WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.959 --> 00:04.045 ‫هیچی رو به اندازه سر زدن به بیمارها ‫با اینترن‌هام دوست نداشتم، 00:04.045 --> 00:05.880 ‫مخصوصاً وقتی به یه مورد عجیب بر می‌خوردیم. 00:05.880 --> 00:08.717 ‫خیلی خب، خاک رس‌های شکل نگرفته ‫و زیبای من، 00:08.717 --> 00:11.636 ‫کسی می‌تونه علت فرق کردن دفع ‫آقای بیلینگز رو بگه؟ 00:11.636 --> 00:13.888 ‫ممکنه سنگ کلیه داشته باشه. 00:13.888 --> 00:15.849 ‫- نه. ‫- یا مجراش تنگ شده باشه. 00:15.849 --> 00:18.018 ‫- نه. ‫- ممکنه اعضای بدنش بزرگ شده باشن؟ 00:18.018 --> 00:20.562 ‫همه‌شون حدس‌های خوبی بودن، بچه‌ها، ‫ولی غلط هم بودن. 00:20.562 --> 00:22.856 ‫آماده باشید. عفونت کرده. 00:23.606 --> 00:27.027 ‫تو این دوره و زمونه ساکنین خانه سالمندان ‫هم مثل شرکت‌کننده‌های جشنواره عفونت می‌کنن، 00:27.027 --> 00:28.528 ‫- نه، آقای بیلینگز؟ ‫- آره. 00:28.528 --> 00:29.612 ‫- آره، درک می‌کنه. ‫- عوق. 00:29.612 --> 00:32.198 ‫وایسا ببینم، واسه همین مادربزرگم ‫نمی‌خواد بهش سر بزنم؟ 00:32.198 --> 00:34.909 ‫آره، تاش، مادربزرگت هم همین مشکل رو داره. 00:34.909 --> 00:36.953 ‫- آره. ‫- آره. 00:36.953 --> 00:39.122 ‫بزن قدش پدربزرگ. 00:39.122 --> 00:41.041 ‫- عوق. ‫- واقعاً هم عوق. 00:41.041 --> 00:44.002 ‫وقتی داشتن به مشکلات سالمندان ‫فکر می‌کردن، 00:44.002 --> 00:46.546 ‫من مجبور بودم سعی کنم رئیس ‫زن سابقم باشم. 00:46.546 --> 00:48.757 ‫- اوه، جی‌دی. یه سوال سریع. ‫- اوه اوه. 00:48.757 --> 00:51.593 ‫یعنی چی؟ ترتیب بیمارهام رو ‫عوض کردی؟ 00:51.593 --> 00:54.971 ‫خب، از نظر فنی، چون من رئیست هستم ‫اون بیمار منم به حساب میاد. 00:54.971 --> 00:57.766 ‫- بیمار تو نیست. ‫- همه‌شون بیمارهای منن، الیوت. 00:57.766 --> 00:58.975 ‫جدی؟ خیلی خب. 00:58.975 --> 01:02.062 ‫بدون اینکه به نمودار خانم گلدبرگ نگاه کنی، ‫بگو ببینم مشکلش چیه؟ 01:02.062 --> 01:05.774 ‫طبق چیزی که امروز دیدم، ‫فکر می‌کنه بارداره. 01:05.774 --> 01:08.693 ‫خنده‌دار نیست، جی‌دی. نمی‌تونی به همین ‫راحتی ترتیب بیمارهام رو عوض کنی. 01:08.693 --> 01:12.197 ‫الیوت، من رئیس بخش داخلی این بیمارستانم، ‫و می‌خوام یه چیزهایی رو اینجا عوض کنم. 01:12.197 --> 01:13.823 ‫خیلی خب. برام مهم نیست رئیس چی هستی. 01:13.823 --> 01:16.076 ‫- چون ده سال اینجا نبودی. ‫- فکر کردی وظیفه من چیه؟ 01:16.076 --> 01:18.369 ‫کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم ‫فقط با یکیشون می‌تونیم وقت بگذرونیم. 01:18.369 --> 01:21.247 ‫اگه اونا نمی‌تونن دوست زن و شوهری ‫ما باشن، پس با کی بگردیم؟ 01:21.247 --> 01:22.749 ‫آبجیم و شوهرش. 01:22.749 --> 01:23.792 ‫از اونا که متنفریم. 01:24.584 --> 01:25.585 ‫فقط من متنفرم؟ 01:30.090 --> 01:32.675 ‫ولی به خدا داره از ریاستش ‫علیه من استفاده می‌کنه. 01:32.675 --> 01:33.802 ‫ببین. 01:33.802 --> 01:37.347 ‫اینا رو تازه گفته نصب کنن، و می‌دونه ‫نمی‌تونم باهاشون کار کنم. 01:37.889 --> 01:39.641 ‫شاید نمی‌تونم از ریتمشون سر دربیارم؟ 01:39.641 --> 01:40.934 ‫شاید اصلاً هیچ ریتمی نداری. 01:40.934 --> 01:43.353 ‫به خدا، جی‌دی گفته نصبشون کنن ‫تا من دیوونه بشم. 01:43.353 --> 01:44.854 ‫منم نمی‌تونم باهاشون کار کنم. 01:44.854 --> 01:47.607 ‫فکر می‌کردم نژادپرستن و برای سیاه‌پوستا ‫و آسیایی‌ها دستمال نمیدن بیرون. 01:48.650 --> 01:50.485 ‫اوه، اینجا رو باش. 01:50.485 --> 01:52.237 ‫الیوت، تو و جی‌دی دارین اجازه میدین ‫نفرتی که تو ازدواجتون 01:52.237 --> 01:53.655 ‫شکل گرفته بود دوباره خودش رو ‫نشون بده. 01:53.655 --> 01:55.240 ‫به خودت بیا. 01:55.240 --> 01:57.075 ‫اوه، نمی‌تونم. چون دستام خیسن. 01:57.075 --> 01:59.744 ‫ببین، می‌دونم باید میونه‌م با ‫الیوت رو کنترل کنم، 01:59.744 --> 02:01.246 ‫مخصوصاً الان که رئیسشم. 02:01.246 --> 02:03.957 ‫وای پسر، وقتی این رو بهش میگی ‫دیوونه میشه. 02:03.957 --> 02:05.291 ‫اصلاً خوشش نمیاد. 02:05.291 --> 02:07.877 ‫گوش کن، کارلا فکر می‌کنه باید یه رفیق ‫زن و شوهری جدید پیدا کنیم، 02:07.877 --> 02:10.505 ‫پس بهتره صلح بینتون رو حفظ کنید که باز ‫بتونیم چهار نفری وقت بگذرونیم. 02:10.505 --> 02:13.925 ‫در بدترین حالت، هر کسی که ‫بینمون قرار می‌گیره رو نابود می‌کنیم. 02:13.925 --> 02:15.385 ‫- آره. ‫- خیلی خب. 02:15.385 --> 02:18.012 ‫دقیقاً چه بلایی سر اونی میارید که ‫میاد بینتون؟ 02:18.012 --> 02:20.765 ‫ببین، عزیزم، می‌دونی که تو دنیای منی، 02:20.765 --> 02:21.933 ‫ولی اینی که می‌بینی، 02:21.933 --> 02:24.978 ‫یه رفاقتیه که تا آخر عمر ما ‫سر جاش می‌مونه، نه؟ 02:24.978 --> 02:26.563 ‫از خورشید درخشان‌تره. 02:26.563 --> 02:29.149 ‫جی‌دی، تو تلاش‌های آینده‌ت برات ‫آرزوی موفقیت دارم. 02:30.984 --> 02:32.360 ‫ترک! 02:33.695 --> 02:37.407 ‫♪ تنهایی از پسش برنمیام ♪ 02:37.407 --> 02:40.827 ‫♪ نه، من سوپرمن نیستم ♪ 02:43.746 --> 02:45.623 ‫♪ من سوپرمن نیستم ♪ 02:46.207 --> 02:50.253 ‫تو تمام هشت ماهی که شاغل بودم، ‫تا حالا اینجوری ازم سوءاستفاده نشده بود. 02:50.253 --> 02:52.547 ‫خوبه. امیدوارم امشب تو ماشینت ‫گریه کنی. 02:52.547 --> 02:55.133 ‫من هر شب تو ماشینم گریه می‌کنم. 02:55.133 --> 02:58.761 ‫پرستار، میشه آقای شارپ رو ببری تو اتاقش ‫یا تو یه چاه آسانسور خالی؟ 02:58.761 --> 03:01.472 ‫واو، واو، واو. ‫نمی‌تونی اینجوری با بیمار صحبت کنی. 03:01.472 --> 03:02.724 ‫ولی این یارو خیلی گیر میده. 03:02.724 --> 03:06.227 ‫بهش گفتم چربیش بالاست، ‫و بهم گفت یه دکتر مرد براش بیارم. 03:06.227 --> 03:08.605 ‫و تو بخش نظر گذاشتن برای دکترها ‫بهم یک ستاره داد. 03:09.230 --> 03:12.859 ‫دکترها بیشتر از همیشه تو سایت «به دکترت ‫نمره بده» مورد بررسی قرار می‌گیرن. 03:12.859 --> 03:17.030 ‫این یکی نوشته، «یک کلمه هم از ‫حرفاش نفهمیدم. 03:17.030 --> 03:19.449 ‫ای کاش زیرنویس داشت.» 03:20.533 --> 03:22.619 ‫متوجه منظورتون نمیشم. ‫همه به من سه ستاره دادن. 03:22.619 --> 03:24.120 ‫سیستم پنج ستاره‌ایه، بلیک. 03:25.288 --> 03:26.372 ‫حالم گرفته شد. 03:26.372 --> 03:28.958 ‫ببین، تا آخر دوران حرفه‌ایتون قراره ‫ازتون انتقاد بشه. 03:28.958 --> 03:33.087 ‫به خودتون نگیرید، همونطوری که گلوله‌ها از ‫دستبند واندر وومن منعکس می‌شدن. 03:33.087 --> 03:35.423 ‫پیو، پیو، پیو. 03:35.423 --> 03:37.634 ‫ای کاش می‌تونستم استعاره مردونه‌تری ‫براشون بیارم. 03:37.634 --> 03:40.595 ‫خب، سایه این نظرات مردم تا ابد دنبال ‫آدم میاد. شما این چند وقت نظرات خودت رو خوندی؟ 03:40.595 --> 03:43.556 ‫تاش، من یه دکتر باتجربه‌م، خب؟ 03:43.556 --> 03:46.601 ‫چند سالی میشه نخوندمشون، و ‫قصد ندارم الان شروع کنم. 03:46.601 --> 03:48.311 ‫همین که ازشون دور بشم می‌خونمشون. 03:48.311 --> 03:50.980 ‫ببینید، رفقا، پزشکی یه صنعت خدماتیه، 03:50.980 --> 03:53.650 ‫و همیشه حق با مشتریه. 03:53.650 --> 03:55.568 ‫بذار بمیرم. 03:55.568 --> 03:57.779 ‫می‌دونم نارسایی قلبی سطح آخر ‫ترسناک به نظر میاد، اما... 03:57.779 --> 04:01.699 ‫متخصص قلبم میگه باید قلبم رو بذارم تو ‫کوله‌پشتی و همه جا با خودم ببرم. 04:01.699 --> 04:04.994 ‫اینطور نیست. ‫دستگاه کمک بطنی چپ تو قلبتون جاگذاری میشه. 04:04.994 --> 04:08.081 ‫هرچند، سیستم عملیاتی بیرونیش ‫تو این کوله‌پشتی گذاشته میشه. 04:08.081 --> 04:09.165 ‫اوه. 04:09.165 --> 04:11.292 ‫یا... تو یه کیف پیغام‌رسونی شیک 04:11.292 --> 04:13.544 ‫برای بیمارهای باکلاسی که نارسایی قلبی دارن. 04:13.544 --> 04:14.963 ‫واو، من که خوشم اومد. 04:14.963 --> 04:17.131 ‫من زیاد از حمل وسیله خوشم نمیاد. 04:17.131 --> 04:20.927 ‫ببین، بدون اون، ممکنه هر لحظه ‫یه سکته قلبی مرگبار بزنی. 04:22.387 --> 04:24.264 ‫خواهش می‌کنم به فکر خانواده‌ت باش. 04:24.264 --> 04:27.225 ‫میونه‌ی من و شوهرم افتضاحه. ‫بچه هم نداریم. 04:27.725 --> 04:30.436 ‫حالا فکر کن بیشتر زنده موندم. ‫اون دیگه چه مدل زندگی‌ای میشه؟ 04:31.062 --> 04:33.898 ‫الان زنگ می‌زنم آسایشگاه که ‫کارهای اداری رو شروع کنیم. 04:34.524 --> 04:38.152 ‫ام، ولی اول یه چیزی نوشتم که ‫شاید نظرت رو عوض کنه. 04:40.196 --> 04:42.407 ‫اه، «اگه جهنم واقعی باشه چی؟» 04:45.994 --> 04:47.787 ‫میشه باهاش مهربون‌تر باشی؟ 04:47.787 --> 04:49.872 ‫می‌خوام بهش فرصت بدم تجدید نظر کنه. 04:49.872 --> 04:52.834 ‫شرمنده، ولی بیمارستان زیاد ‫اهداکننده اعضای بدن نداره، 04:52.834 --> 04:54.961 ‫و به نظر میاد بقیه اعضای بدنش ‫سالم باشن. 04:54.961 --> 04:56.504 ‫من جرجیا رو درک می‌کنم. 04:56.504 --> 04:58.214 ‫کی دوست داره بقیه عمرش رو به یه 04:58.214 --> 05:00.258 ‫دستگاه پزشکی عجیب و بزرگ ‫بچسبه؟ 05:00.258 --> 05:02.427 ‫رباتم رسید! 05:02.427 --> 05:05.555 ‫هی، عه عه، دست نزنید. 05:05.555 --> 05:08.433 ‫ببخشید، ممنون. ‫واو، چه خوشگله. 05:08.433 --> 05:13.521 ‫اسمش رو از روی ستاره بسکتبال زنان لیسا لسلی ‫برداشتم چون دستاش خیلی بلندن. 05:13.521 --> 05:16.441 ‫هی، چه فکر خوبی، آقای پدر. 05:16.441 --> 05:19.527 ‫اینقدر چاپلوسی نکن. ‫هنوز تصمیم نگرفتم کی قراره اول باهاش تمرین کنه. 05:19.527 --> 05:22.697 ‫منتظرم زودتر از بینش سه بعدی و باکیفیتش، ‫دستگاه فیلتر ارتعاشش، 05:22.697 --> 05:25.033 ‫و دستگاه مچ دستش که از مچ دست ‫انسان پیشرفته‌تره استفاده کنم. 05:25.033 --> 05:26.743 ‫منم منتظرم زودتر یکی رو باهاش ‫عمل کنم. 05:26.743 --> 05:28.745 ‫آمارا. اول از همه نوبت آماراست. 05:28.745 --> 05:30.621 ‫ممنون. 05:32.832 --> 05:34.542 ‫هی، تبریک میگم، آمارا. 05:34.542 --> 05:36.836 ‫برات خوشحالم. 05:36.836 --> 05:38.087 ‫چرا داری اینجوری حرف میزنی؟ 05:38.087 --> 05:39.589 ‫صدای رباتیمه. 05:39.589 --> 05:42.342 ‫اوه... چه جالب. ممنون. 05:44.385 --> 05:48.139 ‫واو. بلد نیستی با دخترها حرف بزنی؟ 05:48.139 --> 05:49.140 ‫نه زیاد. 05:51.642 --> 05:54.854 ‫چند سالی میشد نظراتی که مردم درباره‌م ‫نوشتن رو نخونده بودم، 05:54.854 --> 05:56.647 ‫ولی تا حالا اونقدرا هم... 05:56.647 --> 05:59.317 ‫یک چهارم ستاره؟ ‫اصلاً چطور همچین گزینه‌ای وجود داره؟ 05:59.317 --> 06:01.903 ‫شما رو هم تخریب کردن، دکتر دوریان؟ ‫فقط یادتون باشه: 06:01.903 --> 06:03.237 ‫«پیو، پیو، پیو.» 06:03.237 --> 06:06.282 ‫نه، نه، نگران نباش، تاش، ‫برام مهم نیست 06:06.282 --> 06:09.786 ‫که یه احمق به اسم «پیکل‌پای۳۲۱۴» 06:09.786 --> 06:16.376 ‫نوشته که من، «یه احمقی هستم که به درد ‫ریاست بیمارستان یا شرکت تو دوی ماراتن نمی‌خورم.» 06:16.376 --> 06:19.545 ‫مشخصه ناراحتت کرده، ‫ولی همونطور که خودت بهم گفتی... 06:21.214 --> 06:22.298 ‫خیلی عصبانی بودم، 06:22.298 --> 06:25.343 ‫واسه همین تو ذهنم صدای تاش رو به صدای ‫آدم بزرگ‌ها تو کتاب مصور بادام‌زمینی‌ها تبدیل کردم. 06:31.432 --> 06:34.018 ‫هی. مثل چارلی براون رفتار نکن. ‫[شخصیت کتاب مصور بادام‌زمینی‌ها] 06:34.018 --> 06:37.438 ‫ایمیلت رسید دستم. چرا گیر دادی که ‫بیمار نارسایی قلبیم رو مرخص کنم؟ 06:37.438 --> 06:39.148 ‫چون حاضر نیست درمان بشه، 06:39.148 --> 06:41.818 ‫بیمارستان تخت‌هاش پُره، ‫و به تخت نیاز داریم، الیوت. 06:41.818 --> 06:44.612 ‫دارم سعی می‌کنم نظرش رو عوض ‫کنم، جی‌دی. یه کم بهم وقت بده. 06:44.612 --> 06:46.531 ‫به خودت نگیر، خب؟ 06:46.531 --> 06:50.368 ‫ولی حس می‌کنم کارهات منظوردارن، جی‌دی، ‫مثل اون دستگاه‌های دستمال کاغذی جدید. 06:50.368 --> 06:52.495 ‫- می‌دونی که نمی‌تونن... ‫- دستکش‌های مرگ سرد و خمیریت رو حس کنن؟ 06:53.913 --> 06:54.997 ‫دقیقاً. 06:54.997 --> 06:58.584 ‫ببین... قبلاً خودت میومدی تو دستشویی ‫و برام دستمال می‌آوردی، 06:58.584 --> 07:00.044 ‫الان تبدیلشون کردی به یه سلاح ‫علیه من. 07:00.044 --> 07:01.963 ‫باید یه مقدار بودجه‌ها رو کمتر کنم، الیوت. 07:01.963 --> 07:04.132 ‫ممنون که برام ماشین جدید خریدی، ‫رئیس. 07:04.132 --> 07:09.053 ‫حتی همون صندلی حرارتی که می‌خواستم ‫رو هم داره. واقعاً ممنونم. 07:09.720 --> 07:12.265 ‫وقتی رنگ سبز زمردیش رو انتخاب می‌کنیم ‫این ویژگی همراهش میاد. 07:12.265 --> 07:13.516 ‫اه! 07:13.683 --> 07:15.685 ‫مراقب باش، همه جا رو خیس کرده. 07:19.939 --> 07:21.691 ‫اینم منظوردار بود، جی‌دی! 07:23.568 --> 07:26.237 ‫خیلی خب، عالیه، آمارا. ‫کلمپ رو بذار. 07:27.822 --> 07:31.409 ‫آفرین. بیمار رو می‌فرستیم خونه ‫پیش خانواده‌ش. 07:32.702 --> 07:34.871 ‫یادت نره، مهم حرکات کوچیک هستن. 07:34.871 --> 07:37.206 ‫- مثل روندن ماشین. ‫- فهمیدم. 07:40.418 --> 07:41.836 ‫گاز بده. 07:42.378 --> 07:43.963 ‫خیلی خب، زیادی گاز دادی. ‫ترمز بگیر. 07:43.963 --> 07:45.465 ‫- ترمز بگیر. ‫- ترمز کو؟ 07:45.465 --> 07:47.592 ‫- ترمز! ‫- ترمز کو؟ 07:47.592 --> 07:48.593 ‫اوه. 07:49.760 --> 07:51.179 ‫قتل‌عامش کردی. 07:56.517 --> 07:58.186 ‫فکر کردم گفتی درباره‌ش ‫تحقیق کردی. 07:58.186 --> 08:01.939 ‫آره. فقط استعاره‌های مربوط به ‫رانندگی گیجم می‌کنن. 08:01.939 --> 08:03.774 ‫کی از استعاره‌های رانندگی سر درنمیاره؟ 08:04.650 --> 08:06.068 ‫کسی که بلد نیست رانندگی کنه. 08:06.068 --> 08:07.612 ‫خب، تو مدرسه ما رانندگی ‫یادمون ندادن، 08:07.612 --> 08:10.948 ‫چون مدرسه کوچیکی بود، دانش‌آموزهاش ‫من و داداش‌هام بودیم. 08:10.948 --> 08:12.116 ‫و مدرسه خونه‌مون بود. 08:12.116 --> 08:13.534 ‫اوه، تو خونه درس خوندی. 08:13.534 --> 08:15.745 ‫منطقیه. ‫من فکر می‌کردم کلاً آدم عجیبی هستی. 08:15.745 --> 08:17.580 ‫شماها فکر می‌کنین بچه‌هایی که تو خونه ‫ادامه تحصیل میدن عجیبن؟ 08:17.580 --> 08:18.664 ‫- آره. ‫- نه. 08:18.664 --> 08:21.000 ‫- نه. ‫- آموزش تو خونه خیلی باحال بود. 08:21.000 --> 08:23.085 ‫هیچوقت کسی برام قلدری نکرد، ‫و دو بار نزدیک بود برنده ملکه مراسم رقص بشم، 08:23.085 --> 08:24.712 ‫ولی داداش‌هام هر دفعه به مامانم ‫رای می‌دادن. 08:24.712 --> 08:26.172 ‫- دومی هم بد نیست. ‫- حتماً مامان خوشگلی داری. 08:26.172 --> 08:28.049 ‫بیخیال، زیادی حرف‌های خصوصی زدم. 08:29.884 --> 08:31.260 ‫اوه، هی، تاش. 08:31.886 --> 08:34.347 ‫فکر کن برای یکی نظر بدی نوشتن، 08:34.347 --> 08:37.475 ‫و اون دکتر هم می‌خواد نظر رو حذف کنه، 08:37.475 --> 08:39.227 ‫- باید چیکار کنه؟ ‫- نمیشه. 08:39.227 --> 08:41.479 ‫اوه، عالیه. فوق‌العاده‌ست. 08:43.773 --> 08:46.484 ‫اوه، پس فقط من نیستم که از 08:46.484 --> 08:47.902 ‫ریاستت راضی نیستم. 08:47.902 --> 08:51.280 ‫من نظرات رو نمی‌خونم، الیوت. ‫من از تمام دشمن‌هام بهترم. 08:51.280 --> 08:52.782 ‫ببین... اگه اینقدر اذیتت می‌کنه، 08:52.782 --> 08:55.284 ‫از تکنیکی که تو مشاوره زوجین ‫یاد گرفتیم استفاده کن. 08:55.284 --> 08:58.079 ‫تمام حرفایی که دوست داشتی بزنی رو ‫تو یادداشت صوتی بزن. 08:58.079 --> 08:59.956 ‫باز هم میگم که این چیزها برام مهم نیست. 09:01.457 --> 09:02.833 ‫یادداشت صوتی: 09:02.833 --> 09:05.127 ‫خیلی بدم میاد که الیوت بهم امر و نهی کنه. 09:06.003 --> 09:10.049 ‫رئیسم دستور داد جرجیا رو مرخص کنم. ‫می‌تونی فرم‌های دیجیتالش رو آماده کنی؟ 09:10.049 --> 09:13.511 ‫اول این رو گوش کن. ‫سیبی داره با نزدیک‌ترین خانواده‌ش حرف می‌زنه. 09:13.511 --> 09:15.555 ‫اسمش آرتوره. خیلی بامزه‌ست. 09:15.555 --> 09:18.140 ‫به عنوان اون کوچولوئه از انیمیشن ‫بالا تصورش کردم. 09:18.140 --> 09:20.643 ‫ام، پیرمرده رو میگم، ‫نه پسربچه خپل آسیاییِ پیشاهنگ. 09:22.728 --> 09:25.356 ‫من و جرجیا چند سال زن و شوهر بودیم. ‫الان که داره می‌میره، 09:25.356 --> 09:26.607 ‫دلم نمیاد برای بار آخر 09:26.607 --> 09:29.193 ‫نبینمش و بهش نگم چه حسی دارم. 09:29.193 --> 09:30.278 ‫دارم سوار اتوبوس میشم. 09:30.278 --> 09:32.863 ‫آرتور، سوار اتوبوس شو و زود ‫خودت رو برسون. 09:32.863 --> 09:36.242 ‫اوه. شبیه یه رمانتیک کمدی واقعیه، ‫خوشم اومد. 09:36.242 --> 09:38.119 ‫اوه، مطمئنم مثل رایان گاسلینگ تو فیلم ‫دفترچه خاطرات 09:38.119 --> 09:39.870 ‫- یه کلاه کوچولو هم گذاشته. ‫- اوه. 09:39.870 --> 09:43.583 ‫خیلی خب، توافق کردیم که آرتور شبیه ‫پیرمرد تو انیمیشن بالاست. 09:43.583 --> 09:44.667 ‫هوم. 09:44.667 --> 09:47.837 ‫شاید دیدن آرتور به جرجیا یه دلیل برای ‫زندگی بده. نمی‌تونیم مرخصش کنیم. 09:47.837 --> 09:49.839 ‫آره، وگرنه نمی‌فهمه که اون پیرمرد ناز ‫چقدر دوستش داره. 09:49.839 --> 09:51.048 ‫چطوری وقت تلف کنیم؟ 09:51.048 --> 09:54.051 ‫اوه، بیخیال، من پرستارم، بلدم یه کاری کنم ‫مرخص کردن بیمار تا شب طول بکشه. 09:54.051 --> 09:56.053 ‫ولی اگه جی‌دی بفهمه عصبانی میشه. 09:56.053 --> 09:59.432 ‫- اه. عالی شد. ‫- خیلی خب. برو دیدن متخصص فنی بیمارستان. 09:59.432 --> 10:02.810 ‫به عنوان دکتر چیزهای زیادی دیدی، ولی ‫تا حالا آدمی مثل رافی رو ندیدی. 10:04.020 --> 10:07.481 ‫پس انتظار داری یه به روز رسانی نرم‌افزاری ‫یک دفعه‌ای انجام بدم، 10:07.481 --> 10:10.026 ‫و باعث بشم سیستم پرونده‌های پزشکی ‫چند ساعت از کار بیفتن، 10:10.026 --> 10:12.111 ‫و بیمارستان به صورت متوقف از کار بیفته؟ 10:12.111 --> 10:15.823 ‫آره. ببین، می‌دونم عجیب به نظر میاد، ‫ولی همه‌ش برای کمک به یه پیرزنه. 10:15.823 --> 10:18.034 ‫به خودت نگو پیر، عزیزم. ‫تو که خیلی خوشگلی. 10:18.034 --> 10:20.161 ‫ممنون. 10:20.161 --> 10:22.663 ‫نه، خودم رو نمیگم. ‫برای یه پیرزن واقعیه. 10:22.663 --> 10:24.165 ‫قبول. 10:24.206 --> 10:26.584 ‫مشکلات زیادی دارم. ‫واسه همین اجازه ندارن اخراجم کنن. 10:28.085 --> 10:31.672 ‫با شمارش سه، دو، یک. 10:32.798 --> 10:36.510 ‫خلاصه بخوام بگم، پیکل‌پای۳۲۱۴، ‫من آدم خودخواهی نیستم. 10:36.510 --> 10:39.555 ‫من همه کاره‌ی بیمارستانم، ‫کل مردم دنیا دوستم دارن، 10:39.555 --> 10:41.807 ‫و تمام اتفاقات اینجا رو کنترل می‌کنم. 10:41.807 --> 10:44.602 ‫- چه خبر شده؟ ‫- کل سیستم دیجیتال خوابید. 10:44.602 --> 10:47.563 ‫- چی؟ چقدر... ‫- بد. 10:47.563 --> 10:49.940 ‫- می‌دونم چون من... ‫- یه آدم خودخواهی. 10:49.940 --> 10:51.567 ‫مسئول بیمارستانم! 10:53.694 --> 10:55.571 ‫خیلی خب، دوستان، سیستم خوابیده، 10:55.571 --> 10:58.366 ‫ولی نگران نباشید، ‫من و ترک حلش می‌کنیم. 10:58.366 --> 11:00.826 ‫- چرا پای من رو وسط می‌کشی؟ ‫- وسط نکشیدم، دارم التماست می‌کنم. 11:00.826 --> 11:01.911 ‫خیلی خب. 11:01.911 --> 11:05.831 ‫یکی هست، ولی باید زبونش رو بفهمی. ‫بهتره منم باهات بیام. 11:06.415 --> 11:07.458 ‫خیلی خب. 11:08.167 --> 11:09.669 ‫آرتور، از اتوبوس پیاده شدی؟ 11:09.669 --> 11:12.129 ‫آره. بیرون بیمارستان سنت وینسنتم. 11:12.129 --> 11:13.964 ‫- نه! ‫- نه! اون بیمارستان نه. 11:13.964 --> 11:15.299 ‫- بیمارستان سکرد هارت. ‫- خیلی خب. 11:15.299 --> 11:17.968 ‫یه عالمه بادکنک دم دستت نیست؟ 11:17.968 --> 11:20.638 ‫همونجا بمون، آرتور. ‫یکی رو می‌فرستم دنبالت. 11:20.638 --> 11:23.516 ‫تاش، بیمارم به کمکت نیاز داره. ‫شوهرش باید بیاد اینجا. 11:23.516 --> 11:25.017 ‫برام نظر مثبتی می‌نویسه؟ 11:25.017 --> 11:26.185 ‫نارسایی قلبی داره. 11:26.185 --> 11:28.813 ‫بهش میگم قبل مرگ برات یه ‫نظر مثبت بنویسه. 11:28.813 --> 11:31.482 ‫ایول. مطمئنم از اموجی قلب باندپیچی‌شده ‫استفاده می‌کنه. 11:31.482 --> 11:35.403 ‫خیلی خب، دوستان، گوش کنید. یک ساعت ‫و بیست دقیقه دیگه سیستم درست میشه. 11:35.403 --> 11:37.530 ‫تا اون‌موقع، از نمودارهای کاغذی استفاده می‌کنیم. 11:42.451 --> 11:46.414 ‫با دست بنویسیم؟ من از دوران مدرسه ‫ابتدایی با دست ننوشتم، ولی جای نگرانی نیست. 11:50.710 --> 11:55.131 ‫رفیق، جمع کن خودت رو، خب؟ ‫یا حداقل کاغذ رو بگیر جلوی صورتت. 11:55.131 --> 11:56.924 ‫این حرفا چیه. دارم تحسینش می‌کنم. 11:57.758 --> 12:01.512 ‫دعوتش کن سر قرار، وگرنه یکی دیگه ‫دست به کار میشه. شاید هم من. 12:02.638 --> 12:03.639 ‫غلط کردی. 12:04.390 --> 12:06.225 ‫واقعاً این کار رو می‌کنی؟ بلیک؟ 12:08.227 --> 12:11.105 ‫هی. 12:13.399 --> 12:16.652 ‫اه، ببین، ممکنه متفاوت از بقیه ‫بزرگ شده باشی. 12:16.652 --> 12:20.197 ‫ولی الان اینترن جراحی هستی، ها؟ ‫و زندگی فوق‌العاده‌ای داری. 12:20.197 --> 12:22.199 ‫نه زیاد. با عمه‌م زندگی می‌کنم. 12:22.199 --> 12:24.243 ‫چه خفن. ‫عمه باحالت دیگه. 12:24.243 --> 12:27.163 ‫مجرده؟ یه کوچولو مواد می‌کشه؟ ‫منم یکی از این عمه‌ها دارم. 12:27.163 --> 12:29.248 ‫نه. یه مادره. 12:29.248 --> 12:31.000 ‫دوتا بچه کوچیکش برام قلدری می‌کنن، 12:31.000 --> 12:32.918 ‫و کلاً دو بار صدای حرف زدن ‫شوهرش رو شنیدم. 12:35.212 --> 12:37.631 ‫داشانا، اگه اون انگور یه آدم ‫واقعی بود چی؟ 12:37.631 --> 12:39.258 ‫ببین، آمارا، بس کن. ‫یه انگور بود دیگه. 12:39.258 --> 12:41.177 ‫دست بردار، خیلی رفتی تو فکر. 12:41.177 --> 12:44.430 ‫نه. من حتی بلد نیستم رانندگی کنم. 12:44.430 --> 12:46.766 ‫چطوری باید نحوه کار کردن با یه ‫ربات رو یاد بگیرم؟ 12:46.766 --> 12:49.393 ‫شاید باید مثل همین شوهرعمه ساکتم ‫مرده‌شور بشم. 12:50.144 --> 12:52.104 ‫چون وقتی آدم‌ها مُرده باشن که ‫نمیشه دوباره کشتشون. 12:55.065 --> 12:57.151 ‫هی، یادته یه بار بردمت پیش ‫آرایشگرم 12:57.151 --> 12:58.527 ‫و ازت خواستم هیچی نگی؟ 12:58.527 --> 13:01.530 ‫آره، منم یه چیزهایی گفتم. ‫چند بار هم گفتم، «داداشم.» 13:01.530 --> 13:04.575 ‫دقیقاً. الان دیگه حق ندارم برگردم به ‫اون آرایشگاه و خودم باید موهام رو کوتاه کنم. 13:04.575 --> 13:06.994 ‫نکته قضیه اینجاست که وقتی رفتیم تو، ‫تو رو خدا حرف نزن. 13:06.994 --> 13:07.995 ‫چشم. 13:09.121 --> 13:12.833 ‫رافی، بهت هشدار داده بودن که با ‫شبکه بیمارستان ور نری، 13:12.833 --> 13:15.836 ‫و الان از موقعیت خودم، باید ‫مجازاتت کنم. 13:15.836 --> 13:18.464 ‫بعدش ترک یه چیزی گفت که تا ابد ‫یادم می‌مونه. 13:19.423 --> 13:22.843 ‫به عنوان ارباب سیاه‌چال‌ یکشنبه بعد از ‫ظهرها که سیاه‌چال‌ها و اژدهایان بازی می‌کنیم، 13:22.843 --> 13:26.055 ‫- طلسم ایرزاد رو باطل می‌کنم. ‫- واو، واو، واو. 13:26.055 --> 13:30.309 ‫اون که به علاوه یازده امتیاز بهم داده بود. ‫باید باهاش الهه درفمور رو گول بزنم. 13:30.309 --> 13:32.561 ‫اوه، اون دیگه نزدیکت نمیشه. 13:32.561 --> 13:36.607 ‫نمی‌دونم چرا انداختیش تقصیر من. ‫زن سابق خوشگلش ازم خواهش کرد. 13:36.607 --> 13:40.110 ‫و وقتی دخترهای خوشگل خواهشی دارن، ‫رافی کی باشه نه بیاره. 13:40.110 --> 13:42.446 ‫فکر کنم باید برم با اون ‫خوشگل خانم صحبت کنم. 13:43.531 --> 13:45.825 ‫هی، هی، رفیق. 13:46.659 --> 13:48.577 ‫چیزی که اون داخل دیدی هستا، 13:48.577 --> 13:50.788 ‫خانمم فکر می‌کنه یکشنبه‌ها بعد از ظهر ‫میرم گلف بازی می‌کنم. 13:50.788 --> 13:52.456 ‫لطفاً چیزی بهش نگو. 13:52.456 --> 13:55.042 ‫- راز احمقانه‌ت رو به کسی نمیگم. ‫- ممنون. 13:55.042 --> 13:58.587 ‫خیلی خب، آرتور رو سوار کردم. ‫آرتور، سلام بده. 13:58.587 --> 14:01.632 ‫- سلام. ‫- آخی. دیگه چی می‌تونه بگه؟ 14:01.632 --> 14:03.259 ‫ای وای. جی‌دی داره میاد. ‫عصبانی به نظر میاد. 14:03.259 --> 14:06.303 ‫شرمنده، تحمل دعوای دیگه‌ای رو ندارم. ‫خیلی جیغ می‌زنید. 14:06.303 --> 14:08.264 ‫- منظورت چیه؟ ‫- اوه، دختر، نه. 14:08.264 --> 14:10.599 ‫من همه چی رو می‌دونم، الیوت، ‫و به عنوان رئیست... 14:10.599 --> 14:11.892 ‫اوه، باز شروع شد. 14:11.892 --> 14:15.688 ‫وقتی من و الیوت دعوا می‌کنیم، ‫خیلی سریع از صفر به صد می‌رسیم. 14:16.772 --> 14:18.357 ‫به مراسم اصلی خوش اومدید، 14:18.357 --> 14:21.694 ‫جایی که یه اختلاف نظر ساده ‫تبدیل به نبرد سلطنتی میشه. 14:21.694 --> 14:24.113 ‫مهم‌ترین نکته ازدواج ما هیچی ‫جز بازی‌های روانی نبود. 14:24.238 --> 14:25.531 ‫هی! واو. 14:25.614 --> 14:30.202 ‫دکتر دوریان، یواش‌تر. 14:30.202 --> 14:31.579 ‫جی‌دی، جی‌دی! 14:31.579 --> 14:33.539 ‫به من یه توضیح بدهکاری، الیوت. 14:33.539 --> 14:36.584 ‫چرا برای مرخص نشدن بیماری که گفته بودم ‫مرخصش کنی اینقدر خودت رو به زحمت انداختی؟ 14:36.584 --> 14:39.086 ‫خب به حرفم گوش نکردی دیگه، جی‌دی. 14:39.086 --> 14:41.463 ‫گفتم یه ذره وقت بده کمکش کنم. 14:48.262 --> 14:51.473 ‫من تمرین نمی‌کنم. اه... ‫می‌خوام آمارا انجامش بده. 14:52.600 --> 14:56.478 ‫آره، می‌دونی، درکت می‌کنم، چون ‫تو دوران خودم، 14:56.478 --> 15:00.065 ‫فرصت داشتم که اولین جراحی لاپاراسکوپی ‫کیسه صفرام رو انجام بدم، 15:00.065 --> 15:01.400 ‫ولی تاد دلش می‌خواست انجامش بده، 15:01.400 --> 15:03.569 ‫- منم سپردمش به اون. ‫- جدی؟ 15:04.570 --> 15:08.449 ‫نه، داشانا. ما جراحیم. ‫هر کاری بخوایم می‌کنیم. 15:09.742 --> 15:12.494 ‫- می‌دونید چیه؟ حق با شماست. ‫- آره. 15:12.494 --> 15:14.747 ‫- کاری که بخوام رو می‌کنم. ‫- آره. 15:14.747 --> 15:17.166 ‫- می‌خوام آمارا جراحی رو انجام بده. ‫- نه. 15:17.166 --> 15:21.795 ‫دکتر ترک، ببینید، من و شما اعتماد به نفس ‫انجام دادن کاری که می‌خوایم رو داریم، 15:21.795 --> 15:24.256 ‫ولی آمارا... به اون اعتماد به نفس ‫نیاز داره. 15:24.965 --> 15:28.093 ‫و به عنوان استادش، ‫وظیفه‌تونه که کمکش کنید. 15:29.219 --> 15:30.512 ‫گولم زدی. 15:30.512 --> 15:31.847 ‫آره. 15:31.847 --> 15:33.057 ‫برای این کارت احترام قائلم. 15:37.728 --> 15:39.271 ‫اینقدر تعقیبم نکن. 15:39.271 --> 15:41.649 ‫کارم چندش نیست. ‫داریم درباره کار صحبت می‌کنیم... 15:43.442 --> 15:44.860 ‫تو دستشویی زنونه. 15:47.571 --> 15:48.906 ‫قضیه چیه، الیوت؟ 15:48.906 --> 15:50.991 ‫من فقط می‌خواستم به مریضم ‫بفهمونم که برای یکی مهمه. 15:50.991 --> 15:52.493 ‫شاید اون‌موقع اجازه می‌داد ‫درمانش کنیم. 15:52.493 --> 15:53.994 ‫می‌فهمم، ولی تو که اینترن نیستی. 15:53.994 --> 15:56.497 ‫گاهی اوقات بیمارها خودشون تصمیم ‫می‌گیرن بمیرن. این رو خودت می‌دونی. 15:56.497 --> 16:00.292 ‫آره، البته که می‌دونم، ولی به گمونم ‫جرجیا به من مراجعه کرد چون... 16:01.210 --> 16:03.045 ‫من فکر می‌کردم من و تو قراره ‫تا ابد با هم باشیم، 16:03.045 --> 16:07.883 ‫و الان برام سوال شده که وقتی پیر شدم ‫کسی قراره کنارم باشه یا نه. 16:10.260 --> 16:12.179 ‫حتماً خیلی ترسیده، جی‌دی. 16:13.764 --> 16:16.141 ‫شاید می‌خواستم اون زوج یه پایان ‫خوش داشته باشن 16:16.141 --> 16:19.520 ‫چون به نظر نمیاد من و تو پایان ‫خوشی داشته باشیم. 16:20.062 --> 16:21.271 ‫و یه دفعه حالیم شد. 16:21.271 --> 16:23.732 ‫باید به خاطر می‌آوردم که چقدر به ‫الیوت اهمیت میدم. 16:23.732 --> 16:26.944 ‫اون همیشه یکی از مهم‌ترین آدم‌های ‫زندگیم باقی می‌مونه. 16:26.944 --> 16:28.821 ‫ببخشید که به حرفت گوش نکردم، الیوت. 16:31.365 --> 16:33.575 ‫نمی‌خوام اینقدر نفرت بینمون باشه. 16:33.575 --> 16:35.369 ‫منم متاسفم. 16:35.369 --> 16:39.790 ‫برام مهمی، جی‌دی، تا ابد برام ‫مهمی. تو خانواده‌می. 16:42.334 --> 16:45.796 ‫فقط نمی‌دونم چطوری قراره ادامه بدیم. 16:46.755 --> 16:47.923 ‫یه کاریش می‌کنیم. 16:49.925 --> 16:51.844 ‫و علی‌رغم زوجی که داری بهشون ‫کمک می‌کنی، 16:51.844 --> 16:54.930 ‫قرار نیست منتظر آخر عمرمون باشیم تا ‫کنار هم باشیم. 17:11.071 --> 17:12.781 ‫بیا بریم به بیمارت کمک کنیم. 17:15.993 --> 17:18.454 ‫آرتور داره استرس می‌گیره، ‫ترافیک هم خیلی سنگینه. 17:21.081 --> 17:22.708 ‫فقط با یه راه قطعی میشه از ‫ترافیک رد شد. 17:23.333 --> 17:25.669 ‫ببخشید، قربان. ‫یه اینترن جوون داریم... 17:25.669 --> 17:27.129 ‫وقتی به یه بیمارستان فکر می‌کنیم، 17:27.129 --> 17:31.925 ‫اولین چیزی که به ذهنمون می‌رسه ‫بیماری، مرگ، درد و مریضیه. 17:32.843 --> 17:36.346 ‫ولی اگه به جاهای درستش نگاه کنید، ‫عشق رو هم می‌بینید. 17:37.097 --> 17:39.725 ‫- چه خبر شده؟ ‫- داریم کمکت می‌کنیم با دنیای واقعی روبرو بشی. 17:42.352 --> 17:43.771 ‫اوهوم. 17:43.771 --> 17:47.191 ‫جراح فوق‌العاده‌ای میشی، ولی باید ‫روی اعتماد به نفست کار کنیم. 17:47.191 --> 17:48.692 ‫بپر بالا. رانندگی رو یادت میدم. 17:48.692 --> 17:50.110 ‫- جدی؟ ‫- آره. 17:50.110 --> 17:52.571 ‫تازه صندلی گرم‌کن هم داره. 17:52.571 --> 17:54.114 ‫یه وقت فکر نکنی بدن من اینقدر گرمه. 17:54.114 --> 17:57.117 ‫- اگه تصادف کنم چی؟ ‫- من به دوتا از دخترهام رانندگی یاد دادم. 17:57.117 --> 17:59.620 ‫به هیچ عنوان نمی‌تونی ‫غافلگیرم کنی. 17:59.620 --> 18:01.997 ‫ترمز بگیر، ترمز، ترمز! 18:03.957 --> 18:06.585 ‫یه بار دیگه امتحان کن. ‫این‌دفعه، یواش گاز بده. 18:06.585 --> 18:10.172 ‫داری رانندگی می‌کنی، آمارا! ‫موفق شدی. 18:10.923 --> 18:12.508 ‫آره! 18:12.508 --> 18:14.593 ‫ببین، رفیق، از پسش برمیای، خب؟ 18:14.593 --> 18:17.221 ‫در ضمن، شنیدم آمارا یه جورهایی آدم ‫عجیب و درون‌گراییه، 18:17.221 --> 18:19.098 ‫پس تو میشی اولین مرد زندگیش. 18:19.098 --> 18:21.141 ‫- فرصت موفقیت داری. ‫- آدم عجیبی نیست. 18:25.479 --> 18:26.980 ‫آره، آره، کاملاً عادیه. 18:26.980 --> 18:30.317 ‫آمارا! آمارا! ‫می‌خواستم بدونم میای... 18:31.568 --> 18:34.238 ‫- درسته، عشق گاهی اوقات تلخه. ‫- آره. 18:34.238 --> 18:37.491 ‫آرتور، من دکتر رید هستم. ‫خوشحالم اومدی. 18:37.491 --> 18:39.535 ‫- بله، کجاست؟ ‫- از این طرف. 18:39.535 --> 18:41.537 ‫ولی عشق درست همون چیزیه ‫که ما رو درمان می‌کنه. 18:41.537 --> 18:44.081 ‫می‌دونستم. درست شبیه ‫شخصیت انیمیشن بالاست. 18:47.292 --> 18:50.170 ‫آرتور. اینجا چیکار می‌کنی؟ 18:50.170 --> 18:52.131 ‫جرجیا. 18:53.632 --> 18:55.592 ‫- بیست سالی میشد ندیده بودمت. ‫- آره. 18:56.343 --> 18:58.846 ‫نتونستم بذارم بری و نگم که... 19:01.807 --> 19:03.016 ‫تو یه گاو بدبختی. 19:04.893 --> 19:06.895 ‫تو رو خدا بگو که این یه لقب بامزه‌ست. 19:06.895 --> 19:08.772 ‫همیشه بودی و همیشه باقی می‌مونی. 19:08.772 --> 19:10.399 ‫نه، فکر نکنم. 19:10.399 --> 19:16.405 ‫آشغال فاسد. ‫مثل همیشه‌ای، ولی چاق‌تر. 19:16.405 --> 19:22.119 ‫می‌خواستم بمیرم، ولی از روی حرص هم ‫که شده زنده می‌مونم. 19:22.119 --> 19:26.665 ‫قلبم رو بذارید تو کوله‌پشتی! ‫من هیچوقت نمی‌میرم. 19:26.665 --> 19:29.835 ‫امیدوار بودم همین رو بگی. 19:30.586 --> 19:33.964 ‫حتی به خاطر تنفر از من هم ‫که شده زنده بمون. 19:33.964 --> 19:35.757 ‫واو، غافلگیر شدم. 19:35.757 --> 19:38.886 ‫مردک دوست‌داشتنی بی‌ریخت بدجنس. 19:38.886 --> 19:41.763 ‫خیلی خب، پس کلاً میونه‌شون ‫عادی نیست. 19:41.763 --> 19:44.266 ‫- اوهوم. من کی باشم قضاوت کنم. ‫- هوم. 19:45.559 --> 19:48.228 ‫کارت عالی بود، گاو بدبخت. 19:48.228 --> 19:51.023 ‫همچنین، آشغال فاسد. 19:52.149 --> 19:54.234 ‫خیلی خب، می‌خواستم به یه چیزی ‫اعتراف کنم. 19:54.234 --> 19:56.236 ‫من بودم که اون نظر بد رو درباره‌ت نوشتم. 19:56.236 --> 19:58.488 ‫تو پیکل‌پای۳۲۱۴ هستی؟ 19:59.573 --> 20:01.158 ‫من که اصلاً ناراحت نشدم. 20:04.536 --> 20:07.706 ‫سریع و خشن. ‫چرا نفهمیدی؟ 20:07.706 --> 20:11.251 ‫خب چرا اینجوری ادای آدم‌های عصبانی رو ‫درنیاوردی و بعدش نگفتی «پیو؟» 20:11.251 --> 20:15.047 ‫پیو که به معنی سریع نیست. سریع یعنی این. ‫باد داره موهام رو می‎بره. من خیلی سریعم. 20:15.047 --> 20:18.467 ‫- اوه، به نوشیدنی بیشتری نیاز داریم. ‫- دارن مثل پیرمردها دعوا می‌کنن. 20:18.467 --> 20:20.093 ‫می‌دونی چیه، ترک؟ ‫خسته‌م کردی. 20:20.093 --> 20:21.803 ‫کارلا، یکشنبه‌ها که فکر می‌کنی ‫میره گلف بازی می‌کنه... 20:21.803 --> 20:23.639 ‫- نه! ‫- پِی یه زندگی کاملاً متفاوته. 20:23.639 --> 20:25.974 ‫- نه! ‫- ارباب سیاه‌چاله‌ست. 20:25.974 --> 20:29.102 ‫- قسم خوردی نمیگی! ‫- فرمانده یه گردان احمقه. 20:29.102 --> 20:31.521 ‫واسه همین داشتی اون شنل ‫رو اتو می‌کشیدی؟ 20:31.521 --> 20:33.148 ‫اون یه رداست. 20:35.067 --> 20:39.404 ‫خشم ارباب سیاه‌چال رو حس کن! 20:40.280 --> 20:45.280 www.Doostihaa.com