WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.668 --> 00:03.461 ‫عه، پیداش کردم. 00:04.254 --> 00:06.715 ‫کمربند جادوییِ «پیتر استامپ». 00:06.798 --> 00:09.551 ‫می‌دونی، فکر کنم این کمربنده خیلی بهم بیاد. 00:09.551 --> 00:11.302 ‫خب، توصیه می‌کنم ازش استفاده نکنی، 00:11.302 --> 00:12.846 ‫مگر اینکه بخوای تبدیل به گرگینه بشی. 00:12.887 --> 00:14.055 ‫- نه بابا. ‫- ممنون. 00:14.055 --> 00:15.348 ‫خب، با این می‌شه هشت‌تا 00:15.390 --> 00:17.267 ‫از اشیای گمشده‌ای که تا الان پیدا کردیم. 00:17.308 --> 00:19.352 ‫ویکرام چطور می‌تونه این‌قدر بی‌مسئولیت باشه؟ 00:19.519 --> 00:21.479 ‫خب، بیخودی که بهش نمی‌گن کتابدار خودسر. 00:21.521 --> 00:23.898 ‫درسته، ولی بعضی از این اشیای گمشده 00:23.940 --> 00:25.567 ‫همونایی هستن که ما آوردیم اینجا: 00:25.567 --> 00:28.528 ‫داسِ زمان، کریستال جان دی. 00:28.528 --> 00:30.238 ‫- هوم. ‫- هوم. 00:30.822 --> 00:32.449 ‫می‌دونی، تو هم می‌تونی کمک‌مون کنی ها! 00:32.490 --> 00:33.533 ‫خانم استولات گفت ما باید 00:33.533 --> 00:34.993 ‫امروز فهرست‌بندیِ اینا رو تموم کنیم. 00:34.993 --> 00:37.495 ‫خب، ببین، من نگهبانم. ‫از فهرست‌ها نگهبانی نمی‌کنم. 00:37.495 --> 00:39.956 ‫از آدمایی که فهرست تهیه می‌کنن نگهبانی می‌کنم. 00:40.123 --> 00:41.207 ‫بچه‌ها. 00:41.249 --> 00:42.125 ‫داس زمان. 00:42.125 --> 00:44.419 ‫اونو توی یه جعبۀ قفل‌دار فولادی ‫توی میز نویسندگی گذاشتیم. 00:44.461 --> 00:45.795 ‫می‌دونم. ‫همین الان رفتم چک کردم. 00:45.795 --> 00:46.880 ‫اونجا نیست. ‫گم شده. 00:46.921 --> 00:49.716 ‫بچه‌ها بهتره اون اشیاء رو ‫ قبل از اینکه خانم «اِی» عصبانی بشه، پیدا کنید. 00:49.758 --> 00:51.176 ‫مگه می‌شه احساساتش رو تشخیص داد؟ 00:51.176 --> 00:52.218 ‫مؤدب باش. 00:52.218 --> 00:54.179 ‫مطمئنم خانم استولات یه روی مهربون هم داره. 00:54.262 --> 00:56.681 ‫یه جایی زیر اون ظاهر خشنش یه... 00:56.723 --> 00:59.684 ‫باطن تاریک، بدجنس و وحشتناک هست. 01:01.561 --> 01:03.813 ‫چی دور گردنت انداختی؟ 01:03.855 --> 01:05.106 ‫خوشگله، مگه نه؟ 01:05.732 --> 01:06.691 ‫نه، نیست. 01:06.733 --> 01:07.734 ‫محض اطلاع‌تون باید بگم، 01:07.734 --> 01:09.652 ‫اون تاجری که اینو بهم فروخت بهم اطمینان داد که 01:09.652 --> 01:11.696 ‫مناسب حال و هوای منه، ‫چون خیلی خاصه. 01:11.738 --> 01:14.449 ‫نه، عالیه. واقعاً. ‫می‌تونی خاموشش کنی؟ 01:14.866 --> 01:16.034 ‫با باتری کار می‌کنه؟ 01:17.577 --> 01:19.621 ‫ویکرام چمبرلین، فوراً بیا بالا. 01:22.457 --> 01:24.876 ‫عه، یه بنده‌خدایی توی دردسر افتاده! 01:25.418 --> 01:28.296 ‫احتمالاً براش سؤال شده ‫که از کجا می‌شه یه همچین شال نفیسی گیر آورد. 01:28.338 --> 01:29.714 ‫معطل نکن! 01:31.382 --> 01:32.884 ‫بهتره بری. 01:36.012 --> 01:38.723 ‫با توجه به همۀ اتفاقاتی که اخیراً افتاده 01:38.723 --> 01:40.350 ‫باید به خانم «اِی» به‌خاطر سخت‌گیری... 01:40.350 --> 01:42.018 ‫در مورد نگهداریِ درستِ عتیقه‌ها حق بدید. 01:42.018 --> 01:43.394 ‫به‌نظرت چرا ویکرام این‌قدر... 01:43.436 --> 01:45.688 ‫توی آوردن عتیقه‌ها به کتابخونۀ اصلی کوتاهی می‌کنه؟ 01:45.688 --> 01:48.149 ‫خب، اون به قانون‌شکنی و استفاده از جادو معروفه. 01:48.942 --> 01:50.109 ‫اون چی بود؟ 01:50.401 --> 01:51.444 ‫به‌نظرتون ویکرام رو کُشت؟ 01:51.486 --> 01:53.029 ‫اصلاً قابل قبول نیست. 01:53.529 --> 01:55.782 ‫ماه‌هاست اینو از من پنهون کردی! 01:56.199 --> 01:57.659 ‫از همون لحظه‌ای که اومدم می‌دونستی، 01:57.659 --> 01:59.911 ‫ولی تازه امروز بهم گفتی! 01:59.911 --> 02:02.914 ‫چرا خانم استولات؟ ‫چرا داری با من این‌جوری می‌کنی؟ 02:04.332 --> 02:08.002 ‫اگه بخوان یه مثال از «دورویی» بزنن، ‫باید بگن «الین استولات». 02:14.968 --> 02:16.094 ‫یه چیزی شده انگار. 02:18.846 --> 02:20.265 ‫ببینم، همه‌چی مرتبه؟ 02:21.557 --> 02:23.685 ‫ویکرام؟ ‫هی، منم باهات میام. 02:23.726 --> 02:26.271 ‫نه. این‌بار تنها سفر می‌کنم. 02:31.442 --> 02:32.652 ‫چی بهش گفتی؟ 02:32.944 --> 02:35.154 ‫بهش گفتم خبر دارم عتیقه‌های گمشده پیش اونه. 02:35.196 --> 02:38.533 ‫و در ضمن می‌دونم داره از اونا ‫استفاده می‌کنه تا یه ماشین زمان بسازه. 02:38.574 --> 02:40.326 ‫چی؟ که کجا بره؟ 02:40.326 --> 02:42.120 ‫متأسفانه پیش اون! 02:42.161 --> 02:44.038 ‫داره برمی‌گرده به سال ۱۸۴۷. 02:44.038 --> 02:45.081 ‫ولی نمی‌شه که! 02:45.123 --> 02:46.833 ‫آره، آقای استون گفت اگه به گذشته برگرده 02:46.833 --> 02:47.959 ‫و چیزی رو تغییر بده 02:47.959 --> 02:50.962 ‫هر چیزی رو! اون‌وقت این خط زمانی دیگه کلاً محو می‌شه. 02:51.004 --> 02:52.130 ‫همۀ ماها هم همین‌طور. 02:52.171 --> 02:54.007 ‫اون کاملاً از عواقبش آگاهه. 02:54.007 --> 02:55.508 ‫ولی تصمیم گرفته قید همه‌مون رو بزنه 02:55.550 --> 02:57.427 ‫تا برگرده پیش آنیای عزیزش. 02:58.344 --> 02:59.470 ‫باید جلوش رو بگیریم. 02:59.470 --> 03:00.680 ‫اوهوم. 03:27.040 --> 03:28.750 ‫داس زمان. 03:32.628 --> 03:34.380 ‫کریستال جان دی. 03:34.380 --> 03:35.381 ‫فقط یه‌کم جلوتر. 03:35.506 --> 03:36.591 ‫از کجا می‌دونی؟ 03:36.591 --> 03:38.426 ‫گوشی هوشمندی رو که کانر، ویکرام رو قانع کرد 03:38.426 --> 03:39.427 ‫با خودش حمل کنه یادته؟ 03:39.469 --> 03:41.095 ‫روش برنامۀ «دوستانم را ردیابی کن» نصب کردم. 03:41.095 --> 03:42.889 ‫عجب دوستی! ‫ همه‌ش داشته به ما دروغ می‌گفته. 03:43.556 --> 03:45.349 ‫باورم نمی‌شه این‌جوری به کتابخونه خیانت کرده. 03:45.391 --> 03:46.559 ‫کتابخونه؟ پس ما چی؟ 03:46.601 --> 03:48.186 ‫فکر می‌کردم همه‌مون داشتیم یه... 03:48.519 --> 03:49.937 ‫- چی؟ ‫- هیچی. 03:50.438 --> 03:51.856 ‫اون اون‌طرفه. 04:03.493 --> 04:05.411 ‫ویکرام، وایستا! ‫نباید این کار رو بکنی! 04:05.453 --> 04:06.788 ‫می‌تونم و باید بکنم! 04:06.788 --> 04:07.955 ‫- متوجه نیستی. ‫- نه، شما متوجه نیستید! 04:07.997 --> 04:09.290 ‫وظیفه‌ام این رو ایجاب می‌کنه! 04:09.290 --> 04:10.625 ‫وظیفه‌ات در قبال کتابخونه چی می‌شه؟ 04:10.625 --> 04:12.543 ‫- در قبال ما! ‫- من تعهد بزرگتری دارم. 04:13.169 --> 04:15.171 ‫دستگاه رو ول کن! ‫می‌تونیم در موردش صحبت کنیم و... 04:15.213 --> 04:17.381 ‫- صحبتی ندارم بکنم! ‫- خودخواهِ خودشیفته! 04:17.381 --> 04:19.091 ‫اصلاً برات مهم نیست چه بلایی سر ما میاد! 04:19.133 --> 04:20.468 ‫دستگاه رو ول کن! ‫بهت دستور می‌دم. 04:20.510 --> 04:21.552 ‫اصلاً ما برات اهمیتی داشتیم؟ 04:21.594 --> 04:22.970 ‫ممکنه همه‌چی رو نابود کنی! 04:23.971 --> 04:25.306 ‫تصمیم من قطعیه! 04:40.029 --> 04:42.615 ‫[سفر به قرون وسطی] 05:21.570 --> 05:24.031 ‫فکر نکنم سال ۱۸۴۷ این شکلی بوده باشه. 05:25.616 --> 05:26.701 ‫سلام، حالت چطوره؟ 05:26.701 --> 05:28.786 ‫ولک! 05:32.039 --> 05:32.957 ‫ولک؟ 05:32.957 --> 05:34.000 ‫اگه اشتباه نکنم 05:34.000 --> 05:35.835 ‫یه اصطلاح اسلاوی باستانیه؛ یعنی «جادوگران». 05:35.876 --> 05:39.130 ‫خیلی‌خب، پس اینجاها زیاد از جادوگرا خوش‌شون نمیاد. 05:41.048 --> 05:42.258 ‫کدوم گوری هستیم؟ 05:42.883 --> 05:44.719 ‫ظاهراً، وقتی داشتیم سر دستگاه دعوا می‌کردیم، 05:44.760 --> 05:46.095 ‫تاریخ مقصد رو تغییر دادیم. 05:46.137 --> 05:50.099 ‫با تاریخ مقصدم، هزار سال اختلاف داریم. 05:50.099 --> 05:50.891 ‫عالیه. 05:50.891 --> 05:53.269 ‫چطوره دوباره تنظیمش کنی تا بتونیم بریم خونه؟ 05:53.311 --> 05:55.771 ‫خب، همون‌طور که از دودی که ‫از توش بلند می‌شه می‌تونید بفهمید، 05:55.813 --> 05:58.733 ‫تا وقتی خنک نشه نمی‌تونم کاری باهاش بکنم. 05:58.858 --> 06:00.526 ‫عالیه. پس ما توی عصر تاریکی گیر افتادیم؟ 06:00.526 --> 06:01.861 ‫توی اروپای قرون وسطی؟ 06:01.861 --> 06:03.738 ‫مطمئنم اینجا هیچ اتفاق بدی برامون نمی‌افته. 06:16.459 --> 06:17.960 ‫اوضاع داره لحظه‌به‌لحظه بهتر می‌شه. 06:17.960 --> 06:19.253 ‫باید منو به حال خودم ول می‌کردین. 06:19.295 --> 06:21.297 ‫خب، الان، به لطف کله‌شقی تو، 06:21.338 --> 06:23.632 ‫ما توی یه زندان قرون وسطایی هستیم، ‫خارج از زمانِ خودمون! 06:23.632 --> 06:27.344 ‫خدا می‌دونه چه‌جور مریضی و حشرات موذی‌ای ‫توی این سلول‌ها هست. 06:28.262 --> 06:30.639 ‫باور کنید، نقشۀ من این نبود. 06:33.225 --> 06:39.940 ‫می‌تونید در مورد این روستا بهمون یه‌کم اطلاعات بدید؟ 06:40.191 --> 06:42.526 ‫(صحبت به زبانی دیگر) 06:42.985 --> 06:44.904 ‫به‌نظر یه مشتقی از زبان آلبانیایی میاد. 06:44.945 --> 06:47.490 ‫خب، چندین زبان بالکانیِ اولیه وجود داره 06:47.490 --> 06:49.116 ‫که قدمت‌شون از صربی-کرواتی بیشتره. 06:49.450 --> 06:51.452 ‫(صحبت به زبانی دیگر) 06:51.952 --> 06:54.830 ‫(صحبت به زبانی دیگر) 06:55.748 --> 06:56.707 ‫(صحبت به زبانی دیگر) 06:56.749 --> 06:58.209 ‫الان بهم گفت که 06:58.250 --> 07:00.961 ‫ما خیلی خوش‌شانسیم که سر از شکنجه‌گاه در نیاوردیم، 07:00.961 --> 07:02.755 ‫که توی قلعۀ سنگی قرار داره. 07:02.755 --> 07:06.634 ‫ظاهراً اینجا در مقایسه با اونجا ‫مثل یه حمام آب‌گرم رومی می‌مونه. 07:06.634 --> 07:08.761 ‫پس، اون‌قدرها هم بدبخت نشدیم! 07:08.803 --> 07:10.638 ‫- عالیه. ‫- واقعاً همۀ اینا رو گفت؟ 07:14.141 --> 07:15.226 ‫آره. 07:24.485 --> 07:27.404 ‫سرورم، خبر آوردم. 07:28.322 --> 07:30.783 ‫بهتره خبر خوبی باشه که وسط غذام مزاحم شدی. 07:30.950 --> 07:34.411 ‫به‌نظرم هست، سرورم. ‫به جادو ربط داره. 07:35.913 --> 07:37.248 ‫گوشم با توئه. 07:37.873 --> 07:40.334 ‫داشتم جلوتر توی روستای محلی دیده‌بانی می‌دادم، 07:40.584 --> 07:41.669 ‫طبق فرمایش شما... 07:41.752 --> 07:44.421 ‫دنبال هر نشونه‌ای از فعالیت‌های ماورایی می‌گشتم. 07:44.547 --> 07:47.258 ‫- و؟ ‫- یه اتفاق حیرت‌انگیز افتاد. 07:47.508 --> 07:51.053 ‫زمین شروع به لرزیدن کرد و یه صدای مهیب بلند شد. 07:51.136 --> 07:54.181 ‫ناگهان، چهار غریبه از ناکجاآباد ظاهر شدند 07:54.223 --> 07:57.184 ‫و به‌طرز جادویی‌ای در ابری از دود آبی رسیدند. 07:58.811 --> 08:00.187 ‫گفتی دود آبی؟ 08:00.312 --> 08:04.024 ‫بله، سرورم. ‫راستی، انگلیسی حرف می‌زدند. 08:07.820 --> 08:10.197 ‫جست‌وجوی بیست‌سالۀ من شاید بالأخره به نتیجه رسیده باشه. 08:16.036 --> 08:19.915 ‫خب، این میله‌ها عمیق توی زمین فرو نرفتن. 08:21.792 --> 08:23.252 ‫شاید اگه بتونیم... 08:23.252 --> 08:25.629 ‫نه. نه، حق نداری این‌طوری رفتار کنی. 08:25.671 --> 08:27.548 ‫طوری رفتار نکن که انگار همه‌چی عادیه، 08:27.548 --> 08:29.216 ‫مخصوصاً با کاری که کردی! 08:30.009 --> 08:31.468 ‫تیپ‌ات هم خیلی مسخره شده. 08:31.468 --> 08:33.470 ‫دارم سعی می‌کنم از اینجا خارج‌مون کنم. 08:33.512 --> 08:34.680 ‫تو ما رو انداختی اینجا. 08:34.763 --> 08:36.640 ‫این رفتارهاتون هیچ دردی رو دوا... 08:46.900 --> 08:49.069 ‫گفتی یهویی سر و کله‌شون پیدا شد؟ 08:49.320 --> 08:51.697 ‫- یهویی ظاهر شدن؟ ‫- بله، ارباب. 08:54.700 --> 08:57.953 ‫لابد ساحرگی بلدن و با جادو این کار رو کردن. 08:57.995 --> 09:01.790 ‫شاید توی شکنجه‌گاه‌مون ‫بفهمیم هدف‌شون چیه. 09:01.957 --> 09:05.502 ‫داره به این فکر می‌کنه که ما رو ببره شکنجه‌گاه. 09:05.586 --> 09:06.754 ‫فکر می‌کنه ما جادوگریم. 09:06.795 --> 09:09.548 ‫نه، نه، نباید این کار رو بکنه. ‫یه اشتباهی پیش اومده. 09:09.548 --> 09:11.050 ‫ما قرار نبود بیایم اینجا. 09:11.091 --> 09:13.218 ‫اگه بذارید بریم، ‫دیگه پشت سرمون رو هم نگاه نمی‌کنیم. 09:13.260 --> 09:17.014 ‫شما اهل بریتانیا هستین؟ 09:17.848 --> 09:20.017 ‫- هوم. ‫- الینور! 09:29.943 --> 09:33.197 ‫ببین دلیلِ اومدن‌شون به اینجا چیه، الینور. 09:34.406 --> 09:36.950 ‫الینور؟ بسیار عالی. 09:36.992 --> 09:38.660 ‫چه خوب عملیات مخفی انجام می‌دی. 09:38.786 --> 09:40.245 ‫بابت این وضعیت عذر می‌خوام 09:40.245 --> 09:41.955 ‫ولی ممنون که اومدی ما رو ببری. 09:42.498 --> 09:44.666 ‫شما کی هستین؟ ‫و چرا اومدین اینجا؟ 09:44.958 --> 09:47.544 ‫آها، شما هم نقش بازی کنید. 09:47.711 --> 09:48.921 ‫عه، باشه. 09:49.296 --> 09:52.007 ‫ما ساحره یا جادوگر نیستیم. 09:52.049 --> 09:54.802 ‫ما فقط چندتا رهگذر بی‌ادعاییم. 10:21.495 --> 10:22.663 ‫دروغ می‌گید. 10:25.374 --> 10:29.795 ‫هر کاری که لازمه ‫برای کشیدنِ حقیقت از زیر زبون‌شون، انجام بدید. 10:30.087 --> 10:33.423 ‫خانم استولات! ‫داری چی‌کار می‌کنی؟ 10:41.974 --> 10:45.352 ‫می‌شه یه لحظه باهاشون تنها باشم؟ 10:46.854 --> 10:47.604 ‫اوهوم. 10:47.646 --> 10:49.189 ‫باشه. 10:53.819 --> 10:55.988 ‫چه عجب! حالا ما رو از اینجا بیار بیرون. 10:56.488 --> 10:59.283 ‫هیچ‌کس تا هزار کیلومتریِ اینجا ‫ منو با اون اسم نمی‌شناسه. 10:59.575 --> 11:02.286 ‫شما باید واقعاً افسون‌گر و جادوگر باشید. 11:02.494 --> 11:05.539 ‫اومدین اینجا تا بلایی سرم بیارین؟ 11:06.582 --> 11:08.792 ‫خب، من ویکرام از کتابخونه هستم، 11:08.834 --> 11:10.669 ‫که شما یکی از متصدیانش هستی. 11:10.794 --> 11:12.421 ‫اینا هم کانر، چارلی و لایسا هستن. 11:12.421 --> 11:15.299 ‫تو همۀ ما رو می‌شناسی، پس به خودت بیا، زن! 11:16.466 --> 11:17.968 ‫آها. الان فهمیدم. 11:18.010 --> 11:19.177 ‫اون شما رو فرستاده. 11:19.177 --> 11:21.221 ‫شما در خدمت لنسلات دولاک هستین. 11:21.263 --> 11:24.558 ‫به اینجا سفر کردین تا انتقام اون رو از من بگیرین. 11:24.558 --> 11:25.809 ‫چی؟ نه. 11:26.143 --> 11:28.645 ‫ما از آینده اومدیم اینجا، تو هم همین‌طور. 11:28.687 --> 11:29.605 ‫عه، یه لحظه صبر کن. 11:29.646 --> 11:31.481 ‫تو از آینده نیومدی، مگه نه؟ 11:31.940 --> 11:33.317 ‫قطعاً نه. 11:35.902 --> 11:37.654 ‫اون خانم استولاتی که ما می‌شناسیم نیست. 11:38.530 --> 11:39.531 ‫حداقل هنوز نیست. 11:39.531 --> 11:40.991 ‫تو الین استولات نیستی. 11:40.991 --> 11:44.077 ‫تو «الینِ استولاتی» هستی. (استولات اسم منطقه بوده) ‫از گروه «کملات». (شاه آرتور و هم‌رزم‌هاش) 11:44.119 --> 11:47.039 ‫دهن‌تون رو ببندید. ‫اینجا هیچ‌کس راز منو نمی‌دونه. 11:47.122 --> 11:48.582 ‫چی؟ اینکه نامیرایی؟ 11:48.915 --> 11:50.125 ‫نامیرا؟ من؟ 11:50.167 --> 11:52.544 ‫نه. این تنها چیزیه که نیستم. 11:52.586 --> 11:54.504 ‫فکر کردن بهش هم تنم رو می‌لرزونه. 11:54.546 --> 11:56.840 ‫به همین خاطره که این کار رو کردم 11:57.341 --> 11:59.676 ‫تا نذارم اون پست‌فطرت به جاودانگی برسه. 11:59.968 --> 12:03.513 ‫و منظورت از پست‌فطرت، «سِر لنسلات» از «میز گرد»‌ـه؟ 12:04.222 --> 12:07.267 ‫جوری حرف می‌زنی انگار از طرف اون نیومدین اینجا. 12:07.392 --> 12:10.270 ‫نه. ما از طرف کتابخونه اینجاییم. 12:12.356 --> 12:13.940 ‫خب، یه‌جورایی. 12:14.316 --> 12:17.402 ‫کدوم کتابخونه؟ حرفت رو باور نمی‌کنم. 12:17.569 --> 12:19.237 ‫اون شما رو فرستاده اینجا تا برش گردونین. 12:19.279 --> 12:21.907 ‫- چی رو برگردونیم؟ ‫- معلومه، سپر رو. 12:22.407 --> 12:25.452 ‫سپر لنسلات. پس ماجرا اینه. 12:26.119 --> 12:27.829 ‫درموردش توی کتابی خوندم که... 12:27.871 --> 12:30.707 ‫از کلکسیون سلطنتی و اختصاصیِ توی برج لندن برداشتم. 12:31.083 --> 12:32.959 ‫برج؟ توی لندن؟ 12:33.418 --> 12:35.504 ‫اون قراره حدود ۲۰۰ سال دیگه ساخته بشه. 12:35.545 --> 12:37.214 ‫ولی بگذریم، می‌گن اون سپر... 12:37.255 --> 12:39.466 ‫قدرت شکست‌ناپذیری در جنگ رو می‌ده. 12:39.591 --> 12:43.678 ‫ولی اگه از قدرتش استفاده کنی، صاحبش جاودانه می‌شه. 12:44.304 --> 12:46.181 ‫برای همینه که ارباب‌تون می‌خوادش، 12:46.223 --> 12:47.766 ‫و برای همینه که نباید به دستش بیاره. 12:47.808 --> 12:50.519 ‫یه لنسلات قدرتمند و نامیرا برای این دنیا خطرناک می‌شه. 12:50.769 --> 12:53.271 ‫اون شاید دیگه به عهدی که توی «کملات» بستیم اهمیتی نده، 12:53.271 --> 12:54.439 ‫ولی من می‌دم. 13:18.463 --> 13:20.382 ‫نه، نه، نه، نه، نه، نه! 13:25.053 --> 13:26.888 ‫چه خبره؟ 13:27.180 --> 13:28.682 ‫معنیِ این کارها چیه؟ 13:28.765 --> 13:31.601 ‫بنا به دلایلی باور داریم ‫که توی این روستا، جادو در جریانه. 13:32.060 --> 13:34.437 ‫برای سپر من اومدیم؛ سپر لنسلات. 13:34.479 --> 13:36.773 ‫بیاید بدینش به من، تا از اینجا بریم. 13:36.898 --> 13:40.402 ‫صبر کنین. من چیزی درمورد چنین سپری نمی‌دونم. 13:40.610 --> 13:44.948 ‫عه، اطلاع دارم که این شهرک، ‫ یه شکنجه‌گاه خیلی فوق‌العاده داره 13:45.490 --> 13:48.702 ‫با جدیدترین ابزار مجازات. 13:48.743 --> 13:51.204 ‫ببرینش اونجا. ببینین چی می‌دونه. 13:51.204 --> 13:54.875 ‫بقیه‌تون، روستا رو بگردین! 14:09.014 --> 14:10.473 ‫اون اینجاست. 14:11.433 --> 14:12.642 ‫اگه سپر رو پیدا کنه، 14:12.684 --> 14:14.686 ‫از تمام قدرتِ تباه‌کنندگی‌اش استفاده می‌کنه. 14:14.728 --> 14:17.063 ‫الین استولاتیِ عزیز، 14:17.105 --> 14:19.733 ‫کتابخونه دقیقاً برای همین وجود داره. 14:19.774 --> 14:22.903 ‫تنها مأموریت ما به‌دست‌آوردنِ جادوهای خطرناک و ‫تباه‌کننده‌ای... 14:22.903 --> 14:24.154 ‫مثل همون سپره. 14:24.738 --> 14:26.948 ‫تا نذاریم به دست افراد شرور بیفته. 14:27.991 --> 14:29.910 ‫باید آزادمون کنی. می‌تونیم کمکت کنیم. 14:30.535 --> 14:34.831 ‫چیزی که بهم گفتید، به‌شدت مضحک و مسخره‌ست. 14:35.123 --> 14:37.459 ‫از آینده؟ چطور حرف‌تون رو باور کنم؟ 14:37.500 --> 14:41.838 ‫یه‌بار بهم اعتماد کردی، ‫وقتی داشتیم از خاطرات جنگ می‌گفتیم. 14:42.088 --> 14:43.924 ‫بهم درمورد این جای زخم جنگی‌ای که داری گفتی، 14:43.924 --> 14:45.508 ‫یه زخم هلالی‌شکل، 14:45.550 --> 14:46.801 ‫بالای پشت پای چپت، 14:46.843 --> 14:47.719 ‫درست زیرِ... 14:47.719 --> 14:49.137 ‫- زیرم! ‫- آره. 14:49.387 --> 14:51.389 ‫غیرممکنه. من تا حالا ندیده بودمت. 14:51.389 --> 14:53.141 ‫اینو در آینده بهم گفتی. 14:53.141 --> 14:55.185 ‫چرا باید همچین چیز شخصی‌ای رو بهت بگم؟ 14:55.268 --> 14:58.313 ‫شاید برای همچین لحظه‌ای بوده. ‫ تا به ما اعتماد کنی. 14:58.396 --> 15:00.607 ‫این قضیه مغزم رو درد آورد! 15:01.191 --> 15:03.234 ‫برای همینه که سفر در زمان این‌قدر افتضاحه. 15:03.276 --> 15:05.779 ‫اگه آزادتون کنم، 15:06.279 --> 15:08.573 ‫بهم قول شرف می‌دین 15:08.573 --> 15:12.661 ‫که سپر رو به آینده ببرین؟ 15:13.078 --> 15:14.454 ‫به کتابخونه‌تون؟ 15:17.082 --> 15:18.792 ‫بهت قول شرف می‌دیم. 15:40.939 --> 15:44.109 ‫ماشین زمان ما نزدیک میدان، کنار دروازه‌های شهره. 15:44.275 --> 15:47.695 ‫که این‌طور. ‫تو، با من بیا. 15:48.113 --> 15:49.364 ‫ما سپر رو برمی‌داریم 15:49.406 --> 15:51.491 ‫و توی میدان به بقیه‌تون ملحق می‌شیم. 15:53.284 --> 15:57.247 ‫ویکرام! ویکرام! ویکرام! 16:19.352 --> 16:20.562 ‫ماشین زمان. 16:20.603 --> 16:22.480 ‫و تنها راه‌مون برای برگشتن به خونه. 16:30.697 --> 16:34.159 ‫(صحبت به زبانی دیگر) 16:34.492 --> 16:35.702 ‫اگه درست شنیده باشم، 16:35.743 --> 16:36.953 ‫دارن ماشین زمان رو می‌برن 16:36.995 --> 16:37.996 ‫به شکنجه‌گاه. 16:38.037 --> 16:39.455 ‫هنوز دوتا نگهبان بیرون هستن. 16:39.497 --> 16:41.249 ‫چهارتا نگهبان دارن ماشین رو اسکورت می‌کنن 16:41.249 --> 16:43.543 ‫و حاضرم شرط ببندم تعداد بیشتری از آدمای لنسلات، داخلن. 16:43.585 --> 16:44.836 ‫فقط دارم واضحات رو می‌گم، 16:44.878 --> 16:46.212 ‫ولی اگه ماشین زمان رو پس نگیریم، 16:46.254 --> 16:47.130 ‫اینجا گیر می‌افتیم. 16:47.172 --> 16:48.423 ‫باید از این نگهبان‌ها رد بشیم. 16:48.423 --> 16:50.717 ‫بدون اینکه دیده بشیم راه ورود رو پیدا کنیم، 16:50.758 --> 16:54.095 ‫ماشین رو برداریم و عقب‌نشینی کنیم، ‫همه‌ش بدون اینکه گیر بیفتیم. 16:54.179 --> 16:56.014 ‫و چطور قراره این کار رو بکنیم؟ 16:56.347 --> 16:58.183 ‫- هوم. ‫- «هوم» یعنی نقشه دارم؟ 16:58.600 --> 17:00.518 ‫یا «هوم»، یعنی باید یه نقشه پیدا کنم؟ 17:00.560 --> 17:02.437 ‫آها، شاید بهتره ما نقشه بکشیم، 17:02.437 --> 17:03.938 ‫چون اگه بسپریمش به ویکرام، 17:03.938 --> 17:05.607 ‫سر از عصر یخبندان در میاریم. 17:05.607 --> 17:06.774 ‫هاها! 17:13.448 --> 17:14.949 ‫اتاق قشنگی داری. 17:15.533 --> 17:16.993 ‫مشاورِ رئیسِ قبیله... 17:17.035 --> 17:19.078 ‫مزایای خاص خودش رو داره. 17:20.163 --> 17:23.124 ‫می‌دونی، هیچ‌وقت بهم نگفتی که توی «کملات» بودی. 17:23.291 --> 17:24.751 ‫یعنی در آینده نگفتی. 17:26.669 --> 17:30.590 ‫خیلی به این بخش زندگی‌ام، افتخار نمی‌کنم. 17:32.884 --> 17:34.844 ‫می‌دونی، اکثر مردم از عبارتِ «کملات» 17:34.886 --> 17:36.721 ‫برای توصیف یه دوران رؤیایی استفاده می‌کنن. 17:36.763 --> 17:38.890 ‫یه مدت همین‌طور بود. 17:39.390 --> 17:42.477 ‫تا اینکه استفاده از جادو و قدرت‌طلبی... 17:42.518 --> 17:44.979 ‫همه‌چیز رو فاسد کرد، همه‌چیز رو تغییر داد. 17:46.314 --> 17:47.732 ‫می‌شه کمک کنی؟ 17:49.776 --> 17:52.070 ‫می‌دونی، من توی این زمینه‌ها تخصص ندارم، ولی... 17:53.529 --> 17:55.990 ‫الینِ استولاتی، یعنی تو... 17:57.075 --> 17:58.660 ‫عشقِ لنسلات نبودی؟ 17:58.952 --> 18:01.204 ‫بیشتر از این حرف‌ها بود. شوالیه بودم. 18:01.245 --> 18:03.998 ‫درست مثل گالاهاد یا بدیویر یا لنسلات. 18:04.040 --> 18:05.708 ‫ولی به‌نظر می‌رسه این موضوع 18:05.750 --> 18:07.835 ‫به‌طرز مشکوکی در طول زمان فراموش شده. 18:15.927 --> 18:19.305 ‫عه، کملات یه وعدۀ محقق‌نشده بود. 18:19.639 --> 18:22.058 ‫اون‌قدر برام ارزش داشت که نمی‌دونم چطور بگم. 18:22.141 --> 18:25.603 ‫ولی اون رؤیا تلخ شد. ‫الان تنها چیزی که برام مونده حسرته. 18:25.728 --> 18:29.148 ‫می‌دونم چی می‌گی. کتابخونه رؤیای منه. 18:29.774 --> 18:32.360 ‫و نماد تمام چیزهای شریف و خوبه. 18:32.402 --> 18:33.528 ‫نمی‌دونم تا کِی می‌تونم 18:33.528 --> 18:36.864 ‫به کتابخونه خدمت کنم، ولی... قدر هر لحظه‌ش رو می‌دونم. 18:42.245 --> 18:45.665 ‫- باشکوهه. ‫- خطرناکه. 18:45.832 --> 18:47.542 ‫اون‌قدر که بیست‌سال 18:47.542 --> 18:49.293 ‫از عمرم رو وقف مخفی نگه داشتنش کردم. 18:49.335 --> 18:50.920 ‫خب، بیهوده نبوده. 18:51.212 --> 18:53.965 ‫قول می‌دم این رو به کتابخونه برگردونم که در امان باشه. 18:54.924 --> 18:57.009 ‫اگه بهم بگی سپرم کجاست 18:57.051 --> 18:59.220 ‫می‌تونی خودتو از کلی درد نجات بدی. 18:59.345 --> 19:02.890 ‫به جون خودت قسم، من چیزی از سپر تو نمی‌دونم. 19:11.023 --> 19:15.153 ‫- این چیه؟ ‫- این رو جادوگرها استفاده کردن. 19:15.778 --> 19:17.405 ‫گفتم شاید بخواید ببینیدش. 19:23.244 --> 19:26.873 ‫این دستگاه عجیب‌وغریب منبع قدرت‌شونه. 19:26.914 --> 19:28.124 ‫نمی‌دونم، سرورم. 19:28.124 --> 19:30.626 ‫جادوگرها؟ شما اونا رو می‌خواین، نه من رو. 19:30.626 --> 19:32.170 ‫سپر شما دست اوناست. 19:32.336 --> 19:33.629 ‫و این جادوگرها کجان؟ 19:33.671 --> 19:34.755 ‫توی زندان ما هستن. 19:34.964 --> 19:37.049 ‫به محض اینکه رسیدن دستگیرشون کردم. 19:44.098 --> 19:46.851 ‫خیلی‌خب، تو ما رو توی این دردسر انداختی. نقشه چیه؟ 19:47.268 --> 19:48.728 ‫عه! پیداش کردم! 19:48.769 --> 19:51.439 ‫- راهی پیدا کردی که ماشین زمان رو بدون گیر افتادن برداریم؟ ‫- من نه. 19:51.481 --> 19:52.482 ‫شما دوتا. 19:52.732 --> 19:53.858 ‫تو چی‌کار قراره بکنی؟ 19:53.858 --> 19:55.359 ‫رفیق عزیزم، من حواس‌پرت‌کن می‌شم. 19:55.359 --> 19:57.320 ‫من تمرکزشون رو جای دیگه‌ای نگه می‌دارم، 19:57.361 --> 19:58.696 ‫تا شما بتونید برید تو. 19:58.738 --> 20:00.031 ‫و چطور می‌خوای این کار رو بکنی؟ 20:00.072 --> 20:01.949 ‫می‌ذارم دستگیرم کنن. 20:03.284 --> 20:05.494 ‫متقاعدشون می‌کنم من رو ببرن به شکنجه‌گاه. 20:05.536 --> 20:07.371 ‫وقتی چشم همه‌شون جای دیگه‌ایه، 20:07.371 --> 20:09.207 ‫می‌تونید یواشکی برید داخل و ماشین رو بردارید. 20:09.248 --> 20:10.833 ‫همۀ چشم‌ها به توئه که داری شکنجه می‌شی. 20:10.875 --> 20:11.834 ‫این نقشۀ افتضاحیه. 20:11.876 --> 20:12.710 ‫چرت نگید. 20:12.752 --> 20:15.463 ‫من در جوانی توی هند توسط مرتاض‌ها جوری تربیت شدم 20:15.463 --> 20:17.590 ‫که بتونم روی میخ دراز بکشم و روی زغال داغ راه برم. 20:17.632 --> 20:20.343 ‫می‌تونم بهتر از هر انسان معمولی‌ای درد رو تحمل کنم. 20:20.801 --> 20:22.386 ‫اونا نمی‌تونن من رو شکنجه کنن. 20:22.470 --> 20:24.263 ‫جادوگرها فرار کردن. 20:24.513 --> 20:26.390 ‫سرورم، فرار کردن. 20:26.933 --> 20:28.309 ‫نمی‌تونن فرار کنن. 20:29.268 --> 20:31.312 ‫می‌خوام همۀ خروجی‌ها بسته بشه! 20:31.395 --> 20:32.897 ‫نیازی به این کار نیست. 20:33.856 --> 20:37.485 ‫من همون مردی‌ام که دنبالش هستین. من یه جادوگرم. 20:38.236 --> 20:39.237 ‫بقیه کجان؟ 20:40.029 --> 20:42.323 ‫یکی از بی‌شمار حقه‌ای که من اجرا می‌کنم. 20:42.698 --> 20:45.284 ‫همه‌شون خودم بودم. کس دیگه‌ای نبود. 20:46.285 --> 20:48.829 ‫- داری دروغ می‌گی. ‫- جدی؟ 20:51.666 --> 20:54.335 ‫سپرم کجاست؟ 20:54.669 --> 20:56.045 ‫دست منه. 20:56.087 --> 20:57.046 ‫ما رو ببر پیشش. 20:57.046 --> 20:58.923 ‫- هرگز! ‫- پس می‌میری. 20:58.965 --> 21:00.800 ‫اون‌وقت هیچ‌وقت سپرت رو پیدا نمی‌کنی. 21:01.050 --> 21:02.259 ‫بفرما. 21:02.343 --> 21:04.220 ‫شمشیرت رو فرو کن توی بدنم، 21:04.261 --> 21:07.098 ‫ولی جایی که سپرت پنهون شده هم با من می‌میره. 21:07.640 --> 21:10.685 ‫من نگفتم الان می‌میری. نه. 21:10.935 --> 21:15.648 ‫بعد از ساعت‌ها شکنجۀ وحشتناک می‌میری 21:15.690 --> 21:17.984 ‫و من از تماشای زجر کشیدنت لذت می‌برم. 21:17.984 --> 21:20.361 ‫عه، چه باحال. 21:23.322 --> 21:27.076 ‫ببرینش شکنجه‌گاه. نذارین فرار کنه! 21:27.118 --> 21:30.621 ‫عه، اینا رو برای شکنجه‌گاه نگه دارین، بچه‌ها. 21:30.663 --> 21:32.790 ‫این حتماً نمایشیه که ویکرام راه انداخته. 21:34.500 --> 21:36.335 ‫باید سپر رو از اینجا دور کنم. خطرناکه. 21:36.377 --> 21:39.130 ‫نه، صبر کن. بهش زمان بده. 21:39.380 --> 21:41.257 ‫مطمئنم کتابدار یه نقشه داره. 21:41.298 --> 21:43.884 ‫از قرار معلوم، نقشۀ چندان خوبی نیست. 21:43.968 --> 21:45.428 ‫متأسفم. 21:46.887 --> 21:50.015 ‫همه برید داخل و زیر نظر بگیریدش! 21:50.391 --> 21:53.811 ‫معلوم نیست چه جادوجنبلی می‌تونه بکنه! 21:53.853 --> 21:54.979 ‫بیا بریم. 22:08.075 --> 22:10.578 ‫دوست دارم با «ویسسلاو» آشنات کنم. 22:11.412 --> 22:14.206 ‫بهم گفتن اون بی‌رحم‌ترین شکنجه‌گر 22:14.248 --> 22:15.499 ‫در تمام این سرزمینه. 22:15.541 --> 22:16.751 ‫عه، خوشوقتم. 22:17.251 --> 22:19.420 ‫حالا بهم بگو سپرم رو کجا می‌شه پیدا کرد. 22:19.420 --> 22:22.465 ‫بهت اطمینان می‌دم هیچ اطلاعاتی ‫نمی‌تونی از من بکشی بیرون. 22:22.840 --> 22:24.633 ‫وقتی برگردم، اگه هنوز زنده باشی، 22:24.675 --> 22:26.677 ‫ویسسلاو این غرورت رو با خاک یکسان می‌کنه 22:26.719 --> 22:27.928 ‫و بهت اطمینان می‌دم 22:27.970 --> 22:30.055 ‫هر چی اطلاعات داری رو به دست میارم. 22:35.936 --> 22:41.734 ‫خب، تو به‌نظر یه آقای جَوون منطقی و خوش‌تیپ هستی. 22:41.775 --> 22:45.696 ‫نظرت چیه منو باز کنی ‫و بذاری دخل اون دوتا نگهبان رو بیارم؟ 22:50.451 --> 22:52.995 ‫عه، این دیگه خیلی سفته، پسرجان. 22:54.663 --> 22:57.291 ‫ دردناک‌تر از چیزیه که تصور می‌کردم. 22:58.834 --> 23:01.045 ‫باشه، باشه، باشه، بس کن. این بیش‌ازحد دردناکه. 23:01.045 --> 23:02.171 ‫لطفاً بس کن. آخ! 23:02.213 --> 23:03.547 ‫مشکلی نیست. داره ادا در میاره. 23:03.589 --> 23:05.090 ‫فقط داره حواس‌شون رو پرت می‌کنه. 23:05.132 --> 23:06.175 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. 23:06.175 --> 23:07.176 ‫مطمئنی اداست؟ 23:07.176 --> 23:09.053 ‫آره. فقط داره تظاهر می‌کنه. 23:09.762 --> 23:12.890 ‫تظاهر نمی‌کنم! دردش خیلی هم جدیه! 23:13.057 --> 23:14.600 ‫ادا نیست! 23:14.642 --> 23:16.936 ‫باشه، هرچی بخوای بهت می‌گم! 23:17.019 --> 23:17.978 ‫باید یه کاری بکنیم. 23:19.313 --> 23:20.981 ‫ببین، بهت می‌گم سپر کجاست. 23:21.023 --> 23:23.192 ‫لطفاً بس کن! 23:24.527 --> 23:26.153 ‫ناشنوا هستی؟ 23:26.195 --> 23:29.073 ‫چی؟ وضعیت ما رو ببین! 23:29.114 --> 23:31.367 ‫فایدۀ شکنجه‌گری که اعتراف رو نمی‌شنوه... 23:31.408 --> 23:32.743 ‫دقیقاً چیه؟ 23:34.828 --> 23:36.163 ‫یه فکری دارم. 23:36.163 --> 23:39.583 ‫- خیلی‌خب. ‫- یه‌کم قرون‌وسطاییه، ولی باید یه ابرآهنربا بسازم. 23:39.625 --> 23:41.669 ‫می‌تونم از اون میله‌های آهنی اون‌طرف استفاده کنم، 23:41.669 --> 23:43.337 ‫و ازت می‌خوام بری سراغ اون لگن ادرار 23:43.379 --> 23:44.588 ‫و هرچی پیدا می‌کنی رو بتراشی. 23:46.382 --> 23:47.591 ‫جانم؟ 23:47.591 --> 23:49.510 ‫شوره، یا پتاسیم نیترات، 23:49.551 --> 23:51.136 ‫می‌تونه برای ایجاد یه انفجار استفاده بشه 23:51.178 --> 23:52.554 ‫که آهنربا رو فعال می‌کنه. 23:52.972 --> 23:55.975 ‫ادرار حاوی نیتروژنه و مدفوع حاوی پتاسیم. 23:56.225 --> 23:57.268 ‫- برو. 24:02.856 --> 24:05.109 ‫نگهبان‌ها! شما صدام رو می‌شنوین. 24:05.317 --> 24:06.443 ‫آزادم کنین، هوم؟ 24:06.485 --> 24:08.487 ‫به هرچی بخواین اعتراف می‌کنم. 24:10.072 --> 24:12.199 ‫به لنسلات بگو سپر رو بهش می‌دم. 24:13.951 --> 24:14.868 ‫خیلی‌خب، بفرما. 24:14.868 --> 24:16.662 ‫دیگه بهش احتیاج ندارم. 24:17.079 --> 24:18.998 ‫می‌خوام از منبع تغذیۀ ماشین زمان 24:19.039 --> 24:20.457 ‫برای فعال‌کردن آهنربا استفاده کنم. 24:22.626 --> 24:24.837 ‫قراره بدجوری بخوره توی ذوق‌تون. 24:37.391 --> 24:38.809 ‫ببینم، خوبی؟ 24:38.851 --> 24:41.228 ‫خب، یه‌کم قدم بلندتر شده، ولی چیزیم نشده. 24:43.939 --> 24:45.024 ‫خب، بازم کنید! 24:45.024 --> 24:46.567 ‫عه، ببخشید. باشه، باشه. 24:53.991 --> 24:55.743 ‫می‌دونستم همکارهای جادوگرت 24:55.743 --> 24:58.078 ‫میان تا سعی کنن نجاتت بدن. 24:59.371 --> 25:02.082 ‫حالا همه‌تون می‌تونین با هم توی آتیش بسوزین. 25:06.378 --> 25:07.838 ‫همینو می‌خواستی؟ 25:08.005 --> 25:10.299 ‫فکر بکر دیگه‌ای هم داری که بخوای امتحان کنی؟ 25:10.340 --> 25:12.050 ‫مهمه که خونسردی‌مون رو حفظ کنیم. 25:12.551 --> 25:14.511 ‫سرزنش‌کردن توی این لحظه دردی رو دوا نمی‌کنه. 25:14.553 --> 25:16.513 ‫قراره دیگه کلاً دردی رو تجربه نکنیم! 25:16.555 --> 25:17.931 ‫البته قبلش جزغاله می‌شیم! 25:19.808 --> 25:22.144 ‫می‌دونی بدترین بخش همۀ این ماجراها چیه؟ 25:22.186 --> 25:24.688 ‫ما بهت اعتماد کردیم و تو به اون اعتماد خیانت کردی. 25:24.730 --> 25:27.357 ‫می‌دونستی که سفر در زمان به فاجعه ختم می‌شه. 25:27.649 --> 25:28.984 ‫هنوز نمی‌فهمم چرا. 25:29.443 --> 25:31.236 ‫حق با توئه. من خودخواه بودم. 25:32.321 --> 25:35.532 ‫غرق احساساتم شدم و بابتش عذرخواهی می‌کنم. 25:35.949 --> 25:37.075 ‫ولی یه چیزی یاد گرفتم. 25:37.743 --> 25:39.745 ‫من رو نسبت به همه‌چیز کور کرده بود، 25:39.787 --> 25:42.956 ‫بجز نیازم به برگشتن به زندگی قبلی‌ام. 25:43.373 --> 25:46.001 ‫- چی؟ ‫- کم‌کم داشت باورم می‌شد 25:46.043 --> 25:47.961 ‫که پیش شما یه خونه پیدا کردم. 25:49.880 --> 25:51.048 ‫تا اینکه فهمیدم... 25:51.423 --> 25:53.634 ‫ویکرام چمبرلین، فوراً بیا بالا. 25:54.218 --> 25:56.970 ‫عه، یه بنده‌خدایی توی دردسر افتاده! 25:58.514 --> 26:02.476 ‫اوه، این خیلی قشنگه. جدیده؟ 26:02.893 --> 26:04.478 ‫یه مسئله‌ای هست که باید بهت بگم. 26:05.479 --> 26:09.399 ‫وقتی از سال ۱۸۴۷ اومدی اینجا، توی اون حباب زمان، 26:09.566 --> 26:12.486 ‫آنیای عزیزت تنها کسی نبود که جا گذاشتی. 26:14.196 --> 26:15.781 ‫دیگه کی رو جا گذاشتم؟ 26:15.906 --> 26:18.325 ‫یه بچه. بچۀ تو. 26:22.120 --> 26:23.497 ‫حامله؟ 26:24.998 --> 26:27.292 ‫داری بهم می‌گی وقتی از پیش آنیا رفتم، حامله بوده؟ 26:27.334 --> 26:28.669 ‫بله، ویکرام. 26:29.920 --> 26:31.088 ‫از بچه من؟ 26:31.755 --> 26:34.049 ‫اون هفت ماه و نیم بعد از اینکه تو 26:34.049 --> 26:36.927 ‫توی اون حباب زمان ناپدید شدی، پسرت رو به دنیا آورد. 26:37.469 --> 26:42.933 ‫من یه پسر داشتم ولی تنهاش گذاشتم. 26:44.017 --> 26:48.146 ‫آنیا رو هم همین‌طور. ‫این اصلاً قابل قبول نیست. 26:48.146 --> 26:49.565 ‫خودت رو آروم کن، ویکرام. 26:49.565 --> 26:50.857 ‫آروم؟ 26:51.149 --> 26:53.110 ‫ماه‌هاست اینو از من پنهون کردی! 26:53.527 --> 26:55.070 ‫از همون لحظه‌ای که اومدم می‌دونستی، 26:55.070 --> 26:57.197 ‫ولی تازه امروز بهم گفتی! 26:57.864 --> 27:01.285 ‫چرا خانم استولات؟ ‫چرا داری با من این‌جوری می‌کنی؟ 27:02.411 --> 27:05.998 ‫اگه بخوان یه مثال از «دورویی» بزنن، ‫باید بگن «الین استولات». 27:10.460 --> 27:12.921 ‫صبر کن ببینم، اگه... 27:12.921 --> 27:17.634 ‫بچۀ آنیا از تو بوده و من با آنیا فامیل باشم، 27:18.135 --> 27:19.303 ‫این‌طوری تو نمی‌شی... 27:19.303 --> 27:23.181 ‫پدربزرگِ پدربزرگِ پدربزرگِ پدربزرگم؟ 27:23.223 --> 27:25.726 ‫نه. شاید یه «پدربزرگ» زیاد گفتی. 27:26.601 --> 27:29.062 ‫خدای من. 27:29.313 --> 27:32.691 ‫می‌شه از کلمۀ «پدربزرگ» استفاده نکنیم؟ 27:33.358 --> 27:35.027 ‫فامیل دور شاید؟ 27:35.902 --> 27:37.029 ‫پس فک و فامیل دارم! 27:37.070 --> 27:38.488 ‫عالیه، لایسا. 27:38.488 --> 27:40.949 ‫ولی اگه این پیرمرد ‫راهی برای خلاص‌شدن از این مخمصه پیدا نکنه، 27:40.949 --> 27:43.368 ‫ سرنوشت‌مون مثل «ژان دارک» می‌شه. ‫(سوزونده می‌شیم) 27:52.002 --> 27:53.962 ‫باید برگردیم و دوستام رو نجات بدیم. 27:54.004 --> 27:55.839 ‫اگه فداکاری اونا باعث بشه سپر 27:55.839 --> 27:57.215 ‫از دست لنسلات دور بمونه، 27:57.215 --> 27:59.009 ‫پس این بهاییه که باید پرداخت بشه. 27:59.009 --> 28:00.510 ‫چطور می‌تونی این‌قدر بی‌رحم باشی؟ 28:00.510 --> 28:03.513 ‫شاید توی زمانۀ شما، زندگی این‌قدر بی‌رحمانه نیست. 28:03.764 --> 28:07.517 ‫ولی اینجا، توی زمان من، ‫ جای کمی برای ترحم یا بخشش وجود داره. 28:08.435 --> 28:10.353 ‫نمی‌ذارم با اون سپر از اینجا بری. 28:10.353 --> 28:12.814 ‫مجبورم نکن مهارت شمشیرزنی‌ام رو نشونت بدم. 28:12.856 --> 28:15.192 ‫من با هر کدوم از شوالیه‌های کملات برابر بودم. 28:15.275 --> 28:17.694 ‫درسته. و به‌عنوان عضوی از میز گرد، 28:17.736 --> 28:19.279 ‫تو سوگند پنطیکاستی رو خوردی. 28:19.279 --> 28:21.114 ‫تو از کجا در مورد سوگند پنطیکاستی می‌دونی؟ 28:21.198 --> 28:23.283 ‫چون تو بهم گفتی. یعنی در آینده می‌گی. 28:23.867 --> 28:25.952 ‫قسم خوردی که هرگز مرتکب قتل یا خیانت نشی. 28:25.952 --> 28:29.206 ‫و به کسانی که طلب بخشش می‌کنن رحم کنم. 28:29.247 --> 28:32.751 ‫وگرنه شرافت و جایگاهم به‌عنوان شوالیۀ شاه آرتور رو 28:32.751 --> 28:34.753 ‫برای همیشه از دست می‌دم. 28:35.587 --> 28:38.048 ‫کتابخونه دنباله‌روِ همون آرمان‌های کملاته. 28:38.465 --> 28:40.050 ‫من قسم خوردم که ازشون حمایت کنم. 28:41.384 --> 28:44.304 ‫الین، از سپر استفاده کن ‫تا راحت لنسلات رو شکست بدیم. 28:44.805 --> 28:48.725 ‫نمی‌تونم. نمی‌خوام جاودانه بشم. 28:50.352 --> 28:54.397 ‫ولی شاید الان یه راه دیگه ‫برای تموم‌کردن این ماجرا بهم نشون داده باشی. 28:57.484 --> 29:00.362 ‫تا وقتی زنده‌ام خودم رو نمی‌بخشم. 29:00.487 --> 29:02.155 ‫شاید خیلی طولانی نباشه. 29:03.323 --> 29:05.992 ‫ازت تمنا می‌کنم، آقا. بذار دوست‌هام برن. 29:06.201 --> 29:08.078 ‫من اونا رو توی این مخمصه انداختم. 29:08.245 --> 29:10.247 ‫فقط من سزاوار این سرنوشتم. 29:10.455 --> 29:12.332 ‫تو و دوست‌هات برام اهمیتی ندارین. 29:12.374 --> 29:15.544 ‫تنها چیزی که می‌خوام سپرمه. بهم بگو کجاست. 29:15.627 --> 29:18.588 ‫- نمی‌تونم. ‫- سپر تو دست منه. 29:20.257 --> 29:22.259 ‫الین، تو بودی؟ 29:22.425 --> 29:26.263 ‫آره. من بودم که سپرت رو برداشتم. 29:26.263 --> 29:29.266 ‫و به گمونم قصد داری از قدرتش علیه من استفاده کنی. 29:29.307 --> 29:31.309 ‫نه، صبر کن ببینم. محاله این کار رو بکنی، مگه نه؟ 29:31.351 --> 29:34.062 ‫از اون الین استولاتی که یه زمانی خوب می‌شناختمش بعیده. 29:34.062 --> 29:35.730 ‫نه با اون تنفری که از جادو داری. 29:35.814 --> 29:38.775 ‫من اومدم تا پیشنهاد یه تبادل رو بهت بدم. 29:39.359 --> 29:43.154 ‫این سپر در ازای جون این سه‌تا جَوون 29:43.154 --> 29:44.990 ‫و رئیس قبیله‌مون. 29:46.241 --> 29:49.035 ‫از کجا باور می‌کنی به همچین معامله‌ای پایبند می‌مونم؟ 29:50.203 --> 29:53.790 ‫به شخصه تو رو خیلی آدم اخلاق‌مداری نمی‌دونم. 29:53.790 --> 29:55.667 ‫ولی اینم می‌دونم که تو، مثل من، 29:55.667 --> 29:58.169 ‫سوگند پنطیکاست رو خوردی. 29:59.796 --> 30:02.257 ‫و یه بنده‌خدایی اخیراً منو به یادِ... 30:02.299 --> 30:03.675 ‫قدرت این سوگند انداخت. 30:07.304 --> 30:10.890 ‫حق با توئه. من در قبال اون سوگند موظفم. 30:12.684 --> 30:15.729 ‫اگه با هر کسی که به این تعهد پایبنده 30:16.187 --> 30:18.732 ‫توافقی کنم، قطعاً بهش عمل می‌کنم. 30:19.482 --> 30:20.984 ‫فارغ از گذشته‌ها. 30:21.484 --> 30:24.321 ‫عواقبِ شکستنِ سوگند رو یادت هست؟ 30:24.904 --> 30:27.532 ‫شرافت و جایگاهم به‌عنوان شوالیۀ شاه آرتور رو 30:27.532 --> 30:29.993 ‫برای همیشه از دست می‌دم. 30:44.424 --> 30:46.426 ‫بازشون کنید. 30:48.219 --> 30:50.096 ‫قدرت سپر رو احضار می‌کنم! 31:06.029 --> 31:07.781 ‫تو قسم خوردی! 31:08.448 --> 31:11.368 ‫تو یه احمقی. همیشه احمق بودی. 31:11.701 --> 31:14.037 ‫امیدوار بودم مَرد بهتری باشی. 31:14.287 --> 31:16.247 ‫چه راحت فریب خوردی. 31:17.373 --> 31:19.167 ‫نمی‌بینی شیفتگی‌ات به جادو 31:19.209 --> 31:20.668 ‫تو رو فاسد کرده؟ 31:20.668 --> 31:22.712 ‫که داره روحت رو می‌دزده؟ 31:22.962 --> 31:25.799 ‫و اون رو با روح یه موجود جاودانه جایگزین کرده. 31:26.549 --> 31:32.180 ‫لعنت به شاه آرتور. لعنت به کملات! 31:32.639 --> 31:39.562 ‫زنده باد، نه... ‫تا ابد زنده باد دولاک! 31:43.441 --> 31:44.943 ‫چوب‌ها رو آتیش بزنین. 31:49.405 --> 31:51.407 ‫خب چرا از سپر استفاده نکردی؟ 31:51.741 --> 31:53.118 ‫می‌تونستی راحت شکست‌شون بدی. 31:53.284 --> 31:55.870 ‫تو، بهتر از هر کس دیگه‌ای، ‫ بهای استفاده از اون سپر رو می‌دونی. 31:55.912 --> 31:58.373 ‫و اگه بهم داده بودیش، با کمال میل بهاش رو می‌دادم. 31:58.540 --> 32:01.626 ‫لنسلات زمانی شوالیۀ خوب و شریفی بود. 32:01.668 --> 32:04.671 ‫امیدوار بودم هنوز ذره‌ای نجابت در وجودش مونده باشه. 32:06.339 --> 32:07.757 ‫اشتباه می‌کردم. 32:09.133 --> 32:11.094 ‫من و تو هنوز با هم می‌تونیم نجات‌شون بدیم. 32:11.386 --> 32:15.348 ‫نه، چارلی. این جنگ منه. 32:18.810 --> 32:21.646 ‫فکر کنم همین الان ایدۀ اینکه ‫ چطور توش برنده بشم رو به سرم انداختی. 32:22.146 --> 32:23.439 ‫ویکرام، یه کاری بکن! 32:23.439 --> 32:24.941 ‫دارم فکر می‌کنم، فکر می‌کنم! 32:24.983 --> 32:27.777 ‫سریع‌تر فکر کن! خدای من. 32:28.987 --> 32:31.114 ‫- آه... ‫- عه، عه! 32:34.033 --> 32:35.493 ‫داری چی‌کار می‌کنی دقیقاً؟ 32:35.535 --> 32:37.078 ‫سوت کامیِ «رومی». 32:37.120 --> 32:39.289 ‫باور داشتن این نوع سوت‌زدن «آیولوس» رو احضار می‌کنه، 32:39.330 --> 32:41.958 ‫همون خدای رومی که به نگهبان باد معروفه. 32:48.381 --> 32:52.093 ‫لنسلات دولاک، شمشیرت رو بکش. 32:55.138 --> 32:56.973 ‫چه شوخی شجاعانه‌ای. 32:57.140 --> 32:59.809 ‫شوخی نمی‌کنم. تو که خوب منو می‌شناسی. 32:59.851 --> 33:01.352 ‫تو رو به مبارزه دعوت می‌کنم، 33:01.352 --> 33:04.772 ‫همین الان اینجا، جلوی مردم این شهر و افرادت. 33:05.231 --> 33:06.858 ‫یا نکنه ازم می‌ترسی؟ 33:06.899 --> 33:09.360 ‫اگه یه زن رو بکُشم، دیگه احترامی برام نمی‌مونه. 33:09.402 --> 33:12.447 ‫مخصوصاً زنی به سن‌وسال تو! 33:12.447 --> 33:15.992 ‫آخرین باری که جنگیدیم، من شکستت دادم. 33:16.034 --> 33:18.328 ‫به همین خاطره که مقام شوالیۀ من رو 33:18.369 --> 33:20.079 ‫از حکایت‌ها و تاریخ پاک کردی؟ 33:22.081 --> 33:25.877 ‫من هیچ‌وقت توی هیچ مبارزه‌ای شکست نخوردم. ‫توهم زدی. 33:26.002 --> 33:28.755 ‫پس ثابت کن اشتباه می‌کنم. شمشیرت رو بکش. 33:29.380 --> 33:31.507 ‫بعیده اون‌قدر احمق باشی که فکر کنی می‌تونی... 33:31.549 --> 33:32.759 ‫من و سپرم رو شکست بدی. 33:32.800 --> 33:35.386 ‫اگه برای شکست‌دادنِ من به جادوی اون سپر احتیاج داری، 33:35.386 --> 33:37.472 ‫پس حرفم همین الانش هم ثابت شده. 33:45.688 --> 33:47.857 ‫با جون‌تون از این محافظت کنین. 33:48.441 --> 33:51.361 ‫مبارزه‌ات رو قبول می‌کنم، الین استولاتی. 33:51.653 --> 33:54.197 ‫آماده باش تا طعم شمشیرم رو بچشی! 34:00.870 --> 34:02.246 ‫دارم سرگیجه می‌گیرم. 34:02.288 --> 34:03.790 ‫به‌خاطر سوت‌زدن داری نفس کم میاری. 34:03.790 --> 34:05.792 ‫ویکرام، تا ابد که نمی‌تونی این کار رو بکنی. 34:27.063 --> 34:29.607 ‫می‌دونی که الان نمی‌تونی من رو بکُشی، من جاودانه‌ام. 34:29.649 --> 34:32.485 ‫ولی تو، همچین مزیتی نداری. 34:38.533 --> 34:39.992 ‫یه زمانی عاشقم بودی. 34:39.992 --> 34:42.120 ‫مَردی که عاشقش بودم خیلی وقت پیش مُرد. 34:42.161 --> 34:44.747 ‫شیفتگی‌اش به قدرت و جادو نابودش کرد. 34:57.677 --> 35:01.222 ‫بکُشیدش! همین الان بکُشیدش! 35:11.691 --> 35:13.693 ‫قدرت سپر رو احضار می‌کنم! 35:20.700 --> 35:23.411 ‫سر جاتون بایستین! افراد! 35:24.078 --> 35:27.915 ‫برگردین، بهتون دستور می‌دم! سر جاتون بایستین! 35:35.506 --> 35:38.217 ‫برگردین، بهتون دستور می‌دم! 35:39.760 --> 35:41.888 ‫چی‌کار کردی؟ 35:41.929 --> 35:44.390 ‫فقط باید خودت رو مقصر بدونی. 35:44.724 --> 35:48.853 ‫طمعت، غرورت، با این چیزها عشق ما رو نابود کردی. 35:48.895 --> 35:50.855 ‫کملات رو نابود کردی. 35:51.022 --> 35:53.190 ‫و هر خاطره‌ای که دیگران از شوالیه‌بودنِ من داشتن رو... 35:53.232 --> 35:54.483 ‫نابود کردی. 35:55.276 --> 35:57.612 ‫ولی چیزی که هیچ‌وقت نتونستی نابود کنی، شرافت من بود. 35:58.571 --> 35:59.655 ‫این قضیه تموم نشده. 35:59.697 --> 36:00.865 ‫چرا، تموم شده. 36:00.907 --> 36:02.408 ‫وقتی افرادت برگردن اردوگاه، 36:02.408 --> 36:04.785 ‫خبر تحقیر شدنت پخش می‌شه. 36:05.202 --> 36:07.872 ‫دیگه ارتشی نخواهی داشت. دیگه سپر جادویی نخواهی داشت. 36:07.914 --> 36:12.001 ‫هیچی برات نمی‌مونه. ‫سوگندت رو هم که شکستی. 36:12.585 --> 36:14.921 ‫پس دیگه حتی شوالیه هم نیستی. 36:15.254 --> 36:17.423 ‫تو هیچی نیستی. 36:18.215 --> 36:19.425 ‫من جاودانه‌ام. 36:19.508 --> 36:20.885 ‫و تنها! 36:21.344 --> 36:24.430 ‫نمی‌تونم مجازات بدتری برات تصور کنم. 36:32.855 --> 36:34.440 ‫من دوباره برمی‌خیزم. 36:42.114 --> 36:44.700 ‫اینو الکی نمی‌گه. ‫ اون هیچ‌وقت دست‌بردار نیست. 36:46.911 --> 36:48.371 ‫کتابخونه براش آماده‌ست. 37:01.300 --> 37:03.511 ‫می‌دونم جاودانگی آخرین چیزی بود که می‌خواستی. 37:03.552 --> 37:04.470 ‫پس ممنونم. 37:04.512 --> 37:07.390 ‫آره، فداکاری بزرگی کردی تا ما رو نجات بدی. 37:08.391 --> 37:10.309 ‫تازه همین‌جوریش هم خیلی چیزها رو فدا کردی. 37:10.351 --> 37:12.395 ‫از وطنت رفتی. ‫از پیش تمام آشناهات توی انگلیس. 37:12.436 --> 37:13.521 ‫یا بهتره بگم بریتانیا. 37:13.604 --> 37:14.772 ‫خب سوگند خوردم. 37:15.231 --> 37:17.441 ‫به‌عنوان یکی از شوالیه‌های میزگرد، این وظیفه‌ام بود. 37:17.483 --> 37:19.568 ‫ولی روی شما حساب نکرده بودم. 37:21.320 --> 37:22.571 ‫این چیه؟ 37:22.696 --> 37:23.572 ‫یه نقشه. 37:23.572 --> 37:26.117 ‫نزدیکترین حدسم در مورد مکان فعلی کتابخانه. 37:26.117 --> 37:27.576 ‫باید منتظرت باشن. 37:27.701 --> 37:29.120 ‫اونجا جای توئه. 37:29.120 --> 37:31.414 ‫همون‌طور که گفتم، آرمان‌ها و اصول اخلاقی مشترکی دارین. 37:31.872 --> 37:33.124 ‫سراغ جنکینز رو بگیر. 37:33.165 --> 37:34.166 ‫جنکینز؟ 37:34.166 --> 37:35.709 ‫اون نگهبان قلب کتابخونه‌ست. 37:35.835 --> 37:37.670 ‫تو و اون یه گذشتۀ مشترک دارین. 37:37.711 --> 37:40.297 ‫با لنسلات. ‫ قبلاً گالاهاد صداش می‌زدن. 37:40.506 --> 37:42.842 ‫می‌دونم پیچیده‌ست، ولی بهم اعتماد کن. 37:44.927 --> 37:46.053 ‫وقت رفتنه. 37:46.095 --> 37:48.389 ‫بیاین بیشتر از این ایزدهای زمان رو عصبانی نکنیم. 37:49.223 --> 37:51.475 ‫- سفر به‌خیر. ‫- تا دیداری دوباره! 37:53.477 --> 37:54.937 ‫اینو بگیر که به یادمون باشی. 37:55.354 --> 37:57.731 ‫اگه بخوام هم، فکر نکنم بتونم فراموش‌تون کنم. 37:57.857 --> 38:00.109 ‫ممنونم. از همه‌تون. 38:02.236 --> 38:04.697 ‫خب، تونستم ماشین زمان رو دوباره سر هم کنم، 38:04.738 --> 38:08.534 ‫ولی فقط یه فرصت آخر داریم تا راهش بندازیم. 38:10.578 --> 38:12.663 ‫ببینم، این رو برای خونه تنظیم کردی، درسته؟ 38:12.788 --> 38:14.123 ‫خونۀ ما؟ 38:15.082 --> 38:16.584 ‫فقط باید بهم اعتماد کنید. 38:16.834 --> 38:18.502 ‫ویکرام؟ 38:32.850 --> 38:36.645 ‫ویکرام، بگو که اینجا سال ۱۸۴۷ نیست. 38:45.279 --> 38:50.492 ‫عه، خیلی خوشحالم که برگشتید. لطفاً ولم کنید. 38:50.492 --> 38:51.827 ‫عه، ببخشید. 38:51.827 --> 38:53.329 ‫حالا اون چیز جهنمی رو 38:53.329 --> 38:55.164 ‫همین الان ببر توی کتابخونه، لطفاً. 38:55.789 --> 38:59.376 ‫اگه می‌شه دیگه توی ساختمان الحاقی، عتیقه قایم نکنین. 39:10.137 --> 39:12.806 ‫خب، از اونجایی که توی دهۀ ۱۸۳۰ همدیگه رو دیدیم، ‫(۱۸۳۰ تا ۱۸۴۰) 39:12.848 --> 39:16.352 ‫تو من رو از هزار سال قبل می‌شناختی و هیچی نگفتی. 39:16.393 --> 39:17.519 ‫چطور می‌تونستم بگم؟ 39:17.561 --> 39:19.813 ‫خیلی راحت می‌تونست مسیر سرنوشت همه‌مون رو عوض کنه. 39:19.813 --> 39:22.691 ‫خب، با توجه به اینکه چقدر از ایدۀ جاودانگی متنفری، 39:22.775 --> 39:24.610 ‫می‌تونستی خیلی راحت ازش جلوگیری کنی، 39:24.652 --> 39:26.570 ‫فقط کافی بود قضیۀ حاملگی آنیا رو بهم نگی. 39:26.904 --> 39:29.406 ‫اگه نمی‌دونستم، سعی نمی‌کردم برگردم. 39:30.407 --> 39:32.159 ‫اون‌وقت تو هم جاودانه نمی‌شدی. 39:32.451 --> 39:34.745 ‫زندگی خوبی بوده. تا الان. 39:35.329 --> 39:36.705 ‫عوضش نمی‌کنم. 39:37.122 --> 39:39.750 ‫همه‌چیز باید دقیقاً همون‌طوری که اتفاق افتاد، پیش می‌رفت. 39:39.750 --> 39:41.043 ‫چرا امروز؟ 39:41.043 --> 39:43.671 ‫از وقتی برگشتم هر لحظه‌ای می‌تونستی بهم بگی. 39:44.463 --> 39:48.050 ‫چون امروز، با این شال مسخره اومدی. 39:48.342 --> 39:50.761 ‫همونی که دقیقاً روزی که دیدمت انداخته بودی گردنت. 39:51.053 --> 39:52.304 ‫فراموش نکردم. 40:08.570 --> 40:09.697 ‫نمی‌فهمم. 40:09.697 --> 40:11.740 ‫استون گفت اگه به گذشته سفر کنی 40:11.782 --> 40:13.409 ‫و هرچیزی رو تغییر بدی، 40:13.409 --> 40:14.952 ‫این خط زمانی از بین می‌ره 40:14.952 --> 40:16.203 ‫ولی ما هنوز اینجاییم. 40:16.537 --> 40:18.205 ‫ظاهراً ما هیچی رو تغییر ندادیم. 40:18.747 --> 40:21.083 ‫همه‌چیز دقیقاً همون‌طور که مقدر شده بود اتفاق افتاد. 40:21.125 --> 40:22.876 ‫همیشه یه لحظۀ ثابت توی زمان بوده. 40:23.085 --> 40:25.462 ‫عه. پس... 40:26.380 --> 40:29.049 ‫ما قرار بوده به این زمان برگردیم؟ 40:29.717 --> 40:30.926 ‫بله، لایسا. 40:31.510 --> 40:34.346 ‫اینجا دقیقاً همون‌جاییه که برای همه‌مون مقدر شده بوده. 40:42.730 --> 40:46.150 ‫می‌دونی، وقتی پدر و مادرم توی تصادف ماشین مُردن، 40:46.150 --> 40:48.610 ‫فکر کردم خانواده‌ام رو از دست دادم. 40:50.237 --> 40:51.655 ‫که دیگه کسی رو ندارم. 40:52.614 --> 40:55.075 ‫من فکر می‌کردم خانواده‌ام رو ول کردم. 40:57.744 --> 40:59.538 ‫ولی اشتباه می‌کردم. 41:00.247 --> 41:04.793 ‫من خانواده‌ام رو دارم. همین‌جا، همین الان. 41:11.425 --> 41:12.759 ‫ممنونم. 41:17.973 --> 41:18.932 ‫بابابزرگ. 41:18.932 --> 41:20.434 ‫بهم نگو بابابزرگ. 41:20.976 --> 41:22.728 ‫آقاجون چطور؟ باباجون؟ 41:22.769 --> 41:24.229 ‫- کافیه. ‫- بابابزرگی. 41:24.229 --> 41:26.356 ‫پدربزرگ. آقاجان. 41:26.398 --> 41:29.193 ‫جدّ بزرگ! وای، جدّ بزرگ! 41:32.029 --> 41:37.743 www.Doostihaa.com