WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:17.183 --> 00:18.023 ‫سربازا 00:18.383 --> 00:19.943 ‫ما پسرای یان بزرگیم 00:20.343 --> 00:22.743 ‫توی چمنزارا به دنیا ‫اومدیم، از همه سریم 00:23.063 --> 00:25.223 ‫حالا بیان‌تانگ زیر قولش زده 00:25.503 --> 00:27.143 ‫و ملکه‌مون رو برنگردونده 00:27.863 --> 00:30.543 ‫و به عزت و افتخارمون توهین کرده 00:31.343 --> 00:32.063 ‫امشب 00:32.423 --> 00:36.103 ‫سواره‌نظام ارتش عقاب سیاه ‫بیان‌تانگ رو با خاک یکسان میکنه 00:37.103 --> 00:38.423 ‫بیان‌تانگ رو با خاک یکسان کنین 00:38.423 --> 00:39.903 ‫زنده باد یان بزرگ 00:39.943 --> 00:42.783 ‫بیان‌تانگ رو با خاک یکسان ‫کنین زنده باد یان بزرگ 00:42.863 --> 00:45.743 ‫بیان‌تانگ رو با خاک یکسان ‫کنین زنده باد یان بزرگ 00:45.863 --> 00:48.583 ‫بیان‌تانگ رو با خاک یکسان ‫کنین زنده باد یان بزرگ 02:08.543 --> 02:13.503 ‫[تولد دوباره] 02:14.063 --> 02:16.543 ‫[قسمت ۲۰] 02:22.743 --> 02:23.543 ‫اعلیحضرت 02:23.543 --> 02:24.543 ‫یه گزارش فوری رسیده 02:26.183 --> 02:26.903 ‫اعلیحضرت 02:26.903 --> 02:28.063 ‫یان شون، پادشاه یان بزرگ 02:28.063 --> 02:30.303 ‫به بهونهٔ اینکه به ملکه‌ش ‫چو چیائو، پناه دادیم 02:30.303 --> 02:31.463 ‫بهمون اعلان جنگ داده 02:31.463 --> 02:32.823 ‫همین الانشم سه تا شهر ‫رو پشت‌سرهم گرفته 02:32.823 --> 02:34.503 ‫و ارتشش داره به سمت ‫گذرگاه لونگ‌یین میاد 02:34.503 --> 02:37.183 ‫ژنرال لی چی داره با جون و ‫دل میجنگه تا خط رو نگه داره 02:37.183 --> 02:38.583 ‫یان شون خیلی وقیحه 02:39.143 --> 02:40.863 ‫که از این موضوع برای جنگ ‫راه انداختن سوءاستفاده میکنه 02:45.303 --> 02:46.063 ‫اعلیحضرت 02:46.183 --> 02:47.623 ‫اوضاع خیلی بحرانیه 02:47.623 --> 02:49.463 ‫نمیدونیم لی چی تا ‫کی میتونه دووم بیاره 02:49.463 --> 02:51.263 ‫باید به ژنرال شیولی خبر بدیم؟ 02:51.423 --> 02:52.703 ‫چیائو خیلی خسته‌ست 02:53.583 --> 02:54.703 ‫بذارین خوب استراحت کنه 02:54.863 --> 02:55.463 ‫خودمون 02:56.543 --> 02:57.583 ‫یه فکری به حال یان شون میکنیم 02:59.263 --> 03:01.863 ‫بنده حاضرم برای کمک به ‫ژنرال لی به گذرگاه لونگ‌یین برم 03:01.863 --> 03:02.423 ‫نه 03:02.823 --> 03:04.303 ‫دربار تازه به ثبات رسیده 03:04.303 --> 03:06.423 ‫مسئولیت دفاع از پایتخت با توئه 03:06.423 --> 03:07.983 ‫اگه الان بفرستمت 03:08.103 --> 03:09.863 ‫ثبات تانگ‌جینگ به هم میخوره 03:09.863 --> 03:10.863 ‫ولی به‌جز من 03:11.383 --> 03:13.703 ‫بقیهٔ ژنرال‌ها صلح رو ‫به جنگ ترجیح میدن 03:13.703 --> 03:15.743 ‫میترسم اگه همچین ‫ژنرال‌هایی فرستاده بشن 03:16.023 --> 03:17.743 ‫روحیهٔ سربازای خط مقدم تضعیف بشه 03:17.743 --> 03:19.703 ‫و نتونن جلوی ارتش عقاب ‫سیاه یان بزرگ مقاومت کنن 03:19.703 --> 03:20.543 ‫میتونی بری 03:21.143 --> 03:22.343 ‫بذار درباره‌ش فکر کنم 03:43.423 --> 03:45.183 ‫در حال حاضر، فقط یه راه 03:46.023 --> 03:47.463 ‫برای حل بحران کشورت وجود داره: 03:47.463 --> 03:50.543 ‫رسوندن قوای کمکی به ‫ژنرال لی و مقابله با یان بزرگ 03:51.383 --> 03:52.663 ‫این رو میدونم 03:53.903 --> 03:55.863 ‫ولی تازه به تخت نشستم 03:56.023 --> 03:57.583 ‫آدم‌های لایق کمی دور و برم دارم 03:57.583 --> 03:58.743 ‫به‌جز سون دی 03:59.223 --> 04:00.743 ‫بقیهٔ ژنرال‌های قدیمی 04:00.983 --> 04:03.823 ‫به خاطر سوابقشون خیلی ‫مغرور و کله‌شق شدن 04:03.823 --> 04:05.103 ‫پس بیا یه معامله بکنیم 04:05.903 --> 04:07.623 ‫کمکت میکنم یان بزرگ رو شکست بدی 04:07.623 --> 04:08.583 ‫در عوض 04:09.143 --> 04:10.503 ‫بعد از اینکه یان ‫شون عقب‌نشینی کرد 04:10.583 --> 04:11.983 ‫باید یه ارتش بهم قرض بدی 04:11.983 --> 04:13.503 ‫ارتش رو برای چی میخوای؟ 04:15.263 --> 04:16.103 ‫دلایل خودم رو دارم 04:16.103 --> 04:18.783 ‫روت میشه باز با من معامله کنی؟ 04:21.343 --> 04:23.183 ‫دفعهٔ قبل قول معدن ‫طلای سیاه رو بهم دادی 04:23.183 --> 04:23.743 ‫تا به امروز 04:23.743 --> 04:25.943 ‫حتی یه ذره طلا هم ندیدم 04:25.943 --> 04:27.143 ‫اگه به خاطر تو و چیائو ‫نبود که جونم رو نجات دادین 04:27.143 --> 04:28.063 ‫فکر میکنی اصلاً باهات حرف میزدم؟ 04:28.063 --> 04:29.063 ‫وقتی تموم شد 04:29.583 --> 04:30.423 ‫نیروهات رو بهت برمیگردونم 04:30.423 --> 04:32.063 ‫و سی درصد از ‫معدن طلای سیاه رو هم 04:32.063 --> 04:33.303 ‫طبق توافق بهت میدم 04:36.263 --> 04:38.263 ‫نکنه میخوای از سربازای من 04:38.383 --> 04:40.423 ‫برای تصاحب معدن ‫طلای سیاه استفاده کنی؟ 04:41.063 --> 04:42.343 ‫به تو ربطی نداره 04:46.503 --> 04:49.423 ‫مگه تو بدل پادشاه شی‌منگ نیستی؟ 04:50.743 --> 04:51.743 ‫نکنه... 04:53.703 --> 04:55.743 ‫نکنه توی شی‌منگ، تو... 04:58.223 --> 04:58.943 ‫فهمیدم 04:59.383 --> 05:01.263 ‫تو چیزی نیستی جز... 05:02.743 --> 05:04.063 ‫یه عروسک خیمه‌شب‌بازی ‫توی دستای پادشاه شی‌منگ 05:05.823 --> 05:07.943 ‫فکر نمیکردم موقعیتت توی شی‌منگ 05:07.943 --> 05:09.383 ‫اینقدر داغون باشه 05:14.383 --> 05:15.983 ‫اعلیحضرت درست حدس زدن 05:16.103 --> 05:18.023 ‫آره، مثل موقعیت خودتون ‫تا همین چند وقت پیش 05:18.023 --> 05:18.623 ‫جوگه یوئه 05:18.623 --> 05:19.903 ‫-تو... ‫-بسه دیگه 05:20.063 --> 05:20.863 ‫بالاخره 05:21.703 --> 05:23.583 ‫این معامله رو قبول میکنی یا نه؟ 05:35.743 --> 05:36.303 ‫قبول میکنم 05:41.383 --> 05:42.623 ‫ژنرال چو، کجا میرین؟ 05:42.623 --> 05:43.823 ‫میرم پادگان 05:44.943 --> 05:45.703 ‫ژنرال چو 05:45.943 --> 05:47.623 ‫شنیدم امروز اصلاً شگون ‫نداره از خونه برین بیرون 05:47.623 --> 05:48.703 ‫چرا یه روز دیگه نمیرین؟ 05:48.703 --> 05:49.703 ‫شگون نداره؟ 05:52.423 --> 05:54.223 ‫آسمون یه نشونه‌های عجیبی داره 05:58.983 --> 06:00.503 ‫مگه نمیبینین خورشید داره میتابه 06:00.823 --> 06:01.863 ‫و همه‌چی آرومه؟ 06:01.863 --> 06:02.703 ‫-ژنرال چو ژنرال چو- 06:02.703 --> 06:04.023 ‫-این فقط آرامش قبل از طوفانه ‫-این فقط آرامش قبل از طوفانه 06:04.023 --> 06:05.183 ‫-توی یه چشم‌به‌هم‌زدن... ‫-توی یه چشم‌به‌هم‌زدن... 06:05.183 --> 06:05.783 ‫آسمون سیاه میشه 06:05.783 --> 06:06.503 ‫باد شدیدی میوزه 06:06.503 --> 06:09.303 ‫-طوفان بزرگی تو راهه ‫-طوفان بزرگی تو راهه 06:09.623 --> 06:10.343 ‫ژنرال چو 06:14.263 --> 06:16.823 ‫سونگ چنگ، از گارد سلطنتی ‫بهتون ادای احترام میکنه 06:16.823 --> 06:18.743 ‫اومدم هدایایی که اعلیحضرت ‫براتون فرستادن رو تقدیم کنم 06:18.743 --> 06:21.183 ‫این‌ها کادوهایی هستن که ‫اعلیحضرت براتون آماده کردن 06:21.183 --> 06:22.263 ‫ممنونم، جناب سونگ 06:22.263 --> 06:24.263 ‫ولی باید برم پادگان 06:24.823 --> 06:25.623 ‫ژنرال چو 06:25.943 --> 06:28.263 ‫علاوه بر این کادوها ‫اعلیحضرت دستور دادن 06:28.263 --> 06:29.463 ‫که از امروز 06:29.623 --> 06:31.263 ‫اسم این عمارت رسماً عوض بشه به 06:31.263 --> 06:34.183 ‫عمارت ژنرال شیولی ‫[عمارت ژنرال شیولی] 06:35.423 --> 06:36.143 ‫جناب سونگ 06:36.583 --> 06:37.743 ‫لطفاً از طرف من از ‫اعلیحضرت تشکر کنین 06:37.743 --> 06:39.263 ‫ولی جدی کار فوری دارم 06:39.263 --> 06:40.743 ‫و باید خودم برم پادگان 06:40.743 --> 06:42.903 ‫واسه همین نمیتونم ‫بیام قصر تشکر کنم 06:44.263 --> 06:45.263 ‫ژنرال چو 06:45.823 --> 06:46.583 ‫امروز... 06:47.223 --> 06:48.623 ‫اصلاً شگون نداره برین بیرون 06:50.423 --> 06:52.223 ‫آسمون نشونه‌های عجیبی داره 06:52.263 --> 06:53.623 ‫آسمون سیاه میشه 06:54.063 --> 06:55.503 ‫باد شدیدی میوزه... 06:59.143 --> 07:00.823 ‫و طوفان بزرگی تو راهه 07:01.263 --> 07:02.023 ‫ژنرال چو 07:07.863 --> 07:09.823 ‫بانو، تبریک میگم که ‫ژنرال شیولی شدین 07:09.823 --> 07:11.823 ‫چطوره با یه نوشیدنی جشن بگیریم؟ 07:12.063 --> 07:12.743 ‫آره 07:13.063 --> 07:14.383 ‫همچین اتفاق فرخنده‌ای 07:14.383 --> 07:16.183 ‫باید حسابی براش جشن بگیریم 07:16.183 --> 07:17.583 ‫حال شما دوتا خوبه؟ 07:18.063 --> 07:20.263 ‫-آسمون نشونه‌های عجیبی داره ‫-آسمون نشونه‌های عجیبی داره 07:20.263 --> 07:21.263 ‫آسمون سیاه میشه 07:21.263 --> 07:22.823 ‫باد شدیدی میوزه 07:23.063 --> 07:24.383 ‫و طوفان بزرگی تو راهه 07:24.383 --> 07:26.183 ‫-امروز شگون نداره برین بیرون ‫-امروز شگون نداره برین بیرون 07:26.183 --> 07:27.463 ‫اصلاً شگون نداره 07:30.823 --> 07:33.823 ‫دارین هر کاری میکنین ‫که نذارین برم بیرون 07:33.823 --> 07:35.823 ‫دقیقاً چی رو دارین ‫از من مخفی میکنین؟ 07:50.583 --> 07:51.183 ‫شینگ 07:51.943 --> 07:52.703 ‫با من بیا 08:20.463 --> 08:26.503 ‫[تانگ‌جینگ] 08:30.383 --> 08:32.423 ‫چطور ممکنه این‌همه ‫آوارهٔ جنگی اینجا باشه؟ 08:33.383 --> 08:34.023 ‫راه رو باز کنین 08:34.383 --> 08:35.023 ‫چی شده؟ 08:35.983 --> 08:36.543 ‫درست رفتار کن 08:41.863 --> 08:44.783 ‫ارتش یان شون تا گذرگاه ‫لونگ‌یین پیشروی کرده 08:44.783 --> 08:46.743 ‫شهرهای یون‌چنگ، شی‌چنگ ‫و چیانگ‌چنگ بیان‌تانگ 08:46.743 --> 08:48.143 ‫هم سقوط کردن 08:48.263 --> 08:50.463 ‫الان همهٔ مقام‌ها دارن میگن 08:51.143 --> 08:53.103 ‫که این جنگ به خاطر تو شروع شده 08:53.103 --> 08:55.343 ‫و از لی سه خواستن ‫که تو رو تحویل بده 08:55.383 --> 08:57.023 ‫تا خشم یان بزرگ فروکش کنه 08:59.743 --> 09:01.223 ‫لی سه میخواد از من محافظت کنه 09:03.023 --> 09:04.383 ‫ولی نباید جلوی من رو بگیره 09:04.383 --> 09:06.423 ‫قبلاً با لی سه صحبت کردم 09:06.503 --> 09:08.063 ‫من به جاش توی این جنگ میجنگم 09:11.863 --> 09:12.543 ‫بزنینش 09:20.623 --> 09:21.263 ‫بس کنین 09:21.903 --> 09:22.863 ‫همه‌تون دست نگه دارین 09:22.863 --> 09:23.383 ‫تمومش کنین 09:25.463 --> 09:26.783 ‫چرا دارین میزنیدش؟ 09:27.103 --> 09:29.103 ‫تو کی هستی؟ سرت ‫به کار خودت باشه 09:29.623 --> 09:31.223 ‫من ژنرال شیولی، چو چیائو هستم 09:31.943 --> 09:33.143 ‫درود بر ژنرال شیولی 09:33.143 --> 09:34.463 ‫ژنرال چو، اولش نشناختیمتون 09:34.463 --> 09:35.543 ‫لطفاً ما رو ببخشین 09:35.983 --> 09:37.343 ‫این مرد نون‌های ‫فروشنده رو دزدیده بود 09:37.343 --> 09:39.023 ‫واسه همین داشتیم تنبیهش میکردیم 09:39.023 --> 09:40.783 ‫ژنرال، خودتون ‫عادلانه قضاوت کنین 09:47.223 --> 09:48.063 ‫چی شده؟ 09:48.703 --> 09:49.583 ‫ژنرال شیولی 09:49.623 --> 09:52.023 ‫کار خودش بود اول ‫اون نون‌هام رو دزدید 10:03.463 --> 10:05.383 ‫من همهٔ نون‌هات رو میخرم 10:05.903 --> 10:08.063 ‫بین آواره‌هایی که ‫اینجان پخششون کن 10:08.743 --> 10:09.503 ‫باشه، حتماً 10:09.743 --> 10:10.903 ‫ممنون ژنرال 10:16.903 --> 10:17.503 ‫بیا بگیر 10:20.143 --> 10:21.543 ‫بیا حتماً خیلی گشنه‌ته 10:29.383 --> 10:30.943 ‫چرا اون این کار رو کرد؟ 10:31.743 --> 10:32.783 ‫تو همون چو چیائو هستی؟ 10:33.263 --> 10:34.543 ‫همه‌ش به خاطر توئه 10:34.743 --> 10:36.383 ‫که یان بزرگ داره به ‫بیان‌تانگ حمله میکنه 10:36.383 --> 10:37.983 ‫به خاطر تو، ما مردم بدبخت 10:38.103 --> 10:41.103 ‫خونه‌مون رو از دست ‫دادیم و آواره شدیم 10:41.863 --> 10:43.023 ‫این خود چو چیائوئه 10:43.063 --> 10:44.343 ‫همه‌ش زیر سر این زنه 10:44.743 --> 10:46.543 ‫همون کسیه که ‫زندگیمون رو نابود کرد 10:46.543 --> 10:48.143 ‫این زن خبیث رو بکشین 10:50.263 --> 10:51.223 ‫بهشون آسیب نزنین 10:51.223 --> 10:52.863 ‫اونا تقصیری ندارن 10:53.863 --> 10:55.463 ‫چرا فرستادن قوای کمکی برای ‫ژنرال لی 10:55.663 --> 10:57.543 ‫اینقدر غیرقابل‌قبوله؟ 10:57.543 --> 10:58.343 ‫اعلیحضرت 10:58.663 --> 11:00.383 ‫ارتش عقاب سیاه جلودار ندارن 11:00.383 --> 11:02.223 ‫نیروهای ما اصلاً آمادگی نداشتن 11:02.223 --> 11:03.623 ‫و نمیتونن مقابله کنن 11:03.903 --> 11:05.863 ‫اگه الان بی‌گدار به آب ‫بزنیم و نیرو بفرستیم 11:05.863 --> 11:08.023 ‫فقط سربازای بیشتری ‫رو به کشتن میدیم 11:08.023 --> 11:11.263 ‫تازه، قصد واقعی پادشاه ‫یان بزرگ فتح کردن ما نیست 11:11.263 --> 11:13.023 ‫اگه الان نیرو بفرستیم 11:13.503 --> 11:14.543 ‫دیگه هیچ راهی 11:14.543 --> 11:16.503 ‫برای مذاکره بینمون باقی نمیمونه 11:16.503 --> 11:17.863 ‫توی این شرایط بحرانی کشور 11:17.863 --> 11:19.983 ‫اعلیحضرت نباید اجازه بدین احساسات ‫روی قضاوتتون تأثیر بذاره 11:19.983 --> 11:21.543 ‫ژنرال شیولی خودش آدم درستکاریه 11:21.543 --> 11:23.263 ‫مطمئناً اونم نمیخواد ‫کشورمون آسیب ببینه 11:23.263 --> 11:25.023 ‫مصلحت مردم از همه چیز مهم‌تره 11:25.023 --> 11:26.383 ‫تحویل دادن ژنرال چو 11:26.383 --> 11:28.503 ‫در ازای آرامش بی‌شمار مردم 11:28.503 --> 11:30.143 ‫ژنرال چو حتماً نیت خیر 11:30.143 --> 11:32.743 ‫اعلیحضرت و مصلحت‌اندیشی‌شون ‫رو درک میکنه 11:32.743 --> 11:34.663 ‫ژنرال چو نقش مهمی توی ‫به تخت نشستن من داشت 11:34.663 --> 11:35.903 ‫اگه توی این ساعت‌های ‫بحرانی 11:35.903 --> 11:37.623 یه مقام وفادار رو به حال خودش ول کنم 11:37.983 --> 11:40.223 میخواین کل دنیا بهم بخندن 11:40.463 --> 11:41.743 ‫‫و بگن آدم بی‌عاطفه ‫و نمک‌نشناسی هستم؟ 11:41.743 --> 11:42.543 ‫اعلیحضرت 11:43.023 --> 11:44.263 ‫بنده در حق شما کوتاهی کردم 11:44.263 --> 11:46.983 ‫حاضرم همه‌چیزم ‫رو فدای اعلیحضرت کنم 11:47.103 --> 11:48.223 توی میدون جنگ بمیرم 11:48.223 --> 11:50.543 ‫و بدون توقف جونم رو فدا کنم 11:50.543 --> 11:54.383 ‫‫ولی نمیتونم با جون ده‌ها هزار 11:54.383 --> 11:55.503 ‫از سربازامون قمار کنم 11:57.743 --> 11:59.223 منم موافقم 11:59.543 --> 12:01.143 ‫منم موافقم 12:01.183 --> 12:03.183 ‫منم موافقم 12:03.263 --> 12:05.103 ‫منم موافقم 12:24.463 --> 12:27.623 ‫حضرات، داشتین دربارهٔ فرستادن ‫من به یان بزرگ بحث میکردین 12:27.623 --> 12:28.903 ‫بعد اونوقت به فکر ‫هیچ‌کدومتون نرسید به منی که 12:28.903 --> 12:30.263 ‫اصل موضوع هستم، خبر بدین؟ 12:34.023 --> 12:34.823 اعلیحضرت 12:35.103 --> 12:36.263 ‫من یه کادو دارم 12:36.463 --> 12:38.303 ‫‫که میخوام به مقام‌های ‫اینجا تقدیم کنم 12:38.503 --> 12:40.183 ‫بفرمایین، ژنرال چو 12:45.903 --> 12:47.863 ‫من، چو چیائو 12:48.503 --> 12:50.383 ‫همهٔ همسرهای شما رو دزدیدم 12:51.143 --> 12:51.863 ‫چی؟ 12:51.863 --> 12:52.263 ...تو 12:52.663 --> 12:54.543 ‫‫ای... این دیگه وقاحته 12:57.383 --> 12:58.183 ‫اعلیحضرت 12:58.543 --> 13:00.143 ‫ژنرال شیولی همسرهای ‫مقام‌های دربار رو دزدیده 13:00.143 --> 13:01.343 ‫این یه جرم سنگینه 13:01.863 --> 13:03.103 ‫اعلیحضرت، لطفاً عدالت رو اجرا کنین 13:03.103 --> 13:05.503 ‫چطور تونستی به همچین ‫نقشهٔ پستی متوسل بشی؟ 13:05.503 --> 13:07.263 ‫شرم‌آوره وقیحانه‌ست 13:07.263 --> 13:07.983 ‫ژنرال چو 13:10.143 --> 13:12.503 ‫اون سنجاق‌سر مرجانی ‫همسر منه، درسته؟ 13:12.623 --> 13:13.863 ‫من که طرفدار تو بودم 13:13.943 --> 13:15.823 ‫چرا همسر منم رو بردی؟ 13:16.383 --> 13:17.983 ‫همگی آروم باشین 13:18.143 --> 13:18.743 ‫فقط میخواستم 13:19.383 --> 13:21.303 یه نکته‌ای رو به اعلیحضرت ثابت کنم 13:21.943 --> 13:24.903 ‫من هیچ دشمنی‌ای با ‫همسرهای شما ندارم 13:24.903 --> 13:26.703 ‫‫و قصدم هم آسیب زدن بهشون نیست 13:26.703 --> 13:27.943 ‫فقط ازتون میخوام که 13:28.263 --> 13:31.743 ‫دیگه درخواست فرستادن من به ‫یان بزرگ به عنوان گروگان رو ندین 13:31.743 --> 13:33.343 ‫چقدر پست و مسخره 13:33.623 --> 13:34.423 ‫اعلیحضرت 13:34.743 --> 13:37.143 این موضوع به سرنوشت ‫کشورمون ربط داره 13:37.143 --> 13:39.263 ‫‫خاندان من ‫نسل‌اندرنسل در راه وطن 13:39.263 --> 13:40.623 ‫تا پای جون وفادار بودن 13:40.623 --> 13:43.263 ‫من هیچ‌وقت توصیه‌م به پادشاه رو 13:44.143 --> 13:45.863 ‫به خاطر امنیت همسرم تغییر نمیدم 13:46.263 --> 13:47.063 ‫منم موافقم 13:47.143 --> 13:48.623 امنیت یه خانواده موضوع کوچیکیه 13:48.623 --> 13:50.263 ‫‫سرنوشت بیان‌تانگ ‫از همه‌چی مهم‌تره 13:50.263 --> 13:51.223 ‫چقدر همگی 13:51.223 --> 13:53.103 ‫شریف و وظیفه‌شناس هستین 13:53.223 --> 13:54.463 ‫برای مردن در راه اعلیحضرت 13:55.103 --> 13:56.663 ‫من لحظه‌ای درنگ نمیکنم 13:56.663 --> 13:57.623 ‫گل گفتی 13:58.543 --> 13:59.463 حضرات 14:00.143 --> 14:02.343 ‫‫اگه هیچ‌کدوم از شما حاضر ‫نیستین موضع سیاسی‌تون رو 14:02.343 --> 14:04.023 ‫به خاطر همسرهاتون تغییر بدین 14:04.063 --> 14:05.303 ‫پس چطور فکر میکنین 14:05.863 --> 14:07.383 ‫که پادشاه یان بزرگ 14:07.623 --> 14:10.343 ‫جنگ رو به خاطر زنی ‫مثل من متوقف میکنه؟ 14:12.503 --> 14:15.183 حرفای ژنرال چو دقیقاً ‫همون چیزیه که من فکر میکنم 14:15.623 --> 14:17.743 ‫‫یان شون پادشاه یان بزرگه‌ 14:19.143 --> 14:21.663 ‫اون زمان، تک‌وتنها ‫به یان بزرگ فرار کرد 14:22.023 --> 14:23.423 ‫ارتش عقاب سیاه رو رهبری کرد 14:23.463 --> 14:25.023 ‫و نصف قلمرو یانگ ‫بزرگ رو فتح کرد 14:25.023 --> 14:26.143 ‫همین ثابت میکنه 14:26.383 --> 14:27.023 ‫که اون مردیه که 14:27.023 --> 14:28.823 ‫هم سیاست داره و هم جاه‌طلبه 14:29.623 --> 14:32.143 ‫یون‌چنگ، شی‌چنگ و چیانگ‌چنگ 14:32.423 --> 14:34.623 ‫توی حاصلخیزترین ‫منطقهٔ بیان‌تانگ هستن 14:34.903 --> 14:35.983 ‫یان بزرگ خشک و بی‌آب‌وعلفه 14:35.983 --> 14:37.343 ‫با گرفتن این سه تا شهر 14:37.343 --> 14:39.543 ‫اونا انبار غلهٔ ‫جدیدشون رو میسازن 14:39.743 --> 14:41.383 ‫گذرگاه لونگ‌یین این سه تا ‫شهر رو به هم وصل میکنه 14:41.383 --> 14:42.903 ‫و یه خط دفاعی میسازه 14:42.903 --> 14:44.383 ‫اینجا هم شاهرگ ‫استراتژیک بیان‌تانگه 14:44.383 --> 14:46.263 ‫و هم سپر محافظ یانگ بزرگ 14:46.263 --> 14:47.623 ‫اگه لونگ‌یین سقوط کنه 14:47.783 --> 14:50.463 ‫شمال بیان‌تانگ بدون ‫هیچ جنگی تسلیم میشه 14:50.743 --> 14:51.903 ‫اون موقع 14:52.383 --> 14:54.383 ‫اگه یان شون یه حملهٔ ‫دوجانبه به یانگ بزرگ بکنه 14:54.383 --> 14:56.143 ‫مثل آب خوردن قورتش میده 14:58.863 --> 15:00.583 ‫یان شون خیلی جاه‌طلبه 15:01.303 --> 15:02.183 ‫بیان‌تانگ ما 15:02.983 --> 15:04.023 ‫نباید تسلیم بشه 15:05.903 --> 15:07.583 ‫اعلیحضرت، خواهش میکنم حکم بدین 15:07.583 --> 15:09.543 و من رو به عنوان ‫فرمانده کل منصوب کنین 15:09.543 --> 15:10.783 تا این بار رو از ‫روی دوشتون بردارم 15:10.783 --> 15:12.503 ‫‫و ارتش رو به سمت ‫گذرگاه لونگ‌یین هدایت کنم 15:12.503 --> 15:13.703 ‫اگه توی عرض یک ماه 15:13.783 --> 15:15.463 ارتش یان رو عقب نروندم 15:15.703 --> 15:17.423 ‫‫خودم از بیان‌تانگ میرم 15:33.743 --> 15:35.543 ‫این نبرد خیلی طاقت‌فرساست 15:35.543 --> 15:37.823 ‫نمیخواستم شما رو به زحمت بندازم 15:38.023 --> 15:39.863 ‫حالا که اعلیحضرت ‫تصمیم به جنگ گرفتن 15:39.863 --> 15:41.463 ‫من حاضرم ارتش رو رهبری کنم 15:48.663 --> 15:51.463 ‫عمارت ژنرال شیولی ‫واقعاً دبدبه و کبکبه داره 15:51.983 --> 15:53.023 فقط حیاطش 15:53.383 --> 15:54.983 ‫‫از خونهٔ من بزرگتره 15:55.503 --> 15:57.743 ‫بانوهای گرامی 15:58.103 --> 15:59.343 ‫شما این‌طور فکر نمیکنین؟ 15:59.623 --> 16:01.623 ‫واقعاً با‌شکوهه 16:01.623 --> 16:03.263 ‫خیلی مجلله 16:03.623 --> 16:04.463 ‫مگه نه؟ 16:04.703 --> 16:09.183 ‫[همسر شو سو] ‫ژنرال چو خیلی وقت ‫نیست که اینجاست ‫ولی خونه‌ش طوریه که... 16:10.623 --> 16:13.543 خونه‌های همه‌مون ‫پیشش لنگ میندازن 16:13.823 --> 16:16.223 ‫‫[همسر سون دی] ‫بانو سون 16:16.543 --> 16:19.783 ‫فکر نمیکنم عمارت شما هم ‫اینقدر بزرگ باشه، درسته؟ 16:22.223 --> 16:23.143 ‫بانو شو 16:23.343 --> 16:24.463 ‫شوخی جالبی بود 16:25.023 --> 16:28.343 ‫اینجا قبلاً عمارت ولیعهد بود 16:28.983 --> 16:31.743 ‫شکوهش متعلق به اعلیحضرتمونه 16:32.143 --> 16:34.503 ‫عمارت‌های ما چطور ‫میتونن با اینجا مقایسه بشن؟ 16:34.503 --> 16:37.583 ‫نکنه میخواید روی ‫دست اعلیحضرت بلند شین؟ 16:37.663 --> 16:39.503 ‫این چه حرفیه میزنین، بانو سون؟ 16:39.503 --> 16:41.503 ‫من غلط بکنم بخوام خودم ‫رو با اعلیحضرت مقایسه کنم 16:52.023 --> 16:55.223 ‫انگورهای امروز چقدر ترشن 16:55.743 --> 16:57.103 ‫صد برابر 16:57.223 --> 16:59.823 ‫از سرکه هم هفت‌جوش‌ترن 17:00.463 --> 17:01.543 ‫یکی امتحان کنین 17:04.703 --> 17:05.743 ‫خیلی ترشه 17:06.183 --> 17:06.983 ‫بانو شو 17:07.463 --> 17:08.463 شما هم یکی بخورین 17:21.543 --> 17:22.583 ‫‫-چی... ‫-خب... 17:22.583 --> 17:23.423 ‫بانوها 17:23.583 --> 17:24.543 ‫دیگه وقتشه 17:24.743 --> 17:25.703 ژنرال شیولی 17:25.703 --> 17:27.823 ‫‫از قبل براتون ‫کادوهایی آماده کردن 17:27.823 --> 17:29.383 ‫ممنون که امروز تشریف آوردین 17:29.463 --> 17:30.703 ‫سنجاق‌سرهایی که قرض گرفته بودیم 17:30.783 --> 17:33.063 ‫امشب به عمارت‌هاتون ‫فرستاده میشن 17:34.263 --> 17:34.903 ‫عزیزم 17:35.943 --> 17:36.663 ‫خانومی 17:39.223 --> 17:41.063 ‫تمام بعدازظهر کجا بودی؟ 17:41.063 --> 17:42.303 ‫همه‌جا رو دنبالت گشتم 17:42.303 --> 17:44.303 ‫فقط رفته بودم عمارت ژنرال شیولی 17:44.303 --> 17:45.343 ‫یه کم چای بخورم 17:45.703 --> 17:47.503 ‫ژنرال حتی بهم کادو هم داد 17:47.503 --> 17:49.103 ‫تمام شیرینی‌های ‫موردعلاقه‌ت رو برات آوردم 17:51.023 --> 17:51.663 ‫چای؟ 17:52.663 --> 17:53.663 ‫وقتی اونجا بودی 17:53.663 --> 17:55.063 ‫حس نکردی خطری تهدیدت میکنه؟ 17:55.183 --> 17:57.703 ‫یا نقشه و تهدیدی پشت پرده باشه؟ 17:57.703 --> 17:58.983 ‫آخه چت شده تو؟ 17:58.983 --> 18:00.543 ‫فقط رفته بودم چای بخورم 18:00.743 --> 18:02.703 ‫مگه قرار بود چه اتفاقی بیفته؟ 18:02.703 --> 18:03.943 ‫نگران بودم 18:04.743 --> 18:06.663 ‫اوضاع این اواخر اصلاً آروم نبوده 18:06.663 --> 18:08.463 ‫نگران سلامتت بودم 18:09.703 --> 18:11.223 ‫این‌همه دل‌شوره برای چی آخه؟ 18:11.303 --> 18:12.583 ‫بیا بریم خونه 18:12.583 --> 18:13.623 ‫از نگرانی مردم و زنده شدم 18:27.663 --> 18:28.263 ‫شینگ 18:33.503 --> 18:34.223 ‫این چیه؟ 18:36.463 --> 18:38.383 ‫اینا شمشیرهای ‫دوقلوی ماه و خورشیدن 18:38.743 --> 18:40.103 ‫خورشید نماد توئه 18:40.263 --> 18:41.783 ‫و ماه نماد من 18:46.583 --> 18:47.983 ‫شمشیرهای دوقلوی ماه و خورشید... 18:48.783 --> 18:50.943 چیز خاصی درباره‌شون هست؟ 18:51.503 --> 18:53.783 ‫‫شمشیرهای قبلیمون‌ شمشیر ‫سرخ‌فام و شمشیر ماه شکن 18:53.783 --> 18:55.463 ‫یکی‌شون افتاد توی دریاچهٔ یخ‌زده 18:55.703 --> 18:57.983 ‫و اون یکی هم فرستاده ‫شد به عمارت چینگ‌شان 18:57.983 --> 18:59.423 ‫با کلی بدبختی 18:59.423 --> 19:00.823 پیداشون کردم 19:00.823 --> 19:02.383 ‫‫بعد ذوبشون کردم ‫و از اول ساختمشون 19:02.703 --> 19:04.023 ‫تا شدن این دوتا شمشیر 19:07.223 --> 19:07.983 ‫دیگه چی؟ 19:11.583 --> 19:12.543 ‫اینا نشونهٔ اینن 19:14.023 --> 19:15.823 ‫که ما همیشه پیش هم میمونیم 19:18.983 --> 19:19.783 ‫تو دیگه 19:20.463 --> 19:22.423 ‫فقط شینگ من نیستی 19:22.743 --> 19:25.063 ‫تو ژنرال شیولی هستی، کسی که ‫میتونه راه رو برای خیلیا روشن کنه 19:25.063 --> 19:27.103 ‫من و این دوتا شمشیر 19:27.983 --> 19:30.823 توی نبرد گذرگاه ‫لونگ‌یین همراهیت میکنیم 19:30.903 --> 19:32.143 ‫‫و په‌لو‌به‌په‌ت میجنگیم 20:12.183 --> 20:12.943 ‫جناب شیائو 20:13.823 --> 20:15.783 ‫لطفاً بهم یه کم ‫قرص هوی‌یوآن بدین 20:17.423 --> 20:19.623 ‫زیاد خوردن اونا میکشتت 20:21.223 --> 20:23.543 ‫باید زنده بمونم تا کنار ‫شینگ توی این جنگ بجنگم 20:23.543 --> 20:25.183 ‫هر جوری شده باید ‫اونا رو بهم بدین 20:25.183 --> 20:26.583 ‫اگه ژنرال چو بفهمه 20:26.903 --> 20:28.223 ‫روزگار هر دومون سیاه میشه 20:28.703 --> 20:29.623 ‫اگه مردم 20:30.143 --> 20:32.223 ‫میتونی از جنازه‌م واسه ‫تحقیقاتت استفاده کنی 20:33.063 --> 20:34.383 ‫جدی؟ قول میدی؟ 20:37.543 --> 20:39.183 ‫م... من رو چی فرض کردی آخه؟ 20:39.183 --> 20:40.983 ‫من عمراً با همچین ‫چیزی موافقت نمیکنم 20:40.983 --> 20:41.583 ‫من... 20:47.063 --> 20:47.703 ‫تو... 20:48.783 --> 20:50.263 ‫بهم دروغ نمیگی که، درسته؟ 20:52.343 --> 20:53.023 نه 20:55.863 --> 20:56.863 ‫نه نه نه 20:57.903 --> 20:59.663 ‫‫من اصلا با همچین ‫چیزی موافقت نمیکنم 20:59.663 --> 21:01.223 ‫م... من برای خودم اصول دارم 21:01.223 --> 21:01.583 تازه... 21:01.583 --> 21:02.503 ‫‫اگه بهت یه دلیلی بدم 21:02.503 --> 21:03.943 ‫که نتونی ردش کنی چی؟ 21:05.703 --> 21:06.503 ‫این جنگ 21:06.783 --> 21:08.743 ‫با جون میلیون‌ها ‫آدم سر و کار داره 21:08.823 --> 21:09.903 ‫اگه ببازیم 21:10.503 --> 21:12.263 ‫بیان‌تانگ نابود میشه 21:12.543 --> 21:14.543 ‫و جنازه‌ها کل زمین رو پر میکنن 21:15.743 --> 21:17.783 ‫چهار تا قرص هوی‌یوآن اینجاست 21:23.703 --> 21:24.903 ‫با احتیاط مصرفشون کن 21:24.983 --> 21:26.103 ‫اگه همه‌شون رو با هم بخوری 21:26.663 --> 21:27.703 ‫واقعاً میمیری 21:31.703 --> 21:32.743 ‫یادت باشه 21:32.863 --> 21:34.183 ‫اگه اتفاقی افتاد... 21:39.103 --> 21:39.743 ‫برو 21:42.263 --> 21:43.423 ‫ممنون، جناب شیائو 21:45.503 --> 21:48.063 ‫با کلی زحمت و با دستای خودم 21:48.103 --> 21:50.143 ‫این ۲۰ هزار سرباز ‫زبده رو انتخاب کردم 21:50.823 --> 21:52.943 ‫بهتره با دقت بشماریشون 21:53.143 --> 21:54.063 ‫سرباز زبده؟ 21:54.223 --> 21:55.663 چیزی که من میبینم، اکثرشون 21:55.663 --> 21:56.943 ‫‫یا سربازای زخمی و قدیمی‌ان 21:57.223 --> 21:58.983 ‫یا نیروهای تازه‌کار ‫و آموزش‌ندیده 21:59.223 --> 22:00.063 ‫ژنرال چو 22:01.063 --> 22:02.743 ‫بیان‌تانگ شاید مرفه باشه 22:02.823 --> 22:04.143 ‫ولی خیلی وقته که 22:04.263 --> 22:06.303 ‫توی یه جنگ بزرگ نبوده 22:06.583 --> 22:07.903 ‫این درگیری خیلی یهویی پیش اومد 22:07.903 --> 22:09.823 ‫واسه همین نیروهایی که ‫تونستیم جمع کنیم محدودن 22:09.823 --> 22:12.423 ‫شما ژنرال شیولی پرآوازه هستین 22:12.743 --> 22:14.743 ‫که توی کلی جنگ پیروز شدین 22:15.063 --> 22:17.023 ‫همین که خودتون ‫ارتش رو رهبری کنین 22:17.023 --> 22:18.263 ‫شک ندارم ارتش یان بزرگ 22:18.263 --> 22:20.223 ‫بدون هیچ جنگی عقب‌نشینی میکنه 22:20.503 --> 22:21.223 ‫شو سو 22:22.023 --> 22:24.063 ‫تو علناً داری چوب لای ‫چرخ ارتش شیولی میذاری 22:24.063 --> 22:25.263 ‫نایب‌فرمانده هه 22:25.343 --> 22:27.063 ‫من دو رتبه از تو بالاترم 22:27.063 --> 22:29.063 ‫اونوقت جرئت میکنی ‫من رو به اسم صدا کنی؟ 22:29.143 --> 22:30.663 ‫این یعنی تمرد از دستور 22:31.023 --> 22:32.983 ‫بهتره حد و حدود خودت رو بدونی 22:33.063 --> 22:34.823 ‫شما ارتش شیولی بیان‌تانگ هستین 22:34.983 --> 22:36.663 ‫نه ارتش شخصی کسی 22:38.223 --> 22:40.583 ‫اعلیحضرت تشریف آوردن 22:47.503 --> 22:48.263 ‫میتونین بلند شین 22:52.623 --> 22:53.223 چیائو 22:53.983 --> 22:56.583 ‫این ۳ هزار گارد ‫سلطنتی رو به تو میسپارم 22:57.023 --> 22:58.303 ‫این ۳ هزار نگهبان 22:58.703 --> 23:00.903 ‫زبده‌ترین نیروهای ‫کل بیان‌تانگ هستن 23:01.263 --> 23:03.223 ‫اونا همون‌طور که از من ‫محافظت میکنن، از تو و مردم 23:04.063 --> 23:06.783 ‫گذرگاه لونگ‌یین هم محافظت میکنن 23:07.503 --> 23:08.143 ‫چیائو 23:08.703 --> 23:09.903 ‫تو و ارتش شیولی 23:10.743 --> 23:12.263 ‫امید بیان‌تانگ هستین 23:14.263 --> 23:15.663 ‫ممنونم، اعلیحضرت 23:15.943 --> 23:17.143 ‫زود بلند شو، چیائو 23:24.743 --> 23:26.023 ‫حرکت کنین 23:44.423 --> 23:46.743 ‫[تانگ‌جینگ] 24:05.863 --> 24:06.743 ژنرال چو، حتماً توی ‫راه خیلی خسته شدین 24:06.743 --> 24:07.503 ‫‫-ژنرال چو ‫-ژنرال چو 24:07.503 --> 24:09.103 ‫ژنرال لی، شما هم ‫خیلی زحمت کشیدین 24:09.103 --> 24:09.863 ژنرال چو 24:09.943 --> 24:11.023 ‫‫بیشتر از یه ماهه ‫که اینجا با یان بزرگ 24:11.023 --> 24:12.783 ‫توی بن‌بست گیر کردیم 24:12.903 --> 24:14.823 ‫دفاع از گذرگاه لونگ‌یین ‫راحته ولی حمله بهش سخته 24:14.823 --> 24:16.223 ‫اما اگه این اوضاع ‫ادامه پیدا کنه 24:16.223 --> 24:18.663 ‫سربازای اینجا دیگه ‫نمیتونن دووم بیارن 24:19.103 --> 24:19.783 ‫ژنرال لی 24:20.263 --> 24:22.183 میگم ارتش شیولی اول ‫جای نیروهای شما رو بگیره 24:22.183 --> 24:23.463 ‫‫تا شما بتونین یه کم استراحت کنین 24:23.463 --> 24:24.983 و تجدید قوا کنین 24:25.343 --> 24:27.543 ‫‫ما گوش‌به‌فرمان ‫شماییم، ژنرال چو 24:50.543 --> 24:52.263 ‫این زخم دیگه شروع ‫کرده به عفونت کردن 24:52.263 --> 24:54.063 ‫باید فوراً مداوا بشه 24:54.303 --> 24:56.303 ‫این داروی مایع خیلی قویه 24:56.303 --> 24:57.503 ‫باید یه کم درد رو تحمل کنی 24:57.503 --> 25:00.263 ‫من از دم تیغ وحشی‌های یان ‫بزرگ جون سالم به در بردم 25:00.663 --> 25:01.463 ‫دیگه 25:02.023 --> 25:03.343 این درد جزئی که چیزی نیست 25:12.663 --> 25:14.943 ‫‫سه روز دیگه میام ‫که بانداژ رو باز کنم 25:14.943 --> 25:17.343 ‫اول باید چرک و ‫بافت‌های مرده رو بردارم 25:22.943 --> 25:24.143 ‫ممنون، واقعاً ممنون 25:37.023 --> 25:38.103 ‫هوا داره سرد میشه 25:38.183 --> 25:40.583 ‫توی این وضعیت، میترسم زخم‌ها 25:40.943 --> 25:42.183 ‫درست‌وحسابی خوب نشن 25:43.023 --> 25:43.703 عجله کنین 25:47.863 --> 25:49.663 ‫‫هر شش ساعت ذغال ‫بیشتری اضافه کنین 25:49.663 --> 25:50.623 تا دمای اینجا ثابت بمونه 25:50.623 --> 25:51.823 ‫‫-چشم جناب ‫-چشم 26:05.863 --> 26:06.463 ‫ببینین 26:06.943 --> 26:08.543 ‫گذرگاه لونگ‌یین دروازهٔ ‫ورودی بیان‌تانگه 26:08.543 --> 26:09.743 ‫اگه یان بزرگ میخواست ‫بیان‌تانگ رو فتح کنه 26:09.743 --> 26:11.983 اینجا باید اولین هدفش میبود 26:11.983 --> 26:13.663 ‫‫ولی ارتش یان اول سه تا ‫شهر رو پشت‌سرهم گرفت 26:13.663 --> 26:14.823 ‫یعنی مسیر طولانی‌تری رو 26:14.823 --> 26:16.463 ‫از شمال شرق بیان‌تانگ طی کرد 26:16.463 --> 26:18.943 ‫دقیقاً به خاطر اینه که ‫لونگ‌یین با کوه‌ها محاصره شده 26:18.943 --> 26:19.823 ‫دفاع ازش راحت و حمله بهش سخته 26:19.823 --> 26:20.503 ‫پس 26:21.583 --> 26:23.263 ‫تا وقتی که گذرگاه ‫لونگ‌یین رو داشته باشیم 26:23.263 --> 26:24.663 ‫ارتش یان بزرگ ‫نمیتونه زیاد دووم بیاره 26:24.663 --> 26:25.823 ‫و خودش عقب‌نشینی میکنه 26:25.823 --> 26:26.503 ‫آره، درسته 26:27.223 --> 26:28.623 ‫ژنرال چو، جناب جوگه 26:28.943 --> 26:29.943 ‫نبرد لونگ‌یین 26:29.943 --> 26:31.703 ‫به این زودیا تموم نمیشه 26:31.743 --> 26:33.743 ‫گزارش‌های نظامی ‫میتونن منتظر بمونن 26:34.223 --> 26:35.223 ‫اول یه چیزی بخوریم 26:35.263 --> 26:36.263 ‫امروز کلهٔ سحر، ایشون 26:36.263 --> 26:37.503 ‫رفتن جنگل تا یه کم شکار کنن 26:37.503 --> 26:39.503 ‫مخصوصاً برای ‫اینکه شما تقویت بشین 26:47.503 --> 26:48.663 ‫چی داری میگی؟ 26:48.783 --> 26:50.143 ‫یه بار دیگه بگو 26:50.503 --> 26:51.423 ‫جرئت داری یه بار دیگه بگو 26:51.423 --> 26:52.023 ‫تمومش کنین 26:52.943 --> 26:54.183 ‫بیا دیگه هنوز داری ‫زبون‌درازی میکنی؟ 26:54.183 --> 26:55.303 ‫اگه جرئت داری دوباره بگو 26:55.303 --> 26:56.263 ‫اینجا چه خبره؟ 26:56.263 --> 26:57.183 ‫ژنرال چو 26:57.463 --> 26:59.063 ‫اینا میگن ما ‫مفت‌خورهای بی‌مصرفیم 26:59.063 --> 27:00.303 ‫شما خیلی روزه که اینجایین 27:00.303 --> 27:01.383 ‫ولی حتی یه بار هم ‫برای جنگ بیرون نرفتین 27:01.383 --> 27:03.463 ‫گفتین اعلیحضرت شما رو ‫برای کمک فرستادن 27:03.463 --> 27:04.303 ‫ولی چی با خودتون آوردین؟ 27:04.303 --> 27:05.783 ‫فقط ادعا دارین 27:06.063 --> 27:06.583 ‫آره، درسته 27:06.583 --> 27:08.183 ‫دارین جیرهٔ نظامی ما رو میخورین 27:08.183 --> 27:09.263 ‫اگه این وضع کش پیدا کنه 27:09.263 --> 27:10.503 ‫دیگه حتی نون برای خوردن نداریم 27:10.503 --> 27:11.743 اونوقت چطوری قراره ‫یان بزرگ رو شکست بدیم؟ 27:11.743 --> 27:12.823 ‫‫چطوری قراره از ‫بیان‌تانگ محافظت کنیم؟ 27:12.823 --> 27:14.223 ‫چطوری قراره از ‫اعلیحضرت محافظت کنیم؟ 27:14.223 --> 27:16.263 شما فقط یه مشت ‫مفت‌خور بی‌مصرفین 27:16.263 --> 27:17.423 ‫‫یه بار دیگه بگو 27:17.983 --> 27:18.943 ‫دوباره بگو 27:19.463 --> 27:20.103 ‫بسه 27:21.423 --> 27:22.743 ‫شما کلاً بی‌مصرفین 27:22.743 --> 27:23.543 ‫هه شیائو 27:24.743 --> 27:26.943 ‫مگه محمولهٔ غلهٔ ما هنوز نرسیده؟ 27:28.183 --> 27:28.983 ‫ژنرال چو 27:29.703 --> 27:31.743 ‫کاروان آذوقه یه جوری ‫۱۰ روزه که تأخیر داشته 27:31.743 --> 27:33.183 ‫و هنوز هیچ خبری ازشون نیست 27:33.423 --> 27:34.783 ‫غله‌ای که با خودمون آوردیم 27:34.783 --> 27:35.943 خیلی وقته تموم شده 27:35.943 --> 27:38.343 ‫‫واقعاً داریم از ذخایر ‫ژنرال لی استفاده میکنیم 27:38.463 --> 27:39.983 ‫ژنرال لی میترسید شما نگران بشین 27:39.983 --> 27:41.503 ‫واسه همین نذاشت بهتون بگیم 28:11.383 --> 28:12.023 ‫مینگ‌لو 28:12.543 --> 28:14.983 ‫بگو یه نفر امشب ‫این نامه رو بفرسته 28:14.983 --> 28:16.223 روش بزن خیلی فوری 28:16.223 --> 28:17.743 هر روز یه نامه میفرستیم 28:17.743 --> 28:19.263 ‫‫تا وقتی که آذوقه‌ها برسن 28:20.143 --> 28:20.783 ‫چشم 28:23.183 --> 28:23.863 ‫شی‌یی 28:26.543 --> 28:27.663 ‫بله قربان؟ 28:28.183 --> 28:28.943 ‫بهم بگو 28:29.263 --> 28:31.583 ‫برداشت محصول امسال ‫توی یانگ بزرگ چطور بود؟ 28:31.583 --> 28:33.463 ‫چرا این رو میپرسین، قربان؟ 28:33.463 --> 28:34.263 این رو بگیر 28:34.263 --> 28:36.023 و برو به امانتداری کیلین توی ‫شهر یان‌چنگ یانگ بزرگ 28:36.023 --> 28:38.103 ‫‫من اونجا یه سری سند ‫زمین و رسید امانتداری دارم 28:38.103 --> 28:39.423 ‫به هر قیمتی که شده 28:39.423 --> 28:42.183 ‫از بیان‌تانگ و یانگ بزرگ آذوقه تهیه ‫کن، اصلاً مهم نیست چقدر تموم بشه 28:42.183 --> 28:43.343 ‫تا میتونی سریع انجامش بده 28:43.343 --> 28:44.423 ‫چشم قربان 28:47.263 --> 28:48.943 توی این گاری چقدر غله هست؟ 28:49.183 --> 28:50.703 ‫‫شمال بیان‌تانگ امسال ‫بارندگی‌های شدیدی داشت 28:50.703 --> 28:51.943 توی منطقهٔ درهٔ رود سرخ 28:51.943 --> 28:53.103 ‫بیشتر از ۱۰ روز ‫بارون مداوم بارید 28:53.103 --> 28:54.183 ‫واسه همین تأخیر پیش اومد 28:54.183 --> 28:55.423 ‫ولی خیالتون راحت باشه، ژنرال چو 28:55.423 --> 28:56.663 ‫اعلیحضرت و ارباب شو 28:56.703 --> 28:58.223 ‫شخصاً به ما دستور دادن 28:58.223 --> 29:00.423 ‫اصلاً مشکلی بابت ‫جیره‌ها پیش نمیاد 29:00.423 --> 29:02.423 ‫همه‌شون رو دقیق شمردین؟ 29:03.103 --> 29:04.303 ‫بله، مشکلی نیست 29:05.423 --> 29:07.343 ‫قبلاً ثبت شدن 29:07.983 --> 29:10.023 ‫ژنرال چو، این غله‌ها ‫اصلاً درست نیستن 29:15.303 --> 29:16.063 ‫ژنرال چو 29:17.463 --> 29:19.263 ‫آخه معنی این کار چیه؟ 29:19.263 --> 29:20.863 ژنرال چو، وقتی خودتون ‫جواب رو میدونین چرا میپرسین؟ 29:20.863 --> 29:22.023 ‫‫بیان‌تانگ امسال ‫بارون زیادی داشت 29:22.023 --> 29:23.183 ‫محصولات همین‌طوریش هم کم بود 29:23.183 --> 29:24.743 ‫ژنرال لی چی ماه‌هاست که داره 29:24.743 --> 29:25.903 ‫با ارتش یان میجنگه 29:25.903 --> 29:27.583 ‫حالا اعلیحضرت یهو دستور ‫دادن قوای کمکی بیاد 29:27.583 --> 29:28.823 ‫یعنی ۲۰ هزار تا دهن ‫اضافه برای خوردن 29:28.823 --> 29:30.583 ‫توی این وقت کم از ‫کجا این‌همه غله بیاریم؟ 29:30.583 --> 29:31.503 ‫معلومه که شو سو 29:31.503 --> 29:34.863 عمداً داره برای ژنرال ‫چوی ما مشکل درست میکنه 29:35.103 --> 29:37.743 ‫‫همگی، گونی‌ها رو باز ‫کنین و غله‌ها رو چک کنین 29:42.103 --> 29:43.383 ‫همه‌ش ناخالصی داره 29:45.943 --> 29:46.663 ‫جلوشون رو بگیرین 29:47.023 --> 29:47.743 ‫ایست 29:47.943 --> 29:49.623 ‫غصب کردن غلهٔ ‫نظامی حکم اعدام داره 29:49.623 --> 29:50.703 ‫بهشون آسیب نزن 29:58.543 --> 29:59.743 ‫اینا آواره‌هایی هستن که 29:59.743 --> 30:01.423 از اون سه تا شهر ‫سقوط‌کرده فرار کردن 30:01.703 --> 30:03.543 ‫ارتش یان شهرها رو اشغال کرد 30:03.903 --> 30:05.703 ‫اونا نه غذا دارن و نه سرپناه 30:05.703 --> 30:08.183 ‫فقط تونستن به سمت جنوب، یعنی ‫پشت گذرگاه لونگ‌یین فرار کنن 30:08.183 --> 30:09.423 ‫معمولاً توی زمان جنگ 30:09.423 --> 30:10.503 ‫نباید اجازه داد ‫آواره‌ها وارد شهر بشن 30:10.503 --> 30:12.823 ‫این بهترین راه برای ‫امنیت پشت جبهه‌ست 30:12.823 --> 30:14.503 ‫ژنرال لی چی دلش نیومد 30:14.703 --> 30:16.943 و دستور داد که بیرونشون نکنن 30:17.663 --> 30:20.823 ‫‫جیرهٔ غذایی من رو بردارین ‫و بین آواره‌ها پخش کنین 30:20.823 --> 30:21.823 ‫از فردا به بعد 30:22.103 --> 30:23.743 ‫منم با سربازا غذا میخورم 30:24.263 --> 30:26.823 ‫دیگه توی چادر فرماندهی ‫غذای جداگونه پخته نشه 30:28.903 --> 30:30.343 ‫گزارش‌های جاسوسی‌مون میگن 30:30.423 --> 30:32.743 ‫که نیروهای چو چیائو ‫بیشتر از ۱۰ روزه که اینجان 30:32.743 --> 30:34.063 ‫ولی هیچ حرکتی نکرده 30:34.543 --> 30:35.943 ‫حتماً نقشه‌ش اینه که با طولانی ‫کردن این بن‌بست از ما جلو بزنه 30:35.943 --> 30:37.743 ‫من میدونم چو چطوری میجنگه 30:38.383 --> 30:41.743 با وضعیت فعلی، بیان‌تانگ ‫پشت گذرگاه لونگ‌یین قرار داره 30:41.743 --> 30:43.063 ‫تا وقتی گذرگاه رو داشته باشن 30:43.063 --> 30:44.503 ‫‫نیازی به اعزام نیرو ندارن 30:44.503 --> 30:47.663 ‫ولی هرچی این وضع بیشتر ‫طول بکشه، به ضرر ماست 30:47.663 --> 30:50.023 ‫بین آواره‌ها و مردم گذرگاه ‫لونگ‌یین خبر پخش کنین 30:50.023 --> 30:53.063 ‫بهشون بگین تا وقتی ‫که ژنرال چو حاضر بشه 30:53.303 --> 30:54.303 ‫خودش رو تسلیم یان بزرگ کنه 30:54.303 --> 30:56.063 ‫یان بزرگ نیروهاش رو عقب میکشه 30:56.063 --> 30:58.143 ‫و اصلاً به کسی آسیب نمیزنه 31:00.463 --> 31:01.223 ‫چنگ یوآن 31:02.983 --> 31:04.943 ‫هنوزم فکر نمیکنی 31:05.823 --> 31:09.103 ‫که من این ارتش بزرگ رو ‫برای این جنگ راه انداختم 31:09.703 --> 31:11.263 که فقط به چو برسم؟ 31:11.743 --> 31:14.463 ‫‫میدونم چو چیائو فقط یه بهونه‌ست 31:14.743 --> 31:16.263 ‫هدف واقعی اعلیحضرت 31:16.263 --> 31:19.903 ‫گرفتن سه شهر انبار غله یعنی ‫یون‌چنگ، شی‌چنگ و چیانگ‌چنگ 31:19.903 --> 31:20.823 ‫از بیان‌تانگه 31:21.063 --> 31:22.023 ‫فراتر از اون 31:22.743 --> 31:24.503 ‫همین که لونگ‌یین رو بگیریم 31:24.783 --> 31:27.263 ‫نیروهای بیان‌تانگ به جنوب ‫رود سرخ رانده میشن 31:27.263 --> 31:28.783 ‫اون‌وقت میتونیم یه ‫حملهٔ دوجانبه بکنیم 31:28.783 --> 31:30.543 ‫و یانگ بزرگ رو هم فتح کنیم 31:31.343 --> 31:32.543 ‫اعلیحضرت واقعاً باهوش هستن 31:43.223 --> 31:43.903 ‫چنگ یوآن 31:47.343 --> 31:48.263 ‫تو و چو 31:49.023 --> 31:51.303 ‫هر دو مهم‌ترین آدم‌های ‫زندگی من هستین 31:51.743 --> 31:54.023 ‫امیدوارم در آینده ‫بتونین با هم کنار بیاین 31:55.903 --> 31:58.943 ‫دلم برای اون روزهای بعد از ‫خروج از جن‌هوانگ‌چنگ تنگ شده 31:59.343 --> 32:01.663 ‫وقتی که شما دوتا هنوز ‫دست راست من بودین 32:03.263 --> 32:06.703 ‫اون زمان، ارتش عقاب ‫سیاه جلودار نداشت 32:08.103 --> 32:09.183 ‫چند بار تا یک‌قدمی 32:10.423 --> 32:14.383 ‫شکستن آخرین خط دفاعی ‫یانگ بزرگ پیش رفتیم 32:16.303 --> 32:17.103 ‫اعلیحضرت 32:17.223 --> 32:17.943 ‫حتماً یه روزی میرسه 32:17.943 --> 32:19.783 ‫که واقعاً یانگ بزرگ رو فتح کنیم 32:40.743 --> 32:42.023 فکر کردین دارین چیکار میکنین؟ 32:42.023 --> 32:43.023 ‫نمیتونین اینجا جمع بشین 32:43.023 --> 32:44.663 ‫‫ما میخوایم ژنرال چو رو ببینیم 32:44.663 --> 32:46.023 ‫ما میخوایم ژنرال چو رو ببینیم 32:46.023 --> 32:47.703 ‫تا ژنرال چو رو ‫نبینیم از اینجا نمیریم 32:47.703 --> 32:49.023 ‫تا نبینیمش نمیریم 32:49.023 --> 32:50.663 ‫بذارین ژنرال چو رو ببینیم 32:50.663 --> 32:52.063 لطفاً بذارین ژنرال چو رو ببینیم 32:52.063 --> 32:53.543 ‫‫ما میخوایم ژنرال چو رو ببینیم 32:58.743 --> 33:00.143 هوا داره سردتر میشه 33:00.543 --> 33:02.623 ‫‫سربازای بیان‌تانگ ‫به سرما عادت ندارن 33:02.623 --> 33:03.423 ‫اگه مشکل 33:03.423 --> 33:05.343 ‫آذوقه و جیرهٔ نظامی رو حل نکنیم 33:05.343 --> 33:06.423 ‫میترسم 33:07.023 --> 33:08.663 ‫قبل از یان بزرگ ‫خودمون از پا دربیایم 33:08.663 --> 33:10.263 ‫یوئه شی‌یی همین دیروز برگشت 33:10.263 --> 33:12.263 پونصد دان آذوقه از جنوب یانگ بزرگ 33:12.263 --> 33:13.703 ‫‫و شرق بیان‌تانگ تهیه کرده 33:14.503 --> 33:15.423 هر جوری شده 33:15.543 --> 33:16.743 ‫‫میتونیم این چند روز ‫رو از سر بگذرونیم 33:16.743 --> 33:17.503 ‫ژنرال چو 33:18.583 --> 33:19.263 ‫هه شیائو 33:19.703 --> 33:20.423 ‫چی شده؟ 33:20.423 --> 33:22.103 ‫یان شون توی گذرگاه خبر پخش کرده 33:22.103 --> 33:23.743 ‫که تا وقتی شما ‫حاضر به تسلیم بشین 33:23.743 --> 33:25.023 ‫اون فوراً نیروهاش رو عقب میکشه 33:25.023 --> 33:25.903 ‫الان بیرون پادگان 33:25.903 --> 33:28.423 ‫جمعیت زیادی از مردم ‫دارن میگن که باید تسلیم بشین 33:37.663 --> 33:38.663 ‫خود ژنرال چو‌ئه 33:39.023 --> 33:40.223 ‫خود ژنرال چو‌ئه 33:40.623 --> 33:41.823 ‫ژنرال چو اومد 33:42.263 --> 33:42.903 ‫خودش اومد 33:43.423 --> 33:44.263 ‫ژنرال چو 33:44.703 --> 33:46.023 ‫ژنرال چو، نجاتمون بدین 33:46.263 --> 33:47.863 ‫ژنرال چو، لطفاً نجاتمون بدین 33:48.023 --> 33:48.823 ‫ژنرال چو 33:49.063 --> 33:49.743 ‫لطفاً به دادمون برسین 33:49.743 --> 33:50.703 ‫همگی، لطفاً زانو نزنین 33:50.703 --> 33:51.663 ‫زود بلند شین 33:51.663 --> 33:52.423 ‫ژنرال چو 33:52.783 --> 33:53.823 ‫پادشاه یان بزرگ گفته 33:53.823 --> 33:54.943 ‫که اگه شما باهاش برین 33:54.943 --> 33:55.943 ‫اون عقب‌نشینی میکنه 33:56.983 --> 33:59.463 ‫خواهش میکنم، نجاتمون بدین 33:59.743 --> 34:00.743 ‫ژنرال چو 34:00.943 --> 34:02.183 ‫من اهل شن‌جو هستم 34:02.663 --> 34:06.303 ‫دخترم و عموم هنوز ‫توی شن‌جو هستن 34:06.543 --> 34:09.423 ‫نمیدونم زنده ان یا مرده 34:09.823 --> 34:11.383 ‫خواهش میکنم 34:11.943 --> 34:13.063 ‫ژنرال چو 34:13.503 --> 34:14.823 ‫به پاتون میفتم 34:14.823 --> 34:15.503 ‫مادرجان 34:15.503 --> 34:16.543 ‫لطفاً بلند شو 34:17.383 --> 34:18.903 ‫ژنرال چو، خواهش میکنم 34:18.903 --> 34:20.103 ‫نجاتمون بدین 34:21.463 --> 34:24.023 ‫لطفاً نجاتمون بدین، ژنرال چو 34:29.703 --> 34:31.823 ‫همگی، التماسش نکنین 34:32.463 --> 34:33.583 ‫زنی مثل اون 34:33.783 --> 34:35.663 ‫اصلاً براش مهم نیست ‫ما زنده بمونیم یا بمیریم 34:36.343 --> 34:37.903 ‫نگاه کنین چی پوشیده 34:37.903 --> 34:40.023 ‫بعد ببینین ما چی تنمونه 34:40.503 --> 34:41.743 ‫اون امپراتور ما رو 34:41.783 --> 34:43.863 ‫کاملاً جادو کرده 34:43.943 --> 34:45.343 ‫حتی پادشاه یان بزرگ هم 34:45.503 --> 34:47.103 ‫شیفتهٔ اون شده 34:47.183 --> 34:49.063 ‫تا وقتی اونو تحویل ‫پادشاه یان بزرگ بدیم 34:49.063 --> 34:50.343 ‫همه‌مون نجات پیدا میکنیم 34:50.583 --> 34:51.583 ‫بگیرینش 34:54.183 --> 34:55.383 ‫همه‌تون برین عقب 34:55.463 --> 34:56.143 ‫همه‌تون برین عقب 34:56.783 --> 34:57.183 ‫برین عقب 34:57.183 --> 34:58.143 ‫دارین چیکار میکنین؟ 34:58.143 --> 34:58.903 ‫چیکار میکنین؟ 34:58.903 --> 35:00.023 ‫دیگه جلو نیاین 35:00.023 --> 35:00.823 ‫همین الان برین عقب 35:17.623 --> 35:18.343 یان 35:19.503 --> 35:21.023 ‫دیگه زمان زیادی ‫برام باقی نمونده 35:21.303 --> 35:23.543 ‫الان حقیقت رو بهت میگم 35:24.263 --> 35:26.943 ‫‫چون حق داری اصل‌ونصبت رو بدونی 35:27.863 --> 35:29.623 ‫من توی یه خاندان ‫سلطنتی به دنیا اومدم 35:30.463 --> 35:33.583 ‫و توی کلی درگیری ‫برای قدرت گیر افتادم 35:35.023 --> 35:36.183 ‫این رو هم خوب میدونم 35:36.183 --> 35:38.903 ‫که حقیقت فقط برات ‫دردسر و رنج میاره 35:39.583 --> 35:40.183 ‫تو 35:41.023 --> 35:41.583 من 35:42.343 --> 35:44.303 ‫و حتی مادر واقعیت 35:44.943 --> 35:46.143 ‫ملکه 35:47.383 --> 35:49.423 ‫هیچ‌کدوممون نمیتونستیم ‫کاری براش بکنیم 35:50.383 --> 35:51.383 ‫تنها کاری که میتونیم بکنیم 35:51.383 --> 35:54.503 اینه که این راز رو ‫با خودمون تا پیری 35:55.143 --> 35:56.383 ‫‫و تا توی قبر ببریم 36:03.103 --> 36:03.983 ‫عالیجناب 36:04.063 --> 36:04.663 دایه 36:05.143 --> 36:07.023 ملکه هنوزم ‫نمیخوان من رو ببینن؟ 36:07.023 --> 36:08.903 ‫‫ملکه موافقت ‫کردن شما رو ببینن 36:08.903 --> 36:09.903 ‫ولی... 36:10.223 --> 36:11.103 ‫ولی چی؟ 36:11.983 --> 36:13.783 ‫حال ملکه اصلاً خوب نیست 36:13.823 --> 36:17.423 ‫بعد از اینکه عالیجناب ادای ‫احترام کردن، باید زود برین 36:18.343 --> 36:19.543 ‫نگران نباش، دایه 36:19.783 --> 36:22.183 ‫به محض اینکه ادای ‫احترام کردم میرم 36:38.103 --> 36:40.943 ‫من، لی یان، به علیاحضرت ‫ادای احترام میکنم 36:42.863 --> 36:45.183 ‫طبق دستور شما ‫سه سال توی جین‌چنگ 36:45.223 --> 36:47.543 ‫موندم تا از قبر پدرم محافظت کنم 36:47.543 --> 36:49.663 ‫حالا که تازه به ‫تانگ‌جینگ برگشتم 36:49.663 --> 36:51.143 ‫مخصوصاً اومدم تا... 36:52.343 --> 36:54.223 ‫تا به علیاحضرت ادای احترام کنم 36:54.583 --> 36:56.263 ‫و بابت لطفتون تشکر کنم 36:57.023 --> 36:58.623 ‫این‌همه راه اومدی من رو ببینی 36:59.103 --> 37:01.183 قطعاً فقط برای تشکر کردن نبوده 37:03.543 --> 37:06.503 ‫‫شاهزادهٔ چانگ قبل از ‫مرگش بهت چی گفت؟ 37:08.223 --> 37:09.703 ‫سرت رو بالا بگیر و حرف بزن 37:19.903 --> 37:21.903 ‫قبل از اینکه پدرم ‫بمیره، بهم گفت... 37:23.063 --> 37:23.783 ‫گفت... 37:25.303 --> 37:26.543 ‫گفت که من در واقع 37:26.543 --> 37:27.543 ‫فرزند ملکه... 37:27.543 --> 37:28.183 لی یان 37:40.903 --> 37:43.503 ‫چیزی که پدرت گفته مهم نیست 37:44.423 --> 37:47.583 ‫پدرت همون شاهزادهٔ ‫چانگ فقید جین‌چنگ بود 37:48.103 --> 37:50.503 ‫اعلیحضرت، به خاطر ‫برادری‌ای که بینشون بود 37:50.503 --> 37:52.543 ‫و با توجه به اینکه ‫تو تنها پسرش بودی 37:52.903 --> 37:55.103 ‫استثنا قائل شدن و تو رو به عنوان ‫شاهزادهٔ ایالتی منصوب کردن 37:55.103 --> 37:56.023 ‫اینکه تو کی هستی رو 37:57.223 --> 37:58.783 ‫مگه خودت نمیدونی؟ 38:00.023 --> 38:00.823 ‫ملکه 38:01.383 --> 38:03.223 ‫منظورتون رو نمیفهمم 38:03.423 --> 38:05.783 ‫میدونم چرا از وقتی که 38:06.183 --> 38:07.503 ‫از جین‌چنگ برگشتی، هر روز 38:07.503 --> 38:09.423 ‫دنبال ملاقات با من هستی 38:10.663 --> 38:11.503 ...ملکه، من 38:11.503 --> 38:12.663 ‫‫با دیدنت موافقت کردم 38:12.863 --> 38:14.903 ‫چون میخواستم یه چیزی بهت بگم 38:15.583 --> 38:16.983 ‫توی این قصر سلطنتی 38:18.063 --> 38:18.783 ‫قدرت 38:19.223 --> 38:20.023 ‫مقام 38:20.343 --> 38:21.743 ‫و لطف اعلیحضرت 38:22.503 --> 38:23.863 ‫تک‌تک این‌ها 38:24.023 --> 38:25.903 ‫از پیوند خونی مهم‌ترن 38:25.903 --> 38:27.543 ‫وقتی شاهزادهٔ چانگ مرد 38:27.903 --> 38:30.383 ‫فرستادمت سه سال توی ‫جین‌چنگ از قبرش محافظت کنی 38:30.383 --> 38:31.183 ‫چون امیدوار بودم از ‫اون زمان استفاده کنی 38:31.183 --> 38:33.463 ‫تا قشنگ دربارهٔ این ‫موضوع فکر کنی 38:34.063 --> 38:35.023 مگه اعلیحضرت 38:36.223 --> 38:38.183 ‫‫و ولیعهد مائوچنگ فقید 38:38.543 --> 38:40.383 ‫با هم پیوند خونی نداشتن؟ 38:41.503 --> 38:43.103 ‫ولی آخرش چی شد؟ 38:51.663 --> 38:54.063 من، لی یان، درس‌های ‫علیاحضرت رو آویزهٔ گوشم میکنم 38:54.063 --> 38:55.063 ‫‫و حرفاتون رو 38:55.943 --> 38:57.383 ‫همیشه به یاد دارم 38:59.903 --> 39:00.983 ‫ملکه، من... 39:00.983 --> 39:01.703 ‫نگهبان‌ها 39:04.823 --> 39:06.423 ‫شاهزادهٔ لوئو رو به ‫بیرون راهنمایی کنین 39:33.023 --> 39:34.383 چیزی رو که مادرم از دست داده 39:35.143 --> 39:37.303 ‫‫من براش پس میگیرم 39:44.823 --> 39:45.663 عالیجناب 39:55.703 --> 39:56.703 ‫عالیجناب 40:25.143 --> 40:26.903 ‫فقط وارث کوچولو؟ 40:26.943 --> 40:27.543 بله 40:28.023 --> 40:29.343 ‫فقط وارث کوچولو 40:29.863 --> 40:31.303 ‫‫یه لحظه بیرون منتظر بمونین 40:31.623 --> 40:33.583 ‫امروز هوا سرد شده 40:34.023 --> 40:36.903 وارث کوچولو باید یه ‫لایه لباس اضافه بپوشه 40:36.903 --> 40:38.103 ‫‫تا خدای نکرده سرما نخوره 40:38.303 --> 40:38.903 ‫چشم 41:01.023 --> 41:01.823 ‫علیاحضرت 41:09.263 --> 41:10.063 ‫علیاحضرت 41:10.263 --> 41:11.503 ‫چرا پسر شاهزادهٔ چانگ رو 41:11.503 --> 41:12.543 ‫به اون دایه سپردین؟ 41:41.503 --> 41:42.303 ‫جوگه یوئه 41:42.503 --> 41:43.663 ‫من و تو با هم فرق داریم 41:43.663 --> 41:45.103 ‫همیشه یه شکافی بین ما بوده 41:45.103 --> 41:45.743 ‫چو... 41:47.343 --> 41:49.543 ‫حالا که خودش ‫انتخاب کرده اول بره 41:49.823 --> 41:52.423 ‫یعنی یه چیز مهم‌تر پیدا کرده 41:54.383 --> 41:55.823 ‫هر جایی که فرار کنی 41:55.983 --> 41:57.583 ‫پیدات میکنم 41:57.743 --> 41:58.583 ‫جوگه یوئه 41:59.063 --> 42:01.423 وقتی بیدار شدی، من رو فراموش کن