WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.626 --> 00:05.922 ‫جسیکا، زود باش. باید بریم. 00:08.258 --> 00:11.761 ‫- عجله کن وگرنه از دستش میدی، خواهر. ‫- حالم خوب نیست. 00:18.643 --> 00:21.312 ‫- بدنت که داغ نیست. ‫- شکمم درد می‌کنه. 00:21.438 --> 00:24.649 ‫- عزیزم، اگه تب نداری... ‫- نمی‌خوام برم مدرسه. 00:24.774 --> 00:26.985 ‫می‌تونم توی خونه کارامو انجام بدم. 00:27.736 --> 00:29.946 ‫جسیکا، چه مرگتـه؟ 00:32.449 --> 00:34.075 ‫همه ازم متنفرن. 00:36.369 --> 00:37.746 ‫نه، ازت متنفر نیستن. 00:38.079 --> 00:40.832 ‫اونا حتی نمی‌شناسنت، چون ‫اون‌قدر احمق هستن که تلاشی نمی‌کنن. 00:40.957 --> 00:44.169 ‫- از خودم بدم میاد. ‫- جسیکا، این حرف رو نزن. 00:45.128 --> 00:48.173 ‫عزیزم. منو نگاه کن. ‫منو نگاه کن. 00:48.548 --> 00:53.344 ‫تو یه دخترک فوق‌العاده‌ی زیبا هستی. 00:53.595 --> 00:56.306 ‫- نذار یه چندتا عوضی... ‫- چندتا؟ 00:56.764 --> 00:58.600 ‫بگو کل کلاسم. 00:59.767 --> 01:01.853 ‫اون داستان رو یادته که طرف مدام میگه... 01:01.978 --> 01:03.688 ‫از کتاب «تخم‌مرغ‌های ‫سبز و ژامبون» بدش میاد؟ 01:03.897 --> 01:06.065 ‫و بعدش در نهایت، می‌فهمه ‫که واقعاً دوستش داره؟ 01:06.316 --> 01:10.653 ‫یه روز، اونا هم می‌فهمن تو واقعاً ‫چه بچه‌ی فوق‌العاده‌ای هستی. 01:10.904 --> 01:15.325 ‫فقط باید مثل اون شخصیت ‫«سم‌آی‌ام» باشی و تسلیم نشی. 01:16.951 --> 01:18.244 ‫باشه. 01:21.539 --> 01:24.542 ‫همینـه. ادامه بده. 01:26.294 --> 01:30.965 ‫خوبه. آفرین. داری عالی ‫پیش میری، جسیکا. باریکلا. 01:33.885 --> 01:38.181 ‫‏آهای. آهای سث. می‌خوای تا آخر ‫‏کلاس رو روی نیمکت بشینی؟ 01:38.306 --> 01:39.432 ‫نه. 01:39.557 --> 01:41.392 ‫ادامه بده، جسیکا ‫چهل ثانیه دیگه مونده. 01:41.518 --> 01:43.770 ‫- بازوم درد می‌کنه. ‫- زود باش. تلاشت رو بکن. 01:43.937 --> 01:47.106 ‫- از پسش برمیای. از پسش برمیای. ‫- سینه‌ام درد می‌کنه. 01:47.232 --> 01:50.902 ‫‏- به‌نظرت زمین زیر پات چه حسی داره؟ ‫- آهای سث. دو دور بدو. برو یالا. 01:51.027 --> 01:55.365 ‫جسیکا، فقط یه درد کوچیک عضلانی‌ـه. ‫.خب؟ همینطور نفس بکش. باریکلا. 01:55.573 --> 01:58.576 ‫- نمی‌تونم. ‫- فقط 10 ثانیه‌ی دیگه. از پسش برمیای. 02:08.586 --> 02:11.839 ‫جسیکا؟ جسیکا؟ جسیکا؟ 02:18.513 --> 02:21.683 ‫‏وای خدا. برید دفتر. ‫خانم پارسونز رو خبر کنید. همین الان! 02:23.142 --> 02:24.936 ‫من توی زمین بازی مدرسه‌ی فینلی هستم. 02:25.061 --> 02:26.813 ‫به یکی از دانش‌آموزام حمله قلبی دست داده. 02:26.938 --> 02:29.190 ‫آره، ده سالشـه. ‫‏خیال کردی خودم اینو نمی‌دونم؟ 02:29.315 --> 02:33.319 ‫فقط اون آمبولانس لعنتی رو بفرستید. ‫یالا. بلند شو. زود باش دختر. 02:36.656 --> 02:47.333 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 03:16.696 --> 03:20.033 ‫تا حالا یه عضو عفونت ‌کرده دیدی؟ 03:20.324 --> 03:23.119 ‫نه، ولی یه‌ سری آدم می‌شناسم که ‫دوست دارم این اتفاق براشون بیفته. 03:23.244 --> 03:24.620 ‫باید صحبت کنیم. 03:24.746 --> 03:28.332 ‫خب، اگر دنبال درد کشیدنی، ‫به‌نظرم پیشنهاد خوبی دارم. 03:28.458 --> 03:31.043 ‫- پیرسینگ رو بهت پیشنهاد می‌کنم. ‫- حرفی باهات ندارم. 03:31.169 --> 03:32.795 ‫والا داشتیم حرف می‌زدیم. 03:33.337 --> 03:36.883 ‫نه، تو داری از صحبت‌کردن طفره میری... 03:37.091 --> 03:39.177 ‫چون می‌دونی راجع‌به چی می‌خوام صحبت کنم. 03:39.343 --> 03:40.636 چی؟ 03:40.762 --> 03:42.638 ‫‏باید یکی از آدمات رو کنار بذاری. 03:42.764 --> 03:45.850 ‫‏البته. به محض اینکه گزارش ‫عملکردشون رو بررسی کردم. 03:45.975 --> 03:47.935 ‫‏البته که بعدش باید خودِ ‫گزارش‌ها رو بررسی کنم. 03:48.060 --> 03:51.314 ‫‏نمیشه بدون بررسی دقیق ‫همچین تصمیمی رو گرفت. 03:51.522 --> 03:53.524 ‫‏نباید بیشتر از یه ماه ‫طول بکشه، شایدم دو ماه. 03:53.733 --> 03:56.235 ‫‏فوقِ فوقش چهار ماه ‫مگه اینکه قضیه پیچیده بشه. 03:56.360 --> 03:58.070 ‫هیچ راه فراری نیست. 03:58.196 --> 04:01.157 ‫تا جایی که می‌تونی سریع انجامش بده ‫درست مثل کندن چسب زخم. 04:01.282 --> 04:04.410 ‫‏فقط به جای یه تیکه چسبِ ‫دو قِرونی، طرف یه انسانـه. 04:04.619 --> 04:05.787 ‫- آره مثلاً واست مهمـه. ‫- آره مثلاً واسه تو هم مهم نیست. 04:05.787 --> 04:08.247 ‫یه بیمار از طرف دکتر لینکویتز داریم. 04:08.539 --> 04:10.625 ‫- نمی‌شناسمش. ‫- اون تو رو می‌شناسه. 04:10.750 --> 04:12.627 ‫‏- مشکل چیه؟ ‫- حمله قلبی. 04:13.002 --> 04:16.172 ‫- دیگه اصلاً نمی‌شناسمش. ‫- بیماره ده سالشـه. 04:18.132 --> 04:21.385 ‫‏بچه‌های ده ساله که حمله‌ی قلبی بهشون ‫‏دست نمیده. حتماً یه اشتباهی شده. 04:21.511 --> 04:25.806 ‫‏درسته. ساده‌ترین توضیح اینه که ‫اون 40 سالشه و داره سنش رو دروغ میگه. 04:26.098 --> 04:27.808 ‫شاید یه بازیگره که سعی داره روی اوج بمونه. 04:27.934 --> 04:31.062 ‫- منظورم اینه که شاید آزمایشات غلط بودن. ‫- اورژانس هم همین فکر رو کرد. 04:31.187 --> 04:32.688 ‫سه بار تست کراتینش مثبت بوده. 04:32.813 --> 04:35.942 ‫‏نوار قلب نوسان ضربان ‫رو نشون میده. حمله قلبی‌ـه. 04:36.067 --> 04:37.818 ‫اون به شدت چاقـه. 04:38.528 --> 04:40.571 ‫این چاقی احتمال خطر رو افزایش میده. 04:40.696 --> 04:43.115 ‫‏چند دهه طول می‌کشه که با ‫پرخوری به حمله قلبی برسی. 04:43.241 --> 04:46.786 ‫کُشتنِ خودت چند دهه وقت نمی‌خواد. ‫اگه من این‌قدر چاق بودم، وسوسه می‌شدم... 04:46.911 --> 04:49.956 ‫- با یه قوطی قرص کار خودمو بسازم. ‫- اوردوز دارویی هم نیست. 04:50.081 --> 04:51.874 ‫بیشتر از یه سالـه که خستگی، ‫درد عضلانی و مشکل در تمرکز... 04:51.999 --> 04:53.376 ‫‏آزارش میده. 04:53.501 --> 04:55.711 ‫به خاطر وزنشـه، به خاطر افسردگیشـه. 04:55.836 --> 04:57.380 ‫پنج تا متخصص اطفال و... 04:57.505 --> 04:59.715 ‫دو تا متخصص تغذیه و ‫یه روان‌شناس همین رو گفتن. 04:59.840 --> 05:02.218 ‫ظاهراً حمله قلبی نشون میده که ‫اونا یه چیزی رو جا انداختن. 05:02.343 --> 05:05.471 ‫- باید یه مورد ژنتیکی باشه. ‫- سندرم متابولیک ایکس چطور؟ 05:05.596 --> 05:08.140 ‫- مقاومت در برابر انسولین؟ ‫- سندرم ایکس باعث سکته میشه. 05:08.266 --> 05:09.684 ‫ولی حمله قلبی رو مطمئن نیستم. 05:09.809 --> 05:11.936 ‫امکانش هست، اگه فشار خونش ‫به قدر کافی بالا باشه. 05:12.061 --> 05:13.896 ‫که با توجه به وزنش مُحتملـه. 05:14.063 --> 05:16.649 ‫با علایمش جور در میاد. حال کردم. 05:16.774 --> 05:19.694 ‫یه تست انسولین ازش بگیرید. 05:22.071 --> 05:24.198 ‫راستی یه چیز دیگه. 05:25.366 --> 05:30.037 ‫بهم گفتن که تا آخر هفته ‫یکی‌تون رو کنار بذارم. 05:31.163 --> 05:34.709 ‫مدیریت جدید. سیاست کاهش هزینه‌ها. ‫می‌دونید دیگه چطوریه. 05:38.713 --> 05:40.464 ‫خیلی‌خب. ادامه بدید. 05:45.177 --> 05:47.805 ‫یه جور بازیـه. ‫دوربین مخفی به سبک هاوس. 05:47.972 --> 05:50.891 ‫کار هاوس نیست. کار وگلره. ‫نباید اجازه بدیم رومون اثر بذاره. 05:51.017 --> 05:52.685 ‫- باید پشت همدیگه باشیم. ‫- چرا؟ 05:52.810 --> 05:55.021 ‫پیشنهاد میدی که همدیگه رو سلاخی کنیم؟ 05:55.146 --> 05:57.690 ‫حرف من اینه که این بازی ‫«مجموع-صفر»ـه. باختِ تو، بُرد منـه. 05:57.982 --> 06:01.527 ‫- این باعث همکاری تیمی نمیشه. ‫- که ظاهراً هاوس هم همین رو می‌خواد. 06:01.652 --> 06:03.154 ‫ببین، من با کمرون موافقم. 06:03.279 --> 06:07.867 ‫شاید راهبرد خوبی نباشه، ولی نمی‌خوام ‫اون حس رضایت رو به هاوس بدم. 06:07.992 --> 06:10.327 ‫بجنب. یه بچه مریضـه، یادته؟ 06:12.246 --> 06:15.875 ‫- اون دیابتی‌ـه؟ ‫- نه، ولی مشابهت داره. 06:16.042 --> 06:18.294 ‫بیماران سندرم ایکس به انسولین ‫واکنش عادی نشون نمیدن، 06:18.419 --> 06:20.671 ‫که باعث میشه بدنشون ‫بیش از حد تولید کنه، 06:20.796 --> 06:24.050 ‫و این منجر به ناهنجاری‌های متابولیک میشه. 06:24.216 --> 06:26.719 ‫واسه اطمینان یه آزمایش انجام می‌دیم، ‫ولی صد درصد خطراتی هست. 06:26.844 --> 06:29.805 ‫این بیماری قابل درمان هست؟ 06:29.972 --> 06:32.016 ‫با رژیم مناسب و ورزش قابل کنترلـه. 06:32.141 --> 06:33.684 ‫وایسا. 06:34.310 --> 06:38.147 ‫جسیکا همین الانشم خوب غذا می‌خوره ‫و هر روز ورزش می‌کنه. 06:38.272 --> 06:39.815 ‫می‌دونم قبل این سراغ ‫چندین متخصص تغذیه رفتید... 06:39.940 --> 06:41.525 ‫و هر کاری رو که توصیه کردن انجام دادیم. 06:41.650 --> 06:42.610 ‫متوجهم... 06:42.860 --> 06:46.030 ‫چرا هیچ کدوم از شما دکترها ‫به جز وزنش چیزی رو نمی‌بینید؟ 06:48.908 --> 06:53.954 ‫اگه رژیم و ورزش درمانش باشه، ‫پس اون تشخیص‌ غلطـه. 06:54.705 --> 06:56.540 ‫ممکنـه. 06:56.874 --> 07:00.294 ‫ولی تنها راه دونستنش اینه که ‫بذارید این آزمایش رو انجام بدیم. 07:03.214 --> 07:05.674 ‫خیلی داغونـه، ‫مخصوصاً شب‌ها. 07:05.883 --> 07:10.513 ‫انگار قلبم آتیش گرفته. ‫مثلاً...نمی‌دونم. انگار... 07:11.680 --> 07:14.016 ‫- می‌سوزه؟ ‫- دقیقاً. 07:14.683 --> 07:17.436 ‫خیلی شبیه سوزش معده‌ست. 07:17.770 --> 07:21.524 ‫- خب، میشه یه چیزی بهم بدید؟ ‫- مثل یه فرهنگ لغت؟! 07:21.649 --> 07:22.525 ‫چی؟ 07:22.650 --> 07:25.694 ‫حدس می‌زنم توی هیچ کدوم از جلسات قبل ‫از زایمان‌تون به این موضوع اشاره نکردید. 07:25.820 --> 07:27.571 ‫قبل از زایمان؟ 07:28.989 --> 07:30.074 ‫من باردار نیستم. 07:30.199 --> 07:33.661 ‫شرمنده، ولی تا وقتی گوشی طبی نداشته باشی ‫نمی‌تونی همچین حرفی بزنی. قوانین این شغلـه. 07:33.786 --> 07:37.331 ‫اگه باردار باشم خودم می‌دونم، خب؟ ‫شش تا بچه دارم. 07:37.456 --> 07:40.709 ‫واسه همین شوهرم وازکتومی کرده ‫و احتیاط هم می‌کنیم. 07:40.835 --> 07:43.629 ‫وازکتومی ممکنه برعکس بشه. ‫بی‌احتیاطی هم گاهی پیش میاد. 07:43.754 --> 07:48.384 ‫خیلی ‌خب. یه زن باید همین شکلی باشه. 07:48.759 --> 07:54.765 ‫خب؟ ما فقط پوست و استخون نیستیم. ‫گوشت و عضله داریم. 07:55.474 --> 07:57.977 ‫داخل بدنت یه آدم دیگه هست! 07:59.270 --> 08:00.396 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. شرمنده. 08:00.688 --> 08:03.649 ‫گمونم لابد رسانه‌ها مغزم رو شستشو دادن، 08:03.774 --> 08:06.443 ‫- و تمام اون سال‌هایی که درس پزشکی خوندم! ‫- گل گفتی. 08:06.569 --> 08:10.114 ‫میرم ببینم آنتی‌اسید پیدا می‌کنم ‫پرستار هم میاد یه‌کم خون می‌گیره. 08:10.239 --> 08:13.576 ‫- خون؟ چرا؟ ‫- سوزش معده. 08:13.784 --> 08:16.161 ‫باید مطمئن بشیم که گسترش پیدا نمی‌کنه. 08:21.709 --> 08:23.544 ‫دلم نمی‌خواد. 08:23.877 --> 08:26.505 ‫این آزمایش شامل ‫اندازه‌گیری‌های خیلی دقیقی‌ـه. 08:26.630 --> 08:28.716 ‫اگه ندونیم دقیقاً وزنت چقدره، 08:28.841 --> 08:31.010 ‫جواب‌های صحیح رو نمی‌گیریم. 08:32.469 --> 08:34.847 ‫بذار یه رازی رو بهت بگم. 08:35.055 --> 08:37.891 ‫وقتی هم‌سن تو بودم، منم وزنم زیاد بود. 08:38.100 --> 08:39.852 ‫بالای 50 کیلو بودی؟ 08:39.977 --> 08:43.689 ‫خیلی بیشتر. بچه‌های محله ‫«ریران» صدام می‌زدن. 08:43.814 --> 08:46.108 ‫- ریران؟ ‫- یه آدم چاق بود توی تلویزیون. 08:46.233 --> 08:48.694 ‫وانمود می‌کردم خوشم میاد، ‫ولی خوشم نمی‌اومد. 08:48.819 --> 08:52.740 ‫- چطوریه که الان دیگه وزنت بالا نیست؟ ‫- نُهم که می‌خوندم، 12 سانتی‌متر قدم رشد کرد. 08:52.865 --> 08:56.702 ‫- یه‌جورایی همه چی برابر شد. ‫- به‌نظرت این اتفاق برای منم میفته؟ 08:56.827 --> 09:00.706 ‫خب، آره. مادرت قدش بلنده و تو هم ‫نسبت به این سن قدت کمی کوتاهـه. 09:00.831 --> 09:02.666 ‫احتمالاً یهویی قد بکشی. 09:13.218 --> 09:15.763 ‫چاقی چیزی نیست که رشد کنی و برطرف بشه. 09:15.888 --> 09:19.433 ‫- گمونم تابحال نوزاد ندیدی. ‫- اون نوزاد نیست. ده سالشـه. 09:19.558 --> 09:22.311 ‫و تو حس می‌کنی تخریب روحیه‌اش ‫خیلی براش نفع داره؟ 09:22.436 --> 09:24.396 ‫آره، اگه باعث بشه یه تکونی به خودش بده. 09:24.521 --> 09:26.607 ‫مطمئنم به قدر کافی زیر فشار هست. 09:26.732 --> 09:27.941 ‫نه از سمت مامانی جونش. 09:28.067 --> 09:30.611 ‫بالا تا پایینِ جامعه بهمون میگن ‫که باید واسه موفقیت لاغر باشیم. 09:30.736 --> 09:32.237 ‫نه. جامعه بهت میگه: 09:32.363 --> 09:34.573 ‫واسه جذاب بودن باید لاغر باشی. ‫و حدس بزن چی شده؟ 09:34.698 --> 09:38.160 ‫جذاب معنیش همینـه، ‫که جامعه از نگاه کردن بهت لذت ببره. 09:38.285 --> 09:41.371 ‫گمونم بهتره به بچه‌هامون بگیم مادامی ‫که سلامت باشن، مشکلی نیست. 09:41.580 --> 09:44.708 ‫تو واسه سلامتی بیشتر وزنت 45 کیلوئـه؟ 09:45.042 --> 09:48.128 ‫بیخیالش شو. اعصابش خرابه چون می‌دونه... 09:48.253 --> 09:50.506 ‫اونی که قراره دکمه‌اش زده بشه خودشـه. 09:55.427 --> 09:57.346 ‫خب، نظری ندارید؟ 09:57.513 --> 10:00.432 ‫درباره چی؟ طرح شارون ؟ 10:01.600 --> 10:02.684 ‫کی رو کنار می‌ذاری؟ 10:02.810 --> 10:04.394 ‫توی این فکرم وگلر رو متقاعد کنم... 10:04.520 --> 10:06.855 ‫که نگه داشتن هر سه نفر ‫از نظر مالی سود بیشتری داره. 10:06.980 --> 10:08.524 ‫باید بتونی همچین حرکتی بزنی. 10:08.649 --> 10:10.609 ‫اکثر میلیاردرها زیاد ‫حساب و کتابشون قوی نیست. 10:10.734 --> 10:14.196 ‫از نظر مالی بهتر میشه ‫وقتی حال کمرون رو گرفتم، 10:14.321 --> 10:19.910 ‫با فورمن صادق باشم و ‫چیس هم، حالش رو بگیرم. 10:20.202 --> 10:22.329 ‫تو در زمینه‌های زیادی استعداد بی‌نظیری داری، 10:22.454 --> 10:25.249 ‫ولی سیاست دفتری جزوشون نیست. 10:25.415 --> 10:27.459 ‫با وگلر سرشاخ نشو. 10:27.876 --> 10:30.087 ‫- جدا یا باهم؟ ‫- باهم. 10:34.967 --> 10:37.970 ‫افزایش گلوکوز به 6.9 میلی‌گرم در دقیقه. 10:38.095 --> 10:39.888 ‫- حالت خوبه؟ ‫- تشنه‌ام. 10:40.013 --> 10:41.431 ‫یه‌کم دیگه تموم میشه. 10:41.557 --> 10:43.267 ‫درست مثل دکتر چیس. 10:43.517 --> 10:45.811 ‫حاضری شرط ببندیم؟ 10:48.272 --> 10:51.400 ‫- گفتم تشنه‌ام. ‫- فقط پنج دقیقه دیگه، عزیزم. 10:51.525 --> 10:53.652 ‫من عزیزت نیستم. ‫اینطوری صدام نکن. 10:53.777 --> 10:55.988 ‫- این رفتارت خوب نیست. ‫- رفتار اونا خوب نیست. 10:56.113 --> 10:58.699 ‫تو هم همینطور. ‫دیگه نمی‌خوام انجامش بدم. 10:58.866 --> 11:01.159 ‫جسیکا. جسیکا، ‫باید آروم باشی. 11:01.285 --> 11:03.245 ‫نه. نه. ولم کنید. 11:03.370 --> 11:05.998 ‫قند خونش رو بررسی کنید. ‫حتماً داره افت قند پیدا می‌کنه. 11:06.123 --> 11:08.333 ‫تابحال ندیده بودم اینطوری بشه. ‫یه مشکلی هست. 11:08.458 --> 11:11.211 ‫ولم کنید. درش بیارید! 11:11.378 --> 11:15.173 ‫ولم کن، حروم زاده. ‫بی‌همه‌چیز! نه! 11:15.966 --> 11:17.175 ‫کمکش کنید. 11:23.140 --> 11:26.143 ‫بهش آرامبخش داده شده. ‫خانم سیمز، نگران نباشید. 11:26.268 --> 11:28.520 ‫افت قند هیپوگلیسمی می‌تونه ‫باعث روان‌پریشی موقت بشه، 11:28.645 --> 11:31.607 ‫و این یه عارضه جانبی رایج ‫در طول آزمایش انسولینـه. 11:31.732 --> 11:33.650 ‫از اولم نمی‌خواستم انجام بشه. 11:33.775 --> 11:35.027 ‫درک می‌کنیم که شما ناراحتید... 11:35.152 --> 11:37.321 ‫قرار بود شما وضعیتش رو زیر نظر بگیرید، 11:37.446 --> 11:39.239 ‫ولی به جاش بحث کردید و باهم شرط بستید. 11:39.364 --> 11:41.867 ‫عذر می‌خوام اگه تمام توجه‌مون ‫رو به دخترتون اختصاص ندادیم، 11:41.992 --> 11:43.744 ‫- ولی بهتون اطمینان میدم که ما... ‫- بیخیال. 11:43.952 --> 11:46.580 ‫این ریاکاری‌ چندش‌آورت رو ‫واسه نامزدت نگه دار. 11:46.705 --> 11:50.584 ‫اشتباه می‌کنید. اتفاقاً اون ‫به‌ طرز چندش‌آوری بی‌ریاست. 11:50.876 --> 11:53.629 ‫- و اونا گند نزدن. ‫- شما کی باشی؟ 11:53.795 --> 11:57.382 ‫من از آزمایشگاه‌ام. آزمایش خون نشون میده ‫که دخترتون افت قند نداشته، 11:57.507 --> 12:00.552 ‫که این یعنی روان‌پریشی و عصبانیتش ‫به خاطر کاری که این دکترها کردن نبوده. 12:00.719 --> 12:04.348 ‫- خب پس چی باعثش بوده؟ ‫- روحمم خبر نداره. 12:05.223 --> 12:09.186 ‫ولی خوشحال می‌شید بشنوید که ‫با رژیم و ورزش درمان نمیشه. 12:19.738 --> 12:24.201 ‫دیگه چه چیزی باعث خشم کنترل‌ناپذیر ‫در یه بچه‌ی ده ساله میشه؟ 12:24.326 --> 12:26.953 ‫هیچی نیست که بتونه باعث حمله قلبی هم بشه. 12:28.872 --> 12:31.041 ‫گمونم نیازی نیست اشاره کنم که... 12:31.166 --> 12:34.294 ‫الان موقع خیلی مناسبیـه که... 12:34.419 --> 12:40.008 ‫یکی‌تون با یه ایده‌ی جذاب خودش رو متمایز کنه. 12:43.261 --> 12:45.764 ‫انعقاد شدید ممکنه باعث ایجاد لخته خون بشه. 12:45.889 --> 12:47.641 ‫لخته خون هم می‌تونه حمله قلبی ایجاد کنه. 12:47.766 --> 12:49.935 ‫بیشتر احتمال داره ‫باعث سکته بشه، نه جنون. 12:50.060 --> 12:53.146 ‫نه، اشتباه می‌کنی. اگه یه توده لخته خون ‫به ناحیه بادامه مغز برسه، 12:53.271 --> 12:54.731 ‫ممکنه باعث خشم کنترل‌ناپذیر بشه. 12:54.856 --> 12:56.108 ‫درسته، چون هر چیزی امکان داره، 12:56.233 --> 12:58.568 ‫ولی هیچی باعث ایجاد چندین لخته خون ‫توی بدن یه بچه با این سن نمیشه. 12:58.693 --> 13:01.196 ‫- اون چاقـه. ‫- چاق بودن باعث لخته خون نمیشه. 13:01.321 --> 13:03.990 ‫بیماران به‌شدت چاق ممکنه ‫دچار آمبولی چربی بشن. 13:04.116 --> 13:06.409 ‫درسته، بعد از اینکه عمل لیپوساکشن داشتن، ‫که اون قطعاً هرگز نداشته. 13:06.535 --> 13:07.369 ‫تو از کجا می‌دونی؟ 13:07.494 --> 13:09.162 ‫چون ما سوابق پزشکیش رو داریم، 13:09.287 --> 13:11.331 ‫و چون هیچ جراح پلاستیک عاقلی... 13:11.456 --> 13:13.250 ‫یه بچه ده ساله رو عمل لیپوساکشن نمی‌کنه. 13:13.375 --> 13:17.921 ‫تابحال جراح پلاستیکی رو دیدی ‫که عقلش سر جاش باشه!؟ 13:18.130 --> 13:21.091 ‫- اون عمل لیپوساکشن نداشته. ‫- ممنون. 13:22.425 --> 13:25.178 ‫ولی درمورد سایر درمان‌های ‫مسخره‌ی چاقی چطور؟ 13:25.595 --> 13:26.429 ‫مثل چی؟ 13:26.555 --> 13:29.057 ‫قرص‌های لاغری می‌تونن باعث ‫حمله قلبی و لخته خون بشن. 13:29.182 --> 13:30.934 ‫آزمایش سمّ‌شناسیش منفی بود. 13:31.059 --> 13:32.894 ‫آزمایش، داروهای ‫کاهش وزنِ بدون نسخه رو نشون نمیده. 13:33.019 --> 13:34.396 ‫از مادرش بعیده بهش قرص لاغری بده. 13:34.521 --> 13:38.400 ‫آره، به‌نظرش دخترش همینطوری ‫که هست بی‌نقص و عالیـه. 13:38.817 --> 13:40.610 ‫دروغ میگه. 13:40.777 --> 13:44.656 ‫شما دو تا، بهش هپارین و وارفارین ‫بدید تا جلوی لختگی بیشتر رو بگیره. 13:44.990 --> 13:47.659 ‫و تو اون قرص‌ها رو پیدا کن. 13:59.212 --> 14:01.923 ‫قرص لاغری نیست. 14:02.048 --> 14:04.634 ‫شاید بد نباشه دامنه جستجو ‫رو کمی گسترده‌تر کنی. 14:04.759 --> 14:07.679 ‫و از مادرش چیزی نپرس. اگه هنوز ‫بهش اشاره‌ای نکرده، یعنی.. 14:07.804 --> 14:10.765 ‫اگه قراره یکی رو اخراج کنی، ‫بفرما انجامش بده. 14:10.891 --> 14:12.309 ‫ولی مثل موش آزمایشگاهی باهامون رفتار نکن، 14:12.434 --> 14:15.812 ‫که ببینی چقدر طول می‌کشه ‫تو روی همدیگه وایستیم. 14:15.937 --> 14:18.064 ‫- خب چیکار باید بکنم؟ ‫- اصلاً برام مهم نیست چیکار می‌کنی. 14:18.189 --> 14:22.110 ‫آره، متوجه بی‌تفاوتی کاملت شدم. 14:22.402 --> 14:25.906 ‫حتی دیگه نظر پزشکی هم نمیدی. 14:26.031 --> 14:27.949 ‫تو بودی کی رو اخراج می‌کردی؟ 14:28.450 --> 14:31.453 ‫- تصمیمش با من نیست. ‫- نظرت رو می‌خوام. 14:32.162 --> 14:34.331 ‫باشه، تویی. 14:35.081 --> 14:37.792 ‫در هر صورت، خودت داری انتخابش می‌کنی. 14:40.670 --> 14:42.714 ‫چیس. 14:43.340 --> 14:45.550 ‫چون یه ماه پیش یه آنژیو رو خراب کرد؟ 14:45.675 --> 14:49.346 ‫- هرکسی ممکنه اشتباه کنه. ‫- صحیح. پس سر پولـه. 14:49.679 --> 14:52.223 ‫ازش بدت میاد، ولی قراره بهم بگی ‫که اون به این شغل نیازی نداره. 14:52.349 --> 14:53.850 ‫اون قدر این شغل رو نمی‌دونه. 14:53.975 --> 14:55.977 ‫آماده بود که سرش ‫با کمرون سه راند مبارزه کنه. 14:56.102 --> 14:59.522 ‫شغل رو می‌خواد. ولی قدرش رو نمی‌دونه. 14:59.689 --> 15:01.650 ‫هیچ اشکالی نداره که بخوای ‫وقت بگذرونی و بشینی، 15:01.775 --> 15:04.694 ‫ولی اینجا جاش نیست. 15:05.654 --> 15:08.907 ‫- غافلگیر شدم. ‫- فکر کردی کمرون رو انتخاب می‌کنم؟ 15:09.574 --> 15:12.077 ‫فکر نمی‌کردم اصلاً کسی رو انتخاب کنی. 15:17.332 --> 15:20.877 ‫گمونم اونقدری که می‌خواد ما ‫فکر کنیم دور از جنجالـه، نیست. 15:21.044 --> 15:22.671 ‫رسماً مجبورش کردی لب وا کنه. 15:22.837 --> 15:25.674 ‫اون می‌ترسه شغلش رو از دست بده، ‫درست مثل بقیه. 15:25.799 --> 15:29.052 ‫داشتم فکر می‌کردم. تو کاملاً نشون دادی ‫که اینجا فلک‌زده‌ای. 15:29.177 --> 15:32.055 ‫- فلک‌زده نیستم. ‫- راضی هم نیستی. 15:32.180 --> 15:35.684 ‫- و تو هستی؟ ‫- از شغلم، آره. 15:35.892 --> 15:38.978 ‫من دقیقاً جایی‌ام که می‌خوام باشم، ‫دقیقاً هم کاری رو می‌کنم که می‌خوام. 15:39.104 --> 15:42.107 ‫یه‌جورایی حس می‌کنم طعنه‌آمیز گفتی. 15:42.232 --> 15:44.818 ‫چرا خودت رو انتخاب نمی‌کنی؟ استعفا بده. 15:44.943 --> 15:46.945 ‫اشتباه می‌کردم. 15:47.404 --> 15:51.658 ‫- درمورد وگلر یا فورمن؟ ‫- آزمایش بارداری خانم هرناندز. 15:51.783 --> 15:53.410 ‫خانم هرناندز کیه؟ 15:53.535 --> 15:57.705 ‫یا یه زنی که بچه‌ی فضایی توی ‫شکمش داره یا جدیدترین بیمارت. 15:58.665 --> 16:02.127 ‫پس هرگز قرصی همراهش ندیدید. ‫حرف از چیزی نزده؟ 16:02.252 --> 16:04.379 ‫نه، البته که نه. 16:04.504 --> 16:07.966 ‫مشکلی نیست با چندتا از دوستاش حرف بزنم؟ 16:08.091 --> 16:10.343 ‫- دوستاش؟ ‫- قرار نیست بازجویی‌شون کنم. 16:10.468 --> 16:13.012 ‫فقط می‌خوام بپرسم جسیکا حرفی زده یا نه. 16:13.138 --> 16:14.806 ‫خیلی مهمـه. اون به شدت بیماره. 16:14.931 --> 16:17.350 ‫متوجهم. فقط... 16:18.560 --> 16:20.895 ‫راستش جسیکا دوستی نداره. 16:21.020 --> 16:22.355 ‫- حتی یکی؟ ‫- سعی کردم کمکش کنم، 16:22.480 --> 16:25.358 ‫بچه‌ها رو مجبور کردم بیشتر باهاش ‫در ارتباط باشن، ولی گاهی بچه‌ها... 16:25.483 --> 16:27.527 ‫- بچه‌ها؟ ‫- می‌خواستم بگم تفاله‌ها. 16:29.070 --> 16:31.656 ‫برای تمام دانش‌آموزان پایه پنجم ‫یه رفیق پایه هشتمی تعیین شده. 16:31.781 --> 16:34.284 ‫شاید بتونی با رفیقِ تعیین شده‌اش حرف بزنی. 16:39.372 --> 16:41.749 ‫وضعیت هاوس چطوره؟ 16:41.875 --> 16:44.043 ‫واسه تکمیل بررسی ‫عملکرد افراد زیر دستش... 16:44.169 --> 16:45.712 ‫زمان خواست. 16:45.837 --> 16:50.884 ‫- بهش گفتی نه و چقدر بهش زمان دادی؟ ‫- یه هفته. انجامش میده. 16:51.217 --> 16:55.513 ‫یارو هیچوقت تابحال حرف گوش نکرده. ‫دلیلی نمی‌بینم که الان این کار رو بکنه. 16:56.514 --> 16:58.766 ‫سلام. ادوارد وگلر هستم. 16:58.892 --> 17:02.187 ‫دکتر هاوس ادعا می‌کنه که من ‫وادارش کردم یکی‌تون رو کنار بذاره؟ 17:02.312 --> 17:05.190 ‫گمونم هدفش اینه که خصومت ‫رو به طرف من برانگیخته کنه. 17:05.315 --> 17:08.693 ‫- و هدف شما چیه؟ ‫- آره من وادارش کردم. 17:09.485 --> 17:12.864 ‫هر کاری که بتونم انجام میدم تا انتقال رو برای ‫هر کسی که اون انتخاب کنه آسون کنم. 17:12.989 --> 17:15.909 ‫اگه واسه تصمیمت عذاب وجدان داری، ‫یه راه حل آسون هست. 17:16.034 --> 17:17.911 ‫عذاب وجدان ندارم. 17:18.036 --> 17:20.205 ‫پس چرا اومدی سراغم و اینا رو بهم میگی؟ 17:20.330 --> 17:23.625 ‫عذاب وجدان نمی‌گیرم معنیش ‫این نیست که ناراحت نمیشم. 17:23.750 --> 17:26.753 ‫من ثروتمندم، ولی هنوز انسانم. 17:26.961 --> 17:29.005 ‫فقط می‌خواستم بدونید که... 17:29.130 --> 17:32.383 ‫اگه کاری از دستم براتون برمیاد، ‫در دفترم همیشه بازه. 17:34.218 --> 17:35.929 ‫ممنونم. 17:41.851 --> 17:43.853 ‫دنبال اطلاعاتی؟ 17:43.978 --> 17:46.272 ‫فکر می‌کردم کاملاً ‫زیر و بَم هاوس رو فهمیدی. 17:46.397 --> 17:49.359 ‫همینطوره. ولی تیمش رو نمی‌شناسم. 17:51.986 --> 17:54.906 ‫سونوگرافی و بافت‌برداری نگرانی ما رو تأیید کرد. 17:55.031 --> 17:59.285 ‫تومور به شدت بزرگـه، ‫حداقل 14 کیلوگرمـه. 17:59.410 --> 18:00.745 ‫وای خدا! 18:00.870 --> 18:02.956 ‫راستش واسه این درمانگاه ‫یه رکورد محسوب میشه. 18:03.081 --> 18:07.168 ‫ولی کاملاً خوش‌خیمـه. ‫هیچ اثری از سرطان نیست. 18:08.920 --> 18:10.630 ‫با دکتر برگین حرف زدم، 18:10.755 --> 18:12.840 ‫و فردا صبح اول وقت در دسترسـه. 18:12.966 --> 18:14.467 ‫برای چی؟ 18:15.760 --> 18:17.011 ‫برای جراحی. 18:17.136 --> 18:21.307 ‫ولی اگه سرطان نیست، ‫منو نمی‌کُشه، درسته؟ 18:24.686 --> 18:27.605 ‫- نه. ‫- اگه جراحی کنم جای زخم بزرگی می‌مونه. 18:27.730 --> 18:31.109 ‫- دیگه نمی‌تونم لباس شنا بپوشم. 18:31.234 --> 18:34.570 ‫- مشکلی باهاش داری؟ ‫- نه. 18:34.696 --> 18:36.239 ‫ولی اصلا شنا کردنت خوبه؟ 18:36.447 --> 18:38.783 ‫می‌دونستم. همه‌ ی این ماجراها واسه اینـه. 18:38.908 --> 18:41.911 ‫شما سعی دارید مجبورم کنید ‫که جراحی کنم. 18:42.036 --> 18:46.332 ‫آره، دقیقاً به دلیلـ اینکه ‫یه غدّه‌ی 14 کیلویی توی تخمدانت هست 18:46.499 --> 18:48.084 ‫قرارنیست منو بکُشه. 18:48.209 --> 18:51.504 ‫جراحی فقط شکل و شمایلم رو تغییر میده. 18:51.629 --> 18:55.341 ‫این تعریف جراحی زیباییـه. 18:55.466 --> 18:58.136 ‫گذشته از این، سوزش معده و ‫ناراحتی‌تون رو برطرف می‌کنه. 18:58.261 --> 19:02.223 ‫آره، درسته. چرا ضد اسید تجویز کنید ‫وقتی میشه جراحی کرد... 19:02.348 --> 19:04.308 ‫و تحقیرش کرد؟ 19:05.059 --> 19:08.813 ‫شوهرِ من عاشقمـه. 19:09.021 --> 19:12.358 ‫بد جور خاطرخواهمـه. خیال کردید ‫اگه مثل یه ماهی... 19:12.483 --> 19:16.154 ‫شکمم جر بخوره، دیگه همه چیز خوب پیش میره؟ 19:17.989 --> 19:21.200 ‫غیرمنتظره بود. 19:21.826 --> 19:23.578 ‫آره، همینطوره. 19:25.329 --> 19:28.166 ‫تنها کاری که اون حین زنگ تفریح ‫انجام میده دویدن دور زمین بازیـه. 19:28.291 --> 19:30.918 ‫میگه ورزش می‌کنه، ولی ‫همه می‌دونن دلیلش اینه که... 19:31.043 --> 19:32.420 ‫هیچکس نمی‌خواد باهاش بازی کنه. 19:32.545 --> 19:35.882 ‫یعنی، من فقط به این دلیل رفیقش هستم ‫چون خانم آیرز برام تعیینش کرده. 19:36.007 --> 19:38.342 ‫معنیش این نیست که من دوستشم. 19:39.510 --> 19:42.221 ‫حواسم هست که تمام دکترهاش ‫این قضیه رو دقیق متوجه بشن. 19:42.346 --> 19:43.890 ‫ممنون. 19:44.182 --> 19:47.518 ‫خب، تابحال چیزی از قرص لاغری بهت گفته؟ 19:47.685 --> 19:50.438 ‫- به شما هم اینو گفته؟ ‫- منظورت چیه؟ 19:50.688 --> 19:54.025 ‫یه روز به خاطر مصرف قرص ‫حالش رو گرفتم. کلاً دروغ گفت، 19:54.150 --> 19:56.903 ‫گفت قرص‌های لاغری رو مامانش ‫بهش داده. بیخیال. واقع‌بین باش. 19:57.028 --> 20:00.823 ‫محاله همچین دختری قرص لاغری بخوره. 20:00.948 --> 20:03.618 ‫من بهش قرص لاغری ندادم. ‫عمراً همچین کاری نمی‌کنم. 20:03.743 --> 20:05.453 ‫درسته. پس کار مامان خیالیش بوده. 20:05.578 --> 20:07.788 ‫اون هیچ قرصی ننداخته. ‫دختره دروغ گفته. 20:07.914 --> 20:08.998 ‫چرا باید دروغ بگه؟ 20:09.123 --> 20:11.209 ‫چون اونم یه عوضی بدجنس مثل بقیه‌شونـه. 20:11.334 --> 20:14.545 ‫- مامان. ‫- ببخشید، عزیزم. 20:15.421 --> 20:17.215 ‫«کلمی» دروغ نگفته. 20:20.134 --> 20:23.346 ‫من قرص انداختم. 20:24.472 --> 20:28.184 ‫بهش گفتم تو اونارو بهم دادی ‫چون نمی‌خواستم به دردسر بیفتم. 20:28.309 --> 20:32.396 ‫- از کجا گرفتی‌شون؟ ‫- از فروشگاه خریدمشون. 20:33.814 --> 20:38.486 ‫- چرا؟ چرا همچین کاری کردی؟ ‫- چون دیگه نمی‌خواستم زشت باشم. 20:38.736 --> 20:42.573 ‫- عزیزم. تو زشت نیستی. ‫- چرا، هستم. 20:43.074 --> 20:45.409 ‫می‌دونم تو نظرت این نیست، ‫ولی هستم. من نفرت‌انگیزم. 20:45.534 --> 20:48.496 ‫جسیکا، لطفاً اینو نگو. 20:49.080 --> 20:55.002 ‫فقط می‌خواستم بین بقیه جا بگیرم. ‫دوست و رفیق داشته باشم. 20:55.544 --> 20:59.173 ‫یا حداقل یکی از هم‌سن‌هام ‫باهام خوب رفتار کنه. 21:05.304 --> 21:07.139 ‫گوش کن... 21:07.306 --> 21:11.477 ‫اون قرص‌ها باعث ایجاد لخته خون، ‫حمله قلبی و بی‌خوابی شدن. 21:11.686 --> 21:14.772 ‫همه چی رو توضیح میده. امشب ‫رو نگهش می‌داریم تا مطمئن بشیم، 21:14.897 --> 21:17.108 ‫ولی حالش خوب میشه. 21:17.566 --> 21:19.068 ‫ممنونم. 21:21.737 --> 21:23.114 ‫باورم نمیشه اینقدر درمونده بوده. 21:23.280 --> 21:25.950 ‫آره، مطمئنم اگه همه کسایی که ‫می‌شناسم ازم متنفر بودن... 21:26.075 --> 21:29.453 ‫و طاقت نگاه کردنم رو هم نداشتن، این همه ‫به خودم زحمت نمی‌دادم که از فروشگاه دزدی کنم. 21:29.578 --> 21:31.205 ‫منظورم دزدی از فروشگاه نیست. 21:31.330 --> 21:33.541 ‫مطمئنم حتی نمی‌دونسته که قرص‌ها خطر دارن. 21:33.666 --> 21:36.585 ‫احتمالاً اونا رو توی تبلیغات ‫تلویزیون یا اینترنت دیده بوده. 21:36.711 --> 21:40.548 ‫صحیح. پس گمونم الان تقصیر ‫رسانه‌ها و شرکت‌های دارویی‌ـه، 21:40.673 --> 21:43.676 ‫نه این حقیقت که همش داره غذا می‌لُمبونـه. 21:43.801 --> 21:45.219 ‫هیچکس مجبورش نکرده چاق بشه. 21:45.344 --> 21:47.096 ‫هیچکس هم بیماران سرطانی ‫رو مجبور نکرده سرطان بگیرن. 21:47.221 --> 21:49.807 ‫- بیخیال. چاقی که بیماری نیست. ‫- تحقیقات اخیر رو دیدی؟ 21:49.932 --> 21:51.434 ‫آره، دیدم. 21:51.559 --> 21:55.521 ‫چیزی که اخیراً ندیدم، بچه‌هاییـه که ‫سیب بخورن یا دوچرخه سواری کنن. 21:55.646 --> 21:56.939 ‫شما آمریکایی‌ها دیگه حتی نمی‌تونید... 21:57.064 --> 21:58.774 ‫توی بسکتبال با بقیه دنیا رقابت کنید، 21:58.899 --> 22:01.026 ‫مگه این‌که، بازی ویدیویی باشه... 22:01.152 --> 22:04.363 ‫که با دسته و یه تلویزیون بزرگ بازی می‌کنید. 22:04.488 --> 22:05.740 ‫صحیح. 22:05.865 --> 22:08.743 ‫- وایسا، وایسا، وایسا. ‫- می‌ذاری همچین حرفی بزنه؟ 22:08.868 --> 22:11.203 ‫اون به تیم‌های بسکتبال‌مون توهین کرد. 22:22.673 --> 22:24.383 ‫خدای من! 22:24.967 --> 22:27.928 ‫- خیلی درد داره. خواهش می‌کنم. ‫- چی شده؟ 22:28.053 --> 22:29.305 ‫- داره خون‌ریزی می‌کنه. ‫- از کجا؟ 22:29.305 --> 22:31.015 ‫فقط جلوش رو بگیرید. خواهش می‌کنم! 22:35.853 --> 22:37.771 ‫قرص لاغری باعث بافت‌مُردگی پوستی نمیشه. 22:37.897 --> 22:39.690 ‫ممکنه یه عارضه مربوط به قرص‌ها باشه. 22:39.815 --> 22:42.568 ‫- یا نباشه. ‫- یا هر دو. 22:42.818 --> 22:46.322 ‫قرص‌های لاغری باعث شدن بیاد پیش ما. ‫ما هم باعث زخمش شدیم. 22:46.530 --> 22:48.699 ‫به‌نظرت اینجا یه چیزی باعث شده ‫عفونت استافیلوکوک بگیره؟ 22:48.824 --> 22:50.534 ‫نگفتم بیمارستان عامل زخم‌ها بوده. 22:50.659 --> 22:54.914 ‫میگم کار ما بوده، با درمانش. ‫نکروز پوستی ناشی از وارفارین. 22:55.080 --> 22:58.334 ‫خیلی بعیده. قبل از وارفارین ‫بهش هپارین دادیم. 22:58.459 --> 23:01.670 ‫- کی بهش هپارین داد؟ ‫- من وارفارین دادم. اون هپارین. 23:01.795 --> 23:03.255 ‫مطمئنید هر دو بهش وارفارین ندادید؟ 23:03.380 --> 23:06.050 ‫آره. من گند نزدم. 23:06.509 --> 23:10.513 ‫با چشمت دیدی که آماده بشه ‫و هپارین بهش تجویز بشه؟ 23:15.601 --> 23:18.562 ‫- همین و بس. ‫- تو همونجا وایستاده بودی! 23:19.063 --> 23:21.815 ‫- داشتم دُز داروی خودم رو آماده می‌کردم. ‫- آره، درسته. 23:22.149 --> 23:25.152 ‫- باید یه دلیل دیگه داشته باشه. ‫- به ذهن من که نمیاد. 23:25.277 --> 23:28.364 ‫بیاید این اشتباه رو حل کنیم. بهش ‫هپارین شکسته‌نشده وریدی تزریق کنید... 23:28.489 --> 23:32.534 ‫و هپارین با وزن مولکولی پایین ‫رو زیر پوستی تزریق کنید. 23:37.414 --> 23:39.416 ‫خراب کردن من شغلت رو نجات نمیده. 23:39.541 --> 23:41.543 ‫خیال کردی هرگز اشتباه نمی‌کنی؟ 23:41.752 --> 23:44.421 ‫خیال کردی اینقدر ضعیفم ‫که همینطوری قبول کنم؟ 23:44.546 --> 23:47.424 ‫چون خیلی بهش توجه میکنی ‫ازت محافظت نمی‌کنه. 23:47.549 --> 23:49.343 ‫وگلر می‌خواد بدونه چه کاری ‫از دستش برام برمیاد. 23:49.635 --> 23:54.682 ‫اینقدر نگران خودتون نباشید و ‫برید نگران بیمار باشید. 24:13.951 --> 24:15.494 ‫خوابیده؟ 24:15.619 --> 24:17.788 ‫در نتیجه داروهای آرام بخش، بله. 24:17.913 --> 24:20.624 ‫نمی‌تونیم بذاریم به‌هوش بیاد. ‫درد خیلی زیادی می‌کشه. 24:22.668 --> 24:27.756 ‫نکروز پوستی ناشی از وارفارین. 24:28.298 --> 24:30.801 ‫اصلاً نمی‌دونم معنیش چیه. 24:31.218 --> 24:34.847 ‫ولی اینجا نوشته که وارفارین رو ما بهش دادیم. 24:35.055 --> 24:37.641 ‫و می‌دونم «ناشی» یعنی چی. 24:38.142 --> 24:39.685 ‫کار ما بوده؟ 24:40.394 --> 24:43.939 ‫توی این مرحله، چندان مشخص نیست. 24:44.440 --> 24:46.525 ‫احتمالاً بهتر باشه با دکتر هاوس حرف بزنید. 24:46.650 --> 24:50.112 ‫آهان. شما دو تا زمان می‌خواید ‫تا حرفاتون رو یکی کنید. 24:50.237 --> 24:51.780 ‫اون بهم نمیگه چیکار کنم. 24:51.905 --> 24:56.285 ‫پس کورکورانه دستوراتش رو ‫دنبال نمی‌کنی. آدم خودت هستی. 24:56.702 --> 25:00.414 ‫و با این‌حال اینجایی و داری واسه کسی ‫کار می‌کنی که نمی‌تونی تحملش کنی. 25:00.539 --> 25:02.958 ‫- من بهش احترام می‌ذارم. ‫- دقیقاً به چیش احترام می‌ذاری؟ 25:03.083 --> 25:07.296 ‫نگرشش به بشریت؟ به نظر اون ‫همه‌مون احمق و دروغگو هستیم. 25:07.421 --> 25:09.131 ‫نگرشش به تو چی؟ 25:09.256 --> 25:11.091 ‫مثل یه گربه با کلاف نخ داره بازیت میده. 25:11.216 --> 25:12.176 ‫چی می‌خوای؟ 25:12.301 --> 25:14.136 ‫می‌خوام بدونم که آیا تو می‌خوای ‫شغلت رو حفظ کنی یا نه. 25:14.386 --> 25:16.513 ‫اگه انتخابش مرخص کردنِ من باشه، ‫می‌تونم باهاش کنار بیام. 25:16.638 --> 25:19.141 ‫- این نشد جواب. ‫- پیشنهاد میدی ازم محافظت کنی؟ 25:19.266 --> 25:21.852 ‫- اینم نشد جواب. ‫- من شغلم رو می‌خوام. 25:27.649 --> 25:29.067 ‫دکتر چیس. 25:29.193 --> 25:30.486 ‫رئیس. 25:34.198 --> 25:35.824 ‫قضیه چی بود؟ 25:35.949 --> 25:39.161 ‫می‌خواست بدونه وارفارین چیه. نمی‌دونم. 26:05.479 --> 26:07.189 ‫به‌به. 26:08.815 --> 26:12.486 ‫دفعه بعدی که بخوام اشتباهت رو اصلاح کنم، ‫حتماً تمام جوانب رو درنظر می‌گیرم. 26:12.611 --> 26:13.737 ‫هرچقدر خواستی اصلاح کن. 26:13.946 --> 26:16.615 ‫البته، مفیدتر میشه اگه ‫واقعاً اشتباهی در کار باشه. 26:16.740 --> 26:19.618 ‫درسته. همین این قسمتش رو فراموش می‌کنم. 26:20.160 --> 26:21.245 ‫من بهش هپارین دادم، 26:21.370 --> 26:23.997 ‫که یعنی بافت‌مُردگی ناشی از ‫واکنش به وارفارین نیست، 26:24.122 --> 26:27.209 ‫احتمالاً به همین دلیلـه که ‫درمانت روش جواب نمیده. 26:27.417 --> 26:28.627 ‫هنوز. 26:32.422 --> 26:35.300 ‫اگه تو گند نزدی، پس مشکل چیه؟ 26:37.010 --> 26:39.471 ‫- جوابی نداری. ‫- هنوز. 26:40.264 --> 26:42.099 ‫وقتی به جوابی رسیدی، خبرم کن. 26:42.224 --> 26:45.852 ‫توی درمانگاه‌ام، گرم می‌کنم. 26:46.478 --> 26:49.189 ‫من تنها کسی‌ام که وقتی ‫گند زدی پشتت ایستادم. 26:49.314 --> 26:52.401 ‫چرا؟ چرا باید از کسی که ‫گند زده حمایت کنی؟ 26:52.568 --> 26:54.194 ‫چون من به طرز باورنکردنی ‫بی‌اعتماد به‌نفس نیستم، 26:54.319 --> 26:56.363 ‫و چون واقعاً می‌تونم به یه ‫انسان دیگه اعتماد کنم، 26:56.488 --> 26:58.824 ‫و یه عوضی عصبانی مردم‌گریز نیستم. 26:58.949 --> 27:01.618 ‫شرمنده، گفتی عصبانی نیستی. 27:04.371 --> 27:06.290 ‫تو بودی کی رو اخراج می‌کردی؟ 27:09.209 --> 27:11.920 ‫- هیچکس. ‫- شدنی نیست. 27:12.462 --> 27:14.589 ‫از حقوق‌ همگی‌مون کسر بشه ‫و چند ساعت اضافه کار کنیم، 27:14.715 --> 27:16.550 ‫می‌تونیم همگی با همون مقدار پول بمونیم. 27:16.675 --> 27:20.178 ‫گویا سعی داری راه حلی ارائه بدی ارائه ‫که کسی آسیب نبینه. 27:20.304 --> 27:24.224 ‫مشکل اینه که، فقط چون تو می‌خوای، ‫دنیا اون شکلی جلو نمیره. 27:24.349 --> 27:26.935 ‫فکر می‌کردم تعلل کنی و از ‫سر و کله زدن با مسأله خودداری کنی. 27:27.060 --> 27:31.356 ‫مشکل اینه، فقط چون تو می‌خوای، ‫دنیا نمیره رد کارش. 27:47.789 --> 27:49.833 ‫ببخشید. دکتر هاوس؟ 27:50.167 --> 27:52.919 ‫همسرم دیروز شما رو دیده بود. ‫لوسیل هرناندز؟ 27:53.045 --> 27:57.507 ‫- امروز دکتر هاوس نمیاد. ‫- همسرم گفت با عصا راه می‌رفت. 27:57.758 --> 28:02.596 ‫تازه مشکل مصرف مواد هم داره، ‫گاهی تا هفته‌ها پیداش نمیشه. 28:03.388 --> 28:06.099 ‫دستگاه‌های ام‌آر‌آی کرایه‌ای هستن، ولی... 28:07.267 --> 28:10.771 ‫- تصمیم گرفتی؟ ‫- اون قرار نیست کسی رو اخراج کنه. 28:11.354 --> 28:14.316 ‫حقوق هر چهارتامون رو کم می‌کنم. 28:14.441 --> 28:16.276 ‫پرداخت 70 درصد مبلغ قبلی به همگی... 28:16.401 --> 28:18.945 ‫بهت اجازه میده که با همون حقوق ‫سه نفر، همگی‌مون رو نگه داری. 28:19.071 --> 28:21.948 ‫گمونم شما کله‌گنده‌ها بهش می‌گید برد-برد. 28:22.824 --> 28:25.243 ‫- خیلی‌خب، اگه تو... ‫- نه. 28:25.494 --> 28:28.789 ‫اگه بتونه کنار بیاد تا با همون مقدار پول ‫همه‌شون رو نگه داریم، 28:28.914 --> 28:31.333 ‫دیگه چه فرقی می‌کنه؟ 28:34.377 --> 28:36.421 ‫مسأله پول نیست. 28:36.546 --> 28:39.424 ‫این یه مذاکره نیست. ‫از اولم نبوده. 28:40.759 --> 28:43.261 ‫باید بدونم که هر کاری ازت می‌خوام، 28:43.386 --> 28:45.931 ‫هرچقدرم که حس کنی ناخوشاینده، انجامش میدی. 28:46.056 --> 28:49.059 ‫درست به همون اندازه اهمیت داره ‫که خودت هم این رو بدونی. 29:00.821 --> 29:03.073 ‫زنم چه مرگشـه؟ 29:03.281 --> 29:06.910 ‫حتی اگه من دکتر هاوس بودم، ‫رازداری بین دکتر و بیمار... 29:07.035 --> 29:09.037 ‫از این مکالمه‌های آزاردهنده راحتم می‌کنه. 29:09.162 --> 29:10.539 ‫درمورد تومور بهم گفت. 29:10.664 --> 29:13.625 ‫جدی؟ اینم بهت گفت که ‫چرا نمی‌ذاره برش داریم؟ 29:13.750 --> 29:17.712 ‫من اهمیتی به یه جای زخم نمیدم. ‫و همیشه بازم می‌تونه وزنش رو بالا ببره. 29:17.879 --> 29:20.215 ‫می‌خوای دوباره وزنش بالا بره؟ 29:20.340 --> 29:23.385 ‫آره. یعنی، فقط اگه ‫خودش همین رو بخواد. 29:23.552 --> 29:25.262 ‫چرا؟ 29:25.804 --> 29:28.557 ‫همیشه فکر می‌کردم وقتی ‫بارداره در جذاب‌ترین حالتـه. 29:28.682 --> 29:30.767 ‫این‌که می‌دونم مادره فقط باعث میشه بخوام... 29:30.892 --> 29:35.105 ‫- اینو به خودش بگو و دست از سر من بردار. ‫- گفتم. باید باهاش حرف بزنی. 29:35.230 --> 29:36.773 ‫نمی‌تونستم تحمل کنم اتفاقی براش بیفته. 29:36.898 --> 29:40.819 ‫غدّه خوش‌خیمـه. هیچ اتفاقی نمیفته، ‫شاید یه‌کم سوزش معده داشته باشه. 29:41.861 --> 29:44.155 ‫اگه بزرگتر بشه چی؟ یا تغییر کنه؟ 29:44.281 --> 29:47.867 ‫می‌دونید کجا پیدامون کنید. ‫این ساختمون که جایی نمیره. 29:47.993 --> 29:51.913 ‫بهش بگید سرطانـه. معلومه با دروغ گفتن ‫مشکلی ندارید. 29:52.038 --> 29:55.584 ‫- عجب روشی واسه جلب نظرم به‌کار بردی. ‫- ما شش تا بچه داریم. 29:55.709 --> 29:57.377 ‫نمی‌تونه خطر کنه. 29:57.502 --> 29:59.921 ‫شما بچه دارید. چه شاعرانه. ‫این همه چی رو عوض می‌کنه. 30:00.046 --> 30:03.300 ‫پس اگه مامانی سوزش معده بگیره، ‫ممکنه یکی‌شون توی آتیش بسوزه. 30:03.425 --> 30:06.511 ‫خواهش می‌کنم. نمی‌دونم باید چیکار کنیم. 30:12.767 --> 30:14.686 ‫خوشگلن. 30:15.228 --> 30:17.981 ‫- بهش بگو برگرده اینجا. ‫- چی؟ 30:18.106 --> 30:21.651 ‫تعهدت منو تحت تأثیر قرار داد. ‫به زنت بگو برگرده. 30:27.615 --> 30:29.034 ‫بافت‌مردگی داره بدتر میشه. 30:29.159 --> 30:32.162 ‫شاید چون داریم واسه بیماری ‫اشتباهی درمانش می‌کنیم. 30:33.288 --> 30:35.623 ‫بیماری درستش رو پیدا کردی؟ 30:35.749 --> 30:36.791 ‫نه. 30:36.916 --> 30:38.793 ‫پس درمان رو ادامه می‌دیم، 30:38.918 --> 30:40.670 ‫امیدوار باشیم که فقط ‫بیش از حد معمول طول کشیده. 30:40.795 --> 30:43.131 ‫در این مقطع، مهم نیست ‫چی باعث بافت‌مردگی شده. 30:43.256 --> 30:44.424 ‫یا چه کسی. 30:44.549 --> 30:47.302 ‫اگه جلوی انتشارش رو نگیریم، ‫شب نشده دختره رو می‌کُشه. 30:47.427 --> 30:48.970 ‫- دیگه چه کاری از دستمون برمیاد؟ ‫- از شرش خلاص بشید. 30:49.095 --> 30:52.974 ‫بافت در حال مرگ رو قبل از نفوذ ‫به دیواره شکم بردارید. 30:54.517 --> 30:55.393 ‫انجامش بدید. 30:56.353 --> 30:59.564 ‫هنوز این شانس هست که درمان ‫با هپارین شروع کنه به اثر کردن. 30:59.731 --> 31:01.691 ‫تا جایی که می‌تونیم صبر می‌کنیم، 31:01.816 --> 31:04.277 ‫ولی اگه تا چند ساعت آینده ‫تغییری حاصل نشه، 31:04.486 --> 31:06.237 ‫مجبوریم مستقیماً علائم رو مداوا کنیم. 31:06.363 --> 31:09.824 ‫- پس می‌تونید زخم‌ها رو خوب کنید؟ ‫- از طریق جراحی. 31:10.200 --> 31:12.702 ‫در اصل، قطع عضوه. 31:12.952 --> 31:15.288 ‫قطع عضو؟ ولی زخم‌ها... 31:15.413 --> 31:20.251 ‫بافت‌مردگی ناشی از وارفارین به بافت‌های ‫چرب حمله می‌کنه، مخصوصاً به سینه‌ها. 31:21.211 --> 31:25.924 ‫وایستید. منظورتون اینه که ‫سینه‌ های دخترم رو بردارید؟ 31:30.678 --> 31:32.347 ‫اون ده سالشـه. 31:32.472 --> 31:36.392 ‫جراحی «ماستکتومی رادیکال» ‫شاید تنها شانس نجاتش باشه. 31:37.852 --> 31:41.481 ‫متأسفم، ولی مجبورم ازتون بخوام ‫این رو امضا کنید. 31:54.661 --> 31:57.122 ‫میشه حرف بزنیم؟ 31:58.123 --> 32:01.126 ‫چیه، نه گل رز آوردی نه شکلات؟ 32:01.459 --> 32:05.088 ‫- اگه واسه عذرخواهی اومدی... ‫- واسه عذرخواهی نیومدم اینجا. 32:05.338 --> 32:06.965 ‫آخ آخ. 32:07.674 --> 32:10.635 ‫این یعنی واسه یه چیز پیچیده‌تر اومدی. 32:12.011 --> 32:14.764 ‫می‌خوای منو اخراج کنی؟ 32:15.181 --> 32:19.853 ‫آره. فقط منتظر یه بهانه‌ام. خدا رو شکر ‫که وگلر سر و کله‌اش پیدا شد. 32:20.144 --> 32:21.354 ‫این تنها دلیلیـه که به ذهنم میاد... 32:21.479 --> 32:23.398 ‫که چرا اینقدر اصرار داری ‫اشتباه از من بوده. 32:23.523 --> 32:27.110 ‫واقعاً؟ چون یه توضیح دیگه هم هست. 32:27.318 --> 32:30.488 ‫شاید به اندازه تحلیل‌های ‫فرویدیت جالب نباشه، 32:30.864 --> 32:32.282 ‫ولی شاید واقعاً یه اشتباهی کردی. 32:32.407 --> 32:36.536 ‫این کار رو می‌کنی چون نمی‌دونی چطور ‫با احساست نسبت به من کنار بیایی. 32:40.874 --> 32:44.669 ‫فکر کنم فقط تو بودی که ‫احساساتت رو ابراز کردی. 32:45.169 --> 32:47.630 ‫اگه از دید یه دانشجوی سال اول ‫روانپزشکی به این موضوع نگاه کنیم، 32:47.755 --> 32:50.925 ‫شاید تو می‌خوای اخراجت کنم. ‫شاید واسه همینه که عجیب رفتار می‌کنی. 32:51.050 --> 32:52.427 ‫تویی که فرق کردی. 32:52.552 --> 32:54.679 ‫تویی که همیشه ساز مخالف می‌زنی، ‫قوانین و ما رو به چالش می‌کشی. 32:54.804 --> 32:57.265 ‫ولی این دفعه نه. یه جوری پریدی ‫وسطش انگار قایق نجاتـه. 32:57.390 --> 32:59.100 ‫دنبال راه حل دیگه‌ای نگشتی. 32:59.225 --> 33:00.977 ‫ما رو دنبال جواب دیگه‌ای نفرستادی. 33:01.102 --> 33:03.187 ‫جواب رو دارم. 33:04.188 --> 33:07.567 ‫پس چرا تلویزیون تماشا نمی‌کنی؟ ‫یا اون آتاری کوفتی‌تو بازی نمی‌کنی؟ 33:07.692 --> 33:11.112 ‫یا هر کاری که تنهایی انجام دادنی ‫حسابی ازش لذت می‌بری؟ 33:15.158 --> 33:19.203 ‫شاید بهتر باشه من استعفا بدم. ‫واسه همه آسونش کنم. 33:21.789 --> 33:23.499 ‫شاید باید همین کار رو بکنی. 33:29.088 --> 33:31.674 ‫بچه‌های خوشگلی داری. 33:31.883 --> 33:35.678 ‫چشمای سبز این دختر و چشمای آبی ‫این پسرک رو خیلی دوست دارم. 33:35.845 --> 33:38.389 ‫البته، از اونجا که هم تو و ‫هم شوهرت چشمای قهوه ‌ای دارید... 33:38.514 --> 33:39.724 ‫این رو از کجا آوردی؟ 33:39.849 --> 33:44.854 ‫از پدر بچه‌هات گرفتم، 33:45.188 --> 33:47.357 ‫پس فکر می‌کنم شاید ‫دلیل عدم تمایلت به جراحی... 33:47.482 --> 33:49.984 ‫اینه که اگر چه در هر حالتی ‫از نظر شوهرت خوبی 33:50.109 --> 33:54.614 ‫بقیه آدمایی که دور و برت هستن ‫شاید اینقدر روشن‌فکر نباشن. 33:54.739 --> 33:58.701 ‫که منو به نظریه اصلیم ‫برمی‌گردونه، مردها بد ذاتن. 33:58.993 --> 34:01.454 ‫لازم نیست نگران چیزی باشی. 34:01.746 --> 34:03.915 ‫اونا تقریباً به همه علاقه دارن، 34:04.040 --> 34:08.961 ‫چاق، لاغر ‫کاملاً غریبه، آشنا. 34:09.128 --> 34:11.214 ‫تو مریضی. 34:11.672 --> 34:14.133 ‫مطمئنم کلی آدم هستن که... 34:14.258 --> 34:17.595 ‫به ‌نظرشون زخم جراحی برای هر زنی طبیعیه 34:18.888 --> 34:22.225 ‫پس جراحی رو انجام بده. لطفاً؟ 34:24.769 --> 34:26.145 ‫باشه. 34:31.150 --> 34:32.527 ‫ممنون. 34:36.989 --> 34:38.574 ‫چرا با کمرون حرف می‌زنی؟ 34:38.699 --> 34:42.328 ‫اگه هاوس تو رو واسه اخراج انتخاب کنه، ‫داخل اون جمع یه به منبع جدید نیاز پیدا می‌کنم. 34:42.453 --> 34:44.205 ‫اگه من رو انتخاب کنه؟ 34:44.330 --> 34:48.501 ‫البته. فورمن باهوش‌تره. ‫هاوس به کمرون علاقه‌ی خاصی داره. 34:48.626 --> 34:51.170 ‫برات جاسوسی کردم تا ازم محافظت کنی. 34:51.295 --> 34:53.464 ‫و مادامی که بهت نیاز داشته باشم ‫ازت محافظت می‌کنم. 34:53.589 --> 34:56.509 ‫و تو هم مادامی که نیازم داشته باشی ‫بهم اطلاعات میدی. 34:56.634 --> 35:00.638 ‫با کمرون صحبت کردم ‫چون جایگزین‌هایی دارم، 35:00.763 --> 35:02.598 ‫بهت نیازی ندارم. 35:05.351 --> 35:07.979 ‫اون خبرچینی هاوس رو نمی‌کنه. 35:08.187 --> 35:11.732 ‫فورمن چیزی از حرف زدن با من نگفته؟ 35:13.693 --> 35:15.570 ‫جالبه، نه؟ 35:34.505 --> 35:39.218 ‫تقریباً سه ساعت شده. ‫هنوز شرایطش هیچ تغییری نکرده. 35:39.427 --> 35:42.889 ‫به‌نظرم بهتره جراحیش کنیم. 35:43.264 --> 35:45.349 ‫خب می‌خوای چیکار کنی؟ 35:46.976 --> 35:50.313 ‫فرض کنم کمرون خرابکاری نکرده. 35:52.231 --> 35:53.649 ‫اگه از وارفارین نبوده باشه چی؟ 35:53.774 --> 35:56.152 ‫باید باشه. زخم‌ها درست ‫بعد از تجویزش پدیدار شدن. 35:56.277 --> 35:59.363 ‫درسته، درسته. ‫ولی بیا فرض کنیم نبوده. 35:59.572 --> 36:00.698 ‫یالا. چی به ذهنتون میاد؟ 36:00.823 --> 36:02.533 ‫- میشه یه لحظه فکر کنم؟ ‫- نه وقت واسه فکر کردن نیست. 36:02.658 --> 36:04.827 ‫فقط اولین چیزی رو که ‫به ذهنتون می‌رسه بگید. 36:04.952 --> 36:06.454 ‫- اون چاقـه. ‫- بس کن دیگه. 36:06.579 --> 36:09.123 ‫- باشه فهمیدیم. تو از آدمای چاق بدت میاد. ‫- منظورم این نبود. 36:09.248 --> 36:11.208 ‫همین الانشم چاقی رو یه عامل در نظر گرفتیم. 36:11.334 --> 36:14.128 ‫- همینطور کلِ بقیه دکترها. ‫- منظورم اینه که، اگه عاملش نباشه چی؟ 36:14.253 --> 36:16.172 ‫اگه علامتش باشه چی؟ 36:16.297 --> 36:21.677 ‫خب، چی باعث چاقی و نکروز پوستی میشه؟ 36:24.055 --> 36:26.474 ‫برام مهم نیست با عقل جور در بیاد یا نه. ‫فقط یه چیزی بهم بدید. 36:26.599 --> 36:30.102 ‫- زخم‌های ناشی از واسکولیت ‫- نه، این فقط زخمـه، نه چاقی. 36:30.227 --> 36:32.772 ‫- پیودرما گانگرنوزوم. ‫- اون وقت زخماش بیشتر بود. 36:33.189 --> 36:36.400 ‫خیلی‌خب بیاید از یه زاویه دیگه بهش ‫نگاه کنیم. چاقی جزو علایم کدوم بیماریـه؟ 36:36.525 --> 36:39.528 ‫- کم‌کاری تیروئید؟ ‫- احتمال مشکل ژنتیکی بیشتره. 36:39.654 --> 36:41.405 ‫مامانش هم سنگین‌وزنـه. 36:45.201 --> 36:48.454 ‫مادرش فقط وزن بالایی نداره، قدشم بلنده. 36:50.414 --> 36:53.167 ‫- از پدرش سابقه‌ای داریم؟ ‫- آره. 36:55.711 --> 36:57.922 ‫یه متر و 85 سانت. 37:00.633 --> 37:02.426 ‫این بچه قدش کوتاهـه. 37:02.551 --> 37:07.223 ‫علائم‌مون ایناست: توقف رشد، ‫فشار خون بالا، لختگی خون، چاقی. 37:08.557 --> 37:11.686 ‫- سندرم کوشینگـه. ‫- نه. بافت‌مُردگی با... 37:11.811 --> 37:14.563 ‫در موارد نادر، سندرم کوشینگ ‫باعث هایپرکلسمی میشه، 37:14.689 --> 37:17.358 ‫که ممکنه منجر به نکروز پوستی ‫مشابه وارفارین بشه. 37:17.483 --> 37:20.736 ‫- بی‌نقصـه. همه چی رو توضیح میده. ‫- فقط این‌که کوشینگ نیست. 37:20.861 --> 37:24.198 ‫کلی آزمایش خون ازش گرفتیم و هیچ کدوم ‫عدم تعادل در سطح کورتیزول رو نشون ندادن. 37:24.323 --> 37:27.493 ‫هایپرکلسمی می‌تونه گردشی باشه. ‫توی مرحله مناسب بهش برنخوردیم. 37:27.618 --> 37:30.454 ‫- باید یه آزمایش دفع کورتیزول دیگه ازش بگیریم. ‫- وقت نیست. 37:30.579 --> 37:32.206 ‫واسه تصمیم‌گیری کمتر از یه ساعت وقت داریم. 37:32.331 --> 37:34.500 ‫اگه درمانِ کوشینگ رو پیاده کنیم و ‫اشتباه کرده باشیم، کارش تمومـه. 37:34.625 --> 37:38.671 ‫اگه فرض هم کنیم کوشینگ نیست، همچنان ‫سینه ‌هاش رو از دست میده و ممکنه بیمار بمونه. 37:41.507 --> 37:42.591 ‫یه ام‌آر‌آی بگیرید. 37:42.716 --> 37:44.844 ‫می‌خوای با ام‌آر‌آی دنبال هایپرکلسمی بگردیم؟ 37:44.969 --> 37:49.306 ‫نه. می‌خوام با ام‌آر‌آی دنبال ‫عامل احتمالی هایپرکلسمی بگردید. 38:09.827 --> 38:11.537 ‫توی غده‌های فوق کلیویش هیچی نیست. 38:14.248 --> 38:19.003 ‫- شنیدم کمرون رفته خونه. مریض شده؟ ‫- برگرد روی عکس‌های غده هیپوفیز. 38:19.128 --> 38:20.296 ‫به‌نظر حالش خوب می‌اومد. 38:20.421 --> 38:22.173 ‫واسه رفتنش دلیل دیگه‌ای داشته؟ 38:22.298 --> 38:27.094 ‫امیدوارم. وایستا، نگه دار. ‫اونجا. اون چیه؟ 38:31.515 --> 38:33.684 ‫یه تومور. 38:34.435 --> 38:36.103 ‫سندرم کوشینگـه. 38:36.353 --> 38:38.439 ‫تومور باعث ایجاد سندرم کوشینگ میشه. 38:38.564 --> 38:41.233 ‫و کوشینگ تولید هورمون رو دستکاری می‌کنه. 38:41.358 --> 38:43.694 ‫هورمون‌ها همه چی رو ‫کنترل می‌کنن، رشد، وزن. 38:43.819 --> 38:45.613 ‫می‌تونید درمانش کنید؟ 38:45.779 --> 38:47.740 ‫واسه برداشتن تومور نیاز به جراحی داره. 38:48.073 --> 38:51.118 ‫وقتی برداشته شد، خیلی سریع ‫همه چی عادی میشه. 38:51.243 --> 38:53.454 ‫- قطع عضو در کار نیست؟ ‫- نه. 38:54.580 --> 38:56.957 ‫- خدا رو شکر. ‫- جراحی خطرناکـه. 38:57.082 --> 38:59.668 ‫غده هیپوفیز بین سینوس‌های ‫کاورنوس قرار داره، 38:59.793 --> 39:01.337 ‫اساساً درست بین چشم‌ها. 39:01.462 --> 39:03.923 ‫اعصاب اون ناحیه ‫حرکت چشم رو کنترل می‌کنن، 39:04.048 --> 39:05.716 ‫و شریان‌های اصلی که مغز رو تغذیه می‌کنن. 39:05.841 --> 39:06.842 ‫وای خدا. 39:06.967 --> 39:10.971 ‫جراح از راه سینوس پروانه‌ای ‫میره سراغ غده. 39:11.180 --> 39:13.057 ‫زیر لبش یه برش زده میشه، 39:13.182 --> 39:15.851 ‫از وسطش یه میکروسکوپ ‫فیبر نوری می‌فرسته داخل. 39:15.976 --> 39:18.395 ‫وقتی تومور رو پیدا کرد، ‫اون رو به قطعات کوچیک برش میده... 39:18.520 --> 39:20.731 ‫و از طریق همون حفره ‫زیر لب خارج‌شون می‌کنه. 39:20.856 --> 39:22.816 ‫کل عمل حدوداً سه ساعت طول می‌کشه، 39:22.942 --> 39:25.110 ‫و دخترتون می‌تونه ‫چند روز دیگه بره خونه. 39:25.235 --> 39:29.281 ‫زخم‌ها برطرف میشن، ‫همینطور کوفتگی و درد عضلاتش. 39:29.531 --> 39:32.326 ‫حتی وزنش هم رفته رفته پایین میاد. 40:15.661 --> 40:17.705 ‫- جسیکا. ‫- سلام. 40:17.830 --> 40:20.499 ‫- واقعاً خودتی؟ ‫- آره، خودمم. 40:20.624 --> 40:23.502 ‫چقدر محشر شدی! 40:24.795 --> 40:27.631 ‫همیشه محشر بود. 40:27.798 --> 40:29.591 ‫آره. 40:56.118 --> 40:59.079 ‫- یه هفته شده. ‫- راستش از یه هفته گذشته. 40:59.288 --> 41:01.457 ‫احوال‌تون چطوره؟ 41:02.416 --> 41:04.334 ‫کیه؟ 41:08.755 --> 41:10.299 ‫چیس. 41:10.424 --> 41:12.050 ‫نه. چیس می‌مونه. 41:14.261 --> 41:16.930 ‫- یکی دیگه رو انتخاب کن. ‫- قرارمون این بود که... 41:17.055 --> 41:19.308 ‫قرار عوض شده. 41:19.641 --> 41:21.727 ‫یکی دیگه رو انتخاب کن. 41:22.394 --> 41:23.645 ‫نه. 41:33.238 --> 41:37.034 ‫یکی دیگه رو انتخاب کن، ‫وگرنه کل بخش از کار بی‌کار میشن. 41:43.207 --> 41:53.217 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 41:57.721 --> 42:02.726 ‫[رزومه‌ی کاری]