WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.560 --> 00:13.800 ‫«قسمت ۲۶: کافه زدن» 00:29.040 --> 00:31.800 ‫حالا دیگه اواخر فوریه بود. 00:34.120 --> 00:37.640 ‫من و چارلی مشغول گشتن دنبال کافه‌ها بودیم. 00:37.800 --> 00:39.280 ‫و برادر خوش‌خنده، 00:39.880 --> 00:42.560 ‫هنوز توی تور جهانیش بود. 01:00.000 --> 01:01.880 ‫خوشبختانه هریت هنوز پیشمون بود. 01:04.920 --> 01:06.760 ‫امروز داره یه آغل خوک جدید می‌‎سازه... 01:08.040 --> 01:10.360 ‫تا آماده باشه که خوک نری که اجاره کردم... 01:10.560 --> 01:12.440 ‫بچه‌خوک‌های جدید بیاره. 01:13.960 --> 01:15.480 ‫و وقتی اون کار انجام شد، 01:15.640 --> 01:19.040 ‫من رفتم سراغ عطرساز مزرعه. 01:20.560 --> 01:22.600 ‫خوک نر کو؟ تو نه، تو نه. 01:22.760 --> 01:24.640 ‫هریت داره میاردش. 01:24.840 --> 01:28.040 ‫بعدش اون قراره با این سه تا جفت شه. 01:28.200 --> 01:30.480 ‫اینا رو توی مارس به دنیا آوردیم. 01:30.640 --> 01:33.400 ‫البته خیلی کمن! ‫نمی‌تونیم ایجکس رو برگردونیم، 01:33.560 --> 01:35.160 ‫همون خوک نر پارسالیه. 01:35.360 --> 01:36.400 ‫البته نه به خاطر این که باباشونه. 01:36.400 --> 01:37.080 ‫دقیقاً، باباشونه. 01:37.240 --> 01:39.480 ‫یه جدید آوردیم و اسمش جاسکائه. 01:39.640 --> 01:41.960 ‫- الان تو راهه. ‫- جاسکا. 01:42.160 --> 01:44.520 ‫اون باید با این سه تا وصلت کنه، 01:44.640 --> 01:46.960 ‫اما باید کنار بیاد. 01:47.200 --> 01:50.080 ‫تحمل ناز کردنشو نداریم. ‫که «نمی‌رم داخل.» و فلان. 01:50.560 --> 01:52.680 ‫چون اگه برای کریسمس گوشت بخوایم، ‫که می‌خوایم... 01:52.840 --> 01:53.640 ‫آره. 01:53.840 --> 01:56.240 ‫الان آخر فوریه‌ست، 01:56.440 --> 01:57.960 ‫و بارداریشون سه ماه و سه هفته... 01:57.960 --> 01:59.960 ‫و سه روزه. 02:00.520 --> 02:04.160 ‫پس می‌خوام بیاد و... 02:04.800 --> 02:06.960 ‫برای عملیات آماده شه. 02:07.640 --> 02:10.000 ‫سلام هریت. صبح بخیر. 02:10.200 --> 02:11.400 ‫برات یه خوک آوردم! 02:11.600 --> 02:12.920 ‫وای، خوب هیکلی داری. 02:13.080 --> 02:14.880 ‫- سلام جاسکا. ‫- پسر خوبیه. 02:15.080 --> 02:16.480 ‫- از پارسالی بزرگتره؟ ‫- آره بزرگتره. 02:16.640 --> 02:18.200 ‫- از ایجکس بزرگتره؟ آره. ‫- آره. 02:18.400 --> 02:21.360 ‫یالا خوکی! بیا بریم پایین خوکی! 02:21.560 --> 02:23.280 ‫- یه کم غذا اونجاست. ‫- یالا جاسکا. 02:23.440 --> 02:25.920 ‫نمی‌خوام حواسشو از خانما پرت کنم. 02:26.080 --> 02:26.880 ‫آره. 02:29.160 --> 02:30.280 ‫این چیزیه که می‌خوام ببینم. 02:30.480 --> 02:32.880 ‫یالا جاسکا. برو تو کارش. 02:33.040 --> 02:34.840 ‫بریم بچه‌دار شیم. 02:35.000 --> 02:36.120 ‫آب دهنش راه افتاده. 02:36.320 --> 02:38.200 ‫ما فقط واسه یه شب برنامه داریم، رفیق. 02:38.360 --> 02:40.880 ‫یالا زود باش، سریع‌تر. برو تو کارش. 02:41.440 --> 02:45.720 ‫کلوپ شبانه‌ی راترز، ‫دانکستر، ۱۹۷۸، اینو یادت باشه. 02:46.280 --> 02:47.960 ‫پس من... بذار من... 02:48.000 --> 02:49.640 ‫فکر می‌کنی اینا دختران؟ 02:49.800 --> 02:51.480 ‫از پشتشون معلومه... 02:52.400 --> 02:54.360 ‫حقیقتش، زیست‌شناسی خوک‌ها... 02:54.360 --> 02:56.720 ‫زیاد مشغله‌ی فکری من نبود. 02:56.880 --> 03:00.280 ‫نگرانی من و بقیه‌ی ‫ پرورش‌دهنده‌های خوک منطقه 03:00.440 --> 03:02.200 ‫مثل ریچارد و ونسا... 03:02.360 --> 03:03.360 ‫سلام جرمی. 03:03.720 --> 03:04.800 ‫از دیدنت خوشحالم. 03:05.160 --> 03:06.680 ‫- خب... ‫- خوب نیست نه؟ 03:07.280 --> 03:09.520 ‫این بود که کشتارگاه محلی.... 03:09.680 --> 03:11.440 ‫تازه جمع کرده بود. 03:13.200 --> 03:16.440 ‫روز خیلی غم‌انگیزی برای همه‌ی ‫مزرعه‌دارهای منطقه‌ست. 03:17.120 --> 03:19.640 ‫من دیشب یه تحقیقاتی کردم. 03:20.280 --> 03:22.320 ‫الان فقط ۴۹ تا کشتارگاه بومی... 03:22.320 --> 03:25.240 ‫توی کل کشور مونده. 03:26.120 --> 03:29.040 ‫صد تا کشتارگاه کوچیک توی سال ۲۰۰۷ داشتیم. 03:29.640 --> 03:31.160 ‫بعدش شد ۶۰، ۴۹. 03:31.320 --> 03:34.400 ‫و می‌گن تا سال ۲۰۳۰ دیگه کلا ‫هیچ کشتارگاهی نداریم. 03:35.640 --> 03:38.160 ‫قانون دولت درمورد کشتارگاه‌ها... 03:39.120 --> 03:40.160 ‫هر پنج دقیقه یک بار تغییر می‌کنه. 03:40.320 --> 03:42.560 ‫عملاً اداره کردن کشتارگاهو غیرممکن می‌کنه. 03:42.720 --> 03:43.520 ‫آره. 03:43.720 --> 03:45.120 ‫پس جنبش از مزرعه به چنگال... 03:45.120 --> 03:46.640 ‫باعث شد دولت بگه: آره، مزرعه‌داری کنید... 03:46.800 --> 03:47.920 ‫کاملاً مسخره‌ست. 03:48.120 --> 03:49.640 ‫هیچکس از محلیا نمی‌تونه گوشتمون رو بخره 03:49.680 --> 03:51.760 ‫هیچ کدوم از محلیا نمی‌تونن گوشت محلی بخرن، 03:51.840 --> 03:53.600 ‫چون حالا نمی‌تونیم کشتار محلی داشته باشیم. 03:53.800 --> 03:56.640 ‫حالا همه‌ی خوک‌هامون توی یه سبدن، 03:56.840 --> 03:58.880 ‫و میرن سوپرمارکت. 03:59.360 --> 04:00.720 ‫- اما این کاملاً... ‫- آره ولی سرشونو می‌بره؟ 04:01.040 --> 04:03.080 ‫باید یه مسیر سه ساعته رو با کامیون برن. 04:03.440 --> 04:05.160 ‫پس تو خوکای خودتو می‌ذاری ‫توی یه کامیون بزرگ... 04:05.360 --> 04:07.920 ‫که میره به کشتارگاه صنعتی؟ 04:08.120 --> 04:08.960 ‫دقیقاً. 04:09.120 --> 04:10.760 ‫اما وقتی که تو... 04:10.760 --> 04:12.760 ‫من ۳۹ تا دارم که هفته‌ی آینده آماده‌ست. 04:12.920 --> 04:14.200 ‫آره، هزینه‌‌ی کامیون و... 04:14.200 --> 04:15.640 ‫تمیز کردنشون خیلی... 04:15.800 --> 04:18.160 ‫دقیقاً، خیلی گرونه. 04:19.120 --> 04:20.840 ‫وای نمی‌دونم چی کار کنم. من... 04:20.840 --> 04:22.560 ‫باید برای هفته‌ی بعد یه فکری بکنم، 04:22.720 --> 04:24.440 ‫چون همه‌شون آماده‌ی رفتنن. 04:25.120 --> 04:27.280 ‫- موفق باشی. ‫- آره موفق باشی. 04:28.760 --> 04:31.800 ‫چون سرمایه‌گذاریم روی خوک‌ها ‫خیلی کوچیک بود، 04:31.960 --> 04:35.120 ‫امکان نداشت بتونم برای اجاره‌ی کامیون ‫هزینه کنم... 04:35.280 --> 04:38.000 ‫تا ببرمشون یه کشتارگاه دور. 04:39.360 --> 04:40.400 ‫هرچند، 04:40.600 --> 04:42.800 ‫اون مشکل رو باید می‌ذاشتم اولویت آخر، 04:43.400 --> 04:47.680 ‫چون باید به لیسا کافه‌ای که ‫پیدا کردمو نشون می‌دادم. 04:48.080 --> 04:49.360 ‫برنامه‌ی کاری داری؟ 04:49.520 --> 04:52.160 ‫آره. یه کافه‌ی ایرلندی رو می‌شناسی، ‫مطمئن نیستم... 04:52.360 --> 04:54.320 ‫که الانم همونه اما قبلاً... 04:54.480 --> 04:56.480 ‫خب، تو بهم بگو، چون تو ایرلندی هستی. 04:56.640 --> 04:58.320 ‫توی ایرلند، به نظر من یه کافه بود 04:58.480 --> 05:01.000 ‫اما از طرفی هم شبیه مغازه‌ی روستایی بود. 05:01.200 --> 05:02.320 ‫آره! 05:02.480 --> 05:04.160 ‫دلیل این کارشون اینه که... 05:04.160 --> 05:05.360 ‫همه‌‌ی مردها جمعه‌ها حقوق می‌گرفتن 05:06.360 --> 05:09.320 ‫و زنشون می‌گفت: نون و کره می‌خری؟ 05:09.480 --> 05:11.760 ‫و با تموم دستمزدش می‌رفت کافه، 05:11.920 --> 05:14.960 ‫و کلی نوشیدنی می‌خورد و خمار میومد خونه... 05:15.000 --> 05:16.080 ‫و نون و کره‌ای هم در کار نبود. 05:16.240 --> 05:17.080 ‫نه، همه چی رو فراموش می‌کردن. 05:17.240 --> 05:20.680 ‫پس نصف کافه یه مغازه‌ی کوچیک بود. 05:20.840 --> 05:23.000 ‫و به محض این که مرده می‌رفت تو، 05:23.160 --> 05:26.240 ‫کافه‌چی لیست خریدش رو می‌گرفت، ‫همه رو جمع می‌کرد، 05:26.400 --> 05:27.520 ‫پولو درمیاورد و... 05:27.520 --> 05:29.040 ‫بقیه‌ی پولشو می‌داد تا نوشیدنی بخره. 05:29.200 --> 05:30.440 ‫و اون موقع رفتن، 05:30.440 --> 05:32.320 ‫تلو تلو می‌خورد... 05:32.480 --> 05:34.560 ‫کافه‌چی کیسه رو می‌ذاشت ‫توی دست مرده و می‌گفت: 05:34.720 --> 05:36.360 ‫«حالا اینو ببر واسه زنت.» 05:36.520 --> 05:38.760 ‫برنامه‌ی کاری من اینه. 05:38.920 --> 05:41.560 ‫اگه توی یه مکان هم مغازه ‫و هم کافه داشته باشیم. 05:41.720 --> 05:43.240 ‫احتمالاً یه قصابی هم داشته باشیم. 05:43.280 --> 05:44.800 ‫قصابی عالی می‌شه! 05:44.960 --> 05:47.160 ‫می‌دونم. بعدش می‌تونی بری... 05:48.360 --> 05:51.760 ‫می‌تونی بری توی کافه ‫و خرید هفتگیت رو هم انجام بدی. 05:51.920 --> 05:53.080 ‫چون الانا مردم میرن... 05:53.080 --> 05:54.680 ‫و بنزین می‌زنن و خرید هفتگیشون رو... 05:54.840 --> 05:57.040 ‫توی سوپرمارکتِ پمپ بنزین انجام میدن. 05:57.200 --> 06:01.800 ‫چقدر... چطور تمدن به نقطه‌ای رسیده... 06:01.960 --> 06:05.000 ‫که غذات رو از پمپ بنزین می‌خری؟ 06:05.160 --> 06:06.520 ‫باید از کافه بخری. 06:08.560 --> 06:12.200 ‫تنها مشکل برنامه‌ی من اینه ‫که توی انگلستان، 06:13.280 --> 06:16.120 ‫اگه می‌خوای یه مغازه رو توی یه کافه بذاری، 06:16.760 --> 06:20.200 ‫پلیس کافه‌ی دولتی می‌گه که... 06:20.360 --> 06:24.560 ‫پلیس برنامه‌ریزی باید اون رو ‫مغازه‌ی کلاس ای ثبت کنه. 06:25.880 --> 06:28.600 ‫به دنیای آزاد خوش اومدین. 06:32.400 --> 06:34.200 ‫صبر کن تا اینجا رو ببینی. 06:34.360 --> 06:35.840 ‫- هوش از سرت می‌پره. ‫- اوه! 06:36.760 --> 06:39.520 ‫جاده‌ی اصلی کافه‌ی کلاس ای که پیدا کردم، 06:39.680 --> 06:41.960 ‫توی «بورتون آن د واتر» بود... 06:46.120 --> 06:49.840 ‫پربازدیدترین شهرک توریستیِ کاتسولدز. ‫[بورتون آن د واتر] 06:54.680 --> 06:57.160 ‫اسمش «کوچ اند هورسز» بود. 06:59.160 --> 07:01.680 ‫و مثل خیلی از کافه‌های منطقه، 07:02.640 --> 07:04.480 ‫قرار بود تخریب بشه. 07:07.120 --> 07:08.440 ‫[به یک کافه‌چی نیازمندیم] 07:08.480 --> 07:11.920 ‫۴۰۰ سال قدمتشه. محشره. 07:12.080 --> 07:12.960 ‫وای. 07:13.120 --> 07:14.400 ‫و جمع شده. 07:14.560 --> 07:15.800 ‫به ورشکستگی ادامه میده. 07:15.960 --> 07:18.040 ‫سال‌هاست که هیچکس نتونسته... 07:18.080 --> 07:20.840 ‫اینجا رو محل کسب کنه. 07:21.000 --> 07:23.240 ‫- چرا؟ ‫- نمی‌دونم. بی‌معنیه. 07:23.400 --> 07:24.640 ‫نگاهش کن. نگاهش کن. 07:25.440 --> 07:28.360 ‫بومش سنگیه. ‫سنگ لوح هم نه، سنگ. 07:28.520 --> 07:29.360 ‫وای. 07:29.520 --> 07:32.680 ‫و فقط کافه رو نمی‌گیری. ‫این رو هم می‌گیری... 07:32.880 --> 07:35.920 ‫که در حال حاضر گمونم ۵ تا اتاق خواب داره. 07:36.120 --> 07:37.880 ‫- وای! ‫- اتاق‌ برای اجاره‌ی موقت. 07:38.080 --> 07:39.840 ‫- محشرن. ‫- همه‌ی اینا رو می‌گیری. 07:40.000 --> 07:41.280 ‫دنبالم بیا. 07:41.480 --> 07:42.440 ‫ببین دیگه چی هست. 07:43.360 --> 07:44.400 ‫اینو می‌گیری... 07:44.920 --> 07:46.440 ‫و یه باغچه‌ی خوشگل درست می‌کنی. 07:47.240 --> 07:48.040 ‫و این. 07:48.240 --> 07:50.680 ‫وای! چه فضای بزرگیه. 07:51.520 --> 07:53.880 ‫- انبار سنگی قدیمی اونجا داری. ‫- خب؟ 07:54.080 --> 07:55.880 ‫یه انبار سنگی اونجاست ‫که در چوبی داره، 07:56.080 --> 07:58.440 ‫ببین، بومش کلا سنگه. ‫پس کافه رو می‌گیری. 07:58.640 --> 08:00.920 ‫اون انبار سنگی رو با بوم سنگی می‌گیری. 08:01.080 --> 08:01.920 ‫این انبار سنگی... 08:02.120 --> 08:03.280 ‫قصابی. 08:03.440 --> 08:04.560 ‫عاشقشم! 08:04.760 --> 08:06.200 ‫مغازه‎ی تو، مغازه‌ی دیدلی اسکواتت. 08:06.360 --> 08:07.840 ‫محشره. با اون پنجره‌‌های خوشگل بزرگ. 08:08.000 --> 08:09.160 ‫- آره. ‫- آره، عالیه. 08:09.360 --> 08:10.920 ‫- با کمتر از... ‫- خب؟ 08:11.680 --> 08:14.360 ‫قیمت یه خونه‌ی ییلاقی سه خوابه... 08:15.120 --> 08:16.880 ‫توی ۱۶ کیلومتری برمینگهام ‫یا یه آپارتمان دو خواب. 08:17.040 --> 08:19.760 ‫- بیخیال! ‫- یه خونه‌ی دو خواب توی حومه‌ی لندن. 08:19.920 --> 08:21.720 ‫دروغ نگو! چطور ممکنه آخه؟ 08:21.880 --> 08:24.840 ‫- چون کافه‌ها خیلی ارزونن. ‫- آره. 08:25.040 --> 08:26.120 ‫خیلی ارزونن. 08:26.280 --> 08:27.240 ‫وای! 08:27.400 --> 08:30.480 ‫نگاه کن! کارم خوب بود. 08:30.680 --> 08:32.680 ‫گمونم باهات موافقم. 08:33.520 --> 08:36.400 ‫- بگذریم، می‌خوای حالا داخلشونو ببینی؟ ‫- خیلی ذوق دارم. 08:37.000 --> 08:37.920 ‫هرچند اول، 08:38.080 --> 08:42.040 ‫باید از سدِ نوشته‌های خوشامدگویی رد می‌شدیم. 08:42.320 --> 08:44.760 ‫[برای دریافت نوشیدنی ‫کارت شناسایی عکس‌دار داشته باشید.] 08:44.920 --> 08:46.400 ‫[زیر ۲۵ سال هستید؟ لطفاً موقع خرید نوشیدنی ‫ کارت شناسایی داشته باشید.] 08:46.480 --> 08:47.400 ‫[دستان خود را بشویید. ‫ماسک بزنید. فاصله‌ی اجتماعی را حفظ کنید.] 08:47.480 --> 08:48.920 ‫مشخصه چرا جمع شده. 08:49.080 --> 08:53.520 ‫تا حالا کافه‌ای نرفته بودم ‫که بگه: برو گم شو. 08:54.080 --> 08:56.520 ‫اونم واضح‌تر از این! 08:56.560 --> 08:57.240 ‫[هشدار حساسیت غذایی] 08:57.320 --> 08:59.080 ‫ اه! ‫- منظورت از اه چیه؟ 08:59.240 --> 09:01.120 ‫خدای من یه چیزی اونجاست. ‫نمی‌دونم... 09:01.320 --> 09:02.440 ‫- چیه؟ ‫- نگاه کن. 09:02.600 --> 09:06.000 ‫ -انگار یه جونور خیلی بزرگه... ‫- وای، یه لیسه‌ست! 09:06.160 --> 09:08.000 ‫لیسه نیست. بزرگتر از لیسه‌ست. 09:08.160 --> 09:11.040 ‫- لیسه‌ست بابا. ‫- بچه داره. حالم به هم خورد. 09:11.600 --> 09:12.680 ‫- میای تو. ‫- خب؟ 09:12.840 --> 09:14.080 ‫اینجا نور پایین داری. 09:14.080 --> 09:16.080 ‫یه شومینه داری. یه کافه‌‌ی دنج. 09:16.840 --> 09:19.000 ‫وای خدا. ‫چیدمانش خیلی بده. 09:19.680 --> 09:22.000 ‫خب به جز راه‌پله‌ای که ‫از وسط کافه رد شده. 09:22.200 --> 09:25.560 ‫این که چرا از وسط کافه رد شده رو نمی‌دونم. 09:26.480 --> 09:27.560 ‫این یه ایراده. 09:28.520 --> 09:29.960 ‫اوه. اوه. 09:30.160 --> 09:31.440 ‫از آخرین باری که اینجا بودم غییر کرده... 09:31.440 --> 09:32.440 ‫اینجا زیاد... 09:32.640 --> 09:33.440 ‫اوه! 09:34.000 --> 09:35.360 ‫خدای من. 09:37.400 --> 09:39.240 ‫راستشو بخوای اولین باری ‫که اینجا رو دیدم، 09:39.400 --> 09:41.040 ‫اونجا نریخته بود. 09:42.000 --> 09:42.800 ‫اما الان... 09:43.000 --> 09:45.240 ‫خدای من، نگاه کن. پوسیده. 09:46.120 --> 09:47.680 ‫کاملاً پوسیده. 09:47.840 --> 09:49.440 ‫خیلی منفی‌بافی. 09:49.600 --> 09:50.560 ‫آخه... 09:51.200 --> 09:52.040 ‫نصب چراغ‌ها عالیه. 09:52.960 --> 09:54.840 ‫می‌دونی اینجا یه ‫رستوران هندی بود تا وقتی که... 09:55.000 --> 09:58.920 ‫خب آخرین ظاهری که داشته ‫به عنوان یه رستوران هندی بوده. 10:00.440 --> 10:02.560 ‫فکر کنم باید یه دستی به سر و روش کشید. 10:02.720 --> 10:05.400 ‫محض رضای خدا جرمی! 10:05.600 --> 10:08.320 ‫- چی شده؟ ‫- اون آتیش گرفته بوده؟ 10:09.360 --> 10:10.760 ‫خب آره. آتیش گرفته بود. 10:10.760 --> 10:12.280 ‫چون مسئله همینه. 10:12.440 --> 10:15.680 ‫بوی گند میده! اینجا آتیشسوزی ‫شده بوده، می‌دونی؟ 10:16.680 --> 10:18.000 ‫تعجبی نداره که... 10:19.080 --> 10:20.960 ‫- چیزی که دوست دارم... ‫- بوی اونه؟ 10:21.120 --> 10:23.320 ‫اینه که کسب و کار همه... 10:23.480 --> 10:25.040 ‫یه زمانی هست که توی کاری... 10:25.040 --> 10:27.200 ‫و یه زمانی هست که نیستی. 10:27.560 --> 10:29.680 ‫اون زمانی که بودن داشتن این رو می‌پختن... 10:29.760 --> 10:31.760 ‫و هنوز اینجاست. 10:32.000 --> 10:33.880 ‫فکر کنم «ساگ آلو» باشه... 10:34.040 --> 10:35.320 ‫وای خدا. 10:35.520 --> 10:37.600 ‫آدم خب فکر می‌کنی طرف باید ‫می‌گفته: این قابلمه رو... 10:37.640 --> 10:39.000 ‫می‌شورم و بعدش کار تعطیل. 10:39.080 --> 10:41.520 ‫اما طرف مشغول آلو درست کردن بوده. 10:41.680 --> 10:43.160 ‫بعد گفتن: دیگه کار بی‌کار. 10:45.120 --> 10:46.800 ‫طبقه‌ی بالا اوضاعش بهتره؟ 10:49.440 --> 10:51.360 ‫وقتی ببینه اون بالا چی هست... 10:51.360 --> 10:53.120 ‫زیاد خوشحال نمی‌شه. 10:53.640 --> 10:54.880 ‫خدای من. 10:56.600 --> 10:57.640 ‫جرمی! 10:58.000 --> 11:00.240 ‫باید اعتراف کنم قبلاً ‫فرش‌ها روزهای بهتری هم داشتن. 11:00.400 --> 11:01.200 ‫آخه... 11:02.040 --> 11:06.200 ‫زیاد یه جا ثابت واینستا، ‫چون می‌چسبی به زمین. 11:07.040 --> 11:08.120 ‫اه! 11:08.520 --> 11:09.320 ‫اه! 11:09.520 --> 11:10.400 ‫پسر! 11:10.880 --> 11:13.560 ‫فاجعه‌س! اونا.... اه! 11:13.760 --> 11:16.040 ‫نگاه کن: خروجی اضطراری آتش‌سوزی. ‫روی دیواره! 11:16.200 --> 11:17.480 ‫کدوم طرفیه؟ اینوری یا اونوری؟ 11:17.640 --> 11:18.960 ‫- فقط نوشته... ‫- خروجی آتش‌سوزی... 11:19.120 --> 11:20.200 ‫- خروجی آتش‍سوزی! ‫- فرار کن! 11:20.360 --> 11:21.480 ‫فلش نداره. 11:22.400 --> 11:24.280 ‫و تنبل‌ترین آدم جهان.... 11:24.480 --> 11:26.920 ‫چیدمان اینجا رو... 11:27.360 --> 11:30.120 ‫انجام داده، خب؟ 11:30.280 --> 11:32.080 ‫بهش گفتن:«برو یه لایه رنگ بزن.» 11:32.720 --> 11:35.000 ‫به این علامت سیگار ممنوع رسیده... 11:37.520 --> 11:40.280 ‫و با خودش گفته:«می‌تونم از دیوار ‫بکنمش. 11:40.480 --> 11:42.360 ‫یا هم روشو رنگ بزنم.» 11:42.960 --> 11:44.000 ‫این چیه؟ 11:44.160 --> 11:45.240 ‫توجه. 11:45.400 --> 11:49.360 ‫لطفاً به این آلارم یا هیچکدام از سنسورها ‫دست نزنید. 11:49.520 --> 11:51.760 ‫برای جلوگیری از آمدن ماموران امنیتی... 11:51.920 --> 11:53.160 ‫اون دیگه چه کوفتیه؟ 11:53.320 --> 11:54.880 ‫کلید خود را روی چراغ بگذارید. 11:56.360 --> 11:58.120 ‫دیگه انجام دادی نه؟ 11:59.400 --> 12:01.160 ‫فکر کنم بتنیم... 12:01.320 --> 12:03.400 ‫من که... چرا کلید داریم. 12:03.760 --> 12:05.440 ‫ببین، چرا از پنجره نمیندازیش بیرون؟ 12:05.600 --> 12:07.720 ‫نه نه نه، این کارو نکن. ‫این مال ما نیست. 12:07.880 --> 12:08.960 ‫اوه! 12:09.120 --> 12:10.480 ‫دزدگیر خوبی نیست وقتی که... 12:10.520 --> 12:12.160 ‫بعد ده ثانیه قطع می‌شه، نه؟ 12:12.600 --> 12:14.160 ‫بالاخره به اتاق زیر شیروونی رسیدیم، 12:14.320 --> 12:18.320 ‫جایی که حتی منم اعتراف می‌کنم ‫که یه مشکل کوچیک داشت. 12:18.520 --> 12:20.520 ‫گمونم از بین تموم چیزهایی که ‫تا الان دیدم، 12:20.520 --> 12:23.000 ‫این ترسناک‌ترینه. 12:24.680 --> 12:27.400 ‫آخه ببین این مشخصاً یه تیر حماله، 12:27.600 --> 12:29.880 ‫و یه نفر اونو بریده، 12:30.440 --> 12:31.800 ‫تا بتونه بره اونجا. 12:32.000 --> 12:33.000 ‫چی؟ چه جوری؟ 12:33.400 --> 12:34.760 ‫چه جوری وارد شده؟ 12:34.920 --> 12:37.920 ‫اگه اون تیر هنوز سر جاش بود، 12:38.320 --> 12:40.720 ‫نمی‌تونستی از این در بزرگ... 12:40.880 --> 12:42.400 ‫- آره ولی... ‫- وارد این اتاق خواب بشی. 12:42.560 --> 12:44.320 ‫واقعاً اینجا یه در هست؟ 12:44.320 --> 12:45.560 ‫آره، فرشش کردن. 12:45.720 --> 12:48.240 ‫کاملاً مطمئنم که این در... 12:48.400 --> 12:51.440 ‫توسط مهندس ناظر تایید نشده. 12:52.080 --> 12:54.040 ‫چی کار کردی؟ تو چی کار کردی؟ 12:54.200 --> 12:56.760 ‫من چی کار کردم؟ سوال خوبیه! 12:56.960 --> 13:00.040 ‫- من چی کار کردم؟ ‫- چی کار کردی؟ دیوانه! 13:00.240 --> 13:02.480 ‫با تکمیل شدن تور همراه با لیدر، 13:02.680 --> 13:05.760 ‫لیسا توی قضاوتش خیلی ملایم برخورد کرد. 13:06.320 --> 13:07.360 ‫تنها چیزی که به این آشغال‌دونی... 13:07.360 --> 13:08.600 ‫کمک می‌کنه، یه توپ تخریبه. 13:08.760 --> 13:10.320 ‫اینجا آشغالدونی نیست! 13:10.480 --> 13:13.840 ‫خب تا اینجاش که من چیز به‌دردبخوری ندیدم. 13:14.000 --> 13:15.240 ‫بیرونش قشنگه. 13:15.400 --> 13:17.320 ‫- بیرونش عالیه. ‫- دقیقاً. 13:17.520 --> 13:19.240 ‫من از روی ظاهر قضاوت می‌کنم. 13:19.400 --> 13:22.200 ‫اگه یه کتاب بود و روی جلدش ‫یه قایق موتوری با یه دختر خوشگل 13:22.360 --> 13:25.000 ‫و طلای نازی بود، می‌خریدمش. 13:25.680 --> 13:28.240 ‫یه ورق آسی هم داشتم که امیدوار بودم 13:28.400 --> 13:30.920 ‫با رو کردنش قانع شه. 13:31.720 --> 13:34.880 ‫حالا بهترین ویژگیش اینه که ‫این توی آکسفوردشر نیست. 13:36.000 --> 13:37.200 ‫گلاسترشره. 13:37.360 --> 13:41.760 ‫پس با بخشداری آکسفوردشر غربی طرف نیستیم! 13:45.640 --> 13:48.200 ‫وقتی که من سعی داشتم لیسا رو راضی کنم، 13:49.040 --> 13:53.240 ‫مزرعه با صدای هریتی که حسابی ‫مشغول کار بود، زنده بود. 13:53.360 --> 13:54.600 ‫[هریت کوان] 14:05.400 --> 14:07.160 ‫اما تنها چیزی که فیلمش... 14:07.160 --> 14:08.520 ‫توی تیک‌تاک نمی‌رفت، 14:08.680 --> 14:10.640 ‫لامبورگینی من بود، 14:10.840 --> 14:15.840 ‫که لیست‌بلندبالای ‫مشکلات مربوط به کهنه شدنش تمومی نداشت 14:16.000 --> 14:18.480 ‫و کم کم داشت دیوونه‌ش می‌کرد. 14:19.160 --> 14:21.200 ‫عکس جداکننده‌های دنده خراب شده! 14:21.760 --> 14:22.800 ‫اون خرابه. 14:24.240 --> 14:25.040 ‫اون خرابه. 14:28.600 --> 14:29.560 ‫بکش، بکش. 14:30.600 --> 14:32.120 ‫یالا! 14:32.320 --> 14:35.120 ‫هر دو دقیقه هم خطا میده. 14:38.480 --> 14:39.520 ‫اه! 14:44.800 --> 14:46.160 ‫دوباره! 14:46.320 --> 14:47.200 ‫و دوباره! 14:49.360 --> 14:51.520 ‫اه! سگ‌مصب! 14:53.600 --> 14:55.320 ‫از بخت بد من، 14:55.480 --> 14:58.880 ‫وسط این کلافگیاش رسیدم پیشش. 14:59.520 --> 15:01.520 ‫می‌تونی کمکم کنی کاپوت رو بدم بالا؟ 15:01.720 --> 15:03.080 ‫مشکلش چیه؟ 15:03.240 --> 15:06.440 ‫خطا میده. ترمزهاش کار نمی‌کنن. 15:06.640 --> 15:07.760 ‫حالا هم نمی‌تونم شافت نیرو رو... 15:07.760 --> 15:09.480 ‫روشن کنم تا اونو بذارم زمین. 15:09.640 --> 15:11.400 ‫چه جوری کاپوتو میدن بالا؟ ‫بلدی؟ 15:11.560 --> 15:14.560 ‫جلوش یه گیره داره، یه دکمه‌ی مشکی. 15:15.320 --> 15:16.680 ‫باید اون دکمه رو فشار بدی... 15:16.680 --> 15:18.400 ‫و بعد فشارش بدی بالا. اونجا، ببین. 15:18.600 --> 15:20.520 ‫- اونجا؟ ‫- آره. فشار بده تو. 15:21.120 --> 15:22.320 ‫بعدش فشار بده بالا. 15:23.560 --> 15:24.600 ‫نه، اینجوری نیست. 15:27.560 --> 15:28.360 ‫نمی‌تونم. 15:28.560 --> 15:30.200 ‫چیزهای دیگه... نه، نه، 15:30.200 --> 15:32.080 ‫صبر کن. اون آزادش نمی‌کنه. 15:32.280 --> 15:34.800 ‫تو امتحان کن. اگه تونستی بدی تو ‫من بلندش می‌کنم. 15:36.760 --> 15:37.560 ‫آره، بلند کن. 15:37.720 --> 15:40.320 ‫می‌دونستم تو از پسش برمیای. ‫حالا خجالت‌ کشیدم. 15:42.240 --> 15:43.040 ‫خیلی خب. 15:43.240 --> 15:44.880 ‫دوباره بهم بگو، مشکلش چیه؟ 15:45.040 --> 15:46.320 ‫خطای کد ۱۸. 15:46.880 --> 15:49.800 ‫«سیگنال مدار هیدرولیک معتبر نیست. 15:49.960 --> 15:51.840 ‫واحد کنترل، اختلافی بین فشار روغن 15:51.880 --> 15:53.520 ‫ و وضعیت عملکرد گیربکس 15:53.680 --> 15:56.720 ‫تشخیص می‌دهد.» 15:56.920 --> 15:57.840 ‫امم... 15:58.680 --> 15:59.720 ‫آره. 15:59.880 --> 16:02.000 ‫بعدشم شافت نیرو روشن نمی‌شه. 16:02.520 --> 16:04.120 ‫مسلماً اینو بلدم. 16:04.280 --> 16:06.480 ‫دکمه‌ی شافت نیرو کدومه؟ 16:07.800 --> 16:09.760 ‫روی این کنسول سمت راست. 16:13.120 --> 16:14.360 ‫منظورت ایناست؟ 16:14.560 --> 16:16.560 ‫آره. آره اون شافت نیروی خودکاره... 16:16.720 --> 16:18.800 ‫و اون استارت شافت نیروئه. 16:19.000 --> 16:22.240 ‫فکر کنم باید از یه سنسور باشه، ‫مثلاً یه سنسور فشار. 16:24.840 --> 16:27.080 ‫راستش حالا که اینجاییم ‫می‌تونیم قیچی پرچین رو برداریم 16:27.240 --> 16:28.480 ‫و ابروهاتو کوتاه کنیم؟ 16:28.840 --> 16:30.960 ‫- چی؟ ‫- با قیچی پرچین؟ 16:31.120 --> 16:33.760 ‫- ابروهام چشونه؟ ‫- شوخی می‌کنی دیگه؟ 16:33.920 --> 16:36.120 ‫تعجبی نداره که هیچی نمی‌بینی. 16:36.280 --> 16:38.560 ‫حالا خودش انگار از پلکش کرم زده بیرون. 16:38.720 --> 16:40.480 ‫می‌دونم ولی از من بشنو. 16:40.640 --> 16:43.800 ‫نصف پلکتو گرفتن. 16:43.960 --> 16:45.920 ‫من فقط... چی میگی تو؟ 16:46.560 --> 16:48.120 ‫بلندن. 16:49.720 --> 16:52.560 ‫تا حالا کسی بهم نگفته بود که ‫ابروهام مشکلی داره. 16:52.720 --> 16:54.640 ‫هزارتا چیز ایراد دیگه می‌تونی بگیری... 16:55.400 --> 16:56.720 ‫بهتر شد. 16:58.200 --> 17:00.880 ‫- چه‌‌شونه؟ ‫- خیلی بلندن. 17:01.240 --> 17:02.400 ‫قیچی داری؟ 17:02.400 --> 17:03.520 ‫آره، قیچی دارم. 17:03.680 --> 17:04.640 ‫بزن پس. 17:05.920 --> 17:08.920 ‫- این تجهیزات تیک تاکته؟ ‫- بیا، اینو بگیر. 17:09.080 --> 17:11.680 ‫- چی هست؟ ‫- براشه. 17:11.880 --> 17:13.840 ‫خیلی خب، تکون نخور. 17:16.840 --> 17:18.280 ‫الان داری منو اصلاح می‌کنی؟ 17:18.440 --> 17:19.920 ‫آره، واسه بابام هم انجام میدم. 17:22.160 --> 17:23.040 ‫قشنگ شد. 17:24.320 --> 17:25.200 ‫خب آقا. 17:26.440 --> 17:29.840 ‫- نگاهش کن! شونه کنمشون؟ ‫- نه! 17:31.080 --> 17:32.400 ‫می‌شه برگردیم به مزرعه‌داری؟ 17:32.400 --> 17:33.560 ‫آره، حالا بریم مزرعه. 17:33.760 --> 17:35.800 ‫ترمزهاش کار نمی‌کنه. 17:36.000 --> 17:37.480 ‫می‌خوام ببینم روغن ترمز داره یا نه. 17:37.640 --> 17:39.320 ‫باید مخزن روغن ترمز رو پیدا کنیم. 17:39.480 --> 17:41.440 ‫راستش من و کیلب قبلاً گشتیم. 17:41.600 --> 17:43.360 ‫مجبور شدیم یه نفرو بیاریم ‫ولی نمی‌دونست. 17:43.520 --> 17:45.960 ‫هیچکس نمی‌دونه مخزن روغن‌ترمز این کجاست. 17:46.120 --> 17:48.000 ‫- از چهار سال پیش یادمه... ‫- این چیه؟ 17:48.200 --> 17:49.480 ‫- چی؟ ‫- این چیه؟ 17:49.640 --> 17:50.600 ‫پیداش کردی؟ 17:50.800 --> 17:52.640 ‫- آره. ‫- چی؟ 17:53.120 --> 17:54.720 ‫توش روغن ترمزه. 17:54.720 --> 17:56.120 ‫پس ترمزهاش فرسوده شدن. 17:57.360 --> 17:58.520 ‫خوبی جرالد؟ 17:58.720 --> 18:00.000 ‫- سلام. ‫- سلام هریت. 18:00.160 --> 18:02.240 ‫خوب پرچین رو زدی، 18:02.240 --> 18:04.760 ‫اونم با این تراکتور. 18:04.960 --> 18:06.240 ‫یه دقیقه صبر کن. 18:06.400 --> 18:08.560 ‫من قشنگ یادمه که وقتی با همین... 18:08.720 --> 18:10.320 ‫- تراکتور و همین دستگاه... ‫- خب؟ 18:10.480 --> 18:13.400 ‫- همین پرچین رو... ‫- خب؟ 18:13.560 --> 18:16.520 ‫دو سال پیش زدم، گفتی تقصیر من بود ‫که بد شد. 18:16.680 --> 18:17.480 ‫اما حالا... 18:17.640 --> 18:19.240 ‫خب، اون موقع بلند نبودی... 18:19.280 --> 18:21.240 ‫درست انجامش بدی، بلد بودی؟ 18:21.400 --> 18:23.560 ‫دستگاه واسه خودش اینجوری می‌شد. 18:23.720 --> 18:27.080 ‫یه عالمه از بالاش کوتاه کردی ‫و تا این پایین آوردی. 18:27.240 --> 18:29.560 ‫بعدش نشستیم اونجا و باهمدیگه ‫اون نوشیدنی قدیمی رو خوردیم. 18:29.720 --> 18:32.800 ‫یه تپه گل انتهای چمن‌ها درست کردی! 18:32.960 --> 18:35.360 ‫چیدن پرچین تمرین می‌خواد، زمان‌بره. 18:36.160 --> 18:40.240 ‫اگه کارهای بزرگی مثل این رو شروع کنی... 18:41.440 --> 18:43.880 ‫راستش من از ته دل فکر کردم... 18:44.040 --> 18:45.360 ‫اگه کار کل مزرعه رو انجام بدی، 18:45.520 --> 18:47.840 ‫اونا اونجا ساده‌تره تا توی باغ. 18:48.000 --> 18:50.280 ‫پیوند دیرینه‌ی عاشقانه دارن، مگه نه؟ 18:50.440 --> 18:52.640 ‫خیلی سریعن... 18:54.240 --> 18:58.440 ‫بعد از حرفای جرالد که شاید ‫از عصبانیت بود شایدم نه، 18:58.640 --> 19:01.120 ‫با برگشتن به «کوچ اند هورسز» ‫راحت شدم. 19:01.320 --> 19:02.400 ‫قدیما این... 19:02.400 --> 19:03.760 ‫شومینه‌ی سنتی بوده نه؟ 19:03.960 --> 19:05.640 ‫هیزم‌‌های بزرگ مینداختن توش. 19:05.800 --> 19:07.840 ‫با این که که قانع شده بودم حسم درست بوده، 19:08.000 --> 19:10.160 ‫اما دیگه پیشنهادو داده بودم. 19:10.360 --> 19:12.680 ‫و حالا آلن بنا اومده بود اونجا... 19:12.680 --> 19:15.520 ‫تا ببینه چه کارهایی نیازه. 19:16.320 --> 19:18.640 ‫اینو خراب می‌کنیم دیگه نه؟ ‫مزخرفه. 19:18.800 --> 19:21.920 ‫- خیلی خوشگله که. ‫- دوستش داری؟ دوستش داری؟ 19:22.120 --> 19:24.760 ‫- خوشگله! ‫- اصلاً خیلی! 19:24.960 --> 19:27.040 ‫پس یه لیست از چیزهایی بهمون بده 19:27.080 --> 19:29.280 ‫که از نظرت بعداً مشکل بزرگی می‌شه. 19:30.360 --> 19:32.000 ‫من مشکل بزرگی نمی‌بینم. 19:32.720 --> 19:34.200 ‫- چی؟ ‫- نه، من مشکل بزرگی نمی‌بینم. 19:34.360 --> 19:35.840 ‫خرده‌کاری زیاد داره، 19:36.040 --> 19:37.800 ‫اما مشکل بزرگی نداره. ‫اینجا مشکل بزرگی نداریم. 19:38.880 --> 19:40.000 ‫رطوبتی نمی‌بینم. 19:40.720 --> 19:42.840 ‫این راه‌پله‌ای که از کافه رد شده رو هم ‫نمی‌تونیم جابه‌جا کنیم؟ 19:43.000 --> 19:45.000 ‫خب می‌تونیم اما باید... 19:45.200 --> 19:47.200 ‫آره، فقط همه چی تو هم تو همه، نه؟ 19:47.360 --> 19:49.520 ‫اگه قراره ۴۰۰ ، ۵۰۰ هزار پوند خرج کنی، 19:50.120 --> 19:51.360 ‫نیازی نیست راه‌پله رو... 19:51.360 --> 19:52.600 ‫با دو هزار پوند هزینه‌ی اضافی ‫جابه‌جا کنیم. 19:52.760 --> 19:55.040 ‫ببخشید چی گفتی؟ ‫اگه قرار باشه چقدر خرج کنم؟ 19:55.200 --> 19:59.200 ‫حدود ۴۰۰، ۵۰۰ هزار. ‫۴۵۰ هزار. 19:59.360 --> 20:01.720 ‫- ۴۵۰ هزار؟ ‫- آره. 20:01.920 --> 20:03.800 ‫زبان منو که بلدی، ۴۵۰ هزار! 20:03.960 --> 20:06.080 ‫- ۴۵۰ هزار؟ ‫- آره! 20:06.280 --> 20:09.040 ‫- ۴۵۰ هزار؟ ‫- الی ۵۰۰ هزار. ۵۰ هزارتا اینور اونور. 20:09.200 --> 20:10.400 ‫خودم می‌دونم ۵۰۰ هزار چقدره. 20:10.400 --> 20:11.760 ‫جور دیگه‌ای نمی‌شه گفت؟ 20:11.920 --> 20:13.720 ‫نه نیست. 20:13.880 --> 20:17.240 ‫۴۵۰ هزار با ۵۰ هزار اینور اونور. 20:18.440 --> 20:20.520 ‫انگلیسی گفتم! کاتسولدی! 20:20.680 --> 20:21.560 ‫کلماتش انگلیسین آره! 20:21.760 --> 20:23.280 ‫- آره! ‫- کلمات آره! 20:23.440 --> 20:26.240 ‫- پس بیا یه... ‫- صبر کن. یه لحظه. 20:27.360 --> 20:31.440 ‫تو فکر می‌کنی می‌تونی با ۴۵۰ هزار... 20:31.880 --> 20:33.000 ‫با ۵۰ هزار پوند اینور اونور، 20:33.160 --> 20:34.680 ‫اینجا رو کاربردی بکنی؟ 20:34.720 --> 20:36.680 ‫آره با ۵۰ هزار تا اینور اونور. 20:36.880 --> 20:39.360 ‫می‌خوام باهات صادق باشم. ‫واقعاً صادق باشم. 20:39.520 --> 20:41.440 ‫انتظار داشتم رقمت بالاتر باشه. 20:41.640 --> 20:43.200 ‫خب معمولیه، مگه نه؟ 20:43.200 --> 20:45.000 ‫یه ساختمون قدیمی کاتسولدیه ‫که نیاز به بازسازی داره. 20:45.200 --> 20:48.600 ‫مشکل عمیقی نداره. ‫فقط خرده‌کاری زیاد داره. 20:50.720 --> 20:53.200 ‫بیرون از اونجا ما درمورد کارهایی که ‫لازم بود انجام بدیم... 20:53.360 --> 20:57.120 ‫تا اونجا رو به رستوران و مغازه ‫تبدیل کنیم، صحبت کردیم. 20:57.520 --> 20:59.480 ‫حالا برای برنامه‌ریزی یا قوانین ساخت و ساز ‫قراره چی کار کنیم؟ 20:59.640 --> 21:02.160 ‫خب فکر کنم... 21:03.560 --> 21:05.560 ‫- من با نیل حرف زدم، متخصص برنامه‌ریزیه. ‫- خب؟ 21:05.760 --> 21:08.960 ‫- نیل میگه ما یه مشاوره‌ی اولیه لازم داریم. ‫- خب. 21:09.160 --> 21:10.400 ‫- گمونم یعنی مشاوره پیش درخواست. ‫- آره. 21:10.560 --> 21:12.400 ‫اما گفت ممکنه خیلی سخت باشه. 21:12.440 --> 21:13.680 ‫آره آره، دقیقاً. 21:13.840 --> 21:15.680 ‫می‌تونه این باشه:«ما می‌خوایم... 21:15.680 --> 21:18.080 ‫اینجا رو خراب کنیم و اینو به جاش بذاریم، 21:18.280 --> 21:20.560 ‫اینم یه نمای هوایی از منطقه‌ست.» 21:20.760 --> 21:23.320 ‫ما زیرمجموعه‌ی کجا حساب می‌شیم؟ ‫کدوم شورا؟ ویتنی... 21:23.480 --> 21:25.640 ‫- کاتسولدر! ‫- کاتسولدز آره. 21:25.800 --> 21:27.560 ‫- آکسفوردشر غربی نیست! ‫- عالیه. 21:27.760 --> 21:28.800 ‫اما اگه پیش‌درخواست رو انجام بدیم، 21:28.960 --> 21:30.800 ‫و کاری کنیم بگن: ایده‌ی خوبی به نظر میاد. 21:30.960 --> 21:31.760 ‫میریم تو کارش. 21:31.920 --> 21:35.360 ‫اون گفت کاتسولدز زمین تا آسمون ‫با آکسفوردشر غربی فرق داره. 21:35.560 --> 21:37.480 ‫- واقعاً قبولشون داره. ‫- پس بیاد روشون کار کنیم. 21:37.680 --> 21:40.120 ‫آره، اون میگه شورای خوبیه. ‫این عالیه. 21:40.320 --> 21:43.000 ‫حقیقتاً در مجموع شرایطش خوبه نه؟ 21:43.400 --> 21:44.960 ‫- اون زینت بالای بوم... ‫- لیسا که اینجوری نمی‌گفت! 21:45.200 --> 21:46.240 ‫نه اما... 21:47.360 --> 21:48.480 ‫نظرشو عوض می‌کنیم. 21:49.720 --> 21:50.680 ‫[کوچ اند هورسز] 21:50.720 --> 21:54.720 ‫چون که برنامه‌های پیش‌درخواست ‫اولویت بود، 21:54.880 --> 21:57.560 ‫قرار بعدی من و با آنی و اسکات بود، 21:57.720 --> 22:00.880 ‫زوجی که ون برگرفروشیِ ‫ فروشگاه مزرعه رو می‌چرخوندن، 22:01.480 --> 22:05.040 ‫تا ببینم توصیه‌ی اونا درمورد این که ‫کافه چه شکلی باشه چیه. 22:05.240 --> 22:08.480 ‫مشکل اساسی ما اینه که ‫اگه می‌خوایم به تابستون برسیم، 22:08.680 --> 22:11.200 ‫که می‌خوایم، باید طرح‌ریزی کنیم. 22:11.640 --> 22:14.040 ‫اینجا با حساب سرانگشتی، 22:14.040 --> 22:16.480 ‫حدود ۱.۷ تا ۱.۹ متر مربع ‫به ازای هر نفر نیازه. 22:16.680 --> 22:18.880 ‫۱.۷ تا ۱.۹ متر مربع.... 22:19.080 --> 22:21.080 ‫اگه هدف تهیه‌ی غذا از مزرعه باشه، 22:21.280 --> 22:23.600 ‫باید تعداد میزهایی که داریو ‫به حداکثر برسونی. 22:23.800 --> 22:26.200 ‫که براش یه آشپزخونه‌ی بزرگ می‌خوای. 22:26.640 --> 22:28.040 ‫تو فکر اینیم اینو برش داریم. 22:28.240 --> 22:31.280 ‫- درسته. ‫- یه باکس لیوان بذاریم اونجا. 22:31.480 --> 22:32.320 ‫عالیه. 22:32.520 --> 22:33.960 ‫اینم رستوران می‌شه، 22:34.120 --> 22:37.080 ‫اگه برنامه اونطور که می‌خوایم پیش بره. 22:39.400 --> 22:41.520 ‫وقتی که بالاخره طرح تکمیل شد، 22:41.680 --> 22:44.440 ‫حالا باید صبر می‌کردم ‫تا نقشه‌‌کشی انجام شه. 22:45.600 --> 22:47.960 ‫این یعنی می‌تونستم برگردم سراغ مزرعه‌داری. 22:48.520 --> 22:52.720 ‫پس من و هریت رفتیم انبار قارچ ‫تا انبارو شارژ کنیم. 22:53.720 --> 22:55.280 ‫چقدر طول می‌کشه رشد کنن؟ 22:55.440 --> 22:57.920 ‫- دو هفته، بعدش باید... ‫- دو هفته؟ 22:58.080 --> 22:59.880 ‫- جوونه بزنن... ‫- چقدر سریع. 23:00.040 --> 23:02.640 ‫آره. بعدش به مشارکت همه نیاز داریم. 23:02.800 --> 23:03.880 ‫وقت اینا شروع به رشد کنن... 23:03.920 --> 23:05.840 ‫دیگه برای هیچکدوم از کارهای مزرعه وقت نیست. 23:06.120 --> 23:07.040 ‫واقعاً نیست! 23:07.080 --> 23:08.120 ‫عجب! 23:11.280 --> 23:13.120 ‫لیسا خیلی دوست داشت امروز کمکمون کنه، 23:13.240 --> 23:16.680 ‫اما داره روی یه عطر جدید کار می‌کنه ‫که اسمشو گذاشته «سایلج». 23:17.400 --> 23:20.160 ‫در واقع بهش می‌گه: «سیلج». 23:22.280 --> 23:23.720 ‫قارچ‌ها رو که شارژ کردیم، 23:23.880 --> 23:27.000 ‫باید می‌رفتیم سراغِ ‫ دونه‌های پرنده‌ی وحشی چارلی. 23:27.680 --> 23:30.200 ‫و برگشتن به حیاط برای من... 23:30.360 --> 23:34.080 ‫به شدت و بطور غیرمنتظره‌ای آموزنده بود. 23:36.040 --> 23:39.920 ‫پس توی تیک تاک یه عالمه مزرعه‌دار جوون هست. 23:40.080 --> 23:42.600 ‫- آره. ‫- و همه‌تون می‌رقصین. 23:42.760 --> 23:44.160 ‫من نمی‌رقصم! 23:44.320 --> 23:45.600 ‫خب‌ آهنگ می‌سازی. 23:45.760 --> 23:47.240 ‫آره، من... آره. 23:47.400 --> 23:50.200 ‫اما دلیل اصلی این که تیک تاک رو شروع کردم 23:50.360 --> 23:52.400 ‫این بود که به خودم نشون بدم... 23:52.560 --> 23:54.320 ‫که این فقط یه فیلم از منه... 23:54.320 --> 23:56.400 ‫در حال روندن یه تراکتور و رپ خوندن. 23:56.560 --> 23:57.760 ‫- آره. ‫- امم... 23:57.920 --> 23:59.880 ‫از اون گشته برای نشون دادن این بود که... 24:00.040 --> 24:03.320 ‫چرا دخترها نمی‌تونن دقیقاً ‫مثل پسرها کار کنن. 24:03.520 --> 24:05.480 ‫پس جریانش اینه؟ 24:05.480 --> 24:07.560 ‫دخترها می‌گن: ما می‌تونیم؟ 24:08.040 --> 24:10.480 ‫خب آره، بخش بزرگیش اینه. 24:10.640 --> 24:12.000 ‫تعداد دخترها از پسرها کمتره. 24:12.160 --> 24:14.240 ‫مردهای زیادی هستن که... 24:14.280 --> 24:16.520 ‫این کارو می‌کنن و نشونش می‌دن. 24:16.680 --> 24:18.400 ‫اما واسه همین فکر می‌کنم که ‫دخترها هم باید این کارو بکنن 24:18.560 --> 24:19.880 ‫چون خب چرا نتونن؟ 24:20.040 --> 24:22.200 ‫اگه تموم روز پشت یه تراکتور بشینی... 24:22.600 --> 24:24.000 ‫خیلی احساس تنهایی می‌کنی. 24:24.200 --> 24:26.240 ‫آره این که دائماً پشت فرمون تراکتور باشی ‫خیلی احساس تنهایی میده. 24:26.440 --> 24:27.960 ‫اما اگه این کارو بکنی، یه جورایی، 24:28.120 --> 24:30.440 ‫- داری با بقیه‌ی آدما ارتباط برقرار می‌کنی. ‫- آره گمونم. 24:30.600 --> 24:31.800 ‫پس احساس نمی‌کنی که... 24:31.800 --> 24:33.240 ‫تموم روز اونجا تنهایی. 24:33.400 --> 24:35.760 ‫بخوام منصفانه بگم، برای بیشترش... 24:35.920 --> 24:38.440 ‫مردم خیلی خوش‌برخوردن و ‫کامنت می‌ذارن و می‌گن: 24:38.600 --> 24:41.400 ‫یالا، یه دختر داره این کارو می‌کنه و اینا. 24:41.560 --> 24:43.080 ‫و باعث می‌شه احساس کنی... 24:43.240 --> 24:44.160 ‫- که بهتری. ‫- آره. 24:44.360 --> 24:45.760 ‫می‌دونم همه درمورد سلامت روان ‫حرف می‌زنن. 24:45.920 --> 24:47.240 ‫من قبلاً بهش می‌گفتم شاد نبودن. 24:47.240 --> 24:48.840 ‫اما ظاهراً الان اسمش سلامت روانه. 24:49.000 --> 24:50.240 ‫اما توی مزرعه‌داری بده. 24:50.400 --> 24:52.800 ‫توی مزرعه‌داری واقعاً افتضاحه. 24:52.960 --> 24:54.600 ‫بین مزرعه‌دارهای جوون محلمون، 24:54.760 --> 24:58.120 ‫چند تا از مردها بودن که ‫خودکشی کردن. 24:58.280 --> 24:59.080 ‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- نه. 24:59.240 --> 25:01.360 ‫- یعنی می‌شناختیشون؟ ‫- آره آره آره. 25:01.560 --> 25:02.800 ‫چون نمی‌تونن با مزرعه‌داری امرار معاش کنن؟ 25:02.960 --> 25:05.960 ‫خب اینم هست و این که ‫این کار خیلی احساس تنهایی میده. 25:06.120 --> 25:09.160 ‫و این که خب هیچوقت پول ندارن... 25:09.320 --> 25:10.560 ‫- خب مزرعه‌دارن دیگه. ‫- مزرعه‌دارن. 25:10.720 --> 25:13.000 ‫هیچوقت پول ندارن تا کاری که ‫می‌خوان رو انجام بدن. 25:13.160 --> 25:15.280 ‫و ما فقط کار می‌کنیم. 25:15.440 --> 25:19.520 ‫و زیاد پیش نمیاد که برای تعطیلات بریم جایی. 25:19.680 --> 25:21.400 ‫اولاً چون پولشو نداریم، 25:21.560 --> 25:23.440 ‫دوم این که وقتش رو نداریم. 25:24.000 --> 25:25.680 ‫واسه همین احساس تنهایی میده. 25:26.480 --> 25:27.680 ‫ولی آره چیز خیلی بزرگیه. 25:27.680 --> 25:29.080 ‫سلامت روان توی مزرعه‌داری. 25:29.240 --> 25:31.600 ‫امیدوارم تیک تاک یه کم کمک کنه... 25:31.640 --> 25:33.480 ‫باعث می‌شه با بقیه‌ی کسایی ارتباط بگیری... 25:33.480 --> 25:34.800 ‫که شرایطشون مثل توئه. 25:34.880 --> 25:37.560 ‫- آره دقیقاً. ‫- و بعد یه نفر می‌گه: 25:37.720 --> 25:39.880 ‫«انجام دادن اون رقص مسخره بی‌فایده‌ست.» 25:40.040 --> 25:42.640 ‫خب البته که بی‌فایده‌ست اگه تو... 25:42.800 --> 25:43.920 ‫اگه ضدحال باشی. 25:44.080 --> 25:46.240 ‫خب نمی‌دونم یعنی چی اما آره. 25:48.760 --> 25:50.800 ‫دونه‌های پرنده‌ها انتهای این انبارن. 25:50.960 --> 25:53.000 ‫آره. آماده‌ای؟ 25:53.160 --> 25:53.960 ‫برای چی؟ 25:54.120 --> 25:55.080 ‫آماده‌ای؟ 26:00.200 --> 26:01.280 ‫اون دیگه چه کوفتیه؟ 26:01.440 --> 26:05.800 ‫اون بهترین و کاربردی‌ترین چیزیه ‫که به عمرت می‌بینی. 26:06.240 --> 26:07.040 ‫این دو تا رو ببین! 26:07.200 --> 26:09.760 ‫می‌دونم، می‌دونم ولی از کجا اومده؟ 26:10.120 --> 26:10.920 ‫چندلرز. 26:11.080 --> 26:12.120 ‫- چی؟ ‫- چندلرز. 26:12.600 --> 26:13.640 ‫چی هست؟ 26:14.240 --> 26:15.320 ‫فروشنده‌ست. 26:15.480 --> 26:18.880 ‫پس این رو امانی خریدی؟ 26:19.040 --> 26:20.640 ‫آره. آزمایشی. 26:20.800 --> 26:22.160 ‫- آهان. ‫- عاشقش نشدی؟ 26:22.360 --> 26:24.240 ‫اگزوزشو ببین. 26:24.440 --> 26:26.840 ‫انگار از مترو اومده بیرون. 26:27.000 --> 26:28.680 ‫خب می‌خوایمش چی کار؟ 26:28.840 --> 26:30.880 ‫چون موتورش خیلی خوبه. 26:31.080 --> 26:32.880 ‫می‌دونی قدرتش چند اسب بخاره؟ 26:33.040 --> 26:35.560 ‫نه، درست نمی‌دونم. چقدره؟ 26:35.760 --> 26:38.240 ‫- ۱۵۵. ‫- خدایا... 26:38.440 --> 26:39.480 ‫این عالیه. 26:39.640 --> 26:42.320 ‫می‌شه بپرسم چرا آوردیش اینجا؟ 26:42.760 --> 26:44.840 ‫چون برای اسپری کردن بهش نیاز داریم. 26:45.000 --> 26:46.720 ‫چرا با اون اسپری نمی‌کنی؟ 26:46.880 --> 26:49.600 ‫چون اسپری بهش نمی‌خوره. 26:50.160 --> 26:52.600 ‫- چی؟ ‫- جریان هیدرولیک اون... 26:52.760 --> 26:54.520 ‫روغن زیادی رو داخل اسپری ‫پمپاژ می‌کنه... 26:54.520 --> 26:57.000 ‫و اسپری رو خراب می‌کنه. 26:57.160 --> 27:00.320 ‫پس اسپری تو به اون تراکتور نمی‌خوره. 27:00.480 --> 27:01.760 ‫پس کیلب چه جوری انجامش میده؟ 27:01.920 --> 27:02.800 ‫با تراکتور خودش. 27:02.960 --> 27:05.240 ‫اوه پس اون... 27:06.000 --> 27:08.000 ‫- نه، هیچ‌وقت نمی‌خوره و نخواهد خورد. ‫- اوه... 27:08.880 --> 27:10.280 ‫و تو دوست داری... 27:10.800 --> 27:13.040 ‫مسی فرگوسن. تراکتورهاش مخصوص منه. 27:14.240 --> 27:15.720 ‫لامبورگینی قدیمی بیچاره. اینجوری... 27:15.760 --> 27:17.720 ‫احساس طرد شدن می‌کنه... 27:17.880 --> 27:20.680 ‫خب شرط می‌بندم الان ‫مظلوم به نظر می‌رسه. 27:20.880 --> 27:23.040 ‫اینجا فقط دو تا دکمه داری. ‫کافی نیست. 27:23.200 --> 27:24.960 ‫- چی؟ ‫- من چهار تا دارم. 27:25.120 --> 27:27.080 ‫خب... نه اون بازوی اتصاله. 27:27.240 --> 27:28.960 ‫چرا چهار تا دکمه برای بازوی اتصال ‫باید داشته باشی؟ 27:29.120 --> 27:30.280 ‫بالا و پایین. 27:30.480 --> 27:33.560 ‫می‌تونی از اون طرف قلاب رو بدی بیرون. 27:34.360 --> 27:36.480 ‫- باهاش می‌‌تونی قلاب رو جابه‌جا کنی؟ ‫- می‌تونی آره. فشار میدی. 27:36.640 --> 27:37.840 ‫وقتی اونجایی می‌گی: 27:38.000 --> 27:39.360 ‫فشار بده بیرون و من می‌گم ‫چیزی نمی‌بینم. 27:39.520 --> 27:41.440 ‫از این پایین می‌تونی انجامش بدی. 27:41.920 --> 27:43.440 ‫باشه، پس همین یه ویژگی رو داره. 27:43.600 --> 27:46.800 ‫نه، بیشتره. 27:47.000 --> 27:48.320 ‫ببخشید لامبورگینی. 27:48.480 --> 27:49.800 ‫امروز فروشنده‌هه گفت: 27:50.000 --> 27:52.240 ‫ببین جرمی نمی‌خواد بخرتش؟ ‫و من گفتم: امم... 27:52.400 --> 27:54.560 ‫ببین جرمی می‌خواد بخرتش؟ ‫چرا باید بخرمش؟ 27:54.720 --> 27:56.680 ‫کجاش نوشته لامبورگینی؟ 27:59.480 --> 28:01.880 ‫با وجود تعهدم به لامبورگینی، 28:02.040 --> 28:04.400 ‫یواشکی عاشقش شده بودم. 28:05.760 --> 28:09.160 ‫پس وقتی هریت رفت لیسه‌ها رو بکشه... 28:10.440 --> 28:13.640 ‫من یواشکی مسی رو بردم بیرون ‫تا امتحانی سوارش شم. 28:20.680 --> 28:23.760 ‫خدای من، ترمز داره. ‫دایره‌ی چرخشش... 28:27.040 --> 28:28.800 ‫آینه‌هایی که می‌تونم باهاشون ببینم. 28:30.040 --> 28:31.400 ‫راستش رو بخواید... 28:33.800 --> 28:35.760 ‫روندنش خیلی راحته. 28:36.120 --> 28:38.560 ‫خیلی راحت‌تر از لامبورگینی. 28:41.000 --> 28:45.320 ‫با این که به شدت احساس بی‌وفایی ‫نسبت به لامبورگینی می‌کردم، 28:45.480 --> 28:47.520 ‫اما نظرم داشت عوض می‌شد. 28:48.360 --> 28:49.760 ‫توش آیپد داره! 28:51.240 --> 28:53.200 ‫اما چون مسی... 28:53.200 --> 28:55.800 ‫تنها تراکتور مدرنی بود ‫که تا حالا رونده بودم، 28:55.960 --> 28:57.800 ‫تصمیم گرفتم عمیق واردش شم... 28:57.960 --> 29:00.520 ‫و تراکتورهای دیگه رو هم تست کنم. 29:04.200 --> 29:06.240 ‫اما قبل این که هیچکدوم اون کارها رو بکنم، 29:06.400 --> 29:08.480 ‫باید برای یه جلسه‌ی مهم... 29:08.480 --> 29:10.440 ‫می‌رفتم شورای منطقه‌ای گلاسترشر، 29:11.240 --> 29:14.240 ‫تا با مسئولین بزرگراه ‫درمورد این حرف بزنم که... 29:14.280 --> 29:17.400 ‫چطور می‌تونیم با مشکلاتِ ‫ ترافیک احتمالی کافه سر کنیم. 29:18.120 --> 29:19.760 ‫- حالتون چطوره؟ نیل وارنر هستم. ‫- پیت بانگارد. 29:19.920 --> 29:21.520 ‫- از آشناییتون خوشحالم. ‫- سلام پیت. چارلی. 29:21.680 --> 29:23.320 ‫- سلام چارلی. ‫- جرمی کلارکسون هستم. 29:23.480 --> 29:24.680 ‫- حالتون چطوره؟ ‫- پیت بانگاردم. 29:25.320 --> 29:28.880 ‫متخصص برنامه‌ریزیمون ‫ نیل هم با من و چارلی... 29:29.040 --> 29:30.000 ‫اومده بود. 29:31.000 --> 29:32.200 ‫بافت گمونم. 29:32.360 --> 29:34.640 ‫این یه رستوران و کافه‌‌ایه که ‫از قبل بوده... 29:34.800 --> 29:36.880 ‫فکر می‌کنم اخیراً رستوران هندی بوده، 29:37.080 --> 29:38.800 ‫پس هدف از پیش‌درخواست... 29:38.840 --> 29:40.280 ‫از کاتسولد اینه که درمورد این حرف بزنیم... 29:40.480 --> 29:41.880 ‫که چه جوری این کافه رو بسازیم، 29:42.040 --> 29:44.760 ‫که توی ده سال اخیر ‫دست هشت نفر بوده، 29:44.920 --> 29:48.240 ‫تا اون رو به زندگی برگردونیم ‫و به یه کسب و کار کاربردی... 29:48.400 --> 29:50.280 ‫تبدیلش کنیم، و به یک دارایی ‫برای «بورتون آن د واتر». 29:50.480 --> 29:51.920 ‫ببرای همین اومدیم پیش شما، 29:52.080 --> 29:53.520 ‫چون مسلماً بزرگراه‌ها‌... 29:53.520 --> 29:55.280 ‫مسئله‌ی مهمین که باید درموردش حرف بزنیم... 29:55.440 --> 29:57.040 ‫تا درست پیش بره. 29:57.200 --> 30:00.400 ‫طبق تجربیات گذشته‌ی من ‫توی جلسات شورا، 30:00.560 --> 30:03.520 ‫زیاد امیدوار نبودم. 30:03.680 --> 30:05.720 ‫...که کارش تا کجا پیش میره. 30:08.760 --> 30:09.840 ‫هرچند... 30:10.000 --> 30:12.720 ‫خب، ما طرفدار توسعه و گردشگری هستیم. 30:12.880 --> 30:15.720 ‫و وظیفه‌ی مسئولان بزرگراه... 30:16.080 --> 30:17.560 ‫اینه که سعی کنن جواب بله بدن. 30:17.760 --> 30:19.520 ‫نقطه‌ی شروع ما اینه که... 30:19.680 --> 30:22.560 ‫امیدواریم بتونیم خودمون رو ‫با عواقبش وفق بدیم. 30:22.720 --> 30:25.680 ‫وگرنه پیشنهاد می‌کنیم که ‫اونجا رو ایمن‌تر بسازید. 30:25.880 --> 30:28.240 ‫ما خیلی مشتاقیم با شما همکاری کنیم، 30:28.400 --> 30:30.840 ‫و بفهمیم به چه هدفی می‌خواین برسین، 30:31.040 --> 30:33.160 ‫تجربیاتتون رو بدونیم، 30:33.320 --> 30:36.480 ‫تلاش‌های قبلیتون توی دیدلی اسکوات رو بدونیم، 30:36.680 --> 30:39.280 ‫و اینکه ببینیم آیا می‌تونیم از اون ‫آموخته‌ها استفاده کنیم یا نه 30:39.440 --> 30:40.960 ‫و مطمئن شیم که می‌تونیم 30:40.960 --> 30:43.440 ‫ برخی از این مشکلات رو ‫ در مورد چیزی که به ظاهر... 30:43.600 --> 30:45.480 ‫یک فرصت سرمایه‌گذاری بسیار هیجان‌انگیزه 30:45.640 --> 30:47.280 ‫کاهش بدیم، 30:47.280 --> 30:49.840 ‫ یا از اون‌ها اجتناب کنیم... 30:50.000 --> 30:51.720 ‫جلسه به همین روال ادامه پیدا کرد... 30:51.920 --> 30:54.320 ‫تا این که به نتیجه‌ بسیار امیدبخشی رسید. 30:54.520 --> 30:56.400 ‫از دیدنتون خیلی خوشحال شدم. ‫ممنون. خیلی متشکرم. 30:56.600 --> 30:58.040 ‫امیدوارم مفید بوده باشه. 30:58.200 --> 31:00.240 ‫خیلی خوب بود، بله. خیلی خوب بود. 31:01.160 --> 31:02.760 ‫خیلی ممنونم. مرسی. 31:06.560 --> 31:09.320 ‫و روز آینده خبرهای خوب بیشتری داشتیم، 31:09.480 --> 31:11.760 ‫چون بالاخره یه راهی پیدا کردیم... 31:11.760 --> 31:14.640 ‫تا خوک‌ها رو به کشتارگاه منتقل کنیم. 31:16.880 --> 31:18.760 ‫چارلی یه مزرعه‌دار پیدا کرده... 31:18.960 --> 31:20.920 ‫- نزدیک بنبری. ‫- خب. 31:21.080 --> 31:22.680 ‫و یه کامیون گرفته... 31:22.840 --> 31:26.960 ‫تا بره به همه‌ی مزارعی سر بزنه ‫که حیووناشون نیاز به کشتار دارن، 31:27.680 --> 31:29.000 ‫و میره اونا رو برمی‌داره... 31:29.000 --> 31:30.320 ‫و می‌بره اونجا. 31:30.480 --> 31:31.480 ‫فقط هم با صد پوند. 31:31.640 --> 31:32.640 ‫معرکه‌ست. 31:32.840 --> 31:33.920 ‫مثل سرویس مدرسه می‌مونه. 31:34.080 --> 31:35.560 ‫سرویس مدرسه‌ی حیوانات مزرعه. 31:37.800 --> 31:39.400 ‫- سلام! ‫- صبح بخیر. 31:39.560 --> 31:40.840 ‫صبح بخیر، صبح بخیر! 31:42.640 --> 31:44.880 ‫خوکی‌ها، بیاین! 31:45.080 --> 31:46.960 ‫- یالا! ‫- بیاین خوکی‌ها! 31:47.160 --> 31:48.840 ‫- بیاید بریم. یالا پسرها. ‫- یالا! 31:50.920 --> 31:51.960 ‫چند تا اونجا داریم؟ 31:52.120 --> 31:53.160 ‫- ده تاست؟ ‫- ده. 31:53.320 --> 31:54.280 ‫چه کار قشنگی. 31:55.520 --> 31:57.040 ‫وقتی خوک‌ها رو بار زدیم، 31:57.200 --> 31:59.240 ‫رفتیم حیاط... 31:59.920 --> 32:01.720 ‫تا منتظر سرویس مدرسه باشیم. 32:05.280 --> 32:06.400 ‫اوهو! 32:07.320 --> 32:09.520 ‫- چه کامیون بزرگی. ‫- بزرگترین اتوبوس مدرسه‌ست. 32:09.720 --> 32:12.280 ‫این اتوبوس مدرسه‌ست. 32:13.880 --> 32:14.760 ‫صبح بخیر. 32:15.160 --> 32:16.440 ‫- صبح بخیر. ‫- حالتون چطوره؟ 32:16.600 --> 32:18.040 ‫- خوبم. شما چطورین؟ ‫- خوبم. 32:18.200 --> 32:19.840 ‫شما گاو، خوک‌... 32:20.040 --> 32:21.440 ‫- گوسفند، همه چی می‌برید؟ ‫- آره. 32:21.640 --> 32:22.840 ‫- دوطبقه‌ست؟ ‫- آره. 32:23.040 --> 32:24.040 ‫وای. 32:24.240 --> 32:27.560 ‫یالا یالا! بالا! بالا! 32:27.720 --> 32:28.960 ‫خداحافظ خوکا! 32:30.520 --> 32:33.040 ‫بیکن ما رو نجات دادین ولی مال اونا رو نه. 32:34.480 --> 32:35.400 ‫خیلی ممنون. 32:35.560 --> 32:37.560 ‫فرمان حرکت برای پلیس خوکا. 32:37.760 --> 32:39.080 ‫ممنون. می‌بینمتون. 32:39.600 --> 32:42.680 ‫چه ایده‌ی خوبیه آخه. ‫ولوو اکس‌سی۹۰. 32:42.880 --> 32:45.080 ‫- کامیون سرویس مدرسه. ‫- از احشام دنیا! 32:45.240 --> 32:48.960 ‫آره! اکس‌سی۹۰ دنیای احشام! ‫دقیقاً درسته! 32:49.680 --> 32:51.120 ‫دوباره می‌بینیمتون. ‫ممنون رفقا. 32:51.320 --> 32:52.200 ‫مراقب خودت باش. 33:05.600 --> 33:07.040 ‫چند روز بعد، 33:07.240 --> 33:09.680 ‫من به لیسا پیشنهاد دادم... 33:09.680 --> 33:12.360 ‫که یه قرار باهمدیگه بریم کافه‌ی محل. 33:15.200 --> 33:19.640 ‫تا من بتونم بطور عاشقانه ‫برنامه‌هام برای کافه‌ی خودمو توضیح بدم. 33:22.120 --> 33:23.680 ‫خب، اینه. 33:24.640 --> 33:26.720 ‫یه پیش‌درخواست و پیش‌برنامه‌ریزی. 33:26.920 --> 33:28.640 ‫این به شورا می‌گه: 33:29.040 --> 33:32.320 ‫«ما اینو در نظر داریم، محض اطلاع» 33:32.520 --> 33:34.360 ‫کلا همینو می‌گه. پس این کافه‌ست. 33:36.000 --> 33:37.160 ‫اونم اونه. 33:38.320 --> 33:40.840 ‫یه دیوار شیشه‌ای اینجا می‌ذاری، بوم. 33:42.240 --> 33:43.400 ‫اینجوری توی زمستون یخ می‌شه... 33:43.440 --> 33:44.560 ‫و تابستون خرماپزون. 33:44.720 --> 33:46.160 ‫نه، می‌دونم ایرلندی هستی، 33:46.320 --> 33:49.040 ‫اما ما اینجا یه چیزی داریم ‫به اسم گرمایش مرکزی... 33:49.240 --> 33:51.360 ‫و تهویه‌ی هوا. 33:51.560 --> 33:54.520 ‫و آشپزخونه اینجاست. 33:54.680 --> 33:57.440 ‫و بعد از اینجا یا اونجا رد می‌شی... 33:57.640 --> 33:58.840 ‫و به بخش نوشیدنی می‌رسی. 33:59.000 --> 34:00.440 ‫هیچی نیست که باعث بشه تو... 34:00.480 --> 34:02.720 ‫بگی: وای چقدر مجلله و فلان. 34:02.880 --> 34:04.760 ‫همه‌چی خیلی ساده‌ و بی‌تکلفه. 34:04.960 --> 34:06.160 ‫- غذای خوب داریم. ‫- آره. 34:06.320 --> 34:09.640 ‫بدون تزئینات. ‫و اون تزئیناتی که اسب‌ها دارن. 34:09.840 --> 34:11.880 ‫خیلی دوست دارم یه فرش پرنقش‌ و نگار ‫یه جایی بندازم. 34:12.080 --> 34:14.240 ‫با این نوشته‌ی بزرگ پشتش: ‫دانکستر روورز. 34:14.440 --> 34:15.960 ‫- فرش پرنقش‌ و نگار؟ ‫- آره، شلوغ پلوغ. 34:16.160 --> 34:17.360 ‫تنها دلیل این که فرش‌ها... 34:17.400 --> 34:18.800 ‫نقش و نگار دارن اینه که ‫وقتی کسی روش بالا آورد... 34:18.960 --> 34:21.520 ‫معلوم نشه. فرش طرحدار نمی‌گیریم. 34:22.160 --> 34:24.400 ‫- به هر حال برنامه اینه. ‫- باشه. 34:24.600 --> 34:26.360 ‫و من می‌خوام کافه‌ای بسازم.. 34:26.520 --> 34:29.480 ‫که غذای باکیفیت مزرعه‌دارهای انگلستان ‫توش سرو می‌شه، 34:29.640 --> 34:31.600 ‫پس ما از مزرعه‌دارهای انگلیسی ‫حمایت می‌کنیم، 34:31.760 --> 34:32.920 ‫که گرون هم نیست. 34:33.760 --> 34:36.640 ‫من برای محصولشون پول خوبی میدم. 34:36.800 --> 34:39.360 ‫و باید یه راهی پیدا کنیم... 34:40.320 --> 34:43.960 ‫تا این کافه به ارزون‌‌ترین شکل ممکن... 34:45.040 --> 34:45.840 ‫اداره بشه. 34:46.600 --> 34:48.120 ‫می‌تونی مجرم استخدام کنی. 34:48.680 --> 34:50.560 ‫اما اگه چشمامو ببندم می‌تونم تصور کنم. 34:50.760 --> 34:53.560 ‫متوجهم چی میگی، به نظرم ‫ایده‌ی خیلی خوبیه... 34:53.760 --> 34:55.000 ‫اما باید یه کارهایی بکنی، 34:55.000 --> 34:56.560 ‫مخصوصاً وقتی باید پول خرج کنی. 34:56.760 --> 34:58.840 ‫- می‌دونم. ‫- تو پول خرج کردن رو خوب بلد نیستی. 34:59.040 --> 35:00.360 ‫واسه همین حسابی شوکه می‌شی. 35:00.560 --> 35:02.480 ‫اما اگه اینجا بمونیم و حرص بخوریم، 35:02.640 --> 35:04.440 ‫زیاد ترسناک به نظر نمی‌رسه. 35:07.080 --> 35:10.400 ‫اما متاسفانه باید می‌رفتیم خونه ‫تا شب زود بخوابیم. 35:11.320 --> 35:15.960 ‫چون صبح روز بعدش ‫روز تست تراکتور بزرگه بود. 35:19.960 --> 35:20.920 ‫روز غم‌انگیزیه. 35:22.680 --> 35:23.920 ‫آخه... 35:24.440 --> 35:25.600 ‫پس... 35:25.800 --> 35:27.480 ‫۱۲، ۱۳ سالشه. 35:27.640 --> 35:29.440 ‫به نظرم باید چند سال پیش ‫بازنشسته می‌شد. 35:29.600 --> 35:31.760 ‫آخه ترمزهاش هیچ‌وقت کار نمی‌کنن. 35:31.960 --> 35:34.160 ‫- کار نمی‌کنن. ‫- همیشه فیوزها رو می‌سوزونه. 35:34.360 --> 35:37.160 ‫- آره. ‫- ما ۴۰ هزار پوند پای این دادیم... 35:37.320 --> 35:38.480 ‫پنج سال پیش بود؟ 35:38.640 --> 35:41.960 ‫خیلی خوب بوده. ‫برای ۴۰ هزار پوند محشر بوده. 35:42.120 --> 35:43.360 ‫می‌دونم، وقتی هم گفتم ۴۰ هزار پوند... 35:43.400 --> 35:44.840 ‫پاش دادم، همه بهم خندیدن. 35:45.000 --> 35:47.000 ‫۴۰ هزار پوند دادی لامبورگینی گرفتی؟ 35:47.160 --> 35:48.320 ‫این فوق‌العاده ارزونه! 35:48.520 --> 35:49.920 ‫اون مسی فرگوسن رو دیدی... 35:50.120 --> 35:51.120 ‫- که هریت اجاره کرده؟ ‫- آره، خیلی جیگره. 35:51.280 --> 35:52.600 ‫می‌دونی قیمتش چقدره؟ 35:53.280 --> 35:55.360 ‫۱۶۰ هزار پوند. 35:56.040 --> 35:57.440 ‫- وای. ‫- ۱۶۰ هزار. 35:57.600 --> 35:58.960 ‫- خیلیه. ‫- اما بهرحال. 35:59.160 --> 36:01.840 ‫می‌خوام ببینم اگه این یه لامبورگینیه... 36:02.000 --> 36:02.840 ‫خب؟ 36:03.000 --> 36:06.120 ‫تصمیم گرفتم یه تعداد تراکتور ‫رو بررسی کنم. 36:06.320 --> 36:08.480 ‫- فرض کن لباس راحتیه. ‫- خب. 36:08.920 --> 36:11.000 ‫این اژانت پروواکتره. 36:11.160 --> 36:14.960 ‫می‌خوام تراکتورهای بژ ‫ و بزرگ بریجت جونز رو ببینم. 36:16.680 --> 36:17.560 ‫وای نگاه کن. 36:18.040 --> 36:19.120 ‫همون لحظه... 36:19.280 --> 36:22.600 ‫بریجت جونز سلانه سلانه میومد بالا. 36:23.240 --> 36:25.840 ‫سبزه، پس جان دیره. 36:27.720 --> 36:29.120 ‫حدس بزن چنده. 36:29.640 --> 36:30.680 ‫این کوچولو؟ 36:31.520 --> 36:35.280 ‫- ۲۲۳ هزار پوند. ‫- وای! 36:36.600 --> 36:37.640 ‫صبح بخیر جان. 36:37.800 --> 36:38.920 ‫- جان دیر! ‫- صبح بخیر! 36:39.080 --> 36:40.760 ‫یه چیز جالب رو درموردِ ‫جان دیر می‌دونی؟ 36:40.920 --> 36:41.920 ‫نه. 36:42.080 --> 36:43.160 ‫- من می‌‌دونم. ‫- می‌دونی؟ 36:43.320 --> 36:45.800 ‫اون به عمرش تراکتور ندید. 36:46.160 --> 36:47.000 ‫می‌دونستی؟ 36:47.160 --> 36:49.000 ‫- آره درسته! ‫- یه حقیقته. 36:51.280 --> 36:53.160 ‫فقط ۴ تا سیلندر داره. 36:53.760 --> 36:56.000 ‫خب، چند تا سیلندر لازم داری مگه؟ 36:56.520 --> 36:57.760 ‫خب معمولاً هشت تا. 36:57.960 --> 36:59.800 ‫اوه، یه بسته داریم. 36:59.960 --> 37:01.040 ‫کیه؟ چی... 37:01.880 --> 37:03.360 ‫وای یه تراکتور دیگه‌ست. 37:03.520 --> 37:05.000 ‫چرا بیشتر از یکی گرفتی؟ 37:05.600 --> 37:08.040 ‫همه‌شونو گرفتم. همه رو. 37:08.200 --> 37:09.600 ‫همه‌شون یعنی چقدر؟ 37:09.800 --> 37:10.920 ‫هشت تا. 37:11.080 --> 37:12.720 ‫امروز هشت تا تراکتور میاد اینجا؟ ‫هشت تا؟ 37:13.680 --> 37:16.680 ‫وای خدای من. چی کار کردی تو؟ 37:18.720 --> 37:20.840 ‫حواست نبود با کامیون میارنشون نه؟ 37:21.480 --> 37:22.400 ‫دیوونه. 37:23.040 --> 37:24.560 ‫خدایا. 37:24.760 --> 37:26.320 ‫وقتی دیدم جو چه جوریه، 37:26.520 --> 37:29.160 ‫توی نزدیک‌ترین تراکتوری که دیدم قایم شدم 37:29.560 --> 37:31.080 ‫که «فندت» بود. 37:32.160 --> 37:33.640 ‫این دیگه چیه؟ 37:34.280 --> 37:35.720 ‫- با اینا چی کار می‌کنن؟ ‫- خیلی ساده‌‌ست. 37:35.920 --> 37:37.160 ‫- می‌تونی باهاشون... ‫- نه! 37:37.320 --> 37:38.920 ‫هر کاری می‌خوای بکنی! 37:39.400 --> 37:41.240 ‫می‌تونی انتخاب کنی هر دکمه ‫چی کار بکنه؟ 37:41.440 --> 37:42.680 ‫آره می‌تونی برای هر چیزیاختصاص بدیشون،‌ 37:42.720 --> 37:44.480 ‫هر جا، تا با کارت جور بشه. 37:44.680 --> 37:46.320 ‫بازم دارن برات میارن. 37:46.520 --> 37:48.160 ‫وای نه، آره. 37:49.520 --> 37:51.960 ‫ای وای، زیاده‌روی کردم نه؟ 37:55.160 --> 37:56.240 ‫خدای من. 37:57.200 --> 37:58.720 ‫می‌تونی ببری اونجا؟ 37:59.200 --> 38:03.000 ‫مدل جدید این سرعتش ‫۱۰۰ کیلومتر بر ساعته. 38:03.160 --> 38:04.040 ‫واقعاً؟ 38:04.240 --> 38:05.680 ‫آهای! بیرون! 38:05.880 --> 38:09.200 ‫- سریع! بیا این فاجعه رو جمع کن. ‫- ببخشید. 38:09.360 --> 38:10.880 ‫- ببخشید آقا. ‫- احضار شدی. 38:11.040 --> 38:13.440 ‫فردا روز جهانی زنه. داره تمرین می‌کنه. 38:13.640 --> 38:16.040 ‫روز جهانی زن! مهم نیست کیه! 38:16.200 --> 38:17.840 ‫آقای دیوونه! 38:18.520 --> 38:20.440 ‫سوار شدن و پیاده شدن از این ‫از همه راحت‌تره. 38:20.920 --> 38:22.840 ‫این خیلی چیز خوبیه نه؟ 38:25.400 --> 38:26.960 ‫می‌تونی ببریش پایین؟ 38:27.120 --> 38:27.960 ‫نمی‌تونم دور بزنم. 38:28.120 --> 38:30.000 ‫نمی‌تونی دور بزنی؟ باشه. 38:30.200 --> 38:31.880 ‫با بدتر شدن اون شلوغی، 38:32.040 --> 38:35.320 ‫فوراً توی کابین یه تراکتور دیگه ‫قایم شدم. 38:37.000 --> 38:39.160 ‫این تراکتور ایتالیایی‌‌ایه که باید می‌خریدی. 38:39.360 --> 38:41.320 ‫- ئه ایتالیاییه؟ ‫- ایتالیاییه آره. 38:41.480 --> 38:42.640 ‫ساخت شمال ایتالیا. 38:42.840 --> 38:44.120 ‫یه شرکت خانوادگیه. 38:44.280 --> 38:46.800 ‫- سالانه ۲۲۵۰۰ تراکتور تولید می‌کنیم. ‫- آهای! 38:47.000 --> 38:47.880 ‫برو کنار! 38:48.320 --> 38:49.480 ‫ببخشید. درو ببند. 38:51.040 --> 38:52.280 ‫این تراکتور خوشگلیه. 38:52.280 --> 38:53.680 ‫مشخصه که ایتالیایی‌ها... 38:53.840 --> 38:56.000 ‫اوه خدایا. وای نه، هریته. 38:58.000 --> 39:01.120 ‫وای خدای من. 39:01.680 --> 39:02.760 ‫لعنتی! 39:05.520 --> 39:07.880 ‫خدایا! 39:08.040 --> 39:10.240 ‫فکر کردم مثل بچه‌هایی که ‫میرن باربی‌ فروشی خوشحال شی. 39:10.440 --> 39:13.320 ‫- چی کار کردی؟ ‫- همه‌شونو آوردم اینجا... 39:13.480 --> 39:15.920 ‫که گمونم حالا که فکرشو می‌کنم ‫اشتباه کردم. 39:16.120 --> 39:17.720 ‫چه جوری یه تراکتور رو تست می‌کنن؟ 39:18.080 --> 39:19.800 ‫خب، بهش دستگاه وصل کن. 39:20.480 --> 39:21.360 ‫یه هفته. 39:21.520 --> 39:22.880 ‫یه هفته! 39:23.040 --> 39:24.360 ‫نمی‌تونیم این کارو بکنیم، ‫یه روز وقت داریم. 39:24.560 --> 39:26.000 ‫می‌خوای با این همه چی کار کنی؟ 39:26.160 --> 39:27.440 ‫نمی‌دونم. 39:27.640 --> 39:29.840 ‫تنها راه حلی که به ذهنم می‌رسید... 39:30.000 --> 39:32.440 ‫این بود که اجازه بدم... 39:32.600 --> 39:35.280 ‫توی موج عظیم تبلیغات فروش ‫غرق بشم. 39:35.480 --> 39:37.200 ‫مدل ۵۷کی با گیربکس نیمه‌پاورشیفت. 39:37.360 --> 39:38.760 ‫کل دنده‌ها، موتور، 39:38.760 --> 39:41.160 ‫جعبه‌دنده، با رنگ نارنجی مشخص شدن. 39:41.360 --> 39:42.680 ‫چیزهای زرد مربوط به شافت نیروئن. 39:42.840 --> 39:44.800 ‫چیزهای آبی به هیدرولیک ربط دارن. 39:45.000 --> 39:47.080 ‫به جاد اعداد ۱ تا ۴، با کدهای رنگی... 39:47.240 --> 39:49.600 ‫آبی، نارنجی، سبز و خاکستری مشخص شدن. 39:49.800 --> 39:53.320 ‫یعنی با یه دست می‌تونی ‫۲۷ تا موردو کنترل کنی... 39:53.480 --> 39:55.240 ‫اگه واقعاً بخوای. 39:56.880 --> 39:58.920 ‫تکنولوژی دوکلاجه داره ‫مثل ماشین مسابقه‌ای. 39:59.120 --> 40:01.520 ‫دو تا کلاج داره: ‫زوج و فرد. 40:01.720 --> 40:02.840 ‫اگه پاتو فشار بدی، 40:02.840 --> 40:04.400 ‫از بی۱ تا... 40:04.560 --> 40:06.680 ‫دی‌۵ میره. 40:06.880 --> 40:09.800 ‫و اگه واقعاً علاقه داری، 40:10.000 --> 40:14.480 ‫اون دو تا ست دیگه از اون ‫نُه تا کنترل بهت میده. 40:18.280 --> 40:20.480 ‫یه چرخی مثل پمپ هیدرولیک داری. 40:20.640 --> 40:22.680 ‫روغن هیدرولیک رو وارد پمپ می‌کنی... 40:22.840 --> 40:25.600 ‫و اون پمپ رو بالا می‌بره ‫یا منبسطش می‌کنه و یا جمعش می‌کنه، 40:25.760 --> 40:27.680 ‫بسته به این که روغن رو ‫کدوم‌طرفی بهش بفرستی. 40:29.240 --> 40:30.720 ‫یه کلمه‌ش رو هم نفهمیدم. 40:32.000 --> 40:35.840 ‫یه ساعت بعد از قبل هم سردرگم‌تر شدم. 40:46.680 --> 40:48.760 ‫واسه همین یه نقشه‌ای به ذهنم رسید... 40:48.920 --> 40:52.400 ‫تا کمکم کنه گندم رو از کاه جدا کنم. 40:53.480 --> 40:55.240 ‫می‌خوام یه خصوصیتشون رو تست کنم، 40:55.400 --> 40:59.200 ‫یه خصوصیتی که توی لامبورگینی ‫منو تا مرز دیوونگی برد، 40:59.360 --> 41:00.400 ‫قلاب تریلر. 41:01.200 --> 41:02.280 ‫که... 41:03.800 --> 41:04.640 ‫این باشه. 41:06.080 --> 41:07.160 ‫شاید فکر کنید... 41:07.760 --> 41:09.680 ‫که یه دکمه رو می‎زنید و این میاد بیرون، 41:10.480 --> 41:13.640 ‫و به هر چی که می‌خواید وصل می‌شه، 41:13.800 --> 41:15.720 ‫و بعد یه دکمه رو می‌زنید ‫و برمی‌گرده سر جاش. 41:15.880 --> 41:17.640 ‫اما سخت در اشتباهید. 41:19.120 --> 41:21.880 ‫یکیشون باید سیستم قلاب یدک‌کشی ‫داشته باشه که کار کنه. 41:22.080 --> 41:23.880 ‫اگه سیستم قلاب یدک‌کشش کار کنه، 41:24.040 --> 41:26.560 ‫- یا جوری کار کنه که من باهاش راحت باشم... ‫- آره. 41:26.720 --> 41:28.520 ‫احتمالاً همه چیزش درسته. 41:28.680 --> 41:30.960 ‫خوبه. پس یه چیزی می‌خوای ‫که زبوشو بفهمی. 41:31.120 --> 41:32.000 ‫آره. 41:33.280 --> 41:36.480 ‫وقتی همه‌ی تراکتورها و راننده‌ها ‫به صف شدن، 41:36.680 --> 41:39.840 ‫من مسئولیت این رو به عهده گرفتم ‫که بهشون دستورالعمل بدم. 41:41.680 --> 41:42.480 ‫سلام؟ 41:48.800 --> 41:50.280 ‫خدای من! 41:50.440 --> 41:51.920 ‫- واقعاً کار می‌کنه؟ ‫- چیزش کجاست؟ 41:52.080 --> 41:54.400 ‫آره، از همگی عذر می‌خوام. 41:54.560 --> 41:59.320 ‫ما می‌خوایم تست آزاد کردنِ ‫قلاب یدک‌کش رو انجام بدیم. 41:59.800 --> 42:01.440 ‫اول می‌خوام... ‫یه دقیقه وایستید. 42:01.600 --> 42:04.160 ‫اونا باید... دسته‌هاشون چی می‌شه؟ 42:04.320 --> 42:06.280 ‫دسته‌هاشون روی زمین باشه. 42:06.480 --> 42:08.280 ‫دسته‌ها روی زمین باشه. 42:08.440 --> 42:09.680 ‫- آره. ‫- و... 42:09.880 --> 42:12.920 ‫قلاب‌ها رو بدن بیرون و پایین و بعد وایستن. 42:13.560 --> 42:15.760 ‫نه، باید قلاب داخل باشه. 42:15.920 --> 42:18.960 ‫آره، پس دسته‌ها روی زمین باشه. 42:19.120 --> 42:21.200 ‫قلابتون رو آزاد کنید. بازش کنید. 42:21.360 --> 42:22.520 ‫اول باید قلاب رو بیرون بیارن. 42:22.720 --> 42:23.520 ‫و پایین. 42:23.680 --> 42:24.880 ‫- و پایین؟ ‫- آره. 42:25.040 --> 42:27.280 ‫اول قلابتون رو بیرون و پایین بیارید. 42:27.440 --> 42:29.440 ‫هبه جز «فسترک» چون نمی‌تونه بره بیرون. 42:29.600 --> 42:31.120 ‫به جز... چی؟ 42:31.280 --> 42:33.200 ‫فسترک نمی‌تونه بره بیرون. ‫فقط می‌تونه بره پایین. 42:33.400 --> 42:36.560 ‫به جز فسترک، جی‌سی‌بی ‫تو فقط می‌تونی بری پایین. 42:37.000 --> 42:37.800 ‫بیرون. 42:38.000 --> 42:38.960 ‫پایین. 42:39.120 --> 42:40.120 ‫پایین. 42:40.760 --> 42:42.560 ‫بعد این که قوانین رو واضح توضیح دادیم، 42:42.720 --> 42:45.280 ‫کرونومترو آماده کردیم. 42:46.000 --> 42:48.000 ‫به جای خود، آماده، حرکت. 42:50.880 --> 42:52.280 ‫اومد. 42:52.760 --> 42:53.720 ‫و... 42:55.240 --> 42:57.200 ‫- تمام. ‫- ۱۳.۶ ثانیه. 42:59.040 --> 43:00.080 ‫[فندت ۱۳.۶ ثانیه] 43:00.240 --> 43:01.680 ‫خب آقای کیس. 43:06.800 --> 43:08.480 ‫۱۴.۵۷. 43:08.640 --> 43:09.440 ‫اوه! 43:09.560 --> 43:11.240 ‫[کیس ۱۴.۵۷ ثانیه] 43:11.840 --> 43:12.720 ‫برو! 43:15.560 --> 43:16.960 ‫چه دسته‌های سریعی! 43:17.160 --> 43:18.120 ‫آره! 43:18.320 --> 43:20.320 ‫ولی باید بره پایین. 43:23.360 --> 43:25.680 ‫- ۱۹! ‫- جان دییر ۱۹. 43:25.840 --> 43:27.760 ‫[جان دییر ۱۹ ثانیه] 43:28.080 --> 43:29.320 ‫خب. ولترا. 43:29.960 --> 43:31.320 ‫اول سریع‌ترین انگشتا. 43:32.120 --> 43:32.960 ‫برو. 43:40.240 --> 43:41.320 ‫نگاه کن، می‌بینی؟ 43:43.520 --> 43:44.520 ‫دیدی گفتم؟ 43:44.720 --> 43:48.640 ‫فقط من نیستم که نمی‌تونه این کارو بکنه. 43:49.920 --> 43:52.360 ‫- درست شد. ‫- چه عجب. و بعد... 43:53.640 --> 43:54.920 ‫چیزی نمونده! 43:55.880 --> 43:57.080 ‫تمام. 43:57.280 --> 43:59.640 ‫چهار روز... 43:59.800 --> 44:01.560 ‫و ۱۱ ساعت. 44:01.800 --> 44:03.720 ‫[ولترا ۹۵.۵ ثانیه] 44:04.320 --> 44:05.640 ‫خب. نیو هلند. برو. 44:07.360 --> 44:09.880 ‫- وای، چه سریعه! ‫- خیلی تنده! 44:10.800 --> 44:11.600 ‫تمام. 44:11.800 --> 44:13.200 ‫۱۲.۰۴. 44:14.480 --> 44:17.000 ‫نیوهلند رکورددار شد. 44:18.400 --> 44:23.400 ‫و اون تست به من ۳ تا از بهترینا رو ‫داد تا از بینشون انتخاب کنم. 44:24.000 --> 44:25.160 ‫کیس، 44:26.040 --> 44:26.840 ‫فندت، 44:27.800 --> 44:29.120 ‫و نیوهلند. 44:35.160 --> 44:36.920 ‫اما این انتخاب... 44:37.720 --> 44:40.960 ‫حسابی بهم دلهره می‌داد. 44:47.560 --> 44:51.120 ‫[دو روز بعد] 44:52.360 --> 44:54.520 ‫- کت و شلوار «کی می‌خواد میلیونر بشه؟» ‫- خودشه. 44:54.680 --> 44:58.120 ‫کاش زودتر زنگ می‌زدم ببینم چی باید بپوشیم. 44:59.240 --> 45:02.520 ‫امروز قطعا روز کت و شلوار بود، 45:02.680 --> 45:05.080 ‫چون نیلِ برنامه‌ریز و من... 45:05.080 --> 45:07.920 ‫با یکی دیگه از مسئولین منطقه 45:08.120 --> 45:09.680 ‫توی شورای منطقه‌ای کاتسولد جلسه داشتیم، 45:09.840 --> 45:12.400 ‫تا درمورد درخواست برنامه‌ریزی من ‫صحبت کنیم. 45:13.760 --> 45:17.360 ‫اما طبق صحبتایی که با ‫ مسئولین بزرگراه داشتیم، 45:17.520 --> 45:19.000 ‫جَو خوب بود. 45:19.920 --> 45:21.800 ‫- من یه کم یادداشت آماده کردم. ‫ - خب؟ 45:22.000 --> 45:23.000 ‫و ما دنبال چی هستیم؟ 45:23.160 --> 45:25.680 ‫دنبال اینیم که کمکمون کنن ‫و جواب بله بهمون بدن، 45:25.840 --> 45:28.800 ‫- نه که مثل آکسفوردشر غربی نه بگن. ‫- آره. 45:28.960 --> 45:30.200 ‫آره، فقط به یه توافقی برسیم... 45:30.240 --> 45:31.840 ‫که اونا باهامون همکاری کنن... 45:32.000 --> 45:33.160 ‫و خب اونا فکر می‌کنن ایده‌ی خوبیه، 45:33.160 --> 45:34.520 ‫که خب مسلماً هم هست، مگه نه؟ 45:34.680 --> 45:35.920 ‫خب آره. 45:36.120 --> 45:37.440 ‫[شورای منطقه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای کاتسولد] 45:37.480 --> 45:40.840 ‫شورای کاتسولد اجازه نمی‌داد ‫که از جلسه فیلمبرداری کنیم، 45:41.000 --> 45:43.880 ‫برای همین باید اینجا ‫دوربین‌ها رو قطع می‌کردیم. 45:47.920 --> 45:48.840 ‫اما بعدش، 45:49.000 --> 45:51.600 ‫من و چارلی و نیل توی یه کافه ‫ قرار گذاشتیم... 45:51.760 --> 45:54.080 ‫تا درمورد این که چطور پیش رفته صحبت کنیم. 45:55.280 --> 45:57.480 ‫خب رفقا. بیخیال... 45:58.400 --> 46:00.560 ‫باورم نمی‌شه... 46:01.440 --> 46:03.160 ‫که برگشتیم سر خونه‌ی اولمون. 46:03.960 --> 46:06.400 ‫من باید به خانم‌ها و آقایان بگم ‫که چه اتفاقی افتاد. 46:07.040 --> 46:10.240 ‫من حقیقتاً دنبال یه کافه... 46:10.720 --> 46:12.000 ‫خارج از آکسفوردشر غربی بودم... 46:12.080 --> 46:13.880 ‫تا از شورای منطقه‌ای آکسفوردشر غربی... 46:13.960 --> 46:16.080 ‫فرار کنم. 46:16.440 --> 46:17.600 ‫توی جلسه کاشف به عمل رسید، 46:18.160 --> 46:20.640 ‫که از طریق برنامه‌ی زوم فیل شاو هم... 46:20.800 --> 46:22.440 ‫اونجا بود، دشمن سرسختمون... 46:22.440 --> 46:24.400 ‫توی شورای منطقه‌ای آکسفوردشر غربی، 46:24.560 --> 46:25.880 ‫که یه افسر برنامه‌ریزی... 46:25.880 --> 46:27.400 ‫توی گلاسترشر هم هست. 46:28.240 --> 46:30.680 ‫و یه نفر از شورای بورتون اومده بود، 46:30.840 --> 46:33.640 ‫و حتی یه کلمه‌ی مثبت هم از دهنش درنیومد، 46:33.800 --> 46:35.800 ‫حتی یه کلمه‌ی مثبت. 46:36.000 --> 46:38.760 ‫خیلی نگران مردمش بود. 46:38.920 --> 46:40.560 ‫«خب مردم قراره بیان... 46:40.560 --> 46:42.640 ‫به کافه‌ی تو. میان دیگه.» 46:42.800 --> 46:44.120 ‫خب می‌دونم میان، هدف کافه همینه. 46:44.320 --> 46:46.360 ‫من نکات مثبت رو نوشتم و... 46:46.520 --> 46:47.840 ‫اوه خب، لیستش خیلی کوتاهه. 46:48.000 --> 46:49.280 ‫آره! ولی یه چیزهایی بود. 46:49.480 --> 46:51.120 ‫اونا قبول کردن... یعنی کافه... 46:51.120 --> 46:52.680 ‫هشت تا مالک طی ۱۲ سال داشته. 46:52.880 --> 46:55.080 ‫و مرده گفت که خوب پیش نمیره. 46:55.280 --> 46:57.960 ‫۸ تا مالک توی ۱۲ سال همه‌شون شکست خوردن. 46:58.120 --> 46:59.800 ‫ما میایم جلو و موفق می‌شیم. 46:59.960 --> 47:01.920 ‫«خب ما نگران همینیم.» 47:02.080 --> 47:05.280 ‫حقیقتاً اونا نگران اینن! چون... 47:05.440 --> 47:06.560 ‫«شما افراد زیادی رو به کافه‌تون می‌کشونید.» 47:06.760 --> 47:09.160 ‫- خب این که خوبه. ‫- گفتن مثل شهر بازی می‌شه. 47:09.360 --> 47:10.640 ‫«می‌خواین شهر بازی بزنین.» نه! 47:10.680 --> 47:12.120 ‫یه کافه و رستوران و مغازه‌ست! 47:12.280 --> 47:13.360 ‫تا جایی که من می‌دونم، 47:13.400 --> 47:15.280 ‫دیزنی‌لند قصابی نداره. 47:15.480 --> 47:16.400 ‫نه. 47:16.560 --> 47:18.120 ‫من واقعاً ذهنیتم این بود... 47:18.320 --> 47:20.640 ‫که چون قبلاً کافه بوده و... 47:20.680 --> 47:23.200 ‫چون بالاخره قراره خراب شه، 47:23.360 --> 47:25.480 ‫و به جز ما کسی نمی‌خرتش، 47:25.680 --> 47:27.200 ‫از خداشون هم باشه. 47:27.360 --> 47:29.840 ‫اما بعدش حسابی ناامید شدم. 47:35.000 --> 47:37.520 ‫من می‌‌خوام افتتاحیه‌ی اینجا... 47:38.400 --> 47:40.920 ‫- تا تعطیل رسمی ماه اوت انجام شه. ‫- هوم. 47:41.600 --> 47:43.080 ‫این درخواست برنامه‌ریزی... 47:43.120 --> 47:45.000 ‫هیچیش قرار نیست آسون پیش بره نه؟ 47:48.040 --> 47:49.720 ‫گمونم شاید وقتش باشه که... 47:50.560 --> 47:51.840 ‫یه کم تجدید نظر کنیم. 47:52.920 --> 47:54.520 ‫«در قسمت بعد..» 47:54.600 --> 47:56.000 ‫نه، لیسا. 47:56.200 --> 47:59.280 ‫آخرین باری که بچه به دنیا آوردی ‫کی بوده؟ ساکت شو پس. 47:59.800 --> 48:01.040 ‫حس و حال خوبی داره. 48:01.240 --> 48:03.120 ‫خیلی خیلی جذابه. 48:03.320 --> 48:04.320 ‫برگشتی! 48:04.520 --> 48:05.320 ‫خوبی؟ 48:05.520 --> 48:07.280 ‫باید یه نفرو میاوردم کمکم. 48:07.480 --> 48:09.520 ‫با هریت آشنا می‌شی. ازش خوشت میاد. 48:10.040 --> 48:12.720 ‫[جرمی کلارکسون] 48:13.120 --> 48:20.680 www.Doostihaa.com