WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.020 --> 00:03.060 ‫همیشه از گشتن دنبال سوزن ‫تو انبار کاه لذت بردم. 00:03.060 --> 00:06.460 ‫۱۴ روز تمام، ‫تو پرونده‌های سینکلر غرق شدی. 00:06.460 --> 00:08.620 ‫هیچی هم دستگیرت نشده. 00:08.620 --> 00:10.260 ‫چرا از کلانتری زنگ نزدن؟ 00:10.260 --> 00:12.580 ‫باید برگردی اونجا. ‫ما اونجا بهت نیاز داریم. 00:12.580 --> 00:15.300 ‫باید یکم بیشتر بگردی، ‫حقایق رو پیدا کنی، به خاطر خدا. 00:15.300 --> 00:17.660 ‫جان تیلور، مشاور صحنه جرم، 00:17.660 --> 00:20.500 ‫مامور ایتن کول ‫و مامور کیتلین سالیوان. 00:21.620 --> 00:22.900 ‫سلام. تنها چیزی که لازم دارم 00:22.900 --> 00:25.020 ‫یه کارت خبرنگاری ساده‌ست ‫که اسم نشریه‌تون روش باشه، 00:25.020 --> 00:27.980 ‫و کسی که حاضر باشه تایید کنه ‫من ماموریت کاری دارم. 00:27.980 --> 00:30.460 ‫رفیقت همین هفته اینجا بود، ‫درست همین‌جا نشسته بود. 00:30.460 --> 00:32.660 ‫راسل کارتر رفته ملاقات آدام نیوسام. 00:32.660 --> 00:33.900 ‫از کجا می‌دونی؟ 00:33.900 --> 00:35.700 ‫چون همین الان از ‫ملاقاتی آدام نیوسام برگشتم. 00:35.700 --> 00:37.660 ‫نامزد داشتم، اون مرد. 00:37.660 --> 00:39.220 ‫اسمش مندی زیگلر بود. 00:39.220 --> 00:43.020 ‫تمام کامپیوترهای هالی پیندر رو آوردن کلانتری. 00:43.020 --> 00:46.020 ‫ورود به زیرزمین حالا برای همه‌مون ممنوعه. 00:46.020 --> 00:48.380 ‫اونا هر چی رو که دنبالشیم ‫پیدا می‌کنن. 00:48.380 --> 00:50.180 ‫مشاور جدیدمون، جان تیلور. 00:50.180 --> 00:54.140 ‫برادر سربازرس تیلور. ‫برادر دوقلوی همسانش. 00:54.140 --> 00:56.900 ‫جوآن کمپر، نماینده‌ی حوزه‌ی کمبریج ‫در مجلس. 00:56.900 --> 00:58.980 ‫- از دیدنتون خوشبختم. ‫- صد درصد جیمز رو می‌شناخت. 00:58.980 --> 01:00.780 ‫و زیگلر رو رونان صدا می‌کرد. 01:00.780 --> 01:02.860 ‫جیمز واست حرفی از جوآن کمپر نزد؟ 01:02.860 --> 01:04.420 ‫توی پرونده‌های سینکلره. 01:04.420 --> 01:06.660 ‫آخه این کاملاً مسخره‌ست. 01:07.160 --> 01:10.160 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 01:39.140 --> 01:40.940 ‫یه لحظه صبر کن! 01:40.940 --> 01:42.981 ‫کِی اینا رو برداشتی؟ 01:42.981 --> 01:46.061 ‫کاملاً علنی جلوی خودت گذاشتمشون تو سبد. 01:46.061 --> 01:47.541 ‫اینو ببین. صفحه‌ی شش. 01:47.541 --> 01:50.181 ‫عکس واقعی یه متهم واقعی رو بهش دادم 01:50.181 --> 01:52.381 ‫که داره برای یه قتل واقعی دستگیر می‌شه. 01:52.381 --> 01:53.861 ‫اون منم توی پس‌زمینه. نگاه کن. 01:53.861 --> 01:56.401 ‫با یه مشاور واقعی توی پس‌زمینه‌ی واقعی. 01:57.741 --> 01:59.641 ‫بعد ببین چی می‌ره صفحه‌ی اول. 01:59.961 --> 02:02.101 ‫[فروش بزرگ مبلمان] ‫درسته. 02:02.101 --> 02:03.621 ‫این صرفه‌جویی خیلی خوبیه. 02:09.421 --> 02:11.861 ‫- ممکنه؟ ‫- چی ممکنه؟ 02:11.861 --> 02:16.861 ‫چیزی که توی پرونده‌ی سینکلر ‫درباره‌ی جوآن کمپر و خانواده‌ش نوشته شده؟ 02:18.101 --> 02:19.581 ‫خب، نه. 02:19.581 --> 02:21.421 ‫مطمئنی؟ 02:21.421 --> 02:24.461 ‫«آیین قربانی انسان، 02:24.461 --> 02:27.661 ‫که توسط هر کدوم از اعضای ‫خاندان کمپر انجام می‌شه، 02:27.661 --> 02:29.781 ‫اگر هر دهه یک‌بار اجرا بشه، 02:29.781 --> 02:32.701 ‫نویدبخش وعده‌ی زندگی ابدیه.» 02:34.021 --> 02:35.221 ‫تقریباً مطمئنم. 02:35.221 --> 02:36.701 ‫خیلی خب، فقط پرسیدم. 02:36.701 --> 02:38.901 ‫این از بقیه‌ی چیزهایی که داره ‫اتفاق می‌افته دیوونه‌کننده‌تر نیست. 02:38.901 --> 02:40.341 ‫از همه‌ چیزای دیگه‌ای که داره 02:40.341 --> 02:43.141 ‫اتفاق می‌افته خیلی دیوونه‌کننده‌تره. ‫جادوئه. 02:43.141 --> 02:44.821 ‫خیلی خب، ولی زنه توی پرونده هست. 02:44.821 --> 02:46.461 ‫زیگلر مستقیماً به اون مرتبطه. 02:46.461 --> 02:48.421 ‫و به قول تو، جیمز رو می‌شناخته. 02:48.421 --> 02:50.101 ‫صد درصد جیمز رو می‌شناخته. 02:50.101 --> 02:53.341 ‫خیلی خب، پس این می‌شه یک، دو، ‫سه تا اتفاق هم‌زمان. 02:53.341 --> 02:55.021 ‫این... این یه چیزیه. 02:55.021 --> 02:56.701 ‫اون چیز، اون که تو... 02:56.701 --> 02:58.221 ‫چیه؟ بهش چی می‌گن؟ 02:58.221 --> 03:00.901 ‫یه عدد از نظر آماری معنادار؟ 03:00.901 --> 03:03.021 ‫این‌طوریه، بله. 03:10.461 --> 03:11.701 ‫الو؟ 03:11.701 --> 03:13.741 ‫جان، کجایی؟ ‫خونه‌ای؟ 03:13.741 --> 03:15.941 ‫نه، توی ماشینم. لوسی هم اینجاست. 03:15.941 --> 03:18.021 ‫- سلام، راسل. ‫- سلام، لوسی. 03:18.021 --> 03:20.541 ‫- سلام می‌رسونه. ‫- آره، می‌دونم. صداش رو می‌شنوم. 03:20.541 --> 03:22.261 ‫قتلی رخ داده؟ 03:22.261 --> 03:25.941 ‫خب، راستش رو بخوای، ‫آره. بله. 03:25.941 --> 03:27.901 ‫توی ملاعام، با چاقو، 03:27.901 --> 03:31.421 ‫که بیشتر از 30 شاهد ‫دور صحنه حلقه زده بودن. 03:31.421 --> 03:33.301 ‫و واسه این کمک نیاز داری؟ 03:34.461 --> 03:36.621 ‫خب، چطوره بیای اینجا 03:36.621 --> 03:38.661 ‫و بگی که کمک نیاز دارم یا نه؟ 03:38.661 --> 03:40.021 ‫آدرس رو برات پیامک می‌کنم. 03:52.621 --> 03:53.861 ‫اون چیه؟ 03:53.861 --> 03:56.021 ‫چیزیه که شماها ‫توی عروسی‌ها می‌پوشید. 03:56.021 --> 03:58.421 ‫یه کمربنده، قربان. ‫به نظر می‌رسه که اونو کنده 03:58.421 --> 04:00.901 ‫و سعی کرده فشارش بده روی زخم ‫تا خونریزی قطع بشه. 04:00.901 --> 04:04.141 ‫که تقریباً هم خوب عمل کرده. ‫توش بیشتر از تو بدن خودش خون هست. 04:04.141 --> 04:07.381 ‫و بقیش هم پاشیده پای... 04:07.381 --> 04:08.941 ‫۳۰ تا شاهد، 04:08.941 --> 04:12.021 ‫که همه‌شون یه جوری متوجه نشدن ‫که جرم اصلی 04:12.021 --> 04:13.581 ‫دقیقاً بیخ گوششون داره اتفاق می‌افته. 04:13.581 --> 04:15.141 ‫غرق موسیقی بودن. 04:17.541 --> 04:19.421 ‫خیلی شاعرانه بود، مامور. 04:33.741 --> 04:35.301 ‫جان، شاید مجبور بشیم یه محدودیت بذاریم 04:35.301 --> 04:38.661 ‫که تا چه مسافتی حاضرم ‫واسه یه قتل برسونمت. 04:51.621 --> 04:53.861 ‫وای! چه صحنه‌ی جرم باکلاسی. 04:53.861 --> 04:55.941 ‫لوسی! صبر کن... نه! 04:57.701 --> 04:58.981 ‫نکن... بس کن! 05:00.181 --> 05:02.522 ‫نکن! سربازرس کارتر داره میاد. 05:02.542 --> 05:05.122 ‫می‌خواد چیکار کنه؟ دوربینم رو ‫مصادره کنه؟ حقوقم رو بلدم. 05:05.142 --> 05:06.922 ‫جداً؟ چی هستن؟ 05:06.942 --> 05:08.702 ‫خیلی فتوژنیکه، نیست؟ 05:09.942 --> 05:12.682 ‫باید در مورد ملاقاتی تو زندان ازش بپرسیم. 05:12.702 --> 05:15.122 ‫نمی‌شه وقتی داره میاد سمتمون ‫درباره‌ش حرف نزنیم؟ 05:15.142 --> 05:17.202 ‫اون رفته ملاقات آدام نیوسام، ‫قاتل هالی. 05:17.222 --> 05:19.002 ‫حتی نباید اجازه داشته باشه ‫نزدیک اون پرونده بشه. 05:19.022 --> 05:21.322 ‫- می‌دونم. ‫- پس مجبوری اسمش رو زیرپوستی بیاری 05:21.342 --> 05:23.602 ‫- و ببینی چه واکنشی نشون می‌ده. ‫- نمی‌تونم اسم‌ها رو با ظرافت بیارم. 05:23.622 --> 05:25.842 ‫- می‌دونی که نمی‌تونم با ظرافت اسم بیارم. ‫- هر کسی می‌تونه با ظرافت 05:25.862 --> 05:27.242 ‫اسم بیاره اگه واقعاً بخواد. 05:27.262 --> 05:29.802 ‫- عصر بخیر، سربازرس کارتر! ‫- خانم بتس تیلور، 05:29.822 --> 05:32.282 ‫داشتی از صحنه‌ی جرم من عکس می‌گرفتی؟ 05:32.302 --> 05:34.122 ‫نه فقط اون. 05:34.142 --> 05:35.582 ‫بسیار خب، دیگه رفع زحمت می‌کنم! 05:37.022 --> 05:38.362 ‫خوش بگذره. 05:38.382 --> 05:40.302 ‫نگران نباش. مطمئنم خوش نمی‌گذره. 05:48.702 --> 05:52.162 ‫مامور کول، واقعاً امیدوارم این ‫سلاح قتل نباشه که دستت گرفتی. 05:52.182 --> 05:54.242 ‫چاقوی استیکه از بوفه، قربان. 05:54.262 --> 05:56.162 ‫ده‌ها دوازده‌تا ازشون بود، ‫روی همه‌ی میزها بودن، 05:56.182 --> 05:57.922 ‫و اگه قاتل چاقوی خودش رو نیاورده باشه، 05:57.942 --> 05:59.322 ‫شرط می‌بندم از یکی از اینا استفاده کرده. 05:59.342 --> 06:01.582 ‫پس چطوری می‌دونی ‫اون سلاح قتل نیست؟ 06:04.062 --> 06:05.242 ‫جان؟ 06:05.262 --> 06:06.582 ‫نمی‌دونی، می‌دونی؟ 06:07.942 --> 06:09.342 ‫خب... 06:12.702 --> 06:14.402 ‫فقط بندازش... اونجا. 06:14.422 --> 06:16.602 ‫شانس به نفع توئه، مامور کول. 06:16.622 --> 06:18.242 ‫مطمئنم مشکلی پیش نمیاد. 06:18.262 --> 06:20.122 ‫مگه اینکه تو انجامش داده باشی. 06:20.142 --> 06:22.402 ‫اسم مقتول اوون دویل بود. 06:22.422 --> 06:24.962 ‫نامزد سابق عروس. ‫توی لیست مهمان‌ها نیست؟ 06:24.982 --> 06:27.402 ‫بله. اینقدرش رو تونستیم ازشون بفهمیم. 06:27.422 --> 06:29.882 ‫همین‌جوری وسط مراسم ظاهر شده. 06:29.902 --> 06:31.242 ‫آره، بعدش هم این 06:31.262 --> 06:33.202 ‫رقص گروهی هماهنگ‌شده انجام شد. 06:33.222 --> 06:34.722 ‫- چی؟ ‫- جدی می‌گم. 06:34.742 --> 06:37.242 ‫تنها کاری که توی عروسی خاله‌م کردیم ‫رقص ماکارنای بد بود. 06:37.262 --> 06:39.562 ‫اینا کل مراسم رو اینجا به پا کردن. 06:39.582 --> 06:42.282 ‫مقتول یه جوری وسط اونا گیر می‌افته، 06:42.302 --> 06:45.682 ‫و وقتی تموم می‌شه، ‫قتل روی پیست رقص رخ داده. 06:45.702 --> 06:47.302 ‫- عالیه. ‫- ممنونم. 06:48.742 --> 06:51.042 ‫- می‌خواستی جسد رو ببینی؟ ‫- نه، واقعاً نه. 06:51.062 --> 06:52.642 ‫مظنونین کجان؟ 06:52.662 --> 06:54.742 ‫دارن بدترین پذیرایی ‫تاریخ رو تجربه می‌کنن. 07:03.382 --> 07:07.122 ‫کسی هست بگه ‫چه اتفاقی داره می‌افته؟ 07:07.142 --> 07:09.762 ‫- داری غذا می‌خوری؟ ‫- بله. 07:09.782 --> 07:11.842 ‫مگه شاهد قتل نبودی؟ 07:11.862 --> 07:14.562 ‫مگه همه‌ی آدم‌های اینجا شاهد قتل نبودن؟ 07:14.582 --> 07:17.522 ‫ببین، اون یکی اونجا ‫داره نوشیدنی می‌خوره! 07:17.542 --> 07:19.762 ‫خیلی هم به‌جاست. از کجا آوردنش؟ 07:19.782 --> 07:21.882 ‫مامان! 07:21.902 --> 07:23.842 ‫خب، کدوم‌ها مظنون هستن؟ 07:23.862 --> 07:26.082 ‫چی می‌گی؟ این کیه؟ 07:26.102 --> 07:29.482 ‫این جان تیلوره، مشاور صحنه جرم. ‫ببخشید. 07:29.502 --> 07:32.162 ‫ما مظنون نداریم، جان. ‫ما شاهد داریم. 07:32.182 --> 07:34.482 ‫خب، این خوب نیست. ‫اصلاً خوب نیست. 07:34.502 --> 07:37.962 ‫من نمی‌تونم با این وضع کار کنم. ‫باید دایره جستجو رو محدودتر کنیم! 07:37.982 --> 07:40.202 ‫اگه دقیقاً وسط 07:40.222 --> 07:42.082 ‫یه رقص هماهنگ‌شده کشته شده، 07:42.102 --> 07:45.402 ‫پس قاتل حتماً جزو همون ‫رقص هماهنگ‌شده بوده. 07:45.422 --> 07:48.302 ‫پس کدوم‌ یکی‌تون تو اون ‫رقص هماهنگ‌شده بوده؟ 07:50.502 --> 07:51.882 ‫همه. 07:51.902 --> 07:54.162 ‫- چی؟ ‫- همه. 07:54.182 --> 07:57.142 ‫حتی عروس و داماد. ‫گفتم که کل ماجرا یه نمایش بود. 07:58.902 --> 08:00.422 ‫همه؟ 08:03.622 --> 08:05.902 ‫ولی این متغیرهاش خیلی زیاده. 08:07.982 --> 08:09.862 ‫نمی‌شه این ‌همه متغیر داشت. 08:14.422 --> 08:15.742 ‫اینجا گرم نیست؟ 08:24.243 --> 08:25.923 ‫جان. جان. جان! 08:25.923 --> 08:27.763 ‫ببخشید... 08:27.763 --> 08:29.843 ‫- حالش خوبه؟ ‫- آره، آره. 08:29.843 --> 08:31.683 ‫فقط... متغیرها خیلی زیادن. 08:36.883 --> 08:38.323 ‫چه مرد عجیب‌ و غریبی. 08:50.923 --> 08:53.483 ‫فکر کنم دیگه تعجب نمی‌کنی ‫چرا خواستیم بیای، درسته؟ 08:54.963 --> 08:57.483 ‫- کاملاً در حوزه‌ی تخصص منه، مگه نه؟ ‫- آره. 09:00.963 --> 09:02.443 ‫- وای. ‫- خیلی خب. 09:10.603 --> 09:12.483 ‫مجبورم جسد رو ببینم. 09:14.483 --> 09:16.883 ‫نه! این یکی واقعاً حال‌به‌هم‌زنه. 09:16.883 --> 09:18.323 ‫می‌دونستم همین‌ طوره. 09:20.603 --> 09:22.243 ‫می‌شه خود...؟ 09:25.323 --> 09:26.483 ‫وای... 09:26.483 --> 09:28.683 ‫قطعاً اندازه‌ی چاقوی استیکه. 09:28.683 --> 09:30.483 ‫چی؟ نه، ببخشید. 09:30.483 --> 09:32.563 ‫اصلاً نمی‌تونی اینو بدونی. 09:32.563 --> 09:35.483 ‫قدش چقدر بود؟ حدود یک‌ متر و هشتاد؟ 09:35.483 --> 09:37.643 ‫و معلومه که ایستاده بود، 09:37.643 --> 09:41.003 ‫به این‌طرف و اون‌طرف می‌چرخیده... 09:41.003 --> 09:43.243 ‫احتمالاً سعی کرده بفهمه 09:43.243 --> 09:45.763 ‫چرا یک‌دفعه افتاده وسط بریگادون. 09:45.763 --> 09:48.683 ‫و بعد، ضربه باید از این سمت... 09:52.803 --> 09:54.963 ‫بله، فکر کنم همین ‌طوره. 09:54.963 --> 09:58.323 ‫و ضربه هم باید... از بالا بوده باشه؟ 09:58.323 --> 09:59.843 ‫یا از پایین؟ 10:00.963 --> 10:02.243 ‫از پایین. 10:03.563 --> 10:05.923 ‫قاتل راست‌دسته، قدش بیشتر از ‫یک‌ متر و هشتاده، 10:05.923 --> 10:08.283 ‫و احتمالاً حسابی خون روش پاشیده. 10:10.483 --> 10:13.483 ‫البته همه‌ی اینا حدس و گمانه، مگه نه؟ 10:13.483 --> 10:15.723 ‫دوست دارم فکر کنم ‫حدس نسبتاً حساب‌شده‌ایه. 10:15.723 --> 10:18.883 ‫- بریم امتحانش کنیم. ‫- امتحانش کنیم؟ منظورت چیه؟ 10:18.883 --> 10:20.923 ‫جان، منظورت از امتحان کردن چیه؟ 10:25.003 --> 10:26.843 ‫ببخشید. 10:35.363 --> 10:37.723 ‫ممنون، مامور. 10:37.723 --> 10:40.363 ‫خب، بله... 10:40.363 --> 10:43.523 ‫خیلی خب. هرکسی که هیچ خونی روش نیست، 10:43.523 --> 10:45.043 ‫لطفاً دستش رو ببره بالا. 10:48.843 --> 10:52.763 ‫جدی می‌گید؟ حتی نمی‌تونم ببینم ‫دست کسی پایینه یا نه. 10:52.763 --> 10:54.923 ‫اگه دستتون پایینه، ببریدش بالا. 10:57.243 --> 10:58.643 ‫خب، این که کمکی نکرد. 10:58.643 --> 11:01.003 ‫- حالا دست همه بالاست. ‫- بله، ممنون. متوجه شدم. 11:01.003 --> 11:02.603 ‫این یکی واقعاً سخته. 11:03.763 --> 11:06.444 ‫فکر کنم باید ‫بازجویی‌های بیشتری انجام بدید. 11:09.004 --> 11:10.484 ‫- خوش بگذره. ‫- آره. 11:12.164 --> 11:13.724 ‫خیلی خب... 11:38.964 --> 11:40.644 ‫بله؟ 11:40.644 --> 11:42.524 ‫سلام، بسته دارید. 11:42.524 --> 11:43.964 ‫چیه؟ 11:44.824 --> 11:45.604 ‫[حسابدار مجاز] 11:46.524 --> 11:48.524 ‫ماشین‌حساب. 11:56.604 --> 12:00.444 ‫چطوری...؟ ‫برای ورود به اینجا کارت لازم داری. 12:00.444 --> 12:02.524 ‫خب، ظاهراً لازم نیست، مگه نه؟ 12:02.524 --> 12:06.484 ‫تو عکس دستگیری واقعی ‫یه قاتل واقعی رو 12:06.484 --> 12:08.884 ‫توی بخش چهره‌های کمبریج چاپ کردی. 12:08.884 --> 12:12.884 ‫بله، چون تو یه داستان واقعی ‫برای همراهی باهاش بهم ندادی. 12:12.884 --> 12:16.004 ‫- نتونستی حلش کنی؟ ‫- جدول‌های من چی شدن؟ 12:16.004 --> 12:20.244 ‫باشه، باشه. یکم داره ‫امروز و فردا می‌کنه. 12:20.244 --> 12:22.364 ‫من هم به اندازه‌ی تو کلافه‌ام. 12:23.484 --> 12:27.084 ‫- فکر نکنم اصلاً بشناسیش. ‫- منظورت چیه که نمی‌شناسمش؟ 12:27.084 --> 12:28.764 ‫اون... اون... اونجاست. 12:33.724 --> 12:35.244 ‫اون لودویگه؟ 12:35.244 --> 12:38.324 ‫مشاور پلیس هم هست. ‫بهت گفته بودم. 12:38.324 --> 12:40.404 ‫خودت می‌فهمی که 12:40.404 --> 12:44.084 ‫حل کردن پرونده قتل توسط ‫طراح حرفه‌ای معما 12:44.084 --> 12:46.124 ‫خودش یه خبر واقعیه، مگه نه؟ 12:46.124 --> 12:48.284 ‫بله، بله، می‌دونم، ‫ولی نمی‌تونی اسمش رو چاپ کنی، 12:48.284 --> 12:49.924 ‫مبادا برادرش ببینه. 12:49.924 --> 12:52.404 ‫- برادرش؟ یعنی شوهرت؟ ‫- بله. 12:54.684 --> 12:57.324 ‫داستانش مفصله. ‫واقعاً نمی‌خوای بدونی. 12:57.324 --> 12:59.564 ‫نه، نمی‌خوام. ممنون که سر زدی. 12:59.564 --> 13:03.324 ‫خب، می‌خوام درباره‌ی جوآن کمپر ‫یه گزارش افشاگرانه بنویسم. 13:03.324 --> 13:04.644 ‫نماینده‌ی محلی ماست. 13:05.684 --> 13:07.924 ‫می‌دونم. چه کار کرده؟ 13:07.924 --> 13:10.324 ‫نمی‌دونم. ‫هنوز گزارش رو ننوشتم. 13:10.324 --> 13:12.844 ‫می‌تونی کمک کنی باهاش مصاحبه کنم؟ 13:12.844 --> 13:14.164 ‫نه. 13:15.564 --> 13:18.644 ‫خیلی خب. اگه خودم مصاحبه رو جور کنم، ‫تاییدم می‌کنی؟ 13:18.644 --> 13:20.404 ‫پس جدول‌هام کِی به دستم می‌رسه؟ 13:20.404 --> 13:22.364 ‫به ‌زودی. به‌ زودی. 13:22.364 --> 13:24.764 ‫- پس حله؟ موافقی؟ ‫- لطفاً تنهام بذار. 13:24.764 --> 13:26.244 ‫خبرت می‌کنم. 13:47.884 --> 13:49.804 ‫ولی حتی یک عکس از خود رقص نیست. 13:49.804 --> 13:51.084 ‫خب، همه داشتن می‌رقصیدن. 13:51.084 --> 13:52.844 ‫نمی‌گم عکس‌ها تار نمی‌شدن، 13:52.844 --> 13:54.324 ‫ولی بازم بد نبود یکی داشتیم. 13:54.324 --> 13:55.924 ‫توی پس‌زمینه‌ی یکی از عکس‌هاست. 13:55.924 --> 13:59.680 ‫مادربزرگم همیشه می‌گفت ‫اخم کردن ماهیچه‌های بیشتری از لبخند زدن می‌خواد. 13:59.680 --> 14:01.164 ‫این پرونده هر لحظه جذاب‌تر می‌شه، مگه نه؟ 14:01.164 --> 14:02.805 ‫این حتی معما هم نیست. 14:02.805 --> 14:05.885 ‫چطور کشته شدن یه نفر وسط ‫۳۶ تا شاهد 14:05.885 --> 14:07.285 ‫معما نیست؟ 14:07.285 --> 14:09.445 ‫اگه درست مطرحش کنی، ‫می‌تونه چیستان باشه، 14:09.445 --> 14:12.085 ‫ولی با این ‌همه متغیر نمی‌شه معما داشت، 14:12.085 --> 14:15.485 ‫مگه اینکه همین تعداد زیاد متغیرها ‫خود معما رو ساخته باشن. 14:15.485 --> 14:16.965 ‫ولی این خیلی منحصربه‌فرده. 14:18.245 --> 14:20.205 ‫خانم، چند تا اظهاریه داریم که از... 14:20.205 --> 14:21.805 ‫بذار برای بعد، سربازرس کارتر. 14:23.285 --> 14:24.445 ‫می‌شه؟ 14:24.445 --> 14:26.125 ‫دفتر من. تو هم بیا، جان. 14:27.805 --> 14:30.605 ‫می‌خوای ما هم بیایم؟ یا...؟ 14:30.605 --> 14:32.485 ‫فکر کنم کار دارید. 14:33.765 --> 14:35.205 ‫- آره. ‫- بله، خانم. 14:35.205 --> 14:37.085 ‫خیلی خب. انجامش بدید. 14:39.365 --> 14:41.245 ‫اینجا یه جور محفل خودمونیه، مگه نه؟ 14:58.845 --> 15:02.725 ‫رئیس پلیس زیگلر از امروز صبح ‫رفته مرخصی رسمی. 15:06.605 --> 15:09.845 ‫- برای چه مدتی؟ ‫- خب، با توجه به اینکه ۳۰ ساله 15:09.845 --> 15:11.405 ‫حتی یک روز هم مرخصی نگرفته، ‫اصلاً نمی‌تونم حدس بزنم. 15:12.805 --> 15:14.805 ‫البته این خبر رو هم ‫مستقیماً از خودش نشنیدم. 15:16.365 --> 15:18.685 ‫به نظرم عادی نیست. 15:18.685 --> 15:20.565 ‫نه، جان. ‫اینکه وسط یک تحقیقات داخلی مهم 15:20.565 --> 15:23.965 ‫یک‌دفعه بزنه به سرش و بره تعطیلات، ‫عادی نیست. 15:23.965 --> 15:26.885 ‫- فکر می‌کنید... ‫- من درباره‌ی هیچ ‌چی نظر یا اطلاعی ندارم. 15:26.885 --> 15:30.165 ‫هالی چیزی علیه رئیس پلیس داشته ‫و اونا پیداش کردن؟ 15:30.165 --> 15:32.965 ‫مرخصیش رسمیه. ‫رفته تعطیلات. 15:35.045 --> 15:38.325 ‫با احترام، خانم، ‫خودتون که واقعاً اینو باور نمی‌کنید. 15:38.325 --> 15:40.445 ‫می‌تونم همین رو بگم. 15:40.445 --> 15:43.245 ‫حالا این خبر کم‌کم توی اداره می‌پیچه. 15:43.245 --> 15:44.845 ‫و شایعه‌های معمول هم راه می‌افتن. 15:46.045 --> 15:49.685 ‫به دلایل واضح، فقط به شما ‫یه هشدار مختصر داده شده. 15:49.685 --> 15:52.085 ‫و اگه کسی چیزی مطرح کرد، ‫می‌دونید باید چی بگید. 15:54.965 --> 15:57.165 ‫می‌دونید باید چی بگید، مگه نه، جان؟ 15:57.165 --> 15:59.565 ‫خب، به نظر می‌رسه تعلیق شده، 15:59.565 --> 16:02.565 ‫ولی جوری که به نظر نیاد تعلیق شده. 16:03.645 --> 16:05.365 ‫فرض می‌کنم نباید اینو بگم، درسته؟ 16:26.005 --> 16:27.365 ‫دو ثانیه. 16:27.365 --> 16:29.085 ‫زیگلر تعلیق شده. 16:29.085 --> 16:31.405 ‫چطور می‌تونم از جوآن کمپر ‫وقت مصاحبه بگیرم؟ 16:31.405 --> 16:32.605 ‫- چی؟ ‫- چی؟ 16:32.605 --> 16:35.285 ‫- زیگلر تعلیق شده؟ ‫- آره. 16:35.285 --> 16:38.085 ‫نباید درباره‌ش حرف بزنیم ‫یا باهاش تماس بگیریم. 16:38.085 --> 16:40.525 ‫ولی سربازرس کارتر ‫همش داره به یکی پیام می‌ده 16:40.525 --> 16:42.645 ‫و خیلی جدی شده. 16:42.645 --> 16:44.245 ‫اون اسمه رو جلوش آوردی؟ 16:44.245 --> 16:46.165 ‫درباره‌ی جوآن کمپر چی گفتی؟ 16:46.165 --> 16:48.125 ‫- داری از جواب دادن طفره می‌ری؟ ‫- تو چی؟ 16:48.125 --> 16:50.045 ‫نه، می‌خوام با جوآن کمپر ‫مصاحبه بگیرم. 16:50.045 --> 16:52.485 ‫- می‌دونی باید با کی تماس بگیرم؟ ‫- من از کجا باید بدونم؟ 16:52.485 --> 16:54.605 ‫تازه، فکر خیلی مزخرفیه. 16:54.605 --> 16:56.605 ‫نه، نیست. اون سرنخ اصلیمونه. ‫اگه جیمز بود این کار رو می‌کرد. 16:56.605 --> 16:59.005 ‫راستش، تا جایی که ما می‌دونیم، ‫شاید اصلاً همین کار رو هم کرده. 16:59.005 --> 17:00.965 ‫خب، این که اصلاً نشانه‌ی خوبی نیست، ‫هست؟ 17:00.965 --> 17:03.325 ‫شاید دفتر داشته باشه. ‫دفعه‌ی بعد اونجا رو امتحان می‌کنم. 17:03.325 --> 17:04.885 ‫هنوز نرفتی خونه؟ 17:04.885 --> 17:07.525 ‫لوسی، ما توی صندوق عقب بستنی یخی داریم! 17:09.005 --> 17:10.445 ‫باید برم. 17:10.445 --> 17:12.405 ‫آدام نیوسام، اسمشو بیار! 17:14.845 --> 17:17.125 ‫لوسی بود؟ 17:17.125 --> 17:18.765 ‫وای، نه. 17:18.765 --> 17:20.045 ‫استیو. 17:21.686 --> 17:22.726 ‫استیو؟ 17:23.686 --> 17:25.686 ‫دوستم، استیو. 17:25.686 --> 17:26.926 ‫کجا داریم می‌ریم؟ 17:26.926 --> 17:28.326 ‫اتاق عروس و داماد. 17:28.326 --> 17:30.606 ‫خیلی خب، دو نفرن، این بهتره. 17:30.606 --> 17:31.966 ‫آسون‌تره. 17:33.666 --> 17:35.746 ‫چرا. برادر سینا هم هستم. 17:35.746 --> 17:37.106 ‫جان، کسی رو توی اتاق حبس نکردیم. 17:37.106 --> 17:39.106 ‫تقریباً می‌تونن هر جا می‌خوان برن. 17:39.106 --> 17:42.386 ‫اگه بخوایم می‌تونیم از کشور هم بریم. 17:42.386 --> 17:44.266 ‫معلومه که نمی‌تونیم این کار رو بکنیم. 17:44.266 --> 17:46.146 ‫خب. 17:46.146 --> 17:47.906 ‫پس نوشیدنی رو پیدا کردی. 17:47.906 --> 17:49.066 ‫ببخشید؟ 17:49.066 --> 17:52.546 ‫خب، فکر کنم باید یه چیزی رو خاطرنشان کنم، 17:52.546 --> 17:54.986 ‫با وجود شوک همه‌مون از اتفاقات امروز... 17:56.506 --> 17:59.346 ‫انگار کسی زیاد عزادار نیست. 17:59.346 --> 18:00.666 ‫می‌شه اینو گفت؟ 18:01.906 --> 18:05.146 ‫اوون دویل یه روانی بود. 18:05.146 --> 18:07.546 ‫زندگی خواهرم رو به جهنم تبدیل کرده بود. 18:07.546 --> 18:10.146 ‫دخترم دو سال زندانی مجازی اون مرد بود، 18:10.146 --> 18:12.906 ‫و همه‌مون به عنوان یه خانواده تونستیم ‫برش گردونیم. 18:14.666 --> 18:16.106 ‫هی... 18:18.186 --> 18:20.866 ‫وقتی ۱۸ ساله‌م بود دیدمش. 18:22.146 --> 18:24.146 ‫تا ۱۹ سالگی، 18:24.146 --> 18:27.026 ‫مجبورم کرد رابطه‌م رو با همه قطع کنم. 18:28.026 --> 18:29.906 ‫بردم اون‌ سر کشور. 18:29.906 --> 18:32.506 ‫متاسفم که اینو می‌شنوم. 18:32.506 --> 18:36.146 ‫مجبورم بپرسم، از نظر فیزیکی ‫بهت آسیب زد؟ 18:38.106 --> 18:39.706 ‫- نه. ‫- فرقی هم می‌کنه؟ 18:40.986 --> 18:43.026 ‫نه. 18:43.026 --> 18:44.706 ‫درد، درده. 18:47.826 --> 18:49.026 ‫هوم. 18:51.106 --> 18:53.506 ‫اون موقع می‌شناختیش یا...؟ 18:53.506 --> 18:55.986 ‫نه. 18:55.986 --> 18:58.666 ‫هیچ ‌کدومشون رو نمی‌شناختم. 18:58.666 --> 19:00.906 ‫من و سینا، ‫چند سال بعدش با هم آشنا شدیم. 19:02.826 --> 19:04.466 ‫البته اون موقع دیگه قطعاً می‌شناختمش. 19:06.506 --> 19:07.946 ‫اصلاً ول‌کن نبود. 19:10.106 --> 19:13.786 ‫تا همین امروز هم ول‌کن نبود. 19:16.426 --> 19:18.586 ‫هشت سال. 19:19.826 --> 19:22.466 ‫خب، الان دیگه ول‌ کرده! 19:22.466 --> 19:24.426 ‫عزیزم، اینطوری کمک نمی‌کنی. 19:26.146 --> 19:29.466 ‫کارآگاه، اون مرد وسواسی و خطرناک بود. 19:30.866 --> 19:32.706 ‫نه اینکه شماها قبول داشته باشید. 19:33.626 --> 19:35.306 ‫گزارش داده بودید؟ 19:35.306 --> 19:37.866 ‫همه‌مون یه زمانی گزارش داده بودیم. 19:37.866 --> 19:39.386 ‫سوابق رو چک کنید. 19:39.386 --> 19:41.906 ‫باید ده‌ها حادثه ثبت شده باشه 19:41.906 --> 19:43.906 ‫که همه‌شون زیر پوشه‌ی «نادیده گرفتن» بایگانی شدن. 19:43.906 --> 19:46.186 ‫و بهش گفته بودم، مخصوصاً خودم، 19:46.186 --> 19:48.546 ‫که اگه امروز آفتابی بشه، 19:48.546 --> 19:50.586 ‫این آخرین کاریه که تو عمرش می‌کنه. 19:50.586 --> 19:51.946 ‫که همینم شد. 19:53.186 --> 19:54.706 ‫تو کُشتیش؟ 19:54.706 --> 19:56.066 ‫نه. 19:58.066 --> 20:00.386 ‫ببینید، اصلاً نمی‌فهمم چطور ‫کسی این کار رو کرده 20:00.386 --> 20:02.466 ‫و حتی یه نفرمون هم متوجه نشده. 20:02.466 --> 20:05.946 ‫آره! ممنون! ‫کلافه‌کننده نیست؟ 20:05.946 --> 20:09.266 ‫خب، دوست دارم دست کسی که ‫این کار رو کرده بفشارم. 20:09.266 --> 20:11.106 ‫احتمالاً قبلاً این کار رو کردی. 20:23.467 --> 20:24.947 ‫خب، این که خیلی بد به نظر می‌رسه، نه؟ 20:24.947 --> 20:27.267 ‫هشدارهای مکرر درباره یه آدم خطرناک 20:27.267 --> 20:28.987 ‫که آخرش به قتل منجر می‌شه؟ 20:28.987 --> 20:32.827 ‫بله، ولی منجر به مرگ اون آدم خطرناک شد، ‫پس... 20:32.827 --> 20:34.707 ‫آره، حدس می‌زنم این یکم قضیه رو تعدیل می‌کنه. 20:34.707 --> 20:36.427 ‫تازه همه‌شون توی اون منطقه‌ی خاکستری قرار می‌گیرن، 20:36.427 --> 20:39.587 ‫که همه‌ جا پیداش می‌شد ‫و خودش رو نشون می‌داد. 20:39.587 --> 20:41.947 ‫چرا؟ هدفش چی بوده؟ 20:41.947 --> 20:43.627 ‫هدفش همین بوده. 20:43.627 --> 20:46.547 ‫می‌خواسته دختره بدونه که هیچ‌ وقت ‫از زندگیش بیرون نمیره. 20:47.867 --> 20:49.427 ‫شکنجه‌ی روانی. 20:49.427 --> 20:52.387 ‫متاسفانه، عدالت باید براش اجرا بشه. 20:52.387 --> 20:54.027 ‫بله. پس روال استاندارد... 20:54.027 --> 20:55.707 ‫صبر کن، اون چیه؟ 20:55.707 --> 20:58.027 ‫این؟ این رقص هماهنگ‌شده‌ست. 20:58.027 --> 21:00.747 ‫- به همه‌شون یکی دادن. ‫- دستورالعمل داره؟ 21:00.747 --> 21:03.107 ‫فکر کردی فقط داشتن ‫فی‌البداهه می‌رقصیدن؟ 21:03.107 --> 21:05.947 ‫پس... پس این دایره‌ها آدم‌ان، نه؟ 21:05.947 --> 21:08.827 ‫و جهت چرخشی که دارن، 21:08.827 --> 21:11.107 ‫با فلش‌های متصل که نشون می‌دن 21:11.107 --> 21:13.307 ‫کجا با بقیه تلاقی پیدا می‌کنن؟ 21:14.867 --> 21:18.427 ‫و مقتول اینجا وسط بوده، 21:18.427 --> 21:20.147 ‫درست جایی که این اتفاق می‌افته. 21:20.140 --> 21:22.100 ‫بعد این فلش‌های دوم نشون می‌دن که 21:22.107 --> 21:24.787 ‫چطور همه‌شون دوباره از مرکز کشیدن عقب، 21:24.787 --> 21:27.507 ‫سمت مخالف شروع، 21:27.507 --> 21:30.587 ‫چرخششون رو معکوس کردن، ‫و دوباره برگشتن وسط. 21:30.587 --> 21:32.067 ‫درسته؟ 21:32.067 --> 21:34.387 ‫من فقط چاپش کردم. 21:34.387 --> 21:38.027 ‫این یه معمای چرخ‌دنده‌ایه! ‫تا جایی که می‌شه نزدیکه. 21:38.027 --> 21:40.227 ‫ببخشید، هیجان‌زده شدم. 21:40.227 --> 21:42.827 ‫این‌ها چرخ‌دنده‌ان، می‌بینی؟ 21:42.827 --> 21:45.267 ‫نه، اونا آدمن، جان. 21:45.267 --> 21:47.227 ‫آدم، چرخ‌دنده، فرقی نمی‌کنه. 21:47.227 --> 21:48.507 ‫همه‌شون متغیرن. 21:48.507 --> 21:49.747 ‫می‌تونم این رو بردارم؟ 21:49.747 --> 21:51.347 ‫می‌تونی برداری؟ 21:51.347 --> 21:52.707 ‫عجب نبوغی. 21:52.707 --> 21:57.107 ‫چرخ‌دنده‌ها معمولاً فقط می‌چرخن، ‫ولی اینا هم می‌چرخن و هم جلو عقب می‌رن. 21:57.107 --> 21:59.067 ‫اینو نگه می‌دارم. 22:01.107 --> 22:03.187 ‫هر وقت بخواد می‌تونه بره خونه، هان؟ 22:11.387 --> 22:13.227 ‫پس مستقیم رفتی دفترش؟ 22:13.227 --> 22:15.787 ‫آره، سعی کردم دم در دفترش ‫واسه مصاحبه غافلگیرش کنم، 22:15.787 --> 22:17.427 ‫کل روز کشیک دادم. 22:17.427 --> 22:18.907 ‫کشیک دادی؟ 22:18.907 --> 22:20.907 ‫آره، بیرون پارک کردم. 22:20.907 --> 22:22.307 ‫کسی نیومد. 22:22.307 --> 22:25.067 ‫کل دفتر حوزه‌ی انتخابیش تعطیل بود. 22:25.067 --> 22:27.827 ‫خدا می‌دونه کجا بودن. ‫نمی‌دونم چرا مالیات می‌دیم. 22:27.827 --> 22:29.827 ‫بیمارستان بود، مامان. 22:29.827 --> 22:31.907 ‫داشت با پرستارها ملاقات می‌کرد. 22:31.907 --> 22:33.667 ‫بازم باید باشه. 22:54.107 --> 22:56.267 ‫- سلام. ‫- اومدید. 22:56.267 --> 22:58.987 ‫اینو ببین! همه‌شون همین ‌طورین. 22:58.987 --> 23:00.347 ‫- چیه... ‫- چی؟ 23:00.347 --> 23:02.707 ‫این یه رقص محلیه. 23:02.707 --> 23:03.867 ‫افتضاح نیست؟ 23:03.867 --> 23:05.187 ‫اون لپ‌تاپ منه؟ 23:05.187 --> 23:08.667 ‫آره! تنهایی تونستم ‫اون ویدیو رو پیدا کنم، 23:08.667 --> 23:11.107 ‫بعد از اینکه به اداره زنگ زدم ‫و راهنماییم کردن. 23:11.107 --> 23:13.627 ‫راستی، پسوردت خیلی مسخره‌ست. 23:13.627 --> 23:15.027 ‫باید عوضش کنی. 23:15.027 --> 23:16.507 ‫ببخشید، این چیه؟ 23:16.507 --> 23:20.347 ‫یه نسخه‌ از معمای چرخ‌دنده‌ای، ‫بر اساس همون رقص. 23:20.347 --> 23:21.787 ‫تو معمای چرخ‌دنده‌ای، 23:21.787 --> 23:23.707 ‫چندین چرخ‌دنده‌ی چرخان وجود داره، 23:23.707 --> 23:26.827 ‫که همه‌شون در ارتباط با همدیگه ‫حرکت می‌کنن. 23:26.827 --> 23:29.147 ‫این درست نیست. ‫برگرد اون‌طرف. 23:29.147 --> 23:31.947 ‫صدها محاسبه وجود داره، 23:31.947 --> 23:34.907 ‫ولی فقط یکیشون هست که ‫تک‌تک چرخ‌دنده‌ها رو 23:34.907 --> 23:37.587 ‫تو دقیق‌ترین زاویه‌ی چرخشی ‫برای حل معما قرار می‌ده. 23:40.348 --> 23:42.108 ‫آره. 23:42.108 --> 23:45.868 ‫همه‌ی این دایره‌ها رقاص‌ها هستن، ‫چرخ‌دنده‌های ما، 23:45.868 --> 23:48.308 ‫که هماهنگ با هم می‌چرخن. 23:48.308 --> 23:51.748 ‫همه‌ی رقاص‌ها یه میدان دید دارن، 23:51.748 --> 23:53.828 ‫که با این ضربدرهای کوچیک مشخص شده، 23:53.828 --> 23:55.988 ‫که دائماً تغییر می‌کنه 23:55.988 --> 23:59.828 ‫وقتی هم در جهت عقربه‌های ساعت ‫و خلاف اون می‌چرخن، 23:59.828 --> 24:02.388 ‫و در عین حال هم مرتباً 24:02.388 --> 24:03.948 ‫اینجا توی مرکز جمع می‌شن 24:03.948 --> 24:05.748 ‫قبل از اینکه دوباره پخش بشن. 24:08.548 --> 24:11.268 ‫اونا در مجموع هشت بار این کار رو می‌کنن 24:11.268 --> 24:12.948 ‫و تو یکی از اون هشت بار، 24:12.948 --> 24:14.868 ‫میدان دید همه‌شون 24:14.868 --> 24:17.668 ‫باید طوری بوده باشه که پشت به مقتول باشن. 24:18.908 --> 24:20.668 ‫همه‌... 24:20.668 --> 24:23.428 ‫به‌جز قاتل ما. 24:27.068 --> 24:30.388 ‫ببخشید. این مربوط به قتل ‫عروسی صبح امروز بود. 24:30.388 --> 24:31.988 ‫احتمالاً باید می‌گفتم. 24:32.988 --> 24:35.188 ‫متغیرهای زیادی نداره؟ 24:35.188 --> 24:36.908 ‫متغیرهای زیادی داره! 24:36.908 --> 24:39.428 ‫ولی وقتی حضوری نباشن، ‫کنترلشون خیلی راحت‌تره. 24:39.428 --> 24:42.068 ‫جان، تا حالا به ذهنت رسیده که ‫تعلیق زیگلر 24:42.068 --> 24:45.668 ‫شاید هیچ ربطی به پرونده‌ی سینکلر ‫یا فایل‌های هالی نداشته باشه؟ 24:45.668 --> 24:47.588 ‫صبر کن، زیگلر تعلیق شده؟ 24:47.588 --> 24:48.828 ‫عزیزم، همون اول بهت گفتم. 24:48.828 --> 24:51.148 ‫نه، همش داشتی درباره‌ی مصاحبه با ‫جوآن کمپر حرف می‌زدی. 24:51.148 --> 24:52.748 ‫با جوآن کمپر مصاحبه کردی؟ 24:52.748 --> 24:54.468 ‫می‌خوام با جوآن کمپر مصاحبه کنم. 24:54.468 --> 24:56.548 ‫لطفاً با جوآن کمپر مصاحبه نکن. 24:56.548 --> 24:59.148 ‫اگه تعلیق زیگلر به‌خاطر تو باشه چی؟ 25:01.668 --> 25:03.028 ‫آخه بهش فکر کن. 25:03.028 --> 25:06.748 ‫زیگلر رئیس پلیسه، ‫کی می‌تونه تعلیقش کنه؟ 25:06.748 --> 25:09.988 ‫رئیس پلیس‌ها قابل تعلیق‌ان. ‫حتی اون هم به کسی جواب‌گوئه. 25:09.988 --> 25:12.268 ‫بله، البته که هست. 25:14.548 --> 25:16.508 ‫ولی... ولی اون طرف کمپره. 25:16.508 --> 25:19.268 ‫البته اگه طرفی باشه و اون توش باشه. 25:19.268 --> 25:21.588 ‫زیگلر تو رو برد خونه‌ی کمپر. 25:21.588 --> 25:23.908 ‫اون فکر کرد تو جیمزی، ‫هنوزم ممکنه فکر کنه، خدا می‌دونه. 25:23.908 --> 25:25.468 ‫روز بعدش، زیگلر غیبش زد. 25:25.468 --> 25:28.188 ‫این می‌شه سه تا... 25:29.308 --> 25:30.788 ‫اتفاق هم‌زمان. 25:30.788 --> 25:33.708 ‫داری خیلی راحت و بی‌دلیل ‫از این کلمه استفاده می‌کنی. 25:33.708 --> 25:35.908 ‫معنی نداره، لوسی. 25:35.908 --> 25:37.468 ‫اگه زیگلر توی مشتش باشه، 25:37.468 --> 25:40.348 ‫آخرین چیزی که می‌خواد اینه که ‫اون از صحنه حذف بشه، 25:40.348 --> 25:43.668 ‫مخصوصاً با تحقیقات پیندر که ‫تو زیرزمین داره انجام می‌شه. 25:43.668 --> 25:45.548 ‫وایسا، فکر کردم می‌خوای بری اونجا؟ 25:45.548 --> 25:46.828 ‫هنوز دارم روش کار می‌کنم. 25:46.828 --> 25:48.108 ‫فکر کردم می‌خوای 25:48.108 --> 25:49.788 ‫به اسم آدام نیوسام جلوی راسل اشاره کنی؟ 25:49.788 --> 25:51.868 ‫رو اونم دارم کار می‌کنم. 25:51.868 --> 25:54.388 ‫حل کردن این احتمالاً کمک می‌کنه، 25:54.388 --> 25:56.748 ‫یا حداقل سرحالش می‌کنه. 25:56.748 --> 25:58.188 ‫قطعاً حالش خوش نیست. 25:59.508 --> 26:01.508 ‫خدای من، ‫واقعاً لازمه این آهنگ پخش بشه؟ 26:01.508 --> 26:03.748 ‫خب، ترجیح می‌دادم نباشه، ‫ولی چی کار می‌شه کرد؟ 26:07.188 --> 26:09.068 ‫قربون دستت. 26:09.568 --> 26:12.568 Z A R D F I L M تقدیم میکند 26:22.828 --> 26:24.068 ‫پس مطابقت داشت؟ 26:24.068 --> 26:28.348 ‫آره، سلاح قتل نبوده، ‫ولی دقیقاً مثل اونه. 26:28.348 --> 26:30.388 ‫دقیقاً همون‌ طور که جان تیلور گفت. 26:30.388 --> 26:32.468 ‫محال بود از روی زخم اینو فهمیده باشه. 26:32.468 --> 26:34.948 ‫نه؟ ولی فهمید. 26:34.948 --> 26:36.348 ‫آسیب‌شناس دیگه چی گفت؟ 26:36.348 --> 26:38.988 ‫قاتل قدش حدود ۱۸۰ بوده، ‫احتمالاً راست‌دست. 26:38.988 --> 26:41.588 ‫پس در واقع سه از سه تا رو درست گفت؟ 26:41.588 --> 26:43.348 ‫سه از سه تا! 26:43.348 --> 26:45.828 ‫چاقوی استیک، راست‌دست، قد ۱۸۰! 26:45.828 --> 26:47.028 ‫معلومه. 26:47.028 --> 26:50.628 ‫و متاسفانه، هیچ کمکی هم نکرد. 26:50.628 --> 26:52.548 ‫کل شب رو وقت گذاشتم، 26:52.548 --> 26:55.868 ‫تمام محاسبات تمام متغیرها رو بررسی کردم. 26:55.868 --> 26:57.908 ‫کلاً هشت ساعت خوابیدم. 26:57.908 --> 27:00.268 ‫مدت کاملاً نرمالیه. 27:00.268 --> 27:01.709 ‫مسخره‌بازی درنیار. 27:02.789 --> 27:04.949 ‫عاشق اینم، هوشمندانه‌س. 27:04.949 --> 27:07.509 ‫معمای چرخ‌دنده‌ای که چرخ‌دنده‌هاش ‫ثابت نمی‌مونن. 27:07.509 --> 27:09.509 ‫خیلی خلاقانه‌ست. 27:09.509 --> 27:13.029 ‫باید یه اسم واسش پیدا کنم... 27:13.029 --> 27:14.549 ‫دایره‌های لغزان؟ 27:14.549 --> 27:16.829 ‫اسم دایره‌های لغزان رو روش نمی‌ذارم. 27:17.869 --> 27:19.789 ‫و نکته اینجاست که جواب می‌ده. 27:19.789 --> 27:22.149 ‫در واقع صد درصد قابل حله 27:22.149 --> 27:25.349 ‫اگه چند تا از موقعیت‌های اولیه‌ش رو ‫تغییر بدیم. 27:25.349 --> 27:29.029 ‫که متاسفانه نمی‌تونیم، ‫چون سر جای خودشون بودن. 27:29.029 --> 27:30.629 ‫یعنی چی؟ 27:30.629 --> 27:32.589 ‫خب، عجیبه، یعنی 27:32.589 --> 27:36.189 ‫هیچ راهی نبوده که مقتول ‫بدون اینکه کسی بفهمه با چاقو زده بشه. 27:38.069 --> 27:40.349 ‫در واقع، یعنی تنها جواب اینه که 27:40.349 --> 27:42.309 ‫هیچ‌ کدوم از اینا اصلاً اتفاق نیفتاده. 27:43.949 --> 27:45.669 ‫هوم! 27:45.669 --> 27:48.669 ‫خیلی خب، این یکم مشکله ‫چون یارو واقعاً مرده. 27:48.669 --> 27:52.509 ‫آره، یادمه، ولی این همون چیزیه که ‫معما اثباتش می‌کنه. 27:52.509 --> 27:54.909 ‫اون چیزی که اتفاق افتاد، اتفاق نیفتاد. 28:01.189 --> 28:04.669 ‫فقط منم یا این کت ‌و شلوار ‫خیلی ارزون به نظر می‌رسه؟ 28:04.669 --> 28:06.829 ‫مخصوصاً در مقایسه با بقیه. 28:06.829 --> 28:10.149 ‫تصور می‌کنم کد لباس همراه با دعوتی بوده ‫که به دستش نرسیده، 28:10.149 --> 28:12.909 ‫به‌علاوه‌ی حرکات رقص که شاید ‫نجاتش می‌داد... 28:12.909 --> 28:14.509 ‫ببخشید. خانم. 28:14.509 --> 28:16.349 ‫آره، ما همین الان... 28:19.269 --> 28:20.709 ‫خانم. 28:22.269 --> 28:23.869 ‫زود میام. 28:23.869 --> 28:25.389 ‫نخواست تو بیای، جان. 28:25.389 --> 28:27.149 ‫شاید دلش بخواد منو ببینه. 28:29.029 --> 28:30.389 ‫خیلی خب، باشه. 28:55.749 --> 28:57.029 ‫سلام! سلام. 28:57.029 --> 29:00.069 ‫ببخشید، دیر کردم؟ زود اومدم؟ 29:01.629 --> 29:03.949 ‫راستش، مطمئن نیستم. ‫شما کی هستی؟ 29:03.949 --> 29:05.869 ‫لوسی، لوسی بتس. 29:05.869 --> 29:07.069 ‫و شما؟ 29:07.069 --> 29:09.629 ‫- هانا. ‫- هانا! منشی اون... 29:09.629 --> 29:12.109 ‫- دستیار شخصی. ‫- با هم ایمیل رد و بدل کردیم. 29:12.109 --> 29:15.109 ‫کردیم؟ موضوعش چی بود؟ 29:15.109 --> 29:18.469 ‫قرار بود امروز با جوآن مصاحبه کنم، ‫واسه روزنامه. 29:18.469 --> 29:19.589 ‫کدوم روزنامه؟ 29:19.589 --> 29:21.389 ‫روزنامه‌ی ایست آنگلیا. 29:21.389 --> 29:23.629 ‫- روزنامه‌ی ایست آنگلیا؟ ‫- ادورتایزر. 29:23.629 --> 29:25.429 ‫فقط معرفیه. بدون سیاست، 29:25.429 --> 29:27.949 ‫یه چیز ساده در حد ‫آشنایی با عضو شورای شهر. 29:27.949 --> 29:30.109 ‫چه کتابی رو با خودت می‌بری ‫به یه جزیره‌ی متروکه؟ 29:30.109 --> 29:33.749 ‫عضو موردعلاقه‌ت توی گروه تیک‌دت کیه؟ ‫مال من گری ـه. 29:33.749 --> 29:35.589 ‫همین چیزای کلیشه‌ای. 29:35.589 --> 29:37.149 ‫درسته... 29:37.149 --> 29:40.429 ‫مسئله اینجاست که من معمولاً ‫روی مصاحبه‌هایی که انجام می‌ده مسلطم، 29:40.429 --> 29:43.469 ‫ولی این یکی از زیر دستم در رفته. 29:43.469 --> 29:46.029 ‫اشکالی نداره، ‫همه اشتباه می‌کنن. 29:46.029 --> 29:47.749 ‫اینجاست؟ 29:47.749 --> 29:49.109 ‫نه، نیست. 29:49.109 --> 29:50.429 ‫مطمئنی؟ 29:50.429 --> 29:52.229 ‫جوآن تمام روز توی جلسه‌ست. 29:52.229 --> 29:53.509 ‫با کی؟ 29:55.629 --> 29:59.189 ‫می‌دونی چی کار کنی؟ ‫چرا کارتت رو بهم نمی‌دی؟ 29:59.189 --> 30:00.509 ‫کارتم؟ 30:02.469 --> 30:03.949 ‫می‌تونم بهتر از این کار کنم. 30:03.949 --> 30:06.949 ‫کارت ناخدام، ‫گرت فیشر رو بهت می‌دم. 30:06.949 --> 30:09.309 ‫سردبیره. ‫ما بهش می‌گیم ناخدا. 30:09.309 --> 30:10.669 ‫اون می‌تونه ضمانتم رو بکنه. 30:12.029 --> 30:16.149 ‫در واقع، اون همون کسی بود که ‫خبر قتل تئاتر رو چند روز پیش منتشر کرد. 30:16.149 --> 30:18.309 ‫شاید در موردش خونده باشی؟ 30:21.110 --> 30:23.910 ‫نه. 30:23.910 --> 30:25.590 ‫نه، نخوندم. 30:27.590 --> 30:29.590 ‫ببخشید، گفتی اسمت چی بود؟ 30:38.350 --> 30:40.870 ‫اصلاً می‌دونی اون چیزایی که ‫توی زیرزمین هستن برای چین؟ 30:40.870 --> 30:42.070 ‫در واقع، آره، می‌دونم. 30:43.870 --> 30:46.590 ‫- خب، نمی‌خوای برای بقیه هم تعریف کنی؟ ‫- راستش نه. 30:46.590 --> 30:49.070 ‫می‌خوام بگم امروز در مورد ‫زیگلر چی شنیدم...! 30:50.230 --> 30:51.510 ‫چی؟ 30:53.230 --> 30:55.550 ‫تو نمی‌دونی توی زیرزمین چه خبره. 30:55.550 --> 30:57.350 ‫حالت خوبه، آقای تیلور؟ 30:57.350 --> 30:59.910 ‫چـ...چی؟ آره، ممنون. 31:01.710 --> 31:03.190 ‫تو چی؟ 31:04.710 --> 31:06.310 ‫این... این دیگه چیه؟ 31:06.310 --> 31:09.870 ‫- کمربند. ‫- آره. خب... واقعاً هم همونه. 31:09.870 --> 31:13.550 ‫و از روی این چاقو خورده؟ 31:13.550 --> 31:15.350 ‫نه، در واقع. 31:15.350 --> 31:17.790 ‫فکر می‌کنیم درست از بالاش بوده. 31:19.710 --> 31:20.950 ‫فکر نمی‌کنم. 31:31.870 --> 31:33.230 ‫پس این یعنی... 31:35.830 --> 31:37.430 ‫که... 31:38.670 --> 31:41.070 ‫یه نفر حتماً باید... 31:42.870 --> 31:44.310 ‫فهمیدم. 31:47.790 --> 31:49.950 ‫عجب معمای خوبیه. 31:51.310 --> 31:53.550 ‫چه وقتمون تلف شد. 31:57.710 --> 31:59.230 ‫همه‌ش یه آزمون مشاهده‌ی 31:59.230 --> 32:02.070 ‫کاملاً معمولی بوده. 32:03.790 --> 32:06.230 ‫متغیرها بودن که گیجم کردن، می‌بینید؟ 32:09.990 --> 32:11.510 ‫یعنی می‌گی حلش کردی؟ 32:30.350 --> 32:31.710 ‫راسل! 32:38.870 --> 32:40.430 ‫اینجا چی کار می‌کنی؟ 32:40.430 --> 32:41.870 ‫نمی‌دونستم دیگه کجا باید برم. 32:41.870 --> 32:44.150 ‫همش ازم می‌خوان بگم کی این کارو کرده، 32:44.150 --> 32:47.550 ‫ولی بدون اینکه ‫اول عملی نشونشون بدم نمی‌تونم. 32:47.550 --> 32:49.430 ‫تو می‌فهمی، تو درک می‌کنی. 32:49.430 --> 32:51.950 ‫ببخشید، تو... تو قتل رو حل کردی؟ 32:51.950 --> 32:53.350 ‫جان... 32:54.750 --> 32:56.510 ‫اون کیه؟ 32:56.510 --> 32:58.830 ‫اونو آوردن تا ‫بر کارگروه پیندر نظارت کنه. 32:58.830 --> 33:01.070 ‫نگران اون نباش. 33:01.070 --> 33:02.790 ‫معاون رئیس پلیس. 33:02.790 --> 33:04.430 ‫نمی‌دونستم قراره اینجا باشی. 33:05.990 --> 33:07.910 ‫جان؟ جان؟ 33:09.070 --> 33:10.350 ‫حلش کردی یا نه؟ 33:11.390 --> 33:13.110 ‫- نه. ‫- همین الان گفتی که حلش کردی. 33:13.110 --> 33:14.390 ‫نه، من نگفتم، تو گفتی. 33:14.390 --> 33:16.710 ‫من گفتم اول باید یه نمایش عملی ‫براتون اجرا کنم. 33:16.710 --> 33:19.310 ‫می‌تونی بیای و بهشون بگی که ‫باید این کار رو بکنم؟ 33:25.110 --> 33:27.750 ‫می‌دونم فضای پا لازم داری، ‫ولی می‌شه دوباره جات رو عوض کنی؟ 33:27.750 --> 33:30.510 ‫چون دقیقاً باید همون‌طوری باشه که... ‫ممنون. 33:30.510 --> 33:33.070 ‫و حالا همگی وضعیت‌هاتون رو حفظ کنید. باشه. 33:42.751 --> 33:44.231 ‫خوبه، همگی دقیقاً برگشتن 33:44.231 --> 33:48.031 ‫به همون‌ جایی که موقع مراسم نشسته بودن. 33:48.031 --> 33:49.591 ‫واقعاً؟ 33:49.591 --> 33:50.951 ‫لازم نبود برگردن. 33:51.991 --> 33:53.831 ‫چی...؟ 33:53.831 --> 33:56.151 ‫سلام! ‫ببخشید که دوباره مزاحمتون شدم. 33:56.151 --> 33:59.391 ‫می‌ترسم وقت یه دور دیگه از ‫بازی «کی بود کی بود» باشه؟ 33:59.391 --> 34:01.951 ‫قبلاً تو این بازی خیلی خوب بودم. 34:01.951 --> 34:04.191 ‫این یه بازی بچگانه‌ست. 34:04.191 --> 34:07.031 ‫راستش یه نسخه‌ی خیلی بهتر ازش داشتم، 34:07.031 --> 34:09.111 ‫ولی متاسفانه من... 34:11.631 --> 34:13.031 ‫نه، عیبی نداره. 34:14.391 --> 34:16.271 ‫می‌شه همگی لطفاً بلند شید؟ 34:21.631 --> 34:24.831 ‫خب، اگه مرد هستید، همچنان بایستید. 34:30.111 --> 34:31.671 ‫تقریباً نصفشون. 34:31.671 --> 34:32.991 ‫جالبه. 34:32.991 --> 34:35.351 ‫از کِی تا حالا جنسیت قاتل رو می‌دونستیم؟ 34:35.351 --> 34:37.231 ‫حدود نیم ساعت پیش. 34:37.231 --> 34:40.751 ‫خیلی خب، بیاید سریع دوباره ‫سوال‌های دیروز رو مرور کنیم. 34:40.751 --> 34:43.871 ‫اگه هیچ لکه‌ی خونی ‫روی لباستون نبود، همون ‌طور ایستاده بمونید. 34:46.031 --> 34:50.591 ‫اگه راست‌دست هستید، ‫همچنان بایستید. 34:57.271 --> 34:59.351 ‫و اگه قدتون بالای صد و هشتاد هست. 35:04.271 --> 35:08.311 ‫دکتر پزشکی قانونی چی گفت؟ ‫گفت صد و هشتاد یا حدود صد و هشتاد؟ 35:08.311 --> 35:09.871 ‫حدود صد و هشتاد. 35:09.871 --> 35:10.911 ‫هه! 35:10.911 --> 35:14.071 ‫به نظر می‌رسه قاتلمون سعی داره ‫با یه نکته‌ی فنی از زیرش در بره. 35:14.071 --> 35:15.991 ‫می‌تونم از همه‌تون بخوام دوباره بلند شید 35:15.991 --> 35:18.871 ‫و میلی‌متر به میلی‌متر ‫گزینه‌ها رو کم کنم، 35:18.871 --> 35:20.591 ‫ولی یه راه سریع‌تر دارم. 35:20.591 --> 35:23.991 ‫از همه‌ی مردهایی که موقع عروسی ‫شال‌کمر نبسته بودن، 35:23.991 --> 35:26.711 ‫می‌خوام دوباره بلند شن. 35:31.231 --> 35:32.511 ‫یکی نبسته بوده. 35:36.471 --> 35:38.071 ‫کی بوده؟ 35:42.271 --> 35:44.271 ‫داره چی میگه؟ 35:44.271 --> 35:45.911 ‫این چه ربطی به قضیه داره؟ 35:45.911 --> 35:49.551 ‫کلی عکس از اون روز داریم. 35:49.551 --> 35:53.031 ‫مگه اینکه فکر کنی به طور معجزه‌آسایی ‫موفق شدی در هیچ لحظه‌ای 35:53.031 --> 35:56.951 ‫از روبرو توی عکس نیفتی، ‫که اگه این ‌طور باشه بهتره همین الان بلند شی. 36:12.111 --> 36:14.591 ‫- چی؟ ‫- مامان! 36:16.111 --> 36:17.271 ‫ممنون. 36:17.271 --> 36:19.191 ‫راستی، تو واقعاً به طور معجزه‌آسایی 36:19.191 --> 36:22.071 ‫موفق شدی در هیچ لحظه‌ای ‫از روبرو توی عکسا نیفتی. 36:24.271 --> 36:25.911 ‫با بازی کی بود کی بود قاتلمون رو پیدا کردیم. 36:26.991 --> 36:28.751 ‫می‌خوای ازش اعتراف بگیرم؟ 36:28.751 --> 36:30.031 ‫ازش اعتراف می‌گیرم. 36:31.751 --> 36:33.271 ‫همه خیلی شوکه شده بودن 36:33.271 --> 36:35.751 ‫وقتی اوون یهو توی مراسم ظاهر شد، 36:35.751 --> 36:37.991 ‫ولی شرط می‌بندم هیچ ‌کس ‫به اندازه‌ی تو شوکه نشد... 36:40.151 --> 36:42.591 ‫با توجه به اینکه قرار بود ‫از قبل مرده باشه. 36:53.071 --> 36:54.471 ‫من دیر رسیده بودم. 36:55.831 --> 36:57.071 ‫چه عجب اومدی! 36:57.071 --> 36:59.752 ‫بقیه‌ی مهمونا آماده بودن، لباس عوض کرده بودن، 36:59.752 --> 37:03.072 ‫از هتل زده بودن بیرون، ‫داشتن می‌رفتن سمت باغ. 37:12.472 --> 37:13.672 ‫اون اونجا بود. 37:15.112 --> 37:16.472 ‫یه اتاق گرفته بود. 37:18.912 --> 37:23.272 ‫باید شب قبلش دیر رسیده باشه ‫و با اسم مستعار ثبت‌نام کرده باشه. 37:31.952 --> 37:33.832 ‫با هم درگیر شدیم. 37:56.432 --> 38:01.712 ‫حتی یادم نمیاد چطور این کار رو کردم. 38:03.072 --> 38:07.312 ‫فقط یهو دیدمش، فهمیدم چی شد. 38:07.812 --> 38:10.812 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 38:59.072 --> 38:59.772 ‫[مزاحم نشید] 39:05.112 --> 39:07.232 ‫همه‌تون دیوونه شدید؟ 39:07.232 --> 39:09.872 ‫برادرم اوون رو نکشته. 39:09.872 --> 39:12.672 ‫اون اینجا بود، زنده بود. 39:12.672 --> 39:14.632 ‫همه‌مون دیدیمش! 39:14.632 --> 39:18.112 ‫بهت اطمینان میدم که برادرت ‫اونو کشته، خانم پرایس. 39:18.112 --> 39:19.472 ‫خانم پرایس...! 39:19.472 --> 39:22.312 ‫ببخشید، اولین باره که اینو می‌شنوم. 39:23.432 --> 39:25.392 ‫اسم قشنگیه. 39:25.392 --> 39:28.432 ‫فقط یه واکنش با تاخیر بود. 39:32.112 --> 39:35.672 ‫مرگ آقای دویل می‌تونست اتفاق نیفته 39:35.672 --> 39:38.472 ‫اگه می‌رفت پیش دکتر، 39:38.472 --> 39:41.592 ‫کاری که هر آدم نرمالی انجام میداد. 39:41.592 --> 39:43.912 ‫ولی اولویت‌های مقتول ما 39:43.912 --> 39:45.472 ‫خیلی با نرمال فاصله داشت. 39:51.592 --> 39:53.152 ‫فکر نمی‌کنم مردن 39:53.152 --> 39:56.072 ‫جزو برنامه‌های از قبل تعیین‌شده‌اش ‫برای امروز بوده باشه. 39:56.072 --> 39:59.752 ‫واقعاً فکر می‌کنم اون تصور می‌کرد ‫می‌تونه همه‌ی این کارها رو بکنه 39:59.752 --> 40:01.312 ‫و بعدش سالم بذاره بره. 40:02.752 --> 40:06.832 ‫متاسفانه، شال‌کمر فقط تا یه حدی ‫می‌تونه جلوی خونریزی رو بگیره. 40:22.033 --> 40:24.313 ‫یا حتی حرکات رقص رو. 40:24.313 --> 40:26.633 ‫شال‌کمر نداشت، 40:26.633 --> 40:29.513 ‫نمی‌دونست لازمه و راستش، 40:29.513 --> 40:32.313 ‫کت ‌و شلواری هم نداشت که بهش بیاد. 40:32.313 --> 40:35.673 ‫اون شال‌کمر فقط می‌تونست متعلق به قاتل باشه. 40:36.873 --> 40:39.753 ‫ساقدوش، ایدن مونی. 40:42.233 --> 40:43.913 ‫آره، می‌دونیم. همین الان اعتراف کرد. 40:45.113 --> 40:47.113 ‫خب، خوبه. 40:48.193 --> 40:51.633 ‫جالبه، ولی اگه فقط چند نفرتون ‫موقعیت‌های اولیه‌تون 40:51.633 --> 40:54.873 ‫متفاوت بود، ‫واقعاً ممکن بود کسی وسط رقص، 40:54.873 --> 40:58.113 ‫بدون اینکه کسی متوجه شه، کشته بشه. 40:58.113 --> 41:00.433 ‫و این ‌طوری معما واقعاً کارساز بود. 41:00.433 --> 41:03.913 ‫هرچند البته، در نهایت اصلاً به درد نخورد. 41:18.153 --> 41:20.633 ‫یه سخنرانی توپی براتون آماده کرده بودم. 41:22.313 --> 41:24.193 ‫داستان، جوک. 41:26.153 --> 41:27.393 ‫عذر خواهی. 41:28.753 --> 41:30.633 ‫برای همه چی. 41:30.633 --> 41:32.233 ‫برای اینکه گذاشتم اون مرد... 41:32.233 --> 41:34.273 ‫ایدن. 41:34.273 --> 41:35.793 ‫تقصیر تو نبود. 41:37.993 --> 41:40.153 ‫هیچ ‌کدومش تقصیر تو نبود. 41:41.233 --> 41:43.633 ‫فقط می‌خواستم به سلامتی ‫بدون اون بری سر زندگیت. 41:46.553 --> 41:49.753 ‫به سلامتی بدون اون میریم سر زندگی. 41:53.193 --> 41:55.393 ‫- بیا اینجا. ‫- متاسفم. 41:55.393 --> 41:57.913 ‫- اشکالی نداره. ‫- متاسفم. 41:57.913 --> 42:01.073 ‫خب. پس دیگه وقتشه بریم بازداشتت کنیم؟ 42:01.073 --> 42:04.153 ‫- آره. ‫- یه روزی واسه یه نفر ساقدوش فوق‌العاده‌ای می‌شی. 42:04.153 --> 42:05.913 ‫می‌شم. واقعاً می‌شم. 42:19.673 --> 42:22.273 ‫- کارت خوب بود. ‫- ممنون. 42:25.993 --> 42:27.953 ‫راسل، حالت خوبه؟ 42:30.193 --> 42:32.353 ‫آره، آره. فقط... 42:33.633 --> 42:35.393 ‫عروسی‌. 42:35.393 --> 42:38.313 ‫البته. 42:38.313 --> 42:39.793 ‫من... من حتی فکرش رو هم... 42:41.073 --> 42:42.433 ‫نامزدت... نامزدت. 42:42.433 --> 42:44.873 ‫می‌دونی، تقریباً یه سال گذشته. 42:47.193 --> 42:50.073 ‫هیچ‌وقت نپرسیدم، ولی... 42:52.673 --> 42:54.273 ‫تصادف ماشین بود. 42:55.513 --> 42:57.073 ‫خیلی خیلی متاسفم. 43:00.913 --> 43:02.193 ‫ممنون. 43:10.633 --> 43:12.513 ‫جان، می‌دونی پدرش کجاست؟ 43:13.953 --> 43:16.633 ‫پدرش؟ رئیس پلیس زیگلر؟ 43:18.553 --> 43:20.273 ‫نه؟ چرا باید بدونم؟ 43:21.554 --> 43:23.314 ‫- احتمالاً خونه‌ست. ‫- نیست. 43:25.074 --> 43:27.714 ‫جواب تماس‌هام رو نمیده. ‫به پیام‌هام جواب نمیده. 43:32.834 --> 43:34.554 ‫با برادرت هم همین‌ طور بود؟ 43:37.754 --> 43:40.274 ‫برادرم خانواده‌اش رو ول کرد و رفت. 43:40.274 --> 43:42.634 ‫جان، تظاهر نکن که ‫هنوز دنبالش نیستی، باشه؟ 43:42.634 --> 43:44.834 ‫یه معماست. 43:44.834 --> 43:46.194 ‫هنوز داری دنبالش می‌گردی. 43:47.994 --> 43:50.274 ‫پس ارتباط زیگلر با همه‌ی اینا چیه؟ 43:53.914 --> 43:56.714 ‫من... نمی‌دونم منظورت چیه. 43:56.714 --> 43:58.234 ‫ارتباط چی به چی؟ 43:58.234 --> 43:59.914 ‫همه‌ش، جان! 44:01.674 --> 44:03.594 ‫من یه کارآگاهم، می‌دونی که؟ 44:03.594 --> 44:06.674 ‫برادرت، زیگلر، هالی پیندر، آدام نیوسام. 44:08.034 --> 44:10.314 ‫- ببخشید، کی؟ ‫- آدام نیوسام؟ 44:10.314 --> 44:13.634 ‫همونی که یه مدت برای زن‌داداشت ‫پاپوش قتل دوخت؟ 44:14.754 --> 44:16.514 ‫همون! 44:16.514 --> 44:17.674 ‫روحمم خبر نداره. 44:19.154 --> 44:21.314 ‫به نظرم کاملاً اتفاقی میاد. 44:24.554 --> 44:26.914 ‫به نظرت اتفاقی میاد؟ 44:28.314 --> 44:29.794 ‫تا حدودی. 44:52.594 --> 44:54.754 ‫- آره؟ ‫- سلام! بازم منم. 44:54.754 --> 44:56.674 ‫معلومه که تویی. 44:56.674 --> 45:01.754 ‫یه ایمیل در مورد تو از طرف ‫هانا فاستر دریافت کردم. 45:01.754 --> 45:03.194 ‫عالیه. 45:03.194 --> 45:06.034 ‫آره، اون دستیار شخصی جوآن کمپر هست. ‫چی نوشته؟ 45:06.034 --> 45:08.074 ‫هنوز نخوندمش. جدول من کجاست؟ 45:08.074 --> 45:09.274 ‫آره، داره میاد. 45:09.274 --> 45:11.914 ‫باید برای هر چیزی که می‌خواد ‫ضمانت کنی. 45:11.914 --> 45:13.874 ‫چیزی درباره‌ی مصاحبه گفته؟ 45:13.874 --> 45:15.874 ‫خب، صبر کن... 45:17.954 --> 45:20.114 ‫دارم صندوق ورودیم رو رفرش می‌کنم. 45:22.834 --> 45:24.274 ‫نه، هنوز هیچ جدول یا معمایی نفرستادی. 45:25.514 --> 45:27.634 ‫آره! ده دقیقه بهم وقت بده... 45:28.954 --> 45:30.154 ‫الو؟ 45:32.194 --> 45:33.954 ‫- یه معما بده! ‫- چی؟ 45:33.954 --> 45:36.114 ‫جدول، معما، فقط سریع. ‫یه معما؟ 45:36.114 --> 45:37.394 ‫معما؟ 45:39.274 --> 45:41.674 ‫- بیا. ‫- آره! عالیه. 45:41.674 --> 45:44.074 ‫این همون ماجرای قتل عروسیه. 45:44.074 --> 45:46.594 ‫نه، این یه معمای واقعیه ‫که بر اساس اون ساخته شده. 45:46.594 --> 45:49.714 ‫یه کار کاملاً نو و اورجیناله، و جواب میده، ‫دستورالعملش هم پشتش نوشته شده. 45:49.714 --> 45:51.154 ‫عالیه. اسمش چیه؟ 45:52.754 --> 45:54.354 ‫دایره‌های لغزان. 45:55.674 --> 45:57.314 ‫بسیار خب. 45:57.314 --> 45:58.594 ‫احتمالاً عاشقش میشن. 45:58.594 --> 46:00.074 ‫- کی عاشقش میشه؟ ‫- نشریه‌ی اَدورتایزر. 46:00.074 --> 46:01.434 ‫چی؟ نه، نه، نه! 46:01.434 --> 46:02.914 ‫لطفاً پسش بده. 46:04.034 --> 46:05.434 ‫آخ! 46:05.434 --> 46:08.874 ‫لوسی، اون معما یه کار منحصربه‌فرد، ‫سفارشی و اولین در نوع خودشه. 46:08.874 --> 46:10.914 ‫- فقط مخصوص نشریات جدیه! پسش بده! ‫- نه! 46:10.914 --> 46:13.394 ‫چقدر پرافاده شدی. 46:13.394 --> 46:15.954 ‫این قراره برام یه مصاحبه ‫با جوآن کمپر جور کنه. 46:15.954 --> 46:18.874 ‫نمی‌خوام تو با جوآن کمپر مصاحبه کنی! 46:18.874 --> 46:20.434 ‫- بله؟ ‫- داره تو تلویزیون حرف میزنه. 46:20.434 --> 46:22.554 ‫- چی؟ ‫- جوآن کمپر تو تلویزیونه. 46:26.194 --> 46:28.634 ‫مسئله فقط عوض‌کردن اوضاع نیست، 46:28.634 --> 46:30.474 ‫مسئله اینه که نشون بدیم ‫ما تغییر کردیم. 46:30.474 --> 46:34.114 ‫که همون‌طور که می‌دونید، این یکی از ‫وعده‌های اصلی حزب ما برای همه است. 46:34.114 --> 46:36.834 ‫ولی برای من، اینجا در کمبریج، 46:36.834 --> 46:42.315 ‫که همون کرسی‌ای رو دارم که پدرم ‫داشت، این موضوع خیلی شخصی‌تره. 46:42.315 --> 46:44.075 ‫خب، این اصلاً خوب نیست. 46:44.075 --> 46:46.155 ‫چی خوب نیست؟ 46:46.155 --> 46:47.355 ‫اون! 46:47.355 --> 46:49.635 ‫به تلویزیونم ضربه نزن. 46:49.635 --> 46:50.955 ‫ببخشید. 46:50.955 --> 46:53.795 ‫اون مردی که اونجاست ‫کارگروه هالی پیندر رو مدیریت می‌کنه، 46:53.795 --> 46:55.315 ‫از همین امروز صبح. 46:55.315 --> 46:56.795 ‫چی؟ اون کیه؟ 46:56.795 --> 47:00.515 ‫جانشین زیگلر، و مسئول ‫امنیت شخصی کمپر. 47:00.515 --> 47:01.795 ‫خب، این اصلاً خوب نیست. 47:01.795 --> 47:03.595 ‫می‌دونم، برای همین گفتم. 47:03.595 --> 47:06.395 ‫این دیگه از حد آماری تعداد اتفاقات هم‌زمان 47:06.395 --> 47:08.395 ‫خیلی فراتر رفته. 47:08.395 --> 47:10.395 ‫هر سرنخی به این زن می‌رسه. 47:10.395 --> 47:12.035 ‫خود این زن معمای اصلیه. 47:13.275 --> 47:15.235 ‫خوبه که بالاخره چهره‌اش رو دیدیم. 47:15.235 --> 47:17.475 ‫خب، ولی اصلاً این چیه؟ 47:17.475 --> 47:21.155 ‫نمی‌دونم، ولی تا الان دست‌کم ‫دو نفر رو به کشتن داده 47:21.155 --> 47:23.835 ‫و باعث ناپدید شدن ‫دو نفر دیگه شده. 47:23.835 --> 47:27.315 ‫پدرت، و تا وقتی خبر دیگه‌ای نشنیدم، ‫رئیس پلیس زیگلر. 47:27.315 --> 47:29.955 ‫راسل فکر می‌کنه من می‌دونم رئیس کجاست. 47:29.955 --> 47:32.955 ‫- چی؟ ‫- شاید فکر می‌کنه می‌دونم هر دوی اونا کجان. 47:32.955 --> 47:36.635 ‫آخر سر اسم آدام نیوسام رو آورد، ‫درست مثل سندان کارتونی آکمه. 47:36.635 --> 47:37.995 ‫تو چطور واکنش نشون دادی؟ 47:37.995 --> 47:40.675 ‫افتضاح! ‫یه فاجعه‌ی تمام‌عیار بود. 47:40.675 --> 47:43.475 ‫اون خیلی خوب می‌دونه که ‫ما داریم تحقیق می‌کنیم. 47:43.475 --> 47:45.275 ‫ولی فکر نمی‌کنم به کسی چیزی بگه. 47:45.275 --> 47:46.755 ‫خب، یعنی چی؟ 47:46.755 --> 47:49.475 ‫خب، دست‌کم یعنی ‫باید بیشتر مراقب باشیم. 47:49.475 --> 47:51.115 ‫آره، زیاد سبک ما نیست. 47:51.115 --> 47:53.515 ‫واقعاً باید اون مصاحبه رو جور کنم. 47:53.515 --> 47:54.755 ‫می‌بینی چی میگم؟ 47:54.755 --> 47:56.355 ‫فکر کنم از پسش برمیاد. 47:56.355 --> 48:00.355 ‫باید یه سری سوال‌های خیلی خاص 48:00.355 --> 48:02.235 ‫و کاملاً پوششی طراحی کنیم. 48:02.235 --> 48:05.395 ‫تو... تو نمی‌تونی همین‌طوری یهو ‫اسامی رو وسط حرفات بیاری. 48:05.395 --> 48:09.435 ‫نه، کلاً این استراتژی ‫اسم آوردن رو گذاشتم کنار. 48:09.435 --> 48:11.675 ‫- واقعاً می‌تونی این مصاحبه رو جور کنی؟ ‫- نمی‌دونم. 48:11.675 --> 48:13.635 ‫اون معمایی که بهم دادی چقدر خوب بود؟ 48:13.635 --> 48:15.635 ‫از سر اَدورتایزر هم زیاده. 48:15.635 --> 48:16.835 ‫پدرم ازش می‌ترسید. 48:18.155 --> 48:19.515 ‫حتماً می‌ترسیده. 48:19.515 --> 48:22.195 ‫از کاری که از دستش برمیومد، ‫در حق اون و ما. 48:23.315 --> 48:25.515 ‫اون واقعاً کیه؟ 48:25.515 --> 48:28.195 ‫این دقیقاً همون چیزیه که باید بفهمیم. 48:33.035 --> 48:34.635 ‫تیفانی ملکه‌ی همه‌شون بود. 48:34.635 --> 48:35.955 ‫توی ۲۵ سالگی میلیونر بود. 48:35.955 --> 48:37.915 ‫۳۰ ساله شد و بازنشست شد. 48:39.355 --> 48:41.915 ‫فقط وقتش رسیده که ‫دوباره تیفانی رو پیدا کنم. 48:41.915 --> 48:43.755 ‫اونا دوست‌های پولیش بودن. 48:43.755 --> 48:46.235 ‫اگه شب تو یه جای خلوت با باج‌گیرت ‫قرار داری 48:46.235 --> 48:47.475 ‫و هنوز کفش پاشنه‌بلند پاته، 48:47.475 --> 48:49.275 ‫یعنی از باج‌گیرت نمی‌ترسی. 48:49.275 --> 48:51.795 ‫فواره‌ی محققان. دوربین فقط نصف ‫اونجا رو پوشش میده. 48:51.795 --> 48:53.755 ‫جسد توی اون نیمه‌ای پیدا شد ‫که دوربین نداره. 48:53.755 --> 48:57.115 ‫می‌خوام از ۴۸ تا دوربین امنیتی ‫مختلف عکس بگیری. 48:57.115 --> 48:58.195 ‫این معما نیست. 48:58.195 --> 48:59.835 ‫- ولی مثل معما می‌مونه. ‫- نیست. 48:59.835 --> 49:01.835 ‫- مصاحبه‌ام رو جور کردم. ‫- آخ! 49:04.195 --> 49:05.315 ‫فکر کردم تو باشی. 49:05.315 --> 49:08.355 ‫کار من اینه که آدم‌هایی که با ‫خانم کمپر در ارتباطن رو بررسی کنم. 49:08.355 --> 49:10.595 ‫- تو خطریم؟ ‫- اسلحه که در نمیاره 49:10.595 --> 49:12.275 ‫وسط مصاحبه بهم شلیک کنه. 49:12.275 --> 49:13.675 ‫امیدوارم برای تعداد آدمایی 49:13.675 --> 49:16.455 ‫که می‌تونی عملاً غیب‌شون کنی ‫یه محدودیتی باشه.