WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.671 --> 00:06.673 ‫- بچه‌ها، دوربین روشنه؟ آره؟ ‫- آره، روشنه. 00:07.424 --> 00:10.677 ‫خب، بیا در مورد برگشتنت سرِ کار حرف بزنیم. 00:10.677 --> 00:15.140 ‫اینکه یه‌کم برای خودم وقت دارم خیلی حسِ خوبی داره، 00:15.140 --> 00:16.224 ‫مامان! 00:17.308 --> 00:18.560 ‫- بله؟ ‫- مامان! 00:18.560 --> 00:20.895 ‫توی... توی هالم، داریم فیلم‌برداری می‌کنیم. 00:20.895 --> 00:24.065 ‫ببخشید. خوبی؟ طوری شده؟ 00:24.065 --> 00:27.360 ‫- شام چی داریم؟ ‫- اسپاگتی بولونز. 00:27.360 --> 00:28.653 ‫یه‌کم ضدحاله. 00:28.653 --> 00:31.322 ‫چرا اول از باباش نپرسید؟ 00:32.866 --> 00:36.453 ‫- کسی تخم‌مرغ‌های این پاستیل‌ها رو دوست داره؟ ‫- تو تخم‌مرغ‌ها رو دوست نداری؟ 00:36.453 --> 00:38.371 ‫کوچیک‌تر که بودی، ‫حلقه‌هاش رو می‌کردی توی انگشتت. 00:41.249 --> 00:43.918 ‫این خونه تمام چیزیه که آرزوش رو داشتم. 00:44.794 --> 00:48.006 ‫بچه که هستی، یه خونه نقاشی می‌کنی ‫با یه در که دقیقاً وسطه 00:48.006 --> 00:49.841 ‫و دو طرفش کاملاً شبیه همه. 00:50.550 --> 00:53.595 ‫«توی یه خونه زندگی می‌کنه، ‫یه خونه خیلی بزرگ بیرون شهر...» 00:54.512 --> 00:58.683 ‫تنها مشکلش اینه که باید با چهارتا پسرمون شریکش بشیم. 01:02.395 --> 01:03.938 ‫ایول! 01:03.938 --> 01:06.274 ‫وقتی مامانتون بیاد، ‫خراب شدن چمن‌ها رو میندازم گردن شماها! 01:07.609 --> 01:10.070 ‫اولویت من همیشه بچه‌ها بودن. 01:10.070 --> 01:12.197 ‫ولی از ماجرای دادگاه به بعد... 01:12.906 --> 01:15.575 ‫یه پست توی شبکه‌های اجتماعی ‫کار رو کشوند به دادگاه افترا. 01:15.575 --> 01:17.786 ‫کل ماجرا به «واگاتا کریستی» معروف شد. 01:17.786 --> 01:19.871 ‫اون کلمه که «و» داره رو ‫از نظر قانونی حق نداریم به زبون بیاریمش؟ 01:19.871 --> 01:21.581 ‫نه، فکر کنم بتونی بگی. 01:21.581 --> 01:24.501 ‫واگاتا! بالأخره گفتمش. 01:25.251 --> 01:27.253 ‫بعدش هم برنامه‌ی «جنگل». 01:27.253 --> 01:30.757 ‫بچه‌ها خیلی سال به باباشون افتخار می‌کردن... 01:30.757 --> 01:31.883 ‫حالا دیگه نوبت منه. 01:32.550 --> 01:34.469 ‫کلی فرصت‌های جدید برام ایجاد کرد. 01:35.178 --> 01:37.472 ‫حالا دیگه مردم می‌شناسنت. 01:39.682 --> 01:40.934 ‫به پرایمارک خوش اومدین. 01:41.851 --> 01:43.603 ‫این لاین لباس رو به اسم خودم زدم. 01:44.395 --> 01:46.231 ‫کم‌کم داره استرسم شروع می‌شه. 01:46.231 --> 01:48.066 ‫- کل این جمعیت دنبالت راه افتادن؟ ‫- آره. 01:48.066 --> 01:50.110 ‫واقعاً برای این آماده‌ام؟ 01:50.110 --> 01:51.528 ‫اوه! یه چیزی ازش پرت شد. 01:51.528 --> 01:54.239 ‫راستش فکر می‌کردم قرار نیست جلوی چشم بقیه باشم. 01:56.783 --> 01:59.410 ‫- پاپاراتزی‌ها برنامه رفت‌وآمدت رو فهمیدن. ‫- کالین! 01:59.536 --> 02:02.747 ‫ولی فقط زندگی من نبوده که زیر و رو شده. 02:02.747 --> 02:06.960 ‫وین رونی از سرمربی‌گری پلیموث آرگایل اخراج شد. 02:08.128 --> 02:09.337 ‫حالا می‌خواد چی‌کار کنه؟ 02:09.337 --> 02:11.756 ‫یعنی بازنشسته می‌شه و می‌ره لم می‌ده روی کاناپه؟ 02:13.383 --> 02:14.634 ‫پسر خوب. 02:18.471 --> 02:20.473 ‫از اولش توی برنامه‌تون بود؟ 02:20.473 --> 02:24.352 ‫خب آره، صحبت کرده بودیم که اون بیشتر کار کنه، ‫نه اینکه من اخراج بشم! 02:25.478 --> 02:28.857 ‫این اولین باره که احتمالاً دیگه توی فوتبال نقشی ندارم، 02:30.150 --> 02:32.277 ‫و می‌تونم چیزهایی رو تجربه کنم که ازشون جا مونده بودم. 02:34.112 --> 02:35.655 ‫صدمه دیدی یا...؟ 02:36.281 --> 02:38.241 ‫خوبه که وقت بیشتری با بچه‌ها می‌گذرونم. 02:38.241 --> 02:39.492 ‫بابام از مامان می‌ترسه. 02:39.492 --> 02:40.869 ‫مامان لنگه کفش پاشنه‌بلند پرت می‌کنه طرفش! 02:41.661 --> 02:44.122 ‫- یالا دیگه، بیا. ‫- ولی می‌تونه همه‌چیز به هم بریزه. 02:46.749 --> 02:49.127 ‫بوی گند گرفتی. 02:49.127 --> 02:50.962 ‫همه‌ش با اعصاب همدیگه بازی می‌کنن. 02:50.962 --> 02:53.590 ‫- کیت، دکمه این کجاست؟ ‫- داری چی‌کار می‌کنی؟ 02:53.590 --> 02:55.717 ‫اونم سرِ چیزهای پیش‌پاافتاده. 02:56.134 --> 02:58.136 ‫پسر موردعلاقه‌ت کیه و چرا؟ 02:58.136 --> 02:59.762 ‫هر کدومتون نوبتی خوبین، روزهاتون فرق داره. 02:59.762 --> 03:02.056 ‫ولی خیلی وقته نوبتِ تو نشده! 03:02.056 --> 03:03.641 ‫اصلاً چرا من بچه‌دار شدم؟! 03:04.434 --> 03:06.811 ‫- برنامه‌ای برای بچه‌دار شدن دارین؟ ‫- کی، ما؟ 03:06.811 --> 03:08.730 ‫عمراً، من دیگه بچه‌دار نمی‌شم. 03:09.314 --> 03:10.315 ‫اوه! 03:11.900 --> 03:15.612 ‫حس می‌کنم شروعِ یه فصل تازه توی زندگی‌مونه. 03:17.822 --> 03:20.533 ‫- وین، می‌تونم باهات عکس بگیرم؟ ‫- الان باید راه بیفتیم. 03:20.533 --> 03:23.077 ‫دیگه داره زیادی جلب توجه می‌کنه. 03:23.077 --> 03:24.913 ‫خیلی‌خب رفیق، دستت رو از روی شونه‌م بردار، باشه؟ 03:24.913 --> 03:27.040 ‫کاش فقط برای یه روز، ‫می‌شد مثل یه آدم عادی زندگی کرد. 03:28.124 --> 03:29.209 ‫تیرک! 03:29.209 --> 03:31.628 ‫فکر نکنم هیچ‌وقت زمانی برسه... 03:31.628 --> 03:35.632 ‫که دلش برای فوتبال تنگ نشه. ‫تنها چیزیه که بلد بوده. 03:37.175 --> 03:40.303 ‫با این‌همه اتفاقی که داره می‌افته، ‫فشار خیلی زیادی رومونه. 03:40.887 --> 03:42.805 ‫- نکن! ‫- همین الان تمومش کنید! 03:42.805 --> 03:45.183 ‫کالین، باید کارش رو درست انجام بده. 03:46.059 --> 03:48.937 ‫- حرکت! ‫- تیم شما آخرین تیم توی... 03:48.937 --> 03:51.105 ‫اشکالی نداره، نگران نباش. ‫هر وقت راحت بودی بگو، کالین. 03:51.105 --> 03:54.275 ‫بیا پایین! اگه از اونجا بیفتی، کارت تمومه! 03:54.275 --> 03:55.610 ‫بابابزرگ! 03:56.653 --> 03:59.197 ‫بیشتر از هر وقت دیگه‌ای ‫به خانواده و دوستامون نیاز داریم. 03:59.197 --> 04:00.657 ‫باید پام رو رد کنم این‌ور. 04:00.657 --> 04:04.244 ‫- شما مادرزنِ وینی؟ ‫- بله، منم. چقدر هم شانس آوردم، نه؟! 04:04.244 --> 04:06.913 ‫حس می‌کنم زیادی به جلو خم شدم، ‫شبیه گوینده‌های خبر! 04:06.913 --> 04:09.249 ‫- بذار آدامسم رو دربیارم. ‫- سلام. 04:12.835 --> 04:14.504 ‫با دونالد ترامپ گلف بازی کردی؟ 04:14.504 --> 04:15.964 ‫آره. 04:17.382 --> 04:19.801 ‫بعضی وقتا هیچ‌کس نمی‌تونه ‫جلوی احساساتش رو بگیره. 04:19.801 --> 04:22.512 ‫هیچ‌کس نمی‌تونه کنترل کنه ‫توی سرت چی می‌گذره. 04:22.512 --> 04:25.306 ‫سابقه نداشته این‌طوری ناراحت باشی. ‫با من حرف بزن. چی شده؟ 04:26.057 --> 04:28.434 ‫فقط یه‌کم سخته، ‫اینکه بخوام همه کارها رو با هم انجام بدم. 04:28.434 --> 04:30.436 ‫انگار فضای خونه خوب نیست. 04:30.436 --> 04:32.939 ‫همه‌ش سعی می‌کنم روبه‌راهش کنم، ولی... 04:33.564 --> 04:35.483 ‫آره، می‌دونی، اصلاً... 04:35.483 --> 04:38.778 ‫شب تا صبح رو با رفیقت بیدار می‌مونی، ‫قرار بود تعطیلات خانوادگی باشه! 04:38.778 --> 04:40.905 ‫نمی‌تونی همه‌ش ساز خودت رو بزنی. 04:40.905 --> 04:44.367 ‫ببینیم اگه از هم جدا بشیم اوضاع چطور می‌شه؟ 04:44.367 --> 04:47.662 ‫«کتاب مدیریت دلخوری‌ها»، من جلد سومشم! 04:48.871 --> 04:51.708 ‫نه تا ناگت لطفاً با سس کاری. 04:51.708 --> 04:53.918 ‫یه مک‌فلوری دِیری میلک هم بدین. 04:58.756 --> 05:01.384 ‫امسال سال سرنوشت‌سازی برای خانواده ماست. 05:02.260 --> 05:04.929 ‫وقتی توی «کراکی» بزرگ می‌شدم، فکرشم نمی‌کردم ‫یه روز لباس هشت‌پا بپوشم... 05:04.929 --> 05:06.347 ‫و یه گیلاس نوشیدنی دستم باشه! 05:07.849 --> 05:11.728 ‫وین اولِ راهِ یه مسیر جدید و هیجان‌انگیزه. 05:11.728 --> 05:13.563 ‫فینال جام حذفیه، پسر! 05:13.563 --> 05:15.231 ‫به خدا قسم، تو وین رونی هستی! 05:15.231 --> 05:17.859 ‫و کالین هم داره مسیر خودش رو می‌سازه. 05:17.859 --> 05:20.945 ‫- قراره یه‌کم دیگه بازیگری کنی؟ ‫- باید قلق‌هاش رو بهم یاد بدی. 05:20.945 --> 05:21.738 ‫مثل آب‌خوردنه عزیزم. 05:21.738 --> 05:23.781 ‫هیچ‌کس رونی‌های واقعی رو نمی‌شناسه. 05:23.781 --> 05:26.242 ‫این جنبه‌ای از ماست که تا حالا به کسی نشون نداده بودیم. 05:26.284 --> 05:27.994 ‫- وای! ‫- چی‌کار کردی؟ 05:27.994 --> 05:30.288 ‫اسکی‌هام از زمین کنده نمی‌شدن، دیوونه! 05:31.247 --> 05:36.210 ‫الان توی مرحله‌ای هستیم که حس می‌کنیم ‫می‌تونیم بیشتر با بقیه راحت باشیم، 05:36.961 --> 05:38.546 ‫تا زندگی‌مون رو به مردم نشون بدیم. 05:38.546 --> 05:39.964 ‫اتفاق خیلی بزرگیه. 05:39.964 --> 05:42.258 ‫دوربین‌های بزرگ، دوربین‌های کوچیک... 05:42.258 --> 05:44.719 ‫چیزیه که باید کم‌کم بهش عادت کنیم. 05:44.719 --> 05:47.430 ‫ببینین، اینجا در اصل پذیراییِ ما بود. 05:47.430 --> 05:49.140 ‫راه دادنِ دوربین‌ها به خونه واقعاً ترسناکه. 05:49.807 --> 05:52.101 ‫کی معروف‌تره، مامان یا بابا؟ 05:52.101 --> 05:53.770 ‫بابا. ولی مامانم داره بهش می‌رسه. 05:55.229 --> 05:57.648 ‫سریالِ من بود، خوشحالی که گذاشتم تو هم بیای توش؟ 05:57.648 --> 05:58.983 ‫بفرما، باز شروع شد! تمومش کن دیگه. 05:58.983 --> 06:00.485 ‫عجب گیری افتادیما! 06:09.327 --> 06:11.954 ‫[چشر، انگلیس، بریتانیا] 06:15.458 --> 06:17.377 ‫می‌خوای با کای بری اون تو؟ 06:19.212 --> 06:20.296 ‫کمربندت رو ببند. 06:21.381 --> 06:22.715 ‫تو سوار چی می‌شی؟ 06:22.715 --> 06:24.801 ‫می‌خوای سوار اون بشی یا اسکوتر؟ 06:25.760 --> 06:29.013 ‫با کی سوار می‌شی؟ خب من... ‫من الان باید چی‌کار کنم پس؟ 06:29.013 --> 06:30.098 ‫سوار موتور شو. 06:30.098 --> 06:32.558 ‫نه سوار موتور می‌شم، نه اسکوتر! 06:35.311 --> 06:39.357 ‫توی خانواده ما، مسئله اینه ‫که هیچ‌چیز هیچ‌وقت ساده پیش نمی‌ره. 06:40.024 --> 06:43.528 ‫چهارتا پسرِ پر سروصدا داریم، ‫هر کدوم با یه اخلاق خاص... 06:43.528 --> 06:46.322 ‫برای همین اینجا خبری از آرامش و سکوت نیست. 06:46.322 --> 06:48.658 ‫بابا کجاست؟ 06:55.289 --> 06:57.417 ‫- به چی می‌خندی؟ ‫- هی! 06:59.127 --> 07:01.170 ‫بالأخره می‌ریم یا نه؟ 07:01.170 --> 07:04.173 ‫- برو بریم! ‫- برو، برو، برو، برو! 07:05.299 --> 07:07.009 ‫فکر کنم براش زیادی سنگینم، راه نمی‌ره! 07:09.554 --> 07:11.431 ‫درسته توی یه خونه بزرگ زندگی می‌کنیم... 07:11.431 --> 07:14.016 ‫هورا! بیا، بیا! 07:14.016 --> 07:15.101 ‫ولی تهِ دلمون، 07:15.101 --> 07:17.812 ‫من و وین هنوز همون دوتا بچه‌ی اهل لیورپولیم. 07:17.812 --> 07:19.730 ‫مواظب اون آب باش! 07:22.024 --> 07:23.317 ‫ای وای! 07:26.028 --> 07:28.656 ‫دلمون می‌خواد بچه‌هامون هم همون حس آزادی و لذتی رو... 07:28.656 --> 07:29.991 ‫که ما توی بچگی داشتیم، تجربه کنن. 07:34.829 --> 07:35.913 ‫اوه! 07:35.913 --> 07:37.832 ‫ولی خب، بعضی وقتا هم مجبورم دخالت کنم. 07:37.874 --> 07:39.250 ‫[لطفاً وارد چمن نشوید] 07:39.250 --> 07:41.961 ‫- آماده‌ای؟ الان پرتت می‌کنم هوا! ‫- کای، مواظب چمن‌ها باش! 07:41.961 --> 07:45.465 ‫- نه نه نه، دیگه بسه! ‫- وای! 07:46.799 --> 07:49.969 ‫البته همیشه هم به حرفم گوش نمی‌دن. 07:58.978 --> 08:00.188 ‫تمومش کنین دیگه، بس کنین. 08:05.443 --> 08:08.738 ‫چند ماه مونده تا بتونه گواهینامه بگیره، ‫ولی نرسیده به گواهینامه، محرومش می‌کنن! 08:12.617 --> 08:13.701 ‫بیچاره چمن‌ها! 08:15.620 --> 08:17.622 ‫بشینین، راحت باشین. 08:19.707 --> 08:21.667 ‫بچه‌ها فقط می‌خوان وسایل رو یه‌کم آماده کنن. 08:21.667 --> 08:24.420 ‫جابه‌جا بشید لطفاً. 08:24.420 --> 08:25.880 ‫مواظب میکروفون‌ها باش. 08:26.589 --> 08:29.592 ‫خب، ظاهراً تغییرات زیادی قراره اتفاق بیفته. 08:29.592 --> 08:31.886 ‫بهم بگو از سال پیشِ رو چی می‌خوای. 08:32.428 --> 08:34.680 ‫تو از سال بعد چی می‌خوای؟ 08:34.680 --> 08:35.973 ‫سه‌تا از آرزوهات رو برآورده می‌کنم! 08:38.142 --> 08:41.896 ‫امسال یه سال خیلی بزرگ برای خانواده‌مونه. ‫تغییرات زیادی پیشِ رومونه. 08:41.896 --> 08:45.274 ‫قدیما درکش برام سخت بود که... 08:45.274 --> 08:48.945 ‫چرا مردم به من علاقه دارن، ‫ولی خب می‌دونی... 08:48.945 --> 08:53.658 ‫از وقتی از برنامه «جنگل» اومدم بیرون، ‫فرصت‌های خیلی زیادی بهم پیشنهاد شده. 08:53.658 --> 08:55.660 ‫یه‌کم اعتمادبه‌نفس بهم داد. 08:58.579 --> 08:59.830 ‫تو چطور؟ 08:59.830 --> 09:01.374 ‫واقعاً اولین باره که... 09:01.374 --> 09:04.043 ‫احتمالاً قراره از فوتبال دور باشم. 09:04.627 --> 09:08.422 ‫در واقع دارم از چیزی فاصله می‌گیرم ‫که کل عمرم عاشقش بودم. 09:08.422 --> 09:11.008 ‫می‌دونم مثل فوتبال بازی کردن نیست، ولی... 09:11.008 --> 09:13.469 ‫می‌دونم. برای همین باید واقع‌بینانه... 09:13.469 --> 09:15.012 ‫- باهاش کنار بیای. ‫- آره. 09:15.012 --> 09:17.515 ‫هیجان‌انگیزه، ولی در عین حال استرس‌زا هم هست. 09:17.515 --> 09:21.852 ‫این بیشترین حدیه که تا حالا ‫خودمون رو در معرض نمایش گذاشتیم... 09:21.852 --> 09:24.313 ‫و درهای خونمون رو باز کردیم. 09:24.313 --> 09:27.275 ‫مطمئنم همه از دیدنش لذت می‌برن. 09:27.275 --> 09:30.111 ‫اگه خوش‌شون نیومد، ‫دیزنی پولشون رو پس می‌ده! 09:33.281 --> 09:35.908 ‫[خانه] 09:35.908 --> 09:41.622 ‫این خونه تمام چیزیه که از بچگی آرزوش رو داشتم. 09:43.791 --> 09:46.669 ‫می‌دونی، وقتی بچه‌ای و خونه نقاشی می‌کنی، 09:46.669 --> 09:48.879 ‫همه‌چیز قرینه‌ست، 09:48.879 --> 09:51.507 ‫در دقیقاً وسطه و دو طرفش کاملاً یک‌شکله. 09:55.177 --> 09:56.929 ‫من کلاً دوتا چیز توی این خونه می‌خواستم 09:56.929 --> 09:58.681 ‫یه اتاق کوچیکِ بدون پنجره، 09:59.223 --> 10:01.100 ‫نه اینکه روانی باشم! 10:01.100 --> 10:03.644 ‫بلکه برای وقت‌هایی ‫که پلی‌استیشن بازی می‌کنم یا فیلم می‌بینم... 10:04.770 --> 10:07.732 ‫و میز اسنوکرم. بقیه‌ش دیگه برام مهم نبود. 10:09.525 --> 10:10.901 ‫در ضمن، اینجا خیلی داغه! 10:11.652 --> 10:13.279 ‫خونه خیلی بزرگیه، 10:13.279 --> 10:18.576 ‫ولی اتاق‌های زیادی داره، ‫برای همین گاهی بچه‌هام رو گم می‌کنم! 10:18.576 --> 10:21.162 ‫از وقتی این خونه رو ساختیم، ‫من همه‌ش سرِ کار و دور از خونه بودم. 10:25.625 --> 10:28.419 ‫برای همین خیلی خوبه که الان ‫توی خونه پیش بچه‌هام وقت می‌گذرونم. 10:29.337 --> 10:33.174 ‫هنوزم باورش برام سخته از کجا به کجا رسیدیم، 10:33.174 --> 10:34.884 ‫من و کالین، دوتا بچه‌ی اهل «کراکستث». 10:37.428 --> 10:38.512 ‫ما چطوری داریم اینجا زندگی می‌کنیم؟! 10:42.016 --> 10:44.935 ‫با اینکه اینجا خونه رؤیایی من و وینه، 10:44.935 --> 10:47.355 ‫ولی همه‌چیز متناسب با اون چهارتا بچه برنامه‌ریزی شد. 10:52.818 --> 10:55.905 ‫«کای» رو داریم که پسر بزرگمونه، ۱۵ سالشه. 10:55.905 --> 10:58.324 ‫بگیر کای! ‫مثل فن‌پرسی، سرضرب بزن! 11:00.034 --> 11:04.872 ‫بهترین چیز برگشتن به خونه ‫اینه که می‌تونم بیشتر با بچه‌ها وقت بگذرونم. 11:06.374 --> 11:09.919 ‫خیلی شبیه خودمه، انگار دارم خودم رو ‫با پای چپ تماشا می‌کنم! عجیبه واقعاً. 11:11.420 --> 11:13.589 ‫کای توی آکادمی منچستریونایتد بازی می‌کنه، 11:13.589 --> 11:16.884 ‫و خیلی باانگیزه‌ست، گل می‌زنه ‫و واقعاً تشنه‌ی موفقیته. 11:17.927 --> 11:20.721 ‫تیر دو. حیف شد! ‫سرت رو بنداز پایین. 11:20.721 --> 11:22.640 ‫کی بهترین فوتبالیست خانواده‌ست؟ 11:22.640 --> 11:26.560 ‫من! چه سؤال مسخره‌ای، شوخی می‌کنی؟! ‫[کای، 15 ساله] 11:26.560 --> 11:30.648 ‫کای، محکم نزن. ‫ببین کول پالمر چی‌کار می‌کنه، 11:30.648 --> 11:31.941 ‫فقط با بغل پا می‌فرستتش توی گل. 11:31.941 --> 11:34.944 ‫گوش می‌دی؟ ‫فکر کنم بابات برات جلسه تمرینی گذاشته. 11:39.782 --> 11:41.367 ‫مردم همیشه من رو با بابام مقایسه می‌کنن. 11:41.367 --> 11:42.993 ‫تیرک! 11:42.993 --> 11:46.789 ‫می‌دونی، اصل قضیه اینه که ‫مردم اسم «کای رونی» یادشون بمونه. 11:48.082 --> 11:49.875 ‫هی، تمومش کن! 11:50.459 --> 11:52.002 ‫کای اولین بچه‌مون بود. 11:52.002 --> 11:54.380 ‫- بچرخ. ‫- داری دور خودت می‌چرخی؟ 11:54.380 --> 11:56.382 ‫پسر کوچولوی خیلی شیرینی بود. 11:56.382 --> 11:58.300 ‫بعدش کِلی به دنیا اومد. 12:01.303 --> 12:03.180 ‫- کِلی... ‫- کِلی کلاً این‌طوریه که... 12:07.893 --> 12:10.604 ‫- چطوری موتورت رو روشن می‌کنی؟ ‫- کاری نداره که. 12:10.604 --> 12:11.939 ‫- این رو فشار بدم؟ ‫- پیاده شو! 12:11.981 --> 12:13.107 ‫[کِلی، 11 ساله] 12:13.107 --> 12:17.695 ‫کلاً آدم بی‌خیال و سرخوشیه، ‫اصلاً هم از زیر فشار رفتن خوشش نمیاد. 12:17.695 --> 12:21.866 ‫کِلی، بابات زیاد سوار موتورهاتون می‌شه؟ 12:21.866 --> 12:23.909 ‫- آره، ولی کارش خوب نیست. ‫- هوم. 12:24.827 --> 12:27.788 ‫الان دیگه کار به جایی رسیده که فقط می‌خوایم... 12:27.788 --> 12:29.248 ‫مدرسه‌شون رو تموم کنن. 12:37.173 --> 12:39.383 ‫کی معروف‌تره، مامان یا بابا؟ 12:39.383 --> 12:40.468 ‫بابام. 12:41.135 --> 12:43.679 ‫فکر کنم مامانم فقط به‌خاطر بابام معروف شده. 12:43.679 --> 12:45.473 ‫داری لجِ من رو درمیاری! 12:45.473 --> 12:47.933 ‫سرِ هر سؤال دارم بال‌بال می‌زنم بپرم وسط! 12:51.145 --> 12:53.731 ‫- غذای موردعلاقه‌م چیه؟ اوه. ‫- می‌تونیم با همین شروع کنیم. 12:53.731 --> 12:55.316 ‫بیسکویت بوربون. 12:55.357 --> 12:58.027 ‫[کیت، 9 ساله] 12:59.653 --> 13:02.698 ‫«کیت» نه سالشه و روحیه حساسی هم داره. 13:03.949 --> 13:05.409 ‫مگس رو می‌بینی؟ 13:05.409 --> 13:09.121 ‫ولی بعضی وقتا آرومه، ‫بعضی وقتا هم برعکس. 13:09.872 --> 13:15.836 ‫ممکنه یهو منفجر بشه ‫و هر موقعیتی رو به آتیش بکشه! 13:15.836 --> 13:17.171 ‫کیت، نزنِش! 13:17.171 --> 13:20.049 ‫- آتیش‌پاره‌ست. ‫- یک، دو... 13:20.049 --> 13:22.009 ‫- آره، کله‌شقه. ‫- مامان! 13:23.469 --> 13:27.473 ‫به نظرم کیت از همه لحاظ ‫بیشتر از بقیه شبیه خودمه. 13:27.473 --> 13:29.934 ‫کیت خودش یه چالشه! 13:31.101 --> 13:32.853 ‫- با اون داری چی‌کار می‌کنی؟ ‫- دارم ماهی‌گیری می‌کنم. 13:32.853 --> 13:35.648 ‫- یعنی چی ماهی‌گیری؟ ‫- داری چی‌کار می‌کنی؟ 13:35.648 --> 13:39.026 ‫اینم از تیزرِ فیلم، من چوب بیلیارد دستمه ‫دارم توی حیاط می‌چرخم! 13:39.026 --> 13:40.569 ‫مردم فکر می‌کنن دیوونه شدم! 13:41.278 --> 13:43.489 ‫سلام، من کَس هستم. 13:45.449 --> 13:47.827 ‫کَس ته‌تغاریِ خانواده‌ست. 13:48.452 --> 13:50.704 ‫خیلی بامزه‌ست... 13:50.704 --> 13:52.623 ‫و دست خودت نیست، خنده‌ت می‌گیره. 13:53.207 --> 13:57.336 ‫پسر فوق‌العاده شاد و شنگولیه، ‫هر روز صبح با لی‌لی می‌ره مدرسه، 13:57.336 --> 13:59.380 ‫ولی نمی‌دونم تا کی قراره این‌طوری بمونه. 13:59.380 --> 14:00.756 ‫نه، یه خوشگلش رو بگو لطفاً. 14:01.674 --> 14:05.010 ‫خیلی بامحبت و شیرینه، ‫ولی گاهی هم شیطنت‌های خودش رو داره. 14:05.010 --> 14:07.471 ‫با داداش‌هات می‌سازی؟ 14:07.471 --> 14:10.307 ‫از کیت بدم میاد! 14:11.809 --> 14:13.936 ‫می‌دونستی که دلت یه خانواده پرجمعیت می‌خواد؟ 14:13.936 --> 14:16.021 ‫- فکر کنم من بیشتر دلم می‌خواست. ‫- آره، من... 14:16.021 --> 14:18.274 ‫بعد هر چی بیشتر بچه‌دار شدیم، میلم کمتر شد! 14:24.280 --> 14:26.907 ‫[رفتن به مدرسه] 14:26.907 --> 14:29.910 ‫- کَس. ‫- نمی‌خوام برم مدرسه! 14:30.452 --> 14:32.329 ‫...خیلی پردردسره، واقعاً باورنکردنیه. 14:32.371 --> 14:33.747 ‫کای، چرا سر به سرش می‌ذاری؟ 14:33.747 --> 14:35.624 ‫- کاری نمی‌کردم. ‫- چرا، داری لجش رو درمیاری. 14:35.624 --> 14:37.668 ‫آره، یه وقت‌هایی اوضاع حسابی متشنج می‌شه. 14:37.668 --> 14:39.962 ‫کِلی، فکر کنم ریش درآوردی! 14:39.962 --> 14:43.090 ‫نکن، نکن، نکن، ‫نکن، نکن، نکن! کِلی. 14:43.090 --> 14:45.050 ‫همه‌ش دعوا و داد و بیداد. 14:45.050 --> 14:46.135 ‫مامان! 14:47.511 --> 14:49.430 ‫کی بهترین فوتبالیست خانواده‌ست؟ 14:49.430 --> 14:50.514 ‫- من. ‫- من. 14:50.514 --> 14:53.934 ‫- برو بابا... تو سه بار بازنشسته شدی! ‫- من دروازه‌بانم. 14:53.934 --> 14:55.853 ‫- تو مهاجم بودی! ‫- من از باشگاه رفتم تا به... 14:55.853 --> 14:57.897 ‫- ولی تو مهاجم بودی! ‫- من رفتم به... 15:01.609 --> 15:04.153 ‫ولی این اواخر توی خونمون، ‫همه‌چیز حسابی تغییر کرده. 15:04.612 --> 15:06.322 ‫- آم... ‫- بیدار شد! 15:06.322 --> 15:08.908 ‫هیچ‌وقت این موقع بیدار نبود. 15:08.908 --> 15:11.327 ‫همین الان نون تست رو سوزوندم. 15:11.327 --> 15:14.330 ‫داداش‌مون به‌خاطر دوربین بیدار شده! 15:15.372 --> 15:18.459 ‫وقتی مامان داره صبحونه درست می‌کنه، ‫بابا خوابِ خوابه. 15:18.459 --> 15:21.211 ‫اصلاً پیداش نیست، ‫صبح‌ها می‌ره توی خواب زمستونی! 15:21.211 --> 15:23.964 ‫تعجب می‌کنم اون‌همه سال چطور تونست... 15:23.964 --> 15:25.925 ‫هر روز صبح زود بیدار شه و بره تمرین. 15:25.925 --> 15:29.970 ‫ولی توی فوتبال هیچ‌وقت ‫خیلی خروس‌خوان شروع نمی‌کردیم. 15:33.140 --> 15:34.725 ‫مثل رسوندن بچه‌ها به مدرسه. 15:36.226 --> 15:39.688 ‫از وقتی توی پلیموث کارش رو از دست داد، ‫من دارم برمی‌گردم سر کار... 15:39.688 --> 15:41.482 ‫و وین توی مدرسه رسوندن بچه‌ها کمک می‌کنه. 15:42.441 --> 15:45.945 ‫برای همین خوبه که الان می‌تونم ‫توی کاری که می‌کنه پشتش باشم. 15:46.612 --> 15:48.364 ‫از اولش جزو برنامه‌تون بود؟ 15:48.364 --> 15:51.492 ‫خب آره، صحبت کرده بودیم اون بیشتر کار کنه، ‫نه اینکه من اخراج بشم! 15:55.663 --> 15:58.540 ‫وین. وین! 16:00.417 --> 16:01.585 ‫باشه، بعداً می‌بینمت. 16:02.920 --> 16:04.463 ‫اونجا رو، کَس رو ببین! 16:05.255 --> 16:07.883 ‫فقط سوار ماشین شو. ‫چرا با خودمون نمی‌بریمش؟ 16:07.883 --> 16:10.344 ‫تازه دوچرخه‌سواری یاد گرفته، ‫برای همین حسابی ذوق داره. 16:11.845 --> 16:14.223 ‫ببین، نزدیک بود بره اون تو! 16:22.731 --> 16:28.445 ‫وقتی خونه رو ساختیم، ‫گفتم یه اتاق لباسِ خیلی بزرگ می‌خوام. 16:28.445 --> 16:34.785 ‫ولی موقع ساخت همه‌چیز عوض می‌شه، ‫هنوزم اتاق لباس بزرگیه، 16:34.785 --> 16:37.037 ‫ولی شاید نه به اون بزرگی که دلم می‌خواست باشه. 16:37.705 --> 16:41.083 ‫برای همین این اتاق مال منه و وین هم چندتا کمد داره. 16:42.209 --> 16:45.462 ‫راستش گفت: «می‌شه با هم شریک بشیم؟» ‫گفتم: «نه!» 16:46.880 --> 16:49.550 ‫همیشه عاشق لباس بودم. 16:49.550 --> 16:51.093 ‫هیچ‌وقت واقعاً... 16:52.720 --> 16:56.849 ‫دختری نبودم که با عروسک‌ها بازی کنه. 16:57.808 --> 17:01.562 ‫بیشتر اهل تیپ زدن و لباس عوض کردن بودم. 17:03.814 --> 17:07.609 ‫کالین همیشه عاشق مد بوده. اگه نمی‌تونستم براش ‫یه چیزی رو بخرم، خودش پس‌انداز می‌کرد. 17:08.193 --> 17:12.573 ‫مثلاً برای کریسمس، ‫همیشه لباس می‌خواستم نه اسباب‌بازی. 17:12.573 --> 17:15.743 ‫همیشه خوش‌پوش بوده، حتی عینک‌هاش، چون عینکی بود. 17:15.743 --> 17:18.078 ‫ولی حتماً باید... باید عینک‌های قشنگی می‌بودن. 17:18.954 --> 17:21.331 ‫همه‌چیز خیلی مرتبه ظاهراً، کالین. 17:21.331 --> 17:24.960 ‫چون درِ اون کمدهایی که نامرتبن رو باز نمی‌کنم! 17:30.090 --> 17:33.552 ‫حس می‌کنم این اواخر کل کارم شده چمدون بستن. 17:33.552 --> 17:36.472 ‫امروز دارم می‌رم دوبلین، ‫دفتر مرکزی پرایمارک، 17:36.472 --> 17:40.225 ‫تا باهاشون درباره‌ی طراحی ‫یه لاین لباس زنونه صحبت کنم. 17:40.809 --> 17:42.603 ‫کفش‌هام، کفش‌هام طبقه‌ی پایینه. 17:42.603 --> 17:44.980 ‫این چیزیه که همیشه عاشقش بودم، 17:44.980 --> 17:50.027 ‫پس انجام دادنش با برندی به بزرگی پرایمارک ‫باورنکردنی می‌شه. 17:53.447 --> 17:57.117 ‫[ارائه به پرایمارک] 17:57.493 --> 17:59.995 ‫دارم مدیر برنامه‌مون، پال استرتفورد رو با خودم می‌برم، 17:59.995 --> 18:02.915 ‫کسی که از نوجوونی مدیربرنامه‌هامون بوده. 18:03.874 --> 18:07.461 ‫اگه بخوام عنوان بذارم مدیربرنامه‌ست، ‫ولی بیشتر از این حرف‌ها یه دوسته. 18:07.461 --> 18:10.464 ‫برای همین آره، توی هر کاری که کردم ‫نقش واقعاً مهمی داشته. 18:10.464 --> 18:12.841 ‫حداقل کار درست رو کردی و گذاشتی اخراجت کنن! 18:12.841 --> 18:14.635 ‫آره. 18:14.635 --> 18:17.221 ‫وقتی با هم وارد آشنا شدن، ‫توجه رسانه‌ها به شکل عجیبی... 18:17.346 --> 18:21.975 ‫و با کالین طوری رفتار می‌شد ‫انگار فقط یه آدم حاشیه‌ایه، 18:21.975 --> 18:24.812 ‫ولی اون یه روی دیگه هم داره، 18:24.812 --> 18:26.563 ‫که حالا شکوفا شده و زده بیرون. 18:26.563 --> 18:27.940 ‫به پرایمارک خوش اومدین. 18:28.607 --> 18:32.861 ‫وقتی کالین برای اولین بار مورد توجه مردم قرار گرفت، 18:32.861 --> 18:35.197 ‫در اصل فقط «نامزد وین» بود. 18:35.197 --> 18:38.242 ‫می‌دونی، یه «وَگ» به حساب می‌اومد، ‫از این کلمه متنفره. 18:38.242 --> 18:39.660 ‫خب، بریم تو. 18:39.660 --> 18:41.703 ‫حالا دیگه خودِ «کالینه». 18:42.329 --> 18:43.997 ‫می‌دونه چی می‌خواد. 18:43.997 --> 18:47.376 ‫خیلی حس خوبیه که اومدم جایی ‫که همه‌چیز توش اتفاق میفته رو ببینم. 18:47.376 --> 18:50.462 ‫همه خیلی هیجان‌زده‌ان، ‫امروز همگی منتظر دیدنت بودن. 18:50.462 --> 18:52.714 ‫تازه بهشون گفتیم این اطراف رو مرتب کنن! 18:53.465 --> 18:58.428 ‫می‌خوایم روی چیزی کار کنیم که از سر تا پا، ‫دقیقاً بازتاب خودِ واقعیِ تو باشه. 18:58.428 --> 19:01.890 ‫اعتبار و محبوبیت کالین تقریباً روز به روز ‫داره بیشتر می‌شه. 19:01.890 --> 19:05.060 ‫افراد بیشتری دارن متوجه می‌شن ‫کالین واقعاً چه شخصیتی داره. 19:06.228 --> 19:11.817 ‫اون اصالت یعنی یه آدم واقعی، خاکی و خودمونی. 19:11.817 --> 19:14.236 ‫نظرت توی این موضوع فوق‌العاده مهمه. 19:14.236 --> 19:18.157 ‫و می‌خوایم نام «کالین رونی» رو نمایندگی کنه، ‫می‌خوایم کلاً حول محور تو باشه. 19:18.907 --> 19:23.203 ‫فقط لباسه؟ یا اینکه... ‫یا قراره اکسسوری هم کار کنیم؟ 19:23.203 --> 19:25.873 ‫نه، برای کفش و اکسسوری هم اینجا فرصت هست. 19:25.873 --> 19:27.457 ‫خیلی‌خب، عالیه. 19:27.457 --> 19:31.336 ‫شنیدن پیشنهادهای پرایمارک حسابی سرِ ذوقم میاره. 19:31.336 --> 19:36.008 ‫اونا واقعاً دلشون می‌خواد باهاشون کار کنم. 19:36.008 --> 19:40.179 ‫ما الان توی ۱۷تا کشور و بیش از ۴۶۰ شعبه حضور داریم. 19:40.179 --> 19:43.098 ‫طبعاً وقتی وارد بشین، ‫«کالکشن کالین رونی» رو می‌بینین. 19:43.765 --> 19:45.934 ‫درسته در نهایت یه سلبریتیه، 19:45.934 --> 19:48.854 ‫ولی چیزی که درباره‌ی کالین دوستش داریم ‫اینه که مردم خیلی باهاش ارتباط می‌گیرن. 19:48.854 --> 19:50.814 ‫و فکر می‌کنم نکته‌ی کلیدی در مورد کالین همینه، 19:50.814 --> 19:53.734 ‫چون دقیقاً همون زنیه که نماینده‌ی پرایمارکه. 19:53.734 --> 19:59.323 ‫چه حسی داری از اینکه عکست ‫پشت ویترین تک‌تکِ فروشگاه‌ها باشه؟ 19:59.323 --> 20:01.575 ‫پیش خودم فکر می‌کنم مردم می‌رن تو و می‌گن: «این کیه؟» 20:01.575 --> 20:03.952 ‫نه، عمراً این‌طوری بگن. 20:04.828 --> 20:06.788 ‫قرارداد بزرگ‌تر از اونیه که فکر می‌کردم. 20:07.456 --> 20:10.042 ‫قراره یه کالکشن کامل طراحی کنم. 20:10.334 --> 20:12.336 ‫این کالکشن قراره جهانی پخش بشه. 20:13.212 --> 20:15.756 ‫اگه قبول کنم، فشار خیلی زیادی روم میاد. 20:17.174 --> 20:20.052 ‫و برای تعداد مدل‌های این لاین، ‫چه... نظرتون روی چقدره؟ 20:20.052 --> 20:23.013 ‫- شصت تا مدل. ‫- شصت تا، شصت تا هفتاد تا مدل. 20:23.013 --> 20:24.223 ‫- آره. ‫- خیلی‌خب. 20:24.223 --> 20:26.058 ‫- برنامه‌مون اینه. ‫- خیلی زیاده! 20:26.058 --> 20:28.060 ‫اصلاً فشاری روت نیست! 20:31.355 --> 20:34.775 ‫واقعاً هر چی از بزرگیِ... 20:34.775 --> 20:38.237 ‫و اهمیت این قرارداد بگم، 20:38.237 --> 20:41.156 ‫برای مرحله‌ی بعدی پیشرفت کالین کم گفتم. 20:41.156 --> 20:45.494 ‫این بزرگ‌ترین فرصتی بود که می‌تونستیم به دست بیاریم. 20:46.620 --> 20:48.247 ‫از این حساس‌تر نمی‌شه. 20:48.997 --> 20:50.707 ‫بعضی وقتا اعتمادبه‌نفسم کم می‌شه. 20:52.084 --> 20:57.172 ‫و واقعاً حس می‌کنم علتش اینه که ‫از سن کم زیر ذره‌بینِ مردم بودم، 20:57.172 --> 21:00.509 ‫شاید برای همینه که قبلاً ‫سراغ کارهای خیلی بزرگ‌تر نرفتم، 21:00.509 --> 21:02.135 ‫چون اون باور به خودم رو نداشتم. 21:02.135 --> 21:05.389 ‫و کم‌کم به خودم... ایمان آوردم. 21:05.389 --> 21:10.727 ‫ولی... برای طراحیِ یه لاین کامل برای پرایمارک آماده‌ام؟ 21:10.727 --> 21:11.979 ‫نمی‌دونم. 21:14.940 --> 21:17.484 ‫[قدم‌های بعد] 21:24.116 --> 21:25.575 ‫اینا چیه؟ 21:25.575 --> 21:29.830 ‫کاپ‌ها و کلاه‌های بازی ملی تیم انگلیس و این چیزهاست، 21:29.830 --> 21:33.500 ‫که طبعاً موقع بازی برای تیم ملی انگلیس بردمشون. 21:33.500 --> 21:35.252 ‫بابات چقدر بازیکن خوبی بود؟ 21:35.836 --> 21:38.171 ‫بدک نبود، آره. 21:38.171 --> 21:39.840 ‫جامی هم برده؟ 21:40.507 --> 21:41.842 ‫چندتایی داره. 21:44.761 --> 21:48.390 ‫۱۷ سال و ۱۱۱ روز، 21:48.390 --> 21:52.019 ‫و وین رونی جوان‌ترین بازیکن تاریخ می‌شه... 21:52.019 --> 21:53.979 ‫که در رده بزرگسالان برای انگلیس بازی می‌کنه. 21:53.979 --> 21:56.523 ‫اون یکی طلاییه هم برای صد بازی ملیه. 21:57.190 --> 21:59.151 ‫می‌دونی بابات چندتا گل زده؟ 21:59.151 --> 22:05.574 ‫صد و... نه، ۳۵۶تا. 22:05.574 --> 22:08.076 ‫اینم برای شکستن رکورد گلزنی تیم ملی انگلیسه، 22:08.076 --> 22:09.619 ‫رکورد بابی چارلتون رو شکستم. 22:09.619 --> 22:13.915 ‫«پنجاهمین گل برای انگلیس، ‫برای بهترین گلزن تمام دوران انگلیس.» 22:14.583 --> 22:15.834 ‫خودش بهم تقدیمش کرد. 22:16.960 --> 22:18.295 ‫که خب همیشه حسِ قشنگیه. 22:19.713 --> 22:21.423 ‫واقعاً لحظه‌ی خاصی بود. 22:23.884 --> 22:28.305 ‫فکر کنم گاهی توی این کشور یادشون می‌ره ‫اون چقدر فوق‌العاده بود. 22:29.097 --> 22:31.808 ‫یه استعداد تکرارنشدنی در یک نسل. 22:33.101 --> 22:34.436 ‫بهترین بود. 22:35.145 --> 22:36.897 ‫وای، کارش محشر بود، به خدا! 22:36.897 --> 22:39.524 ‫اون قدیما کارش حرف نداشت پسر. 22:39.524 --> 22:42.903 ‫طوری که توپ رو می‌گرفت و پیش می‌رفت... ‫اصلاً محشر بود. 22:42.903 --> 22:46.907 ‫قدرتی که توی اون سن کم داشت... ‫وای، اصلاً باورنکردنی بود! 22:46.907 --> 22:49.868 ‫واقعاً فوتبالیست بود پسر، بازیکن واقعی بود. 22:51.203 --> 22:53.914 ‫لعنتی، هر چی ازش ببینی سیر نمی‌شی! 22:53.914 --> 22:56.458 ‫اکثر آدم‌هایی که این رو می‌بینن، نمی‌دونن... 22:56.458 --> 23:00.295 ‫گل زدن جلوی ۸۰ هزار نفر چه حسی داره. 23:00.295 --> 23:02.547 ‫ما رو ببر توی اون حس و حال، اون... 23:03.131 --> 23:06.051 ‫آره، راستش... ‫این رو زیاد ازم می‌پرسن. 23:08.553 --> 23:10.347 ‫دقیقاً مثل اینه که داری زیر آب بازی می‌کنی. 23:11.515 --> 23:14.059 ‫تماشاچی‌ها... صدای سروصدا رو می‌شنوی، 23:14.059 --> 23:16.353 ‫ولی تمرکزی روش نداری، ‫جزئیات اتفاق‌هایی... 23:16.353 --> 23:18.188 ‫که حین بازی می‌افته رو نمی‌شنوی. 23:18.188 --> 23:21.066 ‫بعد وقتی گل می‌زنی، ‫مثل اینه که اومدی بالا تا نفس بکشی. 23:25.445 --> 23:27.197 ‫و بعد یهو همه‌چیز منفجر می‌شه. 23:29.282 --> 23:31.660 ‫درست مثل وقتی که از آب میای بیرون و... 23:34.746 --> 23:37.124 ‫احساسات هوادارها و جمعیت رو می‌بینی. 23:37.124 --> 23:38.583 ‫خودتم باهاشون همراه می‌شی. 23:40.043 --> 23:43.213 ‫به نظرم بهترین و تنها راهیه که می‌تونم توصیفش کنم. 23:47.551 --> 23:50.595 ‫الان ازم می‌پرسن: «چرا کلاً بازنشسته نمی‌شی؟» 23:50.595 --> 23:54.641 ‫ولی من باید به یه چیزی دلگرم باشم. 23:55.434 --> 23:58.061 ‫به‌خاطر پول این کار رو نمی‌کنم، ‫برای داشتن یه هدف انجامش می‌دم، 23:58.061 --> 24:00.689 ‫به‌جای اینکه کل روز رو توی خونه بچرخم. 24:02.774 --> 24:05.026 ‫احتمال زیادی هست که دیگه هیچ‌وقت سرمربی نشم. 24:05.026 --> 24:10.031 ‫برای همین پال، مدیربرنامه‌م اومده اینجا تا صحبت کنیم... 24:10.031 --> 24:12.701 ‫که برای آینده چه گزینه‌هایی پیشِ رو دارم. 24:13.410 --> 24:17.539 ‫فکر می‌کنم فرصت‌های فوق‌العاده‌ای پیشِ روت باشه. 24:17.539 --> 24:18.623 ‫من دلیلی نمی‌بینم که... 24:18.623 --> 24:20.500 ‫می‌تونی واسم توی «خواننده نقاب‌دار» نقش جور کنی؟ 24:20.500 --> 24:24.379 ‫- خب می‌دونی که خیلی مشتاقیم... ‫- شوخی کردم! 24:24.379 --> 24:27.007 ‫دوست داریم توی «خواننده نقاب‌دار» یا «دِ ویس» ببینیمت. 24:27.007 --> 24:28.508 ‫آره، یا «استعدادهای بریتانیا». 24:28.508 --> 24:30.927 ‫- عالیه. ‫- البته حسابی سوژه‌م می‌کنن، ولی... 24:30.927 --> 24:32.596 ‫صد درصد! 24:32.596 --> 24:36.183 ‫وین عاشق این بود که بره سراغ موسیقی. 24:36.183 --> 24:37.392 ‫دیوونه‌ی موسیقیه. 24:37.392 --> 24:40.353 ‫«آخرین خواسته‌ام رو برآورده کن، بذار فقط پیشت باشم...» 24:40.353 --> 24:42.856 ‫هر دفعه می‌ریم مهمونی، میکروفون رو دست می‌گیره. 24:42.856 --> 24:44.983 ‫می‌تونه پنج تا آهنگ پشت سر هم بخونه، 24:44.983 --> 24:47.319 ‫بعد با خودت می‌گی: ‫«بی‌خیال دیگه، سرمون رفت!» 24:47.319 --> 24:49.237 ‫میکروفون رو به هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌ده! 24:49.237 --> 24:51.406 ‫فقط خودِ وینه، شده نمایش اختصاصی وین! 24:51.907 --> 24:53.700 ‫«حالا با شور و اشتیاق توی چشمامون...» 24:53.700 --> 24:56.995 ‫«امکان نداره بتونیم پنهونش کنیم...» 24:56.995 --> 24:58.997 ‫نظرت راجع به صدای خوانندگی بابات چیه؟ 24:59.039 --> 25:01.833 ‫- فاجعه‌ست! ‫- فکر می‌کنه بلده بخونه، ولی اصلاً نمی‌تونه. 25:01.833 --> 25:03.877 ‫همین هفته پیش بود رفتیم کنسرت مک‌فلای. 25:03.877 --> 25:06.505 ‫و واقعاً... باهاشون خوند! 25:08.423 --> 25:12.928 ‫«دلم برای عشقت تنگ شده...» 25:12.928 --> 25:14.304 ‫یوهو! 25:14.304 --> 25:15.472 ‫یعنی کامنت‌ها خوب نبود؟ 25:15.472 --> 25:17.432 ‫می‌خواستی بری... 25:17.432 --> 25:19.976 ‫نه کوکه صداش، نه روی ریتمه! 25:19.976 --> 25:21.520 ‫«یه چیز جدید...» 25:21.520 --> 25:25.398 ‫ولی همه‌مون تشویقش می‌کنیم، ‫از همه‌چیز سرگرم‌کننده‌تره! 25:26.274 --> 25:29.152 ‫آره خب، مهم نیست بقیه چی می‌گن، ‫به نظرم ترکوندم! 25:29.152 --> 25:33.240 ‫«همه‌چیز برای توئه...» 25:36.493 --> 25:40.622 ‫صد درصد، عمراً خواننده‌ی پاپ موفقی نمی‌شد! نه، اصلاً. 25:40.622 --> 25:42.249 ‫برای «خواننده نقاب‌دار» خوبه، آره. 25:42.249 --> 25:45.335 ‫هر سبکی رو امتحان می‌کنه... ‫عاشق موسیقیه. 25:45.335 --> 25:46.670 ‫حتی اپرا! 25:46.670 --> 25:49.089 ‫از نظر کارهای تلویزیونی، گزینه‌های زیادی هست. 25:49.089 --> 25:50.840 ‫بی‌بی‌سی ابراز تمایل کرده. 25:50.840 --> 25:54.594 ‫- فینال جام حذفی، ۱۷ مِی. ‫- بله. 25:54.594 --> 25:58.306 ‫بچگی من با تماشای «گلادیاتورها» گذشت و... ‫جرمی بیدل یادتونه؟ 25:58.306 --> 26:00.433 ‫منتظر موندن برای «مسابقه‌ی روز»، ‫کل بچگی‌م این بود. 26:00.433 --> 26:03.562 ‫برای همین، کار کردن با بی‌بی‌سی عالیه. 26:03.562 --> 26:06.314 ‫آره، واقعاً خوبه، ‫حتماً دلم می‌خواد مشغول به کار باشم. 26:06.940 --> 26:12.153 ‫توی اولین قدم‌های یه مسیر تازه، ‫فوق‌العاده و هیجان‌انگیزه. 26:12.153 --> 26:15.365 ‫- ما با بی‌بی‌سی در حال مذاکره بودیم. ‫- آره. 26:15.365 --> 26:17.242 ‫اگه توی ومبلی همه‌چیز خوب پیش بره، 26:17.242 --> 26:20.996 ‫شانس خیلی خوبی داره که کارشناس ثابتِ... 26:20.996 --> 26:23.456 ‫برنامه «مسابقه‌ی روز»، برای فصل بعد بشه. 26:23.456 --> 26:25.000 ‫برای همین خیلی چیزها به این بستگی داره. 26:25.000 --> 26:26.793 ‫زحمت قهوه رو هم بندازم گردن تو! 26:36.344 --> 26:37.804 ‫[اشتباه در استایل] 26:37.804 --> 26:40.307 ‫تصمیم بزرگی باید بگیرم. 26:40.307 --> 26:45.312 ‫هر چقدر هم دلم بخواد روی هوا ‫پیشنهاد پرایمارک رو بقاپم، 26:46.521 --> 26:49.983 ‫خودم رو یه نماد مد نمی‌دونم. 26:49.983 --> 26:54.404 ‫و احتمالاً نگران این می‌شم که می‌دونی... ‫مردم خوش‌شون میاد؟ 26:54.404 --> 26:57.949 ‫فروش می‌ره یا قراره حسابی شکست بخوره؟ 27:00.076 --> 27:05.123 ‫راستی، اون حرفم درباره... ‫لاین لباس یادت هست؟ 27:05.123 --> 27:07.459 ‫استرس دارم صرفاً به‌خاطر اینکه... 27:07.459 --> 27:10.378 ‫رقابت توی بازار خیلی بالاست، می‌دونی؟ 27:10.378 --> 27:13.882 ‫سرِ اون سبک کارهایی که من می‌خوام ارائه بدم. 27:14.549 --> 27:15.884 ‫آره. 27:16.468 --> 27:20.180 ‫وقتی رقابت زیاده، بقیه سعی می‌کنن ‫زیادی شلوغش کنن، 27:20.180 --> 27:21.514 ‫و زیادی به آب و آتیش بزنن. 27:22.098 --> 27:25.977 ‫گاهی وقت‌ها ساده بودن بهتره. 27:30.023 --> 27:32.859 ‫سلیقه مد و لباس وین چطوره؟ 27:32.859 --> 27:34.986 ‫اسپرت، راحت، 27:36.029 --> 27:37.572 ‫و کلاً بی‌خیال! 27:38.531 --> 27:41.576 ‫والا من باشم هر روز گرمکن می‌پوشم! 27:41.660 --> 27:44.788 ‫اصلاً حتی نمی‌دونم مارک این چیه. 27:44.788 --> 27:47.165 ‫استف این رو برام گرفت، نه؟ 27:49.668 --> 27:52.003 ‫برای همین... من... 27:52.003 --> 27:53.880 ‫خیلی لطف کردی استف. 27:55.965 --> 27:58.927 ‫توی این لاین لباست، لباس خواب هم داری؟ 27:58.927 --> 27:59.928 ‫آره. 28:00.553 --> 28:02.931 ‫بهشون بگو توی لباس خواب‌ها جیب بذارن. 28:02.931 --> 28:04.432 ‫چرا؟ اصلاً جیب برای چی می‌خوای؟ 28:04.432 --> 28:07.852 ‫چون پیژامه بدون جیب واقعاً مسخره‌ست! 28:07.852 --> 28:10.939 ‫مگه چی می‌ذاری توی جیب پیژامه‌ت؟ 28:10.939 --> 28:12.774 ‫خب، هر چیزی که همراهت باشه! 28:14.484 --> 28:17.070 ‫لباس خواب بدون جیب احمقانه‌ست. 28:17.070 --> 28:19.864 ‫همه‌ی مدل‌های کریسمسی بی‌جیبن، ‫اعصابم رو به‌هم می‌ریزه! 28:20.865 --> 28:21.866 ‫اینم از توصیه‌ی من به تو. 28:22.701 --> 28:24.369 ‫نظرت رو بهشون می‌رسونم. 28:24.994 --> 28:29.040 ‫ولی وین شاید درباره‌ی تیپ‌های گذشته‌م ‫حرف‌هایی برای گفتن داشته باشه. 28:29.541 --> 28:30.625 ‫ممنون. 28:30.625 --> 28:33.253 ‫یه آیپد دادن دستم، ‫عکس تیپ‌های موفق و سوتی‌هامه! 28:37.090 --> 28:41.052 ‫این مال دورانی بود که همه‌چیزم رنگ‌های خیلی جیغ داشت. 28:41.052 --> 28:43.513 ‫فکر کنم داشتم می‌رفتم بازی تیم ملی انگلیس. 28:44.097 --> 28:47.267 ‫اون رو پوشیدم تا وقتی وین به جمعیت ‫نگاه کرد، بتونه من رو ببینه. 28:49.227 --> 28:50.478 ‫محال بود نبینتم! 28:51.271 --> 28:53.648 ‫نه، پانچو! 28:53.648 --> 28:57.777 ‫هر وقت می‌بینم کسی بهش اشاره می‌کنه ‫از خجالت آب می‌شم! 28:57.777 --> 29:01.531 ‫اون زمان که مجله‌ها روی بورس بودن، ‫از شبکه‌های اجتماعی خبری نبود. 29:01.531 --> 29:03.867 ‫کالین همیشه روی جلد مجله‌ها بود. 29:03.867 --> 29:07.328 ‫و همیشه هم درباره‌ی تیپ و لباس‌هاش حرف می‌زدن. 29:07.454 --> 29:08.830 ‫ولی چیزی که حسابی دستش انداختن... 29:10.165 --> 29:11.374 ‫پوتین‌های فضایی بود! 29:12.000 --> 29:13.793 ‫پوتین‌های فضایی زرد، آره. 29:14.669 --> 29:16.546 ‫- هنوز نگهشون داشتی؟ ‫- پوتین‌ها رو؟ 29:16.546 --> 29:18.465 ‫نه، فکر نکنم... فکر نکنم داشته باشمشون. 29:19.257 --> 29:22.385 ‫ولی اون‌موقع دخترا از اینا می‌پوشیدن، فقط اون نبود. 29:22.385 --> 29:24.763 ‫عاشق مد و استایله. 29:24.804 --> 29:26.973 ‫و فکر کنم این ویژگی کلاً توی ذاتشه. 29:26.973 --> 29:28.725 ‫ولی کلاً به نظرم دخترهای لیورپول خوش‌پوشن. 29:32.812 --> 29:35.899 ‫هنوز برای نهایی کردنِ قرارداد پرایمارک دو دلم. 29:35.899 --> 29:38.735 ‫یعنی واقعاً آمادگی انجام یه کار به این بزرگی رو دارم؟ 29:38.735 --> 29:39.819 ‫صبح بخیر. 29:39.819 --> 29:42.155 ‫از همه مهم‌تر، خودت چه حسی بهش داری؟ 29:42.155 --> 29:44.657 ‫شاید یه‌کم شبیه رفتن به برنامه «جنگل» باشه. 29:44.657 --> 29:46.367 ‫- آره. ‫- می‌دونی، برای اونم... 29:47.368 --> 29:50.830 ‫کل اون ماجرا و اینکه تک‌وتنها بودم استرس داشتم. 29:51.456 --> 29:54.334 ‫فکر کنم گفتی دلت می‌خواد ‫یه سرهمی هم توی این لاین باشه. 29:55.835 --> 29:57.170 ‫ولی باید... 29:58.671 --> 30:02.342 ‫باید یه چیزِ متفاوتی باشه، 30:02.342 --> 30:03.885 ‫و نمی‌دونم، گیرِ کار همینه. 30:03.885 --> 30:06.262 ‫ترسم از اینه که نمی‌دونم... 30:06.262 --> 30:08.473 ‫- آره. ‫- ...قراره چی خلق کنم. 30:08.473 --> 30:12.352 ‫تو عاشق مدی، پس به حست اعتماد کن. 30:12.352 --> 30:16.898 ‫توی وجودت خلاقیت و خاص بودن هست، ‫چیزی که تو رو متمایز می‌کنه. 30:17.649 --> 30:19.234 ‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟ 30:19.234 --> 30:21.194 ‫آره، به نظرم همین‌طوره. 30:26.241 --> 30:31.621 ‫دعوتم کردن جزو تیم بی‌بی‌سی ‫برای پوشش فینال جام حذفی باشم. 30:31.621 --> 30:33.289 ‫تمام تلاشم رو براش می‌کنم. 30:33.289 --> 30:37.126 ‫برای همین آره، امیدوارم برای «مسابقه‌ی روز» ‫پیشنهاد تمام‌وقت بهم بدن. 30:39.838 --> 30:41.130 ‫امروز روز کت‌وشلواره، نه؟ 30:42.590 --> 30:45.426 ‫آره متأسفانه، از کت‌وشلوار پوشیدن متنفرم. 30:46.010 --> 30:49.430 ‫فینال جام حذفی، ختم و عروسی ‫احتمالاً تنها وقت‌هاییه که... 30:49.430 --> 30:51.432 ‫برای همین راستش سه دست آوردم. 30:52.684 --> 30:54.561 ‫برسم اونجا ببینم کدوم رو بپوشم. 30:55.854 --> 30:57.522 ‫یا کدوم اندازه‌مه! 30:58.147 --> 30:59.566 ‫متنفرم از کت‌وشلوار پوشیدن. 31:02.318 --> 31:06.322 ‫[فینال جام حذفی] 31:10.451 --> 31:12.495 ‫جام حذفی برای من همیشه خیلی بزرگ بوده. 31:13.288 --> 31:15.164 ‫هم بازی کردن توش رو دوست داشتم، هم تماشاش رو. 31:16.124 --> 31:17.500 ‫جام بزرگ و قدیمی‌ایه، نه؟ 31:17.500 --> 31:19.252 ‫آره، طبعاً خاطرات فوق‌العاده‌ای دارم. 31:19.252 --> 31:23.673 ‫بالا بردنش اینجا به‌عنوان کاپیتان منچستر یونایتد ‫چه حس خاصی داشت. 31:23.673 --> 31:27.302 ‫هنوز که هنوزه، مهم‌ترین روزم به‌عنوان یه هوادار... 31:27.302 --> 31:28.970 ‫جام حذفی سال ۹۵ بود... 31:30.346 --> 31:32.724 ‫«و اورتون قهرمان جام حذفی شد!» 31:32.724 --> 31:34.559 ‫وقتی که اورتون منچستر یونایتد رو برد. 31:34.559 --> 31:37.478 ‫«جام حذفی به اورتون می‌رسه!» 31:38.187 --> 31:39.772 ‫من همیشه عاشق جام حذفی بودم 31:39.772 --> 31:42.650 ‫و بودن توی اون تیم بی‌بی‌سی افتخار خیلی بزرگیه. 31:42.650 --> 31:45.945 ‫کنار گری لینکر، آلن شیرر و مایکا ریچاردز. 31:45.945 --> 31:49.866 ‫- چطوری داداش، چه خبر! ‫- تو هم با این کارهات منو کُشتی! 31:49.866 --> 31:51.159 ‫- چیه؟ چرا؟ مگه چشه؟ ‫- کرواتت! 31:51.159 --> 31:54.412 ‫آخه می‌خواستم شیک و اسپرت بیام، ‫ولی گفتن: «مایکا کت‌وشلوار می‌پوشه!» 31:54.412 --> 31:55.914 ‫فینال جام حذفیه داداش! 31:55.914 --> 31:57.957 ‫به خدا قسم، تو وین رونی هستی‌ها! 31:57.957 --> 31:59.208 ‫امروز چه کت‌وشلواری پوشیدی؟ 31:59.208 --> 32:00.293 ‫از پرایمارک گرفتی؟ 32:00.293 --> 32:01.836 ‫- یا رفتی سراغ اَزدا؟ ‫- راستش، آم... 32:01.836 --> 32:03.504 ‫- سه دست اون پشت دارم. ‫- جدی؟ 32:03.504 --> 32:05.632 ‫نمی‌دونم کدوم اندازه‌مه! 32:05.632 --> 32:08.051 ‫آدم‌هایی که توی «مسابقه‌ی روز» بودن، 32:08.051 --> 32:09.844 ‫ستاره‌های درخشان و نام‌های ماندگاری‌ان. 32:09.844 --> 32:12.221 ‫اصلاً هم با کسی شوخی ندارن. 32:12.221 --> 32:15.850 ‫چالش وین اینه: «می‌تونم مثل اونا خوب باشم؟ ‫می‌تونم ستاره‌ی بعدی بشم؟» 32:17.018 --> 32:18.478 ‫پیش‌بینیش واقعاً سخته، داداش. 32:18.478 --> 32:20.021 ‫هنوزم فکر می‌کنم زورِ سیتی بچربه. 32:20.021 --> 32:22.482 ‫اونم به نظرم فقط به‌خاطر تجربه‌شونه، ‫ولی... 32:22.482 --> 32:25.401 ‫به نظرم پالاس تیم قابلیه، ‫انرژی فوق‌العاده‌ای دارن. 32:25.401 --> 32:28.571 ‫ولی فضای خیلی رقابتی‌ایه، ‫باید خودت رو نشون بدی. 32:28.571 --> 32:30.615 ‫ساعت یک و نیم، جفت‌تون با چپمن برنامه دارین. 32:30.615 --> 32:32.116 ‫- رادیوئیه؟ ‫- آره، رادیوئه. 32:32.116 --> 32:33.576 ‫- پس لازم نیست لباس عوض کنم؟ ‫- نه، نه. 32:34.535 --> 32:36.162 ‫البته تصویرش هم ضبط می‌شه. 32:36.162 --> 32:39.707 ‫معلومه که ریسک خودش رو داره، ‫الان شبکه‌های اجتماعی نفوذ زیادی دارن. 32:39.707 --> 32:44.921 ‫به صورت زنده از رادیو فایو لایو در خدمت‌تونیم، ‫از وب‌سایت بی‌بی‌سی اسپورت هم می‌تونین ما رو ببینین. 32:44.921 --> 32:48.591 ‫خیلی‌ها منتظرن ببینن ‫شکست می‌خوره یا گاف می‌ده. 32:48.591 --> 32:52.220 ‫اون‌موقع یکی از مسئول‌های اتحادیه ‫قبلاً توی منچسترسیتی بود، 32:52.220 --> 32:53.930 ‫و من رو دو جلسه محروم کردن، 32:53.930 --> 32:56.516 ‫بازی دوم هم توی نیمه‌نهایی جلوی همین منچسترسیتی بود! 32:56.516 --> 32:57.809 ‫ببین، باز سیتی تقلب کرد. 32:59.894 --> 33:01.145 ‫وین، نمی‌تونی این رو بگی! 33:01.145 --> 33:05.149 ‫البته اونا تا حالا این کار رو نکردن ‫و تکذیبش می‌کنن وین، همزمان که ما... 33:05.149 --> 33:06.526 ‫- شوخی کردم! ‫- همزمان که داریم... 33:06.526 --> 33:10.405 ‫گزارش‌مون رو شروع می‌کنیم ‫و من شما رو از هرگونه اتهام افترا نجات می‌دم! 33:11.990 --> 33:13.616 ‫گفتم سیتی باز داره تقلب می‌کنه. 33:14.409 --> 33:16.411 ‫چپرز فکر کرد... 33:16.411 --> 33:18.788 ‫- امیدوارم چپرز قضیه رو جمعش کرده باشه. ‫- ماست‌مالیش کرد، آره. 33:20.164 --> 33:24.293 ‫واقعاً نگران ورودش به دنیای کارشناسی فوتبال نیستم، 33:24.293 --> 33:29.048 ‫چون مطمئنم وین خودِ واقعیِ خودش می‌مونه، 33:29.048 --> 33:30.633 ‫و نظراتش رو صادقانه بیان می‌کنه. 33:31.509 --> 33:33.594 ‫سوت آغاز فینال جام حذفی به صدا درمیاد. 33:34.554 --> 33:37.557 ‫ارسال مونیوز، و گل برای پالاس! 33:37.557 --> 33:41.269 ‫کریستال پالاس یک، منچسترسیتی صفر. 33:41.269 --> 33:43.021 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم کارشناس بشم، 33:43.021 --> 33:45.815 ‫ولی وقتی وارد کاری می‌شی، ‫دلت می‌خواد بهترین نسخه خودت باشی. 33:45.815 --> 33:47.900 ‫وگرنه انجام دادنش فایده‌ای نداره. 33:47.900 --> 33:52.238 ‫ولی وقتی جلوی میلیون‌ها نفر نظر واقعی‌ت رو می‌گی، ‫استرس و فشار زیادی روت هست. 33:52.238 --> 33:54.866 ‫- این هند بود؟ ‫- آره، با دستش توپ رو فرستاد اون‌طرف. 33:54.866 --> 33:56.868 ‫صحنه توسط وی‌ای‌آر بازبینی می‌شه. 33:56.868 --> 33:58.619 ‫چیزی که واقعاً دلت می‌خواد، 33:58.619 --> 34:00.997 ‫این حس و حاله که انگار با چندتا رفیق ‫نشستین پای تماشای بازی، 34:00.997 --> 34:02.540 ‫و دارین با هم گپ می‌زنین، 34:02.540 --> 34:04.834 ‫دلت می‌خواد هوادارها ‫دقیقاً همین حسِ راحتی رو داشته باشن. 34:04.834 --> 34:06.627 ‫اصلاً این وی‌ای‌آر رو جمعش کنین بره! من... 34:07.837 --> 34:09.756 ‫اشتباه کردن، حالا می‌خوان ‫روی سوتی رفیقشون توی زمین... 34:09.756 --> 34:11.090 ‫سرپوش بذارن! 34:11.090 --> 34:13.342 ‫کارت قرمز داره، همه می‌بینن که کارت قرمز داره! 34:13.342 --> 34:15.970 ‫فریاد و اعتراض بازیکنان سیتی برای پنالتی! 34:15.970 --> 34:18.014 ‫و ارلینگ هالند توپ رو می‌بوسه، 34:18.014 --> 34:20.391 ‫قبل از اینکه تحویل هم‌تیمیش بده. 34:20.391 --> 34:24.020 ‫دلم می‌خواد کسی باشم که توی نظراتش صادقه، 34:24.020 --> 34:26.773 ‫نه آدمی که صرفاً با همه‌چیز موافقت می‌کنه. 34:26.773 --> 34:28.274 ‫ولی نمی‌شه روی حرف سرمربی حرف زد. 34:28.274 --> 34:30.860 ‫وقتی سرمربی پنالتی‌زن رو مشخص کرده، دیگه کاریش نمی‌شه... 34:30.860 --> 34:32.361 ‫به نظرم یه جاهایی می‌شه. 34:33.237 --> 34:35.198 ‫مهار دیدنی از هندرسون! 34:38.451 --> 34:39.577 ‫بفرما، ده دقیقه وقت اضافه! 34:40.661 --> 34:42.580 ‫با تشویق هوادارهای سیتی همراه می‌شه. 34:42.580 --> 34:44.082 ‫ده دقیقه رو از کجا درآوردن آخه؟! 34:44.707 --> 34:45.833 ‫بهت که گفته بودم! 34:48.044 --> 34:51.547 ‫سیتی رو متهم به فساد کردی، ‫گفتی وی‌ای‌آر هم به درد نخوره، 34:51.547 --> 34:52.715 ‫برای بعدش چی تو چنته داری؟ 34:53.424 --> 34:54.675 ‫خوشم اومد! 34:55.468 --> 34:58.805 ‫دیدن وین توی پخش زنده فینال جام حذفی ‫واقعاً لذت‌بخش بود. 34:58.805 --> 35:01.474 ‫به نظرم کارشناسی جام حذفی ‫رویداد فوق‌العاده بزرگیه. 35:02.600 --> 35:04.102 ‫کارش رو خیلی خوب انجام داد. 35:04.102 --> 35:07.355 ‫حس می‌کنم داره راه می‌افته ‫و اعتمادبه‌نفسش داره بیشتر می‌شه. 35:07.355 --> 35:09.440 ‫کارش روز شنبه به دلم نشست، 35:09.440 --> 35:12.652 ‫چون هنوز آلوده به هنرِ ‫«حرف زدن بدون زدنِ هیچ حرفی» نشده! 35:12.652 --> 35:14.195 ‫نظر مشخصی داشت و بیانش کرد. 35:14.195 --> 35:17.615 ‫به نظرم شیوا و مسلط بود و نشون داد ‫توی ذهنش چی می‌گذره، 35:17.615 --> 35:19.909 ‫در حالی که خیلی از مجری‌ها و کارشناس‌ها ‫اصلاً هیچ بینشی به مخاطب نمی‌دن. 35:22.036 --> 35:25.414 ‫وین عملاً موفق شد این ذهنیت رو باطل کنه که... 35:25.414 --> 35:27.083 ‫مردم فکر می‌کنن بی‌سواده، 35:27.083 --> 35:29.961 ‫اینکه هوش تحلیل مسائل رو نداره... 35:29.961 --> 35:33.673 ‫و نمی‌تونه جوری بیانش کنه ‫که برای همه قابل فهم باشه. 35:34.882 --> 35:37.218 ‫تیم بی‌بی‌سی هم با توجه به بازخوردها... 35:37.218 --> 35:39.220 ‫و چیزهایی که گفتن، حسابی راضی بودن. 35:39.220 --> 35:41.472 ‫قضیه‌ش مفصله، وین. 35:43.683 --> 35:46.561 ‫به‌خاطر عملکرد درخشانش توی فینال جام حذفی، 35:47.562 --> 35:51.315 ‫تونستیم قرارداد برنامه‌ی ‫«مسابقه‌ی روز» بی‌بی‌سی رو نهایی کنیم. 35:51.983 --> 35:54.068 ‫- چه گل فوق‌العاده‌ای! ‫- رونی! 35:54.068 --> 35:56.821 ‫این فصل یه تغییر بزرگ توی برنامه داریم، 35:56.821 --> 36:01.075 ‫اونم اینکه وین رونی به‌عنوان ‫کارشناس ثابت به جمع ما اضافه شده. 36:01.075 --> 36:03.744 ‫دارم کارم رو می‌کنم، ‫دارم یه ملت رو سرگرم می‌کنم! 36:12.086 --> 36:17.300 ‫تازه توی دوبلین فرود اومدیم ‫و دارم می‌رم پرایمارک. 36:18.593 --> 36:20.052 ‫تصمیم خیلی بزرگیه، 36:20.052 --> 36:24.307 ‫اینکه قراره با دل و جون ‫پای این کار بمونم و متعهد باشم یا نه. 36:26.267 --> 36:27.351 ‫ممنون. 36:31.397 --> 36:33.524 ‫کالین، می‌تونم بپرسم... 36:33.524 --> 36:38.237 ‫نظرت درباره‌ی همکاری احتمالی آینده با پرایمارک چیه؟ 36:41.782 --> 36:44.994 ‫مد حوزه‌ایه که قبلاً هم یه سرکی بهش کشیدم، 36:46.120 --> 36:50.291 ‫و وقتی انجامش دادم واقعاً بهم چسبید. 36:51.125 --> 36:56.297 ‫ولی خودم رو توی موقعیتی نمی‌ذارم که می‌دونید... 36:56.297 --> 36:57.298 ‫خودم نباشم. 36:59.508 --> 37:02.220 ‫دلم می‌خواد خودِ واقعی‌ام بمونم، 37:02.220 --> 37:07.683 ‫و کالکشنی داشته باشم که بازتاب خودم باشه. 37:08.226 --> 37:13.189 ‫کالکشنی که خودمم بپوشمش، می‌دونی؟ ‫اینکه پای خودم بمونم. 37:15.441 --> 37:16.692 ‫به نظرم... 37:18.861 --> 37:20.029 ‫پرایمارک... 37:22.490 --> 37:26.410 ‫خیلی با روحیات و سلیقه من همخوانی داره. 37:26.410 --> 37:28.871 ‫همین‌طور با همه اطرافیانم، 37:28.871 --> 37:32.416 ‫می‌دونید، یعنی خانواده‌م، دوست‌هام، همه. 37:32.416 --> 37:35.086 ‫هر کی رو می‌شناسم، می‌دونی دیگه، ‫از پرایمارک خرید می‌کنه. 37:35.086 --> 37:36.337 ‫ما هم دقیقاً همین رو می‌خوایم، 37:36.337 --> 37:39.423 ‫اصلاً دلمون نمی‌خواد لاینی باشه ‫که باهاش ارتباط نمی‌گیری. 37:39.423 --> 37:42.218 ‫باید بر پایه خودت باشه، وگرنه اصلاً فایده‌ای نداره. 37:43.594 --> 37:45.054 ‫حسابی کیفم کوکه! 37:45.054 --> 37:48.724 ‫کالین عملاً قرارداد رو امضا کرد. 37:48.724 --> 37:53.729 ‫اون پاش وایستاده، ما هم همین‌طور، ‫و واقعاً برای این کالکشن سر از پا نمی‌شناسم. 37:53.729 --> 37:56.816 ‫با شنیدن حرف‌هایی که امشب زد، 37:56.816 --> 37:58.401 ‫فکر می‌کنم اینجا دقیقاً بهترین جا برای کالینه. 37:58.401 --> 38:01.070 ‫- درسته. ‫- دقیقاً جای درستی هستیم. 38:01.070 --> 38:03.531 ‫پس ما قطعاً مشتاقیم که... 38:03.531 --> 38:04.699 ‫- با پرایمارک همکاری کنیم. ‫- فوق‌العاده‌ست. 38:04.699 --> 38:07.034 ‫- مامانم از این یکی خیلی خوشش میاد، آره. ‫- آره. 38:08.744 --> 38:10.496 ‫تصمیم گرفتم جواب مثبت بدم، 38:10.496 --> 38:12.456 ‫نمی‌تونم این فرصت رو از دست بدم. 38:12.957 --> 38:15.084 ‫مامانت برای کی طراحی می‌کرده؟ 38:15.084 --> 38:17.753 ‫برای ایکیا؟ 38:17.753 --> 38:20.423 ‫نه بابا، همینه؟ دارم جدی می‌گم! 38:20.423 --> 38:22.091 ‫من... می‌دونی، بهش افتخار می‌کنم. 38:22.091 --> 38:24.093 ‫اینکه به یه چیزی افتخار کنم خیلی کم پیش میاد. 38:24.093 --> 38:25.928 ‫ولی طرح‌های من بهتر می‌شد! 38:25.928 --> 38:28.139 ‫- آماده‌ای یه‌کم توی دنیای مد... ‫- آره، صد درصد. 38:28.139 --> 38:29.390 ‫- خوش بگذرونی؟ ‫- حسابی ذوقش رو دارم. 38:29.390 --> 38:31.642 ‫حالا نوبت اونه، دیگه پا پس نمی‌کشه. 38:31.642 --> 38:33.894 ‫واقعاً دلم می‌خواد سر از کارت دربیارم، 38:33.894 --> 38:36.272 ‫چون فکر می‌کنم اصلِ ماجرا ‫از جنس پارچه و رنگ شروع می‌شه. 38:36.272 --> 38:39.734 ‫- آره. به نظرم... راه راهِ آبی حتماً باشه. ‫- باشه. 38:39.734 --> 38:41.068 ‫همیشه همه‌ی نگاه‌ها روی وین بود. 38:41.068 --> 38:44.238 ‫و این کیفیت پارچه، ‫توی رِنج قیمتیِ پرایمارک جا می‌شه؟ 38:44.238 --> 38:46.407 ‫صد درصد! تک‌تکِ این چیزهایی که می‌بینی. 38:46.407 --> 38:48.617 ‫- آخه حسابی لوکس و گرون به نظر میاد. ‫- آره، کاملاً حس یه کار اعلا رو می‌ده. 38:48.617 --> 38:51.412 ‫دیگه وقتشه ورق یه‌کم برگرده، 38:51.412 --> 38:54.665 ‫و مامان بتونه همون سوپراستاری باشه که واقعاً هست. 38:54.665 --> 38:57.668 ‫- این جلسه خیلی مفید بود. ‫- آره، برای منم واقعاً همین‌طور بود. 38:57.668 --> 39:00.838 ‫دفعه‌ی بعد که بیای، نمونه‌هایی داریم ‫که از دیدنشون ذوق کنی... 39:00.838 --> 39:02.381 ‫- و کم‌کم کالکشن رو می‌چینی. ‫- آره. 39:02.381 --> 39:04.383 ‫- بخش جذاب ماجرا از اونجا شروع می‌شه، نه؟ ‫- عالیه. 39:07.303 --> 39:11.432 ‫برای من، این احتمالاً یکی از بزرگ‌ترین کارهاییه ‫که تا حالا انجام دادم. 39:14.685 --> 39:16.937 ‫انگار در آستانه‌ی یه زندگیِ جدیدیم، 39:17.480 --> 39:18.814 ‫و این خیلی هیجان‌انگیزه. 39:20.608 --> 39:22.068 ‫زمان‌بندیش هم حرف نداشت. 39:22.068 --> 39:24.570 ‫ولی حالا که به پرایمارک متعهد شدم... 39:24.570 --> 39:25.988 ‫مسابقه‌ی «دِ چِیس» شروع شد! 39:25.988 --> 39:30.117 ‫واقعاً نیاز دارم وین ‫توی کارهای خونه خیلی بیشتر دستم رو بگیره. 39:31.035 --> 39:35.206 ‫شاید سرِ همین چند باری با هم جر و بحثمون بشه، آره. 39:37.792 --> 39:39.627 ‫ای بابا! پنج ثانیه! 39:39.627 --> 39:41.045 ‫کِلی! 39:41.045 --> 39:42.254 ‫بابا کجاست؟ نمی‌خواد بیدار شه؟ 39:42.963 --> 39:45.758 ‫وین خوابه، آره، هنوز توی تخته. 39:45.758 --> 39:47.259 ‫ببخشید، دیر کردم. 39:47.259 --> 39:48.469 ‫حسابی کفرم رو درآورد. 39:48.469 --> 39:51.013 ‫خب، چهار روزه با هم حرف نزدیم، مگه نه؟ 39:51.013 --> 39:53.599 ‫امیدوارم یه‌کم دوری کمک کنه دوباره با هم صمیمی بشیم. 39:53.599 --> 39:56.685 ‫قشنگیش به اینه که اگه لازم دارین ‫یه‌کم از همدیگه دور باشین... 39:56.685 --> 39:57.853 ‫اگه پنج دقیقه آرامش می‌خواین... 39:57.853 --> 39:59.855 ‫- واقعاً بهش نیاز داریم، آره! ‫- صد درصد نیاز داریم. 39:59.855 --> 40:01.399 ‫بوی پماد ژرمولین می‌ده. 40:01.399 --> 40:03.275 ‫نمی‌دونم، متوجه می‌شی چی می‌گم؟ 40:03.275 --> 40:04.568 ‫از این یکی اصلاً خوشم نمیاد. 40:04.568 --> 40:06.362 ‫البته اگه خودم اول نکشمش! 40:07.279 --> 40:09.782 ‫مطمئنم با خودش می‌گه: «وای خدا!» 40:09.782 --> 40:11.450 ‫کِلی! تمومش کن. 40:11.450 --> 40:12.743 ‫«اصلاً این‌طوری تصورش نمی‌کردم.» 40:12.743 --> 40:14.245 ‫رونی! رونی! 40:14.245 --> 40:17.456 ‫تقریباً برنامه‌ریزی همه‌چیز با منه. 40:17.456 --> 40:19.750 ‫داری یه‌کم می‌ری روی مخم‌ها! 40:19.750 --> 40:21.210 ‫یه وقت‌هایی واقعاً نشدنیه. 40:21.210 --> 40:24.004 ‫کتاب مدیریت دلخوری‌ها. 40:24.630 --> 40:26.841 ‫من... جلد سومشم! 40:27.865 --> 40:34.865 www.Doostihaa.com