WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:13.782 --> 01:14.949 ‫اعلی‌حضرت. 01:42.143 --> 01:46.648 ‫یوم‌مه؟ صدات رو نمی‌شنوم. ‫بلندتر حرف بزن. 01:48.525 --> 01:50.860 ‫چرا اینجا این‌قدر خفه و تنگه؟ 01:50.944 --> 01:52.821 ‫من مگه کِرمم که این‌جا جا بشم؟ 01:52.904 --> 01:55.115 ‫واقعا فقط اینجا می‌تونستی ‫منو پنهان کنی؟ 01:55.865 --> 01:57.158 ‫چی داره میگه؟ 01:58.660 --> 02:01.496 ‫بیا نزدیک‌تر و حرف بزن. 02:01.996 --> 02:03.289 ‫از این سوراخ حرف بزن. 02:15.844 --> 02:18.346 ‫شاید بهتره همین‌جا بی‌خیالش بشم. ‫وای خدا. 02:18.429 --> 02:20.014 ‫میشه اینقدر همش شکایت نکنی؟ 02:20.098 --> 02:23.059 ‫وقتی بهت گفتم فرار کن، ‫خودت تصمیم گرفتی که بمونی. 02:23.143 --> 02:25.854 ‫موندم، چون قول داده بودم نجاتت بدم، ‫همون‌طور که تو منو نجات دادی. 02:25.937 --> 02:27.480 ‫الان داری منو سرزنش می‌کنی؟ 02:28.064 --> 02:31.442 ‫التماس مادربزرگم رو کردم تا تورو پنهون کنه ‫ولی تو همش شکایت می‌کنی. 02:31.526 --> 02:34.445 ‫منم دارم تمام احساس گناه و ‫قدردانی‌ام را از دست میدم. 02:34.946 --> 02:36.698 ‫یون‌مه... 02:41.119 --> 02:42.787 ‫چون ذات این کار سخته، 02:44.873 --> 02:46.666 ‫برای همین یه لحظه از کوره در رفتم. 02:46.749 --> 02:48.418 ‫خب، 02:51.379 --> 02:54.090 ‫این یوم‌مه دقیقا چیه؟ 02:55.592 --> 02:56.509 ‫یک مراسم نفرین. 02:57.844 --> 02:59.554 ‫و بسیار پلید. 02:59.637 --> 03:03.016 ‫آیینی که در اون فرد رو داخل یک خمره ‫حبس می‌کنند تا از گرسنگی بمیره 03:05.018 --> 03:06.936 ‫و به یک وون‌گوی تبدیل بشه. 03:08.062 --> 03:11.149 ‫- ولی اگه... ‫- نمی‌توانم به یک روح در آب تبدیل شوم. 03:11.232 --> 03:12.775 ‫پس این تنها راهه. 03:15.987 --> 03:17.280 ‫اگه اینکارو رو بکنی، 03:18.573 --> 03:20.533 ‫روح ولیعهد رونده میشه؟ 03:20.617 --> 03:22.076 ‫من هیچ قدرتی برای اینکار ندارم. 03:22.160 --> 03:27.373 ‫تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که ‫روحم رو از این شکاف کوچیک رد کنم. 03:28.666 --> 03:33.296 ‫به‌جاش راهی پیدا می‌کنم ‫تا قدرت روح ولیعهد رو مهار کنم. 03:34.881 --> 03:36.049 ‫پس من... 03:37.967 --> 03:42.305 ‫پدرم رو قانع می‌کنم تا تورو نکشه. 03:42.931 --> 03:46.226 ‫ولی اگه دوباره با پادشاه بدرفتاری کنی ‫و بندازنت بیرون چی؟ 03:46.726 --> 03:48.728 ‫هیچکدوم که اخلاق درست‌حسابی ندارین. 03:49.979 --> 03:53.149 ‫تو نگران نباش. ‫فقط سعی کن نمیری. 03:54.400 --> 03:56.361 ‫توئی نباید نگران باشی. 03:57.403 --> 04:01.157 ‫واسه خاطر کمک به من، ‫سعی نکن قبر خودتو بِکَنی. 04:11.501 --> 04:12.335 ‫خب دیگه. 04:12.835 --> 04:15.922 ‫لطفا این سوراخ رو هم بپوشون. 05:20.737 --> 05:22.113 ‫اون کجاست؟ 05:22.613 --> 05:24.657 ‫نمی‌تونم بگم. 05:25.825 --> 05:28.703 ‫نه تا وقتی که قول بدید اونو نمی‌کشین. 05:28.786 --> 05:30.955 ‫حالا که شاهزاده یونگان مُرده، 05:31.664 --> 05:33.833 ‫نقش اونم در قصر تمومه. 05:33.916 --> 05:37.045 ‫روح هنوز از قصر رونده نشده، ‫پس بهش نیاز داریم. 05:37.128 --> 05:38.629 ‫اون قبلا توی کارش شکست خورده. 05:39.213 --> 05:42.383 ‫دیگه به اون بی‌کفایت یه فرصت دیگه نمی‌دم. 05:42.467 --> 05:45.678 ‫بخاطر اینکه اصلا بهش هویت واقعی روح رو نگفتین. 05:51.267 --> 05:53.394 ‫شما باید حالا دیگه حقیقت رو دونسته باشین. 05:53.478 --> 05:57.273 ‫اگه گوچون رو بکشی تا اینکه ‫ولیعهد همون روحه پنهان بمونه، 05:58.441 --> 06:00.401 ‫ما هم به‌زودی گرفتار سرنوشت شاهزاده یونگان می‌شیم. 06:03.988 --> 06:06.532 ‫از این لحظه به بعد، از قصر اخراج میشی. 06:07.033 --> 06:07.950 ‫فورا برو بیرون. 06:08.034 --> 06:09.827 ‫نمی‌تونم اینکارو بکنم. 06:09.911 --> 06:11.454 ‫اگه ناپدید بشی، 06:11.537 --> 06:15.416 ‫دیگه کسی نمی‌مونه که بهش کمک کنه. 06:16.042 --> 06:17.001 ‫پس... 06:19.837 --> 06:22.340 ‫پدر، من راز کثیف شما رو برملاء می‌کنم. 06:22.924 --> 06:24.801 ‫هیچوقت روح برکه‌ای وجود نداشت. 06:24.884 --> 06:27.929 ‫چون این شما بودید که پسران ‫پادشاه فقید رو کشتین. 06:34.227 --> 06:39.315 ‫اگه نمی‌خوای درست مثل مادرت بمیری، ‫دیگه هرگز این حرفا رو تکرار نکن. 06:40.400 --> 06:41.359 ‫اون کجاست؟ 06:44.529 --> 06:46.280 ‫پس کار شما بود، پدر؟ 06:48.116 --> 06:51.119 ‫- مادر رو هم شما کشتین؟ ‫- دوباره سوالم رو تکرار نمی‌کنم. 06:51.702 --> 06:54.580 ‫- گوچون کجاست؟ ‫- من سوالم رو دوباره تکرار می‌کنم. 06:56.999 --> 06:58.960 ‫شما مادر رو کشتین؟ 07:07.593 --> 07:09.137 ‫خواجه اعظم! 07:10.138 --> 07:12.473 ‫شاهدخت رو در اقامتگاهش حبس کنید. 07:12.557 --> 07:17.353 ‫به شدت مراقبش باشید تا نتونه ‫یک قدم هم از اقامتگاهش بیرون بذاره. 07:35.746 --> 07:38.916 ‫ای کوچولوی قدرنشناس. 07:39.417 --> 07:41.377 ‫همش رو داره خودش می‌خوره. 08:49.737 --> 08:51.614 ‫یک کینه عمیق 08:52.114 --> 08:54.242 ‫همه‌جا را فرا گرفته. 08:56.953 --> 08:59.080 ‫با این وضعیت، شاهدخت، 09:00.623 --> 09:02.542 ‫جان پادشاه... 09:06.087 --> 09:07.255 ‫همسر سلطنتی... 09:08.464 --> 09:10.258 ‫از بانوی سلطنتی سوک‌بین کمک بخواهید... 09:26.023 --> 09:29.235 ‫چرا درباره ولیعهد فقید سوال می‌پرسی؟ 09:29.735 --> 09:34.073 ‫چیزی از وسایل ولیعهد مونده؟ 09:36.617 --> 09:39.120 ‫به خواسته سنگ‌گانگ پنهانت کردم، 09:39.203 --> 09:41.872 ‫حالا منو اینجا کشوندی که ‫این حرف‌های بی‌معنی رو بزنی؟ 09:42.456 --> 09:45.835 ‫هدف تو باید گرفتن روحی باشه ‫که اعلی‌حضرت را عذاب میده. 09:45.918 --> 09:47.378 ‫چرا باید... 09:50.172 --> 09:52.633 ‫ولیعهد باید چنین کینه‌ای از اعلی‌حضرت داشته باشه؟ 09:54.302 --> 09:55.303 ‫داری میگی... 09:56.512 --> 09:58.431 ‫اونی که داره خاندان سلطنتی رو نفرین می‌کنه، 09:59.515 --> 10:01.017 ‫ولیعهد فقید هست؟ 10:01.100 --> 10:01.976 ‫چطور جرات می‌کنی! 10:02.059 --> 10:04.437 ‫پس برای همین اعلی‌حضرت دنبالت می‌گرده. 10:05.187 --> 10:06.981 ‫می‌خوای نوه‌ی دخترت رو هم از دست بدی؟ 10:08.024 --> 10:09.275 ‫با این روند فعلی، 10:11.193 --> 10:13.070 ‫پسرت و نوه‌ت، 10:14.614 --> 10:17.658 ‫یکی پس از دیگری خون بالا می‌آورند و می‌میرند. 10:20.536 --> 10:25.541 ‫مردم روستاهای اطراف گویانگ‌هیون، ‫به بهانه مریضی از بیگاری رفتن طفره می‌رن؟ 10:27.710 --> 10:29.170 ‫دقیقا چه بیماری؟ 10:29.253 --> 10:31.631 ‫اعلی‌حضرت، ظاهرا یه سرماخوردگی ساده‌ست. 10:31.714 --> 10:35.468 ‫همه مردان سالم و توانای روستا مریض شده‌اند. 10:35.551 --> 10:38.304 ‫روستا زیر سایه کوهی بزرگه، 10:38.387 --> 10:40.264 ‫و هوای سردش چنین بیماری‌ای به وجود میاره. 10:40.765 --> 10:42.850 ‫اعلی‌حضرت، موضوع اینکه... 10:43.726 --> 10:46.687 ‫اعلی‌حضرت، جایگاه ولیعهد هنوزم خالیه، 10:46.771 --> 10:49.982 ‫باید یکی از اعضای خاندان سلطنتی رو ‫به این منصب منصوب کنید. 10:50.066 --> 10:52.693 ‫- وقتی نداریم تا... ‫- منظورتون کیه؟ 10:54.195 --> 10:56.864 ‫منظورتون شاهزاده ایک‌سانگه؟ 10:57.573 --> 11:00.117 ‫مگه در جشن هفتاد سالگی ملکه مادر 11:00.201 --> 11:04.246 ‫با چشمای خودتون ندید که یهو از هوش رفت؟ 11:04.330 --> 11:07.249 ‫می‌خواین یه بچه مریضی مثل اونو ولیعهد کنم؟ 11:07.333 --> 11:09.960 ‫هنوز برای تعیین ولیعهد زوده. 11:10.544 --> 11:13.005 ‫هنوز خودم صحیح و سالمم، 11:13.089 --> 11:16.342 ‫پس از این حرفا نزنین... 11:28.938 --> 11:30.481 ‫اعلی‌حضرت! 12:36.422 --> 12:39.550 ‫به خودت جرات دادی در قصر آشوب به پا کنی؟ 12:45.014 --> 12:46.223 ‫اینو می‌بینی؟ 12:52.062 --> 12:55.274 ‫این تاج ایک‌سونگ‌وان برای ‫شاهزاده یونگان ساخته شده بود. 12:57.485 --> 12:58.944 ‫ولی اون بچه، 13:00.446 --> 13:02.072 ‫حالا مُرده. 13:03.616 --> 13:05.159 ‫همش بخاطر توئه. 13:08.370 --> 13:11.707 ‫برای پیدات کردن، حاضرم همه‌چیزم رو به خطر بندازم. 13:11.791 --> 13:13.042 ‫پیدات می‌کنم... 13:15.294 --> 13:17.129 ‫و به هرقیمتی... 13:21.592 --> 13:23.052 ‫که بشه... 13:37.024 --> 13:38.651 ‫لعنتی. 13:40.236 --> 13:41.821 ‫باید فرار می‌کردم. 13:42.905 --> 13:45.866 ‫پادشاه داره همه‌جای قصر را زیرورو می‌کنه؟ 13:46.367 --> 13:49.870 ‫حالا که آخرین پسرشم مُرده، ‫عقلشم ازدست داده؟ 13:49.954 --> 13:52.998 ‫بنظر میاد داره دنبال مَردی بنام گوچون می‌گرده. 13:54.250 --> 13:57.795 ‫توی انجام وظایفش شکست خورده، ‫برای همین احتمالا سعی کرده فرار کنه. 14:01.465 --> 14:02.341 ‫امر شماست. 14:08.722 --> 14:10.224 ‫اوضاع قصر چطوره؟ 14:12.768 --> 14:15.604 ‫قدرت اون روح تمام قصر را فرا گرفته. 14:16.230 --> 14:18.232 ‫حتی منم داشتم از حال می‌رفتم. 14:19.817 --> 14:23.988 ‫حالا دیگه زندگی پادشاه به یک تار مویی بنده. 14:24.488 --> 14:27.032 ‫ولی چیزی که ذهنم را مشغول کرده، گوچونه. 14:28.409 --> 14:31.245 ‫می‌ترسم اون راه نجات پادشاه بشه. 14:33.247 --> 14:35.791 ‫پس بهتره که ما، 14:36.750 --> 14:39.420 ‫اون راه‌نجات رو ازبین ببریم، نه؟ 14:50.264 --> 14:54.518 ‫علیاحضرت، اعلی‌حضرت شما رو ‫فورا احضار کردن. 14:55.936 --> 14:59.148 ‫فکر کردم قراره یه قدمم از اقامتگاهم خارج نشم. 14:59.773 --> 15:02.067 ‫علیاحضرت می‌تونن برای مدت کوتاهی خارج بشن. 15:03.360 --> 15:05.696 ‫اعلی‌حضرت مایلن شما همراه‌شون باشین. 15:36.936 --> 15:38.020 ‫ایست. 15:41.065 --> 15:43.025 ‫- اطراف رو بررسی کنین. ‫- اطاعت! 15:48.072 --> 15:49.156 ‫خیلی‌خب. 15:54.078 --> 15:55.162 ‫اعلی‌حضرت. 15:56.664 --> 16:00.668 ‫با این همه افراد پیر و بچه که همراهشونه، ‫انگار آواره‌ان. 16:01.210 --> 16:02.962 ‫ظاهرا موقع فرار حالشون بدتر شده، 16:03.045 --> 16:05.089 ‫برای همین اینجا موندن. 16:06.048 --> 16:09.218 ‫- اینجا نزدیک گویانگ‌هیونه... ‫- خودم می‌رم ببینمشون. 16:09.301 --> 16:10.386 ‫بله، اعلی‌حضرت. 16:37.705 --> 16:39.123 ‫گویانگ‌هیون... 16:41.458 --> 16:43.419 ‫باید سری به روستاهای اطراف بزنم. 16:44.294 --> 16:47.423 ‫- پس مراسم یادبود چی می‌شه؟ ‫- قبل از برگزاریش، اول یه سر به اونجا می‌زنیم. 16:48.382 --> 16:51.552 ‫می‌خواستید به آرامگاه ولیعهد فقید بروید؟ 16:53.846 --> 16:55.764 ‫مراسم یادبود رو اونجا برگزار می‌کنیم. 16:55.848 --> 16:58.559 ‫یعنی به اون مراسم دل بسته بودید ‫و می‌خواستید گوچون را بکشید؟ 16:59.435 --> 17:03.105 ‫اینطوری نمیشه. ‫آخرسر بازم به گوچون نیاز پیدا می‌کنین. 17:03.188 --> 17:06.984 ‫- باید از جونش بگذرین. ‫- شما دوتا اینجا بمونین و به مَردم رسیدگی کنین. 17:07.484 --> 17:08.318 ‫به سمت دهکده. 17:20.205 --> 17:23.083 ‫زودباش، باید یه چیزی بخوری. 17:23.167 --> 17:24.168 ‫آقا. 17:24.668 --> 17:25.878 ‫آقا. 17:25.961 --> 17:27.046 ‫نه. 17:27.588 --> 17:28.672 ‫آقا. 17:29.923 --> 17:31.967 ‫لطفا مادرم رو نجات بدید. 17:32.051 --> 17:35.763 ‫تاول‌ها تا گلویش بالا زدن، ‫و تمام بدنش از تب مثل آتش می‌سوزه. 17:35.846 --> 17:37.890 ‫من چیکار باید بکنم؟ 17:38.390 --> 17:41.393 ‫لطفا نجاتش بدید. 17:41.477 --> 17:43.062 ‫کاری از دست من برنمیاد. 17:44.938 --> 17:46.648 ‫با من بمون! 17:46.732 --> 17:48.609 ‫عزیزم! 17:55.574 --> 17:56.909 ‫یک طاعون مرموزه. 17:56.992 --> 17:58.535 ‫درمانی براش... 17:59.161 --> 18:00.621 ‫وجود داره؟ 18:01.205 --> 18:02.206 ‫درمان نداره. 18:02.915 --> 18:04.833 ‫من حتی نمی‌دونم چه بیماری هست. 18:05.793 --> 18:10.631 ‫کافی هست یک نفر بیمار بشه، ‫تا فردای اون روز همه خانواده گرفتار میشن. 18:14.718 --> 18:18.222 ‫حالا همه مردم جوشانده شاخه‌های هلو می‌نوشن. 18:18.764 --> 18:20.849 ‫میگن یک روح این بیماری را آورده. 18:25.479 --> 18:28.440 ‫ارباب! 18:30.067 --> 18:34.321 ‫ارباب، لطفا پدرم رو نجات بدید. 18:34.988 --> 18:36.615 ‫درست مثل برادر بزرگم، 18:38.242 --> 18:39.827 ‫اونم نفس نمی‌کشه. 18:39.910 --> 18:40.911 ‫ای گستاخ. 18:44.206 --> 18:45.582 ‫منو ببخشید. 19:04.810 --> 19:06.478 ‫خیلی ترسیدم. 19:10.065 --> 19:11.108 ‫درک می‌کنم. 19:11.191 --> 19:14.403 ‫برو و به خانواده این دختر رسیدگی کن. 19:14.486 --> 19:15.404 ‫چشم، اعلی‌حضرت. 19:16.905 --> 19:17.906 ‫بیا اینجا. 19:24.163 --> 19:25.622 ‫طاعون ناشناسیه. 19:27.082 --> 19:28.292 ‫به شدت واگیرداره. 19:36.842 --> 19:38.552 ‫فورا به قصر برمی‌گردیم. 19:39.303 --> 19:40.846 ‫مراسم رو چیکار کنیم؟ 19:40.929 --> 19:42.097 ‫به تعویق می‌اندازیم. 19:42.598 --> 19:45.058 ‫- باید جلوی این طاعون رو بگیریم. ‫- اعلی‌حضرت. 19:46.310 --> 19:49.438 ‫روستایی‌های اینجا که دارن می‌میرن رو چیکار کنیم؟ 19:49.521 --> 19:52.733 ‫با این سرعتی که پیش میره، ‫همه‌ی مَردم در خطرن. 19:53.483 --> 19:54.568 ‫عجله کن. 20:12.628 --> 20:14.880 ‫این شعر رو ولیعهد نوشته. 20:15.672 --> 20:20.844 ‫از وقتی بچه بود، با نامه‌هاش برام شعر می‌فرستاد. 20:22.221 --> 20:25.891 ‫این تنها چیزیه که از ولیعهد باقی مونده. 20:30.020 --> 20:31.188 ‫از الان به بعد، 20:32.731 --> 20:35.359 ‫باید هرچی میگم، عمل کنین. 20:40.989 --> 20:44.451 ‫برو به کتابخانه ولیعهد، چفت در را بردار، 20:45.827 --> 20:47.829 ‫و شعر ولیعهد را روی درب نصب کن. 20:50.916 --> 20:53.669 ‫قبل اینکه قدرتش قوی‌تر بشه، 20:54.378 --> 20:55.921 ‫باید مهر و مومش کنیم. 21:06.765 --> 21:10.727 ‫گوچون را که در قصر مخفی شده، پیدا کنید. 21:12.104 --> 21:15.065 ‫از آخرین جایی که بوده، ردش را می‌گیرم. 21:17.484 --> 21:19.528 ‫حتی کوچک‌ترین ردی ازش، 21:20.028 --> 21:21.280 ‫منو درنهایت بهش می‌رسونه. 21:46.513 --> 21:47.514 ‫اینجاس. 22:16.001 --> 22:18.503 ‫- میگن توی مکان مقدس پیداش کردن. ‫- بسیارخب. 22:19.004 --> 22:19.921 ‫اعلی‌حضرت. 22:22.299 --> 22:23.800 ‫اونا گوچون رو پیدا کردن. 22:28.388 --> 22:29.473 ‫بکشش. 22:30.849 --> 22:31.808 ‫نه. 22:31.892 --> 22:33.977 ‫پدر، نباید اینکارو بکنین. 22:34.478 --> 22:35.896 ‫بهش نیاز داریم. 22:35.979 --> 22:37.689 ‫پدر، نباید اینکارو بکنین. 22:37.773 --> 22:39.066 ‫باید از جونش بگذرین! 22:39.733 --> 22:40.984 ‫پدر! 22:43.028 --> 22:43.904 ‫بیاریدش بیرون. 22:44.613 --> 22:45.530 ‫نه. 22:52.913 --> 22:54.039 ‫بیا بریم. 23:12.808 --> 23:15.185 ‫نه. 23:27.406 --> 23:28.949 ‫پاشو. 23:30.992 --> 23:32.119 ‫ولم کن. 23:33.286 --> 23:34.329 ‫گفتم ولم کن. 23:36.748 --> 23:37.791 ‫آروم باش. 23:39.000 --> 23:40.252 ‫زیادی عجله می‌کنید. 23:46.425 --> 23:47.968 ‫بودا داره نگاه‌مون می‌کنه. 23:48.802 --> 23:51.388 ‫- یه جایی دور از چشم بودا ببریدش. ‫- اطاعت. 23:59.646 --> 24:02.816 ‫- همه می‌میرین. ‫- با نزدیک شدن به مرگت، عقلتم ازدست دادی؟ 24:11.241 --> 24:13.160 ‫زیر لب چی زمزمه می‌کنی؟ 24:16.329 --> 24:18.790 ‫پادشاه بزودی می‌میره. 24:43.231 --> 24:45.692 ‫- اعلی‌حضرت کجان؟ ‫- داخل هستن. 24:45.775 --> 24:47.027 ‫مشکلی پیش اومده؟ 24:48.195 --> 24:49.196 ‫اعلی‌حضرت. 24:54.868 --> 24:55.827 ‫اعلی‌حضرت. 24:56.786 --> 24:57.662 ‫اعلی‌حضرت. 24:58.288 --> 24:59.956 ‫- اعلی‌حضرت. ‫- اعلی‌حضرت. 25:02.334 --> 25:03.877 ‫اعلی‌حضرت. 25:06.129 --> 25:07.756 ‫- اعلی‌حضرت. ‫- اعلی‌حضرت. 25:07.839 --> 25:10.342 ‫فورا طبیب سلطنتی رو بیارین. 25:10.425 --> 25:12.219 ‫- اطاعت. ‫- اعلی‌حضرت. 25:12.302 --> 25:14.554 ‫اعلی‌حضرت. 25:16.181 --> 25:19.851 ‫پادشاه داره می‌میره؟ 25:20.435 --> 25:25.357 ‫شایعاتی توی قصر پیچیده که احتمالا ‫اعلی‌حضرت شب رو به صبح نمی‌رسونه. 25:28.652 --> 25:33.782 ‫همان‌طور که اون روح پلید نفرین کرده بود، 25:35.492 --> 25:40.372 ‫دودمان سلطنتی ریشه‌کن میشه؟ 25:41.748 --> 25:42.624 ‫ببخشید؟ 25:43.875 --> 25:46.670 ‫علیاحضرت، چی... 25:50.006 --> 25:53.593 ‫فورا قاصدی نزد شاهزاده ایک‌سانگ بفرست. 26:00.308 --> 26:01.601 ‫این سزای کارتونه. 26:03.270 --> 26:06.856 ‫این بهای جنایت‌هایی هست... 26:09.192 --> 26:11.653 ‫که سی سال پیش مرتکب شدی، پدر. 26:52.861 --> 26:54.487 ‫کجاست؟ 27:09.794 --> 27:11.254 ‫پس چرا وایستادین؟ 27:12.505 --> 27:13.923 ‫فورا آزادش کنین! 27:14.007 --> 27:15.258 ‫بازش کن. 27:33.026 --> 27:35.070 ‫حسابی معطل کردی. 27:35.153 --> 27:36.363 ‫آره. 27:37.322 --> 27:38.865 ‫وضعت خیلی خرابه. 27:39.658 --> 27:41.326 ‫اگه پادشاه بمیره، 27:42.911 --> 27:45.497 ‫جای تو هم امن نیست. 27:47.248 --> 27:48.583 ‫حالت خوبه؟ 27:51.419 --> 27:53.046 ‫من خوبم. 27:55.924 --> 27:57.217 ‫ولی مهم‌تر از من، 27:58.677 --> 28:00.845 ‫وضعیت حیاتی پدره. 28:01.596 --> 28:04.849 ‫همین الان راهی برای دفع روح وجود داره؟ 28:07.268 --> 28:08.561 ‫بدنش. 28:09.896 --> 28:12.440 ‫جسد ولیعهد. 28:39.050 --> 28:43.430 ‫فورا جسد ولیعهد رو به قصر بیارین. 28:43.513 --> 28:45.432 ‫علیاحضرت، چی دارین میگین؟ 28:45.515 --> 28:46.558 ‫وقت زیادی نداریم. 28:46.641 --> 28:48.560 ‫این کار برای نجات پدره. 28:49.561 --> 28:52.063 ‫ما نمی‌تونیم به مقبره یه اشراف بی‌حرمتی کنیم. 28:52.689 --> 28:56.860 ‫- این کار خیانت بزرگی... ‫- من تمام مسئولیتش رو به عهده می‌گیرم. 28:58.361 --> 28:59.738 ‫و به‌محض بیدار شدن پدر، 28:59.821 --> 29:04.534 ‫مجازات توهین به خاندان سلطنتی را هم می‌پذیرم. 29:09.247 --> 29:12.876 ‫برای دفعه روح، به جسد ولیعهد نیاز داریم. 29:16.171 --> 29:19.799 ‫ولی نباید اجازه بدیم روح از این قضیه بویی ببره. 29:20.300 --> 29:23.720 ‫برای همین باید با جسد یه حیوان گولش بزنیم. 29:26.222 --> 29:29.768 ‫اگر تا پیش از سپیده‌دم روح رو دور نکنیم، 29:31.603 --> 29:33.813 ‫سرنوشت پادشاه مرگ خواهد بود. 29:35.356 --> 29:40.069 ‫دیگه فقط مونده که اون روح رو با شمشیرم از پا دربیارم. 29:47.494 --> 29:49.412 ‫واقعا از پسش برمیای؟ 29:50.205 --> 29:51.414 ‫با این وضعیتی که داری؟ 29:51.915 --> 29:54.959 ‫درسته که نیمه‎جون هستم، ‫ولی مگه چاره دیگه‌ای دارم؟ 30:00.048 --> 30:03.843 ‫به لطف از حال رفتن پادشاه، ‫توانستم کمی هوای تازه بخورم. 30:03.927 --> 30:06.179 ‫توی این شرایط هم شوخی می‌کنی؟ 30:07.013 --> 30:10.350 ‫پس یادت نره بهت گفتم چیکار کنی. 30:13.853 --> 30:15.313 ‫نگران نباش. 30:16.689 --> 30:18.733 ‫و این‌قدر اخم نکن. 30:21.569 --> 30:22.570 ‫گوچون. 30:32.622 --> 30:34.249 ‫قبلا اینو بهم گفتی. 30:35.333 --> 30:38.920 ‫زندگی خودت از جون هر کس دیگه‌ای مهم‌تره. 30:40.171 --> 30:42.465 ‫گفتی نمی‌خوای بمیری و تبدیل به آک‌گوی بشی. 30:43.174 --> 30:44.926 ‫هنوزم همینو میگم. 30:50.723 --> 30:52.016 ‫پس همین کافیه. 31:03.695 --> 31:04.904 ‫از روی نادانی... 31:07.448 --> 31:09.576 ‫جانت رو برای من فدا نکن. 31:13.288 --> 31:14.706 ‫نیازی به گفتنش نبود. 32:26.027 --> 32:29.989 ‫باید پیکر ولیعهد رو با این طناب ‫آغشته به خون محکم ببندی. 32:31.950 --> 32:34.077 ‫یه چیز دیگه‌ام هست که باید توی یادت بمونه. 32:34.160 --> 32:36.245 ‫در رو با این طناب محکم ببند. 32:37.789 --> 32:39.374 ‫و هر اتفاقی هم که افتاد، 32:39.874 --> 32:41.751 ‫اکیدا بازش نکن. 32:44.420 --> 32:46.089 ‫اگه شکست خوردم، 32:47.590 --> 32:49.509 ‫تو هدف بعدی میشی. 33:01.312 --> 33:03.106 ‫کثافت گستاخ. 33:03.189 --> 33:04.649 ‫داری بخاطر هیچ‌و‌پوچ اینکارو می‌کنی. 33:13.908 --> 33:16.160 ‫خودت را درگیر این ماجرا نکن. 33:17.286 --> 33:19.789 ‫من از دودمان سلطنتی هستم. 33:21.082 --> 33:22.834 ‫نمی‌تونم اجازه بدم چنین کاری بکنی. 33:23.459 --> 33:26.212 ‫یه نفر توی قصر هست که ‫باید نجاتش بدم. 33:58.327 --> 34:00.329 ‫دیگه همه‌چی تمومه. 34:10.381 --> 34:11.424 ‫این چیه؟ 34:15.011 --> 34:17.472 ‫ظاهرا گوی‌مه نیست. 34:19.140 --> 34:21.517 ‫خدای بزرگ. باورم نمیشه. 34:22.685 --> 34:24.520 ‫این نیروی نگهبان متعلق به کیه؟ 34:25.021 --> 34:27.356 ‫چه کسی مزاحم کار من شده؟ 34:36.449 --> 34:37.825 ‫خیلی‌خب. 34:37.909 --> 34:42.330 ‫اون ایزد نگهبانی که در خدمتش هستی، ‫واقعا چقدر قدرت داره؟ 34:43.539 --> 34:45.249 ‫بذار ببینیم. 34:56.719 --> 34:58.012 ‫روح ولیعهده. 36:10.042 --> 36:13.629 ‫با ندونستن هویت واقعیت، ‫حتی نمی‌تونم تو رو به بهشت بفرستم. 36:23.973 --> 36:28.477 ‫شروع شد! ‫پیرمرد عبوس! 37:22.657 --> 37:24.992 ‫ای شمن کثافت... 37:34.961 --> 37:36.587 ‫یه مشکلی هست. 37:40.591 --> 37:43.052 ‫علیاحضرت. 37:43.135 --> 37:44.053 ‫چی شده؟ 37:44.136 --> 37:45.972 ‫لطفا در رو باز کنین. 37:46.055 --> 37:48.057 ‫اتفاق وحشتناکی برای گوچون افتاد. 37:48.140 --> 37:50.518 ‫باید فورا به برکه برید! 37:51.102 --> 37:52.436 ‫لطفا عجله کنین! 37:53.604 --> 37:55.231 ‫- عجله کنین. ‫- خیلی‌خب. 37:55.982 --> 37:58.276 ‫علیاحضرت! بجنبین! 37:59.360 --> 38:00.569 ‫لطفا زودباشین. 38:15.960 --> 38:17.420 ‫تو هیچی نمی‌دونی. 38:20.214 --> 38:21.424 ‫هیچی. 39:31.369 --> 39:32.578 ‫یه گوی‌مه... 39:58.896 --> 39:59.772 ‫کافیه. 40:01.690 --> 40:03.025 ‫گفتم کافیه. 40:04.049 --> 40:09.049 www.Doostihaa.com