WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:28.486 --> 00:33.742 ‫در شب ۱۷ ژوئن سال ۱۹۷۲، ‫دزدها وارد ادارات 00:33.825 --> 00:35.535 ‫کمیته ملی دموکرات در 00:35.618 --> 00:38.955 ‫مجتمع اداری واترگیت در واشینگتن دی‌سی شدن. 00:39.456 --> 00:41.833 ‫این رسوایی به اسم واترگیت معروف شد 00:41.916 --> 00:45.628 ‫و در نهایت منجر به استعفای نیکسون ‫از ریاست‌جمهوری شد. 00:46.087 --> 00:49.883 ‫خبرنگارهای واشینگتن پست به نام ‫باب وودوارد و کارل برنستین با تحقیقات 00:49.966 --> 00:51.634 ‫مفصلشون داستان رو منتشر کردن، 00:51.634 --> 00:53.303 ‫ولی امکان نداشت بتونن این کار رو 00:53.386 --> 00:56.181 ‫بدون کمک منبعی به نام «دیپ ثروت» ‫انجام بدن، 00:56.264 --> 01:00.518 ‫که به صورت ناشناس در گاراژی در واشینگتن ‫اطلاعات رو بهشون لو می‌داد، 01:00.602 --> 01:04.230 ‫و اسمش با انتشار فیلم همه مردان رئیس‌جمهور ‫موندگار شد. 01:04.814 --> 01:05.815 ‫فیلم خیلی قشنگیه. 01:05.899 --> 01:08.943 ‫و ما فهمیدیم دیپ ثروت خیلی حرف‌های ‫بیشتری از چیزی که 01:09.027 --> 01:11.696 ‫وودوارد و برنستین منتشر کردن داره. 01:39.933 --> 01:42.060 ‫- به کجا رسیدین؟ ‫- گیر کردیم. 01:42.602 --> 01:44.479 ‫داستان سرعت پروسه رو آورد پایین. 01:45.897 --> 01:49.067 ‫- و فکر کردی می‌تونم کمکتون کنم؟ ‫- هیچوقت ازت نقل‌قول نمی‌کنم. 01:49.984 --> 01:52.695 ‫حتی به عنوان منبع ناشناس. 01:53.154 --> 01:54.948 ‫اسمی ازت آورده نمیشه. 01:56.115 --> 01:57.242 ‫می‌تونی بهم اعتماد کنی. 01:59.327 --> 02:00.453 ‫ادامه بده. 02:00.536 --> 02:02.872 ‫می‌تونی بگی درباره واترگیت چی می‌دونی؟ 02:03.581 --> 02:06.709 ‫- یه چیزهایی شنیدم. ‫- گوشم با توئه. 02:07.585 --> 02:09.379 ‫شرکت سرمایه‌گذاری فرگوسن رو می‌شناسی؟ 02:09.420 --> 02:11.589 ‫تو طبقه پنجم کار می‌کنن. ‫دارن ورشکسته میشن. 02:11.673 --> 02:14.926 ‫پدر و پسر دارن سر مالکیت شرکت ‫رقابت می‌کنن. 02:15.969 --> 02:20.390 ‫- اوضاع داره بی‌ریخت میشه. ‫- و این چه ربطی به ورود دزدکی داره؟ 02:20.807 --> 02:22.225 ‫خودت می‌خواستی درباره ساختمون بدونی. 02:22.767 --> 02:25.061 ‫فکر کردم منظورت به ساختمون واترگیته. 02:25.144 --> 02:28.231 ‫نه، منظورم به ساختمون نیست. ‫رسوایی واترگیت رو میگم. 02:28.314 --> 02:29.857 ‫کارزار انتخابات مجدد نیکسون 02:29.941 --> 02:33.194 ‫و شنود ساختمون کمیته ملی دموکرات. 02:33.695 --> 02:35.029 ‫آها. 02:38.408 --> 02:41.619 ‫شنیدم جی. گوردون لیدی هم یه نقشی داره. ‫درباره لیدی برام بگو. 02:43.496 --> 02:46.708 ‫خب، شنیدم دخترش قراره هفته بعد ‫بره ارتودنسیش رو دربیاره. 02:46.791 --> 02:49.002 ‫و شنیدم می‌خوان یه دوچرخه جدید ‫براش بخرن. 02:49.585 --> 02:52.797 ‫هم ارتودنسی شد، هم دوچرخه گیرش میاد. 02:53.715 --> 02:54.799 ‫خب؟ 02:55.091 --> 02:57.010 ‫تازه شنیدم دوچرخه نمی‌خواد. 02:57.093 --> 02:58.302 ‫اسبچه می‌خواد. 02:59.095 --> 03:00.304 ‫خیلی گرونه. 03:01.014 --> 03:04.892 ‫- آره، گرونه. ‫- فکر نکنم براش بخرن. 03:04.976 --> 03:08.229 ‫یعنی داری میگی میشه به راحتی ‫گولش زد؟ 03:08.312 --> 03:11.816 ‫نه، دارم میگم نمی‌خواد برای دخترش ‫اسبچه بخره. 03:11.899 --> 03:13.317 ‫چه ربطی به واترگیت داره؟ 03:13.401 --> 03:15.319 ‫دختر لیدی و اسبچه‌ش اهمیتی ‫برام نداره. 03:15.403 --> 03:17.488 ‫یه چیز قابل استفاده بگو. 03:18.072 --> 03:21.242 ‫شنیدم اوضاع خانواده هالدمن خوب نیست. 03:21.325 --> 03:22.452 ‫از چه نظر؟ 03:22.535 --> 03:25.371 ‫دخترش جوآن که کمردرد داره رو می‌شناسی؟ 03:25.455 --> 03:28.124 ‫- آره. ‫- خب، رفته پیش ماساژور. 03:28.791 --> 03:33.171 ‫و اگه متوجه منظورم بشی، حالش ‫خیلی بهتر شده. 03:34.046 --> 03:35.256 ‫با ماساژورش قرار می‌ذاره. 03:35.757 --> 03:38.801 ‫- که چی؟ ‫- من پسره رو دیدم، قدش ۱۶۴ سانته. 03:39.469 --> 03:40.470 ‫کوتوله‌ست. 03:41.262 --> 03:44.182 ‫- و؟ ‫- جوآن ده سانت ازش بلندتره. 03:44.265 --> 03:48.644 ‫از اختلاف سنی هم بدتره. ‫البته، اگه مرد بزرگتر باشه خیلی بد میشه. 03:48.728 --> 03:53.107 ‫- ولی اگه زن بزرگتر باشه داستان جالبی درمیاد. ‫- اینم ربطی به واترگیت نداره. 03:53.483 --> 03:55.026 ‫این اطلاعات اهمیتی برام ندارن. 03:55.109 --> 03:57.737 ‫فکر کردم... ‫آخه گفتی اطلاعات داری. 03:57.820 --> 04:00.698 ‫اطلاعات دادم دیگه. ‫برات جالب نبودن؟ 04:00.782 --> 04:03.326 ‫یه چیزی می‌خوام که بتونه اطلاعاتی رو 04:03.409 --> 04:05.286 ‫درباره اتفاقی که تو واترگیت افتاد و ربطش 04:05.286 --> 04:07.205 ‫به رئیس‌جمهور نیکسون فاش کنه. 04:08.039 --> 04:10.374 ‫یه چیز دیگه رو درباره جی. گوردون لیدی ‫میگم. 04:10.458 --> 04:11.667 ‫باشه. 04:12.335 --> 04:13.544 ‫کاخ سفید... 04:14.796 --> 04:18.257 ‫نمی‌خواد کسی بدونه جی مخفف چیه. 04:18.800 --> 04:21.511 ‫- چیه؟ ‫- گوردون. 04:23.763 --> 04:25.431 ‫کاخ سفید نمی‌خواد کسی بدونه 04:25.515 --> 04:27.058 ‫که اسمش گوردون گوردون لیدیه؟ 04:27.141 --> 04:29.685 ‫آره، اسم مزخرفیه. ‫شاید اون جی مخفف گاس باشه. 04:29.769 --> 04:32.980 ‫- الان داری اطلاع میدی یا ازم می‌پرسی؟ ‫- جرج. گری. 04:33.064 --> 04:34.273 ‫داری ایده میدی؟ 04:34.357 --> 04:35.733 ‫- جری با جی. ‫- می‌دونی چیه؟ 04:35.816 --> 04:39.195 ‫- داری وقتم رو تلف می‌کنی. من رفتم. ‫- وایسا. هی، وودوارد. 04:39.278 --> 04:42.031 ‫- چیه؟ ‫- پول پارکینگ رو بهم بدهکاری. 04:42.114 --> 04:45.159 ‫- نخیر. ‫- بهت اطلاعات دادم. 04:45.243 --> 04:46.702 ‫اطلاعات به درد نخور. 04:47.411 --> 04:49.705 ‫خیلی خب، اینا چیزهایی هستن ‫که باید بدونی. 04:50.164 --> 04:51.165 ‫گوشم با توئه. 04:51.249 --> 04:54.126 ‫یه مردی اومده به شهر که اسم ‫خودش رو گذاشته، «دکتر چمن،» 04:54.627 --> 04:57.922 ‫- ولی دکتر نیست. ‫- آره، باغبونه. 04:58.923 --> 05:01.717 ‫مردم فکر می‌کنن دکتر واقعیه، ولی نیست. 05:01.801 --> 05:03.386 ‫چیه؟ فکر کرده بودی دکتر واقعیه 05:03.469 --> 05:05.012 ‫و الان فهمیدی دکتر واقعی نیست ‫و ناراحت شدی؟ 05:05.096 --> 05:09.141 ‫- در ازای هر نوبت چهارصد دلار می‌گیره. ‫- خب، چمن خونه‌ت چقدره؟ 05:09.684 --> 05:12.186 ‫- نمی‌تونم بگم. ‫- چرا من رو آوردی اینجا؟ 05:12.270 --> 05:15.815 ‫- شنیدم اطلاعات داری. ‫- خودت اطلاعات رو کنار هم بچین، وودوارد. 05:15.898 --> 05:17.942 ‫خودت می‌دونی اینا چه ربطی ‫به هم دارن؟ 05:18.526 --> 05:21.070 ‫- برو دنبال پول. ‫- «برم دنبال پول؟» 05:21.737 --> 05:24.448 ‫کدوم پول؟ ‫نمی‌فهمم چی میگی. 05:24.532 --> 05:25.741 ‫برنستین کجاست؟ 05:25.825 --> 05:28.286 ‫اگه ناراحت نمیشی باید بگم از تو ‫باهوش‌تر به نظر میاد. 05:28.369 --> 05:30.746 ‫نه، نه. مزخرف نگو. ‫یه چیز قابل استفاده بگو. 05:30.830 --> 05:32.748 ‫یه چیزی که مربوط به کاخ سفید باشه. 05:33.082 --> 05:36.294 ‫- خیلی خب، ولی محرمانه‌ست. ‫- البته. 05:37.378 --> 05:39.422 ‫شایعه شده که پت نیکسون 05:39.922 --> 05:42.883 ‫موقع دزدی از پاساژ بندل دستگیر شده. 05:42.967 --> 05:48.306 ‫یه کفش تو کیفش پیدا کردن. ‫یک لنگه. فکر کن. 05:48.389 --> 05:50.933 ‫دارم فکر می‌کنم. یک لنگه؟ 05:51.017 --> 05:53.561 ‫- یک لنگه رو گم کرده بوده؟ ‫- یک لنگه برداشته. 05:53.644 --> 05:56.063 ‫چرا؟ یک لنگه رو که نمی‌تونه بپوشه. 05:56.605 --> 06:00.484 ‫- دقیقاً. آماده‌ی شنیدنش هستی؟ ‫- نه، فکر نکنم. 06:00.568 --> 06:02.987 ‫جرالد فورد با نوه‌هاش رفته بود قاشق‌زنی. 06:03.070 --> 06:06.782 ‫وقتی نشناختنش، به بچه‌ها گفت ‫شکلات‌ها رو پس بدن. 06:06.866 --> 06:09.618 ‫- چی... ‫- نوه‌هاش باهاش قهر کردن. 06:10.161 --> 06:11.287 ‫چی میگی واسه خودت؟ 06:11.370 --> 06:13.497 ‫خب به جهنم. ‫قاشق‌زنی دیگه چیه. 06:13.581 --> 06:16.042 ‫اسبچه، ارتودنسی، عشق و عاشقی ‫برام مهم نیستن. 06:16.125 --> 06:18.753 ‫هیچکدومشون برام مهم نیستن. ‫داری وقتم رو تلف می‌کنی! 06:18.836 --> 06:20.921 ‫یه اطلاعات قابل استفاده داری یا نه؟ 06:21.380 --> 06:23.674 ‫چارلز کولسون برای جلسه‌ی کاخ سفید ‫با صندل اومده بود. 06:24.008 --> 06:26.927 ‫نیکسون براش مهم نبود، ولی ‫هالدمن خیلی شلوغش کرد. 06:27.011 --> 06:30.389 ‫- خیلی خب، دیگه بسه. ‫- منم... باید برم، 06:30.473 --> 06:34.435 ‫چون دارم با خشک‌کن عمومی لباس‌هام ‫رو خشک می‌کنم، 06:34.518 --> 06:37.813 ‫و می‌ترسم یکی لباس‌هام رو دزدیده باشه. 06:37.897 --> 06:39.940 ‫خیلی خب، باشه. موفق باشی. 06:40.024 --> 06:42.151 ‫ممنون بابت همه چیز. ‫واقعاً لطف کردی... 06:42.234 --> 06:44.528 ‫کوارتر داری که اگه لازم شد دوباره ‫بندازم تو دستگاه؟ 06:45.571 --> 06:47.698 ‫هی، حالت بد به نظر میاد. ‫می‌تونی بری خونه؟ 06:47.782 --> 06:48.949 ‫ماشین داری؟ 06:49.325 --> 06:51.535 ‫- با اتوبوس اومدم. ‫- با اتوبوس؟ 06:51.619 --> 06:53.120 ‫همین الان گفتی پول پارکینگ بهت بدم. 06:53.621 --> 06:55.456 ‫می‌خوای ازم پول پارکینگ اخاذی کنی؟ 06:56.207 --> 06:59.001 ‫- خودت باید بفهمی. ‫- گمشو بابا! 06:59.627 --> 07:02.171 ‫بمیری! به من زنگ نزن! ‫خسته‌م کردی! 07:02.546 --> 07:07.384 ‫- به برنستین بگو بهم زنگ بزنه. ‫- به برنستین زنگ نزن! دست از سرم بردار! 07:11.305 --> 07:12.556 ‫عجب آدم عجیبی. 07:23.484 --> 07:28.656 ‫در ۱۵ ژوئیه سال ۱۹۰۳، هنری فورد ‫اولین سفارش رو برای مدل آ گرفت، 07:28.739 --> 07:31.242 ‫یه ماشینی که توسط شرکتش ‫به نام شرکت فورد موتور 07:31.325 --> 07:32.827 ‫در دیترویت میشیگان تولید شده بود. 07:32.910 --> 07:35.955 ‫تا آخر سال، شرکت هزار ماشین تولید کرده بود 07:36.038 --> 07:38.791 ‫و دگرگونی ماشین‌ها آغاز شد. 07:39.250 --> 07:42.127 ‫فورد فقط یه مخترع و کارخونه‌دار نبود، 07:42.211 --> 07:45.297 ‫بلکه ضد یهود هم بود. 07:45.381 --> 07:49.260 ‫فورد مالک دیربورن ایندیپندنت هم بود ‫و باهاش مقاله‌هایی رو مثل 07:49.343 --> 07:51.512 ‫«یهودی بین‌المللی» منتشر می‌کرد. 07:52.137 --> 07:53.472 ‫عجب آدم عجیبی. 07:54.265 --> 07:57.101 ‫خیلی زود، در هر خیابون آمریکا ‫ماشین دیده میشد. 07:57.184 --> 07:58.978 ‫فورد در اوج بود. 07:59.061 --> 08:04.483 ‫اما به قول معروف، ‫سرنوشت خوب بلده که 08:04.567 --> 08:06.569 ‫تو رو آدم کنه. 08:10.698 --> 08:13.158 ‫- بله؟ ‫- آقای فورد. 08:13.242 --> 08:15.369 ‫سردسته‌های گروه‌های مدنی دیترویت اومدن. 08:15.452 --> 08:17.037 ‫- بفرستشون داخل، کلیفتون جوون. ‫- چشم. 08:17.121 --> 08:20.666 ‫آقایون محترم، لطفاً اجازه بدید آقای فورد ‫شما رو ببره بگردونه. 08:22.626 --> 08:26.672 ‫آقایون... واو. 08:34.763 --> 08:36.181 ‫- رئیس ماهونی. ‫- خوشبختم. 08:36.265 --> 08:37.641 ‫- آقای هادسون. ‫- هنری. 08:38.767 --> 08:39.852 ‫شما؟ 08:39.935 --> 08:42.646 ‫من خاخام اشمول بن‌یانکلوویتز هستم و 08:42.646 --> 08:45.399 ‫تازه به عنوان عضو شورای شهر انتخاب شدم. 08:47.526 --> 08:48.652 ‫تبریک میگم. 08:48.736 --> 08:53.907 ‫خوشحالم که بخشی از این رویداد تاریخی هستم. 08:54.491 --> 08:57.286 ‫بدنم مور مور شده. ‫اسمش چیه؟ 08:57.369 --> 08:59.705 ‫اسمش اتومبیله. 08:59.788 --> 09:01.165 ‫- «اتومبیل.» ‫- فوق‌العاده‌ست. 09:01.248 --> 09:02.333 ‫- بله. ‫- بله. 09:02.416 --> 09:04.084 ‫- مدل آ. ‫- میشه یه نگاه بندازیم؟ 09:04.168 --> 09:06.211 ‫حتماً. دست نزنید ولی بفرمایید ببینید. 09:06.253 --> 09:08.547 ‫- بله، بله. ‫- واقعاً باشکوهه. 09:08.922 --> 09:12.509 ‫آقای فورد، شما واقعاً... 09:12.593 --> 09:14.970 ‫دستاورد بی‌نظیریه، آقای فورد. 09:15.054 --> 09:16.472 ‫- تاثیرگذاره، هنری. ‫- زیباست. 09:16.597 --> 09:18.724 ‫طی یک دقیقه سرعتش از یک به شش می‌رسه 09:19.099 --> 09:22.353 ‫و قدرت دوتا اسب بخار رو داره. 09:22.436 --> 09:24.021 ‫- واو! ‫- تاثیرگذاره، هنری. 09:24.104 --> 09:25.564 ‫- چقدر دستاورد... ‫- بی‌نظیره. 09:25.647 --> 09:28.317 ‫- ...باشکوهی، آقای فورد. ‫- خیلی ممنونم. 09:28.400 --> 09:30.194 ‫- می‌دونین، تو کراکوف... ‫- بله. 09:30.277 --> 09:33.030 ‫یه هایمی فوردبرگ داریم. فامیلید؟ 09:33.030 --> 09:35.824 ‫شما فامیلیتون رو از فوردبرگ به فورد تغییر ندادید؟ 09:36.909 --> 09:39.536 ‫- کوتاهش نکردید؟ ‫- نه. فامیلیم رو کوتاه نکردم. 09:39.620 --> 09:40.746 ‫فکر کنم کوتاه کردید. 09:40.829 --> 09:42.790 ‫- فوردبرگی در کار نیست. همون فورد... ‫- کوتاهش کردید؟ 09:42.873 --> 09:46.668 ‫- نه، قربان. ‫- خب، بریم دیگه. 09:46.752 --> 09:47.961 ‫- اه، بله! ‫- حتماً. 09:48.003 --> 09:49.505 ‫- بله. ‫- بله، عالیه. 09:49.588 --> 09:51.757 ‫ولی متاسفانه به علاوه من فقط برای 09:51.757 --> 09:53.926 ‫دو نفر دیگه جا داره، پس... 09:54.009 --> 09:56.720 ‫ولی من دارم چهارتا صندلی می‌بینم. 09:57.221 --> 10:00.349 ‫ولی محدودیت وزن داره. 10:00.974 --> 10:02.851 ‫- محدودیت وزن. ‫- بله. 10:02.935 --> 10:04.019 ‫- جالبه. ‫- آره. 10:04.103 --> 10:07.689 ‫چیکار میشه کرد؟ ‫محدودیت وزن داره دیگه. آره. 10:07.773 --> 10:08.982 ‫چیکار میشه کرد؟ 10:09.066 --> 10:12.152 ‫پس انگار یه نفر قراره جا بمونه. 10:12.236 --> 10:17.866 ‫- بله. پس باید یکی رو انتخاب کنیم... ‫- چطوری دو نفر رو انتخاب کنیم؟ 10:17.950 --> 10:19.118 ‫الان میگم. 10:19.201 --> 10:21.829 ‫به سبک منصفانه‌ی آمریکایی. 10:21.912 --> 10:24.957 ‫دارم به یه عدد بین صفر تا ده فکر می‌کنم. 10:25.040 --> 10:28.001 ‫هر کی حدسش نزدیک‌تر باشه با من میاد، ‫هر کی نباشه حذف میشه. 10:28.085 --> 10:30.212 ‫- منصفانه‌ست. ‫- قبول. 10:30.295 --> 10:31.255 ‫خیلی منصفانه‌ست. 10:31.338 --> 10:32.548 ‫- خوشم اومد. خوشم اومد. ‫- ممنون. 10:32.631 --> 10:34.383 ‫آقای هادسون، میشه شروع کنید، قربان؟ 10:34.967 --> 10:36.885 ‫- پنج. ‫- عالیه. رئیس؟ 10:36.969 --> 10:39.304 ‫من سه‌تا بچه دارم. ‫عدد شانسم همون سه هست. 10:39.388 --> 10:42.349 ‫عالیه. و شما، خاخام؟ 10:42.432 --> 10:45.477 ‫من هفت بار به خاطر یهودی بودنم ‫کتک خوردم، 10:45.561 --> 10:47.396 ‫پس هفت. 10:47.604 --> 10:49.231 ‫متاسفم. عدد منتخب من چهار بود. 10:49.314 --> 10:52.526 ‫اگه چهار بار کتک خورده بودید، می‌تونستید ‫سوار ماشین بشید 10:52.609 --> 10:54.069 ‫- و حذف نشید. ‫- چه بد. 10:54.152 --> 10:55.654 ‫متاسفم. متاسفم. این چیزها... 10:55.737 --> 10:57.281 ‫چطور تونستم اشتباه حدس بزنم؟ 10:57.364 --> 10:58.615 ‫ممنون که تشریف آوردید. 10:58.699 --> 10:59.950 ‫- اوه، بله، البته. ‫- بله. 11:00.033 --> 11:02.786 ‫- حیف شد، نه؟ ‫- بله. 11:02.870 --> 11:03.954 ‫رئیس ماهونی. 11:04.037 --> 11:06.248 ‫تو حوزه هشتم یه نفر از زندان فرار کرده. 11:06.331 --> 11:09.084 ‫آقایون، متاسفم، یه مورد فوری پلیس ‫پیش اومده. 11:09.167 --> 11:11.086 ‫- نه. نه، نه. ‫- خیلی ممنون که وقت گذاشتید. 11:11.211 --> 11:13.005 ‫- نه، نه، نه، برگرد، برگرد. ‫- ببین، متاسفم. 11:17.593 --> 11:21.388 ‫انگار ما دوتا موندیم، آقای فورد. 11:21.471 --> 11:24.933 ‫- آقای فورد. ‫- خیلی خب، بشینید بریم. 11:29.021 --> 11:30.063 ‫خدای من! 11:31.023 --> 11:32.899 ‫- اینجا رو. ‫- لطفاً آروم باشید. 11:33.317 --> 11:37.112 ‫- سلام! سلام! ‫- نه، باهاشون حرف نزن. 11:37.195 --> 11:39.281 ‫- تو مسیر خودشونن. ‫- چقدر جالبه! 11:39.364 --> 11:41.533 ‫- ممنون. ممنون. ‫- عالیه. 11:41.617 --> 11:44.703 ‫تا حالا یه غیر یهودی در این حد ‫باهوش ندیدم. چطوری اینقدر باهوشی؟ 11:44.786 --> 11:46.788 ‫- چطوری اینقدر باهوش شدی؟ ‫- فکر کنم ژنم خوب بوده. 11:46.872 --> 11:48.790 ‫- چی اینجا داریم؟ این... ‫- اون داشبوردمه. 11:48.874 --> 11:51.418 ‫داشبورد. یه داشبورد کوچولو برای... 11:51.501 --> 11:55.172 ‫برای دستکش و آدامس و شاید... سواستیکا؟ 11:55.255 --> 11:59.509 ‫سواستیکا یه نماد سرخپوستی باستانی از ‫قدرته، همین، قربان. 11:59.593 --> 12:01.970 ‫به نظرم اینجا سواستیکا داری! 12:02.054 --> 12:04.931 ‫- من سواستیکا ندارم! ‫- سواستیکا داره! 12:06.141 --> 12:07.142 ‫هایمی! 12:08.977 --> 12:10.729 ‫- اشمول! ‫- مویشه، فایول! نگه دار. 12:10.812 --> 12:12.689 ‫- ماشین رو نگه دار! ‫- واسه همچین آدم‌هایی نگه نمی‌دارم. 12:13.065 --> 12:18.403 ‫نیاید جلو! نیاید جلو! ‫واو، واو، واو! 12:24.201 --> 12:26.411 ‫- اشمول! ‫- یکی به آقای فورد کمک کنه! 12:26.495 --> 12:27.788 ‫چه تصادفی کرد! 12:27.871 --> 12:30.040 ‫- ای وای! ‫- هنری فورد آسیب دید! 12:31.124 --> 12:32.125 ‫ای وای! 12:35.212 --> 12:36.338 ‫آقای فورد؟ 12:38.965 --> 12:41.093 ‫یه لحظه فکر کردیم از دستتون دادیم. 12:41.718 --> 12:44.554 ‫- چی شد؟ ‫- کالسکه بی‌اسب جدیدتون خورد به درخت، 12:44.638 --> 12:48.183 ‫پرت شدید تو ویترین مغازه و ‫دچار کلی زخم و بریدگی شدید. 12:48.266 --> 12:49.684 ‫خیلی خون از دست دادید 12:49.768 --> 12:52.270 ‫و ترسیدیم از دستتون داده باشیم. 12:52.771 --> 12:54.648 ‫خوشبختانه، همون نزدیکی یه اهداکننده خون 12:54.648 --> 12:56.566 ‫پیدا کردیم که گروه خونیش با شما یکی بود. 12:56.817 --> 12:59.319 ‫الان خونش در بدن شما جریان داره. 12:59.945 --> 13:02.322 ‫این مرد شریف کیه؟ 13:02.405 --> 13:07.702 ‫♪ بیاید خوشحال باشیم، ♪ ‫♪ بیاید خوشحال باشیم ♪ 13:07.786 --> 13:11.665 ‫♪ بیاید خوشحال باشیم ♪ 13:11.748 --> 13:13.542 ‫فرمان خدا بود! 13:14.709 --> 13:19.005 ‫- نه! ‫- برادر خونی من! 13:19.089 --> 13:23.343 ‫نه، چطور این اتفاق افتاد؟ ‫و چرا اینقدر هوای اینجا باد داره؟ 13:23.426 --> 13:24.803 ‫مقداری سرده. 13:24.886 --> 13:27.264 ‫- مقداری سرده. ‫- مقداری سرده. 13:27.347 --> 13:31.476 ‫و من... غذا می‌خوام. خوراک سبک می‌خوام، ‫وگرنه دیوونه میشم. 13:31.560 --> 13:32.811 ‫الان دیوونه می‌شیم. 13:32.894 --> 13:34.229 ‫- آره، دیوونه می‌شیم. ‫- دیوونه می‌شیم. 13:34.312 --> 13:36.356 ‫پرستار، میشه برای آقای فورد ‫نون تست خشک بیارید؟ 13:36.439 --> 13:38.608 ‫نه. نون تست خشک؟ ‫نون بیگل می‌خوام با چربی. 13:38.692 --> 13:40.235 ‫شاید چربی شاه‌ماهی؟ 13:40.318 --> 13:43.530 ‫آره، آره. چربی شاه‌ماهی ولی زیاد ‫شور نباشه. 13:43.613 --> 13:45.866 ‫من چرا دارم اینجوری حرف میزنم؟ 14:01.798 --> 14:03.967 ‫در سال ۱۸۵۷، جیمز بیوکنن تبدیل به 14:03.967 --> 14:06.177 ‫پونزدهمین رئیس‌جمهور کشور شد. 14:06.261 --> 14:10.599 ‫جیمز هنوز هم تنها رئیس‌جمهوریه که ‫هیچوقت ازدواج نکرد. 14:10.891 --> 14:14.603 ‫وقتی به ریاست‌جمهوری رسید، ‫بین ایالت‌های جنوبی و شمالی 14:14.686 --> 14:19.566 ‫بحرانی شکل گرفته بود. ‫مشکل هم برده‌داری بود. 14:20.108 --> 14:23.862 ‫بیوکنن حاضر نبود طرف کسی رو بگیره، 14:23.945 --> 14:26.740 ‫و مورخ‌ها این منفعل بودنش رو 14:26.823 --> 14:29.701 ‫یکی از عوامل اصلی جنگ داخلی می‌دونن. 14:30.201 --> 14:32.287 ‫ولی موضوع این نبود که نمی‌تونست ‫تصمیم بگیره. 14:32.913 --> 14:36.416 ‫بهتره بگیم حواسش پرت بود. 14:36.499 --> 14:39.252 ‫حتی با وجود سرنوشت اتحادیه، 14:39.336 --> 14:42.297 ‫فکرش پی اتحادهای دیگه‌ای بود. 14:45.842 --> 14:47.010 ‫اومدن. 14:48.053 --> 14:49.220 ‫چه مراسم خوبی. 14:50.013 --> 14:53.224 ‫چقدر شیک. ‫اینجا رو. آفرین، اپلتون. 14:53.600 --> 14:56.561 ‫فوق‌العاده‌ست. ‫باورم نمیشه اینهمه خانم اومدن. 14:56.645 --> 14:58.730 ‫- باورنکردنیه. ‫- ممنون، قربان. 14:58.813 --> 15:01.483 ‫- خدای من. ‫- یه سوال دارم. 15:01.566 --> 15:03.068 ‫شام ساعت چنده؟ 15:03.151 --> 15:06.613 ‫نه، نه، نه. شامی در کار نیست. ‫پیش‌غذای چرخشی داریم. 15:06.696 --> 15:08.031 ‫- «پیش‌غذای چرخشی؟» ‫- «پیش‌غذای چرخشی؟» 15:08.114 --> 15:09.491 ‫آره، ایده‌ش رو از هنری کلی گرفتم. 15:09.574 --> 15:12.035 ‫خوشش نمیومد سر میز بشینه و ‫کنار یه نفر گیر کنه، 15:12.118 --> 15:14.788 ‫واسه همین ایده‌ی پیش‌غذای چرخشی ‫به ذهنش رسید. 15:14.871 --> 15:18.208 ‫پیشخدمت‌ها با سینی راه میرن و ‫مهمون‌ها سرپا غذا می‌خورن. 15:18.583 --> 15:19.834 ‫جناب رئیس‌جمهور، وقت شامه. 15:19.918 --> 15:21.878 ‫فکر کنم اگه شام ندیم مردم ناراحت میشن. 15:22.003 --> 15:24.798 ‫نه، اتفاقاً خوشحال میشن چون مجبور نیستن ‫سر میز گیر کنن 15:24.881 --> 15:27.258 ‫و پیش کسی بشینن که دوست ندارن ‫باهاش صحبت کنن. 15:27.342 --> 15:29.469 ‫ببینید، جناب رئیس‌جمهور، ‫من باید یه... 15:30.136 --> 15:32.013 ‫وایسا ببینم. عجله نکن، اپلتون. 15:32.013 --> 15:35.892 ‫شاید خانم بخواد با رئیس‌جمهور پونزدهم ‫صحبت کنه. 15:36.810 --> 15:38.853 ‫من... جناب رئیس‌جمهور، ببخشید. 15:38.937 --> 15:41.564 ‫- من نمی‌فهمم. کی قراره شام بدن؟ ‫- «پیش‌غذای چرخشی؟» 15:42.399 --> 15:43.817 ‫سلام، جناب رئیس‌جمهور. 15:43.900 --> 15:45.443 ‫- جناب رئیس‌جمهور. ‫- شب بخیر. 15:45.527 --> 15:46.694 ‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر. 15:46.778 --> 15:49.155 ‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر، جناب رئیس‌جمهور. 15:49.906 --> 15:51.783 ‫کجاست؟ نمی‌بینمش. ‫کجا رفت؟ 15:51.866 --> 15:54.536 ‫همونطور که صحبت کردیم، ‫جفرسون دیویس هم اومده. 15:54.619 --> 15:57.539 ‫- آره، آره. دیو... آره. ‫- بحث جدایی از اتحادیه داغه. 15:57.622 --> 15:59.874 ‫خیلی خوب میشه وقت بذارید و ‫باهاش صحبت کنید. 15:59.916 --> 16:01.835 ‫- باشه، باشه. ‫- پس یادتون نره. 16:01.918 --> 16:07.590 ‫- موضوع مهمیه. ‫- اوه، بو بو بو بو. 16:07.674 --> 16:09.300 ‫بو بو بو. 16:09.384 --> 16:11.719 ‫یادتون نره با جفرسون دیویس... 16:14.722 --> 16:16.558 ‫- شب بخیر. ‫- جناب رئیس‌جمهور. 16:16.641 --> 16:19.978 ‫می‌دونی کدوم بخش از ساس‌بند ‫رو خیلی دوست دارم؟ بخش پوشیدنش رو. 16:20.061 --> 16:23.273 ‫چون اول آویزون میشن. ‫می‌دونی، این پایینن. 16:23.356 --> 16:26.818 ‫و بعدش یه دستت رو می‌اندازی ‫داخلش و بعد هم اون یکی دستت رو... 16:27.735 --> 16:29.195 ‫و بعد با شونه‌هات حرکتش میدی. 16:29.279 --> 16:30.321 ‫- خیلی خب، آره. ‫- باحاله، 16:30.405 --> 16:32.240 ‫و تا شب همینجوری راه میری. 16:32.323 --> 16:33.575 ‫- با افتخار. بله. ‫- می‌دونی... آره. 16:33.658 --> 16:35.410 ‫- حال شما؟ خوب هستید؟ ‫- جناب رئیس‌جمهور. 16:35.493 --> 16:36.494 ‫بله، سلام. 16:36.578 --> 16:37.912 ‫- سلام. ‫- سلام. دیدی؟ آره. 16:37.996 --> 16:39.038 ‫ساس‌بند. 16:40.081 --> 16:43.126 ‫- لباس سبز خیلی زیباییه. آره. ‫- ممنون، ممنون. 16:43.751 --> 16:45.837 ‫دیگه چی سبزه؟ چمن. 16:45.837 --> 16:47.964 ‫چمن سبزه. پول. 16:48.047 --> 16:50.466 ‫قراره چیزهای سبز رو نام ببرید؟ 16:50.550 --> 16:52.927 ‫- خیارشور. ‫- که اینطور. باشه. 16:53.595 --> 16:57.557 ‫- باید موارد بیشتری هم باشه. آره. ‫- فکر کنم هست، ولی نیاز نیست بگید. 16:58.892 --> 17:01.561 ‫- تا حالا خرمالو خوردی؟ ‫- نه. 17:01.644 --> 17:04.439 ‫میوه جالبیه. ‫انگار اسمش رو از روی اسم کسی برداشتن. 17:04.522 --> 17:06.357 ‫مثلاً یکی که اسمش خرمالو بوده. 17:06.441 --> 17:08.067 ‫- می‌دونی؟ ‫- نوشیدنیم تموم شد. 17:08.151 --> 17:09.569 ‫- برم نوشیدنی بردارم. ‫- جک خرمالو. 17:09.652 --> 17:13.281 ‫نه؟ یا یکی به اسم ادگار... ‫ادگار خرمالو. 17:14.532 --> 17:15.825 ‫استیون خرمالو. 17:24.334 --> 17:28.338 ‫خب، خانم زیبایی مثل شما 17:28.421 --> 17:30.673 ‫تنهایی تو همچین ضیافتی چیکار می‌کنه؟ 17:31.341 --> 17:32.425 ‫- دارم کار می‌کنم. ‫- ممنون. 17:32.508 --> 17:34.469 ‫من جیمز بیوکنن هستم. 17:35.303 --> 17:38.014 ‫رئیس‌جمهور ایالات متحده. 17:38.556 --> 17:43.186 ‫- کاناپه میل دارید؟ ‫- هسته مورد علاقه‌ت چیه؟ 17:43.269 --> 17:46.356 ‫- هسته؟ ‫- هسته میوه. هسته مورد علاقه من هسته گیلاسه. 17:46.439 --> 17:48.942 ‫- عالیه. ‫- بیرون تف کردنش خیلی کیف میده. 17:49.025 --> 17:50.026 ‫گیلاس رو می‌جوی. 17:54.072 --> 17:56.908 ‫تخم میوه چی؟ ‫نظرت درباره‌ش چیه؟ 17:56.991 --> 18:00.370 ‫- نظر خاصی ندارم. ‫- تخم هندونه. 18:00.453 --> 18:03.831 ‫خیلی لیز هستن. ‫یه حقه برای برداشتنشون بلدم. 18:04.415 --> 18:06.918 ‫انگار دارم مگس می‌کشم، اینجوری ‫می‌زنم روشون. 18:07.001 --> 18:09.462 ‫می‌چسبن به دست. ‫بعد می‌خورمشون. 18:09.545 --> 18:12.715 ‫فکر نکنم درست باشه که تخم میوه‌ها ‫رو قورت بدید. 18:12.799 --> 18:14.384 ‫این که افسانه‌ی زن‌های پیره. 18:14.467 --> 18:19.180 ‫می‌دونی، صحبت از افسانه زن‌های پیر شد، ‫بدم نمیاد توی پیرزن رو بگیرم. 18:19.764 --> 18:20.848 ‫بله؟ 18:21.516 --> 18:23.935 ‫- خوشت نیومد؟ ‫- من برمی‌گردم سر کارم. 18:24.894 --> 18:27.397 ‫اوه، جدی؟ جدی می‌فرمایید؟ 18:33.069 --> 18:35.822 ‫می‌دونی، من بانوی اول ندارم، 18:36.656 --> 18:39.450 ‫ولی شما اولین بانویی هستی که ‫امشب دیدم. 18:39.534 --> 18:40.910 ‫ما که یه بار همدیگه رو دیدیم. 18:42.203 --> 18:45.331 ‫اوه، آره! آره، آره! 18:45.415 --> 18:47.542 ‫- لباس سبزه! ‫- آره. 18:47.625 --> 18:50.545 ‫خیلی خب، کیوی، هم سبزه هم قهوه‌ای. 18:50.628 --> 18:52.880 ‫- بسه دیگه. ‫- میوه دو طرفه‌ست. 18:52.964 --> 18:54.090 ‫دو... 18:56.884 --> 19:00.012 ‫سلام. می‌دونی چطوری میشه با ‫کد مورس سلام رو نوشت؟ 19:00.596 --> 19:03.516 ‫نقطه نقطه نقطه نقطه... نقطه. خط تیره، 19:03.516 --> 19:06.477 ‫خط تیره، خط تیره، خط تیره، خط تیره، خط تیره. 19:09.605 --> 19:11.566 ‫- نقطه، نقطه، نقطه... ‫- باز هم منم. 19:17.488 --> 19:19.407 ‫- سلام. ‫- سلام، جناب رئیس‌جمهور. 19:20.199 --> 19:22.618 ‫شما تا حالا انبه خوردی؟ 19:23.202 --> 19:24.745 ‫خیلی خوشمزه‌ست. و آب‌دار. 19:24.829 --> 19:26.622 ‫هر وقت خواستی بخوری یه حوله هم بردار. 19:26.706 --> 19:28.332 ‫چون کل صورتت خیس میشه. 19:28.416 --> 19:30.126 ‫- جالبه. ‫- هسته خیلی بزرگی داره. 19:30.209 --> 19:31.377 ‫شما هسته بزرگ دوست داری؟ 19:35.256 --> 19:38.134 ‫- از شما خوشش نمیاد. ‫- آخه پاش رو لگد کردم. 19:38.217 --> 19:41.053 ‫کاملاً اتفاقی بود. ‫ولی خب تقصیر خودش بود. 19:41.137 --> 19:42.972 ‫- واو. ‫- ولی فکر کنم فلج بل داره. 19:43.055 --> 19:45.600 ‫- چی؟ ‫- چی داره؟ 19:47.268 --> 19:50.104 ‫فلج بل. فلج بل داره. ‫کنترلی روی حرکاتش نداره. 19:50.188 --> 19:51.647 ‫اصلاً نمی‌دونم چطوری داره راه میره. 19:51.731 --> 19:54.817 ‫- مطمئنید؟ سالم به نظر میاد. ‫- بگذریم، لباس شما چه رنگیه؟ 19:54.901 --> 19:56.486 ‫- حنایی. ‫- حنایی؟ 19:57.695 --> 19:59.864 ‫- چیزی به رنگ حنایی به ذهنم نمیاد. ‫- باشه، خوبه. 19:59.947 --> 20:01.532 ‫من برم غذا پیدا کنم. 20:04.076 --> 20:05.411 ‫سیب‌زمینی حنایی. 20:06.704 --> 20:08.664 ‫من نمی‌فهمم. 20:08.748 --> 20:10.750 ‫هر زوری که میشد زدم. ‫درباره میوه حرف زدم. 20:10.833 --> 20:12.877 ‫بحث میوه‌ها رو وسط کشیدم، ‫انبه و پاپایا. 20:12.960 --> 20:14.587 ‫درباره هسته و تخم میوه‌ها. 20:14.670 --> 20:15.922 ‫- هسته! ‫- درباره هسته صحبت کردید؟ 20:16.005 --> 20:17.089 ‫آره، هسته. 20:17.173 --> 20:19.842 ‫هسته بزرگ، کوچیک، ‫هسته هلو، آلو. 20:19.926 --> 20:21.844 ‫به نظرم خیلی موضوع جالبیه. 20:21.928 --> 20:24.347 ‫- ولی برای بقیه جالب نیست. ‫- براشون جالب نیست. 20:24.430 --> 20:28.184 ‫براشون جالب نیست. ‫دارم دیوونه میشم. 20:28.267 --> 20:30.519 ‫شاید بهتر باشه درباره چیزی جز ‫میوه باهاشون صحبت کنید. 20:30.603 --> 20:33.147 ‫صحبت کردم. ‫از یکی پرسیدم دندون‌پزشکش کیه. 20:33.231 --> 20:34.899 ‫دندون‌هاش داغون بودن. ‫سوال احمقانه‌ای بود. 20:34.982 --> 20:35.983 ‫خجالت کشید. 20:36.067 --> 20:38.653 ‫نباید می‌پرسیدم. ‫ولی خودمم باید برم پیش دندون‌پزشک. 20:38.736 --> 20:41.530 ‫قربان، میشه الان با جفرسون دیویس ‫صحبت کنید؟ 20:41.614 --> 20:45.243 ‫من واسه همین وارد عرصه سیاست شدم، ‫که زن پیدا کنم. 20:45.326 --> 20:47.787 ‫قربان، باید اتحادیه رو حفظ کنید. 20:47.870 --> 20:49.789 ‫صحبت با ایالت‌های جنوبی ‫از همه چیز مهم‌تره. 20:49.872 --> 20:51.415 ‫«از همه چیز مهم‌تره؟» 20:51.499 --> 20:52.750 ‫- بله. ‫- خودشه. 20:52.875 --> 20:54.752 ‫- خودشه. عالیه. ‫- ممنونم. 20:54.835 --> 20:56.420 ‫- یه فکری به ذهنم رسید. ‫- خیلی خب. 20:56.504 --> 20:59.090 ‫اون خانم لباس قرمز رو می‌بینی؟ ‫دارم براش می‌میرم. 20:59.173 --> 21:00.591 ‫فهمیدم چطوری می‌تونم دلش رو به دست بیارم. 21:00.675 --> 21:03.803 ‫میرم باهاش صحبت کنم. ‫تو بیا و بگو، 21:03.886 --> 21:05.763 ‫«قربان، باید یه سند رو امضا کنید. 21:05.846 --> 21:08.808 ‫سرنوشت اتحادیه بهش بستگی داره.» 21:08.891 --> 21:11.227 ‫- ولی واقعاً همینطوره. ‫- دوباره بگو. 21:11.310 --> 21:12.770 ‫سرنوشت اتحادیه بهش بستگی داره. 21:12.853 --> 21:14.188 ‫- عالیه. ‫- ولی، نه... 21:17.233 --> 21:18.442 ‫جناب رئیس‌جمهور. 21:18.526 --> 21:20.277 ‫- سلام. ‫- سلام. 21:20.361 --> 21:23.864 ‫می‌دونی، من یه حس ششمی دارم. 21:23.948 --> 21:27.368 ‫میشه گفت ذهن‌خوانم، بدون اینکه ‫چیزی درباره یه نفر بدونم 21:27.451 --> 21:29.578 ‫اسمش رو حدس میزنم. 21:29.662 --> 21:32.081 ‫- جدی؟ ‫- به اسم خودت فکر کن. 21:32.164 --> 21:33.833 ‫- تو ذهنت اسمت رو فریاد بزن. ‫- فریاد... 21:33.916 --> 21:35.292 ‫- داری فریاد می‌زنی؟ ‫- بله. 21:35.376 --> 21:41.257 ‫خیلی خب. الان... ‫چشم‌هات رو باز کن... جنت. 21:41.757 --> 21:44.135 ‫- نه، اسمم جنت نیست. ‫- گرترود؟ 21:44.218 --> 21:47.012 ‫نه، حتی نزدیک هم نشدید. 21:47.096 --> 21:49.306 ‫- کورین؟ ‫- نزدیک شدید. فقط... 21:49.390 --> 21:50.891 ‫- ولی من... ‫- کلاریسا؟ 21:50.975 --> 21:52.852 ‫نه، فکر نکنم استعدادش رو داشته باشید. 21:52.935 --> 21:54.437 ‫- فکر نکنم. ‫- جناب رئیس‌جمهور. 21:54.520 --> 21:56.355 ‫باید یه سند مهم رو امضا کنید. 21:56.439 --> 21:58.691 ‫سرنوشت اتحادیه بهش بستگی داره. 21:58.774 --> 22:01.110 ‫الان، اپلتون؟ ‫دارم با این خانم زیبا صحبت می‌کنم... 22:01.193 --> 22:03.070 ‫- ترایمن. ‫- اسم من ترایمن نیست. 22:03.154 --> 22:04.530 ‫خوشبختم، خانم ترایمن. 22:04.613 --> 22:07.700 ‫اسم من ترایمن نیست. ‫ترایمن اصلاً اسم نیست. این... 22:07.783 --> 22:11.245 ‫- درباره چیه؟ ‫- خب، ما... 22:11.746 --> 22:14.957 ‫- قراره با ایتالیا وارد جنگ بشیم. ‫- چرا؟ 22:15.040 --> 22:16.083 ‫سر گوجه. 22:16.167 --> 22:19.879 ‫- دارن گوجه احتکار می‌کنن. ‫- مسئله مهمی نیست، خانم ترایمن. 22:19.962 --> 22:21.756 ‫- خب، اون... ‫- باز هم تکرار می‌کنم، اسم من ترایمن نیست. 22:21.839 --> 22:23.966 ‫تو که نمی‌دونی چه خبره، اپلتون. 22:24.049 --> 22:26.177 ‫ولی واقعاً قراره سر گوجه وارد جنگ بشیم؟ 22:26.260 --> 22:30.055 ‫- و فلفل دلمه‌ای. ‫- فلفل دلمه‌ای چرا؟ 22:30.139 --> 22:31.557 ‫خب، دارن فلفل دلمه‌ای رو هم احتکار می‌کنن. 22:31.640 --> 22:34.101 ‫- مگه خیلی بهشون نیاز داریم؟ ‫- آره، داریم. 22:34.185 --> 22:35.936 ‫و می‌دونی، گوجه سبزیجات نیست. 22:36.020 --> 22:37.897 ‫- میوه‌ست. و... ‫- خب. 22:37.980 --> 22:39.356 ‫و قرمزه. 22:39.440 --> 22:40.733 ‫- دیگه چی قرمزه؟ ‫- وایسا. 22:40.816 --> 22:43.068 ‫خواهش می‌کنم به خاطر گوجه ‫تو کشور جنگ راه ننداز. 22:43.152 --> 22:46.030 ‫- اونقدرا هم جدی نیست، خانم ترایمن. ‫- من ترایمن نیستم! 22:47.781 --> 22:49.450 ‫خیلی خب، عالی بود. 22:49.533 --> 22:52.786 ‫با زن بعدی که آشنا شدم باید جلو جلو ‫اسمش رو یاد بگیریم، 22:52.870 --> 22:55.748 ‫و بعد برم جلو و حدس بزنم. ‫می‌خوام شوکه‌ش کنم. 22:55.831 --> 22:59.168 ‫قربان، اصرار می‌کنم که با جفرسون دیویس ‫صحبت کنید. 22:59.251 --> 23:01.420 ‫باشه بابا. بریم. 23:01.504 --> 23:03.631 ‫سینی به دست راه میرن. 23:03.714 --> 23:05.299 ‫- من نمی‌فهمم. ‫- «پیش‌غذای چرخشی؟» 23:05.382 --> 23:07.760 ‫- حتی نمی‌تونم تصور کنم... ‫- ببخشید آقایون. 23:07.843 --> 23:10.095 ‫- جناب رئیس‌جمهور. ‫- سناتور دیویس... 23:10.179 --> 23:13.140 ‫درباره کانزاس چندتا ایده دارم که 23:13.140 --> 23:16.101 ‫می‌تونه همه رو راضی کنه. 23:16.185 --> 23:19.939 ‫چند ساعته دارن به همه پیش‌غذا ‫تعارف می‌کنن. 23:20.022 --> 23:21.232 ‫کِی قراره شام بدید؟ 23:21.315 --> 23:23.567 ‫- آره، نه. شامی در کار نیست. ‫- شامی در کار نیست؟ چی... 23:23.651 --> 23:25.194 ‫- نه، آره. ‫- جدی میگی؟ 23:25.277 --> 23:28.030 ‫آره، آره. ‫بهش میگن پیش‌غذای چرخشی. 23:28.113 --> 23:29.240 ‫ببین... 23:30.574 --> 23:32.910 ‫منم همین رو میگم. ‫سینی‌های چرتی هستن. 23:32.993 --> 23:35.371 ‫یه بار انگشتش رو لگد کردم. ‫فکر کنم یه مشکلی داره. 23:35.454 --> 23:38.123 ‫به جهنم. 23:38.207 --> 23:39.708 ‫دارم از گشنگی می‌میرم. 23:39.792 --> 23:42.753 ‫یه ساندویچ خوردم که اندازه ‫غذای بچه‌ست. 23:42.836 --> 23:45.005 ‫بیسکوئیتی خوردم که روش چندتا ‫چیز مزخرف بود. 23:45.089 --> 23:46.215 ‫خیلی خب. 23:46.298 --> 23:48.300 ‫مطمئنم یه پنیر خوردم که دورش ‫بیکن پیچیدن. 23:48.384 --> 23:51.553 ‫خب الان مُد شده دیگه، خب؟ ‫بهش میگن پیش‌غذای چرخشی. 23:51.637 --> 23:54.723 ‫می‌چرخوننش و شما هم می‌خورید. 23:54.807 --> 23:57.017 ‫نه، پیش‌غذا شام نیست. 23:57.101 --> 24:01.063 ‫مقدمه‌ی شامه. ‫نمیشه با شام جایگزینش کرد. 24:01.146 --> 24:02.356 ‫اگه به اندازه کافی بخوری جایگزین هم میشه. 24:02.439 --> 24:04.525 ‫- اگه به اندازه کافی بخورم؟ ‫- جایگزینش میشه. 24:04.608 --> 24:06.110 ‫من دوست دارم با شامم سالاد بخورم. 24:06.193 --> 24:07.653 ‫- نه، سالاد... ‫- سالاد هم میدن؟ 24:07.736 --> 24:10.281 ‫اینجوری نیست. ‫باید سرپا با چنگال بخوری. 24:10.364 --> 24:11.490 ‫- نه، نمیشه. ‫- خیلی خب. 24:11.573 --> 24:13.784 ‫حداقل نون و کره می‌دید؟ 24:13.867 --> 24:15.995 ‫می‌دونی، منم خیلی نون و کره دوست دارم. 24:16.078 --> 24:17.579 ‫مخصوصاً اگه نون گرم باشه. 24:17.621 --> 24:19.415 ‫- البته. ‫- و کره‌ی ذوب شده. 24:19.498 --> 24:20.666 ‫- البته. ‫- حرف نداره. 24:20.749 --> 24:22.126 ‫کره رو می‌ذاری روش... 24:22.209 --> 24:24.169 ‫- خدای من! ‫- ...و به خورد نون میره. 24:24.253 --> 24:26.714 ‫- بی‌نظیره. ‫- آره، حالا نون و کره کجاست؟ 24:27.297 --> 24:29.299 ‫- جزو برنامه ما نیست. ‫- نیست. 24:29.383 --> 24:31.385 ‫حالا شاید جای غذا رو نگیره. 24:31.468 --> 24:33.804 ‫قبول. ولی مزایای خودش رو داره. 24:33.887 --> 24:36.515 ‫اگه شام بدیم، مردم خیلی سر میز ‫معطل می‌کنن. 24:36.598 --> 24:39.059 ‫زیادی می‌مونن. ‫من از معطلی خوشم نمیاد. 24:39.143 --> 24:40.978 ‫خب، شاید تو ایالت‌های شمالی نه. 24:40.978 --> 24:42.813 ‫ولی تو جنوب ما عاشق جا خوش کردنیم. 24:42.896 --> 24:45.399 ‫ترجیح میدیم غذا رو یواش‌تر تموم کنیم. 24:45.482 --> 24:46.650 ‫بخشی از پروسه‌ست. 24:46.734 --> 24:49.945 ‫خب، تو شمال، ما از معطل کردن ‫غذا لذت نمی‌بریم. 24:50.029 --> 24:54.783 ‫می‌خوایم بخوریم و بریم خونه، ‫پیژامه‌مون رو بپوشیم و یه کتاب برداریم 24:54.867 --> 24:55.951 ‫- و ریلکس کنیم. ‫- خب... 24:56.035 --> 24:59.329 ‫خوشمون نمیاد بشینیم سر میز و ‫مزخرف ببافیم... 24:59.413 --> 25:00.372 ‫شبیه مراسمات خانوادگیه دیگه! 25:00.456 --> 25:02.207 ‫اصلاً دلم نمی‌خواد با اون افراد ‫صحبت کنم. 25:02.291 --> 25:04.001 ‫اتفاقاً من از خدامه. 25:04.084 --> 25:06.003 ‫- جدی؟ خب پس... ‫- با فک و فامیل‌ها. 25:06.086 --> 25:09.590 ‫من نمی‌خوام با کسی صمیمی بشم. ‫می‌خوام دسرم رو بخورم و برم خونه. 25:09.673 --> 25:11.050 ‫- ببین چی میگم. ‫- چیه؟ 25:11.133 --> 25:15.471 ‫نمی‌تونم تصور کنم تو کشوری زندگی کنم ‫که نصف جمعیتش... 25:16.180 --> 25:18.015 ‫بعد از تموم شدن غذا بلند میشن و میرن. 25:18.098 --> 25:21.101 ‫منم نمی‌تونم کشوری رو تصور کنم که ‫مردمش همه چیز رو کش میدن. 25:21.769 --> 25:24.354 ‫ایالت‌های جنوبی سه روز دیگه ‫جلسه دارن. 25:24.438 --> 25:26.398 ‫- شب خوش. ‫- اوه، آره. 25:26.482 --> 25:28.150 ‫برید. برید و از اتحادیه جدا بشید. 25:28.233 --> 25:30.527 ‫- میرم و جدا میشم. ‫- جدا بشید. 25:30.611 --> 25:32.362 ‫- شاید جدا بشیم. ‫- شما... وای که چقدر ترسیدیم. 25:32.446 --> 25:34.531 ‫- باید هم بترسید. به من نزدیک نشو! ‫- خب جدا بشید. 25:34.615 --> 25:37.951 ‫آره. اوه، آره. به این میگن غذا. ‫این شامه! 25:38.035 --> 25:40.954 ‫حق نداری به من بگی اون شامه، ‫چون شام نیست. 25:41.038 --> 25:44.291 ‫- این شامه! ‫- زر نزن! 25:44.917 --> 25:46.084 ‫بی‌تربیت! 25:46.084 --> 25:48.921 ‫[سه روز بعد، یازده ایالت جنوبی ‫از اتحادیه جدا شدند.] 25:48.921 --> 25:50.255 ‫جناب رئیس‌جمهور. 25:55.761 --> 25:58.263 ‫در اواخر قرن نوزدهم و اوایل ‫قرن بیستم، 25:58.347 --> 26:02.059 ‫فلج اطفال یکی از ترسناک‌ترین بیماری‌های ‫جهان بود، 26:02.142 --> 26:05.979 ‫و شیوعش به صورت روزمره هزاران نفر رو ‫می‌کشت و فلج می‌کرد، 26:06.063 --> 26:09.191 ‫از جمله رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت رو. 26:09.608 --> 26:13.820 ‫ولی در اوایل دهه پنجاه، پزشک آمریکایی ‫به اسم جوناس سالک اولین 26:13.904 --> 26:16.198 ‫واکسن موفق فلج اطفال رو درست کرد. 26:16.740 --> 26:18.534 ‫اون واکسن همه چیز رو زیر و رو کرد. 26:18.951 --> 26:21.245 ‫در سال‌های بعدی، دکتر آلبرت سابین 26:21.328 --> 26:23.956 ‫یه واکسن خوراکی تولید کرد که ‫هزینه تولیدش کمتر بود 26:24.039 --> 26:25.290 ‫و راحت‌تر مصرف میشد. 26:25.374 --> 26:30.212 ‫و تا سال ۱۹۷۹، فلج اطفال از ایالات متحده ‫ریشه‌کن شد، 26:30.295 --> 26:32.589 ‫اونم به لطف این واکسن سراسری. 26:33.090 --> 26:37.636 ‫بذارید تکرار کنم. ‫به لطف این واکسن سراسری. 26:38.136 --> 26:41.348 ‫جوناس سالک به لطف زحمات ‫پیشگامانه‌ش جون افراد بی‌شماری رو 26:41.431 --> 26:44.726 ‫در تمام دنیا نجات داد، و مادرش رو ‫سربلند کرد. 26:44.810 --> 26:47.646 ‫بسیار سربلند. 26:47.938 --> 26:50.941 ‫[سال ۱۹۵۵، محله کویینز، نیویورک] 26:54.570 --> 26:59.032 ‫- سلام، اولین. ‫- ظهر بخیر، دورا. چطوری؟ 26:59.116 --> 27:04.997 ‫عالیم. اولین. ‫نمی‌دونم گفتم یا نه... 27:05.080 --> 27:07.249 ‫- باز شروع شد. ‫- که پسرم جوناس 27:08.041 --> 27:10.711 ‫هفته بعد قراره بره کنگره. 27:10.794 --> 27:14.047 ‫آره، هزار بار گفتی. 27:14.131 --> 27:16.466 ‫و می‌دونی چرا؟ 27:16.550 --> 27:20.637 ‫- آره. ‫- چون درمان فلج اطفال رو پیدا کرد! 27:20.721 --> 27:23.890 ‫- آره، دورا. ‫- جوناس من درمان فلج اطفال رو کشف کرد. 27:23.974 --> 27:25.976 ‫- آره. ‫- خیلی باهوشه. 27:26.059 --> 27:27.394 ‫- نابغه‌ست. ‫- جوناس... 27:27.477 --> 27:29.771 ‫جوناس، بیا پایین و به اولین بگو 27:29.771 --> 27:32.107 ‫چطوری درمان فلج اطفال رو کشف کردی. 27:32.190 --> 27:34.401 ‫الان وقت ندارم، مامان. سرم شلوغه. 27:34.484 --> 27:36.028 ‫- خیلی کار رو سرم ریخته. ‫- البته. 27:36.111 --> 27:39.448 ‫- خیلی خب، ولی سلام، اولین. چطوری؟ ‫- جوناس، خوشحالم می‌بینمت. 27:39.531 --> 27:41.575 ‫- مشتاق دیدار. عالی به نظر میای. ‫- ممنون، جوناس. 27:41.658 --> 27:43.368 ‫خیلی خب، خیلی کار دارم. 27:43.452 --> 27:45.037 ‫- می‌فهمم. ‫- پس عذر می‌خوام، خب؟ 27:45.120 --> 27:46.288 ‫- بسیار خب. ‫- ممنون. 27:46.371 --> 27:48.707 ‫- موفق باشی. ‫- جوناس، روی سرطان کار کن. 27:48.790 --> 27:51.543 ‫سرطان داره مردم رو می‌کشه. ‫حلش می‌کنه. 27:51.626 --> 27:53.295 ‫- درمان سرطان رو پیدا می‌کنه. ‫- شاید. 27:53.378 --> 27:54.713 ‫- شاید سرطان رو حل کنه. ‫- شاید. 27:54.796 --> 27:55.839 ‫- می‌دونی چیه؟ ‫- چیه؟ 27:55.922 --> 27:57.591 ‫از همون بچگیش می‌دونستم... 27:57.674 --> 27:58.967 ‫جدی؟ 27:59.051 --> 28:00.510 ‫...که قراره موفق بشه. 28:00.635 --> 28:04.681 ‫بهش تجهیزات شیمی دادیم. ‫و البته که آتیش روشن کرد. 28:04.765 --> 28:06.892 ‫دنیل خیلی غر میزد. 28:06.975 --> 28:08.810 ‫- عصبانی بود. داشت دیوونه میشد. ‫- چه بامزه. 28:08.935 --> 28:10.979 ‫گفت، «نمی‌دونم باید با این بچه ‫چیکار کنم.» 28:11.063 --> 28:12.147 ‫خب، آره. 28:12.272 --> 28:14.816 ‫منم گفتم، «دنیل، وایسا چون یک روز، 28:14.900 --> 28:17.069 ‫این پسر قراره سربلندت کنه.» 28:17.152 --> 28:18.904 ‫یه مادر این چیزها رو می‌دونه. 28:18.987 --> 28:21.531 ‫و اگه امسال بهش جایزه نوبل رو ندن، 28:21.615 --> 28:24.493 ‫میرم سوئد و اونجا رو روی سرشون ‫خراب می‌کنم. 28:24.576 --> 28:28.205 ‫- جدی؟ ‫- از گردنشون می‌گیرم تا خفه بشن و بمیرن. 28:28.288 --> 28:32.501 ‫- می‌کشمشون. ‫- خیلی خب، دورا. ولش کن. 28:32.584 --> 28:36.129 ‫می‌دونستی جوناس از این واکسن ‫پول درنیاورده؟ 28:36.213 --> 28:37.798 ‫حتی امتیازش رو هم نگرفت. 28:37.881 --> 28:40.634 ‫- فقط می‌خواد به بشریت خدمت کنه. ‫- پسر خیلی خوبیه. 28:40.717 --> 28:42.761 ‫اتفاقاً برام سوال بود چرا هنوز ‫اینجا زندگی می‌کنه، 28:42.844 --> 28:46.348 ‫- ولی الان فهمیدم چرا. ‫- ما بچه‌های فوق‌العاده‌ای داریم. نعمت خدان. 28:46.431 --> 28:48.809 ‫- آره. می‌دونم. ‫- درسته! نعمت خدا هستن. 28:48.892 --> 28:52.646 ‫- تیموتی چطوره؟ ‫- خب، ممنون که پرسیدی، دورا. 28:52.729 --> 28:54.397 ‫- البته. ‫- می‌دونم برات سخت بود. 28:54.815 --> 28:56.691 ‫اون... خوبه. اون... 28:56.775 --> 28:59.569 ‫- هنوز تو شرکت تولید کت‌وشلوار و کراوات کار می‌کنه؟ ‫- اسم برندش رابرت هاله. 28:59.694 --> 29:01.238 ‫همین چند روز پیش ترفیع گرفت، 29:01.321 --> 29:06.159 ‫و جوون‌ترین مدیر تاریخ شرکته. 29:06.243 --> 29:07.369 ‫چیه؟ 29:07.452 --> 29:12.707 ‫جوون‌ترین مدیر تاریخ شرکت. 29:12.791 --> 29:14.501 ‫- آره. ‫- هی، جوناس. 29:15.335 --> 29:16.419 ‫- جوناس! ‫- بله، مامان؟ 29:16.503 --> 29:17.546 ‫- تیموتی... ‫- خب. 29:17.629 --> 29:20.924 ‫مدیر رابرت هال شده. ‫می‌تونه برای کنگره یه کت‌وشلوار جدید برات بیاره. 29:21.007 --> 29:23.009 ‫- چه فکر خوبی. ‫- مگه نه؟ 29:23.093 --> 29:26.805 ‫جوناس هم تبدیل به جوون‌ترین مدیر ‫تاریخ شرکت شد. 29:26.888 --> 29:28.265 ‫چی چی؟ 29:28.348 --> 29:32.060 ‫جوون‌ترین مدیر تاریخ شرکتشون. 29:32.143 --> 29:33.478 ‫چه عالی. فوق‌العاده‌ست. 29:33.562 --> 29:36.481 ‫بذار واسه رفتنت به کنگره یه ‫کت‌وشلوار جدید برات بیاره، جوناس. 29:36.565 --> 29:38.024 ‫من کت‌وشلوار دارم، مامان. ‫چندتا دارم. 29:38.108 --> 29:40.360 ‫جوناس، مگه چند بار دیگه قراره ‫بری کنگره؟ 29:40.443 --> 29:42.404 ‫کت‌وشلوار نمی‌خوام. ‫ولی لطف داری. 29:42.487 --> 29:44.072 ‫- ممنون، مامان. ‫- از رابرت هاله‌ها. 29:44.155 --> 29:46.241 ‫همونجا مناسب سایز خودت می‌دوزن! 29:46.324 --> 29:47.951 ‫فکرهام رو می‌کنم. ‫میشه فکر کنم؟ 29:48.034 --> 29:49.202 ‫- فکرهات رو بکن. ‫- خیلی خب. 29:49.286 --> 29:51.705 ‫- عمراً اگه بهش فکر کنی. ‫- فکرهام رو می‌کنم، مامان. 29:51.788 --> 29:53.915 ‫- نه، فکر نمی‌کنی. ‫- به اندازه کافی کت‌وشلوار دارم. 29:53.999 --> 29:55.166 ‫- من می‌شناسمت. ‫- خدای من. 29:55.250 --> 29:56.543 ‫- بهش... ‫- سرش شلوغه. 29:56.626 --> 29:58.044 ‫دلشون نمی‌خواد به حرف مادرشون ‫گوش بدن. 29:58.128 --> 30:01.631 ‫هیچ اهمیتی به لباس نمیده. ‫فقط بشریت براش مهمه. 30:01.715 --> 30:04.509 ‫- درسته. ‫- پسرم داره دنیا رو درمان می‌کنه. 30:04.593 --> 30:06.886 ‫جوناس من. جوناس! 30:07.596 --> 30:10.640 ‫- بله، مامان؟ ‫- داری دنیا رو درمان می‌کنی! 30:10.724 --> 30:14.227 ‫- دارم نهایت تلاشم رو می‌کنم، مامان. ‫- من به دنیا آوردمت! 30:14.311 --> 30:15.729 ‫- من به دنیا آوردمت! ‫- خیلی خب. 30:15.812 --> 30:19.065 ‫واقعاً زحمت کشیدی. 30:19.149 --> 30:23.737 ‫- پسر گلیه، دورا. ‫- تیموتی تو هم همینطور. 30:23.820 --> 30:25.947 ‫موندم چرا هیچوقت با هم دوست نشدن. 30:26.031 --> 30:28.742 ‫- خب، تیموتی خیلی ورزشی بود. ‫- ورزشی؟ 30:28.825 --> 30:31.619 ‫می‌خواست پیچرِ تیم بیسبال یانکیز بشه، 30:31.703 --> 30:34.456 ‫ولی بعدش تصمیم گرفت که یه زندگی ‫ساده رو ترجیح میده. 30:34.539 --> 30:36.416 ‫می‌خواد تو رابرت هال کار کنه. 30:36.916 --> 30:38.001 ‫آره. 30:38.084 --> 30:43.214 ‫هنوز با اون دختره‌ی زشت و بد ترکیب قرار می‌ذاره 30:43.298 --> 30:47.218 ‫- که چند هفته پیش جلوی در خونه‌تون بود؟ ‫- دختر خیلی دوست داشتنی‌ایه، دورا. 30:47.302 --> 30:48.928 ‫- دختر نازیه. ‫- چه خوب. 30:49.012 --> 30:55.018 ‫می‌دونی، از یه جا خوندم آلبرت سابین قراره ‫واکسن خوراکی فلج اطفال رو تولید کنه. 30:55.810 --> 30:59.856 ‫خاک تو سر سابین. ‫اسمش رو جلوی من نیار. 30:59.939 --> 31:01.232 ‫«واکسن خوراکی؟» 31:01.316 --> 31:05.111 ‫اون پسری که اون بالاست تا ساعت ‫دو تو آزمایشگاه بود... 31:05.195 --> 31:07.364 ‫- خیلی خب. ‫- هر روز هفته، تا خود صبح! 31:07.447 --> 31:09.032 ‫سابین یه شیاده. 31:09.115 --> 31:10.450 ‫- کلاهبرداره. ‫- باشه. 31:10.533 --> 31:13.411 ‫یه بار دیگه اسمش رو جلوی من بیاری، ‫به خدمتت می‌رسم. 31:13.495 --> 31:14.954 ‫- باشه. ‫- بیچاره‌ت می‌کنم، اولین. 31:15.038 --> 31:20.126 ‫- می‌تونیم بیشتر از یه دانشمند داشته باشیم. ‫- نه، فقط یه دانشمند داریم. اونم ایشونه. 31:20.210 --> 31:21.878 ‫دانشمند اصلی! 31:21.961 --> 31:26.382 ‫اون واکسن مردم رو می‌کشه. ‫مردم رو سکته میده. 31:26.466 --> 31:29.135 ‫برو بمیر، بابی. ‫امیدوارم مثل سگ بمیری. 31:29.219 --> 31:33.640 ‫- شنیدم معده آدم رو کوچیک می‌کنه. ‫- اوه، ولم کن، خب؟ 31:33.723 --> 31:35.850 ‫تو هیچی درباره علم نمی‌دونی. 31:35.934 --> 31:37.519 ‫- بیشتر از تو بلدم. ‫- تو که دکتر نیستی. 31:37.602 --> 31:41.272 ‫اگه من کاره‌ای بودم، نمی‌ذاشتم بچه‌ها ‫اون واکسن رو بزنن. 31:41.356 --> 31:44.776 ‫- واکسن سرخک رو هم همینطور. ‫- اگه کاره‌ای بودی؟ 31:44.859 --> 31:46.444 ‫- درسته. ‫- خدا به دادمون برسه. 31:46.486 --> 31:49.948 ‫اگه یه احمقی اومد به تو رای داد، 31:50.031 --> 31:52.075 ‫پس مطمئنم روز تاریکی برای ‫بشریت خواهد بود. 31:52.158 --> 31:53.827 ‫- مامان! مامان، مامان. آروم باش. ‫- اون... 31:53.910 --> 31:56.121 ‫باهاش حرف نزن. ‫اون که از چیزی سر درنمیاره... 31:56.204 --> 31:57.956 ‫تو از هیچی سر درنمیاری، بابی. 31:58.081 --> 31:59.457 ‫من سر درنمیارم؟ 31:59.624 --> 32:01.292 ‫شما و اون واکسنتون دیوونه شدین. 32:01.376 --> 32:03.545 ‫- آره، حق با توئه، ما دیوونه شدیم، بابی. ‫- آره، درسته. 32:03.628 --> 32:05.505 ‫- خل شدیم. ‫- آره، ما دیوونه شدیم. 32:05.588 --> 32:08.049 ‫به لطف شماها، همه مجبورن ‫واکسن بزنن. 32:08.133 --> 32:10.343 ‫شبیه آلمان نازی شده، آدولف. 32:10.426 --> 32:12.470 ‫- آدولف؟ به چه حقی به پسر من میگی آدولف! ‫- بله؟ 32:12.554 --> 32:14.472 ‫- آدولفه دیگه! ‫- چرا میگی شبیه آلمان نازی شدیم؟ 32:14.556 --> 32:16.140 ‫به چه حقی پسر من رو با اون ‫هیولا مقایسه می‌کنی؟ 32:16.266 --> 32:17.684 ‫- جوناس داره جون مردم رو نجات میده، بابی! ‫- ببخشید؟ 32:17.767 --> 32:18.810 ‫خودت رو ناراحت نکن. 32:18.893 --> 32:20.353 ‫جای اینکه وقتت رو سر واکسن تلف کنی... 32:20.436 --> 32:21.479 ‫ببخشید؟ 32:21.604 --> 32:23.940 ‫- اینجا خیابون شصت و نهم و پلاک ۴۳۷ب هست؟ ‫- ...مواد شیمیایی رو از آب استخراج کن! 32:24.023 --> 32:26.818 ‫ما پلاک ۴۳۹ هستیم. ‫اونی که شما می‌خواید همسایه بغلیه. 32:26.901 --> 32:30.405 ‫و در ضمن، فلورید آدم‌ها رو گیج می‌کنه. 32:30.488 --> 32:32.615 ‫- من اونقدری باهوشم که... ‫- باشه. ممنون، دوستان. 32:32.699 --> 32:34.033 ‫...شیر غیرپاستوریزه بنوشم. 32:34.117 --> 32:37.662 ‫درست از خود گاو. ‫به صورت مستقیم. همه می‌دونن اینجوری مفیدتره. 32:37.745 --> 32:39.747 ‫- واقعاً همه می‌دونن، باب؟ ‫- همه می‌دونن. 32:39.831 --> 32:44.002 ‫در ضمن، آنفلوانزای اسپانیایی یه ‫سلاح زیستیه، یه جوری طراحیش کردن 32:44.085 --> 32:47.088 ‫که چینی‌ها رو آلوده نکنه. 32:47.171 --> 32:49.757 ‫و دولت نمی‌خواد این رو بدونید. 32:49.841 --> 32:51.175 ‫بله، خودشه. 32:51.259 --> 32:53.344 ‫آره، با اره سر نهنگ رو قطع کردم، 32:53.428 --> 32:57.265 ‫ولی سرش رو آویزون کردم روی دیوار خونه‌م ‫که مورد استفاده قرار بگیره. 32:57.348 --> 32:59.475 ‫- هی، چیکار می‌کنید؟ من دیوونه نیستم. ‫- خیلی خب، بابی، بیا بریم. 32:59.559 --> 33:01.144 ‫- بندازینش زندان. ‫- چیکار می‌کنید؟ 33:01.227 --> 33:02.478 ‫- هی! ‫- مغزش رو کرم خورده! 33:02.562 --> 33:05.064 ‫یه خرس مُرده تو هم صندوق عقب ماشینشه! 33:05.148 --> 33:08.192 ‫- می‌خوام اون خرس رو بخورم! ‫- روانیه! 33:08.276 --> 33:10.069 ‫- می‌خوام اون خرس رو بخورم! ‫- خیلی خب. بیا بریم. 33:10.194 --> 33:11.321 ‫چی؟ 33:11.404 --> 33:13.656 ‫شاید وقتی کارتون تموم شد، ‫بتونید بیاید ایشونم ببرید. 33:14.282 --> 33:18.369 ‫امان از دست تو جوناس! خیلی بامزه‌ست. ‫از همه کمدین‌ها بامزه‌تره. 33:18.453 --> 33:20.747 ‫- چی؟ ‫- هنری یانگمن و میلتون برل. 33:20.830 --> 33:23.666 ‫می‌تونست کمدین بشه ولی دانش رو ‫انتخاب کرد. 33:23.750 --> 33:26.210 ‫چون جوناسه علم و دانش رو انتخاب کرد! 33:26.294 --> 33:32.216 ‫جوناسه! جوناس منه! 33:33.240 --> 33:38.240 www.Doostihaa.com