WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:18.477 --> 00:22.314 ‫«روز دیگری پر از ماجراجویی در جنگل پنهان بود. 00:22.397 --> 00:26.401 ‫ولی ماجراجویی‌ها هنوز برای تِری ترایسراتوپس و دوستاش تموم نشده بود. 00:26.485 --> 00:29.738 ‫اون‌ها اونقدر سرگرم بازی گرگم به هوای دایناسوری با هم بودن 00:29.821 --> 00:33.867 ‫که متوجه نشدن صاف دویدن تو یه باتلاق چسبناک. 00:33.951 --> 00:36.286 ‫ولی هر چی بیشتر تلاش می‌کردن خودشون رو آزاد کنن، 00:36.370 --> 00:37.704 ‫بیشتر گیر می‌کردن. 00:38.247 --> 00:39.373 ‫و درست وقتی که به نظر می‌رسید 00:39.456 --> 00:41.667 ‫قراره برای همیشه تو باتلاق گیر کنن...» 00:42.584 --> 00:45.712 ‫چی شد؟ ادامه بده، ادی. 00:46.463 --> 00:49.424 ‫«تِری یه شاخه رو گرفت، و بِکی تِری رو گرفت، 00:49.508 --> 00:53.011 ‫و تیتو هم بِکی رو گرفت. و همگی یه زنجیر دایناسوری درست کردن 00:53.095 --> 00:54.555 ‫و خودشون رو آزاد کردن. 00:55.639 --> 00:59.101 ‫تِری و دوستاش یه نگاه آخر به جنگل پنهان انداختن 00:59.184 --> 01:00.519 ‫قبل از اینکه به خونه برگردن. 01:01.353 --> 01:04.438 ‫اون‌ها همیشه ماجراجویی‌هایی که اونجا داشتن رو به یاد می‌آوردن، 01:04.522 --> 01:07.442 ‫ولی حالا وقت خداحافظی بود. پایان.» 01:08.861 --> 01:09.862 ‫نظرت چی بود؟ 01:09.945 --> 01:11.780 ‫این بهترین کتابش بود. 01:12.281 --> 01:15.826 ‫بهتر از «تری ترایسراتوپس و آبشار شگفتی‌ها»، 01:15.909 --> 01:20.163 ‫و حتی بهتر از «تری ترایسراتوپس و تپه‌های خیره‌کننده». 01:20.247 --> 01:22.082 ‫می‌تونیم کتاب بعدی رو شروع کنیم؟ 01:22.165 --> 01:25.544 ‫فقط چند صفحه. خواهش می‌کنم. 01:27.421 --> 01:30.924 ‫کاش می‌شد، ولی این کتاب آخریش بود. 01:32.092 --> 01:34.261 ‫منظورت چیه، آخریش؟ 01:34.344 --> 01:37.806 ‫تری ترایسراتوپس همیشه آماده‌ی یه ماجراجویی جدیده، 01:37.890 --> 01:39.349 ‫درست مثل چیزی که تو کتاب‌ها می‌گن. 01:39.433 --> 01:40.434 ‫ببخشید، کارل، 01:40.517 --> 01:43.562 ‫ولی نویسنده فقط همین تعداد کتاب رو نوشته. 01:43.645 --> 01:44.855 ‫ما الان همه‌شون رو خوندیم. 01:47.441 --> 01:51.570 ‫یعنی، تری ترایسراتوپس تموم شده؟ 01:52.112 --> 01:54.489 ‫خب، این کتابی که همین الان خوندیم تموم شده، 01:54.573 --> 01:57.951 ‫ولی همیشه می‌تونیم برگردیم به کتاب اول و دوباره خوندن رو شروع کنیم. 01:58.035 --> 01:59.244 ‫دوست داری این کار رو بکنی؟ 02:00.204 --> 02:02.623 ‫نمی‌خوام برگردم به اول. 02:02.706 --> 02:06.919 ‫من یه کتاب جدید از تری می‌خوام. و اگه کتاب‌ها تموم شدن، 02:07.002 --> 02:10.297 ‫من دیگه نمی‌خوام وقت قصه داشته باشم. 02:11.548 --> 02:14.009 ‫من واقعاً متاسفم که انقدر ناراحتی، کارل. 02:14.551 --> 02:17.429 ‫اگه برات یه لالایی بخونم حالت بهتر می‌شه؟ 02:17.513 --> 02:21.808 ‫من لالایی نمی‌خوام. من تری ترایسراتوپس بیشتری می‌خوام. 02:21.892 --> 02:25.103 ‫باشه. می‌رم به مامان و بابا بگم بیان جاتو بندازن. 02:57.344 --> 02:59.930 ‫هی، کارل. کورن‌فلکس دایناسوری می‌خوای؟ 03:00.013 --> 03:01.807 ‫نه، ممنون. 03:03.141 --> 03:05.477 ‫مطمئنی؟ یه جعبه‌ی کاملاً جدیده. 03:05.561 --> 03:07.729 ‫همیشه درست بعد از باز کردنش از همه بهتره. 03:07.813 --> 03:09.439 ‫من گرسنه نیستم. 03:11.191 --> 03:14.570 ‫کارل، هنوز برای تری ترایسراتوپس ناراحتی؟ 03:17.281 --> 03:18.365 ‫آره. 03:18.448 --> 03:21.076 ‫فقط کاش مجبور نبود تموم بشه. 03:21.159 --> 03:24.621 ‫شاید بتونی شروع به خوندن یه مجموعه‌ی کاملاً جدید بکنی. 03:24.705 --> 03:28.667 ‫وقتی من بچه بودم، کتاب‌های مورد علاقه‌م «چستر، کارآگاه سنجاب» بود. 03:29.501 --> 03:32.462 ‫من سنجاب نمی‌خوام! من دایناسور می‌خوام! 03:32.546 --> 03:36.508 ‫من تری و بِکی برونتو و تیتو پتروداکتیل رو می‌خوام! 03:38.385 --> 03:41.471 ‫و من تی‌رکس‌ها و ترایسراتوپس‌ها رو می‌خوام، 03:41.555 --> 03:43.724 ‫و ماجراجویی‌های جدید تو جنگل پنهان. 03:43.807 --> 03:47.394 ‫ولی حالا هیچی نیست چون همه‌ش تموم شده! 04:25.265 --> 04:26.517 ‫سلام، کارل. 04:26.600 --> 04:28.101 ‫سلام، استیل‌واتر. 04:28.185 --> 04:29.311 ‫یه هل می‌خوای؟ 04:38.237 --> 04:39.738 ‫همه چی مرتبه؟ 04:40.614 --> 04:43.158 ‫نه. همه چی مرتب نیست. 04:43.242 --> 04:44.952 ‫همه چی افتضاحه. 04:45.994 --> 04:46.995 ‫دیشب، 04:47.079 --> 04:50.707 ‫فهمیدم که دیگه هیچ کتابی از تری ترایسراتوپس وجود نداره. 04:50.791 --> 04:53.210 ‫اونا کتاب‌های مورد علاقه‌ی من تو کل دنیا هستن. 04:53.293 --> 04:55.504 ‫ولی حالا، من و ادی تمومشون کردیم. 04:56.380 --> 04:58.841 ‫من می‌خواستم تا ابد ادامه داشته باشن. 04:59.341 --> 05:01.385 ‫ممنونم که با من در میون گذاشتی، کارل. 05:01.927 --> 05:04.304 ‫می‌تونم درک کنم چرا این حس رو داری. 05:04.388 --> 05:09.768 ‫می‌تونه خیلی ناراحت‌کننده باشه که بفهمی چیزی که دوستش داریم تموم شده... 05:12.479 --> 05:16.859 ‫می‌دونی، من داشتم می‌رفتم برای یه پیاده‌روی تو جنگل. 05:17.484 --> 05:18.861 ‫دوست داری به من ملحق بشی؟ 05:19.361 --> 05:22.406 ‫شاید کمک کنه فکرت از این موضوع دور بشه. 05:23.240 --> 05:24.241 ‫نه، ممنون. 05:24.783 --> 05:28.412 ‫من قبلاً یه گزیلیون بار از اون مسیر رفتم. 05:28.495 --> 05:33.000 ‫خب، اگه نه پیاده‌روی، پس شاید یه چیز دیگه. 05:33.083 --> 05:34.251 ‫یه قصه؟ 05:34.334 --> 05:37.963 ‫یه قصه‌ی خوب بلدم که تو و تری خوشتون میاد. 05:44.219 --> 05:49.892 ‫یکی بود یکی نبود، یه گاری‌چی بود که هر روز از همون مسیر سفر می‌کرد، 05:49.975 --> 05:52.895 ‫و کالاها رو به بازار می‌برد و از بازار می‌آورد. 05:53.604 --> 05:56.190 ‫هر روز، بدون استثنا، 05:56.273 --> 05:59.818 ‫گاری‌چی از کنار یه پیرمرد رد می‌شد 05:59.902 --> 06:04.114 ‫که برای ورزش روزانه‌ش از همون مسیر پایین می‌رفت. 06:06.325 --> 06:08.118 ‫در باد و باران، 06:08.702 --> 06:11.872 ‫گرمای تابستان و برف زمستان... 06:18.086 --> 06:21.590 ‫پیرمرد هر روز اون بیرون بود، 06:21.673 --> 06:24.426 ‫روی همون مسیر قدیمی راه می‌رفت، 06:25.677 --> 06:31.141 ‫بارها و بارها و بارها. 06:31.642 --> 06:36.188 ‫بارها و بارها و بارها؟ چرا باید بخواد این کار رو بکنه؟ 06:37.606 --> 06:40.776 ‫این دقیقاً همون چیزی بود که گاری‌چی با خودش فکر می‌کرد. 06:43.779 --> 06:47.449 ‫گاری‌چی چاره‌ای نداشت جز اینکه از این مسیر بره 06:47.533 --> 06:50.536 ‫چون سریع‌ترین راه به شهر بود. 06:50.619 --> 06:56.583 ‫ولی اون پیرمرد می‌تونست مسیرهای مختلف زیادی رو برای پیاده‌روی روزانه‌ش انتخاب کنه. 07:00.587 --> 07:04.174 ‫یه روز، گاری‌چی بالاخره وایساد 07:04.258 --> 07:06.468 ‫و از پیرمرد پرسید... 07:06.552 --> 07:07.845 ‫ببخشید، آقا؟ 07:08.345 --> 07:11.932 ‫شما از راه رفتن روی همون مسیر هر روز خسته نمی‌شین؟ 07:13.058 --> 07:15.978 ‫ولی من هیچ‌وقت روی همون مسیر راه نمی‌رم. 07:16.937 --> 07:18.689 ‫چطور ممکنه؟ 07:18.772 --> 07:23.944 ‫من هر روز شما رو می‌بینم که از این مسیر بالا و پایین می‌رین. 07:24.027 --> 07:27.823 ‫به خاطر اینه که هر روز، من یه چیز جدید می‌بینم. 07:28.490 --> 07:30.659 ‫بیا، بذار بهت نشون بدم. 07:32.911 --> 07:36.582 ‫امروز، متوجه شدم که این گیاه گل داده. 07:40.627 --> 07:42.337 ‫و اون درخته رو نگاه کن. 07:42.421 --> 07:45.174 ‫اون پری که تو شاخه‌ها گیر کرده رو می‌بینی؟ 07:45.257 --> 07:48.677 ‫این یعنی اون پرنده برگشته تا تخم بذاره. 07:49.428 --> 07:51.388 ‫و آسمون رو دیدی؟ 07:51.471 --> 07:55.267 ‫من هیچ‌وقت ندیده بودم به این روشنی آبی باشه. تو دیدی؟ 07:56.435 --> 08:01.982 ‫اینا همه‌ی چیزای جدیدی هستن که من فقط امروز تو این مسیر دیدم. 08:05.152 --> 08:06.695 ‫روز بعد، 08:06.778 --> 08:10.240 ‫گاری‌چی دوباره سفرش رو در طول مسیر شروع کرد. 08:10.824 --> 08:15.370 ‫ولی این بار، چشم‌هاش رو برای یه چیز جدید باز نگه داشت. 08:17.289 --> 08:22.169 ‫اون از همه‌ی چیزهایی که هیچ‌وقت متوجهشون نشده بود، شگفت‌زده شد. 08:22.669 --> 08:26.632 ‫نمی‌تونست صبر کنه تا به پیرمرد بگه چی دیده. 08:26.715 --> 08:28.592 ‫دوست من، حق با شما بود. 08:28.675 --> 08:31.678 ‫منم تصمیم گرفتم هر روز متوجه یه چیز جدید بشم. 08:31.762 --> 08:34.722 ‫شگفت‌انگیزه. چی دیدی؟ 08:36.642 --> 08:37.643 ‫همه‌چیز. 08:40.979 --> 08:45.192 ‫حالا می‌فهمم چرا پیرمرده از راه رفتن روی همون مسیر هر روز بدش نمیومد. 08:45.734 --> 08:49.321 ‫مثل یه مسیر متفاوت حس می‌شد چون اون همیشه چیزای جدید می‌دید. 08:50.113 --> 08:54.409 ‫خیلی شگفت‌انگیزه که چقدر چیزای جدید می‌تونیم متوجه بشیم 08:54.493 --> 08:56.828 ‫اگه ذهنمون رو باز نگه داریم. 08:57.746 --> 09:01.375 ‫استیل‌واتر، هنوزم می‌تونیم بریم تو جنگل پیاده‌روی کنیم؟ 09:01.458 --> 09:04.711 ‫ما همیشه می‌تونیم تو جنگل پیاده‌روی کنیم. 09:07.631 --> 09:10.634 ‫می‌دونم که قبلاً کلی از اون مسیر رفتم، 09:10.717 --> 09:13.679 ‫ولی شاید این بار یه چیز جدید ببینم. 09:14.304 --> 09:17.391 ‫به علاوه، تری هیچ‌وقت قبلاً تو جنگل پیاده‌روی نکرده. 09:19.351 --> 09:21.520 ‫پس بیا تری رو هم با خودمون ببریم. 10:02.227 --> 10:03.270 ‫یالا، تری. 10:03.353 --> 10:05.439 ‫اگه بتونیم از جنگل سایه‌ها رد بشیم، 10:05.522 --> 10:08.108 ‫بالاخره به دریاچه‌ی اسرار می‌رسیم. 10:12.487 --> 10:13.572 ‫تونستی! 10:15.616 --> 10:20.913 ‫به نظر میاد تری داره کلی ماجراجویی جدید اینجا تو جنگل پیدا می‌کنه. 10:21.747 --> 10:26.126 ‫آره. فکر کنم برای پیدا کردن ماجراجویی‌های جدید با تری به هیچ کتاب جدیدی احتیاج نداشتم. 10:26.210 --> 10:29.129 ‫چه ایده‌ی جالبی. 10:29.671 --> 10:32.216 ‫چه جور ماجراجویی‌های جدید دیگه‌ای 10:32.299 --> 10:35.177 ‫ممکنه تو و تری بتونین با هم داشته باشین؟ 10:37.387 --> 10:40.140 ‫می‌تونیم دوباره مثل چیزی که ادی گفت، شروع به خوندن کتاب‌ها کنیم. 10:40.682 --> 10:43.310 ‫شاید متوجه چیزی بشم که دفعه‌ی اول از دست دادم. 10:43.977 --> 10:46.355 ‫یا می‌تونم سعی کنم کتاب‌ها رو خودم تنهایی بخونم. 10:47.689 --> 10:50.859 ‫وقتی من و ادی تازه «تری ترایسراتوپس» رو شروع کردیم، 10:50.943 --> 10:53.779 ‫خوندن کلمه‌های بزرگ برای خودم خیلی سخت بود. 10:53.862 --> 10:55.614 ‫ولی الان می‌تونم. 10:55.697 --> 10:57.199 ‫چقدر فوق‌العاده. 10:59.409 --> 11:02.746 ‫ولی اول، یه ایده‌ی حتی بهتر دارم. 11:13.799 --> 11:18.011 ‫تری و دوستاش خیلی هیجان‌زده بودن که به جنگل پنهان برگشتن. 11:18.095 --> 11:19.930 ‫کلی چیز برای کشف کردن هست. 11:20.722 --> 11:22.641 ‫فکر می‌کنی یه تی‌رکس ببینیم؟ 11:23.392 --> 11:25.477 ‫می‌دونی من چی دوست دارم بگم. 11:25.561 --> 11:29.147 ‫تری ترایسراتوپس همیشه آماده‌ی یه ماجراجویی جدیده. 11:30.148 --> 11:32.109 ‫بیاین از این طرف بریم. 11:32.192 --> 11:33.402 ‫باشه، تری. 11:33.485 --> 11:35.612 ‫جهت هیجان‌انگیزی به نظر میاد. 11:37.531 --> 11:40.659 ‫ناگهان اون‌ها یه چیزی پشت بوته دیدن. 11:45.664 --> 11:47.875 ‫یه دایناپاندا بود! 11:47.958 --> 11:50.043 ‫سلام، دوستان. 11:50.127 --> 11:53.338 ‫دوست دارین یه دست گرگم به هوای دایناسوری بازی کنیم؟ 11:53.422 --> 11:54.923 ‫من عاشق گرگم به هوای دایناسوری‌ام. 11:57.301 --> 11:58.635 ‫نمی‌تونی منو بگیری! 11:59.178 --> 12:02.764 ‫با اینکه کلی به جنگل پنهان رفته بودن، 12:02.848 --> 12:06.059 ‫تری و دوستاش هیچ‌وقت یه دایناپاندا ندیده بودن. 12:06.143 --> 12:09.771 ‫چون همیشه چیزهای جدیدی برای دیدن هست اگه ذهنت رو باز نگه داری. 12:09.855 --> 12:10.898 ‫درسته، تری؟ 12:10.981 --> 12:12.107 ‫درسته. 12:13.734 --> 12:14.985 ‫وایسین منم بیام! 12:15.611 --> 12:17.613 ‫مواظب گدازه باشین! 12:17.696 --> 12:20.157 ‫-فرار کنین، همه! ‫-مواظب دایناپاندا باشین! 12:20.824 --> 12:22.284 ‫اون قراره بغلتون کنه! 12:22.951 --> 12:23.952 ‫گرگی! 12:40.594 --> 12:44.389 ‫اوناهاش، بلندترین کوه دنیا. 12:51.980 --> 12:53.482 ‫من نمی‌تونم برم. 12:54.107 --> 12:55.484 ‫خیلی سخته. 12:56.068 --> 12:58.862 ‫کارل، تو می‌تونی. دست منو بگیر. 12:58.946 --> 13:02.241 ‫ما می‌تونیم هر دو با هم بالا بریم. یالا. 13:11.291 --> 13:15.128 ‫کو، ما موفق شدیم. ما از این کوه خیلی بلند بالا رفتیم. 13:15.754 --> 13:18.882 ‫استیل‌واتر! استیل‌واتر! 13:20.008 --> 13:21.009 ‫بله، کارل؟ 13:21.510 --> 13:24.805 ‫ما انقدر بالاییم که من می‌تونم خونه‌ی شما رو ببینم. 13:24.888 --> 13:29.309 ‫اوه، خدای من. پس باید کوه خیلی بلندی باشه. 13:30.185 --> 13:32.729 ‫این به بلندی چیزی هست که تو داری ازش بالا می‌ری، ادی؟ 13:33.438 --> 13:36.441 ‫فکر کنم دیواره‌ای که من امروز دارم ازش بالا می‌رم یه کم بلندتره، کارل. 13:37.150 --> 13:38.151 ‫بهتره برم آشا رو ببینم. 13:38.235 --> 13:40.654 ‫قرار بود زود بریم سمت پارک. 13:40.737 --> 13:44.908 ‫نمی‌تونم صبر کنم تا همه‌چیز رو در مورد ماجراجویی صخره‌نوردیت بشنوم، ادی. 13:44.992 --> 13:49.079 ‫ممنون، استیل‌واتر. هیجان‌زده‌ام ولی یه کم نگرانم هم هستم. 13:50.163 --> 13:52.666 ‫خداحافظ، ادی. خوش بگذره. 13:52.749 --> 13:56.420 ‫امیدوارم تا آسمون بالا بری، درست مثل من و کارل. 13:58.881 --> 14:01.925 ‫هیجان‌زده‌ام که همراهم اومدی، ادی. عاشقش می‌شی. 14:03.677 --> 14:06.263 ‫نمی‌دونستم قراره انقدر بلند باشه. 14:06.805 --> 14:09.183 ‫نگران نباش، ادی. فوق‌العاده امنه. 14:09.266 --> 14:11.101 ‫همین کامیون دیواره‌نوردی هر سال میاد. 14:11.185 --> 14:13.604 ‫من باید، مثلاً، هزار بار ازش بالا رفته باشم. 14:18.984 --> 14:21.945 ‫ادی، باورت نمی‌شه این چقدر باحاله. 14:22.029 --> 14:24.448 ‫ولی باید این وسیله رو بپوشی، هر چی که هست. 14:25.032 --> 14:26.867 ‫-یه مهار ایمنی. ‫-آها. 14:26.950 --> 14:29.411 ‫اونا تو رو به این طناب وصل می‌کنن، پس هیچ‌وقت نمی‌تونی بیفتی، 14:29.494 --> 14:30.746 ‫حتی تصادفی. 14:30.829 --> 14:33.540 ‫حمایت خودکار. به آرومی تو رو میاره پایین زمین. 14:33.624 --> 14:34.958 ‫آره. آره، همون. 14:35.042 --> 14:37.544 ‫-و اون دستگیره‌ها رو می‌گیری. ‫-گیره‌های صخره‌نوردی. 14:37.628 --> 14:40.255 ‫و بهترین قسمتش، وقتی به بالا می‌رسی، 14:40.339 --> 14:41.715 ‫می‌تونی زنگ رو بزنی. 14:41.798 --> 14:43.175 ‫زنگ رو بزنم؟ 14:44.343 --> 14:47.179 ‫یه زنگی هست که اگه صعود رو تموم کنی، می‌تونی بزنیش. 14:48.847 --> 14:49.848 ‫آماده‌ی صعود. 15:17.292 --> 15:18.585 ‫نمی‌تونم صبر کنم. 15:18.669 --> 15:20.337 ‫من واقعاً باید اون زنگ رو بزنم. 15:25.175 --> 15:28.011 ‫من این کار رو می‌کنم. من اون زنگ رو می‌زنم. 15:45.279 --> 15:47.239 ‫باید اون زنگ رو بزنم. 15:53.078 --> 15:54.496 ‫تو می‌تونی، ادی. 16:02.504 --> 16:03.672 ‫چقدر بالا رفتم؟ 16:04.214 --> 16:05.632 ‫تقریباً تا نصف راه بودی. 16:06.466 --> 16:09.178 ‫همین؟ فکر می‌کردم از اون بالاتر رفتم. 16:09.261 --> 16:12.097 ‫دوباره می‌رم، و اون زنگ رو می‌زنم. 16:16.852 --> 16:19.354 ‫ببخشید. متوجه نشدم صف هست. 16:19.438 --> 16:22.524 ‫آره، وقتی تو روی دیواره بودی، پشتم شروع شد. 16:22.608 --> 16:24.276 ‫بعد از یه صعود دیگه بهتون ملحق می‌شم. 16:48.050 --> 16:50.427 ‫باشه. این دفعه من اون زنگ رو می‌زنم. 16:58.519 --> 17:00.145 ‫قراره اون زنگ رو بزنم. 17:00.771 --> 17:02.356 ‫باید اون زنگ رو بزنم. 17:03.440 --> 17:09.238 ‫من اون... زنگ رو خواهم زد. 17:17.829 --> 17:18.829 ‫حالت خوبه، ادی؟ 17:21.708 --> 17:26.003 ‫ادی، اونا دارن برای امروز می‌بندن. ولی فردا می‌تونیم برگردیم. 17:27.798 --> 17:29.132 ‫شاید. 17:34.388 --> 17:36.181 ‫ببخشید که خیلی خوش نگذشت. 17:36.974 --> 17:38.392 ‫ولی فردا می‌بینمت؟ 17:38.892 --> 17:40.769 ‫کامیون دیواره‌نوردی اونجا خواهد بود. 17:43.397 --> 17:44.398 ‫در موردش فکر می‌کنم. 17:46.608 --> 17:47.609 ‫خداحافظ، آشا. 17:53.407 --> 17:55.033 ‫ادی، تو برگشتی. 17:55.993 --> 17:57.452 ‫صخره‌نوردیت چطور بود؟ 17:57.536 --> 18:01.290 ‫خیلی بالا رفتی، بالاتر از ابرها؟ 18:02.291 --> 18:03.667 ‫افتضاح بود. 18:03.750 --> 18:07.796 ‫تصور کن تا خود ماه بالا بری. 18:07.880 --> 18:09.173 ‫من می‌خوام تا اونجا بالا برم. 18:09.256 --> 18:12.968 ‫آره. می‌تونیم کاوشگرهای کوهِ ماه بشیم. 18:16.430 --> 18:18.765 ‫روزت اونطور که انتظار داشتی پیش نرفت؟ 18:19.474 --> 18:21.185 ‫نه، بدترین بود. 18:22.186 --> 18:25.981 ‫واقعاً دلم می‌خواست بالا برم تا به نوک برسم و زنگ رو بزنم تا نشون بدم که تونستم، 18:26.064 --> 18:28.108 ‫ولی هر بار، هی لیز می‌خوردم. 18:28.192 --> 18:30.277 ‫و هر چی سخت‌تر تلاش می‌کردم، سخت‌تر می‌شد. 18:30.360 --> 18:31.612 ‫من تسلیم هم نشدم. 18:31.695 --> 18:33.822 ‫فقط به جایی رسیدم که اونقدر خسته بودم، 18:33.906 --> 18:35.157 ‫که دیگه نمی‌تونستم انجامش بدم. 18:35.240 --> 18:37.034 ‫و بعدش روز تموم شد. 18:37.618 --> 18:38.911 ‫خیلی از دست خودم عصبانی‌ام. 18:38.994 --> 18:40.662 ‫واقعاً دلم می‌خواست اون زنگ رو بزنم. 18:41.747 --> 18:46.126 ‫هیچ‌وقت متوجه شدی که گاهی وقتا هر چی بیشتر یه چیزی رو می‌خوای، 18:46.210 --> 18:48.086 ‫انگار به دست آوردنش سخت‌تر می‌شه؟ 18:50.172 --> 18:51.507 ‫شاید. 18:51.590 --> 18:54.051 ‫یه قصه هست که شاید کمک کنه. 18:54.593 --> 18:55.886 ‫دوست داری بشنویش؟ 18:57.429 --> 19:01.308 ‫امیدوارم خوشت بیاد. یکی از قصه‌های مورد علاقه‌ی منه. 19:02.017 --> 19:06.355 ‫روزی روزگاری، یه تیرانداز معروف بود. 19:07.147 --> 19:10.943 ‫علی تیراندازی با کمان رو بیشتر از هر چیزی دوست داشت 19:11.026 --> 19:16.240 ‫و برای به دست آوردن مهارت‌های شگفت‌انگیز، تمرین کرده بود و سخت کار کرده بود. 19:17.032 --> 19:19.284 ‫و به خاطر تعهدش به تمرین، 19:19.368 --> 19:25.332 ‫علی با کمان اونقدر خوب شد که هیچ‌وقت هدف رو از دست نمی‌داد. 19:28.961 --> 19:30.712 ‫هیچ‌وقت. 19:38.679 --> 19:41.390 ‫اون معروف و خیلی محبوب بود... 19:42.140 --> 19:43.392 ‫خیلی ممنونم. 19:43.475 --> 19:45.269 ‫...به خاطر توانایی‌های فوق‌العاده‌ش. 19:46.103 --> 19:48.564 ‫علی، علی، دیدی؟ 19:48.647 --> 19:53.402 ‫یه روز، به علی در مورد یه مسابقه‌ی تیراندازی با کمان گفتن، 19:53.485 --> 19:57.906 ‫که برنده یه کمان براق به عنوان جایزه می‌برد. 19:57.990 --> 20:01.368 ‫بهترین کمانی بود که تا حالا ساخته شده بود. 20:01.869 --> 20:04.079 ‫یه شاهکار واقعی. 20:04.162 --> 20:05.497 ‫زیباست. 20:05.998 --> 20:07.457 ‫من باید اون کمان رو ببرم. 20:10.711 --> 20:12.379 ‫روز مسابقه، 20:12.462 --> 20:16.466 ‫علی خیلی روی بردن اون کمان تمرکز کرده بود. 20:17.718 --> 20:19.553 ‫اون کمان مال من می‌شه. 20:23.849 --> 20:26.852 ‫بقیه‌ی شرکت‌کننده‌ها بهترینشون رو انجام دادن، 20:28.520 --> 20:31.315 ‫ولی هیچ‌کدومشون امتیاز کامل نگرفتن. 20:33.275 --> 20:38.614 ‫علی بیشتر و بیشتر مطمئن شد که جایزه رو می‌بره. 20:40.741 --> 20:43.410 ‫ولی وقتی نوبت علی شد، 20:43.493 --> 20:46.330 ‫یه اتفاق غیرعادی افتاد. 20:53.629 --> 20:56.215 ‫اون همه‌ی هدف‌ها رو نزد. 20:56.298 --> 20:57.633 ‫این منطقی نیست. 20:57.716 --> 21:00.219 ‫اون که تو تیراندازی با کمان بدتر نشده بود. 21:00.302 --> 21:01.678 ‫چی ممکنه عوض شده باشه؟ 21:02.262 --> 21:05.599 ‫خب، اون به جای هدف، داره به جایزه فکر می‌کنه. 21:05.682 --> 21:07.392 ‫بله، دقیقاً. 21:07.476 --> 21:10.979 ‫تمرکز علی فقط روی نیازش به برنده شدن بود، 21:11.063 --> 21:14.691 ‫که مانع استفاده از مهارت‌هاش شد. 21:15.192 --> 21:19.154 ‫وقتی فهمید که باید وایسه و تمرکز کنه، 21:19.238 --> 21:21.823 ‫دیگه خیلی دیر شده بود. 21:21.907 --> 21:25.285 ‫-یه تیرانداز دیگه جایزه رو برده بود. ‫-من بردم! 21:26.453 --> 21:29.706 ‫ببین، من بردم. من مطمئن بودم تو می‌بری. 21:29.790 --> 21:31.500 ‫باورم نمی‌شه. 21:39.091 --> 21:40.217 ‫می‌دونین، استیل‌واتر، 21:40.300 --> 21:43.470 ‫فکر کنم شاید با تمرکز زیاد روی زدن زنگ، 21:43.554 --> 21:45.764 ‫لذت خود دیوارنوردی رو از دست دادم. 21:45.848 --> 21:50.435 ‫یعنی، علی عاشق تیراندازی با کمان بود، ولی وقتی تبدیل به یه مسابقه شد، 21:50.519 --> 21:52.104 ‫تمرکزش رو از دست داد. 21:52.187 --> 21:54.231 ‫اون داشت روی چیز اشتباهی تمرکز می‌کرد. 21:55.190 --> 21:57.651 ‫بله، به نظر میاد همینطور بود. 21:58.694 --> 22:00.237 ‫فکر کنم شاید فردا 22:00.320 --> 22:02.906 ‫بتونم به اون دیواره‌ی صخره‌نوردی یه شانس دیگه بدم. 22:08.412 --> 22:10.706 ‫خیلی هیجان‌زده‌ام که برگشتی، ادی، 22:10.789 --> 22:14.084 ‫چون من مسیر عالی رو برات پیدا کردم که بدون مشکل به بالا برسی. 22:14.168 --> 22:17.171 ‫ممنون که کمک می‌کنی، آشا، ولی من از پسش برمیام. 22:17.671 --> 22:19.464 ‫فقط می‌خوام ازش لذت ببرم. 22:30.475 --> 22:31.560 ‫کارت عالیه. 22:48.368 --> 22:50.495 ‫سلام. تو چه رنگ دوست‌داشتنی‌ای هستی. 22:53.540 --> 22:56.627 ‫چه شکل جالبی. شبیه یه ستاره دریایی هستی. 23:06.053 --> 23:07.054 ‫یه قلب. 23:09.765 --> 23:12.851 ‫-یالا، ادی. کارت عالیه. ‫-تو می‌تونی این کار رو بکنی. 23:14.019 --> 23:15.729 ‫-برو، ادی! آره! ‫-تقریباً رسیدی. 23:15.812 --> 23:17.105 ‫برو، برو، برو. بالا برو. 23:20.943 --> 23:22.444 ‫وای. 23:24.821 --> 23:26.490 ‫-تونستی. ‫-کارت عالی بود. 23:26.573 --> 23:27.574 ‫وای. 23:28.450 --> 23:29.576 ‫تونستم! 23:34.623 --> 23:35.999 ‫-عالی بود. ‫-آفرین، ادی. 23:36.083 --> 23:37.543 ‫-تونستی! ‫-باحال بود. 23:39.127 --> 23:42.840 ‫به نظر میاد وقتی ذهنت رو آروم می‌کنی و روی لحظه تمرکز می‌کنی، 23:43.340 --> 23:45.092 ‫هر چیزی ممکنه. 23:46.260 --> 23:49.096 ‫ادی، صعود واقعاً عالی‌ای بود و همه چی، 23:49.596 --> 23:52.057 ‫ولی فکر کنم یادت رفت اون بالا یه کاری بکنی. 23:53.058 --> 23:55.978 ‫آره. اونقدر سرگرم تمرکز روی صعود بودم، 23:56.061 --> 23:57.771 ‫یادم رفت زنگ رو بزنم. 23:58.355 --> 24:00.357 ‫خب، فکر کنم باید دوباره بری. 24:00.983 --> 24:02.109 ‫بدم نمیاد. 24:04.133 --> 24:09.133 www.Doostihaa.com 24:18.792 --> 24:22.129 ‫با روحمون ‫انگار بین درختا شناور بودیم 24:23.338 --> 24:27.384 ‫مثل پرنده‌ها، اون بالاها پرواز می‌کردیم ‫و خستگی در می‌کردیم 24:27.467 --> 24:31.138 ‫یا مثل یه کوه ‫و اون سرسبزی باطراوتش 24:31.221 --> 24:36.768 ‫یه رویای بی‌انتها 24:36.852 --> 24:39.438 ‫من یه ذره عسل پیدا کردم 24:39.938 --> 24:42.274 ‫و حالا از درون شیرین‌تر شدم 24:45.611 --> 24:48.530 ‫شاید یکم خنده‌دار باشه 24:48.614 --> 24:51.200 ‫ولی حالا انگار دنیا طرف منه