WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:09.960 --> 00:12.400 ‫آخه کی مایوی طوسی می‌پوشه؟ 00:14.560 --> 00:15.560 ‫کی اونجاست؟ 00:16.120 --> 00:17.800 ‫دارمندرا، تویی؟ 00:23.600 --> 00:24.600 ‫دارمندرا؟ 00:25.120 --> 00:27.240 ‫توی حموم میکی چیکار می‌کنی؟ 00:27.800 --> 00:31.320 ‫اون... کیف پولش رو جا گذاشته بود. 00:32.360 --> 00:34.040 ‫کیف پول توی حموم؟ 00:34.240 --> 00:35.560 ‫آره، واسه همین... 00:38.880 --> 00:40.560 ‫میکینی... میکی بهم گفت 00:40.640 --> 00:43.640 ‫سریع با کیف پولش برم بیمارستان. 00:43.640 --> 00:44.920 ‫واسه همین. 00:47.320 --> 00:49.920 ‫چرا جلوی شلوارت خیسه؟ 00:52.480 --> 00:53.480 ‫هوا گرمه! 00:54.360 --> 00:57.360 ‫هوا این‌قدر گرمه که حسابی خیس عرق شدم. 00:57.960 --> 01:00.120 ‫- خیلی‌خب، خیس شدی؟ ‫- آره. 01:00.960 --> 01:02.800 ‫فقط همون‌جات خیس شد؟ 01:03.680 --> 01:05.120 ‫آره، اینجا یه کم شدتش بیشتره، نه؟ 01:05.160 --> 01:07.360 ‫آخه تمام بدنم داشت عرق می‌کرد. 01:07.880 --> 01:10.920 ‫وقتی اینطوری پاکش کردم، بقیه‌ش خشک شد. 01:11.520 --> 01:13.360 ‫بریم دیگه، چرا وقت رو تلف کنیم؟ 01:13.360 --> 01:15.600 ‫بریم بیمارستان، راه بیفت بریم. 01:19.640 --> 01:20.720 ‫آماده شد. 01:29.400 --> 01:32.560 ‫ببین، مایو به رنگ شیشه‌ی چتنی. 01:37.600 --> 01:39.920 ‫آره. بیخیال، واقعا جدی میگه؟ 01:41.960 --> 01:43.400 ‫این بوفالوئه؟ 01:44.360 --> 01:46.360 ‫دارمندرا، اینجا بیمارستان دامپزشکیه. 01:46.400 --> 01:47.440 ‫آره. 01:47.520 --> 01:49.880 ‫چرا لینگوین، برادر توینکل رو اینجا بستری کردن؟ 01:49.920 --> 01:52.320 ‫چون لینگوین حیوان خانگی عمو ناریه. 01:52.360 --> 01:54.160 ‫- درسته. ‫- اوه، حیوان خانگی؟ سگ؟ 01:55.480 --> 01:56.480 ‫خرگوش؟ 01:57.560 --> 01:58.960 ‫مار پیتون. 01:59.600 --> 02:02.480 ‫نه، نخند. اصلا جرات نداری بخندی. 02:03.120 --> 02:05.960 ‫توینکل اونو برادرخوانده‌ی خودش می‌دونه. 02:07.600 --> 02:09.960 ‫- تمومش کن. ‫- نگاش کن، داره می‌خنده. 02:10.000 --> 02:12.920 ‫- خودت رو کنترل کن. ‫- الاغه بهت جفتک می‌زنه ها. 02:14.680 --> 02:16.600 ‫خندیدنت شبیه عرعر الاغه. 02:18.320 --> 02:20.520 ‫توینکل به پیتون دستبند راکی (برادری) می‌بنده؟ 02:20.560 --> 02:22.240 ‫- آره. ‫- ولی کجاش می‌بنده؟ 02:22.280 --> 02:24.600 ‫خب... راکی رو کجاش می‌بنده؟ 02:25.280 --> 02:26.920 ‫- آره، روی زبونش. ‫- زبونش؟ 02:26.960 --> 02:28.760 ‫با یه شیرینی می‌بنددش به زبونش. 02:28.800 --> 02:31.680 ‫همین که شیرینی میره پایین، مراسم تموم میشه. 02:32.040 --> 02:34.600 ‫بس کنید بچه‌ها، مودب باشید. 02:34.680 --> 02:36.520 ‫- نگاش کن. ‫- بریم داخل. 02:37.640 --> 02:40.000 ‫صاحب‌های حیوانات خیلی روی حیووناشون حساسن. 02:40.040 --> 02:41.600 ‫نه، واقعا درسته. 02:41.640 --> 02:43.080 ‫اونو نگاه کنید. 02:43.600 --> 02:45.280 ‫اون مرده چی دستشه؟ 02:45.960 --> 02:46.960 ‫یه طوطی. 02:47.040 --> 02:49.640 ‫با چه عشقی داره طوطیش رو نوازش می‌کنه. 02:50.280 --> 02:51.760 ‫- آره. ‫- نه؟ 02:54.960 --> 02:56.560 ‫بس کنید! بس کنید بچه‌ها! 02:56.600 --> 02:59.040 ‫افتضاحید! از بچه‌مدرسه‌ای‌ها هم بدترید. 02:59.080 --> 03:00.400 ‫تقصیر اینه، این! 03:00.440 --> 03:02.120 ‫چرا منو می‌خندونی؟ 03:03.000 --> 03:04.440 ‫عین همون نیست؟ 03:04.480 --> 03:06.920 ‫مایو به رنگ شیشه‌ی چتنی؟ 03:07.600 --> 03:08.600 ‫استادم. 03:09.720 --> 03:11.560 ‫عجب طرح محشری، عجب. 03:11.960 --> 03:14.880 ‫ولی دختری که توی این مایو بود کجاست؟ 03:15.040 --> 03:18.000 ‫چهره‌ش یادم نمیاد، واسه همین نکشیدمش. 03:18.040 --> 03:19.760 ‫پس چهره‌ی کی یادت میاد؟ 03:19.800 --> 03:21.000 ‫مون‌مون. 03:21.080 --> 03:22.880 ‫چهره‌ی مون‌مون یادمه. 03:22.960 --> 03:24.400 ‫مون‌مون رو بکشم؟ 03:24.600 --> 03:25.680 ‫یه کاری کن، 03:26.360 --> 03:28.600 ‫مون‌مون رو بکش اینجا، 03:28.680 --> 03:30.800 ‫بعد بندازش توی آب تا غرق بشه، 03:30.800 --> 03:33.680 ‫بعد خودتم شیرجه بزن توی همون آب. 03:36.440 --> 03:37.960 ‫آقا، میشه لطفا یه خودکار بدید بهم؟ 03:38.000 --> 03:39.240 ‫بله، بفرمایید. 03:39.320 --> 03:41.120 ‫ممنون. سلام، عایشه. 03:41.200 --> 03:42.800 ‫دکتر گفت که 03:43.240 --> 03:45.960 ‫هر دو تا کلیه‌ی مونا از کار افتاده. 03:46.600 --> 03:47.960 ‫مونا کیه؟ 03:48.720 --> 03:50.320 ‫- میمونه؟ ‫- بزه. 03:50.400 --> 03:51.640 ‫بسیار خب. 03:51.720 --> 03:54.920 ‫عایشه، دکتر میگه 03:55.000 --> 03:58.200 ‫اگه بهش یه آمپول بزنیم، ‫توی خواب تموم می‌کنه و... 03:58.240 --> 03:59.840 ‫گوش کن، بابای مونا. 03:59.880 --> 04:01.240 ‫دیگه چیکار میشه کرد؟ 04:01.280 --> 04:04.200 ‫فقط پاشو بیا خونه، ‫از صبح تا حالا هیچی نخوردی. 04:04.240 --> 04:05.480 ‫چی درست کنم؟ 04:05.520 --> 04:07.520 ‫- تو... ‫- بریانی گوشت. 04:08.960 --> 04:10.160 ‫آره، پس چی؟ 04:12.400 --> 04:14.720 ‫نه، آخه هر دو تا کلیه‌ش از کار افتاده. 04:14.720 --> 04:15.760 ‫واسه همین اینو گفت. 04:15.800 --> 04:17.480 ‫حیف نیست تمام بز هدر بره؟ 04:17.520 --> 04:19.080 ‫حالا مگه طوریه که کلیه‌هاش از کار افتاده؟ 04:19.120 --> 04:21.280 ‫می‌تونید توی سرکه بخوابونیدشون 04:21.280 --> 04:23.000 ‫و با گوجه خردشون کنید. 04:23.120 --> 04:25.280 ‫یا حتی چرخشون کنید. بستگی به... 04:25.320 --> 04:28.160 ‫یارو بزش مُرده. ‫این چرت و پرتا چیه که میگی؟ 04:31.800 --> 04:33.480 ‫خودکار... خودکار مال خودتون باشه. 04:33.520 --> 04:35.720 ‫- خودکار رو نگه دارید ‫- آدی اومد! آدی! 04:37.040 --> 04:38.960 ‫باید نجاتم می‌دادی. 04:39.040 --> 04:41.000 ‫آدی بگو ببینم، توینکل چطوره؟ 04:41.080 --> 04:43.000 ‫توینکل اون داخل دو بار غش کرد. 04:43.040 --> 04:44.240 ‫- چی؟ ‫- خیلی‌خب. 04:44.320 --> 04:47.320 ‫ولی الان دیگه نیازی نیست نگران لینگوین باشید. 04:47.400 --> 04:48.880 ‫- بسیار خب. ‫- چه خوب. 04:48.920 --> 04:50.120 ‫مُرد. 04:56.800 --> 04:57.960 ‫پسرم... 04:58.600 --> 04:59.760 ‫خیلی متاسفم، عمو. 04:59.800 --> 05:01.760 ‫- چرا؟ ‫- جلوی سرنوشت رو نمیشه گرفت. 05:01.800 --> 05:03.480 ‫- نه، نه. ‫- آره، آره. 05:10.680 --> 05:12.640 ‫لینگوین به دیار باقی شتافت. 05:15.320 --> 05:17.120 ‫هنوزم داره می‌شتابه. 05:18.160 --> 05:19.680 ‫بابا! 05:19.760 --> 05:21.120 ‫عزیزم! 05:22.120 --> 05:24.440 ‫داداشم! 05:24.520 --> 05:27.160 ‫نکن. خنده‌م می‌گیره. نکن. 05:27.840 --> 05:30.000 ‫چطوری این اتفاق افتاد، عمو راوجیانی؟ 05:30.040 --> 05:32.320 ‫خیلی جذاب بود، ابهت داشت. 05:32.880 --> 05:35.360 ‫عین زولبیا گرد و پیچ‌پیچی بود. 05:35.360 --> 05:36.640 ‫نگاش کنید. 05:36.720 --> 05:38.480 ‫عین نوار دراز به دراز افتاده. 05:42.440 --> 05:44.400 ‫بیاید پاهاش رو متبرک کنیم... 05:44.400 --> 05:45.880 ‫منظورم دُمشه، بیاید. 05:46.560 --> 05:47.640 ‫آره، بهش دست بزنید. 05:47.680 --> 05:49.480 ‫- بفرما. ‫- دست بزن. 05:50.040 --> 05:52.040 ‫- تو هم بهش دست بزن. ‫- اوه، آره. 05:52.640 --> 05:53.640 ‫نکن. 05:53.680 --> 05:54.840 ‫ویشنوشارمان؟ 05:54.920 --> 05:57.920 ‫حالا موقع پیاده‌روی کیو بندازم دور گردنم؟ 05:58.920 --> 06:01.560 ‫قربان، نگران نباشید. ‫«کاملش» هست که جاش رو پر کنه. 06:01.600 --> 06:03.600 ‫- کاملش؟ ‫- مار کبرا. 06:05.000 --> 06:06.400 ‫داداش کوچیکه‌ی لینگوینه. 06:06.400 --> 06:08.760 ‫این اهل چین بود. اون اهل گجراته. 06:09.680 --> 06:11.320 ‫- کاملش! ‫- چی؟ 06:12.200 --> 06:13.200 ‫کاملش. 06:15.000 --> 06:17.720 ‫بابا. بابا، قوی باش. 06:17.800 --> 06:19.720 ‫- آره. ‫- باید واسه لینگوین مقبره بسازیم. 06:22.560 --> 06:23.880 ‫آروم باش، آروم. 06:25.840 --> 06:27.560 ‫به مارکو پولو فکر کن. 06:27.640 --> 06:29.040 ‫مارکو پولو. 06:29.200 --> 06:30.320 ‫مارکو پولو کیه؟ 06:30.360 --> 06:31.840 ‫تمساح سه متریشه. 06:31.880 --> 06:32.880 ‫می‌دونی؟ 06:32.960 --> 06:35.280 ‫- یه تمساح سه متری داره. ‫- خفه شو! 06:35.320 --> 06:37.720 ‫باید بزرگش کنیم. 06:37.800 --> 06:39.080 ‫- وای خدای من! ‫- چی؟ 06:39.520 --> 06:41.560 ‫مگه چقدر دیگه قراره رشد کنه، توینکل؟ 06:43.160 --> 06:46.640 ‫نه عمو، منظورم اینه ‫مارکو پولو همین الانشم سه متره، پس... 06:46.680 --> 06:47.600 ‫آره. 06:47.640 --> 06:49.000 ‫لینگوین من. 06:49.080 --> 06:50.520 ‫خودم بهش 06:51.040 --> 06:52.640 ‫پوره سیب‌زمینی و ماست می‌دادم. 06:52.680 --> 06:54.520 ‫پوری سیب‌زمینی و ماست به پیتون؟ 06:54.560 --> 06:56.080 ‫واسه همین مُرده. 06:57.040 --> 06:58.560 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 07:03.160 --> 07:04.360 ‫آره. 07:04.440 --> 07:05.760 ‫لینگوین! 07:05.840 --> 07:07.200 ‫- بله؟ ‫- اینو خوندی؟ 07:07.240 --> 07:09.880 ‫واسمون دعوت‌نامه‌ی یادبود یه پیتون اومده. 07:09.920 --> 07:12.120 ‫پیتون رو دفن کردن، اشکال نداره، 07:12.120 --> 07:13.760 ‫ولی کی واسه مار مراسم یادبود می‌گیره؟ 07:13.800 --> 07:17.080 ‫خانواده‌ی اوبروی سوژه‌ی خنده‌مون می‌کنن. 07:17.160 --> 07:20.320 ‫- دقیقا. ‫- هی، این توینکل دیوونه رو ببینید. 07:20.880 --> 07:23.240 ‫بهم گفته کلی غذا درست کنم. 07:23.320 --> 07:24.920 ‫«پنیر چیلی گوا». 07:25.280 --> 07:27.320 ‫پنیر چیلی مگه چشه؟ 07:28.320 --> 07:29.320 ‫- این... ‫- نه. 07:29.960 --> 07:31.640 ‫مشکل خود پنیره. 07:32.040 --> 07:33.720 ‫غذای اصلیش گوشتیه. 07:33.800 --> 07:36.320 ‫چرا باید نسخه‌ی گیاهیش رو درست کنیم؟ 07:37.160 --> 07:40.480 ‫از تمام غذاهای گوشتی ‫نسخه‌ی گیاهی دربیارید. 07:41.280 --> 07:43.760 ‫- یعنی ما گوشت‌خوارها دل نداریم؟ ‫- می‌دونم. 07:43.800 --> 07:45.680 ‫- پسرم... ‫- نه مامان، من این کار رو می‌کنم؟ 07:45.720 --> 07:47.560 ‫به جای کوفته‌ی نخودچی، 07:47.560 --> 07:49.440 ‫خورش کوفته قلقلی درست می‌کنم؟ 07:49.520 --> 07:51.600 ‫- نه. ‫- من از این کارها می‌کنم؟ 07:51.680 --> 07:54.120 ‫مثلا به جای دابلی کوتچی، دابلی ماهی درست کنم؟ 07:54.160 --> 07:55.600 ‫- نه. ‫- من... 07:55.680 --> 07:56.680 ‫تازه ببین، مامان. 07:56.720 --> 07:57.760 ‫چی گفته؟ 07:57.800 --> 08:00.360 ‫گفته به جای سوپ پاچه، سوپ پاپایا درست کن... 08:00.400 --> 08:01.840 ‫وای خدای من! 08:02.800 --> 08:05.400 ‫میگم بهتون، رئیس اتحادیه‌ی قصاب‌ها 08:05.400 --> 08:06.920 ‫میاد ازمون شکایت می‌کنه. 08:06.960 --> 08:10.280 ‫میگه: «مگه من مُرده بودم که به جای سوپ پاچه، 08:10.360 --> 08:12.280 ‫- رفتی سوپ پاپایا درست کردی؟» ‫- می‌دونم. 08:12.320 --> 08:13.320 ‫پسرم. 08:14.120 --> 08:15.480 ‫مامان، میرم پاپایا بخرم. 08:15.520 --> 08:17.080 ‫- آره. ‫- برو، عزیزم. 08:17.120 --> 08:18.840 ‫- برو. ‫- عزیزم، برو. 08:18.920 --> 08:20.400 ‫- هی، بیاین اینجا. ‫- عزیز دلم. 08:20.440 --> 08:23.320 ‫- همه‌تون بیاید اینجا، زود باشید. ‫- چی شده؟ 08:23.400 --> 08:26.240 ‫- وقتی مهمونی گرفته بودیم... ‫- آره. 08:26.320 --> 08:30.200 ‫میکی با یه دختره توی جکوزی بوده. 08:30.280 --> 08:31.960 ‫- چی؟ ‫- توی جکوزی؟ 08:32.000 --> 08:35.520 ‫آره، آقا کوکو کامل همه‌چیز رو یادش نمیاد، 08:35.600 --> 08:38.200 ‫- ولی با این حال واضح بهم گفت. ‫- میکی. 08:39.640 --> 08:41.160 ‫ویشنوشارمان، پسرم، 08:41.240 --> 08:45.760 ‫فردا شب شام یادبود واسه لینگوین داریم، ‫یادت که هست؟ 08:45.840 --> 08:48.320 ‫- بله قربان. ‫- این چیه؟ 08:48.400 --> 08:50.880 ‫- این عکس لینگوینه، قربان. ‫- این؟ 08:50.920 --> 08:51.800 ‫بله قربان. 08:51.840 --> 08:55.560 ‫خودتون گفتید عکس دوران بچگیش رو ‫قاب کنم و بیارم. 08:55.640 --> 08:58.240 ‫- اینم خودشه. ‫- این‌که عکس تخم ماره! 08:58.680 --> 09:01.520 ‫هنوز از تخم درنیومده بوده! 09:01.600 --> 09:02.960 ‫می‌دونم، قربان. 09:03.040 --> 09:04.880 ‫ولی بچگیش همین بوده دیگه. 09:04.960 --> 09:06.400 ‫به این میگن عکس بچگی؟ 09:06.440 --> 09:08.120 ‫پس چی؟ جوونیشه؟ 09:08.840 --> 09:12.560 ‫وقتی من بمیرم، عکس دوران جنینی من 09:12.560 --> 09:14.280 ‫توی شکم مادرم رو می‌ذاری؟ 09:15.040 --> 09:18.600 ‫یا توی مراسم یادبودم جواب سونوگرافی ‫مادرم رو گل‌بارون می‌کنی؟ 09:19.000 --> 09:20.520 ‫هنوز بهش فکر نکردم، قربان. 09:20.560 --> 09:22.360 ‫خب هنوز زنده‌اید، قربان. 09:22.400 --> 09:25.080 ‫اول بمیرید، بعد به وقتش تصمیم می‌گیرم. 09:25.120 --> 09:28.000 ‫- برو یه عکس دیگه بیار. ‫- چشم قربان. 09:29.480 --> 09:31.520 ‫فقط بلده مثل پیرمردهای غرغرو رفتار کنه. 09:31.560 --> 09:34.480 ‫قربان یه کارآگاه خصوصی پیدا کردم. ‫کارمند سابق پزشکی قانونی. 09:34.520 --> 09:35.720 ‫سوداکار ساتپوته. 09:35.760 --> 09:38.160 ‫- همین الان بهش زنگ بزن، یالا. ‫- چشم قربان. 09:39.160 --> 09:40.720 ‫فرزندم! 09:40.800 --> 09:42.640 ‫وای خدای من! 09:43.960 --> 09:48.720 ‫میکی دوباره یه دختره رو آورده خونه؟ 09:48.800 --> 09:49.760 ‫- «دوباره»؟ ‫- «دوباره»؟ 09:49.800 --> 09:50.800 ‫آره، دقیقا. 09:51.360 --> 09:54.000 ‫همون موقع میکی یه دختره رو آورد خونه. 09:55.640 --> 09:57.680 ‫یه خانم همه‌چیزتموم. 09:57.760 --> 09:59.960 ‫با یه اندام کاملا بی‌نقص و تراشیده. 10:00.000 --> 10:01.600 ‫واقعا خوشگل و خیره‌کننده. 10:02.240 --> 10:05.080 ‫هی... اون خانم کورانا بود. 10:05.160 --> 10:06.040 ‫عمه‌ی میکی! 10:06.080 --> 10:09.240 ‫و سایزش صد برابر این حرف‌هاست. 10:10.280 --> 10:13.680 ‫آره، خب سایزش ممکنه یه کم فرق داشته باشه. 10:13.760 --> 10:16.640 ‫این دفعه هم لابد یکی از فامیل‌های پیرشه. 10:16.680 --> 10:18.120 ‫یه پیرزن تپل‌مپل. 10:18.160 --> 10:21.360 ‫- نه. ‫- میکی چرا باید جلوی چشم کوکو 10:21.440 --> 10:23.560 ‫یه دختر کمر باریک رو ببره توی جکوزی؟ 10:23.600 --> 10:27.720 ‫ولی اون دختره مایو پوشیده بود. 10:29.960 --> 10:30.880 ‫خب که چی؟ 10:30.920 --> 10:33.320 ‫حتی مامان هوتوکسی هم مایو می‌پوشه. 10:33.360 --> 10:35.880 ‫چرا پای مامان منو می‌کشی وسط؟ 10:36.400 --> 10:38.480 ‫خب مثال زدم، اسکل. 10:38.480 --> 10:40.600 ‫بذار حرفم تموم بشه. 10:40.720 --> 10:43.160 ‫خودت که هیکل مامانت رو می‌شناسی. 10:43.480 --> 10:47.240 ‫رجنی، می‌دونستی بچه‌ها ‫وقتی قایم‌موشک بازی می‌کنن، 10:47.320 --> 10:50.200 ‫چند تاشون راحت می‌تونن پشتش قایم بشن؟ 10:50.800 --> 10:53.520 ‫مامانش یه هیکل بی‌قواره و گنده داره. 10:54.640 --> 10:57.880 ‫با این حال با افتخار مایو می‌پوشه، نه؟ 10:57.960 --> 11:00.840 ‫- آره. ‫- هفت‌ایکس لارج! 11:01.800 --> 11:03.440 ‫مامان، داری زیاده‌روی می‌کنیا! 11:03.440 --> 11:04.080 ‫یه لحظه صبر کنید. 11:04.160 --> 11:07.240 ‫من... یه بویی به مشامم می‌رسه. 11:07.800 --> 11:10.120 ‫نه، بوی املت هوتوکسیه. 11:10.800 --> 11:13.520 ‫رجنی خانم، الان آقا کوکو خونه‌ست؟ 11:14.200 --> 11:16.840 ‫هی وراج خانم، اگه بذاری حرف بزنه، 11:16.920 --> 11:19.000 ‫اون‌وقت می‌تونه بهمون بگه. 11:19.640 --> 11:21.800 ‫300 بار تلاش کرد حرف بزنه. 11:22.360 --> 11:23.840 ‫من 300 بار تلاش کردم؟ 11:23.880 --> 11:25.720 ‫چطوری رفتی توی خونه‌ی میکی؟ 11:25.760 --> 11:27.360 ‫- درسته! ‫- درسته! 11:27.800 --> 11:29.160 ‫از در ورودی. 11:37.160 --> 11:38.200 ‫در باز بود؟ 11:38.240 --> 11:39.920 ‫نه، در قفل بود. 11:40.640 --> 11:41.920 ‫پس کلید داشتی؟ 11:41.960 --> 11:43.440 ‫نه، نداشتم. 11:44.320 --> 11:45.640 ‫پس در چطوری باز شد؟ 11:45.680 --> 11:46.680 ‫با کلید. 11:47.320 --> 11:49.280 ‫ولی تو که کلید نداشتی! 11:49.360 --> 11:51.080 ‫نه، من کلید نداشتم. 11:51.600 --> 11:55.000 ‫پس در چطوری با کلید باز شد، کوکو؟ 11:56.160 --> 11:57.160 ‫با چرخوندن کلید. 11:57.200 --> 11:59.320 ‫- وای خدای من! ‫- ای خدا. 11:59.400 --> 12:01.080 ‫اون رسماً رد داده، رجنی. 12:02.880 --> 12:04.560 ‫- یادم اومد. ‫- آره! 12:04.640 --> 12:06.560 ‫حالا اگه آقا کوکو یادش بیاد 12:06.640 --> 12:08.440 ‫و رازت رو لو بده، 12:08.520 --> 12:10.680 ‫و عمو راوجیانی هم از ماجرا باخبر بشه، 12:10.720 --> 12:12.600 ‫وزنت حدوداً نیم کیلو کم میشه. 12:12.640 --> 12:13.640 ‫صبر کن ببینم. 12:14.240 --> 12:16.160 ‫- چطوری وزنش کم میشه؟ ‫- آره. 12:16.200 --> 12:19.400 ‫خب انگشت و زبون و گوش‌هاش بریده میشن دیگه. 12:19.440 --> 12:22.240 ‫معلومه که اون‌وقت ‫حدود نیم کیلو سبک‌تر میشه. 12:22.280 --> 12:24.040 ‫یعنی کاهش وزن فوری! 12:24.080 --> 12:25.080 ‫معرکه‌ست! 12:25.160 --> 12:26.040 ‫فوق‌العاده‌ست. 12:26.080 --> 12:27.840 ‫بیچاره شد رفت. 12:27.920 --> 12:29.120 ‫دیگه چطوری می‌خواد عمل جراحی کنه؟ 12:29.160 --> 12:31.400 ‫پنس رو با انگشت‌های پاش می‌گیره. 12:31.440 --> 12:33.520 ‫با زبونش خوراک گوشت و عدس درست می‌کنم. 12:33.560 --> 12:35.160 ‫مامان کیف می‌کنه! 12:35.240 --> 12:38.440 ‫فردی، منو نترسون. ‫شماها دیگه چه جور رفیقایی هستید؟ 12:38.480 --> 12:41.880 ‫اگه توینکل و بابای روان‌پریشش فکر کنن گناهکارم، 12:42.640 --> 12:45.080 ‫توینکل پونزده بیست تا تیر بهم می‌زنه. 12:45.640 --> 12:48.520 ‫بعدشم باباش چند تا تیر بهم شلیک می‌کنه. 12:48.560 --> 12:50.760 ‫شماها لطفا نزدیکم بمونید، باشه؟ 12:50.800 --> 12:54.680 ‫ولی بعد از این‌که توینکل بهت شلیک کرد، ‫پدرزنت چرا تیر حرومت کنه؟ 12:54.720 --> 12:57.440 ‫اگه توینکل پونزده بیست تا تیر بزنه، دیگه می‌میری. 12:57.480 --> 12:58.960 ‫نمی‌میره. 12:59.040 --> 13:00.840 ‫نشونه‌گیری توینکل افتضاحه. 13:01.440 --> 13:02.640 ‫توی شهربازی، 13:02.920 --> 13:05.360 ‫وقتی بادکنک‌های روبروش رو نشونه می‌گیره، 13:05.400 --> 13:07.960 ‫چشم‌های آدم‌هایی که دورش وایسادن رو کور می‌کنه. 13:08.000 --> 13:09.000 ‫ای بابا. 13:09.080 --> 13:10.360 ‫هی، دارمندرا. 13:10.440 --> 13:13.640 ‫به فکر خودمون باش. ‫توینکل به جای اون، ماها رو به رگبار می‌بنده. 13:15.000 --> 13:17.120 ‫- یه نقشه‌ی محشر دارم. ‫- بگو. 13:17.320 --> 13:18.400 ‫- میکی برو اونجا. ‫- باشه. 13:18.440 --> 13:20.120 ‫- ما پشت سرت می‌ایستیم. ‫- آره. 13:20.160 --> 13:21.560 ‫اینطوری، باشه؟ 13:21.640 --> 13:24.480 ‫وقتی توینکل توی مراسم بهت شلیک کنه، 13:25.200 --> 13:28.080 ‫درست پشت سرت وایمیستیم، ‫اینطوری جون سالم به در می‌بریم. 13:28.120 --> 13:30.360 ‫هر کی دور و برت باشه می‌میره. 13:33.560 --> 13:35.280 ‫- نه، ولی یه مشکلی هست. ‫- چی؟ 13:35.320 --> 13:38.080 ‫وقتی بعد از توینکل، عمو راوجیانی بهش شلیک کنه... 13:38.120 --> 13:39.680 ‫- آره. ‫- بیاید اینجا. 13:39.760 --> 13:40.800 ‫چیه؟ 13:40.880 --> 13:44.240 ‫اون تفنگ دولول توی شکمش ‫یه سوراخ گنده درست می‌کنه 13:44.560 --> 13:46.400 ‫و تیر رد میشه می‌خوره به ما. 13:46.480 --> 13:47.640 ‫وای خدای من! 13:48.160 --> 13:49.400 ‫آدی، چی داری میگی؟ 13:49.440 --> 13:51.800 ‫تفنگ دولول سوراخ بزرگی درست می‌کنه. 13:51.840 --> 13:53.440 ‫هی، یه فکری به سرم زد. 13:54.160 --> 13:57.120 ‫همینکه توی مراسم یادبود صدای تیر اومد، ‫دراز می‌کشیم روی زمین. 13:57.160 --> 13:58.840 ‫فکر کن، تیراندازی شروع شد. 13:59.920 --> 14:02.760 ‫هی احمق‌ها پاشید. ‫واسه چی دراز کشیدید؟ 14:02.800 --> 14:04.320 ‫مسخره‌بازی درآوردید. 14:04.360 --> 14:07.600 ‫فقط به فکر خودتونید که کی کجا وایسه. 14:07.640 --> 14:08.840 ‫یه کم به فکر من باشید. 14:08.880 --> 14:11.280 ‫باید پدر توینکل رو قانع کنیم 14:11.320 --> 14:13.680 ‫که تمام اینا سوءتفاهم آقا کوکوئه. 14:13.720 --> 14:15.400 ‫یه فکری بکنید. 14:15.560 --> 14:16.560 ‫یه لحظه وایسا. 14:19.600 --> 14:21.640 ‫یه راهی بلدم. 14:21.720 --> 14:24.720 ‫قربان، ایشون آقای سوداکار ساتپوته هستن. 14:24.800 --> 14:26.240 ‫کارآگاه خصوصی. 14:26.920 --> 14:29.680 ‫واسه تحقیق درباره‌ی دامادتون، ‫دکتر میکائیل اوبروی. 14:29.720 --> 14:31.880 ‫خیلی‌خب، تمام جزئیات به دستت رسید؟ 14:31.920 --> 14:33.280 ‫آره، آره، آره. 14:34.320 --> 14:35.560 ‫آره. 14:37.800 --> 14:39.520 ‫اون ویروس کجاها میره؟ 14:39.600 --> 14:42.240 ‫با کی دیدار می‌کنه؟ گزارش روزانه می‌خوام. 14:42.280 --> 14:43.840 ‫آره، آره، آره. 14:44.960 --> 14:45.960 ‫آره. 14:46.040 --> 14:47.760 ‫- ولی یه توصیه‌ای دارم، قربان. ‫- بله. 14:47.800 --> 14:51.200 ‫گاهی چیزی رو پیدا می‌کنیم ‫که اصلاً انتظارش رو نداریم. 14:53.840 --> 14:55.120 ‫چی گفت؟ 14:55.560 --> 14:57.200 ‫خودتون که می‌دونید چطوریه... 14:57.200 --> 15:00.560 ‫«گاهی چیزی رو پیدا می‌کنیم ‫که اصلاً انتظارش رو نداریم.» 15:02.520 --> 15:03.440 ‫هندی بگو ببینم. 15:03.480 --> 15:05.040 ‫آره، آره، آره. 15:06.040 --> 15:07.360 ‫آره. 15:08.120 --> 15:11.280 ‫گاهی چیزی رو پیدا می‌کنیم ‫که اصلاً انتظارش رو نداریم. 15:11.360 --> 15:16.200 ‫ولی در مورد داماد من اینطوری نمیشه، خب؟ 15:16.280 --> 15:18.080 ‫آره، آره، آره. 15:19.080 --> 15:20.080 ‫آره. 15:39.720 --> 15:40.600 ‫یادم اومد! 15:40.640 --> 15:41.520 ‫چی؟ 15:41.560 --> 15:42.720 ‫- چی؟ ‫- یادم اومد! 15:42.760 --> 15:44.000 ‫- خب؟ ‫- چیه؟ 15:44.080 --> 15:45.440 ‫هلیکوپتر، کلیدها. 15:46.280 --> 15:47.960 ‫هلیکوپتر توی هوا بود. 15:48.520 --> 15:51.760 ‫و کلید خونه‌ی این میمون روی هلیکوپتر بود. 15:53.600 --> 15:56.000 ‫و تو هم عین فیلم «کریش ۳» پرواز کردی 15:56.640 --> 15:58.680 ‫و رفتی توی هلیکوپتر، 15:58.760 --> 16:00.440 ‫کلیدها رو از اونجا برداشتی، 16:00.480 --> 16:02.920 ‫و با کلیدها رفتی توی خونه. 16:03.160 --> 16:04.160 ‫درسته؟ 16:04.800 --> 16:07.120 ‫من باید دیوونه باشم ‫که به حرف‌های یه روانی مثل تو گوش میدم. 16:07.160 --> 16:08.080 ‫دیوونه. 16:08.080 --> 16:09.400 ‫شرمنده دخترا. 16:09.480 --> 16:11.560 ‫همچین دختری در کار نیست. 16:11.640 --> 16:13.160 ‫داره توهم می‌زنه. 16:13.440 --> 16:15.360 ‫توی بالکن داشت دندون‌هاش رو مسواک می‌زد، 16:15.360 --> 16:17.640 ‫یهو گفت: «نگاه کن، یه کانگورو!» 16:18.280 --> 16:20.800 ‫آخه اون زن زباله‌جمع‌کن، 16:20.880 --> 16:22.920 ‫داشت آشغال‌ها رو می‌ریخت توی کیسه‌ش، 16:22.920 --> 16:24.800 ‫منم فکر کردم شبیه... 16:24.800 --> 16:26.160 ‫کانگوروئه؟ 16:26.240 --> 16:28.200 ‫با ساری؟ اونم توی چمبور؟ 16:28.280 --> 16:29.280 ‫با روبند. 16:30.160 --> 16:33.200 ‫خدایا چیکار کنم؟ به کی پناه ببرم؟ 16:33.280 --> 16:34.760 ‫می‌تونی روی من حساب کنی. 16:34.800 --> 16:38.120 ‫عمو، سعی کن بیشتر فکر کنی. 16:38.880 --> 16:39.760 ‫بگو دیگه، بگو. 16:39.800 --> 16:41.280 ‫- هی. ‫- کجا داری میری؟ 16:41.320 --> 16:42.560 ‫- کجا؟ ‫- چی شد؟ 16:42.600 --> 16:45.480 ‫- کجا داره میره؟ ‫- توالت: یک داستان عاشقانه. 16:46.080 --> 16:47.560 ‫رنجان! این شلوار رو ببین. 16:47.600 --> 16:50.120 ‫- می‌شونمِش روی توالت فرنگی. ‫- باشه. 16:50.520 --> 16:52.040 ‫عجب زوج معرکه‌ای! 16:52.080 --> 16:56.160 ‫واسه اولین باره یه زوج طلاق‌گرفته رو ‫می‌بینم که با هم همخونه‌ان. 16:56.200 --> 16:57.360 ‫گوش کنید، بچه‌ها. 16:57.440 --> 17:01.400 ‫طبق گفته‌ی آقا کوکو، قطعا یه دختره ‫توی جکوزی با میکی بوده. 17:01.440 --> 17:02.920 ‫- آره، قطعا. ‫- درسته؟ 17:02.960 --> 17:04.080 ‫می‌دونید چیه؟ 17:04.440 --> 17:07.720 ‫توینکل که اومد، ماجرای این غلط میکی رو ‫بذار کف دستش، پریانکا. 17:07.760 --> 17:09.000 ‫سلام به همگی. 17:10.080 --> 17:11.960 ‫- اوه، توینکل. ‫- یه بازیگر دیگه هم از راه رسید. 17:12.000 --> 17:13.440 ‫توینکل، خیلی متاسفم، عزیزم. 17:13.480 --> 17:14.840 ‫خیلی متاسفم. 17:14.920 --> 17:17.280 ‫مراسم خاکسپاری لینگوین چطور بود؟ 17:17.360 --> 17:19.160 ‫- خیلی قشنگ بود. ‫- خب، چه عالی. 17:20.800 --> 17:25.240 ‫لینگوین منو توی باغ کارخونه‌ی ‫نوشیدنی‌سازی غیرقانونی بابا دفن کردن. 17:25.280 --> 17:27.000 ‫درست کنار وزیر محلی. 17:28.360 --> 17:30.800 ‫پیتون بیچاره سرطان داشت. 17:30.880 --> 17:32.640 ‫هیچ‌کس خبر نداشت؟ 17:32.720 --> 17:34.240 ‫غم‌انگیزیش همینه. 17:34.560 --> 17:36.720 ‫لینگوین من حتی یه عادت بد هم نداشت. 17:36.760 --> 17:37.680 ‫آره. 17:37.720 --> 17:40.720 ‫آره، فقط بعضی وقتا پان شیرین کلکته می‌جوید. 17:41.400 --> 17:42.920 ‫ولی بدون تنباکو. 17:43.360 --> 17:45.680 ‫- حتی اهل دود و دم هم نبود، نه؟ ‫- نه. 17:46.520 --> 17:48.600 ‫- نوشیدنی چی؟ ‫- کافیه، مامان‌جان. 17:48.640 --> 17:50.440 ‫- آره. ‫- توینکل. 17:50.520 --> 17:52.360 ‫واسه لینگوین واقعا متاسفم، 17:52.440 --> 17:56.600 ‫اما من... باید درباره‌ی یه موضوع مهم ‫باهات حرف بزنم. 17:58.120 --> 17:59.280 ‫خب، راستش... 17:59.360 --> 18:00.920 ‫هوتوکسی بهت میگه. 18:00.960 --> 18:02.320 ‫- چرا من؟ ‫- هوتوکسی. 18:02.360 --> 18:04.240 ‫- بهش بگو دیگه. ‫- واو! نه واقعا، واو! 18:04.280 --> 18:06.040 ‫تو که هیچ‌وقت نمی‌ذاری کسی حرف بزنه. 18:06.080 --> 18:08.920 ‫حالا امروز منو مجری خبرهای داغ و مهم کردی. 18:08.960 --> 18:10.200 ‫- خیلی‌خب، آروم باش. ‫- باشه. 18:10.240 --> 18:11.920 ‫- آروم باش. ‫- خیلی‌خب، توینکل. 18:12.240 --> 18:16.280 ‫ما روز جمعه جلوی بابات توی مراسم یادبود لینگوین 18:16.360 --> 18:18.040 ‫یه خبر مهم رو اعلام می‌کنیم. 18:19.240 --> 18:20.920 ‫و اون اعلامیه رو هم 18:22.120 --> 18:23.200 ‫مامان‌جان به گوش همه می‌رسونه. 18:23.240 --> 18:24.440 ‫هی! 18:24.520 --> 18:26.080 ‫- آره. ‫- حیله‌گر! 18:26.160 --> 18:27.360 ‫و... 18:27.440 --> 18:29.360 ‫بعد از اعلام خبر، 18:29.360 --> 18:31.680 ‫همه‌مون یک صدا فریاد می‌زنیم ‫و راهپیمایی راه می‌ندازیم. 18:31.720 --> 18:33.400 ‫- مگه نه، مامان‌جان؟ ‫- آره. 18:33.480 --> 18:34.440 ‫بسیار خب. 18:34.480 --> 18:36.880 ‫یک‌صدا فریاد می‌زنیم، توینکل. 18:37.480 --> 18:39.200 ‫با صدای کی اونوقت؟ 18:39.280 --> 18:40.320 ‫بفرما. 18:40.360 --> 18:42.160 ‫با صدای ایلا آرون. 18:42.920 --> 18:45.120 ‫«دلم زار می‌زنه، سینه‌م می‌سوزه». 18:45.360 --> 18:47.120 ‫- افتاد؟ ‫- باشه. 18:47.200 --> 18:48.240 ‫- خیلی‌خب. ‫- باشه. 18:48.280 --> 18:49.960 ‫حتی گفت «باشه». 18:56.440 --> 18:58.000 ‫یالا فیلم رو شروع کنید! 18:58.040 --> 18:59.320 ‫مراسم یادبوده. 18:59.360 --> 19:00.440 ‫مراسم یادبود رو شروع کنید! 19:00.480 --> 19:02.040 ‫باشه. 19:02.120 --> 19:05.080 ‫- بابا. ‫- تمام اینا... 19:06.640 --> 19:07.920 ‫شیشلیک پنیری. 19:08.400 --> 19:13.160 ‫اون که عاشقش بود دیگه بینمون نیست! 19:13.960 --> 19:16.360 ‫- ولی خودتون که زنده‌اید، قربان. ‫- گمشو! 19:19.080 --> 19:20.280 ‫بذارش اونجا. 19:21.280 --> 19:23.240 ‫[بگو، بگو] 19:25.560 --> 19:26.600 ‫آره، بگو، بگو. 19:26.640 --> 19:27.960 ‫الو آدی؟ کجایی؟ 19:28.000 --> 19:31.000 ‫عمه گلشن می‌خواد درباره‌ی میکی بمب بترکونه. 19:31.320 --> 19:33.040 ‫خون و خونریزی، گریه، جیغ، معرکه‌گیری. 19:33.040 --> 19:34.760 ‫منتظر هر چیزی باش، چرا نیومدی؟ 19:34.800 --> 19:37.480 ‫کارنامه‌ی پایان ترم روحان تازه اومده. 19:37.560 --> 19:38.560 ‫نمره‌هاش چطوره؟ 19:38.600 --> 19:41.040 ‫خوبه، تاریخ رو بیست شده. 19:41.720 --> 19:43.800 ‫- بیست؟ ‫- ریاضی رو لب مرزی قبول شده. 19:43.840 --> 19:45.680 ‫بقیه‌ی درس‌ها چی؟ 19:45.760 --> 19:47.440 ‫توی بقیه‌ی درس‌ها رد شده. 19:48.360 --> 19:49.400 ‫همه رو گند زده. 19:49.440 --> 19:50.720 ‫همه‌ش رو رد شده؟ 19:51.640 --> 19:54.680 ‫اون روحان بی‌عرضه‌ی بدردنخور کجاست؟ 19:54.760 --> 19:57.120 ‫این‌قدر شلوغش نکن بابا! 19:57.200 --> 19:58.960 ‫روحان حالش خوبه، 19:59.720 --> 20:01.320 ‫ودانت هم روبراهه. 20:01.480 --> 20:03.880 ‫صبر کن ببینم، منظورت چیه که ‫«ودانت هم روبراهه»؟ 20:03.920 --> 20:05.600 ‫چند تا سکه قورت داده بود. 20:06.040 --> 20:07.040 ‫چی؟ 20:08.400 --> 20:10.480 ‫آره دیگه، به خس‌خس افتاده بود، 20:10.520 --> 20:12.920 ‫چشم‌هاش رفته بود پشت سرش. 20:14.560 --> 20:17.000 ‫توی پنج ثانیه هر هفت روپیه رو درآوردم. 20:17.040 --> 20:18.160 ‫هفت روپیه؟ 20:19.080 --> 20:21.800 ‫دو تا سکه خورده بود، یه پنجی و یه دویی. 20:22.120 --> 20:24.400 ‫الان راه گلوش بازه. قشنگ نفس می‌کشه. 20:24.440 --> 20:26.040 ‫با پولش می‌تونی بری گشنیز بخری. 20:26.080 --> 20:27.920 ‫تا پنج دقیقه‌ی دیگه اونجام. 20:27.920 --> 20:29.360 ‫باشه؟ پنج دقیقه دیگه اونجام. 20:30.120 --> 20:31.400 ‫وایسید، وایسید. 20:31.600 --> 20:33.200 ‫فقط واسه آخرین بار. 20:33.880 --> 20:38.240 ‫به یاد نامادری لینگوین، «چائینگ می». 20:39.240 --> 20:41.040 ‫بس کن دیگه. چند بار باید این کار رو بکنیم؟ 20:41.080 --> 20:42.240 ‫این دفعه‌ی آخره. 20:42.280 --> 20:44.040 ‫چند بار دیگه، ناری؟ 20:44.120 --> 20:47.280 ‫عمه گلشن، من پنج دقیقه برم خونه و بیام. 20:47.360 --> 20:50.240 ‫تا اون موقع همه‌چیز رو بریز رو دایره. ‫بذار منفجر بشه. 20:50.880 --> 20:52.920 ‫- خب، توین... ‫- دست‌دست نکن. 20:53.080 --> 20:56.200 ‫مو به مو هر چی می‌دونیم رو به عمو ناری بگو. 20:57.160 --> 21:00.080 ‫- نـ... ‫- چرا «نه»؟ باید بگی دیگه، مگه نه؟ 21:00.320 --> 21:02.320 ‫طفره نرو، رک و پوست‌کنده بگو. 21:02.360 --> 21:04.160 ‫هی! 21:04.240 --> 21:05.760 ‫قطار سریع‌السیر! 21:05.840 --> 21:06.880 ‫بذار حرفش رو بزنه. 21:06.920 --> 21:11.440 ‫تا حرف نزنه از کجا بفهمیم ‫داره طفره میره یا رک میگه. 21:11.480 --> 21:14.200 ‫تو زحمت نکش. من میگم. تو برو. 21:14.520 --> 21:15.800 ‫تو برو، برو خونه. 21:16.480 --> 21:18.360 ‫خیلی‌خب. روحان! 21:20.720 --> 21:21.880 ‫چیزی نیست، همه‌چیز امن و امانه. 21:21.920 --> 21:23.440 ‫توینکل، بیا اینجا. 21:23.720 --> 21:25.160 ‫بله رجنی خانم، بفرمایید. 21:25.200 --> 21:27.000 ‫- داداش ناری، شما هم گوش کن. ‫- بله. 21:27.040 --> 21:30.360 ‫وقتی ما توی مهمونی بودیم، ‫آقا کوکو اومده بود اینجا. 21:31.600 --> 21:33.160 ‫و دیده که 21:33.240 --> 21:37.000 ‫یه دختره با لباس مایو پیش میکی بوده. 21:40.880 --> 21:42.440 ‫فاتحه‌ش خونده‌ست. 21:45.960 --> 21:50.960 www.Doostihaa.com