WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:09.160 --> 00:11.800 ‫آنچه گذشت... 00:17.320 --> 00:18.400 ‫چند جا دیده شدن کندی رو گزارش دادن، 00:18.400 --> 00:20.840 ‫ولی وقتی می‌رسیم اونجا، ناپدید میشه. 00:20.920 --> 00:22.280 ‫خبری از لوکاس کایل نداریم. ‫[امن نیست، نیاین بیرون] 00:22.360 --> 00:24.760 ‫فکر می‌کنیم که ممکنه توی شورش مرده باشه. 00:25.400 --> 00:26.560 ‫بیرون‌خواهان چی؟ 00:26.560 --> 00:27.720 ‫نمی‌دونی کی هستن؟ 00:27.920 --> 00:31.000 ‫جدا از اینکه پیروان کندی هستن؟ ‫نه. 00:31.080 --> 00:32.920 ‫دنبال زنی بگردین که دست راستش ‫پانسمان باشه. 00:33.000 --> 00:35.320 ‫بخش فناوری اطلاعات گفت که ‫ویتامین دی کم داریم. 00:35.400 --> 00:38.360 ‫لطفا دو بشکه دی‌پلاس ‫به بخش تصفیه آب بفرستین. 00:38.440 --> 00:41.640 ‫اسم من اورلا کنته ‫و دست راست رئیس بخش تدارکات هستم. 00:41.840 --> 00:42.840 ‫آخ. 00:42.880 --> 00:43.800 ‫دلم برات شکست. 00:43.880 --> 00:46.680 ‫لطفا نگین که همین روز اول شورا ‫به مشکل خوردیم. 00:46.760 --> 00:47.640 ‫خانم شهردار. 00:47.720 --> 00:49.480 ‫فقط می‌خواستم درباره حافظه‌ات سوال کنم. 00:49.560 --> 00:51.000 ‫چیزی یادت نیومده؟ 00:51.040 --> 00:52.280 ‫یه خاطره دیدم. 00:52.360 --> 00:54.280 ‫من با برنارد بیرون هوابند بودم. 00:54.360 --> 00:56.680 ‫- می‌دونی چی دارم میگم؟ ‫- نه. 00:56.760 --> 00:57.920 ‫بهش چی گفتی؟ 00:58.000 --> 01:00.320 ‫- که سم برنارد رو کشت. ‫- رابرت. 01:00.560 --> 01:02.480 ‫به جز خاطراتی که تو بهش دادی 01:02.560 --> 01:04.280 ‫اون سه ماه هیچ خاطره‌ای نداشته. 01:04.320 --> 01:05.400 ‫دوز داروها رو دو برابر کن. 01:05.480 --> 01:06.640 ‫ویتامین‌هات. 01:07.240 --> 01:09.520 ‫کسی رو می‌شناختی که تحت تاثیرش قرار گرفته؟ 01:09.640 --> 01:12.000 ‫منم می‌خواستم راجع‌به بمب کثیف ‫باهات حرف بزنم. 01:12.080 --> 01:15.280 ‫کم کم دارم حس می‌کنم که فقط من ‫فکر کردم این یه قراره. 01:15.360 --> 01:17.280 ‫اون خبرنگاره. ‫هلن درو. 01:18.080 --> 01:19.320 ‫داره روی یه داستان کار می‌کنه. 01:19.400 --> 01:22.360 ‫خب، قهرمان نیو اورلینز تشریف آورده. 01:22.440 --> 01:24.160 ‫دوست دارم در اون کمیته منصوب بشم. 01:24.240 --> 01:27.160 ‫فکر کنم اجازه دارم بدونم که خواهر کوچولوم ‫قراره یه کشور رو بمباران کنه یا نه. 01:27.240 --> 01:29.880 ‫پات رو به اون کمیته باز کن ‫و هرچی که می‌تونی رو به اون خبرنگار بگو. 01:30.480 --> 01:33.160 ‫مهاجم چهار. ‫من یه چیز عجیب روی نمایشگرم می‌بینم. 01:36.400 --> 01:38.400 ‫جت شارلوت سقوط کرده. 01:38.440 --> 01:40.880 ‫اون داره به کلینیک هایدی استنسن ‫در فرفکس فرستاده میشه. 01:41.000 --> 01:42.880 ‫ولی یه تی‌بی‌آی داره. ‫یه آسیبِ... 01:43.000 --> 01:44.200 ‫آسیب مغزی تروماتیک. ‫آره... 01:45.240 --> 01:46.400 ‫تو کی هستی؟ 01:52.320 --> 01:53.600 ‫[می‌خوای حقیقت رو بدونی؟ ‫کاسه‌ات رو برعکس بذار. 01:53.600 --> 01:54.880 ‫ساعت 2 برو بازار. ‫اینو بسوزون.] 02:11.480 --> 02:12.440 ‫لعنتی. 02:26.600 --> 02:28.840 ‫- سلام. بالاخره دارم میام خونه. ‫- سلام. 02:28.920 --> 02:30.480 ‫فقط خواستم یه سری بهت بزنم. 02:30.560 --> 02:32.800 ‫- امروز روز بزرگی بود. ‫- آره، بود. 02:33.520 --> 02:35.520 ‫- روبراهی؟ ‫- آره. 02:36.000 --> 02:37.760 ‫کارت توی شورا خوب بود. 02:38.400 --> 02:40.400 ‫فکر می‌کنم شروع یه چیز خاصه. 02:42.000 --> 02:43.840 ‫اینجا بوی دود میده. 02:47.760 --> 02:51.800 ‫از سوپ خوشم نیومد، ‫واسه همین یکم پیتزا گرم کردم. 02:53.680 --> 02:54.920 ‫باشه، خب... 02:55.000 --> 02:56.360 ‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر. 03:12.800 --> 03:15.480 ‫خود یادداشت خیلی نگران کننده نیست. 03:16.320 --> 03:20.040 ‫اینکه تصمیم گرفت راجع‌بهش بهت دروغ بگه ‫نگران کننده‌ست. 03:21.400 --> 03:24.120 ‫داروها فقط می‌تونن محتویات گذشته ‫رو پاک کنن. 03:24.920 --> 03:27.480 ‫اما اگه به روایت جدید اعتماد نداشته باشه، 03:27.600 --> 03:29.200 ‫به مشکل کاملا متفاوتی برمی‌خوریم. 03:30.000 --> 03:33.440 ‫و کامیل، تو راوی‌ای هستی که ‫اون باید بهش اعتماد کنه. 03:34.000 --> 03:36.960 ‫نمی‌فهمم چرا اینقدر داره طول می‌کشه. 03:37.800 --> 03:40.280 ‫تو گفتی یک ماه، فوقش دو ماه. 03:41.000 --> 03:43.480 ‫ما ۳۵۲ سال داده داریم... 03:43.560 --> 03:46.640 ‫که نشون میده پروتکل موثره. 03:46.720 --> 03:48.040 ‫بیشتر اوقات. 03:48.120 --> 03:49.800 ‫وقتی به درستی اجرا بشه. 03:50.560 --> 03:53.760 ‫تا الان 6 سیلو با موفقیت ‫بازنشانی کامل شدن. 03:53.760 --> 03:56.920 ‫از جمله سیلوی شما، 140 سال پیش. 03:57.000 --> 04:00.000 ‫و اشخاصی هم بودن که در طول این زمان ‫هدف بازنشانی قرار گرفتن. 04:02.240 --> 04:04.040 ‫متوجه کلافگیت هستم. 04:05.360 --> 04:07.280 ‫با اینکه اکثرا موثر بوده، 04:07.360 --> 04:09.320 ‫استثناهایی هم وجود داشته. 04:09.400 --> 04:13.400 ‫استثناهایی مثل ژولیت نیکولز ‫که نیاز به درمان طولانی‌تر داشتن. 04:13.480 --> 04:16.400 ‫تو هم با چنین فرد استثنایی مواجه هستی، کامیل. 04:16.480 --> 04:18.320 ‫حالا که گفتی ‫خیلی خیالم راحت‌تر شد. 04:19.440 --> 04:21.800 ‫رویاش نشون میده که خاطره‌ای از برگشتش 04:21.880 --> 04:23.200 ‫در ضمیر ناخوداگاهش مونده. 04:24.520 --> 04:27.240 ‫تا دو هفته‌ی دیگه ‫پروتکل دارویی رو ادامه بده. 04:27.840 --> 04:29.720 ‫تدابیر امنیتی اون رو بیشتر کن. 04:30.320 --> 04:32.520 ‫و دو برابر تلاش کن ‫تا به نیکولز اطمینان خاطر بدی 04:32.520 --> 04:34.720 ‫که تو مورد اعتمادترین متحدش هستی. 04:36.600 --> 04:38.520 ‫480 کیلومتری کارترسویل. 04:39.120 --> 04:42.040 ‫با یه منظره محشر از غروب خورشید ‫بر فراز کوه پاین. 04:43.280 --> 04:48.560 ‫آره، ما اسب و اردک و بُز داشتیم. 04:51.200 --> 04:52.520 ‫این دوتا سگ بولداگ. 04:54.320 --> 04:56.360 ‫عصبی‌ترین سگ‌هایی بودن ‫که خدا آفریده بود. 04:56.440 --> 04:59.200 ‫تمام کارشون این بود که ‫هر بار از اتوبوس پیاده می‌شدیم 04:59.280 --> 05:01.080 ‫از در اصلی تا داخل خونه ‫دنبالمون می‌کردن. 05:06.040 --> 05:08.280 ‫وقتی بهت گفتم که من... 05:08.280 --> 05:11.080 ‫نماد تیم بولداگ‌های دانشگاه جورجیا شدم... 05:14.880 --> 05:16.400 ‫ولش کن. 05:17.120 --> 05:18.400 ‫چیه؟ 05:18.480 --> 05:20.760 ‫خب، تو اونقدر خندیدی که... 05:22.560 --> 05:24.120 ‫شلوارت رو خیس کردی. 05:25.840 --> 05:28.440 ‫به نظر خواهر خیلی خوبی نمیام. 05:31.560 --> 05:36.120 ‫اسم مامان گریس بود. 05:36.760 --> 05:37.760 ‫اسم بابا... 05:39.440 --> 05:40.440 ‫ویلیام. 05:41.920 --> 05:43.000 ‫لطفا، من... 05:43.080 --> 05:46.000 ‫شرمنده دونالد، آخه من... 05:46.480 --> 05:47.680 ‫نمی‌دونم چی بگم. 05:47.760 --> 05:48.720 ‫نه. 05:52.960 --> 05:55.000 ‫نه. عذرخواهی نکن. ‫من معذرت می‌خوام. 06:18.320 --> 06:19.280 ‫لامصب. 06:20.960 --> 06:22.040 ‫حالت خوبه؟ 06:22.120 --> 06:24.240 ‫من معمولا به اشیای بی‌جان فحش نمیدم. 06:24.320 --> 06:26.440 ‫بدترین اهداف برای عصبانیتن. 06:26.520 --> 06:28.960 ‫تازشم، این دستگاه چند ماهه که تنش می‌خارید. 06:31.360 --> 06:32.400 ‫خوبه. 06:32.480 --> 06:34.120 ‫نگرانش نباش. 06:34.800 --> 06:36.080 ‫همه‌چیز روبراهه؟ 06:37.280 --> 06:38.840 ‫آره. خواهرم اینجاست. 06:40.200 --> 06:41.480 ‫خب، جسمش اینجاست. 06:42.160 --> 06:44.880 ‫من پیش کسی نشستم که ‫طی 30 سال گذشته 06:44.960 --> 06:48.240 ‫هر روز باهاش حرف زدم ‫بعد اون عین راننده تاکسی داره نگام می‌کنه. 06:48.880 --> 06:49.840 ‫تو دنیل هستی. 06:49.920 --> 06:52.600 ‫ما منتظرت بودیم. ‫من ویکتور سرنکوویچ هستم. 06:53.200 --> 06:55.040 ‫دکتر شارلوت. 06:55.120 --> 06:56.640 ‫- سلام. ‫- سلام. 06:56.720 --> 06:57.960 ‫از دیدنت خوشحالم. 06:58.040 --> 07:00.680 ‫آره، متاسفانه باید بهت بگم به خاطر منه که ‫اون نمی‌شناستت. 08:53.080 --> 08:54.800 ‫پس داروها، 08:55.440 --> 08:58.840 ‫مثل نصب یه پل متحرک ‫بین اون و حافظه‌اش هست. 08:58.920 --> 09:02.120 ‫به بیانی، حکم یه فاصله امن رو ‫بین ذهن و جسم داره. 09:02.200 --> 09:05.400 ‫اگه مدت زیادی مورد استفاده قرار بگیره، ‫پل بالا می‌مونه، دائمی میشه... 09:05.480 --> 09:06.840 ‫و دیگه هیچوقت حافظه‌اش رو ‫به دست نمیاره. 09:06.920 --> 09:10.440 ‫ولی وقتی قوی‌تر شد، ‫داروها رو متوقف می‌کنیم، 09:10.520 --> 09:13.040 ‫پل رو میاریم پایین، ازش رد می‌شیم ‫و انتخاب می‌کنیم... 09:13.120 --> 09:14.520 ‫واقعا انتخاب می‌کنیم... 09:14.600 --> 09:16.920 ‫که چه خاطره‌هایی رو برگردونیم ‫و چه خاطره‌هایی رو جا بذاریم. 09:25.920 --> 09:29.080 ‫مثال پل متحرک رو که زدم ‫سردرگم شدی؟ 09:29.160 --> 09:30.120 ‫نه. 09:31.320 --> 09:32.920 ‫نمی‌دونم. ‫آره... 09:33.680 --> 09:35.560 ‫امروز برنامه‌ای نداشتم که 09:35.640 --> 09:37.240 ‫بخوام چنین صحبتی رو هضم کنم. 09:38.280 --> 09:41.560 ‫پل متحرک که بیاد پایین، ‫چطور خاطراتش رو برمی‌گردونین؟ 09:41.640 --> 09:43.560 ‫داستانش رو تعریف می‌کنیم، ‫بارها و بارها. 09:44.160 --> 09:45.240 ‫داستانش؟ 09:46.000 --> 09:46.960 ‫خیلی‌خب. 09:48.760 --> 09:53.480 ‫چرا انسان‌ها به جای میمون‌ها ‫بر دنیا حکومت می‌کنن؟ 09:56.200 --> 09:57.160 ‫نمی‌دونم. 09:57.240 --> 09:58.440 ‫انگشت شست متقابل. 10:00.040 --> 10:01.120 ‫کنترل حرکتی بهتر. 10:01.680 --> 10:03.760 ‫- مغز بزرگتر. موی کمتر. ‫- باشه. 10:03.840 --> 10:06.200 ‫بیا اینو امتحان کنیم. ‫تو کل روز رو چیکار می‌کنی؟ 10:06.280 --> 10:07.000 ‫درحال حاضر؟ 10:07.000 --> 10:09.440 ‫به آدم‌های غریبه زنگ می‌زنم ‫و ازشون پول گدایی می‌کنم. 10:09.520 --> 10:12.880 ‫دقیقا. با آدم‌ها تماس می‌گیری ‫و داستانی براشون تعریف می‌کنی. 10:13.560 --> 10:16.000 ‫یه مجموعه داده رو می‌گیری ‫و بهش معنی می‌بخشی. 10:16.080 --> 10:19.160 ‫کار ما هم همینه، ذاتمون همینه. ‫ما داستان‌سرا هستیم، معنی‌ساز هستیم. 10:19.240 --> 10:20.440 ‫این تنها ابرقدرت ماست. 10:20.520 --> 10:21.960 ‫من، تو، شارلوت، 10:22.040 --> 10:24.840 ‫ما درواقع مجموعه‌ای از داستان هستیم ‫که برای خودمون تعریف کردیم. 10:24.920 --> 10:26.880 ‫حافظه، شرح حال درونی ماست. 10:26.960 --> 10:30.560 ‫اطلاعاتی که بهشون معنی بخشیدیم ‫تا بهمون بگن کی هستیم. 10:31.800 --> 10:34.680 ‫داروها کتابِ شارلوت رو حذف کرده. 10:35.800 --> 10:37.560 ‫باشه؟ ‫همونطور که گفتم، 10:37.640 --> 10:40.240 ‫داروها رو قطع می‌کنیم ‫و خاطره به خاطره، 10:40.320 --> 10:42.640 ‫دوباره با داستانش پرش می‌کنی. 10:42.720 --> 10:43.880 ‫خاطره به خاطره؟ 10:43.960 --> 10:44.920 ‫خاطره به خاطره. 10:45.000 --> 10:46.160 ‫خواهر عزیز، 10:46.880 --> 10:48.480 ‫خلبان نیروی دریایی فوق‌العاده. 10:48.960 --> 10:51.680 ‫حتی در مأموریتی که داشت، ‫ولی این بار تو حق انتخاب داری. 10:51.760 --> 10:55.400 ‫دنیل، تو حق انتخاب داری که با کل حقیقت ‫از پا درش نیاری. 10:55.480 --> 10:57.800 ‫ضربه روحیِ ناشی از ‫اتفاقی که سر اسکادرانش اومد. 10:57.880 --> 10:59.400 ‫می‌تونی بذاری این جا بمونه. 11:08.720 --> 11:09.960 ‫می‌تونم یه دروغ بهش بگم؟ 11:10.720 --> 11:11.680 ‫باور می‌کنه؟ 11:13.200 --> 11:14.560 ‫چرا باید دروغ بگی؟ 11:14.640 --> 11:17.640 ‫خب، اون یه نظراتی راجع‌به من داره ‫که بدم نمیاد فراموش کنه. 11:21.000 --> 11:23.680 ‫راستش، می‌تونی بهش دروغ القا کنی. 11:23.760 --> 11:26.720 ‫زمان زیاد و تلاش فراوان می‌طلبه. 11:26.800 --> 11:28.080 ‫خاطرات واقعی سریع‌تر کاشته می‌شن ‫چون... 11:28.120 --> 11:29.240 ‫از قبل صفحه‌شون وجود داره، 11:29.320 --> 11:30.600 ‫اون فقط نمی‌بینتشون. 11:36.200 --> 11:39.800 ‫برای برگردوندن خاطرات قدیمی ‫نیاز به وسایلی داری. 11:39.880 --> 11:43.320 ‫می‌دونی، اشیایی از زندگیش، ‫از دوران بچگیش. 11:44.120 --> 11:48.000 ‫خاطرات توی جسم وجود داره، ‫صرفا توی مغز نیست. 11:48.080 --> 11:49.280 ‫این... 11:49.360 --> 11:51.640 ‫در بوهای گذشته‌ نهفته‌ست ‫و معنی‌ای که... 11:51.720 --> 11:53.920 ‫ما در دوران بچگی به اشیایی که داشتیم بخشیدیم. 11:54.000 --> 11:57.560 ‫ما از اونا به عنوان میون‌برهایی ‫برای روشن کردن مسیرهای عصبی استفاده می‌کنیم. 11:59.360 --> 12:01.160 ‫پدر و مادر ما وقتی کم سن و سال بودیم ‫فوت شدن. 12:02.640 --> 12:04.080 ‫رفتیم پیش عمه‌مون زندگی کنیم. 12:04.160 --> 12:06.120 ‫از بچگی‌مون وسایل زیادی نداریم. 12:07.320 --> 12:11.640 ‫متاسفم، ولی یه چیز دیگه هم ‫بین صفر و یک‌ها وجود داره. 12:11.720 --> 12:14.400 ‫فقط نورون و آکسون نیست، ‫یه چیز دیگه هم هست. 12:14.480 --> 12:17.320 ‫یه چیز مرموز، مثل... 12:18.040 --> 12:19.120 ‫مثل یه روح. 12:19.920 --> 12:22.640 ‫و به دست من یا کس دیگه‌ای هم ‫قابل کنترل نیست. 12:24.000 --> 12:29.440 ‫بنابراین گاهی اوقات، شاید ده درصد اوقات، ‫جواب نمیده. 12:30.720 --> 12:33.080 ‫ولی اون به خوبی داره پاسخ نشون میده، 12:33.080 --> 12:35.440 ‫پس دلیل برای امیدواری داری. 12:36.920 --> 12:38.120 ‫باشه؟ 12:38.120 --> 12:39.360 ‫خیلی‌خب. 12:51.080 --> 12:53.960 ‫ببخشید مزاحم شدم، رئیس. ‫یه زن این بیرونه. 12:54.040 --> 12:55.680 ‫یه گزارش گم شدن شخص معمولی ثبت کرده، 12:55.760 --> 12:57.400 ‫ولی تا شما رو نبینه، حاضر نیست بره. 12:57.480 --> 13:00.240 ‫یه گزارش گم شدن شخص معمولی نیست. 13:07.400 --> 13:08.760 ‫اسم فرد گم شده؟ 13:08.840 --> 13:10.360 ‫اورلا کنت. 13:11.040 --> 13:12.120 ‫اون خواهرمه. 13:12.600 --> 13:14.040 ‫دست راست سرپرست تدارکات؟ 13:15.640 --> 13:18.400 ‫من همین دیروز توی شورای سیلو دیدمش. 13:18.480 --> 13:19.560 ‫باهاش حرف زدم. 13:21.920 --> 13:23.800 ‫- اون گم شده؟ ‫- اون هر شب بعد از شیفتش... 13:23.880 --> 13:24.840 ‫میاد پیشم. 13:24.920 --> 13:27.240 ‫دیشب، خبری ازش نشد. 13:27.320 --> 13:29.120 ‫شاید رفته خونه و خوابیده. 13:29.200 --> 13:30.560 ‫نه، اگه رفته بود یادداشت می‌فرستاد. 13:31.160 --> 13:32.280 ‫پدر و مادر من پیرن. 13:32.360 --> 13:33.680 ‫نگران می‌شن. 13:33.680 --> 13:35.000 ‫ما چنین قراری باهم داشتیم. 13:35.080 --> 13:36.080 ‫از بچگی. 13:36.160 --> 13:38.640 ‫اگه بی‌خبر غیب‌مون نزنه، ‫کسی هم نگران نمیشه. 13:40.040 --> 13:43.560 ‫ببین، می‌دونم سرت با کلی مشکل شلوغه 13:43.640 --> 13:46.720 ‫که واسه همه آدم‌های سیلو مهم‌تره، ‫ولی یه جای کار می‌لنگه. 13:47.440 --> 13:49.160 ‫با تمام وجودم مطمئنم. 13:51.520 --> 13:52.720 ‫من به پدر و مادرم دروغ گفتم. 13:53.520 --> 13:55.680 ‫بهشون گفتم که اورلا دیشب پیش من مونده. 13:57.080 --> 13:59.000 ‫نمی‌تونم امروز دوباره بهشون دروغ بگم. 14:01.920 --> 14:02.880 ‫باشه. 14:05.480 --> 14:06.720 ‫باشه. 14:11.680 --> 14:14.800 ‫[پیام برای: کارلا مک‌لین] ‫[بخش: تدارکات] 14:14.880 --> 14:16.120 ‫ممنون. 14:18.720 --> 14:24.960 ‫[از اورلا کنت خبر می‌خوام، باید با خواهرش حرف بزنه] 14:27.520 --> 14:29.000 ‫خیلی فرانکنشتاین طور هست. 14:30.040 --> 14:31.360 ‫سرنکوویچ؟ 14:31.440 --> 14:32.840 ‫نه، خودم. 14:32.920 --> 14:34.120 ‫از من می‌خواد که... 14:34.600 --> 14:36.960 ‫نمی‌دونم، ‫با یه سبد خرید توی مغزش بگردم، 14:37.040 --> 14:39.640 ‫یه عالمه قطعه انتخاب کنم، ‫روحش رو دوباره بسازم. 14:41.320 --> 14:42.360 ‫خب... 14:44.480 --> 14:48.000 ‫یعنی، اگه ما مجموع خاطراتمون نیستیم ‫پس کی هستیم، درست میگم؟ 14:50.200 --> 14:51.320 ‫گمون کنم. 14:52.280 --> 14:55.480 ‫ببین، اگه اشکالی نداره ‫می‌خوام برم بهش سر بزنم. 14:56.280 --> 14:57.840 ‫من تا حالا توی ارتش خدمت نکردم، ‫پس می‌دونی 14:57.840 --> 14:59.400 ‫یه مقدار شیرینی و مجله برای یه جانباز 14:59.480 --> 15:01.120 ‫به نظرم کمترین کاریه که ازم برمیاد. 15:01.200 --> 15:02.280 ‫حتما. 15:06.920 --> 15:07.960 ‫دنیل. 15:09.360 --> 15:11.280 ‫- هی. ‫- هلن. 15:12.040 --> 15:13.480 ‫- سلام. ‫- سلام. 15:13.560 --> 15:15.920 ‫با آنا تورمن آشنا هستی؟ 15:16.000 --> 15:17.240 ‫هلن درو. 15:17.320 --> 15:18.560 ‫رسما آشنا نشدیم. 15:19.360 --> 15:21.360 ‫همه میگن که از وقتی مادرت ‫تو رو به کار گرفته 15:21.440 --> 15:23.320 ‫حرف‌هاش ضدگلوله شدن، ‫پس... 15:23.400 --> 15:26.360 ‫من و هلن اتفاقی از یه قرار ‫سر در آوردیم. 15:26.560 --> 15:27.560 ‫اووه. 15:27.600 --> 15:28.560 ‫قرار نبود. 15:29.840 --> 15:31.040 ‫گوش کن، تازه رفته بودم دفترت. 15:31.040 --> 15:32.280 ‫خبر خواهرت رو شنیدم. 15:32.360 --> 15:35.360 ‫- می‌خواستم بگم که از شنیدنش ناراحت شدم. ‫- ممنون. 15:35.440 --> 15:36.840 ‫توی مرکز پزشکی والتر رید هست؟ 15:36.920 --> 15:40.120 ‫نه، به کلینیک هایدی استنسن منتقلش کردن. 15:40.720 --> 15:41.680 ‫عجب. 15:42.360 --> 15:44.080 ‫انگار یکی خیلی پارتی‌بازی کرده. 15:44.160 --> 15:47.680 ‫فکر نکنم یه خلبان نیروی دریایی ‫چنین پولی داشته باشه. 15:47.760 --> 15:49.720 ‫راستش، اگه پرس و جو کنی ‫می‌فهمی که دکتر سرنکوویچ 15:49.800 --> 15:52.920 ‫سال‌هات که جانبازها رو ‫رایگان درمان می‌کنه. 15:55.440 --> 15:56.760 ‫آره، گمون کنم. ‫آره. 15:56.840 --> 15:59.080 ‫اولین آزمایشش روی زندانی‌های 15:59.160 --> 16:02.480 ‫کشورهایی بود که اونقدر مدیون ایالات متحده بودن ‫که نمی‌تونستن قبول نکنن. 16:02.560 --> 16:04.560 ‫دوره آزمایش دومش با وزارت دفاع ‫روی استخدامی‌های تازه بود 16:04.640 --> 16:06.840 ‫که در خصوص درمان پزشکی‌شون ‫حق اظهار نظر ندارن. 16:06.920 --> 16:10.200 ‫و در هر دو مورد، ‫یه تخته‌ پاک‌کن بزرگ برداشت 16:10.280 --> 16:11.840 ‫و خاطراتشون رو پاک کرد. 16:11.920 --> 16:13.720 ‫اون کاری کرد جانبازهایی که ‫ضربه روحی خورده بودن 16:13.720 --> 16:15.560 ‫اتفاقات هولناکی که دیده بودن ‫رو فراموش کنن. 16:15.640 --> 16:17.920 ‫کاری کرد که خلافکارهای دائمی ‫فراموشش کنن خلافکارن 16:18.000 --> 16:19.560 ‫و به اعضای مفید جامعه تبدیل بشن. 16:19.640 --> 16:22.880 ‫ولی تصمیمش با اونه که آدم‌ها ‫چی یادشون بیاد و چی یادشون نیاد. 16:23.920 --> 16:24.880 ‫این نگرانت نمی‌کنه؟ 16:26.240 --> 16:29.480 ‫خب، یکم پیچیده‌تر از این حرفاست. 16:30.160 --> 16:31.120 ‫و اون خواهرمه. 16:31.200 --> 16:34.520 ‫می‌دونی، تمام جریانات بعد از خلبان جنگنده شدنش ‫منو نگران می‌کنه. 16:35.000 --> 16:36.600 ‫یعنی زیادی بدبینانه‌ست که بگیم 16:36.640 --> 16:38.480 ‫اون داره از جانبازها ‫برای آزمایش کردن فرضیه‌هاش استفاده می‌کنه؟ 16:38.560 --> 16:40.400 ‫- هلن. ‫- ویکتور... 16:40.480 --> 16:43.040 ‫توی تصادفی که پشت فرمون خوابش برد ‫همسر و بچه‌اش رو از دست داد. 16:44.760 --> 16:46.880 ‫حدس می‌زنم که اون بیشتر از خیلی‌ها ‫تجربه آسیب روحی رو داره. 16:52.160 --> 16:53.120 ‫مراقبت کن. 16:53.200 --> 16:55.800 ‫و سلامم رو به شارلوت برسون. 16:55.880 --> 16:56.840 ‫حتما. 17:03.000 --> 17:05.720 ‫تو با یه خبرنگار ملاقات کردی ‫و فکر کردی یه قراره؟ 17:07.360 --> 17:10.040 ‫سیاستمدارها و خبرنگارها، ‫خودت می‌دونی که بده... 17:10.120 --> 17:12.320 ‫بده بستونیـه، آره، می‌دونم. 17:12.920 --> 17:14.160 ‫من... 17:14.240 --> 17:15.560 ‫حواست پرت بود؟ 17:17.360 --> 17:21.280 ‫خب، اون به علاوه خوشگل بودنش، ‫توی کارش هم ماهره. 17:21.360 --> 17:23.680 ‫حتی با اینکه فقط تونسته یه شغل خبرنگاری افتضاح گیر بیاره. 17:23.760 --> 17:25.000 ‫مگه توی روزنامه واشنگتن پست نیست؟ 17:25.920 --> 17:27.600 ‫نه، یک ساله که اونجا نیست. 17:28.080 --> 17:29.320 ‫شیطونی کرده بود. 17:29.920 --> 17:33.160 ‫الان توی یه مرجع خبری اینترنتی اخبار زرد کار می‌کنه. 17:33.960 --> 17:36.440 ‫با اینحال، یه خبرنگاره. 17:36.520 --> 17:38.040 ‫اون به خواسته‌اش رسید ‫و تو هیچی گیرت نیومد. 17:39.040 --> 17:40.000 ‫اون چی گیرش اومد؟ 17:41.120 --> 17:43.120 ‫تو بهش گفتی که شارلوت کجا داره درمان میشه. 17:45.120 --> 17:46.560 ‫و مجانی هم بهش گفتی. 18:10.720 --> 18:12.320 ‫گفت که باید کل جعبه رو برداری... 18:13.280 --> 18:14.240 ‫واسه خوش‌شانسی. 18:15.920 --> 18:17.280 ‫باشه؟ 18:19.120 --> 18:20.800 ‫تو دنبال حقیقت بودی. 18:20.880 --> 18:22.880 ‫حقیقت اینه که من دوستت دارم. 18:23.800 --> 18:27.800 ‫نترس. ‫توی تدارکات مشکلی ندارن. 18:33.280 --> 18:34.480 ‫شهردار؟ 18:35.600 --> 18:36.560 ‫شهردار؟ 18:37.280 --> 18:40.120 ‫خانم سیمز ازم خواستن که امروز ‫تحرکات‌مون رو رسمی‌تر ثبت کنم. 18:41.360 --> 18:42.520 ‫برگردین به تدارکات. 18:42.600 --> 18:45.600 ‫اگه میلگرد بیشتر برامون جور نکنن، ‫پله‌ها... 18:46.640 --> 18:48.840 ‫توی دوران نوه‌هاشون آماده می‌شن. 18:51.480 --> 18:52.440 ‫جام وایسا. 19:01.400 --> 19:03.400 ‫می‌دونی، هنوزم باید باهاش حرف بزنی. 19:03.880 --> 19:04.840 ‫نمی‌تونم. 19:14.320 --> 19:15.760 ‫اون ازت کمک خواست. 19:20.560 --> 19:21.520 ‫نمی‌تونم. 19:21.600 --> 19:22.560 ‫خیلی‌خب. 19:23.080 --> 19:24.520 ‫شاید بهتره از یکی بپرسم. 19:24.600 --> 19:26.920 ‫پایین رفتن خطری نداره و اینا ‫ولی... 19:27.400 --> 19:29.040 ‫چرا؟ ‫از کی باید بپرسی؟ 19:29.120 --> 19:31.840 ‫من شهردارم. ‫اینم محافظ منه. 19:31.920 --> 19:33.120 ‫تدی. 19:34.000 --> 19:35.320 ‫جریان چیه؟ 19:36.240 --> 19:38.240 ‫شهردار می‌خواد بره پایین. 19:41.080 --> 19:42.920 ‫خانم شهردار، ‫میشه بپرسم چرا می‌خوای بری پایین؟ 19:44.040 --> 19:45.520 ‫باید برات دلیل بیارم؟ 19:46.000 --> 19:49.000 ‫خب، من مسئول بازسازی پله‌هام 19:49.080 --> 19:51.040 ‫و هیچکس بدون اجازه‌ی من ‫با طناب پایین نمیره. 19:57.240 --> 19:59.360 ‫می‌دونی که تو رو یادم نمیاد؟ 19:59.440 --> 20:00.480 ‫آره، می‌دونم. 20:01.200 --> 20:04.160 ‫و یه حسی بهم میگه که زیاد هم‌عقیده نبودیم. 20:04.800 --> 20:05.960 ‫باهم کنار میومدیم. 20:08.280 --> 20:10.160 ‫می‌خوام با مارتا واکر صحبت کنم. 20:11.240 --> 20:14.080 ‫خب، شانست گرفته. ‫به طبقه‌ی 60ام رفته تا لوازم پزشکی بگیره. 20:14.920 --> 20:16.560 ‫الاناست که برگرده پایین. 20:18.440 --> 20:19.400 ‫خیلی‌خب. 20:20.240 --> 20:22.160 ‫خب، ما منتظر می‌مونیم. 20:24.640 --> 20:25.720 ‫خانم شهردار، 20:26.800 --> 20:28.600 ‫حالا که منتظر هستی، ‫میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟ 20:29.800 --> 20:30.760 ‫خصوصی. 20:31.480 --> 20:32.920 ‫آره. حتما. 20:35.760 --> 20:36.720 ‫اشکال نداره. 20:40.480 --> 20:43.000 ‫من... لعنتی. 20:44.320 --> 20:48.120 ‫کامیل به همه‌مون دستورالعمل‌هایی داره ‫که چطور باهات حرف بزنیم 20:48.200 --> 20:49.440 ‫تا یه وقت بهبودیت رو خراب نکنم. 20:50.080 --> 20:51.160 ‫اشکال نداره. ‫بگو. 20:54.760 --> 20:56.680 ‫تو در مورد برنارد هالند ‫از شرلی سوال کردی. 20:57.320 --> 20:58.280 ‫آره؟ 20:58.360 --> 20:59.920 ‫اون امروز صبح یه چیزی یادش اومد. 21:00.680 --> 21:04.600 ‫نمی‌دونم کمکی هم می‌کنه یا نه، ‫ولی موقع شورش، 21:05.800 --> 21:07.080 ‫یه مَرد اومد پایین. 21:08.080 --> 21:09.480 ‫گفت دست راست برنارده. 21:10.800 --> 21:12.400 ‫خب، براش وقت نداشتیم، ‫شرل... 21:12.400 --> 21:13.800 ‫می‌خواست بندازش توی بازداشتگاه، 21:13.880 --> 21:15.440 ‫ولی گفت تو رو می‌شناسه. 21:16.520 --> 21:18.400 ‫گفت که وقتی از اون تپه رد کردی، 21:18.480 --> 21:20.680 ‫یکی دیده بودت که داخل جایی رفتی 21:20.760 --> 21:23.400 ‫و اینکه شاید هنوز زنده باشی. 21:24.040 --> 21:25.880 ‫- نگفت کی؟ ‫- نه. 21:26.920 --> 21:29.080 ‫فقط می‌دونم که شرل اونو به خلاء حفاری برد. 21:30.080 --> 21:31.520 ‫داشت تهش دنبال یه چیزی می‌گشت. 21:31.600 --> 21:32.920 ‫نگفت دنبال چیه. 21:33.000 --> 21:35.120 ‫ولی اگه اون واقعا دست راست برنارد بوده باشه، 21:36.280 --> 21:37.400 ‫شاید بتونه کمکت کنه. 21:38.760 --> 21:40.120 ‫اسمش چیه؟ 21:41.240 --> 21:42.560 ‫لوکاس کایل. 21:49.120 --> 21:50.840 ‫من توی زندگی بعدیم ‫یه دستیار می‌گیرم. 21:50.920 --> 21:52.800 ‫دیگه از انجام دادن کارهای کسی 21:52.840 --> 21:55.120 ‫که باید خودش انجام بده، بُریدم. 21:55.200 --> 21:57.120 ‫سلام. ‫بذار از اول شروع کنم. 21:57.200 --> 21:59.600 ‫من از دفتر نماینده دنیل کین اومدم. 21:59.680 --> 22:01.640 ‫ازم خواست بیام اینجا، ‫به خواهرش سر بزنم. 22:01.720 --> 22:02.680 ‫شاید... 22:03.480 --> 22:05.160 ‫شاید یه دور ببرمش بیرون؟ 22:07.160 --> 22:09.200 ‫چرا شرلی خودش بهم نگفت؟ 22:13.000 --> 22:14.080 ‫فکر کنم... 22:18.280 --> 22:20.880 ‫همه‌مون داریم کلنجار می‌ریم ‫که چطور 22:20.960 --> 22:23.040 ‫چیزهایی که یادت میاد و یادت نمیاد ‫رو هضم کنیم. 22:25.200 --> 22:27.280 ‫و می‌دونم که اینم یادت نیست، 22:28.720 --> 22:32.080 ‫ولی شرلی وقتی دل‌شکسته‌ست ‫دور خودش دیوار می‌کشه. 22:35.560 --> 22:37.960 ‫یعنی، اوایل که برگشته بودی، 22:39.320 --> 22:43.280 ‫شرل ده روز پیاپی ‫بیرون اتاق بیمارستانت نشسته بود. 22:43.360 --> 22:44.560 ‫حاضر نبود ولت کنه. 22:45.400 --> 22:48.360 ‫عملا مجبور شدم کولش کنم ‫و به بخش مکانیکی برش گردونم. 22:50.160 --> 22:53.840 ‫بعد شایعات پخش شدن که خیلی از حافظه‌ات رو ‫توی آتش‌سوزی از دست دادی، 22:53.920 --> 22:55.880 ‫ولی شرل قبول نمی‌کرد. 22:55.960 --> 22:57.320 ‫آخه مگه می‌شد اونو فراموش کنی؟ 22:57.880 --> 23:02.920 ‫اون 144 طبقه دوید بالا ‫تا در اولین باری که به کافه‌تریا میای حضور داشته باشه. 23:03.000 --> 23:04.240 ‫پشت سر همه منتظر موند. 23:04.720 --> 23:06.920 ‫گذاشت همه ببیننت. 23:08.440 --> 23:11.400 ‫و وقتی نوبت اون رسید، ‫تو با بی‌توجهی بهش نگاه کردی. 23:14.440 --> 23:15.400 ‫من... 23:17.120 --> 23:21.800 ‫فکر می‌کنم که حرف زدن باهات ‫الان زیادی دردناکه. 23:26.120 --> 23:27.200 ‫واکر اومد. 23:31.160 --> 23:34.600 ‫خانم شهردار، ایشون مارتا واکره. 23:35.360 --> 23:36.440 ‫زحمت نکش. 23:36.520 --> 23:38.640 ‫اون اصلا منو نمی‌شناسه. 23:38.720 --> 23:40.000 ‫می‌شناسی؟ 23:42.120 --> 23:43.280 ‫بیا با یه چیز ساده شروع کنیم. 23:43.360 --> 23:44.640 ‫هنوزم قهوه می‌خوری؟ 23:44.720 --> 23:48.680 ‫یا چون زیادی آسیب‌پذیری ‫اجازه ندارم اینو بپرسم؟ 23:49.760 --> 23:50.800 ‫قهوه می‌خورم. 23:53.120 --> 23:54.160 ‫خوبه. 23:59.160 --> 24:00.840 ‫خب، دارن چه چیزهایی بهت میگن؟ 24:01.720 --> 24:03.120 ‫خب، گفتن که من قبلا 24:03.200 --> 24:04.760 ‫زمان زیادی رو توی کارگاه تو می‌گذروندم. 24:04.760 --> 24:05.640 ‫شهردار داره میاد. 24:05.720 --> 24:07.600 ‫خانم شهردار، بفرمایین. 24:07.680 --> 24:09.720 ‫اونم می‌تونه مثل بقیه ما منتظر بمونه. 24:14.120 --> 24:15.080 ‫خب... 24:15.720 --> 24:20.480 ‫می‌دونم که مسئولیت اصلی من ‫ژنراتور بود، درسته؟ 24:21.520 --> 24:24.200 ‫ولی می‌خوام بدونم که چرا ‫اونقدر باهات وقت می‌گذروندم؟ 24:25.640 --> 24:27.320 ‫میومدی ازم توصیه بگیری. 24:27.400 --> 24:28.600 ‫که هیچوقت هم بهشون گوش نمی‌کردی. 24:29.520 --> 24:30.520 ‫چرا؟ 24:31.280 --> 24:32.960 ‫- سلام. ‫- کله‌شقی، تکبر. 24:33.040 --> 24:35.400 ‫هی، دوتا قهوه تلخ. 24:35.480 --> 24:36.440 ‫چاپلوسی هم نکن. 24:40.320 --> 24:41.960 ‫خب چرا می‌خواستی منو ببینی؟ 24:44.520 --> 24:46.440 ‫من دیشب یه یادداشت گرفتم. 24:47.800 --> 24:49.160 ‫تو فرستادیش؟ 24:49.240 --> 24:50.320 ‫کار من نبود. 24:50.400 --> 24:51.600 ‫چی نوشته بود؟ 24:53.800 --> 24:55.040 ‫بهم اعتماد نداری. 24:56.440 --> 24:57.560 ‫دلم می‌خواد بهت اعتماد کنم. 24:57.640 --> 24:58.960 ‫- آره؟ ‫- آره. 24:59.040 --> 25:00.680 ‫چرا اونوقت؟ 25:03.720 --> 25:06.200 ‫یادم میاد روزی که واسه پاکسازی رفتم بیرون ‫تو یه یادداشت برام فرستادی. 25:08.880 --> 25:10.360 ‫"توی تدارکات مشکلی ندارن". 25:10.880 --> 25:13.160 ‫که بهم فهموند نوار نسوز رو عوض کردی. 25:13.720 --> 25:15.880 ‫کاری که ممکن بود به خاطرش ‫واسه پاکسازی بفرستنت بیرون. 25:17.760 --> 25:19.320 ‫و آدم واسه هرکسی این کارو نمی‌کنه، ‫آدم... 25:19.320 --> 25:20.760 ‫این کارو واسه کسی می‌کنه که... 25:23.040 --> 25:24.560 ‫آره. ‫خب، اون قضیه واسه قبلا بود. 25:25.880 --> 25:29.080 ‫خب که چی؟ ‫وقتی چیزی یادت نیاد، پوف، از بین رفته. 25:30.120 --> 25:31.840 ‫انگار اصلا وجود نداشته. 25:34.240 --> 25:35.200 ‫باشه. 25:37.280 --> 25:38.240 ‫خب... 25:40.800 --> 25:42.000 ‫توی یادداشتی که گرفتم ‫نوشته بود، 25:42.760 --> 25:46.000 ‫"اگه می‌خوای حقیقت رو بدونی، ‫ساعت 2 برو بازار". 25:47.040 --> 25:49.280 ‫پس می‌خوام بدونم که برم بازار؟ 25:49.880 --> 25:51.200 ‫برم... 25:54.360 --> 25:57.080 ‫می‌دونی آزاردهنده‌ترین خصوصیت تو چی بود؟ 25:58.440 --> 26:02.280 ‫اگه یه مشکل، سوال، ‫تصمیمی واسه گرفتن وجود داشت... 26:02.360 --> 26:04.800 ‫و همه یه جهت رو نشون می‌دادن، 26:04.880 --> 26:08.160 ‫تو تصمیم می‌گرفتی که دقیقا جهت برعکس رو ‫در پیش بگیری. 26:08.240 --> 26:10.440 ‫خیلی‌خب. باشه. ‫این خیلی آزاردهنده‌ست. 26:10.520 --> 26:14.280 ‫نه. اینش آزاردهنده‌ بود که 99 درصد مواقع ‫حق با تو بود. 26:16.040 --> 26:17.880 ‫چون به حس ششمت اعتماد می‌کردی. 26:20.080 --> 26:22.800 ‫پس الان سوالم ازت اینه، ‫حس ششمت چی میگه؟ 26:28.840 --> 26:30.200 ‫نمی‌تونم. 26:31.320 --> 26:34.680 ‫ببین، کسی که من جونم رو براش به خطر انداختم ‫یه مبارز بود. 26:34.760 --> 26:37.840 ‫اون با ذره ذره لجبازی، 26:37.920 --> 26:40.240 ‫تکبر، کله‌شقی‌ای که توی وجودش داشت ‫مبارزه می‌کرد. 26:47.280 --> 26:48.240 ‫همین؟ 26:54.960 --> 26:56.840 ‫- این چیه؟ ‫- اصلا به خودت زحمت میدی... 26:57.640 --> 26:58.680 ‫که به یاد بیاری؟ 27:00.280 --> 27:01.960 ‫منظورت چیه... ‫اومدم اینجا دیگه. 27:01.960 --> 27:03.640 ‫درسته؟ ‫پس آره. چی... 27:05.200 --> 27:06.280 ‫من... 27:07.520 --> 27:11.600 ‫خرده‌هایی از خاطره یا همچین چیزی می‌بینم. ‫نمی‌دونم چیه. 27:11.680 --> 27:16.480 ‫و هرچی بیشتر سعی می‌کنم نگهش دارم، ‫از یادم میره، پس... 27:17.440 --> 27:18.440 ‫نمی‌دونم چیکار کنم. 27:20.240 --> 27:21.200 ‫بیشتر تلاش کن. 27:30.600 --> 27:31.840 ‫تو رو یادم نمیاد. 27:33.640 --> 27:36.120 ‫اشکال نداره. ‫به خودم نمی‌گیرم. 27:37.320 --> 27:38.720 ‫فقط تویی که به خودت نمی‌گیری. 27:38.800 --> 27:40.040 ‫چطوره بریم اونجا بشینیم؟ 27:40.640 --> 27:44.800 ‫خیلی خوبه که دور شدم از زل زدن‌های مداوم ‫و سوالات... 27:46.560 --> 27:50.480 ‫و فشار اینکه یه چیز مفید به زبون بیارم. 27:52.080 --> 27:54.440 ‫ارتشی‌ها نیومدن دیدنت، 27:54.440 --> 27:57.280 ‫به امید اینکه یه چیز مفید ‫به زبون بیاری؟ 27:58.360 --> 27:59.400 ‫هنوز نه. 28:01.680 --> 28:05.720 ‫بیشتر برادرم دور سرم می‌چرخه، 28:06.280 --> 28:08.920 ‫دل تو دلش نیست که یه چیزی یادم بیاد. 28:09.000 --> 28:10.920 ‫- آره. ‫- اونو یادم بیاد. 28:12.080 --> 28:15.680 ‫خب، محض اطلاعت، ‫من یه خبرنگارم. 28:17.000 --> 28:18.680 ‫منم می‌خوام یه چیزی به زبون بیاری. 28:21.680 --> 28:22.880 ‫ما چند باری همدیگه رو دیدیم. 28:23.360 --> 28:25.560 ‫یه چیزی داشت درباره مأموریتت ‫اذیتت می‌کرد. 28:25.640 --> 28:27.360 ‫من هیچی از مأموریت یادم نمیاد. 28:27.440 --> 28:30.640 ‫بخشی از کار من اینه که به آدم‌ها کمک می‌کنم ‫از داستانشون سر در بیارن، خب؟ 28:30.720 --> 28:32.160 ‫کمکشون می‌کنم جاهای خالی رو پر کنن. 28:32.240 --> 28:36.000 ‫پس با خودم گفتم ‫می‌تونم چیزی که من درباره مأموریت می‌دونم 28:36.080 --> 28:38.640 ‫و چیزی که رسما دارن میگن ‫رو بهت بگم. 28:38.720 --> 28:40.880 ‫شاید این چیزی رو یادت آورد. 28:52.520 --> 28:53.480 ‫شارلوت. 28:56.080 --> 28:57.040 ‫شارلوت؟ 28:58.080 --> 28:59.840 ‫هی. هی. حالت خوبه؟ ‫هی. 29:21.480 --> 29:22.680 ‫- حالتون خوبه؟ ‫- آره. 29:28.280 --> 29:29.360 ‫خیلی‌خب، ببخشید. 29:29.360 --> 29:31.520 ‫هی، ببخشید، بچه‌ها. ‫ممنون. ببخشید. 29:48.040 --> 29:51.120 ‫ببین، می‌دونم که این بخشی از دستوراتت نیست، 29:51.200 --> 29:52.680 ‫ولی باید یکم تنها باشم. 29:52.760 --> 29:55.800 ‫پس میشه 30 دقیقه بهم وقت بدی ‫یا... 29:55.880 --> 29:57.440 ‫شما خانم سیمز رو نمی‌شناسین؟ 29:58.000 --> 30:00.840 ‫اگه ازتون چشم بردارم، ‫پدر منو در میاره... 30:00.920 --> 30:02.360 ‫- می‌دونم، ولی من باید... ‫- ژولیت. 30:02.840 --> 30:04.560 ‫- خودشه. ژولیته. ‫- سلام، بچه‌ها. 30:04.640 --> 30:06.800 ‫- صبر کنین، صبر کنین. نه. ‫- هی، اوه، اوه، اوه، اوه، اوه. 30:06.880 --> 30:09.360 ‫- خیلی‌خب، بچه‌ها. شرمنده، نه. ‫- جری. هی. نه، نه، نه. 30:09.440 --> 30:10.840 ‫فقط یه مقدار به شهردار فضا بدین، باشه؟ 30:10.920 --> 30:12.400 ‫- برین عقب. ‫- چیکار می‌کنی... 30:12.480 --> 30:14.080 ‫- بهم دست‌درازی کردی؟ ‫- چی می‌گین؟ 30:14.160 --> 30:15.400 ‫اون بهم دست‌درازی کرد! 30:15.480 --> 30:16.640 ‫- معذرت می‌خوام. ‫- هی! 30:19.200 --> 30:21.640 ‫- معذرت می‌خوام. ‫- تو حق نداری بهش دست بزنی. 30:21.720 --> 30:24.640 ‫خانم شهردار. ‫این یه سوءتفاهمه. 30:43.080 --> 30:44.520 ‫خانم. گم شدین؟ 30:45.800 --> 30:48.360 ‫اگه دنبال حقیقتی، باهام بیا. 30:55.560 --> 30:57.240 ‫مثل من نفس بکش. ‫سه... 30:59.320 --> 31:00.280 ‫حبسش کن. 31:02.440 --> 31:03.760 ‫همینطوری. ‫مثل من نفس بکش. 31:03.840 --> 31:05.960 ‫- سه ثانیه نفس رو بده تو و حبسش کن. ‫- باشه. 31:07.160 --> 31:08.120 ‫حالا بده بیرون. 31:09.280 --> 31:10.320 ‫خوبه. ‫داری خوب عمل می‌کنی. 31:10.320 --> 31:11.400 ‫حالا آروم باش. 31:11.480 --> 31:13.400 ‫بده بیرون. خیلی‌خب. ‫خوبه. 31:15.200 --> 31:16.480 ‫انگار شارلوت می‌شناختش. 31:16.560 --> 31:18.680 ‫- با پلیس تماس گرفتی؟ ‫- نه، منتظر تو بودم. 31:47.880 --> 31:49.400 ‫شما کی هستین؟ 31:52.440 --> 31:53.600 ‫چیه؟ 31:57.560 --> 32:00.520 ‫من مَردی‌ام که زورم کردی ‫با هارد درایو کمکت کنم. 32:00.600 --> 32:02.040 ‫چی؟ 32:02.120 --> 32:04.560 ‫پاتریک کندی که زندگیم بعد از آشنایی با تو ‫به اوج بدبختی رسید. 32:04.640 --> 32:05.880 ‫تو یکی از فراری‌هایی. 32:05.960 --> 32:08.320 ‫دنی هستم. ‫تو زندگی منو هم به فنا دادی. 32:08.400 --> 32:10.080 ‫باعث شدی کارم به انفرادی قوه قضاییه بیفته. ‫دارم سعی می‌کنم... 32:10.120 --> 32:11.600 ‫فراموشش کنم، ‫احتمالا هیچوقت فراموش نمی‌کنم. 32:12.160 --> 32:14.800 ‫من سندی‌ام. ‫وقتی کلانتر بودی برات کار می‌کردم. 32:14.880 --> 32:17.480 ‫زندگی منو به فنا ندادی ‫ولی بازم ازت خوشم نمیاد. 32:18.160 --> 32:20.080 ‫باشه و شما... ‫شما یادداشت رو برام فرستادین؟ 32:20.160 --> 32:22.000 ‫خب، من نفرستادم. ‫اون فرستاد. 32:22.000 --> 32:22.680 ‫اون نوشتش. ‫نمی‌دونم چرا... 32:22.760 --> 32:24.680 ‫- توی یادداشت درباره حقیقت نوشته. ‫- تو یادداشت رو برام فرستادی؟ 32:24.760 --> 32:26.120 ‫- چون می‌خواستم بیاد. ‫- آره. 32:26.200 --> 32:27.520 ‫باشه، ولی باید اینو می‌نوشتی، 32:27.600 --> 32:29.200 ‫"چرا داری در مورد بیرون دروغ میگی"؟ 32:29.200 --> 32:29.760 ‫آره. 32:30.280 --> 32:32.040 ‫خب، دروغ نمیگم. ‫منظورت چیه؟ 32:32.120 --> 32:35.160 ‫ویدئوی جین کارمودی. ‫خودم شاهد بودم که دیدیش. 32:35.240 --> 32:37.240 ‫گل‌ها و درخت‌ها. 32:37.320 --> 32:39.000 ‫- و پرنده‌ها. ‫- و پرنده‌ها. 32:39.560 --> 32:42.840 ‫و بعدش رفتی بیرون و برگشتی، درسته؟ 32:42.920 --> 32:44.720 ‫پس چرا داری میگی که امن نیست؟ 32:44.800 --> 32:47.880 ‫امن نیست، چون امن نیست. 32:47.960 --> 32:51.520 ‫وقتی از تپه رد کردی، چی دیدی؟ 32:51.600 --> 32:53.440 ‫چیزی رو دیدم که همه‌مون دیدیم. 32:53.520 --> 32:54.480 ‫دیدم... 32:54.560 --> 32:57.720 ‫از تپه رد شدم و بعد رفتم داخل یه پناهگاه، درسته؟ 32:57.800 --> 32:59.120 ‫ولی اینو یادت میاد؟ 32:59.200 --> 33:00.240 ‫واقعا؟ 33:00.720 --> 33:03.200 ‫یا صرفا چیزی که بهت نشون داده شده ‫رو به یاد میاری؟ 33:07.240 --> 33:08.400 ‫نه، من... 33:10.960 --> 33:12.640 ‫من... باشه. 33:13.760 --> 33:15.160 ‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. 33:15.720 --> 33:16.960 ‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. 33:17.680 --> 33:20.520 ‫پس شاید انجامش دادن. ‫شاید واقعا هم انجامش دادن. 33:20.600 --> 33:22.120 ‫- چی؟ ‫- یه لحظه صبر کن. 33:22.200 --> 33:24.800 ‫داروهایی که سیمز بهم پیشنهاد داد رو یادته؟ 33:24.880 --> 33:27.360 ‫"اگه این قرص‌ها رو بخوری، ‫فراموش می‌کنی که ما زنت رو فرستادیم سینه قبرستون"؟ 33:27.440 --> 33:29.000 ‫یادت میاد؟ ‫من گفتم که مزخرفه محضه. 33:29.080 --> 33:30.120 ‫- هی. ‫- شایدم مزخرف نباشه. 33:30.200 --> 33:32.120 ‫- ببخشید. کل حرفم اینه که... ‫- فقط... 33:33.120 --> 33:36.120 ‫اگه آسیب مغزیت به خاطر آتش‌سوزی نباشه چی؟ 33:37.040 --> 33:38.000 ‫بذار یه سوالی ازت بپرسم. 33:38.080 --> 33:40.200 ‫درحال حاضر مراقبت پزشکی زیادی ازت میشه؟ 33:40.280 --> 33:41.680 ‫- آره. ‫- آره، مثلا اینکه ازت می‌خوان... 33:41.760 --> 33:42.880 ‫یه مشت قرص بخوری؟ 33:44.560 --> 33:45.720 ‫- آره؟ ‫- آره. 33:47.800 --> 33:49.760 ‫از خواب غفلت بیدار بشین، ملت. ‫شرمنده. 33:49.840 --> 33:54.640 ‫ولی تو تنها کسی هستی که تا به حال رفته بیرون ‫و زنده مونده. 33:54.720 --> 33:58.000 ‫و حالا، شگفتی‌ها. 33:58.080 --> 34:00.120 ‫هیچی جز چیزی که اونا بهش میگن ‫رو یادش نمیاد. 34:02.880 --> 34:04.160 ‫کلاه‌های ایمنی رو بیار. 34:12.280 --> 34:15.080 ‫هی. هی. ‫چه غلطی می‌کردی؟ 34:15.880 --> 34:17.200 ‫همون کاری که می‌خواست. 34:17.920 --> 34:19.080 ‫اون ملاقاتمون که قرار نبود؟ 34:19.160 --> 34:21.000 ‫همینطوری اتفاقی دنبال اطلاعات نبودم. 34:21.040 --> 34:21.640 ‫می‌دونم. 34:21.720 --> 34:23.960 ‫واسه یه داستان رفتی سراغ شارلوت ‫و وقتی گیرت نیومد، 34:24.040 --> 34:26.360 ‫- اومدی سراغ من. ‫- نه احمق، من نرفتم سراغش. 34:27.280 --> 34:28.480 ‫اون اومد پیش من. 34:31.000 --> 34:31.960 ‫مقاله‌هام رو خونده بود. 34:32.440 --> 34:34.440 ‫نتیجه گرفته بود ک می‌تونه بهم اعتماد کنه ‫و مخفیانه همدیگه رو می‌دیدیم. 34:35.840 --> 34:37.520 ‫سوالاتی بود که می‌خواست بپرسه، 34:37.560 --> 34:39.160 ‫سوالاتی که خودش نمی‌تونست بپرسه. 34:39.240 --> 34:41.600 ‫فقط می‌تونست منو در مسیر درست هدایت کنه. 34:47.720 --> 34:48.960 ‫مسیر درست برای رسیدن به چی؟ 34:50.040 --> 34:52.200 ‫فکر می‌کرد که اون مأموریت نظامی ‫یه چیزیش جور در نمیاد. 34:53.160 --> 34:54.520 ‫فکر می‌کرد تو ممکنه حاضر باشی 34:54.560 --> 34:56.040 ‫همون یه ذره قدرت کنگره‌ای که داری ‫رو به کار بگیری 34:56.120 --> 34:57.480 ‫تا جواب‌هایی پیدا کنی. 34:59.240 --> 35:00.360 ‫چه‌جور سوالاتی؟ 35:01.720 --> 35:04.680 ‫از اون سوالاتی که یه دولتِ مصمم به جنگ 35:04.760 --> 35:05.760 ‫نمی‌خواد پرسیده بشن. 35:06.240 --> 35:08.760 ‫مثلا اینکه، "اصلا حمله با بمب کثیف در واشینگتن واقعی بود"؟ 35:12.400 --> 35:15.880 ‫بهم گفت که همه مأموریت‌های برنامه‌ریزی شده ‫مرتبط با بمب هسته‌ای نبودن. 35:16.560 --> 35:19.360 ‫مأموریتی که اون عضوی ازش بود، ‫رفتن به کوهستان مرز ترکمنستان، 35:19.440 --> 35:22.000 ‫جت‌هاشون قرار بود مسلح به بمب سنگرشکن باشن. 35:22.880 --> 35:25.000 ‫گفت که دستگاه‌های ارتباطی رو در آوردن 35:25.080 --> 35:27.080 ‫و یه سیستم قدیمی از دهه 80 نصب کردن. 35:27.160 --> 35:28.360 ‫چرا باید این کارو کنن؟ 35:29.240 --> 35:30.840 ‫سیستم‌های ارتباطی قدیمی ‫چی بهت میدن؟ 35:30.920 --> 35:33.600 ‫نمی‌خوای ایمیلت هک بشه؟ ‫از ماشین تحریر استفاده می‌کنی. 35:33.680 --> 35:35.040 ‫نمی‌خوای هواپیماهات هک بشن؟ ‫اونا رو... 35:35.040 --> 35:36.360 ‫از زمین بازی دیجیتال خارج می‌کنی. 35:36.440 --> 35:38.640 ‫گفت، "انگار داریم با جت تامکت پرواز می‌کنیم". 35:40.880 --> 35:42.520 ‫بقیه اعضای اسکادران شارلوت مردن، 35:42.600 --> 35:44.640 ‫بعد اون معجزه‌وار به اینجا منتقل میشه؟ 35:45.400 --> 35:46.720 ‫جایی که درمانش چیکار می‌کنه؟ 35:47.320 --> 35:48.920 ‫باعث میشه هرگز اتفاقی که افتاد ‫رو به یاد نیاره؟ 35:51.840 --> 35:54.440 ‫من امروز یواشکی وارد اونجا نشدم ‫که به یه داستان برسم. 35:55.760 --> 35:57.120 ‫خواهرت دنبال حقیقت بود. 35:58.480 --> 35:59.920 ‫به قدری که حرفه‌اش رو به خطر بندازه 35:59.920 --> 36:01.400 ‫و خطر زندان رفتن رو به جون بخره. 36:02.680 --> 36:03.640 ‫فکر می‌کنم هنوزم اینو می‌خواد. 36:04.760 --> 36:06.960 ‫که فقط این سوال می‌مونه، 36:06.960 --> 36:09.160 ‫درست فکر می‌کرد که منو واسه کمک فرستاد پیش تو؟ 36:12.440 --> 36:14.760 ‫و بعد یه مأمور از پشت سرش اومد. 36:16.160 --> 36:20.800 ‫یه چند ثانیه حرف زدن ‫و بعد ژولیت دنبال مأمور رفت. 36:22.360 --> 36:24.480 ‫رفتن توی یه کوچه ‫و بعد وارد یکی از انبارها شدن. 36:27.560 --> 36:28.960 ‫کدوم انبار؟ 36:33.600 --> 36:34.760 ‫می‌تونم نشونتون بدم... 36:36.800 --> 36:38.240 ‫ولی در عوضش یه چیزی می‌خوام. 36:38.920 --> 36:40.480 ‫اونوقت چی می‌خوای؟ 36:46.240 --> 36:49.200 ‫این یکی رو چند روز پیش ‫از فناوری اطلاعات گرفتیم. 36:49.680 --> 36:51.280 ‫داخلش شماره 18 چاپ شده. 36:52.240 --> 36:53.720 ‫همون شماره‌ روی هارد درایو. 36:54.880 --> 36:57.480 ‫ولی این یکی، ‫کلاه ایمنی‌ای که موقع برگشت سرت بود؟ 36:59.000 --> 37:00.080 ‫نوشته 17. 37:16.560 --> 37:17.520 ‫ژولیت. 37:18.800 --> 37:19.760 ‫تو یه نوشته دستت بود. 37:20.560 --> 37:23.080 ‫جلوی دوربین نگهش داشتی ‫و نوشته بود، 37:23.080 --> 37:25.640 ‫"امن نیست. نیاین بیرون". 37:29.400 --> 37:30.960 ‫من برای تو کار می‌کردم. 37:31.680 --> 37:33.600 ‫دست‌خطت رو می‌شناسم. ‫تو ننوشته بودیش. 37:35.000 --> 37:36.200 ‫کی اونو نوشته بود؟ 37:36.280 --> 37:38.960 ‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. ‫نمی‌دونم... از یادم رفته. 37:57.640 --> 37:58.880 ‫عالی شد. حالا چی؟ 37:59.560 --> 38:01.360 ‫دوباره می‌ریم دنبال لوکاس کایل بگردیم. 38:01.440 --> 38:02.800 ‫92 روزه که خبری از دیده شدنش نیست. 38:02.880 --> 38:04.600 ‫ولی می‌دونین که چی میگن، ‫تا 93 روز نشه بازی نشه. 38:04.680 --> 38:06.200 ‫هی. ‫هی، صبر کنین، لوکاس کایل؟ 38:06.280 --> 38:08.360 ‫- آره، اون دست راست برنارد بود. ‫- نه، می‌دونم. می‌دونم. 38:08.440 --> 38:09.480 ‫چرا دنبال اون می‌گردین؟ 38:09.560 --> 38:12.200 ‫چون اون قبل از اینکه دست راست برنارد بشه، ‫کارگر معادن بود. 38:12.280 --> 38:13.240 ‫چرا؟ 38:13.320 --> 38:16.480 ‫چون تو یه عتیقه‌ی سطح قرمز نشونش دادی ‫و اون گزارشش نداد. 38:16.960 --> 38:18.600 ‫گمون کردم که احتمالا ‫اون هارد درایو رو نشونش دادی. 38:18.680 --> 38:19.640 ‫من... 38:21.280 --> 38:22.680 ‫یادم نمیاد که به اون... 38:22.760 --> 38:24.920 ‫می‌دونم که چیزی یاد نمیاد. ‫اینو فهمیدم. 38:25.000 --> 38:25.960 ‫صبر کن. وایسا. 38:26.040 --> 38:27.760 ‫پس لوکاس به معادن فرستاده شده بود، 38:27.760 --> 38:29.480 ‫ولی چرا بعدش ‫برنارد از اونجا کشیدش بیرون؟ 38:29.560 --> 38:30.720 ‫چرا؟ ‫نمی‌فهمم. 38:30.800 --> 38:32.480 ‫ما هم می‌خوایم همینو بفهمیم. 38:32.560 --> 38:34.440 ‫ولی اون بعد از شورش دیگه دیده نشده. 38:35.920 --> 38:36.920 ‫لعنتی. 38:36.920 --> 38:37.960 ‫از اینجا ببرینش. ‫برین، برین، برین، برین. 38:38.040 --> 38:39.200 ‫- باید بری. فورا. ‫- باید بریم. 38:39.280 --> 38:40.240 ‫- همین الان. ‫- هی. باشه. 38:45.640 --> 38:47.760 ‫خانم شهردار، لطفا برین کنار. 38:49.840 --> 38:51.240 ‫- دژکوب رو بیارین. ‫- حالت خوبه؟ 38:51.320 --> 38:52.280 ‫- آره. ‫- دست نگه دارین. 38:53.040 --> 38:54.520 ‫شهردار رو ببرین! ‫از اینجا ببرینش. 38:56.600 --> 38:57.800 ‫حالا! 39:40.960 --> 39:42.080 ‫کندی چی می‌خواست؟ 39:43.320 --> 39:45.640 ‫اون فقط مدام از امن بودن بیرون حرف می‌زد، 39:45.720 --> 39:48.160 ‫که من دارم دروغ میگم ‫و باید حقیقت رو بگم. 39:48.240 --> 39:51.000 ‫- ولی تو که حقیقت رو می‌دونی. ‫- آره. می‌دونم. 39:54.960 --> 39:57.560 ‫وقتی تو رویای برنارد رو دیده بودی، 39:57.640 --> 40:01.640 ‫گفتی یه کاری هست که باید انجام بدی ‫ولی یادت نمیومد چه کاریه. 40:01.720 --> 40:02.680 ‫آره؟ 40:03.200 --> 40:05.040 ‫کندی چیزی راجع‌بهش نگفت؟ 40:05.120 --> 40:06.080 ‫چی؟ نه. 40:06.880 --> 40:09.000 ‫نه، فقط مدام داد می‌زد که من باید... 40:09.000 --> 40:11.040 ‫به همه بگم بیرون امنه. 40:11.960 --> 40:13.280 ‫- همش همینو گفت؟ ‫- آره. 40:13.760 --> 40:14.720 ‫باشه. 40:16.920 --> 40:19.920 ‫ببین، متوجهی که به خاطر اون یادداشت، 40:20.000 --> 40:22.720 ‫کورکورانه وارد مخمصه‌ای شدی ‫که می‌تونست به بیراهه کشیده بشه؟ 40:22.800 --> 40:23.640 ‫آره. 40:23.640 --> 40:26.240 ‫به خاطر همینه که جری رو گذاشتم مراقبت باشه. ‫خب؟ 40:26.320 --> 40:27.760 ‫چون فقط در صورتی می‌تونم ازت محافظت کنم 40:27.840 --> 40:29.240 ‫- که باهم همکاری کنیم. ‫- باشه. 40:30.040 --> 40:31.440 ‫نباید چیزی از هم پنهون کنیم. 40:32.720 --> 40:33.480 ‫می‌دونم. 40:33.480 --> 40:36.400 ‫و من درست بهش فکر نکردم ‫و شرمنده‌ام. 40:36.480 --> 40:38.040 ‫نباید این کارو می‌کردم. ‫می‌دونم. 40:38.880 --> 40:40.560 ‫- می‌دونم. ‫- باشه. 40:40.640 --> 40:41.920 ‫- باشه؟ ‫- آره. 40:42.000 --> 40:45.160 ‫- آره. تمومه؟ ‫- نه هنوز. من... 40:45.240 --> 40:46.560 ‫ازت می‌خوام یکی رو ببینی. 40:48.920 --> 40:50.160 ‫چرا؟ 40:50.240 --> 40:52.800 ‫اون تعقیبت کرده بود. 40:52.880 --> 40:55.280 ‫فقط در صورتی حاضر شد بهمون بگه کجایی ‫که بتونه باهات حرف بزنه. 40:55.360 --> 40:57.760 ‫- گفتم یک دقیقه بهش وقت میدم. ‫- شوخیت گرفته؟ من خسته‌ام. 40:57.840 --> 40:59.120 ‫یک دقیقه بیشتر نیست. 40:59.680 --> 41:01.520 ‫- باشه. آره. ‫- باشه؟ 41:06.960 --> 41:08.720 ‫این... 41:08.800 --> 41:10.040 ‫ژولیت. 41:11.040 --> 41:11.600 ‫درسته. 41:11.600 --> 41:14.200 ‫ما به این اسم خودمون رو صدا می‌زنیم. ‫به افتخار شما. 41:20.000 --> 41:21.480 ‫زدن اون تتو درد داشت؟ 41:22.600 --> 41:23.560 ‫یه خرده. 41:25.000 --> 41:25.960 ‫راستش، خیلی درد داشت. 41:26.040 --> 41:27.480 ‫می‌دونی معنیش چیه؟ 41:29.400 --> 41:30.920 ‫- نه. ‫- نه؟ 41:31.000 --> 41:34.960 ‫فقط فکر کردیم که اگه شما زدینش ‫لابد معنی خوبی داره. 41:35.440 --> 41:36.400 ‫درسته. 41:36.880 --> 41:38.720 ‫میشه معنیش رو بهم بگین؟ 41:39.960 --> 41:43.240 ‫ببخشید، اسمت چیه؟ ‫پدر و مادرت چی صدات می‌کنن؟ 41:44.680 --> 41:46.120 ‫- اِولین. ‫- اِولین. 41:46.200 --> 41:47.320 ‫خب، اسم خوبیه. 41:54.720 --> 41:56.360 ‫نمی‌دونم معنیش چیه. 41:56.440 --> 41:57.760 ‫حتی زدنش رو هم یادم نمیاد. 41:57.840 --> 42:02.040 ‫پس گمونم کنم تو علامت‌هایی رو روی بدنت زدی ‫که معنی‌ای ندارن. 42:04.440 --> 42:06.040 ‫ولی آره. 42:06.600 --> 42:07.560 ‫شرمنده. 42:08.840 --> 42:09.800 ‫شاید. 42:10.280 --> 42:11.280 ‫هوم؟ 42:11.320 --> 42:12.280 ‫شایدم نه. 42:12.760 --> 42:13.880 ‫تو رفتی بیرون. 42:14.440 --> 42:17.040 ‫و برگشتی... 42:17.040 --> 42:19.680 ‫تا نذاری همدیگه رو بکشیم. 42:22.760 --> 42:25.280 ‫پس اگه این خط‌ها معنی دیگه‌ای برات ندارن، 42:26.880 --> 42:28.280 ‫خب، برای ما که چنین معنی‌ای دارن. 42:40.640 --> 42:42.360 ‫بیا دوباره این روز رو تکرار نکنیم. 42:42.360 --> 42:44.120 ‫- باشه؟ ‫- باشه. 42:49.240 --> 42:51.240 ‫دو حرف دارم که بهت بزنم. ‫هی! 42:53.440 --> 42:56.480 ‫اولی: اون شیرین‌کاریت توی بازار؟ 42:57.360 --> 42:58.480 ‫اصلا کار درستی نبود. 42:59.160 --> 43:01.960 ‫من از اون مردها نیستم که ‫به زن دست‌درازی کنم. 43:02.680 --> 43:06.040 ‫من به این نشان و همسرم افتخار می‌کنم. 43:06.720 --> 43:08.920 ‫آره. ته نامردی بود. 43:08.920 --> 43:11.160 ‫و من الان توی حال خودم نیستم. 43:11.760 --> 43:12.720 ‫- باشه؟ ‫- باشه. 43:13.480 --> 43:19.360 ‫حرف دومم: ‫من به این جریان محافظت از شهردار فکر کردم. 43:21.000 --> 43:23.240 ‫عملا حس اینو داره که ‫داریم مثل یه زندانی باهات رفتار می‌کنیم. 43:25.240 --> 43:26.760 ‫و اصلا باهاش موافق نیستم. 43:29.040 --> 43:31.320 ‫خیلی‌خب، اگه می‌خوای از این چیزها دور بشی... 43:33.800 --> 43:36.640 ‫یکم واسه خودت وقت بذاری، ‫می‌تونی بهم بگی. 43:38.560 --> 43:41.360 ‫- حتما یه جوری ردیفش می‌کنم. ‫- کامیل چی؟ 43:45.760 --> 43:46.720 ‫تو شهردار منی. 43:48.440 --> 43:50.240 ‫خودم خانم سیمز رو یه کاریش می‌کنم. 43:53.240 --> 43:54.360 ‫بریم. 44:19.440 --> 44:21.960 ‫بهتره تا خوب میشه ‫آستین‌بلند بپوشی. 44:22.040 --> 44:24.440 ‫دارن دنبال زنی می‌گردن که ‫مچ دست راستش آسیب دیده. 44:27.040 --> 44:29.440 ‫الان چند هفته‌ست که خودم رو به اون راه زدم، کت. 44:30.360 --> 44:31.440 ‫پافشاری نکردم، 44:31.520 --> 44:33.040 ‫- در رابطه با کندی... ‫- پافشاری؟ 44:33.120 --> 44:34.280 ‫واقعا می‌خوای همچین کاری کنی؟ 44:34.320 --> 44:35.920 ‫من اصلا نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم. 44:36.880 --> 44:38.000 ‫خودت که صفحه رو دیدی. 44:38.080 --> 44:39.760 ‫دنیا قشنگ بود. 44:39.840 --> 44:41.400 ‫فکر کردی لازمه بهم یادآوری کنی؟ 44:42.960 --> 44:46.760 ‫من کل زندگیم رو بر پایه‌ چیزی زندگی کردم، 44:46.840 --> 44:48.760 ‫چیزی رو تحمیل کردم که... 44:48.840 --> 44:50.120 ‫- دروغه. ‫- نه. 44:51.600 --> 44:52.680 ‫همش دروغ نیست. 44:54.560 --> 44:56.080 ‫ولی اگه فکر می‌کنی که هر روز 44:56.160 --> 44:59.640 ‫این طنز تلخ که ازم خواستن پیمان رو بازنویسی کنم ‫زجرم نمیده... 45:01.400 --> 45:05.080 ‫اینکه چند بار می‌بینم ‫چیزهایی که بهشون باور داشتم اشتباهن؟ 45:05.640 --> 45:07.160 ‫ولی کاری که تو داری می‌کنی... 45:09.040 --> 45:13.160 ‫من نمی‌تونم به تو یا کندی یا کس دیگه‌ای بگم ‫که چی فکر کنین. 45:13.800 --> 45:16.640 ‫ولی امروز دیگه زیاده‌روی بود. 45:16.720 --> 45:19.960 ‫هر فکری می‌خواین بکنین، ‫ولی بی‌اجازه وارد فناوری اطلاعات نشین! 45:19.960 --> 45:21.240 ‫شهردار رو ندزدین! 45:21.320 --> 45:22.880 ‫دخترت خوابیده. 45:29.920 --> 45:32.480 ‫معجزه‌ست که کس دیگه‌ای ندیدتت. 45:34.040 --> 45:35.760 ‫اگه دیده بودنت چی؟ 45:35.760 --> 45:37.480 ‫اونوقت چی میشه؟ 45:37.560 --> 45:41.040 ‫وقتی بهم بگن که زن خودم ‫توی این جریانات دست داره. 45:41.840 --> 45:43.240 ‫نمی‌دونم، پل. 45:43.800 --> 45:46.080 ‫خودمم دارم کلنجار می‌رم که بفهمم ‫در نهایت چی میشه. 46:02.680 --> 46:04.920 ‫[اثری از اورلا کنت نیست] 46:09.040 --> 46:10.160 ‫من باید برم. 46:11.600 --> 46:12.560 ‫کجا؟ 46:14.040 --> 46:15.000 ‫طبقات میانی. 46:16.160 --> 46:17.400 ‫یه نفر گم شده. 46:27.320 --> 46:28.320 ‫فشار خونت بالاست. 46:31.680 --> 46:34.400 ‫بعد از همچین روز ترسناکی ‫تعجب‌آور هم نیست، درست میگم؟ 46:35.120 --> 46:36.360 ‫آره. 46:36.960 --> 46:39.160 ‫- وقت ویتامین‌هاته. ‫- ممنون. 46:51.200 --> 46:53.120 ‫- خیلی‌خب. خدافظ. ‫- خدافظ. 47:13.000 --> 47:16.680 ‫هی. من میرم کافه‌تریا. ‫گرسنمه. 47:49.560 --> 47:50.960 ‫تا حالا متوجهش نشده بودم. 47:51.600 --> 47:53.000 ‫آره. ‫خب، حالا متوجهش شدی. 47:57.080 --> 47:58.880 ‫خانم، می‌خواین چیزی سفارش بدین؟ 47:59.920 --> 48:02.040 ‫نه. نمی‌خوام. 49:17.360 --> 49:19.800 ‫جنبه مثبتش اینه که فکر می‌کنم ‫اونو ترسوند. 49:20.480 --> 49:23.480 ‫بابت اینکه فورا درباره یادداشت بهم نگفته بود ‫عذرخواهی کرد. 49:23.560 --> 49:25.720 ‫پس فکر می‌کنی که اوضاع به روال عادی برگشته؟ 49:26.640 --> 49:29.600 ‫نمی‌تونم فردا رو تضمین کنم، ‫ولی امروز رو بله. 49:29.680 --> 49:30.640 ‫فکر می‌کنم به روال عادی برگشته. 49:33.560 --> 49:37.480 ‫بعد از برگشتن ژولیت، ‫زنده موندنش مورد استقبال نبود. 49:38.120 --> 49:40.120 ‫ولی آمار نشون داد که قابل تحمل بود. 49:40.960 --> 49:42.400 ‫حتی شاید مفید. 49:43.680 --> 49:46.640 ‫خط آبی نشانگر اثر آرامش‌بخشیه 49:46.720 --> 49:48.600 ‫که شهردار بودن ژولیت نیکولز ‫برای سیلو به ارمغان میاره. 49:49.560 --> 49:51.920 ‫خط قرمز نشانگر میزان خطرناک بودنشه... 49:51.920 --> 49:54.280 ‫در صورتی که پروتکل حافظه موفقیت‌آمیز نباشه. 49:55.440 --> 49:56.320 ‫اگر این خطوط بهم گره بخورن 49:56.320 --> 50:00.120 ‫دیگه وجود ژولیت نیکولز فایده‌ای نداره. 50:01.360 --> 50:04.760 ‫البته مشکل اینه که حذف ناگهانی ژولیت 50:04.840 --> 50:08.080 ‫ممکنه به طرز فاجعه‌واری ‫بی‌ثباتی ایجاد کنه. 50:09.320 --> 50:12.640 ‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم که ‫قبل از ضروری شدن این کار 50:12.720 --> 50:16.120 ‫اضافه کردن ترکیب ویتامین ‫به منبع آب سیلو انجام بشه. 50:22.120 --> 50:27.120 www.Doostihaa.com 50:35.520 --> 50:38.280 ‫[ویتامین دی‌پلاس]