WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.003 --> 00:07.006 ‫سمتِ راستت. ‫سمتِ راستت. سمتِ راستت. 00:07.132 --> 00:08.174 ‫عقب، عقب، عقب، ‫عقب، عقب. 00:08.299 --> 00:09.926 ‫زودباش، رفیق. 00:12.804 --> 00:15.140 ‫آره، دَن! آره! 00:15.265 --> 00:16.933 ‫آره! ‫آره! 00:17.100 --> 00:18.727 ‫برگرد، برگرد، ‫برگرد، برگرد، برگرد. 00:18.852 --> 00:21.020 ‫بجنب دیگه! ‫حواست به کنار باشه! 00:32.157 --> 00:33.158 ‫آره! 00:57.974 --> 00:58.808 ‫حالت خوبه؟ 00:59.767 --> 01:04.022 ‫دَن؟ دن، باهام حرف بزن. ‫دن. دن. 01:05.857 --> 01:07.692 ‫دکتر خبر کنید! 01:31.007 --> 01:39.390 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 01:48.775 --> 01:50.693 ‫- سلام. ‫- در رو ببند. 01:50.818 --> 01:52.153 ‫ببند در رو. 01:55.573 --> 01:58.117 ‫کادی تو راهرو داره ‫تا 50 می‌شماره که بیاد دنبالت؟ 01:58.785 --> 02:01.537 ‫میدونه اینجا توی درمانگاه‌م، ‫طبق دستور خودش. 02:01.663 --> 02:03.081 ‫فقط نمیدونه تنهام. 02:03.414 --> 02:05.124 ‫خب، اتاق انتظار پُر از مریض‌ـه. 02:05.250 --> 02:06.709 ‫به نظرت تا کِی میخوای ندیده بگیریشون؟ 02:06.834 --> 02:08.336 ‫ساعت 4 شیفتم تموم میشه. 02:09.504 --> 02:12.507 ‫واسه 5 دقیقه کار نکردن داری اینجوری میکنی؟ 02:12.632 --> 02:14.801 ‫اگه پام رو بذارم بیرون، ‫یه بچه که دماغش آویزون‌ـه میدن بهم. 02:14.926 --> 02:16.094 ‫اونجوری 30 ثانیه باید ‫دماغش رو معاینه کنم، 02:16.219 --> 02:18.137 ‫بیست و پنج دقیقه هم ‫با مامان نگرانش حرف بزنم 02:18.263 --> 02:20.598 ‫که حاضر نیست تا وقتی مطمئن نشده ‫مننژیت یا تومور نداره از اینجا بره. 02:20.723 --> 02:23.017 ‫آره. والدینِ نگران ‫میتونن خیلی رو اعصاب باشن. 02:23.309 --> 02:25.520 ‫کافیه به کادی بگی یه پرونده اورژانسی داری. ‫مجبور شدی زودتر بری. 02:25.645 --> 02:27.939 ‫- اونجوری دروغگویی میشه. ‫- و کارِ اشتباهی هم هست. 02:28.064 --> 02:31.526 ‫ولی از شانست معنی «اورژانسی» قابل جایگزینی‌ـه. 02:31.943 --> 02:34.654 ‫ولی، تعریف «پرونده» اینطوری نیست. 02:37.657 --> 02:43.079 ‫هیچ پرونده‌ای نداری؟ 02:43.913 --> 02:46.582 ‫یه سری دکتر گلچین شده داری، ‫متخصص‌هایی که... 02:46.708 --> 02:49.836 ‫واسه تو کار میکنن، ‫و هیچی تو دستشون نیست؟ 02:49.961 --> 02:53.589 ‫- کمرون داره جواب نامه‌هام رو میده. ‫- اُه، مطمئنم وقتش به خوبی صرف شده. 02:53.715 --> 02:55.299 ‫فورمن و چیس؟ 02:56.300 --> 02:57.343 ‫تحقیق؟ 03:04.350 --> 03:07.103 ‫نُه حرفی. ‫کمبود یُد در اطفال. 03:07.228 --> 03:08.646 ‫«کرتینیسم». 03:18.406 --> 03:21.784 ‫خب، 4:03 بعد از ظهر، ‫دکتر هاوس خروج می‌زنه. 03:21.909 --> 03:24.454 ‫- لطفاً یادداشت کن. ‫- دکتر هاوس. 03:24.579 --> 03:27.331 ‫شرمنده. کار امروزم تمومه. ‫کُلی دکتر هست که کارت رو راه بندازه. 03:27.457 --> 03:29.041 ‫ولی وقت قبلی داشتیم. 03:29.167 --> 03:30.960 ‫تلاش خوبی بود، ‫اینجا درمانگاه سرپایی‌ـه، 03:31.085 --> 03:32.086 ‫که یعنی وقتِ قبلی‌ای در کار نیست. 03:32.211 --> 03:34.046 ‫سرپا میای، ‫کاغذ رو امضا میکنی و یه دکتر می‌بینتت. 03:34.172 --> 03:35.173 ‫فقط من نه. 03:35.298 --> 03:38.092 ‫تو نامه‌ت گفتی که خودت رو می‌بینیم. 03:39.010 --> 03:41.929 ‫- من خیلی اهل نامه نیستم. ‫- اینجا. 03:44.849 --> 03:47.310 ‫امضای من کِی اینقدر دخترونه شد؟ 03:48.227 --> 03:49.228 ‫میتونم توضیح بدم. 03:49.353 --> 03:50.646 ‫این حرفِ «جی» رو می‌بینی؟ 03:50.772 --> 03:52.315 ‫می‌بینی بالاش چه قوسی داره؟ 03:52.440 --> 03:54.692 ‫اصلاً شبیه دست‌خط من نیست. 03:54.817 --> 03:57.278 ‫به نظرت مرضی دارم؟ ‫تشخیص افتراقیِ... 03:57.403 --> 03:59.280 ‫نوشتنِ «جی» مثل ‫یه دختر مدرسه‌ای راهنمایی چیه؟ 03:59.405 --> 04:01.240 ‫با کانال‌های ارتباطی معمولی ‫حرف زدن باهات غیرممکنه. 04:01.365 --> 04:02.492 ‫زنگ زدن، ایمیل دادن. 04:02.617 --> 04:03.993 ‫سمج بودن با ارزشمند بودن یکی نیست. 04:04.118 --> 04:06.746 ‫دفعه بعد که خواستی توجه جلب کنی، ‫یه کار دیگه کن. 04:06.871 --> 04:10.291 ‫- شلوار لی ‌های فاق کوتاه مُد شده. ‫- پسر 16 ساله. 04:10.416 --> 04:12.710 ‫دو بینیِ ناگهانی و هراسِ شبانه، 04:12.835 --> 04:14.003 ‫که علت مشخصی هم نداره. 04:14.128 --> 04:16.756 ‫- بچه پیش دو تا نورولوژیست رفته... ‫- هراسِ شبانه؟ 04:16.881 --> 04:20.051 ‫- انگار که هیولاهای بزرگِ ترسناک دیده؟ ‫- بله. 04:23.221 --> 04:25.890 ‫- کجا میری؟ ‫- خانواده‌ش رو ببینم. 04:26.015 --> 04:27.016 ‫میخوای خودت مریض رو معاینه کنی؟ 04:27.141 --> 04:29.769 ‫از هر 10 بار 9 بارش ‫دلیلی نداره که با مریض حرف بزنی. 04:29.894 --> 04:31.687 ‫ولی هراسِ شبانه تو یه آدم 16 ساله... 04:31.812 --> 04:35.858 ‫دلیلِ خیلی خوبی واسه حرف زدن ‫با این خانواده‌ست. کارت خوب بود. 04:38.778 --> 04:40.696 ‫حاشیه‌ی مردمک مشکلی نداره. 04:41.322 --> 04:42.782 ‫ضایعه‌ای نیست. 04:44.075 --> 04:45.826 ‫رنگش خوبه. 04:46.494 --> 04:48.704 ‫چند وقته که هراس شبانه بهت دست میده؟ 04:48.829 --> 04:50.915 ‫- سه هفته. ‫- می‌ترسه بره بخوابه. 04:51.040 --> 04:53.709 ‫خیلی خسته‌ست، ‫به زور کارهاش رو انجام میده. 04:55.044 --> 04:56.045 ‫با این چی فهمیدی؟ 04:56.170 --> 04:58.589 ‫هیچی. فقط دیدن پلک زدنش جالبه. 04:59.090 --> 05:00.591 ‫هر چندتا میتونی حیوان نام ببر... 05:00.716 --> 05:03.261 ‫که با حرف «بی» شروع میشه. برو. 05:10.393 --> 05:11.394 ‫بچه فیل؟ 05:11.519 --> 05:13.396 ‫بچه فیل در حقیقت جواب خوبیه. 05:13.521 --> 05:15.356 ‫- «ب» به عقل خرس هم نمی‌رسه. ‫- با این چی فهمیدی؟ 05:15.481 --> 05:17.566 ‫دو چیز رو ثابت میکنه، ‫آسیب عصبی در کار نیست، 05:17.692 --> 05:19.694 ‫و پسرتون هیچوقت ‫به مقام سر آشپزی نمی‌رسه. 05:20.528 --> 05:23.990 ‫در نوجوان‌ها هراس شبانه دو علت احتمالی داره. 05:24.115 --> 05:25.074 ‫استرس پس از حادثه. 05:25.199 --> 05:26.951 ‫تازگی توی مدرسه‌تون تیراندازی نشده؟ 05:27.076 --> 05:28.286 ‫- نه. ‫- خب، پس، دیو... 05:28.411 --> 05:29.954 ‫- دن. ‫- اگه حادثه‌ ای نیست، 05:30.079 --> 05:32.999 ‫دلیل دیگه آزار فیزیکیـه. 05:36.085 --> 05:37.628 ‫خب کی بهت حمله میکنه؟ 05:37.753 --> 05:39.797 ‫معلم؟ ‫یه همسایه‌ ی زیادی صمیمی؟ 05:40.381 --> 05:42.383 ‫انکار می‌کنید، ‫وگرنه می‌پرسیدم دستی توش داشتین یا نه. 05:42.508 --> 05:44.093 ‫نه. ما هیچوقت کاری ‫نمی‌کنیم که صدمه‌ای به دن بزنه. 05:44.218 --> 05:46.178 ‫اینجا پیش‌بینی میکنم، ‫از اونجا میاد بیرون. 05:46.721 --> 05:49.140 ‫این جواب ندادن با حمله همخونی داره. 05:49.265 --> 05:51.267 ‫کسی نیست، باشه؟ ‫قسم می‌خورم. 05:52.101 --> 05:53.185 ‫یه حادثه‌ای بود. 05:53.311 --> 05:55.938 ‫وقتی «لاکراس» بازی میکردم به سرم ضربه خورد. 05:56.814 --> 05:59.567 ‫خبر داشتی که به سرش ضربه خورده؟ 06:00.067 --> 06:02.028 ‫اشاره نکرده بودن. نه. 06:02.153 --> 06:03.612 ‫آره. چرا زحمت بدن؟ 06:06.615 --> 06:09.618 ‫نه، نه. ‫بعد از بازی بردیمش اورژانس. 06:09.744 --> 06:12.121 ‫اسکن کردن. آزمایش کردن. ‫گفتن مشکلی نداره. 06:12.246 --> 06:13.289 ‫ضربه مغزی نبوده. ‫باید چیز دیگه‌ای... 06:13.414 --> 06:17.168 ‫پاپیچم میشی که نظرم رو بگیری، ‫بعدش تشخیصی که میدم زیر سوال می‌بری. 06:17.293 --> 06:18.377 ‫ایول. 06:18.502 --> 06:20.755 ‫مشخصه که اورژانس گند زده. ‫بچه صدمه مغزی داره. 06:20.880 --> 06:22.339 ‫قبل از اینکه ضربه بخورم دوبینی داشتم. 06:22.465 --> 06:24.300 ‫خب، اینجوری همه چیز عوض میشه. 06:24.425 --> 06:27.094 ‫عینک لازم داری. ‫واسه همین دوبینی داشتی، 06:27.219 --> 06:29.096 ‫واسه همین ضربه خورده، ‫که برای همین هم صدمه مغزی دیدی، 06:29.221 --> 06:31.515 ‫که برای همین هراسِ شبانه بهت دست میده. 06:31.640 --> 06:34.643 ‫باید بری یه چشم‌پزشک پیدا کنی، ‫که منم نیستم. 06:35.144 --> 06:36.562 ‫خوشت اومد. 06:36.687 --> 06:38.105 ‫یه پرونده‌ی منطقی برات آوردم، 06:38.230 --> 06:40.107 ‫و فقط واسه کوچیک کردنم کوبیدش تو صورتم. 06:40.232 --> 06:43.110 ‫- تو تک فرزندی، مگه نه؟ ‫- چرا اینو میگی؟ 06:43.235 --> 06:44.820 ‫چون همه چیز برمیگرده به تو. 06:46.072 --> 06:47.907 ‫این حرفم ممکنه ‫فوق‌العاده بحث‌برانگیز باشه، 06:48.032 --> 06:50.242 ‫ولی به نظرم حمله کردن به دیگران کار بدیـه. 06:50.367 --> 06:53.746 ‫فقط میخواستم از یچیزی مطمئن بشم 06:53.871 --> 06:55.915 ‫بقیه فقط یه پاداش‌ـه. 07:06.425 --> 07:09.094 ‫- من تک فرزند نیستم. ‫- جالب شد. 07:10.304 --> 07:12.473 ‫- چی؟ ‫- تکون نخور. 07:13.307 --> 07:17.019 ‫- تو بودیم حوصله‌ت رو سر بردم؟ ‫- چی؟ نه. نه واقعاً. 07:17.144 --> 07:17.978 ‫خسته‌ای؟ 07:19.480 --> 07:21.565 ‫- بعضی وقت‌ها. ‫- اصلاً خواب نداره. معلومه که خسته‌ست. 07:21.690 --> 07:23.609 ‫- همین الان. تو این لحظه. خسته‌ای؟ ‫- نه. نه. 07:23.734 --> 07:26.987 ‫اون پَرش عضله توی پات. ‫حسش کردی؟ 07:28.155 --> 07:30.449 ‫- درد نداشت. ‫- پاش تکون خورد. متوجه نمیشم... 07:30.574 --> 07:32.284 ‫اسمش «لرزشِ میوکلونیک»ـه 07:32.409 --> 07:34.036 ‫وقتی درحال خوابیدنی خیلی عادی‌ـه. 07:34.161 --> 07:35.371 ‫تعداد تنفس کم میشه، 07:35.496 --> 07:38.040 ‫و بعضی وقت‌ها مغز اینو ‫به معنی مرگِ بدن تفسیر میکنه، 07:38.165 --> 07:39.124 ‫و یه تکانه می‌فرسته تا بیدارش کنه. 07:39.250 --> 07:42.837 ‫- خب؟ ‫- خب، الان خواب نیست. بیداره. 07:44.755 --> 07:46.215 ‫پذیرشش کن. 07:49.510 --> 07:52.304 ‫چقدر اون قوسِ حرف «جی» آشناست. 07:53.180 --> 07:55.015 ‫خب، لرزش عضله‌ش چی بهمون میگه؟ 07:55.140 --> 07:57.768 ‫چیز خوبی نیست. ‫مغز داره کنترل بدن رو از دست میده. 07:57.893 --> 07:59.103 ‫نمیتونه به چشم‌ها دستور تمرکز بده، 07:59.228 --> 08:00.688 ‫الگوی خواب یا عضلات رو کنترل کنه. 08:00.813 --> 08:03.065 ‫اختلالِ حرکتی یا یه بیماری پیش‌رونده‌ی مغزی. 08:03.190 --> 08:05.067 ‫در هرصورت، این بچه قراره دیپلمش رو... 08:05.192 --> 08:06.235 ‫پوشک به پا یا روی ویلچر بگیره. 08:06.360 --> 08:08.487 ‫شاید اونقدر بد نباشه. ‫میتونه عفونی باشه. 08:08.612 --> 08:10.906 ‫کاش بود. ‫تب نداره، گلبول سفید طبیعی‌ـه. 08:11.031 --> 08:13.826 ‫کسی هست که فکر کنه ‫این فرایند تشخیصی احتمالاً... 08:13.951 --> 08:16.203 ‫به خاطر اینکه سوابق خانوادگی ‫درستی نداریم تضعیف شده باشه؟ 08:16.328 --> 08:17.830 ‫سابقه‌ی خانوادگی رو بدون اشتباه گرفتم. 08:17.955 --> 08:20.457 ‫حتی خانواده رو هم اشتباه گرفتی. 08:20.583 --> 08:22.501 ‫- پدرش، پدر واقعیش نیست. ‫- چرا همچین حرفی می‌زنی؟ 08:22.626 --> 08:23.877 ‫سی درصد تمام باباهای اون بیرون... 08:24.003 --> 08:25.796 ‫خبر ندارن که بچه‌ی کس دیگه‌ای رو بزرگ میکنن. 08:25.921 --> 08:27.631 ‫با چیزهایی که من خوندم ‫این مورد بیشتر حدود 10 درصده. 08:27.756 --> 08:29.258 ‫این چیزیه که ‫مامان‌هامون دوست دارن باور کنیم. 08:29.383 --> 08:31.885 ‫چه فرقی میکنه؟ اگه مریضی رو از والدینش ‫گرفته، جفتشون باید تا حالا مُرده باشن. 08:32.011 --> 08:33.512 ‫میشه تشخیص افتراقی رو ادامه بدیم؟ 08:33.637 --> 08:34.805 ‫پنجاه دلار شرط که من درست میگم. 08:34.930 --> 08:36.807 ‫- قبول می‌کنم. ‫- نمک رو زخمت پاشیدم؟ 08:36.932 --> 08:37.891 ‫نگران نباش، فورمن. 08:38.017 --> 08:39.810 ‫مطمئنم اون مردی که ‫شب‌ها پتو روت می‌کشیده بابات بوده. 08:39.935 --> 08:41.478 ‫بکنش 100 دلار. 08:41.603 --> 08:44.773 ‫«لوکواِنسفالوپاتی» توی یه بچه 16 ساله ممکنه؟ 08:44.898 --> 08:46.984 ‫لازم نیست حتماً به اون بدی باشه. 08:47.109 --> 08:47.901 ‫اگه هراس‌های شبانه رو کنار بذاریم، 08:48.027 --> 08:48.986 ‫ممکنه یه بیماری ساختاری باشه. 08:49.111 --> 08:51.697 ‫کبدش، کلیه‌هاش. ‫یه چیزی خارج از مغز. 08:51.822 --> 08:55.159 ‫آره. اگه کارت رو راحت میکنه ‫هر علامتی دوست داشتی کنار بذار. 08:55.284 --> 08:57.536 ‫هراس‌های شبانه رو از حرف خودشون گرفتیم. ‫ممکنه یه خوابِ بد دیده باشه. 08:57.661 --> 08:59.455 ‫نه. به گفته والدینش ‫وقتی اتفاق افتاده هوشیار بوده... 08:59.580 --> 09:01.707 ‫و بعدش هیچی یادش نمی‌اومده. 09:01.832 --> 09:03.250 ‫- تعریفِ هراس شبانه‌ست. ‫- به گفته‌ی والدینش؟ 09:04.126 --> 09:05.085 ‫نکته‌ خوبیه 09:05.210 --> 09:08.714 ‫قبل از اینکه بچه رو محکوم کنیم، شاید ‫بهتر باشه شک و تردید دکتر چِیس رو بپذیریم. 09:08.839 --> 09:10.341 ‫یه پلی‌سونوگرافی با جزئیات میخوام. 09:10.466 --> 09:13.677 ‫اگه هراس شبانه داره، ‫میخوام ببینمشون. 09:36.825 --> 09:38.952 ‫معمولاً حینِ هراس ‌های شبانه تکون نمیخورم 09:39.078 --> 09:41.580 ‫به خاطر این دست‌هات رو نمی‌بندم. 09:43.540 --> 09:47.086 ‫نوار مغزت یه سری موارد غیرعادی نشون داد، 09:47.211 --> 09:50.464 ‫که باعث آسیب عصبی توی انگشت‌هات شده. 09:55.886 --> 09:59.973 ‫- چی کار میکنی؟ ‫- درستش میکنم. 10:00.557 --> 10:02.059 ‫میشه با والدینم حرف بزنم؟ 10:02.601 --> 10:06.939 ‫- اوه، خودشون در جریان هستن. ‫- واقعاً میخوام ببینمشون. 10:15.823 --> 10:19.034 ‫لطفاً. ‫واقعاً دلم میخواد اینجا باشن. 10:21.161 --> 10:23.080 ‫قراره درد داشته باشه، دن. 10:23.205 --> 10:24.915 ‫اوه. اُه، خدا. 10:41.598 --> 10:43.433 ‫هراس شبانه‌ست. 10:55.070 --> 10:58.991 ‫سی‌تی اسکن گرفتیم، اِم.‌آر.آی، ‫شمارش گلبول خون، تست بیوشیمی و ایکس‌ری قفسه سینه. 10:59.116 --> 11:00.117 ‫تمام آزمایش‌ها طبیعی بودن. 11:00.242 --> 11:01.451 ‫هیچی نیست که علائمش رو توضیح بده. 11:01.577 --> 11:04.079 ‫باشه، ولی بیا تظاهر کنیم ‫یه چیزی هست و از اونجا ادامه بدیم. 11:04.413 --> 11:05.998 ‫کی چیزی توی این «اِم‌.آر.آی» می‌بینه؟ 11:08.250 --> 11:11.378 ‫- تو قسمت سفیدش ضایعه نداره. ‫- مورد غیرعادیِ ساختاری‌ای نیست. 11:11.503 --> 11:12.963 ‫هیچ تومور فضاگیری هم در کار نیست. 11:13.088 --> 11:16.675 ‫اون 16 سالشه، پس باید ‫یه مغزِ کاملاً دست نخورده داشته باشه. 11:16.800 --> 11:19.136 ‫کوچیک‌ترین چیز میتونه غیرعادی باشه. 11:19.511 --> 11:21.346 ‫پرده‌ی «مننژ» زخیم شده. 11:22.097 --> 11:24.766 ‫- شرط می‌بندم مننژیت ویروسی‌ـه. ‫- آفرین به تو. 11:25.142 --> 11:26.727 ‫دیدین چی کار کرد؟ 11:26.852 --> 11:29.021 ‫یه سرنخِ کوچولو که ممکنه مشکل عصبی باشه دید... 11:29.146 --> 11:30.272 ‫و ترسی نداشت که به زبون بیارتش. 11:30.397 --> 11:32.858 ‫توی این «اِم‌.آر.آی» نشونی از مننژیت نیست. 11:32.983 --> 11:35.235 ‫نه، نیست. ‫کاملاً در اشتباه‌ـه. 11:35.360 --> 11:36.903 ‫پس چه سرنخی رو میگی؟ 11:37.029 --> 11:38.739 ‫میدونست که من ‫یه چیزی توی «اِم‌.آر.آی» دیدم، 11:38.864 --> 11:41.700 ‫پس با خودش گفت حتماً ‫یه چیزی هست و واسه همین حدس زد. 11:41.825 --> 11:45.203 ‫- هوشمندانه، ولی همزمان غم‌انگیز. ‫- خب چی پیدا کردی؟ 11:45.912 --> 11:48.665 ‫یه نگاه دقیق به چسم پینه‌ای بکنید. 11:51.043 --> 11:53.003 ‫به نظر سالم میاد. 11:53.170 --> 11:54.880 ‫همه‌مون داریم یه عکس رو نگاه می‌کنیم؟ 11:55.005 --> 11:57.215 ‫دویست میلیون فیبر عصبی بین دو نیمکره. 11:57.341 --> 12:01.678 ‫مثل پُلِ «جرج واشنگتون» بین نیمه چپ و راست مغز. 12:01.928 --> 12:02.763 ‫ظریفه. 12:06.642 --> 12:10.270 ‫یه مقدار خمیدگی هست. اونجا. ‫یه قوس رو به بالا. 12:10.395 --> 12:13.482 ‫- داری حدس می‌زنی؟ ‫- بله. 12:13.648 --> 12:16.568 ‫- خیلی بد شد. راست میگی. ‫- احتمالاً موقع عکس تکون خورده. 12:16.693 --> 12:19.363 ‫هیچکس تمام طول گرفتن ‫«اِم‌.آر.آی» کاملاً بی‌حرکت نمی‌مونه. 12:19.488 --> 12:21.365 ‫آره. احتمالاً بی‌قرار شده... 12:21.490 --> 12:23.283 ‫و یه نیم‌کره‌ی مغزش رو تکون داده... 12:23.408 --> 12:26.495 ‫تا تو موقعیت راحت‌تری باشه. ‫یه چیزی داره بهش فشار میاره. 12:26.620 --> 12:28.080 ‫اگه خمیدگی داره، ‫میتونه تومور باشه. 12:28.205 --> 12:29.998 ‫توی این «اِم‌.آر.آی» تومور می‌بینی؟ 12:30.123 --> 12:31.875 ‫نه، ولی خمیدگی هم نمی‌بینم. 12:32.000 --> 12:35.128 ‫توموری در کار نیست. فقط یه انسداد ‫که باعث فشار و ایجاد علائم شده. 12:35.253 --> 12:39.049 ‫امروز، هراس شبانه داره. ‫فردا، از چشم‌هاش خون‌ریزی میکنه. 12:39.716 --> 12:41.510 ‫جریان مایع مغزی نخاعیش رو اندازه گیری کنید. 12:41.635 --> 12:43.470 ‫تضمین می‌کنم یه انسداد می‌بینید. 12:50.018 --> 12:51.186 ‫باشه. 12:54.773 --> 12:55.774 ‫یواش. 12:55.899 --> 12:57.734 ‫باشه. دستم رو فشار بده. 13:02.197 --> 13:04.157 ‫خیلی‌خب. محکم فشار بده. 13:06.910 --> 13:08.370 ‫خیلی‌خب. 13:15.127 --> 13:18.421 ‫حالا ماده‌ای که با ایزوتوپِ پرتوزا ‫نشانه‌گذاری شده تزریق میکنم. 13:19.381 --> 13:23.051 ‫وارد ستون فقراتت میشه و میره تا مغزت. 13:23.593 --> 13:26.471 ‫باعث میشه تفکراتِ عمیقی پیدا کنی، 13:26.721 --> 13:28.306 ‫ساعتی 100 مایل هم بدوی. 13:30.016 --> 13:31.059 ‫یواش. 13:45.240 --> 13:48.368 ‫چشم‌هاشون یه رنگ نیست، ‫ولی اون لکه‌ی تو چشم‌ها، 13:48.493 --> 13:51.037 ‫شاید از ده، یکی احتمال ‫داشته باشه که نسبتی با هم ندارن؟ 13:51.163 --> 13:53.456 ‫نه. هاوس بابت این پول شرط رو بهت نمیده. 13:54.833 --> 13:57.294 ‫بهونه‌ای هست که بهشون بگیم ‫تا آزمایش «دی.اِن.اِی» توجیه بشه؟ 13:57.419 --> 13:59.170 ‫میتونیم بگیم بیماری «هانتینگتون» داره، 13:59.296 --> 14:02.465 ‫تمام خانواده باید آزمایش بدن وگرنه می‌میرن. 14:05.093 --> 14:06.303 ‫سلام. 14:07.012 --> 14:08.805 ‫انسداد زیادی هست. 14:08.930 --> 14:10.765 ‫گذاشتمش تو لیست عمل. 14:10.891 --> 14:12.601 ‫میخوایم یه کانال مصنوعی تو ‫یکی از بطن‌های مغز بذاریم... 14:12.726 --> 14:14.811 ‫تا مایع مغزی نخاعی راه خروج داشته باشه. 14:14.936 --> 14:17.731 ‫فشاری نباشه، ‫همه‌چی برمیگرده به حالت عادی. 14:17.856 --> 14:21.359 ‫خوش به حالش که شماها دکترش هستین. 14:27.866 --> 14:29.159 ‫خوشمزه. 14:29.284 --> 14:32.370 ‫یه شبه کُلِ صورتش اینطوری متورم شد. 14:34.539 --> 14:35.916 ‫تب نداره. 14:37.083 --> 14:40.378 ‫غده‌ها طبیعی هستن. ‫تاریخ‌های واکسن زدنش تیک نخورده. 14:40.503 --> 14:42.088 ‫واکسیناسیون انجام نمیدیم. 14:48.553 --> 14:49.596 ‫به نظرت جواب نمیدن؟ 14:49.721 --> 14:52.015 ‫به نظرم یه سری شرکت چند ملیتیِ داروسازی... 14:52.140 --> 14:55.226 ‫دلشون میخواد فکر کنم جواب میدن، ‫تا سودشون رو بالا ببرن. 14:56.936 --> 14:58.271 ‫- ممکنه؟ ‫- حتماً. 15:00.899 --> 15:03.902 ‫آره. تماماً طبیعی، ‫بدون رنگ. کاسبی خوبی‌ـه. 15:04.027 --> 15:05.862 ‫اسباب‌بازی بچگونه‌ی تماماً طبیعی. 15:05.987 --> 15:08.948 ‫شرکت‌های اسباب‌بازی سازی، ‫دل به خواهی قورباغه‌هاشون رو قیمت‌گذاری نمیکنن که. 15:09.074 --> 15:12.452 ‫درمورد هزینه‌های تحقیقات و تولیدشون دروغ نمیگن. 15:12.577 --> 15:14.829 ‫بدترین چیزی که یه شرکت ‫اسباب‌بازی میتونه بهش متهم بشه... 15:14.954 --> 15:17.582 ‫ساختنِ یه قورباغه‌ی واقعاً خسته کننده‌ست. 15:20.335 --> 15:22.879 ‫میدونی دیگه چه کاسبی واقعاً خوبی هست؟ 15:23.129 --> 15:25.590 ‫تابوت‌های ریزه میزه‌ی بچگونه. 15:27.342 --> 15:31.054 ‫میشه به رنگ سبزِ قورباغه‌ای، ‫قرمزِ آتشنشانی خریدشون. جدی. 15:32.013 --> 15:35.934 ‫آنتی‌بادی‌های خوشمزه‌ ی مامان ‫فقط تا 6 ماه از بچه حفاظت میکنه، 15:36.059 --> 15:38.520 ‫که واسه همین این شرکت‌ها ‫فکر میکنن میتونن بهت بندازن 15:38.645 --> 15:42.273 ‫فکر میکنن حاضری هرچقدر ازت میخوان ‫برای زنده نگه داشتن بچه‌ت خرج کنی. 15:42.399 --> 15:44.401 ‫میخوای اوضاع رو تغییر بدی؟ ‫ثابت کنن اشتباه میکنن. 15:44.526 --> 15:46.861 ‫چند صد تا مادر مثل تو تصمیم بگیرن ‫که ترجیح میدن بذارن بچه‌شون بمیره... 15:46.986 --> 15:48.905 ‫ولی 40 دلار واسه واکسن زدن ندن، 15:49.030 --> 15:51.741 ‫باور کن، ‫قیمت‌ها خیلی سریع میاد پائین. 15:56.955 --> 15:58.456 ‫بگو چه مریضی داره. 16:01.376 --> 16:02.377 ‫سرماخوردگی. 16:04.212 --> 16:05.797 ‫یه مشکل پیش اومده. 16:05.922 --> 16:07.257 ‫جراحی عوارض داده؟ 16:07.382 --> 16:08.675 ‫جراحی بدون مشکل بود. ‫تو اتاق ریکاوری‌ـه. 16:08.800 --> 16:10.677 ‫ولی یه شیشه مایع نخاعیش ‫رو برداشتیم و تست کردیم. 16:10.802 --> 16:11.761 ‫جدی؟ 16:11.886 --> 16:13.346 ‫معلوم شد که اون خمیدگی ‫علت ایجاد مشکلاتش نبوده. 16:13.471 --> 16:14.472 ‫خودش یه علامت بوده. 16:14.597 --> 16:17.350 ‫«ایمونوگلوبولین» و «آی.جی.جی» داخل نخاعی بالاست. 16:17.475 --> 16:19.227 ‫که یعنی «مالتیپل اسکلروزیس». 16:19.352 --> 16:21.271 ‫و چرا سه نفری اومدین اینو بهم بگین؟ 16:21.396 --> 16:23.565 ‫چون همه موافق نیستیم ‫که بیماری «اِم.اس» هست یا نه. 16:23.690 --> 16:25.024 ‫توی «اِم.آر.آی» ضایعه‌ای نبود. 16:25.150 --> 16:26.776 ‫مراحل اولیه‌ست. شاید دو هفته باشه که بیماری رو داره. 16:26.901 --> 16:29.696 ‫با معیار «مک‌دونالد» شیش ماه ‫طول می‌کشه تا بشه تشخیص قطعی گذاشت. 16:29.821 --> 16:31.447 ‫اُه، کی به «مک‌فیرسن» اهمیت میده؟ 16:31.573 --> 16:33.408 ‫- شنیدم گربه‌ها رو شکنجه میداده. ‫- مک‌دونالد. 16:33.533 --> 16:35.577 ‫اُه، مک‌دونالد. ‫دکتر فوق‌العاده‌ایه، عاشق گربه‌هاست. 16:35.702 --> 16:38.288 ‫سرعت انتقال عصب بینایی ‫کاهش سرعت مغز رو نشون میده. 16:38.413 --> 16:39.497 ‫بدون ضایعه، ‫نمیتونیم مطمئن باشیم. 16:39.622 --> 16:42.000 ‫خب، اگه باشه، صفر تا صدش توی سه هفته بوده، 16:42.125 --> 16:44.544 ‫که نشون‌دهنده‌ی «اِم.اِس» سریع پیشرونده‌ست. 16:44.669 --> 16:46.296 ‫نه از اون «اِم.اِس» خوب‌ها که بادکنک... 16:46.421 --> 16:48.047 ‫و دوچرخه‌سواری واسه معلول‌های ویلچری داره. 16:48.173 --> 16:51.009 ‫- باید صبر کنیم تا... ‫- الان شروع به درمان کنیم، 16:51.134 --> 16:52.927 ‫شاید بتونه چند سال دیگه راه بره، 16:53.052 --> 16:55.430 ‫شاید 5 سال دیگه هم زنده بمونه. 16:55.555 --> 16:57.724 ‫به خانواده‌ش بگین. ‫من دارم میرم خونه. 16:57.849 --> 17:00.602 ‫تشخیص قطعی ماه‌ها زمان می‌بره. 17:00.727 --> 17:02.061 ‫چه اتفاقی برام می‌افته؟ 17:03.605 --> 17:06.357 ‫بیماری «اِم.اِس» فوق‌العاده متغیره. 17:06.482 --> 17:09.611 ‫اگه «اِم.اِس» باشه، ‫که 100 درصد مطمئن نیستیم. 17:09.736 --> 17:12.197 ‫فکر میکنی چه اتفاقی قراره بیافته؟ 17:15.366 --> 17:17.410 ‫یه سری دارو هست که ‫باهاش علائم رو مدیریت کنیم، 17:17.535 --> 17:21.581 ‫ولی همینطور که بیماری پیشرفت میکنه، ‫مشکلات حادتر میشن. 17:21.706 --> 17:23.625 ‫اختلال عملکردی روده و مثانه، 17:23.750 --> 17:25.877 ‫از دست دادن عملکرد شناختی، ‫درد... 17:26.002 --> 17:27.420 ‫پس قراره درد داشته باشه؟ 17:29.589 --> 17:32.133 ‫مغز یه کلافِ بزرگ از سیم‌هاست. 17:32.258 --> 17:35.303 ‫«اِم.اِس» عایق‌بندیشون رو جدا میکنه، ‫و عصب‌ها می‌میرن. 17:35.428 --> 17:37.472 ‫مغز اینو به عنوان درد تفسیر میکنه. 17:37.597 --> 17:41.601 ‫ولی با شروع درمان، تا جای ‫ممکن این اتفاق رو به تأخیر می‌اندازیم. 17:41.726 --> 17:43.353 ‫درحال مشاوره با چند متخصص هستیم، 17:43.478 --> 17:47.231 ‫و تا وقتی بتونیم کارهات رو راست ‫و ریست کنیم، اینجا می‌مونی، باشه؟ 18:07.961 --> 18:10.546 ‫نگهبانی نوارهای تمام دوربین‌های محوطه رو چک کرد. 18:10.672 --> 18:11.673 ‫باید هنوز داخل بیمارستان باشه. 18:11.798 --> 18:12.757 ‫چیس کجاست؟ 18:12.882 --> 18:14.050 ‫- طبقه اول. ‫- باشه. 18:14.175 --> 18:15.551 ‫تو برو سراغ کافه‌تریا و پذیرش. 18:15.677 --> 18:18.012 ‫من بخش تحقیقات رو می‌بینم و برمیگردم سمت تو. 18:55.842 --> 18:57.009 ‫دن؟ 19:03.224 --> 19:05.309 ‫ من اینجا نیستم. پیام بگذارید. 19:07.228 --> 19:09.981 ‫دکتر کادی. چه لباس جالبی 19:10.106 --> 19:12.191 ‫اینجا چرا برگشتی؟ ‫مریض داری؟ 19:12.316 --> 19:13.651 ‫نه. قرار دارم. 19:13.776 --> 19:15.570 ‫جای اینکه بیاد خونه‌ام رفته دفترم. 19:26.456 --> 19:27.665 ‫دکتر هاوس. 19:28.583 --> 19:29.792 ‫دن گمشده. 19:29.917 --> 19:31.627 ‫آره. تا اینجاش رو با پیغام فهمیدم. 19:31.752 --> 19:32.712 ‫گفتی فوراً بهم احتیاج داری. 19:32.837 --> 19:34.714 ‫نباید بعد از سوراخ شدن ستون فقراتش تکون بخوره. 19:34.839 --> 19:37.592 ‫موافقم. قراره سر درد خیلی کثیفی داشته باشه. 19:37.717 --> 19:40.553 ‫اگه فردا صبح هم ازم مشورت ‫میخواستی نظرم همین می‌بود. 19:40.678 --> 19:42.054 ‫میخواستیم بهت اطلاع داده باشیم. 19:42.180 --> 19:44.599 ‫خبرهای خیلی سنگینی شنیده. 19:45.725 --> 19:48.352 ‫یه بچه‌ی نوپا نیست که ‫تو پاساژ سرگردون شده باشه. 19:48.478 --> 19:50.605 ‫شونزده سالشه. پیداش می‌کنید. 19:51.731 --> 19:53.357 ‫من میرم خونه. 19:54.275 --> 19:56.569 ‫پس وقتی میگی، «اگه چیزی نیاز داشتین زنگ بزنید»، ‫یعنی، «زنگ نزنید»؟ 19:56.694 --> 19:58.946 ‫نه، یعنی اگه میتونستم کاری بکنم زنگ بزنید. 19:59.071 --> 20:00.156 ‫بلد نیستم تو تیم جستجو باشم، 20:00.281 --> 20:03.367 ‫و یه جا نشستن، مضطرب به نظر اومدن ‫و هیچ کاری نکردن هم بلد نیستم. 20:03.492 --> 20:05.286 ‫والدینش چطور؟ ‫باید به اونا زنگ بزنیم؟ 20:05.411 --> 20:07.788 ‫چرا؟ به نظرت اونا قایمش کردن؟ 20:08.623 --> 20:10.625 ‫حتماً بدین یه نفر پشت‌بوم رو نگاه کنه. 20:10.750 --> 20:14.921 ‫بعضی از خدماتی‌ها در رو ‫نیمه‌باز میذارن تا بتونن سیگار بکشن. 20:44.533 --> 20:46.369 ‫دن. تو خوبی؟ 20:53.793 --> 20:56.045 ‫یه سری درمان‌های آزمایشی هست. 20:56.170 --> 20:57.380 ‫تحقیقات درحال انجامه. 20:58.047 --> 21:00.424 ‫کی میدونه تا یکی دو سال آینده چی کشف میکنن؟ 21:00.549 --> 21:02.343 ‫اینجا بود که توپ از دستم افتاد. 21:02.468 --> 21:05.554 ‫دن، الان رو پشت‌بوم بیمارستان وایسادیم. 21:07.473 --> 21:08.557 ‫دن. 21:09.558 --> 21:11.477 ‫دن، تو زمین بازی نیستی. 21:12.353 --> 21:14.146 ‫- نمیدونه کجاست. ‫- دن! 21:14.271 --> 21:15.356 ‫فورمن. 21:16.857 --> 21:18.025 ‫دن. 21:19.652 --> 21:21.237 ‫- دن؟ ‫- دن، نه! 21:32.707 --> 21:34.166 ‫دکتر فورمن. 21:36.085 --> 21:37.795 ‫فکر کنم بچه رو پیدا کردین. 21:37.920 --> 21:40.423 ‫- کم مونده بود از پشت‌بوم بپره پائین. ‫- به قصد خودکشی؟ 21:40.548 --> 21:42.717 ‫نه، فکر میکرد تو زمین «لاکراس»ـه. 21:42.842 --> 21:44.802 ‫ببین، میخواستم برم خونه، ‫دوش بگیرم، لباس عوض کنم... 21:44.927 --> 21:46.804 ‫- هوشیار بود؟ ‫- آره. 21:48.180 --> 21:49.223 ‫چی گفتین که اومد پائین؟ 21:49.348 --> 21:52.476 ‫- راستش، چیس به زور گرفتش. ‫- چطوره که تو این کار رو نکردی؟ 21:52.601 --> 21:54.979 ‫درسته. خب، من سیاه‌م، ‫ولی اون نزدیک‌تر بود. 21:58.149 --> 22:00.401 ‫زودباش. ‫میتونی با من بیای بالا. 22:06.240 --> 22:08.659 ‫کسی به خانواده گفته که ‫پسرشون کم مونده بود از پشت‌بوم بپره پائین؟ 22:08.784 --> 22:09.827 ‫باید ذوق‌زده باشن. 22:09.952 --> 22:12.538 ‫شکایت نمیکنن، ولی فکر میکنم فقط ‫به خاطر اینه که چیس ازشون خواست... 22:12.663 --> 22:14.665 ‫چرا همه همیشه فکر میکنن دارم طعنه می‌زنم؟ 22:14.790 --> 22:17.877 ‫خبر خیلی خوبیه. ‫اون «اِم.اِس» نداره. 22:18.002 --> 22:20.129 ‫والدینش باید ذوق زده باشن. ‫خب، دست کم مامانش باید باشه. 22:20.254 --> 22:21.380 ‫البته، باباش احتمالاً نمیدونه... 22:21.505 --> 22:23.048 ‫چرا «اِم.اِس» نداره؟ 22:23.174 --> 22:25.217 ‫روی پشت‌بوم بوده، ‫فکر میکرده تو زمین بازی لاکراسه. 22:25.342 --> 22:26.635 ‫هوشیار، ‫و بنابراین هراس شبانه نیست. 22:26.761 --> 22:29.138 ‫- یه خورده از این میخوای؟ ‫- آره، حتماً. 22:29.555 --> 22:31.682 ‫در یه وضعیتِ حاد سر در گمی بوده، 22:31.807 --> 22:34.143 ‫که با یه بیماری بی‌غلاف کننده‌ای ‫مثل «اِم.اِس» همخونی نداره. 22:34.268 --> 22:35.269 ‫دسته‌های ایمونوگلوبولین... 22:35.394 --> 22:36.520 ‫واقعی بودن. 22:36.645 --> 22:38.439 ‫فقط معنیشون چیزی به غیر از «اِم.اِس»‌ـه. 22:38.564 --> 22:40.232 ‫خب، چی بهمون میگن؟ 22:40.357 --> 22:41.484 ‫که سیستم ایمنی کار میکنه؟ 22:41.609 --> 22:42.651 ‫صحیح. 22:42.776 --> 22:44.445 ‫توی مغزش یه عفونت داره. 22:44.570 --> 22:48.199 ‫- رابطه عاشقانه چطوره؟ ‫- خب، اونجوری ممکنه پیچیده بشه. 22:48.324 --> 22:49.366 ‫یعنی، ما با هم کار می‌کنیم. 22:49.492 --> 22:50.910 ‫من سنم بیشتره، مطمئناً، ‫ولی شاید از این خوشت میاد. 22:51.035 --> 22:52.745 ‫منظورم اینه که شاید مشکل عصبی داره. 22:53.621 --> 22:54.622 ‫خوب جمعش کردی. 22:54.747 --> 22:55.998 ‫شرمنده. آزمایش پلاسما منفی بود. 22:56.123 --> 22:57.833 ‫واسه تأییدش نیازی به آزمایش قطعی نداریم. 22:57.958 --> 22:59.752 ‫حتماً. واسه تأیید «اِم.اِس» هم لازمش نداشتیم. 22:59.877 --> 23:02.463 ‫باشه. بیاین منتظر بمونیم تا ‫آنتی‌بادی 1400 ویروس رو چک کنید... 23:02.588 --> 23:04.507 ‫درحالی که مغز این بچه تبدیل به فرنی میشه. 23:04.632 --> 23:06.425 ‫پس این که «اِم.اِس» نداره، 23:06.550 --> 23:08.511 ‫در کل واقعاً خبر خوبی نیست. 23:08.636 --> 23:10.471 ‫خب، اگه سیفلیسِ عصبی باشه هست. 23:10.596 --> 23:13.599 ‫احتمال منفی کاذب بودن آزمایش پلاسما 30 درصده. 23:13.724 --> 23:17.353 ‫احتمال موفقیت رابطه ‫یه آدمِ 16 ساله، تقریباً 120 درصد. 23:17.478 --> 23:18.521 ‫پنی‌سیلین وریدی رو براش شروع میکنم. 23:18.646 --> 23:19.647 ‫نه. منتظر اون نمی‌مونیم. 23:19.772 --> 23:21.357 ‫تأثیرگذارترین روش دادن دارو... 23:21.482 --> 23:22.775 ‫اینه که مستقیم از طریق ستون فقرات وارد مغز بشه. 23:22.900 --> 23:24.860 ‫نمیتونیم. تو فضای کم جایی مثل مغز، 23:24.985 --> 23:27.738 ‫بالا رفتن فشار داخل جمجمه ‫به خاطر دارویی حجم بالایی مثل پنی‌سیلین 23:27.863 --> 23:30.157 ‫میتونه باعث جابه‌جایی ساقه‌ی مغزش بشه. ‫ممکنه بمیره. 23:30.282 --> 23:32.284 ‫هیچ نورولوژیستی با ‫عقل سالم همچین پیشنهادی نمیکنه. 23:32.409 --> 23:35.162 ‫با دست نشون بدین. ‫کی فکر میکنه من عقل سالمی ندارم؟ 23:35.871 --> 23:39.124 ‫و کی فکر میکنه این حقیقتِ ‫ساده‌ی عصبی رو فراموش کردم؟ 23:39.750 --> 23:42.253 ‫کی فکر میکنه گزینه سومی هست؟ 23:43.671 --> 23:45.589 ‫خیلی خوبه. ‫انتخابِ سوم چیه؟ 23:45.714 --> 23:48.759 ‫ابداً نمیدونم. ‫فقط پرسیدی به نظرم گزینه‌ای هست یا نه. 23:51.220 --> 23:52.972 ‫بیمار تو مغزش یه کانال تخلیه مصنوعی داره. 23:53.097 --> 23:54.265 ‫فشار داخل جمجمه بالا نمیره. 23:54.390 --> 23:56.684 ‫میتونیم هرچقدر میخوایم پنی‌سیلین وارد بدنش کنیم. 23:56.809 --> 23:59.645 ‫احسنت. با سوزن نخاعی بهش تزریق کنید. 24:02.648 --> 24:06.944 ‫یکی از ما قراره این کار رو ‫روزی دوبار تا دو هفته آینده برات انجام بده. 24:09.113 --> 24:10.114 ‫حاضرم. بریم. 24:10.239 --> 24:13.867 ‫حتی اگه کار خاصی هم نکنه ‫میتونه سیفلیس گرفته باشه؟ 24:14.868 --> 24:18.330 ‫خب، غیرمعموله، ولی ممکنه. 24:19.290 --> 24:21.208 ‫باشه. آروم باش. 24:34.263 --> 24:37.558 ‫عفونت کرده، ‫با یه سوراخ خیلی بزرگ، 24:37.683 --> 24:40.019 ‫انگار یه میخ زدی توش تا فشارش رو کم کنی. 24:40.144 --> 24:41.103 ‫همچین کاری نمیکنم. 24:41.228 --> 24:42.271 ‫اگرچه زخمش ناصافه. 24:42.396 --> 24:44.398 ‫جاش استوانه‌ای نیست. ‫شکل یه مثلث داره. 24:44.523 --> 24:46.692 ‫پس، میخ نیست. 24:46.817 --> 24:48.736 ‫- چاقوی گوشت؟ ‫- سوهان ناخن زنم. 24:48.861 --> 24:50.446 ‫سوهان ناخن. 24:51.280 --> 24:54.074 ‫آره. درد باعث میشه کارهای احمقانه بکنی. 24:54.491 --> 24:56.368 ‫واسه آروم شدن یه چیزی میخوای؟ 24:56.493 --> 24:57.369 ‫آره. 24:59.913 --> 25:01.290 ‫به سلامتی. 25:05.627 --> 25:08.422 ‫خب، اینجا توی «پرینستون» خانواده داری؟ 25:08.547 --> 25:09.590 ‫نه. 25:10.507 --> 25:11.508 ‫واسه کار اومدی؟ 25:11.633 --> 25:13.343 ‫- نه. چرا... ‫- بدنت درد میکنه؟ 25:13.469 --> 25:15.721 ‫نه. چی؟ باید بکنه؟ 25:15.846 --> 25:19.558 ‫نه. فقط فکر کردم یه سوال خیلی ناجور ازت بپرسم. 25:19.683 --> 25:20.893 ‫وکیل‌هات خیلی خوشحال میشن. 25:21.018 --> 25:22.186 ‫چرا باید بخوام ازت شکایت کنم؟ 25:22.311 --> 25:23.270 ‫میخوام درمانم کنی. 25:23.395 --> 25:24.438 ‫اهل «میپل‌وود، نیوجرسی» هستی، درست؟ 25:24.563 --> 25:25.564 ‫آره 25:25.689 --> 25:28.400 ‫حالا، چرا حاضر شدی 70 مایل رانندگی کنی... 25:28.525 --> 25:29.401 ‫تا چیزی رو درمان کنی که... 25:29.526 --> 25:32.196 ‫یه بچه 9 ساله هم میتونه تشخیصش بده؟ 25:33.363 --> 25:35.783 ‫اون چرکِ روانشِ که تشخیص رو لو میده. 25:35.908 --> 25:36.867 ‫تو شهر کار داشتم. 25:36.992 --> 25:38.827 ‫به خاطر خانواده نیومدی. ‫واسه کار هم نه. 25:38.952 --> 25:40.913 ‫هفتاد مایل اومدی یه درمانگاه سرپایی. 25:41.038 --> 25:42.331 ‫تو مسیر از کنار دو بیمارستان گذشتی. 25:42.456 --> 25:44.666 ‫حالا، یا یه مشکلی با اون بیمارستان‌ها داری، 25:44.792 --> 25:45.918 ‫یا اونا با تو مشکل دارن. 25:46.043 --> 25:48.712 ‫حدس من اینه که از نصف دکترهای «میپل‌وود» شکایت کردی، 25:48.837 --> 25:50.547 ‫و بقیه‌شون حالا قبول نمیکنن کمکت کنن. 25:50.672 --> 25:51.924 ‫یه جورایی طعنه‌آمیزه، نیست؟ 25:52.049 --> 25:54.593 ‫یه جورایی مثل چوپان دروغگو شده. 25:55.177 --> 25:57.596 ‫میدونی، شرط می‌بندم اینجا ‫یه دکتر به اسم وُلف (گرگ) داریم. 25:57.721 --> 25:59.681 ‫چقدر معرکه میشه، نه؟ 26:00.224 --> 26:01.225 ‫الان پیجش میکنم. 26:01.350 --> 26:02.518 ‫باشه. میدونی چیه؟ ‫ممنون. 26:02.643 --> 26:05.020 ‫میرم یه دکتر پیدا میکنم که اینو درستش کنه. 26:05.145 --> 26:07.147 ‫نگفتم درمانت نمیکنم. 26:07.272 --> 26:09.399 ‫زانوت رو تخلیه میکنم، یه سری آزمایش می‌فرستم. ‫رو به راهت میکنیم. 26:09.525 --> 26:12.236 ‫- چرا حاضری این کار رو بکنی؟ ‫- مردم دوستم. 26:13.570 --> 26:14.988 ‫واقعاً درمانش کردی؟ 26:15.113 --> 26:16.490 ‫من فقط میدونم از یه سری دکتر شکایت کرده. 26:16.615 --> 26:19.159 ‫من کی باشم که فرض بگیرم حقشون نبوده؟ 26:19.284 --> 26:21.036 ‫یه لباس تنیس کوچولوی خیلی خوشگل. 26:21.161 --> 26:23.121 ‫خدای من، فکر کردم الان سکته میکنم. 26:23.247 --> 26:25.123 ‫اُه، خدایا. ندیدم اونجایی. ‫خیلی خجالت‌آور شد. 26:25.249 --> 26:26.583 ‫رفیق دیشبت چطوره؟ 26:26.708 --> 26:28.460 ‫مرسی که پرسیدی. ‫داستانش خنده داره. 26:28.585 --> 26:30.045 ‫قرار بود مدیر بیمارستان بشه، 26:30.170 --> 26:32.339 ‫ولی واقعاً از اذیت کردن مردم متنفر بود. 26:32.464 --> 26:33.465 ‫شنیدم که روی پشت‌بوم پیداش کردین. 26:33.590 --> 26:36.635 ‫- شنوایی خیلی قوی‌ای داری. ‫- به والدینش خبر دادین؟ 26:36.760 --> 26:37.886 ‫در زمان مناسب، البته. 26:38.011 --> 26:42.182 ‫و سر اینکه باباـه پدر واقعیشه شرط‌بندی هست؟ 26:42.307 --> 26:43.308 ‫به من که نمی‌خوره اینطوری باشم. 26:43.433 --> 26:45.602 ‫خب، میخوره، راستش، ‫ولی معنیش این نیست که تقصیر کاری. 26:45.727 --> 26:47.938 ‫- اینطور فکر میکنی؟ ‫- والدینش رو توی لابی دیدم. 26:48.063 --> 26:50.607 ‫عقل سالم میگه پول رو روی پدره باید بذاری. 26:50.732 --> 26:52.901 ‫یه آشنا دارم که یه آشنا داره ‫و میتونه با 50 دلار بیارتت توی شرط. 26:53.026 --> 26:54.736 ‫باشه. ‫به آشنات بگو، اگه من بُردم، 26:54.861 --> 26:56.738 ‫تو جلسه‌ی هیئت‌مدیره شرکت میکنی، ‫و کراوات می‌بندی. 26:56.863 --> 27:00.200 ‫و اگه من بُردم، ‫یه هفته درمانگاه نمیام. 27:00.325 --> 27:02.327 ‫آشنام به آشنات زنگ می‌زنه. 27:04.204 --> 27:06.331 ‫کارش خیلی خوبه. 27:10.836 --> 27:13.046 ‫درمان‌ها باید به زودی کمکت کنه. 27:13.171 --> 27:17.134 ‫هر وقت تمرکز کردن و به یاد آوردن ‫برات راحت شد بهمون خبر بده. 27:18.385 --> 27:19.511 ‫هی، دن. 27:19.636 --> 27:22.264 ‫گردنبند دکتر کمرون قشنگ نیست؟ 27:22.389 --> 27:24.516 ‫فکر کنم مال آمریکای جنوبی باشه. 27:24.641 --> 27:26.143 ‫آره. گواتمالا. 27:26.351 --> 27:27.602 ‫- خیلی ممنون. ‫- بچه درد داره. 27:29.563 --> 27:31.106 ‫باهاش نجنگ. ‫بذار انجام بشه. 27:31.231 --> 27:32.190 ‫نه. 27:32.316 --> 27:33.483 ‫- تا دو روز دیگه می‌میری. ‫- نه چی؟ 27:33.608 --> 27:34.568 ‫من که میگم یه روز. 27:34.693 --> 27:36.403 ‫دن؟ خوبی؟ 27:36.528 --> 27:37.821 ‫- دن؟ ‫- هراس شبانه. 27:37.946 --> 27:40.282 ‫وقتی تو قبر گذاشته بشه بدنش تجزیه میشه. 27:40.407 --> 27:41.700 ‫از مادر و پدرت خداحافظی کن. 27:41.825 --> 27:42.826 ‫داره صدا می‌شنوه. 27:42.951 --> 27:45.412 ‫داری می‌میری. ‫همه‌ش تمومه، دن. 27:46.246 --> 27:47.289 ‫داری می‌میری. ‫می‌میری. مُرده! 27:47.414 --> 27:49.332 ‫تو مُردی! 27:50.208 --> 27:52.252 ‫دو میلی‌گرم «آتیوان» وریدی بزن، سریع. 27:52.377 --> 27:54.212 ‫همه‌ش تمومه. 27:54.546 --> 27:55.714 ‫یالا، دن. 27:55.839 --> 27:57.382 ‫از سرم برین بیرون! 28:00.260 --> 28:02.846 ‫توهم صوتی نشون‌دهنده‌ی پیشرفت زوالِ مغزی‌ـه. 28:02.971 --> 28:04.181 ‫پنی‌سیلین جواب نمیده. 28:04.306 --> 28:07.100 ‫پس یا پنی‌سیلینی که داریم به درد نخوره، 28:07.225 --> 28:09.061 ‫یا تشخیصمون اشتباه‌ست. 28:10.687 --> 28:13.690 ‫خونه‌ی اول. «میدنایت». 28:13.815 --> 28:16.818 ‫آنزیم‌های کبدی، اوره و کراتین خونه همه طبیعی بودن. 28:16.943 --> 28:18.070 ‫دیابت نیست، نتایج نرماله. 28:18.195 --> 28:20.739 ‫- مشکل متابولیک نیست. ‫- «اِم.آر.آی» واسکولیت رو حذف میکنه. 28:20.864 --> 28:22.115 ‫حرف «آی» برای التهاب. 28:22.240 --> 28:23.533 ‫برای بیماری انحطاطی زیادی کم سن‌ـه. 28:23.658 --> 28:25.118 ‫«دی»، به سلامت. 28:25.243 --> 28:27.662 ‫- «اِن» برای نئوپلاستیک. ‫- «اِم.آر.آی» تمیز بود. 28:28.955 --> 28:30.874 ‫- «آی» برای التهاب. ‫- اینو که گفتیم. 28:30.999 --> 28:33.293 ‫مسخره‌ست که دو تا «آی» ‫تو یه یادآور داشته باشیم. اون یکی چیه؟ 28:33.418 --> 28:34.252 ‫عفونت. 28:34.377 --> 28:35.754 ‫ایمونوگلوبولین‌ها باید یه معنی‌ای داشته باشن. 28:35.879 --> 28:36.922 ‫ولی تبی در کار نیست. 28:37.047 --> 28:38.340 ‫گلبول سفید بالا رفته، ‫ولی توی دامنه طبیعی‌ـه. 28:38.465 --> 28:41.259 ‫هرچیزی محتمل هم نبوده تست کردیم. ‫همه چیز منفی‌ـه. 28:41.384 --> 28:42.928 ‫سی‌تی‌اسکن خون‌ریزی زیر جمجمه رو حذف میکنه. 28:43.094 --> 28:44.679 ‫ضربه. تا دیدار بعد. 28:50.310 --> 28:51.520 ‫میدونی مشکل چیه؟ 28:51.645 --> 28:55.065 ‫«میدنایت» در اصل با یه «جی» و «اچ» نوشته میشه. 28:55.398 --> 28:58.985 ‫اگه میتونستیم بفهمیم ‫اون دو تا حرف چی هستن خوب میشد. 29:02.239 --> 29:05.325 ‫یه مغز مریضه، ‫خوش میگذرونه، 29:07.369 --> 29:10.038 ‫شکنجه‌ش میده، ‫باهاش صحبت میکنه. 29:15.210 --> 29:17.128 ‫زهره ترکش میکنه. 29:19.381 --> 29:23.635 ‫یه نوار مغز بگیرین، الکترواکوگرافی چپ و راست، ‫میکروفون‌های داخل مری. 29:24.386 --> 29:28.139 ‫اگه میخواد حرف بزنه، بیاین گوش بدیم. 29:30.267 --> 29:34.229 ‫یه چیزی رو جا انداختیم. ‫شیر تو شیر شد. 29:34.354 --> 29:38.149 ‫واسه همین ایده‌ی حرف زدن ‫مغز با ویروس به ذهنت رسید؟ 29:38.275 --> 29:40.360 ‫وحشت کردم. باشه؟ 29:40.485 --> 29:42.946 ‫اگرچه، به نظر باحال می‌اومد. ‫اونا که باورشون شد. 29:46.616 --> 29:47.742 ‫لعنت. 29:48.285 --> 29:50.287 ‫اینم یه دلیل دیگه که ‫خوشم نمیاد مریض از نزدیک ببینم. 29:50.412 --> 29:53.290 ‫اگه ندونن چه شکلی هستی، ‫نمیتونن سرت داد بزنن. 29:53.415 --> 29:54.833 ‫برو که رفتیم. 29:59.588 --> 30:01.715 ‫چطور میتونی همینجوری اینجا بشینی؟ 30:02.841 --> 30:04.259 ‫اگه ایستاده بخورم، ‫می‌ریزه زمین. 30:04.384 --> 30:07.596 ‫پسرمون داره می‌میره، ‫و هیچ اهمیت نمیدی؟ 30:08.388 --> 30:11.433 ‫جهنم رو سرمون خراب شده. ‫هیچ کاری نمیکنی؟ 30:12.767 --> 30:14.894 ‫ببخشید. ‫باید خودتون رو تخلیه کنید. می‌فهمم. 30:15.020 --> 30:16.855 ‫اینجور از بالا به ما نگاه نکن. 30:17.355 --> 30:19.983 ‫یه بار هم نرفتی ببینیش. 30:20.191 --> 30:22.235 ‫فشار خونش 110 روی 70 ـه. 30:23.028 --> 30:25.447 ‫کانال مصنوعیش بازه، به خوبی توی ‫بطنِ کناری راست جاگذاری شده. 30:25.572 --> 30:27.324 ‫نوار قلبش موج‌های طبیعی نشون میده... 30:27.449 --> 30:30.201 ‫و امواج عمقیش در ‫لیدهای اندامی و سینه‌ای معکوس شدن. 30:30.327 --> 30:33.246 ‫آنزیم‌های کبدی بالا رفتن، ‫ولی فقط دو برابر مقدار طبیعی هستن. 30:33.371 --> 30:35.665 ‫اُه، آره. ‫و یه صداهایی هم می‌شنوـه. 30:40.795 --> 30:42.380 ‫برین دستش رو بگیرین. 30:44.424 --> 30:46.509 ‫برین. سینی غذاتون رو من می‌برم. 31:00.106 --> 31:01.941 ‫کیسه نمونه پیشت داری؟ 31:02.067 --> 31:05.111 ‫باورم نمیشه. ‫میخوای آزمایش «دی.اِن.اِی» بگیری؟ 31:05.236 --> 31:08.573 ‫پسرشون در حد مرگ مریضه. ‫میدونم. افتضاحه. 31:08.698 --> 31:10.033 ‫ولی حقیقت اینه، ‫اگه سرم رو مشغول... 31:10.158 --> 31:12.494 ‫چیزهای کم اهمیت مثل این نکنم، ‫می‌ترسم اشکم سرازیر بشه. 31:12.619 --> 31:13.745 ‫خیلی الاغی. 31:13.870 --> 31:16.081 ‫آره؟ ‫میخوای شرط رو دو برابر کنیم؟ 31:27.175 --> 31:29.969 ‫شبکه 6 داره «بیمارستان جنرال» میده. 31:30.095 --> 31:33.098 ‫مغز دن شبکه 6 نشون نمیده الان. فقط چرت و پرت. 31:33.223 --> 31:35.225 ‫امواج فعالیت تشنجی نشون نمیدن. 31:37.143 --> 31:38.186 ‫تو چی کار میکنی؟ 31:38.311 --> 31:42.023 ‫- منتظرم شمارش گلبول و بیوشیمی بیاد. ‫- خوبه. «دی.اِن.اِی» اینا رو تست کن. 31:45.068 --> 31:47.487 ‫- این چیه؟ ‫- لیوان قهوه‌ی والدینش. 31:48.905 --> 31:49.906 ‫باورم نمیشه. 31:50.031 --> 31:51.199 ‫قبلاً یا یکی دیگه این بحث رو داشتم. 31:51.324 --> 31:54.285 ‫اگه کار دیگه‌ای واسه کردن داری، ‫همون رو انجام بده. اگه نه، اینو انجام بده. 32:02.418 --> 32:04.045 ‫دکتر هاوس؟ 32:04.170 --> 32:05.421 ‫هی. آقای فانستن. 32:05.588 --> 32:07.132 ‫داشتم فکر میکردم کِی برمیگردی. 32:07.257 --> 32:08.842 ‫واسم کاغذ آوردی؟ 32:08.967 --> 32:10.969 ‫باعث شدی به طرز شدیدی فشار ذهنی تحمل کنم. 32:11.094 --> 32:12.762 ‫مطمئناً امیدوارم اینطور بوده باشه. 32:13.304 --> 32:15.765 ‫چیه؟ اونقدر خسیسی ‫که ندادی وکیلت برات بیاره‌تش، 32:15.890 --> 32:17.141 ‫یا اینجوری بیشتر حال میده؟ 32:17.267 --> 32:19.352 ‫واضحه که حاضرم در ازای ‫پول شکایتم رو پس بگیرم. 32:19.477 --> 32:21.145 ‫تو مشکلی داری. 32:23.690 --> 32:24.816 ‫نه، ندارم. 32:24.941 --> 32:27.569 ‫خب، شاید راست بگی، ‫ولی یه نتیجه آزمایش دارم که میگه داری. 32:27.694 --> 32:30.154 ‫ممکنه مثبتِ کاذب باشه، ‫و درحالت عادی دوباره آزمایش میکنم، 32:30.280 --> 32:31.823 ‫ولی از اونجا که اینجایی، ‫همون آزمایش اول قبوله. 32:31.948 --> 32:33.116 ‫میخوای منو بترسونی. 32:33.241 --> 32:35.285 ‫باید گزارش کرد، میدونی. ‫موضوع سلامتِ عمومیه. 32:35.410 --> 32:37.161 ‫حتماً به زنم خبر میدم. 32:37.287 --> 32:39.247 ‫به خودت زحمت نده. ‫مقامات به جات زنگ می‌زنن. 32:39.372 --> 32:42.333 ‫ببین، اگه پاک باشی، ‫مطمئنم تمامش میگذره. مشکل بزرگی نیست. 32:42.458 --> 32:43.626 ‫فهمیدنش یه راه ساده داره. 32:43.751 --> 32:45.712 ‫بده یکی از دکترهات آزمایش کنه. 32:47.714 --> 32:48.715 ‫آه آ. 32:49.465 --> 32:52.260 ‫الان اینا واسه منه. ‫تو دادگاه می‌بینمت. 32:56.472 --> 32:59.559 ‫ویروس «وست‌نایل»، منفی. ‫از اونجا که توی دسامبر پشه‌های زیادی... 32:59.684 --> 33:01.019 ‫از جرسی رد نمیشن تعجب‌آور نیست. 33:01.144 --> 33:02.186 ‫التهاب مغزی «اِکوئاین» شرقی هم نیست. 33:02.312 --> 33:03.563 ‫باورتون نمیشه. 33:03.688 --> 33:04.731 ‫چی شده؟ 33:04.856 --> 33:07.275 ‫هاوس درست میگه. ‫اون بابای واقعیش نیست. 33:08.735 --> 33:10.528 ‫شرطش رو هم دو برابر کرد. 33:11.195 --> 33:13.323 ‫اینم باورتون نمیشه. 33:13.448 --> 33:15.283 ‫مادرش هم مادر واقعیش نیست. 33:17.785 --> 33:20.538 ‫جابه‌جا کردن پسرتون تو این وضعیتش فکر خوبی نیست. 33:20.663 --> 33:22.957 ‫- فقط میخوایم دکتر دیگه‌ای نظر بده. ‫- یه جواب میخوایم. 33:24.459 --> 33:27.420 ‫ای احمق‌ها. بهم دروغ گفتین. 33:27.545 --> 33:29.339 ‫درمورد هیچی دروغ نگفتیم. 33:29.464 --> 33:32.300 ‫تو، از طرف دیگه، ‫بهمون تهمت زدی که به پسرمون حمله کردیم. 33:32.425 --> 33:34.344 ‫- عالی شد. ‫- میشه گندهای منو ول کنیم... 33:34.469 --> 33:36.429 ‫و رو گند اونا تمرکز کنیم؟ ‫مال اونا بزرگ‌تره. 33:36.554 --> 33:39.182 ‫- شما والدین دن نیستین. ‫- ما والدینش هستیم. 33:39.307 --> 33:40.808 ‫اون به فرزندخوندگی گرفته شده. ‫نیازی نیست خودش بدونه. 33:40.933 --> 33:41.893 ‫من نیازه بدونم. 33:42.018 --> 33:43.436 ‫فرزندخوندگی یعنی ما هم اندازه والدین... 33:43.561 --> 33:47.440 ‫گوش کن. وقتی داشتیم سابقه پزشکیش ‫رو می‌گرفتیم، قاطی کرده بودی؟ 33:47.607 --> 33:49.942 ‫فکر کردی دنبال یه سرنخ ژنتیکی ‫برای شرایط فعلیش بودیم، 33:50.068 --> 33:51.361 ‫یا خیال کردی میخوایم مشخص کنیم... 33:51.486 --> 33:54.113 ‫کی تو این دنیای بزرگِ بیشتر دوستش داره؟ 33:54.238 --> 33:56.366 ‫چطور این قضیه رو فهمیدی؟ 33:57.116 --> 34:00.161 ‫- از دی.اِن.اِی‌شون نمونه گرفتم. ‫- ما نمونه دی.اِن.اِی ندادیم بهت. 34:00.286 --> 34:02.246 ‫لیوان‌های قهوه‌تون توی کافه‌تریا. 34:02.372 --> 34:03.664 ‫نمیتونی همچین کاری بکنی. 34:03.790 --> 34:06.250 ‫دوباره، چرا گیر دادیم به کاری که من کردم؟ 34:06.376 --> 34:07.794 ‫سابقه پزشکی‌تون به هیچ درد نمیخوره. 34:07.919 --> 34:12.131 ‫نه. ما یه تاریخچه‌ی ‫پُرجزئیات از مادر بیولوژیکیش دادیم. 34:12.382 --> 34:15.426 ‫تاریخچه‌ی مادرش. ‫سیگار نمی‌کشید، سالم بود، 34:15.551 --> 34:18.346 ‫کلسترول پائین، ‫مشکلات فشار خون نداشت. 34:18.471 --> 34:20.390 ‫دَن دو هفته بعد از دنیا ‫اومدنش به فرزند خوندگی گرفته شد. 34:20.515 --> 34:22.058 ‫تاریخچه‌ش رو دارین. ‫چیزی نیست که لازم باشه بدونید... 34:22.183 --> 34:24.352 ‫- که ما بهتون نگفته باشیم. ‫- به نظر منطقی میاد. 34:24.977 --> 34:28.314 ‫خب، اگه میخواین پسرتون رو منتقل کنین، ‫انتخاب با شماست. 34:28.439 --> 34:29.565 ‫من هنوز فکر میکنم کار اشتباه... 34:29.690 --> 34:31.401 ‫واکسن زده بوده؟ 34:32.610 --> 34:34.028 ‫مادر بیولوژیکیش؟ 34:34.153 --> 34:35.738 ‫وقتی بچه بود، ‫واکسن‌هاش رو گرفته؟ 34:35.863 --> 34:38.449 ‫دَن توی 6 ماهگی واکسن زد. 34:39.867 --> 34:43.121 ‫میدونی چرا بچه‌ها تو 6 ماهگی واکسن می‌زنن؟ 34:43.246 --> 34:44.705 ‫چون قبل از اون توسط سیستم ایمنی... 34:44.831 --> 34:48.167 ‫مادر بیولوژیکیشون حفاظت میشن. 34:48.292 --> 34:50.503 ‫پس، خانم واکسن زده بوده؟ 34:54.048 --> 34:57.176 ‫نوزاد یه ویروس عادی بی‌آزارِ سرخک می‌گیره. 34:57.552 --> 35:00.304 ‫پوستش می‌خاره. ‫شدیداً بی‌قرار میشه، 35:00.429 --> 35:02.557 ‫یه تب ناجور میگیره، ‫ولی زنده می‌مونه. 35:02.682 --> 35:04.100 ‫اینجاش قشنگ میشه. 35:04.225 --> 35:07.895 ‫از هر یک میلیون و خورده‌ای، یه بار، ‫ویروس جهش پیدا میکنه. 35:08.896 --> 35:11.482 ‫جای اینکه دَن تب و خارش بگیره، 35:11.607 --> 35:15.570 ‫ویروس وارد مغزش شده و قایم میشه، ‫مثل یه بمب ساعتی. 35:16.195 --> 35:19.073 ‫در این مورد، 16 سال طول کشید. 35:19.198 --> 35:21.868 ‫التهاب مغز تصلب دهنده‌ی تحت حاد. 35:22.577 --> 35:24.412 ‫میدونم. تو 30 سال گذشته... 35:24.537 --> 35:26.080 ‫فقط 20 مورد در آمریکا گزارش شده. 35:26.205 --> 35:29.500 ‫گمونم بشه گفت که بچه هنوز تو مرحله‌ی یک بیماری‌ـه. 35:29.625 --> 35:31.711 ‫وقتی این بیماری بره به مرحله‌ی دو... 35:31.836 --> 35:35.131 ‫بوم. ‫مرحله دو در تمام موارد کشنده‌ست. 35:35.256 --> 35:36.215 ‫فکر کنم غیرممکنه که بدونیم... 35:36.340 --> 35:37.758 ‫کِی ممکنه وارد مرحله دوم بشه. 35:37.884 --> 35:39.927 ‫از الان شروع به نشون دادن علائم کرده. 35:40.052 --> 35:42.263 ‫ممکنه یه ماه باشه. ‫ممکنه امشب باشه. 35:42.638 --> 35:44.515 ‫- میشه درمانش کنیم؟ ‫- از نورولوژیست بپرس. 35:44.640 --> 35:46.851 ‫اینترفرون داخل بطنی. 35:46.976 --> 35:48.269 ‫بدون تأیید تشخیصش نمیتونیم یه میله... 35:48.394 --> 35:51.022 ‫تو مغزش فرو کنیم و اینترفرون بِچِکونیم داخلش. 35:51.147 --> 35:53.190 ‫- مایع نخاعش رو بکشید. ‫- تو مایعش نتیجه‌ی قابل اعتمادی... 35:53.316 --> 35:54.859 ‫از آنتی‌بادی‌های سرخگ گیرمون نمیاد. 35:54.984 --> 35:56.027 ‫نه بعد از تمام درمان‌هایی که بهش دادیم. 35:56.152 --> 35:59.238 ‫پس درمانِ نادرست تنها امیدِ ‫تشخیص درست رو از بین می‌بره. 35:59.363 --> 36:01.282 ‫چرا مردم بهم دروغ میگن؟ 36:03.409 --> 36:06.245 ‫ممکنه بچه رو به کشتن بده. ‫توپ تو زمین توـه، فورمن. 36:06.370 --> 36:08.331 ‫بگو مجبور نیستم از مغزش نمونه بیوپسی بگیرم. 36:10.249 --> 36:12.376 ‫خب، یه راه دیگه هست. 36:14.045 --> 36:16.088 ‫مطمئنی درد نداره؟ 36:16.213 --> 36:18.257 ‫آره. فقط خیلی ترسناکه. 36:18.674 --> 36:20.259 ‫میدونی، از طریق مردمک وارد میشیم. 36:20.384 --> 36:22.887 ‫ولی حسش نمیکنی. ‫چشمت رو فلج کردیم. 36:23.012 --> 36:24.680 ‫سوزن وارد پشتِ چشم میشه، 36:24.805 --> 36:28.059 ‫که از اونجا یه نمونه از شبکیه‌ت برمیداریم. 36:33.272 --> 36:36.442 ‫اینطوری تأیید کردیم که ‫مشکل همین ویروسِ جهش‌یافته‌ست. 36:36.692 --> 36:40.112 ‫درمان «اس.اس.پی.ای» اینترفرونِ داخل بطنی‌ـه. 36:40.237 --> 36:43.240 ‫یه مخزنِ «اومایا» زیر پوست سرش کار میذاریم، 36:43.366 --> 36:45.117 ‫که به یه لوله‌ی بطنی متصل میشه... 36:45.242 --> 36:48.204 ‫که ماده‌ی ضد ویروسی ‫رو مستقیماً وارد نیمکره‌ی چپ میکنه. 36:48.329 --> 36:49.664 ‫میخوای به این کار رضایت بدیم؟ 36:49.789 --> 36:51.499 ‫من حتی نمی‌فهمم چی داری میگی. 36:51.624 --> 36:53.459 ‫خب، داروی ضد ویرویس... 36:57.088 --> 36:58.589 ‫ببین. متأسفم. 36:58.714 --> 37:00.758 ‫میتونم تا جایی که میتونم خوب توضیح بدم، 37:00.883 --> 37:03.803 ‫ولی اینکه فکر کنیم کاملاً ‫درمان پسرتون رو متوجه میشین... 37:03.928 --> 37:07.264 ‫و یه تصمیم آگاهانه ‫می‌گیرین یه جورایی معقولانه نیست. 37:09.308 --> 37:11.560 ‫چیزی که لازمه بدونید اینه. 37:12.353 --> 37:16.065 ‫خطرناکه. ‫ممکنه بمیره. 37:17.108 --> 37:18.651 ‫باید انجامش بدین. 37:29.912 --> 37:32.081 ‫چیز دیگه‌ای لازم داشتی؟ 37:51.016 --> 37:54.228 ‫نمیتونی یه تست دی.اِن.اِی 3200 دلاری ‫واسه برنده شدن یه شرط درخواست بدی. 37:54.353 --> 37:56.313 ‫واسه بیمارستان که هزینه نیست. 37:56.730 --> 37:57.773 ‫نمیدونم میدونی یا نه، 37:57.898 --> 38:00.276 ‫ولی در حقیقت دستگاه ‫آزمایش دی.اِن.اِی مال خود بیمارستان‌ـه. 38:00.401 --> 38:01.527 ‫- جدی میگم. ‫- به والدینش... 38:01.652 --> 38:02.987 ‫بگو صورت‌حساب رو بزنن واسه بیمه. 38:03.112 --> 38:05.197 ‫بیمه قرار نیست هزینه‌ی یه شرط‌بندی رو بده. 38:05.322 --> 38:06.282 ‫باید بده. 38:06.407 --> 38:08.325 ‫اگه اون شرط رو نمی‌بستیم، ‫بچه می‌مُرد. 38:09.243 --> 38:11.662 ‫اگه به خاطر شرط پدریش نبود، ‫هیچوقت نمونه دی.ان.ای‌شون نمیگرفتم. 38:11.787 --> 38:13.289 ‫بدون دی.ان.ای، ‫هیچوقت نمی‌فهمیدیم... 38:13.414 --> 38:16.625 ‫که دَن به فرزندخوندگی گرفته شده، ‫که کلید حل این پرونده بود. 38:17.168 --> 38:19.628 ‫فقط نمیخوای پول باختت رو بدی. 38:20.045 --> 38:22.298 ‫اشتباه بزرگیه. ‫آشنام یه آشنایی داره. 38:22.423 --> 38:25.467 ‫باشه. اجازه میدم یه هفته درمانگاه کار نکنی، 38:25.593 --> 38:28.554 ‫بعد از اینکه 3,200 دلار ‫واسه تست «پی.سی.آر» رو دادی. 38:38.189 --> 38:41.025 ‫خب، حالا، ‫این 100 دلاری که تو بهم بدهکاری. 38:42.401 --> 38:44.528 ‫اینم 100 دلاری که از کمرون برنده شدم. 38:44.653 --> 38:47.072 ‫دویست تایی که از فورمن گرفتم. 38:48.407 --> 38:52.036 ‫و 600 دلاری که از ویلسون گرفتم. 38:55.122 --> 38:56.165 ‫باخت سنگینی بود براش. 39:00.211 --> 39:01.837 ‫هی. صبح به خیر. 39:02.254 --> 39:03.839 ‫نوار مغزت خبرهای خوبی داره. 39:03.964 --> 39:05.216 ‫درمان داره جواب میده. 39:05.341 --> 39:07.301 ‫و سیستم ایمنی‌ت داره جواب میده. 39:08.010 --> 39:11.263 ‫میدونم سر صبحه، ‫ولی فقط میخوام یه نگاه بندازم. 39:12.348 --> 39:13.682 ‫خیلی‌خب. 39:13.807 --> 39:16.185 ‫بذار ببینیم مغزت چی کار میتونه بکنه. 39:16.310 --> 39:17.645 ‫تا جایی که میتونی حیوان نام ببر... 39:17.770 --> 39:19.563 ‫که با حرف «او» شروع میشه. 39:20.356 --> 39:21.649 ‫شتر مرغ. 39:22.650 --> 39:25.361 ‫گاو. فیلِ پیر. 39:26.070 --> 39:28.739 ‫خب، از دفعه قبل دو تا بهتر بود. 39:29.114 --> 39:31.617 ‫ماجرای فرزندخوندگی رو چی کار میکنی؟ 39:31.742 --> 39:33.118 ‫از کلاس پنجم میدونستم. 39:33.994 --> 39:35.162 ‫چطور؟ 39:35.287 --> 39:36.538 ‫چال چونه. 39:37.957 --> 39:40.459 ‫من دارم. بابام نداره. 39:41.168 --> 39:42.086 ‫توی اینترنت نگاه کردم. 39:42.211 --> 39:44.797 ‫یکی از اون ویژگی‌های ارثی‌ـه. 39:44.922 --> 39:47.466 ‫درسته. ‫یه صفت اتوزومِ غالبه. 39:48.092 --> 39:50.219 ‫از اونجا که هیچکدوم از والدینت چال چونه ندارن، 39:50.344 --> 39:53.305 ‫خیلی بعیده که از نظر بیولوژیک باهاشون مرتبط باشی. 39:55.265 --> 39:56.725 ‫مطمئنی خوبی؟ 39:56.850 --> 39:59.269 ‫با فرزندخونده شدن هیچ مشکلی ندارم. 40:00.646 --> 40:02.231 ‫والدینم رو دوست دارم. 40:05.359 --> 40:06.360 ‫حالش چطوره؟ 40:06.485 --> 40:09.405 ‫اوضاعش خوبه. ‫بچه‌ی باهوشیه. 40:10.114 --> 40:11.448 ‫فکر کنم مشکلی براش پیش نمیاد. 40:15.452 --> 40:17.329 ‫- هی ‫- مرسی. 40:47.735 --> 40:49.820 ‫بدو، 18. بدو. 42:05.854 --> 42:11.860 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez