WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:10.750 --> 00:11.750 ‫بابا؟ 00:18.875 --> 00:22.875 ‫تونی توی دلش گفت که، «اون ‫بچه الان من رو بابا صدا کرد؟» 00:23.375 --> 00:25.041 ‫صدام رو شنیدی؟ 00:26.125 --> 00:27.500 ‫من بچتم. 00:29.625 --> 00:32.500 ‫«گفت بچمه؟» 00:32.541 --> 00:35.166 ‫خنگی یا صرفا وحشت کردی؟ 00:37.500 --> 00:38.500 ‫بچه... 00:38.541 --> 00:40.000 ‫برو کنار! 00:40.125 --> 00:41.125 ‫هر دو ظاهرا. 00:41.625 --> 00:43.000 ‫والدینت کجان؟ 00:43.041 --> 00:45.125 ‫خب تو که اینجایی و یانا هم رفته. 00:45.250 --> 00:48.916 بچه یانایی، نمی‌دونم چی فکر کردی، ‫ولی من بابات نیستم. 00:49.000 --> 00:50.125 ‫- چرا هستی. ‫- نه. 00:50.250 --> 00:51.875 ‫- چرا. ‫- آره. 00:52.500 --> 00:53.375 ‫هست. 00:53.416 --> 00:56.250 ‫اون بچه تونیه، چارلی شرامل. 01:02.000 --> 01:05.750 ‫چارلی شرامل کلاس هفتم ‫در دبیرستان ورونیکا فرس... 01:05.875 --> 01:07.375 ‫در شیتن آن هاول بود. 01:07.500 --> 01:10.250 ‫و فرزند شادی بود. 01:10.291 --> 01:11.125 ‫سلام. 01:11.250 --> 01:14.291 ‫احتمالا شادترین بچه‌ی کل شیتن بود. 01:14.375 --> 01:15.250 ‫سلام. 01:18.500 --> 01:19.500 ‫صبح‌بخیر دوستان. 01:26.750 --> 01:28.500 ‫چارلی عاشق مدرسه رفتن بود. 01:28.625 --> 01:30.375 ‫اگه ورونیکا فرس چهار سیب داشته باشه... 01:30.500 --> 01:33.875 ‫و بخواد به طور مساوی بین شش بچه ‫تقسیمشون کنه، هر بچه چقدر گیرش میاد؟ 01:34.000 --> 01:36.500 ‫عاشق درس‌های ورونیکا فرس بود. 01:36.541 --> 01:39.500 ‫بستگی داره که ورونیکا فرس ‫درخشان ما سیب رو چطوری تقسیم بکنه... 01:39.625 --> 01:41.000 ‫که همیشه منصفانه هم هست. 01:41.125 --> 01:43.625 ‫ورونیکا فرس درخشان ما. 01:43.750 --> 01:46.000 ‫ورنیکا فرس درخشان ما. 01:46.125 --> 01:47.666 ‫کتاب هندسه رو در بیارید. 01:47.750 --> 01:50.875 ‫امروز در مورد زوایایی می‌خونیم ‫که ورونیکا فرس دوست داره. 01:50.916 --> 01:52.416 ‫ایول. 01:53.375 --> 01:54.375 ‫و اون عاشق موسیقی هم هست. 01:54.416 --> 01:55.875 ‫[تمرین گروه موسیقی مدرسه.] 01:56.000 --> 01:59.125 ‫عاشق این بود که بعدازظهرها توی ‫گروه موسیقی مدرسه ساز بزنه... 02:01.125 --> 02:03.916 ‫که مسئولش هم دوست قدیمی ‫تونی از مدرسه یعنی پاولی بود. 02:27.291 --> 02:29.916 ‫چارلی کاملا عاشق شرایط فعلی زندگیش بود. 02:30.500 --> 02:32.375 ‫چون که چارلی عاشق بود... 02:32.500 --> 02:33.791 ‫عاشق... 02:36.125 --> 02:37.291 ‫نه. 02:37.791 --> 02:39.125 رفیق... 02:39.250 --> 02:40.500 ‫ساشا بود. 02:43.541 --> 02:44.541 ‫ساشا. 02:45.500 --> 02:49.791 ‫از اون عشق‌هایی بود که فقط توی ‫سیزده سالگی کل وجودت رو فرا می‌گیره. 02:49.875 --> 02:51.541 ‫خیلی کل وجودم رو فرا گرفته. 03:02.750 --> 03:04.375 ‫گندش بزنن، خیلی خوب بود. 03:05.166 --> 03:06.875 ‫تمرین گروه موسیقی تمومه. 03:08.666 --> 03:10.875 ‫و بالاخره امشب وقتش بود. 03:11.000 --> 03:13.625 ‫ساعت نه بالاخره قرار بود هم رو ببینن. 03:13.750 --> 03:15.125 ‫امشب هستی؟ 03:15.166 --> 03:16.416 ‫آره، معلومه. 03:16.500 --> 03:19.416 ‫هیچی امروز نمی‌تونه حال خوبم رو خراب کنه... 03:19.500 --> 03:21.875 ‫یعنی چارلی پیش خودش چنین فکری می‌کرد. 03:22.000 --> 03:23.125 ‫[به فرس رای بدید.] 03:23.166 --> 03:27.666 ‫چارلی معتقد بود که یه سری ‫افراد طبیعتا باید با هم باشن. 03:27.750 --> 03:29.875 ‫پدربزرگ و مادربزرگش... 03:30.000 --> 03:32.791 ‫به عنوان مثال هفتاد سال با هم بودن. 03:32.875 --> 03:34.750 ‫حتی محل کارشون کنار هم بود. 03:35.375 --> 03:38.625 ‫پدربزرگش سلمانی داشت و ‫مادربزرگش هم دفتر کفن‌ودفن داشت. 03:39.166 --> 03:41.041 ‫دوچرخه‌ی دونفره‌اشون ارث به چارلی رسید. 03:41.666 --> 03:44.000 ‫و مادرش یانا که عاشق مسئولیته... 03:44.041 --> 03:45.416 ‫من عاشق مسئولیتم. 03:45.500 --> 03:48.250 ‫بعد مرگ والدینش هر دو ‫کسب‌وکار رو اداره می‌کنه. 03:48.291 --> 03:50.250 ‫دیوار بینشون رو خراب کرده... 03:50.291 --> 03:55.625 ‫و دفتر آرایش و آرامش خیلی موفقیت بود. ‫انقدر که چارلی هم باید کمک می‌کرد. 03:56.750 --> 04:00.125 ‫هر روز هفته موهای سر ‫گابی خبرچین رو می‌شست... 04:00.166 --> 04:02.041 ‫- خوبه؟ ‫- آره، خوبه. 04:02.125 --> 04:03.875 ‫و البته موهای بابسی بدن‌نکوه رو. 04:04.541 --> 04:06.291 ‫- سلام. ‫- سلام. 04:06.875 --> 04:09.166 ‫- من یه نوبت داشتم. ‫- آرایشی یا فوت؟ 04:14.458 --> 04:16.375 ‫فوت متاسفانه. 04:17.125 --> 04:18.416 ‫- تسلیت می‌گم. ‫- تسلیت. 04:18.500 --> 04:19.375 ‫بشینید. 04:23.666 --> 04:25.625 ‫همه‌چیز داشت خیلی‌ خوب پیش می‌رفت. 04:26.250 --> 04:27.041 ‫[روزنامه‌ی شیتن.] 04:27.125 --> 04:28.125 ‫تا این که... 04:28.250 --> 04:29.541 ‫شنیدی پسر ورا خدابیامرز... 04:29.625 --> 04:32.125 ‫اومده شیتن؟ 04:32.250 --> 04:33.750 ‫- نه، تونی؟ ‫- آره. 04:33.875 --> 04:35.000 ‫کی؟ 04:35.041 --> 04:37.250 ‫تونی فلایشر. یه رپره. 04:37.791 --> 04:41.291 ‫نمی‌دونم یعنی چی، هر چی که هست چاقش کرده. 04:41.375 --> 04:42.416 ‫راستی یانا عزیزم... 04:42.500 --> 04:43.791 ‫تو دیگه ندیدیش؟ 04:44.875 --> 04:47.250 ‫می‌خواد ببینه دیدیش یا نه. 04:47.375 --> 04:49.125 ‫مثل زمانی که زن و شوهر بودین. 04:49.916 --> 04:50.750 ‫ببخشید. 04:51.416 --> 04:53.750 ‫یادتونه تولد پنجاه سالگی ورا... 04:53.875 --> 04:56.375 ‫یانا و تونی کلا فقط با هم حرف زدن؟ 04:56.416 --> 04:57.541 ‫من هم یادمه. 04:57.625 --> 04:59.000 ‫وای. 04:59.125 --> 05:00.500 ‫خدای من، خیلی... 05:01.541 --> 05:02.875 ‫چهارده سال پیش بود. 05:02.916 --> 05:04.125 ‫چهارده سال پیش. 05:04.166 --> 05:05.000 ‫چهارده سال. 05:05.791 --> 05:07.625 ‫چقدر زود می‌گذره. 05:08.250 --> 05:11.500 ‫تو خیلی شبیه اونی، نه؟ 05:12.250 --> 05:13.666 ‫خیلی. 05:15.250 --> 05:16.125 ‫صبر کن. 05:21.625 --> 05:23.125 ‫پس پدرم اینه؟ 05:23.791 --> 05:24.625 ‫رپره؟ 05:26.791 --> 05:27.625 ‫عالیه! 05:30.000 --> 05:31.875 ‫- من رو می‌شناسه؟ ‫- نه. 05:34.625 --> 05:35.791 ‫می‌خوام ببینمش. 05:35.875 --> 05:37.000 ‫چی؟ چرا؟ 05:37.875 --> 05:38.916 ‫چون پدرمه؟ 05:39.000 --> 05:40.166 ‫پدر صداش نکن. 05:43.125 --> 05:44.125 ‫مامان؟ 05:45.541 --> 05:47.500 ‫من فقط می‌خوام ببینمش. 05:48.750 --> 05:50.875 ‫ولی تو بهش نیاز نداری. 05:51.000 --> 05:54.875 ‫در این نقطه بحثی راجع به نقش پدر... 05:54.916 --> 05:57.000 ‫و زیبایی روابط والدین مدرن... 05:57.125 --> 06:00.125 ‫فراتر از تمایلات فردی‌گونه حرف زدند. 06:00.166 --> 06:03.625 ‫ولش کنین، اصلا یادتون ‫رفت اول جمله چی بود، نه؟ 06:04.166 --> 06:06.000 ‫دقیقا. بزنیم جلو. 06:06.041 --> 06:08.375 ‫[سه ساعت بعد (که از لحاظ ‫احساسی سخت گذشتند.)] 06:09.375 --> 06:10.625 ‫و همه... 06:13.791 --> 06:16.500 ‫توی مدرسه همه بابا دارن، من... 06:16.625 --> 06:17.541 ‫بس کن. 06:18.875 --> 06:20.291 ‫- می‌رم دیدنش. ‫- نه. 06:20.375 --> 06:21.791 ‫- آره. ‫- نه. 06:21.875 --> 06:23.625 ‫پس دیگه واسم چاره‌ای نذاشتی. 06:24.125 --> 06:25.250 ‫نه. 06:29.166 --> 06:30.125 ‫بفرما. 06:48.250 --> 06:49.625 ‫بس کن. بسه. 06:55.833 --> 06:58.208 ‫خیلی‌خب، فهمیدین دیگه. بزنیم جلو. 06:58.291 --> 07:03.125 ‫[چهارده دقیقه‌ی بی‌تنفس بعد.] 07:03.250 --> 07:04.625 ‫داری روانیم می‌کنی! 07:04.666 --> 07:06.375 ‫خیلی کله‌شقی! 07:08.750 --> 07:10.250 ‫می‌خوای ببینیش؟ 07:12.791 --> 07:15.416 ‫و اون موقع بود که یانا با اکراه پذیرفت... 07:15.500 --> 07:18.250 ‫که بچه ش حق داره که واسه خودش اشتباه کنه. 07:18.375 --> 07:19.166 ‫خیلی‌خب. 07:25.916 --> 07:28.000 ‫می‌دونستم که این روز فرا می‌رسه. 07:30.541 --> 07:33.125 ‫بیا. لباس تمیز واسه یه هفته. ‫مسواک. 07:33.166 --> 07:34.625 ‫و یه چاقوی جیبی. 07:35.375 --> 07:38.000 ‫و این یکی واسه منه. 07:38.125 --> 07:39.166 ‫چرا؟ 07:39.250 --> 07:41.250 ‫اون به میل خودش از تو مراقبت نمی‌کنه. 07:41.291 --> 07:43.750 ‫احتمالا همین الانش هم می‌خواد از شهر بره. 07:45.625 --> 07:47.625 ‫- خب پس چیکار کنیم؟ ‫- مجبورش می‌کنیم. 07:49.625 --> 07:50.541 ‫خوبه. 07:52.750 --> 07:54.625 ‫[ید‌ک‌کش شبانه‌روزی فلایشر.] 07:56.166 --> 07:57.166 ‫فکر کنم. 07:59.000 --> 07:59.791 ‫چی؟ 07:59.875 --> 08:01.416 ‫تو دخالت نکن. 08:03.625 --> 08:04.875 ‫گم شو! 08:06.625 --> 08:08.166 ‫عجب بچه‌ی کله‌شقیه. 08:11.000 --> 08:12.000 ‫گوش کن . 08:12.500 --> 08:14.375 ‫من یه رپرم خب؟ می‌دونم قصدت چیه. 08:14.416 --> 08:17.541 ‫من رو توی خاکسپاری ‫دیدی، گفتی تونی چقدر خفنه. 08:17.625 --> 08:18.916 ‫هر چی که می‌خوام داره. 08:19.000 --> 08:21.416 ‫باحاله و زنجیر طلا و لباس‌های خفن داره. 08:21.500 --> 08:24.375 ‫می‌تونم قطعا یکم ازش پول ‫بچاپم که برم... آبنبات بخرم. 08:24.500 --> 08:26.375 ‫آبنبات؟ به نظرت من چند سالمه؟ 08:26.416 --> 08:29.000 ‫یا فنتانیل. هر چیزی که شما ‫بچه‌ها این روزها بهش علاقه دارین. 08:29.041 --> 08:30.041 ‫قضیه از این قراره... 08:32.041 --> 08:33.666 ‫چیزی واست ندارم. 08:33.750 --> 08:35.625 ‫من یه رپر ورشکست‌کرده‌ام. 08:35.666 --> 08:37.500 ‫ورشکست‌کرده کلمه نیست بابا. 08:38.375 --> 08:41.500 ‫من بابات نیستم. انقدر این مزخرفات رو نگو! 08:49.791 --> 08:50.666 ‫خداحافظ. 09:00.041 --> 09:02.416 ‫وای، اردک داری؟ 09:02.916 --> 09:04.875 بچه، برو خونه! 09:06.000 --> 09:07.000 ‫ولی... 09:08.750 --> 09:09.875 ‫مامانم رفته. 09:11.125 --> 09:12.791 ‫هیچی هم نگفته. 09:13.750 --> 09:15.625 ‫و خیلی گرسنمه و... 09:22.041 --> 09:24.000 ‫واست یه هدیه خریدم. 09:31.416 --> 09:33.750 ‫شاید خیلی زود باشه که ‫بگم بهترین پدر ممکنی ولی... 09:34.625 --> 09:36.416 ‫خیلی خوشبینم. 09:38.250 --> 09:39.750 ‫خیلی‌خب باشه. بردی. 09:41.500 --> 09:42.625 ‫همین ده یورو رو دارم. 09:42.750 --> 09:44.250 ‫- خوشحال شدی؟ ‫- نمی‌خوامش. 09:44.291 --> 09:45.916 ‫- چرا می‌خوای. ‫- باشه. 09:48.916 --> 09:49.750 ‫حالا برو بیرون. 09:53.000 --> 09:54.875 ‫دارم می‌رم برلین که یه آهنگ خفن بنویسم. 10:01.750 --> 10:04.375 ‫خیلی خوب پیش نرفت، ولی باز هم خوبه. 10:04.875 --> 10:08.625 ‫هیچی نمی‌تونه حال خوب امروزم رو خراب کنه. 10:19.375 --> 10:20.250 ‫خیلی‌خب. 10:20.291 --> 10:22.666 ‫تونی خوشحال بود که بالاخره از ‫شر اون بچه عجیب خلاص شده بود. 10:23.250 --> 10:25.375 ‫ولی بعد مشکوک شد. 10:25.500 --> 10:26.791 ‫ممکنه واقعا بچم باشه؟ 10:26.875 --> 10:31.250 ‫یعنی اگه حساب و کتاب بکنی ممکنه، ‫سنش به زمان طلاق من و یانا می‌خوره. 10:32.625 --> 10:33.625 ‫مگه نه؟ 10:37.250 --> 10:38.666 ‫ترکش نکرده بابا. 10:39.916 --> 10:41.875 ‫چرا باید بچه‌ی خودش رو ول کنه؟ 10:44.375 --> 10:45.916 ‫اون بچه‌ی من نیست. 10:46.000 --> 10:47.375 ‫من بچه ای ندارم. 10:48.625 --> 10:51.375 ‫می‌شه انقدر حرفش رو نزنی؟ ‫باید تمرکز کنم. 10:52.791 --> 10:54.291 ‫دیگه بحثی در کار نیست. 10:54.375 --> 10:56.000 ‫اون باید بنویسه. 10:56.041 --> 10:57.875 ‫خیلی‌خب، حالا تمرکز. 10:58.375 --> 10:59.500 ‫بیت آهنگ... 11:00.250 --> 11:01.166 ‫هنوز هست. 11:02.041 --> 11:03.166 ‫جریان... 11:03.666 --> 11:04.625 ‫همچنان هست. 11:05.166 --> 11:08.166 ‫و حالا، فقط ادامه بده. 11:08.250 --> 11:10.750 ‫و متنش... 11:20.666 --> 11:21.666 ‫لعنتی. 11:41.625 --> 11:42.750 ‫بابایی. 11:43.291 --> 11:44.666 ‫بابایی. 11:52.750 --> 11:54.875 ‫چرا ازم مراقبت نکردی بابایی؟ 11:56.000 --> 11:59.041 ‫آشنایی باهات مایه ناامیدی بود، ‫تو رپر بدی هستی. 11:59.541 --> 12:00.541 ‫بابا؟ 12:04.375 --> 12:06.166 ‫نمی‌تونی وسط خیابون دراز بکشی. 12:06.250 --> 12:08.625 ‫همیشه همه کار رو اشتباه انجام می‌دم. 12:09.375 --> 12:11.166 ‫بلیت جریمه‌ات. 12:12.041 --> 12:14.250 ‫سری بعدی مجوز بگیر. خب؟ 12:14.291 --> 12:15.291 ‫باشه. 12:17.125 --> 12:18.750 ‫چی شده؟ 12:20.125 --> 12:22.166 ‫[یک ساعت قبل.] 12:23.666 --> 12:28.666 ‫اگه قرار نیست خودم رو بندازم ‫جلوی یه کامیون حمل عروسک... 12:28.750 --> 12:30.791 ‫همین الان یه نشونه واسم بفرست عزیزم. 12:40.750 --> 12:41.541 ‫بابایی. 12:41.625 --> 12:44.291 ‫مادرت رو می‌خوام. ‫نمی‌تونم بدون اون زندگی کنم. 12:44.375 --> 12:46.000 ‫باید برم پیشش. 12:47.541 --> 12:48.500 ‫ورا! 12:48.625 --> 12:50.000 ‫دارم میام پیشت! 12:52.666 --> 12:54.125 ‫ماشین رو بکش ببر پیش کایا. 12:54.166 --> 12:56.125 ‫چی؟ نه. من باید برم برلین. 12:56.250 --> 12:57.666 ‫- به این زودی؟ ‫ -آره. 12:58.541 --> 12:59.375 ‫واسه مهمونی؟ 13:00.000 --> 13:00.875 ‫مهمونی؟ 13:01.000 --> 13:01.875 ‫نه. 13:01.916 --> 13:03.791 ‫یه فرصت خیلی بزرگی واسم پیش اومده. 13:03.875 --> 13:05.041 ‫باید آهنگ بنویسم. 13:05.125 --> 13:06.000 ‫عالیه. 13:06.916 --> 13:08.125 ‫اول ماشین رو برگردون، ‫بعد برو مهمونی. 13:08.750 --> 13:11.250 ‫- مهمونی نمی‌رم. ‫- واقعا که شما کثافتید. 13:14.625 --> 13:15.875 ‫و جانی رو هم با خودت ببر. 13:18.250 --> 13:20.291 ‫[چهار کیلومتر به قبرستان ماشین.] 13:22.125 --> 13:23.000 ‫جانی. 13:23.500 --> 13:24.625 ‫بله؟ 13:24.666 --> 13:26.041 ‫آروم‌تر گریه کن. 13:27.500 --> 13:28.500 ‫باشه. 13:33.375 --> 13:34.916 ‫[قبرستان ماشین، مدرسه‌ی رانندگی.] 13:43.916 --> 13:45.041 ‫[فلایشر، کارو] 13:58.500 --> 14:00.291 ‫کایا، می‌شه عجله کنی لطفا؟ 14:01.791 --> 14:02.916 ‫باشه. 14:04.666 --> 14:06.750 ‫بذار ببینم کثافت رو. 14:06.791 --> 14:08.916 ‫می‌شه برم یه چیزی بنویسم؟ ضروریه. 14:09.000 --> 14:13.000 ‫می‌خوای گریه کنی نه؟ ‫باشه برو توی دفترم گریه کن. 14:14.375 --> 14:16.250 ‫این خانواده چه مرگشه؟ 14:23.166 --> 14:25.916 ‫خیلی‌خب، همین‌جا، همین ‫الان یه آهنگ بنویسیم. 14:30.750 --> 14:32.291 ‫بیت؟ آره. 14:32.375 --> 14:33.250 ‫جریان؟ 14:33.750 --> 14:34.916 ‫آره. 14:35.000 --> 14:37.125 ‫و حالا فقط روی متنش تمرکز کن. 14:43.125 --> 14:44.375 ‫خیلی‌خب، گوش کنین. 14:49.750 --> 14:50.750 ‫گندش بزنن! 14:51.250 --> 14:53.291 ‫تف توش، تف توش، تف توش! 14:53.375 --> 14:54.875 ‫همش پرید. 15:16.000 --> 15:17.875 ‫آخی، تدی خرسه. 15:18.000 --> 15:20.791 ‫من خانواده رو واسه ناهار دعوت کردم... 15:20.875 --> 15:23.750 ‫که واسه استرسی که امروز ‫درست کردم عذرخواهی کنم. میای؟ 15:23.791 --> 15:24.875 ‫گرسنه نیستم. 15:26.375 --> 15:27.666 ‫دارم کوفته قلقلی درست می‌کنم. 15:29.250 --> 15:30.250 ‫گندش بزنن، میام. 15:33.875 --> 15:35.000 ‫فکرش رو می‌کردم... 15:42.666 --> 15:44.750 ‫کل خانواده سر یه میز. 15:46.125 --> 15:48.000 ‫ورا اگه بود خیلی خوشحال می‌شد. 15:48.666 --> 15:51.041 ‫اگه گریه کنی باید بری جانی. ‫بشین. 15:52.000 --> 15:52.791 ‫نوش جان. 15:54.875 --> 15:56.375 ‫کوفته با سس کبر. 16:01.000 --> 16:03.125 ‫خب امروز چرا موهات این‌طوریه؟ 16:05.125 --> 16:06.375 ‫یه فرقی کرده. 16:07.500 --> 16:11.000 ‫مامان، خاله کارو شبیه زیربغل ‫بابا شده و حالم رو بد می‌کنه. 16:12.250 --> 16:13.916 ‫اسم عروسکم رو گذاشتم کارو. 16:14.000 --> 16:16.625 ‫نه، اسم عروسکت یورگه. ‫وگرنه بابا ناراحت می‌شه. 16:17.500 --> 16:19.875 ‫امروز آرایشگاه نوبت نداشتی؟ 16:19.916 --> 16:21.375 ‫چرا ولی یانا نیست. 16:21.416 --> 16:22.541 ‫نیست؟ 16:23.125 --> 16:24.375 ‫یعنی چی؟ 16:24.416 --> 16:26.500 ‫رفته. نیست. سالن تعطیله. 16:28.291 --> 16:31.125 ‫- والدینت کجان؟ ‫- مامان رفته. باید با تو زندگی کنم. 16:31.250 --> 16:32.791 ‫برو! 16:32.875 --> 16:34.500 ‫از سن حساس چهار سالگی... 16:34.541 --> 16:38.125 ‫کوفته قلقلی با سس کبر غذای ‫موردعلاقه‌ی سوم تونی بوده. 16:38.250 --> 16:39.166 ‫ولی یه قضیه‌ای بود. 16:41.250 --> 16:43.166 ‫هر وقت که تونی عذاب وجدان داشت... 16:44.125 --> 16:45.541 ‫عذاب‌ وجدان داری. 16:45.625 --> 16:47.000 ‫نمی‌تونست چیزی بخوره... 16:47.041 --> 16:48.291 ‫نه، نه ندارم. 16:48.375 --> 16:49.541 ‫پس بخور. 16:51.000 --> 16:52.250 ‫امکان نداشت. 16:52.291 --> 16:53.500 ‫بخور! 17:03.791 --> 17:05.375 ‫بابا، بهت گفتم... 17:05.416 --> 17:07.625 ‫مامان واقعا رفته و من گرسنمه. 17:08.416 --> 17:09.500 ‫گندش بزنن. 17:10.000 --> 17:12.750 ‫واسم غذا بیار. 17:18.000 --> 17:18.875 ‫اسلحه. 17:19.916 --> 17:21.250 ‫چیکار کردی تونی؟ 17:43.625 --> 17:46.041 ‫می‌دونستم برمی‌گردی. ‫بیا اتاقم رو نشونت بدم. 17:46.125 --> 17:48.000 ‫نه، فقط خواستم واست غذا بیارم. 17:49.666 --> 17:50.666 ‫آهان. 17:52.166 --> 17:53.250 ‫گرسنه نیستم. 17:53.791 --> 17:55.291 ‫کوفته قلقلی با سس کبره. 17:57.000 --> 17:58.250 ‫ولش کن، می‌خورم. 18:04.416 --> 18:05.666 ‫یانا کجا رفته؟ 18:07.375 --> 18:08.625 ‫تا کی رفته؟ 18:08.750 --> 18:11.250 هی نمی‌شه بشینی و شونه بندازی بالا که. 18:13.625 --> 18:15.000 ‫وای. 18:17.375 --> 18:20.875 ‫از مدرسه که اومدم نبود. 18:24.375 --> 18:26.166 ‫سعی کردی بهش زنگ بزنی؟ 18:26.250 --> 18:28.166 ‫شماره‌ای مشترک موردنظر در دسترس نمی‌باشد. 18:28.250 --> 18:30.500 ‫حتما یه چیزی بهت گفته دیگه. 18:30.625 --> 18:31.875 ‫فقط گفت بابام تویی. 18:31.916 --> 18:33.541 ‫نه مزخرفه. اگه بودم می‌دونستم. 18:34.125 --> 18:35.000 ‫چطوری؟ 18:37.500 --> 18:39.250 ‫مردها این چیزها رو حس می‌کنن. 18:41.916 --> 18:43.625 ‫خیلی‌خب، بسه. 18:44.250 --> 18:45.250 ‫نوش جان. 19:13.291 --> 19:14.500 ‫- وای. ‫- وای. 19:19.166 --> 19:20.500 ‫ما خیلی هم شبیه نیستیم. 19:21.375 --> 19:23.125 ‫این که معنی خاصی نداره. 19:25.541 --> 19:29.291 ‫- تو ازم مراقبت می‌کنی؟ ‫- من حتی بلد نیستم خودم لباس‌هام رو بشورم. 19:32.875 --> 19:34.666 ‫ولی یه نفر باید ازم مراقبت کنه. 19:39.541 --> 19:42.916 ‫- وای، کجا رفت کثافت؟ ‫- این چارلیه. 19:43.625 --> 19:44.500 ‫پسر اون. 19:44.541 --> 19:45.875 بچه ت. 19:46.500 --> 19:47.916 ‫این‌طور می‌گن. 19:48.000 --> 19:51.250 ‫چارلی بچه یاناست. ‫یانا رفته و اون رو تنها گذاشته. 19:52.625 --> 19:54.250 ‫سه تا فامیل همسن دارم؟ 19:55.625 --> 19:57.791 ‫چهار تا. بزرگه نیست. 19:57.875 --> 19:59.791 ‫خیلی‌خب پس، چارلی، خانواده. 19:59.875 --> 20:01.000 ‫خانواده، چارلی. 20:01.125 --> 20:02.625 ‫- من چارلیم. ‫- بعدا می‌بینمتون. 20:02.666 --> 20:03.875 ‫چی؟ 20:04.625 --> 20:06.541 ‫چارلی، بچه‌ها. برید بازی کنید. 20:06.625 --> 20:07.750 ‫- ایول! ‫- ایول! 20:07.875 --> 20:09.291 ‫تونی، بشین. 20:09.875 --> 20:11.041 ‫آره، برید بازی. 20:16.791 --> 20:17.916 ‫کجا می‌ری؟ 20:18.000 --> 20:19.166 ‫برلین. 20:20.250 --> 20:21.875 ‫فرصت بزرگم. 20:21.916 --> 20:22.916 ‫چی؟ 20:23.000 --> 20:25.666 ‫تقصیر من نیست که یانا فرار کرده! 20:26.166 --> 20:27.500 ‫اعلام مفقودی کنین. 20:27.541 --> 20:28.666 ‫اعلام مفقودی. 20:28.750 --> 20:30.791 ‫آره، به اینترپلی چیزی. 20:32.375 --> 20:34.375 ‫اگه یه نفر از مفقودی خوشش بیاد، ‫اون منم. 20:34.416 --> 20:36.500 ‫خیلی عاشق مفقودیه. 20:37.416 --> 20:39.500 ‫عاشق مفقودیم. 20:40.625 --> 20:41.625 ‫ولی... 20:45.166 --> 20:49.416 ‫به عنوان یه انسان بالغ که از ‫لحاظ فیزیکی و عقلی سالمه... 20:49.500 --> 20:51.916 ‫یانا حقش رو داره که هر ‫جایی که دلش می‌خواد باشه. 20:52.000 --> 20:55.000 ‫تا وقتی که یه نفر مراقب چارلی باشه. 20:55.125 --> 20:57.250 ‫که در این مورد تویی تونی فلایشر. 20:57.791 --> 21:01.000 ‫و نمی‌ذاره این بچه‌ی بیچاره ‫رو تنها به حال خودش رها کنی. 21:01.125 --> 21:02.000 ‫نانسی... 21:02.875 --> 21:04.250 ‫من باید برم. 21:06.791 --> 21:08.500 ‫شما دو تا می‌خواین چیزی بگین؟ 21:09.000 --> 21:11.791 ‫من با نانسی موافقم. عوضی نباش. 21:12.416 --> 21:13.375 ‫کارو؟ 21:16.125 --> 21:20.125 ‫یادتونه قبلا مدت کوتاهی ‫یانا و کارو پیش هم بودن؟ 21:20.166 --> 21:24.666 ‫اون موقع یانا به کارو گفت ‫بود که تونی بابای چارلیه. 21:25.666 --> 21:27.625 ‫و کارو هم قول داده بود که چیزی نگه. 21:27.666 --> 21:33.416 ‫ولی بازرس نانسی باربل فلایشر ‫همیشه می‌دونست که اون‌ها یه رازی دارن. 21:33.500 --> 21:35.041 ‫تو از اول خبر داشتی؟ 21:35.125 --> 21:37.041 ‫و چیزی نگفتی؟ 21:37.541 --> 21:40.000 ‫آره، من خبرچین نیستم. 21:40.500 --> 21:41.666 ‫آره، منطقیه. 21:42.250 --> 21:43.541 ‫کاملا منطقیه. 21:44.291 --> 21:46.416 ‫فلایشرها خبرچینی نمی‌کنن. 21:47.000 --> 21:49.625 ‫ولی عالیه! 21:50.750 --> 21:52.500 ‫نه، تو باید بکنی. 21:52.625 --> 21:55.791 ‫بیایید فرض کنیم که واقعا بچه من باشه. 21:56.666 --> 21:59.375 ‫به نظرتون من اصلا می‌تونم پدر خوبی بشم؟ 22:03.375 --> 22:05.000 ‫چارلی فکر می‌کرد که می‌تونه باشه. 22:05.125 --> 22:10.625 ‫کسی که توی خونه‌‌ای به این خوبی، با چنین ‫خانواده‌ی خوبی بزرگ بشه حتما خوب می‌شه. 22:10.666 --> 22:11.500 ‫خوبه. 22:11.625 --> 22:14.000 ‫[یدک‌کشی شبانه‌رزی فلایشر.] 22:26.875 --> 22:29.500 ‫- سلام. ‫- سلام. تنها اینجا چیکار می‌کنی؟ 22:30.416 --> 22:33.500 ‫بیرونم کردم چون خیلی بلند گریه می‌کردم. 22:35.791 --> 22:37.875 ‫اجرات رو توی خاکسپاری ورا دیدم. 22:38.375 --> 22:39.416 ‫قشنگ بود. 22:39.916 --> 22:41.416 ‫اینجا چیکار می‌کنی؟ 22:41.500 --> 22:45.166 ‫من بچه تونیم، ولی حس ‫می‌کنم اون می‌خواد ولم کنه. 22:45.875 --> 22:47.375 ‫به من که چیزی نگفته. 22:47.875 --> 22:49.125 ‫من پدرشم. 22:49.250 --> 22:50.125 ‫خوبه. 22:50.625 --> 22:51.500 ‫سلام بابابزرگ. 22:54.666 --> 22:55.666 ‫بابابزرگ. 22:57.000 --> 22:59.750 ‫هیچ‌کدوم از دخترهای نانسی ‫من رو پدربزرگ صدا نکردن. 23:02.041 --> 23:04.125 ‫الان از خوشحالی گریه می‌کنم. 23:05.125 --> 23:06.125 ‫خیلی قشنگ بود! 23:06.625 --> 23:08.000 ‫بابابزرگ. 23:08.500 --> 23:09.541 ‫بابابزرگ! 23:16.500 --> 23:18.125 ‫اوضاع طبق نقشه پیش نرفت. 23:18.250 --> 23:20.125 ‫تونی می‌خواست واسه همیشه بره. 23:20.875 --> 23:23.000 ‫چارلی فقط یه فرصت داشت. 23:24.500 --> 23:26.416 ‫واسه همین بیشترین محاسبات رو کرد... 23:26.500 --> 23:30.625 ‫بیشترین حیله رو به کار برد و از ‫تنها سلاح واقعی یه بچه استفاده کرد. 23:38.875 --> 23:40.500 ‫و جواب داد. 23:47.500 --> 23:49.250 ‫در اون لحظه‌ی به آغوش کشیدن... 23:49.375 --> 23:53.500 ‫تونی علاقه و مسئولیت رو حس کرد. 23:54.791 --> 23:56.000 ‫و یکم هم گرسنه شد. 23:56.125 --> 23:59.375 ‫باشه. اینجا می‌مونم و ‫می‌تونی با من زندگی کنی. 23:59.416 --> 24:01.625 ‫- ایول! ‫ تا یانا برگرده، بعدش می‌رم. 24:01.666 --> 24:03.625 ‫- خوبه. ‫- ولی من باید بنویسم. 24:05.125 --> 24:07.250 ‫حالا ده یوروم رو پس بده عوضی. 24:13.875 --> 24:16.750 ‫بریم جشن بگیریم عوضی‌ها! 24:24.750 --> 24:26.625 ‫ایول! 24:36.791 --> 24:39.541 ‫آره! 24:47.291 --> 24:49.125 ‫ثبت نشده. 25:09.625 --> 25:13.375 ‫دقیقا همون‌طوری پیش رفت که یانا نقشه داشت. 25:13.416 --> 25:16.625 ‫- همه‌چیز طبق نقشه پیش می‌ره؟ ‫- آره، همه خوبن. 25:16.666 --> 25:17.500 ‫حتی تونی؟ 25:19.625 --> 25:22.000 ‫- امشب می‌ری پیش دوستت؟ ‫- آره. 25:22.500 --> 25:24.291 ‫هنوز بهم نمی‌گی کیه؟ 25:24.375 --> 25:26.750 ‫نه. مگه تو بهم می‌گی کجایی؟ 25:26.791 --> 25:28.750 ‫- نه. ‫- سلام خانم یانا. 25:28.791 --> 25:30.000 ‫عزیزم من باید برم. 25:30.041 --> 25:31.500 ‫- مراقب خودت باش دیگه. ‫- باشه. 25:31.541 --> 25:33.000 ‫- دوستت دارم. ‫- من هم دوستت دارم. 25:33.041 --> 25:34.375 ‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ. 25:36.000 --> 25:38.875 ‫نمره‌ی امروز تا الان از ده، دوازده بوده. 25:39.875 --> 25:40.750 ‫من باید برم. 25:41.250 --> 25:44.041 ‫و بهترین بخشش همچنان مونده بود. 25:44.541 --> 25:48.000 ‫بابا، من باید برم جایی، ده شب برمی‌گردم. 25:48.041 --> 25:49.250 ‫یه دقیقه هم دیر نمی‌کنم. 25:50.083 --> 25:51.416 ‫راحت باش. 25:51.416 --> 25:52.416 ‫خداحافظ. 25:54.250 --> 25:56.375 ‫و اون موقع بود که تونی متوجه شده بود. 25:56.500 --> 25:58.541 ‫«من بابا شدم.» 25:59.041 --> 26:02.625 ‫بعدش هم شد «چطوری یه بابا باشم؟» ‫تونی اصلا نمی‌خواست که پدر بشه. 26:02.666 --> 26:03.791 ‫و می‌خواست آهنگ بنویسه. 26:03.875 --> 26:06.166 ‫ولی الان توی سرش هیچی نبود. 26:07.791 --> 26:08.750 ‫نه متنی بود. 26:09.250 --> 26:10.375 ‫نه بیتی. 26:10.875 --> 26:12.916 ‫فقط «بابا» بود. 26:18.041 --> 26:20.791 ‫برای چارلی هم اوضاع خیلی عالی پیش نرفت. 26:20.875 --> 26:23.500 ‫صحنه‌ی جرم، جای دیدار معروف شیتن. 26:23.541 --> 26:26.750 ‫زمان جرم، ۰۸:۵۹ دقیقه‌ی شب. 26:26.791 --> 26:29.875 ‫نه مامان، همه دور هم که جمع ‫می‌شین خیلی خسته‌کننده می‌شین. 26:31.000 --> 26:34.541 ‫نه، لازم نیست بیای و ‫کارت شناساییش رو ببینی. 26:35.500 --> 26:38.500 ‫مامان، من باید قطع کنم، خب؟ 26:40.916 --> 26:42.166 ‫- سلام. ‫- سلام. 26:54.875 --> 26:56.291 ‫نه شب. 26:57.875 --> 27:00.125 ‫- عجب. ‫- عجب. 27:01.625 --> 27:02.833 ‫روزت چطور بود؟ 27:03.958 --> 27:05.208 ‫فهمیدم بابام کیه. 27:05.833 --> 27:06.875 ‫و فقط این نیست. 27:06.958 --> 27:09.083 ‫بابابزرگ و چهار تا دخترعمه دارم. 27:09.125 --> 27:12.708 ‫و عمه کارو هست، همه کایا و عمه نانسی. 27:13.208 --> 27:15.458 ‫- و مادربزرگم، ولی اون مرده. ‫- چی؟ 27:18.875 --> 27:20.833 ‫عمه نانسی اینه؟ 27:21.708 --> 27:23.083 ‫عکسش رو از کجا داری؟ 27:23.208 --> 27:24.250 ‫مادرمه. 27:27.458 --> 27:28.958 ‫این یعنی... 27:30.125 --> 27:31.375 ‫ما فامیلیم. 27:35.208 --> 27:36.958 ‫سه تا فامیل همسن دارم؟ 27:37.000 --> 27:38.750 ‫چهار تا. بزرگه اینجا نیست. 27:40.208 --> 27:42.458 ‫زندگی توی یه شهر آلمانی همینه. 27:46.750 --> 27:47.875 ‫[به فرس رای بدید که پیروز شید.] 27:49.208 --> 27:52.333 ‫[در شیتن ما یک خانواده هستیم.] 28:00.583 --> 28:04.000 ‫«امروز هیچی نمی‌تونه حال خوبم رو خراب کنه.» 28:05.500 --> 28:07.083 ‫بهترین روز زندگیمه. 28:08.107 --> 28:13.107 www.Doostihaa.com