WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:29.404 --> 00:31.698 ‫درست نیست بعد از تاریکیِ هوا بیای بیرون. 00:31.740 --> 00:33.616 ‫مگه نمی‌دونی اینجا چه شهریه؟ 00:33.616 --> 00:36.244 ‫ما لذت می‌بریم. 00:42.417 --> 00:46.087 ‫شایدم شمایید که درست نیست بعد از تاریکیِ هوا ‫بیاید بیرون. 00:46.921 --> 00:48.590 ‫آره، فرار کنید! 00:51.342 --> 00:52.844 ‫به‌به، به‌به، به‌به! 00:52.844 --> 00:56.306 ‫یه شوخیِ ساده بود. می‌بینی؟ ها؟ 00:58.683 --> 01:03.146 ‫خون‌آشام‌های قلابی؟ از دستِ این گردشگرها! 01:06.816 --> 01:08.943 ‫جشنواره تازه شروع شده. 01:08.943 --> 01:10.945 ‫یه خون‌آشام توی این شهر هست 01:13.114 --> 01:17.702 ‫[ضیافت خون‌آشام‌ها] 01:21.206 --> 01:24.834 ‫افسونِ «اوردو» می‌ره زیر جواهرات. 01:24.834 --> 01:27.921 ‫و فلوتِ مرواریدیِ «اژدهای رقصان»، 01:27.921 --> 01:29.506 ‫زیر آلت‌های موسیقی طبقه‌بندی‌اش کن. 01:29.547 --> 01:31.132 ‫این اوجِ کسل‌کنندگی‌ـه! 01:31.174 --> 01:32.550 ‫ما الان باید اون بیرون... 01:32.550 --> 01:33.760 ‫مشغولِ جنگیدن با اشرار باشیم. 01:33.802 --> 01:35.595 ‫اون آونگ... 01:37.180 --> 01:39.474 ‫همین الاناست که حرکت کنه. 01:39.474 --> 01:41.434 ‫بیشتر از یه هفته‌ست که ‫آونگ تکون نخورده. 01:41.476 --> 01:43.311 ‫ببین، منم مثل تو ‫دوست ندارم این کارها رو بکنم. 01:43.353 --> 01:44.437 ‫ولی باید راست و ریستش کنیم 01:44.479 --> 01:45.563 ‫و برای بار آخر می‌گم: 01:45.605 --> 01:47.482 ‫انقدر با «بانشیِ طلاییِ کارنی» بازی نکن. 01:47.482 --> 01:49.359 ‫اگه بانشی فریاد بکشه، چی می‌شه؟ 01:49.567 --> 01:52.278 ‫خب، از نظر فنّی، ممکنه سرهای کسایی که می‌شنون ‫منفجر بشه. 01:52.320 --> 01:55.698 ‫برای همین، خانم استولات گفته همه‌چیز رو ‫در امن و امان توی کتابخونه اصلی نگهداری کنیم. 01:55.740 --> 01:59.953 ‫عوق! ‫عتیقه‌ها جاشون خوبه، الین هم بره بمیره! 01:59.953 --> 02:03.414 ‫صبر کنید، برگردیم عقب‌تر. ‫با اونایی که ممکنه سرِ آدم رو منفجر کنن، چی‌کار کنیم؟ 02:03.414 --> 02:05.667 ‫اونا توی بخش ممنوعه طبقه‌بندی می‌شن 02:05.667 --> 02:09.254 ‫و تمهیدات ایمنی روشون قرار داده می‌شه، ‫تا اگه به بیرون راه پیدا کردن، شرّ به‌پا نکنن. 02:09.254 --> 02:10.922 ‫تمهیدات ایمنی؟ مثلاً چی؟ 02:11.256 --> 02:15.635 ‫خب، بانشیِ طلایی ‫می‌ره توی یه جعبۀ عایق صوتی. 02:16.052 --> 02:18.847 ‫روی کلّه‌ی «مدوسا»، یه کیسه کشیده می‌شه. 02:19.931 --> 02:21.474 ‫ما احمق نیستیم. 02:21.474 --> 02:24.727 ‫احمقانه‌ش اینجاست که قول دادی ‫قبل از تموم‌شدنِ شش ماه فرصتی که استون بهت داده 02:24.769 --> 02:26.521 ‫تمام این عتیقه‌ها رو دسته‌بندی می‌کنی 02:26.521 --> 02:28.148 ‫و می‌ذاری سرِ جاشون. 02:28.189 --> 02:30.316 ‫تقریباً تمومه، ولی ما خیلی وقت نیست که اینجاییم و... 02:33.778 --> 02:37.282 ‫می‌شه من و کانر ‫اینو ببریم برای خانم استولات توی کتابخونۀ اصلی؟ 02:37.282 --> 02:38.867 ‫- تا حالا نرفتیم. ‫- دلیل داره خب! 02:38.867 --> 02:41.828 ‫شما کتابدار نیستید. ‫حراست سرتون رو قطع می‌کنه! 02:42.829 --> 02:43.997 ‫دوباره بگو. 02:44.289 --> 02:46.916 ‫انتهای سالن چپی، ‫درِ سوم از سمت راست. 02:48.168 --> 02:50.920 ‫- ببخشید، کدوم دَر؟ ‫- دَر سوم از سمت راست. 02:51.004 --> 02:52.255 ‫ممنون. 02:52.797 --> 02:55.133 ‫عجب! واقعاً حدود شش ماه گذشت؟ 02:55.175 --> 02:57.093 ‫آره، حس می‌کنم تازه کار رو شروع کردیم. 02:57.093 --> 02:59.512 ‫و وقتی تموم بشه ‫شما دوتا برمی‌گردین سراغ زندگی‌های عادی‌تون، 02:59.554 --> 03:02.015 ‫ویک هم صرفاً یه عتیقه از عتیقه‌های کتابخونه می‌شه. 03:02.724 --> 03:04.601 ‫آینده به هیچ‌کس رحم نمی‌کنه. 03:04.601 --> 03:07.061 ‫خوب شد یادم افتاد. ‫باید برم منتظر بنگاهی‌ام بمونم. 03:07.145 --> 03:08.271 ‫داری قلعه رو می‌فروشی؟ 03:08.271 --> 03:09.939 ‫به پیشنهاد دوستت سوکی گوش می‌کنی؟ 03:11.649 --> 03:12.442 ‫آره. 03:12.483 --> 03:15.153 ‫می‌دونم درست بیانش نکرد ‫ولی بیراه نمی‌گفت. 03:15.195 --> 03:17.113 ‫این شغل که ابدی نیست. 03:17.238 --> 03:19.949 ‫پس باید برنامه‌ریزی کنیم. ‫من باید یه عرضۀ اولیۀ سهام، راه بندازم. 03:19.991 --> 03:22.327 ‫برای شروعِ فرآیندش به سرمایه نیاز داره 03:22.327 --> 03:24.954 ‫و این فرصتیه که فقط یه‌بار توی زندگی پیش میاد. 03:24.954 --> 03:28.833 ‫متوجه شدم. ‫وقتی بنگاهی اومد، مزاحمت ایجاد نمی‌کنیم. 03:29.042 --> 03:31.002 ‫یه لحظه اجازه می‌دی؟ ببخشید. 03:31.461 --> 03:33.588 ‫فکر نمی‌کردم انقدر مشتاقِ به‌هم‌زدنِ گروه باشی. 03:33.630 --> 03:35.632 ‫کی حرفی از به‌هم‌زدنِ گروه زد؟ 03:35.632 --> 03:38.259 ‫برای شرکتم نیاز به نیروی امنیتیِ سطح بالا دارم. 03:38.343 --> 03:40.094 ‫من یه نگهبان‌ام. 03:40.094 --> 03:45.266 ‫آره، ولی اگه ویکرام توی کتابخونه گیر بیفته ‫می‌خوای از کی نگهبانی کنی؟ 03:45.266 --> 03:47.560 ‫بهش فکر کن، باشه؟ 04:08.248 --> 04:10.833 ‫الان داری اون رو برای یه زیرزمین توی محلۀ «کویینز» ‫تنظیم می‌کنی. 04:10.833 --> 04:13.544 ‫- اون‌طور نیست که به‌نظر میاد. ‫- به‌نظر میاد بعد از اینکه فهمیدی... 04:13.586 --> 04:15.171 ‫داریم به اواخرِ حضور در کتابخونه می‌رسیم 04:15.213 --> 04:17.799 ‫اومدی از طریقِ دَر، بری جایی ‫که دیگه هیچ‌وقت فرصتش نصیبت نمی‌شه. 04:17.840 --> 04:19.342 ‫خیلی‌خب، پس همون‌طوره که به‌نظر میاد. 04:19.384 --> 04:21.386 ‫- نمی‌شه همین‌جوری پاشی بری یه جایی. ‫- چرا نمی‌شه؟ 04:21.427 --> 04:23.972 ‫لایسا داره می‌ره به کارهای مِلکش برسه. ‫آونگ هم که خبری ازش نیست. 04:24.055 --> 04:27.725 ‫می‌خوای بیای؟ ‫فرصتیه که توی زندگی فقط یکبار پیش میاد. 04:27.809 --> 04:31.646 ‫نمی‌تونم بیام. ‫باید مطمئن بشم ویکرام دسته‌بندی‌اش رو تکمیل می‌کنه. 04:32.522 --> 04:34.524 ‫بالأخره داریم کار رو پیش می‌بریم. 04:34.941 --> 04:38.236 ‫چارلی! ‫باید اون کارتُن آخری رو دوباره مرتب کنیم. 04:39.612 --> 04:40.738 ‫یا بهتره بگم سه‌تای آخر! 04:40.738 --> 04:44.450 ‫کنجکاو شدم بدونم، ‫قصد داری کجا بری؟ 04:46.661 --> 04:48.246 ‫[کیسییوو] ‫[جشنوارۀ خون‌آشام‌ها] 04:48.288 --> 04:52.542 ‫- به کیسییوو خوش اومدی. ‫- جشنوارۀ روستایی‌ـه. ایول. 04:52.542 --> 04:54.377 ‫صرفاً یه جشنوارۀ روستاییِ ساده نیست. 04:56.254 --> 05:01.092 ‫- جشنوارۀ خون‌آشام‌هاست. ‫- و اینجا یه عالمه شیرینی می‌بینید... 05:01.092 --> 05:03.678 ‫چون هیچی مثل بوی بدِ دهن، ‫یه خون‌آشام رو دور نمی‌کنه. 05:03.678 --> 05:06.139 ‫سیر، دندون‌های نیش، تی‌شرت‌هایی که روشون نوشته: 05:06.180 --> 05:11.144 ‫«رفتم توی جشنوارۀ خون‌آشام‌ها ‫و تنها چیزی که عایدم شد، یه زخم گردن و کم‌خونیِ عجیب بود؟» 05:11.185 --> 05:14.147 ‫کیسییوو خاستگاهِ خون‌آشام‌هاست. 05:14.147 --> 05:15.565 ‫- خاستگاه؟ ‫- بله. 05:15.565 --> 05:17.692 ‫اولین خون‌آشامِ رؤیت‌شده‌ای که در تاریخ ثبت شده، 05:17.692 --> 05:19.277 ‫توی قرن هیجده و همین شهر بوده. 05:19.569 --> 05:21.195 ‫فکر می‌کردم خون‌آشام‌ها قدیمی‌تر از این حرفائن. 05:21.195 --> 05:24.907 ‫اولین مقالۀ روزنامه‌ایِ ثبت‌شده از یه خون‌آشام، ‫توی کیسییوو بوده. 05:24.991 --> 05:29.579 ‫آره. من توی ماه‌ها و سال‌های بعد، ‫اسناد مرگ‌ومیرهایی رو پیدا کردم که یه الگوی مشخص داشتن. 05:29.620 --> 05:33.875 ‫این فرضیه رو مطرح کردم ‫که پتار بلاگویویچ هنوز زنده‌ست. 05:33.875 --> 05:35.668 ‫- بعدش چی؟ ‫- بعدش اعتبارم رو از دست دادم 05:35.668 --> 05:37.170 ‫و با تمسخر، از اشتوتگارت بیرونم کردن. 05:37.211 --> 05:38.796 ‫یخ‌دربهشتِ خونی! 05:39.922 --> 05:42.550 ‫- در واقع با طعم گیلاس‌ـه. ‫- پس چی؟ 05:42.592 --> 05:45.720 ‫سیر! سیر! ‫سیر رو از دست ندید! 05:45.720 --> 05:48.431 ‫هی، هی! دوست من. ‫بیا، بیا، بیا، بیا. بیا اینجا. 05:48.431 --> 05:50.433 ‫ببین، ببین، ببین. ببین چی دارم. 05:53.770 --> 05:54.937 ‫نه، ببخشید. 05:55.146 --> 05:57.774 ‫این قیمتش چقدره؟ ‫۵۰۰۰؟ 05:57.774 --> 06:00.193 ‫این کتابه حدوداً مال پنجاه سال پیش‌ـه. 06:01.194 --> 06:03.029 ‫و این‌جوری یه خون‌آشام رو می‌کُشی. 06:03.029 --> 06:05.448 ‫- ۵۰۰تا. ‫- حتی چوبِ سخت هم نیست. 06:05.573 --> 06:06.991 ‫[کیسییوو] ‫[جشنوارۀ خون‌آشام‌ها] 06:08.117 --> 06:10.453 ‫ممنون که امروز دعوتم کردی. 06:10.453 --> 06:12.747 ‫تا الان که آنتراکتِ خیلی خوبی بوده. 06:12.955 --> 06:15.625 ‫پس یعنی وقتی شش ماهت تموم بشه ‫می‌خوای این کار رو بکنی؟ 06:15.625 --> 06:16.793 ‫برمی‌گردی دانشگاه؟ 06:16.793 --> 06:18.086 ‫ولی شدنی نیست. 06:18.086 --> 06:19.879 ‫طرفدارهای اینترنتی‌ام رو از دست دادم. 06:19.879 --> 06:23.341 ‫حتی اگه جیکوب استون و بقیۀ کتابدارها، ‫بچسبوننش به یه قفسه؟ 06:23.424 --> 06:25.885 ‫اون تنها کسیه که با نِشستن روی قفسه هم ‫ممکنه توی دردسر بیفته. 06:28.930 --> 06:30.390 ‫حرفش شد... 06:30.390 --> 06:34.894 ‫خانم اِی‌ـه. (استولات) ‫یه پیام طولانی و باعصبانیت فرستاده. 06:34.894 --> 06:37.397 ‫- عه. ‫- بهتره برگردیم. 06:37.397 --> 06:39.065 ‫می‌دونی از دَر جادویی، کجا اومدیم؟ 06:39.065 --> 06:40.566 ‫آره، داخل برج قلعه 06:40.566 --> 06:42.402 ‫نزدیک اتاق یادگاری‌های خون‌‌آشام‌ها. 06:42.610 --> 06:45.863 ‫اوه! من برمی‌گردم یه یخ‌دربهشت دیگه بگیرم. ‫تو هم می‌خوای؟ 06:45.947 --> 06:48.116 ‫آره. ‫فوق خونی باشه، لطفاً. 06:48.116 --> 06:50.159 ‫به لایسا پیامک می‌دم که داریم میایم. 06:56.332 --> 06:57.875 ‫[به کیسییوو خوش آمدید] 07:01.587 --> 07:02.880 ‫امکان نداره! 07:21.357 --> 07:23.401 ‫اه! اه! 07:30.575 --> 07:34.704 ‫- کانر؟ کانر؟ ‫- بالأخره اومدی! 07:34.704 --> 07:38.541 ‫خانم «اِی» داشت از کوره در می‌رفت ‫که نیستی تا فهرست‌بندیِ الفباییِ منو اصلاح کنی. 07:38.583 --> 07:41.043 ‫حتی با اینکه الفبا تغییر نکرده! 07:41.085 --> 07:43.671 ‫- کانر اینجاست؟ ‫- فکر می‌کردم پیش توئه. 07:44.380 --> 07:46.382 ‫بود. ولی گُمش کردم. 07:46.382 --> 07:48.551 ‫می‌دونستم بدونِ من از دَر جادویی رد نشده. 07:48.551 --> 07:51.220 ‫ولی کل «کیسییوو» رو گشتم. ‫هیچ‌جا نبود. 07:51.220 --> 07:53.306 ‫رفته بودین «کیسییوو»؟ 07:53.306 --> 07:55.475 ‫قبلش نمی‌دونستم چه‌جور جاییه. 07:55.516 --> 07:58.102 ‫ولی خوش گذشت. ‫هم یخ‌دربهشت داشتن، هم تی‌شرت. 07:58.144 --> 08:00.855 ‫یه لحظه از هم جدا شدیم، ‫الان هم که جواب گوشی‌اش رو نمی‌ده. 08:00.855 --> 08:03.232 ‫داری می‌گی رفتید خاستگاه خون‌آشام‌ها 08:03.232 --> 08:05.485 ‫- و هیچ وسیلۀ حفاظتی در برابر خون‌آشام‌ها نبردین؟ ‫- آره. 08:05.485 --> 08:08.988 ‫یه کمان صلیبی، یه شیشۀ کوچیک از آب‌مقدس، یه تیکه‌چوب؟ 08:08.988 --> 08:10.615 ‫عه، اینو خریدم. 08:14.160 --> 08:15.286 ‫حتی چوب سخت هم نیست! 08:17.246 --> 08:18.706 ‫لایسا کجاست؟ 08:18.706 --> 08:21.542 ‫اون داره آخرین میراث خانوادگی‌اش رو می‌فروشه. 08:21.584 --> 08:23.669 ‫گیر من افتادی. 08:27.131 --> 08:31.093 ‫- عه. ‫- هنوز چند ساعت دیگه از روشناییِ روز مونده. 08:31.093 --> 08:36.224 ‫امیدوارم بتونیم کانر رو قبل از اینکه اون شهر ‫به یه جشن خون‌آلود تبدیل بشه، پیدا کنیم. 08:36.224 --> 08:37.391 ‫نه. 08:40.186 --> 08:41.145 ‫هوم. 08:45.399 --> 08:47.151 ‫باید تیزش کنم. 08:58.996 --> 09:01.415 ‫خب، اینجا کلی کار داریم. 09:03.125 --> 09:04.627 ‫- تو لایسا هستی؟ ‫- آره. 09:04.669 --> 09:06.629 ‫من از بنگاه اومدم. 09:07.380 --> 09:09.799 ‫می‌دونی این چه نوع سنگی‌ـه؟ 09:10.383 --> 09:11.926 ‫نه. دقیق نمی‌دونم. 09:11.926 --> 09:13.719 ‫موردی نداره. ‫می‌تونیم از معمارش بپرسیم. 09:14.428 --> 09:15.555 ‫اینجا یه قلعه‌ست. 09:15.596 --> 09:18.099 ‫معمارش حدود هزار سالی می‌شه که مُرده. 09:19.100 --> 09:20.810 ‫سنگ‌کاریِ اصلی! 09:20.810 --> 09:22.687 ‫توی آگهی با این عنوان می‌نویسیمش. 09:22.728 --> 09:24.605 ‫آره. خیلی ممنون که تشریف آوردی. 09:24.605 --> 09:27.775 ‫درک می‌کنم که برای قلعه‌ها ‫خیلی خریدار پیدا نمی‌شه، 09:27.817 --> 09:29.777 ‫مخصوصاً قلعه‌ای بدونِ سیم‌کشی‌های مدرن، 09:29.819 --> 09:33.114 ‫لوله‌کشی، سیستم گرمایشی و سرمایشی، یا عایق! 09:33.447 --> 09:35.825 ‫ولی یادت نره چیا داره! 09:35.825 --> 09:38.494 ‫نم و رطوبت، کپک، یه موزۀ فعال... 09:38.494 --> 09:40.997 ‫که هر چی نباشه، خیلی منحصربه‌فرد‌ـه. 09:40.997 --> 09:45.835 ‫نگران نباش. ‫همۀ نکات منفی‌اش رو به نکات مثبت تبدیل می‌کنیم. 09:45.835 --> 09:47.795 ‫با برجک‌ها شروع کنیم؟ 09:47.795 --> 09:49.130 ‫آممم... 09:55.386 --> 09:56.929 ‫نگران نباش. نگران نباش. 09:56.929 --> 09:58.514 ‫نوشیدنیِ انرژی‌زاست. ‫الکترولیت. 09:58.514 --> 09:59.682 ‫لازمت می‌شه. می‌بینی؟ 09:59.682 --> 10:01.309 ‫صبر کن ببینم. تو کی هستی؟ اینجا کجاست؟ 10:01.601 --> 10:05.313 ‫من پتار هستم و خب... اینجا خونۀ منه. 10:05.354 --> 10:07.481 ‫ضربۀ بدی به سرت وارد شد. 10:08.524 --> 10:10.610 ‫چارلی. دوستم! 10:11.527 --> 10:14.697 ‫- اون کجاست؟ ‫- خب، به گوشی‌ات هم ضربۀ بدی وارد شد. 10:14.739 --> 10:19.243 ‫- و وقتی پرت شدی، تنها بودی. ‫- پرت شدم؟ 10:19.827 --> 10:22.204 ‫داشتم از دیوار می‌رفتم بالا، چون یه چیزی دیدم. 10:24.040 --> 10:26.375 ‫- تو رو دیدم. ‫- چی؟ منو؟ 10:26.375 --> 10:29.045 ‫نه، نه، نه، نه، نه. من فقط پیدات کردم. 10:29.045 --> 10:32.423 ‫همین! پس... آممم... ای خدا! 10:32.423 --> 10:35.509 ‫واقعاً شرمنده‌ام. ‫قصد نداشتم بترسونمت. 10:35.551 --> 10:37.887 ‫معمولاً در طول جشنواره، توی آپارتمانم می‌مونم 10:37.887 --> 10:40.723 ‫ولی خونِ «اُ مثبت» و چیپس ذرت تموم کردم. 10:40.806 --> 10:42.975 ‫واسه همین توی تاریکیِ بعدازظهر ‫یه سر رفتم فروشگاه. 10:42.975 --> 10:46.395 ‫با اون همه شکارچیِ خون‌آشامی که امسال اومده، ‫این راه به‌نظر امن‌ترین راه می‌اومد. 10:46.437 --> 10:48.522 ‫تو یه خون‌آشامی؟ یه واقعی‌اش؟ 10:48.648 --> 10:53.319 ‫هیس! واقعاً فکر می‌کنی خانم «کولیک» ‫که طبقۀ بالاست، باید اینو بدونه؟ 10:53.319 --> 10:56.280 ‫- جلو... جلو نیا. ‫- بی‌خیال! 10:56.280 --> 10:58.699 ‫گوش کن، تو بودی که افتادی دنبال من. 10:58.699 --> 11:00.326 ‫من گفتم شاید یه شکارچیِ خون‌آشام باشی 11:00.326 --> 11:02.953 ‫و یه صدای خس‌خس در آوردم و ترسوندمت. 11:02.953 --> 11:06.791 ‫- بعدش پرت شدی پایین. ‫- یعنی یه خون‌آشام جونم رو نجات داده؟ 11:06.999 --> 11:10.419 ‫خب، آره. ‫می‌شه گفت همین‌طوره. 11:12.463 --> 11:15.341 ‫خون‌آشامی که کلکسیونر کتونی‌‌ـه. 11:18.844 --> 11:22.473 ‫طبق افسانه‌های استوکری، یه خون‌آشام باید ‫ارتباطش رو با سرزمین مادری‌اش حفظ کنه. 11:22.515 --> 11:25.017 ‫معروفه که دراکولا هر جا می‌رفته ‫خاک ترانسیلوانیا رو هم می‌برده. 11:25.059 --> 11:27.687 ‫همیشه به‌نظرم زیاده‌روی می‌اومد. ‫من فقط یه اجاره‌نامه نگه می‌دارم. 11:27.687 --> 11:29.146 ‫- تو اهل کیسییوو هستی؟ ‫- اوهوم. 11:29.146 --> 11:30.648 ‫پس یه خون‌آشام ساده نیستی. 11:30.690 --> 11:33.150 ‫پتار بلاگویویچ هستی که از گور بلند شد 11:33.150 --> 11:35.319 ‫و از زنش سراغ کفش‌هاش رو گرفت. 11:35.319 --> 11:37.780 ‫تو اولین خون‌آشامی هستی ‫که در تاریخ ثبت شده. 11:37.780 --> 11:40.991 ‫- خیلی خفنه! ‫- آره، آره. 11:40.991 --> 11:44.078 ‫- خیت شدین، اشتوتگارتی‌ها؟ ‫- لطفاً بشین. 11:44.078 --> 11:46.622 ‫من اولین خون‌آشام هستم 11:46.622 --> 11:52.169 ‫و متأسفانه تو به‌زودی آخرین می‌شی. 11:52.878 --> 11:53.879 ‫منظورت چیه؟ 11:53.963 --> 11:57.675 ‫خب، خیلی خیلی خیلی بد خوردی زمین. 11:57.675 --> 11:58.843 ‫و من حس کردم تنها راه 11:58.843 --> 12:00.720 ‫برای نجات‌دادنت اینه که... می‌دونی... 12:00.928 --> 12:02.179 ‫گازم گرفتی؟ 12:02.221 --> 12:03.681 ‫اون‌ور. 12:05.808 --> 12:08.227 ‫صبر کن. وایستا ببینم. ‫فقط یه دونه سوراخ هست. 12:08.227 --> 12:09.895 ‫من فقط یه دندون نیش دارم. می‌بینی؟ 12:10.396 --> 12:12.523 ‫اون یکی رو خیلی وقت پیش در آوردن. 12:12.523 --> 12:14.734 ‫اواخر دورۀ ویکتوریا که بحث خون‌آشام‌ها بالا گرفته بود، 12:14.734 --> 12:17.486 ‫شایعه شده بود ‫که در آوردنِ دندونِ خون‌آشام‌ها، درمان‌شون می‌کنه. 12:17.486 --> 12:19.488 ‫نه، متأسفانه جواب نداد. 12:19.488 --> 12:21.449 ‫فقط درمان رو درمان کرد. ‫(بعداً توضیح می‌ده) 12:24.452 --> 12:25.745 ‫چیپس ذرت می‌خوری؟ 12:28.497 --> 12:30.458 ‫خب. اینجا کجاست؟ 12:31.041 --> 12:33.419 ‫داخل دروازۀ برج. 12:33.419 --> 12:35.254 ‫جشنواره اون پایین توی میدان اصلی‌ـه. 12:35.379 --> 12:36.756 ‫- جشنواره؟ ‫- آره. 12:36.756 --> 12:39.133 ‫نمی‌فهمم چرا ملت باید یاد یه خون‌آشام رو زنده نگه دارن. 12:39.175 --> 12:41.177 ‫خوشحال نیستن که اِلف‌های کوچولو... ‫(موجوداتی تخیلی) 12:41.218 --> 12:43.512 ‫ظرف‌های طلا یا نوشیدنی‌های خوشمزه گذاشتن. نه! 12:43.804 --> 12:47.057 ‫اگه یه موقع یه خون‌آشام رو ببینی، خورده می‌شی. 12:47.266 --> 12:50.269 ‫غریزه‌ام گفت. ‫نباید از پیشِ شما می‌رفتم. 12:50.394 --> 12:52.646 ‫منو با تجهیزات جهنمیِ خانم «اِی» تنها گذاشتی. 12:52.646 --> 12:54.315 ‫منظورم این نبود. 12:54.315 --> 12:56.233 ‫مسئولیت شما با منه، آقا، ‫باید ازت محافظت کنم. 12:56.275 --> 12:58.527 ‫و الان می‌دونم شما هم به اندازۀ کانر به خطر افتادی. 12:58.527 --> 13:02.239 ‫- چارلی، ممنونم که انقدر... ‫- لایسا بهم پیشنهاد یه کار داد. 13:02.865 --> 13:04.325 ‫یه مسئله‌ای هست که باید بهت بگم. 13:04.366 --> 13:07.411 ‫الان یه نفر پشت سرته ‫که می‌خواد گونی بکِشه روی سرت. 13:08.746 --> 13:12.124 ‫وقتی گفتی در آوردنِ دندون، ‫«درمان رو درمان کرد» منظورت چی بود؟ 13:12.166 --> 13:14.084 ‫صحیح، خب... ای خدا. 13:14.084 --> 13:17.129 ‫پسر، لبم رو گاز گرفتم. خیلی پیش میاد. ‫خب، کجای صحبت‌مون بودیم؟ 13:17.129 --> 13:19.423 ‫آهان بله. فیزیولوژیِ خون‌آشام‌ها. 13:19.423 --> 13:21.801 ‫با هر دو دندون نیش، ‫می‌تونی خون رو دوباره به گردش در بیاری. 13:21.842 --> 13:24.470 ‫یعنی می‌تونی بدونِ تبدیل‌کردنِ بقیه به خون‌آشام، ‫خون‌شون رو بخوری. 13:24.512 --> 13:28.641 ‫با یه دندون نیش، گردش دوباره‌ای در کار نیست، ‫پس بچه‌خون‌آشام به وجود میاد. 13:28.933 --> 13:31.018 ‫از وقتی بانک‌های خون اختراع شدن، ‫کسی رو گاز نگرفتم، 13:31.018 --> 13:33.437 ‫برای همین، تا الان مسئله‌ی بی‌اهمیتی بود. 13:33.437 --> 13:36.774 ‫خب، اینو نمی‌دونستم. ‫درصورتی‌که خیلی دربارۀ خون‌آشام‌ها اطلاعات دارم. 13:36.774 --> 13:39.819 ‫به گمونم سخته که بخوای ‫در مورد آناتومیِ خون‌آشام‌ها تحقیق کنی. 13:39.819 --> 13:41.362 ‫آخه وقتی می‌میریم خاکستر می‌شیم. 13:41.403 --> 13:43.239 ‫چیز خاصی نمی‌مونه که بشه تشریح کرد. 13:43.239 --> 13:44.949 ‫مطمئنی غذا نمی‌خوای؟ 13:44.990 --> 13:47.201 ‫وقتی کاملاً تبدیل بشی، از گرسنگی هلاک می‌شی. 13:48.285 --> 13:51.413 ‫- صبر کن ببینم، هنوز خون‌آشام نشدم؟ ‫- چرا. 13:51.747 --> 13:54.667 ‫فقط اینکه خون‌آشامی‌ات توی اولین غروب، دائمی می‌شه. 13:54.667 --> 13:57.336 ‫اکثر افراد، شب‌ها گاز گرفته می‌شن، ‫برای همینه که این مشکل رو ندارن. 13:57.378 --> 14:00.172 ‫پس هنوز وقت هست. ‫هنوز فرصت دارم برم کتابخونه 14:00.172 --> 14:04.176 ‫- و مثلاً یه راهی پیدا کنم برای... ‫- دیوونه شدی؟ 14:04.885 --> 14:06.804 ‫اون بیرون هنوز روز‌ـه. ‫جفت‌مون می‌سوزیم. 14:06.887 --> 14:09.974 ‫خب، نمی‌شه اینجا دست روی دست بذارم ‫تا یه «عطش سیری‌ناپذیر به خون» پیدا کنم. 14:09.974 --> 14:11.809 ‫ببین، شرمنده‌ام، خب؟ 14:11.809 --> 14:15.646 ‫واقعاً شرمنده‌ام، ‫ولی بدونِ اون یکی دندونم کاری از دست‌مون برنمیاد. 14:15.855 --> 14:19.316 ‫خواهش می‌کنم، بیا همین‌جوری... گوش کن. ‫بیا همین‌جوری ریلکس باشیم. 14:19.316 --> 14:21.652 ‫تلویزیون ببینیم. ‫بازم هله‌هوله دارم. 14:23.237 --> 14:25.281 ‫خبر داری عاقبتِ دندونت چی شد؟ 14:27.032 --> 14:28.701 ‫آره اتفاقاً. 14:28.868 --> 14:29.994 ‫خب... 14:30.202 --> 14:31.620 ‫حالت خوبه قربان؟ 14:31.620 --> 14:33.622 ‫بجز این طناب‌های کوفتی، خوبم. 14:35.124 --> 14:36.750 ‫نگران نباشید. 14:37.126 --> 14:41.380 ‫به‌زودی آزاد می‌شید... 14:41.422 --> 14:43.757 ‫از همۀ طلسم‌هاتون! 14:46.760 --> 14:49.013 ‫سلام، ومپایر. ‫(ومپایر: خون‌آشام) 14:52.391 --> 14:54.059 ‫این مسخره‌بازی‌ها چیه؟ 14:54.101 --> 14:55.436 ‫من خون‌آشام باشم؟ 14:55.477 --> 14:57.313 ‫نه نیست. یه آدم عادی‌ـه. 14:57.396 --> 14:58.772 ‫فقط می‌تونم بگم مزخرف نگو! 14:58.856 --> 15:01.984 ‫خیلی‌خب، «عادی» شاید یه‌کم اغراق باشه ‫ولی خون‌آشام نیست. 15:02.026 --> 15:03.861 ‫ساکت، نوچۀ کوچولو! 15:03.903 --> 15:05.905 ‫می‌دونیم غلام اونی. 15:05.946 --> 15:07.656 ‫- چیِ اونم؟ ‫- بهش گفتی «قربان»، 15:07.656 --> 15:10.242 ‫صحبت از یه عمر خدمت و تعهد کردی. 15:10.284 --> 15:13.120 ‫اینکه یه نفر سوگندِ وفاداریِ ابدی بخوری ‫دلیل بر خون‌آشام‌بودنِ من نیست. 15:13.120 --> 15:14.830 ‫مثل ومپایرها صحبت می‌کنی. 15:14.872 --> 15:16.957 ‫مثل ومپایرها لباس پوشیدی. ‫از پالتوت معلومه. 15:24.632 --> 15:27.134 ‫«استانیسلاو و پسران، بلگراد.» 15:29.595 --> 15:32.806 ‫«استانیسلاو و پسران» آخرهای قرن نوزده تعطیل شد. 15:32.806 --> 15:35.267 ‫گندش بزنن. ‫هیچ‌وقت نمی‌تونم اون دکمه‌های سرآستین رو تنظیم کنم. 15:35.392 --> 15:37.770 ‫راه ساده‌تری وجود نداره ‫که ثابت بشه خون‌آشام هست یا نه؟ 15:38.020 --> 15:40.481 ‫- هوم. ‫- چوب! 15:40.773 --> 15:41.941 ‫فرو کن توی بدنش. 15:42.191 --> 15:45.444 ‫و اگه به خاکستر تبدیل شد، یعنی خون‌آشام‌ـه. 15:45.444 --> 15:48.405 ‫اگه خاکستر نشم هم، بازم به‌طرز وحشتناکی می‌میرم! 15:48.822 --> 15:51.659 ‫خورشید! هنوز روشناییِ روز رو داریم. 15:51.659 --> 15:54.703 ‫منو ببرید بیرون ‫تا تمام این سوءتفاهم‌ها برطرف بشه. 15:54.703 --> 15:57.998 ‫یه کلکی توی کارشه. ‫لابد می‌تونه زیر نور خورشید، قدم بزنه. 15:57.998 --> 15:59.917 ‫- مثل فیلم «بلید». ‫- یا فیلم‌های «گرگ‌ومیش». 15:59.917 --> 16:02.711 ‫- یا سریال «خاطرات یک خون‌آشام». ‫- چی چرت‌وپرت می‌گید؟ 16:02.711 --> 16:04.838 ‫خون‌آشام‌ها نمی‌تونن زیر نور خورشید، قدم بزنن. 16:04.838 --> 16:08.509 ‫قربان، راستش شایعه شده ‫که یه اجتماع روزگرد توی کالیفرنیا هست. 16:08.550 --> 16:09.802 ‫اوضاع رو بدتر نکن! 16:12.304 --> 16:13.889 ‫رفیق، این شنل‌ها معرکه‌ان. 16:13.931 --> 16:16.225 ‫از کفن‌های «مینروا»‌ـست که یه ساحره تغییرش داده؟ 16:16.225 --> 16:18.018 ‫می‌دونی یه کفن مینروا چند در میاد؟ 16:18.310 --> 16:20.854 ‫نه، این جنسش از همون جنسِ پرده‌های تیره‌مه. 16:20.854 --> 16:23.065 ‫و خیلی خوب جواب می‌ده. ‫می‌بینی؟ آفتاب رد نمی‌شه. 16:23.482 --> 16:25.526 ‫می‌دونی، تا حالا فکر نکرده بودم که فناوریِ مدرن... 16:25.567 --> 16:28.278 ‫چقدر زندگیِ موجودات ماورایی رو راحت‌تر می‌کنه. 16:28.278 --> 16:31.907 ‫آره. فناوریِ موردعلاقۀ من، ‫کفی‌های ضربه‌گیرِ کفش‌ـه. 16:31.907 --> 16:33.575 ‫مثل جادو می‌مونه. 16:33.575 --> 16:35.369 ‫می‌دونی، من یه رفیق دارم که می‌گه 16:35.369 --> 16:38.080 ‫جادو صرفاً علمی‌ـه که هنوز درکش نمی‌کنیم. 16:38.080 --> 16:40.874 ‫برام سؤال شده که نظرش در مورد خون‌آشام‌شدنِ قریب‌الوقوعم چیه. 16:41.250 --> 16:43.085 ‫نباید به دوست‌هات بگی ماجرا چیه. 16:43.127 --> 16:45.504 ‫دوست‌هام باهوشن. می‌تونن کمک کنن. 16:45.504 --> 16:49.550 ‫من وقتی تبدیل شدم، هیچ‌کس نمی‌دونست چی به چیه، ‫خودم که اصلاً نمی‌دونستم. 16:50.259 --> 16:52.928 ‫دوست‌هام قصد داشتن کمکم کنن ولی من... 16:52.928 --> 16:54.555 ‫نتونستم خودمو کنترل کنم. 16:54.596 --> 16:57.057 ‫تو هم نمی‌تونی. 16:57.057 --> 16:58.475 ‫پس اگه واقعاً برات مهم‌ان... 16:58.475 --> 16:59.852 ‫تا وقتی دندونم رو پس نگرفتیم، 16:59.852 --> 17:02.479 ‫بهتره فاصله‌ات رو ازشون حفظ کنی. 17:02.688 --> 17:04.106 ‫پس بریم اون دندونه رو بگیریم. 17:04.106 --> 17:05.649 ‫مطمئنی راه رو بلدی؟ 17:05.691 --> 17:09.820 ‫صد درصد. ‫دندونم رو در ازای سفر بی‌خطر از پل دادم. 17:10.237 --> 17:12.281 ‫دم یه پل، دندونت رو با کی معاوضه کردی آخه؟ 17:12.281 --> 17:14.950 ‫مگر اینکه زیر پل زندگی کنه. 17:14.950 --> 17:16.785 ‫امکان نداره! ‫قراره یه «ترول» ببینیم؟ 17:17.036 --> 17:19.663 ‫بیش‌ازحد داری هیجان‌زده می‌شی. 17:19.872 --> 17:22.541 ‫یه راهی برای حواس‌پرتیِ رئیس‌شون ‫ که به‌شدت جدی‌ـه پیدا می‌کنیم، 17:22.541 --> 17:24.752 ‫و تو بقیه‌شون رو یکی یکی از سر راه برمی‌داری. 17:24.752 --> 17:27.713 ‫چرا وقتی بهت گفتم لایسا ‫بهم پیشنهاد یه کار داده، واکنش نشون ندادی؟ 17:28.172 --> 17:29.256 ‫الان اصلاً وقتش نیست. 17:29.298 --> 17:33.343 ‫در مورد فروشِ قلعه هم ‫خیلی به‌نظر نگران نمی‌اومدی. 17:33.343 --> 17:35.971 ‫برام مهم نیست که لایسا با قلعه چی‌کار می‌کنه. ‫مال خودشه. 17:36.013 --> 17:38.974 ‫دسترسی شما به ساختمون الحاقی هم از اونجاست. 17:38.974 --> 17:41.685 ‫چیزی از آینده‌مون می‌دونی که من نمی‌دونم؟ 17:44.354 --> 17:49.359 ‫به توافق رسیدیم که یه تستِ درست‌وحسابی ‫از ماهیتِ خون‌آشامی‌ات بگیریم. 17:49.651 --> 17:51.487 ‫ای خدا، سیر نه! 17:51.487 --> 17:53.489 ‫طعم تند و تیزِ روستایی‌ها. 17:53.489 --> 17:54.907 ‫اجازه هست بپرم وسط حرف‌تون؟ 17:54.907 --> 17:56.950 ‫الان مدتی می‌شه که به این صندلی‌ها بسته شدیم 17:56.992 --> 17:58.911 ‫و من حتماً باید برم دستشویی. 17:58.911 --> 18:02.748 ‫- برای ما از این فیلم‌ها در نیار. ‫- خودم شاید غلام و اسیر باشم، ولی شکمم نیست. 18:02.748 --> 18:04.208 ‫باید برم. 18:08.796 --> 18:11.632 ‫- چی‌کار می‌کنی؟ ‫- نقشۀ تو رو اجرا می‌کنم. 18:16.637 --> 18:20.224 ‫- آخ. ‫- آخ نه. بگو آه! 18:20.224 --> 18:22.893 ‫حداقل می‌تونستی بگی، صدای قطار در بیارم. 18:24.520 --> 18:25.479 ‫آه... 18:27.606 --> 18:30.442 ‫تا حالا سفر رفتی؟ ‫مرخصی گرفتی؟ 18:31.527 --> 18:33.654 ‫تا حالا لگد خورده کنار سرت؟ 18:40.035 --> 18:41.495 ‫مطمئنی پل رو درست اومدی؟ 18:41.537 --> 18:43.288 ‫اینجا خیلی سوت‌وکور‌ـه. 18:43.288 --> 18:44.414 ‫معلومه که مطمئنم. 18:44.414 --> 18:46.792 ‫البته یه‌کم سخته که از پشتِ این روزنامه ببینی، 18:46.792 --> 18:49.586 ‫چی هست حالا؟ بخش ورزشی‌ـه؟ 18:49.586 --> 18:51.255 ‫ولی هیچ‌وقت پلی رو فراموش نمی‌کنی که 18:51.255 --> 18:53.298 ‫نیمه‌شب، وسط جنگ جهانی دوم، مجبور شدی ازش رد شی. 18:53.298 --> 18:55.259 ‫- از دست آلمان‌ها فرار می‌کردی؟ ‫- نه، نه. 18:55.259 --> 18:57.427 ‫نه، نه، داشتم ده دقیقه از مسیرم رو کوتاه‌تر می‌کردم. 18:57.427 --> 19:00.806 ‫معلومه که داشتم از نیروهای «ورماخت» فرار می‌کردم. ‫(نیروهای مسلح آلمان) 19:00.806 --> 19:03.767 ‫توی دورۀ خودت، خیلی چیزها دیدی، نه؟ 19:03.767 --> 19:07.146 ‫ببین، اگه نقشه‌مون جواب نداد... 19:07.146 --> 19:08.856 ‫خون‌آشام‌بودن هم خیلی بد نیست. 19:08.897 --> 19:11.358 ‫زندگی‌ات مال خودته ‫و می‌تونی بری سفر. 19:11.400 --> 19:14.444 ‫من همه‌جا رفتم. 19:15.904 --> 19:19.825 ‫می‌دونم بهم می‌خوره از این آدمایی باشم ‫که می‌گن هر چه باداباد. 19:19.825 --> 19:23.078 ‫ولی یه چیزهایی هستن ‫که دلم براشون تنگ می‌شه. 19:23.078 --> 19:26.331 ‫بالأخره رسیدم به جایی که ‫حس می‌کنم بهش تعلق دارم 19:26.331 --> 19:28.292 ‫با یه گروه خوب و... 19:31.128 --> 19:33.630 ‫مهم نیست، 19:33.630 --> 19:35.716 ‫چون در هر صورت، نمی‌تونم اون آینده رو داشته باشم. 19:37.968 --> 19:40.012 ‫خب، آینده نیست که منو نگران می‌کنه. 19:40.012 --> 19:43.015 ‫اگه چیزی رو از دست بدم، صبوری می‌کنم. 19:43.515 --> 19:44.725 ‫عه. 19:44.725 --> 19:46.685 ‫اوه، اوه. 19:46.685 --> 19:48.061 ‫قطعاً پل رو درست اومدیم. 19:48.353 --> 19:50.981 ‫اوه! آروم باش، رفیق. آروم باش. 19:50.981 --> 19:56.904 ‫چطور جرئت کردی آرامش منو به هم بزنی؟ ‫آرامش‌برهم‌زننده! 19:56.904 --> 19:59.114 ‫- ما فقط یه سؤالی داشتیم. ‫- سؤال؟ 19:59.114 --> 20:00.782 ‫من جواب سؤال کسی رو نمی‌دم. 20:00.824 --> 20:05.954 ‫پام رو می‌کوبم زمین و استخوون‌ها رو خرد می‌کنم 20:05.996 --> 20:08.207 ‫و... 20:08.207 --> 20:11.001 ‫می‌خوای یه دقیقه بهت وقت بدیم؟ یا... 20:11.043 --> 20:14.087 ‫ببخشید، پسر. ‫خیلی وقته این کار رو نکردم. 20:14.087 --> 20:16.381 ‫دیگه کسی از روی این پل رد نمی‌شه. 20:16.381 --> 20:21.094 ‫- امان از دستِ بزرگراه کوفتی! ‫- خیلی‌خب، سریع تمومش می‌کنم. 20:21.094 --> 20:24.014 ‫در طول جنگ جهانی دوم، ‫یه دندونِ نیشِ خون‌آشام به دست آوردی. 20:24.056 --> 20:28.560 ‫حتی نمی‌تونم برم توی حیطۀ کاری جدید، ‫چون گوشی‌ام رو هم گم کردم. 20:28.602 --> 20:31.605 ‫- حیطۀ کاریِ جدید؟ ‫- بله، ترول‌کردنِ اینترنتی. (آزار و تمسخر اینترنتی) 20:31.647 --> 20:34.858 ‫تنها صنعتِ روبه‌رشد برای ما ترول‌هاست. می‌دونی؟ 20:34.900 --> 20:36.568 ‫ببخشید، دیگه باید استخوون‌هات رو خرد کنم. 20:36.610 --> 20:39.196 ‫- بیا جلو. ‫- نظرت چیه باهات معاوضه کنم؟ 20:39.196 --> 20:41.323 ‫ترول‌ها کارشون همینه، نه؟ 20:42.115 --> 20:44.493 ‫با این می‌تونی خیلی‌ها رو ذلّه کنی. 20:45.494 --> 20:49.039 ‫آها، دندون نیش رو می‌خوای. ‫سال‌ها پیش ازم دزدیده شد. 20:49.081 --> 20:52.626 ‫یه نفر داشت یه کلکسیون یادگاری جمع‌آوری می‌کرد ‫تا گردشگرها رو جذب کنه. 20:52.709 --> 20:55.587 ‫حالا اون گوشی رو بده من ‫وگرنه استخوون‌هات رو لِه می‌کنم. 21:03.303 --> 21:05.264 ‫توی برجِ کیسییوو‌ـه. ‫راه بیفت. 21:05.305 --> 21:06.848 ‫نه، نه، نه. نمی‌تونیم بریم اونجا. 21:06.890 --> 21:08.976 ‫- همزمان با رانندگی حرف بزن. راه بیفت. ‫- متوجه نیستی. 21:09.017 --> 21:10.978 ‫اونجا مخفیگاه شکارچی‌های خون‌آشام‌ـه. 21:12.729 --> 21:14.773 ‫آهای! آهای! 21:14.856 --> 21:16.900 ‫این شکسته! 21:16.900 --> 21:20.946 ‫- الان جونت رو می‌گیرم! ‫- راه بیفت دیگه! 21:23.824 --> 21:25.534 ‫[اتاق یادگاری‌ها] 21:25.534 --> 21:29.746 ‫می‌گم، شنیدم اینجا دندون‌های خون‌آشام‌ها بوده. 21:29.871 --> 21:31.039 ‫از اون واقعی‌هاش. 21:32.624 --> 21:36.628 ‫خب، دیگه نیست. 21:36.753 --> 21:39.965 ‫حالا اگه همراه من ‫به تالار بعدی بیاید، 21:40.048 --> 21:44.553 ‫متوجه می‌شید که ما هیچ‌وقت ‫برای مشکل خفاش‌هامون، به شرکت سم‌پاشی زنگ نزدیم. 21:45.137 --> 21:47.014 ‫ف. کارسن؛ ف. کارسن ‫[این شیء توسط ف. کارسن برای پژوهش برداشته شده] 21:47.014 --> 21:48.807 ‫فلین کارسن! کتابدار! 21:50.475 --> 21:51.893 ‫دندون توی کتابخونه‌ست. 21:55.105 --> 21:57.190 ‫«ایوان» داره نگران می‌شه. 21:57.190 --> 21:59.318 ‫مگه آدم چقدر دستشوییش طول می‌کشه؟ 22:03.071 --> 22:05.407 ‫بعداً می‌تونی برام تعریف کنی که چه اتفاقی برات افتاد 22:05.532 --> 22:07.159 ‫و چرا یه شنل پوشیدی. 22:07.159 --> 22:09.036 ‫در حال حاضر باید ویکرام رو نجات بدیم. 22:09.036 --> 22:10.787 ‫- صبر کن ببینم، ویک اینجاست؟ ‫- آره. 22:11.121 --> 22:13.081 ‫و بنا به دلایلی، شکارچی‌های خون‌آشام 22:13.123 --> 22:16.501 ‫حدس زدن مال یه قرن دیگه‌ست ‫و بنابراین، می‌دونن یه موجود ماورایی‌ـه. 22:16.752 --> 22:19.713 ‫- بیا راه بیفتیم. ‫- ببخشید. نمی‌تونم کمکت کنم. 22:20.047 --> 22:21.423 ‫چی می‌گی برای خودت؟ 22:21.465 --> 22:23.175 ‫باید یه کاری بکنم و قرار نیست خوشت بیاد 22:23.175 --> 22:25.427 ‫ولی اگه نکنم، ممکنه بهت آسیب بزنم. 22:26.053 --> 22:29.473 ‫کانر، چرا انقدر ترسیدی؟ 22:31.725 --> 22:34.561 ‫آهای بچه‌ها! اون اینجاست! 22:34.561 --> 22:36.188 ‫ببخشید. 22:54.081 --> 22:55.540 ‫دَر جادویی! 23:15.060 --> 23:19.064 ‫بجز توی باغ‌وحش‌ها، هیچ‌جا از این عنکبوت‌ها ندیده بودم. 23:19.064 --> 23:22.943 ‫- آره، اتاق زیر شیروونی... ‫- پُر از جونور‌ـه؟ غمت نباشه. 23:22.943 --> 23:27.406 ‫- از کلمۀ «روستایی» استفاده می‌کنیم. ‫- حالا بقیۀ قلعه چی؟ 23:27.406 --> 23:29.741 ‫قطعاً نیاز به تعمیرات اساسی داره. 23:29.741 --> 23:32.160 ‫ولی فراتر از این حرف‌هاست. 23:32.244 --> 23:39.167 ‫درسته که قدیمی و نم‌دار و روستاییه، ‫ولی خونه هم هست. 23:39.960 --> 23:43.505 ‫- خونه؟ ‫- خونه‌ای! مثل خونه. 23:43.505 --> 23:46.800 ‫می‌دونید؟ جایی که بیشتر از هر جایی حس می‌کنی خودتی. 23:46.800 --> 23:48.927 ‫بقیه هم همین حس رو دارن 23:48.927 --> 23:51.430 ‫و همه‌تون با هم توش زندگی می‌کنید. 23:51.430 --> 23:54.474 ‫ولی مگه شش‌دنگ اینجا مال خودت نیست؟ 23:55.100 --> 23:56.518 ‫چرا هست. ولی... 23:57.018 --> 23:59.980 ‫ولی مثل کسی می‌مونم که توی یه گروه موسیقی عضوه. 24:04.067 --> 24:06.027 ‫ ۳۶۰۰۷-آر، بخش پنجم. 24:06.027 --> 24:10.615 ‫ببین، خریداری که مد نظر داشتم ‫دلش نمی‌خواد با چندتا مالک سر و کار داشته باشه. 24:10.615 --> 24:13.285 ‫- از الان یه خریدار داری؟ ‫- یکی از مشتری‌های سابقم ازم خواسته... 24:13.326 --> 24:16.121 ‫یه مورد پیدا کنم ‫که بتونه به کلکسیونش اضافه کنه. 24:16.121 --> 24:18.999 ‫ولی بهتره عجله کنی، چون اون داره دنبالِ... 24:19.791 --> 24:21.668 ‫اون سرداب‌ـه؟ 24:21.668 --> 24:25.130 ‫- سرداب‌ها خیلی محبوب‌ان. ‫- نه، نه، نه. 24:26.131 --> 24:29.176 ‫بهتره نری اونجا. پُر از کپک‌ـه. 24:29.176 --> 24:31.386 ‫۳۶۰۰۷. 24:32.012 --> 24:33.722 ‫دَر سوم از راست. 24:33.930 --> 24:37.184 ‫بوی گند می‌ده. ‫مثل پنیر فاسد! 24:37.184 --> 24:38.143 ‫بیا بریم. 24:40.687 --> 24:41.646 ‫اه. 24:43.148 --> 24:45.066 ‫این‌طور که معلومه، سیر دوست نداری. 24:45.066 --> 24:47.652 ‫نه وقتی یه سیر کامل رو فرو می‌کنی توی دهنم! 24:47.861 --> 24:49.488 ‫مگه مرغ شکم‌پُر گیر آوردی؟ 24:49.488 --> 24:51.364 ‫داری وضع خودتو بدتر می‌کنی، خون‌آشام. 24:51.406 --> 24:53.241 ‫چرا دست از سرم برنمی‌دارین؟ 24:54.493 --> 24:56.036 ‫اگه دست من بود، 24:56.036 --> 24:57.412 ‫همین الان کارت رو یکسره می‌کردم. 24:57.454 --> 25:01.333 ‫ولی رفقای شکارچی‌ام غریزۀ ذاتیِ منو ندارن. 25:01.833 --> 25:05.837 ‫به‌طرز عذاب‌آوری، همون اندازه که عظیم‌الجثه‌ای، ‫کندذهن هم هستی. 25:05.837 --> 25:07.005 ‫هوم؟ 25:10.217 --> 25:14.262 ‫گفتی غرایز ذاتی؟ چطوریاست؟ 25:15.597 --> 25:18.350 ‫خانوادۀ من قرن‌هاست که داره ‫خون‌آشام‌ها رو شکار می‌کنه، 25:18.391 --> 25:22.062 ‫و حالا نوبت منه که این راه رو ادامه بدم. 25:23.563 --> 25:26.525 ‫برآورده‌کردنِ انتظارات خانواده، ‫می‌تونه فشار زیادی به آدم بیاره. 25:26.858 --> 25:30.153 ‫نام خانوادگیِ «ون هلسینگ» مسئولیت سنگینی رو ‫ به دوشم میندازه... 25:30.153 --> 25:32.030 ‫ولی چیزی نیست که از پسش برنیام. 25:32.072 --> 25:36.493 ‫و تو و نوچه‌ات، نمی‌تونید جلوم رو بگیرید... 25:36.535 --> 25:38.537 ‫ولی می‌تونیم جلوی تکمیل‌کردنِ اون جمله رو بگیریم. 25:38.578 --> 25:39.663 ‫چقدر طولش دادی! 25:39.663 --> 25:41.540 ‫توی دستشویی داشتید با هم گپ می‌زدید؟ 25:41.581 --> 25:43.917 ‫به کانر برخوردم. ‫یه چیزی شده. 25:43.917 --> 25:46.878 ‫از دَر جادویی رد شد و پشت سر خودش بستش. 25:53.385 --> 25:54.719 ‫خودت سیر بخور. 25:57.389 --> 25:59.474 ‫اگه کانر در رو قفل کرده، ‫چطور فرار کنیم؟ 25:59.516 --> 26:01.560 ‫من یه ماشین دارم. 26:01.560 --> 26:03.937 ‫چی؟ نه، نه، نه، نه. صبر کن، صبر کن، صبر کن. ‫من با اونا نیستم. 26:03.979 --> 26:09.025 ‫پتار هستم. یکی از دوست‌های کانر. ‫شنیدم داشتید در موردش حرف می‌زدید. 26:09.234 --> 26:11.695 ‫- تو چارلی هستی؟ ‫- آره. 26:12.320 --> 26:14.155 ‫به‌طرز عجیبی حرفشو باور می‌کنم، ‫به‌خاطر شنلش. 26:14.197 --> 26:16.116 ‫من کمکش کردم بیاد توی قلعه ‫ولی وقتی نیومد بیرون 26:16.116 --> 26:17.951 ‫نگران شدم بلایی سرش اومده باشه. 26:17.951 --> 26:21.162 ‫- نمی‌دونید اون کجاست؟ ‫- اون... آممم... اینجا نیست. 26:22.122 --> 26:24.249 ‫توی حرف‌هات به یه وسیلۀ نقلیه اشاره کردی. 26:24.249 --> 26:27.168 ‫بله، از این‌طرف‌ـه. 26:27.210 --> 26:28.628 ‫خیلی‌خب. 26:29.629 --> 26:33.258 ‫صبر کنید، نه. ‫این‌طرف. از این‌طرف. 26:58.199 --> 26:59.659 ‫عه... 27:05.957 --> 27:08.793 ‫عه، سلام. 27:08.918 --> 27:12.672 ‫اکسکالیبر؟ خداییش؟ 27:12.672 --> 27:16.009 ‫خیلی‌خب، بعداً به این موضوع برمی‌گردیم. 27:16.009 --> 27:18.845 ‫احیاناً نمی‌دونی ردیف‌۳۶۰۰۷-آر، بخش پنجم کجا می‌شه؟ 27:22.140 --> 27:23.391 ‫ممنون. 27:27.270 --> 27:30.273 ‫به‌نظرم بهتره اون کاری که لایسا ‫بهت پیشنهاد داده رو در نظر بگیری. 27:30.273 --> 27:31.483 ‫چرا؟ 27:31.483 --> 27:35.153 ‫ازم پرسیدی چیزی در مورد آینده می‌دونم یا نه. ‫آره می‌دونم. 27:35.153 --> 27:39.115 ‫فکر نکنم کتابخونه به‌دردت بخوره. ‫منم به‌دردت نمی‌خورم. 27:39.532 --> 27:40.992 ‫دوست ندارم وسط حرف‌تون بپرم 27:41.034 --> 27:43.328 ‫ولی فکر کنم برگشتیم سرِ جای اول‌مون. 27:43.453 --> 27:46.706 ‫خب، این قلعه‌های قرون وسطایی ‫همیشه پُرپیچ‌وخم هستن. 27:46.706 --> 27:49.876 ‫یادمه توی «بلارنیِ ایرلند»... 27:49.876 --> 27:52.921 ‫- بقیۀ اون داستان رو می‌ذارم برای بعد. ‫- وقتشه تمومش کنیم. 27:54.130 --> 27:56.132 ‫[منطقۀ ممنوعه] 28:04.766 --> 28:06.768 ‫[عتیقه‌های خون‌آشام‌ها] 28:17.696 --> 28:19.364 ‫ایست، دزد! 28:21.116 --> 28:23.284 ‫پس حراست واقعاً سرم رو قطع می‌کنه! 28:23.493 --> 28:25.954 ‫♪ دزدِ کتابخانه، زانو بزن ♪ 28:25.995 --> 28:28.373 ‫♪ تا سرِ تو خوراک تبر من نشود ♪ 28:28.373 --> 28:31.584 ‫شعر جالبی بود ‫ولی من دزد نیستم. 28:31.584 --> 28:32.711 ‫برای کتابخونه کار می‌کنم. 28:32.711 --> 28:34.421 ‫♪ این سه چیستانِ مرا پاسخ بده ♪ 28:34.421 --> 28:36.297 ‫♪ تا ثابت کنی دشمن نیستی ♪ 28:36.423 --> 28:37.841 ‫خیلی‌خب، می‌تونم چیستان حل کنم. 28:37.841 --> 28:41.010 ‫چه ساختمانی‌ست که کور وارد آن می‌شوی ‫و بینا خارج می‌گردی؟ 28:42.554 --> 28:43.513 ‫مدرسه. 28:43.805 --> 28:45.932 ‫با چیستان‌های سومری باستان هم ‫نمی‌تونی منو آچمز کنی. 28:45.932 --> 28:49.769 ‫چه میوه‌ای بیشترین خاصیت را در تاریخ دارد؟ 28:49.811 --> 28:51.896 ‫خب، سیب میوۀ دانش‌ـه، 28:52.188 --> 28:54.232 ‫ولی اون تاریخی حساب می‌شه یا مذهبی؟ 28:54.232 --> 28:57.110 ‫اگه صحبت از تاریخ باشه، ‫باید خرما رو هم شاملش کنیم؟ 28:57.110 --> 28:58.403 ‫خرما! 28:58.611 --> 29:00.530 ‫خرما پُرخاصیت‌ترین میوۀ تاریخ‌ـه. 29:00.572 --> 29:03.074 ‫دارم می‌ترکونم. بگو! شماره سه! یالا. 29:03.116 --> 29:06.578 ‫معادلۀ شیمیایی فتوسنتز چیست؟ 29:06.578 --> 29:08.413 ‫چی؟ اینکه چیستان نیست. 29:10.039 --> 29:11.166 ‫فتوسنتز... 29:11.207 --> 29:15.920 ‫کربن‌دی‌اکسید، آب و... 29:15.920 --> 29:19.758 ‫- بعدش یه اتفاقی می‌افته؟ ‫- فتوسنتز؟ 29:20.800 --> 29:22.761 ‫6H2O به‌علاوۀ 6CO2 29:22.761 --> 29:28.141 ‫از طریق انرژی نور خورشید ‫به C6H12O6 به‌علاوۀ 6O2 تبدیل می‌شه. 29:31.978 --> 29:33.688 ‫- چی شد؟ ‫- دیدم اومدی توی کتابخونۀ اصلی 29:33.730 --> 29:35.857 ‫و گفتم حتماً یه چیزی شده، ‫برای همین بنگاهی رو پیچوندم. 29:35.899 --> 29:37.776 ‫چه خبره؟ 29:37.776 --> 29:40.904 ‫فقط فاصله‌ات رو از من حفظ کن. 29:40.945 --> 29:42.614 ‫- چرا؟ بیماریِ مُسری داری؟ ‫- نه، نه، نه. 29:42.614 --> 29:44.783 ‫ولی وقتی اینو برسونم جایی که باید باشه، بهتر می‌شم. 29:45.033 --> 29:47.035 ‫خیلی‌خب، حالا این چی هست؟ 29:47.035 --> 29:49.162 ‫اگه بگم مهمه، می‌تونی فقط بهم اعتماد کنی؟ 29:49.204 --> 29:50.830 ‫آره، مسلماً بهت اعتماد دارم. 29:50.830 --> 29:53.291 ‫وگرنه چرا باید استخدامت می‌کردم؟ 29:53.583 --> 29:55.335 ‫فکر می‌کردم پیشنهادت فقط برای چارلی‌ـه. 29:55.335 --> 29:58.129 ‫نه، نه. ‫نمی‌خوام گروه رو به هم بزنم. 29:58.171 --> 30:01.007 ‫آها راستی، بقیه کجان؟ 30:01.049 --> 30:05.178 ‫آها، آره، احتمالاً شکارچی‌های خون‌آشام ‫همین الان‌ها بکُشن‌شون. 30:07.138 --> 30:08.348 ‫چی؟ 30:19.859 --> 30:21.319 ‫- از اون‌طرف. ‫- بیاید بریم بیرون 30:21.319 --> 30:22.612 ‫تا مراسم برنامه‌ریزی‌نشدۀ گردن‌زنیِ خون‌آشام رو ببینید 30:22.612 --> 30:23.404 ‫کانر؟ 30:23.404 --> 30:25.156 ‫فکر کنم بهتر باشه از اون‌طرف بریم. 30:25.782 --> 30:27.742 ‫بیرون؟ 30:28.284 --> 30:31.120 ‫آره، چی... چی شده؟ مشکل چیه؟ 30:31.329 --> 30:33.665 ‫هیچی ولش کن. بیا بریم. 30:37.418 --> 30:41.089 ‫ما این اهریمن پلید که ‫شهرمون رو مصیبت‌زده کرده بود 30:41.130 --> 30:44.008 ‫به‌همراه نوچه‌هاش پیدا کردیم. 30:44.008 --> 30:46.261 ‫- نوچه؟ ‫- داره ما رو می‌گه. 30:46.261 --> 30:48.555 ‫قصه‌ش مفصّل‌ـه ولی خبر خوب اینه که 30:48.972 --> 30:51.641 ‫این چوب‌بست‌ها قدیمی و زنگ‌زده‌ان. 30:51.641 --> 30:55.144 ‫خیلی‌خب، حالا چی‌کار کنیم؟ کانر؟ 30:56.437 --> 30:58.231 ‫خب، تو برو حواس‌شون رو پرت کن. 30:58.231 --> 31:00.775 ‫- من از اون‌ور می‌رم. ‫- باشه. 31:01.776 --> 31:03.778 ‫[باجۀ بلیت‌فروشی] 31:04.362 --> 31:08.449 ‫من خون‌آشام نیستم. ‫الان کاملاً زیر نور خورشیدم! 31:08.449 --> 31:10.827 ‫آره، اون کاملاً زیر نور خورشید‌ـه. 31:10.869 --> 31:12.370 ‫این یه‌جور تناقض‌ـه. 31:12.370 --> 31:15.540 ‫قبلاً این مسئله رو بررسی کرده بودیم. ‫خون‌آشام‌های روزگرد هم داریم. 31:15.874 --> 31:18.084 ‫- مثل «بلید» ‫- یا «گرگ‌ومیش». 31:18.084 --> 31:20.378 ‫یا «خاطرات یک خون‌آشام». 31:20.420 --> 31:24.632 ‫آره، ولی انرژی نور، ماده رو تبدیل می‌کنه، 31:24.632 --> 31:26.050 ‫مثل فتوسنتز. 31:26.050 --> 31:28.595 ‫بنابراین خون‌آشام‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرن. 31:28.636 --> 31:33.808 ‫- در مورد چی حرف می‌زنی؟ ‫- خب، انرژی نوری از روپوست عبور می‌کنه... 31:33.850 --> 31:36.185 ‫و بدونِ هیچ تأثیری به پایانه‌های عصبی می‌رسه. 31:36.185 --> 31:39.814 ‫- پس ویکرام نمی‌تونه یه خون‌آشام باشه. ‫- عه. 31:41.524 --> 31:44.819 ‫اسمش رو از کجا بلد بودی؟ 31:46.112 --> 31:47.488 ‫وایستید، وایستید، وایستید. 31:47.572 --> 31:48.823 ‫می‌تونم توضیح بدم. 31:51.576 --> 31:53.161 ‫- بهش دست نزنید. ‫- خدا رو شکر. 31:59.042 --> 32:01.377 ‫دندونت رو آوردم. 32:01.377 --> 32:04.255 ‫ازت می‌خوام گازم بگیری. 32:04.547 --> 32:05.965 ‫کانر، نگاه کن. 32:05.965 --> 32:11.554 ‫دیگه کسی رو به غلامی نمی‌گیری، اهریمنِ شرور! 32:11.596 --> 32:13.097 ‫نه، نه. 32:17.852 --> 32:18.895 ‫وای، نه. 32:18.895 --> 32:20.772 ‫وای نه. ‫وای، نه، نه! نه! 32:20.772 --> 32:23.107 ‫نه، نه! ‫نه، نه، نه، نه، نه! 32:23.107 --> 32:26.361 ‫خورشید نه. خورشید نه. ‫خورشید نه. خورشید نه! 32:26.361 --> 32:28.905 ‫نه! خورشید نه! 32:29.322 --> 32:30.698 ‫صبر کن ببینم، چی شد؟ 32:32.700 --> 32:34.869 ‫ببینم، چرا زیر نور خورشید نسوختم؟ 32:34.911 --> 32:36.371 ‫چون تو خون‌آشام نیستی. 32:36.371 --> 32:38.498 ‫خیال می‌کردی هستی؟ 32:38.539 --> 32:39.540 ‫آره. 32:39.832 --> 32:41.793 ‫پتار بهم گفت که... 32:54.138 --> 32:56.849 ‫باورم نمی‌شه نقشه‌ام جواب داد. 33:03.856 --> 33:07.443 ‫ممنونم، کتابدار مقلّد احمق. 33:07.694 --> 33:10.446 ‫بالأخره به حالت حقیقی‌ام برگشتم 33:10.446 --> 33:12.865 ‫و شب رو هم از دست ندادم. 33:16.160 --> 33:19.205 ‫خیلی گرسنه‌مه. 33:19.789 --> 33:22.917 ‫می‌دونید چند وقته که یه وعدۀ درست و حسابی نخوردم؟ 33:22.917 --> 33:24.794 ‫وقتی شنیدم دارید در مورد کتابخونه حرف می‌زنید 33:24.836 --> 33:26.838 ‫باورم نمی‌شد بخت بهم رو کرده. 33:27.338 --> 33:31.759 ‫شکارچی‌ها، نوبت ما رسیده. 33:31.759 --> 33:35.346 ‫- حمله! ‫- تو. 33:37.640 --> 33:40.059 ‫ون هلسینگ کیلویی چند؟ 33:43.312 --> 33:45.148 ‫به‌نظرم بهتره همه رو از اینجا خارج کنیم، نه؟ 33:45.189 --> 33:46.482 ‫همه‌ش تقصیر منه. 33:47.150 --> 33:49.652 ‫لایسا، ببرشون داخل. ‫محض احتیاط برسونشون توی یه سیاه‌چال. 33:49.694 --> 33:52.488 ‫- خیلی‌خب. ‫- چارلی، فکر می‌کنی بتونی اون تبر رو برداری؟ 33:52.488 --> 33:55.783 ‫آره. ‫خوبه. من و کانر هم... 33:56.075 --> 33:57.118 ‫کانر کجاست؟ 33:57.118 --> 33:59.954 ‫هی! آهای، پتار! 33:59.954 --> 34:03.332 ‫خون می‌خوای، مگه نه؟ ‫خون منو بخور. 34:03.332 --> 34:06.252 ‫منو خون‌آشام کن، ‫همون‌طور که گفتی. 34:12.717 --> 34:16.554 ‫از صبح تا حالا نگرانِ این بودی که یه موقع تبدیل بشی. ‫چرا الان نظرت عوض شد؟ 34:16.596 --> 34:19.348 ‫اولاً که کسی بهم قضیۀ پرواز کردن رو نگفته بود، ‫که خیلی معرکه‌ست. 34:19.390 --> 34:23.269 ‫ولی همون چیزی رو می‌خوام که تو داری: آینده‌ای بی‌نهایت. 34:23.478 --> 34:27.940 ‫کانر، هم‌خونۀ خیلی خوبی نبودی ‫ولی غذای خوبی می‌شی. 34:28.149 --> 34:31.319 ‫- باید یه راهی باشه که بشه جلوش رو گرفت. ‫- دیگه دیر شده. 34:31.360 --> 34:33.988 ‫بعد از تو، دوست‌هات رو می‌خورم. 34:34.030 --> 34:36.574 ‫درستش هم همینه که اولین وعدۀ غذایی‌ام ‫از کتابخونه باشه، 34:36.574 --> 34:41.079 ‫که این همه وقت دندونم رو ازم دور نگه داشت! 34:46.209 --> 34:49.170 ‫- این چیه؟ ‫- تمهیدات ایمنی. 34:49.212 --> 34:52.381 ‫فهمیدم! کتابخونه یه‌سری تمهیدات ایمنی ‫برای تمام عتیقه‌ها در نظر می‌گیره 34:52.381 --> 34:54.258 ‫تا اگه به بیرون راه پیدا کردن ‫به کسی آسیب نزنن. 34:54.258 --> 34:57.136 ‫سرِ «مدوسا» توی کیسه، ‫و از این‌جور چیزها. 34:57.428 --> 35:01.390 ‫چه راهی برای تله‌گذاریِ یه دندون، ‫بهتر از اینکه یه کپسول سیانور بذاری توش؟ 35:01.390 --> 35:03.601 ‫یا توی این مورد، آب‌مقدس. 35:03.601 --> 35:05.269 ‫یا روغن سیر. 35:05.269 --> 35:08.731 ‫یا یه سلول خورشیدی که انرژی آفتاب رو ذخیره می‌کنه. 35:10.191 --> 35:13.361 ‫هر چی که هست، پتار، آینده‌ات همین‌جا تموم می‌شه. 35:24.622 --> 35:26.582 ‫شانس آوردی اون‌قدرها عمیق نیست. 35:26.666 --> 35:29.293 ‫پتار هر کس دیگه‌ای رو هم که گاز می‌گرفت ‫تمهیدات ایمنی فعال می‌شدن. 35:29.293 --> 35:30.628 ‫خودتو فدا کردی. 35:30.670 --> 35:32.588 ‫مطمئن نبودم اثر کنه. 35:32.588 --> 35:34.966 ‫- درستش این بود که روی خودم تستش می‌کردم. ‫- بازم پانسمان می‌خوایم 35:35.091 --> 35:37.844 ‫خب، بنگاهی بود. 35:37.969 --> 35:39.971 ‫فروش قلعه رو انداختم عقب. 35:40.638 --> 35:42.890 ‫عرضۀ اولیۀ سهام شرکتت چی می‌شه؟ 35:42.890 --> 35:47.645 ‫به این نتیجه رسیدم که بله، این قلعۀ منه، ‫ولی قلعۀ شماها هم هست. 35:47.854 --> 35:50.398 ‫و تصمیم فروشش رو باید با هم بگیریم. 35:50.398 --> 35:53.067 ‫ولی مگه نمی‌گفتی آینده به هیچ‌کس رحم نمی‌کنه؟ 35:53.067 --> 35:56.487 ‫چیه؟ حالا تو هم می‌خوای عرضه اولیه بخری؟ 35:56.696 --> 35:59.240 ‫کل روز رو با نگرانی برای آینده‌ام گذروندم. 35:59.240 --> 36:01.909 ‫الان صرفاً خوشحالم که آینده دارم! 36:01.909 --> 36:03.578 ‫کتابخونه همون چیزیه که همیشه دنبالش بودم. 36:03.619 --> 36:06.455 ‫نهایت استفاده رو ازش می‌کنم، ‫حالا هر چقدر که وقت داشته باشیم. 36:06.455 --> 36:08.374 ‫به‌نظرم ایدۀ بسیار خوبی‌ـه. 36:08.374 --> 36:11.252 ‫خب، دندون پتار برگشت سرِ جاش. 36:11.252 --> 36:15.131 ‫و خانم «اِی» از دسته‌بندی خسته شد و ‫برای آنتراکت، رفت یه کافۀ محلی. 36:15.131 --> 36:18.134 ‫حالا با آزادیِ تازه‌مون چی‌کار کنیم؟ 36:18.426 --> 36:20.511 ‫- می‌تونیم یه‌کم تمرین کنیم. ‫- مجبوریم؟ 36:21.345 --> 36:24.140 ‫من نگهبان شما هستم ‫و قصد دارم حالا حالاها این کار رو ادامه بدم 36:24.182 --> 36:26.851 ‫و این‌که تا آستانۀ گردن‌زنی بری، ‫اعتبار شغلی‌ام رو زیر سؤال می‌بره. 36:26.893 --> 36:28.519 ‫کار کردن برای لایسا چی شد؟ 36:30.062 --> 36:32.023 ‫می‌دونی، اون‌موقع بهم دروغ گفتی. 36:32.023 --> 36:35.860 ‫گفتی برات مهم نیست که لایسا قلعه رو بفروشه ‫یا من شغل رو قبول کنم، 36:35.902 --> 36:39.363 ‫ولی فقط می‌خوای دل‌کندنِ ما از اینجا رو راحت‌تر کنی. 36:41.741 --> 36:44.327 ‫- به این راحتی از دست‌مون خلاص نمی‌شی. ‫- نمی‌شم؟ 36:44.368 --> 36:45.786 ‫گیرِ بد کسی افتادی. 36:52.210 --> 36:54.253 ‫چارلی، باید یه چیزی رو بهت بگم. 36:55.296 --> 36:59.717 ‫من دارم... 36:59.759 --> 37:02.178 ‫گرسنه می‌شم! 37:02.220 --> 37:06.265 ‫کسی از اون غذای لذیذ ایتالیایی، پیتزا، می‌خواد؟ 37:06.265 --> 37:09.060 ‫- قارچ؟ پپرونی؟ ‫- نه، ممنون. 37:09.268 --> 37:12.438 ‫وقتی پتار تبدیل به خاکستر شد ‫و دندون رو به کتابخونه برگردوندی 37:12.480 --> 37:14.357 ‫ما رفتیم توی بقیۀ جشنوارۀ خون‌آشام‌ها شرکت کردیم. 37:14.357 --> 37:17.026 ‫قبل یا بعد از اینکه خاکسترها رو توی زمین مقدس خاک کنید؟ 37:17.026 --> 37:19.862 ‫- چی؟ ‫- باید این کار رو می‌کردیم؟ 37:22.365 --> 37:26.118 ‫- چطور نمی‌دونستی باید این کار رو بکنیم؟ ‫- زخمی‌ام بابا! 37:26.160 --> 37:27.995 ‫دستت که زخمی نیست. 37:37.338 --> 37:42.969 www.Doostihaa.com