقط تشنه منبع الهامم، 00:37.704 --> 00:39.280 ‫سعی می‌کنم دنیا رو از دید... 00:39.330 --> 00:40.699 ‫افرادی که به شدت... 00:40.749 --> 00:42.375 ‫منبع الهامم بودن، بنگرم. 00:43.752 --> 00:44.753 ‫از چشم اساطیر، 00:45.420 --> 00:46.421 ‫اساتید... 00:47.380 --> 00:48.256 ‫و دوستانم. 00:49.841 --> 00:51.593 ‫داستان علاقه‌شون رو روایت می‌کنم... 00:52.177 --> 00:53.553 ‫و استعدادشون هنرشون محسوب می‌شه. 00:54.596 --> 00:56.264 ‫با برنامه «پرسه‌زنان» در خدمتتونم. 01:19.579 --> 01:23.074 ‫♪ حالا با جاده همراهم ♪ 01:23.124 --> 01:26.745 ‫♪ جز غرور، همه‌چی رو کنار گذاشتم ♪ 01:26.795 --> 01:30.373 ‫♪ واسه همین به جاده اعتماد می‌کنم ♪ 01:30.423 --> 01:34.502 ‫♪ در مسیرهای پر پیچ و خم حکمرانی می‌کنم ♪ 01:34.552 --> 01:36.296 ‫♪ پرسه‌زن، سرگردان ♪ 01:36.346 --> 01:38.173 ‫♪ بی‌خانمان، خانه به دوش ♪ 01:38.223 --> 01:40.892 ‫♪ هرچی می‌خواین صدام کنین ♪ 01:43.561 --> 01:46.898 ‫♪ هر جا بخوام پرسه می‌زنم ♪ 01:50.777 --> 01:54.606 ‫♪ هر جا بخوام پرسه می‌زنم ♪ 01:54.656 --> 01:56.366 ‫♪ آها ♪ 01:58.284 --> 01:59.903 ‫از وقتی یادم میاد، 01:59.953 --> 02:02.030 ‫همیشه شیفته موتورهای قدیمی... 02:02.080 --> 02:03.414 ‫دهه ۲۰ و ۳۰ بودم. 02:05.333 --> 02:06.910 ‫از وقتی صدای اولین موتورم رو شنیدم... 02:06.960 --> 02:08.203 ‫و سوارش شدم، ‫با خودم گفتم: 02:08.253 --> 02:09.621 ‫«به آزادی رسیدم.» 02:09.671 --> 02:11.289 ‫حس خاصی رو موتور ‫بهم دست می‌ده... 02:11.339 --> 02:12.874 ‫و خیلی تمرکز می‌کنم و... 02:12.924 --> 02:16.711 ‫واقعا غرق موتورم می‌شم ‫و خیلی حال می‌کنم، 02:16.761 --> 02:18.505 ‫آدم باهاش هماهنگ می‌شه، اینه که... 02:18.555 --> 02:20.590 ‫می‌خوام همین کار رو با موتورهای خراب... 02:20.640 --> 02:22.392 ‫انجام بدم، ‫بیاین احیاشون کنیم. 02:26.771 --> 02:29.099 ‫اکثرشون تو موزه ‫یا کلکسیون‌های شخصی‌ان... 02:29.149 --> 02:32.727 ‫و دیگه نباید سوارشون شد، ‫فقط باید تحسینشون کرد. 02:32.777 --> 02:33.895 ‫موتورهای گذشته‌ان، 02:33.945 --> 02:35.438 ‫من هم خیلی... 02:35.488 --> 02:36.856 ‫خوشم میاد، 02:36.906 --> 02:38.283 ‫ولی می‌خوام سوارشون بشم. 02:40.118 --> 02:41.319 ‫چند وقته دنبال سازندگانی‌ام... 02:41.369 --> 02:42.904 ‫که این موتورها رو ‫که یه قرنه... 02:42.954 --> 02:44.414 ‫دارن خاک می‌خورن، ‫احیا کنن. 02:46.332 --> 02:49.085 ‫می‌خوام شاهد غرش ‫و احیای این موتورها باشم... 02:50.670 --> 02:52.797 ‫و می‌خوام به شکل بی‌سابقه‌ای ‫سوارشون بشم. 02:55.675 --> 03:00.388 ‫[کارولینای شمالی، مگی ولی] 03:04.726 --> 03:06.553 ‫این ماجرا از مگی ولی شروع شد... 03:06.603 --> 03:09.848 ‫که یکی از ارزشمندترین ‫کلکسیون‌های موتورهای نادر... 03:09.898 --> 03:11.224 ‫به نام «موتورهای تاریخی» همون‌جاست. 03:11.274 --> 03:13.977 ‫♪ چه دوران خوشی، ♪ ‫♪ مهتاب از پشت قبر طلوع می‌کنه ♪ 03:14.027 --> 03:15.103 ‫خلاصه، آدم همین‌جوری... 03:15.153 --> 03:16.229 ‫به قفسه نگاه می‌کنه ‫و با خودش می‌گه: 03:16.279 --> 03:17.730 ‫«خیلی‌خب، کم آوردم.» 03:17.780 --> 03:18.940 ‫آره بابا، اون پشت... 03:18.990 --> 03:20.733 ‫- آدم باید کلی وقت بذاره... ‫- فروشگاه داریم. 03:20.783 --> 03:21.693 ‫که ببیندش، 03:21.743 --> 03:23.319 ‫ولی باز هم درست و حسابی نمی‌بیندش. 03:23.369 --> 03:25.738 ‫مت واکسلر صاحب کنونی ‫«موتورهای تاریخیه»... 03:25.788 --> 03:28.616 ‫و اطلاعات زیادی از موتورها داره. 03:28.666 --> 03:30.076 ‫خوش‌شانسم که می‌تونم ‫دوست خطابش کرده... 03:30.126 --> 03:31.961 ‫و تا می‌تونم ازش یاد بگیرم. 03:32.962 --> 03:35.498 ‫من از بچگی موتور صحرایی سوار می‌شدم، 03:35.548 --> 03:38.877 ‫می‌شه گفت همیشه ‫عطش سرعت داشتم... 03:38.927 --> 03:40.336 ‫و آدم می‌فهمه... 03:40.386 --> 03:42.213 ‫هیجان ناشی از سرعت... 03:42.263 --> 03:43.631 ‫جایگزینی نداره. 03:43.681 --> 03:45.425 ‫وقتی تو «موتورهای تاریخی» ‫قدم می‌زنم، 03:45.475 --> 03:48.052 ‫حجم الهامات ناشی ‫از این موتورهای صد ساله... 03:48.102 --> 03:49.604 ‫خیلی سورئاله. 03:50.146 --> 03:51.147 ‫آهای. 03:52.106 --> 03:53.024 ‫این رو می‌بینین بچه‌ها؟ 03:54.234 --> 03:55.193 ‫یوهو! 03:57.320 --> 03:59.489 ‫این یکی به نظر من ‫حکم جام مقدس رو داره. 04:00.448 --> 04:01.324 ‫عاشق این یکی‌ام. 04:03.785 --> 04:05.069 ‫مدل ۱۹۳۰ـه؟ 04:05.119 --> 04:06.696 ‫مدل ۱۹۳۰ـه. ‫اون یکی شماره نهه، 04:06.746 --> 04:08.531 ‫جلوییه هم شماره دهه. 04:08.581 --> 04:09.949 ‫به ترتیب شماره‌گذاریشون کردن. 04:09.999 --> 04:11.034 ‫شماره نه و ده. این یکی... 04:11.084 --> 04:12.202 ‫چند نسخه از این تو دنیا هست؟ 04:12.252 --> 04:14.162 ‫گمون کنم ۲۰ نسخه ازشون ‫ساخته بوده باشن... 04:14.212 --> 04:16.206 ‫و احتمالا ده نسخه باقی مونده باشه. 04:16.256 --> 04:17.832 ‫- ده نسخه؟ ‫- نمی‌شه دقیق گفت. 04:17.882 --> 04:19.717 ‫تو کل دنیا ده نسخه ‫از این‌ها باقی مونده. 04:21.302 --> 04:24.555 ‫به نظرم اکثر چیزهایی ‫که خیلی باهاشون حال می‌کنم، 04:25.056 --> 04:26.049 ‫در دهه... 04:26.099 --> 04:27.133 ‫بیست و سی رخ دادن... 04:27.183 --> 04:28.468 ‫آخه روی پیست چوبی کورس می‌ذاشتن... 04:28.518 --> 04:30.186 ‫و از تپه‌ها بالا می‌رفتن، ولی... 04:39.153 --> 04:41.397 ‫من اصلا نتونستم اون کارها رو تجربه کنم... 04:41.447 --> 04:42.732 ‫و کلا این‌قدر بزرگ‌جثه‌ام... 04:42.782 --> 04:44.867 ‫که اصلا نمی‌تونستم ‫سوار اون موتورها بشم، در نتیجه... 04:46.286 --> 04:48.404 ‫هارلی‌دیویدسن ‫موتور دی‌ای‌اچ رو... 04:48.454 --> 04:52.242 ‫صرفا واسه کورس ‫و بالا رفتن از تپه ساخته بود. 04:52.292 --> 04:55.420 ‫موتور خیلی قدرتمندی بود، ‫هنوز هم هست. 04:57.255 --> 04:58.498 ‫کارخونه تعداد محدودی ‫ازشون ساخت، 04:58.548 --> 05:00.041 ‫ولی خیلی‌هاشون رو اوراق کردن. 05:00.091 --> 05:03.011 ‫گمون کنم احتمالا ۸ نسخه ‫ازش تو دنیا مونده باشه. 05:04.679 --> 05:06.464 ‫حتی اسمش هم به گوش ‫خیلی‌ها نرسیده. 05:06.514 --> 05:09.425 ‫می‌خوام بگم خیلی مخصوصه. 05:09.475 --> 05:10.843 ‫- امثال ما... ‫- آره. 05:10.893 --> 05:12.929 ‫اصلا نمی‌تونستن اون موقع ‫این رو بخرن. 05:12.979 --> 05:15.765 ‫به هر حال، چرا اصلا بازتولیدش نکردن ‫یا عین همین رو نساختن؟ 05:15.815 --> 05:17.100 ‫واسه این بود که... ‫آخه سوپاپش... 05:17.150 --> 05:18.434 ‫افرادی که هشت‌سوپاپه... 05:18.484 --> 05:20.820 ‫یا جی‌دی‌اچ داشتن می‌تونستن... 05:21.779 --> 05:22.981 ‫ثبت اختراعش رو انجام بدن... 05:23.031 --> 05:24.023 ‫تا بازتولیدشون کنن، 05:24.073 --> 05:25.024 ‫آخه... منظورم اینه که... 05:25.074 --> 05:25.942 ‫چطور... چطور می‌شه... 05:25.992 --> 05:28.111 ‫چطور می‌شه چنین کاری کرد؟ 05:28.161 --> 05:29.821 ‫- خیلی هزینه می‌بره. ‫- آره، خیلی هزینه می‌بره. 05:29.871 --> 05:30.947 ‫خیلی هزینه می‌بره. 05:30.997 --> 05:32.573 ‫کسی حاضر نیست ‫شخصا بازش کنه... 05:32.623 --> 05:33.700 ‫- درسته. ‫- که موتورش رو بسازه. 05:33.750 --> 05:35.535 ‫آره، ضمنا، ‫اگه آدم یکی داشته باشه، 05:35.585 --> 05:38.663 ‫- دلش نمی‌خواد بقیه بازتولیدش کنن. ‫- درسته. 05:38.713 --> 05:40.748 ‫آخه اگه بازتولیدش کنن، 05:40.798 --> 05:43.376 ‫پنج نسخه از چیزی که قبلا ‫چهار نسخه داشته موجود می‌شه. 05:43.426 --> 05:46.179 ‫خب، اگه کسی بخواد ‫این طرح رو بازتولید کنه، 05:46.846 --> 05:48.506 ‫باید یه دی‌ای‌اچ بخره، 05:48.556 --> 05:49.891 ‫باید بازش کنه... 05:50.683 --> 05:51.559 ‫و تقریبا... 05:51.976 --> 05:53.303 ‫از همه‌چی قالب سه‌بعدی بگیره؟ 05:53.353 --> 05:55.305 ‫خلاصه وقتی به مگی ولی ‫سر زده بودم، 05:55.355 --> 05:57.098 ‫متوجه شدم می‌خوام ‫یکی از این... 05:57.148 --> 05:58.566 ‫موتورهای دی‌ای‌اچ رو بازتولید کرده... 05:59.275 --> 06:00.893 ‫و بعدش باهاش کورس بذارم. 06:00.943 --> 06:02.979 ‫دوستانم، نیک توسکانو... 06:03.029 --> 06:04.072 ‫و برایان چارلز رو آوردم... 06:04.489 --> 06:06.024 ‫که جفتشون حرف ندارن... 06:06.074 --> 06:08.067 ‫و موتورسازهای قهاری‌ان. 06:08.117 --> 06:10.236 ‫خب، اولش که جی ازمون پرسید ‫از پسش بر میایم یا نه، 06:10.286 --> 06:11.404 ‫گمون کنم جفتمون گفتیم آره، 06:11.454 --> 06:13.531 ‫ولی خیال نمی‌کردیم ‫اصلا عملی بشه، 06:13.581 --> 06:15.992 ‫اما یهو با خودمون گفتیم: ‫«ای وای بر ما.» 06:16.042 --> 06:18.536 ‫«باید عملیش کنیم.» 06:18.586 --> 06:22.131 ‫علاقه و اطلاعات نیک و برایان ‫از موتورها خیلی منحصر به فرده... 06:22.924 --> 06:24.042 ‫و خیلی وقته که دلم می‌خواست... 06:24.092 --> 06:25.551 ‫باهاشون پروژه‌ای انجام بدم. 06:27.553 --> 06:29.922 ‫به نظرم خیلی حال می‌ده ‫چیزی رو برداریم، 06:29.972 --> 06:30.923 ‫ولی مجبور نباشیم... 06:30.973 --> 06:32.467 ‫این‌ها خیلی عزیزن، ‫بهتره آدم نگهشون داره، 06:32.517 --> 06:34.177 ‫شاید هر از چند گاهی ‫روشنشون کنه، 06:34.227 --> 06:35.803 ‫ولی من می‌خوام سوارشون بشم. 06:35.853 --> 06:37.513 ‫- آره. ‫- در نتیجه، می‌خوام... 06:37.563 --> 06:38.973 ‫- اوهوم. ‫- گروهی از رفقا رو جمع کنم... 06:39.023 --> 06:40.391 ‫که بتونیم با هم سوارشون بشیم. 06:40.441 --> 06:42.860 ‫واقعا عاشق احیای چنین کاری‌ام. 06:43.736 --> 06:44.987 ‫ولی نقشه لازم داشتیم، 06:45.613 --> 06:46.898 ‫باید می‌تونستیم ‫تک‌تک قطعات... 06:46.948 --> 06:48.149 ‫موتوری رو بازتولید کنیم... 06:48.199 --> 06:50.068 ‫و از همین روی ‫به سراغ جف دکر رفتم. 06:50.118 --> 06:51.736 ‫خب، حتی قبل از این که جیسون... 06:51.786 --> 06:52.737 ‫بهم بگه می‌خواد چیکار کنه، 06:52.787 --> 06:54.530 ‫جفتمون دنبال موتورهای یکسانی بودیم، 06:54.580 --> 06:56.366 ‫من هم نمی‌دونستم ‫چرا دنبالشونه... 06:56.416 --> 06:57.825 ‫و بهشون گفتم فروشی نیستن. 06:57.875 --> 06:59.535 ‫خیال می‌کردم دیوانه است. ‫با خودم می‌گفتم: 06:59.585 --> 07:01.162 ‫«آره، خودم می‌دونم کلی پول داری، ولی...» 07:01.212 --> 07:02.547 ‫«قرار نیست بخریشون.» 07:04.340 --> 07:06.125 ‫دو موتور تو خونه‌اش دیده بودم... 07:06.175 --> 07:07.960 ‫که مخم سوت کشید. 07:08.010 --> 07:09.587 ‫اگه قرار بود خودم موتور باشم، 07:09.637 --> 07:11.305 ‫دلم می‌خواست دقیقا همون شکلی باشم، 07:12.140 --> 07:14.634 ‫ولی می‌ترسیدم ازش بپرسم، 07:14.684 --> 07:15.718 ‫آخه نمی‌خواستم بهش توهین کنـ... 07:15.768 --> 07:17.645 ‫نمی‌خوام تو خونه خودش ‫بهش توهین کنم. 07:18.938 --> 07:20.306 ‫گمون کنم به مرور زمان... 07:20.356 --> 07:22.600 ‫تا حدی علاقه‌ام رو درک کرد... 07:22.650 --> 07:24.360 ‫و فهمید می‌خوام چیکار کنم. 07:26.195 --> 07:28.981 ‫نمی‌دونم سواری در سطوح شیب‌دار... 07:29.031 --> 07:29.899 ‫و بالا رفتن از تپه ‫چه خصوصیتی داره، 07:29.949 --> 07:31.317 ‫ولی همیشه به نظرم ‫رمانتیک‌ترین... 07:31.367 --> 07:32.402 ‫نوع کورس بوده. 07:32.452 --> 07:33.619 ‫شاید زشت‌ترینشون هم باشه. 07:34.954 --> 07:36.072 ‫اگه گاوسواران رو تصور کنین، 07:36.122 --> 07:37.206 ‫عین بالا رفتن از تپه است. 07:39.083 --> 07:40.326 ‫ملت از سراسر دنیا می‌اومدن... 07:40.376 --> 07:42.328 ‫که شاهد این وقایع باشن. 07:42.378 --> 07:45.256 ‫از خطرناک‌ترین کورس‌های اون زمان ‫محسوب می‌شدن. 07:47.133 --> 07:48.751 ‫اصلا از نظر هندسی... 07:48.801 --> 07:50.586 ‫مناسب خیابون نبودن. 07:50.636 --> 07:52.088 ‫به عموم مردم نمی‌فروختنشون. 07:52.138 --> 07:53.681 ‫ده دوازده نسخه ازشون تولید کرده بودن. 07:55.183 --> 07:56.509 ‫بین اکثر موتورسواران... 07:56.559 --> 07:58.970 ‫شکاف نسلی وجود داره، آخه... 07:59.020 --> 08:00.888 ‫آدم اصلا اون پیست‌های چوبی رو نمی‌بینه... 08:00.938 --> 08:02.682 ‫و مال نسل قبله. 08:02.732 --> 08:04.058 ‫به نظرم جف واقعا... 08:04.108 --> 08:05.276 ‫همیشه با این مسئله کنار اومده. 08:06.527 --> 08:09.647 ‫بابام اهل ماشین بود ‫و من همیشه... 08:09.697 --> 08:12.066 ‫یاد می‌گرفتم موتوسوارها ‫چقدر کثیف، نفرت‌انگیز... 08:12.116 --> 08:14.026 ‫و وحشتناکن، 08:14.076 --> 08:15.870 ‫واسه همین آرزو داشتم ‫موتورسوار بشم، متوجهین؟ 08:18.748 --> 08:19.615 ‫اِم، جف... 08:19.665 --> 08:20.825 ‫واقعا هنرمند محسوب می‌شه. 08:20.875 --> 08:22.043 ‫واقعا نمونه بارز... 08:23.085 --> 08:24.829 ‫کل کارهاش رو هنرمندانه ‫و باعلاقه انجام می‌ده. 08:24.879 --> 08:26.372 ‫گمون کنم خودم هم سعی می‌کنم ‫چنین کاری کنم. 08:26.422 --> 08:28.049 ‫احتمالا نسخه نسبتا ‫کثیف‌تری از خودش باشم. 08:30.176 --> 08:31.169 ‫من اصلا ورزشکار نیستم... 08:31.219 --> 08:33.296 ‫و اصلا هم مکانیک نیستم، ولی... 08:33.346 --> 08:36.799 ‫نمی‌دونم چرا همیشه ‫شیفته این کار بودم، در نتیجه... 08:36.849 --> 08:38.976 ‫علاقه‌ام رو با هنر بروز دادم. 08:41.479 --> 08:43.764 ‫هیچ نمایشگاهی اصلا ‫ازم حمایت نکرد. 08:43.814 --> 08:45.183 ‫باید به کهنه بازار می‌رفتم... 08:45.233 --> 08:47.818 ‫و آثار هنریم رو ‫با موتورهای کثیف مبادله می‌کردم. 08:49.779 --> 08:51.522 ‫عین داستان جک و لوبیای سحرآمیز بودم، 08:51.572 --> 08:53.566 ‫اصلا... پول نقد نمی‌گرفتم، 08:53.616 --> 08:54.775 ‫قطعات موتور می‌گرفتم، 08:54.825 --> 08:57.403 ‫ولی این‌قدر زرنگ بودم ‫که قطعات موتور مناسبی بگیرم... 08:57.453 --> 08:58.996 ‫و مبادلات بهتری داشته باشم. 09:02.124 --> 09:04.577 ‫بیست سال شکست خوردم ‫و بعدش متوجه شدم... 09:04.627 --> 09:06.712 ‫علی‌رغم شکستم، ‫وضعم خیلی خوبه. 09:08.756 --> 09:11.000 ‫مخم واقعا با آثار هنری جف سوت می‌کشه. 09:11.050 --> 09:14.295 ‫جفتمون به بالا رفتن از تپه ‫و موتورهای دی‌ای‌اچ علاقمندیم. 09:14.345 --> 09:16.222 ‫علاقه‌اش هم در آثارش مشهوده. 09:17.181 --> 09:18.257 ‫این قطعات رو داشتم، 09:18.307 --> 09:20.551 ‫رو قفسه‌ای چیده بودمشون ‫و خاک می‌خوردن، 09:20.601 --> 09:21.469 ‫ولی اصلا خیال نمی‌کردم... 09:21.519 --> 09:22.895 ‫در حین بالا رفتن از تپه خاک بخورن. 09:24.355 --> 09:27.058 ‫گروهی که واسه سر هم کردنشون جمع کرده... 09:27.108 --> 09:28.568 ‫واقعا خیلی خفنه. 09:37.451 --> 09:39.779 ‫گمون نکنم بعد از دهه ۱۹۳۰ ‫فیلم‌برداری شده باشه، 09:39.829 --> 09:41.781 ‫تازه همون فیلم‌های اون موقع هم... 09:41.831 --> 09:44.200 ‫با دوربین‌های قدیمی بودن... 09:44.250 --> 09:46.919 ‫که احتمالا خیلی بد فیلم‌برداری شده بودن ‫و چیزی جز همون‌ها نداشتیم. 09:50.840 --> 09:52.375 ‫الان که می‌تونم ‫با بهره‌گیری از استعدادهای خودم... 09:52.425 --> 09:53.668 ‫و بهره‌گیری رفقام از استعدادهاشون... 09:53.718 --> 09:55.886 ‫همون‌جوری که می‌خوام ‫کارگردانی و فیلم‌برداریش رو... 09:56.971 --> 09:58.798 ‫انجام بدم تا ملت واقعا حسش کنن... 09:58.848 --> 09:59.799 ‫و خودشون رو دخیل بدونن، 09:59.849 --> 10:00.975 ‫خیلی حال می‌ده. 10:07.356 --> 10:10.560 ‫تصور بالا رفتن از تپه ‫با صحت تاریخی، 10:10.610 --> 10:12.069 ‫با همون موتورهای اصلی... 10:12.820 --> 10:14.438 ‫و به همراه کل دوستانم... 10:14.488 --> 10:16.282 ‫امریه که اصلا ‫خیال نمی‌کردم ممکن باشه. 10:18.826 --> 10:20.528 ‫راستش، وقتی آدم ‫به موتورهای قدیمی نگاه می‌کنه، 10:20.578 --> 10:24.448 ‫می‌بینه کلی عشق و علاقه صرفش شده ‫و خیلی سختی کشیده، 10:24.498 --> 10:27.585 ‫شاهد وقایع زیادی بودن ‫و حس می‌کنم... 10:28.127 --> 10:29.370 ‫دلم می‌خواد صداشون رو بشنوم. 10:29.420 --> 10:32.423 ‫البته می‌دونم نمی‌شه ‫سوار همه‌شون بشم، ولی... 10:33.591 --> 10:34.675 ‫تلاشم رو می‌کنم. 11:10.961 --> 11:14.165 ‫من خیلی خوش‌شانس بودم ‫که وارد جامعه موتورسواران شدم... 11:14.215 --> 11:17.835 ‫و در همین حین با پیشه‌وران ‫خارق‌العاده‌ای آشنا شدم. 11:17.885 --> 11:19.420 ‫با افراد زیادی آشنا شدم... 11:19.470 --> 11:22.632 ‫که سفره دلشون رو باز کردن ‫و خیلی حال می‌کنم... 11:22.682 --> 11:24.258 ‫ضمنا، آدم می‌فهمه واقعا... 11:24.308 --> 11:25.843 ‫چه ذات هنرمندی دارن، 11:25.893 --> 11:27.762 ‫داستان زندگیشون رو می‌شنوه... 11:27.812 --> 11:29.313 ‫و واسه همین خیلی قشنگه. 11:31.732 --> 11:34.018 ‫دفعات نسبتا زیادی ‫با همدیگه کورس گذاشتیم... 11:34.068 --> 11:35.728 ‫- و رفیق شدیم. ‫- آره بابا، آره. 11:35.778 --> 11:37.355 ‫احتمالا با کسی جز تو ‫صحبت نکنم... 11:37.405 --> 11:38.272 ‫اینه که... 11:38.322 --> 11:39.398 ‫فرصت کار خاصی نداریم... 11:39.448 --> 11:40.858 ‫من فرصت کاری رو ندارم، 11:40.908 --> 11:41.901 ‫فقط با تو صحبت می‌کنم، 11:41.951 --> 11:43.444 ‫بعدش با همسرم صحبت می‌کنم. ‫همین و بس. 11:43.494 --> 11:45.121 ‫نیک بامزه است. ‫نیک همیشه... 11:45.621 --> 11:47.156 ‫می‌شه گفت چهره نیک... 11:47.206 --> 11:50.409 ‫ترکیبی از سوپرانو و دنیروئه... 11:50.459 --> 11:53.754 ‫ضمنا، از اون آدم‌هاست که هیچ‌وقت ‫نمی‌خواد بگه از پس کار بر میاد. 11:54.422 --> 11:55.331 ‫«ممکنه.» 11:55.381 --> 11:56.424 ‫«ممکنه.» 11:57.091 --> 11:58.292 ‫برایان چارلز هم می‌گه: 11:58.342 --> 12:00.086 ‫«آره، آره، آره، آره ‫از پسش بر میایم.» 12:00.136 --> 12:01.379 ‫آره، خیلی مثبت‌اندیشه، ‫می‌گه: 12:01.429 --> 12:02.847 ‫«برایان چارلز پایه است.» 12:05.391 --> 12:06.384 ‫جیسون حرف نداره. 12:06.434 --> 12:07.551 ‫اِم، 12:07.601 --> 12:09.220 ‫خیلی پرانرژیه، 12:09.270 --> 12:10.888 ‫خیلی بااراده است. 12:10.938 --> 12:12.064 ‫در حین همکاری با جی... 12:12.773 --> 12:14.475 ‫فهمیدم خیلی دوست‌داشتنیه، 12:14.525 --> 12:17.353 ‫بصیرتش در هر زمینه‌ای حرف نداره. 12:17.403 --> 12:18.229 ‫«آره، آره، آره، آره.» 12:18.279 --> 12:19.230 ‫«ایول بابا، می‌خوام برم تو کارش.» 12:19.280 --> 12:20.606 ‫ولی بعدش که آدم می‌ره خونه، ‫با خودش می‌گه: 12:20.656 --> 12:22.066 ‫«ای بابا! چرا چنین حرفی زدم؟» 12:22.116 --> 12:23.826 ‫«ای بابا! قراره کلی استرس بکشم.» 12:26.370 --> 12:29.448 ‫شخصیت و انگیزه‌بخشیش ‫به آدم کمک می‌کنه، 12:29.498 --> 12:30.408 ‫آدم می‌خواد... 12:30.458 --> 12:31.917 ‫خودش بهتر عمل کنه. 12:40.634 --> 12:41.544 ‫این بچه‌ها... 12:41.594 --> 12:43.254 ‫باید سالی چهار نسخه ‫از این موتورها بسازن، 12:43.304 --> 12:45.673 ‫ولی از بس منحصر به فرده ‫و جاشون کوچکه... 12:45.723 --> 12:46.757 ‫که می‌خوام کارشون رو ‫گرامی بدارم. 12:46.807 --> 12:48.517 ‫می‌خوام هنرمندانی رو ‫که همین‌جوری تو پستوی دکانشون... 12:49.435 --> 12:51.353 ‫مشغول چنین کاری‌ان، گرامی بدارم. 13:16.670 --> 13:23.302 ‫[تنسی، رد بویلینگ اسپرینگز] 13:33.354 --> 13:35.731 ‫در راستای تولید موتورهای نادر ‫برای سواری، 13:36.524 --> 13:38.726 ‫به مایک سیلویو مراجعه کردم... 13:38.776 --> 13:42.238 ‫تا موتوری محصول ۱۹۳۶ رو ‫که کسی تا حالا ندیده، بسازیم. 13:44.949 --> 13:45.775 ‫نه بابا! 13:45.825 --> 13:46.776 ‫آره، آره. ‫زیاد... 13:46.826 --> 13:48.077 ‫زیاد باقی نمونده. 13:51.372 --> 13:52.448 ‫راستی، اینجا خیلی قشنگه. 13:52.498 --> 13:54.366 ‫- این شهر خیلی... ‫- آره، بیا اینجا. 13:54.416 --> 13:55.493 ‫وقتی تونستم سیلویو رو ببینم، 13:55.543 --> 13:57.411 ‫واقعا خیلی... 13:57.461 --> 13:58.662 ‫خیلی بامزه است. 13:58.712 --> 14:00.080 ‫خیلی باحاله، 14:00.130 --> 14:01.248 ‫اِم، 14:01.298 --> 14:02.333 ‫اطلاعات خیلی زیاده داره. 14:02.383 --> 14:03.467 ‫با تمام وجودم دوستش دارم. 14:04.885 --> 14:06.295 ‫موقع آشناییم با جی... 14:06.345 --> 14:08.506 ‫خیلی حال کردم... 14:08.556 --> 14:10.716 ‫و با کسی آشنا شدم... 14:10.766 --> 14:13.803 ‫که بیش از حد به موتورهای عتیقه علاقمنده... 14:13.853 --> 14:15.429 ‫و عین خودم عاشقشونه، 14:15.479 --> 14:17.147 ‫واسه همین خیلی زود رفیق شدیم. 14:19.900 --> 14:23.729 ‫چند وقتی هست که جیسون ‫تو صنعتمون فعاله... 14:23.779 --> 14:26.232 ‫و اسمش همه‌جا به گوش می‌رسه. 14:26.282 --> 14:29.026 ‫یا خدا! 14:29.076 --> 14:30.828 ‫اینجا خیلی قشنگه. 14:34.164 --> 14:35.783 ‫خودش این موزه رو ساخته. 14:35.833 --> 14:36.700 ‫کارش... 14:36.750 --> 14:37.993 ‫کارش حرف نداره... 14:38.043 --> 14:38.994 ‫و موزه‌ای ساخته که... 14:39.044 --> 14:41.338 ‫شاید روزی با الهام از خودش ‫موزه‌ای بسازم. 14:42.590 --> 14:43.833 ‫رنگ اصلیشه؟ 14:43.883 --> 14:44.834 ‫رنگ اصلیشه. 14:44.884 --> 14:46.418 ‫با همون موتور عاشق این کار شدم. 14:46.468 --> 14:48.838 ‫ای وای! 14:48.888 --> 14:50.965 ‫بچه که بودم، ‫همیشه می‌خواستم... اِم... 14:51.015 --> 14:52.975 ‫راستش، من رو پدرم بزرگ نکرده بود، ولی... 14:53.851 --> 14:56.136 ‫می‌خواستم موتور بسازم، 14:56.186 --> 14:58.848 ‫می‌خواستم ماشین بسازم ‫و با آچار به جونش بیفتم، 14:58.898 --> 15:01.191 ‫ولی در کودکی چنین فرصتی نداشتم. 15:03.360 --> 15:05.229 ‫آره، گمون کنم همیشه می‌خواستم ‫چنین کاری بکنم، 15:05.279 --> 15:06.730 ‫در نتیجه ساخت موتور... 15:06.780 --> 15:09.191 ‫خیلی برام مهم بود ‫و در نوزده سالگی... 15:09.241 --> 15:10.734 ‫پس‌اندازم به قدر کافی رسیده بود... 15:10.784 --> 15:12.152 ‫و اولین موتور هارلی خودم رو خریدم... 15:12.202 --> 15:13.654 ‫و... اِم... 15:13.704 --> 15:15.197 ‫وقتی آدم هارلی قدیمی می‌خره، 15:15.247 --> 15:17.032 ‫تعمیرات موتور رو یاد می‌گیره. 15:17.082 --> 15:19.535 ‫با دوستان زیادی هم آشنا می‌شه، 15:19.585 --> 15:21.287 ‫وارد جامعه جدیدی می‌شه... 15:21.337 --> 15:24.715 ‫و سراسر دنیا می‌چرخه ‫و با دوستان بیشتری آشنا می‌شه. 15:26.175 --> 15:27.668 ‫جامعه موتورهای عتیقه... 15:27.718 --> 15:30.429 ‫گروهی کوچک متشکل ‫از افراد صمیمی رو شامل می‌شه. 15:31.847 --> 15:33.382 ‫بهترین خصوصیتش هم همینه، 15:33.432 --> 15:36.760 ‫رابطه آدم با افراد همفکر، 15:36.810 --> 15:38.053 ‫موزه‌دار... 15:38.103 --> 15:39.263 ‫و موتورساز... 15:39.313 --> 15:40.606 ‫بهتر و بهتر می‌شه. 15:42.107 --> 15:42.933 ‫- همینه. ‫- خودشه. 15:42.983 --> 15:44.602 ‫من تا حالا... ‫تا حالا ندیدمش. 15:44.652 --> 15:47.438 ‫خریدمش و گفتم واسه خودش بفرستنش، ‫همینه که... 15:47.488 --> 15:48.906 ‫خیلی هیجان‌زده‌ام. 15:52.076 --> 15:52.985 ‫وای! 15:53.035 --> 15:54.161 ‫چطوره؟ 15:55.204 --> 15:56.580 ‫وای خدا جون! 15:57.665 --> 15:58.666 ‫اینجا رو باش. 16:02.670 --> 16:04.705 ‫من همیشه با دست خودم کار کردم. 16:04.755 --> 16:05.998 ‫همیشه... 16:06.048 --> 16:07.708 ‫بچه که بودم، ‫بابت باز کردن چیزهای مختلف... 16:07.758 --> 16:08.834 ‫تو دردسر می‌افتادم. 16:08.884 --> 16:10.336 ‫اسباب‌بازی جدید که می‌گرفتم، 16:10.386 --> 16:13.055 ‫حتما باید بازش می‌کردم ‫که از طرز کارش سر در بیارم. 16:14.556 --> 16:16.342 ‫وقتی تو کار موتور افتادم، 16:16.392 --> 16:17.676 ‫می‌خواستم... 16:17.726 --> 16:19.311 ‫از زیر و بمش سر در بیارم. 16:28.070 --> 16:29.229 ‫عاشقشم. 16:29.279 --> 16:31.899 ‫میزان خرسندیم... 16:31.949 --> 16:34.985 ‫از تعمیر موتور با موتورسواری یکسانه. 16:35.035 --> 16:35.986 ‫- غذا! ‫- دقیقا، خیلی خوش‌بوئه. 16:36.036 --> 16:37.863 ‫- چه بوی خوبی میاد. ‫- خب، خونه چطور بود؟ 16:37.913 --> 16:39.281 ‫- چطور بود؟ ‫- ای خدا... 16:39.331 --> 16:40.532 ‫شبیه... شبیه... 16:40.582 --> 16:42.451 ‫من و مایک ولف، جفتمون اهل آیووا هستیم. 16:42.501 --> 16:44.119 ‫راستش، آثار هنریش... 16:44.169 --> 16:45.120 ‫برام قابل احترام بود... 16:45.170 --> 16:46.747 ‫و واقعا اطلاعات خیلی زیاده داره، 16:46.797 --> 16:49.124 ‫طرف کل اطلاعات قدیمی‌ها رو... 16:49.174 --> 16:50.876 ‫حفظ کرده و به بقیه انتقال می‌ده، 16:50.926 --> 16:52.544 ‫ولی الان واقعا شرایط افتضاحیه، 16:52.594 --> 16:54.129 ‫آخه افراد زیادی ‫که تاریخچه و روایات زیادی... 16:54.179 --> 16:58.133 ‫تو ذهنشونه، دارن فوت می‌کنن، ولی... 16:58.183 --> 17:00.144 ‫به نظرم مایک نقطه اتصالمون ‫با اون افراده. 17:41.977 --> 17:42.853 ‫خوبه. 17:44.730 --> 17:46.023 ‫وای! 17:48.067 --> 17:49.359 ‫یا خدا! 17:50.152 --> 17:51.895 ‫همگی جون سالم به در بردیم. 17:51.945 --> 17:53.655 ‫موتورها ردیفن، ‫ولی خودمون ردیف نیستیم. 17:53.989 --> 17:55.566 ‫موتورها ردیفن. 17:55.616 --> 17:56.784 ‫خیلی حال داد. 17:58.285 --> 17:59.820 ‫راستش، می‌تونم با این افراد ‫وقت بگذرونم، 17:59.870 --> 18:01.113 ‫من رو به خونه‌شون راه می‌دن... 18:01.163 --> 18:03.532 ‫و می‌تونم منابع الهام خودشون... 18:03.582 --> 18:04.616 ‫و سبک کاریشون رو ببینم... 18:04.666 --> 18:06.785 ‫و همه‌شون در اصل ‫هنرمند محسوب می‌شن. 18:06.835 --> 18:08.545 ‫خیلی‌خب. تا حالا ندیدمش مایک. 18:10.380 --> 18:11.957 ‫تا حالا مدل ۳۶ صورتی ندیده بودم. 18:12.007 --> 18:13.083 ‫درخواست‌های ساخت موتور‌های متعددی... 18:13.133 --> 18:14.384 ‫با رنگ‌های متنوعی دارم پسر. 18:14.676 --> 18:15.586 ‫داداش! 18:15.636 --> 18:16.762 ‫ایول. 18:18.764 --> 18:20.299 ‫همیشه دنبال بیسموت ساب‌سالیسیلات بودم. 18:20.349 --> 18:22.301 ‫آها، خیلی‌خب. ‫خیلی خوشگله. 18:22.351 --> 18:24.136 ‫- دارم سعی می‌کنم... ‫- خودم می‌دونم خوشت نمیاد. 18:24.186 --> 18:25.095 ‫نه بابا، واقعا خوشم میاد. 18:25.145 --> 18:26.346 ‫- دروغ نگو، دروغ نگو. ‫- جدی می‌گم. 18:26.396 --> 18:28.140 ‫نه‌خیر، جریان از این قراره، تو... 18:28.190 --> 18:29.725 ‫تو، تو... من... 18:29.775 --> 18:32.144 ‫من اصلا... 18:32.194 --> 18:34.229 ‫«اگه قطعات اضافه داری،» 18:34.279 --> 18:35.814 ‫«لطف می‌کنی بهم بفروشی...» 18:35.864 --> 18:37.149 ‫«که یه مدل ۳۶ بسازیم؟» 18:37.199 --> 18:38.025 ‫«آره بابا!» 18:38.075 --> 18:39.985 ‫«ایول. ‫موتورسازت کیه؟» 18:40.035 --> 18:40.944 ‫- «سیلویوئه.» ‫- «سیلویو کیه؟» 18:40.994 --> 18:41.945 ‫«مایک سیلویوئه، اسمش رو سرچ کن.» 18:41.995 --> 18:43.614 ‫مامانم تو بچگی کلی الویس می‌ذاشت، خب؟ 18:43.664 --> 18:46.075 ‫یه کادیلاک صورتی مدل ۵۵ دارم ‫که کل عمرم... 18:46.125 --> 18:48.952 ‫که از بیست و دو سه سالگیم دارمش. 18:49.002 --> 18:49.995 ‫هنوز هم دارمش. 18:50.045 --> 18:52.206 ‫همیشه دنبال یه موتور ناکل‌هد مدل ۳۶ بودم. 18:52.256 --> 18:53.332 ‫تو دوتا داری، 18:53.382 --> 18:55.167 ‫رنگش هم اصلیه. 18:55.217 --> 18:57.461 ‫خب، وقتی سر و کله جیسون پیدا شد... 18:57.511 --> 18:59.296 ‫و گفت چنین فرصتی داریم، 18:59.346 --> 19:00.798 ‫مخم سوت کشیده بود. ‫تعجب کرده بودم. 19:00.848 --> 19:02.466 ‫با تمام وجودم ‫هیجان‌زده شده بودم، 19:02.516 --> 19:04.384 ‫آخه از دوستان خیلی خوبمه. 19:04.434 --> 19:05.385 ‫وقتی بهم گفت دنبال... 19:05.435 --> 19:07.596 ‫یه مدل ۳۶ صورتیه، ‫کمی مضطرب شدم. 19:07.646 --> 19:09.681 ‫گمون نکنم با این که ‫کلی مدل ۳۶ دارم، 19:09.731 --> 19:11.850 ‫قاب اصلیش رو داشته باشم. 19:11.900 --> 19:13.435 ‫این اولین قاب اصلیمه. 19:13.485 --> 19:15.229 ‫- این یکی... این موتور... ‫- این موتور... 19:15.279 --> 19:17.898 ‫تک‌تک قطعاتش رو به لطف ‫آقای ولف جمع کردیم. 19:17.948 --> 19:19.108 ‫از اولین چیزهایی که واقعا... 19:19.158 --> 19:22.327 ‫توجهم رو جلب کرد، همین بود. ‫وقتی با جیسون آشنا شده بودم، 19:22.953 --> 19:24.029 ‫همه‌چی صورتی بود. 19:24.079 --> 19:25.656 ‫کفشش، لباسش، 19:25.706 --> 19:26.865 ‫کت‌هاش... 19:26.915 --> 19:28.917 ‫و سوئیچ ماشینش صورتی بود. 19:31.086 --> 19:33.247 ‫خودش گفت: ‫«بیاین این مدل ۳۶ رو بسازیم.» 19:33.297 --> 19:35.465 ‫«می‌خوام صورتی باشه، ‫رنگ مورد علاقه‌امه.» 19:35.716 --> 19:36.834 ‫اِم، 19:36.884 --> 19:38.127 ‫گفت: «باشه.» ‫من هم گفتم: «مشکلی نداری؟» 19:38.177 --> 19:39.378 ‫بعدش گفت: «نه، نه، نه،» 19:39.428 --> 19:40.637 ‫«بریم تو کارش.» 19:42.055 --> 19:43.298 ‫می‌تونم تصور کنم... 19:43.348 --> 19:44.675 ‫هر کسی با این موتور مواجه بشه، 19:44.725 --> 19:46.009 ‫نگاهی بهش می‌اندازه ‫و با خودش می‌گه: 19:46.059 --> 19:49.555 ‫«کدوم خری موتور ناکل‌هد ‫مدل ۳۶ رو صورتی کرده؟» 19:49.605 --> 19:50.681 ‫متوجهین؟ 19:50.731 --> 19:52.558 ‫این... 19:52.608 --> 19:55.602 ‫سرعت‌سنج اصلی موتور ناکل‌هد ‫مدل ۳۶ـه. 19:55.652 --> 19:57.521 ‫- قطعه مهم نادریه. ‫- داداش. 19:57.571 --> 19:59.148 ‫- ماچ. ‫- آره. 19:59.198 --> 20:00.399 ‫همیشه دنبال یکی از این‌ها بودم. 20:00.449 --> 20:02.776 ‫همین که پیش دوستانم بودم ‫و کارشون رو تماشا می‌کردم، 20:02.826 --> 20:05.245 ‫کار با دست خرسندی خاصی به دنبال داره. 20:07.039 --> 20:10.284 ‫سیلویو از اون آدم‌هاست ‫که ملت سراغش میان و می‌گن: 20:10.334 --> 20:12.494 ‫«می‌خوام چنین کاری بکنم. ‫می‌خوام چنین چیزی بسازم.» 20:12.544 --> 20:15.330 ‫معمولا هم یه دنده، ‫یه کاربراتور... 20:15.380 --> 20:16.331 ‫یا یه موتور بهش می‌دن، 20:16.381 --> 20:17.749 ‫البته گاهی اوقات شانس میاره... 20:17.799 --> 20:19.092 ‫و یه موتور کامل نصیبش می‌شه. 20:20.177 --> 20:21.795 ‫قشنگ تصور می‌کنم... 20:21.845 --> 20:23.213 ‫با سرعت ۱۰۵ کیلومتر بر ساعت می‌ره... 20:23.263 --> 20:25.382 ‫و یکی یه گوشه وایستاده... 20:25.432 --> 20:26.800 ‫و می‌گه: «واقعا...» 20:26.850 --> 20:29.353 ‫«واقعا طوفان خفنی به راه انداخته بود.» 20:32.189 --> 20:34.016 ‫خب، این موتور از اون‌هاست... 20:34.066 --> 20:35.893 ‫از اون لحظه‌هاست ‫که آدم با خودش می‌گه: 20:35.943 --> 20:38.353 ‫«باورم نمی‌شه نسخه اصلیش رو دارم.» 20:38.403 --> 20:40.731 ‫«تک‌تک قطعاتش اصلی‌ان.» 20:40.781 --> 20:44.193 ‫عاشق اینم که کل این قطعاتی رو ‫که مایک ولف از سراسر... 20:44.243 --> 20:46.653 ‫این کشور زیبا جمع‌آوری کرده ‫کنار هم جمع کردیم... 20:46.703 --> 20:48.705 ‫و با سیلویو سرهمشون می‌کنیم. 20:50.249 --> 20:52.167 ‫همکاری با ولف و سیلویو... 20:53.085 --> 20:54.536 ‫خونه‌اش هم حرف نداره. 20:54.586 --> 20:56.496 ‫طرف واقعا... ‫خیلی استاده. 20:56.546 --> 20:57.497 ‫خیلی دوستش دارم. 20:57.547 --> 20:58.874 ‫شش ماه دیگه می‌بینمتون، 20:58.924 --> 21:00.375 ‫ولی به نفعتونه کارم رو تکمیل کرده باشین. 21:00.425 --> 21:02.219 ‫مفهومه؟ 21:05.180 --> 21:09.935 ‫[ماساچوست، تاپسفیلد] 21:12.980 --> 21:16.642 ‫راستش، همین که آدم بخواد ‫موتور خیلی گرونی از دهه ۱۹۳۰ رو برداره، 21:16.692 --> 21:17.726 ‫بازش کنه، 21:17.776 --> 21:18.644 ‫همه‌چی رو اسکن کنه، 21:18.694 --> 21:20.270 ‫بعدش کلشون رو قالب بگیره... 21:20.320 --> 21:22.439 ‫و در واقع از صفر بسازدش خیلی جالبه. 21:22.489 --> 21:24.149 ‫کسی حاضر نیست ‫چنین موتوری بخره... 21:24.199 --> 21:26.026 ‫و بعدش کلا بازش کنه، 21:26.076 --> 21:27.194 ‫ولی ما کردیم. 21:27.244 --> 21:28.612 ‫- عه. ‫- اوضاع چطوره؟ 21:28.662 --> 21:30.113 ‫- موتوره رو ردیف کردیم. ‫- آره، آره، همین‌جاست. 21:30.163 --> 21:32.574 ‫- قطعاتش همین‌جاست. ‫- بالاخره رسید. تعریف کن ببینم. 21:32.624 --> 21:35.744 ‫- دی‌ای‌اچ مدل ۱۹۳۰... ‫- یوهو! خیلی باحاله. 21:35.794 --> 21:37.079 ‫تولید هارلی‌دیویدسنه. 21:37.129 --> 21:38.338 ‫خیلی نادره. 21:41.967 --> 21:43.001 ‫آدم باید تصور کنه... 21:43.051 --> 21:44.711 ‫که این موتورها رو اون موقع... 21:44.761 --> 21:46.421 ‫کاملا دست‌ساز تولید کرده بودن... 21:46.471 --> 21:49.174 ‫و یه شرکت موتورسازی ‫از گروه کوچکی... 21:49.224 --> 21:51.134 ‫حمایت همه‌جانبه می‌کرد. 21:51.184 --> 21:52.844 ‫آخه آدم هر چقدر هم... 21:52.894 --> 21:54.304 ‫قبلا رو موتورها کار کرده باشه، ‫اصلا صد موتور ساخته باشه، 21:54.354 --> 21:55.931 ‫تولید چنین قطعاتی... 21:55.981 --> 21:59.810 ‫خیلی دشواره، آخه هیچ‌کدومشون ‫قبلش وجود نداشتن. 21:59.860 --> 22:02.321 ‫♪ یاد تو می‌افتم ♪ 22:03.780 --> 22:06.608 ‫نمایه‌ای دیجیتالی از قطعه‌ایه... 22:06.658 --> 22:09.027 ‫- که بازتولیدش راحت نیست. ‫- آره. 22:09.077 --> 22:12.531 ‫لحاظ کردن طرح دیجیتالش ‫همیشه خیلی هوشمندانه است. 22:12.581 --> 22:14.157 ‫یعنی بعدش می‌تونیم ‫بازتولیدشون کرده... 22:14.207 --> 22:16.159 ‫و حتی علامت‌های ریخته‌گری اصلی... 22:16.209 --> 22:17.878 ‫و کل جزئیاتشون رو بازتولید کنیم. 22:20.047 --> 22:24.960 ‫♪ بذار همدل باشن ♪ ‫♪ که بتونن برات نامه بنویسن... ♪ 22:25.010 --> 22:26.586 ‫آدم در حین ساخت این موتورها، 22:26.636 --> 22:29.506 ‫با مسائلی برمی‌خوره ‫که چندان منطقی نیستن... 22:29.556 --> 22:30.966 ‫یا به ساختار کلیش نمی‌خورن. 22:31.016 --> 22:32.926 ‫آخه تک‌تک قطعاتش دست‌ساز بودن... 22:32.976 --> 22:35.012 ‫و وقتی آدم بخشی رو سر هم می‌کنه، ‫با خودش می‌گه: 22:35.062 --> 22:36.388 ‫«ای بابا، این بهش نمی‌خوره.» 22:36.438 --> 22:37.764 ‫«خیلی‌خب، این‌ها رو اسکن می‌کنیم،» 22:37.814 --> 22:38.890 ‫«بعدش پرینت می‌کنیم،» 22:38.940 --> 22:40.609 ‫«بعدش می‌ریم ریخته‌گری ‫و همون قطعه رو می‌سازیم.» 22:54.122 --> 22:57.451 ‫اِم، ببینین، ‫ما می‌تونیم هر جای کره زمین باشیم، 22:57.501 --> 22:59.244 ‫می‌تونیم هر جایی باشیم؛ 22:59.294 --> 23:02.247 ‫ولی الان دقیقا همین‌جاییم. ‫همین مهمه. 23:02.297 --> 23:05.208 ‫کار ما همینه. همینه. ‫پس گرامی بدارینش. 23:05.258 --> 23:07.836 ‫به قول خودم و همسرم: 23:07.886 --> 23:10.005 ‫«اگه دشوار نباشه، حال نمی‌ده.» 23:10.055 --> 23:11.673 ‫زندگیمون اون شکلی نیست. 23:11.723 --> 23:14.810 ‫زندگیمون اون شکلی نیست. 23:17.396 --> 23:18.805 ‫به نظرم جمع‌آوری این همه موتور... 23:18.855 --> 23:21.058 ‫و این همه آدمی ‫که دوست خودم محسوب می‌کنم... 23:21.108 --> 23:23.735 ‫واقعا... دستاورد بزرگیه. 23:25.070 --> 23:27.356 ‫ساختن چنین دنیایی واسه دوستانم... 23:27.406 --> 23:29.483 ‫در راستای حفظ چنین حسی ‫و انجام این کار گروهی... 23:29.533 --> 23:31.234 ‫شگفت‌انگیز در همین مکان... 23:31.284 --> 23:34.037 ‫خیلی خوبه و ردیفش کردم. ‫دستاورد مهمیه. 23:37.082 --> 23:39.117 ‫من آرزو داشتم بتونم ‫کل دوستانم رو... 23:39.167 --> 23:41.036 ‫که تو این جامعه باهاشون آشنا شدم... 23:41.086 --> 23:42.704 ‫دور هم جمع کرده... 23:42.754 --> 23:44.289 ‫و با همدیگه کورس بذاریم. 23:44.339 --> 23:45.832 ‫نتیجه این کارم هم... 23:45.882 --> 23:47.426 ‫«پرسه‌زنان» بود. 23:52.389 --> 23:54.641 ‫[پرسه‌زنان] 23:54.683 --> 23:59.312 ‫♪ بدو سمت تپه ♪ ‫♪ بلند شو و بدو ♪ 24:01.565 --> 24:06.736 ‫♪ برو سمت تپه ♪ ‫♪ سر راه شمشیرت رو هم بردار ♪ 24:09.614 --> 24:14.411 ‫♪ هر وقت هم که یکیشون به چشمت خورد، ♪ 24:16.955 --> 24:21.293 ‫♪ خودت شلیک کن ♪ ‫♪ اصلا وقت تلف نکن ♪ 24:26.923 --> 24:28.375 ‫گروه موتورسواران ‫خارق‌العاده‌ای رو تشکیل می‌دن... 24:28.425 --> 24:31.711 ‫که برادری و عشقشون به موتور خیلی عمیقه. 24:31.761 --> 24:33.930 ‫به دشت به همدیگه وفادارن... 24:35.599 --> 24:37.300 ‫می‌خواستم واسه خودم درستش کنم... 24:37.350 --> 24:39.553 ‫طرح خاصی واسه رفقام درست کنم که... 24:39.603 --> 24:42.689 ‫- برایان کنون، ‫- از این کوچک‌تر نداریم؟ 24:43.523 --> 24:45.976 ‫مدیوم هم داریم... 24:46.026 --> 24:47.185 ‫تقریبا مدیومه. 24:47.235 --> 24:51.022 ‫جامعه موتورسواران ذات سرکشی داره. 24:51.072 --> 24:54.409 ‫من صرفا طرفدار دنیاشونم. 24:57.621 --> 25:02.501 ‫♪ درختان بدون دیدن آفتاب رشد نمی‌کنن ♪ 25:04.961 --> 25:09.132 ‫♪ ما هم با ترس از مرگ، ♪ ‫♪ زندگی نمی‌کنیم ♪ 25:13.470 --> 25:16.640 ‫♪ محکم بشین ♪ ‫♪ آره، محکم بشین، خیلی کندی ♪ 25:32.322 --> 25:34.691 ‫همه‌مون با تمام وجود عاشق موتوریم. 25:34.741 --> 25:36.485 ‫من هم عاشق برگزاری رویدادی‌ام... 25:36.535 --> 25:38.495 ‫که همگی بتونیم علاقه‌مون رو ‫با هم شریک بشیم. 25:47.295 --> 25:49.080 ‫به نظرم یکی از بهترین خصوصیات... 25:49.130 --> 25:51.082 ‫- جامعه موتورسواران، کوچک بودنشه. ‫- [کارولینای شمالی، مگی ولی] 25:51.132 --> 25:52.834 ‫تا آدم با یکی آشنا می‌شه، ‫یهو می‌بینه... 25:52.884 --> 25:55.470 ‫با کلی آدم آشنا شده ‫که علاقه‌شون یکسانه. 25:56.680 --> 25:59.132 ‫من از طریق مت واکسلر ‫با باز کانتر آشنا شدم... 25:59.182 --> 26:01.009 ‫که از اسطوره‌های ‫جامعه موتورسواران محسوب می‌شه. 26:01.059 --> 26:03.553 ‫ناشر بسیاری از مجلات برتر موتور محور بوده. 26:03.603 --> 26:06.181 ‫اطلاعاتش از موتورهای عتیقه هم خیلی زیاده. 26:06.231 --> 26:08.275 ‫خب، این... ‫کمی از این برام بگو. 26:08.900 --> 26:10.519 ‫رنگش اصلیه، 26:10.569 --> 26:13.563 ‫هارلی مدل ۱۹۲۷ اصلیه... 26:13.613 --> 26:16.358 ‫و کلا زیر ۱۳۰۰ کیلومتر رفته. 26:16.408 --> 26:18.652 ‫بیش از ۹۵ سال قدمت داره... 26:18.702 --> 26:21.905 ‫و کلا زیر ۱۳۰۰ کیلومتر رفته. 26:21.955 --> 26:24.699 ‫جام مقدس موتورها محسوب می‌شه. 26:24.749 --> 26:26.001 ‫- آماده‌این بچه‌ها؟ ‫- من آماده‌ام. 26:26.668 --> 26:27.752 ‫آرزوت به حقیقت پیوست. 26:29.379 --> 26:30.830 ‫همه‌چیش اصله. 26:30.880 --> 26:33.508 ‫یا خدا! 26:34.801 --> 26:38.888 ‫تماشای جی‌دی مدل ۱۹۲۷ ‫واقعا باورنکردنیه. 26:40.390 --> 26:43.760 ‫اصلا نمی‌شه راحت گفت ‫این موتور چقدر نادره. 26:43.810 --> 26:47.556 ‫انگار آدم داره صد سال پیش رو ‫جلوی چشمش می‌بینه. 26:47.606 --> 26:50.517 ‫هر کسی که این از نزدیک ‫نگاهی به این موتور بندازه، 26:50.567 --> 26:53.353 ‫رنگ‌آمیزی و صنعت‌گری ‫شگفت‌انگیزش رو درک می‌کنه، 26:53.403 --> 26:55.397 ‫البته امروز هم می‌شه بازتولیدش کرد، 26:55.447 --> 26:57.482 ‫ولی دیگه اصلا... 26:57.532 --> 27:00.577 ‫حس و حال خودش رو نداره. 27:04.664 --> 27:07.584 ‫من همه‌جوره عاشق... 27:08.043 --> 27:09.461 ‫تولیدات اوایل ۱۹۰۰ـم. 27:10.629 --> 27:12.956 ‫به نظرم روش ساخت ابزار... 27:13.006 --> 27:15.091 ‫واقعا خیلی فرق می‌کرد. 27:17.761 --> 27:19.921 ‫راستش، گمون کنم اولین ‫موتور صحراییم رو در ۱۳ سالگی خریده بودم. 27:19.971 --> 27:22.090 ‫با چمن‌زنی واسه بقیه ‫پس‌انداز کرده بودم... 27:22.140 --> 27:23.967 ‫و اولین موتور صحراییم رو خریده بودم. ‫مسلما کار نمی‌کرد. 27:24.017 --> 27:24.926 ‫واسه همین مجبور شدم بازش کنم. 27:24.976 --> 27:27.095 ‫همون‌جوری یاد گرفتم، ‫پیستونش رو عوض کردم. 27:27.145 --> 27:29.439 ‫یعنی از همون اول کار مکانیک بودم. 27:31.608 --> 27:34.519 ‫خیلی دوست دارم چنین موتور موزه‌ای رو ‫در اختیار داشته باشم... 27:34.569 --> 27:38.356 ‫و نه تنها محو تماشاش بشم، ‫بلکه روشنش کنم. 27:38.406 --> 27:40.575 ‫روشن کردن چنین موتور نادری بی‌سابقه است. 27:41.951 --> 27:43.745 ‫وای. 27:45.830 --> 27:48.625 ‫وای! 28:08.687 --> 28:11.222 ‫خیلی خوب موتوره رو نگه داشته بودن. ‫تو باکش روغن گیاهی... 28:11.272 --> 28:13.975 ‫ریخته بودن که به مرور زمان زنگ نزنه. 28:14.025 --> 28:17.112 ‫روشنش کردیم ‫و کل مغازه رو پر از دود کردیم. 28:19.239 --> 28:22.567 ‫چند بار باهاش کورس گذاشته بودن؟ ‫چی شد که اون‌جوری رنگ‌آمیزیش کردن؟ 28:22.617 --> 28:25.829 ‫خودش روح داره ‫و کلی پاش عرق ریختن و جون کندن. 28:44.139 --> 28:46.716 ‫همین که می‌دونم ‫نیک در حضور پسرش... 28:46.766 --> 28:48.301 ‫اون موتور رو احیا کرد... 28:48.351 --> 28:50.303 ‫و اولین سواریش رو ‫با همون موتور تجربه کرد، 28:50.353 --> 28:51.730 ‫حس خیلی قشنگیه. 28:59.279 --> 29:01.189 ‫من هم وقتی موتوری قدیمی پیدا می‌کنم، 29:01.239 --> 29:03.533 ‫دنبال تجربه همون حسم. 30:31.538 --> 30:33.081 ‫اونجاش روغن می‌خواد. 30:33.998 --> 30:35.542 ‫می‌فهمم، می‌فهمم. 30:37.335 --> 30:38.578 ‫اومدم. 30:38.628 --> 30:39.746 ‫همین‌جاست. 30:39.796 --> 30:41.130 ‫عاشقتم داداش. 30:41.923 --> 30:43.708 ‫ای بابا. 30:43.758 --> 30:45.084 ‫- بیاین بهش روغن بزنیم. ‫- آماده‌این بچه‌ها؟ 30:45.134 --> 30:46.252 ‫- آره. ‫- خیلی‌خب. 30:46.302 --> 30:47.929 ‫- ایول. ‫- آماده است. 30:49.597 --> 30:51.266 ‫وای! 30:53.434 --> 30:55.728 ‫- وای! ‫- وای! 30:57.814 --> 31:00.183 ‫یا خدا! 31:00.233 --> 31:01.776 ‫اینجا رو باش. 31:02.318 --> 31:03.570 ‫آخه... 31:05.321 --> 31:07.907 ‫وای. چقدر خوشگله پسر. 31:09.200 --> 31:11.119 ‫مخم با دیدن مدل ۳۶ صورتی... 31:11.870 --> 31:13.204 ‫سوت کشیده بود. 31:14.330 --> 31:15.657 ‫کلی قطعه جمع کردن، 31:15.707 --> 31:19.127 ‫بعدش به سیلویو گفتم ‫اولین مدل ۳۶ اصلیم رو سرهم کنه... 31:20.169 --> 31:22.213 ‫و بعدش باب میلم تزئینش می‌کنم. 31:23.339 --> 31:24.791 ‫حالا که پیشنهادی جنون‌آمیز... 31:24.841 --> 31:26.459 ‫واقعا به موتور تبدیل شده... 31:26.509 --> 31:28.628 ‫می‌تونم بعدش با دوستانم ‫که خودشون... 31:28.678 --> 31:30.305 ‫مدل ۳۶ دارن سوارش بشم... 31:31.639 --> 31:33.099 ‫و بهترین حس دنیاست. 32:06.132 --> 32:07.959 ‫خیلی‌خب. حالا... 32:08.009 --> 32:10.837 ‫اولین باره که می‌خوام ‫موتورهای دی‌ای‌اچ رو ببینم. 32:10.887 --> 32:12.805 ‫قراره تا حدی غافلگیر بشم. 32:13.514 --> 32:14.924 ‫خیلی وقته منتظر این لحظه‌ام. 32:14.974 --> 32:16.225 ‫قانون شماره یک. 32:20.438 --> 32:23.149 ‫ای وای بر من! 32:26.110 --> 32:27.186 ‫داداش... 32:27.236 --> 32:29.981 ‫من موتورهای خوشگلی زیادی ‫ساختم و دیدم، 32:30.031 --> 32:34.702 ‫ولی شگفت‌انگیزترین لحظه عمرم ‫دیدن همین موتورها بود. 32:35.578 --> 32:37.205 ‫خیلی خوشگله. 32:42.418 --> 32:44.954 ‫باورم نمی‌شه چنین اتفاقی ‫ثمره یه فکر ساده بود... 32:45.004 --> 32:47.840 ‫که می‌خواستم یه موتور دی‌ای‌اچ رو احیا کنم؛ 32:51.427 --> 32:54.380 ‫ولی الان که جلوشون وایستادم... 32:54.430 --> 32:55.723 ‫و می‌تونم سوارشون بشم، 32:56.432 --> 32:58.226 ‫واقعا افتخار بزرگیه. 33:01.354 --> 33:05.308 ‫اون موتور واقعا خیلی شگفت‌انگیزه. 33:05.358 --> 33:08.403 ‫قراره جف دکر بیاد ‫و اون رو ازش بخره... 33:08.987 --> 33:10.355 ‫«می‌شه از این‌ها بسازیم؟» 33:10.405 --> 33:13.149 ‫«آخه اگه بشه... اگه این رو داشته باشیم، ‫می‌تونیم واسه خودمون موتور بسازیم.» 33:13.199 --> 33:15.360 ‫«حالا که واسه خودمون موتور می‌سازیم، ‫می‌تونیم دی‌ای‌اچ و دی‌ای‌آر بسازیم...» 33:15.410 --> 33:17.954 ‫«که یه دی‌ای‌آر بیشتر نمونده.» 33:18.538 --> 33:20.281 ‫شونزده ماه بعد... 33:20.331 --> 33:21.741 ‫که صرفا بتونیم باهاشون کورس بذاریم. 33:21.791 --> 33:23.868 ‫- آره. ‫- که بتونیم دور هم جمع بشیم... 33:23.918 --> 33:27.163 ‫و باهاشون کورس بذاریم، ‫آخه عکس‌هایی که از اون بچه‌ها... 33:27.213 --> 33:29.707 ‫در حال سواری رو این موتورها ‫تو سال ۱۹۳۷ می‌بینیم، 33:29.757 --> 33:32.802 ‫باعث می‌شن بخوام همون کار رو بکنم. ‫چرا ما نتونیم تکرارش کنیم؟ 33:39.100 --> 33:41.552 ‫الان که می‌بینم ‫این همه موتور جلوم ردیف شده... 33:41.602 --> 33:44.055 ‫و آماده‌ان که با دوستانم ‫سوارشون بشیم و کورس بذاریم، 33:44.105 --> 33:46.024 ‫اصلا باورم نمی‌شه موفق شدیم. 34:03.249 --> 34:06.119 ‫صرفا می‌خوام ازت تشکر کنم ‫که این رو بهم فروختی... 34:06.169 --> 34:08.538 ‫و تاریخچه‌اش رو باهام در میون گذاشتی، 34:08.588 --> 34:09.831 ‫آخه خودم می‌دونم ‫عاشق این موتوری، 34:09.881 --> 34:12.250 ‫ولی خیلی برام عزیزه ‫و حس می‌کنم... 34:12.300 --> 34:15.086 ‫می‌تونم کاری کنم که همگی ‫این‌جوری دور هم جمع بشیم. 34:15.136 --> 34:17.505 ‫- خلاصه، واقعا ممنونم که... ‫- نه بابا، خواهش می‌کنم. 34:17.555 --> 34:19.757 ‫من هم خیلی خوشحالم ‫که به چنین نتیجه‌ای رسید. 34:19.807 --> 34:23.678 ‫- خیلی قشنگه. ‫- آره. احتمالا دیگه هم تکرار نشه. 34:23.728 --> 34:25.513 ‫اِم، تا حالا همزمان سوار... 34:25.563 --> 34:27.849 ‫چهار دی‌ای‌اچ نشده بودن. ‫اصلا سابقه نداره. 34:27.899 --> 34:31.185 ‫معلوم شد ساختن چیزی ‫که تا حالا سابقه نداشته، 34:31.235 --> 34:34.188 ‫خیلی بیش از تصوراتمون... 34:34.238 --> 34:36.524 ‫زحمت می‌بره. 34:36.574 --> 34:38.359 ‫کسی تا حالا سوار این‌ها نشده. 34:38.409 --> 34:40.695 ‫شاید تعداد انگشت‌شماری ‫تو کل جهان... 34:40.745 --> 34:43.039 ‫در طول تاریخ سوار یکی ‫از این‌ها شده باشن. 34:45.458 --> 34:46.951 ‫واقعا آرزوی محال بود. 34:47.001 --> 34:47.994 ‫از کارهاست که آدم با خودش می‌گه: 34:48.044 --> 34:49.912 ‫«وای، کاش می‌شد چنین کاری کنیم. ‫می‌شه چنین کاری کنیم؟» 34:49.962 --> 34:51.205 ‫«وای، قراره عملیش کنیم.» 34:51.255 --> 34:53.633 ‫«خیلی‌خب.» ‫تازه بعدش همه متوجه می‌شن. 35:00.598 --> 35:03.051 ‫راستش، من موتورها رو ‫به روش مخصوص خودم می‌سازم، 35:03.101 --> 35:06.888 ‫سر هم کردن موتورشون هم ‫خیلی اضطراب‌آوره، 35:06.938 --> 35:09.015 ‫هی نگران حرکتشم، ‫ولی وقتی روشن می‌شه... 35:09.065 --> 35:12.485 ‫بهترین حس دنیا رو تجربه می‌کنم. 35:30.753 --> 35:33.915 ‫خیلی نادرن ‫و آدم حس می‌کنه... 35:33.965 --> 35:36.459 ‫انگار صداشون عین صدای شیر می‌مونه. 35:36.509 --> 35:37.960 ‫امروز صبح ساعت ۵:۳۰ بیدار شدیم، 35:38.010 --> 35:40.254 ‫روشنشون کردیم ‫و صداشون عین... 35:40.304 --> 35:41.547 ‫عین... 35:41.597 --> 35:43.758 ‫غرش گله‌ای شیر... 35:43.808 --> 35:45.476 ‫در تاریکی می‌موند. 36:01.993 --> 36:03.277 ‫کلی زحمت کشیدیم. 36:03.327 --> 36:04.737 ‫آدم با خودش می‌گه ‫می‌خوایم چیکارشون کنیم؟ 36:04.787 --> 36:06.614 ‫قراره چیکارشون کنیم؟ ‫کجا سوارشون می‌شیم؟ 36:06.664 --> 36:07.790 ‫چطوری می‌خوایم ردیفشون کنیم؟ 36:10.001 --> 36:11.869 ‫خب، نمی‌دونم تقصیر ما بود، 36:11.919 --> 36:14.664 ‫یا تقصیر برنامه‌ریزی فیلم‌برداری بود... 36:14.714 --> 36:16.165 ‫یا کلا مشکل لجستیک داشت... 36:16.215 --> 36:18.759 ‫بالاخره به نظرم ممکن بود ‫بهتر از این‌ها پیش بره، اینه که... 36:20.303 --> 36:22.880 ‫کار خیلی دشواری بود ‫و مسلما همه خیلی رحمت کشیدن، 36:22.930 --> 36:26.759 ‫آخه می‌خوام کل این اتفاقات رو ‫به حقیقت بدل کنیم. 36:26.809 --> 36:28.845 ‫مهم‌ترین بخشش هم همینه ‫که من عاشق این کارم. 36:28.895 --> 36:31.347 ‫با تمام وجود عاشقشم. ‫به شدت دنبال عملی کردنشم. 36:31.397 --> 36:33.850 ‫واقعا دارین کل علایقم رو تماشا می‌کنین. 36:33.900 --> 36:35.610 ‫خلاصه، همین ترسناکه دیگه. 36:40.448 --> 36:42.650 ‫واقعا کار به جایی رسیده بود ‫که نمی‌دونستم... 36:42.700 --> 36:44.152 ‫قراره کجا کورس بذاریم. 36:44.202 --> 36:46.404 ‫می‌دونستم می‌خوام ‫باهاشون کورس بذاریم. 36:46.454 --> 36:49.657 ‫خیال می‌کردم پیدا کردن تپه راحته، ‫آخه قبلا هم چنین کاری کرده بودیم؛ 36:49.707 --> 36:51.450 ‫ولی مشکلمون به لطف... 36:51.500 --> 36:53.452 ‫یکی از دوستان عزیزم حل شد. 36:53.502 --> 36:55.246 ‫روز شکرگزاری به خونه‌اش رفته بودم... 36:55.296 --> 36:57.498 ‫و بهم گفت خودش پیست داره. 36:57.548 --> 36:58.875 ‫من هم گفتم: «چی؟» 36:58.925 --> 37:01.002 ‫ما هم رفتیم و پیستش رو دیدم. 37:01.052 --> 37:04.088 ‫من هم در جا... با همکارم... ‫برایان تماس گرفتم. 37:04.138 --> 37:07.258 ‫گفتم: «پیدا کردم. پیستش جور شد.» 37:07.308 --> 37:08.759 ‫بعدش واسه دوستم تعریف کردم. 37:08.809 --> 37:11.554 ‫اون هم گفت: «گمون نکنم بتونین ‫با این موتورهای قدیمی توش کورس بذارین.» 37:11.604 --> 37:13.681 ‫ضمنا، خطرناکه، ‫آخه اینجا خیلی خاک داره... 37:13.731 --> 37:15.725 ‫و خاکش راحت... 37:15.775 --> 37:19.604 ‫رو این موتورهای ‫صد و چند هزار دلاری می‌شینه. 37:19.654 --> 37:22.732 ‫خیلی خطرناکه، 37:22.782 --> 37:26.194 ‫ممکنه چنین نمایشی ‫به انفجارشون ختم بشه؛ 37:26.244 --> 37:27.328 ‫ولی می‌ارزه. 37:39.799 --> 37:42.251 ‫فکر جنون‌آمیزی به سرم زده بود... 37:42.301 --> 37:45.671 ‫که موتور نادر دی‌ای‌اچ رو ‫بازتولید کنیم. 37:45.721 --> 37:47.882 ‫بازش کردیم و سه نسخه تولید کردیم. 37:47.932 --> 37:51.260 ‫احتمالا چنین اتفاقی از دهه ۱۹۳۰ ‫به بعد بی‌سابقه باشه. 37:51.310 --> 37:56.440 ‫[روز کورس] 37:56.607 --> 38:02.146 ‫♪ ارتشبدها وسط جمعیت جمع شدن ♪ 38:02.196 --> 38:07.360 ‫♪ عین جادوگران وسط ♪ ‫♪ مراسمات شومشون می‌مونن ♪ 38:07.410 --> 38:12.949 ‫♪ افکار شریرانه‌ای دارن ♪ ‫♪ و دنبال نابودی‌ان ♪ 38:12.999 --> 38:18.246 ‫♪ ساحر ساخت‌وساز مرگن ♪ 38:18.296 --> 38:23.342 ‫♪ اجساد وسط میدون می‌سوزن ♪ 38:24.385 --> 38:28.264 ‫♪ دستگاه جنگ هم همچنان روشنه... ♪ 38:29.724 --> 38:34.387 ‫♪ و مرگ و نفرت رو به جون بشر می‌اندازه ♪ 38:34.437 --> 38:38.724 ‫♪ مغزهای شست‌وشو داده‌شون رو ♪ ‫♪ مسموم می‌کنه ♪ 38:38.774 --> 38:39.942 ‫♪ وای خدا، آها ♪ 39:18.356 --> 39:20.891 ‫مشاهده بالا رفتن از تپه دکر ‫سوار بر موتوری... 39:20.941 --> 39:24.520 ‫که کل این اتفاقات رو آغاز کرده بود ‫خیلی سورئال بود. 39:24.570 --> 39:25.646 ‫استاد سواری در سطوح شیب‌دار بود. 39:25.696 --> 39:27.239 ‫آهای دکر! 39:28.282 --> 39:30.568 ‫خیلی باحال بود پسر. 39:30.618 --> 39:33.696 ‫دو سال پیش خیال نمی‌کرد ‫بتونه چنین کاری بکنه. 39:33.746 --> 39:35.489 ‫خیلی‌خب. 39:35.539 --> 39:39.160 ‫هر کی از بین این سه نفر، ‫کن، چارلز و توسکانو... 39:39.210 --> 39:43.247 ‫اول بشه، پنج هزار دلار می‌بره... 39:43.297 --> 39:46.751 ‫که به خیریه مد نظر برنده اهدا می‌شه. 39:46.801 --> 39:48.294 ‫جایزه این یکی پنج هزار دلاره، خب؟ 39:48.344 --> 39:49.970 ‫اولین کورسه. ‫آماده‌این بچه‌ها؟ 39:50.721 --> 39:51.847 ‫دوربین‌ها رو آماده کنیم. 39:56.685 --> 39:58.604 ‫♪ دارم بزرگ می‌شم ♪ 39:59.772 --> 40:02.149 ‫♪ دارم خیلی بزرگ می‌شم ♪ 40:02.608 --> 40:04.610 ‫چه آرزوی بزرگی به حقیقت پیوست. 40:05.403 --> 40:07.947 ‫باورم نمی‌شه دارم سوار بر دی‌ای‌اچ ‫با رفقام کورس می‌ذارم. 40:07.988 --> 40:10.232 ‫♪ قراره من رو بندازن وسط ردوود، کنار... ♪ 40:10.282 --> 40:12.952 ‫♪ کنار ارتشبد شرمن ♪ 40:17.832 --> 40:21.585 ‫♪ مامانم زیر راه‌پله قایم می‌شه ♪ ‫♪ و بیرون نمیاد ♪ 40:22.503 --> 40:24.705 ‫♪ خیلی باهوشه، ولی من تنومندم ♪ 40:24.755 --> 40:27.249 ‫♪ بجنب دیگه خانم ♪ ‫♪ یه چیزی بخور ♪ 40:27.299 --> 40:29.210 ‫♪ یه شماره دیدم ♪ ‫♪ با دکترش تماس گرفتم ♪ 40:29.260 --> 40:31.837 ‫♪ قرص‌هاش رو رایگان حساب کرد ♪ 40:31.887 --> 40:33.964 ‫♪ بطری دستشه ♪ ‫♪ و دستش می‌لرزه ♪ 40:34.014 --> 40:36.600 ‫♪ میاد بغلم کنه ♪ 40:39.937 --> 40:41.856 ‫♪ دارم بزرگ می‌شم ♪ 40:45.860 --> 40:48.020 ‫♪ چند بار تو زیرزمین قایم می‌شی... ♪ 40:48.070 --> 40:50.523 ‫♪ و کف مستراح می‌مونی؟ ♪ 40:50.573 --> 40:55.194 ‫♪ همین‌طوری به پشت سرت و سقف زل می‌زنی، ♪ ‫♪ هنوز هم راضی نیستی ♪ 40:55.244 --> 40:57.363 ‫♪ خب، یه شماره دیدم ♪ ‫♪ با دکترش تماس گرفتم ♪ 40:57.413 --> 40:59.407 ‫♪ قرص‌هاش رو رایگان حساب کرد ♪ 40:59.457 --> 41:02.284 ‫♪ بطری دستشه ♪ ‫♪ و دستش می‌لرزه ♪ 41:02.334 --> 41:04.712 ‫♪ میاد پیشم باشه♪ ‫♪ بزن بریم ♪ 41:07.715 --> 41:09.291 ‫♪ منو بگیر ♪ 41:09.341 --> 41:13.129 ‫♪ محکم منو بگیر♪ 41:13.179 --> 41:15.631 ‫♪ الان دیگه شوخی نداریم ♪ 41:15.681 --> 41:18.434 ‫♪ همین الان به کل خواسته‌هامون می‌رسیم ♪ 41:18.934 --> 41:19.935 ‫♪ خودشه ♪ 41:20.436 --> 41:21.929 ‫♪ بجنب ♪ 41:21.979 --> 41:24.390 ‫♪ وایستا ♪ ‫♪ صاف وایستا ♪ 41:24.440 --> 41:25.691 ‫♪ صاف وایستا ♪ 41:32.823 --> 41:35.493 ‫این موتورها عین نقاشی می‌مونن. 41:37.536 --> 41:39.655 ‫این آثار هنری خارق‌العاده... 41:39.705 --> 41:41.373 ‫همین‌طوری یه گوشه افتاده بودن. 41:48.130 --> 41:50.207 ‫واقعا یکی از آرزوهام به حقیقت پیوست. 41:50.257 --> 41:52.543 ‫آخه می‌خواستم راجع به ‫همین صنعت‌گران برنامه بسازم، 41:52.593 --> 41:55.671 ‫شما هم به نظرم برترین صنعت‌گرانین. 41:55.721 --> 41:57.256 ‫راستش، من عاشق کل این موتورهای قدیمی‌ام. 41:57.306 --> 41:59.383 ‫متأسفانه خودم بلد نیستم... 41:59.433 --> 42:01.844 ‫بسازمشون؛ ولی خیلی ازتون سپاس‌گزارم. 42:01.894 --> 42:05.097 ‫ضمنا، عاشق موتورسواری ‫و فیلم‌سازی‌ام، 42:05.147 --> 42:08.017 ‫عاشق هم‌نشینی با دوستانم هستم... ‫مهارت من... 42:08.067 --> 42:10.110 ‫ثبت مهارت شماست. 42:12.071 --> 42:15.316 ‫من عین اشیاء ظریفی که نباید ‫بهشون دست زد، باهاشون رفتار می‌کنم. 42:15.366 --> 42:17.276 ‫ولی شما دارین باهاشون گاز می‌دین. 42:17.326 --> 42:20.279 ‫البته این‌ها از نسخه‌های اصلی بهترن. ‫باورنکردنیه. 42:20.329 --> 42:23.282 ‫ضمنا، حالا که شاهد ‫استفاده اصلیشون هستم، 42:23.332 --> 42:25.918 ‫واقعا تجربه بهتری کسب کردم. 42:27.169 --> 42:28.787 ‫گروهی که جمع کردی... 42:28.837 --> 42:31.081 ‫و طی چند سال اخیر ‫تونستیم همکاری کنیم، 42:31.131 --> 42:33.375 ‫عین خانواده می‌مونه. ‫حرف نداره! 42:33.425 --> 42:37.129 ‫کلی آدم همفکر از سراسر کشور جمع شدن... 42:37.179 --> 42:39.757 ‫و واقعا... شماها حرف ندارین. 42:39.807 --> 42:41.976 ‫- مرسی تری. ‫- خواهش. 42:42.685 --> 42:44.386 ‫- کاملا درسته. ‫- خیلی دوستت داریم. 42:44.436 --> 42:48.057 ‫انتخاب موتوری که از دهه سی ‫کسی سوارش نشده، 42:48.107 --> 42:49.642 ‫تولید چهار نسخه ازش ‫و کورس گذاشتن باهاشون... 42:49.692 --> 42:53.312 ‫بی‌سابقه است و تا حالا ‫با چهارتاشون کورس نذاشته بودن. 42:53.362 --> 42:55.231 ‫خیلی باحاله. ‫خیلی هم حال می‌ده، 42:55.281 --> 42:58.025 ‫سازندگانشون هم می‌گن: 42:58.075 --> 43:00.152 ‫«باورم نمی‌شه دارم چنین کاری می‌کنم،» ‫من هم می‌گم: 43:00.202 --> 43:01.779 ‫«من هم باورم نمی‌شه ‫دارم چنین کاری می‌کنم.» 43:01.829 --> 43:06.116 ‫امیدوارم همین منبع الهام بقیه باشه ‫و با خودشون بگن: «آره، چنین کاری شدنیه.» 43:06.166 --> 43:09.628 ‫امکان نداره؟ من می‌گم: ‫«هوم، واقعا؟ بریم تو کارش. امتحان کنیم.» 43:12.256 --> 43:15.376 ‫امیدوارم حافظه‌ام این‌قدر قوی باشه ‫که اصلا از یادم نره. 43:15.426 --> 43:18.804 ‫تنها خواسته‌ام همینه. ‫واقعا حرف نداشت. 43:21.015 --> 43:23.842 ‫یعنی امیدوارم بعد از مرگم ‫هم همچنان پابرجا باشه. 43:23.892 --> 43:25.719 ‫مثلا به بچه‌ام برسه. 43:25.769 --> 43:27.888 ‫بتونه این رو ببینه. ‫آخه الان یه سال بیشتر نداره. 43:27.938 --> 43:30.808 ‫خلاصه، روند کارمون رو هم می‌بینه... 43:30.858 --> 43:33.277 ‫و آره دیگه... بچه‌ام می‌تونه ببیندش. 43:36.905 --> 43:39.567 ‫مشاهده احیای همه‌شون واقعا خیلی خفنه. 43:39.617 --> 43:41.235 ‫مخصوصا وقتی ده دوازده... 43:41.285 --> 43:43.237 ‫موتور همزمان روشن می‌شن... 43:43.287 --> 43:44.655 ‫و صداشون با هم هماهنگه. 43:44.705 --> 43:48.208 ‫این هیولاها واقعا دارن ‫به همدیگه غرش می‌کنن. 43:53.547 --> 43:56.133 ‫من قبل از بازیگری، ‫سالن‌دار بودم... 43:57.092 --> 43:59.219 ‫و تو فروشگاه ابزار موج‌سواری کار می‌کردم. 44:00.012 --> 44:01.964 ‫نوزده ساله بودم، 44:02.014 --> 44:04.300 ‫فقط دنبال صخره‌نوردی ‫و موج‌سواری بودم. 44:04.350 --> 44:06.510 ‫وقتی تو سریاله بازی کردم، 44:06.560 --> 44:08.929 ‫پول خاصی در نمی‌آوردم. ‫ضمنا، با بابام زندگی می‌کردم. 44:08.979 --> 44:11.223 ‫با تمام وجود می‌خواستم هارلی بخرم. 44:11.273 --> 44:14.476 ‫یه موتور پن‌هد هم می‌خواستم ‫که بالاخره بهش رسیدم. 44:14.526 --> 44:16.937 ‫مطمئن بودم یکی می‌خواستم. 44:16.987 --> 44:20.190 ‫کل عمرم سوار کلی موتور صحرایی شدم؛ 44:20.240 --> 44:22.943 ‫ولی اصلا سر در نمی‌آوردم. ‫فقط می‌دونستم عاشق صداش... 44:22.993 --> 44:24.203 ‫و عاشق حسم موقع سواری‌ام. 44:24.870 --> 44:26.155 ‫می‌خواستم یاد بگیرم، 44:26.205 --> 44:29.124 ‫می‌خواستم غرق فرهنگش بشم؛ 44:30.125 --> 44:32.244 ‫ولی با تمام وجود می‌خواستم ‫سراسر آمریکا رو بگردم. 44:32.294 --> 44:35.456 ‫می‌خواستم به مقاصد زیادی سر بزنم، 44:35.506 --> 44:37.625 ‫می‌خواستم همین‌جوری... 44:37.675 --> 44:39.918 ‫کل زندگیم رو تو خورجین بریزم... 44:39.968 --> 44:42.304 ‫و خانه به دوشی باشم ‫که سوار موتور هارلی خودشه. 45:00.030 --> 45:02.399 ‫شما می‌تونین موتور جدید سوار بشین، ‫ولی احتمالا... 45:02.449 --> 45:05.653 ‫من سوار این موتور قدیمی‌ام، ‫جفتمون هم تو یه جاده‌ایم، 45:05.703 --> 45:09.123 ‫ولی حال خیلی خوبی ‫با این موتور قدیمی به آدم دست می‌ده. 45:10.165 --> 45:12.076 ‫به نظرم تو کل دنیا نظیر نداره. 45:12.126 --> 45:17.131 www.Doostihaa.com