WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.793 --> 00:04.921 ‫- کارت تموم شده؟ ‫- نه. هنوز نه. فردا تمومش میکنم. 00:05.046 --> 00:08.216 ‫- بازی مکزیکو با آرژانتین تلویزیون پخش میشه؟ ‫- نه، نه. 00:09.509 --> 00:11.386 ‫آسمم امروز خیلی بدجور شده. 00:11.511 --> 00:14.347 ‫شیش سال شده، آلفردو. ‫نمیتونی بهم دروغ بگی. 00:14.472 --> 00:16.391 ‫- امشب مهمونی شام دارم... ‫- فردا صبح اول وقت 00:16.391 --> 00:17.684 ‫مهمونی امشبه. 00:17.809 --> 00:20.812 ‫یه ذره بارون بیاد مجبور میشم ‫سطل روی میز غذاخوری بذارم. 00:20.937 --> 00:23.857 ‫- ابری نیست، بارونی نیست. ‫- بذار یه چیزی بگم. 00:23.982 --> 00:27.318 ‫میتونی بری، ولی اگه ‫بارون بریزه تو لیوان مهمون‌هام 00:28.027 --> 00:31.781 ‫- باشه. باشه، خانم. انجامش میدم. ‫- ممنون. 01:03.438 --> 01:05.148 ‫به نظر ستون فقرات آسیب ندیده. 01:06.065 --> 01:07.775 ‫یه نفس عمیق بکش. 01:07.901 --> 01:09.402 ‫- درد میکنه. ‫- سعی کن. 01:10.528 --> 01:12.947 ‫صدای تنفسی دو طرفه‌ست. ‫فکر نکنم هوا تو ریه‌ش رفته باشه. 01:12.947 --> 01:15.074 ‫- فقط آسم‌ـه. ‫- اون و احتمالاً یه دنده‌ی شکسته. 01:15.200 --> 01:16.576 ‫وقتی دردش از همه جا بیشتر شد بگو. 01:19.704 --> 01:21.414 ‫دو تا انگشت کوچیکت تیره‌تر از بقیه‌ن. 01:21.539 --> 01:25.126 ‫یه جوری شدن. سوزن سوزن میشه. 01:25.251 --> 01:28.463 ‫- چند وقته این شکلی شدن؟ ‫- هیچوقت متوجه نشده بودم. 01:28.588 --> 01:30.757 ‫بده؟ 01:33.510 --> 01:38.640 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 02:04.457 --> 02:06.668 ‫با توجه به ظاهرش، ‫ممکنه دستش رو از دست بده. 02:06.793 --> 02:10.129 ‫چطور افتادن از پشت‌بومت ‫باعث میشه انگشت طرف اینطوری بشه؟ 02:10.255 --> 02:12.548 ‫ممکنه یکی از مُهره‌های گردنش جابه‌جا شده باشه. 02:12.548 --> 02:14.676 ‫ممکنه عصب ساعد صدمه دیده باشه، ‫جریان خون قطع شده. 02:14.801 --> 02:17.971 ‫یا میتونه انعقاد داخل عروقی منتشر شونده باشه. 02:18.096 --> 02:19.389 ‫«دی.آی.سی»؟ 02:19.514 --> 02:21.641 ‫وقتی یه نفر از پشت‌بوم می‌افته، ‫اولین فکری که به ذهن می‌رسه همیشه اینه 02:21.641 --> 02:22.725 ‫ "یه مشکل انعقادی هست" 02:22.767 --> 02:25.270 ‫ضربه باعث شده آنزیم‌های انعقادی فعال بشن. 02:25.395 --> 02:28.231 ‫- ممکنه بیشتر از یه دستش رو از دست بده. ‫- خیلی ممنون. 02:28.356 --> 02:30.441 ‫این طرف مدتِ زیادیه که واسه من کار میکنه و 02:30.441 --> 02:33.111 ‫اگه جوری رفتار کنم ‫انگار برام مهمه امتیاز اضافه می‌گیرم؟ 02:34.696 --> 02:38.658 ‫از گردنش «اِم.آر.آی» بگیرین. آزمایش واسه «دی.آی.سی». ‫و براش پمپ هپارین شروع کنید. 02:38.783 --> 02:40.243 ‫- کی؟ ‫- میخوای اسمش رو بدونی؟ 02:40.368 --> 02:42.912 ‫مطمئنم توی پرونده‌ش هست. ‫یا میتونی از خانم بپرسی. 02:43.037 --> 02:45.873 ‫اون قدیمی‌ترین و بهترین‌ترین دوستشه. ‫پیش‌دبستانی رو با هم گذروندن. 02:45.999 --> 02:47.625 ‫آزمایش‌های خونی رو شروع میکنم. 02:47.750 --> 02:49.669 ‫ده سال میشه که واقعاً دکتری نکردی. 02:49.794 --> 02:51.379 ‫تمام برگه‌ها رو به هم می‌ریزی. 02:51.379 --> 02:53.256 ‫- من انجامش میدم. ‫- تو باید درمانگاه باشی. 02:53.381 --> 02:55.967 ‫- هنوز بلدم چطوری به مریض رسیدگی کنم. ‫- برام خون بگیرین. 02:56.092 --> 02:57.760 ‫کُلی خون. 02:57.885 --> 02:59.804 ‫اونا کارشون بهتره. ‫حموم رفتن. 03:16.487 --> 03:18.406 ‫لازم نیست ببینیش. 03:18.531 --> 03:21.576 ‫تعمیرکارهای یه دست زیاد خواستار ندارن. 03:21.701 --> 03:24.412 ‫صحبت کردن. ‫مردم با حرف توی دادگاه می‌بازن. 03:24.537 --> 03:25.621 ‫می‌شناسمت، لیزا. 03:25.747 --> 03:28.666 ‫میری داخل، پیشنهاد میدی ‫خرج درمانش رو بدی، حقوقش، 03:28.791 --> 03:30.585 ‫یه چیز احمقانه مثل "متأسفم" میگی. 03:30.585 --> 03:31.711 ‫به نظرت من یه احمقم. 03:31.836 --> 03:34.547 ‫به نظرم وکیل نیستی. ‫نرو داخل. 03:36.132 --> 03:38.468 ‫بهم اعتماد کن، ‫آدم‌های هاوس از پسش بر میان. 03:40.553 --> 03:41.721 ‫آره. 03:43.181 --> 03:45.099 ‫ممکنه یه کوچولو بسوزه. 03:45.725 --> 03:48.853 ‫این دارو خون رو رقیق و به جریانش کمک میکنه. 03:48.978 --> 03:50.897 ‫زخم‌های ناجوری داری اونجا. 03:51.773 --> 03:53.357 ‫تو ساخت و ساز کار میکنم. 03:58.029 --> 03:59.739 ‫چقدر قراره توی بیمارستان باشم؟ 03:59.864 --> 04:02.241 ‫بستگی داره چقدر طول بکشه بفهمیم مشکل چیه. 04:02.366 --> 04:04.202 ‫باید کار کنم. ‫اخراج میشم. 04:04.327 --> 04:05.870 ‫مطمئنم دکتر کادی اخراجت نمیکنه. 04:05.995 --> 04:08.581 ‫من شیش شب شیفت سرایداری ‫توی فست‌فودی دارم. باید کار کنم. 04:08.706 --> 04:11.250 ‫- مادرم به اندازه کافی پول در نمیاره. ‫- من میتونم کار کنم. سنم رسیده. 04:11.250 --> 04:12.919 ‫وقتی دانشگاهت تموم شد سنت می‌رسه. 04:12.960 --> 04:13.961 ‫چرا؟ خودت هیچوقت 04:14.086 --> 04:16.005 ‫من هیچوقت یه برادر بزرگتر نداشتم که بهم بگه خفه شو! 04:16.005 --> 04:19.258 ‫قول میدم به محض اینکه بتونیم میذاریم از اینجا بری. 04:19.383 --> 04:23.262 ‫ببین، من خوبم. باشه؟ ‫حالم بهتره. حالا میرم خونه. 04:23.387 --> 04:26.390 ‫نه. اگه مشکل انعقادی باشه، ‫میتونه خیلی جدی بشه. 04:26.516 --> 04:28.267 ‫- خیلی‌خب؟ ‫- ببین، نمیتونی مجبورم کنی بمونم. 04:28.392 --> 04:30.728 ‫- صبر کن... ‫- نمیتونی مجبورم کنی بمونم. 04:30.853 --> 04:32.396 ‫دستت رو برگردون. 04:33.105 --> 04:34.732 ‫باید دستت رو ببینم. 04:40.738 --> 04:41.948 ‫دکتر کادی کجاست؟ 04:42.198 --> 04:43.866 ‫انگشت سومی هم داره تیره میشه. 04:43.991 --> 04:47.078 ‫آزمایش «پی.تی.تی» غیر عادی شده ‫و رشته‌های فیبرین طبیعی نیستن. 04:47.203 --> 04:50.081 ‫درست نمیتونه لخته کنه. ‫به نظر یه مورد خفیف «دی.آی.سی» میاد. 04:50.206 --> 04:51.749 ‫خب، مشخصه که اونقدرام خفیف نیست. 04:51.874 --> 04:54.293 ‫این ادامه پیدا کنه، دستش ‫به معنی واقعی کلمه گوشت مُرده میشه. 04:54.418 --> 04:57.547 ‫دستش متصل به بازوشه، و بازوش متصله به 04:57.672 --> 04:59.215 ‫مطمئن نیستم، ‫ولی شرط می‌بندم مهمه. 04:59.215 --> 05:01.384 ‫همه‌ش به خاطر افتادن از پشت‌بوم من! 05:01.509 --> 05:04.303 ‫آره. فقط کاش با سَر افتاده بود. 05:04.428 --> 05:07.098 ‫اونوقت هیچکدوم از این علائم رو نمی‌داشت. 05:08.140 --> 05:10.393 ‫یه چیز قوی‌تر از هپارین لازم داریم. 05:12.061 --> 05:14.021 ‫پروتئین «سی» انسانی فعال شده. 05:14.146 --> 05:16.399 ‫شبیه کادی می‌مونه، زیر گردنش همونه. 05:17.066 --> 05:20.111 ‫پروتئین «سی» فقط برای عفونت خونی حاده. 05:20.236 --> 05:22.697 ‫چند تا از اندام‌هاش باید ‫درگیر باشن تا وضعیتش حاد باشه؟ 05:22.822 --> 05:25.449 ‫ولی این چیزا شدید خطرناک هستن. 05:25.574 --> 05:27.034 ‫میتونه باعث خون‌ریزی داخلی بشه. 05:27.159 --> 05:28.536 ‫اگه خون‌ریزی کنه، ممکنه سکته کنه، ‫ممکنه بمیره. 05:28.536 --> 05:29.704 ‫ممکنه بهتر بشه. 05:29.829 --> 05:31.789 ‫میدونی، اگه من همچین نقشه‌ای امتحان کنم، 05:31.914 --> 05:35.084 ‫اون قیافه‌ی در هم رو به خودت ‫می‌گیری و مثل کفتار جیغ می‌کشی. 05:35.209 --> 05:36.919 ‫خیلی جذابه، اعتراف میکنم. 05:38.671 --> 05:39.672 ‫انجامش بدین. 05:43.843 --> 05:46.762 ‫پروتئین سی کاملاً نسنجیده‌ست، 05:46.887 --> 05:48.931 ‫فقط اینکه داروهای کم خطر هیچ کاری نمیکنن. 05:49.056 --> 05:52.226 ‫- دقیقاً از اون کارهاست که خودت میکنی. ‫- مشخصه. 05:53.227 --> 05:56.147 ‫- دقیقاً از اون کارهاست که هاوس میکنه. ‫- میدونم. 05:56.272 --> 05:58.316 ‫فکر کنم سعی میکنه ازم محافظت کنه. 05:58.441 --> 06:00.901 ‫حالا، این از اون کارها نیست که هاوس بکنه. 06:01.027 --> 06:02.111 ‫حرفش رو رد کردم. 06:02.236 --> 06:06.240 ‫اون بهترین متخصص تشخیصی‌ـه و من حرفش رو رد میکنم. 06:07.241 --> 06:08.743 ‫تو به این بچهِ اهمیت میدی. 06:08.868 --> 06:11.120 ‫قضاوتت باید ارزشمندتر از هاوس باشه. 06:11.245 --> 06:14.999 ‫به اینم اشاره کرد که سال‌هاست یه دکتر واقعی نبودم. 06:15.124 --> 06:17.043 ‫حالا این حرف بهش میاد. 06:17.168 --> 06:18.836 ‫فقط میخواستی کادی رو اذیت کنی؟ 06:18.961 --> 06:21.422 ‫جداً فکر کرد میخوام جلوش رو بگیرم. 06:21.547 --> 06:24.091 ‫- کادی هرچی باشه، نادون نیست. ‫- نه. 06:24.216 --> 06:27.136 ‫اولین زخم خورده‌ی این پرونده حس شوخ طبعیش‌ـه. 06:27.261 --> 06:30.931 ‫عجیبه. هیچی خنده‌دارتر از ‫تقریباً به کشتن دادن یه آدم نیست. 06:33.726 --> 06:36.145 ‫فقط واسه بالا رفتن از پله‌ها مشکل دارم. 06:36.270 --> 06:39.106 ‫- از کِی متوجه‌ش شدی؟ ‫- یه هفته پیش. 06:39.231 --> 06:41.108 ‫فشار خونت یه ذره بالاست. 06:41.233 --> 06:43.110 ‫یه چیز جدید دارم که باید کمکت کنه. 06:43.235 --> 06:45.571 ‫ترکیب نیترات با قرص فشار خونه. 06:45.696 --> 06:48.115 ‫مخصوص آفریقایی - آمریکایی‌هاست. 06:48.240 --> 06:49.492 ‫مخصوصه؟ 06:49.617 --> 06:52.328 ‫آره. خب، میدونی، ‫ماها اکثراً کمبود نیترات اکسید داریم. 06:52.453 --> 06:54.622 ‫و تحقیق‌ها نشون میده ‫این دارو اون مشکل رو خنثی میکنه. 06:54.622 --> 06:55.456 ‫اولین دارویی‌ـه که 06:55.581 --> 06:57.708 ‫چه تحقیقاتی رو داری میگی؟ 06:57.833 --> 06:59.418 ‫چه جور تحقیقاتی داریم؟ 06:59.543 --> 07:02.338 ‫یه سری مریض میارن. ‫یه سری دارو بهشون میدن. 07:03.589 --> 07:06.217 ‫شصت ساله که آدم‌های سفیدپوست بهم دروغ میگن. 07:07.218 --> 07:10.721 ‫- به نظرت رنگ من واسه آفتابه؟ ‫- به نظرت همه چیز رو بهت میگن؟ 07:11.931 --> 07:13.182 ‫مشکل ما سیاه‌پوست‌ها اینه، 07:13.224 --> 07:15.935 ‫دیگه نمیتونیم فرق بین نژادپرستی 07:16.060 --> 07:18.187 ‫- و اینکه همه پیچونده میشن بفهمیم. ‫- آره؟ 07:18.312 --> 07:22.149 ‫خب، اون داروهای ارزون قیمت ‫مننژیت که انداختن به آفریقا چی؟ 07:22.274 --> 07:25.528 ‫- میخوای بگی اون نژادپرستی نیست؟ ‫- اون فقط زیاده خواهی‌ـه. 07:27.488 --> 07:29.114 ‫واقعاً میخوای سر به سر سفیدها بذاری؟ 07:29.240 --> 07:33.536 ‫یکی از معدود مردهای سیاهی باش که اونقدر ‫زنده می‌مونن تا سنوات بازنشستگی رو بگیرن. 07:33.661 --> 07:35.162 ‫دارو رو بگیر. 07:49.635 --> 07:51.095 ‫پرستار. 07:51.220 --> 07:54.390 ‫پرستار! کمک! پرستار! کمک! 07:55.224 --> 07:56.308 ‫- پرستار! ‫- چی شده؟ 07:56.433 --> 08:00.271 ‫- دستم تکون نمیخوره! ‫- آروم باش. آروم بگیر. 08:03.691 --> 08:07.778 ‫عوارض جانبی پروتئین سی که نگرانشون بودیم، اتفاق افتادن. 08:07.903 --> 08:09.697 ‫- خون‌ریزی کجا بوده؟ ‫- مغزش. 08:09.822 --> 08:11.282 ‫باعث فلج سمت راستش شده. 08:11.407 --> 08:14.451 ‫درمان رو متوقف کردم و ‫با یه جراح اعصاب تماس گرفتم. 08:53.907 --> 08:55.409 ‫حالا میتونم تکونش بدم. 08:55.534 --> 08:58.370 ‫- الان خوبه دیگه؟ به زودی میتونم برم؟ ‫- جراحی خوب پیش رفت. 08:58.495 --> 09:01.582 ‫ولی فقط مشکلی رو حل کردیم که ‫به خاطر دارویی که بهت دادیم ایجاد شده. 09:05.377 --> 09:07.254 ‫اون میگه.. ‫به نظر کم سن و سال میای. 09:07.880 --> 09:08.922 ‫مطمئنی 09:09.048 --> 09:11.383 ‫پنج نفر روی پرونده‌ت کار می‌کنیم. 09:11.508 --> 09:13.469 ‫بقیه سنشون بیشتره. 09:13.594 --> 09:15.637 ‫چرا دکتر کادی نمیاد تا 09:20.768 --> 09:22.561 ‫به نظر چیز خیلی خوبی نمیاد. 09:34.782 --> 09:36.158 ‫انگشت‌هاش تیره‌تر هم شدن. 09:36.283 --> 09:38.077 ‫دماش به 102 رسیده و داره میره بالاتر. 09:38.202 --> 09:41.872 ‫و ایکس ری حالا ضایعه‌های ریوی نشون میده. 09:41.997 --> 09:45.751 ‫خب، خبر خوب اینه که اگه نتونه نفس بکشه ‫نمیتونه درمورد از دست رفتن دستش غُر بزنه. 09:45.876 --> 09:49.129 ‫ضربه‌ی ناشی از سقوط ممکنه باعث ‫سندرم حاد اختلال تنفسی شده باشه. 09:49.254 --> 09:51.090 ‫درسته. یادم رفته بود. پشت‌بومت. 09:51.215 --> 09:54.009 ‫میتونه باعث ضایعه‌ی ریوی و شاید تب بشه 09:54.134 --> 09:56.136 ‫و دور از ذهن نیست ‫بگیم علت انگشت‌های سیاهش هم همینه. 09:56.136 --> 09:59.306 ‫- تنها سوال اینه که چرا؟ ‫- چرا چی؟ 09:59.598 --> 10:01.433 ‫چرا آسیب روانیِ عجیب کادی 10:01.558 --> 10:05.604 ‫نیازمند یه روند تشخیصی‌ـه که ‫تماماً بر اساس احساس گناه شخصیه. 10:05.729 --> 10:08.065 ‫بذارین فرض کنیم تا الان اشتباه میکردیم. 10:08.190 --> 10:09.900 ‫بذارین فرض بگیریم، ‫فقط واسه یه ثانیه 10:10.025 --> 10:12.861 ‫که زمین دور پشت‌بومِ کادی نمی‌چرخه. 10:13.654 --> 10:16.990 ‫اگه قبل از اختلاف نظرش ‫با جاذبه مریض بوده باشه چی؟ 10:17.116 --> 10:18.325 ‫فقط متوجه هیچی نشده. 10:18.325 --> 10:21.328 ‫خب، پنومونی میتونه باعث «دی.آی.سی» بشه ‫که اونم میتونه باعث انگشت‌های سیانوزه بشه. 10:21.328 --> 10:23.372 ‫- پنومونی اونقدر سریع عمل نمیکنه. ‫- حتماً. 10:23.497 --> 10:26.959 ‫فقط سنگ‌فرش اینقدر سریع عمل میکنه. ‫پنومونی نیست. 10:27.751 --> 10:29.461 ‫ممکنه سیاه شدن انگشتش رو نفهمیده باشه. 10:29.503 --> 10:31.046 ‫مشکل تنفسی رو که متوجه میشده. 10:31.088 --> 10:32.840 ‫- دیگه چی؟ ‫- پنومونی‌ـه. 10:35.133 --> 10:37.094 ‫میخواست بره خونه. ‫فکر کردم دروغ میگه. 10:37.219 --> 10:40.305 ‫بهش گفتم واسه شام مهمون دارم. ‫من مجبورش کردم بره اون بالا. 10:41.056 --> 10:43.225 ‫خب، چرا یه تفنگ در نیاوردی بهش شلیک کنی؟ 10:43.308 --> 10:44.977 ‫فکر کردم فقط آسم‌ـه. 10:45.102 --> 10:47.187 ‫میتونستی قبل‌تر اینو بگی، دکتر. 10:47.312 --> 10:49.898 ‫شاید میتونستیم یه سری ‫کشت خون بفرستیم آزمایشگاه 10:50.023 --> 10:52.526 ‫جای اینکه یه روز رو با نفرت از خودت حروم کنیم. 10:52.651 --> 10:56.947 ‫اگه فقط پنومونی باکتری عادی باشه، ‫مشکلی براش پیش نمیاد. 10:57.072 --> 11:00.450 ‫پس یه لوفلوکساسین عادی بهش بدین، ‫و یه اکوکاردیوگرافی عادی ازش بگیرین. 11:00.576 --> 11:01.869 ‫و برین خونه بچه رو نگاه کنید. 11:01.910 --> 11:04.288 ‫آزمایش خون نشونمون میده چه نوع پنومونی‌ـه 11:04.288 --> 11:07.791 ‫اگه لاک ناخن بالا بکشه ‫یا پرهای طوطی خونگیش رو بِکنه، 11:07.916 --> 11:09.209 ‫درمانش سریع‌تر میشه. 11:09.334 --> 11:12.504 ‫و شرط می‌بندم حولیو داره می‌میره که بفهمه مشکلش چیه. 11:12.629 --> 11:15.007 ‫- باهاش برو. ‫- اسمش آلفردوـه. 11:15.883 --> 11:17.676 ‫و منم میتونم یه کلید بگیرم و 11:17.801 --> 11:21.722 ‫ریکو و من دیگه بهت اعتماد نداریم که ‫بتونی تصمیم بگیری چی مهمه و چی نیست. 11:28.729 --> 11:31.982 ‫تا حالا فکر کردی یه کتاب ‫درمورد سیاست محل کار بنویسی؟ 11:32.107 --> 11:33.317 ‫بهم اعتماد کن، 11:33.442 --> 11:36.737 ‫خیلی بدتر می‌بود اگه بهش می‌گفتم ‫که مجبوری دزدکی وارد خونه‌ش بشی. 11:37.738 --> 11:40.949 ‫چی؟ صبر کن، ‫وایسا، وایسا... خونه‌ی کادی؟ 11:41.074 --> 11:42.659 ‫می‌بینی؟ شوکه کننده‌ست. 11:43.660 --> 11:46.204 ‫طرف تو سه هفته گذشته هر روز اونجا کار میکرده. 11:46.288 --> 11:48.290 ‫به نظرتون غیرممکنه از اونجا چیزی گرفته باشه؟ 11:48.290 --> 11:51.460 ‫- من دزدکی وارد خونه رئیسم نمیشم. ‫- رئیست منم. 11:51.585 --> 11:53.337 ‫اون از تو ترسناک‌تره. 11:53.962 --> 11:57.299 ‫اون یه زنه. ‫آروم باشین. منم باهاتون میام. 12:03.263 --> 12:05.807 ‫هاوس حالا با زیردست‌هاش ناهار هم می‌خوره؟ 12:05.932 --> 12:08.560 ‫- نه. امکان نداره. ‫- پس به نظرت دارن کجا میرن؟ 12:08.685 --> 12:10.979 ‫ابداً نظری ندارم. 12:11.104 --> 12:12.647 ‫پس چرا فکر میکنی نمیخوان برن ناهار؟ 12:12.647 --> 12:14.858 ‫چون از هاوس بعیده. ‫منظورت همین بود دیگه، درسته؟ 12:14.858 --> 12:16.193 ‫اون قیافه‌ی از خود راضی رو داشت. 12:16.276 --> 12:17.611 ‫وقتی اونقدر به خاطر چیزی خوشحاله 12:17.611 --> 12:20.155 ‫باید به یه نفر بگه و اون ‫یه نفری که می‌شناسه فقط تویی. 12:21.698 --> 12:25.285 ‫- میخواد دزدکی وارد خونه کادی بشه. ‫- چی؟ 12:25.410 --> 12:26.453 ‫چرا؟ 12:27.371 --> 12:29.081 ‫دلایل پزشکی؟ 12:29.206 --> 12:30.665 ‫چرا اینقدر کنجکاو کادی شده؟ 12:30.791 --> 12:32.292 ‫تو چرا اینقدر کنجکاوِ کنجکاویش شدی؟ 12:32.292 --> 12:33.627 ‫تو چرا اینقدر کنجکاو من 12:33.627 --> 12:36.171 ‫چون تو ولش کردی و متأهلی 12:36.296 --> 12:39.841 ‫و اونا هیچکدوم از این دوتا نیستن. 12:39.966 --> 12:41.301 ‫فقط کنجکاوم. 12:42.219 --> 12:45.305 ‫- اشکالی نداره. ‫- نه. هیچ اشکالی نداره. 12:49.518 --> 12:51.478 ‫نظرتون چیه؟ لباس قرمز؟ 12:52.896 --> 12:54.606 ‫من که فکر میکنم داره. 12:56.024 --> 12:59.778 ‫باشه، بیست دلار شرط که ‫توی 20 ثانیه این در رو بازش میکنم. 12:59.903 --> 13:01.530 ‫- قبوله. ‫- منم حساب کن. 13:18.213 --> 13:22.259 ‫نه پولیش مبل هست، نه تینر رنگ، ‫نه هیچ چیزی که ارزش کشیدن داشته باشه. 13:22.384 --> 13:26.221 ‫اینجا هم چیزی نیست، ‫به جز یه سری سوسک. 13:27.514 --> 13:30.976 ‫خوبه. یه نفر باید سقف آلفردو رو درست کنه. 13:33.186 --> 13:36.481 ‫خب، چرا هاوس رو اخراج نکردی؟ 13:38.441 --> 13:41.778 ‫فقط، همیشه سر همدیگه داد می‌زنید، 13:41.903 --> 13:44.573 ‫- و حدس می‌زنم ازش متنفری، پس... ‫- ازش متنفر نیستم. 13:46.950 --> 13:47.951 ‫چرا نه؟ 13:50.078 --> 13:51.997 ‫اون دکتر فوق‌العاده‌ایه، 13:52.122 --> 13:55.000 ‫ولی هر مدیر بیمارستان دیگه‌ای ‫بود سال‌ها پیش اخراجش میکرد. 13:55.125 --> 13:56.751 ‫چهارتاشون همین کار رو کردن. 13:56.877 --> 13:59.087 ‫سوال اینه، ‫من چرا استخدامش کردم؟ 14:00.297 --> 14:02.132 ‫خب، داستان کلیدش رو چطور میدونستی؟ 14:02.257 --> 14:05.343 ‫خودت هم واسه کادی تعمیر کاری انجام میدادی؟ 14:05.468 --> 14:09.264 ‫یه نفر با وسواس و دلواپسی ‫کادی احتمالاً سه تا کلید زاپاس 14:09.389 --> 14:11.057 ‫تو فاصله ده فوتی در خونه‌ش قایم میکنه. 14:11.182 --> 14:14.311 ‫و به نظر تو وسواس یه صفتِ منفی‌ـه. 14:15.228 --> 14:18.857 ‫حشره‌کش اُرگانیکه. ‫صابون حساسیت‌زا نیست. 14:20.317 --> 14:21.610 ‫اتاق خواب با من. 14:35.332 --> 14:38.209 ‫هر دوتون دانشگاه میشیگان بودین. ‫وقتی اونجا بودی می‌شناختیش؟ 14:38.335 --> 14:41.129 ‫هنوز کارشناسی می‌خوندم، ‫ولی آره، می‌شناختمش. 14:41.254 --> 14:42.839 ‫اون موقع هم افسانه بود. 14:43.965 --> 14:47.552 ‫- پس فقط با افسانه‌ای بودن می‌شناختیش؟ ‫- خدای من، چقدر ظریف حرف می‌کِشی. 14:47.677 --> 14:49.304 ‫چیزی تو ذهنت هست؟ 14:53.433 --> 14:55.435 ‫- بازم سوسک؟ ‫- بدتر. 14:58.897 --> 14:59.981 ‫قشنگه. 15:01.650 --> 15:03.985 ‫امکان نداره با تحلیل فهمیده باشی کلید کجاست. 15:04.194 --> 15:06.655 ‫بیست ثانیه به خودت ‫وقت دادی و پول سرش گذاشتی. 15:06.780 --> 15:07.781 ‫خدای من. 15:09.282 --> 15:11.743 ‫عکس‌های تو اینجاست. 15:11.868 --> 15:14.746 ‫فقط تو. مثل یه معبد عجیب و غریب می‌مونه. 15:14.871 --> 15:15.872 ‫- شوخی میکنی. ‫ 15:18.667 --> 15:20.960 ‫میتونم با کس‌هایی که ‫صمیمی نیستم هم بد برخورد کنم. 15:21.086 --> 15:22.462 ‫در این حد خوبم. 15:23.421 --> 15:24.714 ‫هیچی نیست اینجا. 15:24.839 --> 15:27.550 ‫واسه رفتن حاضری، یا چیزهای ‫بیشتری هست که بخوای بو بکشی؟ 15:27.676 --> 15:29.386 ‫وای! اینو نگاه. 15:30.762 --> 15:35.517 ‫کرک داره. سیاه‌ـه. ‫زنده‌ست. 15:51.699 --> 15:55.245 ‫عملکرد ریه‌ی مریض داره سریعاً بدتر میشه. ‫چرک خشک کنه جواب نمیده. 15:55.370 --> 15:57.497 ‫مشخصه که پنومونی معمولی نداره. 15:57.622 --> 16:00.083 ‫خوشحالم که یاد گرفتی مرگِ ‫قریب‌الوقوعش رو با آرامش بپذیری. 16:00.208 --> 16:02.210 ‫- حدس بزن چی داره. ‫- موش. 16:03.670 --> 16:05.755 ‫- زخم‌های دستش. ‫- گاز گرفتگی موش. 16:05.880 --> 16:07.715 ‫ولی میگه توی کار ساخت و ساز برشون داشته 16:07.841 --> 16:10.927 ‫تا اعتراف نکنه توی خونه‌ش موش داره. 16:11.052 --> 16:12.804 ‫کاتولیک‌ها راست میگن. ‫غرور آدم رو به کُشتن میده. 16:12.804 --> 16:13.972 ‫باکتری «استرپتوباسیلوس» داره. 16:14.055 --> 16:15.140 ‫تبِ گاز گرفتگی موش. 16:15.265 --> 16:17.559 ‫- بوگی اوگی اوگی. ‫- کاملاً به علائمش می‌خوره. 16:17.684 --> 16:19.561 ‫مطمئناً یکی از موارد احتمالی همینه. 16:19.686 --> 16:22.772 ‫ولی قارچ آسپرژیلوسی که زیر سینک پیدا کردیم چی؟ 16:22.897 --> 16:26.401 ‫- کدوم سینک؟ ‫- باید حمومت رو بهتر تمیز کنی. 16:26.526 --> 16:28.570 ‫قفل در خونه‌م رو شکستی رفتی داخل؟ 16:28.695 --> 16:32.073 ‫نه. نه. اون کار اشتباهی‌ـه. ‫کلید داشتم. 16:32.198 --> 16:34.075 ‫اصلاً حق نداشتی وارد حریم خصوصیم بشی. 16:34.200 --> 16:36.202 ‫ابداً هیچ دلیلی پزشکی واسه اون کار نبود، 16:36.327 --> 16:38.288 ‫و مطمئناً دلیل اخلاقی‌ای هم براش نبوده. 16:38.413 --> 16:40.248 ‫اُه، لعنت. 16:40.874 --> 16:42.584 ‫راست میگی. 16:42.709 --> 16:45.461 ‫سفتی‌های کانونی احتمال اینکه ‫پنومونی قارچی باشه رو خیلی بالاتر می‌بره. 16:45.461 --> 16:46.671 ‫راست میگی که راست میگم. 16:46.796 --> 16:50.550 ‫نیمه پُر لیوان، مزیتش اینه که ‫میشه همچنان تو رو کاملاً مقصر دونست. 16:50.675 --> 16:52.552 ‫درمان آسپرژیلوس آمفوتریسین‌ـه. 16:52.677 --> 16:55.722 ‫- وحشتناک خطرناکه. ‫- آره؟ منظورت چیه؟ 16:55.847 --> 16:58.558 ‫رفتن مسیر خطرناک و تهاجمی دفعه قبل جواب نداد. 16:58.683 --> 17:02.061 ‫این دفعه حتماً جواب میده. ‫آمفو - خوفناک رو براش شروع کنید. 17:23.917 --> 17:25.043 ‫دکتر کادی؟ 17:26.419 --> 17:28.588 ‫من مانی هستم، برادر آلفردو. 17:28.713 --> 17:30.381 ‫حالش چطوره؟ 17:30.506 --> 17:33.301 ‫نگران پوله. ‫میخوام برات کار کنم. 17:35.470 --> 17:37.013 ‫چند سالته، مانی؟ 17:37.680 --> 17:39.349 ‫- پانزده. ‫- دوازده؟ 17:40.558 --> 17:43.895 ‫میتونم رنگ بزنم. چمن زنی میکنم. ‫برگ جمع میکنم. میتونم امروز شروع کنم. 17:44.020 --> 17:46.606 ‫آلفردو میخواد مدرسه رو تموم کنی. 17:46.731 --> 17:48.066 ‫انگار تو برات مهمه. 17:49.734 --> 17:51.027 ‫مانی، برادرت رو خیلی وقته می‌شناسم 17:51.027 --> 17:54.322 ‫از پشت‌بوم تو می‌اُفته و یه بار هم نمیای ببینیش؟ 17:56.991 --> 17:57.992 ‫کثافت. 18:05.500 --> 18:06.709 ‫بیمار دارم. 18:07.502 --> 18:09.379 ‫بر اساس دفتر ثبت که نداری. 18:09.504 --> 18:11.714 ‫- ساعت 3 و ربعه. ‫- توی تبلیغاته؟ 18:13.591 --> 18:14.842 ‫کادی چطوره؟ 18:16.678 --> 18:19.013 ‫مثل کادی رفتار نمیکنه. ‫لذت‌بخشه. 18:19.138 --> 18:20.556 ‫می‌شناسیش. 18:20.682 --> 18:23.851 ‫با این موقعیت‌ها مشکل داره، ‫شخصاً احساس مسئولیت میکنه. 18:23.976 --> 18:26.562 ‫اصطلاح فنیش خودشیفتگی میشه. 18:26.688 --> 18:28.398 ‫تا وقتی باور نداشته باشه قدرت مطلقی 18:28.398 --> 18:30.775 ‫نمیتونی باور کنی همه چی تقصیر توـه. 18:30.900 --> 18:32.652 ‫وای، به نظر درب و داغون میاد. 18:32.777 --> 18:35.530 ‫باورم این نیست که میتونم همه چی رو درست کنم. 18:35.655 --> 18:37.990 ‫و عذاب این حقیقت شب‌ها بیدار نگهم نمیداره. 18:38.116 --> 18:39.826 ‫نه. چیزی که شب‌ها عذابت میده 18:39.951 --> 18:41.953 ‫فکر کردم اینجا درمورد کادی حرف می‌زنیم. 18:42.078 --> 18:43.246 ‫اون اهمیت میده. 18:44.372 --> 18:46.374 ‫از احساس گناه لذت می‌بره. 18:46.499 --> 18:50.253 ‫لیزا اهمیت میده. واسه همین داری روانی میشی. ‫چون واسه اون فقط یه معمای خالی نیست. 18:50.378 --> 18:51.629 ‫بیمارها براش واقعی هستن، 18:51.713 --> 18:53.423 ‫احساساتشون موضوع مربوطی‌ـه. 18:53.548 --> 18:56.592 ‫و من بهش میگم نمیتونه حتی باهاش صحبت کنه. 18:56.718 --> 18:59.804 ‫خدای من، مُسری‌ـه. ‫تو هم احساس گناه میکنی. 18:59.929 --> 19:02.890 ‫فقط دارم میگم بهش سخت نگیر. ‫اینو بهش بدهکاری. 19:03.015 --> 19:05.017 ‫از لحظه‌ای که توی اورژانس دیدم 19:05.685 --> 19:08.646 ‫- تبلیغات تموم شد. ‫- خیلی خوشحالم حرف زدیم. 19:09.689 --> 19:11.649 ‫تَق، چَق، پاپ. 19:12.942 --> 19:15.194 ‫اون تو پاپ کورن درست میکنی؟ 19:15.987 --> 19:17.572 ‫اینقدر بده، ها؟ 19:17.697 --> 19:19.574 ‫دیروز اینجا بودی. 19:19.699 --> 19:23.995 ‫توی دفتر ثبت دکتر فورمن می‌بینم ‫که برات یه دارو نسخه کرده، نه یه معجزه. 19:24.120 --> 19:25.580 ‫باید بیشتر از یه روز بهش فرصت بدی. 19:25.580 --> 19:27.790 ‫نسخه‌ی اون کاکائویی رو نگرفتم. 19:29.000 --> 19:32.170 ‫بر اساس این فرضیه که ‫به خاطر سیاه بودن بهش اعتماد نداشتی. 19:32.295 --> 19:36.090 ‫خب، منم میخوام همون دارو رو نسخه کنم ‫تا ببینم این دفعه می‌گیریش یا نه. 19:36.215 --> 19:38.593 ‫من هیچ داروی نژادپرستانه‌ای نمی‌خرم، باشه؟ 19:39.886 --> 19:43.431 ‫اینکه به سیاه‌ها بیشتر از ‫سفیدها کمک میکنه نژادپرستانه‌ست؟ 19:43.556 --> 19:46.809 ‫از طرف هم قطارهام، اجازه بده بابت اینکه ‫حاضری به خاطر اصولت بمیری ازت تشکر کنم. 19:46.934 --> 19:49.562 ‫ببین، قلب من قرمزه. ‫قلب تو هم قرمزه. 19:49.687 --> 19:51.856 ‫و با عقل جور در نمیاد که داروی متفاوتی بهمون بدی. 19:51.981 --> 19:54.525 ‫میدونی، ‫من یه تفاوت پیدا کردم. 19:54.650 --> 19:55.985 ‫اعتراف میکنم، ‫نمونه‌م محدوده، 19:55.985 --> 19:58.738 ‫ولی بر اساس تجربه‌م طی 90 ثانیه‌ی گذشته، 19:58.863 --> 20:01.324 ‫تمام سیاه‌پوست‌ها کودن هستن. 20:01.449 --> 20:04.493 ‫- ببخشید، آفریقایی آمریکایی. ‫- میرم یه دکتر دیگه ببینم. 20:06.078 --> 20:07.496 ‫باشه. باشه. 20:11.834 --> 20:14.712 ‫همون دارویی رو بهت میدم ‫که به جمهوری‌خواه‌ها میدیم. 20:19.258 --> 20:21.302 ‫فکر کنم دارو داره جواب میده. 20:23.262 --> 20:24.597 ‫روشن‌تر شدن، درسته؟ 20:24.722 --> 20:27.516 ‫واسه من که روشن‌تر به نظر نمیان، آلفردو. ‫سوزن سوزن شدنه چطوره؟ 20:27.642 --> 20:30.269 ‫- اذیتم نمیکنه. ‫- اون یکی رو بهش بگو. 20:33.439 --> 20:35.441 ‫از دیروز ادرار نکرده. 20:36.817 --> 20:38.861 ‫- از دیشب؟ ‫- عصر. 20:38.986 --> 20:41.697 ‫مشکلی نیست. ‫زیاد مایعات نمی‌خورم. 20:43.824 --> 20:47.036 ‫فکر کنم یه استراحتی از داروهای اینجا بهت بدیم. 20:50.206 --> 20:53.125 ‫میگه؛ «این داروئیه که قراره منو درمان کنه». 20:53.250 --> 20:55.711 ‫فقط یه خورده تنظیم باید بشه. ‫ببخشید. 20:58.673 --> 21:00.049 ‫ادرار تولید نمیکنه. 21:00.174 --> 21:03.010 ‫فکر کنم با آمفوتریسین کلیه بچه رو نابود کردیم. 21:03.135 --> 21:04.887 ‫فکر کنم داره می‌میره. 21:05.012 --> 21:06.597 ‫می‌میره؟ 21:06.722 --> 21:08.307 ‫یواش، صاحابش اومد. 21:14.897 --> 21:17.483 ‫گمونم یه کوچولو انگلیسی می‌فهمه. 21:22.321 --> 21:23.781 ‫کلیه‌هاش دارن از کار می‌افتن 21:23.906 --> 21:26.909 ‫به خاطر مسمومیت مستقیم ‫سلول‌های سطحی لوله‌های ابتدایی کلیه. 21:27.034 --> 21:30.287 ‫ثابت میکنه فکر بِکرم ‫درمورد دادن آمفوتریسین داره می‌کُشتش. 21:30.413 --> 21:32.206 ‫خیلی هم هدر دادن وقت نبود. 21:32.331 --> 21:35.167 ‫واکنشش نشون میده که ‫لازم نیست زیر سینکت رو تمیز کنی. 21:35.292 --> 21:36.293 ‫آسپرژیلوس نبوده. 21:36.377 --> 21:38.838 ‫و آزمایش خون واسه تبِ گاز گرفتگی موش منفی بود. 21:38.963 --> 21:41.340 ‫همچنان کُلی پنومونی باحال دیگه مونده. 21:41.465 --> 21:44.760 ‫موراکسلا، نوکاردیا، کریپتوکوکوس منفی بوده. 21:44.885 --> 21:47.513 ‫تراکم آنتی‌بادی‌های کلامیدیاش پائینه. شاید 21:47.638 --> 21:50.224 ‫نه، نه. ایکس ری سینه‌ش ‫پنومونی ناشی از کلامیدیا رو رد میکنه. 21:50.349 --> 21:51.392 ‫ولی تراکمش نشون دهنده 21:51.475 --> 21:53.936 ‫پارسال یه بیماری داشته. ‫تراکمش با این توجیه میشه. 21:54.061 --> 21:55.813 ‫سُدیمش کمه. ‫شاید لژیونلاست. 21:55.938 --> 21:58.065 ‫نه. آنتی‌ژنش منفی‌ـه. 21:58.774 --> 22:00.276 ‫خب، خیلی بد شد. 22:01.360 --> 22:03.571 ‫شاید از اول درست می‌گفتیم. 22:03.696 --> 22:08.159 ‫مشکلاتش همگی به خاطر «دی.آی.سی»ـه که ‫واسه افتادنش از پشت‌بوم من به وجود اومده. 22:08.284 --> 22:10.536 ‫«دی.آی.سی» باعث تب اینقدر بالا نمیشه. 22:10.661 --> 22:12.955 ‫می‌بینی؟ ‫حیوان خونگیم باهام موافقه. 22:13.080 --> 22:14.081 ‫چقدر بالاست؟ 22:14.206 --> 22:16.625 ‫دو ساعت پیش با استامینوفن 103 درجه بود. 22:16.751 --> 22:18.878 ‫تو روز سینت آلبان چطور؟ ‫(اولین مسیحی شهید) 22:19.003 --> 22:23.007 ‫تنها دمایی که الان دوست دارم بدونم دمای الانشه. 22:29.346 --> 22:30.347 ‫باز کن. 22:32.349 --> 22:35.227 ‫باشه. بذار شفاف سازی کنم. ‫باز کن و باز نگهش دار. 22:41.525 --> 22:42.943 ‫- آره. ‫- باشه. 22:45.654 --> 22:47.156 ‫زیر زبونت. 22:51.494 --> 22:53.537 ‫از دست چپت استفاده میکنی. 22:53.662 --> 22:56.373 ‫- راستی درد میکنه؟ ‫- نه، حالم بهتره. 22:56.499 --> 22:57.666 ‫چیه، واقعاً درد نداره، 22:57.708 --> 22:59.001 ‫یا فقط فکر کردی اگه بگی نه، 22:59.001 --> 23:00.336 ‫زودتر از بیمارستان میری بیرون؟ 23:00.336 --> 23:02.379 ‫درد نمیکنه. حالی خوبی دارم. 23:06.383 --> 23:08.260 ‫بوی خیلی خوبی نمیدی. 23:15.726 --> 23:17.603 ‫دستت داره فاسد میشه. 23:18.729 --> 23:19.772 ‫چرا اینجائیم؟ 23:19.897 --> 23:21.649 ‫داریم درمورد قطع کردن دست یه بچه حرف می‌زنیم. 23:21.649 --> 23:23.234 ‫بله، درمورد قطع کردنش حرف می‌زنیم، 23:23.359 --> 23:25.236 ‫تقسیم‌بندیش نمی‌کنیم که بذاریمش توی ساختمون. 23:25.361 --> 23:28.530 ‫- مشکلِ قانونی نیست. ‫- از عمد خودت رو به خِرفتی زدی؟ 23:29.823 --> 23:30.991 ‫به نظرم زود هنگامه. 23:31.116 --> 23:32.451 ‫- به اندازه کافی شنیدم. ‫- چی؟ 23:32.576 --> 23:34.453 ‫یه کلمه میگه و سمت اونو میگیری. 23:34.578 --> 23:37.248 ‫باید صبر کنی تا دست کم یه دلیل پزشکی واقعی بیاره. 23:37.373 --> 23:40.251 ‫- در غیر این صورت ممکنه به دل بگیرم. ‫- خفه شو. 23:40.376 --> 23:43.629 ‫اگه به شکلی می‌فهمیدم که شما دوتا برای انتخاب 23:43.754 --> 23:45.422 ‫مسیر درمانی مناسب مخالفت دارین، 23:45.547 --> 23:47.675 ‫اوضاع برای موکلم توی دادگاه ناجور می‌شد. 23:47.800 --> 23:51.595 ‫که موکلم شما دو تا باشین. ‫پس، بچه‌ها، من یه خورده سرم شلوغه اینجا. 23:51.720 --> 23:55.724 ‫چرا نیم ساعت دیگه بقیه این گفتگو رو ادامه ندیم؟ 23:55.849 --> 23:58.310 ‫تمام علائمش به خاطر مشکل زمینه‌ایش 23:58.435 --> 23:59.812 ‫و دارویی‌ـه که ما بهش دادیم. 23:59.937 --> 24:00.938 ‫کدوم مشکل زمینه‌ای؟ 24:01.063 --> 24:02.898 ‫ابداً نمیدونی مشکل زمینه‌ای چی هست. 24:02.898 --> 24:05.192 ‫- تو متخصص تشخیص بیماری هستی. ‫- باشه. همه‌ش تقصیر منه. 24:05.317 --> 24:06.527 ‫اینجوری حالت بهتر میشه؟ 24:06.527 --> 24:08.153 ‫دستش هنوز نبض شریانی داره. 24:08.279 --> 24:11.073 ‫دستش شده فاضلاب. ‫و محتویاتش داره پخش میشه. 24:11.198 --> 24:14.660 ‫درمورد نابود کردن وسیله امرار معاش ‫یه مرد خیلی بی‌باکانه رفتار میکنی. 24:14.785 --> 24:16.412 ‫امرار معاشش هیچ اهمیتی برام نداره. 24:16.495 --> 24:19.832 ‫اگه اون دست رو از دست بده، ‫کارش رو از دست میده، تمام کارهاش رو. 24:19.957 --> 24:22.501 ‫- اون مثل ما نیست... ‫- اگه شَل بشه نمیتونه کار کنه؟ 24:26.005 --> 24:27.047 ‫خونه‌ش رو از دست میده. 24:27.172 --> 24:30.342 ‫- برادر کوچیکش ترک تحصیل میکنه. ‫- رویای آمریکایی نابود میشه. 24:30.467 --> 24:31.844 ‫خیلی غم‌انگیز، خیلی احساساتی، 24:31.969 --> 24:34.596 ‫یه حقیقت پزشکی هم توی ‫تموم داستان رقت‌انگیزت نیست. 24:35.889 --> 24:37.141 ‫زاویه دید صحیحت رو از دست دادی، کادی. 24:37.141 --> 24:38.851 ‫دیگه به عنوان یه دکتر مسئله رو نمی‌بینی. 24:38.934 --> 24:41.770 ‫طوری رفتار میکنی انگار خودت ‫یه نفر رو از پشت‌بوم هُل دادی پائین. 24:41.895 --> 24:45.149 ‫میخوای اوضاع رو درست کنی؟ ‫خیلی بد شد، هیچوقت هیچی درست نیست. 24:47.151 --> 24:49.361 ‫خوشحالم که گزارش کنم ‫الان اونقدر هماهنگ شدیم 24:49.486 --> 24:51.739 ‫که لباس همدیگه رو پوشیدیم. 24:51.864 --> 24:53.323 ‫وقتِ عجله‌ست. 24:53.449 --> 24:56.160 ‫- حقیقت داره؟ ‫- نه. دروغ میگم. 24:56.785 --> 24:58.871 ‫گمونم، از اونجا که خانم ‫توی اتاقه کار احمقانه‌ای‌ـه. 24:58.996 --> 25:00.956 ‫- تصمیم بزرگیه. ‫- گرفتیمش. 25:01.081 --> 25:03.083 ‫باید یه جلسه با کمیته‌ی اخلاق برگزار کنیم. 25:03.083 --> 25:04.168 ‫نه! 25:05.335 --> 25:08.881 ‫ببین، اون داره یه تصمیم پزشکی رو بر اساس اینکه ‫نمیخواد هیچوقت احساس پشیمونی بکنه می‌گیره. 25:08.964 --> 25:11.592 ‫تو داری یه تصمیم قانونی بر اساس اینکه ‫دلت میخواد حرف من اشتباه باشه می‌گیری. 25:11.592 --> 25:13.177 ‫گرگ، تو سابقه‌ی تهاجمی بودن داری 25:13.177 --> 25:14.595 ‫یه توافق سرسری میخواستی. 25:14.720 --> 25:16.638 ‫میخواستی هیچکس در خطر نباشه. ‫به دستش آوردی. 25:16.722 --> 25:19.516 ‫حالا میشه جراحی رو انجام بدم؟ ‫تو رو، تو رو خدا. 25:24.021 --> 25:25.022 ‫لیزا، 25:26.648 --> 25:28.859 ‫مطمئنی مشکلی باهاش نداری؟ 25:31.695 --> 25:34.156 ‫خودم باید قضیه رو به خانواده‌ش بگم. 25:41.205 --> 25:42.748 ‫دستت درحال مرگه. 25:44.374 --> 25:46.251 ‫باکتری داره می‌خورتش. 25:47.669 --> 25:51.173 ‫وقتی اونجا غذاشون تموم بشه، ‫میرن یه جای دیگه. 25:53.050 --> 25:56.053 ‫اگه دستم رو قطع کنی، ‫درمان میشم؟ 25:56.178 --> 25:57.930 ‫متأسفانه، نه. 25:58.055 --> 26:01.975 ‫همچنان باید بیماری‌ای که از اول باعث ‫خراب شدن حالت شده مشخص کنیم. 26:02.100 --> 26:05.020 ‫ولی در حینی که می‌گردیم به خاطر گانگرن نمی‌میری. 26:11.443 --> 26:15.280 ‫وقتی 12 سالم بود مدرسه ‫رو واسه کار پیدا کردن ول کردم، 26:15.405 --> 26:17.157 ‫تا به خانواده‌م کمک کنم. 26:18.575 --> 26:21.119 ‫میدونم هیچوقت کار خوبی گیرم نمیاد، 26:22.162 --> 26:26.166 ‫هیچوقت قرار نیست پول ذخیره کنم ‫یا مثل تو خونه‌ی خودم رو داشته باشم. 26:28.293 --> 26:31.296 ‫ولی، مانی، اون باهوشه. 26:33.173 --> 26:35.968 ‫بهترین شاگرد کلاسشه. 26:36.885 --> 26:40.180 ‫خب، شاید لازم نباشه مانی مدرسه رو ول کنه. ‫شاید بتونی 26:50.148 --> 26:53.151 ‫مطمئنی باید این کار رو انجام بدم؟ 26:55.862 --> 26:56.947 ‫بله. 27:00.826 --> 27:01.827 ‫باشه. 27:02.995 --> 27:03.996 ‫باشه. 28:07.392 --> 28:10.228 ‫به یکی از بیمارهای درمانگاه‌م برای پیگیری زنگ زدم. 28:10.353 --> 28:12.105 ‫اسم تو رو آورد. 28:13.190 --> 28:15.067 ‫حدس می‌زنم یه پیرمرد سیاه‌پوست 28:15.192 --> 28:18.862 ‫که فکر میکنه «سی.آی.آی» آهنگ رَپ ‫رو ساخته تا مردمتون بخوان همدیگه رو بُکُشن. 28:18.987 --> 28:21.406 ‫گفت داروی سفیدپوست‌ها رو دادی بهش. 28:22.157 --> 28:24.326 ‫دقیقاً به خاطر همینه که ‫سیاه‌پوست‌ها عمرشون اندازه‌ی سفیدها نیست. 28:24.326 --> 28:27.996 ‫موضوع نژاد نیست، ‫مگه تو مُخی بودن نژاد باشه. 28:28.121 --> 28:30.582 ‫- حالش بهتر نشده؟ ‫- تا اینجا که خوبه. 28:31.666 --> 28:34.711 ‫بهش میگم برگرده بیاد. ‫داروی درست رو بهش میدم. 28:34.836 --> 28:37.172 ‫آروم باش، فورمن، الانم همون رو می‌گیره. 28:39.174 --> 28:42.594 ‫بهش گفتم داروی سفیدهاست. ‫داروی سیاه‌ها رو بهش دادم. 28:46.181 --> 28:47.265 ‫درست میگفت. 28:48.266 --> 28:49.935 ‫دقیقاً کاری رو کردی که سفیدها میکنن. 28:50.060 --> 28:53.146 ‫خیال می‌کنید لازم نیست حقیقت ‫رو بدونیم یا نمیتونیم بفهمیمش، 28:53.271 --> 28:55.482 ‫واسه همین بهمون دروغ می‌گین. 28:55.607 --> 28:58.193 ‫- فقط یه دروغ سفید. ‫- کارت خوب بود، ارباب. 28:59.194 --> 29:00.695 ‫درسته، من نژادپرستم. 29:02.197 --> 29:07.160 ‫خیلی بد شد که اون احمق واسه ‫بقیه‌ی عمر خیلی طولانیش هیچوقت نمی‌فهمه. 29:13.166 --> 29:17.712 ‫تمام برده‌دارها فکر میکردن دارن به سیاه‌ها لطف میکنن. 29:18.505 --> 29:22.300 ‫کاکا سیاه‌ها نمیتونن از پس خودشون بر بیان، ‫پس ازشون کار می‌کشیم. 29:23.176 --> 29:25.136 ‫چهار تا دیوار بهشون میدیم، ‫یه تخت. 29:26.805 --> 29:28.557 ‫لامذهب‌ها رو متمدن میکنیم. 29:28.682 --> 29:31.184 ‫یه چیزی بهت میگم. ‫کم بهمون لطف کنید. 29:32.185 --> 29:34.479 ‫اگه راست بگی و عاقبت با داروی 29:34.604 --> 29:36.815 ‫فشار به درد نخور سر از جنگل در بیاریم، 29:37.482 --> 29:39.192 ‫گردن تو نمیشه. 30:32.537 --> 30:33.538 ‫تو خوبی؟ 30:37.125 --> 30:39.419 ‫داری فکر میکنی تصمیم درستی گرفتی یا نه؟ 30:41.379 --> 30:44.174 ‫از وقتی 12 سالم بود میخواستم دکتر بشم. 30:46.176 --> 30:48.053 ‫من از وقتی 6 سالم بود میخواستم وکیل بشم 30:48.178 --> 30:50.138 ‫تا اینکه رسیدم به هفته دوم دانشگاه حقوق. 30:50.263 --> 30:51.890 ‫ببخشید. داستانت رو می‌گفتی. 30:54.184 --> 30:58.271 ‫وقتی 25 سالم بود فارغ‌التحصیل شدم، ‫ناراحت از اینکه دومین نفر کلاسم هستم. 30:59.189 --> 31:03.818 ‫رئیس بیمارستان توی 32 سالگی، ‫از نظر سن دومی هستم، اولین زن 31:03.943 --> 31:04.944 ‫داستان غم‌انگیزیه. 31:05.070 --> 31:07.072 ‫اگه من دکتر آلفردو بودم 31:07.197 --> 31:08.698 ‫تو دکترش هستی. 31:10.325 --> 31:13.995 ‫من اصرار کردم بهش پروتئین سی بدیم. ‫مجبور شدیم جمجمه‌ش رو باز کنیم. 31:14.120 --> 31:17.373 ‫من اصرار کردم آمفوتریسین بهش بدیم، ‫کلیه‌هاش رو داغون کردیم. 31:17.499 --> 31:19.667 ‫کاملاً عفونت ریه رو جا انداختم. 31:20.543 --> 31:23.880 ‫خونه‌ی اون رو می‌گشتم و مال خودم رو نادیده می‌گرفتم. 31:24.005 --> 31:27.967 ‫حاضر بودم برای تلاش واسه ‫نجات دادن دستش مُردنش رو ببینم. 31:29.928 --> 31:33.098 ‫اگه هاوس نبود حواسش به کارهام باشه 31:33.223 --> 31:35.683 ‫داری میگی به اندازه هاوس دکتر خوبی نیستی؟ 31:35.809 --> 31:37.435 ‫دارم میگم حق با هاوس‌ـه. 31:39.187 --> 31:41.189 ‫واسه جلو افتادن خیلی اشتیاق دارم. 31:42.190 --> 31:45.110 ‫سال‌هاست که یه دکتر نبودم. 31:46.277 --> 31:48.279 ‫انگشت کوچیکش سیاهه. 31:48.404 --> 31:50.365 ‫آره، واسه همین داریم این کار رو می‌کنیم. 31:50.490 --> 31:54.202 ‫نه. منظورم اون یکی دستشه، ‫اونی که هنوز قطع نکردیم. 32:20.979 --> 32:22.981 ‫سطح اکسیژنش رسیده به 88. 32:23.106 --> 32:25.817 ‫ریه‌هاش دارن تسلیم میشن. ‫تهویه‌ی مصنوعی لازم داره. 32:26.651 --> 32:27.694 ‫و دیالیز. 32:27.819 --> 32:31.406 ‫نارسایی چند اُرگانی داره حواستون رو پرت میکنه. 32:31.531 --> 32:34.242 ‫انگشت کوچیک‌ها باید صورتی باشن، درسته؟ 32:34.367 --> 32:36.160 ‫یعنی، بهش «انگشت خاکستری» نمیگن که. ‫(شباهت تلفظی) 32:36.160 --> 32:37.954 ‫ولی نارسایی اُرگانی می‌کُشتش. 32:38.079 --> 32:39.831 ‫ولی انگشت کوچیکه عجیب‌تره. 32:40.582 --> 32:41.708 ‫چی بهمون میگه؟ 32:41.833 --> 32:44.043 ‫همون چیزی که دست ‫راستش قبل از اینکه قطعش کنیم گفت. 32:44.043 --> 32:46.838 ‫- همون علامته. ‫- ولی در یه زمان متفاوت. 32:47.839 --> 32:50.425 ‫آزمایش خونش «دی.آی.سی» خفیف رو نشون میده. 32:51.092 --> 32:54.053 ‫اگه خفیف بودنش مثل وقتی باشه که از دریا بیرون میای، 32:54.178 --> 32:56.723 ‫و آبی که به بدنت چسبیده ‫باعث میشه سطح آب پائین بره چی؟ 32:56.848 --> 32:58.850 ‫از نظر فنی درسته، ‫ولی کاملاً نامربوطه. 32:58.850 --> 33:01.269 ‫نبود «دی.آی.سی» همه چیز رو توضیح میداد 33:01.394 --> 33:04.147 ‫اگه چیزی هم واسه توضیح دادن نبود. 33:06.524 --> 33:09.485 ‫اندوکاردیت. ‫قلبش عفونت کرده. 33:10.403 --> 33:13.906 ‫گل‌کلم‌های کوچیک باکتریایی، ‫چسبیدن به دریچه‌هاش. 33:14.032 --> 33:17.410 ‫فقط اینکه بعضی وقت‌ها نمیتونن همونجا بمونن. ‫شنا کنان وارد جریان خون میشن. 33:17.535 --> 33:20.121 ‫سه‌شنبه، یکی جدا میشه، ‫میره توی دست راستش، 33:20.246 --> 33:21.706 ‫انگشت‌ها سیاه، گانگرن. 33:21.831 --> 33:24.042 ‫فرزند جمعه میره سمت کلیه‌ها. 33:24.834 --> 33:27.337 ‫و همه میدونیم جریان شنبه‌ها چیه. 33:27.462 --> 33:29.464 ‫مهمونی با دست چپ. 33:29.589 --> 33:30.798 ‫تب رو هم توضیح میده. 33:30.923 --> 33:32.884 ‫معرکه‌ست، ‫فقط این حقیقت کوچیک هست 33:33.009 --> 33:34.677 ‫قبلاً اندوکاردیت رو آزمایش کردیم، 33:34.802 --> 33:35.803 ‫و جوابش منفی‌ـه. 33:35.845 --> 33:38.473 ‫که یعنی یا واقعاً منفی‌ـه 33:38.598 --> 33:42.393 ‫کدوم عفونت میتونه باعث پنومونی ‫و اندوکاردیت با کشت منفی بشه؟ 33:44.729 --> 33:46.856 ‫جایزه با هر سرنخ کمتر میشه. 33:50.610 --> 33:52.445 ‫«سیتاکوزیس» تو فکرته؟ 33:52.570 --> 33:54.238 ‫آلفردو طوطی تو خونه‌ش نداره. 33:54.364 --> 33:56.699 ‫طوطی بازی در نیار. ‫بهش داکسی‌سایکلین بدین. 33:56.824 --> 33:59.160 ‫نه! اونطوری مشکل لخته شدن خونش بدتر میشه. 33:59.285 --> 34:02.705 ‫اون موقع که بهمون پیشنهاد میدادی ‫داروهای سنگین امتحان کنیم بیشتر ازت خوشم می‌اومد. 34:02.830 --> 34:06.250 ‫الان داکسی رو بهش بدیم، لعنت، ‫شاید بتونیم انگشت کوچیکش رو نجات بدیم. 34:06.376 --> 34:08.378 ‫میتونه به برادرش شمردن تا 5 رو یاد بده. 34:08.378 --> 34:11.297 ‫اگه اشتباه کرده باشی، ‫عاقبت نه دست براش می‌مونه نه پا. 34:11.422 --> 34:14.217 ‫از نظر فنی، اگه اشتباه کنم، ‫عاقبتش می‌میره، ولی منظورت رو فهمیدم. 34:14.342 --> 34:16.844 ‫- کار شبانه‌ش چی؟ ‫- یه رستوران فست‌فودی رو تمیز میکنه. 34:16.886 --> 34:18.763 ‫چیه، فکر میکنی از ناگت جوجه این مریضی رو گرفته؟ 34:18.846 --> 34:22.725 ‫از کِی تا حالا فست‌فودی‌ها میذارن ‫یه بچه 12 ساله کف زمین تِی بکشه؟ 34:22.850 --> 34:25.937 ‫- آلفردو 20 سالشه. ‫- جدی؟ جوان‌تر بهش میاد. 34:29.649 --> 34:31.567 ‫امشب میخواستی کجا کار کنی؟ 34:31.692 --> 34:33.820 ‫شنبه شب‌ها چه کاری انجام میدی؟ 34:36.531 --> 34:38.032 ‫- چی کار میکنی؟ ‫- بیدارش میکنم. 34:38.157 --> 34:39.700 ‫تازه دستش رو قطع کردیم. 34:39.826 --> 34:42.829 ‫- آره. باید درموردش حرف بزنیم. ‫- همچین اتفاقی نمی‌اُفته. 34:49.252 --> 34:51.003 ‫راست میگم، اصلاً نمیدونم چی گفتم. 34:51.129 --> 34:53.339 ‫چرا نگفتی بلدی اسپانیایی حرف بزنی؟ 34:53.464 --> 34:55.675 ‫خب، چون اونجوری مامانش میخواست باهام حرف بزنه. 34:55.800 --> 34:57.718 ‫یا یه همچین چیزی. 35:02.974 --> 35:04.725 ‫میگه اون شنبه شب‌ها کار نمیکنه. 35:04.851 --> 35:06.018 ‫مایعِ به حرف بیار رو بده من. 35:06.144 --> 35:08.396 ‫اینکه به نظریه‌ت نمی‌خوره باعث نمیشه دروغ بگه. 35:08.396 --> 35:09.480 ‫وقتی مامانش توی اتاق نبود، 35:09.480 --> 35:13.401 ‫برادر کوچیکش گیر داده بود ‫که امشب جای آلفردو کار میکنه. 35:20.783 --> 35:23.244 ‫شنبه شب‌ها میره مهمونی 35:23.369 --> 35:25.913 ‫یا دروغه یا با پرنده‌ها میپره 35:27.832 --> 35:28.916 ‫مایعِ به حرف بیار رو بده اون. 35:28.916 --> 35:30.710 ‫نمیدونه چی داری میگی. 35:30.835 --> 35:32.378 ‫احتمال اینکه نزدیک خونه‌ش باشه بالاست. 35:32.378 --> 35:34.714 ‫احتمالاً یه انبار متروکه یا کارخونه‌ست. 35:34.839 --> 35:37.008 ‫گروه اسکوبی رو بردار و پخش بشین. 35:37.133 --> 35:38.634 ‫دنبال چه کوفتی میگردیم؟ 35:38.759 --> 35:40.428 ‫یه نفر رو پیدا کنید که ظاهرش افتضحاست. 35:40.553 --> 35:43.681 ‫بهش بگین میخواین شرط‌بندی کنین. 36:37.360 --> 36:38.527 ‫کادی‌ـه. 36:40.780 --> 36:43.157 ‫از قبل داروهای سیتاکوزیس رو براش شروع کردم. 36:44.158 --> 36:46.202 ‫به محض اینکه رفتی. 36:46.327 --> 36:47.703 ‫قابلی نداشت. 36:49.038 --> 36:52.166 ‫به نظرت رکورد تردستی تک دسته با توپ چقدره؟ 36:53.084 --> 36:54.835 ‫میشه یه دستی یو یو بازی کرد. 36:55.836 --> 36:56.879 ‫نکته‌ی خوبی‌ـه. 37:05.596 --> 37:07.139 ‫همیشه دست‌هام رو می‌شورم. 37:08.140 --> 37:12.269 ‫اگه پرنده آلوده باشه، با تنفس کردن ‫گرده‌های اطرافش میشه سیتاکوزیس گرفت. 37:13.104 --> 37:15.731 ‫ولی اونجوری، ‫چرا من حالم بد شد و بقیه نه؟ 37:15.856 --> 37:17.858 ‫آسمت باعث آسیب‌پذیریت شده. 37:21.320 --> 37:23.864 ‫- الان دیگه حالت خوب میشه. ‫- بله. 37:35.292 --> 37:36.794 ‫واسه اینکه جونم رو نجات دادی. 37:46.345 --> 37:48.013 ‫ازم تشکر کرد. 37:48.139 --> 37:50.683 ‫- باید هم میکرد. ‫- ما دستش رو قطع کردیم. 37:53.686 --> 37:54.895 ‫اگه زودتر متوجه می‌شدیم 37:54.895 --> 37:56.772 ‫اگه دیرتر متوجه می‌شدین، ‫الان مُرده بود. 37:56.897 --> 37:59.066 ‫من اصلاً هیچوقت متوجه‌ش نشدم. 38:00.151 --> 38:02.778 ‫- سلام. ‫- چی میخوای، هاوس؟ 38:03.487 --> 38:07.616 ‫اگه توی تنفر از خود شناوری، ‫یه چیزی دارم که ممکنه کمک کنه. 38:07.741 --> 38:09.076 ‫داره ازمون شکایت میشه. 38:09.743 --> 38:12.746 ‫- شما جونش رو نجات دادین. خودش اعتراف کرد. ‫- هزینه‌ش رو میدیم. 38:12.872 --> 38:15.791 ‫جایی که قبلاً دستش بوده الان ‫یه برجستگی خالی داره. ما هم بیمه داریم. 38:15.916 --> 38:17.751 ‫پرونده‌ش به نظر من که درست و درمون میاد. 38:18.711 --> 38:21.380 ‫رویای آمریکایی جدید. ‫پایانِ شاد. 38:21.505 --> 38:23.340 ‫اون بچه هیچیش نمیشه. 38:29.471 --> 38:30.556 ‫کادی، 38:32.683 --> 38:33.851 ‫احساس گناهت. 38:34.852 --> 38:37.813 ‫گمراه کننده‌ست و باعث میشه دکتر مزخرفی باشی. 38:41.275 --> 38:43.652 ‫همچنین باعث میشه کاری که میکنی خوب انجام بدی. 38:44.570 --> 38:48.032 ‫فکر میکنی احساس گناهِ گمراه کننده ‫باعث میشه رئیس خوبی باشم. 38:48.157 --> 38:51.952 ‫حالا، دنیا جای بهتری می‌بود اگه ‫مردم هیچوقت احساس گناه نمیکردن؟ 38:52.077 --> 38:53.954 ‫رابطه داشتن رو بهتر میکنه. 38:54.079 --> 38:57.166 ‫باید تو چند ماه آخر رابطه‌مون می‌دیدیش. 38:57.291 --> 38:59.460 ‫یه عالمه احساس گناه. ‫کُلی جیغ و فریاد. 39:01.879 --> 39:06.050 ‫میدونم فقط به خاطر اینکه پشت‌بوم تو بوده نیست. 39:08.469 --> 39:09.553 ‫کادی، 39:12.181 --> 39:16.268 ‫تو دنیا رو چیزی که هست، ‫و چیزی که میتونه باشه می‌بینی. 39:16.393 --> 39:19.021 ‫و چیزی که نمی‌بینی اونیه که بقیه همگی می‌بینن، 39:20.105 --> 39:22.608 ‫شکافِ بزرگِ گشادی که بینشون هست. 39:22.733 --> 39:24.693 ‫هاوس، من ساده‌لوح نیستم. ‫متوجه‌م 39:24.818 --> 39:27.363 ‫اگه بودی، ‫هیچوقت منو استخدام نمیکردی. 39:30.991 --> 39:34.578 ‫خوشحال نیستی مگه این که همه چیز درست باشه، 39:34.703 --> 39:36.246 ‫که معنیش دو چیزه. 39:37.039 --> 39:40.876 ‫که تو یه رئیس خوبی، ‫و هیچوقت خوشحال نمیشی. 39:45.881 --> 39:49.551 ‫راستی، چرا همه فکر میکنن ‫من و تو با هم ارتباط داشتیم؟ 39:50.302 --> 39:52.638 ‫به نظرت ممکنه داستان داشته باشه؟ 40:02.856 --> 40:06.527 ‫کادی احساس گناه میکنه که ‫سیتاکوزیس رو زودتر تشخیص ندادین؟ 40:09.196 --> 40:10.447 ‫فکر کنم. 40:11.824 --> 40:13.742 ‫امکان نداشت بتونه. 40:14.410 --> 40:15.536 ‫نه. 40:17.538 --> 40:19.039 ‫امکان نداشت بتونه. 40:30.300 --> 40:31.593 ‫بارون میاد. 41:18.390 --> 41:26.356 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez