WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:57.720 --> 01:05.880 ‫«قسمت ۳۳: کافه‌گردانی» 01:07.280 --> 01:10.600 ‫تمام سفارشات رسیدن؟ 01:14.880 --> 01:16.680 ‫بله، عسل شیره زنبوره. 01:17.560 --> 01:20.760 ‫به مزرعه کلارکسون خوش برگشتید، 01:20.960 --> 01:24.040 ‫که همه چیز درست همونجوریه که ‫ولشون کردیم و رفتیم. 01:27.520 --> 01:28.480 ‫بگی نگی. 01:37.800 --> 01:40.920 ‫[بیمارستان قلب آکسفورد] 01:42.280 --> 01:44.760 ‫یه چند ساعت همینجا می‌مونه. 01:44.920 --> 01:46.440 ‫- کدوم یکی؟ ‫- این یکی. 01:46.840 --> 01:49.440 ‫ام، خب... 01:51.760 --> 01:54.200 ‫آره، چند ساعت دیگه درمیاریمش. 01:55.120 --> 01:57.120 ‫[کافه سگ کشاورز] 01:57.160 --> 02:00.520 ‫چند هفته پیش سعی کردم ‫کافه‌م رو افتتاح کنم، 02:00.720 --> 02:03.160 ‫و در عین حال محصولات رو ‫برداشت کنم. 02:03.880 --> 02:06.120 ‫برق قطع شده، پنکه‌ها خرابن، ‫گاز نداریم. 02:09.360 --> 02:11.280 ‫لعنتی! 02:11.480 --> 02:12.560 ‫آشغال... 02:12.760 --> 02:17.440 ‫و همه‌ش یه مقدار استرس‌زا بود. 02:29.280 --> 02:31.600 ‫- خوبی، رفیق؟ ‫- اوه، برگشتی! 02:31.760 --> 02:34.040 ‫- برگشتم و نمُردم. ‫- چطوری؟ 02:34.200 --> 02:35.840 ‫عزرائیل باید یه کم دیگه صبر کنه. 02:37.000 --> 02:38.400 ‫ولی نزدیک بود بپرم بغلش. 02:38.560 --> 02:39.920 ‫وای، واقعاً مریض به نظر میومدی. 02:40.120 --> 02:43.360 ‫نگرانت بودم. ‫بدجور نگران بودم. 02:43.520 --> 02:45.880 ‫خوشحالم می‌بینمت. چی گفتن؟ 02:46.080 --> 02:48.400 ‫- سکته قلبی نبود. ‫- خیلی خب، خوبه. 02:48.600 --> 02:50.880 ‫پس سوزن سوزن شدن دستت به چه معنا بود؟ 02:51.680 --> 02:54.800 ‫اتفاقی بود. ‫خیلی با گوشیم کار کرده بودم. 02:55.000 --> 02:55.880 ‫آره. 02:56.040 --> 02:56.960 ‫اگه گوشیم رو مدام دستم نمی‌گرفتم، 02:57.120 --> 02:58.840 ‫دستم اینقدر نمی‌سوخت. 02:59.000 --> 03:00.640 ‫و اگه دستم نمی‌سوخت، این فکر ‫به سرم نمی‌رسید که: 03:00.800 --> 03:02.760 ‫«وایسا ببینم، نکنه دارم سکته ‫قلبی می‌کنم؟» 03:02.920 --> 03:04.280 ‫نمی‌رفتم بیمارستان. 03:05.400 --> 03:08.520 ‫بگذریم، یه چیز حلقه‌ای گذاشتن ‫تو قلبم 03:08.680 --> 03:12.000 ‫و فهمیدن که به شدت ‫مشکل سرخرگ کرونری دارم. 03:12.160 --> 03:15.560 ‫- ببین سه‌تا سرخرگ داریم... ‫- که از قلب میان بیرون؟ 03:15.720 --> 03:18.240 ‫نه، که به قلبت خون میدن تا ‫به پمپاژ ادامه بده. 03:18.440 --> 03:20.360 ‫یکیشون کاملاً مسدود شده. 03:20.520 --> 03:23.160 ‫یکیشون شبیه یه چیزی بود که انگار از ‫سقف غار 03:23.320 --> 03:25.040 ‫ناحیه دیستریکت آویزونه. 03:25.200 --> 03:29.240 ‫و یکیشون اینقدر مسدود شده بود ‫که به چند بخش تقسیم شده بود. 03:29.760 --> 03:31.720 ‫واسه همین خون به قلبم نمی‌رسید. 03:31.880 --> 03:33.120 ‫و گفتم، 03:33.280 --> 03:36.280 ‫«چقدر به سکته قلبی نزدیک بودم؟» 03:36.440 --> 03:37.840 ‫و گفتن، «چند روز؟» 03:39.360 --> 03:40.160 ‫لعنتی. 03:40.360 --> 03:42.480 ‫یه دوربین وارد دستم کردن، 03:42.640 --> 03:44.040 ‫از قفسه سینه‌م رد شد ‫و رفت توی قلبم. 03:44.200 --> 03:46.320 ‫- می‌تونستی حسش کنی؟ ‫- آره، میشد حسش کرد. 03:46.480 --> 03:49.080 ‫و می‌تونی قلب خودت رو تو صفحه ‫تلویزیون ببینی. یه... 03:50.680 --> 03:53.560 ‫چون فکر می‌کردن قراره عمل ‫قلب باز انجام بدن. 03:53.720 --> 03:54.520 ‫آره. 03:54.720 --> 03:57.440 ‫ولی معاینه کردن و فهمیدن ‫می‌تونن بدون عمل درستش کنن. 03:57.600 --> 03:59.760 ‫واسه همین شاخ دایناسور رو برداشتن ‫و فروش کردن داخل. 03:59.920 --> 04:01.720 ‫- «شاخ دایناسور!» ‫- به خدا همون بود! 04:01.880 --> 04:05.240 ‫با چکش و اسکنه و دوربین. 04:05.400 --> 04:09.000 ‫بعد استنت گذاشتن، ‫که شبیه پد ظرف‎شوییه، 04:09.160 --> 04:11.800 ‫که دریچه قلب رو باز کنه. ‫پس الان دیگه شدم مثل روز اولم. 04:12.160 --> 04:13.600 ‫خوبه. حالا چی گفتن؟ 04:13.800 --> 04:15.400 ‫یک هفته نمی‌تونم رانندگی کنم. 04:15.960 --> 04:17.000 ‫باشه. 04:17.160 --> 04:18.200 ‫و... 04:18.880 --> 04:20.560 ‫نباید کار کنم، 04:20.720 --> 04:23.240 ‫نباید تا شش هفته به خودم ‫فشار بیارم. 04:23.440 --> 04:24.360 ‫- شش هفته؟ ‫- آره. 04:24.520 --> 04:25.880 ‫پس کلاً نمی‌تونی بیای مزرعه؟ 04:26.040 --> 04:28.400 ‫- چون کارهای مزرعه... ‫- نه، نه، می‌دونم. نمی‌تونم. 04:28.560 --> 04:31.440 ‫- نمی‌تونم تکون بخورم یا کاری بکنم. ‫- چه حیف. 04:33.880 --> 04:34.800 ‫خب... 04:34.960 --> 04:37.080 ‫ام، من میرم دیدن لیسا. ام... 04:37.240 --> 04:38.960 ‫باشه. منم به گاوها غذا میدم ‫و می‌برمشون داخل که بخوابن. 04:39.120 --> 04:40.080 ‫باشه، می‌بینمت. 04:42.400 --> 04:45.600 ‫فقط من نبودم که اذیت ‫شده بودم. 04:45.800 --> 04:47.440 ‫سنسای طفلک. 04:47.600 --> 04:49.960 ‫آخر هفته عفونت کرده بود 04:50.120 --> 04:53.400 ‫و مجبور شدن یه جراحی ‫فوری براش انجام بدن. 04:54.240 --> 04:56.840 ‫دیگه نمی‌تونی بچه‌دار بشی، نه؟ 04:57.280 --> 05:00.400 ‫هرچند، می‌تونست هر چی ‫می‌خواست بخوره، 05:00.560 --> 05:04.560 ‫هرچند، رژیم من دیگه زیر ‫نظر سختگیرانه دکتر... 05:05.320 --> 05:06.440 ‫و لیسا بود. 05:13.520 --> 05:14.560 ‫ببین... 05:15.360 --> 05:17.080 ‫این پنیر محلیه! 05:18.400 --> 05:20.080 ‫اه، نمی‌تونم این لعنتی رو بخورم. 05:21.520 --> 05:22.920 ‫حال بهم زنه. 05:28.000 --> 05:28.800 ‫این چیه؟ 05:29.600 --> 05:31.320 ‫ماست یونانی. برای میکروب‌های ‫توی شکمت خوبه. 05:31.520 --> 05:33.840 ‫برو بابا... ‫ماست گندم چیه دیگه؟ 05:34.000 --> 05:34.960 ‫«یونانی!» 05:35.120 --> 05:36.880 ‫اصلاً چرا مردم باید ماست ‫یونانی بخورن؟ 05:37.040 --> 05:39.520 ‫چون برای شکمت خوبه. ‫برات مفیده! 05:40.760 --> 05:42.360 ‫من این پنیر سفت رو نمی‌خورم. 05:43.640 --> 05:44.560 ‫اون چیه؟ 05:46.120 --> 05:47.200 ‫- اون چیه؟ ‫- کلم. 05:48.040 --> 05:48.920 ‫لعنتی... 05:49.080 --> 05:52.400 ‫قول میدم... ‫می‌پزمش. 05:54.000 --> 05:56.400 ‫واو، خیلی تلخ و آشغاله. 05:56.600 --> 05:58.400 ‫ما گوشت گاو، 05:58.600 --> 05:59.680 ‫گوشت بره، 05:59.840 --> 06:01.440 ‫گوشت خوک پرورش می‌دیم، 06:01.600 --> 06:03.760 ‫و شغلمون همینه و من نمی‌تونم ‫هیچکدومشون رو بخورم. 06:03.960 --> 06:06.360 ‫می‌تونی. شاید ماهی یکی دو بار 06:06.520 --> 06:08.920 ‫بتونی استیک لذیذ یا گوشت بره بخوری. ‫به‌به. 06:09.080 --> 06:10.280 ‫- نمی‌تونم! ‫- می‌تونی! 06:10.440 --> 06:12.680 ‫نمی‌تونم! دکتر لوسی گفت نخورم. 06:12.840 --> 06:14.200 ‫- اینطور نیست. ‫- و گفت نمی‌تونم الکل بنوشم 06:14.400 --> 06:17.480 ‫- چون کبدم داغون شده. ‫- خب، کبدت خوب میشه. 06:18.800 --> 06:21.200 ‫- یعنی تا فردا؟ ‫- نه. 06:21.800 --> 06:23.480 ‫پس چه فایده؟ 06:23.680 --> 06:25.840 ‫یعنی چی؟ اینقدر لوس‌بازی درنیار. 06:26.000 --> 06:29.000 ‫خوب شو و دوباره می‌تونی ‫برگردی سر زندگی عادیت، 06:29.160 --> 06:30.520 ‫می‌دونی، قدم به قدم. 06:31.120 --> 06:33.560 ‫می‌دونی، تموم مدت داشتی ‫با دنده پنج می‌رفتی. 06:34.600 --> 06:36.640 ‫- دنده پنج؟ ‫- سرعتت رو بیار روی دو و نیم. 06:37.160 --> 06:39.560 ‫- پنج؟ مگه داری تو سال ۱۹۸۴ زندگی می‌کنی؟ ‫- دنده هفت. 06:39.720 --> 06:41.280 ‫- تموم مدت داشتی با دنده هفت زندگی می‌کردی. ‫- ده... 06:41.440 --> 06:43.040 ‫ماشین ماستنگ ده دنده داره. 06:43.200 --> 06:45.360 ‫خیلی خب، تموم مدت داشتی ‫با دنده دوازده می‌رفتی. 06:47.560 --> 06:48.600 ‫من کلم نمی‌خورم! 06:48.800 --> 06:50.840 ‫توش کلی فلفل تند و پیازچه می‌ریزم. 06:51.000 --> 06:52.280 ‫خوشمزه میشه. 06:52.880 --> 06:55.680 ‫ولی همه می‌دونن که سبزیجات ‫باید در کنار گوشت خورده بشه. 06:55.840 --> 06:57.680 ‫- برای تو دیگه اینطور نیست. ‫- نه، می‌دونم. 07:02.680 --> 07:04.680 ‫حالا که سوئیچ ماشینم ‫توقیف شده بود، 07:04.840 --> 07:08.320 ‫فعالیت‌های روزانه‌م محدود شده بودن ‫به پیاده‌روی‌های سبک با سگ‌ها 07:08.480 --> 07:11.400 ‫در درخشش طلایی فصل پاییز. 07:13.800 --> 07:16.680 ‫روش خوبی برای ریلکس کردن بود، 07:16.880 --> 07:19.320 ‫مگر اینکه گوسفندهام رو می‌دیدم، 07:19.480 --> 07:23.240 ‫که مثل همیشه حرف گوش نکن بودن. 07:24.400 --> 07:27.120 ‫آوردمشون تو دشت چون می‌خوام ‫تو علف‌های بلند چرا کنن 07:27.320 --> 07:30.840 ‫ولی فقط میان علف مسیری که 07:31.000 --> 07:32.200 ‫برای پیاده‌روی با سگ‌ها 07:32.960 --> 07:34.400 ‫چیده بودم رو می‌خورن. 07:35.440 --> 07:37.080 ‫ببینید. علف‌های... 07:37.280 --> 07:38.760 ‫نه، علف‌های اینجا رو چیدم! 07:38.920 --> 07:40.320 ‫برید اونجا غذا بخورید. 07:42.240 --> 07:44.000 ‫نه، نکنید! برید اونجا غذا بخورید. 07:44.200 --> 07:45.040 ‫ببین. 07:45.600 --> 07:47.800 ‫- داری با گوسفندها صحبت می‌کنی؟ ‫- آره. 07:48.640 --> 07:51.920 ‫اینهمه غذا اینجاست و اونجا ‫هیچی نیست: 07:52.080 --> 07:55.120 ‫میگن، «باشه، همینا رو می‌خوریم.» ‫ولی بعدش روش خرابکاری می‌کنن. 07:55.280 --> 07:57.000 ‫پس اگه یکی بهت یه لیوان ‫نوشیدنی 07:57.160 --> 07:59.080 ‫و یه عالمه انگور بده و بگه، 07:59.240 --> 08:01.720 ‫«بیا، یه لیوان نوشیدنی درست کن،» ‫تو همون لیوان نوشیدنی رو می‌گیری دیگه. 08:01.880 --> 08:04.280 ‫فکر کن به اینا انگور دادی. ‫باید دنبال خوبش بگردن. 08:04.440 --> 08:06.200 ‫جلوی من اسم نوشیدنی رو نیار. 08:10.520 --> 08:12.960 ‫مشکل من این بود که برای 08:13.120 --> 08:17.320 ‫فراهم کردن سهم گوشت تموم‌نشدنی ‫برای کافه، 08:17.520 --> 08:19.600 ‫به گوسفندهای بیشتری نیاز داشتیم. 08:20.920 --> 08:23.280 ‫پس یک هفته بعد، یه گله دیگه خریدم. 08:24.920 --> 08:28.040 ‫و کیلب خیلی از این کارم خوشحال شد. 08:29.440 --> 08:31.160 ‫باز چه غلطی کرده؟ 08:42.040 --> 08:44.400 ‫تو این پنج سال هیچی ‫یاد نگرفتی؟ 08:44.560 --> 08:45.400 ‫چرا. 08:46.160 --> 08:48.920 ‫وقتی کافه تاسیس می‌کنی، ‫هفته‌ای ده‌تا گوسفند می‌خوای، 08:49.080 --> 08:51.200 ‫و بره‌های چاق، اونم فقط ‫برای یک هفته. 08:51.400 --> 08:52.520 ‫مجبور شدم بیشتر بخرم. 08:52.680 --> 08:54.920 ‫توسط چیزی محاصره شدم که بیشتر ‫از همه ازش متنفرم. من اینجام، 08:55.120 --> 08:56.480 ‫- گوسفندها اونجان... ‫- آره. 08:56.640 --> 08:58.120 ‫اگه دقت کنی کنار فروشگاه ‫محصولات کشاورزی هم گوسفند هست. 08:58.280 --> 08:59.120 ‫کنار خونه هم همینطور. 08:59.280 --> 09:00.720 ‫- و کنار خونه. ‫- می‌دونم. 09:00.920 --> 09:03.520 ‫و اینا، این حرکت هوشمندانه منه، 09:04.320 --> 09:07.400 ‫اینا گوسفندهای نژاد ایزی‌کر هستن. اسمشون همینه. ‫[به معنای کم دردسر] 09:07.560 --> 09:08.760 ‫رفیق، خبر بدی برات دارم. 09:08.960 --> 09:11.200 ‫- چیه؟ ‫- رسیدگی به هیچ گوسفندی آسون نیست. 09:11.360 --> 09:12.360 ‫به اینا چرا. 09:12.560 --> 09:14.840 ‫بذار جزئیات رو برات توضیح ‫بدم، خب؟ 09:15.000 --> 09:15.800 ‫بگو. 09:16.000 --> 09:17.680 ‫نیاز نیست پشم‌هاشون رو کوتاه کنیم. 09:17.840 --> 09:21.360 ‫موهاشون خودبه‌خود می‌ریزه. ‫پس حشره نمیفته به جونشون. 09:21.520 --> 09:22.320 ‫- خیلی خب. ‫- این دلیل شماره یک. 09:22.520 --> 09:25.840 ‫پرورششون خیلی راحته 09:26.000 --> 09:28.120 ‫و راحت بچه میارن. 09:28.320 --> 09:31.320 ‫پس هم راحت بچه میارن، 09:31.880 --> 09:33.480 ‫هم رسیدگی بهشون هزینه‌بردار نیست. 09:34.560 --> 09:36.360 ‫خب، اینطوری بهش فکر کن. 09:36.560 --> 09:37.600 ‫لامبورگینی. 09:37.760 --> 09:41.280 ‫اون قدیما سوار شدنش و خریدنش ‫خیلی سخت بود. 09:41.480 --> 09:43.280 ‫ولی آئودی اومد وسط، 09:43.440 --> 09:47.720 ‫حالا آئودی و لامبورگینی رو با هم ‫توی ماشین اونتادور ترکیب کن 09:47.920 --> 09:50.600 ‫و حالا یه لامبورگینی روون و ‫راحت داری. 09:50.760 --> 09:54.080 ‫- واقعاً راحت بود؟ ‫- خب، از ماشین کانتاش راحت‌تر بود. 09:55.560 --> 09:57.880 ‫بعدش کیلب رو به جان و لوئیس معرفی کردم، 09:58.040 --> 10:00.160 ‫که گوسفندهای ایزی‌کر رو بهم ‫فروخته بودن. 10:00.360 --> 10:01.680 ‫- سلام! ‫- سلام. 10:01.840 --> 10:02.920 ‫- چطورید؟ خوبید؟ ‫- سلام! چطوری؟ 10:03.080 --> 10:05.840 ‫به امید اینکه بتونن دلش ‫رو به دست بیارن. 10:06.840 --> 10:08.360 ‫کیلب از گوسفند خوشش نمیاد، خب؟ 10:08.520 --> 10:09.480 ‫نه، خوشش نمیاد. 10:09.640 --> 10:12.880 ‫ولی سعی کردم قانعش کنم ‫که این گوسفندها تصمیم خوبی هستن. 10:13.040 --> 10:15.360 ‫تصمیم خیلی خوبی هستن. 10:15.560 --> 10:17.800 ‫و راحت بچه میارن. 10:18.000 --> 10:22.080 ‫میشه گفت گوسفندهای سه‌گوش ‫با گردن‌های بلند هستن. 10:22.240 --> 10:27.000 ‫واسه همین موقع زایمان ‫بره‌ها راحت میان بیرون. 10:27.200 --> 10:28.720 ‫- پس... ‫- چرا؟ چون نوک تیز هستن؟ 10:28.880 --> 10:30.240 ‫دقیقاً. 10:30.440 --> 10:32.600 ‫پس بره‌ها مثل تیر می‌مونن؟ 10:32.800 --> 10:34.240 ‫آره، بگی نگی. 10:34.400 --> 10:37.320 ‫گوش کن، قراره با این گوسفندها ‫ماجراجویی جالبی رو تجربه کنید. 10:37.520 --> 10:40.040 ‫آره، همین که اسم، «گوسفند ایزی‌کر» ‫رو شنیدم، گفتم، 10:40.200 --> 10:41.360 ‫«منم می‌خوام.» 10:41.520 --> 10:43.560 ‫- چون قلبم مشکل داره. ‫- جدی؟ 10:43.720 --> 10:45.480 ‫- پس خودمم به رسیدگی نیاز دارم. ‫- نگفته بودی. 10:45.640 --> 10:47.080 ‫آره، زیاد درباره‌ش صحبت نمی‌کنم. 10:47.280 --> 10:50.240 ‫راستش، بی‌شوخی، مامانم تو شصت و هفت ‫سالگی در اثر سکته قلبی مُرد. 10:50.400 --> 10:51.720 ‫- جدی؟ ‫- آره. 10:51.880 --> 10:55.160 ‫- ما نمی‌دونستیم ولی سرخرگش مشکل داشت. ‫- چه خبر خوبی. قلب من خوبه. 10:55.320 --> 10:58.000 ‫نه، دکترها گفتن قلب مامان منم خوبه. 10:58.160 --> 11:00.640 ‫- مشکل از سرخرگش بود. ‫- آره، دقیقاً، چون... 11:00.800 --> 11:04.040 ‫و چند سال با یه دستگاه ‫تو قلبش زندگی کرد. 11:04.200 --> 11:05.000 ‫منم از اونا دارم. 11:05.160 --> 11:06.880 ‫- و، ام... ‫- و تو شصت و هفت سالگی مُرد. 11:07.040 --> 11:08.880 ‫- بهش گفته بودن، «خوب میشی.» ‫- سه سال. 11:09.080 --> 11:09.880 ‫یعنی چی؟ تا کِی؟ 11:10.040 --> 11:11.960 ‫- تا وقتی بمیرم. ‫- نه، واسه تو استنت گذاشتن. 11:12.120 --> 11:14.680 ‫به خدا عاشق مردم یورک‌شر هستم. 11:14.880 --> 11:16.000 ‫- هیچیت نمیشه. ‫- آره. 11:16.160 --> 11:18.040 ‫- هیچوقت نمی‌میری. ‫- لعنتی. 11:18.200 --> 11:20.400 ‫پس چرا دکتر... 11:24.120 --> 11:27.400 ‫جز بره، کافه به گوشت گاو هم نیاز داشت. 11:27.600 --> 11:30.680 ‫پس با توجه به اون، ‫رفتم یه سر به گاوهام بزنم 11:30.840 --> 11:34.960 ‫ببینم گاو نر اندگیم تونسته وظیفه‌ش ‫رو انجام بده یا نه. 11:35.440 --> 11:38.160 ‫صبح بخیر، اندگیم. ‫چطوری، عزیزدلم؟ 11:38.320 --> 11:41.240 ‫راستش، مطمئن نبود. 11:41.880 --> 11:44.920 ‫مشخص بود که از بودن کنار ‫گاوهای ماده لذت می‌برد، 11:45.080 --> 11:48.440 ‫ولی بیشتر شبیه دوست صمیمیشون. 11:49.880 --> 11:51.880 ‫حتی وقتی گاوها خودشون ‫می‌رفتن جلو، 11:52.040 --> 11:54.760 ‫اصلاً حواسش نبود. 11:57.480 --> 11:59.520 ‫اندگیم گاو جالبیه، نه؟ 11:59.720 --> 12:01.000 ‫یه مقدار بازیگوشه. 12:01.160 --> 12:03.360 ‫بازیگوش یکی از صفاتشه. 12:03.560 --> 12:06.560 ‫بقیه صفاتش میشن فردی مرکوری ‫و جرج مایکل. 12:07.200 --> 12:09.760 ‫بنابراین، دیلوین آماده شد، 12:10.560 --> 12:14.800 ‫که بفهمیم اندگیم واقعاً ‫کاری کرده یا نه. 12:15.000 --> 12:16.520 ‫چرا دوتا اتاقکه؟ 12:16.680 --> 12:20.160 ‫یکیشون وزنش رو می‌گیره، ‫و اون یکی وزنه داخلشه. 12:21.880 --> 12:23.800 ‫حتی اندگیم هم اینقدر بهش ‫توجه نمی‌کنه. 12:27.480 --> 12:30.720 ‫نتیجه اسکن اول رسید. 12:30.920 --> 12:32.720 ‫- ایناها! ‫- ایول! 12:32.920 --> 12:34.480 ‫اندگیم کارش رو بلده! 12:35.480 --> 12:37.560 ‫آفرین، گاو شماره یک. 12:42.560 --> 12:43.800 ‫- بارداره! ‫- خدا رو شکر! 12:43.960 --> 12:44.760 ‫از اینجا مشخصه. 12:44.960 --> 12:46.840 ‫خوبه. دوتاشون باردارن. 12:47.040 --> 12:47.880 ‫ایول! 12:51.400 --> 12:52.920 ‫- واو، اون یکی رو! ‫- ببینش! 12:53.080 --> 12:54.320 ‫از اینجا میشه تپش قلبش ‫رو دید. 12:54.480 --> 12:57.240 ‫آره. خب، خبر خوبیه. ‫یعنی بارداری. 12:57.760 --> 13:02.160 ‫به صورت کلی، پنج‌تا از هفت ‫گاو باردار بودن. 13:02.680 --> 13:05.800 ‫پس اندگیم می‌تونه بچه‌دار بشه. ‫عالیه. 13:06.000 --> 13:07.400 ‫اندگیم، تو یه ستاره‌ای. 13:12.440 --> 13:13.760 ‫حالا که به حیوانات رسیدگی کرده بودیم، 13:13.920 --> 13:15.640 ‫دوره بهبودی من برگشت 13:15.800 --> 13:19.200 ‫به چرخش خسته‌کننده‌ی پیاده‌روی ‫با سگ‌ها... 13:19.360 --> 13:21.040 ‫سنسا! آریا! 13:21.920 --> 13:23.560 ‫و ماست یونانی. 13:27.760 --> 13:29.920 ‫ولی یه حواس‌پرتی جالب داشتم، 13:30.080 --> 13:34.360 ‫اونم روزی بود که راننده فرمول یک، ‫اسکار پیاستری اومد. 13:35.520 --> 13:38.120 ‫- خیلی دنده داره. ‫- آره، درسته. 13:38.640 --> 13:40.720 ‫برای تولید محتوا برای ‫فضای مجازیش، 13:40.880 --> 13:45.440 ‫می‌خواست سعی کنه تریلی رو ‫با دنده عقب بیاره تو انبار. 13:46.080 --> 13:47.960 ‫- حله؟ ‫- خیلی خب. بیا. 13:48.440 --> 13:51.440 ‫پس کیلب که تا حالا اسمش ‫رو نشنیده بود... 13:51.600 --> 13:52.720 ‫چیکاره‌ای؟ 13:52.880 --> 13:55.000 ‫راننده‌م. 13:55.200 --> 13:56.920 ‫خیلی سریع بهش آموزش داد. 13:57.120 --> 13:59.160 ‫خیلی خب، به کلاچ نیاز نداری، ‫فقط باهاش ماشین روشن کن، خب؟ 13:59.320 --> 14:01.560 ‫- باشه. ‫- ترمز دستی. با اینم پارک کن. 14:01.720 --> 14:03.400 ‫اگه بذاریش تو خلاص، یه مقدار ‫میره جلو. 14:03.560 --> 14:06.200 ‫ولی همین که یه دنده رو انتخاب کنی، ‫مثلاً دنده عقب، متوقف میشه. 14:06.760 --> 14:09.440 ‫[رفیق، من خودم ماشین‌سواری بلدم.] ‫پنجره پشتی رو باز می‌کنیم که راحت ببینی. 14:09.600 --> 14:11.800 ‫- باشه. ‫- من ترجیح میدم اینجوری بشینم. 14:11.960 --> 14:14.080 ‫- باشه. ‫- که از شونه راستم به عقب نگاه کنم، 14:14.240 --> 14:17.560 ‫و با دست چپم فرمون رو بچرخونم. ‫واسه همین گفتم راحت‌تره. 14:17.720 --> 14:20.720 ‫باید تو ماشین راحت باشی و فکر کنی ‫خونه خودته. 14:20.880 --> 14:21.960 ‫باشه. 14:22.000 --> 14:23.400 ‫[آفرین، نابغه.] 14:24.120 --> 14:26.080 ‫پس همین که دنده عقب بگیری 14:26.240 --> 14:28.320 ‫و تراکتور رو به این سمت بچرخونی، 14:28.480 --> 14:29.800 ‫بارکش هم اون سمتی میشه، 14:29.960 --> 14:32.040 ‫ولی پشتش دقیقاً برعکس میشه. 14:32.200 --> 14:33.600 ‫- متوجه منظورم شدی؟ ‫- آره. 14:34.720 --> 14:37.120 ‫بعد می‌چرخونمش به اون سمت. 14:39.680 --> 14:40.920 ‫یواش یواش. 14:41.080 --> 14:43.520 ‫یواش گاز رو فشار بده که... 14:43.680 --> 14:45.760 ‫- عجله نکن، می‌فهمی چی میگم؟ ‫- آره. 14:46.320 --> 14:47.840 ‫و بعدش می‌ریم تو انبار. 14:48.920 --> 14:50.440 ‫- حله؟ ‫- آره. 14:50.600 --> 14:51.400 ‫اینجوری. 14:51.600 --> 14:53.760 ‫بعد از توضیحات کیلب، 14:53.920 --> 14:56.160 ‫اسکار سوار ماشین شد. 14:57.560 --> 14:58.800 ‫خیلی خب، گذاشتم رو دنده عقب. 15:00.320 --> 15:02.000 ‫ترمز دستی رو شل کردم. ‫شروع خوبیه. 15:02.200 --> 15:03.880 ‫می‌شناسیش؟ 15:04.040 --> 15:05.080 ‫نه. کیه؟ 15:05.240 --> 15:06.840 ‫راننده مسابقات فرمول یک. 15:07.000 --> 15:08.640 ‫اوه، باشه. پس باید کاربلد باشه. 15:09.880 --> 15:11.080 ‫این سمتی می‌ریم. 15:11.880 --> 15:14.960 ‫آره، نه، باید این سمتی برم ‫که از اونور وارد بشم. 15:18.280 --> 15:21.160 ‫حس می‌کنم واسه راننده‌های ‫فرمول یک کار سختیه. 15:22.880 --> 15:26.520 ‫می‌تونه تخته‌گاز از او روژ رد بشه، ‫که یکی از پیچ‌های میدون اسپاست. 15:27.520 --> 15:29.520 ‫و اسکار پیاستری از او روژ ‫رد میشه! 15:35.200 --> 15:39.000 ‫که کار سخت و جسورانه‌ایه. 15:40.880 --> 15:42.760 ‫نه، اشتباه شد. 15:44.040 --> 15:45.560 ‫ولی خب بچه شهریه دیگه. 15:45.760 --> 15:47.800 ‫آره، باید اون سمتی برم. 15:50.360 --> 15:52.240 ‫انبار اون سمته! 15:52.440 --> 15:55.000 ‫باید... اون سمتی برم. 15:59.120 --> 16:02.040 ‫خوب شد مجبور نیست با بارکش ‫ماشینش رو تو 16:02.200 --> 16:04.520 ‫خط شروع پارک کنه! 16:06.800 --> 16:08.760 ‫اسکار؟ ما می‌ریم یه لیوان ‫چای بخوریم. 16:08.920 --> 16:10.560 ‫کارت تموم شد میایم. 16:10.720 --> 16:13.080 ‫فکر کنم شما شام هم بخورید ‫کار من تموم نمیشه. 16:13.280 --> 16:14.720 ‫آخه اینجا هوا زود تاریک میشه! 16:14.920 --> 16:16.840 ‫نه، لعنتی. 16:18.560 --> 16:20.920 ‫فکر کنم به این نتیجه رسیدیم که ‫نمی‌تونه باربر رو با دنده عقب ببره داخل. 16:22.040 --> 16:24.400 ‫ولی فکر کنم خود اسکار نفهمیده بود. 16:25.080 --> 16:27.280 ‫خیلی خب، بیا از اول شروع کنیم. 16:27.480 --> 16:29.960 ‫و اصلاً اهل جا زدن نبود. 16:31.480 --> 16:33.280 ‫وای. خیلی زود رفتم داخل. 16:35.280 --> 16:37.520 ‫با ناپدید شدن نور بعد از ظهر... 16:39.160 --> 16:42.280 ‫چرا اینقدر اومدم این گوشه؟ 16:42.480 --> 16:46.880 ‫مجبور شدم خودم رو مشغول ‫کارهای هیجان‌انگیز اداری و دولتی کنم 16:47.040 --> 16:49.120 ‫و کیلب هم باید می‌رفت سر کارش. 16:50.280 --> 16:52.880 ‫پس اسکار رو گذاشتیم به حال خودش. 16:53.480 --> 16:55.800 ‫نه! گندت بزنه. 17:00.960 --> 17:02.600 ‫چند روز بعد... 17:02.760 --> 17:03.640 ‫سلام. 17:03.800 --> 17:06.440 ‫حالا که گوسفندهای ایزی‌کر داشتن ‫جا میفتادن، 17:06.600 --> 17:09.320 ‫دیلوین اومده بود که بهشون ‫سر بزنه. 17:09.480 --> 17:11.880 ‫یعنی من... خب، کیلب... 17:12.280 --> 17:13.440 ‫بیاید! 17:13.600 --> 17:16.280 ‫مجبور شد جمعشون کنه تو ‫آغل معاینه. 17:16.960 --> 17:18.880 ‫بیاید دخترها، بیاید! یالا! 17:19.520 --> 17:22.760 ‫- به نظرت به کمک نیاز داره؟ ‫- من حق ندارم کار کنم. 17:22.920 --> 17:24.040 ‫- جدی؟ ‫- تا شش هفته. 17:24.200 --> 17:25.880 ‫- به خاطر قلبت؟ ‫- هوم. 17:26.080 --> 17:26.920 ‫آره. 17:28.000 --> 17:31.720 ‫دکتر گفت باید بشینم و تماشاش کنم. 17:32.920 --> 17:34.920 ‫شانس آوردی گاو یا اسب نیستی. 17:35.120 --> 17:37.600 ‫مجبور می‌شدم خلاصت کنم. ‫نه؟ 17:38.520 --> 17:40.000 ‫با توجه به اسم گوسفندها، 17:40.160 --> 17:43.480 ‫انتظار داشتیم راحت جمع بشن. 17:43.640 --> 17:45.280 ‫هی، هی! هی، هی، هی! 17:45.440 --> 17:47.240 ‫هی، یواش! یواش! سلام! 17:47.400 --> 17:49.240 ‫از گوسفندهای لعنتی متنفرم! 17:51.520 --> 17:52.440 ‫چرا؟ 17:57.760 --> 17:59.240 ‫اصلاً هم بی‌دردسر نیستن، نه؟ 17:59.400 --> 18:00.200 ‫نه. 18:00.400 --> 18:02.560 ‫گرفتنشون غیرممکنه. 18:03.720 --> 18:06.040 ‫مشخص بود که کیلب به کمک نیاز داره. 18:06.200 --> 18:09.240 ‫و چون پهپاد گوسفندهایی که تو ‫فصل اول ازش استفاده کردم 18:09.400 --> 18:11.280 ‫به درد نخور از آب دراومد، 18:11.440 --> 18:14.760 ‫تصمیم گرفتم از ماشینم استفاده کنم. 18:15.360 --> 18:17.320 ‫- کجان؟ ‫- تو قلعه. 18:17.480 --> 18:18.520 ‫شوخی می‌کنی دیگه. 18:21.160 --> 18:22.520 ‫فکر کنم از وقتی فیلمبرداری تو مزرعه رو 18:22.680 --> 18:24.240 ‫شروع کردیم تا حالا اونجا نرفتیم. 18:24.400 --> 18:26.480 ‫این قلعه متعلق به دوران نوسنگیه. 18:26.640 --> 18:30.360 ‫ولی اینطور که معلومه یه ‫پشته تو زمین مستطیلیه 18:30.520 --> 18:32.680 ‫که قبلاً توش یه شهر بوده. 18:33.240 --> 18:36.240 ‫داریم وارد یه شهر باستانی میشیم، 18:36.640 --> 18:38.680 ‫که الان شده خونه گوسفندهای من. 18:41.040 --> 18:42.520 ‫سورپرایز شدین، نه؟ 18:42.680 --> 18:45.400 ‫چون با تکنولوژی شما رو جمع می‌کنم. 18:46.440 --> 18:47.400 ‫یالا. 18:47.560 --> 18:48.960 ‫از قلعه برید بیرون. 18:49.600 --> 18:51.360 ‫آره! 18:51.560 --> 18:52.720 ‫برید بیرون. 18:53.320 --> 18:54.760 ‫آها، از اون طرف! 18:54.960 --> 18:56.560 ‫برید بیرون! 18:57.320 --> 18:58.680 ‫هی، داریم میاریمشون، رفقا. 18:58.840 --> 19:01.760 ‫چون آغل معاینه همه‌ش ‫چند متر اونورتر بود... 19:01.920 --> 19:02.800 ‫یالا! 19:03.000 --> 19:05.160 ‫بدون شک موفق می‌شدیم. 19:06.000 --> 19:09.600 ‫ولی یه گروهشون از حصار برقی ‫پریدن... 19:10.360 --> 19:11.560 ‫لعنتی. 19:12.120 --> 19:15.640 ‫و بقیه هم از دست ما در رفتن ‫و فرار کردن. 19:17.640 --> 19:18.680 ‫اه! 19:19.600 --> 19:22.360 ‫اوه، برنگردید اونجا، احمق‌ها. 19:24.760 --> 19:25.760 ‫بکشیمشون؟ 19:31.640 --> 19:32.440 ‫خدایی؟ 19:32.600 --> 19:35.520 ‫نه، نمی‌کشیمشون. ‫ولی ببین... 19:36.640 --> 19:38.760 ‫حالا برگشتن به اون قلعه کوفتی. 19:41.400 --> 19:44.120 ‫حالا که گوسفندها نرفته بودن ‫تو آغل، 19:45.320 --> 19:49.280 ‫مجبور شدیم از تمام منابعی که ‫در اختیار داشتیم استفاده کنیم. 19:49.480 --> 19:51.200 ‫اون فاصله رو ببند، بن. 19:51.360 --> 19:52.160 ‫گروه فیلمبرداری. 19:52.880 --> 19:53.920 ‫به همدیگه نزدیک بشید. 19:54.120 --> 19:56.880 ‫درسته، کل تیم تولید هم ‫اومدن کمک... 19:57.080 --> 19:58.240 ‫از پسش برمیایم. موفق می‌شیم. 20:03.920 --> 20:05.200 ‫عوضی بازی درنیارید. 20:06.240 --> 20:09.120 ‫تمام آرایش‌های نظامی ممکن ‫رو امتحان کردیم. 20:09.920 --> 20:11.640 ‫از سمت راست، لطفاً. 20:12.960 --> 20:13.760 ‫یالا! 20:14.520 --> 20:15.840 ‫کانر، لطف کن فاصله رو کم کن، رفیق. 20:16.000 --> 20:19.280 ‫ولی انگار داشتیم سعی می‌کردیم ‫بزنیم رو دست رئال مادرید. 20:19.960 --> 20:20.840 ‫هی، هی، هی! 20:24.000 --> 20:25.920 ‫اوه، ببینشون. باز برگشتن. 20:28.680 --> 20:31.080 ‫بریم خونه. ‫فردا دوباره امتحان می‌کنیم. 20:32.840 --> 20:35.560 ‫خب، الکی یک ساعت وقتمون ‫تلف شد. 20:35.720 --> 20:36.520 ‫آره. 20:36.680 --> 20:38.080 ‫و الکی هم بهت دستمزد دادیم. 20:38.240 --> 20:39.360 ‫خب، سعیمون رو کردیم. 20:39.880 --> 20:41.000 ‫- آره. ‫- آره. 20:42.720 --> 20:43.560 ‫درسته. 20:44.040 --> 20:46.480 ‫کیلب، فکر کنم درباره این ‫گوسفندها حق داشتی. 20:46.880 --> 20:48.440 ‫همه‌ش تقصیر توئه. 20:49.480 --> 20:51.160 ‫همونجا و همون لحظه قسم خوردم 20:51.320 --> 20:54.880 ‫که دیگه هیچوقت گوسفند نخرم... 21:01.800 --> 21:05.680 ‫که بازدید فردا صبحم به طویله رو 21:05.840 --> 21:07.560 ‫اعصاب خرد کن کرد. 21:09.960 --> 21:12.120 ‫- اینا دیگه چی هستن؟ ‫- نمی‌دونم. 21:12.520 --> 21:14.240 ‫- اینا که گوسفند نیستن. چی هستن؟ ‫- گوسفندن. 21:14.400 --> 21:15.880 ‫- مگر اینکه بز باشن. ‫- اینا چی هستن؟ 21:16.080 --> 21:19.920 ‫ببین، انگار با تمام سرعت ‫رفتن تو دیوار 21:20.120 --> 21:21.360 ‫و دماغشون له شده. 21:21.560 --> 21:22.560 ‫ببین! 21:23.160 --> 21:25.400 ‫اون که گوسفند نیست! اصلاً ‫چشم ندارن! 21:26.360 --> 21:28.560 ‫- ولی اینا مال کی هستن؟ ‫- نمی‌دونم. 21:28.760 --> 21:31.080 ‫خیلی زود، معما حل شد. 21:31.960 --> 21:33.480 ‫اوه، خوشگل نیستن؟ 21:33.640 --> 21:35.480 ‫نژاد والیس خوشگل منن! 21:35.640 --> 21:37.320 ‫- تو خریدیشون؟ ‫- آره! 21:37.480 --> 21:39.280 ‫- و آوردیشون اینجا؟ ‫- آره! 21:39.440 --> 21:40.880 ‫خب، چند هفته باید اینجا بمونن 21:41.040 --> 21:41.920 ‫چون تازه رسیدن. 21:43.080 --> 21:45.000 ‫نه، نه، ببخشید، لیسا... 21:45.200 --> 21:49.440 ‫چرا پنج‌تا گوسفند با صورت‌های ‫پهن و بدون چشم خریدی؟ 21:49.640 --> 21:52.240 ‫چون فکر کردم می‌تونم ببرمشون ‫تو بیشه‌زار 21:52.400 --> 21:53.600 ‫و پرورششون بدم؟ 21:54.880 --> 21:56.920 ‫- چون خیلی گرونن... ‫- پرورششون بدی؟ 21:57.080 --> 21:58.920 ‫آره. خیلی گرونن. 21:59.080 --> 22:00.400 ‫چندن؟ 22:00.600 --> 22:02.720 ‫- دو. ‫- دویست پوند؟ 22:03.320 --> 22:04.280 ‫دو هزار پوند. 22:07.240 --> 22:08.760 ‫- دونه‌ای؟ ‫- آره! 22:10.280 --> 22:11.160 ‫آره! 22:11.920 --> 22:15.000 ‫ولی... فکر کردم اگه بتونم برم... ‫اینا رو... خیلی خب، گوش کنید. 22:15.160 --> 22:18.720 ‫واو، واو، واو! ‫یعنی اینا ده هزار پوند گوسفند هستن؟ 22:19.880 --> 22:22.280 ‫دیدلی اسکوات، مزرعه تازه‌کارها. 22:22.440 --> 22:25.360 ‫گل گفتی. ده هزار پوند، لیسا! 22:25.520 --> 22:28.320 ‫می‌دونی، ولی می‌تونید تصور کنید ‫اگه بچه بیارن چند می‌تونم بفروشمشون؟ 22:28.480 --> 22:30.880 ‫و پرورششون میدم. ‫ازشون آزمایش خون می‌گیرم، 22:31.040 --> 22:34.080 ‫- با هوش مصنوعی باردارشون می‌کنیم... ‫- از کجا خریدیشون؟ 22:34.240 --> 22:35.840 ‫از چشر. 22:36.040 --> 22:37.800 ‫چشر؟ همین مونده بود. 22:38.240 --> 22:40.840 ‫همسرهای تمام فوتبالیست‌های ‫منچستر یونایتد 22:41.000 --> 22:42.120 ‫اینا رو به عنوان حیوون خونگی ‫می‌خرن، نه؟ 22:43.160 --> 22:45.080 ‫- در آینده. ‫- وقتی بهشون بفروشم آره. 22:45.280 --> 22:46.560 ‫گوسفندهای ویلمزلو. 22:47.360 --> 22:50.400 ‫خب، هر کاری دوست داری بکن. ‫خودت باید مراقبشون باشی. 22:50.560 --> 22:51.560 ‫باشه. 22:51.760 --> 22:54.560 ‫می‌تونیم پوستشون رو بکَنیم و بندازیمشون ‫کف دستشویی. 22:54.920 --> 22:56.200 ‫اذیتشون نکن. 22:59.720 --> 23:03.160 ‫یکی از ممنوعیت‌های اصلی دکتر ‫برای من این بود که 23:03.360 --> 23:05.200 ‫نرم به کافه‌م. 23:05.880 --> 23:08.080 ‫یه بخشیش به خاطر این بود ‫که یه وقت الکل ننوشم. 23:08.240 --> 23:11.680 ‫ولی بیشتر به خاطر این بود که ‫استرسی نشم. 23:12.960 --> 23:14.440 ‫ولی مجبور شدم حرفش رو نادیده بگیرم، 23:14.640 --> 23:18.760 ‫چون لیست مشکلاتمون داشت ‫بیشتر و بیشتر میشد. 23:19.960 --> 23:23.000 ‫یکی از بزرگترین مشکلات برقه. 23:23.160 --> 23:27.720 ‫برای رسیدن برق کافی برای ‫اداره کافه، به کابل‌های جدید نیاز داریم، 23:27.880 --> 23:32.800 ‫قیمتشون میشه دویست هزار پوند ‫و واقعاً الکی گرونه. 23:32.960 --> 23:35.320 ‫پس مجبور شدیم این ژنراتور رو ‫قرض بگیریم، 23:35.480 --> 23:40.400 ‫هزینه‌ی شارژ شدن روزانه‌ش ‫صد پونده. 23:40.880 --> 23:44.520 ‫تازه در مقایسه با هزینه ‫دزدی‌ها چیزی نیست. 23:44.680 --> 23:49.440 ‫همین دیشب یه نفر اندازه دویست ‫پوند روغن سرخ‌کردنی دزدید. 23:49.600 --> 23:52.120 ‫تازه اون عجیب‌ترین چیزی نیست که ‫از اینجا می‌دزدن. 23:52.640 --> 23:57.280 ‫هر روز یکی میاد لامپ‌ها... 23:57.440 --> 23:59.280 ‫و سیفون توالت رو می‌دزده. 23:59.480 --> 24:02.280 ‫مجبور شدیم با پیچ محکمشون کنیم ‫که کسی بلندشون نکنه. 24:02.440 --> 24:04.360 ‫آخه کی میاد سیفون می‌دزده؟ 24:04.840 --> 24:05.880 ‫لیوان. 24:06.560 --> 24:09.600 ‫می‌خواید حدس بزنید هفته‌ای چندتا ‫لیوان می‌دزدن؟ 24:10.800 --> 24:13.760 ‫نه، اشتباه گفتید. چهارصدتا. 24:14.360 --> 24:19.360 ‫هفته‌ای چهارصدتا لیوان از اینجا می‌دزدن. 24:19.840 --> 24:22.040 ‫به دلایلی فشار آب اینجا زیاد خوب نیست 24:22.200 --> 24:25.640 ‫واسه همین مجبور شدیم این مخزن ‫شش هزار لیتری رو نصب کنیم 24:25.800 --> 24:27.200 ‫که از شب تا صبح پر میشه، 24:27.360 --> 24:29.320 ‫و به اندازه کافی بزرگ نیست. 24:29.480 --> 24:32.000 ‫از هر گوشه و کنار یه چیزی کمه. 24:32.480 --> 24:34.160 ‫اینجا پارکینگ اضافیه 24:34.360 --> 24:35.560 ‫و مجبور شدیم اونجا سنگ‌ریزه ‫بریزیم، 24:35.720 --> 24:39.000 ‫چون همونطور که می‌بینید، ‫مردم اینجا گیر می‌کردن. 24:39.160 --> 24:41.720 ‫حتی چند روز پیش یه ماشین ‫آتش‌نشانی هم اینجا گیر کرده بود. 24:42.200 --> 24:43.120 ‫و می‌رسیم به چادر. 24:43.280 --> 24:46.280 ‫هر روز صبح، سقفش با رطوبت ‫سنگین میشه. 24:46.440 --> 24:50.320 ‫و اگه هوا بادی باشه، شل میشه ‫و این داخل بارون میاد. 24:51.480 --> 24:55.480 ‫بعدش می‌رسیم به کارکنان که شکایتشون ‫رو می‌برن پیش منابع انسانی که خود منم. 24:55.640 --> 24:56.840 ‫مثلاً شارلوت. 24:57.720 --> 24:59.080 ‫شارلوت مسئول صندوق قصابیه. 24:59.240 --> 25:02.040 ‫و حق با تو بود و اومدی غر زدی که 25:02.200 --> 25:04.360 ‫مشتری‌ها میگن شبیه کیلب هستی. 25:04.560 --> 25:08.400 ‫یه نفر گفت شبیه نسخه دختر ‫کیلب هستم. 25:11.120 --> 25:13.400 ‫می‌بینید؟ وقتی مالک کافه باشید ‫باید با اینجور مشکلات سر و کله بزنید. 25:17.000 --> 25:20.040 ‫هرچند یه مشکل فوری‌تر داشتیم، 25:21.040 --> 25:24.360 ‫چون حالا که داشتیم به نوامبر نزدیک می‌شدیم، 25:25.000 --> 25:27.760 ‫من و کیلب باید یه آتیش بزرگ ‫روشن می‌کردیم. 25:28.120 --> 25:29.080 ‫برو عقب. 25:29.280 --> 25:31.360 ‫و قبل از اینکه مشغول بشیم، 25:31.520 --> 25:34.600 ‫باید قرارداد کار رو براش توضیح می‌دادم. 25:35.280 --> 25:37.040 ‫می‌دونی، متاسفانه نمی‌تونم ‫کمکت کنم. 25:37.200 --> 25:38.440 ‫باشه، برو خونه. 25:38.640 --> 25:40.560 ‫نه، باید اینجا وایسم و بهت ‫مشاوره بدم. 25:41.160 --> 25:43.280 ‫ولی بحث نکن چون نباید استرسی بشم. 25:43.960 --> 25:47.040 ‫اول از همه، باید یه چیز مثلثی بسازیم. 25:47.200 --> 25:48.480 ‫نه، لازم نیست. 25:48.680 --> 25:51.160 ‫کافیه که چوب‌ها رو برداریم 25:51.320 --> 25:53.080 ‫- و اینجوری بذاریم این گوشه تا بالا. ‫- چی؟ 25:53.280 --> 25:55.160 ‫اون وسط نگه می‌داریمش. 25:55.320 --> 25:57.720 ‫- نمی‌تونی یه آتیش مکعبی درست کنی. ‫- چرا، میشه. 25:57.920 --> 25:59.560 ‫- نمیشه. ‫- میشه. 25:59.720 --> 26:01.240 ‫- میگم نمیشه. ‫- میشه! 26:01.240 --> 26:04.920 ‫نه، از وسطش باید یه میله رد کنی، ‫مثلاً یه تیکه چوب درخت. 26:05.480 --> 26:06.960 ‫بعد مثل ساختن خیمه می‌چینیشون ‫روی همدیگه. 26:07.480 --> 26:09.440 ‫آتیش باید این شکلی باشه. 26:10.320 --> 26:12.680 ‫وقتی به این نتیجه رسیدیم ‫که حق با منه، 26:13.280 --> 26:16.320 ‫اول از همه باید چوب پیدا می‌کردیم. 26:17.120 --> 26:18.640 ‫یه کم برو اونورتر. 26:18.800 --> 26:21.400 ‫چی؟ بکشش این طرفی. 26:21.560 --> 26:23.880 ‫- میای بیرون بکشیش اینور؟ ‫- نه. 26:24.080 --> 26:26.760 ‫- باید بیای بیرون. ‫- نمی‌تونم. دکترم میگه 26:26.960 --> 26:28.200 ‫نمی‌تونم به کنده دست بزنم. 26:28.600 --> 26:30.400 ‫هیچ کاری نمی‌تونی بکنی که. ‫حداقل یه کُنده رو بردار! 26:30.600 --> 26:32.000 ‫نمی‌تونم. تو که کنارش وایسادی! 26:32.160 --> 26:34.960 ‫- یه کم برو اونورتر و درش بیار. ‫- به من استرس نده. 26:35.680 --> 26:36.720 ‫عجبا. 26:38.440 --> 26:41.600 ‫واقعاً عاشق شرایط کاری ‫جدیدم شدم 26:41.760 --> 26:42.840 ‫که می‌تونم به همه چیز اشاره کنم و... 26:43.000 --> 26:44.280 ‫- خیلی داره بهت خوش می‌گذره، نه؟ ‫- آره. 26:45.960 --> 26:47.000 ‫از تویِ جدید خوشم نمیاد. 26:47.160 --> 26:48.280 ‫خب، از منِ قبلی هم زیاد ‫خوشت نمیومد. 26:48.440 --> 26:50.120 ‫آره، راست میگی! حق داری! 26:53.000 --> 26:54.240 ‫دستگاه جالبیه. 26:54.400 --> 26:56.320 ‫- خوبه، نه؟ عالیه. ‫- آره. 26:56.960 --> 26:58.680 ‫ولی عجیب به نظر میای. 26:58.840 --> 27:02.080 ‫انگار سوار اسکوتر حرکتی شدم! 27:02.240 --> 27:04.240 ‫- اسکوتر... ‫- رفتیم مزرعه یکی از اینا 27:04.400 --> 27:05.200 ‫برات می‌خرم. 27:05.360 --> 27:07.520 ‫اسکوتر حرکتی شرکت جی‌سی‌بی. 27:09.480 --> 27:11.360 ‫این کار به دقت و استعداد ‫نیاز داره، 27:11.520 --> 27:13.400 ‫منم سرشار از جفتش هستم. 27:14.400 --> 27:15.320 ‫لعنتیِ به درد نخور. 27:15.480 --> 27:17.800 ‫- احمق بیشعور! ‫- چی شد؟ 27:18.000 --> 27:20.120 ‫بدترین بار زدنی بود که تو عمرم دیدم. 27:21.080 --> 27:23.800 ‫نگران نباش، کیلب، اگه کلیپ رو ادیت کنیم ‫مردم فکر می‌کنن حالیته داری چیکار می‌کنی. 27:23.960 --> 27:26.040 ‫من دارم... عوضی! 27:30.200 --> 27:32.240 ‫عجب چوب خوب و بلندی. 27:32.400 --> 27:34.160 ‫ستون خوبی میشه. 27:40.920 --> 27:42.880 ‫خیلی براش زحمت کشیدم. 27:43.800 --> 27:46.840 ‫خیلی خب، الان داره درست میشه. ‫آتیش ما قراره... 27:47.200 --> 27:48.280 ‫چیکار می‌کنی؟ 27:48.480 --> 27:49.280 ‫کاری نکردم که! 27:49.440 --> 27:50.360 ‫انداختیش بیرون! 27:50.520 --> 27:52.880 ‫نه به خدا! ‫من که داشتم با تو صحبت می‌کردم! 27:53.080 --> 27:54.960 ‫- از قصد این کار رو کردی. ‫- نه... 27:55.120 --> 27:55.960 ‫- چرا باید این کار رو بکنم؟ ‫- از قصد بود. 27:56.160 --> 27:59.520 ‫- چرا باید آتیشمون رو خراب کنم؟ ‫- داشتی بازوی ماشین رو هل می‌دادی بیرون. 28:01.920 --> 28:03.640 ‫- عجبا. ‫- استرس نده. 28:04.320 --> 28:06.080 ‫به خدا قسم. انگار دارم با ‫دیوار حرف می‌زنم. 28:06.240 --> 28:08.600 ‫جالبه، میشه حسش کرد. ‫میشه افزایش تنش جو رو حس کرد. 28:10.200 --> 28:11.000 ‫کیلب؟ 28:11.840 --> 28:14.880 ‫می‌دونی خیلی از کشاورزها شب ‫آتش دارن دیگه؟ 28:15.040 --> 28:16.040 ‫آره. 28:16.200 --> 28:19.640 ‫به خاطر اینه که می‌تونن از شر یه ‫چیزهایی تو مزرعه خلاص بشن؟ 28:19.800 --> 28:22.000 ‫نه بابا. واسه جمع کردن خانواده‌ها ‫دور همدیگه‌ست. 28:22.160 --> 28:23.640 ‫- آره. ‫- غذا خوردن، ام... 28:23.800 --> 28:26.720 ‫ولی اگه بتونی رنگ دود ‫آتیش رو ببینی، 28:26.880 --> 28:29.800 ‫که نمیشه دیدش چون آتیش ‫رو تو شب روشن می‌کنن... 28:29.960 --> 28:32.000 ‫نه، به نظرم خیلی از کشاورزها ‫از شب آتش خوششون نمیاد. 28:32.160 --> 28:34.960 ‫من عاشق شب آتشم چون ‫خیلی چیزها... 28:35.120 --> 28:37.040 ‫آره، مزرعه واسه روز بعد ‫مرتب‌تر میشه. 28:37.200 --> 28:38.120 ‫صد در صد. 28:38.960 --> 28:41.080 ‫- قراره بندازیمش آشغالی. ‫- البته. 28:43.080 --> 28:44.040 ‫بیا. 28:45.320 --> 28:48.360 ‫حالا که میله مرکزی و ‫چوب‌ها سر جاشون قرار گرفته بودن... 28:48.560 --> 28:49.480 ‫عالیه. 28:49.840 --> 28:53.000 ‫حالا وقتش بود که روش ‫بوته بریزیم. 28:53.360 --> 28:57.520 ‫اگه بتونم تله‌هندلر رو راه بندازم، ‫می‌ذارمش اونجا. 28:57.680 --> 28:59.240 ‫نمیشه. اونجا شلوغ میشه. 28:59.440 --> 29:01.080 ‫- قول میدم نشه. ‫- شدنی نیست. 29:01.280 --> 29:03.760 ‫میشه. بشین و ببین. 29:12.520 --> 29:13.520 ‫یالا! 29:16.040 --> 29:16.880 ‫خیلی خوب پیش رفت. 29:18.400 --> 29:19.400 ‫عالی بود. 29:20.960 --> 29:23.520 ‫اونجا قبلاً پارکینگ بوده. ‫الان شده گل و لای. 29:27.640 --> 29:29.360 ‫چون مشتاق بودیم زودتر کار رو تموم کنیم، 29:30.320 --> 29:33.120 ‫تا تاریکی شب به کارمون ادامه دادیم. 29:35.040 --> 29:37.280 ‫و پیشرفت خوبی داشتیم. 29:37.560 --> 29:40.360 ‫اگه بندازی بریزن زمین، ‫گریه‌م درمیاد. 29:40.520 --> 29:43.200 ‫خوبه؟ آره! 29:44.200 --> 29:45.960 ‫می‌خوای یه چیز جالب بهت بگم؟ 29:46.440 --> 29:48.600 ‫- می‌دونی برنامه ما رو تو آمریکا هم می‌بینن دیگه؟ ‫- آره. 29:48.800 --> 29:52.320 ‫براشون سوال میشه داریم ‫چه غلطی می‌کنیم. 29:52.520 --> 29:54.920 ‫نمی‌دونن شب آتش چیه. 29:55.080 --> 29:57.280 ‫باید... اصلاً خودت توضیح بده. 29:59.240 --> 30:00.160 ‫بگو دیگه! 30:00.520 --> 30:04.400 ‫به بیننده‌های آمریکایممون توضیح بده ‫چرا هر سال این کار رو می‌کنیم. 30:05.960 --> 30:07.200 ‫کی رو می‌ذاریم روی آتیش؟ 30:11.200 --> 30:12.280 ‫گای فاکس. 30:12.720 --> 30:16.520 ‫خیلی خب، گای فاکس تو ‫قرن هفده، 30:16.680 --> 30:18.560 ‫سعی کرد ساختمون پارلمان رو ‫منفجر کنه، 30:18.720 --> 30:20.440 ‫و دولت رو نابود کنه. ‫نتونست. 30:21.200 --> 30:22.480 ‫دستگیر شد. 30:22.640 --> 30:26.320 ‫و هر سال با سوزوندن تندیسش روی آتیش 30:26.480 --> 30:29.200 ‫یادی از اون می‌کنیم. 30:29.360 --> 30:32.200 ‫و همه این کار رو می‌کنن. همه. ‫به مناسبت شکستش آتیش‌بازی 30:32.400 --> 30:34.760 ‫- راه می‌اندازیم و جشن می‌گیریم. ‫- چطوری شکست خورد؟ 30:34.920 --> 30:38.840 ‫زیرزمین ساختمون پارلمان رو ‫پر از باروت کردن 30:39.000 --> 30:41.520 ‫و اونی که قرار بود مراقبش ‫باشه خوابش برد 30:41.680 --> 30:43.240 ‫و نگهبان‌ها پیداش کردن. 30:43.440 --> 30:46.400 ‫هی، ولی نیاز نیست حتماً گای فاکس ‫رو بذاری روی آتیش. 30:46.560 --> 30:48.440 ‫تو چی می‌ذاری؟ لاستیک؟ 30:48.600 --> 30:49.920 ‫هر چیزی که دوست نداری. 30:50.120 --> 30:52.280 ‫- خوبه؟ ‫- آره. 30:52.440 --> 30:54.600 ‫- برای امشب تا همینجا کافیه. ‫- آره. 30:54.760 --> 30:56.520 ‫خب، از اینجا که عالی به نظر میاد. 31:02.120 --> 31:03.480 ‫چند روز بعد، 31:03.640 --> 31:06.520 ‫دیلوین دوباره برگشت که سعی کنه 31:06.680 --> 31:10.080 ‫گوسفندهای جدید ایزی‌کر من رو ‫معاینه کنه. 31:11.800 --> 31:14.920 ‫خب، تلاش دوم برای بردن گوسفندها ‫داخل آغل، 31:15.080 --> 31:16.920 ‫که دو برابر سخت شده 31:17.520 --> 31:19.960 ‫چون به دلیل اینکه رفتیم تو ماه نوامبر، 31:20.120 --> 31:22.240 ‫کیلب خانواده‌ش رو برای تعطیلات ‫برده کورن‌وال. 31:23.560 --> 31:25.920 ‫پس سعی می‌کنم از سگ‌ها هم ‫استفاده کنم. 31:26.560 --> 31:27.480 ‫خب، حاضرید؟ 31:30.640 --> 31:32.160 ‫سگ‌ها، باید براتون افسار ببندم. 31:32.360 --> 31:34.200 ‫سنسا، آریا، بیاید اینجا! 31:34.360 --> 31:36.400 ‫هی، باید براتون افسار ببندم. 31:38.240 --> 31:39.040 ‫نه... 31:40.000 --> 31:41.000 ‫خب... 31:42.600 --> 31:43.520 ‫درسته. 31:44.400 --> 31:45.480 ‫پس فقط خودم موندم. 31:47.200 --> 31:50.520 ‫درسته، این گوسفندهای ایزی‌کر رفتن... 31:51.360 --> 31:54.120 ‫به بخش غلط دشت. 31:54.320 --> 31:57.520 ‫ولی جز یکیشون. 31:59.280 --> 32:01.040 ‫پناه بر خدا. 32:03.560 --> 32:04.800 ‫مُرده، نه؟ 32:08.840 --> 32:11.360 ‫یه زخم بزرگ روی گردنشه. 32:12.720 --> 32:14.800 ‫خوشبختانه، همون موقع ‫دیلوین رسید. 32:14.960 --> 32:15.760 ‫سلام، دیلوین. 32:15.960 --> 32:17.440 ‫سلام. اه! 32:17.600 --> 32:19.080 ‫اه، گوشش از جا کنده شده. 32:19.520 --> 32:20.480 ‫گوش نداره. 32:21.120 --> 32:23.000 ‫خب، کی میاد گوش گوسفند ‫رو بخوره؟ 32:23.160 --> 32:25.760 ‫سگ‌ها. حمله سگ‌ها به دام‌ها ‫خیلی مسئله پر دردسریه. 32:25.920 --> 32:28.760 ‫وقتی هرفوردشر بودم، ‫یعنی اونجا کار می‌کردم، 32:28.920 --> 32:30.600 ‫پلیس یه سگ می‌آورد و می‌گفت، 32:30.760 --> 32:33.840 ‫«می‌ترسیم این سگ به گوسفند‌ها ‫حمله کرده باشه.» 32:34.000 --> 32:36.680 ‫و یه کاری می‌کردیم سگه ‫بالا بیاره. 32:36.840 --> 32:40.120 ‫و اگه پشم بالا می‌آورد، ‫همونجا خلاصش می‌کردیم. 32:40.920 --> 32:43.640 ‫- شوخی! ‫- به خدا. اینی که میگم... 32:44.160 --> 32:45.360 ‫برای دهه نود بود. 32:45.560 --> 32:46.560 ‫درسته، خب... 32:46.720 --> 32:49.280 ‫آره. در ضمن، فکر کنم کلاغ‌ها ‫هم یه مقدار چشیدنش. 32:49.480 --> 32:52.280 ‫چشم‌هاش... ‫کلاغ‌ها چشم‌هاش رو بردن، نه؟ 32:52.440 --> 32:54.400 ‫آره، و این پشت رو. 32:54.560 --> 32:56.480 ‫کلاغ‌ها کمرش رو هم خوردن؟ 32:56.680 --> 32:58.960 ‫آره. خیلی به اینجا نوک می‌زنن. 32:59.120 --> 33:00.280 ‫- چی؟ ‫- آره. 33:00.480 --> 33:01.600 ‫می‌تونن نوک بزنن... 33:01.760 --> 33:05.840 ‫و اعضا و دل و روده‌ش رو ‫بکشن بیرون. 33:06.040 --> 33:09.800 ‫حتماً کلاغ‌ها بعدش فکر کردن، ‫«به‌به، چه ضیافتی.» 33:10.760 --> 33:13.000 ‫امیدوارم وقتی تناسخ پیدا کردم ‫کلاغ نباشم. 33:13.200 --> 33:17.120 ‫بخش عقب و راست بدنش ‫هم خیلی ورم کرده. 33:17.280 --> 33:19.000 ‫- چی گفتی؟ ‫- ورم کرده. 33:19.160 --> 33:20.800 ‫خب، مگه به خاطر جمود نعشی نیست؟ 33:20.960 --> 33:24.000 ‫نه. قانقاریاست. 33:24.160 --> 33:25.480 ‫- قانقاریا؟ ‫- آره. 33:25.680 --> 33:27.520 ‫این دیگه چه طرز مُردنه؟ 33:27.680 --> 33:30.240 ‫یه سگ گوشت رو می‌خوره و ‫بعدش قانقاریا می‌گیری. 33:30.400 --> 33:31.200 ‫آره. 33:31.400 --> 33:34.160 ‫خیلی خب، ببین، می‌تونیم بشینیم ‫و تا شب درباره‌ش صحبت کنیم، ام... 33:34.320 --> 33:36.200 ‫- ولی زنده نمیشه، نه؟ ‫- نه. 33:37.160 --> 33:39.040 ‫دیلوین گفت برای اطمینان، 33:39.200 --> 33:42.360 ‫می‌خواد تو محوطه کالبدشکافی ‫انجام بده. 33:42.520 --> 33:47.040 ‫واسه همین مجبور شدم ماشینم رو ‫تبدیل به نعش‌کش کنم. 33:47.840 --> 33:49.720 ‫تنهایی بلندش نمی‌کنم. 33:50.440 --> 33:51.760 ‫نه، من کمکت می‌کنم. 33:51.960 --> 33:55.160 ‫تو رو خدا نذارید دکترم ببینه ‫دارم چیکار می‌کنم. 33:55.320 --> 33:56.880 ‫خیلی خب، بپا، هاپو. 33:57.480 --> 33:58.520 ‫یک... 33:59.280 --> 34:00.440 ‫دو... 34:01.000 --> 34:02.120 ‫سه. 34:02.840 --> 34:03.880 ‫اینم از این. 34:04.920 --> 34:07.040 ‫اوه، لعنتی، بوی گند میده. 34:07.200 --> 34:08.360 ‫سگه خوشش اومد. 34:08.560 --> 34:10.040 ‫خدای من. 34:14.120 --> 34:16.080 ‫وای، خوب شد من سوار ماشین نشدم. 34:17.360 --> 34:20.960 ‫تو محوطه، دیلوین دکستر کارش ‫رو شروع کرد. 34:21.160 --> 34:23.160 ‫اینجا رو برش میدم، و پاهاش ‫رو می‌زنم کنار. 34:23.720 --> 34:27.120 ‫می‌خواستم بگم تا کارت تموم بشه ‫تو ماشین می‌شینم، ولی فکر کنم حالم بدتر بشه. 34:27.320 --> 34:29.520 ‫- اوه، اینجا رو. ‫- چیه؟ 34:29.680 --> 34:31.560 ‫پوسیده، می‌دونی؟ 34:31.720 --> 34:34.240 ‫- چی؟ ‫- کل لاشه‌ش. 34:35.120 --> 34:37.320 ‫شکمشه دیگه، نه؟ ‫دل و روده‌ش. 34:37.480 --> 34:39.920 ‫چهارمین شکمشه. 34:40.680 --> 34:41.960 ‫این سومیشه. 34:42.640 --> 34:44.240 ‫چون چهارتا شکم دارن. 34:44.400 --> 34:46.920 ‫خب، به مردم گفته بودیم قراره تمام ‫واقعیت‌های کشاورزی رو تو این برنامه نشون بدیم، 34:47.080 --> 34:49.320 ‫ولی امروز صبح دیگه داری شورش ‫رو درمیاری، نه؟ 34:50.800 --> 34:52.760 ‫وای خدا، تمام خرابکاری‌هاش دارن میان بیرون. 34:52.920 --> 34:55.640 ‫- اینجا رو سوراخ کردم. ‫- داره توی شکم خودش خرابکاری می‌کنه. 34:55.840 --> 34:57.800 ‫حالم بد شد! 35:00.640 --> 35:04.600 ‫نمی‌خوام باکلاس بازی دربیارم، ‫ولی دیلوین! 35:04.760 --> 35:07.360 ‫- شکمش رو سوراخ کردم! ‫- از این کارت داری چی یاد می‌گیری؟ 35:08.040 --> 35:09.400 ‫آره، طفلک مُرده. 35:15.240 --> 35:17.320 ‫خب، انتظار نداشتم بلند شه و ‫فرار کنه. 35:19.160 --> 35:20.840 ‫می‌خوام از طرف تمام تیم 35:21.400 --> 35:24.880 ‫مزرعه کلارکسون بابت این صحنه ‫عذرخواهی کنم. 35:25.640 --> 35:26.760 ‫قول میدم 35:27.680 --> 35:28.880 ‫سعی می‌کنیم 35:29.680 --> 35:31.000 ‫حالتون رو بهتر کنیم. 35:33.040 --> 35:35.800 ‫ولی متاسفانه ممکن نبود، 35:35.960 --> 35:40.080 ‫چون تو کافه آتیشمون به مشکل ‫خورده بود. 35:44.440 --> 35:45.480 ‫درسته. 35:49.440 --> 35:50.600 ‫لعنتی. 35:51.280 --> 35:53.120 ‫وقت نداشتیم فکر کنیم 35:53.320 --> 35:55.880 ‫کدوم خرابکاری اومده بود گند زده ‫بود بهش... 35:56.360 --> 35:57.840 ‫- سلام، رفقا. ‫- سلام. 35:58.040 --> 36:00.640 ‫چون با نزدیک شدن شب آتش، 36:00.800 --> 36:04.440 ‫من و تیم کافه مجبور شدیم ‫بازسازی رو شروع کنیم. 36:05.880 --> 36:08.800 ‫خمش کن به سمت جلو، یه کم دیگه. ‫خوبه. 36:09.000 --> 36:10.160 ‫بذارش همین پایین. 36:10.320 --> 36:13.480 ‫مارک؟ کلاهکش باید بره اون وسط... 36:14.320 --> 36:17.600 ‫اینجوری وقتی حواسمون نیست ‫مردم می‌تونن آتیش روشن کنن. 36:19.160 --> 36:20.640 ‫با ادامه کارمون، 36:20.800 --> 36:24.360 ‫آنی اعلام کرد که حمله به آتیش ‫کار یکی از بچه‌های خودمون بوده، 36:24.520 --> 36:27.920 ‫از جمله یکی از کارمندهای ‫بخش پارکینگ خودمون. 36:28.400 --> 36:30.080 ‫بهم پیام داد و اعتراف کرد. 36:31.000 --> 36:32.040 ‫اعتراف کرد؟ 36:32.200 --> 36:33.320 ‫آره، پیام داد. 36:33.960 --> 36:35.880 ‫آخرین هدیه خداحافظیش بود. 36:36.080 --> 36:39.240 ‫اومد چند لیوان نوشید، مهمون ما بود، ‫و اینجا رو آتیش زد. 36:39.400 --> 36:40.400 ‫چی؟ بهش نوشیدنی دادیم؟ 36:40.560 --> 36:43.080 ‫فکر کنم با رفقاش رفتن کافه ‫و نوشیدن، 36:43.240 --> 36:45.480 ‫بعدش اومدن اینجا و یه چیزی ‫رو تو جنگل روشن کردن، 36:45.640 --> 36:47.200 ‫اومدن اینجا و عقب وایسادن ‫و ازش لذت بردن. 36:47.360 --> 36:48.880 ‫- تو جنگل چی رو آتیش زدن؟ ‫- نمی‌دونم. 36:49.040 --> 36:53.960 ‫تو دوربین مداربسته مشخصه که ‫از اونجا یه چیزی رو میاره اینجا، 36:54.120 --> 36:55.960 ‫پرتش می‌کنه داخل و میره عقب. 36:57.160 --> 37:00.840 ‫- کسی فیلم آتیش رو داره؟ ‫- من دارم. 37:01.000 --> 37:02.400 ‫- جدی؟ ‫- آره. 37:02.560 --> 37:03.760 ‫جدی؟ میشه ببینم؟ 37:03.960 --> 37:06.040 ‫- اوه، واو، ببین. همینه؟ ‫- آره. 37:07.160 --> 37:09.400 ‫اوه، آتیش بزرگ و خوبیه، 37:09.560 --> 37:11.400 ‫هرچند هفتاد و دو ساعت زودتر ‫روشنش کردن. 37:11.560 --> 37:12.520 ‫آره. 37:12.840 --> 37:14.800 ‫خب، امیدوارم خوشحال شده باشه. 37:17.160 --> 37:18.640 ‫ام، بذارش اون گوشه. 37:19.160 --> 37:20.200 ‫اینجا؟ 37:22.880 --> 37:25.840 ‫فکر کن از کنار قصابی خودت ‫رد بشی و نتونی گوشت بخوری، 37:26.000 --> 37:27.200 ‫واقعاً... 37:27.360 --> 37:30.800 ‫هم کافه داری و هم قصابی ولی ‫هیچی نمی‌تونی بخوری. 37:31.000 --> 37:32.960 ‫نه. نمی‌تونم از محصولات خودم ‫لذت ببرم. 37:38.520 --> 37:42.200 ‫با غروب خورشید، سخت‌ترین بخش ‫بازسازی رو تموم کرده بودیم. 37:44.320 --> 37:46.400 ‫می‌دونید چیه، از اولی بهتر شد. 37:46.560 --> 37:49.760 ‫آره. ولی من دومی رو وقتی دیدم ‫که داشت می‌سوخت. 37:53.320 --> 37:56.080 ‫فکر کنم می‌تونیم بهش افتخار کنیم. ‫خوبه. 37:57.200 --> 37:58.400 ‫خوبه، عالیه. 37:58.560 --> 38:00.560 ‫امشب شام قراره چی بخوری؟ 38:01.160 --> 38:03.240 ‫ام، بهش فکر نکردم. 38:03.400 --> 38:06.840 ‫خب، همین الان فهمیدم که استیک ‫توی جیبته. 38:07.880 --> 38:10.200 ‫و... 38:10.360 --> 38:12.680 ‫خیلی خب، از مغازه سرقت کردم. ‫اعتراف می‌کنم. 38:14.200 --> 38:15.240 ‫خیلی تیزبینی. 38:15.400 --> 38:17.480 ‫دوره تمرینی خوبی برای بقیه‌تونه. 38:17.680 --> 38:19.560 ‫درسته، فردا می‌بینمتون. 38:19.720 --> 38:22.840 ‫خیلی زحمت کشیدید. ‫عالی شده. 38:23.000 --> 38:24.720 ‫- خداحافظ. ‫- به سلامت. 38:25.240 --> 38:26.320 ‫ممنون، رفقا. 38:28.800 --> 38:32.560 ‫با رسیدن روز بزرگ، چارلی ‫از تعطیلاتش برگشت 38:33.200 --> 38:36.680 ‫و خیلی سریع برای یه صحبت ‫مهم اومد پیشم. 38:37.320 --> 38:40.520 ‫البته با توجه به اتفاق مهمی که 38:40.680 --> 38:43.840 ‫در نبودش برای کشاورزی افتاد بود، ‫غافلگیرکننده نبود. 38:45.640 --> 38:47.640 ‫وزیر یکی از بیشترین موارد افزایش 38:47.800 --> 38:50.440 ‫مالیات در تاریخ رو معرفی کرد. 38:50.640 --> 38:52.000 ‫از سال ۲۰۲۶، 38:52.160 --> 38:54.280 ‫کشاورزهایی که دارایی‌های ‫کشاورزیشون 38:54.280 --> 38:56.400 ‫[اضافه شدن بیست درصد مالیات] ‫بیش از یک میلیون پوند می‌ارزه، 38:56.560 --> 38:59.560 ‫مجبورن بیست درصد مالیات بر ارث بدن. 38:59.760 --> 39:02.560 ‫[از آوریل امسال، بیست درصد مالیات] ‫البته تا الان کشاورزها معاف بودن. 39:02.760 --> 39:06.640 ‫به این صورت از مزرعه‌های کوچیک ‫خانوادگی محافظت می‌کنیم، 39:07.440 --> 39:11.800 ‫چون سه چهارم کشاورزها تحت تاثیر ‫این قانون قرار نمی‌گیرن. 39:15.760 --> 39:20.280 ‫خب... ادعا می‌کنه که هفتاد و سه درصد از ‫مزرعه‌ها تحت تاثیر قرار نمی‌گیرن، 39:20.480 --> 39:24.640 ‫که مزخرفه. اصلاً حقیقت نداره. 39:24.840 --> 39:26.520 ‫- آره. ‫- و ادعا می‌کنه 39:26.720 --> 39:27.880 ‫پول زیادی نیست. که هست. 39:28.040 --> 39:32.160 ‫تمام کسایی که زمین و دارایی‌هاشون ‫بیش از یک میلیون می‌ارزه باید مالیات بدن. 39:32.320 --> 39:35.680 ‫پس اگه یه زمین چهل هکتاری ‫تو هادرزفیلد داشته باشی، 39:35.840 --> 39:37.920 ‫اگه تراکتور و کمباین داشته باشی... 39:38.080 --> 39:39.920 ‫- پس... ‫- تحت تاثیر قرار می‌گیری. 39:40.120 --> 39:43.120 ‫تو صفحه سوم ساندی تایمز، ‫البته روزنامه‌های دیگه‌ای هم هستن، 39:43.280 --> 39:45.600 ‫یکی به اسم استیون درباره 39:45.760 --> 39:49.520 ‫یه گله گاوی نوشته که پنج ‫نسله اونجان، 39:50.080 --> 39:53.920 ‫و یه گله لبنیاتی توی مزرعه لسترشر ‫و متعلق به خانواده اکلستون هستن. 39:54.080 --> 39:55.720 ‫ششصدتا گاو دارن. 39:55.920 --> 39:59.680 ‫با همون ششصد گاو از آستانه ‫مالیاتی رد میشن. 39:59.840 --> 40:01.720 ‫- آره، فقط با گاوها. ‫- فقط با گاوها. 40:01.880 --> 40:03.400 ‫حالا اتاقک لبنیاتی، 40:03.600 --> 40:04.800 ‫تراکتور، اینا رو نادیده بگیر. 40:04.960 --> 40:06.720 ‫هیچکدومشون دیگه به حساب نمیان. 40:06.880 --> 40:08.440 ‫- همه چیز... ‫- فقط گاوها 40:08.600 --> 40:11.440 ‫باعث میشه شامل قانون ‫ریچل ریوز بشن... اونم نشسته، 40:11.600 --> 40:13.760 ‫با صورت جدی میگه: 40:13.920 --> 40:18.200 ‫«فقط بیست و هفت درصد کشاورزها ‫تحت تاثیر قرار می‌گیرن.» دروغ میگه. 40:18.720 --> 40:21.040 ‫نه، ولی خب اگه آدم پولداری داشته باشی 40:21.240 --> 40:24.200 ‫که کلی تو سرمایه‌گذاری بانکی پول درآورده باشه ‫و زمین خریده باشه 40:24.360 --> 40:27.480 ‫و نیاز نباشه مالیات بر ارث بده، ‫قابل درکه. 40:27.640 --> 40:29.040 ‫من باهاش موافق نیستم، ‫ولی می‌فهمم 40:29.200 --> 40:31.440 ‫چرا مردم میگن عادلانه نیست. 40:31.600 --> 40:33.560 ‫می‌فهمم. و می‌فهمم چرا ریچل ریوز 40:33.760 --> 40:35.320 ‫با همچین آدم‌هایی مشکل داره، 40:35.480 --> 40:38.680 ‫می‌دونی، با بچه پولدارهایی که رفتن ‫تو مناطق روستایی زمین خریدن، مثل خود من. 40:38.840 --> 40:41.760 ‫- آره. ‫- ولی اومده یه اسلحه برداشته 40:41.960 --> 40:44.320 ‫و شلیکش می‌کنه سمت سرمایه‌گذارهای ‫بانکی، 40:44.480 --> 40:49.120 ‫یا جیمز دایسون، اونی که جارو داره و ‫اونهمه زمین داره. 40:49.280 --> 40:52.480 ‫شاید هدفش اون آدم باشه. ‫ولی کل کشاورزها رو مورد هدف قرار داده. 40:52.680 --> 40:54.200 ‫خب، خبر بدم تموم نشده. 40:54.400 --> 40:55.440 ‫اوه... 40:55.600 --> 40:57.600 ‫این تیتر بودجه‌ست. 40:57.760 --> 40:59.320 ‫حالا اگه بیای بیشتر درباره ‫بودجه بخونی، 40:59.520 --> 41:02.280 ‫باید بابت کودت هم مالیات ‫کربن بدی. 41:02.840 --> 41:05.440 ‫سال ۲۰۲۷، قراره روی کود هم ‫مالیات بکشه. 41:06.240 --> 41:09.880 ‫باید در ازای هر یک تن کود، ‫پنجاه الی هفتاد و پنج 41:11.040 --> 41:12.240 ‫پوند مالیات بدیم. 41:12.440 --> 41:15.520 ‫ولی می‌دونی، بخش عجیبش اینه که ‫وقتی گندم رو 41:15.680 --> 41:19.160 ‫از یه جای دیگه وارد می‌کنی، ‫مالیات نداره. 41:19.360 --> 41:23.240 ‫می‌دونی، کشاورزهای بریتانیایی باید ‫این مالیات‌ها رو بدن. 41:23.800 --> 41:28.160 ‫پس آدم‌هایی مثل نونواها میگن: ‫«پولمون نمی‌رسه گندم بریتانیایی بخریم. 41:28.320 --> 41:30.000 ‫گندم کانادایی می‌خریم که مجبور نباشیم ‫مالیات بدیم.» 41:30.160 --> 41:31.680 ‫هیچکدومش... آره. 41:32.480 --> 41:36.720 ‫همون روز بعد از ظهر هم وزارت محیط زیست، ‫غذا و امور روستایی یه بیانیه داد 41:36.880 --> 41:39.600 ‫و گفت کمک مالی سال ۲۰۲۵ 41:39.760 --> 41:41.920 ‫هفتاد و شش درصد کاهش ‫پیدا می‌کنه. 41:42.120 --> 41:43.920 ‫و بیست و چهار درصد به شماها می‌رسه. 41:44.440 --> 41:46.120 ‫- پس سال دیگه... ‫- وایسا ببینم. 41:46.280 --> 41:48.920 ‫کمک مالی‌ها قرار بود در طی... 41:49.080 --> 41:50.320 ‫سه سال حذف بشن. 41:50.520 --> 41:52.320 ‫برای سال دیگه نیم میلیارد پوند نقدینگی 41:52.480 --> 41:55.000 ‫رو از کشاورزی نجات داد. 41:55.640 --> 41:57.040 ‫- یعنی... ‫- وانت‌ها، 41:57.200 --> 41:59.880 ‫تو دسته‌بندی مجدد، وانت رو ‫تو بخش ماشین قرار دادن. 42:00.040 --> 42:03.720 ‫پس کشاورزهایی که دارن از میتسوبیشی ‫و فورد رنجر استفاده می‌کنن، 42:03.880 --> 42:05.840 ‫در واقع دارن از ماشین جدیدی استفاده می‌کنن ‫و بابت براش مالیات بدن. 42:06.000 --> 42:07.080 ‫اصلاً بهش اشاره هم نکرده. 42:08.240 --> 42:10.040 ‫من میرم خارج زندگی کنم. 42:10.720 --> 42:12.960 ‫ای کاش یه ایرلندی سراغ داشتم ‫و می‌تونستم باهاش ازدواج کنم. 42:15.360 --> 42:17.520 ‫آره، حتی نمی‌تونی از... 42:17.680 --> 42:19.040 ‫خرج ازدواج که بیشتره. 42:27.920 --> 42:30.280 ‫بعد از جلسه، رفتیم کافه 42:30.440 --> 42:32.800 ‫که برای جشن آتش آماده بشیم. 42:34.280 --> 42:35.120 ‫و اول از همه باید 42:35.280 --> 42:39.360 ‫تصمیم می‌گرفتیم کی رو بسوزونیم. 42:41.680 --> 42:42.480 ‫اینم از این. 42:43.320 --> 42:46.120 ‫رئیس منم اون‌وقت تو عینک مجانی، 42:46.680 --> 42:48.400 ‫کت‌وشلوار و کراوات مجانی داری... 42:49.280 --> 42:52.880 ‫و فرصت داری بری با تله‌هندلر بگردی! 42:53.040 --> 42:54.600 ‫نظرت چیه، کر؟ 43:01.320 --> 43:04.160 ‫یالا، کر. می‌خوام بلندت کنم. 43:04.320 --> 43:07.760 ‫نظرت چیه؟ آره! 43:17.320 --> 43:18.640 ‫هوا که تاریک شد، 43:18.800 --> 43:22.320 ‫محوطه کافه پر از محلی‌ها شد. 43:23.200 --> 43:26.080 ‫خانم‌ها و آقایون! 43:26.240 --> 43:30.040 ‫به اولین مهمونی شب آتش ‫کافه سگ کشاورز خوش اومدید. 43:30.200 --> 43:32.240 ‫برگر گوشت داریم 43:32.440 --> 43:34.440 ‫با سس سیب خونگی. ‫تافی سیب هم داریم. 43:34.600 --> 43:37.400 ‫و برای بچه‌ها، ساندویچ ‫سوسیس داریم. 43:37.560 --> 43:41.120 ‫و طبق معمول، تمام ‫غذاهای سگ کشاورز، 43:41.680 --> 43:43.480 ‫در بریتانیا و توسط 43:44.160 --> 43:46.680 ‫کشاورزهای بریتانیایی کاشته ‫و پرورش داده شده. 43:46.880 --> 43:48.960 ‫قبل از اینکه ریچل ریوز 43:49.160 --> 43:51.160 ‫زندگی همه رو نابود کنه. 43:51.320 --> 43:52.560 ‫خیلی خب، خوش بگذره. 43:52.720 --> 43:55.800 ‫قبل از اینکه جشن سنتی شروع بشه، 43:55.960 --> 43:58.040 ‫برای همه یه نمایش 43:58.200 --> 44:00.480 ‫پهپادی هم آماده کرده بودم. 44:01.280 --> 44:03.880 ‫خب، خانم‌ها و آقایون، امیدوارم لذت ببرید. 44:09.080 --> 44:10.520 ‫چه خبر شده؟ 44:12.000 --> 44:13.240 ‫اوه، پپر! 44:13.400 --> 44:14.440 ‫پپر گاوه! 44:15.760 --> 44:17.120 ‫اوه، چه هوشمندانه! 44:18.120 --> 44:20.640 ‫قراره چی بشه؟ 44:21.320 --> 44:23.640 ‫- اوه، ببین، گوسفنده! ‫- شاید... 44:23.840 --> 44:25.280 ‫واو، ببینش! 44:26.920 --> 44:28.040 ‫واو! 44:29.960 --> 44:31.000 ‫الان چی؟ 44:34.400 --> 44:35.200 ‫خوک! 44:35.400 --> 44:36.360 ‫- خوکه؟ ‫- آره! 44:37.920 --> 44:38.920 ‫آره! 44:41.720 --> 44:45.320 ‫فکر کنم اگه از جاده آ۴۰ به بالا ‫نگاه کنن تصادف می‌کنن. 44:47.360 --> 44:49.040 ‫- کمباین! ‫- کمباینه! 44:49.200 --> 44:50.320 ‫کمباین جرالد! 44:50.520 --> 44:51.560 ‫واو! 44:51.760 --> 44:54.080 ‫چه خوشگله! 44:55.160 --> 44:56.280 ‫شیر ظرف نوشیدنی و لیوان، نه؟ 44:56.480 --> 44:58.880 ‫اوه، داره پر میشه! اه! 45:00.440 --> 45:01.560 ‫اوه، داره تبدیل به چی میشه؟ 45:05.120 --> 45:07.280 ‫- اه، جرالد! ‫- جرالده! 45:09.640 --> 45:11.920 ‫- ببینش! ‫- واو! 45:12.120 --> 45:14.200 ‫اینم از کارت پستال کریسمستون! 45:16.480 --> 45:20.000 ‫و بعدش رسیدیم به بخشی که ‫بیشتر از همه چیز منتظرش بودم. 45:20.480 --> 45:21.480 ‫اینجا رو! 45:22.400 --> 45:24.520 ‫دودش راه افتاد! آتیش گرفت! 45:26.160 --> 45:27.080 ‫ببینش! 45:28.200 --> 45:29.480 ‫ببین، دودش دراومد. 45:30.440 --> 45:32.480 ‫داره آتیش می‌گیره. 45:33.800 --> 45:35.640 ‫کت‌وشلوارش آتیش گرفت! 45:38.200 --> 45:39.800 ‫موهاش داره می‌سوزه! 45:40.760 --> 45:42.760 ‫شلوارش داره می‌سوزه! 45:46.480 --> 45:48.760 ‫داره می‌سوزه. 45:59.080 --> 46:02.800 ‫با توجه به احساسی که همه بعد از ‫تصویب قانون بودجه پیدا کرده بودن، 46:02.960 --> 46:06.120 ‫حس خوبی داشت که دولت رو ‫مسخره کنیم. 46:13.280 --> 46:15.600 ‫ولی همه‌مون می‌دونستیم که برای ‫اینکه سعی کنیم 46:15.800 --> 46:19.160 ‫جلوی حمله وحشتناک به کشاورزی ‫بریتانیایی رو بگیریم، 46:19.360 --> 46:20.920 ‫مسخره کردن کافی نیست. 46:24.360 --> 46:28.520 ‫و به زودی، باید قضیه رو ‫جدی بگیریم. 46:36.720 --> 46:40.360 ‫ما چرا کشاورزی می‌کنیم؟ ‫چرا قیمت‌های پایین رو قبول می‌کنیم؟ 46:40.560 --> 46:42.720 ‫اصلاً دولت می‌دونه غذا ‫از کجا میاد؟ 46:42.880 --> 46:44.160 ‫نه! 46:44.360 --> 46:48.920 ‫آخرین باری که تو سالنی کوچیک‌تر ‫از اینجا اجرا کردید کِی بود؟ 46:50.160 --> 46:51.320 ‫اوه... 46:51.520 --> 46:53.240 ‫در سمت راست رو نگه دار! 46:53.440 --> 46:54.400 ‫لعنتی! 46:54.600 --> 46:55.760 ‫اه! 46:55.960 --> 46:57.000 ‫باید غرفه کریسمس تاسیس کنیم. 46:58.200 --> 47:00.000 ‫ای وای! برو پی کارت! 47:01.024 --> 47:06.024 www.Doostihaa.com