WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:03.461 --> 00:04.838 ‫هارلن، اینجا رو نگاه! 00:04.963 --> 00:06.881 ‫آقایون و بانوان، هارلن کوبن. 00:08.967 --> 00:10.719 ‫اون بهترین نویسنده رمان‌های مهیجه. 00:10.719 --> 00:11.469 ‫وای. 00:13.013 --> 00:15.682 ‫کوبن بیش از سی کتاب در فهرست ‫پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز نوشته. 00:15.682 --> 00:18.518 ‫با چندین و چند ‫سریال و فیلم موفق. 00:21.396 --> 00:23.398 ‫توی همه‌ی داستان‌هامون ‫این سوال مطرح می‌شه: 00:23.481 --> 00:26.151 ‫چی باعث شد قاتل از خط قرمز رد بشه؟ 00:26.192 --> 00:28.194 ‫[حقیقت از داستان‌های ساختگی ‫شوکه‌کننده‌تر است.] 00:33.867 --> 00:35.326 ‫من هارلن کوبن هستم. 00:35.702 --> 00:38.413 ‫ایده برای داستان معمایی ‫ممکنه از هر جایی پیدا بشه. 00:38.913 --> 00:43.293 ‫مکالمه با یک دوست، ‫فال گوش ایستادن توی کافه، 00:43.501 --> 00:45.336 ‫یه چیزی توی اخبار، ‫واقعا هر چیزی. 00:45.920 --> 00:48.131 ‫حالا، ذهن من خیلی درگیر ‫جنایت‌های واقعی می‌شه. 00:48.673 --> 00:51.593 ‫باید ردش رو دنبال کنم، ‫به هر کجا که ختم بشه، 00:52.260 --> 00:54.763 ‫مثلا قتل دوگانه پیچیده‌ی... 00:55.138 --> 00:57.307 ‫دو نفر به اسم بیلی. 00:58.099 --> 01:01.102 ‫جنایت‌های وحشتناک گاهی ‫از چیز کوچیکی شروع می‌شن. 01:01.352 --> 01:05.648 ‫در این مورد، یک درخواست دوستی ساده ‫در یک رسانه اجتماعی. 01:06.316 --> 01:08.318 ‫و معمای ما از اینجا شروع می‌شه. 01:10.612 --> 01:12.530 ‫- بامزه! ‫- داری ضبط می‌کنی! 01:13.990 --> 01:15.075 ‫این رو چطوری قطع می‌کنن؟ 01:15.075 --> 01:15.950 ‫عه. 01:16.951 --> 01:18.953 ‫می‌خوام از این دوربین سر دربیارم. 01:21.164 --> 01:23.833 ‫بیلی جین به همه‌چی می‌خندید. 01:26.628 --> 01:28.880 ‫توی چیزهای کوچیک مسرت پیدا می‌کرد. 01:29.422 --> 01:31.049 ‫شکستش می‌دم. 01:33.760 --> 01:36.805 ‫بیلی و بیلی جین ‫محل کارشون آشنا شدن. 01:38.473 --> 01:40.850 ‫وقت گذروندن با بیلی همیشه باحال بود. 01:43.394 --> 01:44.896 ‫بگو سلام عزیزم. 01:46.981 --> 01:48.983 ‫در جا باهم جوش خوردن. 01:50.443 --> 01:52.403 ‫بیلی و بیلی جین ‫اسمشون یکی بود. 01:52.445 --> 01:54.864 ‫حرف زدن درباره‌شون همیشه گیج‌کننده بود. ‫[سارا - دوست بیلی جین] 01:54.906 --> 01:56.950 ‫می‌گفتم ‫سرنوشت شما رو تو آسمون‌ها نوشته بودن. 01:57.992 --> 01:59.953 ‫بعد بیلی جین باردار شد، 02:00.203 --> 02:01.996 ‫و این همه‌ی چیزی بود که اون‌ها می‌خواستن. 02:03.081 --> 02:04.749 ‫بگو سیب، مامان. 02:05.625 --> 02:07.752 ‫بیلی جین همیشه بچه‌اش بغلش بود. 02:08.628 --> 02:10.505 ‫مامان بودن رو دوست داشت. ‫[تریسی - خواهر بیل] 02:10.797 --> 02:12.298 ‫غلت بزن. 02:12.298 --> 02:13.758 ‫آفرین. 02:17.470 --> 02:18.847 ‫بیلی بابای خوبی بود. 02:19.973 --> 02:21.724 ‫بچه‌شون داشت کم کم زبون باز می‌‎کرد. 02:21.766 --> 02:23.726 ‫یادمه چطور از خودش صدا درمی‌آورد. 02:26.563 --> 02:27.730 ‫عزیزم. 02:28.106 --> 02:29.691 ‫اون‌ها والدین خیلی خوبی می‌شدن. 02:34.612 --> 02:35.822 ‫ببخشید. 02:40.869 --> 02:43.580 ‫[سی و یکم ژانویه ٢٠١٢] ‫[ماونتن سیتی، تنسی] 02:43.872 --> 02:44.873 ‫خفه شو! ‫خفه شو! 02:45.707 --> 02:48.084 ‫[- تماس اضطراری بخش جانسون] ‫[- من فوری یه آمبولانس می‌خوام.] 02:48.126 --> 02:50.503 ‫[- خیلی خب، چه خبره؟] ‫[- نمی‌تونم نبض پیدا کنم.] 02:50.670 --> 02:52.547 ‫[- همه‌جا خون ریخته.] ‫[- خیلی خب.] 02:52.714 --> 02:54.841 ‫[ خانم، هیچکدومشون نبض ندارن.] 02:54.966 --> 02:57.010 ‫[یه بچه هم اینجا است. ‫بچه اون‌ها اینجا است.] 02:57.051 --> 02:58.178 ‫[باشه.] 02:58.261 --> 02:59.929 ‫[اسم زن چیه؟] 02:59.971 --> 03:01.222 ‫[بیلی جین.] 03:01.222 --> 03:03.349 ‫[اسم مرد، بیلی پینه.] 03:04.017 --> 03:06.144 ‫[می‌دونین چند وقته که اونجا بودن؟] 03:06.186 --> 03:08.271 ‫[نمی‌دونم. یخ زدن. رنگشون پریده.] 03:08.646 --> 03:09.647 ‫[خدایا. خدایا!] 03:09.689 --> 03:10.940 ‫[خون روی...] 03:14.777 --> 03:16.362 ‫اینجا یک جنایت رخ داده. 03:17.113 --> 03:18.781 ‫گذشته چیزی که به نظر میاد نیست. 03:20.116 --> 03:22.660 ‫مشخص می‌شه روایت پیشین ‫فریبکاری بوده. 03:22.994 --> 03:24.829 ‫و دقیقا وقتی مطمئنی که ‫به جواب رسیدی... 03:24.829 --> 03:26.956 ‫تماس اضطراری، ‫آدرس شما کجا است؟ 03:28.333 --> 03:29.626 ‫الو؟ کسی هست؟ 03:29.667 --> 03:32.212 ‫یک پیچش نهایی آشکار می‌شه. 03:35.882 --> 03:38.635 ‫بازرس‌ها اونجا رو یه محله آروم ‫توصیف می‌کنن. 03:38.676 --> 03:40.720 ‫جامعه بخش جانسون مرکز... 03:40.720 --> 03:42.931 ‫یک پرونده قتل دوگانه است. 03:43.139 --> 03:45.099 ‫داخل اون خونه، ‫پلیس جنازه‌ی... 03:45.099 --> 03:48.186 ‫بیلی پین جونیور رو پیدا کردن، ‫با یه زخم گلوله به سر، 03:48.311 --> 03:50.230 ‫و یک بریدگی روی گلوش. 03:50.355 --> 03:53.066 ‫همچنین همسر پین رو پیدا کردن، ‫بیلی هیورث، 03:53.107 --> 03:54.651 ‫با یک زخم گلوله به سر، 03:54.817 --> 03:58.404 ‫و کودک شش ماهه این زوج رو ‫بدون هیچ لطمه‌ای... 03:58.446 --> 04:00.031 ‫در آغوش مادر درگذشته‌اش پیدا کردن. 04:04.285 --> 04:06.120 ‫کی از نزدیک به کسی آسیب می‌زنه... 04:06.120 --> 04:07.497 ‫که بغلش بچه داره؟ 04:08.414 --> 04:10.625 ‫خواهش می‌کنم تسلیم شو ‫و اعتراف کن، 04:10.667 --> 04:12.377 ‫چون این عادلانه نیست. ‫[خواهر بیلی جین] 04:12.377 --> 04:13.461 ‫درست نیست. 04:13.461 --> 04:14.837 ‫انصاف نیست که این بچه... 04:15.338 --> 04:17.298 ‫پدر و مادرش رو از دست داده. 04:20.260 --> 04:21.803 ‫کسی که مرتکب این جنایت شده... 04:21.803 --> 04:23.346 ‫یه قاتل بی‌رحمه. 04:24.097 --> 04:25.890 ‫انگیزه اولیه من این بود... 04:25.890 --> 04:27.433 ‫که برای اون بچه می‌جنگیدم. 04:28.851 --> 04:31.271 ‫پلیس‌ها بیشتر می‌پرسیدن که ‫به نظرمون... 04:31.271 --> 04:32.981 ‫چه کسی ممکن بود این کار رو کرده باشه؟ 04:33.064 --> 04:34.857 ‫یا چرا کسی ممکنه بخواد این کار رو بکنه؟ 04:35.733 --> 04:38.444 ‫و من نمی‌دونستم چی بهشون بگم ‫چون هیچ ایده‌ای نداشتم. 04:40.280 --> 04:42.323 ‫ما فکر کردیم ممکنه قتل حرفه‌ای سفارشی باشه. 04:43.074 --> 04:45.410 ‫شواهد فیزیکی زیادی سر صحنه نمونده بود، 04:45.743 --> 04:47.620 ‫و سرنخ‌های زیادی هم نبود. 04:48.329 --> 04:49.539 ‫[بازرس: چون یارو اومده...] 04:49.539 --> 04:51.332 ‫[بنگ، بنگ. بعد رفته.] 04:52.500 --> 04:53.501 ‫[تمیز.] 04:54.127 --> 04:55.628 ‫[پوکه فشنگ هم نبود.] 04:56.587 --> 04:58.756 ‫[فقط دو تا جنازه داریم ‫و دو تا گلوله.] 04:59.674 --> 05:01.301 ‫[و یه بچه در حال گریه کردن. همین.] 05:02.885 --> 05:05.388 ‫بازرس‌ها در جستجوی قاتل... 05:05.513 --> 05:07.098 ‫یک زوج در نزدیکی ماونتن سیتی... 05:07.140 --> 05:08.516 ‫هیچ سرنخی ندارن. 05:08.891 --> 05:11.686 ‫[به ماونتن سیتی خوش آمدید] ‫[یک شهر مهمان‌نواز] 05:11.936 --> 05:13.354 ‫ما اهل یه شهریم که مردم... 05:13.396 --> 05:14.814 ‫شب‌ها در خونه‌شون رو قفل نمی‌کنن، 05:15.523 --> 05:19.110 ‫پس اینکه کسی همچین کاری کنه ‫غیرقابل‌تصور بود. 05:20.403 --> 05:23.448 ‫طی هفت روز گذشته، ‫بازرس‌ها با بیش از... 05:23.573 --> 05:25.366 ‫صد و پنجاه نفر مصاحبه کردن. 05:26.743 --> 05:28.870 ‫- اینجا بشینین. ‫- اینجا بشینین. 05:28.911 --> 05:30.997 ‫[دوستان و خانواده] ‫[مصاحبه‌های پلیس] 05:31.873 --> 05:33.499 ‫[بیلی جین مادر خوبی بود.] 05:33.541 --> 05:35.335 ‫[آره، همه همین رو می‌گن.] 05:35.585 --> 05:38.129 ‫[پسر خوبی بود. بدی آدم‌ها رو نمی‌دید.] 05:38.713 --> 05:39.964 ‫[همیشه به آدم‌ها فرصت می‌داد.] 05:40.006 --> 05:41.007 ‫آهان. 05:41.090 --> 05:42.717 ‫[کسی رو می‌شناسی که ‫با بیلی مشکلی داشته باشه؟] 05:42.759 --> 05:43.468 ‫[نه.] 05:43.468 --> 05:46.054 ‫[یا بیلی جین؟ مهم نیست چقدر ناچیز باشه.] ‫[- نه.] 05:51.059 --> 05:52.643 ‫هیچکس با این پسره مشکلی نداره. 05:52.643 --> 05:54.562 ‫همه ازش خوششون می‌اومد. ‫همه باهاش کنار می‌اومدن. 05:56.814 --> 05:59.609 ‫[شنیدی مشکلی در رابطه‌شون بوده باشه؟] 05:59.609 --> 06:00.693 ‫[نه.] 06:00.735 --> 06:02.987 ‫[یادمه قبل ازدواج کردن، ‫بیلی می‌گفت:] 06:03.029 --> 06:04.864 ‫[بالاخره نیمه گم‌شده‌ام رو پیدا کردم.] 06:04.906 --> 06:07.617 ‫[بعدش هم که ‫ازدواج کردن و بچه به دنیا اومد.] 06:13.289 --> 06:17.168 ‫الان خیلی رایجه که ما پشت ‫عکس‌ها زندگی می‌کنیم. 06:18.461 --> 06:21.047 ‫ما پشت یه نقاب زندگی می‌کنیم، 06:21.047 --> 06:23.383 ‫آنلاین یا در شبکه‌های اجتماعی. 06:27.053 --> 06:29.097 ‫یه اصطلاحی هست که می‌گه... 06:29.180 --> 06:31.099 ‫یه عکس جای هزار حرفه، 06:31.933 --> 06:35.144 ‫ولی به نظر من یه عکس ‫می‎‌تونه هزار حرف قایم کنه. 06:36.312 --> 06:37.939 ‫خبر فوری امروز. 06:37.939 --> 06:40.733 ‫بازرس‌ها شواهدی از درگیری ‫در شبکه اجتماعی آشکار کردن. 06:42.443 --> 06:45.363 ‫جنگ مجازی که ممکنه به قتل ‫منجر شده باشه. 06:47.573 --> 06:50.576 ‫[بکش. بکش. بکش.] 06:57.333 --> 06:59.460 ‫هر خونه‌ای اسرار خودش رو داره. 06:59.877 --> 07:02.672 ‫می‌شه به نمای خونه نگاه کرد ‫و حدس زد داخلش چه خبره. 07:03.172 --> 07:05.091 ‫ولی حقیقت اینه که ‫هیچکس واقعا نمی‌دونه... 07:05.174 --> 07:07.051 ‫پشت در خونه‌های ما چی می‌گذره، 07:07.635 --> 07:09.595 ‫و ما هم نمی‌دونیم پشت در ‫خونه‌های اون‌ها چه خبره. 07:15.935 --> 07:17.520 ‫فهمیدم که یه جور خصومت... 07:17.562 --> 07:20.898 ‫وجود داشته، ‫بین قربانی‌ها و کسی به اسم... 07:21.065 --> 07:22.608 ‫جنل پاتر. 07:29.031 --> 07:31.576 ‫اون موقع ‫یه وبسایت اینترنتی وجود داشت، 07:31.617 --> 07:36.247 ‫به اسم تاپیکس، که آدم‌ها توش ‫همدیگه رو تخریب می‌کردن. 07:37.206 --> 07:39.792 ‫حرف‌های نفرت‌انگیز و زشت نوشته می‌شد، 07:40.585 --> 07:43.421 ‫و اونجا خیلی چیزها درباره ‫جنل پاتر نوشته شده بود. 07:43.421 --> 07:45.715 ‫[ناشناس: ما از جنل متنفریم.] ‫[نانشاس: جنل باید بمیره.] 07:47.592 --> 07:50.887 ‫[نوارهای بازرسی] ‫[خانه پاتر] 07:51.471 --> 07:52.722 ‫[جنل: الان میام.] 07:54.265 --> 07:56.017 ‫[بازرس: ما الان در حال بررسی...] 07:56.184 --> 07:57.894 ‫[یه پرونده قتل دوگانه هستیم.] 07:57.935 --> 07:59.979 ‫[- بله.] ‫[- مسئله خیلی جدیه.] 08:00.980 --> 08:02.732 ‫[شما اون‌ها رو از کجا می‌شناسین؟] 08:03.483 --> 08:04.901 ‫[وای، خدایا.] 08:04.942 --> 08:08.488 ‫[شاید خواهر بیل، تریسی رو می‌شناسین،] 08:08.905 --> 08:11.282 ‫[من تقریبا پنج سال پیش با اون آشنا شدم.] 08:13.409 --> 08:16.496 ‫اولین‌باری که با جنل آشنا شدم ‫توی داروخونه کار می‌کردم. 08:16.913 --> 08:18.831 ‫و اون‌ها مشتری‌مون بودن، 08:18.873 --> 08:21.209 ‫اون و مادرش و باباش، ‫می‌اومدن داروهاش رو بخرن، 08:21.792 --> 08:23.503 ‫من هم باهاش شروع کردم به صحبت. 08:29.592 --> 08:32.887 ‫جنل پاتر خیلی تعاملی و دلنشین بود. 08:33.346 --> 08:35.431 ‫ولی دوست‌های زیادی نداشت، 08:35.681 --> 08:39.227 ‫چون تازه از پنسیلوانیا به ماونتن سیتی ‫نقل مکان کرده بود، 08:39.519 --> 08:42.438 ‫همراه با پدر و مادرشف ‫باربارا و ماروین پاتر. 08:46.609 --> 08:47.902 ‫جنل متفاوت بود. 08:48.110 --> 08:50.988 ‫مشخص بود زیاد توی جامعه نبوده. 08:51.489 --> 08:53.407 ‫دیگه با گوشی هم صحبت می‌کردیم. 08:53.407 --> 08:56.327 ‫ازش پرسیدم دلش می‌خواد ‫همراه باهام بیاد خونه بابام، 08:56.327 --> 08:59.247 ‫چون همیشه آدم‌های زیادی ‫خونه بابام بودن. 08:59.956 --> 09:02.708 ‫[و اونجا برای اولین‌بار با بیل آشنا شدم.] 09:04.335 --> 09:06.629 ‫[چون دوبار باهاشون رفتم صخره‌نوردی.] 09:06.671 --> 09:08.965 ‫[همچین هم صخره‌نوردی نبود ‫چون از ارتفاع می‌ترسم.] 09:09.840 --> 09:11.676 ‫[اصلا نمی‌تونم از زمین فاصله داشته باشم.] 09:11.717 --> 09:15.596 ‫[به لرزه افتادم و اضطراب گرفتم.] 09:15.680 --> 09:18.224 ‫[و اینطوری بود که با بیل آشنا شدم.] 09:19.183 --> 09:22.728 ‫[بیلی اون موقع اونجا نبود. ‫اون موقع بیل اصلا با بیلی نبود.] 09:23.688 --> 09:26.190 ‫[جیمی چطور وارد داستان می‌شه؟] 09:29.443 --> 09:31.153 ‫من گفتم باید یه نفر رو براش جور کنیم... 09:31.153 --> 09:32.655 ‫که اینقدر تو خونه نپوسه. 09:32.905 --> 09:34.407 ‫بیلی گفت بیا اون رو با... 09:34.448 --> 09:36.075 ‫پسرعمو جیمی آشنا کنیم. 09:36.701 --> 09:38.369 ‫خیلی هیجان‌زده بود، 09:38.369 --> 09:40.413 ‫و جیمی هم خیلی ازش خوشش اومد. 09:41.205 --> 09:43.666 ‫یعنی دو سه هفته از آشنایی‌شون ‫نگذشته بود... 09:43.708 --> 09:45.251 ‫که دیگه حرف از ازدواج می‌زدن. 09:47.211 --> 09:51.215 ‫والدین جنل، جیمی رو در سطح ‫فرزندشون نمی‌دیدن... 09:51.299 --> 09:54.218 ‫پس با این مسئله مخالفت کردن. 09:54.468 --> 09:58.889 ‫پس این باعث شد که اون‌ها ‫مخفی‌کاری کنن، 09:58.931 --> 10:01.809 ‫به دور از چشم پدر و مادر جنل. 10:03.728 --> 10:05.187 ‫[اسم کاملت چیه؟] 10:05.187 --> 10:06.814 ‫[جیمی لین کورد.] 10:06.856 --> 10:08.566 ‫[جنل برای تو چه کسیه؟] 10:09.150 --> 10:12.028 ‫[اون دوستمه. صرفا دوست هستیم.] 10:12.987 --> 10:14.572 ‫[- خواستگارش هستی؟] ‫[- نه.] 10:14.572 --> 10:16.365 ‫[صرفا دوست خانوادگی هستم.] 10:18.200 --> 10:19.410 ‫دروغ شنیدن... 10:19.493 --> 10:21.704 ‫کار هر روز افسرهای پلیسه، 10:21.912 --> 10:23.539 ‫و یکی از بزرگ‌ترین دلایل دروغگویی... 10:23.539 --> 10:25.082 ‫حفاظت از کسیه که برات مهمه. 10:26.959 --> 10:29.754 ‫در تربیت به ما گفته می‌شه ‫که وفاداری مهم‌ترین چیزه. 10:30.254 --> 10:32.506 ‫ولی با بزرگ‌تر شدن ‫می‌فهمیم سوال اصلی اینه که... 10:32.590 --> 10:35.134 ‫وفاداری ما برای کیه و چرا؟ 10:35.551 --> 10:37.720 ‫می‌گن خانواده به همه اولویت داره، 10:38.054 --> 10:40.848 ‫تا وقتی که اون فرد خاص ‫وارد زندگی آدم می‌شه... 10:40.973 --> 10:42.683 ‫و همه‌چی رو تغییر می‌ده. 10:43.351 --> 10:46.062 ‫[نوارهای بازرسی] ‫[خانه‌ پاتر] 10:47.813 --> 10:49.273 ‫[جیمی از بیل متنفر بود؟] 10:49.565 --> 10:50.691 ‫[نه.] 10:51.275 --> 10:52.735 ‫[من فهمیدم که رابطه اون‌ها...] 10:53.277 --> 10:54.695 ‫[شکرآب شده بود.] 10:57.114 --> 10:58.699 ‫[باشه، خب...] 10:59.033 --> 11:00.743 ‫[بیل و بیلی یه مدت بود...] 11:00.785 --> 11:04.330 ‫[که من رو حسابی اذیت می‌کردن.] 11:05.873 --> 11:08.542 ‫[باید چیزهایی که فیسبوک می‌نوشتن ‫رو می‌دیدین.] 11:08.584 --> 11:11.504 ‫[بیل پین: تو کودنی.] ‫[بیلی جین هیورث: عوضیه. گور بابای جنل] 11:12.797 --> 11:14.465 ‫[چه انگیزه‌ای برای اذیت تو داشتن؟] 11:15.508 --> 11:18.511 ‫[با بیلی، مسئله حسادت بود.] 11:20.429 --> 11:24.183 ‫[چون تو و بیل دوست‌های خوبی بودین؟] 11:24.767 --> 11:26.102 ‫[یه کم، آره.] 11:26.644 --> 11:30.398 ‫[اون بهم گفت من اهل اینجا نیستم ‫پس هیچوقت اینجا تعلق پیدا نمی‌کنم.] 11:34.694 --> 11:36.404 ‫دوستی جنل با بیل... 11:36.445 --> 11:38.322 ‫ظاهرا متحول شده بود... 11:38.364 --> 11:40.741 ‫وقتی بیل و بیلی جین دوست شدن... 11:40.741 --> 11:42.284 ‫و نهایتا ازدواج کردن. 11:44.537 --> 11:47.289 ‫از اون موقع بیلی جین ‫می‌رفت فضای مجازی، 11:47.623 --> 11:49.750 ‫و این حرف‌های زشت رو ‫درباره جنل می‌زد. 11:49.792 --> 11:51.919 ‫[بیلی جین هیورث: تو خیلی زشتی.] 11:52.294 --> 11:54.171 ‫[باید یه کتک حسابی بخوری، عوضی.] 11:54.463 --> 11:56.257 ‫ما شنیدیم بیلی جین ‫جنل رو اذیت می‌کرد... 11:56.257 --> 11:57.883 ‫و دست از سرش برنمی‌داشت. 11:59.093 --> 12:01.721 ‫ماروین پاتر هم رفته بود دفتر کلانتری... 12:01.721 --> 12:05.766 ‫که بابت آزار و اذیت آنلاین دخترش جنل، 12:05.850 --> 12:07.435 ‫شکایت کنه. 12:07.768 --> 12:09.812 ‫کلانتر بهش گفت ‫بهترین کاری که می‌تونه بکنه... 12:09.854 --> 12:12.857 ‫اینه که کامپیوترش رو ‫از پنجره پرت کنه بیرون. 12:13.274 --> 12:17.945 ‫[جنل پاتر: خیلی از این شهر متنفرم. ‫پلیس‌ها اصلا کاری نمی‌کنن.] 12:19.029 --> 12:20.489 ‫دلم برای جنل می‌سوخت. 12:20.865 --> 12:22.616 ‫[جنل پاتر: لطفا دست از سرم بردارین.] 12:22.616 --> 12:25.619 ‫جیمی و بیلی کلا دیگه صحبت نمی‌کردن. 12:25.661 --> 12:27.913 ‫یعنی حتی همدیگه رو نگاه هم نمی‌کردن. 12:29.165 --> 12:32.334 ‫[من جز اینکه دست از سرم بردارن ‫هیچی بهشون نگفتم.] 12:33.252 --> 12:34.587 ‫[مسدودشون کردم.] 12:36.046 --> 12:38.215 ‫[و بعد از این دیگه این مشکل رو نداشتم.] 12:39.383 --> 12:41.677 ‫[پس هیچکس اذیتت نکرد؟ ‫هیچکس هیچی نگفت؟] 12:41.886 --> 12:44.013 ‫[- نه.] ‫[- پس جیمی کورد چی؟] 12:44.472 --> 12:46.474 ‫[گفته بود که اون‌ها دعوا کرده بودن.] 12:46.974 --> 12:48.851 ‫[به من گفت دیگه حل شده.] 12:50.811 --> 12:52.646 ‫فکر می‌کردم رابطه جیمی و بیلی ‫درست بشه. 12:52.646 --> 12:55.316 ‫می‌دونی، سر یه آدم دیگه بود. 12:55.649 --> 12:56.776 ‫حل می‌شد. 12:57.902 --> 13:00.196 ‫[من و بیل پسرعمو هستیم ‫ولی مثل برادریم.] 13:01.155 --> 13:03.240 ‫[نهایتا حرف می‌زدیم و حل می‌شد.] 13:04.784 --> 13:06.494 ‫چیزی که جیمی نمی‌دونست... 13:06.660 --> 13:09.246 ‫این بود که یکی بازرس‌ها ‫صحبت کرده بود. 13:09.455 --> 13:11.957 ‫[نوارهای بازرسی] ‫[منبع محرمانه] 13:13.375 --> 13:14.543 ‫[ما شنیدیم...] 13:14.668 --> 13:16.629 ‫[که شما ممکنه یه سری اطلاعات داشته باشین.] 13:17.296 --> 13:20.090 ‫[بله، محل کار قبل اون اتفاق...] 13:21.050 --> 13:23.302 ‫[جیمی گفته بود که گلوش رو می‌بره.] 13:24.386 --> 13:26.138 ‫[جیمی گفته بود گلوی بیل رو می‌بره؟] 13:27.389 --> 13:28.599 ‫بله. 13:36.774 --> 13:38.692 ‫هر چه بیشتر رفتار انسان‌ها رو مطالعه کنین، 13:38.734 --> 13:41.529 ‫بیشتر متوجه الگوها در شواهد می‌شین. 13:41.904 --> 13:43.656 ‫یکی هست که این کار رو کرده... 13:43.656 --> 13:45.741 ‫و یکی دیگه که ازش خواسته ‫این کار رو بکنه. 13:46.826 --> 13:48.619 ‫معمولا یکی ذهنیت مجرمانه بیشتری داره، 13:48.744 --> 13:51.497 ‫و اون یکی، خب، ساده‌لوح‌تره. 13:51.580 --> 13:54.250 ‫تاثیرپذیره، ‫راحت بازیچه دست می‌شه. 13:54.792 --> 13:57.086 ‫معمولا کسی که اول خودش رو می‌بازه ‫اونه. 14:03.300 --> 14:05.135 ‫[حل این پرونده سخت نیست.] 14:05.553 --> 14:07.304 ‫[ما تو ماونتن سیتی تنسی هستیم،] 14:07.429 --> 14:10.850 ‫[همه از مسائل مخفی بقیه اطلاع دارن.] 14:11.642 --> 14:14.436 ‫[و من می‌دونم یه خصومتی ‫بین تو و پسرعموت بوده.] 14:15.688 --> 14:18.315 ‫بازجویی به عهده مایک هانون بود. 14:19.233 --> 14:22.278 ‫منش آروم و خودمونی اون... 14:22.361 --> 14:24.738 ‫برای کسی که مخفی‌کاری می‌کنه ‫نابودکننده است. 14:25.990 --> 14:29.118 ‫[و می‌دونم که محل کار یه حرفی زدی.] 14:29.577 --> 14:30.619 ‫[درسته؟] 14:31.328 --> 14:33.080 ‫[گفتی گلوی بیل رو می‌بری.] 14:33.789 --> 14:35.457 ‫[این حرف رو زدی و من این رو می‌دونم.] 14:36.000 --> 14:38.919 ‫[- نه... نگفتم.] ‫[- نه. باهات مخالفم.] 14:39.628 --> 14:41.547 ‫سر این حرفمون موندیم... 14:41.547 --> 14:43.757 ‫و دست از سر جیمی کورد برنداشتیم. 14:44.425 --> 14:46.719 ‫[- تو به بیلی جین شلیک کردی؟] ‫[- نه.] 14:46.886 --> 14:48.846 ‫[تو آدمی هستی که به یه زن ‫که آغوشش بچه داره...] 14:48.846 --> 14:51.557 ‫[- و التماس می‌کنه شلیک کنی؟] ‫[- نه.] 14:52.808 --> 14:56.145 ‫[نوارهای بازرسی] ‫[برادر جیمی کورد] 14:57.438 --> 14:58.564 ‫[جیمی برادر منه.] 14:59.815 --> 15:02.651 ‫[جیمی رو باور می‌کنی ‫که می‌گه اون‌ها رو نکشته؟] 15:03.319 --> 15:04.570 ‫[آره، باورش می‌کنم.] 15:04.862 --> 15:06.030 ‫[اون بزدله.] 15:06.739 --> 15:08.699 ‫[مامانم یه سگ سیاه پیر داشت.] 15:08.782 --> 15:11.827 ‫[به زور راه می‌رفت. داشت جون می‌کند.] 15:12.161 --> 15:13.412 ‫[به جیمی گفتم...] 15:13.412 --> 15:16.206 ‫[اون سگ رو ببر حیاط پشتی ‫و خلاصش کن.] 15:16.248 --> 15:18.542 ‫[و اون نتونست سگه رو بکشه.] 15:19.376 --> 15:21.712 ‫[نمی‌دونم آدمی که نمی‌تونه ‫سگ مریضش رو بکشه...] 15:21.754 --> 15:24.089 ‫[چطور می‌تونه آدم بکشه.] 15:25.174 --> 15:27.092 ‫[اگه محل قتل بود، به زور اونجا بوده.] 15:29.929 --> 15:32.640 ‫[هیچکس فکر نمی‌کنه ‫که تنها بودی.] 15:33.474 --> 15:35.100 ‫[دیگه کی بود؟] 15:36.143 --> 15:38.354 ‫وقتی این سوال رو پرسیدیم، 15:38.479 --> 15:40.397 ‫زبان بدنش قفل شده بود. 15:41.190 --> 15:42.816 ‫می‌شد دید که یه راز داره. 15:43.776 --> 15:46.487 ‫[به جز تو دیگه کی دخیل بود؟] 15:50.115 --> 15:51.867 ‫[سیا اینجا است؟] 15:52.660 --> 15:54.203 ‫[سیا؟] 15:57.748 --> 15:58.791 ‫جیمی که این سوال رو پرسید، 15:58.832 --> 16:00.584 ‫گفت سیا توی این پرونده دخیله؟ 16:01.001 --> 16:02.795 ‫من کاملا شوکه شدم. 16:03.879 --> 16:05.714 ‫وقتی مظنون طفره می‌ره، 16:05.839 --> 16:08.676 ‫غریزه اولیه ما اینه که ‫اون داره فریبمون می‌ده. 16:08.926 --> 16:10.678 ‫که سعی داره چیزی رو پنهان کنه. 16:10.761 --> 16:12.680 ‫این رو نشونه‌ای از گناهکار بودن می‌بینم. 16:13.597 --> 16:16.225 ‫اما اگه وفاداری کورکورانه پشت رفتارش باشه، 16:16.600 --> 16:19.395 ‫میل بدوی حفاظت از یه آدم دیگه؟ 16:19.478 --> 16:22.731 ‫و شاید کسی که اون رو بازیچه خودش کرده؟ 16:23.565 --> 16:24.984 ‫[این آدم کیه؟] 16:26.110 --> 16:27.987 ‫[بهم پیام دادن که...] 16:28.028 --> 16:30.322 ‫[از دست بیل عصبی هستن،] 16:30.906 --> 16:33.575 ‫[- و اینکه می‌خوان...] ‫[- کی؟] 16:35.202 --> 16:37.121 ‫[جنل یه دوست داره.] 16:38.122 --> 16:39.331 ‫[کریس صداش می‌زنن.] 16:40.457 --> 16:42.209 ‫[اون برای سیا کار می‌کنه.] 16:43.043 --> 16:45.170 ‫[صندوق نامه] 16:47.256 --> 16:49.133 ‫[سلام جیمی. گمون کردم ‫خوبه بهت ایمیل بزنم.] 16:49.133 --> 16:52.344 ‫جیمی به ما گفت که اون ‫و این مامور سیا... 16:52.428 --> 16:54.221 ‫با همدیگه ایمیل رد و بدل می‌کردن. 16:54.513 --> 16:57.391 ‫[کریس: من همیشه هوای جنل رو داشتم.] 16:57.850 --> 17:00.060 ‫[جیمی: سلام. من جیمی‌ام.] 17:00.519 --> 17:03.022 ‫کریس تو ایمیل‌ها می‌نوشت ‫که از طریق... 17:03.022 --> 17:04.940 ‫روش‌های سیا متوجه شده بود... 17:05.024 --> 17:09.278 ‫که بیل و بیلی جین قصد دارن ‫به جنل آسیب بزنن. 17:10.821 --> 17:13.949 ‫[کریس: من از همه‌چی خبر دارم.] 17:14.241 --> 17:16.660 ‫[کریس: بیل و بیلی دارن یه نقشه می‌چینن.] 17:16.785 --> 17:19.121 ‫مکاتبه با کریس... 17:19.246 --> 17:21.582 ‫این بود که اون آماده، 17:21.665 --> 17:26.587 ‫حاضر و توانمنده که ‫به حساب این آدم‌ها برسه... 17:26.587 --> 17:28.881 ‫که جنل رو آزار می‌دادن. 17:29.089 --> 17:32.634 ‫[کریس: اون‎‌ها کتکش می‌زنن ‫و زندگی‌اش رو نابود می‌کنن.] 17:33.552 --> 17:37.097 ‫[کریس: پلیس‌ها کاری نمی‌کنن ‫چون با این آدم‌ها دوستن.] 17:37.890 --> 17:39.975 ‫[جیمی: می‌دونم چی می‌گی داداش.] 17:40.809 --> 17:43.437 ‫[جیمی: جنل یک دنیا برای من ارزش داره.] 17:43.812 --> 17:46.440 ‫[جیمی: نگرانم که بهش آسیب بزنن.] 17:47.399 --> 17:50.444 ‫[من هوات رو دارم. هیچکس گیر نمی‌افته.] 17:50.819 --> 17:53.405 ‫[کریس: حق بیل و بیلی رو می‌ذاریم ‫کف دستشون.] 17:53.572 --> 17:56.658 ‫[جیمی: همه‌چی رو آماده می‌کنم.] 17:58.077 --> 18:00.412 ‫[جیمی، من می‌دونم که تو می‌دونی ‫کی اون‌ها رو کشته.] 18:01.663 --> 18:02.998 ‫[ایده من اینه.] 18:03.040 --> 18:04.374 ‫[تفنگ دست هر کی بود گفت:] 18:05.042 --> 18:06.335 ‫[بهتره گلوش رو ببری.] 18:06.752 --> 18:09.713 ‫[اگه یه کاری نکنی، تو رو هم ‫می‌کشم.] 18:10.672 --> 18:12.424 ‫[حقیقت رو بگو، جیمی. ‫اینطور بود نه؟] 18:12.674 --> 18:14.009 ‫[خودت هم می‌دونی اینطور بود.] 18:14.426 --> 18:16.678 ‫[دیگه به ما دروغ نگو. تموم شد.] 18:17.304 --> 18:19.306 ‫در اون مرحله، ‫جیمی دیگه... 18:19.807 --> 18:23.018 ‫تعادل خودش توی بازجویی رو از دست داد. 18:23.227 --> 18:25.854 ‫بازرس‌ها متوجه بودن که ‫دارن به چیزی می‌رسن... 18:26.021 --> 18:27.397 ‫و به فشار آوردن ادامه دادن. 18:27.815 --> 18:29.733 ‫[اگه فقط گلوش رو بریده باشی،] 18:30.484 --> 18:31.860 ‫[تو هیچکس رو نکشتی.] 18:32.152 --> 18:33.862 ‫[گزارش پزشکی قانونی نوشته...] 18:34.404 --> 18:35.864 ‫[اون قبل بریده شدن گلو مرده بود.] 18:36.698 --> 18:38.742 ‫[باشه؟ چاقو اون رو نکشته.] 18:40.160 --> 18:41.912 ‫[من دنبال کسی هستم که ‫ماشه رو کشیده.] 18:42.621 --> 18:44.581 ‫[و فکر کنم تو هنوز ازش می‌ترسی، ‫مگه نه؟] 18:44.957 --> 18:46.792 ‫[هنوز می‌ترسی بلایی سرت بیاره،] 18:46.834 --> 18:48.418 ‫[چون تو شاهد جنایتش هستی.] 18:50.129 --> 18:51.296 ‫[من فقط...] 18:53.132 --> 18:55.384 ‫[این تنها گزینه‌ای بود که داشتی، نه؟] 18:56.510 --> 18:57.678 ‫[کی به اون‌ها شلیک کرد؟] 19:00.722 --> 19:02.057 ‫[تفنگ دست کی بود؟] 19:02.474 --> 19:04.351 ‫[- دست اون بود.] ‫[- اون کیه؟] 19:04.810 --> 19:05.936 ‫[اسمش رو بگو.] 19:05.978 --> 19:07.354 ‫[تفنگ دست کی بود؟] 19:07.396 --> 19:08.981 ‫[بادی.] 19:10.482 --> 19:13.068 ‫بادی اسم مستعار ماروین پاتره، 19:13.235 --> 19:14.903 ‫پدر جنل پاتر. 19:16.238 --> 19:19.575 ‫[کریس: منتظرم که تو و بادی ‫و ما کارمون رو بکنیم.] 19:21.201 --> 19:23.370 ‫[بادی] 19:35.340 --> 19:38.260 ‫وقتی دنیا تعادلت رو به هم می‌زنه، ‫خانواده همیشه کنارته. 19:38.635 --> 19:40.137 ‫اون‌ها خونه امن هستن، 19:40.721 --> 19:42.222 ‫کسایی که هوات رو دارن. 19:43.015 --> 19:45.851 ‫اون‌ها در برابر دنیای خطرناک بیرون ‫ازت مراقبت می‌کنن. 19:46.268 --> 19:48.604 ‫گاهی اونقدر که باعث می‌شن... 19:48.729 --> 19:50.230 ‫کلا از دنیا جدا بیفتی. 19:51.064 --> 19:53.192 ‫مشکل اینه که بدون دیدگاه بیرونی، 19:53.192 --> 19:56.403 ‫شاید اصلا متوجه نشی ‫که اون حفاظت، 19:56.695 --> 19:58.197 ‫اون به اصطلاح امنیت، 19:58.488 --> 20:00.616 ‫خطرناک‌ترین چیز زندگی‌ات می‌شه. 20:05.245 --> 20:06.455 ‫[ماروین بادی پاتر] 20:06.538 --> 20:07.831 ‫وای! 20:09.416 --> 20:11.501 ‫[می‌شه یه بطری آب داشته باشم؟] 20:12.669 --> 20:13.837 ‫[ممنونم.] 20:16.798 --> 20:18.550 ‫[وضعیت سلامت خوبی نداری، بادی.] 20:18.717 --> 20:20.552 ‫[درسته، وضعیت خوبی ندارم.] 20:21.762 --> 20:25.015 ‫ماروین پاتر به عنوان تفنگدار دریایی ‫به کشورش خدمت کرده بود. 20:25.349 --> 20:27.267 ‫ولی الان دیگه از کار افتاده است. 20:27.309 --> 20:29.561 ‫مشکلات تحرک داره. 20:29.645 --> 20:30.854 ‫اکسیژن براش تجویز شده بود. 20:31.396 --> 20:33.190 ‫[بادی، می‌خوایم بدونیم تو...] 20:33.190 --> 20:35.359 ‫[سه‌شنبه صبح، سی و یکم ژانویه کجا بودی.] 20:35.984 --> 20:37.736 ‫[کل روز بیمارستان نظامیان بازنشسته بودم.] 20:38.570 --> 20:41.198 ‫[آستینم رو بالا بزنین می‌بینین ‫آزمایش خون دادم.] 20:41.823 --> 20:43.450 ‫[کسی موقع خروج از خونه تو رو دیده بود؟] 20:43.909 --> 20:47.120 ‫[خب،همسرم. ‫قبل رفتن باهاش خدافظی کردم.] 20:48.538 --> 20:49.623 ‫[به نظر من...] 20:49.831 --> 20:51.416 ‫[داری بخشی رو نمی‌گی...] 20:51.583 --> 20:54.378 ‫[که بیلی پین و بیلی هیورث رو کشتی.] 20:54.503 --> 20:57.756 ‫[من بیلی پین و بیلی هیورث رو نکشتم.] 20:58.548 --> 21:02.344 ‫با اینکه مشکلات تحرک بادی ‫برای بازرس‌ها مسئله بودن، 21:02.469 --> 21:06.014 ‫بادی انگیزه خیلی قوی‌ای... 21:06.098 --> 21:07.933 ‫برای کشتن قربانی‌ها داشت، ‫چون باور داشت که... 21:08.016 --> 21:10.018 ‫دخترش در خطره. 21:10.269 --> 21:13.563 ‫[خانم جنل پاتر اظهار داشته که ‫توسط آن‌ها تهدید به قتل شده بود.] 21:13.855 --> 21:16.900 ‫[به نظر من تو از این کلافه شده بودی...] 21:16.942 --> 21:19.152 ‫[که عزیزترین آدم زندگی‌ات...] 21:19.194 --> 21:21.363 ‫[به طور مداوم مورد حمله و آزار بود.] 21:21.780 --> 21:23.407 ‫[این حقیقت داره...] 21:24.116 --> 21:26.743 ‫[ولی من هیچکسی رو نکشتم.] 21:27.160 --> 21:28.787 ‫ساعت‌ها طول کشید. 21:28.787 --> 21:30.539 ‫انکار کرد، انکار کرد، انکار کرد. 21:30.580 --> 21:32.416 ‫واقعا هم چاره‌ی دیگه‌ای جز انکار نداشت. 21:32.958 --> 21:34.251 ‫[- کار من نبود.] ‫[- چرا.] 21:34.751 --> 21:36.420 ‫[- نه. کار من نبود.] ‫[- پس کار کی بود؟] 21:36.420 --> 21:37.754 ‫[نمی‌دونم!] 21:39.047 --> 21:40.716 ‫[ما می‌خوایم به خودت کمک کنی.] 21:41.174 --> 21:43.760 ‫[من به شما نمی‌گم کاری که ‫نکردم رو کردم!] 21:44.594 --> 21:46.013 ‫[حقیقت رو بهم بگو، بادی.] 21:46.054 --> 21:47.723 ‫[من حقیقت رو بهتون گفتم.] 21:49.641 --> 21:51.393 ‫[من می‌تونم اثبات کنم که تو...] 21:51.893 --> 21:52.894 ‫[سلاح‌ها رو داشتی...] 21:53.312 --> 21:54.604 ‫[و اون‌ها رو گم و گور کردی.] 21:56.023 --> 21:58.275 ‫[ما نوار داریم که درباره‌اش صحبت کردی،] 21:58.692 --> 21:59.776 ‫[ضبط شده.] 22:00.944 --> 22:02.279 ‫[من تو نوار؟] 22:02.279 --> 22:03.989 ‫توی نوار ضبط شده. 22:04.031 --> 22:05.198 ‫[بله، آقا.] 22:05.532 --> 22:09.244 ‫بازرس‌ها جیمی رو تعلیم دادن که... 22:09.286 --> 22:12.456 ‫یه اظهاریه از زیر بون ماروین بیرون بکشه... 22:12.497 --> 22:14.291 ‫که دخالت خودش در جنایت رو نشون بده. 22:15.250 --> 22:17.210 ‫[تماس کنترل‌شده] ‫[یک روز قبل] 22:17.919 --> 22:19.212 ‫[- الو؟] ‫[- سلام.] 22:19.254 --> 22:20.797 ‫[الان کی داره پای تلفن حرف می‌زنه؟] 22:20.797 --> 22:23.467 ‫[- باربارا.] [- خوبی؟] ‫[- آره.] 22:24.801 --> 22:26.386 ‫[بادی خونه است؟] 22:26.970 --> 22:29.348 ‫[- آره، الان گوشی رو می‌دم بادی.] ‫[- باشه.] 22:32.017 --> 22:34.353 ‫[سلام جیمی. همه‌چی خوب پیش رفت؟] 22:35.228 --> 22:36.688 ‫[خب، اون‌ها...] 22:37.022 --> 22:38.690 ‫[به من شک دارن.] 22:39.274 --> 22:40.734 ‫[ای خدایا!] 22:41.860 --> 22:42.903 ‫[باورم نمی‌شه.] 22:44.154 --> 22:46.114 ‫وقتی تماس تلفنی رو برای بادی پخش کردیم، 22:46.448 --> 22:49.368 ‫می‌شد دید چطور رنگ صورتش پرید. 22:49.493 --> 22:51.119 ‫بدجور نگران بود. 22:52.162 --> 22:53.663 ‫[من فقط...] 22:54.206 --> 22:55.499 ‫[می‌خواستم...] 22:55.707 --> 22:57.626 ‫[می‌دونی، بهت بگم.] 22:58.418 --> 23:00.128 ‫[هر چی از خونه بیلی بود رو...] 23:00.379 --> 23:02.089 ‫[گم و گور کردی دیگه؟] 23:02.714 --> 23:03.924 ‫[اوهوم.] 23:04.257 --> 23:05.300 ‫[باشه.] 23:05.801 --> 23:07.260 ‫[خیالم راحت شد.] 23:07.552 --> 23:08.553 ‫[آره.] 23:10.347 --> 23:12.349 ‫[انکار می‌کنی که این صدای تو بود؟] 23:12.474 --> 23:14.601 ‫[- که داری با جیمی صحبت می‌کنی؟] ‫[- آره، صدای منه.] 23:14.768 --> 23:16.395 ‫[به این اعتراف می‌کنم.] 23:20.107 --> 23:21.900 ‫[بادی، می‌دونی که دیگه تمومه.] 23:21.900 --> 23:23.193 ‫[می‌دونی مچت رو گرفتیم.] 23:25.112 --> 23:27.197 ‫حالا دیگه می‌دونه ما بلوف نمی‌زنیم. 23:27.197 --> 23:30.158 ‫آره، حالا ببینیم چه حرفی برای گفتن داری. 23:30.992 --> 23:33.412 ‫[تو یه مردی. هیچکس نمی‌تونه ‫از خانواده‌ات سوءاستفاده کنه.] 23:34.746 --> 23:37.124 ‫[در تنگنا گیر کردی ‫و تنها کاری رو کردی] 23:37.124 --> 23:38.667 ‫[که بادی پاتر براش تعلیم دیده.] 23:39.167 --> 23:40.836 ‫[محافظت و خدمت.] 23:40.961 --> 23:42.295 ‫[کل چیزی که بهش باور داشتی اینه.] 23:42.587 --> 23:43.505 ‫[خانواده.] 23:47.300 --> 23:50.220 ‫مایک هانون بالاخره یه راهی ‫برای رسیدن به بادی پیدا کرد، 23:50.220 --> 23:52.514 ‫که تو محافظ خانواده‌ات هستی، 23:52.514 --> 23:55.392 ‫و دست گذاشت روی خدمتش نظامی‌اش، 23:55.434 --> 23:58.353 ‫چون خیلی به خدمت به کشورش ‫افتخار می‌کنه. 23:59.187 --> 24:01.398 ‫[بادی، توی ذهن تو،] 24:02.232 --> 24:04.109 ‫[هیچ چاره دیگه‌ای نداشتی، بادی؟] 24:05.569 --> 24:06.903 ‫[نه.] 24:10.824 --> 24:12.826 ‫[جنل و باربارا می‌دونن چیکار کردی؟] 24:13.702 --> 24:14.786 ‫[نه.] 24:15.871 --> 24:17.914 ‫[اگه بهشون بگی حس بهتری پیدا می‌کنی؟] 24:18.790 --> 24:19.833 ‫[بله.] 24:28.300 --> 24:29.926 ‫[- الو؟] ‫[- باربارا؟] 24:30.010 --> 24:32.637 ‫[- بله؟] ‫[- تا از کس دیگه‌ای نشنیدی...] 24:32.721 --> 24:34.473 ‫[می‌خوام که بدونی...] 24:35.265 --> 24:36.808 ‫[من توش دست داشتم.] 24:36.808 --> 24:38.143 ‫[کار من بود.] 24:38.685 --> 24:40.228 ‫[- چی؟] ‫[- بخشی ازش.] 24:42.856 --> 24:44.191 ‫[نمی‌فهمم.] 24:45.066 --> 24:46.443 ‫[متاسفم.] 24:54.409 --> 24:56.995 ‫بازرس‌های بخش جانسون ‫جیمی لین کورد... 24:57.037 --> 24:59.080 ‫و ماروین پاتر جونیور رو بازداشت کردن، 24:59.414 --> 25:02.709 ‫اتهامات اون‌ها، دو مورد ‫قتل عمد از پیش طراحی شده برای هر کدوم... 25:02.792 --> 25:05.545 ‫در قتل بیلی جین هیورث... 25:05.712 --> 25:08.215 ‫و پسرعموی کورد، بیلی پین. 25:08.215 --> 25:10.675 ‫اما بازرسی هنوز تموم نشده. 25:11.718 --> 25:15.138 ‫هم جیمی و هم بادی ‫اطلاعاتی رو تکرار می‌کردن... 25:15.138 --> 25:17.766 ‫به بازرس‌ها که از طرف... 25:17.807 --> 25:20.685 ‫کریس، مامور سیا، دریافت کرده بودن. 25:22.020 --> 25:23.480 ‫اون‌ها می‌خواستن اون رو بکشن، 25:23.772 --> 25:26.608 ‫واقعا می‌خواستن اون بمیره ‫چون ازش متنفر بودن. 25:30.779 --> 25:33.406 ‫مشخص کردن اینکه کریس کیه ‫خیلی مهم بود... 25:33.532 --> 25:36.243 ‫تا مشخص بشه چه کسی مسئول... 25:36.326 --> 25:38.787 ‫پیش راندن این جنایت بوده. 25:39.955 --> 25:42.999 ‫پس در حالی که ماروین داشت ‫بازجویی می‌شد، 25:43.416 --> 25:46.545 ‫کلانتری داشتن خونه پاترها رو... 25:46.545 --> 25:51.007 ‫جستجو می‌کردن، ‫که نهایتا منجر به کشف... 25:51.007 --> 25:53.885 ‫هزاران ایمیل پاره‌پاره شده... 25:53.969 --> 25:56.888 ‫از طرف یه مامور سیا به اسم کریس شد. 25:57.013 --> 25:59.057 ‫[موضوع: جواب از کریس] 25:59.641 --> 26:01.893 ‫[بیل و بیلی و اون بچه لعنتی.] 26:02.435 --> 26:04.229 ‫[دل هیچکس براشون تنگ نمی‌شه.] 26:05.313 --> 26:07.190 ‫[بکش. بکش. بکش.] 26:08.191 --> 26:09.734 ‫[موفق باشین. ارادتمند، کریس] 26:09.776 --> 26:12.529 ‫از ایمیل‌ها مشخص بود که کریس... 26:12.612 --> 26:15.240 ‫خیلی به فکر مرگ احتمالی... 26:15.282 --> 26:16.992 ‫بیل و بیلی جین بود. 26:17.993 --> 26:19.619 ‫بعدش توی یه پیام، 26:19.911 --> 26:23.081 ‫یه فامیلی پیدا کردم که اومده بود. 26:23.081 --> 26:24.207 ‫جیدن بود. 26:24.249 --> 26:25.292 ‫[کریس جیدن] 26:26.418 --> 26:28.545 ‫[کریس جیدن] 26:31.256 --> 26:32.716 ‫[کریس جیدن] 26:32.716 --> 26:33.758 ‫ما پیداش کردیم. 26:36.011 --> 26:38.555 ‫امروز صبح محاکمه ‫قتل‌های سال ٢٠١٢... 26:38.638 --> 26:41.099 ‫بیلی پین و بیلی جین هیورث آغاز می‌شه. 26:42.017 --> 26:44.102 ‫اسم من کریستوفر جیدن هست. 26:45.478 --> 26:47.188 ‫شما کارمند سیا بودین؟ 26:47.731 --> 26:49.316 ‫هرگز کارمند سیا نبودم. 26:50.275 --> 26:52.068 ‫شما تا به حال به جیمی کورد ایمیل زدین؟ 26:52.527 --> 26:53.528 ‫هرگز. 26:53.528 --> 26:55.238 ‫من حتی نمی‌دونم جیمی کورد کیه. 26:56.323 --> 26:59.951 ‫این موقع، ما می‌دونستیم که ‫قضیه هویت جعلیه. 27:12.422 --> 27:14.507 ‫اکثر اوقات هر چه داستان نامعمول‌تر باشه، 27:14.591 --> 27:16.551 ‫حیله نتیجه‌بخش‌تره. 27:16.885 --> 27:18.345 ‫ترجیح می‌دین بخشی از... 27:18.428 --> 27:20.055 ‫یه توطئه اسرارآمیز هالیوودی باشین... 27:20.472 --> 27:21.973 ‫یا یه قتل سفارشی آماتور؟ 27:25.977 --> 27:28.063 ‫کریس جیدن، ‫کریس جیدن واقعی، 27:28.271 --> 27:30.732 ‫یه آدم بود که هویتش دزدیده شده بود، 27:30.982 --> 27:33.568 ‫در جریان این قتل دوگانه. 27:34.152 --> 27:35.570 ‫اون قبلا پلیس بود، 27:35.654 --> 27:38.073 ‫ولی هرگز برای سیا کار نکرده بود. 27:38.865 --> 27:40.617 ‫همه این عکس‌هاش... 27:40.742 --> 27:44.287 ‫از صفحه عمومی فیسبوکش ‫برداشته شده بودن. 27:45.413 --> 27:48.124 ‫بازرس‌ها آدرس آی‌پی رو بررسی کردن... 27:48.875 --> 27:51.628 ‫برای اینکه منشا ایمیل‌های کریس ‫رو پیدا کنن. 27:53.505 --> 27:55.173 ‫در همه موارد، 27:55.715 --> 27:58.218 ‫از داخل خونه پاترها بود. 28:03.390 --> 28:05.600 ‫بعدش باید اثبات می‌کردیم که کریس... 28:05.600 --> 28:07.644 ‫از بین سه ساکن اون خونه ‫کی بود، 28:08.728 --> 28:12.982 ‫پس من از یه متخصص ‫زبان‌شناسی حقوقی خواستم... 28:13.108 --> 28:15.026 ‫که نمونه نوشته‌های شناخته‌شده... 28:15.110 --> 28:17.320 ‫از خانواده پاتر رو بررسی کنه. 28:18.405 --> 28:20.407 ‫مشخص شد که جنل ‫یه سری کلمات رو... 28:20.407 --> 28:22.534 ‫به طور مرتب اشتباه می‌نوشت. 28:23.451 --> 28:27.539 ‫مثلا توی املای زمان استمراری ‫مشکل داشت، 28:27.997 --> 28:29.249 ‫درست نمی‌نوشت. 28:29.332 --> 28:32.293 ‫بعد کریس، مامور سیا، ‫همین مشکل رو داشت. 28:33.712 --> 28:36.798 ‫در این مرحله حس کردم که، ‫خب، دارم به یه چیزی می‌رسم. 28:40.969 --> 28:45.098 ‫[٢٠١٠] ‫[دو سال قبل از قتل] 28:46.266 --> 28:48.768 ‫هر چی بیشتر با جنل وقت گذروندم، 28:48.852 --> 28:52.772 ‫برای من آشکار شد که اون نسبت به... 28:52.772 --> 28:55.692 ‫بیلی پین یه سری احساسات داشت. 28:57.652 --> 29:01.656 ‫بیلی پین آدم پویا و پرجذبه‌ای بود، 29:02.031 --> 29:04.159 ‫و جنل ازش خوشش اومده بود. 29:05.243 --> 29:07.412 ‫بیل می‌دونست که جنل ‫چه حسی بهش داره. 29:07.412 --> 29:08.955 ‫ولی خودش همچین حسی نداشت، 29:09.497 --> 29:11.875 ‫پس اون رو به پسرعموش جیمی ‫معرفی کرد، 29:11.916 --> 29:13.543 ‫تا از زیر فشار دربیاد. 29:14.794 --> 29:18.631 ‫جنل همین رو استفاده کرد ‫تا به بیل نزدیک بمونه. 29:21.551 --> 29:25.889 ‫ولی وقتی بیل پین ‫با بیلی جین هیورث آشنا شد، 29:26.181 --> 29:27.557 ‫جنل حسود شد. 29:29.601 --> 29:31.770 ‫دل جنل پیش بیلی گیر بود، 29:33.104 --> 29:34.898 ‫و می‌دونست که بهش دست پیدا نمی‌کنه، 29:35.148 --> 29:37.859 ‫پس دلش نمی‌خواست که ‫اون مال بیلی جین باشه. 29:40.904 --> 29:42.489 ‫یه آرزوی نافرجام، می‌دونی، 29:42.530 --> 29:45.533 ‫یه چیزی که نمی‌تونه داشته باشه، ‫بابتش ناراحت بود. 29:47.368 --> 29:50.955 ‫خشم جنل کاملا آشکار بود، 29:51.080 --> 29:52.665 ‫و در فضای مجازی بروز پیدا کرد. 29:54.417 --> 29:57.962 ‫ما کشف کردیم که جنل ‫عادت داشت... 29:58.004 --> 30:02.634 ‫بره انجمن‌های آنلاین ناشناس اینترنتی ‫توی تاپیکس، 30:03.176 --> 30:06.554 ‫و حالا داشت خودش رو ‫به عنوان بیلی جین جا می‌زد، 30:06.805 --> 30:08.556 ‫و به خودش حمله می‌کرد. 30:08.598 --> 30:09.933 ‫[جنل کثافت محضه.] 30:09.974 --> 30:13.770 ‫جنل آدم‌های دیگه هم می‌ساخت ‫که ازش دفاع می‌کردن. 30:13.812 --> 30:16.356 ‫[دست از سر جنل بردار.] ‫[بی‌چاره جنل مگه کم سختی دیده؟] 30:16.397 --> 30:17.732 ‫[جنل خیلی خوش‌چهره و لاغره.] 30:17.774 --> 30:20.568 ‫خیلی عجیب غریبه. ‫خیلی عجیب غریبه. 30:23.071 --> 30:26.366 ‫می‌شه گفت ‫جنل در واقعیت منش بی‌ادعایی داشت، 30:27.158 --> 30:30.036 ‫ولی وقتی انگشت‌هاش روی کیبورد بودن، 30:30.119 --> 30:31.955 ‫و تظاهر می‌کرد آدم‌های دیگه‌ایه، 30:32.330 --> 30:33.790 ‫خیلی بدجنس‌تر، 30:33.832 --> 30:37.293 ‫و خبیث‌تر از چیزی بود ‫که می‌شد از ظاهرش فهمید. 30:37.585 --> 30:39.504 ‫[باید بکشیمش خلاص بشیم. ‫زنیکه عوضی رو بکشیم.] 30:39.879 --> 30:42.048 ‫اولش بیل و بیلی جین... 30:42.131 --> 30:44.425 ‫سعی کردن کلا بهش بها ندن. 30:45.677 --> 30:47.387 ‫سعی داشتن زندگی مشترکشون ‫رو شروع کنن. 30:49.222 --> 30:51.558 ‫ولی وقتی بیلی جین باردار شد ‫قضیه جدی شد. 30:53.309 --> 30:55.979 ‫انگار جنل تبدیل شد به یه آدم دیگه. 30:58.356 --> 30:59.941 ‫[بیلی باید بمیره.] 30:59.983 --> 31:01.985 ‫[زنیکه هیچوقت نباید بچه‌دار می‌شد.] 31:02.402 --> 31:04.362 ‫[یه مرگ دردناک برات آرزو می‌کنم.] 31:04.404 --> 31:05.780 ‫[تو هیچی نیستی.] 31:05.780 --> 31:08.783 ‫[گور باباشون. امیدوارم بمیرن، ‫بچه‌ و بیل هم بمیرن.] 31:10.869 --> 31:13.705 ‫[جنل: بیلی هیورث دختر بدجنسیه.] ‫[بیل پین: واقعا عقلت رو از دست دادی.] 31:13.997 --> 31:16.499 ‫بیلی بارها سعی کرده بود ‫یه کاری بکنه که جنل... 31:16.708 --> 31:19.752 ‫دست از سر اون و بیلی جین برداره، ‫ولی انگار... 31:19.836 --> 31:21.754 ‫هر چی بیشتر تلاش می‌کرد، ‫بدتر می‌شد. 31:22.714 --> 31:27.468 ‫[چندین هفته قبل از قتل] 31:28.469 --> 31:30.930 ‫[تماس ضبط شده منتشرنشده] 31:31.556 --> 31:33.474 ‫[- مامان، قطع کن.] ‫[- همه‌تون نگران هستین...] 31:33.641 --> 31:35.560 ‫[من زنگ زدم چون یه نوزاد دارم.] 31:35.643 --> 31:39.480 ‫[و اصلا خوش ندارم اسمم تو اینترنت باشه!] 31:39.647 --> 31:42.275 ‫[ما می‌خوایم راحت بشیم! ‫می‌دونم شما می‌خواین جنل بمیره.] 31:42.317 --> 31:43.693 ‫[چی؟ اصلا اینطور نیست.] 31:43.735 --> 31:46.195 ‫[فقط می‌خوام دیگه اسمم رو نیاره...] 31:46.195 --> 31:48.281 ‫[و اینقدر نگه من پدر بدی هستم!] 31:48.406 --> 31:51.034 ‫[کار اون نیست. جنل همچین کاری نمی‌کنه.] 31:51.159 --> 31:52.493 ‫[اون به همه‌تون دروغ می‌گه!] 31:52.535 --> 31:54.203 ‫[نه، اون دروغ نمی‌گه! تو نمی‌دونی!] 31:54.245 --> 31:56.497 ‫[تو هیچ کوفتی نمی‌دونی!] 31:56.706 --> 31:58.875 ‫[من بهت اعتماد ندارم. ‫به نظرم تو دیوونه‌ای.] 31:58.917 --> 32:00.627 ‫[دست از سر ما بردار!] 32:02.253 --> 32:03.713 ‫[جنل! بس کن!] 32:07.508 --> 32:10.929 ‫نیاز به توجه می‌تونه تبدیل به ‫یه اعتیاد سمی بشه. 32:11.721 --> 32:14.349 ‫نیاز به تغذیه دائم داره. 32:15.058 --> 32:18.436 ‫و مثل هر اعتیادی، نهایتا، ‫در گذر زمان، 32:18.561 --> 32:21.439 ‫به دوزهای بیشتر و بیشتر نیاز داریم. 32:21.773 --> 32:23.816 ‫[سلام، من کریس هستم.] ‫[من مامور سیا هستم.] 32:24.067 --> 32:25.568 ‫[کریس: من همیشه هوای جنل رو داشتم.] 32:25.568 --> 32:27.862 ‫[اون‎‌ها زندگی‌اش رو نابود می‌کنن.] ‫[هیچکس گیر نمی‌افته.] 32:27.904 --> 32:31.199 ‫جنل پاتر دنبال جلب توجه بود. 32:31.866 --> 32:36.162 ‫با ساختن این معرکه ‫و تظاهر به اینکه قربانی قضیه است، 32:36.245 --> 32:39.374 ‫توجه و محبت از طرف پدر و مادرش ‫دریافت کرد، 32:39.457 --> 32:42.794 ‫و نهایتا این افسارش گسیخته شد ‫و تبدیل شد به یه چیز دیگه. 32:43.795 --> 32:46.839 ‫جنل به عنوان کریس ‫به مادر خودش ایمیل می‌فرسته، 32:46.881 --> 32:48.466 ‫به عنوان یه مامور سیا. 32:49.634 --> 32:51.803 ‫جنل، به عنوان کریس، 32:51.886 --> 32:53.638 ‫به باربارا می‌گفت... 32:53.763 --> 32:55.765 ‫که بیل و بیلی جین... 32:55.848 --> 32:58.101 ‫قصد جون جنل رو داشتن، 32:58.726 --> 33:00.353 ‫و باربارا پاتر حرف‌هاش رو باور کرد. 33:03.815 --> 33:06.693 ‫[هر کی بخواد با جنل یا ما دربیفته ‫از جونش سیر شده!] 33:06.734 --> 33:08.069 ‫[به زودی صحبت می‌کنیم.] ‫[باربارا] 33:08.069 --> 33:10.863 ‫از شواهد مفصل الکترونیکی ‫مشخص بود... 33:10.863 --> 33:14.784 ‫باربارا پاتر کسی بود که... 33:14.784 --> 33:16.536 ‫ماروین و جیمی رو هدایت کرده... 33:16.577 --> 33:18.621 ‫تا این دو قربانی کشته بشن. 33:30.258 --> 33:33.636 ‫باربارا باور داشت که جنل در خطره. 33:33.678 --> 33:36.055 ‫[کریس: بیل و بیلی می‌خوان جنل رو بکشن.] 33:36.806 --> 33:40.309 ‫و این غریزه‌ی مادرانه‌ی باربارا رو ‫بیدار می‌کنه. 33:40.351 --> 33:43.062 ‫[این ماشین که جلومونه ‫داره ما رو دنبال می‌کنه.] 33:43.104 --> 33:45.398 ‫[لعنتی. با من در نیفت.] 33:46.024 --> 33:47.567 ‫[- با من در نیفت.] ‫[- مامان، نکن.] 33:49.694 --> 33:51.779 ‫[کریس: می‌تونم جسدها رو گم و گور کنم.] 33:51.946 --> 33:53.865 ‫[کریس: دل هیچکسی براشون تنگ نمی‌شه.] 33:54.824 --> 33:56.534 ‫[باربارا: هر کاری ‫برای حفاظت از جنل می‌کنم.] 33:56.534 --> 33:58.161 ‫باربارا به کریس اطمینان داشت. 33:59.203 --> 34:01.914 ‫بهش اعتماد داشت. ‫می‌خواست اون رو ببینه. 34:02.749 --> 34:04.917 ‫البته، سرش شلوغ بود. ‫نمی‌تونست اون رو ببینه. 34:05.084 --> 34:06.627 ‫[کریس: اگه کسی من رو ببینه ‫خوب نمی‌شه.] 34:06.836 --> 34:09.881 ‫در حقیقت، جنل پشت اون ایمیل‌ها بود. 34:10.631 --> 34:13.634 ‫خود جنل داره باربارا رو متقاعد می‌کنه... 34:13.676 --> 34:15.887 ‫که پای پدرش بادی رو وسط بکشه. 34:16.012 --> 34:19.015 ‫[کریس: به نظرم اگه لازم باشه ‫بادی می‌تونه از پس بیل بربیاد.] 34:19.557 --> 34:22.769 ‫[باربارا: من این رو پرینت می‌کنم. پاکش کن ‫و به بادی بگو.] 34:23.603 --> 34:25.730 ‫[باربارا: اون کار لازم رو می‌کنه.] 34:27.398 --> 34:29.817 ‫[باربارا: ما نمی‌خوایم ‫دخترمون رو از دست بدیم.] 34:29.859 --> 34:31.152 ‫[باربارا: پاش بیاد آدم می‌کشیم!] 34:31.402 --> 34:33.446 ‫وقتی کار به جای باریک کشید، 34:33.488 --> 34:35.740 ‫ماروین کاری که باربارا گفت ‫رو انجام داد. 34:37.241 --> 34:41.537 ‫ولی ماروین یه سرباز بازنشسته کارافتاده بود ‫که مشکلات تحرک داشت، 34:41.746 --> 34:45.291 ‫و وارد اون خونه می‌شد ‫تا آدم‌هایی رو بکشه که... 34:45.291 --> 34:48.294 ‫خیلی از اون جوون‌تر و چابک‌تر بودن، 34:48.628 --> 34:50.129 ‫و به کمک نیاز داشت. 34:51.089 --> 34:54.133 ‫[باربارا: فقط به کمک یه نفر نیاز داره.] 34:54.467 --> 34:57.303 ‫[کریس: شاید بتونیم با جیمی صحبت کنیم.] 34:57.845 --> 35:00.765 ‫باربارا، جیمی رو گزینه خوبی ‫برای ازدواج برای دخترش نمی‌دونست. 35:01.140 --> 35:04.268 ‫اما وقتی جنل، با هویت جعلی کریس، 35:04.435 --> 35:08.439 ‫متقاعدش کرد که جیمی ‫گزینه خوبی برای کمک به ماروین هست، 35:08.815 --> 35:10.942 ‫رفتارش با جیمی تغییر می‌کنه... 35:11.234 --> 35:14.487 ‫و باهاش مادرانه و مهربون رفتار می‌کنه. 35:14.487 --> 35:17.240 ‫[باربارا: خیلی ممنونم که اون شب اومدی.] 35:18.741 --> 35:22.036 ‫[باربارا: تو خیلی آدم خوبی هستی.] 35:22.578 --> 35:24.580 ‫جیمی دنبال کسب رضایت باربارا بود ‫چون می‌خواست... 35:24.580 --> 35:26.082 ‫با جنل ازدواج کنه. 35:27.208 --> 35:29.752 ‫[باربارا: وقت تنگه.] 35:30.586 --> 35:34.132 ‫[جیمی: می‌خوام به بادی کمک کنم.] 35:35.675 --> 35:39.095 ‫[باربارا: وقت تموم شدن حرف‌ها است.] 35:39.971 --> 35:43.474 ‫[باربارا: اون آماده عمله. ‫می‌دونی منظورم چیه.] 35:47.895 --> 35:50.314 ‫[سی و یکم ژانویه ٢٠١٢] ‫[ماونتن سیتی، تنسی] 36:05.413 --> 36:08.166 ‫[مه ٢٠١٥] ‫[سه سال بعد از قتل] 36:08.416 --> 36:10.293 ‫جنل پاتر و باربارا پاتر هر دو... 36:10.418 --> 36:12.211 ‫متهم شدن به تبانی برای ارتکاب... 36:12.211 --> 36:13.671 ‫قتل عمد از پیش طراحی‌شده. 36:13.921 --> 36:17.258 ‫هیچی توی زندگی شما نبوده که... 36:17.341 --> 36:19.051 ‫آماده‌تون کرده باشه... 36:20.469 --> 36:22.180 ‫برای درک خانواده پاتر. 36:23.431 --> 36:24.974 ‫هیچوقت آدم‌هایی مثل اون‌ها ندیدین. 36:26.017 --> 36:28.269 ‫این یه پرونده جنایی ساده نبود. 36:28.895 --> 36:32.481 ‫توی اون سریال‌ها، ‫همیشه فقط یه نفر هست... 36:32.523 --> 36:33.983 ‫که با هویت جعلی یکی رو گول می‌زنه. 36:34.400 --> 36:37.445 ‫اینجا یه نفر داشت دو نفر رو گول می‌زد. 36:37.570 --> 36:41.199 ‫هم جیمی و هم باربارا فریب دیدن، 36:41.199 --> 36:42.783 ‫توسط جنل به عنوان کریس. 36:44.160 --> 36:45.995 ‫شما با جنل پاتر به یه دبیرستان می‌رفتین؟ 36:46.120 --> 36:48.748 ‫بله. ‫آخرین‌باری که باهاش صحبت کردم یادم نیست. 36:49.207 --> 36:52.001 ‫اون، می‌دونین، یکی از اون بچه‌ها بود که... 36:52.251 --> 36:53.461 ‫که خیلی عجیب غریب بود. 36:54.253 --> 36:55.838 ‫کریس صرفا یه اسم نبود... 36:55.838 --> 36:58.382 ‫که تصادفی انتخابش کرده باشه. 36:58.633 --> 37:01.844 ‫آدمی بود که باهاش یه مدرسه می‌رفت، 37:02.261 --> 37:04.388 ‫احتمالا قبلا بهش احساساتی داشته. 37:04.472 --> 37:06.140 ‫کریس سعی کرده باهاش مهربون باشه، 37:06.140 --> 37:07.850 ‫و اون هم احتمالا برداشت اشتباهی ‫ازش داشته. 37:09.227 --> 37:10.895 ‫جنل همیشه یه جورهایی منزوی بوده. 37:11.562 --> 37:12.855 ‫اون غیرعادی بود. 37:13.231 --> 37:15.816 ‫انگار ذهنش کامل رشد نکرده بود. 37:17.944 --> 37:20.613 ‫رسانه‌های اجتماعی برای جنل ‫راه نجات بودن. 37:21.822 --> 37:23.491 ‫جلب توجه هستش. 37:24.158 --> 37:25.493 ‫دنیای فانتزیه. 37:26.619 --> 37:28.913 ‫جنل مثل یه بچه عمل می‌کرد. 37:29.705 --> 37:32.458 ‫یه سری متخصص آوردیم ‫که آزمایشش کنن. 37:33.084 --> 37:34.794 ‫با اینکه در اوایل دهه سی سالگی بود، 37:34.794 --> 37:37.421 ‫طرز رفتار و عمل اون در حد... 37:37.463 --> 37:39.548 ‫یه نوجوون بود. 37:40.466 --> 37:42.635 ‫آی‌کیو اون ٧٢ بود. 37:43.886 --> 37:48.808 ‫اون ناتوان بود و ممکن نبود ‫که مغز متفکر این جنایت‌ها باشه. 37:50.059 --> 37:51.769 ‫این مغز متفکر، ژنرالی که... 37:51.894 --> 37:53.187 ‫نقشه نبرد رو کشیده بود... 37:53.271 --> 37:54.397 ‫نه، اون نبود. 37:54.981 --> 37:59.277 ‫اون اصلا بلد نیست که چطور ‫قتل کسی رو سفارش بده. 37:59.986 --> 38:01.404 ‫اون کار باربارا بود. 38:01.946 --> 38:04.782 ‫اگه مغز متفکر یعنی وارد خونه شدن ‫و کشتن دو آدم، 38:04.865 --> 38:06.409 ‫اینطور احتمالا ماروین پاتر بود. 38:07.868 --> 38:12.915 ‫ماروین آدمکش بود و جیمی نگهبان. 38:14.959 --> 38:17.795 ‫امروز فهمیدیم که جیمی کورد ‫به یه معامله اعتراف دست یافته... 38:17.795 --> 38:19.839 ‫در ازای شهادت در دادگاه. 38:20.047 --> 38:22.341 ‫با مرور اتفاقات، ‫احساس می‌کنی... 38:22.508 --> 38:25.094 ‫که به طریقی توسط خانواده پاتر ‫فریب داده شدی؟ 38:25.177 --> 38:26.220 ‫بله. 38:27.555 --> 38:30.891 ‫با بادی، ‫ما اعترافش رو داشتیم، 38:31.350 --> 38:36.188 ‫پس اون برای قتل بیل و بیلی جین ‫گناهکار شناخته شد. 38:37.732 --> 38:41.694 ‫دستی که باربارا و جنل پاتر ‫توی این مسئله داشتن، 38:42.069 --> 38:44.989 ‫در صورتی که به ارتکاب یک جنایت ‫توسط یه آدم دیگه کمک کرده باشی، 38:45.031 --> 38:46.657 ‫مسئولیت کیفری داری. 38:46.741 --> 38:49.785 ‫بدون این دو زن این پرونده اصلا وجود نداره. 38:50.119 --> 38:52.038 ‫اون‌ها تفنگ نداشتن. ‫کار اون‌ها نبود. 38:52.163 --> 38:54.248 ‫ولی بدون اون‌ها این اتفاق نمی‌افتاد. 38:55.624 --> 38:58.961 ‫من به هیئت منصفه گفتم ‫چشم‌هاتون رو ببندین... 38:59.587 --> 39:02.089 ‫و رخ دادن این جنایت رو تصور کنین، 39:02.173 --> 39:03.632 ‫بدون دخالت باربارا پاتر. 39:04.675 --> 39:06.385 ‫برای جنل پاتر هم همین کار رو بکنین. 39:06.427 --> 39:08.679 ‫اگه نتونین تصورش کنین، ‫می‌دونین رای‌تون چی باید باشه. 39:09.430 --> 39:11.766 ‫اون‌ها همه‌اش این قضیه رو... 39:11.849 --> 39:13.934 ‫بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و بزرگ‌تر کردن، 39:14.018 --> 39:16.145 ‫تا اینکه مردها به جاشون وارد عمل شدن. 39:18.230 --> 39:20.399 ‫می‌رین جهنم؟ آره، می‌رین جهنم. ‫[مادر بیل پین] 39:21.025 --> 39:23.027 ‫و اگه مجبور باشم ‫شما رو ببخشم... 39:23.235 --> 39:24.487 ‫که نرم جهنم؟ 39:24.487 --> 39:25.738 ‫اونجا می‌بینمتون. 39:27.907 --> 39:29.742 ‫الان همه‌چی به هیئت منصفه بستگی داره. 39:29.742 --> 39:31.786 ‫اون‌ها تصمیم می‌گیرن که سرنوشت ‫یک مادر و یک دختر... 39:31.827 --> 39:33.287 ‫متهم به قتل دوگانه چیه. 39:35.873 --> 39:37.833 ‫لطفا هیئت منصفه رو بیارید. 39:40.336 --> 39:43.089 ‫ما، هیئت منصفه، متهم باربارا می پاتر رو... 39:43.672 --> 39:45.549 ‫برای قتل عمد از پیش طراحی شده ‫گناهکار می‌دونیم. 39:45.883 --> 39:47.718 ‫ما، هیئت منصفه، متهم... 39:47.718 --> 39:50.971 ‫جنل ال. پاتر رو برای ‫قتل عمد از پیش طراحی شده گناهکار می‌دونیم. 39:52.264 --> 39:56.602 ‫به جنل و باربارا حکم دو حبس ابد داده شد. 39:57.853 --> 39:59.063 ‫زدم زیر گریه. 39:59.897 --> 40:01.565 ‫من پرونده‌های قتل زیادی داشتم. 40:01.607 --> 40:04.235 ‫این تنها باری بود که همچین واکنشی ‫نشون دادم. 40:04.819 --> 40:06.445 ‫بالاخره تموم شد، 40:06.487 --> 40:09.156 ‫و برای بیل و بیلی جین ‫عدالت رو برقرار کردیم. 40:14.286 --> 40:15.579 ‫حیرت‌انگیز بود. 40:16.705 --> 40:18.666 ‫ولی با این حال، ‫این اون‌ها رو برنمی‌گردونه. 40:22.128 --> 40:25.172 ‫احساس می‌کردم که اگه ‫هیچوقت نمی‌خواستم باهاش دوست بشم، 40:26.465 --> 40:27.842 ‫این اتفاق نمی‌افتاد. 40:30.136 --> 40:31.679 ‫خیلی خب. ‫آواز بخون، بیل. 40:33.597 --> 40:35.307 ‫یه روز هم نمی‌گذره... 40:35.307 --> 40:36.851 ‫که بهش فکر نکنم. 40:38.853 --> 40:41.397 ‫تسکین‌بخش بود که تایلر زنده موند، 40:42.314 --> 40:45.860 ‫ولی حالا اون بدون پدر و مادر بزرگ می‌شه. 40:46.902 --> 40:48.696 ‫می‌خورمت! 40:49.864 --> 40:52.992 ‫فقط امیدوارم که بدونه ‫اون‌ها دوستش داشتن. 40:53.451 --> 40:54.869 ‫اگه بودن ازش حمایت می‌کردن. 40:55.411 --> 40:57.204 ‫و ای کاش که... 40:57.288 --> 40:58.664 ‫می‌تونستیم ببینیم... 40:58.956 --> 41:01.250 ‫که چه خانواده‌ی زیبایی می‌شدن. 41:03.377 --> 41:04.879 ‫تعریف داستان بیلی جین و بیل، 41:05.087 --> 41:06.547 ‫زنده نگه داشتن اون‎‌ها است. 41:07.590 --> 41:10.134 ‫بیل و بیلی جین بودن این رو می‌خواست. 41:15.389 --> 41:17.183 ‫توی این شهر خبری از جاسوس نبود، 41:17.391 --> 41:19.435 ‫خبری از توطئه دولت مخفی نبود، 41:19.768 --> 41:21.770 ‫صرفا یه خانواده با دسترسی به اینترنت... 41:21.812 --> 41:23.564 ‫و رازهای زیادی. 41:24.398 --> 41:26.275 ‫در دنیایی که فریبکاری دیجیتال... 41:26.275 --> 41:29.445 ‫از حقیقت سریع‌تره، ‫نیازی به رمان نیست... 41:29.445 --> 41:32.114 ‫که داستان ساختگی ‫انگیزه برای قتل بشه. 41:32.615 --> 41:35.075 ‫من هارلن کوبن هستم. ‫شب به خیر. 41:36.660 --> 41:39.830 ‫[ماروین بادی پاتر به عنوان تفنگدار ‫با دو حبس ابد در زندان است.] 41:39.997 --> 41:42.917 ‫[جیمی لین کورد در سال ٢٠٢٤ ‫به طور مشروط آزاد شد.] 41:44.627 --> 41:47.713 ‫[جنل پاتر با دو حکم حبس ابد در زندان است ‫و هنوز به بی‌گناهی خود اصرار دارد.] 41:47.755 --> 41:50.549 ‫[حکم قتل باربارا پاتر نهایتا باطل شد.] 41:50.591 --> 41:53.636 ‫[او به معاونت در قتل اعتراف کرد ‫و با حکم ٢٥ سال حبس در زندان است.] 41:54.970 --> 41:57.932 ‫[پسر بیل و بیلی جین در سرپرستی ‫مادربزرگش است.] 41:58.956 --> 42:03.956 www.Doostihaa.com