WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.041 --> 00:01.251 ‫آنچه گذشت... 00:01.251 --> 00:02.669 ‫فلش رو بده من، ریچر. 00:05.964 --> 00:07.757 ‫اسلحه! 00:10.927 --> 00:13.138 ‫گرفتمش. برو. 00:13.138 --> 00:15.640 ‫یه مورد تیرخوردگی به سینه داریم. 00:15.640 --> 00:17.350 ‫اینم یکی از اوناست. 00:17.350 --> 00:19.269 ‫ایست! ‫بخواب روی زمین! همین الان! 00:19.269 --> 00:21.730 ‫جیکوب. یا خدا! 00:21.730 --> 00:24.357 ‫- الان دیگه جات امنه، بچه. ‫- چرا معطلیم، مونتی؟ 00:24.357 --> 00:25.483 ‫خیلی دوستت دارم، جیکی. 00:25.483 --> 00:26.484 ‫- این به صلاحته. ‫- نه، نه، نه. 00:26.484 --> 00:27.902 ‫- تو رو خدا نذار منو ببرن. ‫- خفه شو دیگه. 00:27.902 --> 00:29.779 ‫- اگه بیفتم زندان، دستشون بهم می‌رسه. ‫- خفه... 00:29.779 --> 00:31.448 ‫چقدر طول می‌کشه تا بفهمند ‫همه‌چیز به هم ربط داره، 00:31.448 --> 00:32.907 ‫به اندونزی و آنا مریک؟ 00:32.907 --> 00:34.242 ‫اون فراریه. 00:34.242 --> 00:36.828 ‫تنها راهش اینه که ‫بره سراغ آدم توی اون عکس. 00:36.828 --> 00:39.039 ‫اون مرد رو پیدا کنی، ‫جک ریچر رو پیدا کردی. 00:39.039 --> 00:40.874 ‫باید با لئو آلکوئیست صحبت کنیم. 00:40.874 --> 00:42.250 ‫می‌خوام بدونم روی این سرورها چیه، 00:42.250 --> 00:43.835 ‫و چطور به اون عکسی که ‫توش هستی ربط پیدا می‌کنه. 00:43.835 --> 00:45.378 ‫- تکون نخور. ‫- پس مزدورها 00:45.378 --> 00:47.881 ‫- تمام این مدت مال تو بودن. ‫- باید سه روز پیش 00:47.881 --> 00:50.550 ‫از اون ایستگاه پلیس می‌زدی ‫بیرون و فیلادلفیا رو ترک می‌کردی. 00:50.550 --> 00:52.510 ‫تو دفتر حسابشونو نرسین. ‫ببرینشون یه جای پرت. 00:52.510 --> 00:55.096 ‫می‌خوان ما رو ببرن ته جنگل ‫و بعدش بکشنمون. 00:57.265 --> 00:58.266 ‫وقت مردنه. 01:15.033 --> 01:16.951 ‫به سرشون شلیک نکنین. 01:16.951 --> 01:19.412 ‫اینطوری کمتر خون تمیز می‌کنیم. 01:22.332 --> 01:24.084 ‫سلام. 01:24.084 --> 01:25.877 ‫می‌تونین بهم کمک کنین؟ 01:25.877 --> 01:29.255 ‫من... داشتم دنبال دریاچه می‌گشتم، ‫ولی کلاً مسیر رو گم کردم. 01:29.255 --> 01:31.716 ‫آره، مسیر رو اشتباه اومدی رفیق. ‫اینجا ملک خصوصیه. 01:31.716 --> 01:34.177 ‫- ای بابا، حتماً اشتباه پیچیدم. ‫- باید بهش هشدار بدیم. 01:34.177 --> 01:37.097 ‫- اگه داد بزنیم، می‌کشنش. ‫- این منطقه خیلی گیج‌کننده‌ست. 01:37.097 --> 01:38.848 ‫شاید همین‌جوری بذاره بره. 01:38.848 --> 01:41.392 ‫فقط دور بزن، ‫از همون راهی که اومدی برگرد. 01:41.392 --> 01:44.020 ‫مشکل همین‌جاست، ‫اصلاً نمی‌دونم جاده اصلی کجاست. 01:44.020 --> 01:46.147 ‫میشه یه نگاهی به نقشه من بندازین؟ 01:46.523 --> 01:48.858 ‫آره، حتماً. بذار ببینم. 01:48.983 --> 01:50.485 ‫نه! 01:59.119 --> 02:00.703 ‫ریچر. سرکار. 02:00.703 --> 02:02.247 ‫پس سمپسون می‌دونست 02:02.247 --> 02:03.748 ‫کی توی اون عکسه. 02:03.748 --> 02:05.458 ‫نه تا بعد از اینکه تو زنگ زدی. 02:06.292 --> 02:08.753 ‫از چندتا از منابع قدیمی پیگیری کردم، 02:08.753 --> 02:10.588 ‫فهمیدم آلکوئیسته. 02:10.588 --> 02:12.882 ‫منو فرستاد اینجا تا باهاش حرف بزنم. 02:12.882 --> 02:16.427 ‫رسیدم جلوی ساختمانش و دیدم ‫این یاروها شما دوتا رو می‌چپونن توی ون، 02:16.427 --> 02:19.097 ‫برای همین... تعقیبشون کردم. 02:21.683 --> 02:23.434 ‫دست‌بندامونو باز کن. 02:23.434 --> 02:25.854 ‫ما یه حرفایی با آلکوئیست داریم ‫که باید تمامش کنیم. 02:27.313 --> 02:30.358 ‫[فیلادلفیا] 02:59.637 --> 03:01.556 ‫آخر خطه. 03:16.738 --> 03:18.948 ‫- حرکت کن. ‫- نه. ولم کن. 03:18.948 --> 03:20.366 ‫راه بیفت. 03:21.659 --> 03:23.203 ‫- باشه. ‫- بسیار خب. 03:23.203 --> 03:25.163 ‫- اون پایین، پیچ رو رد کن. ‫- گوش کن. گوش کن به من. 03:25.163 --> 03:26.247 ‫گوش کن من نمی‌خوام... 03:26.247 --> 03:27.874 ‫فقط کاری که می‌گمو انجام بده. 03:27.874 --> 03:29.500 ‫لازم نیست این کارو بکنی. 03:41.804 --> 03:43.890 ‫خب، این بهتر شد. 03:47.393 --> 03:48.978 ‫خب، رو به من وایسا. 04:01.449 --> 04:02.867 ‫باشه. 04:02.867 --> 04:04.577 ‫بزن به چاک. 04:06.746 --> 04:08.414 ‫فکر کردم می‌خوای منو بکشی. 04:08.414 --> 04:11.751 ‫فکر کردی من چه جور پلیس لجنیم؟ 04:11.751 --> 04:14.087 ‫نمی‌دونم. تو چه جور پلیسی هستی؟ 04:14.087 --> 04:16.673 ‫از اونایی که نزدیک بود ‫سه بار ماشین رو دور بزنه 04:16.673 --> 04:18.466 ‫تا واقعاً تحویلت بده. 04:18.466 --> 04:20.468 ‫- پس چرا ندادی؟ ‫- به خاطر اون یارو 04:20.468 --> 04:22.679 ‫که ریچر گوششو کند. 04:22.679 --> 04:23.888 ‫ما فکر کردیم ماموره. 04:23.888 --> 04:25.390 ‫معلوم شد هیچ اسمی ازش توی سیستم نیست. 04:25.390 --> 04:27.892 ‫بعدشم که این عوضی‌های سیا اومدن 04:27.892 --> 04:30.687 ‫که ببرنش و به ما گفتن «اصلاً ‫همچین چیزی اتفاق نیفتاده». 04:30.687 --> 04:32.146 ‫کلاً فاز «مردان سیاه‌پوش» بود. 04:32.146 --> 04:33.523 ‫و اون عوضی تک‌گوش، 04:33.523 --> 04:36.442 ‫یه تفنگ بیهوش‌کننده با کلید سلول ریچر داشت. 04:36.442 --> 04:38.152 ‫این به نظرت یعنی چی؟ 04:38.152 --> 04:39.529 ‫یعنی می‌خواستن بکشنش. 04:39.529 --> 04:42.532 ‫پس همکار من خودشو وارد ‫چه کثافت‌کاری‌ای کرده؟ 04:44.033 --> 04:47.328 ‫خیلی... پیچیده‌ست. 04:47.328 --> 04:49.706 ‫پس شمرده شمرده بگو. 04:50.915 --> 04:52.875 ‫شبی که خواهرم مرد، 04:52.875 --> 04:56.254 ‫یه فلش با اطلاعات ‫حساس دولتی دستش بود. 04:56.254 --> 04:57.880 ‫همون چیزی که مامورای فدرال دنبالش بودن؟ 04:57.880 --> 04:59.882 ‫فقط اونا دنبالش نبودن. 04:59.882 --> 05:02.427 ‫این دوتا زن اندونزیایی، سیا، 05:02.427 --> 05:04.012 ‫و چندتا مامور آموزش‌دیده. 05:04.012 --> 05:05.763 ‫ولی ما زودتر پیداش کردیم. 05:05.763 --> 05:08.349 ‫همین باعث شد برسیم به ‫اون تیراندازی توی رستوران؟ 05:08.349 --> 05:09.517 ‫آره. 05:09.517 --> 05:11.352 ‫در نهایت افتاد دست اون زن‌ها. 05:11.352 --> 05:12.770 ‫می‌دونی چی توشه؟ 05:12.770 --> 05:14.605 ‫یه عکس مال چند دهه پیش. 05:14.605 --> 05:16.899 ‫تامارا و ریچر رفتن با یکی از ‫مردای توی عکس صحبت کنن، 05:16.899 --> 05:19.736 ‫یه شیمی‌دان به اسم لئو آلکوئیست. 05:20.820 --> 05:22.030 ‫شیمی‌دان؟ 05:22.030 --> 05:24.949 ‫- چی شد؟ ‫- ما یه مشت وسایل آزمایشگاه شیمی 05:24.949 --> 05:28.494 ‫توی رستوران پیدا کردیم، ‫مثل بشر و چراغ بانسین و این آشغالا. 05:28.494 --> 05:30.371 ‫انگار یکی قصد داشته یه چی درست کنه. 05:31.581 --> 05:32.790 ‫این اصلاً نشونه خوبی نیست. 05:32.790 --> 05:34.417 ‫خب، این آلکوئیست کجاست؟ 05:34.417 --> 05:35.668 ‫دوور. 05:35.668 --> 05:37.086 ‫یکم خارج از حوزه اختیارات منه، 05:37.086 --> 05:40.131 ‫ولی اگه توی فیلادلفیا کمکی خواست، ‫بگو بهم زنگ بزنه. 05:40.423 --> 05:41.841 ‫هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم. 05:43.259 --> 05:45.053 ‫می‌دونی تامارا چطوری سر از کار کردن 05:45.053 --> 05:46.846 ‫با یه ساعت‌زن کارمندی مثل من درآورد؟ 05:46.846 --> 05:50.058 ‫با اصرار روی انجام دادن کار درست. 05:50.058 --> 05:53.436 ‫می‌دونی، سوهان روحه، ولی بااستقامت‌ترین ‫و بامعرفت‌ترین پلیسیه که می‌شناسم. 05:54.520 --> 05:57.815 ‫و می‌دونستم تمام حرفایی که توی ‫اخبار درباره‌ش می‌گفتن مزخرفه. 05:58.024 --> 06:00.276 ‫برای این کار تو دردسر نمی‌فتی؟ 06:00.610 --> 06:02.862 ‫اگه بتونم یه کاری بکنم نه. 06:05.365 --> 06:06.491 ‫هی. 06:06.949 --> 06:08.534 ‫خیلی خب. بیا. 06:08.534 --> 06:09.660 ‫دقیقاً همین‌جا. 06:10.995 --> 06:13.331 ‫- «دقیقاً همین‌جا» چی؟ ‫- قنداق تفنگ، 06:13.331 --> 06:16.125 ‫دقیقاً همین‌جا که پوست کشیده‌ست، باشه؟ 06:16.125 --> 06:18.169 ‫داستان این میشه که تو ادای تشنج درآوردی، 06:18.169 --> 06:20.088 ‫اومدم چک کنم، بهم حمله کردی، 06:20.088 --> 06:22.757 ‫کله زدی، منو منگ ‫کردی و بعدشم دررفتی. 06:22.757 --> 06:24.425 ‫۱۵ سال از من جوون‌تری. 06:24.425 --> 06:26.928 ‫باورشون میشه ‫که تونستی از پس این پیری بربیای. 06:26.928 --> 06:29.680 ‫شاید اسلحه‌ت رو هم دزدیدم و فرار کردم؟ 06:29.680 --> 06:31.474 ‫نه، دیگه پررو نشو، باشه؟ 06:31.474 --> 06:34.769 ‫همین‌جوریشم سر این قضیه پدرم در میاد، ‫دیگه اسلحه‌مو نباید گم کنم، باشه؟ 06:34.769 --> 06:36.687 ‫بزن بریم. وقت نمایشه، حله؟ 06:40.858 --> 06:42.777 ‫- آخ، آخ، اوه. ‫- اوه. 06:42.777 --> 06:44.487 ‫- خیلی خب، خیلی خب، خوبه، خوبه. ‫- حالت خوبه؟ 06:44.487 --> 06:46.697 ‫خوبه. کارت خوب بود، کارت خوب بود. 06:46.697 --> 06:49.492 ‫خیلی خب، حالا راه بیفت، ‫سرتو پایین نگه دار. 06:49.492 --> 06:51.369 ‫اوه، می‌تونی یه لطفی در حقم بکنی؟ 06:51.369 --> 06:54.205 ‫تقریباً مطمئنم ‫همین الان دارم یه لطف در حقت می‌کنم. 06:54.205 --> 06:55.957 ‫یه آماری از راسل پلام بگیر. 06:55.957 --> 06:57.792 ‫با زخم گلوله تو بیمارستان ‫پن پرزبی بستری شده. 06:57.792 --> 06:58.709 ‫باشه؟ بهش بگو... 06:59.794 --> 07:02.046 ‫متأسفم که تو کتابخونه ولش کردم. 07:02.046 --> 07:03.631 ‫آره، حتماً. 07:05.675 --> 07:06.884 ‫نمی‌دونم چطوری ازت تشکر کنم. 07:06.884 --> 07:09.804 ‫با این که گورتو از اینجا گم کنی. ‫ما الان با هم دوست نیستیم، فهمیدی؟ 07:09.804 --> 07:11.722 ‫قرار نیست اینجا با هم ‫احساساتی بشیم. بزن به چاک. 07:21.983 --> 07:23.192 ‫مشترک مورد نظر شما 07:23.192 --> 07:25.278 ‫- در حال حاضر در دسترس نمی‌باشد. ‫- چه وضع مسخره‌ایه. 07:25.278 --> 07:26.863 ‫لطفاً پیام خود را بگذارید. 07:27.864 --> 07:29.240 ‫کدوم گوری هستی؟ 07:29.240 --> 07:30.741 ‫به تأییدیه نیاز دارم که 07:30.741 --> 07:32.368 ‫مأموریتت رو تموم ‫کردی، تا بتونیم... 08:02.356 --> 08:04.525 ‫هیچ‌وقت نتونستیم حرفمون رو تموم کنیم. 08:09.489 --> 08:11.574 ‫[بر اساس رمان «دوازده نشانه» ‫نوشته لی چایلد و شخصیت آن، جک ریچر] 08:26.506 --> 08:27.590 ‫آخ! 08:29.509 --> 08:30.885 ‫چطوری پیدام کردی؟ 08:30.885 --> 08:32.303 ‫دیدم چقدر فلش ‫باید خرد می‌کردی، 08:32.303 --> 08:34.764 ‫برای همین بیرون دفترت منتظر موندم ‫تا کارت تموم بشه و تعقیبت کردم. 08:34.764 --> 08:36.599 ‫می‌تونم بهت پول بدم. پول می‌خوای؟ 08:36.599 --> 08:38.643 ‫- بهت پول می‌دم. ‫- من جواب می‌خوام. 08:38.643 --> 08:40.228 ‫تو اون عکس چی هست ‫که این‌قدر مهمه 08:40.228 --> 08:42.647 ‫که تو و بقیه ‫حاضرین به خاطرش آدم بکشین؟ 08:45.024 --> 08:46.984 ‫یادت میاد گفتم ‫قراره به حرف بیارمت؟ 08:48.236 --> 08:49.904 ‫نه، نه... 08:49.904 --> 08:51.781 ‫لعنتی! 08:51.781 --> 08:53.616 ‫لعنت بهش! 08:53.616 --> 08:55.952 ‫نه، نه، نه! صبر کن، صبر کن، صبر کن. 08:55.952 --> 08:58.496 ‫بهت می‌گم... هر چی بخوای بدونی ‫رو بهت می‌گم. این کارو نکن... 08:58.496 --> 09:00.081 ‫عکس. 09:01.290 --> 09:03.042 ‫توش فرمول 09:03.042 --> 09:05.461 ‫یه سلاح کشتار جمعی شیمیاییه. 09:05.461 --> 09:07.213 ‫هیچ فرمولی تو عکس نیست. 09:07.213 --> 09:08.923 ‫اونجاست. فقط نمی‌تونی ببینیش. 09:10.258 --> 09:11.926 ‫- درست حرف بزن ببینم! ‫- باشه، باشه. 09:11.926 --> 09:13.678 ‫بذار توضیح بدم. 09:13.678 --> 09:14.887 ‫زودتر بگو. 09:18.599 --> 09:22.770 ‫بعد از حملات گاز سارین تو سال ۹۵ ‫به متروی توکیو، 09:22.770 --> 09:25.690 ‫آمریکا فهمید که سلاح‌های شیمیایی 09:25.690 --> 09:29.235 ‫انتخاب بعدی بدترین تروریست‌های دنیا ‫برای سلاح کشتار جمعی می‌شن... 09:30.319 --> 09:33.281 ‫برای همین سازمان سیا ‫مخفیانه با «دارپا» قرارداد بست. ‫[سازمان پروژه‌های پژوهشی پیشرفته دفاعی] 09:33.281 --> 09:35.116 ‫من اونجا کار می‌کردم، 09:35.116 --> 09:38.411 ‫یه دستیار بودم که تازه درسم تموم شده بود. 09:38.411 --> 09:41.205 ‫منو گذاشتن رو یه پروژه، ‫به اسم «عملیات خدنگ». 09:41.205 --> 09:43.958 ‫قرار بود سلاح‌های شیمیایی بسازیم 09:43.958 --> 09:46.168 ‫و بعد مهندسی معکوسشون کنیم 09:46.168 --> 09:48.254 ‫تا بتونیم پادزهر و راه‌های ‫مقابله باهاشون رو پیدا کنیم. 09:48.254 --> 09:52.383 ‫پروتکل ژنو و کنوانسیون سلاح‌های ‫شیمیایی اونا رو غیرقانونی اعلام کرده بودن. 09:54.051 --> 09:56.012 ‫همه‌چیز کاملاً غیررسمی و مخفیانه بود. 09:56.012 --> 09:59.181 ‫یه ژنرال ارتش اندونزی به اسم «پوترا» 09:59.181 --> 10:03.311 ‫سعی داشت نیروهای ویژه آمریکا رو بیاره ‫تا یه مدت نیروهاش رو آموزش بدن. 10:03.311 --> 10:08.357 ‫پوترا آدم مشکوکی بود، ولی واشنگتن ‫این رو یه فرصت دید تا باهاش معامله کنه. 10:08.357 --> 10:10.109 ‫در ازای آموزش، 10:10.109 --> 10:11.861 ‫پوترا به سیا اجازه می‌داد که 10:11.861 --> 10:14.238 ‫یه آزمایشگاه مخفی سلاح‌های شیمیایی ‫تو جنگل‌های بارونی بسازه. 10:14.238 --> 10:15.948 ‫جان سمپسون از این موضوع خبر داشت؟ 10:15.948 --> 10:17.950 ‫نه. بهمون گفتن این ‫موضوع رو از سمپسون 10:17.950 --> 10:19.577 ‫و افراد زیردستش مخفی نگه داریم. 10:21.245 --> 10:22.663 ‫پایین بمونید. 10:24.081 --> 10:25.541 ‫پایین بمونید. 10:26.834 --> 10:28.377 ‫پایین بمونید. 10:30.379 --> 10:33.007 ‫پایین بمونید. پایین بمونید. 10:33.007 --> 10:35.092 ‫حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید. 10:35.092 --> 10:36.761 ‫سمپسون خیلی بچه‌مثبت بود. 10:36.761 --> 10:38.846 ‫اگه می‌فهمید داریم قوانین ‫بین‌المللی رو زیر پا می‌ذاریم، 10:38.846 --> 10:40.264 ‫حتماً لومون می‌داد. 10:40.264 --> 10:42.642 ‫فکر می‌کرد اونجاییم ‫تا رو بیماری مالاریا تحقیق کنیم. 10:43.643 --> 10:46.479 ‫تنها نیروی دلتایی که می‌دونست ‫واقعاً داریم چیکار می‌کنیم، 10:46.479 --> 10:49.231 ‫افسر فرمانده‌شون، کاهیل بود. 10:53.027 --> 10:54.695 ‫اون تو لاپوشونی‌ کردنش بهمون کمک کرد. 10:54.695 --> 10:57.198 ‫پس برای همین کاهیل ‫اون شب تو مترو بود؟ 10:57.198 --> 10:59.825 ‫- هنوز داشت سعی می‌کرد همه‌چیز رو مخفی کنه؟ ‫- آره. 10:59.825 --> 11:01.786 ‫وقتی اون کارمنده مریک ‫پرونده‌های دلتا رو دزدید، 11:01.786 --> 11:04.163 ‫حتماً یه آژیر خطری ‫رو تو سیستم فعال کرده بوده. 11:13.756 --> 11:17.510 ‫وزارت دفاع چند نفر از افرادش ‫رو فرستاد تا تعقیبش کنن... 11:18.427 --> 11:20.054 ‫تا ببینن اطلاعات دزدیده‌شده رو ‫کجا می‌بره. 11:22.264 --> 11:25.017 ‫اونا چند چهارراه دورتر از محل کارش، ‫ردش رو زدن. 11:25.518 --> 11:29.522 ‫اونا فکر کردن اطلاعات پیش‌پاافتاده‌ایه، ‫چون مربوط به اندونزی تو سال ۹۸ بود. 11:30.648 --> 11:33.192 ‫اصلاً خبر نداشتن ‫اون عکس ممکنه چه دردسری درست کنه. 11:35.611 --> 11:38.948 ‫اونا فقط برای هماهنگی با دفتر سمپسون ‫تماس گرفتن. 11:38.948 --> 11:40.825 ‫دیرموقع بود. 11:40.825 --> 11:43.327 ‫- کاهیل تنها کسی بود که اونجا بود. ‫- کاهیل. 11:43.327 --> 11:45.413 ‫اون می‌دونست که اگه کسی ‫دنبال اون پرونده‌هاست، 11:45.413 --> 11:48.040 ‫حتماً یه مدرک جرمی توشون بوده. 11:48.040 --> 11:51.085 ‫طولی نکشید تا بفهمه اون چیه. 11:51.085 --> 11:53.504 ‫کاهیل خودش رو به مأمورای فدرال ‫که مریک رو تعقیب می‌کردن رسوند، 11:53.504 --> 11:56.340 ‫راهشون رو بست، ‫باعث شد یه تصادف جزئی بکنن 11:56.340 --> 11:59.093 ‫تو بزرگراه تا اینطوری ردش رو گم کنن. 11:59.093 --> 12:02.096 ‫مأمورا هیچ‌وقت ندیدنش، ‫و اون به تعقیب آنا ادامه داد. 12:03.597 --> 12:05.307 ‫اون عضو نیروی دلتا بود. 12:05.307 --> 12:07.476 ‫اینجور کارا تو تخصصش بود. 12:07.476 --> 12:10.062 ‫تا خود مترو ردش رو زد. 12:10.062 --> 12:13.733 ‫می‌خواست تا گیرش آورد ‫فلش رو ازش بگیره. 12:13.733 --> 12:15.735 ‫بعد همه‌چیز به هم ریخت. 12:17.653 --> 12:19.655 ‫ولی اون قسمتش رو که می‌دونی، نه؟ 12:21.824 --> 12:25.119 ‫پس وقتی پلیسا اومدن، ‫کاهیل جیم شد و بهت زنگ زد تا بهت هشدار بده. 12:25.119 --> 12:26.537 ‫اون دو تا تماس گرفت. 12:26.537 --> 12:28.456 ‫یکی با من و یکی با فاستر، 12:28.456 --> 12:32.001 ‫افسر سیا که عملیات ‫خدنگ رو مدیریت می‌کرد. 12:32.001 --> 12:34.837 ‫فاستر رو می‌شناسم. گوشش رو کندم. 12:34.837 --> 12:36.964 ‫زنگ زدن به فاستر منطقیه، 12:36.964 --> 12:40.092 ‫چون کاهیل نمی‌خواست هر چیزی که تو ‫اون فلش بود، هرگز فاش بشه، 12:40.092 --> 12:43.512 ‫و با خودش فکر کرد که سیا می‌تونه ‫این کار رو کاملا بی‌سروصدا انجام بده. 12:44.013 --> 12:45.806 ‫ولی چرا به تو زنگ زد؟ 12:46.307 --> 12:48.142 ‫همون‌طور که خودت گفتی، ‫تو فقط یه دستیار بودی. 12:52.605 --> 12:54.231 ‫بشکن. 12:55.274 --> 12:56.567 ‫نه! نه! نه! 12:56.567 --> 12:59.528 ‫زنگ زد چون من داشتم از چیزایی که ‫تو جنگل یاد گرفته بودیم استفاده می‌کردم، 12:59.528 --> 13:00.946 ‫و کاهیل اینو می‌دونست. 13:00.946 --> 13:02.114 ‫از کجا می‌دونست؟ 13:03.115 --> 13:06.410 ‫بعد از اینکه از طریق آفت‌کش‌ها میلیاردها ‫دلار پول به جیب زدم، وقتی شرکتم بزرگ شد، 13:06.410 --> 13:09.121 ‫اسمم زیاد تو مطبوعات می‌پیچید 13:09.121 --> 13:11.582 ‫و کاهیل منو از زمان اندونزی شناخت. 13:11.582 --> 13:13.542 ‫چند سال پیش باهام تماس گرفت، 13:13.542 --> 13:17.505 ‫نگران بود که نکنه کاری کنم ‫که عملیات خدنگ لو بره. 13:17.505 --> 13:20.257 ‫بهش گفتم این ‫آخرین چیزیه که می‌ذارم اتفاق بیفته. 13:20.257 --> 13:24.094 ‫چیزی که تو اون عملیات غیرقانونی ‫ساختیم، اساس و پایه کل کسب‌وکار من بود. 13:24.094 --> 13:25.805 ‫اگه اون قضیه فاش بشه، کار همه‌مون تمومه. 13:25.805 --> 13:28.390 ‫برای همینه که مزدور استخدام کردی. 13:28.390 --> 13:30.726 ‫می‌خواستی مطمئن بشی کار درست انجام می‌شه. 13:30.726 --> 13:34.438 ‫ولی اگه هدفشون با سیا یکی بود... ‫یعنی مخفی کردن فلش... 13:34.438 --> 13:36.524 ‫چرا باید مأمورای سیا رو تو دی‌سی بکشن؟ 13:36.524 --> 13:39.527 ‫شرکت من تو بعضی از ‫خطرناک‌ترین جاهای دنیا تجارت کرده، 13:39.527 --> 13:42.613 ‫و برای همین مجبور شدیم ‫خطرناک‌ترین آدم‌های دنیا رو استخدام کنیم. 13:42.613 --> 13:44.365 ‫بعضی وقتا، زیاده‌روی می‌کنن. 13:44.365 --> 13:46.367 ‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم کسی رو بکشن. 13:48.327 --> 13:50.371 ‫شاید به‌جز اون دو تا زن. 13:50.371 --> 13:52.039 ‫می‌دونی اونا واقعاً کی هستن؟ 13:53.040 --> 13:55.918 ‫آدمای من ‫از طریق بعضی منابعشون اینو فهمیدن. 13:56.961 --> 13:58.879 ‫اون مسن‌تره، که به خودش می‌گه آمیشا، 13:58.879 --> 14:00.923 ‫قبلاً تو یگان نیروهای ویژه پوترا بود. 14:00.923 --> 14:03.133 ‫تا جایی که من می‌دونم، می‌پرستیدش. 14:03.133 --> 14:06.262 ‫اون جوون‌تره، لایلا، شاگردشه. 14:06.262 --> 14:08.389 ‫جفتشون به‌شدت خطرناکن. 14:08.389 --> 14:11.433 ‫می‌تونی بهشون بگی ‫مجرمای فرصت‌طلب بین‌المللی. 14:11.433 --> 14:13.227 ‫معمولاً در ازای پول کار می‌کنن، 14:13.227 --> 14:15.229 ‫به‌جز تو این مورد، ‫که یه فرصتی دیدن 14:15.229 --> 14:17.189 ‫تا پول زیادی به جیب ‫بزنن و ازش استفاده کردن. 14:17.189 --> 14:19.316 ‫و دوباره برمی‌گردیم به عکس. 14:23.904 --> 14:26.782 ‫سمپسون داشت آموزش‌ها رو ‫برای واشنگتن مستندسازی می‌کرد. 14:30.953 --> 14:33.205 ‫فکر کنم بی‌احتیاط شده بودیم، 14:33.205 --> 14:37.042 ‫ولی به‌هرحال داشتیم کارایی می‌کردیم ‫که هیچ‌کدوم از سربازای اونجا نمی‌فهمیدن. 14:37.042 --> 14:40.337 ‫ما دست‌کم می‌گرفتیمشون، ‫فکر می‌کردیم خیلی باهوش نیستن. 14:41.338 --> 14:43.716 ‫احتمالاً باید ‫بیشتر حواسمون به امنیت می‌بود. 14:44.800 --> 14:48.095 ‫قربان، ژنرال پوترا می‌خواد ‫با دوتامون یه عکس بگیره. 14:48.095 --> 14:49.346 ‫باشه، ولی بیا بریم بیرون. 14:49.346 --> 14:50.890 ‫نه، نه، نه، نه. خیلی روشنه. 14:50.890 --> 14:53.642 ‫این‌جا خیلی بهتر درمیاد. بیا. 14:54.727 --> 14:57.646 ‫حالا اینو بفرست واشنگتن تا همیشه بدونن 14:57.646 --> 15:01.025 ‫این‌جا چه دوست خوبی دارن، باشه؟ 15:01.025 --> 15:02.776 ‫البته، ژنرال. 15:06.155 --> 15:08.073 ‫کاهیل می‌خواست عکس رو بعدش نابود کنه، 15:08.073 --> 15:11.035 ‫ولی وقتی ظاهرش ‫کرد، دید وایت‌بردی که 15:11.035 --> 15:14.538 ‫فرمول‌مون روش بود تو ‫پس‌زمینه افتاده، اونم تار. 15:15.539 --> 15:17.917 ‫برای همین این عکس، بین اون‌همه عکس دیگه، 15:17.917 --> 15:21.587 ‫فقط شد بخشی از اسناد رسمی اون دوران. 15:21.587 --> 15:24.506 ‫هر اطلاعات حساسی کلاً غیرقابل‌خوندن شده بود. 15:24.506 --> 15:26.258 ‫تو دهه ۹۰ غیرقابل‌خوندن بود. 15:26.258 --> 15:28.802 ‫آره. اما هوش مصنوعی جدید، 15:28.802 --> 15:31.221 ‫وقتی روی واسازی تصویر پیاده بشه 15:31.221 --> 15:35.059 ‫می‌تونه فوکوس ‫لنز رو دیجیتالی درست کنه. 15:35.059 --> 15:38.437 ‫در نتیجه، چیزی که دیروز ‫مبهم بود، امروز کاملاً واضحه. 15:39.271 --> 15:41.690 ‫خب، فرض کنیم الان فرمول رو دارن. 15:41.690 --> 15:43.233 ‫ساختنش چقدر سخته؟ 15:43.233 --> 15:46.779 ‫بدون سم زیستی پایه اصلاً امکان‌پذیر نیست. 15:46.779 --> 15:48.197 ‫آبرین. 15:48.197 --> 15:50.449 ‫هفتاد برابر کشنده‌تر از رایسینه. 15:50.449 --> 15:52.368 ‫به دست آوردن نمونه‌های ‫قویش تو آمریکا سخته، 15:52.368 --> 15:55.204 ‫ولی تو جنگل‌های بارانی اندونزی نسبتاً زیاده. 15:56.330 --> 15:58.916 ‫ما از گیاهی به اسم چشم ‫خرچنگی به دستش آوردیم. 16:00.209 --> 16:02.086 ‫- لعنتی. ‫- چی شده؟ 16:02.086 --> 16:03.629 ‫لایلا چشم خرچنگی داره. 16:04.880 --> 16:08.133 ‫تو هر قابش دو تا دونه‌ست. 16:08.342 --> 16:10.344 ‫اگه فرمول مخفی بود، لایلا و آمیشا چطور 16:10.344 --> 16:12.221 ‫قبل از دیدن عکس از دونه‌ها خبر داشتن؟ 16:12.221 --> 16:14.890 ‫ما از سربازهای پوترا برای ‫جمع کردنشون استفاده کردیم، 16:14.890 --> 16:19.061 ‫برای همین حدس می‌زنم می‌دونستن ‫این دونه‌ها یه جورایی اساس کارن. 16:20.104 --> 16:21.522 ‫خیلی حماقت کردین. 16:21.522 --> 16:22.606 ‫خفه شو. 16:23.607 --> 16:25.359 ‫اونا نیروی کار مجانی بودن. 16:25.359 --> 16:26.819 ‫خب، دونه‌ها رو که دارن. 16:26.819 --> 16:28.612 ‫دیگه چی لازم دارن تا سلاح رو بسازن؟ 16:28.612 --> 16:31.657 ‫مواد شیمیایی‌ای که تو ‫هر فروشگاهی پیدا می‌شه. 16:31.657 --> 16:35.369 ‫ولی نحوه فرآوری‌شون با ‫دونه‌هاست که انقدر کشنده‌ش می‌کنه. 16:35.369 --> 16:37.246 ‫یعنی همین الانم ممکنه در حال ساختش باشن؟ 16:38.706 --> 16:40.916 ‫شاید تا الانم ساخته باشنش. 17:12.156 --> 17:13.782 ‫سلام. 17:16.243 --> 17:17.828 ‫پس کمکی‌مون ایشونه؟ 17:19.747 --> 17:22.374 ‫گفتن تو دنبال یکی می‌گشتی 17:22.374 --> 17:24.752 ‫تا یه جنس جدید رو امتحان کنه. 17:24.752 --> 17:25.961 ‫من پایه‌ام. 17:28.464 --> 17:30.215 ‫ولی کارای جاسوسی نمی‌کنما. 17:30.215 --> 17:32.468 ‫نه. چنین چیزایی در کار نیست. 17:32.468 --> 17:35.012 ‫فقط بهترین فازیه که تو کل ‫عمرت می‌تونی تجربه کنی. 17:36.096 --> 17:37.306 ‫بشین. 17:38.974 --> 17:41.143 ‫خیلی قراره باهاش حال کنی. 18:00.954 --> 18:02.498 ‫این چی‌کار می‌کنه؟ 18:04.124 --> 18:07.211 ‫کاری می‌کنه همه مشکلاتت از بین بره. 19:06.687 --> 19:09.690 ‫سم‌ها وقتی روی یه هدف خاص ‫استفاده می‌شن، فوق‌العاده مؤثرن. 19:09.690 --> 19:11.358 ‫گفته بودی داری روی سلاح‌هایی تحقیق می‌کنی 19:11.358 --> 19:13.152 ‫که بشه توی حملات جمعی ازشون استفاده کرد. 19:13.152 --> 19:15.529 ‫هیچ‌کس تا حالا نفهمیده ‫چطور میشه به‌طور مؤثر 19:15.529 --> 19:19.158 ‫سم‌های شیمیایی رو توی یه ‫فضای باز بزرگ پخش کرد. 19:19.158 --> 19:20.576 ‫ما فهمیدیم. 19:20.576 --> 19:24.538 ‫این وقتی پخش می‌شه، ‫مثل مه تو هوا می‌مونه، 19:24.538 --> 19:27.291 ‫و اون‌قدر سبکه که با جریان هوا جابه‌جا بشه. 19:27.291 --> 19:29.084 ‫برای همین، خیلی سریع پخش می‌شه. 19:29.084 --> 19:32.296 ‫یه بمب‌گذار انتحاری رو که این ماده رو ‫به خودش بسته بفرستی وسط تایمز اسکوئر، 19:32.296 --> 19:34.089 ‫همه آدما رو تا شعاع ۱۰ تا خیابون می‌کشی. 19:34.089 --> 19:35.507 ‫بیشترشون تو چند ثانیه می‌میرن. 19:35.507 --> 19:36.717 ‫گفتی کل این پروژه 19:36.717 --> 19:38.969 ‫برای این بود که جلوی ‫همچین گندکاری‌هایی گرفته بشه. 19:38.969 --> 19:42.389 ‫ما داشتیم بدترین سناریوی ‫ممکن رو بازسازی می‌کردیم، 19:42.389 --> 19:44.308 ‫چیزی که بیشتر از همه ازش می‌ترسیدیم، 19:44.308 --> 19:48.270 ‫و بعد از اون‌ور شروع کنیم به ‫گشتن دنبال راهی برای خنثی کردنش. 19:48.270 --> 19:49.771 ‫خب، پس پادزهر داره؟ 19:49.771 --> 19:51.565 ‫هیچ‌وقت تا اونجا پیش نرفتیم. 19:51.565 --> 19:55.861 ‫پروژه وقتی لغو شد که پوترا یه ‫جوری فهمید اون پایین داریم چی‌کار می‌کنیم، 19:55.861 --> 19:58.197 ‫و سلاح رو دزدید. 19:58.197 --> 20:01.241 ‫یه دهکده رو کاملاً قتل‌عام کرد، چون رهبراش 20:01.241 --> 20:04.077 ‫با دشمنای سیاسی پوترا متحد شده بودن. 20:15.756 --> 20:17.674 ‫دولت آمریکا کل قضیه رو ماست‌مالی کرد. 20:18.675 --> 20:22.262 ‫خیلی بد می‌شد، حتی اگه قصد ما این نبود. 20:23.972 --> 20:27.059 ‫و حالا معلوم نیست لایلا و ‫آمیشا می‌خوان به کی بفروشنش. 20:27.059 --> 20:29.519 ‫هدف ما دفاع بود، نه حمله. 20:29.519 --> 20:32.064 ‫من تازه فارغ‌التحصیل شده بودم. ‫داشتم وام‌های دانشجوییمو می‌دادم. 20:32.064 --> 20:33.565 ‫من فقط کاری رو ‫می‌کردم که بهم می‌گفتن. 20:33.565 --> 20:34.983 ‫آره، کاری رو می‌کردی که بهت می‌گفتن. 20:34.983 --> 20:37.152 ‫از فرمول استفاده کردی تا خودتو پولدار کنی. 20:37.152 --> 20:38.362 ‫من دستکاریش کردم. 20:38.362 --> 20:42.824 ‫آفت‌کش‌های من فقط برای ‫اون کرم‌های لعنتی کشنده‌ست. 20:44.201 --> 20:46.286 ‫من جلوی قحطی رو می‌گیرم. 20:46.286 --> 20:48.121 ‫می‌فهمی؟ 20:48.121 --> 20:50.207 ‫مردم به خاطر من غذا می‌خورن. 20:50.207 --> 20:52.292 ‫مردم به خاطر تو مردن... 20:52.292 --> 20:54.753 ‫چون می‌خواستی جون خودت ‫و حساب بانکیت رو نجات بدی. 20:54.753 --> 20:56.004 ‫چی رو از دست دادیم؟ 20:56.004 --> 20:57.589 ‫یه کارمند دولت؟ 20:57.589 --> 20:59.549 ‫یه بازیکن فوتبال کوفتی؟ 20:59.549 --> 21:02.177 ‫چند تا مأمور رده‌پایین سی‌آی‌ای؟ 21:02.177 --> 21:04.346 ‫نجات دادن دنیا هزینه داره. 21:04.346 --> 21:07.099 ‫خب، با این عوضی چی‌کار کنیم؟ 21:07.099 --> 21:08.934 ‫حتی اگه فلش رو از لایلا و آمیشا بگیریم، 21:08.934 --> 21:10.978 ‫بازم می‌تونن پیداش کنن و دستورشو ازش بگیرن. 21:10.978 --> 21:12.854 ‫من هیچی بهشون نمی‌گم. 21:15.899 --> 21:17.234 ‫قسم می‌خورم. 21:17.234 --> 21:19.611 ‫تو با چند تا انگشت شکسته همه‌چیو لو دادی. 21:20.612 --> 21:22.447 ‫من دیدم این زن‌ها با آدما چی‌کار می‌کنن. 21:23.448 --> 21:25.284 ‫حرف می‌زنی. 21:27.035 --> 21:28.829 ‫صبر کن. صبر کن! 21:28.829 --> 21:29.746 ‫صبر کن، صبر کن، صـ... 21:30.831 --> 21:32.833 ‫عجب، ریچر. 21:32.833 --> 21:34.209 ‫من رئیس تیم امنیتی آدمی هستم 21:34.209 --> 21:37.004 ‫که ممکنه رئیس‌جمهور بعدی ‫ایالات متحده آمریکا بشه. 21:37.004 --> 21:39.548 ‫تو نمی‌تونی جلوی من از این گندکاریا بکنی. 21:39.548 --> 21:41.717 ‫نجات دادن دنیا هزینه داره. 21:43.677 --> 21:45.304 ‫من که با این مشکلی ندارم. 22:02.487 --> 22:04.698 ‫اون‌قدری بسازید که هزاران نفر رو بکشه. 22:16.460 --> 22:18.879 ‫ببخشید. 22:36.146 --> 22:37.856 ‫هرچه سریع‌تر آمارشو دربیار. 23:02.714 --> 23:04.299 ‫ای وای. 23:21.775 --> 23:24.152 ‫جیکوب. از پلام چه خبر؟ 23:24.152 --> 23:25.237 ‫نمی‌دونم. 23:25.237 --> 23:27.864 ‫پلیسای بیمارستان شناساییم ‫کردن، مجبور شدم فرار کنم. 23:27.864 --> 23:30.075 ‫آخرین باری که دیدمش، حالش اصلاً خوب نبود. 23:30.075 --> 23:31.576 ‫لعنتی. 23:31.576 --> 23:33.203 ‫- خوبی؟ ‫- راستش نه، 23:33.203 --> 23:35.330 ‫چون همین الان فهمیدم لایلا داره فلش رو 23:35.330 --> 23:37.833 ‫فردا ساعت ۱۰ صبح تو ‫دارک‌وب به حراج می‌ذاره. 23:38.417 --> 23:39.543 ‫از کجا می‌دونی؟ 23:39.543 --> 23:42.712 ‫یادت میاد پلام تو یه انجمنی ‫به مخاطباش آمار داده بود 23:42.712 --> 23:44.631 ‫و دنبال اطلاعاتی از فلش می‌گشت؟ 23:44.631 --> 23:48.009 ‫خب، گوشیش دست منه و یکی از ‫رفقای خبرنگارش جوابشو داده. 23:48.009 --> 23:50.387 ‫این یارو آگهی حراج رو 23:50.387 --> 23:53.306 ‫تو دارک‌وب پیدا کرده و طبق شنیده‌هاش، ‫به نظر می‌رسه 23:53.306 --> 23:55.767 ‫اکثر آشغال‌های سرشناس دنیا ‫قراره قیمت بدن. 23:55.767 --> 23:57.853 ‫خب، تونستی بفهمی ‫دقیقاً چی داره فروخته می‌شه؟ 23:57.853 --> 24:00.605 ‫فرمول یه سلاح شیمیایی کشتار جمعی. 24:00.605 --> 24:01.982 ‫لعنتی. 24:01.982 --> 24:03.608 ‫آره، اوضاع خرابه. 24:03.608 --> 24:05.360 ‫شاید از چیزی که فکر می‌کنی هم بدتر باشه. 24:05.360 --> 24:08.822 ‫تو آگهی حراج به یه نمایش ‫اثبات ادعا هم اشاره شده. 24:08.822 --> 24:12.367 ‫پلیس هم تو اون رستوران ‫قدیمی وسایل شیمی پیدا کرده. 24:12.367 --> 24:13.577 ‫حالا همه چی جور درمیاد. 24:13.577 --> 24:15.704 ‫تا مطمئن نشی سلاحی کار می‌کنه، ‫میلیاردها دلار بابتش خرج نمی‌کنی. 24:15.704 --> 24:18.081 ‫اگه وقت مزایده رو مشخص ‫کردن، حتماً تا الان ساختنش. 24:18.081 --> 24:22.461 ‫برای همین بود که آنا رو مجبور ‫کردن بعد از دزدیدن فایل، پاکش کنه. 24:22.461 --> 24:26.173 ‫اگه فقط یه نسخه از فرمول ‫باشه، ارزشش خیلی بیشتر میشه. 24:26.173 --> 24:29.801 ‫اگه مزایده فرداس، امشب آدما ‫رو می‌کشن تا ثابت کنن کار می‌کنه. 24:30.385 --> 24:31.970 ‫زمانشون خیلی کم نیست؟ 24:31.970 --> 24:34.681 ‫نمی‌تونن مزایده رو بندازن عقب؟ 24:34.681 --> 24:37.142 ‫نه اگه بعضی خریدارا شرط ‫کرده باشن که نباید تاخیر بخوره. 24:37.142 --> 24:40.270 ‫و لایلا و آمیشا الان اصلا ‫نمی‌خوان ضعیف به نظر برسن. 24:40.270 --> 24:42.606 ‫قول فروش دادن، پس حتماً انجامش میدن. 24:42.606 --> 24:45.650 ‫فقط فکرشو نمی‌کردن خواهرت ‫گند بزنه به کل نقشه‌شون. 24:45.650 --> 24:47.903 ‫توی اینترنت بگرد، ببین ‫برنامه‌ای توی فیلادلفیا هست 24:47.903 --> 24:49.821 ‫که به درد هدف قرار گرفتن بخوره. 24:49.821 --> 24:51.573 ‫از کجا می‌دونی حمله قراره همین‌جا باشه؟ 24:51.573 --> 24:53.658 ‫ششمین شهر بزرگ آمریکاست. 24:53.658 --> 24:55.702 ‫تلفات خیلی سنگینی می‌گیرن. 24:55.702 --> 24:56.995 ‫در ضمن، همین‌جا قرار بود آنا رو ببینن. 24:56.995 --> 24:58.079 ‫تجهیزات شیمی رو هم 24:58.079 --> 24:59.247 ‫آماده گذاشته بودن. 24:59.247 --> 25:01.583 ‫ساختن سلاح و استفاده‌ش توی ‫همین شهر ریسکش خیلی کمتره 25:01.583 --> 25:04.169 ‫تا این‌که یه چیز به این ‫کشندگی رو ببرن یه جای دیگه. 25:04.169 --> 25:06.171 ‫مخصوصاً الان که پلیس، ما، مزدورا 25:06.171 --> 25:08.173 ‫و سازمان سیا همه‌شون دنبالشونن. 25:08.173 --> 25:10.008 ‫ریسک لو رفتنشون رو به حداقل می‌رسونن. 25:10.008 --> 25:12.552 ‫توی فیلادلفیا می‌سازنش و همین‌جا ‫توی فیلادلفیا هم فعالش می‌کنند. 25:12.552 --> 25:14.095 ‫دقیقاً دنبال چی باید بگردم؟ 25:14.095 --> 25:17.724 ‫یه فضای باز که نشان بده سم توی ‫هوای آزاد چقدر خوب کار می‌کنه. 25:17.724 --> 25:19.392 ‫پارک سیتیزنز بنک؟ 25:19.392 --> 25:22.145 ‫نه. من آخرین بازی فیلیز ‫رو قبل یه سفر دیدم. 25:22.145 --> 25:25.065 ‫جشنواره فانوس‌های چینی توی فرانکلین اسکوئر. 25:25.065 --> 25:26.691 ‫بنرهاشو دیده بودم. 25:26.691 --> 25:27.943 ‫اون که آخر هفته بعدیه. این یکی چطوره؟ 25:27.943 --> 25:29.152 ‫«ارکستر فیلادلفیا 25:29.152 --> 25:30.987 ‫موسیقی فیلم در من سنتر اجرا می‌کند.» 25:30.987 --> 25:33.448 ‫فضای بازه، ۱۴.۰۰۰ تا صندلی داره. 25:33.448 --> 25:34.699 ‫امشب برنامه دیگه ای نیست. 25:34.699 --> 25:36.785 ‫- همین خودشه‌. ‫- زنگ می‌زنم خبر بدم. 25:36.785 --> 25:39.579 ‫مامورای فدرال و پلیس فیلادلفیا دنبالمونن. 25:39.579 --> 25:40.872 ‫کی حرفمونو باور می‌کنه؟ 25:41.665 --> 25:43.500 ‫داکرتی. 25:43.500 --> 25:45.752 ‫منو گرفته بود ولی ولم کرد. 25:46.336 --> 25:47.420 ‫چرا باید همچین کاری کنه؟ 25:47.420 --> 25:49.714 ‫به خاطر تو. اگه تو زنگ بزنی 25:49.714 --> 25:52.133 ‫گوش می‌ده، تامارا. 25:54.553 --> 25:55.929 ‫در ضمن، لازمه بیاید دنبالم. 26:18.535 --> 26:19.619 ‫به عنوان یه شب تابستونی 26:19.619 --> 26:21.371 ‫خیلی سرده. 26:21.371 --> 26:22.747 ‫انگار طوفان تو راهه. 26:24.124 --> 26:27.711 ‫خب، پس آمیشا می‌دونست فرمول رو تخته تاره 26:27.711 --> 26:29.129 ‫چون خودش عکس گرفته بود؟ 26:29.129 --> 26:31.881 ‫- دقیقا. ‫- و وقتی تکنولوژی پیشرفت کرد، 26:31.881 --> 26:34.759 ‫فهمید که الان می‌تونه فرمول رو خوانا کنه. 26:34.759 --> 26:36.386 ‫ولی عکس توی فایل‌های قدیمی 26:36.386 --> 26:39.264 ‫توی مقر دلتا فورس در فورت ‫لیبرتی کارولینای شمالی ذخیره شده بود. 26:39.264 --> 26:40.807 ‫نفوذ به اونجا غیرممکن بود. 26:40.807 --> 26:43.602 ‫ولی وقتی کنگره تصمیم گرفت ‫فایل‌های قدیمی دولت رو دیجیتالی کنه، 26:43.602 --> 26:45.353 ‫آمیشا فرصت رو دید. 26:45.353 --> 26:47.063 ‫پرونده‌ها رو از پادگان بردن بیرون 26:47.063 --> 26:49.899 ‫به یه مرکز دولتی که اون‌قدرام امن نیست. 26:49.899 --> 26:51.192 ‫آمیشا تحقیق می‌کنه، 26:51.192 --> 26:54.362 ‫می‌فهمه کدوم کارمند نقطه ضعفی ‫داره که بشه ازش سوءاستفاده کرد. 26:54.946 --> 26:56.865 ‫مثلاً یه مادر مجرد با یه پسر. 27:00.327 --> 27:03.371 ‫باید هزار تا چیز دست به دست ‫هم می‌داد تا من جاشونو گم کنم. 27:05.540 --> 27:08.126 ‫و ممنون از حضورتون، فیلادلفیا. 27:08.126 --> 27:10.337 ‫شب فوق‌العاده‌ای داشته باشید. 27:10.337 --> 27:11.421 ‫اوه، لعنتی. 27:12.672 --> 27:14.507 ‫چیزی نیست. داکرتیه. 27:21.181 --> 27:22.390 ‫خب، رسماً به فنا رفتیم. 27:22.390 --> 27:24.684 ‫پلیس و سگ گوشه به گوشه اینجا پره. 27:24.684 --> 27:28.021 ‫همه کسایی که رفتن داخل رو ‫گشتن، اجرا رو عقب انداختن، 27:28.021 --> 27:30.190 ‫صاحبان سالن رو شاکی کردن، ‫حال چند تا مسئول شهری رو هم گرفتن 27:30.190 --> 27:33.193 ‫که با خانواده‌های ‫کوفتیشون آمده بودن اینجا. 27:33.193 --> 27:36.321 ‫و می‌دونی من مجبور شدم چقدر خفت بکشم 27:36.321 --> 27:38.782 ‫که وانمود کنم یه پلیس دهاتی بهم رودست زده؟ 27:38.782 --> 27:41.034 ‫الان نصف نیروهای اداره رو کشوندم اینجا 27:41.034 --> 27:42.702 ‫دنبال نخود سیاه. 27:42.702 --> 27:44.245 ‫من بهت اعتماد کردم، ‫تو هم گذاشتی تو کاسه‌ام. 27:45.497 --> 27:47.916 ‫- عمدی نبود. ‫- اوه. 27:47.916 --> 27:49.501 ‫مثلاً تصادفی بود؟ 27:49.501 --> 27:51.795 ‫مثل همون اتفاقی که برای ‫اون یارو آلکوئیست افتاد؟ 27:52.379 --> 27:54.923 ‫اخبار رو دیدم، احمق‌ها. 27:54.923 --> 27:58.426 ‫آلکوئیست امروز بعدازظهر توی تصادف مرد. 27:58.426 --> 28:00.929 ‫از ماشین پرت شد بیرون و گردنش شکست. 28:00.929 --> 28:02.931 ‫شما توی این قضیه دستی داشتین؟ 28:05.975 --> 28:07.310 ‫من زدم به یه گوزن. 28:08.645 --> 28:09.854 ‫هی، رفتی 28:09.854 --> 28:11.231 ‫پلام رو ببینی؟ 28:11.231 --> 28:14.192 ‫هنوز تو اتاق عمله. سر ‫راهم به خونه بهش سر می‌زنم. 28:15.443 --> 28:18.947 ‫چرا قبل اینکه کسی بشناستتون ‫از اینجا جیم نمی‌شید؟ 28:18.947 --> 28:21.783 ‫یا شاید خودم شما رو نشونشون بدم 28:21.783 --> 28:24.369 ‫بعد این گندکاری که اینجا راه انداختید. 28:35.880 --> 28:37.173 ‫نمی‌فهمم. 28:38.216 --> 28:40.051 ‫همه شرایط رو داشت. 28:40.051 --> 28:42.762 ‫فضای باز، جمعیت زیاد، توی فیلادلفیا. 28:42.762 --> 28:45.140 ‫- چی رو داریم از دست میدیم آخه؟ ‫- باید بریم. 28:45.140 --> 28:47.684 ‫یکم دیگه اینجا ترافیک سنگینی میشه. 28:48.893 --> 28:50.854 ‫صبر کن. 28:50.854 --> 28:52.731 ‫ترافیک. 28:52.731 --> 28:54.983 ‫می‌خوان به بزرگراه حمله کنن. 28:54.983 --> 28:56.359 ‫بر چه اساسی؟ 28:56.359 --> 28:57.736 ‫مزایده ساعت ۱۰:۰۰ صبحه. 28:57.736 --> 28:59.446 ‫به اینجا حمله نمی‌کنن، پس ‫بهترین فرصت بعدی‌شون 28:59.446 --> 29:02.073 ‫برای کشتن هزاران نفر تو فضای باز چیه؟ 29:02.073 --> 29:03.324 ‫ترافیک صبحگاهی. 29:04.659 --> 29:06.161 ‫ترافیک سنگین حول‌وحوش ۷:۳۰ شروع می‌شه. 29:06.161 --> 29:07.370 ‫منطقیه. 29:07.370 --> 29:09.914 ‫هم‌زمان که مردم دارن روی سلاح‌شون ‫قیمت میدن، شبکه‌های خبری ۲۴ ساعته 29:09.914 --> 29:12.459 ‫پوشش زنده مرگ‌ومیرهایی که ‫راه انداختن رو پخش می‌کنن. 29:12.459 --> 29:14.586 ‫ولی چطوری می‌شه به یه بزرگراه حمله کرد؟ 29:14.586 --> 29:16.504 ‫یه کامیون یخچال‌دار رو دستکاری کن ‫طوری که سیستم اگزوزش 29:16.504 --> 29:18.047 ‫سموم رو از پشت بده بیرون. 29:18.047 --> 29:19.632 ‫مستقیم می‌ره تو سیستم تهویه ‫هر ماشینی 29:19.632 --> 29:21.050 ‫که تا کیلومترها سپر‌به‌سپر گیر کرده. 29:21.050 --> 29:23.011 ‫یه هواپیمای سم‌پاش اجاره کن ‫و بالای بزرگراه مانور بده. 29:23.011 --> 29:25.513 ‫اطراف اینجا چه جاده‌هایی داریم؟ ۹۵؟ 29:25.513 --> 29:27.974 ‫۹۵، بلوار روزولت، اسکولکیل. 29:27.974 --> 29:29.809 ‫صبح‌ها همه جا قفله. 29:29.809 --> 29:31.811 ‫هر ماشین می‌شه یه تابوت. 29:31.811 --> 29:33.521 ‫کی به حرف ما گوش می‌ده؟ 29:33.521 --> 29:37.442 ‫ما همین الان اعتباری که پیش تنها ‫پلیس شهر داشتیم رو هم خرج کردیم، 29:37.442 --> 29:39.986 ‫خودمونم که نمی‌تونیم بزرگراه‌ها رو ببندیم. 29:39.986 --> 29:41.488 ‫ما نمی‌تونیم. 29:41.488 --> 29:43.698 ‫ولی دولت فدرال شاید بتونه. 29:55.335 --> 29:56.711 ‫هی، نیک، کالین. 29:56.711 --> 29:58.797 ‫ممنون که اومدین. ‫دستتون درد نکنه. 29:58.797 --> 29:59.714 ‫دان. 29:59.714 --> 30:01.132 ‫- سلام جان، چطوری؟ ‫- دسته چکت رو بکش بیرون رفیق. 30:01.132 --> 30:03.259 ‫خوشحال شدم دیدمت. 30:03.259 --> 30:05.094 ‫ای وای. ممنون که اومدین. 30:05.094 --> 30:06.012 ‫جناب نماینده. 30:06.930 --> 30:08.640 ‫- مایک دانستون هستم. ‫- سلام آقای دانستون. 30:08.640 --> 30:11.184 ‫خواهش می‌کنم، مایک. ‫فقط می‌خواستم خودمو معرفی کنم. 30:11.184 --> 30:12.602 ‫من تو مزایده‌ی شام با شما برنده شدم. 30:12.602 --> 30:14.437 ‫اوه، ممنونم. بی‌صبرانه منتظرشم. 30:14.437 --> 30:16.815 ‫- و ایشون کی باشن؟ ‫- اوه، این پسرم کایله. 30:16.815 --> 30:19.818 ‫- اوه، از دیدنت خوشوقتم کایل. ‫- سلام، جناب. 30:19.818 --> 30:22.779 ‫کایل، چطوره چند دقیقه اون‌جا بشینی؟ 30:25.573 --> 30:28.660 ‫می‌دونم سر شام وقت برای صحبت دارین، ‫ولی فقط می‌خواستم یه زمینه‌سازی کرده باشم. 30:28.660 --> 30:30.745 ‫من صاحب شرکت هایدرومید پاور هستم. 30:30.745 --> 30:32.914 ‫ما نیروگاه‌های برق‌آبی مدرن می‌سازیم، 30:32.914 --> 30:35.124 ‫- و یه پروژه جدید داریم... ‫- آره، در جریانش هستم. 30:35.124 --> 30:36.709 ‫خب، پس می‌دونین ‫که برای شبکه برق خوبه 30:36.709 --> 30:38.211 ‫و برای محیط زیست هم مفیده. 30:38.211 --> 30:39.712 ‫چیزایی که دیدم امیدوارکننده به نظر میاد، 30:39.712 --> 30:42.757 ‫ولی کمک مالی شما به خیریه همسرم ‫تأثیری روی رأی من نمیذاره. 30:42.757 --> 30:44.634 ‫فقط باید مطمئن بشم که توی این ‫موضوع با هم هم‌عقیده‌ایم، مایک. 30:44.634 --> 30:46.135 ‫البته، البته، من فقط... 30:46.135 --> 30:47.512 ‫ببخشید، جناب نماینده. 30:48.930 --> 30:50.932 ‫کمیسیون تنظیم مقرراته. باور می‌کنی؟ 30:50.932 --> 30:52.767 ‫- اوه. ‫- من... الان برمی‌گردم. 30:52.767 --> 30:54.394 ‫کاملاً درک می‌کنم. 31:00.108 --> 31:01.985 ‫باورم نمیشه بابات 31:01.985 --> 31:03.945 ‫به یه شام مزایده یه نماینده ‫کنگره حوصله‌سربر اومده 31:03.945 --> 31:05.572 ‫جای اینکه بلیت جایگاه ویژه بگیره. 31:07.198 --> 31:08.616 ‫طرفدار فیلیز هستی؟ 31:08.616 --> 31:11.494 ‫نه خیلی. تا حالا با بابام ‫نرفتم یه بازی رو ببینم. 31:11.494 --> 31:12.912 ‫بیسبال دوست نداره؟ 31:12.912 --> 31:14.664 ‫همه‌اش سرش شلوغه. 31:19.127 --> 31:21.170 ‫درکش می‌کنم. 31:22.422 --> 31:23.840 ‫ببخشید بابت این. 31:23.840 --> 31:25.842 ‫می‌گم مایک، یه فکری دارم. 31:25.842 --> 31:28.928 ‫چطوره به‌جای اون، من و تو ‫و کایل بریم بازی بیسبال ببینیم؟ 31:28.928 --> 31:30.889 ‫نه؟ شام خوردن ممکنه ‫خسته‌کننده باشه، تیم فیلیز هم 31:30.889 --> 31:33.558 ‫اون پسره رو داره که می‌تونه ‫با سرعت ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت پرتاب کنه. 31:33.558 --> 31:35.059 ‫چند تا ساندویچ تگزاس تامی ‫و چند تا نوشیدنی می‌خوریم، 31:35.059 --> 31:37.645 ‫من و تو هم می‌تونیم یکم ‫درباره کار حرف بزنیم. 31:37.645 --> 31:38.855 ‫چطوره؟ 31:38.855 --> 31:40.940 ‫عالیه. 31:40.940 --> 31:42.817 ‫می‌گم دفترم ردیفش کنه. 31:42.817 --> 31:43.902 ‫ببخشید، اه... 31:43.902 --> 31:45.945 ‫فقط یه دقیقه دیگه. 31:45.945 --> 31:47.363 ‫بله؟ 31:48.364 --> 31:50.450 ‫من تا اینینگ چهارم رفتم. 31:50.450 --> 31:52.994 ‫اونوقت کلاً در اختیار خودته. 32:01.336 --> 32:02.754 ‫ریچر. 32:02.754 --> 32:05.214 ‫اسپرینگفیلد بهم گفت تو ‫دلاور چه اتفاقی افتاده. 32:05.214 --> 32:08.217 ‫نمی‌تونم بگم روش کارت رو تأیید می‌کنم. 32:08.217 --> 32:09.928 ‫ما دلیل داریم باور کنیم سمی ‫که آلکوئیست درباره‌ش گفت 32:09.928 --> 32:11.679 ‫قراره فردا صبح موقع ترافیک ‫شدید، تو یکی از بزرگراه‌های فیلادلفیا 32:11.679 --> 32:14.015 ‫- استفاده بشه. ‫- بر چه اساسی؟ 32:14.015 --> 32:16.309 ‫زن‌هایی که خودشون رو ‫لایلا و آمیشا هاث معرفی می‌کنن 32:16.309 --> 32:17.560 ‫فرمول شیمیایی رو برای ‫ساعت ۱۰:۰۰ صبح به وقت محلی 32:17.560 --> 32:19.562 ‫توی دارک‌وب گذاشتن برای حراج. 32:21.064 --> 32:24.484 ‫و می‌خوان قبلش یه حمله ‫موفق بکنن تا قیمت بالا بره. 32:25.693 --> 32:28.488 ‫لعنتی. زنگ می‌زنم به امنیت داخلی. 32:30.031 --> 32:32.367 ‫بیا هفته دیگه که واشینگتن بودم بریم ناهار. 32:32.367 --> 32:33.785 ‫باشه، حتماً. 32:34.827 --> 32:37.413 ‫هی. اسپرینگفیلد رو ندیدی؟ 32:37.413 --> 32:40.083 ‫آره، چند دقیقه پیش رفت سمت ورودی خدمات. 32:40.083 --> 32:43.711 ‫نگهبانی اونجا بی‌سیم رو ‫جواب نمی‌ده، اونم بدجور شاکیه. 32:43.711 --> 32:45.129 ‫چی؟ هیچ‌کس از نگهبانی نیست؟ 32:45.713 --> 32:47.548 ‫دم ورودی خدمات که کسی نیست. 32:47.548 --> 32:50.551 ‫احتمالاً چون سرو شام تموم ‫شده، زودتر رفتن. 32:51.761 --> 32:53.513 ‫دلیل جواب ندادن‌شون این نیست. 32:53.513 --> 32:55.139 ‫باید برگردی به هتل. 32:55.139 --> 32:57.141 ‫- چرا؟ ‫- وقت توضیح دادن ندارم. 32:57.141 --> 32:58.810 ‫فقط الان برو. 33:03.606 --> 33:05.400 ‫- بله. ‫- اونا فردا به بزرگراه‌ها 33:05.400 --> 33:06.776 ‫حمله نمی‌کنن. 33:06.776 --> 33:08.736 ‫اونا امشب همین‌جا، جایی ‫که من هستم حمله می‌کنن. 33:08.736 --> 33:09.946 ‫کجا هستی؟ 33:09.946 --> 33:11.531 ‫پنز لندینگ توی فیلادلفیا. 33:11.531 --> 33:14.033 ‫یه مراسم خیریه توی فضای ‫باز، آدمای زیادی هم هستن. 33:14.033 --> 33:16.285 ‫نه به اندازه کسایی که می‌تونن ‫توی ترافیک صبحگاهی بکشن. 33:16.285 --> 33:18.371 ‫چرا باید به یه مراسم ‫خیریه کوچک‌تر حمله کنن؟ 33:18.371 --> 33:20.039 ‫چون مراسم خیریه همسرمه. 33:20.039 --> 33:21.666 ‫می‌دونن من اینجام. 33:22.166 --> 33:25.628 ‫من اینو قبلاً بهت نگفتم، ‫چون ربطی نداشت، 33:25.628 --> 33:26.838 ‫ولی وقتی گفتم 33:26.838 --> 33:29.632 ‫نیروی دلتا ژنرال پوترا رو تعقیب کرد و کشت، 33:29.632 --> 33:32.635 ‫من کسی بودم که ماشه رو کشید. 33:47.984 --> 33:49.360 ‫نه! 34:13.885 --> 34:17.555 ‫زنی که خودش رو آمیشا معرفی ‫می‌کنه، دید که من این کار رو کردم. 34:17.555 --> 34:19.849 ‫اون پوترا رو می‌پرستید. 34:21.184 --> 34:24.145 ‫اگه بخواد جایی رو تو فیلادلفیا ‫انتخاب کنه تا سلاحش رو نشون بده، 34:24.145 --> 34:26.939 ‫چرا جایی رو انتخاب نکنه ‫که هم‌زمان انتقامشم بگیره؟ 34:26.939 --> 34:28.983 ‫هم پول گیرش میاد، هم انتقام. 34:28.983 --> 34:30.485 ‫براش یه تیر دو نشونه. 34:30.485 --> 34:32.153 ‫دلیلی نداره مراسم تو رو انتخاب نکنه. 34:32.153 --> 34:33.613 ‫پنز لندینگ دور نیست. 34:33.613 --> 34:35.073 ‫سفت بچسبین. 34:38.659 --> 34:41.287 ‫هی، قطع نکن. 34:42.330 --> 34:43.498 ‫اسپرینگفیلد. 34:43.498 --> 34:45.166 ‫قربان، یه مشکل داریم. 34:45.166 --> 34:46.709 ‫بذار حدس بزنم. 34:46.709 --> 34:49.420 ‫نگهبان ورودی خدمات مرده. 34:49.420 --> 34:50.630 ‫گلوش بریده شده. 34:50.630 --> 34:52.381 ‫لعنتی. 34:52.381 --> 34:54.300 ‫اوضاع اینجا به‌زودی خیلی خراب می‌شه. 34:57.762 --> 34:59.972 ‫می‌خوای الزپت رو بفرستم خونه؟ 34:59.972 --> 35:01.933 ‫من فرستادمش. 35:01.933 --> 35:04.727 ‫نه. الان داره میاد سمت من. 35:04.727 --> 35:06.687 ‫اوه، لعنت بهت الی. 35:06.687 --> 35:09.065 ‫ببین، اونو از اینجا ببر بیرون. من باید برم. 35:12.235 --> 35:13.236 ‫ریچر، 35:13.236 --> 35:14.654 ‫یه نگهبان به قتل رسیده اینجا داریم. 35:14.654 --> 35:15.863 ‫قضیه همین الان داره اتفاق می‌افته. 35:15.863 --> 35:17.031 ‫سالن رو تخلیه کنین. 35:17.031 --> 35:19.283 ‫اگه ببینن مردم دارن فرار می‌کنن، ‫سلاح رو زودتر فعال می‌کنن. 35:19.283 --> 35:20.701 ‫الان نمی‌دونن ما باخبر شدیم. 35:20.701 --> 35:22.495 ‫بهترین فرصتمون اینه که حمله رو خنثی کنیم. 35:22.495 --> 35:25.248 ‫چطوری؟ ما حتی نمی‌دونیم ‫چطور می‌خوان سم رو پخش کنن. 35:25.248 --> 35:27.458 ‫چرا، می‌دونیم. آلکوئیست قبلاً بهمون گفت. 35:27.458 --> 35:29.377 ‫اون گفت یه بمب‌گذار انتحاری ‫تایمز اسکوئر رو نابود می‌کنه. 35:29.377 --> 35:31.337 ‫همین برای پنز لندینگ هم زیادیه. 35:31.337 --> 35:34.340 ‫لایلا و آمیشا که نمی‌خوان خودشونو فدا کنن. 35:34.340 --> 35:36.384 ‫اونا دنبال پولدار شدنن، نه مردن. 35:36.384 --> 35:38.636 ‫ولی اگه با تروریست‌ها برای ‫فروش سلاح در ارتباط باشن، 35:38.845 --> 35:40.638 ‫شاید از یکی از اون گروه‌ها ‫یه متعصب قرض گرفته باشین. 35:40.638 --> 35:43.349 ‫هم اثبات کارکرد سم رو ‫می‌گیرن و هم مسئولیت حمله رو. 35:43.349 --> 35:45.643 ‫وقتی فلش رو از صندوق پست برداشتیم، 35:45.643 --> 35:47.270 ‫پلام یه چیزایی درباره این گفت که 35:47.270 --> 35:50.481 ‫لایلا یکی رو از کشور جیبوتی آورده اینجا. 35:50.481 --> 35:52.191 ‫چهره طرف رو دیدی؟ 35:52.191 --> 35:53.484 ‫نه. 35:53.484 --> 35:55.820 ‫عکس نمی‌خوایم. سمپسون، ‫تو توی نیروی دلتا بودی. 35:55.820 --> 35:57.363 ‫حدس می‌زنم لیست رو بلدی؟ 35:57.989 --> 35:58.990 ‫معلومه که بلدم. 36:00.449 --> 36:01.826 ‫مرورش کن. 36:02.410 --> 36:05.705 ‫شماره یک: لباس نامناسب. 36:05.705 --> 36:09.167 ‫گشاد و بزرگ، برای مخفی کردن مواد منفجره. 36:10.168 --> 36:12.211 ‫شماره دو: راه رفتن غیرعادی 36:12.211 --> 36:14.755 ‫به خاطر سنگینی مواد یا نشئه بودن. 36:14.755 --> 36:17.675 ‫شماره سه: داشتن کیف... 36:18.176 --> 36:20.636 ‫کوله‌پشتی، کیف دستی. 36:20.636 --> 36:21.721 ‫شماره چهار: 36:21.721 --> 36:24.056 ‫مشت گره‌کرده دور کلید چاشنی. 36:24.056 --> 36:25.308 ‫چراغ قرمز رو رد کن. 36:28.060 --> 36:29.854 ‫شماره پنج: 36:29.854 --> 36:32.648 ‫رفتار مضطرب، بی‌قرار. 36:32.648 --> 36:34.567 ‫شماره شش: زیر لب حرف زدن، 36:34.567 --> 36:36.402 ‫احتمالاً دعا خوندن. 36:36.402 --> 36:38.237 ‫شماره هفت: 36:38.237 --> 36:39.739 ‫الگوی تنفس غیرعادی. 36:39.739 --> 36:40.990 ‫شماره هشت: 36:40.990 --> 36:42.575 ‫فقط رو به رو رو نگاه می‌کنن ‫تا مجبور نباشن ببینن 36:42.575 --> 36:43.618 ‫قراره کی رو بکشن. 36:43.618 --> 36:46.037 ‫شماره نه: تمرکز شدید. 36:46.037 --> 36:47.914 ‫شماره ده: راه رفتن با هدف مشخص. 36:54.962 --> 36:56.130 ‫تقریباً رسیدیم. 36:57.215 --> 36:58.925 ‫دیر می‌رسید. 36:58.925 --> 37:00.051 ‫چرا؟ 37:01.052 --> 37:02.887 ‫چون من پیداش کردم. 37:08.100 --> 37:10.019 ‫باعث افتخاره که می‌بینمتون. 37:10.019 --> 37:13.981 ‫ما نمی‌تونیم اون‌طور که باید از فداکاری شما 37:13.981 --> 37:16.651 ‫تشکر کنیم و تا ابد مدیونتون هستیم. 37:17.151 --> 37:19.028 ‫باید برم، ریچر. 37:20.029 --> 37:21.656 ‫قطع کرد. 37:43.636 --> 37:45.513 ‫هی. صبر کن. 37:45.513 --> 37:47.848 ‫ورودی اصلی. یه یاروی ‫غول‌پیکر همین الان از اینجا رد شد. 38:06.492 --> 38:07.743 ‫هی! 38:28.306 --> 38:33.269 www.Doostihaa.com