WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.770 --> 00:09.280 ‫فاطمه. من ازت می‌خوام... 00:10.100 --> 00:12.860 ‫که جاسوسِ من باشی. 00:15.700 --> 00:17.090 ‫جاسوسِ شما؟ 00:20.410 --> 00:24.960 ‫همون‌طور که می‌دونی، برادر اوگتای ‫به عنوان امپراتور به تخت نشسته. 00:26.070 --> 00:30.400 ‫اگه همه‌چیز خوب پیش بره، هم من و هم تولوی ‫می‌تونیم این نتیجه رو بپذیریم. 00:31.150 --> 00:31.880 ‫با این حال... 00:33.010 --> 00:36.180 ‫پیوندهای برادری خیلی شکننده‌ان. 00:37.270 --> 00:39.420 ‫با وجود اینکه از امپراتور شدن جا موند، 00:39.420 --> 00:43.810 ‫تولوی، به عنوان اوتچیگین، حالا ‫بیشترین قدرت نظامی رو تو امپراتوری داره. 00:44.480 --> 00:49.270 ‫اگه به حال خودش رها بشه، این عدم تعادل ‫مطمئناً بدبختی به بار میاره. 00:52.640 --> 00:54.640 ‫فکر کنم دارم متوجه می‌شم. 00:55.280 --> 00:57.320 ‫پس می‌خواین چیکار کنم؟ 00:58.840 --> 01:01.790 ‫می‌خوام خودت رو تو دربارِ ‫برادر جغتای جا کنی، 01:01.790 --> 01:03.880 ‫و با جزئیات کامل ‫از تحرکاتش بهم خبر بدی. 01:04.260 --> 01:05.790 ‫شاهزاده جغتای؟ 01:06.200 --> 01:09.170 ‫بله. بیا بدترین حالت رو در نظر بگیریم. 01:10.010 --> 01:13.570 ‫اگه کسی بخواد بین ‫قاآن بزرگ و تولوی قرار بگیره، 01:14.200 --> 01:17.100 ‫اون شخص کسی نیست ‫جز برادر جغتای، 01:17.450 --> 01:20.760 ‫چون اون همیشه نزدیک‌ترین شخص ‫به برادر اوگتای بوده. 01:21.780 --> 01:25.600 ‫تو شکی ایجاد نمی‌کنی، ‫چون اون چهره‌ات رو نمی‌شناسه. 01:26.060 --> 01:29.610 ‫تو به خاطر ما ‫یه جاسوس میشی، مگه نه؟ 01:42.890 --> 01:45.580 ‫جادوگر 03:04.760 --> 03:09.930 ‫مار رنگش را نشان می‌دهد، انسان رنگش را پنهان می‌کند 03:12.960 --> 03:16.740 ‫فردا صبح، برو به چادری که ‫با یه پرچم مشخص شده. 03:17.090 --> 03:19.620 ‫اونجا بهت می‌گن که ‫چطوری باید مخفیانه وارد بشی. 03:20.580 --> 03:24.260 ‫یه پرچم. یه چادر با یه پرچم. 03:24.260 --> 03:25.760 ‫باید همین باشه. 03:26.840 --> 03:29.730 ‫تنها چیزی که بهم گفتن این بود که بیام اینجا. 03:29.730 --> 03:30.870 ‫فاطمه. 03:35.780 --> 03:36.690 ‫هی. 03:36.690 --> 03:39.190 ‫شیرا؟ خودتی؟ 03:39.710 --> 03:42.220 ‫به سختی میشه تو رو به عنوان یه مرد بالغ شناخت. 03:42.710 --> 03:44.420 ‫اینجا چیکار می‌کنی؟ 03:44.420 --> 03:46.850 ‫مگه تو استخدام شاهزاده تولوی نیستی؟ 03:47.680 --> 03:51.290 ‫همسرش، پرنسس سرقویتی، ‫اومد سراغم. 03:51.290 --> 03:53.490 ‫پس حالا اینجام تا بهت کمک کنم. 03:53.490 --> 03:54.460 ‫اوه؟ 03:54.770 --> 03:58.590 ‫بگذریم که به نظر می‌رسه ‫نسیم تغییرات داره می‌وزه. 03:58.590 --> 04:01.010 ‫بیا جفتمون تمام تلاشمون رو بکنیم ‫تا راهمون رو به سمت موفقیت باز کنیم. 04:01.010 --> 04:02.620 ‫می‌بینم که عوض نشدی. 04:02.960 --> 04:05.120 ‫خب، این چادر دقیقاً چیه؟ 04:06.370 --> 04:09.790 ‫اوه، این چادرِ ‫مسئول اموال گمشده‌ست. 04:09.790 --> 04:13.430 ‫اینجا جاییه که احشام و برده‌هایی که صاحبشون معلوم نیست، ‫برای امانت نگهداری می‌شن. 04:13.430 --> 04:18.070 ‫بعد از کوچ پاییزی و قورولتای، ‫تصور می‌کنم اوضاع حسابی درهم‌وبرهم باشه. 04:21.240 --> 04:25.710 ‫ما از این فرصت استفاده می‌کنیم تا تو رو ‫جایگزین یکی از برده‌های شاهزاده جغتای کنیم. 04:25.710 --> 04:27.780 ‫یعنی ما دو تا جامون رو با هم عوض می‌کنیم، هان؟ 04:28.430 --> 04:32.250 ‫واقعاً به این راحتی ‫برده‌ای شبیه من پیدا می‌کنیم؟ 04:36.400 --> 04:39.420 ‫خب، مطمئنم اگه ستاره‌ها یاری کنن، ‫همه‌چیز طبق برنامه پیش می‌ره. 04:40.040 --> 04:40.910 ‫بیا بریم داخل. 04:40.910 --> 04:41.630 ‫هان؟ 04:45.760 --> 04:48.350 ‫نگرانم که این کار عاقبت خوبی نداشته باشه. 04:50.000 --> 04:51.600 ‫ببخشید، قربان. 04:52.810 --> 04:55.640 ‫من یه برده‌ی گمشده پیدا کردم. 04:55.990 --> 04:57.560 ‫می‌تونم پیش شما بذارمش؟ 04:59.670 --> 05:02.480 ‫چیزی هست که بتونه به شناساییش کمک کنه؟ 05:02.760 --> 05:04.990 ‫چی؟ نمی‌دونم. 05:04.990 --> 05:07.070 ‫به نظر می‌رسه هیچ فرقی ‫با بقیه‌ی برده‌ها نداره. 05:08.360 --> 05:12.830 ‫همون‌طور که می‌بینین، اون کاملاً معمولیه، ‫به جز لبخندِ دوستانه‌اش. 05:12.830 --> 05:13.540 ‫هی! 05:13.800 --> 05:14.720 ‫ای تو... 05:14.720 --> 05:18.500 ‫از دستم عصبانی نشو. اگه تو چشم نباشی ‫جابه‌جایی راحت‌تر میشه. 05:18.730 --> 05:20.660 ‫مجبور نبودی اینطوری بگی. 05:20.660 --> 05:21.710 ‫باشه، باشه. 05:24.240 --> 05:25.380 ‫یه چیزی از دستت افتاد. 05:28.860 --> 05:29.850 ‫اون چیه؟ 05:30.550 --> 05:33.060 ‫این یه سنگ پادزهره. 05:33.300 --> 05:35.410 ‫تو روده‌های یه گوسفند پیداش کردم. 05:35.410 --> 05:38.750 ‫اوه، همون سنگی که به عنوان پادزهر ‫استفاده میشه؟ در موردش شنیدم. 05:39.580 --> 05:42.590 ‫صبر کن. اون یه سنگ جادا نیست؟ 05:42.590 --> 05:43.030 ‫هان؟ 05:43.610 --> 05:46.420 ‫من تا حالا اسم سنگ پادزهر رو نشنیدم، 05:46.420 --> 05:50.420 ‫اما ما به سنگ‌هایی که داخل بدن حیوون‌ها ‫تشکیل می‌شن می‌گیم سنگ جادا، 05:50.420 --> 05:52.240 ‫و از اونا برای احضار بارون استفاده می‌کنن. 05:52.240 --> 05:54.700 ‫وقتی یه شمن اون رو تو آب خیس می‌کنه... 06:05.010 --> 06:08.640 ‫می‌گن فوراً یه طوفان به پا می‌کنه. 06:08.960 --> 06:11.470 ‫چطوری یکی از اینا راهش رو ‫به سمت برده‌ای مثل تو پیدا کرده؟ 06:11.790 --> 06:12.680 ‫چی؟ 06:12.680 --> 06:16.640 ‫یعنی آوردنِ این با خودم ‫ایده‌ی بدی بود؟ 06:16.640 --> 06:19.230 ‫امم... اوه، درسته. 06:19.230 --> 06:22.750 ‫برنامه‌ام این بود که اینو بدم به اربابم، ‫اما گمش کردم. 06:24.470 --> 06:28.320 ‫راستی، جناب، حقیقتش من خودم هم دنبال ‫یه برده‌ی گمشده می‌گردم. 06:29.080 --> 06:33.460 ‫شما دخترایی شبیه به اون دارین ‫که از رعایای شاهزاده جغتای باشن؟ 06:34.770 --> 06:38.000 ‫یه برده از غرب ‫متعلق به شاهزاده جغتای؟ 06:38.360 --> 06:40.710 ‫عمراً بتونی به این راحتی یکی پیدا کنی. 06:41.800 --> 06:44.630 ‫همین دیروز، ‫سه تا از این برده‌ها رو پذیرش کردم. 06:44.630 --> 06:45.420 ‫چی؟ 06:45.980 --> 06:50.550 ‫حالا بعد از قورولتای ‫برده‌های گمشده‌ی زیادی دارم. 06:50.550 --> 06:54.680 ‫یه کم چشماتو ریز کنی شاید بتونی بگی ‫این دختر شبیهشه، فکر کنم... 06:54.680 --> 06:55.720 ‫کپی خودشه! 06:55.720 --> 06:59.180 ‫آها، اینجایی! ‫همه‌جا رو دنبالت گشتم! 07:01.610 --> 07:02.730 ‫ما اصلاً شبیه هم نیستیم. 07:02.730 --> 07:04.440 ‫دقیقاً همینطوره. 07:04.440 --> 07:08.890 ‫خداحافظ. امیدوارم بتونی ‫اربابِ خودت رو زودتر پیدا کنی. 07:08.890 --> 07:09.990 ‫اصلاً شبیه نیستیم. 07:09.990 --> 07:11.280 ‫خیلی ممنون! 07:11.880 --> 07:14.950 ‫خیلی خب، تو رو می‌ذاریم ‫که با بقیه‌ی دخترا منتظر بمونی. 07:14.950 --> 07:16.830 ‫مطمئنم به زودی یکی میاد دنبالت. 07:21.740 --> 07:24.570 ‫واقعاً آدمای گمشده‌ی خیلی زیادی اینجا هستن. 07:25.540 --> 07:27.840 ‫صبر کن، یعنی ممکنه اونا... 07:28.440 --> 07:31.500 ‫امم، شما فارسی صحبت می‌کنین؟ 07:32.520 --> 07:33.890 ‫بله. 07:35.850 --> 07:40.090 ‫اوه، وای. پس شما دو تا ‫اهل مشهد و مرو هستین؟ 07:40.090 --> 07:41.600 ‫من اهل توسی‌ام. 07:41.600 --> 07:43.050 ‫اوه، واقعاً؟ 07:43.050 --> 07:45.520 ‫همیشه دلم می‌خواست اونجا رو ببینم. 07:45.520 --> 07:47.120 ‫جدی می‌گین؟ 07:47.120 --> 07:50.490 ‫شنیدم که شهرِ قشنگ و پرهیاهویی بوده. 07:50.490 --> 07:52.110 ‫کاملاً حق با شماست. 07:53.230 --> 08:01.310 ‫پس، شاید یه روزی ما تصادفاً ‫از کنار هم رد شده باشیم. 08:02.070 --> 08:03.160 ‫بله! 08:04.680 --> 08:06.750 ‫اون روزا رو به خوبی یادمه. 08:06.750 --> 08:10.220 ‫عاشقِ خرید کردن تو بازار بودم. 08:14.050 --> 08:17.050 ‫حالا به خانواده‌ی شاهزاده جغتای خدمت می‌کنم. 08:17.600 --> 08:20.120 ‫اما چشم به هم زدم راهم رو گم کردم. 08:20.520 --> 08:23.050 ‫نگران خانواده‌ام هستم. 08:23.050 --> 08:24.060 ‫خانواده‌ات؟ 08:24.060 --> 08:27.510 ‫بله. شوهرم هم مثل من یه برده‌ست. 08:27.510 --> 08:30.480 ‫یه صنعتگرِ ماهره ‫که تو بخارا به دنیا اومده. 08:31.750 --> 08:36.110 ‫اولین باری که ما رو آوردن مغولستان، ‫احساس ترس و ناامیدی می‌کردم، 08:36.110 --> 08:38.490 ‫اما حالا شوهرم ‫و بچه‌هامون رو دارم. 08:38.730 --> 08:42.540 ‫هیچ‌وقت نمی‌تونستم تصور کنم ‫که زندگی برام چقدر خوب پیش میره. 08:42.540 --> 08:44.870 ‫می‌گن خونه همون‌جاییه که خودت می‌سازیش. 08:44.870 --> 08:49.000 ‫اولوسِ شاهزاده جغتای ‫جایِ آروم و صلح‌آمیزیه. 08:49.780 --> 08:53.610 ‫پس کسایی هم هستن ‫که زندگی‌های جدیدی اینجا پیدا کردن. 08:56.720 --> 08:57.820 ‫نباید این کارو بکنم. 09:00.300 --> 09:03.180 ‫گاهی اوقات، احساس می‌کنم ‫دارم اونا رو می‌بخشم. 09:03.960 --> 09:07.690 ‫با وجود عهدی که بسته بودم تا هرگز فراموش نکنم... 09:08.300 --> 09:11.760 ‫کاری که مغول‌ها با همه‌ی ما کردن رو... 09:13.320 --> 09:15.470 ‫هی، دختری که تازه رسیدی. 09:15.950 --> 09:17.600 ‫با منی؟ 09:17.600 --> 09:20.160 ‫بله. دنبالم بیا. 09:23.240 --> 09:25.860 ‫شیرا به همین زودی کسی رو فرستاد ‫تا بیاد دنبالم؟ 09:25.860 --> 09:27.580 ‫از چیزی که انتظار داشتم سریع‌تر بود. 09:34.750 --> 09:37.460 ‫بفرمایید. این همون دختره‌ست. 09:37.950 --> 09:40.200 ‫شنیدم که تو یه سنگ جادا داری؟ 09:40.200 --> 09:41.320 ‫ب... بله. 09:41.320 --> 09:42.140 ‫بذار ببینمش. 09:45.440 --> 09:47.610 ‫برای چی می‌خواینش؟ 09:50.530 --> 09:51.170 ‫بیا. 09:51.170 --> 09:53.230 ‫هان؟ چ... چی؟ 09:53.230 --> 09:54.440 ‫زود باش سوار شو. 09:56.080 --> 09:58.660 ‫چه خبره؟ انگار اون... 09:58.660 --> 10:00.400 ‫از اون چیزی که به نظر می‌رسی سنگین‌تری. 10:00.400 --> 10:00.990 ‫چی؟ 10:00.990 --> 10:02.990 ‫فرار نکن، ای دزد عوضی. 10:02.990 --> 10:03.740 ‫چی؟ 10:03.740 --> 10:04.810 ‫چوو! 10:04.810 --> 10:07.160 ‫چی؟! 10:07.870 --> 10:09.530 ‫تو الان به من گفتی دزد؟ 10:09.530 --> 10:11.310 ‫حتماً اشتباهی شده! 10:11.310 --> 10:12.960 ‫تو کی هستی؟! 10:12.960 --> 10:15.900 ‫تو از آدمای شاهزاده جغتای نیستی ‫که اومده باشی منو برگردونی! 10:16.300 --> 10:18.300 ‫اگه من بگم «شتر»، تو میگی «بز». 10:18.300 --> 10:19.760 ‫هان؟ دوباره بگو؟ 10:20.140 --> 10:22.840 ‫دارم سعی می‌کنم بگم ‫شما کاملاً در اشتباهین. 10:22.840 --> 10:24.970 ‫تسلیم شو و به جرایمت اعتراف کن. 10:24.970 --> 10:26.960 ‫«اعتراف»؟! من کاری نکرد... 10:26.960 --> 10:27.480 ‫چوو! 10:31.870 --> 10:33.170 ‫چوو، چوو! 10:37.860 --> 10:39.240 ‫داری بهم صدمه می‌زنی! 10:39.480 --> 10:41.300 ‫من کجام؟ 10:41.300 --> 10:43.450 ‫خفه شو. فقط دنبالم بیا. 10:45.230 --> 10:47.310 ‫کاداک هستم. ببخشید مزاحم شدم. 10:49.340 --> 10:52.370 ‫دختری رو آوردم که سنگ رو دزدیده بود. 10:52.370 --> 10:54.710 ‫من چیزی ندزدیدم! 10:54.710 --> 10:55.760 ‫بیا تو. 10:55.760 --> 10:56.630 ‫چی؟ 10:59.460 --> 11:01.410 ‫کارت خوب بود که آوردیش اینجا، کاداک. 11:13.810 --> 11:15.270 ‫این دختر رو یادمه. 11:17.570 --> 11:18.490 ‫تو بودی... 11:20.130 --> 11:22.570 ‫تو بودی که سنگ جادای منو دزدیدی؟ 11:22.940 --> 11:24.450 ‫چ... چی دارین می‌گین؟ 11:24.450 --> 11:25.580 ‫منو احمق فرض نکن! 11:26.780 --> 11:29.910 ‫این اوگتای بود که بهت دستور داد ‫این کارو بکنی، مگه نه؟ 11:30.250 --> 11:32.710 ‫می‌خواد حتی همین رو هم از من بگیره؟ 11:34.620 --> 11:38.500 ‫م... منو بابت جهالتم ببخشین، ‫اما می‌تونم بپرسم شما کی هستین؟ 11:38.500 --> 11:39.720 ‫می‌ترسم اشتباه بزرگی رخ داده باشه... 11:39.720 --> 11:41.580 ‫نمی‌دونی در برابر کی زانو زدی؟ 11:42.450 --> 11:46.370 ‫ایشون تورگنه خاتون هستن، ‫ششمین همسرِ اوگتای قاآن. 11:51.490 --> 11:54.860 ‫ششمین همسر قاآن بزرگ؟ 11:56.670 --> 11:59.780 ‫ششمین همسر اوگتای ‫تورگنه 12:00.010 --> 12:01.870 ‫بالاخره فهمیدم. 12:02.210 --> 12:06.950 ‫منو آوردن به اولوسِ اوگتای ‫و به اشتباه فکر کردن که یه دزدم. 12:07.230 --> 12:09.660 ‫تو چه مخمصه‌ای افتادم! 12:09.940 --> 12:13.140 ‫تو سنگ جادای منو دزدیدی، مگه نه؟ 12:14.040 --> 12:15.080 ‫همین الان پسش بده! 12:16.540 --> 12:17.960 ‫یه سنگ جادا. 12:18.660 --> 12:22.380 ‫تو وطنم، ‫این سنگ رو به عنوان یه پادزهر عزیز می‌شمارن، 12:22.380 --> 12:24.360 ‫اما اینجا، اگه درست یادم باشه... 12:25.370 --> 12:28.050 ‫وقتی یه شمن اون رو تو آب خیس می‌کنه... 12:28.780 --> 12:32.150 ‫می‌گن فوراً یه طوفان به پا می‌کنه. 12:33.050 --> 12:37.080 ‫مطمئنم حتماً اونم سنگ جادای ‫خودش رو داشته و گمش کرده. 12:37.080 --> 12:39.850 ‫برای همینه که فکر می‌کنه من دزدیدمش. 12:40.360 --> 12:45.240 ‫پس اگه سنگم رو بهش نشون بدم، ‫باید متوجه بشه که مالِ اون نیست. 12:47.830 --> 12:51.470 ‫اما اون می‌تونه فرقِ ‫بین این سنگ‌ها رو تشخیص بده؟ 12:51.470 --> 12:52.950 ‫اگه شبیه هم باشن چی؟ 12:53.190 --> 12:56.660 ‫پس آخرش هم کارِ خودت بود! ‫اعدامش کنین! 12:59.220 --> 13:01.510 ‫ب... با این حال... 13:01.840 --> 13:04.300 ‫چت شد؟ همین الان بهش پسش بده. 13:06.030 --> 13:09.470 ‫م... من چاره‌ای جز نشون دادنش بهش ندارم. 13:15.350 --> 13:16.190 ‫این اون نیست. 13:18.010 --> 13:22.250 ‫سنگِ من کوچیک‌تره ‫و شکل قشنگ‌تری داره. 13:22.250 --> 13:23.020 ‫چی؟ 13:23.020 --> 13:25.990 ‫درسته. این سنگی‌ایه که خودم پیداش کردم. 13:27.530 --> 13:29.820 ‫کاداک، معنی این کارها چیه؟ 13:29.820 --> 13:31.120 ‫امم... 13:31.550 --> 13:34.620 ‫عذر می‌خوام. به نظر می‌رسه ‫آدم اشتباهی رو گرفتیم. 13:37.700 --> 13:39.790 ‫کافیه. اعصابم رو خرد کردی. 13:40.200 --> 13:41.090 ‫همین الان از جلوی چشمام دور شو. 13:44.950 --> 13:47.550 ‫نشنیدی چی گفت؟ برو بیرون. 13:49.380 --> 13:51.760 ‫امم، پس تکلیف من چی میشه؟ 13:51.760 --> 13:54.220 ‫ما دیگه کاری با تو نداریم. گم شو. 13:54.220 --> 13:57.810 ‫کاری با من ندارین؟ ‫می‌خوام بدونین که من یه برده‌ی گمشده‌ام! 13:58.080 --> 14:02.440 ‫نمی‌دونم چطوری برگردم، ‫و هوا داره تاریک میشه. 14:02.900 --> 14:07.930 ‫نه! من می‌ترسم! 14:06.410 --> 14:07.240 ‫ه... هی! 14:07.930 --> 14:13.920 ‫من توسط خدمتکار بانو تورگنه، کاداک ‫به زور دزدیده شدم... 14:13.920 --> 14:15.400 ‫س... ساکت شو. 14:15.830 --> 14:19.270 ‫خیلی خب. فردا می‌برمت ‫به همون چادر. 14:19.270 --> 14:20.220 ‫فردا؟ 14:22.400 --> 14:24.730 ‫می‌تونی امشب رو اینجا بمونی، پس دنبالم بیا. 14:29.420 --> 14:33.890 ‫در ضمن، من خدمتکار بانو تورگنه نیستم. 14:34.320 --> 14:37.860 ‫داستانش مفصله، اما من به دستور ‫شخص دیگه‌ای عمل می‌کنم. 14:38.890 --> 14:41.590 ‫با این حال، نمی‌تونم فاش کنم که دستور کیه. 14:44.160 --> 14:48.780 ‫به خواست اونه که من ‫در کنار بانو تورگنه خدمت می‌کنم. 14:52.100 --> 14:53.160 ‫غیبش زد! 14:57.860 --> 14:58.950 ‫اونا که... 15:07.320 --> 15:13.610 ‫اوگتای، قاآن بزرگ باشی یا نه، ‫بازم رو اسب حریف من نمیشی. 15:13.930 --> 15:15.760 ‫مهارت‌هات رو تحسین می‌کنم. 15:16.020 --> 15:20.190 ‫کم پیش میاد تو رو ‫هیجان‌زده‌تر از خودم ببینم، جغتای. 15:20.190 --> 15:22.240 ‫چطور می‌تونم تو همچین موقعیتی جشن نگیرم؟ 15:22.240 --> 15:25.350 ‫برادر کوچیک و عزیزم ‫رسماً به عنوان امپراتور تاج‌گذاری کرده. 15:25.350 --> 15:27.890 ‫آیا ممکنه موقعیتی ‫شادتر از این هم وجود داشته باشه؟ 15:27.890 --> 15:29.360 ‫به اندازه کافی شلوغ‌کاری نکردی؟ 15:30.370 --> 15:33.370 ‫شاهزاده جغتای و اوگتای قاآن؟ 15:33.370 --> 15:37.540 ‫دارن چی می‌گن؟ ‫نمی‌تونم خوب صداشونو بشنوم. 15:39.270 --> 15:41.010 ‫کی اونجاست؟ 15:41.010 --> 15:42.900 ‫بگیرین این حروم‌زاده رو! 15:42.900 --> 15:43.420 ‫بگیرینش! 15:43.420 --> 15:44.510 ‫نذارین فرار کنه! 15:48.190 --> 15:51.220 ‫دخترِ مشکوک، ‫اون پشت داشتی چیکار می‌کردی؟ 15:51.740 --> 15:58.140 ‫همسر سوم اوگتای ‫قرقیزستانی 15:51.740 --> 15:58.140 ‫همسر چهارم ‫اوگتای ‫موگه 15:52.140 --> 15:53.920 ‫این یکی از برده‌های ما نیست؟ 15:53.920 --> 15:56.250 ‫یادم نمیاد تا حالا دیده باشمش. 15:56.250 --> 15:58.140 ‫شاید یه جاسوس باشه. 15:59.610 --> 16:01.900 ‫چرا امروز باید همه‌چیز خراب بشه؟ 16:01.900 --> 16:04.970 ‫چیزی شده؟ قرقیزستانی؟ موگه؟ 16:04.970 --> 16:07.540 ‫قاآن بزرگ، نباید نزدیک بشین. 16:07.540 --> 16:09.770 ‫ما یه آدم خطرناک رو گرفتیم. 16:09.770 --> 16:11.610 ‫یه آدم خطرناک؟ 16:11.610 --> 16:13.720 ‫بذارین اول ببینیم چی برای گفتن داره. 16:14.740 --> 16:16.780 ‫تو کی هستی؟ 16:18.900 --> 16:21.710 ‫پس این اوگتای قاآنه... 16:22.750 --> 16:25.930 ‫امپراتور جدید مغول‌ها. 16:28.010 --> 16:29.180 ‫غیبش زد؟ 16:29.180 --> 16:30.860 ‫بله. همین حوالی بود. 16:31.560 --> 16:35.120 ‫بانو تورگنه، یه چیز عجیبی ‫در مورد اون برده وجود داره. 16:35.120 --> 16:36.470 ‫و منم یه خبری برای گزارش دادن دارم. 16:40.490 --> 16:41.640 ‫اوگتای. 16:44.690 --> 16:47.120 ‫خب، اربابت کیه؟ 16:47.120 --> 16:48.380 ‫اربابِ من؟ 16:49.500 --> 16:52.350 ‫در حال حاضر، قاعدتاً ‫باید شاهزاده جغتای باشه. 16:53.070 --> 16:56.660 ‫اما اگه اینو بگم، فقط ‫اوضاع رو پیچیده‌تر می‌کنه. 16:56.660 --> 16:58.530 ‫چه جوابی باید بدم؟ 16:58.530 --> 17:00.650 ‫زود باش. حرفت رو بزن. حقیقت رو بگو. 17:02.380 --> 17:05.170 ‫ا... امپراتریس تورگنه بانوی من هستن. 17:06.570 --> 17:07.940 ‫منظورش از این حرف چی می‌تونه باشه؟ 17:09.620 --> 17:11.000 ‫تورگنه؟ 17:11.000 --> 17:12.880 ‫اوه، به نظر منطقی میاد. 17:13.240 --> 17:16.960 ‫اوگتای، تو به اون زن ‫آزادیِ بیش از حدی میدی. 17:18.190 --> 17:19.220 ‫تو اونجا. دختر. 17:19.220 --> 17:24.000 ‫نمی‌دونم تورگنه ازت چی خواسته، ‫اما بهتره به این پرسه زدن‌هات پایان بدی. 17:24.370 --> 17:25.730 ‫قانون‌شکنی نکن. 17:25.730 --> 17:28.690 ‫تو یه زنی و یه برده. ‫این خودش دلیل محکم‌تری برای اطاعت از قانونه. 17:29.690 --> 17:34.180 ‫مسلمون‌ها به خصوص یه تمایل اعصاب‌خردکنی ‫برای سرپیچی از قوانین ما دارن. 17:34.180 --> 17:36.740 ‫بریدن گلوی گوسفندها. ‫حمام کردن تو رودخونه‌ها. 17:37.610 --> 17:41.480 ‫چرا شما ضعیف‌ها اصرار دارین ‫که خودتون رو به نابودی بکشونین؟ 17:46.810 --> 17:48.290 ‫مطمئنم... 17:50.350 --> 17:54.130 ‫مطمئنم شما هرگز ‫نمی‌تونین درک کنین، سرورم. 18:08.600 --> 18:10.440 ‫اوه، تورگنه‌ست. 18:11.480 --> 18:14.430 ‫این دختر ادعا می‌کنه برده‌ی توئه. 18:14.430 --> 18:15.570 ‫حقیقت داره؟ 18:18.020 --> 18:19.490 ‫کارم تمومه. 18:22.100 --> 18:24.260 ‫چقدر دست‌وپاچلفتی بودی که گذاشتی بگیرنت. 18:27.210 --> 18:28.970 ‫بله، حقیقت داره. 18:31.360 --> 18:34.320 ‫من بهش دستور دادم تا شما رو بکشه... 18:35.570 --> 18:36.810 ‫قاآن بزرگ. 18:40.620 --> 18:42.270 ‫پس قضیه ختم به خیر شد. 18:42.270 --> 18:43.220 ‫هان؟ 18:43.220 --> 18:45.840 ‫نیرنگت برملا شد. 18:45.840 --> 18:47.360 ‫همگی آزادید که متفرق بشین. 18:47.360 --> 18:48.560 ‫قاآن بزرگ! 18:49.030 --> 18:51.530 ‫امشب مثل همیشه ‫زیبا شدی، قرقیزستانی. 18:53.190 --> 18:54.840 ‫و موگه، شب خوبی رو برات آرزو می‌کنم. 18:55.650 --> 18:57.010 ‫بله. 18:59.770 --> 19:01.070 ‫تو هم همین‌طور، تورگنه. 19:13.670 --> 19:15.210 ‫اوگتای، چرا باید تو... 19:15.460 --> 19:17.460 ‫این حرف شامل تو هم میشه، جغتای. 19:17.790 --> 19:21.210 ‫اگه زود برنگردی ‫همه نگرانت می‌شن. 19:24.840 --> 19:26.720 ‫تو خوش‌قلبی، جغتای. 19:26.720 --> 19:27.830 ‫هان؟ 19:27.830 --> 19:29.480 ‫یادمه قبلاً گفته بودی. 19:29.880 --> 19:31.650 ‫هر چی امپراتوری مغول گسترش پیدا می‌کنه، 19:31.650 --> 19:35.910 ‫تبدیل به جمعیت عظیمی از مردم میشه ‫که از آداب و رسوم و عقاید مختلفی پیروی می‌کنن. 19:36.380 --> 19:42.950 ‫اولین کسایی که تو این کشمکش‌ها رنج می‌برن ‫زنان، برده‌ها و ضعفا هستن. 19:44.920 --> 19:50.070 ‫با این حال، می‌تونیم با گسترش دادنِ قوانین چنگیزخان ‫از اونا محافظت کنیم. 19:50.070 --> 19:51.400 ‫حتی از ضعفا. 19:51.400 --> 19:52.360 ‫گناهکاره! 19:51.560 --> 19:52.750 ‫گناهکاره! 19:53.200 --> 19:54.240 ‫اینطوری گفته بودی، مگه نه؟ 19:56.240 --> 19:57.120 ‫من دارم می‌رم. 20:01.540 --> 20:03.120 ‫تو واقعاً قلباً مهربونی. 20:04.530 --> 20:11.810 ‫اما همه نمی‌تونن مثل تو ‫موقعیت خودشون رو به این وضوح درک کنن. 20:12.570 --> 20:16.440 ‫چیزهایی هستن ‫که به سادگی قابل تغییر نیستن. 20:23.000 --> 20:24.860 ‫همین بود. می‌تونی مرخص بشی. 20:24.860 --> 20:25.700 ‫هر طور میل شماست. 20:35.730 --> 20:39.710 ‫چ... چرا تصمیم گرفتین جون منو نجات بدین؟ 20:41.070 --> 20:43.280 ‫از لبخندت خوشم اومد. 20:44.860 --> 20:46.010 ‫بگو ببینم، دختر. 20:46.370 --> 20:48.470 ‫به نظر میاد که ایرانی باشی، درسته؟ 20:48.470 --> 20:50.060 ‫بله، هستم. 20:50.480 --> 20:52.980 ‫آیا از مغول‌ها تنفر داری؟ 20:56.210 --> 21:00.000 ‫صادقانه بهم جواب بده. به کسی نمی‌گم. 21:02.050 --> 21:04.670 ‫یا بهتره بگم، تو که پیش‌تر اونجا بودی. 21:05.130 --> 21:06.720 ‫دیدی که اونا با من چطور رفتار می‌کنن. 21:07.080 --> 21:11.160 ‫مهم نیست چی بگم، ‫هیچ‌کس حرفم رو باور نمی‌کنه. 21:12.290 --> 21:13.250 ‫ازشون تنفر داری؟ 21:18.610 --> 21:21.950 ‫اونا همه‌چیز رو از من گرفتن. 21:22.760 --> 21:25.790 ‫من نمی‌تونم اونا رو ببخشم. ‫نباید به خودم اجازه بدم این کارو بکنم! 21:33.090 --> 21:37.300 ‫با این حال، با گذشت زمان، ‫احساس می‌کنی که داری اونا رو می‌بخشی. 21:37.300 --> 21:38.080 ‫اشتباه می‌کنم؟ 21:39.290 --> 21:41.380 ‫بانو تورگنه، یعنی ممکنه... 21:56.490 --> 21:59.710 ‫داستانِ منو می‌شنوی؟ 22:05.905 --> 22:12.905 www.Doostihaa.com 23:37.930 --> 23:42.970 ‫مردم مرگن 23:38.590 --> 23:40.970 ‫قسمت بعد: «مردم مرگن.»