WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:13.975 --> 00:18.605 خیلی وقت پیش فهمیدم که داستان‌ها نه کاملاً درستن و نه کاملاً غلط 00:20.357 --> 00:22.692 اون‌ها با نیمه‌حقیقت‌ها تغذیه میشن 00:22.776 --> 00:26.071 دروغ‌های خوب تعریف شده یا خاطرات تار [پیدراس نگراس، کواویلا] 00:30.784 --> 00:34.079 خاطراتی که توی دود اجاق‌ها گم میشن 00:34.746 --> 00:38.667 با بوی ادویه‌ها عجین میشن و مثل یه دستور غذا..‏.‏ 00:39.250 --> 00:42.128 مثل یه چیز دیگه با غذا قاطی میشن 00:42.499 --> 00:45.999 [سال 1892] 00:46.591 --> 00:50.053 این داستان عمه بزرگم تیتاست 00:50.845 --> 00:53.390 مطمئن نیستم دقیقاً همین‌جوری اتفاق افتاده باشه 00:53.765 --> 00:57.185 یه بخشیش برای من تعریف شده و بقیه‌اش رو توی دفترچه خاطراتش‏.‏‏.‏‏.‏ 00:57.269 --> 00:59.062 و توی کتاب دستور پخت آبی قدیمی خوندم 01:01.273 --> 01:04.109 ولی با گذر زمان تبدیل به یه جور خاطره شد‏.‏‏.‏‏.‏ 01:05.527 --> 01:07.654 خاطره‌ای از چیزی که تجربه نکردم 01:07.737 --> 01:11.866 ولی به یه شکلی الان بخشی از زندگیمه 01:26.172 --> 01:29.718 میگن تیتا رابطه خیلی نزدیکی با غذا داشت‏.‏‏.‏‏.‏ 01:30.302 --> 01:32.970 حتی وقتی توی شکم مادربزرگم بود 01:33.053 --> 01:35.348 موقع خرد کردن پیاز گریه می‌کرد 01:37.892 --> 01:39.978 باید نصف پیاز رو روی سرت بذاری 01:40.478 --> 01:41.771 بچه دوباره داره گریه می‌کنه 01:43.106 --> 01:44.648 مسخره‌بازی درنیار‏،‏ ناچا 01:46.401 --> 01:51.781 یه روز گریه‌اش اون‌قدر شدید بود که باعث شد زودتر به دنیا بیاد 01:54.909 --> 01:56.115 نفس بکش‏،‏ نفس بکش‏،‏ نترس‏.‏ ادامه بده 01:56.195 --> 01:57.446 تیتا با گریه به دنیا اومد 01:58.739 --> 02:01.617 شاید چون حس می‌کرد مادرش نمی‌خوادش‏.‏‏.‏‏.‏ 02:02.993 --> 02:06.038 شاید چون یه زن توی دنیای مردسالار بود‏.‏‏.‏‏.‏ 02:07.706 --> 02:10.022 یا شاید چون می‌تونست حس کنه‏.‏‏.‏‏.‏ 02:10.046 --> 02:12.586 که سرنوشتش از قبل تعیین شده‏.‏‏.‏‏.‏ 02:13.253 --> 02:17.424 و زندگیش یه نبرد طولانی و سخت برای خوشبختی می‌شه 02:19.551 --> 02:24.598 وبسایت دوستی ها تقدیم میکند 02:27.184 --> 02:28.435 یک‏.‏‏.‏‏.‏ 02:29.520 --> 02:30.562 دو‏.‏‏.‏‏.‏ 02:32.898 --> 02:34.233 سه‏.‏‏.‏‏.‏ 02:35.483 --> 02:36.651 چهار‏.‏‏.‏‏.‏ 02:40.489 --> 02:41.573 پنج‏.‏‏.‏‏.‏ 02:43.492 --> 02:44.535 شیش‏.‏‏.‏‏.‏ 02:47.287 --> 02:48.497 هفت‏.‏‏.‏‏.‏ 02:52.793 --> 02:54.044 هشت‏.‏‏.‏‏.‏ 02:56.588 --> 02:57.631 نُه‏.‏‏.‏‏.‏ 02:58.674 --> 03:01.218 نه‏،‏ نرو اونجا‏.‏ اون اتاق مامانه 03:01.301 --> 03:03.220 ‏-‏ خب که چی؟ ‏-‏ اجازه نداریم بریم اونجا 03:03.303 --> 03:05.430 خیلی بهتره‏،‏ گرترودیس اونجا پیدامون نمی‌کنه 03:09.560 --> 03:10.811 ده‏!‏ دارم میام‏!‏ 03:37.087 --> 03:38.338 کجایین؟ 03:41.967 --> 03:44.845 ‏-‏ پیداتون کردم‏!‏ ‏-‏ این عادلانه نیست 03:44.928 --> 03:46.263 کی رفته توی اتاق من؟ 03:46.847 --> 03:48.098 تیتا‏،‏ مامان 03:48.181 --> 03:49.725 خبرچینی نکن‏،‏ روزارا 03:59.318 --> 04:03.864 چطور جرأت کردی‏،‏ تیتا د لا گارزا‏!‏ آخرین بارت باشه 04:03.947 --> 04:05.199 مامان‏.‏‏.‏‏.‏ 04:45.614 --> 04:46.698 تیتا‏!‏ 04:51.495 --> 04:53.288 تیتا‏،‏ ناراحت نباش 04:53.372 --> 04:56.375 ناراحت نیستم‏.‏ از دست روزارا عصبانیم 04:56.792 --> 04:59.503 می‌دونی که روزارا فقط می‌خواد پیش مامان خودشیرینی کنه 05:00.337 --> 05:02.923 بیا بریم توی مزرعه ذرت با بچه‌ها بازی کنیم 05:03.966 --> 05:05.175 خواهش می‌کنم‏،‏ تیتا 05:16.270 --> 05:17.354 اون کیه؟ 05:18.522 --> 05:21.650 اون پدروئه‏،‏ پسر همسایه‌مون‏،‏ موزکیز 05:21.733 --> 05:23.694 تازه از مدرسه شبانه‌روزی برگشته 05:28.115 --> 05:31.535 هی‏،‏ شرط می‌بندم نمی‌تونی بری اون طرف مزرعه ذرت‏.‏‏.‏‏.‏ 05:31.618 --> 05:34.538 برنده می‌تونه ده بار به بقیه سیلی بزنه 05:34.621 --> 05:36.707 ‏-‏ من دخترها رو نمی‌زنم ‏-‏ ولی من می‌زنم 06:16.371 --> 06:20.042 مثل شکلاتی که با فلفل خشک برای سس آب می‌شه‏.‏‏.‏‏.‏ 06:20.626 --> 06:25.005 روح تیتا با پدرو توی ابدیت اون لحظه ذوب شد 06:25.428 --> 06:29.224 تیتا و پدرو قول دادن تا ابد عاشق هم باشن 06:43.780 --> 06:45.240 بدون مراقبت مادرش‏.‏‏.‏‏.‏ 06:45.657 --> 06:47.951 تیتا کنار ناچا توی آشپزخونه بزرگ شد 06:48.701 --> 06:51.538 که تمام دانش آشپزیش رو بهش یاد داد 06:54.207 --> 06:57.001 میراثی که از نسل‌های زیادی به ارث رسیده بود 06:57.544 --> 06:59.087 دو قاشق غذاخوری خامه اضافه کن 07:01.798 --> 07:05.218 توی کتاب دستور پخت نوشته برای درست کردن خامه سرخ‌کرده‏.‏‏.‏‏.‏ 07:05.301 --> 07:07.679 باید زرده رو از سفیده جدا کنی‏.‏‏.‏‏.‏ 07:07.762 --> 07:12.141 و با خامه بزنی تا مخلوط رقیق بشه 07:14.644 --> 07:17.146 آروم‏.‏ آروم هم بزن تا کاملاً مخلوط بشه 07:20.650 --> 07:25.238 بعد‏،‏ چند دقیقه توی یه ظرف چرب شده می‌ذاری بمونه 07:25.738 --> 07:27.240 یادت باشه‏،‏ فقط دو تا‏،‏ باشه؟ 07:28.199 --> 07:32.078 سفیده‌های باقی مونده رو با شکر‏،‏ پوست پرتقال‏.‏‏.‏‏.‏ 07:32.453 --> 07:34.789 رازیانه و میخک مخلوط می‌کنی تا شربت درست بشه 07:45.341 --> 07:46.384 بفرما 07:50.305 --> 07:51.347 خوبه؟ 07:52.307 --> 07:55.309 ناچا همه رازها رو به تیتا یاد داد 08:09.032 --> 08:10.575 چیزی که هیچ کدومشون نمی‌دونستن‏.‏‏.‏‏.‏ 08:11.576 --> 08:13.953 این بود که تیتا یه توانایی باورنکردنی داشت‏.‏‏.‏‏.‏ 08:14.037 --> 08:17.290 که احساساتش رو به غذاهایی که درست می‌کرد منتقل می‌کرد 08:19.918 --> 08:21.961 این خامه سرخ‌کرده رو برای کی درست می‌کنی؟ 08:27.008 --> 08:30.845 چه شادی بود چه غم‏،‏ همه چیز با وجودش عجین می‌شد 08:31.846 --> 08:35.266 انگار خود تیتا هم یکی از مواد غذایی بود 08:50.198 --> 08:52.742 [خامه سرخ‌کرده] 09:02.335 --> 09:03.586 ببین چی برات آوردم 09:11.010 --> 09:13.054 از کجا می‌دونستی غذای مورد علاقه‌ منه؟ 09:14.138 --> 09:17.016 یه بار بهم گفتی‏،‏ و یادم موند 09:27.068 --> 09:29.279 وقتی بری شهر‏،‏ برام نامه می‌نویسی؟ 09:30.154 --> 09:32.323 معلومه‏!‏ چرا ننویسم؟ 09:38.079 --> 09:40.248 ‏-‏ هر روز؟ ‏-‏ هر روز‏،‏ تیتا 09:41.082 --> 09:42.166 هر روز 09:45.624 --> 09:47.459 این خامه‌ها دارن دیوونه‌ام می‌کنن 09:57.094 --> 09:59.221 خامه‌ها پر شده بودن از همه چیزی‏.‏‏.‏‏.‏ 09:59.304 --> 10:01.306 که تیتا نمی‌تونست با کلمات بیان کنه 10:08.313 --> 10:10.315 نگرانی از دور بودن از پدرو‏.‏‏.‏‏.‏ 10:12.692 --> 10:15.070 ترس از دست دادن پیوندی که ساخته بودن 10:17.322 --> 10:21.410 ولی همچنین امید به اینکه دوری عشقشون رو بیشتر کنه 10:31.858 --> 10:34.694 وقتی برگردم‏،‏ هیچی نمی‌تونه ما رو از هم جدا کنه 10:53.442 --> 10:56.320 [شهر پوئبلا] 10:56.403 --> 10:58.906 دیروز‏،‏ دیکتاتور پورفیریو دیاز..‏.‏ 10:58.989 --> 11:01.909 جرأت کرد آقای فرانسیسکو مادرو رو توی مونتری دستگیر کنه 11:02.952 --> 11:07.456 دیاز فکر می‌کنه با دستگیر کردنش‏،‏ قدرتش رو نشون میده‏.‏ اشتباه می‌کنه 11:07.469 --> 11:08.129 [دو سال بعد] 11:08.165 --> 11:09.950 چیزی که نشون میده ترسش از‏.‏‏.‏‏.‏ 11:09.974 --> 11:12.753 جنبش ماست‏،‏ و باید همه‌مون رو دستگیر کنه 11:12.836 --> 11:16.298 تا صدای رأی موثر و عدم انتخاب مجدد رو خفه کنه 11:16.382 --> 11:19.009 رأی موثر‏،‏ عدم انتخاب مجدد‏!‏ 11:19.093 --> 11:23.055 دو‌ستان‏،‏ این دست ماست که جانشین دیاز قانون باشه 11:23.931 --> 11:28.269 قانون انتخابات آزاد قانون رأی برای حکومت 11:29.812 --> 11:34.692 قانون رأی مردم رأی موثر‏،‏ عدم انتخاب مجدد‏!‏ 11:34.775 --> 11:36.819 رأی موثر‏،‏ عدم انتخاب مجدد‏!‏ 11:39.321 --> 11:41.615 شما به جرم تحریک به شورش دستگیر می‌شید 11:41.699 --> 11:43.867 اینجا چی‌کار می‌کنید؟ کسی خبرتون نکرده بود 11:59.508 --> 12:01.176 سزار‏!‏ 12:03.470 --> 12:06.890 سزار‏!‏ سزار‏!‏ کمک‏!‏ 12:07.683 --> 12:10.144 سزار‏!‏ سزار‏،‏ جواب بده‏!‏ سزار‏!‏ 12:11.228 --> 12:13.897 بیا بریم‏،‏ بیا‏،‏ پدرو‫! 12:29.288 --> 12:30.414 متأسفم 12:31.457 --> 12:33.417 حالا تو‏،‏ گرترودیس 12:39.214 --> 12:40.466 گرترودیس‏.‏‏.‏‏.‏ 12:42.626 --> 12:44.879 فکر می‌کنم برای امروز به اندازه کافی تمرین کردی 12:45.338 --> 12:47.006 ‏-‏ بله‏،‏ مامان ‏-‏ راستش‏،‏ پیر‏.‏‏.‏‏.‏ 12:47.506 --> 12:49.800 فکر می‌کنم دخترم می‌تونه تنهایی تمرین کنه 12:50.384 --> 12:52.511 اگه به درس بیشتری نیاز داشتیم بهت خبر میدم 12:52.595 --> 12:54.180 ‏-‏ مامان‏.‏‏.‏‏.‏ ‏-‏ نه‏.‏‏.‏‏.‏ 12:55.681 --> 12:57.933 باعث افتخارم بود که بهتون درس دادم‏،‏ خانم گرترودیس 12:59.518 --> 13:02.063 مادام‏.‏ مادمازل 13:02.772 --> 13:05.316 ‏-‏ بدرقه‌تون می‌کنم ‏-‏ نه‏،‏ نیازی نیست 13:05.399 --> 13:06.650 اصرار می‌کنم‏.‏ از این طرف 13:09.111 --> 13:11.864 ‏-‏ می‌خواین باهاشون برم‏،‏ مامان؟ ‏-‏ تیتا‏،‏ تو برو 13:15.701 --> 13:17.161 و از چشمت دورشون نکن 13:29.840 --> 13:30.883 هی 13:35.721 --> 13:36.889 پنج دقیقه 13:42.728 --> 13:44.104 مورو اسب خیلی نجیبیه 13:45.230 --> 13:47.399 و قادر به انجام هر کاریه 13:48.192 --> 13:51.236 ولی اگه بهش استراحت ندین و مدام سوارش بشین‏.‏‏.‏‏.‏ 13:51.320 --> 13:53.947 اسب می‌خوام چی‌کار اگه سوارش نشم‏،‏ خوان؟ 13:54.031 --> 13:55.157 نگاه کن 13:56.575 --> 13:58.660 این استخون داره از یه طرف رشد می‌کنه 13:58.744 --> 14:00.440 مطمئنی نعلش رو اشتباه نبستی‏.‏‏.‏‏.‏ 14:00.464 --> 14:02.331 یا سُمش رو درست تمیز نکردی؟ 14:02.414 --> 14:04.458 من هیچ‌وقت سر اسب‌ها با خوان بحث نمی‌کنم 14:04.541 --> 14:06.001 ‏-‏ پسرم‏!‏ ‏-‏ پدرو 14:06.084 --> 14:07.127 صبح بخیر 14:08.086 --> 14:10.297 حالت چطوره‏،‏ عمو؟ خوشحالم می‌بینمت 14:11.173 --> 14:12.549 منم همین‌طور 14:12.633 --> 14:14.676 می‌بینی وکیلا الان چقدر زود بیدار میشن؟ 14:15.219 --> 14:17.763 به خاطر سفر نادیده می‌گیرم‏،‏ ولی از فردا‏.‏‏.‏‏.‏ 14:17.846 --> 14:21.141 یا خودت سحر بیدار میشی یا یه سطل آب میاد روت 14:21.225 --> 14:22.434 باشه 14:22.517 --> 14:24.394 پس‏،‏ می‌مونی؟ 14:25.020 --> 14:28.524 کجا می‌خواستی بره؟ پسر من زیادی قانون توی سرشه 14:28.607 --> 14:30.734 وقتشه که اینجا پیش باباش باشه 14:30.817 --> 14:32.277 و این مزرعه رو اداره کنه‏،‏ نه؟ 14:32.361 --> 14:33.362 درسته 14:34.363 --> 14:38.242 خوان‏!‏ کِی میریم یه سواری خوب تا تپه؟ 14:39.326 --> 14:41.453 ‏-‏ فردا ‏-‏ خوبه 14:42.120 --> 14:45.290 به بابات بگو انبار رو باز بذاره تا چندتا عقرب نقاشی کنم 14:45.374 --> 14:48.292 خب‏،‏ وقتی بهش بگم خیلی خوشحال می‌شه‏،‏ پدرو 14:53.089 --> 14:55.800 خوشحال شدم دیدمت‏،‏ عمو‏.‏ به همسرت سلام برسون 14:56.593 --> 14:59.136 حتماً‏،‏ پدریتو‏،‏ حتماً 15:06.310 --> 15:09.522 کافیه‏،‏ خوان بذار مورو استراحت کنه 15:10.524 --> 15:13.235 کاراملو رو زین کن و ماده اسب رو برای برادرم 15:16.154 --> 15:20.576 خوان‏،‏ پسر من دیگه بچه نیست‏،‏ و تو هم همین‌طور‏.‏‏.‏‏.‏ 15:21.243 --> 15:24.121 پس از حالا به بعد می‌خوام بهش بگی آقا پدرو‏،‏ مثل من 15:24.204 --> 15:25.998 یا حداقل رئیس‏،‏ فهمیدی؟ 15:28.584 --> 15:29.793 فهمیدم‏،‏ رئیس 16:23.472 --> 16:26.058 فکر کنم شما و دخترهای دلربات رو‏.‏‏.‏‏.‏ 16:26.141 --> 16:28.352 توی جشن صدمین سال استقلال می‌بینیم 16:28.894 --> 16:32.523 از این رقص‌های مزخرف متنفرم‏،‏ ولی آره‏،‏ باید بریم 16:32.606 --> 16:33.607 چطور نمی‌شه؟ 16:33.690 --> 16:36.527 پر از مردهای متشخص آماده ازدواجه 16:36.610 --> 16:38.654 درسته‏.‏ به همین درد می‌خورن 16:42.866 --> 16:44.076 اوناهاش‏،‏ داره میاد 16:44.660 --> 16:46.870 تیتا‏،‏ می‌تونیم حرف بزنیم؟ 16:49.164 --> 16:50.332 حالت چطوره‏،‏ پدرو؟ 16:51.583 --> 16:53.335 خانم النا‏.‏ حال شما خوبه؟ 16:53.919 --> 16:56.964 ‏-‏ خوبم‏.‏ پدرت چطوره؟ ‏-‏ خیلی خوبه‏،‏ ممنونم 16:58.006 --> 16:59.883 ‏-‏ بهش سلام برسون ‏-‏ حتماً 17:09.017 --> 17:10.143 کاری که ازت خواستم رو انجام بده 17:16.775 --> 17:18.381 کل شهر به خاطر این‏.‏‏.‏‏.‏ 17:18.405 --> 17:20.654 رقص صدمین سال مزخرف به‌هم ریخته 17:22.906 --> 17:25.033 رقص خسته‌کننده‌ترین چیزه‏،‏ مامان 17:25.117 --> 17:28.203 ولی اگه اصرار داری‏،‏ خب‏،‏ شاید مجبور باشیم بریم 17:28.829 --> 17:31.123 اگه بریم‏،‏ به خاطر خواهرت روزاراست 17:31.206 --> 17:32.457 پس زیادی ذوق نکنید 17:36.003 --> 17:38.589 پسر موزکیز می‌خواست چی بهت بگه؟ 17:39.548 --> 17:40.799 نمی‌دونم‏،‏ مامان 17:41.383 --> 17:42.926 و راستش برام مهم نیست 18:33.020 --> 18:36.691 ‏-‏ ما برعکس‏،‏ نگرانیم ‏-‏ چرا؟ 18:36.774 --> 18:40.152 شنیدیم خبرهایی هست که مردم دارن شورش می‌کنن 18:40.861 --> 18:41.988 باور کنید 18:42.446 --> 18:44.824 خبر خوب اینه که مادرو الان توی زندانه 18:44.907 --> 18:47.493 شاید توی زندان باشه‏،‏ ولی اون مادریست‌های شورشی‏.‏‏.‏‏.‏ 18:47.576 --> 18:49.328 هنوز دارن مردم رو مسموم می‌کنن 18:49.996 --> 18:52.290 قرار بود دموکراتیک باشن‏،‏ نه؟ 18:52.373 --> 18:55.334 انتخابات می‌خواستن‏،‏ حالا باید شکست رو قبول کنن 18:56.669 --> 18:58.796 جوون موزکیز چی فکر می‌کنه؟ 19:01.215 --> 19:03.843 فکر می‌کنم دیاز با این نتایج به خودش لطف نکرد 19:04.760 --> 19:07.805 به نظرتون رسوایی نیست که با 180 هزار رأی برنده شد‏.‏‏.‏‏.‏ 19:07.888 --> 19:09.724 و مادرو حتی 200 تا هم نگرفت؟ 19:10.266 --> 19:14.520 حق با اونه‏،‏ نمایش رسوایی‌آور قدرت بود 19:15.444 --> 19:17.780 ‏-‏ این‌جوری به حرفم گوش می‌کنی؟ ‏-‏ کار بدی نکردم 19:17.863 --> 19:18.906 نکردی؟ 19:19.490 --> 19:21.117 می‌دونستی نباید برقصی‏.‏‏.‏‏.‏ 19:21.200 --> 19:24.245 و باید همه درخواست‌ها رو به خواهرت می‌دادی 19:24.328 --> 19:26.183 پدرو از من خواست باهاش برقصم‏،‏ نه روزارا 19:26.207 --> 19:27.207 و تو هم قبول کردی 19:28.749 --> 19:31.002 بهت اجازه نمی‌دم به رقص برگردی‏،‏ تیتا 19:31.085 --> 19:34.005 ‏-‏ گرترودیس هم داشت می‌رقصید ‏-‏ خواهرت رو قاطی این ماجرا نکن 19:35.297 --> 19:38.175 همین‌جا می‌مونی‏،‏ و وای به حالت‏،‏ تیتا دلا گارزا‏.‏‏.‏‏.‏ 19:38.259 --> 19:40.177 اگه برگردی و دوباره خجالت‌زده‌ام کنی 19:41.971 --> 19:43.014 بله‏،‏ مامان 19:50.855 --> 19:51.897 پدرو 19:58.256 --> 20:00.926 ‏-‏ خوشحالم که می‌بینمت‏ ‏-‏ کارهامون چطور پیش می‌ره؟ 20:01.009 --> 20:03.887 خوب‏.‏ همین الان با چند تا گروه تماس گرفتم 20:04.387 --> 20:06.181 اون‌ها دهقان‌ها و کارگرها هستن‏.‏‏.‏‏.‏ 20:06.264 --> 20:08.850 آدم‌هایی که مزرعه‌های این زمین‌دارها رو ترک کردن 20:08.934 --> 20:11.394 خیلی عصبانی هستن‏،‏ چیزی برای از دست دادن ندارن 20:11.478 --> 20:13.772 هدف ما بدون این کارگرها بی‌ارزشه 20:14.856 --> 20:17.692 با این نفرت نمی‌تونن بدون اسلحه کاری بکنن 20:18.151 --> 20:20.278 همین روزها به تگزاس میرم 20:20.362 --> 20:22.322 می‌رم پول و اسلحه جمع کنم 20:22.822 --> 20:25.283 مطمئناً یه وقتی به کمکت نیاز پیدا می‌کنم‏،‏ پدرو 20:25.367 --> 20:29.204 البته‏،‏ برای همین برگشتیم اینجا‏.‏ نگاشون کن 20:30.914 --> 20:34.042 فکر می‌کنن می‌تونن تا 30 سال دیگه هم همین‌جوری حکومت کنن 20:35.168 --> 20:38.213 مادرو حق داره‏.‏ باید مردم رو هدایت و مسلح کنیم 20:40.924 --> 20:41.967 به سلامتی سزار 20:42.550 --> 20:43.760 به سلامتی سزار 20:43.843 --> 20:45.095 مراقب خودت باش 20:59.394 --> 21:04.483 تیتا‏،‏ اون روز توی کلیسا باهام طوری رفتار کردی انگار غریبه‌ام 21:06.735 --> 21:07.986 ولی همین الان‏.‏‏.‏‏.‏ 21:11.323 --> 21:13.158 وقتی داشتیم می‌رقصیدیم‏،‏ خودمون بودیم‏.‏‏.‏‏.‏ 21:14.576 --> 21:15.827 مثل همیشه 21:18.163 --> 21:19.456 من عوض نشدم‏،‏ پدرو 21:21.250 --> 21:22.501 منم همین‌طور 21:23.126 --> 21:24.378 مطمئنی؟ 21:24.711 --> 21:26.838 چون پدرویی که من می‌شناختم سر قولش می‌موند 21:29.716 --> 21:32.594 ‏-‏ گفت برام نامه می‌نویسه‏ ‏-‏ نوشتم 21:33.470 --> 21:36.348 ‏-‏ حتی یه نامه هم نرسید‏ ‏-‏ تیتا‏،‏ من ده‌ها نامه نوشتم 21:36.807 --> 21:37.933 ده‌ها؟ 21:39.184 --> 21:40.519 هر روز می‌نوشتم 21:42.646 --> 21:46.525 هفته‌های کامل‏،‏ تا اینکه خسته شدم از اینکه به هیچ کدوم جواب ندادی 21:50.779 --> 21:51.864 پس‏.‏‏.‏‏.‏ 21:54.032 --> 21:55.868 توی شهر با کسی آشنا نشدی 22:03.458 --> 22:05.919 یه روز‏،‏ موقع قدم زدن توی یه بازار توی زوکالو‏.‏‏.‏‏.‏ 22:08.005 --> 22:09.339 بوی آشنایی حس کردم 22:12.426 --> 22:14.636 توی یه دکه‏،‏ داشتن شیرینی خامه‌ای می‌فروختن 22:16.638 --> 22:17.890 یکی رو امتحان کردم 22:19.141 --> 22:22.644 مجبور شدم بهشون بگم اصلاً نمی‌دونن چطور باید شیرینی خامه‌ای درست واقعی درست کنن 22:31.403 --> 22:34.781 تیتا‏،‏ هیچی بدون تو مزه نمی‌ده 22:39.244 --> 22:40.495 هیچی معنی نمی‌ده 22:47.628 --> 22:48.879 دوستت دارم 23:13.071 --> 23:14.989 این دختره همیشه عجله داره 23:17.709 --> 23:18.793 ناچا‏!‏ 23:19.419 --> 23:20.879 پدرو دوستم داره 23:20.962 --> 23:22.338 پدرو موزکیز دوستم داره 23:22.714 --> 23:23.840 چی شده‏،‏ دختر؟ 23:23.923 --> 23:26.593 کلی نامه نوشته‏،‏ ولی من هیچ کدوم رو نگرفتم 23:27.177 --> 23:28.261 خب بعدش؟ 23:29.596 --> 23:30.847 می‌خواد باهام ازدواج کنه 23:32.974 --> 23:37.020 خیلی خوشبخت می‌شیم‏،‏ و تو هم میای پیش ما زندگی می‌کنی 23:40.273 --> 23:41.523 اگه خدا بخواد 23:56.956 --> 24:00.376 از بین وظایف زیادی که مادربزرگ بزرگم به تیتا تحمیل کرده بود‏.‏‏.‏‏.‏ 24:00.460 --> 24:03.088 یکیش امتیاز مشکوک کمک کردن موقع حمام کردنش بود 24:05.632 --> 24:08.384 تیتا تنها کسی بود که می‌تونست اون رو ببینه 24:09.322 --> 24:10.573 روساریو‏،‏ حالت چطوره؟ 24:11.991 --> 24:13.492 صبح بخیر‏،‏ آمانسیو 24:13.576 --> 24:15.369 ‏-‏ صبح بخیر‏،‏ خانم‏ ‏-‏ صبح بخیر 24:18.914 --> 24:19.999 رمدیوس 24:20.082 --> 24:22.460 ‏-‏ خانم تیتا‏ ‏-‏ سوپی که برات فرستادم خوب بود؟ 24:22.543 --> 24:24.962 ‏-‏ آره‏،‏ دخترم خوابید‏ ‏-‏ خوبه 24:25.046 --> 24:26.297 با اجازه 24:29.175 --> 24:31.052 دلفینو‏،‏ حالت چطوره؟ 24:31.469 --> 24:34.180 خیلی خوبم‏،‏ خانم تیتا‏.‏ چه کمکی از دستم برمیاد؟ 24:34.764 --> 24:37.933 هیچی‏،‏ فقط می‌خوام یه کم باهات صحبت کنم 24:39.101 --> 24:40.269 البته 24:42.271 --> 24:43.439 چی شده؟ 24:43.981 --> 24:46.817 می‌دونی بین مامانم و خانواده موزکیز چه اتفاقی افتاد؟ 24:48.819 --> 24:51.656 گاوها رو یادته؟ 24:53.240 --> 24:56.911 خب‏،‏ اون حیوون‌ها افتخار مزرعه بودن 24:57.578 --> 24:59.622 مامانت پول زیادی نداشت 25:00.247 --> 25:05.586 آقای پدرو فهمید و پیشنهاد داد یه چیزی در ازای گاوها بده 25:06.212 --> 25:09.924 یه پیشنهاد توهین‌آمیز‏،‏ مثل پیشنهادهایی که اول معامله می‌دن 25:10.007 --> 25:11.092 خب بعدش؟ 25:11.175 --> 25:14.095 مامانت به پول احتیاج داشت‏،‏ پس قبول کرد 25:14.178 --> 25:15.846 زیر قیمت فروختشون‏.‏‏.‏‏.‏ 25:15.930 --> 25:18.182 ولی حقیقت اینه که معامله رو قبول کرد 25:19.433 --> 25:21.484 آقای پدرو می‌تونست با یه بیوه‏.‏‏.‏‏.‏ 25:21.508 --> 25:23.479 دل‌رحم‌تر باشه‏،‏ ولی می‌دونی که اون چه اخلاقی داره 25:23.562 --> 25:26.357 یه آدم طماعه‏،‏ و خیلی هم مغروره 25:30.611 --> 25:32.446 ممنون‏،‏ دلفینو‏.‏ روز خوبی داشته باشی 25:32.530 --> 25:33.781 خواهش می‌کنم 25:38.244 --> 25:41.288 هر وقت تیتا نیاز داشت افکارش رو جمع و جور کنه.‏‏.‏‏.‏ 25:41.372 --> 25:42.707 به آشپزی پناه می‌برد 25:47.628 --> 25:52.258 بوها و طعم‌های خورش‌ها وقتی با آتیش برخورد می‌کردن‏.‏‏.‏‏.‏ 25:52.717 --> 25:55.928 چیزهایی بودن که تیتا رو مجبور می‌کردن تصمیمات خودش رو بگیره 26:27.418 --> 26:29.295 ‏-‏ سلام‏ ‏-‏ کِساد‌یا آوردم 26:30.171 --> 26:31.422 بیا اینجا 26:48.208 --> 26:50.294 تیتا‏،‏ معرکه‌ان 26:54.506 --> 26:56.091 با مامانم حرف زدم‏.‏‏.‏‏.‏ 26:57.468 --> 26:59.094 کارمون رو سخت می‌کنه 26:59.595 --> 27:02.181 انگار یه سری مشکلات حل نشده با بابات داره 27:02.890 --> 27:04.057 می‌دونم 27:05.517 --> 27:10.105 چطوره وقتی میای خواستگاریم‏،‏ به عنوان هدیه نامزدی‏.‏‏.‏‏.‏ 27:10.814 --> 27:13.275 به مامانم گاوهایی که به بابات فروخت رو پیشنهاد بدی؟ 27:13.734 --> 27:16.278 گاوها؟ نه‏،‏ نه‏،‏ تیتا‏،‏ این خیلی زیاده 27:16.361 --> 27:19.406 می‌دونم‏.‏ ولی مطمئنم مامانم نه نمی‌گه 27:19.490 --> 27:21.116 مطمئنم بابام نه می‌گه 27:21.200 --> 27:23.994 ولی اگه ازدواج کنیم‏،‏ گاوها توی خانواده می‌مونن 27:24.077 --> 27:26.246 فکر نمی‌کنی این راه حل عالیه؟ 27:32.711 --> 27:34.546 ‏-‏ می‌دونی چیه؟ ‏-‏ چی؟ 27:36.173 --> 27:37.424 فکر کنم جواب بده 27:37.821 --> 27:39.239 حتماً باید یه دلاگارزا باشه 27:40.115 --> 27:42.450 نمی‌تونم این زن لعنتی رو تحمل کنم‏،‏ نمی‌تونم 27:42.826 --> 27:45.870 نمی‌تونم بذارم عضو خانواده‌مون بشه‏.‏ این مسخره‌ست 27:46.287 --> 27:49.082 دختر آقای خناره‏،‏ فرماندار‏،‏ خیلی خوشگله 27:49.165 --> 27:50.779 یا خواهرزاده آقای مائورو‏ 27:50.803 --> 27:53.128 کلی دختر از خانواده‌های خوب هست‏،‏ پدرو 27:53.211 --> 27:54.504 من انتخابم رو کردم 27:54.587 --> 27:57.132 آره‏،‏ با مال دیگران تصمیم گرفتن راحته 27:57.215 --> 28:00.593 ببین‏،‏ من برای اون گاوها به خانم النا پیشنهاد دادم‏.‏‏.‏‏.‏ 28:00.677 --> 28:02.721 ‏-‏ اونم قبول کرد‏ ‏-‏ مسئله این نیست 28:02.804 --> 28:04.013 چرا‏،‏ مسئله همینه 28:04.097 --> 28:07.726 باید با دخترش و یه جهیزیه خوب بیاد 28:07.809 --> 28:10.562 باید خوشحال باشه که دخترش یه موزکیز می‌شه 28:10.645 --> 28:12.313 ولی به جاش‏،‏ من باید چی‌کار کنم؟ 28:13.106 --> 28:15.066 گاوها رو مفتی بدم؟ گاوهای من رو‏!‏ 28:16.067 --> 28:18.069 چطوری باید این رو بفهمم؟ 28:22.782 --> 28:23.867 ‏-‏ بابا ‏-‏ چیه؟ 28:23.950 --> 28:26.286 من با تیتا ازدواج می‌کنم‏،‏ چه بخوای چه نخوای 28:27.037 --> 28:29.164 نمی‌خوای از شر این گاوها خلاص بشی؟ 28:29.247 --> 28:31.041 باشه‏،‏ یه راهی پیدا می‌کنم 28:31.458 --> 28:33.418 ‏-‏ این خیلی خوبه ‏-‏ تیتا درستش کرده 28:40.633 --> 28:43.094 بابا‏،‏ تیتا تنها زنیه که دوستش دارم 28:44.554 --> 28:45.764 فقط اونه 29:01.363 --> 29:03.990 می‌تونیم اون زن لعنتی رو از معامله بذاریم کنار‏.‏‏.‏‏.‏ 29:04.074 --> 29:07.202 و گاوها برای شما دو تا و بچه‌هاتون باشه 29:08.661 --> 29:09.996 فکر کنم‏.‏ آره 29:10.080 --> 29:12.165 خب‏،‏ پس‏،‏ در این صورت‏.‏‏.‏‏.‏ 29:13.291 --> 29:15.293 هر چی بشه‏،‏ توی خانواده می‌مونه 29:20.340 --> 29:23.635 واقعاً فکر می‌کنی چند تا گاو برام مهم‌تر از‏.‏‏.‏‏.‏ 29:23.718 --> 29:25.428 خوشبختی توئه‏،‏ پدرو؟ 29:29.140 --> 29:32.435 اگه برای تو نباشه‏،‏ پس برای کی این همه سال زحمت کشیدم؟ 29:32.519 --> 29:33.853 همه چیزی که دارم مال توئه 29:35.355 --> 29:36.606 مطمئنی؟ 29:42.195 --> 29:43.488 خب‏،‏ پس باشه 29:43.571 --> 29:44.823 ‫- به افتخارت ‫- به افتخارت 29:53.915 --> 29:55.583 اون‌طور که خانواده‌ام تعریف می‌کردن‏.‏‏.‏‏.‏ 29:55.667 --> 29:58.545 هیچ‌وقت معلوم نشد که حرف‌های پدرو بود‏.‏‏.‏‏.‏ 29:58.628 --> 30:00.839 که بالاخره پدرش رو راضی کرد‏.‏‏.‏‏.‏ 30:01.172 --> 30:05.218 یا آرزوی عمیق تیتا بود که توی اون کسادیاها ذوب شده بود 30:09.764 --> 30:12.642 تیتا نه تنها خواب خواستگاری پدرو رو می‌دید‏.‏‏.‏‏.‏ 30:12.726 --> 30:14.936 بلکه با برگشتن گاوها‏.‏‏.‏‏.‏ 30:15.020 --> 30:18.356 برای اولین بار‏،‏ مامانش بهش افتخار می‌کرد 30:30.076 --> 30:32.704 خانم‏،‏ آقای پدرو موزکیز و پسرش اومدن 30:32.787 --> 30:35.290 ‏-‏ می‌خوان شما رو ببینن ‏-‏ چی بهت گفتم‏،‏ تیتا؟ 30:35.832 --> 30:37.250 نمی‌دونم چی می‌خوان 30:40.170 --> 30:43.465 باشه‏،‏ فینا‏،‏ بفرستشون توی اتاق پذیرایی 31:01.775 --> 31:03.026 شیرینی خامه‌ای 31:08.782 --> 31:13.620 خب‏،‏ آقای پدرو‏،‏ این دیدار غیرمنتظره رو مدیون چی هستم؟ 31:17.248 --> 31:18.500 خب‏،‏ خانم النا‏.‏‏.‏‏.‏ 31:20.668 --> 31:22.796 من رو که می‌شناسید‏،‏ اهل حاشیه نیستم 31:23.880 --> 31:26.508 پسرم پدرو عاشق دخترتون تیتا شده‏.‏‏.‏‏.‏ 31:26.591 --> 31:28.343 و اومدیم خواستگاریش 31:30.220 --> 31:32.722 متأسفم که بی‌خودی اومدین 31:33.139 --> 31:35.433 قصد ندارم دخترم تیتا رو شوهر بدم 31:35.517 --> 31:38.728 چون کوچکترین دخترمه‏،‏ برنامه‌های خودم رو براش دارم 31:41.106 --> 31:44.317 خانم النا‏،‏ من تیتا رو دوست دارم و می‌خوام باهاش ازدواج کنم 31:44.442 --> 31:46.820 بهتون اطمینان می‌دم که همه نیازهاش برآورده می‌شه 31:46.903 --> 31:50.115 اصرار می‌کنم‏،‏ این ازدواج غیرممکنه 31:50.198 --> 31:52.534 حالا‏،‏ با اجازه‌تون‏،‏ کارهایی دارم که باید انجام بدم 31:53.535 --> 31:54.828 خانم النا‏،‏ متوجه‌ام.‏‏.‏‏.‏ 31:54.911 --> 31:58.540 ولی به نفع خودتونه که به پیشنهاد پدرم گوش کنید 31:58.957 --> 32:00.709 بله‏،‏ خب‏،‏ پسرم‏.‏‏.‏‏.‏ 32:01.418 --> 32:05.839 منظورم اینه که‏،‏ ما پیشنهاد می‌کنیم‏.‏‏.‏‏.‏ 32:06.214 --> 32:08.800 به عنوان شیربها برای دخترتون تیتا‏،‏ گاوهامون رو بدیم 32:09.968 --> 32:14.055 همون قسمتی که اون موقع از شما خریدم 32:16.474 --> 32:17.976 پیشنهاد خیلی سخاوتمندانه‌ایه 32:20.520 --> 32:25.150 ولی در حال حاضر‏،‏ فقط قصد دارم دختر بزرگم‏،‏ روزارا رو شوهر بدم 32:28.111 --> 32:29.571 این کار درسته 32:31.239 --> 32:32.866 خانم النا‏،‏ فکر می‌کنم عاقلانه‌ست‏.‏‏.‏‏.‏ 32:32.949 --> 32:35.160 اصرار می‌کنم‏،‏ تیتا از این خونه نمی‌ره 32:35.618 --> 32:38.913 ولی می‌تونیم یه راه حلی پیدا کنیم 32:48.173 --> 32:49.591 چرا این‌قدر طول می‌کشه؟ 32:56.723 --> 32:57.974 خانواده موزکیز دارن می‌رن 32:59.225 --> 33:00.977 اومده بودن خواستگاری تیتا 33:02.228 --> 33:04.022 و بله‏،‏ یه عروسی در پیشه 33:06.566 --> 33:08.777 ولی همون‌طور که بهشون توضیح دادم‏،‏ خیلی وقت پیش‏.‏‏.‏‏.‏ 33:08.860 --> 33:11.321 تصمیم گرفتم که تیتا توی این خونه می‌مونه 33:11.404 --> 33:12.989 تا وقتی بمیرم ازم مراقبت کنه 33:14.157 --> 33:15.533 چی می‌گی‏،‏ مامان؟ 33:18.578 --> 33:20.622 پدرو موزکیز قراره با روزارا ازدواج کنه 34:41.229 --> 34:46.229 www.Doostihaa.com