WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:20.437 --> 00:21.438 ‫بفرما. 00:24.358 --> 00:26.068 ‫اینجوری درسته، استیل‌واتر؟ 00:26.151 --> 00:29.613 ‫فکر نکنم راه درست یا غلطی وجود داشته باشه، ادی، 00:29.696 --> 00:31.156 ‫فقط مهمه که تو خوشحال باشی 00:31.240 --> 00:33.742 ‫از اینکه میوه‌ها چطور تو ظرف چیده شدن. 00:34.576 --> 00:35.577 ‫هستم. 00:46.088 --> 00:48.173 ‫من تا حالا میوه نقاشی نکردم. 00:48.257 --> 00:50.092 ‫این یه نقاشی طبیعت بی‌جانه. 00:51.385 --> 00:56.181 ‫- باید موقع نقاشی بی‌حرکت باشی؟ ‫- ما بی‌حرکت نیستیم. 00:56.265 --> 00:57.683 ‫میوه‌ها هستن. 00:57.766 --> 01:02.145 ‫طبیعت بی‌جان یه سبک نقاشیه که از اشیای روزمره استفاده می‌کنه. 01:03.522 --> 01:06.066 ‫مثل... پرتقال. 01:06.900 --> 01:08.360 ‫چجوری شروع کنیم؟ 01:08.443 --> 01:10.946 ‫اول، با چیزی که می‌بینی شروع کن. 01:11.488 --> 01:14.032 ‫شکل میوه، رنگ‌ها. 01:16.410 --> 01:20.122 ‫من دایره‌هایی با رنگ نارنجی روشن می‌بینم. 01:27.629 --> 01:31.175 ‫با یه سایه تیره کوچولو لبه‌اش. 01:36.972 --> 01:39.391 ‫مثل سایه هلالی ماه. 02:12.174 --> 02:14.718 ‫خب. از اول شروع کن. 02:28.065 --> 02:29.942 ‫صبر می‌کنم تا رد بشه. 02:32.486 --> 02:35.155 ‫کارل، می‌شه لطفا ساکت باشی؟ 02:35.239 --> 02:40.118 ‫سخته که آدم نقاشی طبیعت بی‌جان بکشه وقتی تو داری با این همه سر و صدا پرواز می‌کنی. 02:40.869 --> 02:42.204 ‫نمی‌تونم ساکت باشم. 02:42.287 --> 02:45.666 ‫من یه هواپیمام، و هواپیماها باید پر سر و صدا باشن. 02:45.749 --> 02:47.584 ‫کارل, بسه! 02:47.668 --> 02:49.670 ‫من و استیل‌واتر داریم نقاشی می‌کنیم. 02:50.546 --> 02:55.342 ‫همه تو باغ من خوش آمدن، حتی هواپیماهای پر سر و صدا. 02:57.678 --> 03:00.514 ‫چجوری می‌تونی با این همه سر و صدایی که اون درمیاره نقاشی کنی؟ 03:00.597 --> 03:04.434 ‫خب، لازم نیست برای نقاشی کردن ساکت باشه. 03:04.518 --> 03:09.439 ‫در واقع، من هر چیزی که می‌بینم، حس می‌کنم و می‌شنوم رو نقاشی می‌کنم. 03:11.608 --> 03:13.068 ‫من یه پرتقال می‌بینم. 03:13.569 --> 03:16.154 ‫حس می‌کنم دلم می‌خواد نقاشی کنم، 03:16.238 --> 03:19.199 ‫و می‌شنوم... هیچی. 03:20.158 --> 03:23.120 ‫ممنون، کارل. واقعا ازت ممنونم که ساکتی. 03:23.954 --> 03:25.330 ‫خواهش می‌کنم. 03:26.415 --> 03:28.834 ‫این برای نقاشی طبیعت بی‌جان بود. 03:29.459 --> 03:30.669 ‫ببخشید. 03:30.752 --> 03:32.629 ‫ما داریم ظرف میوه رو نقاشی می‌کنیم. 03:32.713 --> 03:36.925 ‫اگه یه تیکه‌اش رو تکون بدی، نحوه چیده شدن همه چیز تو ظرف عوض می‌شه. 03:37.009 --> 03:39.219 ‫نمی‌دونستم میوه نقاشیه. 03:39.303 --> 03:42.347 ‫به نظر من میوه معمولی و کهنه برای خوردن میومد. 03:42.431 --> 03:45.309 ‫کارل، چرا دوباره هواپیما نمی‌شی؟ 03:45.809 --> 03:48.103 ‫شاید بتونی یه جای دیگه پرواز کنی. 03:48.187 --> 03:49.479 ‫باشه، حتما. 03:49.563 --> 03:50.981 ‫آماده برای پرواز! 04:00.657 --> 04:02.075 ‫کارل! 04:02.910 --> 04:05.120 ‫ببخشید، ادی. می‌تونم کمک کنم. 04:15.088 --> 04:16.464 ‫خودم انجامش می‌دم. 04:16.548 --> 04:19.343 ‫فقط برو یه جای دیگه. باشه؟ 04:19.426 --> 04:20.427 ‫باشه. 04:24.848 --> 04:25.849 ‫ببخشید. 04:26.433 --> 04:29.561 ‫من میوه‌ها رو اونجوری که می‌خواستم نقاشی کنم چیده بودم، 04:29.645 --> 04:31.563 ‫و الان همه‌جا پخش شدن. 04:32.439 --> 04:33.440 ‫اه! 04:41.865 --> 04:44.409 ‫من واقعا کلافه‌ام. 04:44.493 --> 04:45.911 ‫دارم سعی می‌کنم نباشم، 04:45.994 --> 04:50.290 ‫ولی نقاشی کردن یه طبیعت بی‌جان با این همه سر و صدا واقعا سخته. 04:51.500 --> 04:55.379 ‫اینکه نسبت به کارل احساس کلافگی کنی کاملا طبیعیه. 04:56.171 --> 04:57.256 ‫هست؟ 04:57.339 --> 05:00.759 ‫چیزی که مهمه اینه که با اون احساسات چیکار می‌کنی. 05:01.301 --> 05:06.348 ‫وقتی من احساس کلافگی می‌کنم، دوست دارم نفس‌های عمیق و بزرگ بکشم... 05:10.143 --> 05:11.520 ‫تا حالم بهتر بشه. 05:12.104 --> 05:15.566 ‫اوه، آره. من قبلا این کارو کردم وقتی کارل عصبانیم می‌کنه. 05:15.649 --> 05:18.068 ‫چطوره دوباره با من امتحانش کنی؟ 05:18.569 --> 05:19.570 ‫باشه. 05:35.752 --> 05:37.129 ‫حالا چه حسی داری؟ 05:39.131 --> 05:41.633 ‫بهترم. و آروم‌ترم. 05:42.134 --> 05:43.552 ‫خوشحالم که اینو می‌شنوم. 05:44.261 --> 05:46.680 ‫دوست داری یه نقاشی جدید شروع کنی؟ 05:48.432 --> 05:50.642 ‫نمی‌دونم دیگه دلم می‌خواد نقاشی کنم یا نه. 05:54.897 --> 05:57.691 ‫شاید الان وقت خوبی برای یه استراحت باشه. 05:59.109 --> 06:00.110 ‫باشه. 06:07.242 --> 06:10.662 ‫این منو یاد یه داستان میندازه. دوست داری بشنوی؟ 06:11.246 --> 06:14.750 ‫- تا وقتی که در مورد هواپیما نباشه. ‫- قول می‌دم. 06:14.833 --> 06:16.585 ‫هیچ هواپیمایی توش نیست. 06:17.628 --> 06:20.464 ‫ولی یه قایق هست. 06:22.841 --> 06:25.093 ‫یه زمانی یه سمور آبی به اسم انگس بود 06:25.177 --> 06:29.640 ‫که نزدیک یه جزیره کوچولو زندگی می‌کرد که تو یه رودخونه دنج قرار داشت. 06:30.807 --> 06:33.101 ‫تو اون جزیره یه درخت آلو رشد می‌کرد. 06:33.602 --> 06:37.606 ‫هر تابستون، اون درخت با میوه‌های خوشمزه شکوفه می‌داد. 06:38.148 --> 06:41.193 ‫انگس مدت‌ها بود که از دور اون میوه رو تحسین می‌کرد 06:41.693 --> 06:46.782 ‫و مصمم بود که راهش رو به جزیره باز کنه تا برای خودش یه کم بچینه. 06:47.574 --> 06:49.785 ‫صبح بخیر، درخت آلو. 06:52.120 --> 06:57.167 ‫این کار آسونی نبود. جریان رودخونه خیلی قوی بود، 06:57.251 --> 07:00.379 ‫و رسیدن به درخت آلو رو به یه چالش تبدیل می‌کرد. 07:00.879 --> 07:04.466 ‫ولی اراده انگس هم قوی بود. 07:04.550 --> 07:07.135 ‫فکر کنم امروز بالاخره همون روزه. 07:07.636 --> 07:10.138 ‫اوه، اون آلوها چقدر شیرین خواهند بود. 07:10.848 --> 07:13.684 ‫پس، قایقی که ساخته بود رو بیرون آورد 07:13.767 --> 07:15.686 ‫و به سمت اون طرف رودخونه راه افتاد. 07:16.520 --> 07:18.063 ‫تقریبا گرفتمش. 07:18.146 --> 07:20.899 ‫هر چقدر سخت تلاش می‌کرد، 07:20.983 --> 07:23.110 ‫جریان اون رو دور می‌کرد. 07:26.238 --> 07:27.865 ‫این دفعه می‌گیرمت. 07:28.448 --> 07:30.701 ‫اون سعی کرد، و سعی کرد 07:31.285 --> 07:32.744 ‫و سعی کرد. 07:33.996 --> 07:35.205 ‫در نهایت، 07:35.289 --> 07:38.500 ‫انگس دیگه نمی‌تونست با جریان بجنگه. 07:41.211 --> 07:43.672 ‫- آلو رو گرفت؟ ‫- نه، 07:43.755 --> 07:47.968 ‫ولی یه چیز دیگه به دست آورد که هیچوقت انتظارش رو نداشت. 07:51.346 --> 07:54.016 ‫رودخونه، من به هر جا که تو منو ببری می‌رم. 08:23.670 --> 08:25.506 ‫اینجا کجاست؟ 08:40.687 --> 08:41.855 ‫اوه، خدای من! 08:44.650 --> 08:46.276 ‫اوه، اون رو نگاه کن. 08:50.656 --> 08:56.203 ‫گاهی وقتا، رها کردن انتظارات می‌تونه به شیرین‌ترین پاداش‌ها منجر بشه. 08:56.286 --> 09:00.374 ‫پس، به جای آلویی که می‌خواست، رودخونه انگس رو به سمت پرتقال و سیب برد. 09:00.457 --> 09:02.960 ‫و حتی یه نارگیل. 09:03.460 --> 09:06.880 ‫اون یاد گرفت رها کنه و با جریان پیش بره. 09:08.423 --> 09:10.175 ‫رها کن و با جریان پیش برو. 09:11.051 --> 09:12.427 ‫از این خوشم اومد. 09:12.511 --> 09:15.889 ‫انگس جنگیدن با رودخونه رو رها کرد و با جریان پیش رفت 09:15.973 --> 09:18.517 ‫تا یه جای جدید که هیچوقت ندیده بود رو کشف کنه. 09:18.600 --> 09:20.894 ‫انگس نمی‌تونست رودخونه رو کنترل کنه 09:20.978 --> 09:23.772 ‫بیشتر از اون چیزی که تو می‌تونی همه چیز رو تو حیاط خلوت کنترل کنی. 09:24.731 --> 09:27.192 ‫اگه حیاط خلوت قرار نیست ساکت باشه، 09:27.693 --> 09:30.445 ‫شاید من بتونم کشیدن یه نقاشی ساکت رو رها کنم. 09:31.113 --> 09:33.156 ‫می‌تونم به جاش یه نقاشی پر سر و صدا بکشم. 09:43.166 --> 09:45.127 ‫اینم میوه نقاشی تو، ادی. 09:49.882 --> 09:53.343 ‫من آقای گلابی شلواری هستم. همه برگردن تو ظرف. 09:53.427 --> 09:55.137 ‫هی! اون جای منه. 09:56.805 --> 09:59.808 ‫ببخشید، ادی. سعی می‌کنم ساکت باشم. 10:01.268 --> 10:04.354 ‫اشکالی نداره، کارل. من یه ایده دارم. 10:04.438 --> 10:06.398 ‫بهترین هواپیمات رو بهم بده. 10:06.481 --> 10:07.482 ‫حتما! 10:33.759 --> 10:37.137 ‫مشکلی نیست. رها کن و با جریان پیش برو. 10:38.847 --> 10:40.307 ‫جالبه. 10:41.683 --> 10:43.227 ‫این جالبه. 10:43.727 --> 10:47.689 ‫این پاشیده شدن رنگ یه چیز جدید به طبیعت بی‌جان اضافه می‌کنه. ادامه بده، کارل. 10:48.273 --> 10:50.234 ‫مسیر برای پرواز آزاده. 11:03.121 --> 11:06.083 ‫با اون طبیعت بی‌جان ساکتی که شروع کردم فرق داره، 11:06.166 --> 11:08.669 ‫ولی من واقعا این نقاشی پر سر و صدا رو دوست دارم. 11:08.752 --> 11:10.295 ‫قطعا. 11:13.048 --> 11:15.217 ‫می‌تونیم الان یه نقاشی ساکت بکشیم؟ 11:16.468 --> 11:18.136 ‫الان می‌تونی استراحت کنی، کارل. 11:18.220 --> 11:20.222 ‫من می‌خوام یه نقاشی جدید شروع کنم. 11:20.305 --> 11:22.266 ‫چی می‌خوای نقاشی کنی؟ 11:25.936 --> 11:27.062 ‫هنوز نمی‌دونم. 11:27.563 --> 11:29.523 ‫ولی نمی‌تونم صبر کنم تا بفهمم. 11:42.911 --> 11:44.746 ‫می‌گیرمت. 11:46.915 --> 11:48.250 ‫من خیلی تندم. 11:53.797 --> 11:54.923 ‫نمی‌تونی منو بگیری. 11:57.009 --> 11:58.385 ‫واو! 12:03.015 --> 12:04.558 ‫گرفتم! تویی، کارل. 12:04.641 --> 12:06.101 ‫قبول نیست، ادی. 12:06.185 --> 12:09.396 ‫تقصیر بند کفشم بود. باعث شد پام گیر کنه. 12:09.479 --> 12:10.981 ‫می‌تونی برام ببندیش؟ 12:11.064 --> 12:13.901 ‫دوست داری بهت نشون بدم چجوری انجامش بدی؟ 12:13.984 --> 12:15.027 ‫باشه. 12:16.278 --> 12:20.157 ‫حالا، با دقت نگاه کن. من اینجوری یاد گرفتم کفشام رو ببندم. 12:21.074 --> 12:24.119 ‫چپ روی راست. بنداتو سفت ببند. 12:25.329 --> 12:29.166 ‫چپ روی راست. بنداتو سفت ببند. 12:30.167 --> 12:33.170 ‫دور و بر درخت بگردون. نمی‌تونی منو بگیری. 12:33.253 --> 12:37.466 ‫دور و بر درخت بگردون. نمی‌تونی منو بگیری. 12:37.549 --> 12:40.344 ‫از تو سوراخ بالا بیار. حالا بکش. 12:41.178 --> 12:44.932 ‫از تو سوراخ بالا بیار. حالا بکش. 12:46.266 --> 12:47.267 ‫انجامش دادم! 12:47.351 --> 12:51.396 ‫کفش خودم رو بستم! همون دفعه اول انجامش دادم! 12:51.480 --> 12:54.107 ‫- وای. انجامش دادی. ‫- نگاه کن، مایکل. 12:54.191 --> 12:57.486 ‫من بهترین بند کفش‌بند تو کل دنیا هستم! 12:57.569 --> 12:58.862 ‫آفرین، کارل. 12:58.946 --> 13:02.324 ‫حالا دیگه هیچوقت برای بستن کفشام به کمک احتیاج ندارم. 13:02.407 --> 13:04.409 ‫باید به استیل‌واتر نشون بدم. 13:04.493 --> 13:06.703 ‫صبر کن! بازی‌مون چی می‌شه؟ 13:12.876 --> 13:15.379 ‫از شال‌گردنم خوشت میاد، جسپر؟ 13:15.462 --> 13:19.800 ‫این اولین باریه که سعی می‌کنم ببافم، پس هنوز دارم یاد می‌گیرم. 13:23.428 --> 13:26.682 ‫ما اغلب بیشترین چیزا رو از وقتایی یاد می‌گیریم که شکست می‌خوریم. 13:26.765 --> 13:27.891 ‫دوباره امتحان می‌کنم. 13:32.688 --> 13:34.147 ‫استیل‌واتر! 13:35.357 --> 13:37.276 ‫حدس بزن همین الان چیکار کردم. 13:40.737 --> 13:42.364 ‫قله اورست رو فتح کردی؟ 13:42.447 --> 13:43.490 ‫نه. 13:43.574 --> 13:44.825 ‫به ماه سر زدی؟ 13:44.908 --> 13:45.909 ‫نه! 13:47.494 --> 13:49.162 ‫جوراب گمشده منو پیدا کردی؟ 13:49.955 --> 13:52.666 ‫نه، کفشم رو خودم تنها بستم. 13:52.749 --> 13:56.461 ‫اوه! خب، بستن کفش مهارت خیلی خوبیه. 13:56.545 --> 14:00.215 ‫آره، من بهترین بندکفش‌بند تو تاریخ همه بندکفش‌بندها هستم، 14:00.299 --> 14:03.010 ‫چون همون دفعه اول درست انجامش دادم. 14:03.093 --> 14:04.636 ‫می‌خوای کفش تو رو ببندم؟ 14:05.387 --> 14:07.848 ‫من معمولا کفش نمی‌پوشم، 14:07.931 --> 14:11.894 ‫ولی شاید بتونی با بستن یه تیکه نخ دور پام بهم نشون بدی. 14:13.937 --> 14:14.938 ‫باشه. 14:15.022 --> 14:17.566 ‫خب، چپ رو می‌ذاری روی راست. 14:17.649 --> 14:22.070 ‫بعد از تو سوراخ رد می‌کنی. نه، صبر کن. 14:22.154 --> 14:26.408 ‫اول دور درخت می‌گردونی. ولی درخته کجاست؟ 14:27.826 --> 14:30.787 ‫می‌دونم. بندا رو سفت می‌کنی، و بعد... 14:34.374 --> 14:37.419 ‫فکر کنم شاید یادم رفته چیکار کنی. 14:37.503 --> 14:41.215 ‫خب، مطمئنم ادی خوشحال می‌شه دوباره بهت نشون بده. 14:41.298 --> 14:43.675 ‫نه، نمی‌تونم از ادی بپرسم. 14:44.635 --> 14:48.931 ‫من بهش گفتم بهترین بندکفش‌بند دنیام، و دیگه هیچوقت به کمک احتیاج ندارم. 14:49.014 --> 14:51.225 ‫اوه، می‌فهمم. 14:51.308 --> 14:55.395 ‫پس، وقتی کفشات رو دربیاری چیکار می‌کنی؟ 14:56.271 --> 14:58.023 ‫خب... می‌دونم. 14:58.106 --> 15:00.817 ‫- هیچوقت درشون نمیارم. ‫- هیچوقت؟ 15:00.901 --> 15:02.152 ‫آره. 15:02.236 --> 15:04.947 ‫کارل، داریم استخر رو پر می‌کنیم. 15:05.030 --> 15:06.156 ‫استیل‌واتر رو هم بیار. 15:07.115 --> 15:08.617 ‫بریم شنا؟ 15:16.750 --> 15:19.002 ‫پس الان، بعد از اینکه تو استخر آب‌بازی کردی، 15:19.086 --> 15:22.130 ‫می‌تونی کفشات رو بپوشی و خودت ببندیشون. 15:22.214 --> 15:23.966 ‫شرط می‌بندم حس خیلی خوبی داره. 15:26.927 --> 15:29.721 ‫امروز خیلی دلم نمی‌خواد آب‌بازی کنم. 15:29.805 --> 15:30.931 ‫هوا گرمه. 15:31.014 --> 15:34.059 ‫حداقل کفشات رو در بیار و پاهات رو خیس کن. 15:34.142 --> 15:36.436 ‫نمی‌خوام کفشام رو در بیارم! 15:36.520 --> 15:38.939 ‫چرا نه؟ تو عاشق خیس شدنی. 15:39.022 --> 15:41.608 ‫نمی‌خوام! فقط نمی‌خوام! 15:42.651 --> 15:45.362 ‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام کفشام رو در بیارم! 15:59.418 --> 16:01.295 ‫می‌خوای حموم کنی، کارل؟ 16:06.967 --> 16:08.302 ‫شاید فردا. 16:36.038 --> 16:40.542 ‫- دوست داری بیای یه کم چای بخوری؟ ‫- باید کفشام رو در بیارم؟ 16:40.626 --> 16:42.711 ‫این کاریه که معمولا می‌کنیم. 16:43.712 --> 16:47.007 ‫پس نه، ممنون. نمی‌خوام بند کفشام رو باز کنم. 16:47.674 --> 16:51.678 ‫به نظر میاد یکی از کفشات تصمیم گرفته خودش باز بشه. 16:53.722 --> 16:56.016 ‫اوه، نه. 17:01.813 --> 17:06.026 ‫خب، حالا که کفشت دراومده، دوست داری بیای تو برای چای؟ 17:06.108 --> 17:08.278 ‫- نه. ‫- نه؟ 17:08.779 --> 17:10.321 ‫پس یه داستان چطوره؟ 17:16.744 --> 17:20.874 ‫یه زمانی دو تا برادر بودن، کای و کِل. 17:21.750 --> 17:25.587 ‫اونا خیلی چیزا رو با هم شریک بودن، از جمله روز تولدشون. 17:26.588 --> 17:27.839 ‫آره! 17:28.924 --> 17:33.095 ‫یه تولدی، اون پسرای دوقلو دوچرخه‌های نو هدیه گرفتن. 17:33.178 --> 17:34.596 ‫وای! 17:34.680 --> 17:35.722 ‫اونو نگاه کن. 17:35.806 --> 17:37.599 ‫دوچرخه! چه باحال. 17:37.683 --> 17:40.018 ‫هنوز بلد نبودن سوار بشن، 17:40.102 --> 17:42.104 ‫ولی مصمم بودن که یاد بگیرن. 17:42.187 --> 17:44.606 ‫- نمی‌تونم صبر کنم تا امتحانش کنم. ‫- آره. 17:44.690 --> 17:47.734 ‫آسون به نظر میاد. فکر کنم فقط باید سوارش بشی و پدال بزنی. 17:47.818 --> 17:49.027 ‫واو! 17:51.780 --> 17:54.825 ‫کای یه کم از کل مصمم‌تر بود. 17:54.908 --> 17:56.493 ‫بیا دوباره امتحان کنیم. 17:57.202 --> 17:58.704 ‫باشه. 17:58.787 --> 18:01.123 ‫ولی هردوشون دوباره امتحان کردن. 18:01.832 --> 18:03.542 ‫- واو! واو! ‫- واو! 18:04.293 --> 18:06.587 ‫یالا. بیا به تلاش کردن ادامه بدیم. 18:06.670 --> 18:08.755 ‫این اونقدرها هم که فکر می‌کردم آسون نیست. 18:09.506 --> 18:10.924 ‫آره، آره، آره! 18:11.008 --> 18:12.217 ‫نه، نه، نه! 18:15.137 --> 18:16.263 ‫یه بار دیگه. 18:17.055 --> 18:18.348 ‫بیخیال. 18:18.432 --> 18:21.852 ‫من هیچوقت دوچرخه‌سواری یاد نمی‌گیرم. می‌رم یه چیزی بخورم. 18:21.935 --> 18:25.230 ‫کِل برگشت تو، ولی کای نه. 18:41.747 --> 18:43.749 ‫یالا، کِل. با من امتحان کن. 18:43.832 --> 18:47.252 ‫تو می‌تونی. بعدش می‌تونیم با هم بریم پارک. 18:47.336 --> 18:48.378 ‫نه، ممنون. 18:50.422 --> 18:53.217 ‫هی، می‌خوای با من بیای پارک؟ 18:57.221 --> 19:01.683 ‫کای بعدا همون روز برگشت و دید برادرش هنوز خونه‌ست. 19:02.309 --> 19:04.853 ‫هی، کِل. باید با ما میومدی. 19:04.937 --> 19:08.065 ‫ما با دوچرخه‌هامون دور تا دور پارک و برگشت رو رفتیم. 19:08.148 --> 19:11.777 ‫من نمی‌تونستم باهاتون بیام. من بلد نیستم دوچرخه‌سواری کنم. یادت نیست؟ 19:13.111 --> 19:15.113 ‫برای یاد گرفتن خیلی دیر نیست. 19:15.197 --> 19:19.117 ‫خوشحالم که اینطور فکر می‌کنی، کارل. کِل هم اینو فهمید. 19:19.201 --> 19:22.204 ‫شاید فقط باید به تلاش کردن ادامه بدم. 19:24.831 --> 19:26.959 ‫و اون به تلاش کردن ادامه داد. 19:31.880 --> 19:34.716 ‫- بارها و بارها. ‫- واو! 19:35.634 --> 19:37.302 ‫و دوچرخه رو سوار شد؟ 19:38.053 --> 19:39.847 ‫دوچرخه رو سوار شد. 19:41.932 --> 19:42.933 ‫آره! 19:44.184 --> 19:47.271 ‫آفرین، کِل. می‌دونستم می‌تونی. 19:47.980 --> 19:49.731 ‫فقط باید به تلاش کردن ادامه می‌دادم. 19:49.815 --> 19:51.191 ‫مسابقه بدیم. 19:54.027 --> 19:58.323 ‫و روز بعد، کای و کِل تونستن با هم برن 19:58.407 --> 20:01.243 ‫به سمت انواع ماجراجویی‌های جدید. 20:02.578 --> 20:04.955 ‫فکر کنم شاید کِل خیلی زود تسلیم شد. 20:05.038 --> 20:08.750 ‫فقط به یه کم کمک و کلی تمرین بیشتر احتیاج داشت. 20:09.376 --> 20:11.753 ‫هر بار که ما تلاش می‌کنیم و شکست می‌خوریم، 20:11.837 --> 20:15.507 ‫یه کم بیشتر در مورد چجوری موفق شدن یاد می‌گیریم. 20:17.551 --> 20:20.470 ‫پس شاید منم نباید به این زودی تسلیم بشم. 20:22.347 --> 20:24.641 ‫شاید بتونم یاد بگیرم کفش خودم رو ببندم. 20:31.648 --> 20:33.483 ‫می‌دونم که چپ رو روی راست می‌ذاری. 20:34.067 --> 20:37.529 ‫بعد یه کار دیگه می‌کنی. 20:44.703 --> 20:47.372 ‫ادی، می‌شه لطفا کمکم کنی؟ 20:50.125 --> 20:51.335 ‫چی لازم داری، کارل؟ 20:55.547 --> 21:00.093 ‫می‌دونم گفتم بهترین بندکفش‌بندم چون همون دفعه اول درست انجامش دادم، 21:00.177 --> 21:03.263 ‫ولی یه جورایی یادم رفت چجوریه، و الان دوباره به کمک احتیاج دارم. 21:06.141 --> 21:08.769 ‫آره. گاهی وقتا منم چیزا رو فراموش می‌کنم. 21:08.852 --> 21:12.231 ‫برای من، مثلا، یه عالمه طول کشید تا یادم بمونه چجوری کفشام رو ببندم. 21:13.065 --> 21:15.526 ‫من حتی بلد نیستم کفشام رو ببندم. 21:17.194 --> 21:19.696 ‫دوباره بهم نشون بده اون بندا چجوری کار می‌کنن، ادی. 21:20.280 --> 21:22.241 ‫حتما. به هردوتون نشون می‌دم. 21:25.244 --> 21:28.914 ‫چپ روی راست. بنداتو سفت ببند. 21:29.414 --> 21:32.459 ‫دور و بر درخت بگردون. نمی‌تونی منو بگیری. 21:32.960 --> 21:35.629 ‫از تو سوراخ بالا بیار. حالا بکش. 21:36.547 --> 21:38.257 ‫فکر کنم درخته رو جا انداختم. 21:39.091 --> 21:40.592 ‫بذار دوباره امتحان کنم. 21:41.176 --> 21:45.722 ‫چپ روی راست. بنداتو سفت ببند. 21:45.806 --> 21:47.641 ‫دور و بر درخت. 21:47.724 --> 21:48.725 ‫اوه. 21:51.478 --> 21:53.397 ‫نمی‌دونم اونجا چی شد. 21:53.480 --> 21:56.733 ‫فکر کنم گوش‌هاش خیلی درازن. دوباره امتحان می‌کنم. 21:59.069 --> 22:00.946 ‫چپ روی راست. 22:01.029 --> 22:03.657 ‫بنداتو سفت ببند. 22:03.740 --> 22:05.784 ‫دور و بر درخت. 22:05.868 --> 22:07.911 ‫نمی‌تونی منو بگیری. 22:07.995 --> 22:11.874 ‫از تو سوراخ بالا بیار. حالا بکش. 22:12.541 --> 22:13.542 ‫تادا! 22:13.625 --> 22:15.085 ‫آفرین، کارل. 22:15.169 --> 22:19.298 ‫یادمه قبل از اینکه درست انجامش بدم خیلی بیشتر از این اشتباه کردم. 22:19.923 --> 22:21.592 ‫با یه کم تمرین بیشتر، 22:21.675 --> 22:24.761 ‫تو واقعا بهترین بندکفش‌بند دنیا می‌شی. 22:24.845 --> 22:28.557 ‫می‌تونیم اول بریم تو استخر آب‌بازی؟ بعدش می‌تونم تمرین کنم. 22:28.640 --> 22:32.269 ‫آخرین نفری که برسه به استخر غاز خنگه. باشه! 22:32.352 --> 22:35.355 ‫- من تندم! ‫- نه به اندازه من. 22:38.483 --> 22:40.485 ‫فکر کنم من یه غاز خنگم. 22:41.195 --> 22:44.656 ‫شاید این رو تمرین کنم وقتی پاهام رو خیس می‌کنم. 22:46.800 --> 22:54.800 www.Doostihaa.com 23:05.302 --> 23:09.223 ‫با روحمون، شناور بودیم میون درختا 23:09.890 --> 23:13.936 ‫مثل پرنده‌ها پر می‌کشیدیم تا اوج آسمون ‫سبک‌بال و رها 23:14.019 --> 23:17.689 ‫یا مثل کوهی و اون سبزی جوشانش 23:17.773 --> 23:23.529 ‫یه رویای بی‌انتها 23:23.612 --> 23:26.365 ‫یه ذره عسل پیدا کردم 23:26.448 --> 23:28.784 ‫و حالا درونم یه ذره شیرین‌تره 23:32.246 --> 23:35.541 ‫یه کوچولو خنده‌داره 23:35.624 --> 23:37.960 ‫ولی حالا دنیا طرف منه