WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:02.070 --> 00:03.150 ‫واقعا... 00:03.200 --> 00:05.423 ‫- سلام! دلم برات تنگ شده بود. ‫- سلام. 00:05.448 --> 00:06.257 ‫[آریزونا، فینیکس] 00:06.289 --> 00:08.220 ‫- وای خدا جون. ‫- از بابایی خوشش نمیاد. 00:08.270 --> 00:09.830 ‫- نه. ‫- واقعا؟ 00:11.200 --> 00:13.520 ‫وای داداش، چقدر خفنه. 00:13.570 --> 00:16.820 ‫جی‌دیه... ‫جی‌دی ناکل‌هد چیفه. 00:16.870 --> 00:17.780 ‫البته ایندینه، آره. 00:17.830 --> 00:20.520 ‫- جی‌دی ناکل‌هد ایندین چیفه. ‫- آره. 00:20.570 --> 00:22.130 ‫اسم باحالی داره‌ها. 00:23.830 --> 00:25.220 ‫معنیش «سرکرده‌ی یاغی‌ها» می‌شه. 00:25.270 --> 00:26.200 ‫وای. 00:29.130 --> 00:30.180 ‫این صحنه برام خیلی خاصه، 00:30.230 --> 00:34.380 ‫چون همیشه دلم مدل ۳۶ می‌خواست. 00:34.430 --> 00:37.580 ‫علتش هم این بود که، اِم... 00:37.630 --> 00:39.330 ‫اولین بار که این موتور رو دیدم، 00:40.130 --> 00:41.680 ‫دلم می‌خواست مدل ۳۶ داشته باشم. 00:41.730 --> 00:43.980 ‫واسه همین برگشتم به جرمیا گفتم... 00:44.030 --> 00:45.880 ‫«شیش تا مدل ۳۶ می‌خوام.» 00:45.930 --> 00:47.380 ‫چرت می‌گه. 00:47.430 --> 00:49.050 ‫جرمیا هم برگشت گفت: ‫«امکان نداره.» 00:49.100 --> 00:51.820 ‫«اصلا شیش تا مدل ۳۶ پیدا نمی‌شه. ‫من خودم دو سه تا ازش دیدم.» 00:51.870 --> 00:55.720 ‫بدین ترتیب، هدفم این بود ‫که شیش تا مدل ۳۶ جور کنم، 00:55.770 --> 00:57.020 ‫صرفا چون داداش کوچولوی خودمه، 00:57.070 --> 00:58.130 ‫- و می‌خواستم کفریش کنم. ‫- پوف. 01:21.230 --> 01:24.850 ‫♪ حالا با جاده ازدواج می‌کنم ♪ 01:24.900 --> 01:28.520 ‫♪ جز غرور، همه‌چی رو کنار گذاشتم ♪ 01:28.570 --> 01:32.180 ‫♪ واسه همین به جاده اعتماد می‌کنم ♪ 01:32.230 --> 01:35.700 ‫♪ در مسیرهای پر پیچ و خم حکمرانی می‌کنم ♪ 01:36.270 --> 01:38.050 ‫♪ پرسه‌زن، سرگردان ♪ 01:38.100 --> 01:39.980 ‫♪ بی‌خانمان، خانه به دوش ♪ 01:40.030 --> 01:43.270 ‫♪ هرچی می‌خواین صدام کنین ♪ 01:45.270 --> 01:49.670 ‫♪ هر جا بخوام پرسه می‌زنم ♪ 01:52.600 --> 01:57.400 ‫♪ هر جا بخوام پرسه می‌زنم، آها ♪ 01:59.330 --> 02:04.080 ‫فکر می‌کنم علت اینکه خواستم ‫شیش تا مدل ۳۶ جمع کنم... 02:04.130 --> 02:05.730 ‫این بود که انگار... 02:06.830 --> 02:10.150 ‫به این خاطر بود ‫که جرمیا برگشت چرندی گفت... 02:10.200 --> 02:12.720 ‫و ادعا کرد که امکان نداره. 02:12.770 --> 02:14.820 ‫تا حالا شیش تا ۳۶ یه جا ندیده بود. 02:14.870 --> 02:17.420 ‫اینکه با این سرعت موفق شدم ‫شیش تا مدل ۳۶ پیدا کنیم... 02:17.470 --> 02:19.280 ‫و بتونیم همه رو جمع‌آوری کنیم... 02:19.330 --> 02:21.650 ‫در کمتر از یک سال ممکن شد. 02:21.700 --> 02:24.420 ‫من بدجور شیفته‌ی موتورهای ناکل‌هدم. 02:24.470 --> 02:26.220 ‫شاید فکر کنین دغدغه‌ی افراطیمه. 02:26.270 --> 02:28.480 ‫مخصوصا مدل‌های ۱۹۳۶ رو دوست دارم. 02:28.530 --> 02:31.330 ‫مثل جام مقدس داستان‌های افسانه‌ای، ‫نادر و نایاب هستن. 02:33.270 --> 02:35.550 ‫می‌خوام کاری بکنم که تا حالا انجام نشده. 02:35.600 --> 02:38.220 ‫می‌خوام با شیش تا ناکل‌هد ‫مدل ۱۹۳۶ تاریخی... 02:38.270 --> 02:42.680 ‫با دوست‌هام به دل جاده بزنیم ‫و یه سواری فوق‌العاده داشته باشیم. 02:42.730 --> 02:46.250 ‫چهار مدل ۳۶ اولی که به دستمون رسید، ‫توسط افراد ماهری، از جمله... 02:46.300 --> 02:49.770 ‫بیگ اسکات استاپنیک ‫و ساکو آبیستین ساخته شده بود. 02:51.370 --> 02:54.480 ‫الان هم از جرمیا و مکس می‌خوام ‫که توی این سفر همراهم بشن... 02:54.530 --> 02:56.270 ‫و موارد پنجم و شیشم رو با هم بسازیم. 03:00.270 --> 03:01.575 ‫عاشق ناکل‌هدم. 03:01.915 --> 03:02.905 ‫[جرمیا آرمنتا] 03:02.930 --> 03:05.220 ‫ولی امروزه ناکل‌هدها... 03:05.270 --> 03:09.580 ‫اندازه‌ی پونزده سال پیش ‫راحت در دسترس قرار نمی‌گیرن. 03:09.630 --> 03:14.050 ‫قطعاتی که الان دنبالشون هستیم، ‫بخش‌های داغون موتورهامون هستن. 03:14.100 --> 03:15.720 ‫به شخصه عاشق تعمیر کردنم. 03:15.770 --> 03:17.520 ‫دوست دارم چیزی که کاملا خراب شده رو... 03:17.570 --> 03:19.530 ‫از نو درست و سر هم کنم. 03:20.830 --> 03:22.150 ‫جرمیا آدمیه که... 03:22.200 --> 03:24.370 ‫توی خیالات هیچ‌کس نمی‌گنجه. ‫چون هر کاری بلده. 03:24.830 --> 03:25.750 ‫همه‌چی بلده. 03:25.800 --> 03:27.420 ‫عده‌ای موتور رو لوکس می‌کنن، 03:27.470 --> 03:30.420 ‫عده دیگه‌ای چند بخشش رو بازسازی می‌کنن. ‫یه سری هم همه‌اش رو انجام می‌دن. 03:30.470 --> 03:31.700 ‫جرمیا از دسته سومیه است. 03:32.800 --> 03:35.920 ‫یه چیز جالب که در مورد ‫موتورهای قدیمی، یا... 03:35.970 --> 03:38.250 ‫هر چیز قدیمی وجود داره... ‫آخه این قطعات که جدید نیستن. 03:38.300 --> 03:41.670 ‫آره، درسته می‌خوایم تعمیرشون کنیم. ‫ولی باید کاملا... 03:42.900 --> 03:44.020 ‫نابود شده باشه. 03:44.070 --> 03:46.680 ‫چیزی که باهاش طرف هستیم ‫در نوع خودش موجودی مکانیکیه. 03:46.730 --> 03:48.920 ‫تمام این قطعات ریز و درشت... 03:48.970 --> 03:51.680 ‫مثل مفاصل بدن آدم هستن. ‫باید همه‌شون با هم کار کنن. 03:51.730 --> 03:53.750 ‫مثلا، چطور بگم... 03:53.800 --> 03:55.980 ‫این حرفم رو فقط کسایی درک می‌کنن ‫که موتوری رو از ریشه تعمیر کردن. 03:56.030 --> 03:57.780 ‫آدم وقتی موتوری رو از اول تعمیر می‌کنه... 03:57.830 --> 04:02.280 ‫جوریه که باید تک‌تک جزئیاتش ‫به اندازه باشه و جای درستش باشه... 04:02.330 --> 04:05.920 ‫و هر کدوم باید سر جایی قرار بگیره... 04:05.970 --> 04:08.720 ‫که می‌خواد اونجا زندگی و عمل کنه... 04:08.770 --> 04:11.050 ‫مثل عضلات یه آدم ورزشکار می‌مونه، متوجهین؟ 04:11.100 --> 04:14.280 ‫چون اگه آدم این وقت رو نذاره ‫که به تک تک جزئیات توجه کنه... 04:14.330 --> 04:15.780 ‫مثلا عده‌ای می‌گن: ‫«آره خلاصه، موتوره رو ساختم،» 04:15.830 --> 04:17.280 ‫«بردار و خدا به همراهت باشه.» 04:17.330 --> 04:19.650 ‫باشه، حرفی نیست. ‫دم شما هم گرم. 04:19.700 --> 04:21.620 ‫این آدم من رو با دنیایی آشنا کرد... 04:21.670 --> 04:23.300 ‫که ذره‌ای در موردش اطلاعات نداشتم. 04:24.300 --> 04:26.550 ‫خانواده‌هامون به شدت صمیمی بودن، 04:26.600 --> 04:27.780 ‫من هم با تمام وجود دوستشون دارم. 04:27.830 --> 04:29.280 ‫تا الان که خیلی بهم کمک کرده، 04:29.330 --> 04:30.750 ‫من هم هر جا تونستم به کمکش رسیدم. 04:30.800 --> 04:33.250 ‫صرفا سعی می‌کنیم دست همدیگه رو ‫توی حرفه و زندگیمون بگیریم. 04:33.300 --> 04:36.450 ‫عین داداش کوچولوی خودم می‌مونه و... 04:36.500 --> 04:38.730 ‫خوشم میاد لیچار بارش کنم. 04:39.800 --> 04:42.030 ‫این مسن‌ترین مرغیه که دارم. ‫اسمش جوله. 04:42.630 --> 04:44.320 ‫هفت سالشه. 04:44.370 --> 04:48.580 ‫یه خرده از رمق افتاده، ‫ولی سن‌بالاترین عضو اینجاست. 04:48.630 --> 04:50.080 ‫عین موتورهای خودم می‌مونه. 04:50.130 --> 04:51.920 ‫- خوشم اومد. ‫- یه خرده قراضه است. 04:51.970 --> 04:54.620 ‫آره، قراضه است ‫ولی واسه خودش شخصیت داره. 04:54.670 --> 04:57.520 ‫ساختن یه موتور از صفر... 04:57.570 --> 05:00.150 ‫مثل نقاشی کردن روی بوم سفیده. ‫هر چیزی می‌شه روش کشید. 05:00.200 --> 05:01.450 ‫مثلا آدم می‌تونه تک‌تک قطعات... 05:01.500 --> 05:03.950 ‫موتورش رو از اول درست کنه. 05:04.000 --> 05:07.630 ‫یا می‌تونه قطعاتی که داره رو به کار بگیره ‫و موتور مخصوص خودش رو بسازه. 05:12.010 --> 05:13.575 ‫[کالیفرنیا، اوکلند] 05:13.600 --> 05:15.120 ‫- نخ طبیعیه. ‫- وای. 05:15.170 --> 05:17.150 ‫- یا خدا. ‫- عجب! 05:17.200 --> 05:19.650 ‫- چه فضای خارق‌العاده‌ای داره. ‫- آره. 05:19.700 --> 05:23.180 ‫خلاصه سطح شیب‌دارم از اینجا شروع می‌شد ‫و تا اونجا ادامه داشت. 05:23.230 --> 05:26.020 ‫- اون پشت یه رینگ هم داره... ‫- اگه اشتباه نکنم... 05:26.070 --> 05:27.480 ‫- سطح شیب‌دار ۳.۶ متری بود؟ ‫- آره. 05:27.530 --> 05:30.650 ‫- اینجا یه سطح شیب‌دار کامل و بزرگ داشتم. ‫- آره. 05:30.700 --> 05:31.920 ‫مامانم هم با این موضوع مشکلی نداشت. 05:31.970 --> 05:35.080 ‫من توی انبار قدیمی‌ای ‫که مال تأسیسات آهن‌آلات بود... 05:35.130 --> 05:36.523 ‫اسکیت‎سواری رو شروع کردم... 05:36.548 --> 05:37.205 ‫[مکس شاف] 05:37.230 --> 05:40.780 ‫تا اینکه مامانم اجازه داد ‫سطح شیب‌داری توی خونه درست کنم. 05:40.830 --> 05:43.780 ‫خلاصه اکثر اوقات یا تنها بودم، ‫یا همراه ناپدریم بودم، 05:43.830 --> 05:47.420 ‫شیش الی هفت روز در هفته ‫مشغول اسکیت‌سواری بودم. 05:47.470 --> 05:48.520 ‫- اینطوری خم می‌شد. ‫- یعنی مثلا... 05:48.570 --> 05:50.380 ‫- دقیقا اینجا... ‫- دیوار به دیوار بود. 05:50.430 --> 05:53.150 ‫- در واقع... ‫- یعنی ممکن بود با الوار هم برخورد کنی؟ 05:53.200 --> 05:54.520 ‫آره، زیاد برخورد کرده بودم. 05:54.570 --> 05:56.480 ‫اونجا رو می‌بینی که جدا شده؟ 05:56.530 --> 05:59.120 ‫چون سد راهم بود ‫خودم جداش کرده بودم. 05:59.170 --> 06:03.150 ‫باید روش جایگاه هوایی می‌داشت. ‫تقریبا ۱.۸ متر لازم بود. 06:03.200 --> 06:04.650 ‫- خلاصه آره. ‫- مکس آدمیه که... 06:04.700 --> 06:07.720 ‫وقتی کنار آدم قرار می‌گیره، ‫یه احساسی بهش می‌ده... 06:07.770 --> 06:09.050 ‫که انگار به هر چیزی دست می‌زنه... 06:09.100 --> 06:12.050 ‫مثلا همون سبک اسکیت‌سواریش، ‫واقعا برق از سرم می‌پرونه. 06:12.100 --> 06:13.880 ‫اینکه چقدر استعداد و توانایی داره ‫و چقدر در صنعت... 06:13.930 --> 06:15.380 ‫موتورسیکلت هم نوآوری به خرج داده. 06:15.430 --> 06:18.420 ‫اینقدر کارش رو تمیز انجام می‌ده ‫و نقاش درجه‌یکیه... 06:18.470 --> 06:19.620 ‫که یادمه وقتی اولین بار... 06:19.670 --> 06:22.220 ‫مدل ۴کیوش رو دیدم ‫با خودم گفتم: این دیگه چیه؟! 06:22.270 --> 06:26.050 ‫گفتم: طرف کوبیده از نو ساخته. ‫واقعا کارش باورنکردنیه. 06:26.100 --> 06:28.280 ‫به نظرم مسئله‌ای که اسکیت‌سواران ‫به خوبی یاد می‌گیرن... 06:28.330 --> 06:29.680 ‫اینه که باید با شکست کنار بیان. 06:29.730 --> 06:33.220 ‫چون فقط با شکست خوردن ‫می‌شه مهارت جدیدی کسب کرد. 06:33.270 --> 06:36.120 ‫از اولین موتوری که روش کار کردم ‫چنان سرافکنده نیستم، 06:36.170 --> 06:38.250 ‫ولی الان عیب و نقص زیادی ‫توی کارم می‌بینم. 06:38.300 --> 06:40.420 ‫به نظرم اسکیت‌سواران ویژگی خاصی دارن... 06:40.470 --> 06:43.180 ‫که به اون وسیله می‌تونن عکاس‌های ماهری بشن. ‫خیلی از اسکیت‌سواران... 06:43.230 --> 06:45.350 ‫عکاس‌های زبردستی هستن، چون که... 06:45.400 --> 06:47.480 ‫اسکیت‌سواران با همون زبان بیگانه ‫با همه صحبت می‌کنن. 06:47.530 --> 06:50.950 ‫مثلا به راه‌پله یا بانکی نگاه می‌کنن ‫و با خودشون می‌گن: 06:51.000 --> 06:53.650 ‫«وای پسر، نگاه کن! چقدر خفنه!» 06:53.700 --> 06:56.750 ‫بعدش می‌خوان ازش استفاده کنن ‫تا تصویر خوبی خلق کنن. 06:56.800 --> 06:58.620 ‫می‌دونم که اون ویژگی ‫در همین راستا استفاده می‌شه. 06:58.670 --> 07:02.220 ‫یعنی... وقتیه که آدم با دقت ‫به تمام جزئیات نگاه می‌کنه. 07:02.270 --> 07:06.520 ‫مثلا بعضی وقت‌ها آدم بخواد ‫لاستیک‌های عقب موتور رو عوض کنه. 07:06.570 --> 07:08.650 ‫بعد با خودش می‌گه: ‫«آها، مشکل همین بود. بالاخره حلش کردم.» 07:08.700 --> 07:11.220 ‫یعنی ممکنه دو ماه آزگار ‫پیش خودش گفته باشه: 07:11.270 --> 07:13.320 ‫«یعنی مشکلش چیه که من نمی‌فهمم؟» 07:13.370 --> 07:14.950 ‫با اینکه مشکل فقط لاستیک بوده. 07:15.000 --> 07:18.620 ‫یا حتی اندازه‌ی لاستیک بوده، می‌دونین؟ ‫مثلا جای شونزده، باید هجده می‌انداخت. 07:18.670 --> 07:20.500 ‫تا اینکه: بوم! به نتیجه‌اش می‌رسه. 07:22.470 --> 07:25.920 ‫قطعا مکس در حیطه‌ی اسکیت‌سواری، ‫مسیر موفقیتش رو خودش ساخته. 07:25.970 --> 07:30.320 ‫از اونجا که خودم هم در کودکی ‫اسکیت‌سوار بودم، باهاش همذات‌پنداری می‌کنم. 07:30.370 --> 07:31.770 ‫چون بهم اون بینش و نگرش رو داد. 07:33.030 --> 07:35.080 ‫ولی بینش من اصلا در حد و اندازه‌ی ‫مال مکس نیست. 07:35.130 --> 07:36.620 ‫واقعا برام الهام‌بخشه که می‌بینم... 07:36.670 --> 07:39.570 ‫چطور اون بینش و نگرش رو ‫توی حیطه‌ی هنری فعلیش استفاده می‌کنه. 07:45.243 --> 07:53.247 ‫[آریزونا، فینیکس - لاوسیکلت] 07:53.272 --> 07:54.078 ‫[ما که از فینیکس رفتیم!] 07:54.205 --> 07:59.885 ‫[لاوسیکلت] 08:05.200 --> 08:06.300 ‫خیلی‌خب، پس... 08:08.230 --> 08:11.330 ‫این پروژه‌ی بعدیمونه. 08:12.270 --> 08:14.070 ‫این که می‌بینین... 08:14.830 --> 08:16.980 ‫پنجمین مدل سی و ششه. 08:17.030 --> 08:19.520 ‫- پس شماره پنجه. ‫- آره، شماره‌ی پنجمه. 08:19.570 --> 08:22.180 ‫دلم می‌خواد ازش یه چیز... 08:22.230 --> 08:26.120 ‫- خیلی خفن بسازم. ‫- از اون موتورهای قدیمی و زنگ‌زده می‌خوای؟ 08:26.170 --> 08:27.720 ‫اولا که قدیمی و زنگ‌زده نبود. 08:27.770 --> 08:30.280 ‫حالا درسته موتور خوشگل ‫و باجذبه‌ای بود، 08:30.330 --> 08:31.580 ‫ولی مدل شصت و شیش که نبود. 08:31.630 --> 08:35.180 ‫خلاصه اینکه... خریدمش. 08:35.230 --> 08:37.780 ‫موتور نمایشیه. ‫ازشون اجازه گرفتم. 08:37.830 --> 08:42.820 ‫گفتم: «اگه این رو بخرم، ‫می‌تونم موتورش رو جدا کنم؟» 08:42.870 --> 08:44.750 ‫«چون عاشق موتورهای نمایشی‌ام. ‫خودتون که می‌شناسیدم،» 08:44.800 --> 08:46.880 ‫«عاشق موتورهای عتیقه و نمایشی‌ام. ‫ولی دوست دارم سوارشون هم بشم.» 08:46.930 --> 08:48.280 ‫- عه... ‫- پس موتور نمایشی عتیقه پیدا کردی. 08:48.330 --> 08:51.980 ‫آره، چون کسی که درستش کرده بود ‫نقاشی بود که کارش واقعا حرف نداره. 08:52.030 --> 08:55.320 ‫- به قدری... ‫- یعنی یه موتور دهه شصتی عتیقه نمایشیه؟ 08:55.370 --> 08:57.350 ‫اصلا... اول... ‫دلم می‌خواد ببینمش. بیار ببینمش. 08:57.400 --> 09:01.080 ‫کوئیک‌سیلور موتور به شدت معروفیه. ‫چندین بار دیده بودمش. 09:01.130 --> 09:03.820 ‫از همین جهت خیلی برام ترسناک بود. ‫چون نمی‌خواستم هتک حرمتش کنم. 09:03.870 --> 09:04.770 ‫بعد پیش خودم گفتم... 09:05.330 --> 09:06.420 ‫اجازه‌هاش رو گرفتم. 09:06.470 --> 09:07.720 ‫پس لازم نیست الکی ‫«وای، نمی‌شه» تحویلم بدی. 09:07.770 --> 09:09.580 ‫ولی می‌خوای یه موتور ‫اصیل نمایشی رو دستکاری کنی؟ 09:09.630 --> 09:10.780 ‫- باشه. ‫- حالا موتور اصلی که نیست. 09:10.830 --> 09:12.220 ‫- باشه، باشه. ‫- ولی مسئله اینجاست... 09:12.270 --> 09:14.580 ‫موتور عظیم‌الجثه‌ایه. ‫آدم رو راحت کباب می‌‌کنه. 09:14.630 --> 09:18.120 ‫ولی صرفا حالت نمایشی داره. ‫من می‌خوام بشه سوارش شد. 09:18.170 --> 09:19.780 ‫- باشه. ‫- پس اگه قراره مدل ۳۶ درست کنیم، 09:19.830 --> 09:24.020 ‫سوالم ازت اینه که آیا می‌تونی ‫این قطعه رو سوارش کنی؟ 09:24.070 --> 09:25.850 ‫می‌خوام به جرمیا بدمش. 09:25.900 --> 09:28.480 ‫قراره قطعات موتور رو سر هم کنم ‫و باهاش جرمیا رو غافل‌گیر کنم. 09:28.530 --> 09:30.650 ‫یعنی این موتور، چطور بگم... 09:30.700 --> 09:32.580 ‫خیلی موتور مشهور و مهمیه. 09:32.630 --> 09:35.970 ‫کوئیک‌سیلور رو آقایی به نام ‫دین لازنا ساخته بود. 09:36.400 --> 09:37.750 ‫ایشون... 09:37.800 --> 09:41.980 ‫تعدادی موتورهای باحال ‫و خفن درست کرده بود... 09:42.030 --> 09:44.220 ‫که در نهایت جنبه‌ی کلکسیونی پیدا کردن. 09:44.270 --> 09:46.250 ‫خب، می‌خوام بیارمش، ردیفه؟ 09:46.300 --> 09:47.780 ‫باشه. 09:47.830 --> 09:49.050 ‫اونجا بمون. نگاه نکنی‌ها. 09:49.100 --> 09:50.650 ‫- باشه، نگاه نمی‌کنم. روم اون طرفه. ‫- نگاه نکن. 09:50.700 --> 09:53.070 ‫- چشم‌هات بسته باشه! ‫- پشتم رو کردم. چشم‌هام بسته است. 09:55.230 --> 10:00.050 ‫تا حدی مشابه موتورهای مسابقه است، ‫ولی در واقع چاپره. 10:00.100 --> 10:02.220 ‫همه‌چیزش جوری قالب‌گیری شده... 10:02.270 --> 10:04.650 ‫تا موتور یکدست و بزرگی به نظر بیاد. 10:04.700 --> 10:09.480 ‫مطابق معنی اسمش، دقیقا مثل ‫موتوری نقره‌ایه که سرعت زیادی داره. 10:09.530 --> 10:11.400 ‫- آماده‌ای؟ ‫- آره. 10:15.330 --> 10:16.530 ‫باورم نمی‌شه... 10:21.200 --> 10:24.320 ‫کوئیک‌سیلوره داداشم. 10:24.370 --> 10:27.280 ‫وای خدا. این ماشین چه پیشینه‌ای داره. 10:27.330 --> 10:31.720 ‫اولین بار که کوئیک‌سیلور رو دیدم، ‫برق از سرم پریده بود. 10:31.770 --> 10:34.920 ‫دین لانزا در دهه‌ی شصت میلادی ‫کوئیک‌سیلور رو ساخته بود، 10:34.970 --> 10:37.470 ‫و احتمالا منحصر به فردترین ‫موتوری بوده که اختراع کرده. 10:38.100 --> 10:39.620 ‫طراحی انقلابی‌ای داشت، 10:39.670 --> 10:41.750 ‫و در بین موتورهای اسطوره‌ای... 10:41.800 --> 10:43.530 ‫به «پدربزرگ چاپرها» لقب گرفت. 10:44.330 --> 10:45.620 ‫کلی مقاله در این مورد نوشته شده. 10:45.670 --> 10:47.380 ‫خیلی موتور خوشگلیه. مدل پانه. 10:47.430 --> 10:49.880 ‫یکی از بدترین موتورهای نمایشی دنیاست. ‫آخه... 10:49.930 --> 10:51.650 ‫به شدت روان و شله. 10:51.700 --> 10:53.550 ‫نمی‌خوام چیزی ازش کم بشه. 10:53.600 --> 10:56.050 ‫خیلی خوشگله. ‫نمی‌خوام بهش توهین کنم. 10:56.100 --> 10:58.700 ‫ولی موتور واقعی نیست. ‫موتور اصلیه نیست. 10:59.230 --> 11:00.580 ‫ضمنا چاپر هم هست. 11:00.630 --> 11:01.850 ‫آره، چاپره. 11:01.900 --> 11:04.020 ‫یعنی تقریبا با این رویکرد جلو رفتم: 11:04.070 --> 11:06.820 ‫«ببین چی گیر آوردم داداش. ‫بیا دستی به سر و روش بکشیم.» 11:06.870 --> 11:09.120 ‫بعدش اون هم هیجان‌زده شد و گفت: ‫«چیکار می‌کنی؟» 11:09.170 --> 11:10.320 ‫«یعنی چی که نمی‌شه کاریش کرد؟» ‫من هم برگشتم گفتم: 11:10.370 --> 11:11.950 ‫«خب، موتور واقعی که نیست.» ‫اون هم گفت: 11:12.000 --> 11:16.350 ‫«خب، گمون کنم نباشه.» ‫صرفا رویایی بود که دوست داشتیم واقعی باشه. 11:16.400 --> 11:19.150 ‫من هم گفتم: «صرفا می‌خوایم توسعه‌اش بدیم. ‫من که نخواستم فقط رنگش رو مشکی کنم.» 11:19.200 --> 11:20.520 ‫- اون هم گفت... ‫- پایه‌ام. بریم تو کارش. 11:20.570 --> 11:21.820 ‫موافقی دیگه، نه؟ 11:21.870 --> 11:24.180 ‫- بزن بریم. ‫- ایول داداشم. 11:24.230 --> 11:25.850 ‫- آره، از خدامه... ‫- ولی نگاهش کن. نگاه کن. 11:25.900 --> 11:29.350 ‫تصور کن موتور مدل ۳۶ روی این سوار کنیم. 11:29.400 --> 11:31.320 ‫مدل‌های ۳۶ جوریه که انگار... 11:31.370 --> 11:34.850 ‫موتورهای تاریخی و افسانه‌ای هستن. ‫حتی رنگشون هم جزو آثار تاریخیه. 11:34.900 --> 11:36.150 ‫ولی من دلم می‌خواد سوار ماسماسک بشم. 11:36.200 --> 11:38.350 ‫اصلا وقتی سراغ چنین موتورهایی می‌رم، 11:38.400 --> 11:39.620 ‫دلم نمی‌خواد توی موزه روش بشینم. 11:39.670 --> 11:41.520 ‫دلم می‌خواد برونمش، آتیشش کنم، ‫از خودم فیلم بگیرم. 11:41.570 --> 11:45.470 ‫یعنی... عمر که کوتاهه. ‫واسه رسیدن به آرزوهام صبر نمی‌کنم. 11:46.600 --> 11:47.830 ‫داداش، خیلی خفنه. 11:49.630 --> 11:52.480 ‫پنجمیه. پنجمین مدل ۳۶ئه. 11:52.530 --> 11:54.330 ‫دین لانزا، سازنده‌ی این موتور... 11:56.000 --> 11:59.680 ‫یعنی آدم به وضوح می‌تونه ببینه ‫که چه باکی براش ساخته، 11:59.730 --> 12:01.280 ‫همه‌چیش از صفر بوده. ‫گلگیرش از صفر بوده. 12:01.330 --> 12:05.930 ‫آدم وقتی به طراحی و رنگ ‫این موتور نگاه می‌کنه، جوریه که انگار... 12:07.000 --> 12:08.320 ‫مثلا خودم که اولین بار دیدمش... 12:08.370 --> 12:10.720 ‫یعنی چندین سال بود ‫که توی عکس‌ها دیده بودمش، خب؟ 12:10.770 --> 12:12.750 ‫ولی تا به حال نشده بود ‫جلوی چشم خودم ببینمش و... 12:12.800 --> 12:16.280 ‫فرصت کنم چندین و چند ساعت وقت بذارم... 12:16.330 --> 12:18.520 ‫و به اختراعی خیره بشم... 12:18.570 --> 12:21.350 ‫که پنجاه و اندی سال پیش ساخته شده بود. 12:21.400 --> 12:22.720 ‫خب، پس دست به کار بشیم. 12:22.770 --> 12:24.350 ‫می‌خوام موتور ناکل‌هد سوارش کنم. 12:24.400 --> 12:25.830 ‫به سبک کاریمون که میاد. 12:26.430 --> 12:27.550 ‫«شما هم موافقین؟» 12:27.600 --> 12:29.050 ‫اون هم گفت: «آره بابا، خیلی خفن می‌شه.» 12:29.100 --> 12:30.320 ‫«بعد می‌تونیم سوارش بشیم.» ‫من هم گفتم: 12:30.370 --> 12:33.020 ‫«فعلا با این اوضاعی که داره، ‫اصلا نمی‌شه سوارش شد.» 12:33.070 --> 12:34.400 ‫جوری درستش کن که بترکونه. 12:39.070 --> 12:41.880 ‫مثل آهنگ جیمی هندریکسی می‌مونه. 12:41.930 --> 12:43.180 ‫عین آهنگ خوبیه که... 12:43.230 --> 12:44.750 ‫مثلا آدم تا حالا نشنیده. یعنی... 12:44.800 --> 12:49.120 ‫یادمه در اولین مواجهه با این موتور ‫برگشتم پیش خودم گفتم: «وای...» 12:49.170 --> 12:51.850 ‫واقعا خاصه. خیلی باحاله. 12:51.900 --> 12:54.050 ‫نمی‌دونم چطور باید توصیفش کنم. 12:54.100 --> 12:56.450 ‫به جز اینکه بخوام... از ظاهرش بگم. 12:56.500 --> 12:59.080 ‫- شبیه یه چاپر مسابقه است. ‫- راهش می‌ندازیم. 12:59.130 --> 13:00.880 ‫آره بابا. 13:00.930 --> 13:03.550 ‫اینطوری بودم: «این موتور خارق‌العاده است ‫و من می‌خوام سوارش بشم.» 13:03.600 --> 13:04.980 ‫«پس... بریم تو کارش.» 13:05.030 --> 13:06.480 ‫حس می‌کنم همه تا حدی مخالف باشن. 13:06.530 --> 13:08.330 ‫یعنی شک ندارم عده‌ای از این کارمون ‫عصبانی می‌شن، ولی خب... 13:10.030 --> 13:10.970 ‫چی بگم؟ 13:13.425 --> 13:17.538 ‫[کالیفرنیا، اوکلند - بهسازی ۴کیو] 13:17.600 --> 13:20.950 ‫این موتور در اصل یه گلاید پهن داشت، 13:21.000 --> 13:23.620 ‫که نزدیک به سی سال بود ‫دست نخورده مونده بود. 13:23.670 --> 13:25.250 ‫من خواستم یه اسپرینگر روش سوار کنم. 13:25.300 --> 13:26.950 ‫فکر می‌کنم موتوری که مد نظر داری... 13:27.000 --> 13:28.620 ‫- این گزینه براش بهتر باشه. ‫- موافقم. 13:28.670 --> 13:29.980 ‫خب، پس باید بازش کنیم. 13:30.030 --> 13:31.920 ‫- یعنی... ‫- ولی تمام قطعاتش گیر کرده. 13:31.970 --> 13:33.630 ‫- آره، همه‌شون گیر کردن. ‫- آره. 13:36.370 --> 13:37.970 ‫- ایول! ‫- همینه! 13:44.200 --> 13:45.480 ‫یوهو. 13:45.530 --> 13:48.100 ‫انگار داریم پتک ثور رو درست می‌کنیم. 13:55.730 --> 13:58.650 ‫نگاه کن. 13:58.700 --> 14:00.520 ‫آخ! 14:00.570 --> 14:02.030 ‫یا خدا! 14:03.470 --> 14:06.080 ‫همینه. 14:06.130 --> 14:07.680 ‫این میله‌ی اتصال دو تا چرخه. 14:07.730 --> 14:09.750 ‫ولی اینقدر قدیمی شده... 14:09.800 --> 14:12.780 ‫که نمی‌شه روی موتور سوارش کرد ‫و ازش استفاده کرد. 14:12.830 --> 14:14.550 ‫نمی‌دونم توش دیده می‌شه یا نه. 14:14.600 --> 14:16.980 ‫- جیسون داره زمین رو تمیز می‌کنه... ‫- کلی کثافت ریخته... 14:17.030 --> 14:19.180 ‫خیلی آدم خوبیه. ‫می‌دونین دیگه چی رو تمیز می‌کنه؟ 14:19.230 --> 14:21.150 ‫آشغال‌های ته سینک هم جمع می‌کنه. 14:21.200 --> 14:24.420 ‫تفاله‌های توی صافی سینک رو می‌گم. ‫همون اول متوجه این اخلاقش شدم. 14:24.470 --> 14:27.350 ‫وقتی چای دم می‌کرد ‫صافی رو هم تمیز می‌کرد. 14:27.400 --> 14:30.220 ‫- مامانم بزرگم کرده دیگه. ‫- کاش زن من اینقدر وسواس داشت. 14:30.270 --> 14:32.050 ‫ولی متأسفانه نه. 14:32.100 --> 14:36.680 ‫خب، خلاصه اینکه... 14:36.730 --> 14:38.650 ‫- کرونا فراگیر شد. ‫- آره. 14:38.700 --> 14:41.620 ‫نشد که پیشت باشم. ‫ولی می‌خواستم یه موتور... 14:41.670 --> 14:44.820 ‫مدل ۴۰ داشتیم که می‌خواستیم ‫باهاش یه ۴کیو درست کنیم. 14:44.870 --> 14:49.080 ‫- چهل ۴کیو. ‫- آره، چهل ۴کیو می‌شه. 14:49.130 --> 14:51.680 ‫خلاصه کلی طراحی آماده کرده بودیم ‫که موتور رو آبکاری کنیم. 14:51.730 --> 14:55.680 ‫آره. خلاصه اینکه وقتی موتور رو درآوردم، 14:55.730 --> 14:57.720 ‫- تا روی موتور دیگه‌ای استفاده‌اش کنیم... ‫- خب؟ 14:57.770 --> 15:00.850 ‫همین که مدل ۴۰ رو آوردی، ‫در جا موتورش رو سوا کردم و... 15:00.900 --> 15:02.380 ‫متوجه آسیب‌دیدگیش شدم. 15:02.430 --> 15:04.720 ‫عه، موتورهای قدیمی خیلی نیاز به کار دارن. 15:04.770 --> 15:07.880 ‫- واسه یکی از آدم‌های کاردرست فرستادمش. ‫- خب؟ 15:07.930 --> 15:12.220 ‫خب، بعدش که کرونا فراگیر شد. ‫شیش ماهمون، یک و نیم سال شد. 15:12.270 --> 15:15.050 ‫برای طرف هم کلی مشکلات پیش اومد، 15:15.100 --> 15:18.050 ‫- من هم گفتم لابد پروژه لغو شده. ‫- آره. 15:18.100 --> 15:20.220 ‫یه روز دیگه که داشتم به موتورم ‫نگاه می‌کردم با خودم گفتم: 15:20.270 --> 15:22.020 ‫«اصلا همین بدنه که بهتره.» 15:22.070 --> 15:23.980 ‫کل موتورم رو باز کردم. 15:24.030 --> 15:25.320 ‫- گفتم بدنه‌اش رو به تو بدم... ‫- آره. 15:25.370 --> 15:26.920 ‫...و پروژه رو از سر بگیریم. 15:26.970 --> 15:29.220 ‫ولی این بار سبک دیگه‌ای پیش بگیریم. ‫آبکاری رو که می‌کنیم، 15:29.270 --> 15:30.450 ‫- آره. ‫- نقاشی هم می‌کنیم، 15:30.500 --> 15:34.180 ‫ولی الان مثلا، می‌شه بهش ‫حالت موتور «بی‌اِریا» داد. 15:34.230 --> 15:35.420 ‫خب، حالا که تصویب شد... 15:35.470 --> 15:39.150 ‫- می‌تونیم بریم از بین کلکسیون... ‫- آره. 15:39.200 --> 15:40.580 ‫خارق‌العاده‌ای که داری انتخاب کنیم... 15:40.630 --> 15:42.580 ‫تا سبک خفن خودت رو ‫روی موتور پیاده کنیم. 15:42.630 --> 15:43.950 ‫- آره. ‫- گمونم فریسکو مناسب باشه. 15:44.000 --> 15:45.350 ‫بذار ببینم چه گلگیری دارم. 15:45.400 --> 15:47.650 ‫ باشه. ‫- بهت نشون می‌دم، تو بگو کدوم خوبه. 15:47.700 --> 15:48.900 ‫- ردیفه. ‫- خیلی‌خب. 15:50.830 --> 15:52.880 ‫ولی محض اطلاع بگم که یه خرده... 15:52.930 --> 15:54.250 ‫مشکل گلگیر دارم. 15:54.300 --> 15:58.600 ‫مثلا این یکی... ‫شاید با این بشه. 15:59.470 --> 16:01.080 ‫می‌شه رنگش رو صورتی کرد و... 16:01.130 --> 16:02.280 ‫چند تا خط روش کشید. 16:02.330 --> 16:04.220 ‫- خط طلایی روش بکشیم. ‫- آره، طلایی مرواریدی. 16:04.270 --> 16:06.520 ‫آره، نوکش رو رنگ طلایی نقره‌ای بزنیم. 16:06.570 --> 16:09.650 ‫دروغ نگم خیلی خوشم میاد چیزهایی ‫که رنگشون آبیه رو صورتی کنم. 16:09.700 --> 16:11.150 ‫می‌دونم. 16:11.200 --> 16:13.180 ‫از آبی بدت میاد. 16:13.230 --> 16:14.720 ‫وای! 16:14.770 --> 16:17.430 ‫- آخ! ‫- وای! 16:17.930 --> 16:19.480 ‫همینه داداش. 16:19.530 --> 16:21.720 ‫- خیلی خوشگله. ‫- آره، این... 16:21.770 --> 16:23.680 ‫فکر کنم همین‌قدر کافی باشه. 16:23.730 --> 16:26.820 ‫چون نمی‌خوام بیشتر از این پز ‫کلکسیون گلگیرم رو بدم. 16:26.870 --> 16:28.370 ‫- عجب چیزیه. ‫- متوجه منظورم می‌شی؟ 16:32.230 --> 16:36.180 ‫خب، قراره از اسکلت ‫نسبتا بزرگتری استفاده کنیم. 16:36.230 --> 16:39.620 ‫می‌خوام محصول نهاییمون ‫یه خرده بزرگتر باشه. 16:39.670 --> 16:44.120 ‫- آره. ‫- روی این باک رنگم رو آزمایش می‌کنم. 16:44.170 --> 16:47.620 ‫صرفا واسه اینکه ببینم ‫رنگش چطور می‌شینه. 16:47.670 --> 16:50.750 ‫تا یه وقت مشکلی پیش نیاد. 16:50.800 --> 16:54.930 ‫تو هم که عاشق باک‌های ‫مشابه مدل فریسکویی. 16:55.430 --> 16:56.780 ‫ای جونم. 16:56.830 --> 16:58.850 ‫یکی از مزیت‌های بزرگ این برنامه برای من، 16:58.900 --> 17:00.680 ‫اینه که می‌تونم به استودیوهای متفاوت برم، 17:00.730 --> 17:02.680 ‫مثلا استودیوها و کارگاه‌های ‫هنرمندان مختلفی رو ببینم، 17:02.730 --> 17:05.020 ‫و می‌تونم توی دنیایی که ساختن ‫حضور پیدا کنم... 17:05.070 --> 17:07.150 ‫و ازشون الهام بگیرم. 17:07.200 --> 17:09.420 ‫فرصتی دارم تا باهاشون چیزی خلق کنم. ‫واسه همین... 17:09.470 --> 17:11.980 ‫عین لحظه‌ای رویایی می‌مونه ‫که آدم دلش می‌خواد... 17:12.030 --> 17:13.820 ‫خودش رو نیشگون بگیره ‫تا بفهمه بیداره یا نه. 17:13.870 --> 17:17.550 ‫چون باورش برام سخته که الان دارم ‫همراه مکس یه موتور ۴کیو می‌سازم. 17:17.600 --> 17:20.180 ‫آقایون، اگه لحظه‌ی مرگم اینجا رقم خورد... 17:20.230 --> 17:22.220 ‫مواظب ریچل عزیزم باشین. 17:22.270 --> 17:23.180 ‫- ایول! ‫- آره! 17:23.230 --> 17:25.780 ‫خب، حالا که تا این بالا اومدم... 17:25.830 --> 17:29.950 ‫- یه درایو تسمه انتخاب کن. ‫- این قدیمی زنگ‌زده رو می‌خوام. 17:30.000 --> 17:31.370 ‫- این رو می‌گی؟ ‫- آره، خودشه. 17:32.170 --> 17:33.370 ‫همین؟ 17:34.670 --> 17:37.280 ‫- وای، داداش. ‫- آره، خودشه. 17:37.330 --> 17:39.500 ‫به قول گفتنی چیه؟ ‫«اصل جنس» رو پیدا کردیم؟ 17:40.530 --> 17:42.450 ‫بیا روی کولم. 17:42.500 --> 17:44.070 ‫ای وای! 17:46.170 --> 17:48.080 ‫دلم می‌خواد یه روز ‫چنین کارگاهی داشته باشم، 17:48.130 --> 17:49.850 ‫چون خیلی حال می‌ده که میام اینجا و... 17:49.900 --> 17:52.920 ‫- می‌گم: «وای، این پنجره چطوره؟» ‫- واقعا خوش می‌گذره. 17:52.970 --> 17:55.020 ‫فوق‌العاده است که آدم توی ‫کارگاه این آدم باشه... 17:55.070 --> 17:57.650 ‫و تک‌تک قطعات رو خودش انتخاب کنه... 17:57.700 --> 18:00.900 ‫و بذاره هر کدوم روح خودشون رو پیدا کنن. 18:02.170 --> 18:04.280 ‫افتخاریه که می‌تونم کنار الگوی ‫الهام‌بخش خودم باشم... 18:04.330 --> 18:06.620 ‫و باهاش چنین موتوری درست کنم. 18:06.670 --> 18:09.620 ‫- حس می‌کنم این لحظه نعمت خداست. ‫- خوبه؟ 18:09.670 --> 18:11.120 ‫- از خوب هم بهتره. ‫- ردیفه. 18:11.170 --> 18:12.620 ‫- خیلی‌خب. ‫- پس... 18:12.670 --> 18:14.330 ‫- موتور ۴کیو مدل ۴۰. ‫- باشه، برات درست می‌کنم. 18:15.400 --> 18:17.670 ‫پس بریم که... رنگش کنیم. 18:26.500 --> 18:30.750 ‫سبک ویژه‌ی مکس توی جامعه‌ی ما ‫شروع‌کننده‌ی خیلی از سبک‌ها بود. 18:30.800 --> 18:35.550 ‫اینکه قبلا اسکیت‌سوار بوده، باعث می‌شه ‫نگاه و نگرش خاصی به همه‌چی داشته باشه. 18:35.600 --> 18:36.780 ‫حتی این امر توی کارش هم مشهوده. 18:36.804 --> 18:39.100 ‫عاشق اینم که می‌بینم چطور اون ‫نگاه رو توی کارش اعمال می‌کنه. 18:41.500 --> 18:44.120 ‫نقاشی کردنش اینقدر عمیقه که باورنکردنیه... 18:44.170 --> 18:46.600 ‫آدم می‌تونه ساعت‌ها بهش ‫خیره بشه و لذت ببره. 18:52.000 --> 18:54.680 ‫اول از همه دوست دارم ‫نقاشی کردنش رو تماشا کنم، 18:54.730 --> 18:57.470 ‫بعد دوست دارم نتیجه‌ی غایی ‫پروژه‌مون رو ببینم. 19:10.170 --> 19:11.220 ‫داره بهم نقاشی کردن یاد می‌ده. 19:11.270 --> 19:12.880 ‫و واقعا تجربه‌ی محشریه که آدم... 19:12.930 --> 19:15.200 ‫وردست یه استاد کاری رو یاد بگیره. 19:35.800 --> 19:37.780 ‫وقتی آدم کنار مکسه... 19:37.830 --> 19:40.970 ‫به وضوح می‌تونه ببینه که چقدر اشتیاق ‫خرج این کار می‌کنه. 19:47.130 --> 19:49.970 ‫طرف واقعا رودست نداره. 19:55.600 --> 19:57.420 ‫بعضی‌ها وارد زندگی آدم می‌شن... 19:57.470 --> 20:00.320 ‫و ذهنمون رو باز می‌کنن. 20:00.370 --> 20:03.850 ‫مثل انعکاسی از آینده‌ای هستن ‫که آدم دوست داره داشته باشه. 20:03.900 --> 20:06.400 ‫فکر می‌کنم جرمیا و مکس ‫برای من چنین نقشی دارن. 20:07.770 --> 20:10.050 ‫برام عجیبه که مردم وقتی ‫بازیگر یا فرد مشهوری می‌بینن، 20:10.100 --> 20:11.680 ‫می‌گن: «باورم نمی‌شه ‫چنین آدم بزرگی رو دیدم.» 20:11.730 --> 20:13.720 ‫ولی من بیشتر احساس می‌کنم... 20:13.770 --> 20:15.830 ‫دیدن چنین اساتید ماهری ‫خارق‌العاده باشه. 20:17.800 --> 20:20.350 ‫اولین بار که مکس رو دیدم، 20:20.400 --> 20:24.480 ‫روزهای اولی که بود توی ‫«دایس مگزین» مشغول شده بود. 20:24.530 --> 20:26.870 ‫اگه اشتباه نکنم سال ۲۰۰۵ بود. 20:28.930 --> 20:31.370 ‫بدجور عاشق سبک کاریش و... 20:32.000 --> 20:33.200 ‫نقاشیش شده بودم. 20:35.670 --> 20:37.470 ‫خیلی آدم خلاقیه. 20:39.500 --> 20:40.950 ‫قبلا هم اسکیت‌سوار بوده... 20:41.000 --> 20:43.850 ‫تازه هر اسکیت‌سواری هم نبوده، ‫این آدم... 20:43.900 --> 20:46.950 ‫در حد جان کاردیل خارق‌العاده بوده. 20:47.000 --> 20:49.180 ‫نقاط مختلف اسکیت‌سواری کرده و... 20:49.230 --> 20:50.520 ‫یعنی صرفا موتورساز نیست. 20:50.570 --> 20:52.850 ‫واقعا آدم خفنیه و دروغ توی کارش نیست. 20:52.900 --> 20:54.870 ‫واقعی‌ترین آدم خفن دنیا همینه. 20:56.430 --> 20:59.550 ‫اولین بار که جرمیا رو دیدم ‫توی ویدیوی یوتیوبی‌ای بود، 20:59.600 --> 21:01.930 ‫که داشت یه موتور رو استارت می‌زد. 21:08.600 --> 21:11.080 ‫یه لباس مدل ون و شلوار پاچه‌کوتاه پاش بود. 21:11.130 --> 21:13.080 ‫ولی همین که طرز راه رفتن ‫و حرکت کردنش رو دیدم، 21:13.130 --> 21:15.320 ‫در جا گفتم: «این یارو اسکیت‌سواره.» 21:15.370 --> 21:17.300 ‫خیلی براش احترام قائلم. 21:19.800 --> 21:21.880 ‫چون به چنان دستاوردی... 21:21.930 --> 21:24.620 ‫توی دنیای اسکیت‌سواری رسیده، که اصلا... 21:24.670 --> 21:26.720 ‫به شدت سخته، متوجهین؟ 21:26.770 --> 21:28.180 ‫خودم هم اسکیت‌سوار بودم، 21:28.230 --> 21:30.880 ‫هنوز هم هستم. آدم که نمی‌تونه ‫اسکیت‌سواری رو کنار بذاره. 21:30.930 --> 21:34.820 ‫حالا درسته دیگه توان سابقم رو ندارم، ‫ولی مکس رو که نگاه می‌کنم... 21:34.870 --> 21:37.280 ‫با اینکه شیش سال ازم بزرگتره ‫چنان پرش‌هایی می‌کنه... 21:37.330 --> 21:39.430 ‫که دهن همه وا می‌مونه، متوجهین؟ 21:44.170 --> 21:46.750 ‫به نظرم چیزی که مکس رو ‫از بقیه متمایز می‌کنه... 21:46.800 --> 21:49.250 ‫اینه که توی سبک خودش پیشگامه. 21:49.300 --> 21:51.850 ‫یعنی داره به سبکی از دهه‌ی شصت... 21:51.900 --> 21:55.480 ‫تداوم می‌بخشه که هیچ‌کس ‫تا حالا چنین کاری رو نکرده... 21:55.530 --> 21:56.900 ‫ولی این آدم زندگیش کرده. 22:02.530 --> 22:05.280 ‫از لحاظ هنری که کارش درجه‌یکه. ‫ولی حس می‌کنم... 22:05.330 --> 22:09.880 ‫منشاء علاقه‌ای که به این آدم دارم، ‫از علاقه‌ی مشترک جفتمون... 22:09.930 --> 22:11.380 ‫به اسکیت‌سواری میاد... 22:11.430 --> 22:16.000 ‫همچنین به طعم و عطر جدیدی ‫که به دنیای موتورسیکلت اضافه می‌کنه. 22:19.430 --> 22:20.950 ‫جرمیا... 22:21.000 --> 22:24.350 ‫ازم خواسته بود یه چیزی براش نقاشی کنم. 22:24.400 --> 22:27.770 ‫ازش پرسیده بودم می‌تونه برام ‫باک موتور رنگ کنه یا نه. 22:29.500 --> 22:31.270 ‫حتی لحظه‌ای توی ‫جواب دادن تردید نکرد، یعنی... 22:33.830 --> 22:37.150 ‫از لحظه‌ی اولی که با مکس صحبت کردم... 22:37.200 --> 22:40.850 ‫حالا درسته هر دوستی‌ای ‫فراز و نشیب خودش رو داره... 22:40.900 --> 22:42.380 ‫ولی دوستی من و مکس... 22:42.430 --> 22:46.850 ‫جرمیا یه مدت بعد از من... 22:46.900 --> 22:48.770 ‫به چاپرها علاقه‌مند شد. 22:49.800 --> 22:51.850 ‫بعدش «لاوسیکلت» رو باز کرد. 22:51.900 --> 22:54.480 ‫اون زمان هم کمتر آدم ‫زیر چهل سالی بود... 22:54.530 --> 22:56.030 ‫که اینقدر درگیر این مسائل باشه. 22:56.400 --> 22:58.220 ‫اولین موتور... 22:58.270 --> 23:00.070 ‫جرمیا هم باحال بود. 23:01.130 --> 23:02.450 ‫کارش خوب بود. 23:02.500 --> 23:04.220 ‫من هم کارش رو دنبال می‌کردم. 23:04.270 --> 23:07.250 ‫عملا طرفدار آثار همدیگه بودیم. 23:07.300 --> 23:10.080 ‫بعد توی مراسمی همدیگه رو دیدیم و... 23:10.130 --> 23:12.680 ‫از اون به بعد رسم شد که توی تمام ‫مراسمات با هم کشتی بگیریم. 23:12.730 --> 23:15.920 ‫اگه اشتباه نکنم ‫تمام مسابقاتمون رو بهش باختم. 23:15.970 --> 23:18.920 ‫آره، توی دوستیمون من بیشتر بهش زنگ می‌زنم، ‫چون مثلا... 23:18.970 --> 23:22.120 ‫ساعت یازده شب یهو با خودم می‌گم ‫که باید باهاش صحبت کنم، 23:22.170 --> 23:23.350 ‫اون هم می‌گه: «بذار فردا صحبت می‌کنیم.» 23:23.400 --> 23:26.220 ‫آخه راه به راه برام ‫کلی عکس می‌فرستاد. 23:26.270 --> 23:28.580 ‫یعنی از هر چیزی که می‌دید عکس می‌گرفت. 23:28.630 --> 23:30.250 ‫من هم باهاش حال می‌کنم. ‫هر سری می‌گم: 23:30.300 --> 23:33.380 ‫«ایول، جرمیا یه عکس ‫بامزه‌ی دیگه برام فرستاده.» 23:33.430 --> 23:35.600 ‫یه روز هم نبوده که برام عکس نفرسته. 23:37.670 --> 23:39.870 ‫آدم اهل دل و بامرامیه. ‫عاشق خانواده‌اشه. 23:41.000 --> 23:44.000 ‫عاشق درست کردن قطعات دستیه. ‫خیلی هم روح پاک و بی‌آلایشی داره. 23:50.230 --> 23:53.880 ‫از اسم مغازه‌اش یعنی «لاوسیکلت» ‫مشخصه که چقدر اهل دله. 23:53.930 --> 23:58.720 ‫در عین حال واقعا تأثیرگذاره. ‫چون مرد خانواده‌ی محشریه. 23:58.770 --> 24:03.980 ‫درسته مکس اسکیت‌سوار خفنیه ‫و در کل انسان خفنیه و... 24:04.030 --> 24:07.920 ‫با همدیگه در اقصی‌نقاط دنیا ‫موتورسواری کردیم و... 24:07.970 --> 24:10.680 ‫با کلی آدم باحال آشنا شدیم و... 24:10.730 --> 24:13.400 ‫رفاقتمون رو محکم‌تر کردیم. 24:14.070 --> 24:17.050 ‫یعنی درسته که رفیقیم... 24:17.100 --> 24:20.750 ‫من هم خیلی می‌خوامش، خب؟ 24:20.800 --> 24:22.900 ‫ولی دلیل نمی‌شه توی کشتی ‫پوزه‌اش رو به خاک نمالم. 24:33.370 --> 24:36.750 ‫یه موتور خریدم که توی آتیش‌سوزی ‫خراب شده بود، بازسازیش کردم، 24:36.800 --> 24:40.920 ‫این موتور توی موزه‌ای در میلواکی ‫به نمایش گذاشته شده بود. 24:40.970 --> 24:46.480 ‫چند ماه زودتر سراغ این موتور رفتم ‫تا سوارش بشم. 24:46.530 --> 24:50.020 ‫در اون مقطع کارم توی تعمیر و ساخت موتور ‫داشت بهتر از همیشه می‌شد. 24:50.070 --> 24:53.420 ‫یعنی به قدری خبره شده بودم... 24:53.470 --> 24:56.920 ‫که دست به کار شدم و همه‌چیش رو ساختم. ‫می‌خواستم بهترین و سریعترین... 24:56.970 --> 25:00.820 ‫موتور ممکن رو بسازم. ‫اصلا هم به پیامدش اهمیتی نمی‌دادم. 25:00.870 --> 25:05.180 ‫تنهایی ساعت دو بامداد راه افتادم ‫و با سرعت دویست تا... 25:05.230 --> 25:08.580 ‫توی گرند اَوِنو موتورسواری می‌کردم ‫و از جاشوا تری رد می‌شدم. 25:08.630 --> 25:11.480 ‫اینقدر سرعتم زیاد بود ‫که متوجه نبودم چقدر... 25:11.530 --> 25:14.580 ‫کار احمقانه‌ای دارم می‌کنم، چون... 25:14.630 --> 25:19.320 ‫انگار به این دستگاه مکانیکی چسبیده بودم. 25:19.370 --> 25:22.380 ‫مثل اعتیاد به مواد مخدری بود. ‫اون روز انگار هر چقدر... 25:22.430 --> 25:26.180 ‫بیشتر گاز می‌دادم، بیشتر دلم می‌خواست ‫به این کارم ادامه بدم. 25:26.230 --> 25:29.920 ‫رفیقم بجنی گفت: «داداش، تو که ‫همینجوریش سریع‌ترین موتورسوار رو...» 25:29.970 --> 25:31.570 ‫«شکست دادی، حالا تا فردا صبر کن.» 25:32.730 --> 25:34.720 ‫تلفنی به مونا زنگ زدم، 25:34.770 --> 25:37.520 ‫و بهش گفتم رکورد سریع‌ترین ‫موتورسوار دنیا رو زدم، 25:37.570 --> 25:43.670 ‫دو دقیقه بعد از این حرفم، ‫می‌دونین دیگه، به فنا رفتم. 25:47.770 --> 25:51.850 ‫در لحظه متوجه خطرات احتمالی ‫اون کارم نشده بودم، 25:51.900 --> 25:56.580 ‫چون وقتی دیدم خودم این موتور رو ‫از صفر ساخته بودم، 25:56.630 --> 25:58.520 ‫احساس شکست‌ناپذیری می‌کردم. 25:58.570 --> 26:00.600 ‫احساس قدرت می‌کردم. 26:01.600 --> 26:04.750 ‫علتش عدم تجربه‌ام توی ‫موتورسواری روی شن بود، 26:04.800 --> 26:09.250 ‫علتش غرور کاذبم و حتی می‌شه گفت ‫انگیزه‌ی مفرطم بود. 26:09.300 --> 26:13.150 ‫اصلا به فکر مونا نبودم، ‫به فکر آنگوس، پالوما و جوناس نبودم. 26:13.200 --> 26:14.580 ‫به فکر هیچ‌کدوم از اطرافیانم نبودم. 26:14.630 --> 26:18.220 ‫فقط به فکر این بودم که جرمیا ‫چقدر سریع‌تر از این می‌تونه بره. 26:18.270 --> 26:20.400 ‫در اون لحظه هیچی برام مهم نبود. 26:22.100 --> 26:25.950 ‫چند سال که از اون تصادف گذشت، ‫حسابی هیجان‌زده شده بودم. 26:26.000 --> 26:29.650 ‫چون کلی بوم سفید جلوم بود... 26:29.700 --> 26:32.650 ‫ولی نمی‌تونستم به هیچ‌کدوم دست بزنم. 26:32.700 --> 26:35.880 ‫این اتفاق تقصیر موتورم که نبود. 26:35.930 --> 26:41.780 ‫تقصیر خودم بود که داشتم ‫خودم رو با این موتور به کشتن می‌دادم. 26:41.830 --> 26:44.920 ‫بخش سختش همین بود. ‫دستم به کل از کار افتاد. 26:44.970 --> 26:46.950 ‫اینقدر کله‌شق بودم و فکر می‌کردم ‫از هر کاری برمیام... 26:47.000 --> 26:48.420 ‫که به حرف دکترها گوش ندادم. 26:48.470 --> 26:50.480 ‫همچنان چشمم باز نشده بود. ‫حتی بعد از اون تصادف... 26:50.530 --> 26:57.220 ‫اونقدر سر عقل نیومده بودم ‫که به خودم بگم: «تمومش کن!» 26:57.270 --> 27:04.320 ‫فقط کافی بود به خودم بگم روی زندگیت، ‫روی لحظات و روزهای زندگیت تمرکز کن. 27:04.370 --> 27:08.130 ‫اون تصادف به نقطه‌ای توی زندگیم تبدیل شد ‫که باید تصمیم می‌گرفتم ادامه بدم یا نه. 27:09.270 --> 27:12.580 ‫مونا هم در هر شرایط ازم حمایت می‌کرد. 27:12.630 --> 27:14.330 ‫واقعا نمی‌دونم چطور تحملم می‌کنه. 27:15.430 --> 27:18.700 ‫خانواده‌ام همیشه نقطه‌ای بوده ‫که می‌تونستم بهش تکیه کنم. 27:19.630 --> 27:21.870 ‫اگرچه ارتباطمون با هم کمرنگ شد، 27:22.700 --> 27:26.650 ‫ولی در لحظاتی که تصورش هم نمی‌کردم، 27:26.700 --> 27:28.930 ‫همیشه حمایتشون رو داشتم. 27:30.630 --> 27:34.620 ‫مثل غلبه کردن به موانع ذهنی می‌مونه. 27:34.670 --> 27:38.100 ‫افسردگی بدجور آدم رو زمین می‌زنه، متوجهین؟ 27:40.070 --> 27:46.120 ‫فکر می‌کنم بعد از اینکه جیسون برگشت ‫و نشون داد که به کارمون ایمان داره، 27:46.170 --> 27:49.180 ‫در طی این سالیان اخیر... 27:49.230 --> 27:53.950 ‫باعث شد جرمیا دوباره چاپر بسازه. 27:54.000 --> 27:58.350 ‫نمی‌تونستم روی آینده تمرکز کنم. ‫تمام تمرکزم روی ایامم بود، 27:58.400 --> 28:01.220 ‫همچنان هم توی تمرکز روی روزهام مشکل دارم، 28:01.270 --> 28:04.420 ‫ولی وقتی که موفق می‌شم، ‫یعنی روی یک روز از زندگیم متمرکز می‌شم، 28:04.470 --> 28:07.720 ‫می‌فهمم که عمر آدم مثل برق و باد می‌گذره. 28:07.770 --> 28:12.020 ‫کلی ایده‌ی ناب دارم و کلی بوم سفید ‫جلوم دارم تا ایده‌هام رو پیاده کنم. 28:12.070 --> 28:14.920 ‫می‌خوام با استفاده از تمام خلاقیتم، ‫چیزی خلق بکنم که... 28:14.970 --> 28:21.050 ‫برام مهم نباشه نظر فلانی چیه، ‫یا واسه کی قراره بسازمش و... 28:21.100 --> 28:22.850 ‫در آینده چی می‌شه. 28:22.900 --> 28:27.280 ‫واقعا ارزشمنده کسی که توی زندگیش ‫کلی کار خفن کرده، بیاد به آدم بگه: 28:27.330 --> 28:31.920 ‫«ببین رفیق، من بهت ایمان دارم. ‫بیا بریم تو کارش.» 28:31.970 --> 28:35.780 ‫حس می‌کنم به این سبب بود ‫که جرمیا دوباره ارزش کارش رو فهمید. 28:35.830 --> 28:40.580 ‫الان هم آماده است تا کلی ‫موتور خفن با جیسون درست کنه. 28:40.630 --> 28:42.520 ‫رد شدن از این موانع، ‫این موانع طاقت‌فرسا... 28:42.570 --> 28:46.780 ‫که آدم‌های افسرده باهاش مواجه می‌شن، ‫واقعا سخت و دشواره. 28:46.830 --> 28:51.580 ‫آخر هفته‌ای که گذشت اینجا اومده بودم... 28:51.630 --> 28:55.550 ‫و تکه‌ای از موتوری رو داشتم... 28:55.600 --> 29:00.150 ‫که یک سال تمام گذشته رو ‫داشتم روش کار می‌کردم. 29:00.200 --> 29:03.120 ‫عین حرکات تمام و کمال ‫همه‌چی سر جاش قرار گرفت. 29:03.170 --> 29:05.980 ‫یعنی تمام دانشم برگشت، 29:06.030 --> 29:07.420 ‫که چطور اندازه بگیرم، قالب بگیرم، 29:07.470 --> 29:10.400 ‫یادم اومد که چطور باید ‫با این قطعات رقصید و سوارشون کرد. 29:13.700 --> 29:18.400 ‫زندگی واقعا شیرینه، قبول دارین؟ ‫خفن‌ترین نعمت دنیاست. 29:21.400 --> 29:24.500 ‫توی این زندگی فقط دلم می‌خواد ‫بیشتر و بیشتر موتور درست کنم. 29:25.400 --> 29:27.580 ‫مهم نیست نتیجه‌اش چقدر خوب باشه. 29:27.630 --> 29:31.820 ‫نتیجه‌ی نهایی اصلا مهم نیست، ‫هیچ‌وقت از اون بخش مغزتون... 29:31.870 --> 29:34.070 ‫که دلش می‌خواد چیزی خلق کنه، ‫غافل نشین. 29:35.970 --> 29:37.900 ‫- حرکت. ‫- مرسی. 29:38.363 --> 29:39.308 ‫خیلی‌خب. 29:39.333 --> 29:41.369 ‫[کالیفرنیا، جاشوا تری] 29:42.200 --> 29:43.970 ‫خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم. 29:45.200 --> 29:48.920 ‫دین لانزا که نقاش و هنرمند ماهری بود، ‫این رو در اواخر دهه شصت درست کرد. 29:48.970 --> 29:52.580 ‫اولین موتور نمایشیم بود. ‫نشونشون بده داداش. 29:52.630 --> 29:57.020 ‫قطعات اصلیش رو خارج کردیم و از قطعات ‫مدل ۱۹۳۶ استفاده کردیم. 29:57.070 --> 30:02.630 ‫آبکاری شده و دو کاربراتور. یا خدا. 30:03.270 --> 30:04.500 ‫داداش. 30:05.770 --> 30:07.330 ‫چه کردی جرمیا؟ 30:08.200 --> 30:10.900 ‫داداش، اینجا رو باش. 30:13.130 --> 30:15.150 ‫وای پسر. 30:15.200 --> 30:18.620 ‫حس محشری بود که تونستم ‫از موتور مورد علاقه‌ی عمرم استفاده کنم... 30:18.670 --> 30:22.480 ‫تا یه موتور آبکاری شده ‫و دو کاربراتور بسازم. 30:22.530 --> 30:25.470 ‫استارت بزن داداش. ‫استارت بزن صداش رو بشنوم. 30:36.200 --> 30:38.820 ‫ببین چه جیگریه! 30:38.870 --> 30:41.780 ‫برق از سرم پریده بود. ‫بس که خوشگل بود. 30:41.830 --> 30:43.900 ‫به شدت هم پیچیده و گیج‌کننده بود. 30:45.900 --> 30:47.900 ‫جرج، رنگ رو داشته باش. 30:51.470 --> 30:54.550 ‫مدل ۱۹۶۸ئه. ‫بین موتورها حکم جیمی هندریکس رو داره. 30:54.600 --> 30:58.220 ‫این موتور یادبود دین لانزای بزرگه، 30:58.270 --> 31:02.280 ‫من هم می‌خواستم موتور ‫آبکاری شده‌ای روش سوار کنم. 31:02.330 --> 31:04.980 ‫مدل ۳۶ هم مرغوب‌ترین و نایاب‌ترین‌هاست. 31:05.030 --> 31:08.450 ‫خیلی قشنگ شده. ‫فردا می‌ریم سوارش بشیم. 31:08.500 --> 31:11.870 ‫چون امروز که خورشید غروب کرده. ‫ولی فردا حسابی می‌ترکونیم. 31:14.130 --> 31:16.850 ‫تماشای کار جرمیا واقعا قشنگه. 31:16.900 --> 31:19.180 ‫چون این موتور مثل فصلی ‫توی دوستی ماست و... 31:19.230 --> 31:21.880 ‫فصلی توی زندگی خودشه. 31:21.930 --> 31:26.320 ‫فکرش هم نمی‌کردیم درست کردن این موتور ‫بتونه بهش کمک کنه تا از این... 31:26.370 --> 31:28.350 ‫اوقات دشواری که داشت بگذره. 31:28.400 --> 31:30.350 ‫داشته باش. 31:30.400 --> 31:32.850 ‫شیش تا ۳۶ یه جا داریم رفیق. 31:32.900 --> 31:34.070 ‫گفته بودم. 31:34.900 --> 31:37.780 ‫نگفتم؟ 31:37.830 --> 31:40.420 ‫مثل ضربان قلب آدم می‌مونه ‫که به طور مداوم و پشت هم می‌تپه. 31:40.470 --> 31:43.680 ‫مثلا وقتی که ایده‌های خلاقانه ‫به ذهنم می‌رسه، 31:43.730 --> 31:45.720 ‫عین وقتیه که قطعات رو سر هم می‌کنم، 31:45.770 --> 31:48.380 ‫فورا می‌فهمم در قدم بعدی ‫باید چی درست کنم، 31:48.430 --> 31:52.820 ‫مثلا یه موتور خوشگل با باک خفن ‫و لوله‌های درجه‌یک درست کنم. 31:52.870 --> 31:56.520 ‫یعنی با چشم بسته می‌تونم ‫تک‌تک جزئیاتش رو تصور کنم. 31:56.570 --> 31:59.120 ‫این پروژه مثل ادای احترامی ‫به تاریخ موتورسواری بود. 31:59.170 --> 32:05.380 ‫دین لانزا فوق‌العاده است و فکر می‌کنم ‫کوئیک‌سیلور رو خدا سر راهم قرار داد. 32:05.430 --> 32:09.130 ‫انگار تمام طبیعت و کائنات مسیر رو ‫برای ساختن این موتور هموار ساخته بودن. 32:11.470 --> 32:13.950 ‫دلم می‌خواست موتور ویژه‌ای ‫با جرمیا بسازم، 32:14.000 --> 32:16.920 ‫ولی راستش رو بگم، ‫همکاری جرمیا و مکس... 32:16.970 --> 32:21.180 ‫لازمه‌ی ساخته شدن چنین موتور خفنی بود. 32:21.230 --> 32:25.120 ‫جرمیا حسابی غرق مشکلات ذهنی شده بود، ‫دوران سختی رو سپری می‌کرد... 32:25.170 --> 32:27.450 ‫و خیلی خوشحالم که این ماجراجویی ‫باعث شد... 32:27.500 --> 32:29.800 ‫تا یکی از بهترین دوست‌هام رو ‫از چاله‌ای که توش بود نجات بدم. 32:31.130 --> 32:36.120 ‫راستش این خط داستانی پربار بود... 32:36.170 --> 32:38.220 ‫که مجابم کرد چنین برنامه‌ای بسازم... 32:38.270 --> 32:41.380 ‫چون داستان زندگی دو تا از بهترین و... 32:41.430 --> 32:43.670 ‫عزیزترین دوستانم رو شامل می‌شد. 32:46.670 --> 32:48.420 ‫آدم خیلی می‌تونه به دوستانش کمک کنه. 32:48.470 --> 32:51.620 ‫جرمیا باید از لاکش بیرون می‌اومد ‫و خودش رو پیدا می‌کرد، 32:51.670 --> 32:55.280 ‫و حس می‌کنم این موتور ‫تا حدی کمک کرد خودش رو پیدا کنه. 32:55.330 --> 32:59.720 ‫کاری کرد دوباره سر پا بشه، ‫دوباره خلاقیتش برگرده و... 32:59.770 --> 33:01.870 ‫طعم و مزه‌ی زندگیش رو برگردوند. 33:03.000 --> 33:05.820 ‫این فرآیند واقعا برای من ‫مثل نجات جون دوستم بود. 33:05.870 --> 33:08.080 ‫تونستم پشت دوستم باشم. 33:08.130 --> 33:12.230 ‫چون بهترین پروژه‌ی ممکن بود ‫تا کاری کنم به حرفه‌اش برگرده. 33:14.900 --> 33:17.820 ‫از همه بابت کمکشون در راستای ‫ساختن کوئیک‌سیلور متشکرم، 33:17.870 --> 33:20.320 ‫چون موتور به شدت مهمیه ‫و به این سبب... 33:20.370 --> 33:23.380 ‫باعث شدن یکی از بهترین دوست‌هام ‫به زندگی برگرده. 33:23.430 --> 33:27.780 ‫این موتور زندگیه، حس می‌کنم به این خاطر بود ‫که جرمیا موفق شد دوباره سر پا بشه. 33:27.830 --> 33:30.680 ‫به نظرت این مسیر بیشترین مسافتیه ‫که این موتور تا حالا رفته؟ 33:30.730 --> 33:33.020 ‫توی جاده‌ی واقعی؟ آره، آخه... 33:33.070 --> 33:35.650 ‫اگه اشتباه نکنم دین لانزا ‫چند باری امتحانش کرده بود. 33:35.700 --> 33:39.620 ‫ولی فکر نمی‌کنم مثلا... ‫بیشتر از سی کیلومتر رفته باشه. 33:39.670 --> 33:42.030 ‫صرفا قرار بوده موتور نمایشی باشه. 33:56.030 --> 33:59.000 ‫- اوضاع اون پشت چطوره؟ ‫- وای، وای، وای، وای، وای. 34:01.030 --> 34:02.330 ‫دیدیش؟ 34:04.770 --> 34:07.770 ‫خب جری، کمکت رو می‌خوام داداشم. 34:10.730 --> 34:13.050 ‫ای وای. 34:13.100 --> 34:16.220 ‫- باورم نمی‌شه. چقدر گنده است. ‫- آره. 34:16.270 --> 34:18.400 ‫- روش خیلی کوچیک جلوه می‌کنم. ‫- داداش. 34:18.970 --> 34:21.720 ‫بفرما. بزن بریم. 34:21.770 --> 34:23.280 ‫- گرفتیش؟ ‫- آره، دارمش. 34:23.330 --> 34:25.520 ‫وای پسر. 34:25.570 --> 34:28.720 ‫ای وای. ایول. 34:28.770 --> 34:31.850 ‫ایول. آخ! 34:31.900 --> 34:35.050 ‫نزدیک بود انگشت شستم قطع بشه. 34:35.100 --> 34:38.020 ‫وای پسر. امان. 34:38.070 --> 34:40.550 ‫همه‌چی رو هم سایز بزرگ درست کردم. ‫مثلا این شیفتر رو می‌بینی؟ 34:40.600 --> 34:41.880 ‫همینه. 34:41.930 --> 34:43.920 ‫- ترمز... ‫- این... 34:43.970 --> 34:46.030 ‫این رو باید... 34:46.770 --> 34:47.900 ‫باید توی انگلستان نشون داد پسر. 35:03.530 --> 35:05.600 ‫پسر، باورم نمی‌شه. 35:06.500 --> 35:08.000 ‫به نظرم روشنش کنیم. 35:08.530 --> 35:09.950 ‫بزن بریم. 35:10.000 --> 35:11.430 ‫وای. 35:13.330 --> 35:14.680 ‫خیلی‌خب. 35:14.730 --> 35:17.430 ‫- خب... ‫- آتیش کن. 35:26.730 --> 35:28.270 ‫وای. 35:31.700 --> 35:34.830 ‫وای! 35:46.030 --> 35:48.770 ‫چه موتور گنده‌ای دارم. ‫بریم که مارهای زنگی رو له کنیم. 35:56.300 --> 35:58.370 ‫- سوئیچ هم نداره. ‫- آره، نداره. 36:01.330 --> 36:03.641 ‫تا حالا موتوری ندیدم ‫اینقدر راحت استارت بخوره. 36:03.665 --> 36:04.480 ‫واقعا می‌گی؟ 36:04.530 --> 36:06.350 ‫- آره بابا، خیلی خفنه. ‫- جدی؟ 36:06.400 --> 36:08.200 ‫- آره. ‫- همین؟ 36:11.230 --> 36:16.570 ‫همه‌چیش ردیفه. حی و حاضره. ‫منتظره یکی سوارش بشه. 36:19.530 --> 36:23.220 ‫این سه هفته... ‫واقعا خیلی روش وقت گذاشتیم. 36:23.270 --> 36:26.650 ‫آره خب، همین ویژگی ‫این داستان رو جذاب می‌کنه. 36:26.700 --> 36:30.520 ‫می‌خواستیم کار دیگه‌ای بکنیم، ‫ولی در نهایت... 36:30.570 --> 36:32.920 ‫- با شنیدن نظرات عزیزانمون و... ‫- آره. 36:32.970 --> 36:34.650 ‫- اعتمادمون به هم منجر به این شد. ‫- آره. 36:34.700 --> 36:37.050 ‫- همچنین اعتمادمون به کائنات. ‫- دقیقا. 36:37.100 --> 36:40.350 ‫دقیقه‌نودی تونستیم درستش کنیم. ‫دقیقا ده یازده روز دیگه باید برم. 36:40.400 --> 36:41.580 ‫پس خوب موقع تموم شد. 36:41.630 --> 36:43.280 ‫- بهترینه. ‫- قبول دارم. 36:43.330 --> 36:45.580 ‫بدنه‌اش که مال موتور سابقمه. ‫چرخ جلوش... 36:45.630 --> 36:48.880 ‫تازه دستم رسیده بود. ‫دیدم به این موتور خیلی میاد. 36:48.930 --> 36:51.750 ‫- آره. ‫- پدال ترمز توش خالیه. 36:51.800 --> 36:54.420 ‫واسه همین خیلی سریع و راحت ‫سر جاش برمی‌گرده. 36:54.470 --> 36:57.420 ‫این بخشش رو از ته پایه‌های ‫یه میز عتیقه درست کردیم... 36:57.470 --> 36:59.680 ‫تا به رنگ سیاه و سفیدش بیاد. 36:59.730 --> 37:03.580 ‫ضمنا، شیفتر رو هم بزرگتر کردیم ‫تا پای گنده‌ات روش جا بشه. 37:03.630 --> 37:05.900 ‫خلاصه همه‌چی رو... تقویت کردیم. 37:07.130 --> 37:08.820 ‫داداش. 37:08.870 --> 37:10.920 ‫پس یکی بالا بدم، ‫بعدش بوم، بوم، بوم. 37:10.970 --> 37:13.420 ‫آره، مثل موتورهای جی‌پی مسابقه‌ایه. 37:13.470 --> 37:16.880 ‫روی در باک هم نوشته شده ‫وقتی شک کردی... 37:16.930 --> 37:19.480 ‫«وقتی شک کردی، یکی بالا...» 37:19.530 --> 37:21.480 ‫«یکی بالا، سه تا پایین.» 37:21.530 --> 37:22.980 ‫یکی بالا، سه تا پایین. 37:23.030 --> 37:25.920 ‫وای، چقدر خوشگله. عاشق این ‫ترکیب رنگی‌ام که استفاده کردی. 37:25.970 --> 37:28.180 ‫- آره، باحاله. ‫- دل تو دلم نیست فردا سوارش بشم. 37:28.230 --> 37:30.650 ‫خب، داشته باش داداش. ‫شیش تا مدل ۳۶ جور کردیم. 37:30.700 --> 37:32.520 ‫همگی هم سوارشون می‌شیم. 37:32.570 --> 37:34.920 ‫- چاپر ۳۶ به دل جاده می‌زنیم. ‫- دل تو دلم نیست. 37:34.970 --> 37:36.420 ‫آره، فردا می‌بینم چند مرده حلاجه. 37:36.470 --> 37:38.700 ‫مدل ۴۰ ۴کیو. 37:47.470 --> 37:48.780 ‫علاقه‌ام به موتورهای ناکل‌هد... 37:48.830 --> 37:50.980 ‫به خاطر زیبایی ظاهرشون و... 37:51.030 --> 37:52.770 ‫صداییه که تولید می‌کنن. 37:54.530 --> 37:56.080 ‫سال ۳۶ اولین بار این موتور عرضه شد. 37:56.130 --> 38:00.150 ‫درسته بهترین ناکل‌هد نیست، ‫ولی اولین ناکل‌هد بوده. 38:00.200 --> 38:03.680 ‫دقیقا همون موتوریه که وقتی ‫بچه‌ای بیش نبودم... 38:03.730 --> 38:05.800 ‫می‌گفتم این موتور رو می‌خوام. 38:07.530 --> 38:09.780 ‫موتور ویژه و تکیه. 38:09.830 --> 38:12.050 ‫خیلی هم نایابه. 38:12.100 --> 38:14.970 ‫به نظرم خوشگل‌ترین موتور دنیا هم داره. 38:21.870 --> 38:23.620 ‫این کار آدم رو اذیت می‌کنه، 38:23.670 --> 38:30.420 ‫چون مدام افراد دیگه سعی دارن ‫از کار انتقاد کنن. 38:30.470 --> 38:34.870 ‫دیدین بعضی آدم‌ها دوست دارن ‫شکست و سرخوردگی بقیه رو ببینن؟ 38:35.900 --> 38:37.980 ‫من و جرمیا از این مثال‌ها ‫توی صنعت چاپرها... 38:38.030 --> 38:42.220 ‫زیاد دیدیم که عده‌ای بودن ‫که فقط می‌خواستن شکست ما رو ببینن. 38:42.270 --> 38:44.580 ‫حالا نمی‌گم کارمون درجه‌یکه، ‫ولی کارمون خوبه. 38:44.630 --> 38:49.450 ‫حتی با حضور جیسون که کنارمون بود، ‫توی این مسائل کمکی نمی‌کرد. 38:49.500 --> 38:53.680 ‫صرفا چون واسه جیسون موتور می‌سازیم، ‫کلی در موردمون جوک‌های زشت... 38:53.730 --> 38:55.350 ‫و تمسخرآمیز اینترنتی درست کردن. 38:55.400 --> 39:00.670 ‫جیسون کسیه که بهمون کمک کرد ‫تا از هنرمون محافظت کنیم. 39:25.200 --> 39:27.080 ‫بیابون واقعا جای خارق‌العاده‌ایه. 39:27.130 --> 39:31.450 ‫خوشحال شدم که جرمیا و مکس رو ‫به قلمروی خیالی خودم بردم. 39:31.500 --> 39:35.580 ‫چون بعد از اینکه بزرگ شدم و مستقل شدم، ‫همیشه دلم پیش جاشوا تری بود. 39:35.630 --> 39:37.120 ‫یکی از باحال‌ترین لحظات زندگیم بود... 39:37.170 --> 39:42.150 ‫چون تا اون لحظه فرصت نشده بود ‫همزمان با جرمیا و مکس موتورسواری کنیم. 39:42.200 --> 39:44.170 ‫آخرین بار کی بود که اینطوری ‫دور هم جمع شده بودیم؟ 39:45.570 --> 39:47.580 ‫- نشده بود، نه؟ ‫- پیش نیومده بود. 39:47.630 --> 39:49.250 ‫- فکر کنم... ‫- چه عجیب. 39:49.300 --> 39:51.200 ‫- قبول داری عجیبه؟ ‫- آره، اولین بارمونه. 39:52.130 --> 39:54.150 ‫- باورم نمی‌شه. ‫- آره، واقعا عجیبه. 39:54.200 --> 39:56.580 ‫همیشه صحبت می‌کنیم. اگه پیش جرمیا باشم ‫تلفنی به مکس زنگ می‌زنیم. 39:56.630 --> 39:58.180 ‫اگه پیش مکس باشم ‫به جرمیا زنگ می‌زنیم. 39:58.230 --> 40:01.620 ‫یازده سال بود که ارتباطمون ‫این شکلی ادامه داشت. 40:01.670 --> 40:03.750 ‫هیچ‌وقت سه نفری دور هم نبودیم. 40:03.800 --> 40:07.670 ‫بخوام راستش رو بگم، ‫در طی قسمت‌هایی که ساختم، 40:08.370 --> 40:09.570 ‫ساختن این قسمت واقعا سخت‌ترین بود. 40:11.170 --> 40:15.780 ‫کلا محقق کردن این رویا که با شیش تا ‫چاپر مدل ۳۶ موتورسواری کردن، سخت بود. 40:15.830 --> 40:19.150 ‫در کل خیلی وقت بود که چنین فکری داشتم، 40:19.200 --> 40:21.920 ‫وقتی هم که جرمیا برگشت گفت: ‫«نه، نه، اصلا شدنی نیست.» 40:21.970 --> 40:23.230 ‫باعث شد بگم: «خوب هم شدنیه.» 40:24.800 --> 40:26.750 ‫این مسئله که موفق شدیم ‫شیش تا موتور نایاب جمع کنیم، 40:26.800 --> 40:28.320 ‫چیزیه که به چشم ندیده بودم. 40:28.370 --> 40:32.020 ‫حتی وقتی از قدیمی‌ها می‌پرسیدم، ‫بهم می‌گفتن تا حالا پیش نیومده بود. 40:32.070 --> 40:33.380 ‫هر کس سبک خودش رو داره. 40:33.430 --> 40:35.050 ‫عاشق کلکسیون جمع کردنم. ‫مثل اثری هنریه... 40:35.100 --> 40:37.550 ‫دقیقا عین نقاشی پیکاسو می‌مونه ‫که حسابی دوستش دارم. 40:37.600 --> 40:39.520 ‫و فرصتی پیش اومده ‫تا بتونم سوار این اثر هنری بشم. 40:39.570 --> 40:41.546 ‫من هم همیشه چنین حرفی می‌زدم. ‫می‌گفتم ما کسایی هستیم... 40:41.570 --> 40:42.980 ‫که سوار بر اثر هنریمون دور شهر می‌چرخیم. 40:43.030 --> 40:46.420 ‫چون اگه آدم نقاش باشه که نمی‌تونه ‫نقاشیش رو دستش بگیره... 40:46.470 --> 40:49.200 ‫و جلوی همه داد بزنه: «آی ملت! ‫این نقاشی رو من کشیدم! نگاه کنین!» 40:51.900 --> 40:54.350 ‫عین فرآیند درمانی می‌موند. ‫خیلی از موانع ذهنیمون... 40:54.400 --> 40:56.450 ‫با ساختن این دو تا موتور رفع شد. 40:56.500 --> 40:59.320 ‫مثال بارزش مشکل جرمیا بود ‫که من چندین و چند... 40:59.370 --> 41:00.950 ‫مستند در مورد این آدم ساخته بودم. 41:01.000 --> 41:04.080 ‫کلی موتور با هم ساخته بودیم. ‫کلی فیلم و مستند ساختیم. 41:04.130 --> 41:07.450 ‫طی سالی که گذشت، ‫جرمیا رشد چشمگیری کرده بود. 41:07.500 --> 41:11.420 ‫یکی از قشنگترین لحظات زندگیم بود ‫که دیدم تو... 41:11.470 --> 41:15.880 ‫پروژه‌ی کوئیک‌سیلور رو قبول کردی ‫و براش آستین بالا زدی، تمومش کردی، 41:15.930 --> 41:17.520 ‫و اون جرقه‌ی خلاقیتت دوباره برگشت. 41:17.570 --> 41:21.800 ‫حتی اینکه الان باهامون اومدی ‫و سالم و سرحال اینجا نشستی... 41:23.000 --> 41:24.330 ‫بابتش خیلی بهت افتخار می‌کنم. 41:26.430 --> 41:28.100 ‫ای داداش. 41:29.630 --> 41:31.950 ‫کوئیک‌سیلور واقعا... ‫پروژه‌ی دشواری بود. 41:32.000 --> 41:33.830 ‫اون روز رو یادمه که بهم نشونش دادی. 41:34.170 --> 41:35.500 ‫عه... 41:36.570 --> 41:38.020 ‫اینطوری بودیم که: ‫«باید این رو عوضش کنیم.» 41:38.070 --> 41:39.080 ‫من هم می‌گفتم: 41:39.130 --> 41:41.320 ‫«کسی حق نداره عوضش کنه.» 41:41.370 --> 41:45.930 ‫بعد گفتم: «باشه، قبوله. می‌تونم. ‫می‌تونم برات عوضش کنم.» 41:46.670 --> 41:49.000 ‫بعدش کارگاهم رو تعطیل کردم... 41:50.170 --> 41:52.630 ‫و به شدت درگیر عشقم... 41:53.200 --> 41:54.900 ‫به موتور شدم. 41:56.970 --> 42:01.080 ‫یهو نظرم عوض شد، می‌دونی؟ ‫یک سال و نیم گذشته بود و ناگهان... 42:01.130 --> 42:03.280 ‫گفتم باید انجامش بدم. بعد، اِم... 42:03.330 --> 42:06.150 ‫چند ماه اخیری که سپری کرده بودم ‫باعث شده بود اونقدر مشکل داشته باشم، 42:06.200 --> 42:09.080 ‫اعتیادم رو کنار گذاشته بودم، 42:09.130 --> 42:11.530 ‫خیلی اوقات وارد کارگاه می‌شدم، ‫یه گوشه می‌نشستم ولی... 42:13.270 --> 42:16.820 ‫نمی‌تونستم عشق سابقم رو پیدا کنم، ‫متوجه منظورم می‌شی؟ 42:16.870 --> 42:19.880 ‫با خودم می‌گفتم چطور می‌خوام ‫از این موتور... 42:19.930 --> 42:23.450 ‫بهترین و خفن‌ترین چاپر جهان رو بسازم؟ 42:23.500 --> 42:25.980 ‫می‌گفتم دیگه استعدادش رو ندارم. 42:26.030 --> 42:28.250 ‫بعد به مکس زنگ زدم و گفتم: ‫«چه خاکی به سرم بریزم؟» 42:28.300 --> 42:29.880 ‫بهم گفت: «تو که اصلا...» 42:29.930 --> 42:31.250 ‫- «فقط انجامش بده.» ‫- آستین بالا بزن. 42:31.300 --> 42:33.420 ‫- فقط آستین بالا بزن. ‫- آستین بالا بزن و... 42:33.470 --> 42:35.650 ‫من هم گفتم: «باشه، می‌تونم... ‫می‌تونم فلایولش رو بسازم،» 42:35.700 --> 42:39.720 ‫«فلایویلش رو متعادل می‌کنم، ‫بدنه رو تعمیر می‌کنم، فلان کار رو می‌کنم.» 42:39.770 --> 42:42.550 ‫انگار همه‌چی داشت جلوم صف می‌کشید، متوجهی؟ 42:42.600 --> 42:47.520 ‫همه‌چی داشت عالی پیش می‌رفت، خب؟ ‫اصلا به اون شرایط عادت نداشتم. 42:47.570 --> 42:49.350 ‫خیلی وقت بود اینطوری نشده بودم، خب؟ 42:49.400 --> 42:51.880 ‫صبح همون روز به مونا گفتم: 42:51.930 --> 42:54.020 ‫«فکر کنم امروز موتورم استارت می‌خوره.» 42:54.070 --> 42:55.920 ‫بعدش بوم! 42:55.970 --> 42:57.370 ‫استارت خورد. 42:58.430 --> 43:00.150 ‫اصلا باورم نمی‌شد. مثلا... 43:00.200 --> 43:03.180 ‫تا حالا نشده بود ناکل‌هدی بسازم ‫که چنین چینش قطعاتی داشته باشه، 43:03.230 --> 43:06.600 ‫روغن‌کاری نشده باشه ولی حرکت کنه. ‫حس می‌کردم... 43:08.300 --> 43:11.420 ‫انگار خودم هم باید از نو متولد بشم. ‫یعنی... 43:11.470 --> 43:14.450 ‫«مکس، پسر، دلم می‌خواد دوباره چاپر بسازم. ‫می‌شه لطفا تو رنگش کنی؟» 43:14.500 --> 43:17.850 ‫- انگار هدف زندگیم رو دوباره پیدا کردم. ‫- آره، می‌دونم. 43:17.900 --> 43:21.350 ‫بعد، اِم، فقط باید به خودم آسون می‌گرفتم ‫و به ندای قلبم گوش می‌دادم. 43:21.400 --> 43:25.050 ‫چون از این چیزی مهمتر نداریم، متوجهین؟ 43:25.100 --> 43:27.020 ‫خوشحالم برگشتی. 43:27.070 --> 43:28.970 ‫تازه شما... 43:30.500 --> 43:34.350 ‫می‌دونین که موتورسیکلت دوست دارم، نه؟ ‫شما رو هم خیلی دوست دارم. 43:34.400 --> 43:38.570 ‫باعث افتخاره که روی کوئیک‌سیلور کار کردم. ‫امیدوارم زحماتم برازنده‌اش بوده باشه. 43:39.530 --> 43:40.850 ‫- محشر شده. ‫- متشکرم جیسون. 43:40.900 --> 43:42.850 ‫- غمت نباشه داداش. ‫- ممنونم که از من خواستی کمکت کنم. 43:42.900 --> 43:45.120 ‫- فدات بشم داداش. ‫- چون حسابی کیف کردم و... 43:45.170 --> 43:48.280 ‫اگه تو رو نداشتم الان اینجا نبودم. 43:48.330 --> 43:51.880 ‫دوستم سفره‌ی دلش رو پیشم باز کرده بود ‫و داشت می‌گفت که چی بهش گذشته، 43:51.930 --> 43:56.180 ‫من هم کلی تحت تأثیر قرار گرفته بودم، ‫لحظه‌ی جادویی و ماندگاری بود... 43:56.230 --> 44:00.770 ‫و خوشحالم که فرصتش پیش اومد ‫تا اون لحظه رو ثبت کنم. 44:08.300 --> 44:11.650 ‫جفتمون می‌گفتیم: ‫«خودت رو جمع و جور کن،» 44:11.700 --> 44:13.880 ‫«کاری که استعداد ذاتیش رو داری بکن.» 44:13.930 --> 44:15.620 ‫- «یکی رو داری که براش مهمه.» ‫- آره. 44:15.670 --> 44:18.180 ‫«و قراره جلوی کلی آدم به نمایش بذاریش.» 44:18.230 --> 44:21.620 ‫«پس بریم تو کارش. ‫آستین بالا بزن که وقتشه.» 44:21.670 --> 44:24.280 ‫خیلی‌هامون نمی‌خواستیم ناامیدت کنیم. 44:24.330 --> 44:30.020 ‫روحیه‌ای که فکر می‌کنم هر سه نفرمون، اِم... 44:30.070 --> 44:32.520 ‫از این دو تا موتور گرفتیم، به شدت روی ‫خودمون و دوستیمون تأثیر گذاشت. 44:32.570 --> 44:35.150 ‫چون پیوند اتحادمون با موتور گره خورده. 44:35.200 --> 44:38.480 ‫مدت زیادی بود با هم صحبت می‌کردیم، ‫ولی اینجا، برای اولین باره... 44:38.530 --> 44:39.620 ‫- آره. ‫- که زیر این درخت نشدیم و... 44:39.670 --> 44:40.820 ‫در مورد مسائلی صحبت می‌کنیم... 44:40.870 --> 44:43.500 ‫که طی این مدت چقدر اذیتمون کرده بودن. 44:44.870 --> 44:46.850 ‫- دوستتون دارم بچه‌ها. ‫- ما هم دوستت داریم داداش. 44:46.900 --> 44:49.180 ‫- خیلی ازتون یاد گرفتم. مرسی داداش. ‫- من از تو ممنونم داداش. 44:49.230 --> 44:50.270 ‫برادر نداشتمی. 44:51.400 --> 44:53.330 ‫خب، بریم که با موتور به دل جاده بزنیم. 44:55.330 --> 45:00.020 ‫خیلی حال کردم این صحبت کردنمون ‫اینقدر باعث شد حالمون بهتر بشه. 45:00.070 --> 45:02.330 ‫این صحبتمون یکی از عمیق‌ترین ‫جلسه درمانی‌ای بود که تا حالا داشتم. 45:04.930 --> 45:06.380 ‫- ای وای. ‫- قشنگ بود. 45:06.430 --> 45:07.630 ‫امان از دستت. 45:37.300 --> 45:40.920 ‫موتور سواری با شیش تا ‫مدل ۳۶ در طلوع خورشید... 45:40.970 --> 45:43.180 ‫که هر کدوم یا منحصر به فرد ‫یا عتیقه‌ای بازمانده بودن... 45:43.230 --> 45:46.650 ‫خیلی لحظه‌ی قشنگی بود. ‫ریشه‌ی وقوع این لحظه از مکالمه‌ی... 45:46.700 --> 45:49.620 ‫دو تا دوست بود که یکیشون می‌گفت: ‫«نه، امکان نداره، نمی‌شه!» 45:49.670 --> 45:51.870 ‫من هم گفتم: «ببینیم و تعریف کنیم.» 45:58.370 --> 46:03.320 ‫اتفاق باحالیه که آدم رویایی رو متصور بشه ‫و به کمک رفقاش اون رویا رو محقق کنه. 46:03.370 --> 46:05.720 ‫و بتونن با سلیقه‌ی خودشون ‫بهش سبک و حالت بدن... 46:05.770 --> 46:09.970 ‫در کل توی خیالات هیچ آدمی نمی‌گنجه. ‫برای همین شیش تا مدل ۳۶ رو جور کردیم. 46:12.870 --> 46:15.130 ‫چون به شدت برامون خاص بود. 46:36.300 --> 46:39.280 ‫برای عده‌ای از ما وقت زیادی برد... 46:39.330 --> 46:41.620 ‫تا بتونیم با خودمون کنار بیایم... 46:41.670 --> 46:45.520 ‫و به خودمون ایمان پیدا کنیم. 46:45.570 --> 46:48.480 ‫همین خودش ماجرایی پشتش داشته. 46:48.530 --> 46:51.380 ‫جفت دست‌هام روی شونه دوست‌هام بود. ‫شبیه یکی از نقاشی‌های دیوید مان بود. 46:51.430 --> 46:54.080 ‫انگار داشتیم روح همدیگه رو لمس می‌کردیم. 46:54.130 --> 46:57.900 ‫دسته‌های موتورمون با هم برخورد می‌کرد ‫و داشتیم با حداکثر سرعت می‌رفتیم. 46:59.330 --> 47:02.380 ‫خورشید داشت طلوع می‌کرد. اینقدر بهشون ‫نزدیک بودم که می‌تونستم بغلشون کنم. 47:02.430 --> 47:04.780 ‫انگار سوژه‌های یکی از اون نقاشی‌ها بودیم. 47:04.830 --> 47:07.680 ‫آدم که نمی‌دونه تا صد سال بعد ‫اصلا موتورسیکلتی وجود داره یا نه. 47:07.730 --> 47:08.880 ‫واقعا موتورهای قشنگی هستن. 47:08.930 --> 47:10.650 ‫و می‌دونم که برای ساختن این‌ها ‫چقدر زحمت کشیده شده، 47:10.700 --> 47:12.320 ‫و این دستگاه‌های مکانیکی ‫چه روزهایی رو به چشم دیدن، 47:12.370 --> 47:14.980 ‫از دوران جنگ و مصیبت گرفته ‫تا شادی موتورسواران رو دیدن... 47:15.030 --> 47:18.580 ‫من هم شیفته‌ی این تاریخچه‌ای هستم ‫که موتورها در گذشته‌شون دارن. 47:18.630 --> 47:22.070 ‫امیدوارم آدم‌های بیشتری ‫مجاب بشن که زندگی رو آروم سپری کنن... 47:22.770 --> 47:24.500 ‫و ازش لذت ببرن... 47:25.370 --> 47:27.700 ‫این وسایل نقلیه که صرفا ‫دستگاه‌های ساده‌ای هستن. 47:30.170 --> 47:34.120 ‫مهم اینه که آدم به دل جاده بزنه ‫و ارتباط کائنات رو با این دستگاه‌ها حس کنه. 47:34.170 --> 47:37.030 ‫و آدم بتونه در کنار دوستانش، ‫از این سواری لذت ببره. 47:38.430 --> 47:40.720 ‫من با تمام وجودم... 47:40.770 --> 47:43.730 ‫صرفا یه پرسه‌زن خانه به دوشم. ‫عاشق... 47:44.300 --> 47:46.220 ‫عاشق در حرکت بودنم. 47:46.270 --> 47:48.970 ‫انگار دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت ‫از موتورم پیاده بشم. 47:51.548 --> 47:56.548 www.Doostihaa.com