WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.125 --> 00:04.212 ‫[بلگراد] 00:28.945 --> 00:30.447 ‫آهای بچه! 00:31.364 --> 00:32.907 ‫آهای! 00:33.283 --> 00:34.868 ‫بچه‌جون! 00:35.994 --> 00:36.536 ‫ببین... 00:36.536 --> 00:37.287 ‫چیه؟ 00:37.287 --> 00:38.329 ‫کجا می‌ری؟ 00:38.371 --> 00:40.498 ‫دیروز تو و دوست‌هات اون شکلات‌ها رو ازم دزدیدین؟ 00:40.498 --> 00:43.043 ‫نه، من هیچی از تو یا از مغازهٔ کوفتی‌ات ندزدیدم. 00:43.084 --> 00:45.211 ‫- منو با یکی دیگه اشتباه گرفتی. ‫- چی؟ 00:45.211 --> 00:48.006 ‫- هیچ کدوم از اون جنس‌های احمقانه‌ات رو نمی‌خوام. ‫- باید پول چیزهایی که دزدیدی رو بدی. 00:48.048 --> 00:50.300 ‫باید پول تمام شکلات‌هایی که دزدیدی رو بدی. 00:50.341 --> 00:50.967 ‫آهای! 00:51.009 --> 00:52.218 ‫دست از سرم بردار. 00:54.971 --> 00:57.098 ‫نمی‌تونی از دستم فرار کنی. می‌دونم کجا زندگی می‌کنی. 00:57.098 --> 00:57.724 ‫هوی! 00:57.766 --> 00:59.017 ‫ولم کن! 01:05.607 --> 01:07.233 ‫ولم کن! 01:43.103 --> 01:45.396 ‫چه خبری برام آوردی، سرباز؟ 01:45.396 --> 01:46.940 ‫پیداش کردم، ارباب. 01:46.981 --> 01:49.275 ‫دقیقاً سرِ وقت برای «ماه ملپومنه». 01:49.317 --> 01:52.987 ‫پس به‌زودی نوبت من می‌رسه. ‫اون‌وقت حتی کتابدار هم... 01:53.029 --> 01:58.118 ‫نمی‌تونه جلوی بازگشت گرگور رو بگیره. 01:58.993 --> 02:03.540 ‫(در حال وِردخوانی) 02:12.632 --> 02:16.845 ‫[قسمت یازدهم: دیوارنگاریِ ایزدها] 02:26.604 --> 02:28.940 ‫قربان، لطفاً اینجا 02:28.940 --> 02:33.027 ‫اینجا و اینجا رو امضا کن، ‫ اینجا هم انگشت بزن و یه قطره خون هم بریز اینجا. 02:33.069 --> 02:35.196 ‫- این چیه؟ ‫- یه قرارداد رسمی و الزام‌آور 02:35.238 --> 02:37.574 ‫که توش قید شده دیگه بدون اجازهٔ صریح کتابخونه 02:37.574 --> 02:39.868 ‫ برای سفر در زمان تلاش نمی‌کنی. 02:39.909 --> 02:42.495 ‫اینم خودکارت، استامپت، 02:42.495 --> 02:45.331 ‫و سوزن برای چکوندن قطرهٔ خون. 02:45.331 --> 02:48.835 ‫حالا خون بریز، قربان. 02:49.043 --> 02:50.545 ‫خانم «اِی» از اینا سه‌ نسخه می‌خواد. 02:50.670 --> 02:52.172 ‫اوه! 02:52.172 --> 02:54.757 ‫خیلی‌خب، «یادگار اورد» رو کجا بذارم؟ 02:54.799 --> 02:59.262 ‫اونجا کنار «صندوقچهٔ اسکالد» و «جعبۀ وَهوش». 02:59.470 --> 03:01.556 ‫- چی؟ ‫- جعبه سبزه و جعبه قرمزه. 03:01.598 --> 03:07.645 ‫خیلی‌خب. عجیبه که این همه خرت‌وپرتِ ‫سفر در زمان می‌تونه این همه مشکل ایجاد کنه. 03:07.687 --> 03:12.025 ‫درسته، ولی بازم حریف تیم فوق‌العادهٔ من نمی‌شن. 03:12.066 --> 03:15.236 ‫- فوق‌العاده؟ ‫- منظورت ماهاییم؟ 03:15.278 --> 03:16.571 ‫خب، معلومه که آره. 03:16.613 --> 03:19.699 ‫شماها شگفت‌انگیزید. ‫شماها بی‌نظیرید. 03:19.699 --> 03:22.202 ‫شماها بهترینِ بهترینِ بهترینِ بهترینِ 03:22.202 --> 03:24.412 ‫بهترینِ بهترین‌هایید. 03:24.412 --> 03:26.164 ‫شاید وقتی در زمان سفر کرده عقب، 03:26.164 --> 03:27.582 ‫سرش خورده به دههٔ ۱۹۲۰؟ 03:27.582 --> 03:30.960 ‫ذهنم خیلی هم خوب داره کار می‌کنه. ‫کاملاً! 03:31.002 --> 03:35.048 ‫- این... این منِ جدیده. ‫- من از ویکرامِ تشویق‌کننده خوشم میاد. 03:35.089 --> 03:36.716 ‫با اون مأموریت‌ها بیشتر خوش می‌گذره. 03:37.008 --> 03:39.135 ‫بله، مأموریت‌ها. 03:39.177 --> 03:42.931 ‫متأسفم، کانر، ولی دیگه از اونا خبری نیست. 03:42.931 --> 03:44.766 ‫- ‌چی؟ ‫- چی؟ 03:44.807 --> 03:48.895 ‫مأموریت بی مأموریت! ‫و ایرادی هم نداره. 03:48.895 --> 03:51.606 ‫آخ! آخ! ‫این بیش‌ازحد تیزه. 03:51.606 --> 03:53.358 ‫می‌شه قسمت خون‌ریزی رو بعداً انجام بدم؟ 03:53.358 --> 03:56.527 ‫ویکرام، همین الان داشتی می‌گفتی که ما بهترین تیم هستیم. 03:56.569 --> 04:01.532 ‫و خب هستید. ‫نه فقط عالی، بلکه برای من خیلی باارزشید. 04:01.574 --> 04:06.371 ‫به‌خاطر همینه که تصمیم گرفتم ‫از این به بعد همهٔ مأموریت‌ها رو تنهایی انجام بدم، 04:06.371 --> 04:08.915 ‫تا هر گونه خطر احتمالی برای شماها از بین بره. 04:08.915 --> 04:11.584 ‫قربان، ما ثابت کردیم که ‫می‌تونیم از خودمون مراقبت کنیم. 04:11.626 --> 04:14.712 ‫و منم ثابت کردم که برای اطرافیانم خطرساز هستم. 04:14.754 --> 04:18.174 ‫اولین ملاقات‌مون رو یادتون رفته ‫که نزدیک بود یه درکاوک شماها رو بخوره؟ 04:18.174 --> 04:21.302 ‫اونو یادتون رفته؟ ‫ یا یه هفته بعدش، اون ساحرۀ هنرپیشه... 04:21.344 --> 04:23.137 ‫که توی چنگال بی‌رحمش گرفتارتون کردم؟ 04:23.137 --> 04:25.556 ‫یا اون قطار ارواح که نزدیک بود کانر رو به کشتن بده؟ 04:25.848 --> 04:28.476 ‫یا پاریس رو یادتون رفته که تحت‌تأثیرِ 04:28.476 --> 04:31.312 ‫یکی از تیرهای کوپید، به کل تیمم خیانت کردم؟ 04:31.312 --> 04:33.523 ‫و بعد در نهایت، از همه بدتر، 04:33.564 --> 04:36.484 ‫شماها رو قرن‌ها دورتر از زمان خودتون گیر انداختم. 04:36.985 --> 04:39.821 ‫برای همین به این نتیجه رسیدم ‫که حضور در کنار من... 04:39.821 --> 04:41.864 ‫به‌شدت برای هر کسی خطرناکه. 04:45.285 --> 04:46.995 ‫- یه خبرهایی هست. ‫- عه، عه، عه، عه. 04:47.036 --> 04:48.788 ‫به آونگ توجه نکنید. 04:48.788 --> 04:50.540 ‫من تنهایی به این مأموریت رسیدگی می‌کنم. 04:50.540 --> 04:52.625 ‫هر کی با ویک می‌ره دستش بالا. 04:52.917 --> 04:55.920 ‫این یکی از چیزایی‌ـه که از دورهٔ تو تا الان ‫تغییر کرده، ویکرام. 04:55.920 --> 04:57.213 ‫دموکراسی! 04:59.090 --> 05:02.135 ‫به‌نظر میاد توی منطقهٔ هنری، جادو در جریانه. 05:02.218 --> 05:04.846 ‫که بهش «اون‌طرفِ راه‌آهن» هم می‌گن. 05:12.729 --> 05:18.568 ‫- مامان‌بزرگ؟ مامان‌بزرگ؟ ‫- هرماینی؟ گرسنه‌‌ـته؟ 05:19.861 --> 05:22.780 ‫هرماینی؟ چی شده؟ 05:22.780 --> 05:25.199 ‫- هیچی، مادربزرگ. من خوبم. ‫- نه، خوب نیستی. 05:25.241 --> 05:28.161 ‫دست‌هات‌‌ داره می‌لرزه. ‫بگو لطفاً. 05:28.161 --> 05:33.291 ‫- باورتون نمی‌شه. ‫- ‌می‌دونم دختر خوبی هستی. می‌دونم دروغ نمی‌گی‌. 05:33.291 --> 05:36.878 ‫دیدم یه دیوارنگاری تکون خورد. 05:41.758 --> 05:43.885 ‫هرماینی، این از کِی شروع شد؟ 05:45.011 --> 05:47.680 ‫قبل از امروز هم دیده بودی ‫که آثار هنری تکون بخورن؟ 05:47.722 --> 05:50.725 ‫نه. فکر نکنم. چرا؟ 06:25.009 --> 06:27.428 ‫سرت رو بیار پایین. ‫هرماینی، سرت رو بیار پایین. 06:31.391 --> 06:33.559 ‫هرماینی، بشین! 06:46.155 --> 06:49.575 ‫همینه. ‫فرار کنید، پست‌فطرت‌ها. 06:53.788 --> 06:58.251 ‫سلام. کسی با آثار هنری‌اش مشکلی داشته؟ 06:58.292 --> 07:02.255 ‫فکر می‌کنم، شاید، دیوارنگاری‌های شهر دارن جون می‌گیرن. 07:02.296 --> 07:04.757 ‫- می‌دونم چقدر مسخره به‌نظر میاد، ولی... ‫- راستش اصلاً... 07:04.757 --> 07:06.259 ‫مسخره به‌نظر نمیاد. 07:06.259 --> 07:08.052 ‫ما این چیزها برامون عادی شده. 07:08.344 --> 07:10.680 ‫بعدش آثار هنری توی خونه‌تون بهتون حمله کردن؟ 07:10.888 --> 07:15.560 ‫آثار هنری از قاب بیرون خزیدن و اونجا توی راهرو جمع شدن. 07:15.560 --> 07:20.273 ‫ولی قبل از اینکه بتونن برگردن ‫و ما رو پیدا کنن، شماها... 07:21.524 --> 07:23.401 ‫چطور اومدین اینجا و کی هستید؟ 07:24.110 --> 07:27.822 ‫خب، من کتابدار معروفم. 07:29.198 --> 07:32.118 ‫این جواب سؤالی که پرسیدم نبود. 07:32.160 --> 07:38.332 ‫خب، ما یه‌جور خطرسنج داریم 07:38.332 --> 07:40.209 ‫و اون ما رو به اینجا رسوند. 07:40.209 --> 07:43.129 ‫ما از طریق یه... 07:43.129 --> 07:46.632 ‫پورتالِ خمیدگیِ مکانی و فشرده‌کنندهٔ مسافت اومدیم. 07:46.674 --> 07:49.260 ‫- منظورش یه درِ جادوییه. ‫- آره، درِ جادویی. منظورم همون بود. 07:49.302 --> 07:51.345 ‫وای. بالأخره به زبون آوردش. 07:51.345 --> 07:53.473 ‫و وقتی از توش اومدیم بیرون، 07:53.473 --> 07:56.893 ‫یه ارتش کوچیک از هودی‌پوش‌ها رو دیدیم. 07:56.893 --> 08:00.438 ‫همین آثار هنری عجیبی که می‌خواستن حمله کنن. 08:00.563 --> 08:04.275 ‫و این‌طوری ما درگیری رو تموم کردیم. ‫ کتابدارها یک - آثار هنری صفر. 08:04.275 --> 08:07.028 ‫صبر کن ببینم. شما از یه در جادویی اومدین؟ 08:07.153 --> 08:09.447 ‫می‌دونم باورنکردنیه 08:09.739 --> 08:12.783 ‫ولی همچین چیزهایی کاملاً عادیه 08:12.783 --> 08:16.662 ‫وقتی با کتابدار معروف همراه باشید. 08:17.788 --> 08:19.707 ‫چرا هِی اون‌طوری می‌گه؟ 08:20.208 --> 08:24.128 ‫خیلی‌خب، من زره رو می‌بینم. ابر طوفانی هم هست. 08:24.128 --> 08:27.006 ‫- هودی‌پوش‌ها کجان؟ ‫- دیدم‌شون که داشتن توی کوچه می‌دویدن. 08:27.006 --> 08:28.799 ‫حتماً شماها فراری‌شون دادین. 08:28.799 --> 08:31.594 ‫اگه بخواید می‌تونم نشون‌تون بدم کجا نقاشی شدن. 08:33.012 --> 08:36.432 ‫یه چیزی هست که مادربزرگم نمی‌دونه: ‫من اون هودی‌پوش‌ها رو کشیدم. 08:36.432 --> 08:38.518 ‫آها، پس تو اون هنرمند دیوارنگاری بودی. 08:38.518 --> 08:40.102 ‫فقط عصبانی بودم. 08:40.144 --> 08:42.355 ‫اینجا که زندگی می‌کنی، همه‌چی انگار داره از هم می‌پاشه. 08:42.355 --> 08:44.899 ‫فکر کنم می‌خواستم خشمم رو بروز بدم. 08:44.941 --> 08:46.651 ‫ولی تا حالا حرکت نکرده بودن. 08:46.651 --> 08:48.611 ‫داشتم از دست یه مرد وحشتناک فرار می‌کردم 08:48.611 --> 08:50.530 ‫که دیدم دیوارنگاریه داره بهم نگاه می‌کنه. 08:50.738 --> 08:53.866 ‫اون مَرده، می‌تونی توصیفش کنی چه شکلیه؟ 08:53.866 --> 08:56.577 ‫آره، شبیهِ... 08:56.577 --> 08:58.454 ‫شبیه... شبیه اونه! 09:03.793 --> 09:05.711 ‫خانم «اِی»، یه در می‌خوام. 09:05.753 --> 09:07.338 ‫ببینم، داریم برمی‌گردیم کتابخونه؟ 09:07.380 --> 09:09.507 ‫نه، فقط شماها. ‫اوضاع الان خیلی خطرناک شده. 09:09.632 --> 09:11.801 ‫من خودم اوضاع رو مدیریت می‌کنم. 09:11.842 --> 09:13.594 ‫- ولی، ویک... ‫- ولی بی‌ ولی. 09:13.594 --> 09:15.096 ‫ممکنه توی یه اثر هنری گیر کنید، 09:15.096 --> 09:17.515 ‫درست مثل اون مغازه‌دار بیچارهٔ نقاشی‌شده! 09:17.515 --> 09:19.475 ‫تو هم اگه بمونی، ممکنه گیر بیـ... 09:19.475 --> 09:23.854 ‫این اتفاق برای من نمی‌افته، چون من کتابدار معروفم! 09:23.854 --> 09:26.691 ‫نه‌خیر، این جمله‌ات ما رو هم تحت‌تأثیر قرار نمی‌ده، ویک. 09:27.316 --> 09:29.652 ‫- خانم «اِی»، در جادویی رو باز نکن. ‫- بیراه نمی‌گی. 09:29.652 --> 09:32.196 ‫چرا مامان‌بزرگ هرماینی رو هم تحت‌تأثیر قرار نداد؟ 09:32.196 --> 09:34.156 ‫شاید داری‌ جذبه‌ات رو از دست می‌دی‌، قربان. 09:34.198 --> 09:35.992 ‫این مشکل قبلاً هم برام پیش اومده، 09:35.992 --> 09:38.160 ‫ولی فقط موقع روبه‌رو شدن با دشمن‌های قدرتمند. 09:38.160 --> 09:41.038 ‫اون که دشمن نیست. صرفاً مامان‌بزرگ هرماینی‌ـه. 09:41.038 --> 09:45.668 ‫- خب، چیزی پیدا نکردین؟ ‫- کلی آدم کلاه‌دار. 09:45.668 --> 09:48.754 ‫- هودی‌پوش‌! ‫- آها، کلی هودی‌پوش کلاه‌دار. همه‌شون ثابت بودن. 09:48.754 --> 09:51.132 ‫مامان‌بزرگ هرماینی، بگو ببینم، تا حالا دیدی... 09:51.132 --> 09:53.968 ‫- من خودم اسم دارم. کاترین هستم. ‫- عذر می‌خوام. 09:54.093 --> 09:57.346 ‫کاترین، تا حالا دیدی اثر هنری‌ای حرکت کنه؟ 09:57.346 --> 10:00.975 ‫- نه، هیچ‌وقت. ‫- شاید هرماینی از رنگ جادویی برای هودی‌پوش‌ها استفاده کرده؟ 10:02.977 --> 10:05.813 ‫هرماینی، تو اونا رو کشیدی؟ 10:06.105 --> 10:08.816 ‫فقط... می‌خواستم نشون بدم که 10:08.816 --> 10:10.693 ‫زندگی‌کردن توی اینجا چه‌جوریه. 10:10.693 --> 10:11.902 ‫می‌خوام صدام شنیده بشه. 10:11.944 --> 10:13.696 ‫به اموال عمومی آسیب زدی. 10:13.904 --> 10:16.616 ‫در مورد ریسک کردن چی بهت گفته بودم؟ 10:16.657 --> 10:20.077 ‫اگه می‌گرفتنت، ممکن بود بری زندان. یا بدتر! 10:20.202 --> 10:23.331 ‫با استعدادی مثل تو، مردم متوجه می‌شن. 10:23.331 --> 10:25.166 ‫- آدم‌های بد! ‫-‌ فقط رنگه، مامان‌بزرگ. 10:25.207 --> 10:27.251 ‫مثل همهٔ دیوارهای اینجا، همه‌ش فقط رنگه. 10:27.293 --> 10:28.919 ‫همهٔ نقاشی‌های این واحد رو تو کشیدی؟ 10:28.961 --> 10:30.463 ‫آره، تا یه‌کم سرزنده‌تر بشه. 10:30.463 --> 10:31.881 ‫خیلی بااستعدادی. 10:31.881 --> 10:35.509 ‫ببینم، پس فقط آثار هنری هرماینی دارن جون می‌گیرن؟ ‫ آثار دیگران تغییری نکرده؟ 10:35.551 --> 10:37.887 ‫که نشون می‌ده یه چیزی توی رنگه، گفتم که! ‫یا توی قلم‌مو. 10:37.928 --> 10:41.098 ‫- یا توی دیوارها. ‫- ولی چرا‌ اثر هنری باید به خالقش حمله کنه؟ 10:41.140 --> 10:42.767 ‫هرماینی، می‌شه وسایل نقاشی‌ات رو ببینیم؟ 10:42.767 --> 10:45.561 ‫چرا که نه؟ طبقۀ بالا یه کارگاه دارم. 10:46.729 --> 10:50.024 ‫- بیاین. ‫- یه‌کم تنگه. 10:50.733 --> 10:52.902 ‫جاهای تنگ‌تر از این هم بودم. جدی می‌گم. 11:01.452 --> 11:05.081 ‫این کارگاه منه. قبلاً انباری ساختمون بود. 11:05.081 --> 11:08.501 ‫ولی چند سال پیش، کم‌کم همۀ ساکنین ساختمون رفتن. 11:08.542 --> 11:10.753 ‫دیگه کسی ازش استفاده نمی‌کرد، برای همین... 11:10.753 --> 11:12.338 ‫این نقاشی‌ها خارق‌العاده‌ان. 11:12.338 --> 11:15.091 ‫چقدر رنگارنگ! چقدر زنده‌ان! 11:15.216 --> 11:19.053 ‫واقعاً جوریه که انگار ‫ هر لحظه ممکنه از قاب‌شون بپرن بیرون. 11:19.136 --> 11:22.348 ‫- البته هر لحظه ممکنه همین کار رو بکنن. ‫- دقیقاً. 11:22.348 --> 11:26.018 ‫به‌خاطر همینه که پیشنهاد می‌کنم ‫ توی این خونهٔ نقاشی‌شده یه فضای امن درست کنیم. 11:26.018 --> 11:29.105 ‫کانر، لایسا، چارلی، یه اتاق رو بردارید ‫ و از نقاشی خالی‌اش کنید. 11:29.230 --> 11:31.941 ‫- هوم، فکر خوبیه. ‫- بعدش برید توش و درِش رو قفل کنید. 11:31.941 --> 11:33.234 ‫فکر بدیه. 11:33.234 --> 11:35.861 ‫ما رو می‌فرستی دنبال نخودسیاه ‫تا از مأموریت واقعی دورمون کنی. 11:35.903 --> 11:38.239 ‫به هیچ وجه! ‫اتفاقاً کار شماها خطرناک‌تره. 11:38.239 --> 11:41.117 ‫با وجود اینکه کاملاً مشخصه 11:41.117 --> 11:44.286 ‫که ویکرام چی تو سرشه، ولی حرف خوبی زد. 11:44.286 --> 11:47.248 ‫اگه قراره یه مدت اینجا بمونیم ‫درست‌کردنِ یه اتاق امن می‌تونه مفید باشه. 11:47.289 --> 11:49.917 ‫اگه شما دوتا می‌خواید به اون کار برسید، ‫ من اینجا پیش ایشون می‌مونم. 11:49.917 --> 11:52.962 ‫- چارلی، نه. ‫- چون وظیفهٔ یه نگهبان در قبال کتابدارش همینه. 11:52.962 --> 11:55.131 ‫- مگه نه، قربان؟ ‫- باشه. 11:55.131 --> 11:57.550 ‫ما می‌ریم سراغ فضای امنِ بدونِ اثر هنری. 12:00.052 --> 12:02.930 ‫شماها عجیب‌ترین شیوۀ همکاری رو دارید. 12:06.726 --> 12:10.229 ‫- اون چیه؟ ‫- این یه مایع حساس به جادوئه 12:10.229 --> 12:12.273 ‫ که از بزاق دهانِ یه مینوتور گرفته شده. 12:12.273 --> 12:15.359 ‫در حضور عتیقه‌های جادویی، می‌درخشه. 12:15.568 --> 12:17.194 ‫این رو از کتابخونه برداشتی؟ 12:17.403 --> 12:18.988 ‫از کتابخونه قرضش گرفتم. 12:18.988 --> 12:20.740 ‫از کتابخونه باید چیزها رو قرض گرفت دیگه. 12:20.781 --> 12:23.075 ‫- اجازه گرفتی؟ ‫- بله. 12:23.075 --> 12:25.703 ‫قشنگ یادمه که به خودم گفتم اشکالی نداره. 12:25.703 --> 12:27.204 ‫بی‌خیال، چارلی. 12:27.246 --> 12:31.500 ‫بیا کشف کنیم کدوم وسیلهٔ هنری، عتیقۀ جادویی ماست، هوم؟ 12:32.668 --> 12:34.211 ‫- اه. ‫- آخ! 12:34.253 --> 12:36.839 ‫این واحد قبلاً سه‌تا واحد بود. 12:36.839 --> 12:39.341 ‫اولش من فقط توی یکی‌شون زندگی می‌کردم. 12:39.341 --> 12:42.678 ‫ولی وقتی مردم شروع کردن به رفتن، ‫ما دیوارها رو خراب کردیم. 12:42.678 --> 12:46.515 ‫وقتی هرماینی اومد با من زندگی کنه، ‫ به فضای بیشتری احتیاج داشتیم. 12:46.515 --> 12:48.267 ‫یه‌کم مثل هزارتو می‌مونه. 12:48.976 --> 12:51.187 ‫خواهش می‌کنم پلک نزن. 12:52.480 --> 12:55.399 ‫خب، مامان و بابای هرماینی چی شدن؟ 12:55.441 --> 12:59.111 ‫وقتی هرماینی بچه بود، رفتن آمریکا. 12:59.195 --> 13:04.241 ‫لهجه‌ش از همون‌جاست. ‫ اون بزرگ‌شدۀ پورتلندِ اورگان‌ـه. 13:04.241 --> 13:06.786 ‫بعدش والدینش... 13:09.038 --> 13:12.124 ‫دو سال پیش با ماشین تصادف کردن، 13:12.124 --> 13:14.877 ‫و برای همین هرماینی اومد پیش من زندگی کنه. 13:14.919 --> 13:19.298 ‫تسلیت می‌گم. ‫منم پدر و مادرم رو همین‌طوری از دست دادم، 13:19.298 --> 13:22.092 ‫برای همین درک می‌کنم چقدر سخت بوده. 13:22.134 --> 13:24.094 ‫امیدوارم غم آخرت باشه. 13:24.094 --> 13:27.431 ‫پس می‌فهمی چرا انقدر روش حساسم. 13:27.431 --> 13:31.268 ‫می‌دونم گهگاهی دیوونه‌ش می‌کنم. 13:31.268 --> 13:35.731 ‫باید کلافه‌کننده باشه که ‫یکی همیشه چهارچشمی مراقب و نگرانِ آدم باشه. 13:35.773 --> 13:37.274 ‫- خب. ‫- آره. 13:37.274 --> 13:40.569 ‫- مطمئناً ممکنه. ‫- اینجا خوبه؟ 13:40.611 --> 13:42.446 ‫یه انباریه. 13:42.446 --> 13:44.365 ‫می‌خواستم انبار خوراکی بکنمش، ولی... 13:44.406 --> 13:46.826 ‫نقاشی‌های هرماینی همه‌جا هستن. 13:46.867 --> 13:50.079 ‫- واقعاً خیلی پُرکاره. ‫- اون منحصربه‌فرد‌ـه. 13:56.752 --> 13:59.129 ‫- اصلاً نمی‌درخشه. ‫- یعنی؟ 13:59.129 --> 14:01.215 ‫هیچ‌کدوم از این وسایل، عتیقۀ جادویی نیستن. 14:04.969 --> 14:08.806 ‫اگه قرار بود یه نقاشی تسخیرشده باشه، باید همین باشه. 14:08.806 --> 14:10.432 ‫نه تسخیرشده‌ست نه جادویی. 14:10.474 --> 14:12.434 ‫مطمئنی؟ دوباره امتحانش کن. 14:12.434 --> 14:15.145 ‫- از دلقک‌ها خوشت نمیاد؟ ‫- هیچ‌کس از دلقک‌ها خوشش نمیاد. 14:15.354 --> 14:16.355 ‫من از دلقک‌ها خوشم میاد. 14:16.397 --> 14:20.526 ‫- آره، ولی تو مال دورۀ «پی‌اس‌کِی» هستی. ‫- جانم؟ 14:20.818 --> 14:22.987 ‫قبل از استیون کینگ. ‫(نویسنده‌ای معروف در ژانر ترسناک) 14:24.530 --> 14:26.490 ‫هنوزم نمی‌درخشه. 14:27.658 --> 14:28.993 ‫حیف شد. 14:28.993 --> 14:31.495 ‫وقتی می‌درخشه خیلی قشنگ می‌شه. 14:31.495 --> 14:33.956 ‫ اون عتیقه هر چی که هست، این بالا نیست. 14:35.749 --> 14:36.834 ‫هوم. 14:43.841 --> 14:46.677 ‫ای بابا، می‌دونم هر لحظه ممکنه این چیزه بهم چشمک بزنه. 14:46.677 --> 14:49.972 ‫زیادی «اسکوبی دو» دیدی. 14:49.972 --> 14:53.684 ‫ببین، نظرت در مورد مامان‌بزرگه چیه؟ 14:53.684 --> 14:55.352 ‫فکر نمی‌کنی یه‌کم مشکوکه؟ 14:55.352 --> 14:56.645 ‫آره، باهات هم‌نظرم. 14:56.645 --> 14:58.397 ‫هم اون روشِ مسحورکنندۀ ویک روش اثر نداشت 14:58.439 --> 15:00.816 ‫هم طوری رفتار می‌کنه که انگار ‫داره یه چیزی رو پنهون می‌کنه. 15:00.816 --> 15:03.319 ‫- شاید داره از یه راز محافظت می‌کنه؟ ‫- آره، همینه. 15:03.360 --> 15:07.364 ‫خیلی‌خب. فقط باید حواس‌مون جمع باشه ‫ و مراقب پشت سرمون باشیم. 15:07.948 --> 15:09.783 ‫- خدایا. ‫- سلام، ببخشید. 15:09.825 --> 15:11.535 ‫ویکرام گفت کمک می‌خواید. حال‌تون خوبه؟ 15:11.535 --> 15:14.455 ‫آره، حالش خوبه. فقط زیادی «اسکوبی دو» دیده. 15:14.455 --> 15:18.542 ‫بیا، فکر کنم اگه چندتا چیز ‫دیگه رو از این پشت برداریم... 15:21.211 --> 15:23.631 ‫صدای چیه؟ 15:24.632 --> 15:26.175 ‫قفلش خیلی محکم به‌نظر میاد. 15:26.216 --> 15:27.760 ‫باید امن باشیم اگه... 15:28.886 --> 15:30.012 ‫لایسا کجاست؟ 15:32.222 --> 15:35.017 ‫اینجا بمونید. در رو قفل کنید. 15:39.355 --> 15:41.273 ‫لایسا! 15:42.816 --> 15:44.026 ‫لایسا؟ 15:49.573 --> 15:50.783 ‫لایسا! 15:54.119 --> 15:55.204 ‫وای، خدا رو شکر. 15:59.083 --> 16:00.417 ‫لایسا؟ 16:02.127 --> 16:05.589 ‫- لایسا، اینجایی؟ ‫- داری چی‌کار... 16:21.772 --> 16:25.234 ‫کانر، لایسا، صدامو می‌شنوید؟ 16:26.026 --> 16:28.404 ‫ازم اطاعت می‌کنید؟ 16:28.445 --> 16:31.615 ‫- اطاعت می‌کنیم. ‫- خوبه. 16:31.699 --> 16:36.245 ‫اون دختره، هرماینی، بهتون اعتماد داره؟ 16:36.245 --> 16:37.955 ‫- بله. ‫- بله. 16:37.955 --> 16:40.916 ‫پس همین الان برام بیاریدش. 16:54.430 --> 16:56.682 ‫منو کجا آوردی، خادم وفادارم؟ 16:56.724 --> 16:58.600 ‫ما بیرون خونهٔ اون دختره‌ایم، ارباب. 16:58.809 --> 17:01.020 ‫به‌زودی مال ما می‌شه، و بعد... 17:01.061 --> 17:02.980 ‫و بعد من آزاد می‌شم. 17:06.108 --> 17:08.110 ‫خیلی وقته رفته. ‫برم ببینم چیزی‌اش نشده باشه. 17:08.110 --> 17:10.654 ‫- نه، کانر گفت همین‌جا بمونیم. ‫- اگه توی دردسر افتاده باشه چی؟ 17:10.654 --> 17:13.824 ‫- اگه یه بلایی سر تو بیاد چی؟ ‫- داره یه بلایی سرم میاد. 17:13.866 --> 17:15.701 ‫و نمی‌تونم همین‌طوری ازش قایم بشم، مامان‌بزرگ. 17:15.743 --> 17:18.495 ‫نمی‌تونم. باید برم. 17:23.500 --> 17:25.919 ‫هوم. اینجا هم نمی‌درخشه. 17:25.961 --> 17:29.256 ‫- هوم. ‫- چی؟ پس هیچی اینجا اون عتیقۀ جادویی نیست؟ 17:30.424 --> 17:33.886 ‫نه. اساساً، پرونده بسته شد. 17:34.845 --> 17:37.848 ‫پیشنهاد می‌کنم بقیه رو جمع کنی‌ و ‫ برگردید به ساختمون الحاقی. 17:37.890 --> 17:39.892 ‫من همین‌جا می‌مونم و ‫می‌بینم دیگه چی پیدا می‌کنم. 17:39.933 --> 17:42.519 ‫نه. بی‌شوخی، ویکرام، نه. ‫این چه کاریه؟ 17:42.519 --> 17:44.313 ‫- چرا انقدر... ‫- چی؟ 17:44.313 --> 17:45.814 ‫از وقتی از گذشته برگشتیم، 17:45.814 --> 17:47.941 ‫تو همه‌ش مثل مادرها رفتار می‌کنی. 17:50.527 --> 17:52.237 ‫خیلی‌خب. 17:52.321 --> 17:55.032 ‫تونستی از نیّت من که به‌خوبی پنهونش کرده بودم، بو ببری. 17:55.074 --> 17:57.910 ‫می‌بینم که وقتشه حقیقت رو بهت بگم. 18:05.793 --> 18:09.797 ‫از وقتی به این زمان اومدم، ‫ هیچ‌وقت بهش به‌عنوان زمان خودم نگاه نکردم. 18:09.797 --> 18:13.008 ‫هیچ‌وقت زمان حال من نبود، فقط آینده بود. 18:13.008 --> 18:17.179 ‫یه توقف موقت در مسیر بازگشت به زمان خودم، 18:17.179 --> 18:19.681 ‫پیش عزیزانی که اونجا داشتم. 18:19.681 --> 18:23.644 ‫امسال هیچ‌وقت برام حس واقعی‌ای نداشت. 18:23.727 --> 18:26.730 ‫و آدم‌های توش، با اینکه برام مهم بودید، 18:26.730 --> 18:30.192 ‫شما هم هیچ‌وقت کاملاً واقعی به‌نظر نمی‌اومدید. 18:30.192 --> 18:32.861 ‫ببخشید ولی حقیقت همینه. 18:32.861 --> 18:34.196 ‫تا اینکه از گذشته برگشتیم. 18:34.196 --> 18:36.740 ‫و با تصمیم به بازگشت به زمان حال، 18:36.740 --> 18:41.286 ‫این زمان رو زمان خودم کردم. 18:41.286 --> 18:47.126 ‫دیگه فقط یه آینده نیست، بلکه حال منه. خونهٔ منه. 18:48.043 --> 18:49.795 ‫جایی که دیگه... 18:49.795 --> 18:52.131 ‫صرفاً رهگذرش نیستم. 18:54.049 --> 18:56.844 ‫و شماها، دوستان من، 18:57.719 --> 19:02.182 ‫هم‌تیمی‌های من، شماها واقعی‌اش کردید. 19:03.934 --> 19:07.563 ‫و این همون چیزیه که الان برای من انقدر ترسناکه. 19:07.855 --> 19:11.984 ‫- نگرانی‌ که ما رو از دست بدی‌. ‫ - درست همون‌موقع که بالأخره پیداتون کردم. 19:12.693 --> 19:16.530 ‫من خیلی چیزها رو از دست دادم، چارلی. خیلی، خیلی زیاد. 19:17.114 --> 19:20.284 ‫و الان نمی‌تونم تصورِ از دست‌دادن هیچ‌کدوم‌تون رو تحمل کنم. 19:21.952 --> 19:23.829 ‫کانر، لایسا، صدامو می‌شنوید؟ 19:23.829 --> 19:25.789 ‫- هرماینی. ‫ - لایسا، وایستا. دارم میام. 19:25.789 --> 19:27.916 ‫- خدا رو شکر که خوبی. باید بریم. ‫ - کانر کجاست؟ 19:27.916 --> 19:29.334 ‫اون خوبه، بیا. باید بریم. 19:32.087 --> 19:34.089 ‫چیزی نیست. همراه من بیا. 19:34.089 --> 19:36.341 ‫خطرناک نیست، قول می‌دم. زود باش. 19:36.341 --> 19:39.136 ‫- یالا، زود باش. ‫- مامان‌بزرگ؟ 19:56.945 --> 19:59.656 ‫هرماینی، چی شد؟ 19:59.656 --> 20:01.658 ‫مامان‌بزرگم، اون از رنگ درست شده بود. 20:01.950 --> 20:03.619 ‫و دلقک غمگین... 20:04.119 --> 20:06.580 ‫اونا کانر و لایسا رو بردن طبقهٔ بالا. 20:12.127 --> 20:14.963 ‫اون دلقک اضافی، لایساست. 20:14.963 --> 20:17.174 ‫و اونی که با کاترینه، کانره. 20:17.174 --> 20:19.176 ‫ولی اون کشیدگیِ رنگ، کار کانره. 20:19.218 --> 20:21.887 ‫مامان‌بزرگی که طبقهٔ پایین دیدم، واقعی نبود. 20:21.887 --> 20:23.639 ‫این نقاشی بود که جون گرفته بود. 20:23.639 --> 20:27.226 ‫و بعد اونا رو گرفته و اینجا زندانی‌شون کرده. 20:27.267 --> 20:31.396 ‫من سرافکنده‌شون کردم. هر دوتاشون رو سرافکنده کردم. 20:31.396 --> 20:34.483 ‫- قربان. ‫ - باید اونا رو از اینجا دور می‌کردم. 20:34.566 --> 20:36.860 ‫برشون می‌گردونیم. خب؟ یه راهی داره. 20:36.860 --> 20:38.528 ‫من باید کتابدار بهتری باشم! 20:38.528 --> 20:40.739 ‫پس بهتر باش‌. 20:40.739 --> 20:44.451 ‫- یه راهی براش پیدا کن‌، مثل همیشه. ‫ - چطور‌؟ 20:44.451 --> 20:46.703 ‫به چیزی توجه کن‌‌ که کس دیگه‌ای بهش توجه نکرده. 20:51.375 --> 20:54.169 ‫‌بله. فکر کن. 20:54.169 --> 20:56.713 ‫به چیزها فکر کن. چیزهایی که مشاهده کردم. 20:56.713 --> 21:00.259 ‫چیزهایی که سر جاشون نیستن. چیزها... 21:03.011 --> 21:04.888 ‫- هرماینی، چند سالته؟ ‫- ۱۷. 21:04.888 --> 21:06.682 ‫هفده؟ اون‌وقت می‌تونی این‌طوری نقاشی کنی؟ 21:06.723 --> 21:08.058 ‫حتماً از سن کم شروع کردی. 21:08.058 --> 21:10.102 ‫نه خیلی. ‫خب، در واقع اصلاً. 21:10.102 --> 21:12.354 ‫من هیچ‌وقت انقدر به هنر علاقه نداشتم تا اینکه... 21:12.354 --> 21:14.022 ‫تا اینکه چی؟ رنگ جدید گرفتی؟ 21:14.022 --> 21:16.024 ‫آرزو کردی؟ به یه پَری پنبه دادی؟ 21:16.024 --> 21:17.859 ‫نه، از این چیزها نبود. نه. 21:17.859 --> 21:19.361 ‫تقریباً شش ماه پیش، 21:19.361 --> 21:23.824 ‫یه شبه توی هنر خیلی خوب شدم. 21:23.824 --> 21:25.993 ‫شش ماه پیش ما جادو رو به دنیا برگردوندیم. 21:26.410 --> 21:28.704 ‫یعنی ممکنه؟ 21:28.996 --> 21:31.081 ‫هرماینی، فامیلیِ مادرت چیه؟ 21:31.081 --> 21:32.958 ‫- پاولیس. ‫- پاولیس! 21:33.000 --> 21:35.210 ‫اوه، پاولیس! این اصلاً شبیه اسم صرب‌ها نیست. 21:35.210 --> 21:36.920 ‫نه. نه، در واقع، شبیه اسم یونانی‌هاست. 21:36.920 --> 21:40.465 ‫یونان. البته! حالا همه‌چیز معلوم شد. 21:40.465 --> 21:42.634 ‫مقاومت مامان‌بزرگت در برابر جذبۀ من! 21:42.634 --> 21:44.970 ‫وجود جادو بدون هیچ عتیقۀ جادویی. 21:44.970 --> 21:46.513 ‫و میراث یونانی تو! 21:46.513 --> 21:49.016 ‫هرماینی، همه‌ش به تو برمی‌گرده. 21:49.057 --> 21:51.268 ‫فقط تو می‌تونی دوست‌هامون رو از نقاشی‌ها آزاد کنی. 21:51.268 --> 21:54.187 ‫ولی چطوری؟ من اونا رو اون تو ننداختم. 21:54.271 --> 21:56.898 ‫چرا، عزیزم، متأسفانه تو این کار رو کردی. 21:57.024 --> 21:59.568 ‫دیگه نمی‌تونه از دست‌مون فرار کنه! 21:59.568 --> 22:02.154 ‫اون دختره رو پیدا کنید و همین الان بیاریدش پیش من. 22:04.406 --> 22:07.326 ‫عجله کنید! جلو و پشت ساختمون رو پوشش بدید. 22:10.120 --> 22:12.622 ‫این در فوق‌العاده محکمه. 22:12.664 --> 22:14.958 ‫می‌دونم. این مدت مواظب بودم، برای همچین... 22:14.958 --> 22:16.168 ‫برای همچین چی‌ای؟ 22:16.168 --> 22:19.254 ‫برای همچین شبی که آدمایی مثل اونا ‫بیان سراغ هرماینی. 22:19.296 --> 22:23.550 ‫- همچین شبی؟ امشب چه شبی‌ـه مگه؟ ‫- ماه ملپومنه. 22:23.550 --> 22:26.136 ‫ماه ملپومنه! البته! 22:26.136 --> 22:28.889 ‫می‌شه انقدر در مورد چیزهایی که من نمی‌دونم، ندونی؟ 22:28.930 --> 22:31.391 ‫ماه ملپومنه، ماه میوزهاست. ‫(میوزها یا موزها: نوعی پریِ افسانه‌ای) 22:31.433 --> 22:33.352 ‫چه عجب! بالأخره یه چیزی گفتی که شنیده بودم. 22:33.393 --> 22:35.354 ‫میوزها الهه‌های بزرگ هنر بودن 22:35.395 --> 22:37.522 ‫که برای الهام‌بخشی به هنرمندان و نویسندگان بزرگ‌ان 22:37.564 --> 22:39.649 ‫ولی صبر کن ببینم... اونا واقعی بودن؟ 22:39.733 --> 22:42.778 ‫شاید این سؤالیه که بهتره از نوادگان‌شون بپرسی‌. 22:47.240 --> 22:49.910 ‫- ساکت شدن. ‫ - فکر کنم دارن تجدید قوا می‌کنن. 22:51.495 --> 22:55.374 ‫- مامان‌بزرگ، ما... ‫- از طریق خون زن‌ها، آره. 22:55.374 --> 22:57.459 ‫ما از نسل میوزها هستیم. 22:57.459 --> 23:00.504 ‫قدرت‌شون خیلی وقت پیش توی خاندان ما از بین رفت، 23:00.504 --> 23:02.506 ‫و هیچ‌وقت برای من زنده نشد. 23:03.256 --> 23:06.718 ‫ولی می‌دونستم این احتمال وجود داره که، برای تو... 23:06.718 --> 23:10.013 ‫وقتی جادو دوباره به دنیا برگشت، قابلیت تو رو فعال کرد. 23:10.013 --> 23:13.308 ‫نه تنها می‌تونی هنر فاخر خلق کنی، ‫ می‌تونی بهشون جون هم ببخشی. 23:13.308 --> 23:15.227 ‫واسه همین هیچ عتیقۀ جادویی‌ای وجود نداشت. 23:15.227 --> 23:18.021 ‫- هرماینی خود جادوئه. ‫ - این حجم از قدرت رو داشته 23:18.021 --> 23:20.899 ‫ولی مسلماً نمی‌تونسته کنترلش کنه. 23:20.899 --> 23:22.317 ‫برای همین برعلیه‌ش شده. 23:22.359 --> 23:24.444 ‫ببینم، ماه ملپومنه چیه؟ 23:24.486 --> 23:28.907 ‫یه پدیدۀ آسمانی. هر ۱۷ سال یکبار اتفاق می‌افته. 23:28.949 --> 23:31.827 ‫اگه کسی بخواد قدرت یه میوز رو بدزده، 23:31.827 --> 23:35.747 ‫باید اون الهه رو همین امشب... 23:35.747 --> 23:37.833 ‫زیر نور ماه ملپومنه قربانی کنه. 23:37.874 --> 23:40.335 ‫- منو قربانی کنن؟ ‫- بله، عزیزم. 23:40.335 --> 23:42.879 ‫این همون چیزیه که سعی کردم در برابرش از محافظت کنم. 23:42.921 --> 23:44.965 ‫کل این مدت، فکر می‌کردم شما صرفاً سخت‌گیرید. 23:45.048 --> 23:48.135 ‫ولی چرا کسی باید قدرت جان‌بخشی به نقاشی‌ها رو بخواد؟ 23:48.176 --> 23:49.386 ‫برای تشکیل یه ارتش. 23:49.386 --> 23:52.389 ‫یه ارتش شکست‌ناپذیر از قهرمانان و ایزدها 23:52.389 --> 23:54.141 ‫که از نقاشی‌های اساطیر کلاسیک برگرفته شده. 23:54.182 --> 23:56.810 ‫و ثروت نامحدود از نقاشی‌های گنج. 23:57.102 --> 24:00.730 ‫یه کپی از هر کسی که تا حالا پرتره‌ش کشیده شده 24:00.730 --> 24:02.566 ‫تحت کنترل یه ذهن بدخواه. 24:02.774 --> 24:05.735 ‫ولی کی؟ کی داره این کارها رو می‌کنه؟ 24:05.735 --> 24:08.864 ‫ویکرام چمبرلین، می‌دونم اون تویی. 24:08.947 --> 24:10.615 ‫آه، وینزلو لینچ. 24:10.615 --> 24:12.784 ‫پس، «چکش گرگور»، اونا پشت این ماجرا هستن. 24:12.784 --> 24:15.787 ‫«چکش گرگور»؟ اونا مگه یه مشت خوانندۀ مضحک نیستن؟ 24:15.787 --> 24:17.205 ‫ظاهراً دیگه تو کارِ سرگرمی نیستن. 24:17.247 --> 24:19.124 ‫اینا نیروهای ضربت ما هستن، 24:19.124 --> 24:22.461 ‫کاملاً به گرگور وفادارن و به‌شدت بی‌باک! 24:22.461 --> 24:24.629 ‫اونا هودی‌پوش‌های جون‌گرفته از آثار هنری نیستن. 24:24.629 --> 24:26.423 ‫فقط یه مشت بچه‌مثبتن که سیاه‌پوش شدن. 24:26.423 --> 24:29.050 ‫کاترین، هرماینی، لطفاً برید عقب. 24:29.176 --> 24:31.970 ‫متوجه شدین؟ ما این مدت داشتیم جذب نیرو می‌کردیم. 24:31.970 --> 24:33.847 ‫بذار حدس بزنم. 24:33.972 --> 24:36.433 ‫یه وِرد جادویی که طرفدارهاتون رو هیپنوتیزم می‌کنه 24:36.475 --> 24:39.644 ‫و توی آهنگی که داخل یکی از جشن‌هاتون ‫اجرا می‌کنید، کار گذاشته شده. 24:39.644 --> 24:42.856 ‫اسمش... اسمش «کنسرت»‌ـه، قربان. 24:42.856 --> 24:43.648 ‫باشه. 24:43.899 --> 24:46.026 ‫تو یکی از جشن-کنسرت‌هاتون. ‌ 24:46.026 --> 24:47.819 ‫و خود شماها، موسیقی‌دان‌ها، 24:47.819 --> 24:50.405 ‫می‌بینم که گرگور دوباره گروه جادوگرانش رو در قالب شماها 24:50.447 --> 24:51.490 ‫برگردونده. 24:51.490 --> 24:53.158 ‫این‌طوریه که وِردهای باستانی رو بلدید. 24:53.158 --> 24:56.161 ‫هیچ‌وقت قدرت یه ملودیِ گیرا رو دست‌کم نگیر. 24:56.161 --> 25:00.457 ‫- بدجور توی ذهن آدم می‌مونه. ‫ - حالا همه‌چی رو فهمیدم! 25:00.457 --> 25:02.167 ‫به‌عنوان نوادگان میوزها، 25:02.167 --> 25:04.544 ‫جادوی موسیقی هیچ تأثیری روی کاترین و هرماینی نداره، 25:04.544 --> 25:07.172 ‫برای همین مجبور شدین ‫از دیگران برای دزدیدن‌شون استفاده کنید. 25:07.214 --> 25:09.883 ‫- چی می‌خوای، لینچ؟ ‫- خیلی ساده‌ست، کتابدار. 25:09.883 --> 25:12.010 ‫تو دختره رو به من می‌دی، و ما می‌ریم. 25:12.010 --> 25:14.513 ‫خب، این الان خیلی محتمل به‌نظر نمیاد، مگه نه؟ 25:14.513 --> 25:17.015 ‫درسته تعدادتون بیشتر شده، ولی هوش‌تون نه. 25:17.015 --> 25:18.642 ‫اون دختره تحت حمایت ماست، لینچ. 25:18.683 --> 25:22.854 ‫- راهت رو بکِش و برو! ‫ - خواهش می‌کنم فقط گوش بدید چی می‌گیم. 25:22.854 --> 25:25.315 ‫یک، دو، یک، دو، سه، چهار! 25:25.315 --> 25:30.070 ‫گوش‌هات‌ رو بگیر‌. 25:40.872 --> 25:43.166 ‫صدامو می‌شنوی، کتابدار؟ 25:44.376 --> 25:46.920 ‫می‌شنوم. اطاعت می‌کنم. 25:47.504 --> 25:49.881 ‫منم اطاعت می‌کنم. 25:49.881 --> 25:52.634 ‫توی مأموریتی که همکارهات ناموفق بودن، موفق می‌شی. 25:52.926 --> 25:56.972 ‫نقاشی‌ها کانر و لایسا رو گرفتن ‫و توی آثار هنری گیر افتادن. 25:57.180 --> 26:00.725 ‫فکرش رو می‌کردم. ‫ این هنر، هر کاری می‌کنه تا از میوزش محافظت کنه. 26:01.017 --> 26:02.561 ‫دختره رو برام بیار. 26:02.561 --> 26:04.563 ‫نقاشی‌ها داشتن ازش محافظت می‌کردن؟ 26:04.563 --> 26:06.731 ‫ولی ما فکر می‌کردیم دارن بهش حمله می‌کنن. 26:06.731 --> 26:09.317 ‫ممنون، بچه‌ها. این اطلاعات ورق رو برمی‌گردونه. 26:09.359 --> 26:11.069 ‫تشکر لازم نیست. 26:11.069 --> 26:13.363 ‫صبر کن ببینم. نه، وایستا! 26:13.405 --> 26:16.783 ‫- من شماها رو مسحور کردم. ‫- نه، نکردی. 26:17.284 --> 26:19.744 ‫یه حقهٔ کوچیک ضد جادوی موسیقی 26:19.744 --> 26:22.372 ‫که بهش می‌گم فرو کردن انگشت توی گوش. 26:22.581 --> 26:24.791 ‫برادرها، دوباره جمع شید. 26:26.126 --> 26:28.420 ‫ما چقدر احمقیم. 26:28.420 --> 26:31.006 ‫- مدام واضح‌ترین توجیه منطقی رو نادیده می‌گیریم. ‫ - چی شده؟ 26:31.006 --> 26:33.800 ‫دو نوع هودی‌پوش وجود داره، ‫ اونایی که تو بهشون جون بخشیدی 26:33.800 --> 26:35.927 ‫و نوچه‌های جدید «چکش گرگور». 26:35.927 --> 26:37.887 ‫فقط هودی‌پوش‌های نوچه می‌خوان بهت آسیب بزنن. 26:37.929 --> 26:40.265 ‫هرماینی، وقتی هودی‌پوش‌های دیوارنگاری مغازه‌دار رو گرفتن، 26:40.307 --> 26:42.100 ‫- افتاده بود دنبالت، درسته؟ ‫ - بله. 26:42.100 --> 26:45.395 ‫و وقتی دلقک و اون یکی مامان‌بزرگ ‫ کانر و لایسا رو دزدیدن، 26:45.437 --> 26:47.772 ‫- به‌خاطر این بوده که اونا می‌خواستن تو رو بدزدن. ‫ - جدی؟ 26:47.814 --> 26:49.983 ‫آره، لینچ اونا رو تحت کنترل خودش درآورده. 26:49.983 --> 26:52.485 ‫و اولش که ما اومدیم اینجا، اون هودی‌پوش‌های چکش گرگور هم... 26:52.527 --> 26:54.946 ‫قصد داشتن تو رو بدزدن، تا اینکه هنر جلوشون رو گرفت. 26:55.238 --> 26:56.948 ‫چون کارش همینه، درسته؟ 26:56.948 --> 26:58.575 ‫هنر همیشه ازت محافظت می‌کنه. 26:58.575 --> 26:59.868 ‫کلاً نمی‌خواسته بهت حمله کنه. 26:59.868 --> 27:02.078 ‫به آدم‌هایی حمله می‌کرده که می‌خواستن بهت آسیب بزنن. 27:02.120 --> 27:04.873 ‫هرماینی، کل این مدت ‫ داشتی با ضمیر ناخودآگاهت کنترلش می‌کردی. 27:04.956 --> 27:08.084 ‫پس اگه همیشه تحت کنترل من بوده، 27:08.084 --> 27:10.962 ‫پس یعنی می‌تونم باهاشون مقابله کنم. 27:11.171 --> 27:13.298 ‫نه، هرماینی، خیلی خطرناکه. 27:13.381 --> 27:15.967 ‫- ممکنه آسیب ببینی. ‫- کاترین، می‌دونم چه حسی داری‌. 27:15.967 --> 27:18.803 ‫کسایی که برامون عزیزن رو ‫دوست داری لای پرِ قو بزرگ کنیم. 27:18.803 --> 27:22.098 ‫ولی وقتی این کار رو می‌کنیم، ‫نمی‌ذاریم به بهترین حالتِ خودشون برسن. 27:22.098 --> 27:25.894 ‫اگه من فقط به تیمم اعتماد می‌کردم، ‫ شاید الان اینجا بودن و اوضاع رو درست می‌کردن. 27:26.186 --> 27:29.814 ‫و شاید، اگه الان به هرماینی اعتماد کنیم، 27:29.814 --> 27:32.108 ‫اون بتونه کسی باشه که همه‌مون رو نجات می‌ده. 27:32.150 --> 27:34.819 ‫مامان‌بزرگ، نمی‌تونم بذارم مردم به‌خاطر من آسیب ببینن. 27:34.819 --> 27:38.907 ‫قبل از اینکه مادرت بمیره، به اون و به خودم قول دادم 27:38.948 --> 27:40.950 ‫که همیشه ازت محافظت کنم. 27:40.950 --> 27:42.994 ‫خب کردین! تا الان محافظت کردین. 27:42.994 --> 27:44.996 ‫کل زندگی‌ام ازم محافظت کردین. 27:44.996 --> 27:47.749 ‫حالا مامان‌بزرگ، خواهشاً بذارید من ازتون محافظت کنم. 27:48.625 --> 27:51.002 ‫وقتی این‌طوری اخم می‌کنی، 27:51.002 --> 27:53.797 ‫خیلی منو یاد مادرت میندازی. 27:58.468 --> 28:00.053 ‫پدرشون رو در بیار. 28:02.931 --> 28:04.724 ‫شروع کنیم؟ 28:04.933 --> 28:06.142 ‫به پیش! 29:13.918 --> 29:16.045 ‫باورم نمی‌شه این کار رو کردم، مامان‌بزرگ. 29:16.045 --> 29:19.924 ‫حس خیلی... خیلی طبیعی‌ای داشت، ‫ انگار برای همین به دنیا اومدم. 29:19.924 --> 29:22.552 ‫زندگی‌ات الان خیلی متفاوت می‌شه. 29:22.552 --> 29:24.929 ‫هرماینی، می‌خوام یه کاری برام بکنی. 29:24.929 --> 29:28.057 ‫می‌خوام دوست‌هامون رو از نقاشی‌ها آزاد کنی. ‫ می‌تونی این کار رو بکنی؟ 29:28.057 --> 29:29.726 ‫لطفاً برشون گردون پیشم. 29:29.768 --> 29:32.145 ‫ولی اگه اشتباه کنم چی؟ اگه بهشون آسیب بزنم چی؟ 29:32.187 --> 29:35.982 ‫یادت میاد مادرت موقع خواب ‫برات چه داستان‌هایی تعریف می‌کرد؟ 29:36.024 --> 29:40.945 ‫داستان‌های یونان باستان، ‫ایزدها و هیولاها، قهرمانان و اشرار؟ 29:40.945 --> 29:44.365 ‫- بله. ‫- خب، منم همون داستان‌ها رو براش تعریف می‌کردم، 29:44.365 --> 29:47.869 ‫درست مثل مادرم که برای من تعریف می‌کرد ‫و مادرش که برای اون تعریف می‌کرد، 29:47.869 --> 29:50.747 ‫که از هزاران نسل دهن‌به‌دهن نقل شده 29:50.747 --> 29:53.625 ‫تا برای تو تعریف شده. 29:53.833 --> 29:59.130 ‫چون اونا فقط داستان نبودن، عزیزم. تمرین بودن. 29:59.130 --> 30:02.050 ‫تمرین برای قدرت خاندان تو... 30:02.050 --> 30:05.470 ‫و تاریخ تو و قلب تو. 30:05.470 --> 30:09.224 ‫تصور کن مادرت داره برات ‫داستان میوز بزرگی رو تعریف می‌کنه 30:09.224 --> 30:11.976 ‫که دوست‌هاش رو از نقاشی‌هایی که... 30:11.976 --> 30:15.021 ‫توشون زندانی شده بودن، آزاد کرد. 30:15.355 --> 30:18.441 ‫بذار تصور مادرت، الهام‌بخشت بشه. 30:26.282 --> 30:27.700 ‫دارم می‌بینمش. 30:27.742 --> 30:28.701 ‫[اساطیر یونانی] 30:28.701 --> 30:31.996 ‫داره بهم می‌گه... اون... 30:36.042 --> 30:37.669 ‫تو می‌تونی. 30:38.169 --> 30:39.712 ‫«تو می‌تونی.» 30:47.804 --> 30:49.305 ‫من می‌تونم. 31:08.241 --> 31:10.827 ‫- هرماینی، موفق شدی! ‫- عه... 31:10.827 --> 31:12.412 ‫وای، دوست‌های من! 31:12.620 --> 31:16.624 ‫دوست‌های عزیزم، واقعاً شرمنده‌ام که باورتون نداشتم. 31:16.624 --> 31:18.418 ‫می‌شه منو ببخشید؟ 31:18.418 --> 31:20.128 ‫ویک، این چه حرفیه؟ 31:20.169 --> 31:22.171 ‫قول می‌دین؟ ناراحت نیستین؟ 31:22.672 --> 31:26.384 ‫- چرا؟ مگه ناراحت به‌نظر میام؟ ‫- نه. 31:26.676 --> 31:27.927 ‫نه، ناراحت نیستی. 31:28.511 --> 31:31.097 ‫مادرت اگه زنده بود خیلی بهت افتخار می‌کرد. 31:31.097 --> 31:34.350 ‫خب، به‌نظرم الان می‌طلبه که... 31:34.350 --> 31:38.187 ‫صبر کن ببینم. اون چیه؟ 31:42.650 --> 31:45.737 ‫- هرماینی، داری چی‌کار می‌کنی؟ ‫- من کاری نمی‌کنم. 31:45.737 --> 31:48.239 ‫وقتی هرماینی از قدرتش ‫ برای آزاد کردن کانر و لایسا استفاده کرد، 31:48.239 --> 31:50.742 ‫یه چیزی رو از این نقاشی آزاد کرد. 31:50.950 --> 31:52.994 ‫من... 31:52.994 --> 31:55.538 ‫من... من... 32:01.336 --> 32:02.879 ‫یه شاهکار هنری‌ام. 32:04.964 --> 32:06.049 ‫گرگور... 32:06.090 --> 32:07.592 ‫چی؟ اون چطور... 32:07.634 --> 32:09.427 ‫- از نقاشی اومد بیرون. ‫ - برو عقب، قربان. 32:09.469 --> 32:11.137 ‫از اول نقشه‌ش همین بود. 32:11.137 --> 32:13.014 ‫که شماها رو توی آثار هنری گیر بندازه. 32:13.014 --> 32:14.599 ‫که این نقاشی رو توی این اتاق بذاره 32:14.599 --> 32:15.975 ‫و از قدرت میوز استفاده کنه. 32:15.975 --> 32:19.354 ‫و به مقدار لازم، جادوش رو جذب کنه ‫تا خودش رو از یه حباب زمانی آزاد کنه. 32:19.354 --> 32:23.316 ‫بله، دوست قدیمی. من همیشه یه قدم ازت جلوتر بودم. 32:23.358 --> 32:26.235 ‫اگه من انقدر حواسم پرت نگرانی برای امنیت تیمم نبود... 32:26.235 --> 32:30.573 ‫از تماشای اینکه چطور علاقه‌ات به اونا ‫کورت کرده بود لذت بردم. 32:30.615 --> 32:35.036 ‫الان، با قدرت میوز، من یه گُردان از... 32:35.036 --> 32:37.830 ‫سربازهای کشته‌شده و ژنرال‌های بزرگ می‌سازم؛ 32:37.830 --> 32:40.875 ‫کلاً هر کسی که تا حالا تصویرش توی یه نقاشی حبس شده. 32:40.875 --> 32:45.213 ‫سربازهام رو توی گالری‌های دنیا جذب می‌کنم. 32:45.213 --> 32:47.674 ‫من شکست‌ناپذیر نمی‌شم. 32:47.674 --> 32:51.719 ‫و اون دختره رو می‌گیرم. 32:51.719 --> 32:53.763 ‫با کدوم ارتش؟ 32:59.519 --> 33:01.437 ‫جلوتر نیا! 33:01.604 --> 33:04.482 ‫بهش آسیب نزن! هرماینی، هر کاری می‌گه بکن. 33:04.482 --> 33:07.568 ‫کارت عالی بود، لینچ. ‫ببرش. 33:07.652 --> 33:09.320 ‫چشم، ارباب. 33:12.448 --> 33:14.701 ‫یه مو از سرش کم بشه... 33:14.993 --> 33:17.412 ‫دوست داشتم بمونم و در این مورد بحث کنم، ویکرام، 33:17.412 --> 33:20.123 ‫ولی تا دیر نشده باید برم سراغ ماه. 33:25.211 --> 33:27.338 ‫قفل شده. راه خروج دیگه‌ای هست؟ 33:27.338 --> 33:30.174 ‫پنجره. ولی مواظب باشید. ‫ نیفتید! 33:40.601 --> 33:45.440 ‫ارباب، اینجا ماه در زاویهٔ مناسبی قرار داره. 33:45.481 --> 33:47.817 ‫اینجا قربان‌گاهِ ما خواهد بود. 33:51.696 --> 33:53.865 ‫خنجر اورانیا، ارباب. 33:57.827 --> 33:59.871 ‫نه. تو رو خدا! تو رو خدا! 34:01.414 --> 34:03.624 ‫هیچ دیوارنگاری‌ای نیست که هرماینی ازش استفاده کنه. 34:03.666 --> 34:05.293 ‫ظاهراً شهرداری اینجا رو تمیز کرده. 34:05.293 --> 34:07.420 ‫حالا وقتِ افتخارکردن به نظافت شهری بود؟ 34:07.420 --> 34:10.590 ‫خب، اگه اثر هنری‌ای نیست، خودمون خلق می‌کنیم. 34:10.882 --> 34:12.925 ‫از کارگاه یه‌سری تجهیزات آوردم. 34:12.967 --> 34:15.762 ‫الان، ارباب. وقتش الانه. 34:16.012 --> 34:18.222 ‫(در حال وِردخوانی) 34:18.598 --> 34:20.516 ‫انجامش بدید، ارباب. بزنید! 34:32.445 --> 34:36.074 ‫با این خنجر مقدس، 34:36.115 --> 34:39.660 ‫من قدرت این میوز رو... 34:39.660 --> 34:44.248 ‫زیر نور کاملاً نقره‌ای ماه ملپومنه، تصاحب می‌کنم. 34:47.418 --> 34:49.420 ‫ابر؟ 35:04.102 --> 35:05.186 ‫بگیریدش! 35:16.280 --> 35:17.365 ‫کتابدارها! 35:17.365 --> 35:19.117 ‫هرماینی، یه کمکی می‌کنی؟ 35:19.534 --> 35:24.831 ‫- جمجمه‌هاشون رو برام بیارید! ‫- هرماینی، اینجا رو! 35:29.919 --> 35:31.295 ‫هرماینی. 35:41.013 --> 35:43.224 ‫ماه ملپومنه تموم شد، گرگور. 35:43.724 --> 35:45.017 ‫خیلی دیر کردی. 35:45.017 --> 35:47.270 ‫پس قربانی تبدیل به گروگان می‌شه. 35:47.353 --> 35:50.690 ‫بهتون هشدار می‌دم، جلوتر نیاید. 35:59.949 --> 36:01.826 ‫مادر جان! 36:05.830 --> 36:06.706 ‫هوم. 36:08.499 --> 36:09.834 ‫آهای! 36:10.001 --> 36:12.003 ‫این مال کتابخونه‌ست. 36:12.211 --> 36:13.838 ‫و خیلی وقت پیش باید پسش میاوردی. 36:13.838 --> 36:15.798 ‫خیلی‌خب، پاشید ببینم. 36:15.798 --> 36:17.216 ‫آزادید که برید. وقت رفتنه. 36:17.258 --> 36:19.552 ‫شاید بهتر باشه سلیقهٔ موسیقیایی‌تون رو هم بهتر کنید. 36:21.137 --> 36:22.930 ‫چی رو نگاه می‌کنی؟ برو. 36:24.891 --> 36:27.685 ‫اگه می‌شه اجازه بدید من یه لحظه با دوست قدیمی‌ام خلوت کنم. 36:30.146 --> 36:33.441 ‫خب، غنائم به فاتح جنگ می‌رسه. 36:33.482 --> 36:35.902 ‫تو این حق رو به دست آوردی که به زندگی من پایان بدی‌. 36:36.277 --> 36:38.487 ‫امروز نه، گرگور. 36:38.696 --> 36:40.990 ‫کتابخونه بازداشتت می‌کنه 36:41.032 --> 36:43.701 ‫و اونجا توی یه محاکمۀ منصفانه، ‫باید جوابگوی جرائمت باشی. 36:44.744 --> 36:45.912 ‫محاکمه؟ 36:45.912 --> 36:49.999 ‫فکر می‌کنی می‌تونی منو بازیچهٔ قوانین خیالی خودتون کنی؟ 36:50.791 --> 36:54.462 ‫این عصر نوین، تو رو نازک‌نارنجی کرده، کتابدار. 36:54.462 --> 36:58.799 ‫شجاعتت کجاست؟ دلاوری‌ات، مردانگی‌ات؟ 36:58.799 --> 37:01.552 ‫تو ضعیفی، ویکرام چمبرلین. 37:05.556 --> 37:09.810 ‫همهٔ ما می‌تونیم تغییر کنیم، گرگور. ‫حتی تو. 37:10.394 --> 37:14.523 ‫کاش فرق بین مهربونی و ضعف رو می‌فهمیدی. 37:14.523 --> 37:16.734 ‫من ضعف تو رو می‌شناسم. 37:16.734 --> 37:19.403 ‫شکل و طعم خاصش رو می‌شناسم. 37:19.445 --> 37:21.697 ‫از نزدیک شاهدش بودم. 37:22.448 --> 37:26.369 ‫ضعفی که اون قدیم‌ها هیچ‌وقت به دردسر نمینداختت. 37:26.369 --> 37:28.371 ‫و اون ضعف چیه؟ بگو ببینم. 37:28.579 --> 37:31.707 ‫برای اولین بار توی زندگی‌ات، 37:31.707 --> 37:34.252 ‫علاقۀ شدیدی به دوست‌هات پیدا کردی. 37:34.293 --> 37:36.629 ‫و همین تو رو به کام مرگ می‌کِشونه. 37:36.671 --> 37:38.214 ‫یا اونا رو. 37:41.968 --> 37:43.344 ‫کانر؟ 37:45.888 --> 37:48.057 ‫ویک! کمکم کن! 37:48.933 --> 37:50.893 ‫کمک! 37:50.893 --> 37:53.521 ‫پس دوتا گزینه در اختیارت می‌ذارم. 37:53.562 --> 37:57.692 ‫منو دستگیر کن، اون‌وقت خادمم طنابِ دوستت رو قطع می‌کنه. 37:59.568 --> 38:03.739 ‫یا اینکه آزادم کن تا به خادمم بگم دست نگه داره. 38:03.739 --> 38:08.619 ‫- من یا اون‌؟ انتخاب کن. ‫- اگه بذارم بری چی می‌شه؟ 38:08.744 --> 38:11.414 ‫اون‌وقت زنده می‌مونه. فعلاً. 38:11.414 --> 38:14.375 ‫حالا دوستت رو قربانی می‌کنی تا منو شکست بدی؟ 38:14.917 --> 38:17.837 ‫یا دوستت رو نجات می‌دی و منو آزاد می‌کنی؟ 38:19.714 --> 38:23.217 ‫می‌دونم ویکرام قدیمی کدوم گزینه رو انتخاب می‌کرد. 38:40.234 --> 38:42.361 ‫ویک، گرفتی منو! 38:42.862 --> 38:45.573 ‫راحت‌ترین انتخابی بود که تا حالا کردم. 38:51.120 --> 38:52.621 ‫ببخشید. 38:53.914 --> 38:55.541 ‫شکلات‌هام رو پس بده! 38:55.791 --> 38:57.918 ‫این الان به‌جای تشکرت بود؟ 39:01.422 --> 39:04.300 ‫یه چیزی دارم که می‌خوام برام نگهش دارین. 39:04.300 --> 39:06.927 ‫این یه عکس از منه که دارم قدرتم رو از دست می‌دم. 39:06.927 --> 39:09.847 ‫- اگه بهش جون ببخشم، اون‌وقت... ‫- اون‌وقت قدرتت از بین می‌ره. 39:14.935 --> 39:16.604 ‫فکر می‌کنم هنوز آمادگی‌اش رو ندارم. 39:16.645 --> 39:17.438 ‫حق با مامان‌بزرگمه. 39:17.480 --> 39:18.898 ‫زندگی‌ام خیلی متفاوت... 39:18.939 --> 39:20.316 ‫و خیلی خطرناک می‌شه. 39:20.316 --> 39:22.318 ‫خب، ما برات امانت نگهش می‌داریم. 39:22.318 --> 39:24.653 ‫- قول می‌دیم. ‫- آره، و اگه نظرت عوض شد، 39:24.653 --> 39:25.946 ‫توی کتابخونه منتظرته. 39:25.988 --> 39:28.157 ‫اتفاقاً جای مناسبش رو هم می‌دونم. 39:28.240 --> 39:30.326 ‫درست کنار طرح‌های گمشدهٔ داوینچی. 39:30.326 --> 39:35.498 ‫- نظرت چیه، ویک؟ ‫- بله. کنار طرح‌ها خوبه. 39:36.665 --> 39:38.334 ‫نمی‌تونستیم از قدرت هرماینی استفاده کنیم 39:38.334 --> 39:40.336 ‫تا آنیا رو هم از نقاشی‌اش بیرون بیاریم، قربان؟ 39:40.920 --> 39:42.338 ‫متأسفانه نه. 39:42.338 --> 39:45.174 ‫قدرت میوزها، قدرت سفر در زمان نیست. 39:45.174 --> 39:48.844 ‫گرگور قبلاً بیرونِ زمان گیر افتاده بود. 39:48.844 --> 39:51.847 ‫هرماینی صرفاً اون رو از طریق نقاشی‌اش آزاد کرد. 39:52.848 --> 39:57.186 ‫در صورتی که آنیا در زمان درست خودش قرار داره. 39:57.436 --> 40:00.398 ‫اگه هرماینی این پرتره رو زنده می‌کرد، 40:01.107 --> 40:04.819 ‫فقط یه کپی مشابه ولی بی‌جان تولید می‌کرد. 40:06.195 --> 40:09.073 ‫خب، گرگور رو می‌خوایم چی‌کار کنیم؟ 40:09.115 --> 40:11.367 ‫ببین، این بار شکستش دادیم. ‫دفعهٔ بعد هم شکستش می‌دیم. 40:11.409 --> 40:13.119 ‫مطمئنی؟ 40:13.119 --> 40:14.328 ‫برام سؤاله که می‌تونیم یا نه. 40:14.370 --> 40:17.164 ‫- قربان؟ ‫- معذرت می‌خوام، ببخشید. 40:19.250 --> 40:20.584 ‫‌امروز عالی بودیم. 40:20.876 --> 40:24.213 ‫ولی گرگور باهوش بود. ‫یعنی‌ فوق باهوش! 40:24.213 --> 40:26.549 ‫روشی که از نقاشی بیرون اومد... 40:26.924 --> 40:30.469 ‫- ولی در مورد یه چیزی اشتباه کرده بود. ‫- در مورد چی؟ 40:30.469 --> 40:33.055 ‫ویکرام دیگه یه آدم تنها نیست. ‫اون عضو یه تیمه. 40:33.055 --> 40:36.725 ‫و احساساتش نسبت به ما، نسبت به تیم، ‫ بزرگترین نقطه‌ضعفش نیست. 40:37.017 --> 40:39.937 ‫- نقطه‌قوتشه. ‫- لایسا هم کم‌کم داره متوجه می‌شه. 40:39.937 --> 40:43.566 ‫من به این می‌گم... ‫قربان؟ 40:45.276 --> 40:46.527 ‫به بلگراد خوش اومدید؛ 40:46.527 --> 40:49.238 ‫پایتخت و بزرگترین شهر صربستان. 40:49.238 --> 40:53.909 ‫با جمعیتی بیش از ۱.۴ میلیون نفر در محدودهٔ شهری 40:53.909 --> 40:58.747 ‫و در کل کلان‌شهر، نزدیک به ۱.۷ میلیون نفر جمعیت. 40:58.831 --> 41:00.374 ‫می‌تونیم از این‌طرف بریم. 41:14.430 --> 41:16.223 ‫و با ظهور بمب هسته‌ای، 41:16.223 --> 41:18.392 ‫جنگاوریِ نوین برای همیشه تغییر کرد. 41:20.019 --> 41:25.733 www.Doostihaa.com