WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:03.002 --> 00:05.922 ‫[این یک اثر تخیلی است. ‫هر شباهتی با اسامی یا وقایع واقعی تصادفی می‌باشد.] 00:11.886 --> 00:13.221 ‫[اوساکا ۱۹:۵۷، ۱۶ درجه سانتی‌گراد] 00:13.304 --> 00:15.432 ‫سال ۵۷ از دوره یاماتو. بهار. 00:15.515 --> 00:18.935 ‫آئوترو میسومی بعد از سفر به اوساکا برای عمل به قولی ‫که به همسر مرحومش ساکی داده بود، 00:19.018 --> 00:22.021 ‫با یوشیتسونه آساما آشنا می‌شه؛ 00:22.105 --> 00:25.275 ‫مرد جوون دیگه‌ای که آرزو داره ‫از آزمون توریومون با موفقیت عبور کنه. 00:26.651 --> 00:29.320 ‫به گفته‌ی میتسوهیده ریومون، ژنرال مناطق مرزی، 00:29.404 --> 00:31.698 ‫کسی که توی این آزمون دنبالش می‌گردن... 00:32.741 --> 00:37.579 ‫کسی که بتونه زانوهام رو به زمین بزنه. همین و بس. 00:39.038 --> 00:42.584 ‫در حالی که بقیه شرکت‌کننده‌ها ‫یکی بعد از دیگری رد می‌شن، 00:42.667 --> 00:46.337 ‫آئوترو و یوشیتسونه در سکوت مشغول ‫تماشا هستن، که ناگهان... 00:50.091 --> 00:54.804 ‫ژنرال مرزی، ریومون، من پاهات رو ازت می‌گیرم. 02:27.855 --> 02:30.650 ‫«قسمت سوم: شورای امپراتوری» 02:32.986 --> 02:37.407 ‫فکر کردی اگه پاهام رو قطع کنی می‌افتم زمین، نه؟ 02:37.490 --> 02:41.327 ‫از این جور ایده‌های عجیب و غریب بدم نمیاد. 02:41.953 --> 02:43.788 ‫با این حال، خیلی خامی. 02:45.456 --> 02:48.042 ‫- منظورت این بود که «فوق‌العاده‌»ست؟ ‫- چی؟ 02:54.007 --> 02:55.341 ‫قبول شدی. 02:58.136 --> 03:02.473 ‫صبر کن، اون سعی کرد پاهاش رو قطع کنه. ‫این یارو اصلاً بویی از اخلاقیات نبرده؟ 03:02.557 --> 03:05.768 ‫و بدون هیچ تردیدی به ژنرال مرزی، ریومون، لگد زد. 03:05.852 --> 03:07.103 ‫یارو دیوونه‌ست؟ 03:08.771 --> 03:09.856 ‫هی، تو... 03:09.939 --> 03:13.192 ‫لگد خیلی خوبی بود. اسمت چیه؟ 03:15.570 --> 03:18.156 ‫اول از همه، با اینکه این بخشی از آزمون استخدامی بود، 03:18.239 --> 03:24.162 ‫می‌خوام بابت گستاخیم عذرخواهی کنم ‫و صمیمانه ازتون تشکر کنم. 03:24.871 --> 03:28.875 ‫نام خانوادگی من آساما، و اسم کوچیکم یوشیتسونه است. 03:28.958 --> 03:31.210 ‫- آساما؟ ‫- آساما، این یه خاندان اصیله! 03:31.294 --> 03:32.795 ‫همون آسامای معروف؟ 03:33.045 --> 03:35.298 ‫مسخره‌ست. چقدر خنده‌دار. 03:35.381 --> 03:38.426 ‫اگه یکی ازت انتقاد کنه، بقیه هم ازت انتقاد می‌کنن، 03:38.509 --> 03:41.804 ‫و اگه یکی ازت تعریف کنه، ‫بقیه هم مثل گوسفند تقلید می‌کنن و همون کار رو می‌کنن. 03:42.388 --> 03:44.390 ‫واقعاً از این مسئله متنفرم. 03:44.474 --> 03:47.810 ‫برید، کل عمرتون رو صرف دویدن دنبال من کنید. 03:48.436 --> 03:50.229 ‫تو چی فکر می‌کنی میسومی؟ 03:50.313 --> 03:52.815 ‫واقعاً می‌خوای این دنیا رو عوض کنی، نه؟ 03:52.899 --> 03:55.193 ‫من کسی‌ام که قراره دنیا رو عوض کنه. 03:55.693 --> 03:58.905 ‫- هی، بند کفشت باز شده. ‫- راست می‌گی. 04:03.785 --> 04:04.619 ‫[کلافه] 04:04.702 --> 04:07.705 ‫چرا اینقدر خونسرده؟ الان به من لایک نشون داد؟ 04:07.789 --> 04:10.082 ‫توی معمولی با اون موهای فرق بغلت! 04:25.932 --> 04:27.934 ‫من یه چیزی به عنوان پیشکش آوردم. 04:31.979 --> 04:35.024 ‫چی؟ این چشه؟ داره حسابی خودش رو براش شیرین می‌کنه. 04:35.608 --> 04:39.028 ‫اگه پاچه‌خواری لازم بود، کل روز این کار رو می‌کردم. 04:39.654 --> 04:41.489 ‫البته اون این حرف رو زد، ولی... 04:41.572 --> 04:45.451 ‫شکی توش نیست، این صد در صد پاچه‌خواریه! 04:46.536 --> 04:47.703 ‫چقدر ضایع. 04:50.039 --> 04:51.165 ‫[اصلاحات سیاست کشاورزی] 04:51.165 --> 04:52.291 ‫این... 04:52.708 --> 04:56.212 ‫من اصلاحات در سیاست کشاورزی رو پیشنهاد می‌دم ‫تا از شکست خوردن توی جنگ جلوگیری کنیم. 04:58.047 --> 04:59.131 ‫کشاورزی؟ 04:59.215 --> 05:00.758 ‫سیاستِ چی؟ 05:02.635 --> 05:05.054 ‫- کاکو! ‫- بله؟ 05:05.137 --> 05:08.099 ‫[ورق زدن] 05:08.891 --> 05:09.725 ‫این... 05:10.434 --> 05:13.396 ‫میسومی، تو آخه داری چی‌کار... 05:13.479 --> 05:17.275 ‫هدف از این سیاست کشاورزی، ‫افزایش محصول توی مناطق مرزی... 05:17.358 --> 05:19.652 ‫و افزایش تعداد سربازهای مستقر در اونجاست. 05:19.735 --> 05:23.531 ‫همون‌طور که همه‌تون می‌دونید، ‫از ۳۶۰ هزار سرباز یاماتو، 05:23.614 --> 05:27.201 ‫با احتساب کل نیروهای آیچی، فوکویی و شیگا، 05:27.285 --> 05:29.662 ‫کمتر از یک پنجمشون توی مناطق مرزی مستقر هستن. 05:29.745 --> 05:31.289 ‫دلیلش چیه؟ 05:31.372 --> 05:35.042 ‫چون محصولات کشاورزی اونجا برای تأمین آذوقه ‫یه ارتش بزرگ‌تر کافی نیست. 05:35.126 --> 05:36.836 ‫به خاطر این کمبود سربازهای ثابت، 05:36.919 --> 05:40.089 ‫وقتی جنگی درمی‌گیره، ‫باید از مناطق روستایی سرباز اعزام بشه. 05:40.172 --> 05:43.759 ‫این کار نیازمند هزینه و تلاش عظیمیه. 05:43.843 --> 05:46.137 ‫بنابراین، برای افزایش بهره‌وری، 05:46.220 --> 05:49.390 ‫ما سربازها رو به کشت ‫توی زمین‌های کشاورزیِ رهاشده توی مناطق مرزی وامی‌داریم. 05:49.473 --> 05:52.727 ‫این سه منطقه مرزی خاک حاصلخیزی دارن ‫که برای کشاورزی خیلی مناسبه. 05:52.810 --> 05:57.523 ‫پس ما زمین‌های اطراف اوساکا رو رها می‌کنیم ‫و آب رو به مناطق مرزی می‌بریم. 05:57.606 --> 06:01.110 ‫اول، ما ۵۰ هزار سرباز رو برای کشاورزی ‫بین این سه منطقه تقسیم می‌کنیم. 06:01.193 --> 06:03.195 ‫یک پنجم نیروها به صورت چرخشی عوض می‌شن، 06:03.279 --> 06:06.699 ‫که باعث می‌شه ۴۰ هزار سرباز ‫همزمان هم کشاورزی کنن و هم از زمین دفاع کنن. 06:06.782 --> 06:10.911 ‫با آب کافی، انتظار می‌ره ‫تولید به پنج برابر سطح فعلی برسه. 06:10.995 --> 06:12.830 ‫حتی بعد از کسر تلفات و هزینه‌ها، 06:12.913 --> 06:15.916 ‫ما می‌تونیم سالانه ۱.۵ میلیون تن غلات تأمین کنیم. 06:16.000 --> 06:19.170 ‫توی سه سال، ما ۴.۵ میلیون تن ذخیره ‫توی مناطق مرزی خواهیم داشت. 06:19.754 --> 06:22.715 ‫این مقدار، آذوقه‌ی پنج سالِ یه ارتش ۱۰۰ هزار نفریه. 06:22.798 --> 06:27.428 ‫با داشتن این نقشه به عنوان پایه‌مون، ‫توی جنگ شکست نمی‌خوریم. 06:30.389 --> 06:31.682 ‫فوق‌العاده‌ست. 06:32.349 --> 06:33.809 ‫واقعاً فوق‌العاده‌ست. 06:35.603 --> 06:39.982 ‫اما چطوری می‌خوای من رو به زانو دربیاری؟ 06:40.066 --> 06:44.278 ‫ژنرال مرزی ریومون، ‫من نمی‌تونم شما رو به زانو دربیارم. 06:48.240 --> 06:49.408 ‫چرا که نه؟ 06:49.742 --> 06:53.621 ‫من هیچ تکنیک مبارزه‌ای رو مثل آقای تسونه بلد نیستم. 06:54.288 --> 06:58.042 ‫امکان نداره بتونم توی این آزمون قبول بشم. 06:58.125 --> 07:01.712 ‫خب پس، چرا این رو آوردی؟ 07:01.879 --> 07:07.885 ‫امیدوار بودم بعد از اینکه توی آزمون توریومون قبول شدم، ‫این رو بهتون بدم. 07:08.552 --> 07:13.057 ‫اما فهمیدم که این اتفاق نمی‌افته، ‫واسه همین تصمیم گرفتم الان بهتون تقدیمش کنم. 07:13.724 --> 07:16.310 ‫من اسم تو رو نمی‌دونم. 07:16.393 --> 07:19.104 ‫اگه دیگه تو رو نبینم، ‫هیچ اعتباری بابت این کار بهت نمی‌رسه. 07:19.188 --> 07:20.314 ‫با این قضیه مشکلی نداری؟ 07:20.689 --> 07:21.899 ‫البته که نه. 07:26.487 --> 07:27.780 ‫قبول شدی. 07:29.490 --> 07:30.783 ‫شگفت‌انگیزه! 07:32.034 --> 07:33.494 ‫خب، اسمت چیه؟ 07:34.495 --> 07:36.497 ‫آئوترو میسومی. 07:37.706 --> 07:39.208 ‫پایان آزمون! 07:41.544 --> 07:43.963 ‫از همه‌تون ممنونم که امروز اومدید. 07:44.046 --> 07:49.760 ‫اگه نتونستید قدرت خودتون رو نشون بدید ‫و توی این به اصطلاح توریومون قبول نشدید، 07:49.843 --> 07:51.512 ‫لطفاً دوباره بیاید. 07:51.595 --> 07:55.015 ‫من همیشه اینجام، مگه وقت‌هایی که مجبورم برم جنگ. 07:55.683 --> 07:57.268 ‫مشتاقانه منتظر دیدارتون هستم. 07:58.394 --> 07:59.979 ‫من دوباره تلاش می‌کنم! 08:00.062 --> 08:01.981 ‫دفعه بعد حتماً قبول می‌شم! 08:06.860 --> 08:09.446 ‫یکی مهارتش رو توی هنرهای رزمی نشون داد، ‫اون یکی خرد و ذکاوتش رو. 08:09.947 --> 08:14.743 ‫کی فکرش رو می‌کرد توی اون ده دقیقه‌ای که داشتیم، ‫دو نفر با چنین پتانسیلی پیدا کنیم... 08:14.827 --> 08:19.373 ‫یوشیتسونه آساما. شجاعت اون قطعاً استثنائیه. 08:20.124 --> 08:24.128 ‫هنوز یه‌کم خامه، اما اگه فروتن باشه ‫و تمام تلاشش رو بکنه، 08:24.211 --> 08:27.214 ‫شاید یه روزی بتونه فرمانده بشه ‫و یاماتو رو رهبری کنه. 08:28.882 --> 08:31.677 ‫و آئوترو میسومی. 08:31.760 --> 08:34.388 ‫می‌شه در اون، رگه‌هایی از یه مرد ‫با جاه‌طلبی‌های بزرگ رو دید، 08:34.471 --> 08:36.932 ‫با این حال به نظر نمی‌رسه که تشنه شهرت باشه. 08:37.016 --> 08:38.517 ‫مرد جالبیه. 08:38.601 --> 08:40.936 ‫حتی وقتی توی آزمون قبول شد، خیلی خونسرد بود، 08:41.020 --> 08:46.400 ‫انگار نقشه‌اش این بود که کاری کنه ‫شما با میل خودتون به زانو دربیاید آقای ریومون. 08:46.984 --> 08:49.820 ‫من واقعاً برای دیدن آینده‌شون هیجان‌زده‌ام. 08:51.572 --> 08:53.157 ‫یعنی قصدش این بود؟ 08:53.240 --> 08:55.117 ‫که کاری کنه با کمال میل زانو بزنم؟ 08:55.200 --> 08:57.077 ‫نه، نه، نه... 09:02.207 --> 09:03.876 ‫نمی‌تونه اینطور باشه، می‌تونه؟ 09:05.252 --> 09:07.046 ‫[سفر هزار فرسنگی با یک قدم آغاز می‌شود] 09:07.129 --> 09:08.881 ‫سال ۵۷ از دوران یاماتو. بهار. 09:08.964 --> 09:11.967 ‫توی این روز، آئوترو موفق شد از آزمون توریومون عبور کنه. 09:12.634 --> 09:18.640 ‫هیچکس از امواج بزرگ ‫تغییری که در آینده در انتظارشونه خبر نداره. 09:19.850 --> 09:22.770 ‫توی دنیایی از دشمنان و متحدان، آرمان‌ها و خیانت‌ها، 09:22.853 --> 09:27.191 ‫آینده، دوران صلح خواهد بود یا دوران آشوب؟ 09:30.527 --> 09:32.029 ‫آئوترو میسومی. 09:32.112 --> 09:36.241 ‫افسانه‌ای که توی اون به عنوان ‫یه استراتژیست نابغه شناخته می‌شه... 09:37.034 --> 09:38.952 ‫از حالا شروع می‌شه. 09:39.953 --> 09:42.873 ‫[قمقمه ریومون] ‫[پیشنهاد بازنگری در سیاست کشاورزی] 09:44.291 --> 09:48.087 ‫سال ۵۹ از دوران یاماتو. زمستان. اوساکا. 09:48.796 --> 09:54.510 ‫نزدیک به سه سال از قبولی آئوترو ‫توی آزمون توریومون می‌گذره. 09:54.593 --> 09:59.223 ‫اعلیحضرت همایونی، امپراتور یاماتو! 10:09.775 --> 10:11.360 ‫تعظیم کنید! 10:11.443 --> 10:14.822 ‫زنده باد اعلیحضرت همایونی، امپراتور یاماتو! 10:15.948 --> 10:20.911 ‫زنده باد امپراتور! ‫زنده باد امپراتور! 10:20.994 --> 10:25.707 ‫زنده باد امپراتور! ‫زنده باد امپراتور! 10:25.791 --> 10:28.627 ‫دیگه کافیه! راحت باشید! 10:33.340 --> 10:35.634 ‫خب، وزیر کشور کجاست؟ 10:35.717 --> 10:36.844 ‫توی دستشویی. 10:36.927 --> 10:38.971 ‫اما شورای امپراتوری شروع شده... 10:39.054 --> 10:39.972 ‫توی دستشویی. 10:40.055 --> 10:44.268 ‫گفتی توی دستشویی؟ پس عیبی نداره. 10:44.351 --> 10:47.062 ‫وقتی باید بری، باید بری دیگه. کاریش نمی‌شه... 10:47.771 --> 10:50.482 ‫زبونم گرفت. منظورم اینه که کاریش نمی‌شه کرد. 10:51.608 --> 10:52.651 ‫اون خیلی ترسناکه. 10:52.693 --> 10:55.153 ‫زیردستِ وزیر کشور همیشه خیلی ترسناکه. 10:55.237 --> 10:57.239 ‫[پوزخند] 11:03.078 --> 11:04.288 ‫[عطسه] 11:12.045 --> 11:13.839 ‫[بوم] 11:14.798 --> 11:16.300 ‫خب. 11:16.383 --> 11:19.595 ‫بیاید شورای امپراتوری رو شروع کنیم، ‫و بیاید سعی کنیم زیر ۳۰ دقیقه تمومش کنیم. 11:20.137 --> 11:22.389 ‫جلوی امپراتور چهارزانو نشسته؟! 11:22.806 --> 11:24.725 ‫پیش خودش چی فکر کرده؟ 11:27.060 --> 11:29.438 ‫خب، باشه، عالیجناب تایرا، 11:29.521 --> 11:33.692 ‫فکر کنم تو معمولاً بغل دست من می‌شینی... 11:34.943 --> 11:37.362 ‫نه، بفرما، هر جا که دوست داری بشین! 11:41.700 --> 11:43.535 ‫اجازه صحبت با همایونی رو می‌خوام. 11:45.746 --> 11:49.041 ‫ژنرال مرزی ریومون، ‫می‌تونی الان صحبتت رو بیان کنی. 11:51.585 --> 11:53.754 ‫اعلیحضرت همایونی، امپراتور یاماتو، 11:53.837 --> 11:58.634 ‫در نتیجه سیاست سرباز کشاورز ‫که توی سه سال گذشته در حال اجراش بودیم، 11:58.717 --> 12:00.636 ‫تونستیم تعداد سربازهای ثابت رو... 12:00.719 --> 12:03.513 ‫تقریباً ۱۰۰ هزار نفر توی سه منطقه مرزی افزایش بدیم. 12:03.597 --> 12:05.766 ‫- چی؟ ۱۰۰ هزارتا؟ ‫- غیرممکنه! 12:05.849 --> 12:08.393 ‫اون سیاست موفق بود؟ 12:08.477 --> 12:10.479 ‫ولی همه می‌گفتن قراره شکست بخوره. 12:11.271 --> 12:14.149 ‫همچنین ما بالاخره تونستیم سربازهای سابق بوئو رو... 12:14.232 --> 12:19.112 ‫که توی نبرد اخیر ناگاشینو تسلیم شدن، ‫به مناطق مرزی منتقل کنیم. 12:19.738 --> 12:22.866 ‫مطمئنم که اونا توی میدون جنگ ‫تمام تلاششون رو می‌کنن. 12:22.949 --> 12:24.326 ‫آره! 12:24.409 --> 12:25.994 ‫اون کچل. 12:26.078 --> 12:29.206 ‫درسته. این شگفت‌انگیزه ریومون! 12:29.289 --> 12:32.167 ‫من خیلی سر در نمیارم، ولی فقط تشویقش می‌کنم. 12:32.250 --> 12:34.920 ‫اعلیحضرت همایونی، امپراتور یاماتو، 12:35.670 --> 12:41.093 ‫شما واقعاً متوجه نمی‌شید که چرا ‫سیاستی که ریومون اجرا کرده شگفت‌انگیزه، درسته؟ 12:41.968 --> 12:43.220 ‫اون ذهن‌خونه؟ 12:43.303 --> 12:47.516 ‫ریومون به طرز هوشمندانه‌ای ‫این سیاست قدیمی رو بازنگری کرد، 12:47.599 --> 12:50.435 ‫و کشاورزهای نظامی رو جایگزین رعایا کرد. 12:50.519 --> 12:54.231 ‫سه سال پیش، تعداد سربازهای ثابت توی مناطق مرزی 12:54.314 --> 12:58.693 ‫توی آیچی ۳۳ هزار، توی شیگا ۱۰ هزار، ‫و توی فوکویی ۱۵ هزار نفر بود. 12:58.777 --> 13:00.946 ‫در مجموع ۵۸ هزار نفر. 13:01.029 --> 13:04.699 ‫ریومون فقط توی سه سال ‫این تعداد رو به ۱۰۰ هزار نفر رسونده. 13:04.783 --> 13:06.993 ‫خب این یعنی... چقدر؟ 13:07.077 --> 13:09.121 ‫چی؟ خب... 13:09.204 --> 13:10.872 ‫یک و هفت دهم برابر. 13:10.956 --> 13:17.003 ‫این از اون دستاوردهاست ‫که شایسته‌ی یه فرمانداری و پاداش‌های ارزنده‌ست. 13:17.087 --> 13:20.632 ‫در عوض، شما تظاهر می‌کنید که همه چیز رو ‫درباره‌اش می‌دونید و فقط الکی تحسینش می‌کنید، 13:20.715 --> 13:22.968 ‫و نه رتبه‌ای بهش می‌دید نه پاداشی. 13:23.051 --> 13:27.472 ‫این رو یه بی‌کفایتیِ محض ‫که در شأن یه حاکم نیست نمی‌دونید؟ 13:30.475 --> 13:31.977 ‫بالاخره کار خودش رو کرد... 13:32.227 --> 13:35.355 ‫اون امپراتور رو تحقیر کرد! 13:36.273 --> 13:39.526 ‫عالیجناب تایرا درست می‌گه. این از من بعید بود. 13:39.609 --> 13:43.572 ‫ببخشید ریومون. بهت مدال می‌دم و در مورد رتبه‌ات... 13:43.655 --> 13:46.324 ‫آهان، بعداً یه فرمان امپراتوری برات می‌فرستم! 13:46.408 --> 13:47.951 ‫قبولش می‌کنی؟ 13:48.034 --> 13:50.328 ‫اعلیحضرت همایونی، امپراتور یاماتو، 13:50.412 --> 13:51.913 ‫با کمال افتخار قبول می‌کنم. 13:52.706 --> 13:53.874 ‫درسته. 13:54.541 --> 13:55.709 ‫عالیه. 13:58.211 --> 14:00.672 ‫نه تنها جلوی امپراتور نشست، 14:00.755 --> 14:04.092 ‫بلکه تا جایی پیش رفت که اون رو ‫توی شورای امپراتوری تحقیر کرد... 14:04.175 --> 14:06.553 ‫وزیر کشور، دنکی تایرا. 14:06.636 --> 14:09.639 ‫نکنه به فکر از اینی که از این هم بالاتر بری، هان؟ 14:11.182 --> 14:13.310 ‫امیدوارم آقای ریومون حالش خوب باشه. 14:13.393 --> 14:14.436 ‫[شیریو ناگامینه] 14:14.519 --> 14:17.355 ‫شورای امپراتوری مثل جنگ نیست. ‫نیازی به نگرانی نیست. 14:17.939 --> 14:20.650 ‫آقای ناگامینه، منظورم اینه که... 14:20.734 --> 14:24.529 ‫شاید اون چاقالو بخواد توی آینده نزدیک یه حرکتی بزنه. 14:25.030 --> 14:26.239 ‫دنکی تایرا، هوم... 14:27.949 --> 14:30.493 ‫ملکه دخترِ خود همون چاقالوئه. 14:30.577 --> 14:33.455 ‫خاندان تایرا تمام مناصب مهم دولتی ‫توی یاماتو رو کنترل می‌کنن، 14:33.538 --> 14:35.582 ‫که حتی به دورافتاده‌ترین مناطق هم رسیده. 14:35.665 --> 14:38.501 ‫از وقتی که امپراتور قبلی مسموم شد ۲۲ سال می‌گذره. 14:38.585 --> 14:41.296 ‫فکر کنم بتونیم بگیم که زمانش فرا رسیده. 14:41.796 --> 14:42.923 ‫حرفت منطقیه. 14:44.466 --> 14:46.384 ‫هی، آقای سوگو. 14:46.468 --> 14:48.511 ‫این سومین حبه قند امروزته. 14:48.595 --> 14:50.930 ‫وقتی زنت بهت غر زد پیش من نیا. 14:52.557 --> 14:56.519 ‫آقای ریومون و سپاهش ‫بزرگترین مانعِ اون چاقالو محسوب می‌شن. 14:56.603 --> 15:00.940 ‫حتی بیشتر از اون مقاماتی که طرفِ خاندان تایرا نیستن. 15:01.858 --> 15:04.444 ‫مطمئنم که اونم اونقدرها از نتایج فوق‌العاده‌ای... 15:04.527 --> 15:09.658 ‫که سیاست سرباز کشاورز به بار آورده خوشحال نیست. 15:13.578 --> 15:16.956 ‫ریومون، مسئله‌ی دیگه‌ای نمونده؟ 15:17.040 --> 15:18.208 ‫یه چیز دیگه. 15:19.417 --> 15:22.962 ‫طی چند سال گذشته، سرمای هوا بیشتر شده. 15:23.546 --> 15:27.884 ‫طبق گزارشِ یه مقام مخفی که به کشور شمالیِ سئی فرستادیم، 15:27.967 --> 15:29.761 ‫که از مدت‌ها پیش با ما درگیر بوده، 15:29.844 --> 15:34.516 ‫خیلی از مردم اونجا دارن از کمبود مواد غذایی ‫و فقر شدید رنج می‌برن. 15:34.599 --> 15:37.936 ‫اقدامات متقابل دولت سئی مدام با شکست مواجه می‌شه، 15:38.019 --> 15:41.856 ‫و یه سری شورش‌های ضد دولتی ‫توی سراسر کشور داره رخ می‌ده. 15:43.400 --> 15:46.319 ‫بنابراین، به نظر می‌رسه که ‫برای ارتش سئی تقریباً غیرممکنه... 15:46.403 --> 15:48.863 ‫که یه لشکرکشی به غرب به سمت یاماتو رو شروع کنه. 15:48.947 --> 15:55.245 ‫به عبارت دیگه، این شانس ما برای فتحِ سئیه، درسته؟ 15:55.328 --> 15:56.955 ‫دقیقاً همون‌طور که گفتید. 15:57.038 --> 16:01.000 ‫کشور ما می‌تونه از این فرصت استفاده کنه ‫تا یه لشکرکشی به شمال راه بندازه. 16:01.084 --> 16:02.085 ‫[لشکرکشی به شمال] 16:02.168 --> 16:04.295 ‫با این حال، لشکرکشی توی این سرمای شدید... 16:04.379 --> 16:09.217 ‫حتی با وجود فراوانی غذا ‫و سربازهای ما خیلی سخت خواهد بود. 16:09.300 --> 16:13.638 ‫پس، باید تا اوایل بهار صبر کنیم ‫و یه حمله تمام‌عیار راه بندازیم؟ 16:13.721 --> 16:15.682 ‫یا فقط همین وضعیت فعلی رو حفظ کنیم؟ 16:16.266 --> 16:18.685 ‫یه نکته هست که باید نگرانش باشیم. 16:19.269 --> 16:21.855 ‫چی... چه نکته‌ای؟ 16:21.938 --> 16:23.189 ‫[صدای وزش باد] 16:23.273 --> 16:25.817 ‫ظهور یه دیکتاتور بااستعداد. 16:26.484 --> 16:28.695 ‫دیکتاتور... 16:32.073 --> 16:37.453 ‫تحت این شرایط، ممکنه یه دیکتاتور بااستعداد ‫باعث شعله‌ور شدن یه انقلاب بشه. 16:37.537 --> 16:41.499 ‫این اتفاقیه که بارها در طول تاریخ افتاده. 16:42.083 --> 16:45.336 ‫احتمال اینکه یه دیکتاتور، ‫توده‌های از پیش ناراضی رو بسیج کنه 16:45.420 --> 16:49.007 ‫و به یاماتو حمله کنه رو نمی‌شه نادیده گرفت. 16:49.591 --> 16:53.761 ‫من معتقدم که عاقلانه‌ست ‫هر چه زودتر با سئی آتش‌بس امضا کنیم 16:53.845 --> 16:57.640 ‫و درگیر دیپلماسی و تجارت متناوب با اونا بشیم. 16:58.349 --> 16:59.184 ‫[تایرا] 16:59.726 --> 17:01.936 ‫ریومون. تو خیلی ترسویی. 17:02.520 --> 17:04.439 ‫جنگ یه مسئله‌ی جدی برای کشوره. 17:04.522 --> 17:07.817 ‫جان اونا، و خودِ موجودیت کشور، در خطره. 17:07.901 --> 17:08.818 ‫[ریومون] 17:08.902 --> 17:12.071 ‫بنابراین، به عنوان ژنرال مرزی، ‫من فکر می‌کنم ما باید با دقت... 17:12.155 --> 17:13.448 ‫درسته. 17:13.531 --> 17:16.117 ‫از همون اول می‌دونستم ترسویی. 17:16.201 --> 17:18.494 ‫بیخیال، خیلی نگران نباش. 17:19.329 --> 17:22.498 ‫قضیه‌ی سئی مشکلی نخواهد بود. 17:22.582 --> 17:23.791 ‫منظورت از این حرف چیه؟ 17:24.292 --> 17:25.501 ‫خب. 17:26.085 --> 17:30.506 ‫ما یه نامه به سئی فرستادیم ‫و ازشون خواستیم که بدون قید و شرط تسلیم بشن. 17:31.132 --> 17:34.302 ‫- تسلیم بدون قید و شرط؟ ‫- تسلیم بدون قید و شرط؟ 17:34.385 --> 17:37.513 ‫عالیجناب تایرا! چرا من در این مورد چیزی نشنیدم! 17:37.597 --> 17:39.265 ‫الان بهت گفتم دیگه، نگفتم؟ 17:40.099 --> 17:42.185 ‫چی؟ آره، گفتی. 17:42.685 --> 17:47.440 ‫درخواست برای تسلیم بدون قید و شرط ‫خیلی راحت می‌تونه سئی رو عصبانی کنه. 17:48.024 --> 17:51.903 ‫من معتقدم که باید فوراً یه فرستاده بفرستیم ‫و فعلاً دنبال یه آتش‌بس باشیم. 17:55.198 --> 17:58.159 ‫گوش کن ترسو. 17:58.242 --> 18:02.413 ‫کشور ما هرگز توی میدون جنگ شکست نخورده. 18:02.997 --> 18:06.918 ‫درخواست آتش‌بس از کشوری مثل سئی ‫یعنی خیلی شل گرفتن. 18:07.001 --> 18:09.128 ‫اونا پرچم سفید رو بالا می‌برن. 18:09.837 --> 18:11.005 ‫من از این مسئله مطمئنم. 18:15.635 --> 18:17.470 ‫خواهش می‌کنم، تجدید نظر کنید. 18:26.688 --> 18:30.108 ‫[ها ها] 18:30.191 --> 18:33.111 ‫[ها ها] 18:33.194 --> 18:36.656 ‫[ها ها] 18:36.781 --> 18:39.117 ‫[ها ها] 18:39.200 --> 18:41.244 ‫وای، تماشای این صحنه خیلی سخته. 18:41.327 --> 18:45.039 ‫برو بیرون ریومونِ ترسو. این خیلی رقت‌انگیزه. 18:48.793 --> 18:51.212 ‫تا آخر عمرت سرت رو پایین بنداز. 18:51.295 --> 18:53.047 ‫بسیار خب. نفر بعد! 18:53.131 --> 18:54.632 ‫اجازه صحبت با همایونی رو می‌خوام! 18:55.717 --> 18:58.720 ‫فرمانده ارشد هانادا، می‌تونی الان صحبتت رو بیان کنی. 18:59.262 --> 19:00.638 ‫وزیر کشور، عالیجناب تایرا، 19:00.722 --> 19:03.599 ‫درخواست برای تسلیم شدن نیاز به مهر امپراتوری داره! 19:03.683 --> 19:08.020 ‫استفاده از مهر امپراتوری ‫بدون اجازه اعلیحضرت جرم سنگینیه! 19:08.855 --> 19:10.523 ‫اجازه صحبت با همایونی رو می‌خوام! 19:10.606 --> 19:12.525 ‫بایگان ارشد ناکاموتو، می‌تونی الان... 19:12.608 --> 19:14.735 ‫توی چند سال گذشته، وزیر کشور عالیجناب تایرا... 19:14.819 --> 19:18.197 ‫به نمایندگی از اعلیحضرت ‫سفرهای امپراتوری به سراسر کشور داشته. 19:18.281 --> 19:19.574 ‫[بایگان ارشد] ‫[یوگاکو ناکاموتو] 19:19.657 --> 19:22.410 ‫اداره بایگانی ما صدها گزارش از اقدامات ناعادلانه‌ای... 19:22.493 --> 19:26.080 ‫که توسط وزیر کشور انجام شده دریافت کرده! 19:26.164 --> 19:29.709 ‫همه‌شون در مورد اعدام‌ها، مجازات‌ها ‫و جمع‌آوری مالیات هستن. 19:29.792 --> 19:31.878 ‫این به وضوح سوءاستفاده از قدرته! 19:31.961 --> 19:35.173 ‫وزیر کشور باید فوراً به شدت مجازات بشه! 19:35.256 --> 19:38.676 ‫درسته! اشتباهه که آدمی مثل اون اینقدر قدرت داشته باشه! 19:38.759 --> 19:41.179 ‫- یالا استعفا بده! ‫- نه، بهش حکم اعدام بدید! 19:41.262 --> 19:45.558 ‫اعدام! اعدام! 19:49.353 --> 19:51.814 ‫[عرق کردن] 19:52.899 --> 19:55.359 ‫حکم اعدام در عرض پنج ثانیه. 19:58.988 --> 20:00.406 ‫[ضربه شمشیر، فوران خون، جیغ] 20:10.708 --> 20:13.085 ‫اعلیحضرت همایونی، امپراتور یاماتو. 20:14.587 --> 20:15.755 ‫بله؟ 20:15.838 --> 20:18.883 ‫عمیقاً عذرخواهی می‌کنم که اجازه دادم سربازهای مسلح... 20:18.966 --> 20:22.303 ‫وارد قصر بشن و خونریزی کنن. 20:22.386 --> 20:26.557 ‫این افراد مرتکب جرمِ توهین به من شدن. 20:28.184 --> 20:32.230 ‫پیشنهاد می‌کنم فوراً جایگزین‌هایی براشون پیدا کنید، ‫بنابراین ازتون طلب بخشش می‌کنم. 20:33.272 --> 20:34.982 ‫می‌بخشم! می‌بخشمت! 20:35.066 --> 20:38.110 ‫بعد از این همه ماجرا خسته شدم. می‌خوام برم دستشویی. 20:38.194 --> 20:39.654 ‫من برمی‌گردم. من برمی‌گردم! 20:40.363 --> 20:44.116 ‫خب، راستش، الان هم یه کم خودم رو خراب کردم. 20:44.825 --> 20:48.246 ‫با این موضوع، شورا متوقف می‌شه! 21:02.885 --> 21:05.805 ‫می‌خوای تا آخر عمرت همین‌طور تعظیم کنی؟ 21:08.432 --> 21:09.892 ‫خب، اصلاً هر چی. 21:09.976 --> 21:14.814 ‫هزینه‌های دفاعی رو بعد از اینکه ‫سئی توی این سه روز تسلیم شد، حساب کن. 21:16.524 --> 21:20.820 ‫آهان، بعد هم خیالت راحت باشه. ‫من از این بالاتر نمی‌رم. 21:23.864 --> 21:25.074 ‫فعلاً. 21:34.083 --> 21:37.503 ‫تنها کسی که می‌تونه ‫جلوی اون چاقالو بایسته، آقای ریومونه. 21:37.586 --> 21:40.172 ‫ما باید با تمام توانمون ازش حمایت کنیم. 21:40.256 --> 21:41.173 ‫آره. 21:41.257 --> 21:42.758 ‫برو بریم! 21:43.384 --> 21:48.347 ‫توی این روز، آئوترو و بقیه اعضای سپاه ژنرال مرزی... 21:48.431 --> 21:49.807 ‫ابلاغیه‌های غیررسمی دریافت کردن. 21:50.975 --> 21:52.643 ‫یوشیتسونه آساما. 21:52.727 --> 21:55.604 ‫به پاس قدردانی از موفقیت شما توی سرکوب راهزن‌ها... 21:55.688 --> 21:58.399 ‫در جریان حمله به زرادخانه ۳۱م، 21:58.482 --> 22:01.819 ‫بدین وسیله شما به عنوان معاونتِ تسلیحات منصوب می‌شید. 22:01.902 --> 22:02.737 ‫چشم قربان! 22:03.279 --> 22:05.614 ‫اینم از ترفیعِ من! 22:05.698 --> 22:09.368 ‫به پاس قدردانی از مشارکت شما توی سیاست اصلاح کشاورزی، 22:09.452 --> 22:12.955 ‫شما بدین وسیله به عنوان ‫بازرس سپاه ژنرال مرزی منصوب می‌شید. 22:13.038 --> 22:16.542 ‫با فروتنی این افتخار رو بپذیرید آئوترو میسومی. 22:16.625 --> 22:17.460 ‫چشم قربان! 22:17.460 --> 22:21.797 www.Doostihaa.com 22:21.839 --> 22:24.759 ‫[استان اوزِن] 22:24.842 --> 22:26.927 ‫استان اوزِن توی سِئی، 22:27.011 --> 22:29.847 ‫تحت صلاحیتِ گروه امنیتی گینزان. 22:31.682 --> 22:33.434 ‫فرمانده کل واجیما. 22:33.517 --> 22:35.561 ‫به ما اطلاع دادن که رئیس‌جمهور آزامی... 22:35.644 --> 22:40.274 ‫درخواستی برای تسلیم بدون قید و شرط ‫از طرف یاماتو دریافت کرده. 22:40.357 --> 22:43.110 ‫تسلیم بدون قید و شرط؟ ‫چطور جرأت می‌کنن ما رو مسخره کنن! 22:44.236 --> 22:45.279 ‫که اینطور. 22:49.825 --> 22:51.160 ‫ممنون بابت گزارش. 22:53.162 --> 22:56.874 ‫[یک دیکتاتور بااستعداد ظهور می‌کند]