WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:52.670 --> 00:55.500 ‫بابام همیشه روی ‫زمان حساس بود. 00:55.570 --> 00:57.440 ‫یعنی، وسواس داشت. 00:57.510 --> 00:59.880 ‫نمی‌دونم چطوری ‫شروع شد. 01:01.910 --> 01:04.480 ‫ولی مطمئنم اون می‌تونست ‫دقیق بهت بگه کی... 01:04.550 --> 01:06.080 ‫دقیقه، ساعت، 01:06.150 --> 01:10.550 ‫روز، هفته، ‫ماه و سال. 01:11.860 --> 01:14.220 ‫این منم. آره، ‫می‌دونم. 01:14.290 --> 01:17.330 ‫خیلی عجیبه که پدر و مادرا فکر ‫می‌کنن چی بامزه‌س. 01:17.390 --> 01:20.630 ‫من و خانواده‌م برای ‫همه‌چیز وقت داشتیم. 01:20.700 --> 01:24.830 ‫ولی بعد یه روز، ‫همه‌چیز عوض شد. 01:24.900 --> 01:29.810 ‫وقت مامانم تموم شد، ‫و انگار زمان وایساد. 01:30.810 --> 01:33.740 ‫بابام خیلی غمگین شد و شروع کرد ‫تمام‌وقت کار کردن، 01:33.810 --> 01:35.480 ‫و سعی می‌کرد اوضاع ‫رو درست کنه. 01:38.650 --> 01:41.750 ‫من لیلا هستم. یعنی، ‫الان اسمم اینه. 01:41.820 --> 01:43.650 ‫همیشه این نبود. 01:43.720 --> 01:46.260 ‫می‌خوام به راهم ادامه بدم، ‫ماجراجویی‌های جدید داشته باشم 01:46.320 --> 01:47.960 ‫و خاطره‌های ‫جدید بسازم. 01:48.020 --> 01:49.990 ‫سخته وقتی بابام فقط ‫می‌خواد اوضاع 01:50.060 --> 01:52.700 ‫برگرده به همون ‫شکلی که بود. 01:52.760 --> 01:54.500 ‫واقعاً دلم برای ‫مامانم تنگ می‌شه. 01:54.560 --> 01:58.200 ‫و به یه شکل عجیبی، ‫دلم برای بابام هم تنگ می‌شه. 02:19.160 --> 02:22.030 ‫نه، نه، نه! 02:23.330 --> 02:25.260 ‫باید از این‌جا بریم. 02:26.460 --> 02:28.300 ‫- خب، چی شده؟ ‫- هیس! 02:29.530 --> 02:31.030 ‫فقط عجله کن. 03:04.700 --> 03:08.070 ‫یادتون باشه، ‫اون خیلی خطرناکه 03:08.140 --> 03:09.910 ولی نباید بهش آسیبی برسه‏.‏ 03:09.970 --> 03:12.010 ‫بیارینش پیش من. برید! 03:41.140 --> 03:42.670 ‫همین مرده‌س. 03:49.550 --> 03:52.350 ‫بابا، لطفاً بهم بگو چی شده. 03:52.420 --> 03:53.850 ‫من ترسیدم. 03:53.920 --> 03:57.120 ‫می‌دونم این ترسناکه، ‫نور عزیزم، 03:57.190 --> 04:00.490 ‫ولی بهت قول می‌دم، ‫من همیشه ازت محافظت می‌کنم. 04:00.560 --> 04:03.060 ‫ولی چرا داریم فرار می‌کنیم؟ 04:03.130 --> 04:04.660 ‫یه عده‌ای هستن که دنبال 04:04.730 --> 04:06.500 ‫چیزی‌ان که من و خاله ‫حفصه کشف کردیم. 04:06.560 --> 04:09.230 ‫چه جور کشفی؟ 04:09.300 --> 04:11.700 ‫ما ابزاری رو کشف کردیم که ‫اون‌قدر انقلابی‌ـه، 04:11.770 --> 04:14.270 ‫که می‌تونه تاریخ، زمان حال، 04:14.340 --> 04:15.700 ‫و آینده رو تغییر بده. 04:15.770 --> 04:17.710 ‫ولی مثل همه اختراعات بزرگ، 04:17.770 --> 04:19.780 ‫آدمای بد و طمع‌کاری هم هستن 04:19.840 --> 04:21.880 ‫که می‌خوان ازشون برای به دست آوردن ‫قدرت استفاده کنن. 04:21.950 --> 04:23.880 ‫مثلاً چی؟ ماشین زمان؟ 04:23.950 --> 04:26.880 ‫وقتی وقتش بشه، ‫همه‌چیز رو بهت می‌گم. 04:27.780 --> 04:29.750 ‫من همیشه ازت محافظت می‌کنم. 04:29.820 --> 04:32.420 ‫همین الان، ‫ازت می‌خوام قوی بمونی. 04:32.490 --> 04:33.960 ‫درست مثل مامانت. 04:34.020 --> 04:37.490 ‫اون قوی‌ترین و شجاع‌ترین آدمی ‫بود که تا حالا دیدم. 04:37.560 --> 04:39.600 ‫توام درست مثل اونی. 04:39.660 --> 04:42.400 ‫بهت اعتماد دارم، بابا. 04:42.470 --> 04:44.500 ‫ولی الان چی می‌شه؟ 04:44.570 --> 04:47.700 ‫همه‌چیز رو پشت سرمون ‫جا می‌ذاریم... 04:47.770 --> 04:49.740 ‫حتی اسم‌هامون رو. 05:01.190 --> 05:04.190 [کانادا‏،‏ ونکوور‏،‏ سال 2050] 05:08.930 --> 05:11.690 ‫سلام، سلام، ‫خانواده‌ی جدید محله!! 05:13.600 --> 05:15.230 ‫تو دختر جدیده، لیلا، ‫هستی، درسته؟ 05:15.300 --> 05:17.400 ‫رئیس حفصه همه‌چیز رو در مورد ‫تو بهمون گفته! 05:17.470 --> 05:19.700 ‫واسه مدرسه آماده‌ای؟ ‫می‌تونیم با هم با اسکیت بریم! 05:19.770 --> 05:21.670 ‫اسکیت؟ 05:24.740 --> 05:27.240 ‫فقط این‌طوری می‌ذاریش زمین... 05:27.310 --> 05:28.480 ‫و می‌پری روش! 05:32.180 --> 05:34.720 ‫از این‌جا به بعدش ‫با من، آقا! 05:34.780 --> 05:35.890 ‫توی مدرسه می‌بینمت. 05:35.950 --> 05:38.050 ‫لطفاً سعی کن بهت خوش ‫بگذره، باشه؟ 05:38.120 --> 05:40.220 ‫- بزن بریم! ‫- وای! 05:45.760 --> 05:48.800 ‫- سالم رسیدین؟ ‫- آره. ما در امانیم. 05:49.870 --> 05:51.630 ‫تصاویر دوربین‌های ‫امنیتی رو دیدم، 05:51.700 --> 05:53.540 ‫و درست به‌موقع فرار کردین! 05:53.600 --> 05:56.740 ‫مطمئنی نمی‌تونن ما رو ‫این‌جا پیدا کنن؟ 05:56.810 --> 05:59.880 ‫مطمئنم. ‫هر ارتباط ممکنی رو چک کردم، 05:59.940 --> 06:02.150 ‫و هیچ راهی وجود نداره. 06:02.210 --> 06:04.110 ‫باید آروم باشی. 06:04.180 --> 06:06.020 ‫به‌خاطر لیلا. 06:06.080 --> 06:09.950 ‫خب، چقدر بهش گفتی؟ 06:10.020 --> 06:12.320 ‫فقط در حدی که احساس ‫امنیت کنه. 06:12.390 --> 06:15.160 ‫این آدمای شرکت زولا ‫خیلی خطرناکن، 06:15.230 --> 06:17.460 ‫و این باعث می‌شه تموم کردن ‫کارمون مهم‌تر هم بشه 06:17.530 --> 06:19.660 ‫قبل از این‌که بیفته دست ‫آدمای اشتباه. 06:19.730 --> 06:21.660 ‫هنوزم فکر می‌کنی باید ‫بذاریم بچه‌ها 06:21.730 --> 06:24.600 ‫- توی تحقیقات بهمون کمک کنن؟ ‫- تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟ 06:24.670 --> 06:28.440 ‫دانش‌آموزای من توی آکادمی ‫‫"عقلی‫" حلال مشکلاتن. 06:28.500 --> 06:32.080 ‫اونا کمک می‌کنن خیلی سریع‌تر ‫به اهدافمون برسیم. 06:32.140 --> 06:33.510 ‫بهت اعتماد دارم. 06:36.580 --> 06:39.620 ‫هووو-اووه-اووه! 06:41.680 --> 06:43.420 ‫عبدالله! 06:46.420 --> 06:50.360 ‫این لیلاست، ‫دانش‌آموز جدیدمون و دوست صمیمی جدید من! 06:50.430 --> 06:52.730 ‫چه باحال، ‫پس تو دخترخاله ‫"ماشین‌حساب" هستی؟ 06:52.790 --> 06:55.330 ‫انگار اسم منو شنیدم؟ 06:55.400 --> 06:58.370 ‫ها ها. ‫به ونکوور خوش اومدی، دخترخاله! 07:01.300 --> 07:02.710 ‫برای کلاسا هیجان‌زده‌ای؟ 07:02.770 --> 07:04.710 ‫ما چندتا از محترم‌ترین ‫عالمان 07:04.770 --> 07:06.640 ‫ونکوور رو این‌جا داریم! 07:06.710 --> 07:08.710 ‫هی، چی تو فکرته؟ 07:08.780 --> 07:10.880 ‫اگه با بقیه جور نشم چی؟ 07:10.950 --> 07:13.650 ‫یا اگه من، نمی‌دونم، 07:13.720 --> 07:15.920 ‫سوتی بدم و اسم قبلیم ‫رو بگم؟ 07:15.990 --> 07:19.160 ‫عادت کردن به یه اسم جدید ‫کاملاً ممکنه. 07:19.220 --> 07:21.220 ‫من مدرک غیرقابل ‫انکاری دارم! 07:21.290 --> 07:22.930 ‫تقریباً همه پادشاها و ‫ملکه‌های قرن شونزدهم 07:22.990 --> 07:24.590 ‫فرانسه این کارو کردن، 07:24.660 --> 07:26.130 ‫و زندگی‌شون خوب از ‫آب دراومد. 07:26.200 --> 07:27.930 ‫خب، حداقل از نظر اسم. 07:37.870 --> 07:40.040 ‫لیلا! می‌خوای یه دوری بزنیم؟ 07:48.350 --> 07:50.090 ‫اون کتابخونه‌س. 07:50.150 --> 07:52.860 ‫و اون هم خانم لبنا، ‫کتابدارمونه! 07:53.660 --> 07:55.690 ‫ها ها، خیلی باحاله، نه؟ 07:55.760 --> 07:57.590 ‫کتابخونه ‫"عقلی‫" ‫کتاب‌های بیشتری 07:57.660 --> 08:00.330 ‫نسبت به هر کتابخونه دیگه‌ای توی ‫آمریکای شمالی داره. 08:00.400 --> 08:03.230 ‫و ‫"ماشین‌حساب" ‫همه‌شون رو خونده. 08:03.300 --> 08:05.940 ‫همه‌شون نه. فقط بیشترشون رو. 08:09.470 --> 08:10.970 ‫این‌جا بود که کمربند ‫مشکیم رو گرفتم! 08:19.950 --> 08:22.190 ‫خالد هنوز کمربند سبزه. 08:23.420 --> 08:24.450 ‫بزن بریم! 08:25.490 --> 08:27.060 ‫یالا، یالا! 08:31.490 --> 08:33.960 ‫- نزدیک بود! ‫- خاله حفصه! 08:34.030 --> 08:35.830 ‫خوش اومدی، لیلا! 08:37.830 --> 08:40.640 ‫خوبه، همه‌تون این‌جایین. 08:40.700 --> 08:43.140 ‫یه چیز ویژه دارم که ‫بهتون نشون بدم. 08:43.210 --> 08:45.910 ‫آزمایشگاه ممنوعه؟ واقعاً؟ 08:45.980 --> 08:49.310 ‫منم جزوشونم، درسته؟ ‫منظورش با منم بود؟ 08:49.380 --> 08:51.750 ‫خب، یالا دیگه، عجله کنین! 08:51.810 --> 08:53.080 ایول‫! 08:53.150 --> 08:54.650 ‫ما کجاییم؟ 09:00.110 --> 09:02.010 [دسترسی داده شد] 09:04.360 --> 09:07.100 ‫- وای! ‫- عالیه! فوق‌العاده‌س. 09:08.400 --> 09:10.730 ‫- وای! ‫- چه باحال! 09:13.240 --> 09:14.740 ‫عالیه. 09:15.940 --> 09:17.770 ‫وای. 09:23.680 --> 09:24.950 ‫- نه. ‫- لیلا! 09:27.580 --> 09:28.950 ‫بابا! 09:31.920 --> 09:33.520 ‫خب. 09:33.590 --> 09:35.890 ‫لیلا، عبدالله، عایشه... 09:35.990 --> 09:39.700 ‫این... ‫آزمایشگاه سفر در زمان ‫"عقلی‫"ـه. 09:43.770 --> 09:47.140 ‫این همون چیزیه که تمام این سال‌ها ‫روش کار می‌کردین؟ 09:48.040 --> 09:49.870 ‫شما می‌تونین توی ‫زمان سفر کنین؟ 09:49.940 --> 09:51.670 ‫خب، نه. 09:51.740 --> 09:54.980 ‫دوربین پهپادامون می‌تونن، ‫ولی ما نه. 09:55.040 --> 09:56.650 ‫امروز دوربین پهپادامون. 09:56.710 --> 09:58.880 ‫فردا، شاید خودمون باشیم! 09:58.950 --> 10:01.150 ‫خیلی خفنه، خیلی! 10:05.460 --> 10:07.090 ‫این همه تکنولوژی، 10:07.160 --> 10:10.460 ‫اون‌وقت اون فقط حواسش ‫به قلم و کاغذشه؟ 10:24.910 --> 10:27.410 ‫شما چهار نفر به‌طور ‫ویژه انتخاب شدین 10:27.480 --> 10:30.180 ‫تا پروژه ما رو به نسل بعدی ‫منتقل کنین. 10:30.250 --> 10:32.180 ‫اینو ببینین. 10:32.250 --> 10:34.980 ‫بذارین روی این ‫دوربین زوم کنیم 10:35.050 --> 10:39.020 ‫توی سال ۸۲۵، بغداد. 10:40.160 --> 10:43.430 ‫ما ازتون می‌خوایم این دوربینا ‫رو تماشا کنین، 10:43.490 --> 10:44.930 ‫یافته‌هامون رو ثبت کنین، 10:44.990 --> 10:47.230 ‫با تاریخ مطابقت بدین... 10:47.300 --> 10:49.870 ‫شاید یه روزی کمک کنین کتابای ‫تاریخ رو از نو بنویسیم 10:49.930 --> 10:51.940 ‫واسه کتابخونه ‫"عقلی‫"! 10:53.140 --> 10:55.300 ‫خب... نظرتون چیه؟ 10:55.370 --> 10:58.040 ‫رئیس، ما ناامیدتون نمی‌کنیم! 10:58.110 --> 10:59.680 ‫می‌کنیم؟ 10:59.740 --> 11:01.340 ‫نمی‌تونم برای گفتن ‫به دوستام صبر کنم! 11:01.410 --> 11:03.280 ‫نمی‌تونی! 11:03.350 --> 11:07.020 ‫یعنی، منظورم اینه که‏.‏‏.‏‏.‏ 11:07.080 --> 11:08.920 ‫ببخشید... هیجان‌زده شدم. 11:08.990 --> 11:11.820 ‫منظورم اینه که این پروژه ‫راز خودمونه. 11:11.890 --> 11:13.620 ‫هیچ‌کس دیگه‌ای نباید بفهمه. 11:15.630 --> 11:17.730 ‫وای. اگه... 11:21.200 --> 11:23.370 ‫محشره. 11:25.740 --> 11:27.440 ‫عبدالله؟ 11:29.040 --> 11:31.810 ‫بچه‌ها... 11:31.880 --> 11:33.680 ‫فکر کنم این‌جا یه مشکلی ‫داریم... 11:33.740 --> 11:36.410 ‫- نه، عبدالله! ‫- نه، نه، نه! 11:39.620 --> 11:40.780 ‫کجا... 11:44.090 --> 11:46.120 ‫الان آروم باشین. 11:46.190 --> 11:48.060 ‫می‌دونستم جابه‌جا شدن ‫فکر خوبی نیست. 11:51.030 --> 11:53.500 ‫بریم. 11:53.560 --> 11:55.230 ‫لیلا! 11:55.300 --> 11:57.670 ‫صبر کن! 12:13.280 --> 12:14.950 ‫ما کجاییم؟ 12:22.790 --> 12:26.200 ‫فکر کنم ما توی سال ‫۸۲۵ بغدادیم. 12:26.260 --> 12:29.600 ‫بریم عبدالله رو پیدا کنیم؟ 12:34.570 --> 12:38.910 ‫ما توی خانه خرد، ‫بیت‌الحکمه، هستیم؟ 12:51.120 --> 12:54.290 ‫وای. 12:58.130 --> 13:00.000 ‫بریم! 13:01.430 --> 13:03.500 ‫کجایی، عبدالله؟ 13:09.340 --> 13:12.110 ‫کجایی، عبدالله؟ 13:15.110 --> 13:17.750 ‫یکی منو نیشگون بگیره. 13:17.810 --> 13:19.150 ‫- عبدالله! ‫- عبدالله! 13:22.620 --> 13:25.190 ‫هی، بچه‌ها. 13:25.250 --> 13:28.060 ‫این بازی واقعیت مجازی ‫خیلی خفنه! 13:28.130 --> 13:30.790 ‫حتی می‌شه توش غذا خورد. 13:30.860 --> 13:32.530 ‫واقعیت مجازی؟ 13:32.600 --> 13:34.930 ‫این خودِ خودِ واقعیته، ‫رفیق. 13:35.000 --> 13:36.770 ‫ما با سرعت از توی یه کرم‌چاله ‫رد شدیم! 13:36.830 --> 13:38.800 ‫سلول‌های ما به‌معنی واقعی ‫کلمه بازسازی شدن 13:38.870 --> 13:41.200 ‫توی فضا و زمان. 13:41.270 --> 13:44.710 ‫شماها هم صدا می‌شنوین؟ 13:47.310 --> 13:49.610 ‫ولی مگه نمی‌بینی، 13:49.680 --> 13:52.420 ‫سیستم رومی‌ها جا افتاده 13:52.480 --> 13:55.790 ‫و توی همه کارهامون به‌طور ‫گسترده استفاده می‌شه. 13:55.850 --> 13:59.190 ‫عوض کردنش مسخره‌س! 14:00.190 --> 14:03.830 ‫فاشل، انگار متوجه نیستی. 14:03.890 --> 14:06.430 ‫سیستم تو دست‌وپاگیره. 14:06.500 --> 14:09.630 ‫محاسبات... ‫محاسبات پیشرفته... 14:10.100 --> 14:12.600 صبر کن‏،‏‌ صبر کن‏.‏ 14:12.670 --> 14:15.470 ‫صبر کن، ‫دارم پیداش می‌کنم... 14:15.540 --> 14:19.180 ‫خوارزمی، ‫شاید بهتر باشه تنهات بذارم 14:19.240 --> 14:21.450 ‫تا افکارت رو جمع‌وجور کنی. 14:21.510 --> 14:23.510 ‫باورنکردنیه! 14:23.580 --> 14:26.420 ‫چیز هوشمندانه‌ای؟ 14:26.480 --> 14:28.720 ‫کدوم قسمتش؟ 14:28.790 --> 14:31.890 ‫ این یارو کوچولوی عصبی ‫داره بحث رو می‌بازه. 14:31.960 --> 14:33.520 ‫ولی می‌بره. 14:33.590 --> 14:35.830 ‫اون خوارزمیه! 14:35.890 --> 14:38.060 ‫می‌دونی، پدر علم ریاضیات! 14:38.130 --> 14:41.270 ‫به‌خاطر اونه که ما ‫الگوریتم داریم. 14:41.330 --> 14:43.300 ‫بازی‌های کامپیوتری. ‫کل اینترنت. 14:43.370 --> 14:45.240 ‫به‌خاطر همینه که ما ‫‫"عقلی‫" رو داریم! 14:45.300 --> 14:48.570 ‫خب پس، ‫امیدوارم این ‫"یاروی عصبی‫" ببره! 14:48.640 --> 14:52.380 ‫مگه... ‫مگه بهت هشدار نداده بودیم درمورد 14:52.440 --> 14:58.010 ‫گذاشتن اسمت روی کارهای ‫دانشمندای دیگه؟ 14:58.080 --> 15:01.850 ‫تو... من فقط... تو اخراجی! 15:01.920 --> 15:04.750 ‫هیچ راه دیگه‌ای برام نذاشتی. 15:04.820 --> 15:09.890 ‫اسم تو هیچ‌وقت با 15:09.960 --> 15:13.800 ‫اکتشافات خانه خرد ‫گره نمی‌خوره! 15:13.860 --> 15:18.940 ‫این تویی که هیچ راهی ‫برای من نذاشتی! 15:30.810 --> 15:33.620 ‫ولم کن! ولم کن! 15:33.680 --> 15:38.260 ‫فاشل برای تو اسم خیلی ‫بدی نیست... 15:38.320 --> 15:40.590 ‫فاسید چیزیه که تو هستی! 15:40.660 --> 15:42.790 ‫شرور! 15:42.860 --> 15:46.530 ‫تا وقتی که میراث تو رو... 15:46.600 --> 15:51.570 ‫میراث همه‌تون... رو به نابودی نکشونم، ‫دست برنمی‌دارم! 15:51.640 --> 15:53.300 ‫زندانیش کنین! 16:00.810 --> 16:03.410 ‫پس بیاین کمکش کنیم! 16:03.480 --> 16:04.980 ‫وای... وایسین! وایسین. 16:05.050 --> 16:08.420 ‫ما نمی‌تونیم توی هیچ‌چیزی توی ‫گذشته دخالت کنیم 16:08.490 --> 16:11.390 ‫وگرنه اوضاع اون‌طوری که باید، ‫پیش نمی‌ره. 16:13.020 --> 16:16.760 ‫اگه خوارزمی ناپدید بشه، ‫ما نمی‌تونیم برگردیم. 16:16.830 --> 16:20.100 ‫نه ‫"عقلی‫" در کاره، ‫نه آزمایشگاه زمان، 16:20.160 --> 16:22.830 ‫نه پهپاد، نه سفر در زمان؟ 16:22.900 --> 16:26.240 ‫هیچ راهی برای برگشتن به خونه نیست. ‫ما گیر افتادیم! 16:30.070 --> 16:32.580 ‫یالا بچه‌ها. ‫نمی‌تونیم تسلیم بشیم! 16:32.640 --> 16:35.850 ‫خالد، به اون مغزت برای پیدا کردن ‫‫"الگوریتمی‫" احتیاج داریم! 16:35.910 --> 16:38.880 ‫خوارزمیه. 16:38.950 --> 16:41.850 ‫مگه فاسید نگفت ‫‫"زندانیش کنین‫"؟ 16:41.920 --> 16:45.150 ‫پس... یه زندان؟ 16:45.220 --> 16:46.990 ‫آره! 16:47.060 --> 16:49.260 ‫شاید بتونیم شهر رو بگردیم، 16:49.330 --> 16:51.460 ‫به‌صورت دایره‌های ‫هم‌مرکز حرکت کنیم. 16:51.530 --> 16:55.700 ‫عبدالله، تو از این‌جا شروع کن، و لیلا ‫می‌تونه از این‌جا شروع کنه... 16:55.770 --> 16:58.770 ‫- نگا کن، دارن حرکت می‌کنن. ‫- چرا دارن حرکت می‌کنن؟ 16:58.840 --> 17:00.870 ‫چرا فقط برنمی‌گردن؟ 17:00.940 --> 17:03.910 ‫کاش بزرگ‌ترا هم می‌تونستن ‫توی زمان سفر کنن... 17:03.970 --> 17:05.810 ‫آخرین گزارش نشون ‫می‌ده که سیستم 17:05.880 --> 17:07.650 ‫هنوز ناپایداره. 17:07.710 --> 17:10.150 ‫نتیجه همچنین آسیب قابل توجهی ‫به بدن نشون داد 17:10.210 --> 17:12.180 ‫با اولین تحقیقاتم با... 17:12.250 --> 17:14.880 ‫- خالد! ‫- اونا صدامون رو می‌شنون؟ 17:14.950 --> 17:16.190 ‫هی! 17:25.460 --> 17:27.770 ‫باید حواسشون رو پرت کنیم. 18:12.010 --> 18:14.910 ‫دیدن شما باعث افتخاره! 18:14.980 --> 18:17.750 ‫شما... شما کی هستین؟ 18:22.490 --> 18:24.720 ‫قفل شده. چی‌کار کنیم؟ 18:24.790 --> 18:27.160 ‫بذار فکر کنم. 18:30.990 --> 18:33.760 ‫بیا. 18:33.830 --> 18:35.270 ‫یالا. 18:55.920 --> 18:57.490 ‫- هی، شما بچه‌ها! ‫- شما بچه‌ها! 18:59.320 --> 19:00.490 ‫بزن بریم! 19:02.290 --> 19:04.230 ‫بیاین همین الان از ‫این‌جا بریم! 19:10.930 --> 19:12.940 ‫از این طرف! 19:14.510 --> 19:16.240 ‫اون این‌جا در امان می‌مونه. 19:37.260 --> 19:38.430 ‫بدو، بدو، بدو! 19:40.300 --> 19:43.100 ‫بزن بریم! 19:58.680 --> 20:00.280 ‫عبدالله... 20:18.640 --> 20:20.300 ‫از این طرف! 20:29.410 --> 20:30.810 ‫بزن بریم! 20:34.280 --> 20:36.620 ‫نه. 20:39.020 --> 20:40.720 ‫- باید بپریم. ‫- بپریم!؟ 20:58.780 --> 21:01.010 ‫می‌خوام برم خونه. 21:01.080 --> 21:03.610 ‫تنظیمش کردم روی ۲۰۵۰. ‫بیاین همین الان بپریم توی زمان! 21:03.680 --> 21:05.320 ‫صبر کن... 21:08.250 --> 21:09.950 ‫بابا! 21:10.020 --> 21:11.320 ‫خالد! عایشه! 21:11.390 --> 21:14.660 ‫همه‌چی خوبه؟ ‫حال همه‌تون خوبه؟ 21:14.730 --> 21:17.190 ‫عبدالله کجاس!؟ 21:22.670 --> 21:25.000 ‫باید برش می‌داشتم. 21:26.370 --> 21:28.640 ‫چرا نمی‌تونم شجاع باشم؟ 21:30.600 --> 21:33.600 [بغداد‏،‏‌ دوران خلافت عباسی‏،‏ سال 825] 21:48.290 --> 21:51.900 ‫بچه‌ها؟ همه کجان؟ 21:51.960 --> 21:53.660 آهای‫! 21:53.730 --> 21:55.470 ‫بچه‌ها؟ 21:55.530 --> 21:58.130 ‫دستگاهم کجاس؟ 22:05.170 --> 22:07.380 ‫نه! 22:10.980 --> 22:12.380 ‫کجا... 22:22.890 --> 22:25.130 ‫قراره خیلی به دردسر بیفتم. 22:28.200 --> 22:30.970 تو هنوز این‌جایی‏.‏ 22:31.030 --> 22:33.970 ‫عجیبه. خیلی عجیبه. 22:34.040 --> 22:37.370 ‫و بقیه اونایی که باهاشون ‫سفر می‌کنی کجان؟ 22:37.440 --> 22:38.610 ‫این... 22:38.680 --> 22:41.040 ‫سوال پیچیده‌ایه، شیخ. 22:41.280 --> 22:42.380 ‫این نمی‌تونه واقعی باشه! 22:42.450 --> 22:45.050 ‫عبدالله داره چی‌کار می‌کنه؟ 22:45.110 --> 22:46.850 ‫می‌دونستم این فکر بدیه... 22:46.920 --> 22:49.990 ‫یه فکر بد، بد، بد! 22:50.050 --> 22:52.460 ‫حفصه، چی‌کار کنیم؟ 22:52.520 --> 22:56.390 ‫قطعه پهپادش داره توی این ‫جاده حرکت می‌کنه! 22:56.460 --> 22:58.560 ‫اگه آدم بدا گرفته باشنش چی؟ 22:58.630 --> 23:00.660 ‫- کی؟ ‫- آدم بدا؟ 23:00.730 --> 23:02.330 ‫باید برگردیم دنبال عبدالله! 23:02.400 --> 23:04.400 ‫ما از پسش برمیایم. ‫بهمون اعتماد کنین. 23:04.470 --> 23:06.040 ‫ما خوارزمی رو نجات دادیم. 23:06.100 --> 23:08.710 ‫- شماها چی‌کار کردین؟ ‫- اون‌جا چی شد؟ 23:08.770 --> 23:11.070 ‫همه‌چیز رو بهتون می‌گیم. ‫قول می‌دیم. 23:11.140 --> 23:13.610 ‫ولی الان به عبدالله ‫احتیاج داریم. 23:15.650 --> 23:19.020 ‫حفصه، ‫دقیقاً الان داره چی می‌شه؟ 23:26.090 --> 23:30.190 ‫مطمئن نیستم کاملاً با همه ‫اینا موافق باشم، 23:30.260 --> 23:33.300 ‫ولی... اینا رو بگیرین. 23:35.330 --> 23:38.700 ‫حالا، بیاین، ‫اینا رو نزدیک خودتون نگه دارین. 23:38.770 --> 23:42.310 ‫اینا هیچ‌وقت نباید از مچ ‫دستتون جدا بشن. 23:45.710 --> 23:47.680 ‫بزن بریم! 23:57.950 --> 24:00.220 ‫جدی می‌گم، ‫باید اینو اختراع کنین. 24:00.290 --> 24:01.990 ‫فکرهاتون رو روی هم بذارین. 24:02.060 --> 24:03.830 ‫شماها دانشمندای بزرگی هستین، ‫مگه نه؟ 24:05.030 --> 24:06.800 ‫این چیز... 24:06.860 --> 24:09.470 ‫مثلاً می‌تونی بهش بگی، ‫خونه‌ت رو تمیز کنه. 24:09.530 --> 24:11.970 ‫‫"نه، ‫یه فاجعه حلیم به بار اومده! 24:12.040 --> 24:14.240 ‫تا چشم کار می‌کنه ‫خورش ریخته!‫" 24:14.300 --> 24:18.480 ‫می‌تونی داد بزنی، و این چیزه، ‫دوان‌دوان میاد! 24:18.540 --> 24:21.780 ‫وروم وروم وروم، ایناهاش اومد، ‫همه‌ش رو هورت می‌کشه. 24:25.720 --> 24:27.750 ‫این بچه خیلی بامزه‌س. 24:27.820 --> 24:30.320 ‫و بعد، می‌دونی، ‫می‌تونی بفرستیش 24:30.390 --> 24:33.420 ‫لباسات رو بشوره یا تکالیفت ‫رو انجام بده. 24:34.590 --> 24:37.360 ‫دارم بهتون می‌گم، ‫این یه معدن طلاس. 24:37.430 --> 24:39.460 ‫اجازه دارین اسم منو ‫روش بذارین... 24:39.530 --> 24:42.100 ‫عبدالله‌بات ۲۰۵۰. 24:46.000 --> 24:49.340 ‫این حلیم توی شکمم ترکید! 24:59.680 --> 25:02.390 ‫ممنون برای حلیم، شیخ! 25:07.260 --> 25:08.790 ‫صبر کن! اون مال منه! 25:08.860 --> 25:10.260 ‫- چی؟ ‫- اون! 25:10.330 --> 25:11.900 ‫این چطوری مال توئه؟ 25:11.960 --> 25:16.670 ‫واضحه که دور گردن منه، ‫نه مال تو. 25:16.730 --> 25:18.800 ‫خوارزمی. 25:18.870 --> 25:20.640 ‫نگاهش کن... 25:20.700 --> 25:23.740 ‫بدون هیچ دغدغه‌ای. 25:23.810 --> 25:26.780 ‫و تو! ‫چرا ادعا می‌کنی این مال توئه؟ 25:26.840 --> 25:29.110 ‫این چیه؟ 25:32.680 --> 25:34.580 ‫ تلاش خوبی بود. 25:34.650 --> 25:37.820 ‫این چی‌کار می‌کنه؟ 25:39.490 --> 25:41.530 ‫من اگه جای تو بودم این ‫کارو نمی‌کردم. 25:41.590 --> 25:42.860 ‫من تازه فهمیدم که... 25:48.630 --> 25:52.100 بدجور هم فهمیدم‏.‏‏.‏‏.‏ 25:52.170 --> 25:54.740 ‫من که حتماً اخراج می‌شم. 25:56.110 --> 25:57.670 ‫بچه‌ها! 25:59.410 --> 26:01.980 ‫چی شد؟ ‫قطعه پهپادت رو گم کردی؟ 26:03.650 --> 26:06.680 ‫خبر خوب و خبر بد. 26:06.750 --> 26:09.290 ‫خبر بد چیه؟ 26:09.350 --> 26:12.520 ‫اون یارو فاسید برداشتش و... 26:12.590 --> 26:14.360 ‫توی زمان سفر کرد؟ 26:14.420 --> 26:17.530 ‫این اصلاً خوب نیست، ‫اصلاً خوب نیست... 26:17.590 --> 26:19.700 ‫خب، خبر خوب چیه؟ 26:19.760 --> 26:21.970 ‫من رو دوباره دارین! 26:22.830 --> 26:25.400 ‫هی، این انصاف نیست، ‫شماها بند دارین! 26:25.470 --> 26:27.470 ‫فقط یه جایزه کوچیک ‫از بالادستی‌ها 26:27.540 --> 26:28.940 ‫به‌خاطر نجات دادن خوارزمی. 26:29.010 --> 26:30.740 ‫بامزه‌ن، نه؟ 26:30.810 --> 26:34.340 ‫فقط تصور کنین حالا که منو نجات ‫دادین چی گیرتون میاد! 26:35.650 --> 26:38.480 ‫باید بهشون بگیم ‫"گوواچ‫"، ‫گرفتین؟ 26:38.550 --> 26:41.250 ‫به‌جای ساعت‌های توقف؟ 26:41.320 --> 26:42.990 ‫عبدالله، تمرکز کن! 26:43.050 --> 26:45.390 ‫باید دنبال فاسید بریم و ‫دستگاه رو پس بگیریم 26:45.460 --> 26:46.860 ‫و این ماجرا رو تموم کنیم! 26:46.920 --> 26:49.690 ‫مسیر رو تنظیم کنین برای ‫۱۳۲۷، تیمبوکتو. 26:51.090 --> 26:53.530 ‫بزن بریم! 27:00.880 --> 27:03.880 [امپراطوری مالی‏،‏ تیمبوکتو‏،‏‌ سال 1327] 27:11.550 --> 27:14.120 ‫نگاه کنین، اون‌هاش! 27:14.180 --> 27:16.220 ‫اول اون‌جا بودم... 27:16.290 --> 27:18.260 ‫و الان این‌جام. 27:18.320 --> 27:19.960 ‫دارم دیوونه می‌شم؟ 27:20.020 --> 27:22.760 ‫دیوونه نمی‌شم. دیوونه نمی‌شم. 27:33.470 --> 27:36.410 ‫از این طرف! اگه از این‌جا میان‌بر بزنیم، ‫می‌تونیم جلوش رو بگیریم! 27:47.850 --> 27:50.150 ‫فاسید کجا رفت؟ 27:56.390 --> 27:57.530 ‫صبر کن! 27:57.590 --> 28:00.800 ‫اصلاً کسی می‌بینه کجا رفت؟ 28:00.860 --> 28:03.200 ‫این‌جا محل اون ستونه، 28:03.270 --> 28:06.340 ‫و همه اون زائده‌های کوچیکی ‫که از بغل‌هاش زده بیرون 28:06.400 --> 28:07.970 ‫و ورودی حیاط... 28:08.040 --> 28:10.970 ‫رفیق، این‌جا که یه فضای خالیه. 28:11.040 --> 28:12.380 حالت خوبه؟ 28:12.440 --> 28:14.040 ‫تو نمی‌فهمی! 28:14.110 --> 28:16.550 ‫این‌جا محل مسجد جینگاریبره، 28:16.610 --> 28:19.950 ‫که پادشاه بزرگ مالی، ‫منسا موسی ساخته! 28:20.020 --> 28:21.950 ‫ولی خیلی عجیبه، ‫اگه بهش فکر کنی. 28:22.020 --> 28:24.370 ‫این آخرین باریه که ‫این تیکه از آسمون خالی خواهد بود. 28:24.380 --> 28:25.710 ‫پیداش کردم! 28:28.760 --> 28:30.090 ‫بزن بریم! 28:37.270 --> 28:38.900 ‫بچه‌ها؟ 28:43.110 --> 28:45.980 ‫نه، من هیچ‌وقت ستاره نمی‌شم! 28:51.110 --> 28:53.320 ‫این فقط یکی از ‫اون چهار مسجدیه 28:53.380 --> 28:56.120 ‫که دانشگاه تیمبوکتو رو ‫تشکیل می‌دن! 28:56.190 --> 28:58.020 ‫یعنی مدرسه سانکورای 28:58.090 --> 29:00.560 ‫الان ساخته شده و فعاله؟ 29:00.620 --> 29:03.660 ‫هی، به نظرتون ‫وقت می‌کنیم یه سری هم به اون‌جا بزنیم؟ 29:15.970 --> 29:17.540 ‫فاسید کجا می‌تونه باشه؟ 29:21.940 --> 29:24.680 ‫وای، اونو نگاه! 29:24.740 --> 29:26.410 ‫دره رودخانه نیجر؟ 29:26.480 --> 29:28.310 ‫هی، تجارت کاروان‌های ‫فرای صحرا 29:28.380 --> 29:30.520 ‫باید از این‌جا رد می‌شده، ‫دقیقاً مثل ما! 29:30.580 --> 29:32.250 ‫خب، نه دقیقاً مثل ما. 29:32.320 --> 29:35.120 ‫ولی اگه تا صبح بمونیم، ‫شاید بتونیم 29:35.190 --> 29:37.790 ‫با تاجرایی از کشورهای مختلف ‫گپ بزنیم... 29:39.190 --> 29:41.360 ‫خالد، خواهش می‌کنم، ‫نفست رو برای دویدن نگه دار! 29:44.460 --> 29:46.330 ‫اون‌جاست! 30:12.960 --> 30:16.330 ‫چه باحال! تعقیب و گریز پرسرعت با کالسکه! 30:34.140 --> 30:36.110 ‫ما کجاییم؟ 30:38.280 --> 30:40.950 ‫فکر کنم داریم وارد ‫کاخ منسا موسی می‌شیم. 30:52.990 --> 30:56.090 ‫‫"درباره خواص درمانی ‫گیاهان صحرایی.‫" 30:56.160 --> 31:00.500 ‫بیش از یک سال است که ‫روی این مجلد کار کرده‌ام. 31:17.420 --> 31:20.150 ‫قیمت کتاب پنج رتال است، 31:20.220 --> 31:23.850 ‫بنابراین می‌شود ‫پنج رتال طلا برای شما. 31:28.230 --> 31:30.200 ‫طلایمان دارد تمام می‌شود! 31:36.600 --> 31:39.100 ‫بالاخره. 31:44.180 --> 31:46.940 ‫- پادشاه را بگیرید. ‫- فوراً خارج شوید! 31:48.280 --> 31:50.050 اگه این‌جا رو بگردن‏،‏ چی؟ 31:50.110 --> 31:51.980 ‫سریع... از اون طرف! 31:57.660 --> 32:02.130 آقایان‏،‏ آقایان‏.‏ 32:02.190 --> 32:04.360 ‫خواهش می‌کنم... 32:04.430 --> 32:08.200 ‫امیدوارم شما را ‫زیاد منتظر نگذاشته باشم. 32:08.270 --> 32:10.470 ‫آمده‌ام تا شما را معرفی کنم 32:10.540 --> 32:13.940 ‫به گنجینه‌های ادبی ‫بغداد. 32:14.000 --> 32:16.480 ‫و چه راهی بهتر 32:16.540 --> 32:20.850 ‫برای یک ادیب ‫از این‌که به زیر نور خورشید قدم بگذارد 32:20.910 --> 32:22.580 ‫همچون ققنوسی که برمی‌خیزد 32:22.650 --> 32:25.950 ‫از میان ‫خزانه طلا؟ 32:26.020 --> 32:29.550 ‫و من چه هستم ‫جز یک محقق ساده، 32:29.620 --> 32:34.360 ‫تا استخوان فقیر، ‫و طلا اصلاً به دردم نمی‌خورد. 32:34.430 --> 32:36.360 ‫شوخیت گرفته؟ 32:36.430 --> 32:38.030 ‫عبدالله، هیس! 32:38.100 --> 32:42.700 ‫و یک محقق چیست ‫جز کتابی متحرک؟ 32:42.770 --> 32:45.740 ‫شاید بهتر باشد مرا وزن کنی، ‫پسر جوان، 32:45.800 --> 32:48.940 ‫و هم‌وزن خودم ‫بهم طلا بدهی! 32:57.280 --> 33:00.550 ‫باعث افتخار من است که میزبان ‫چنین بازدیدکننده دانشمندی هستم. 33:00.620 --> 33:04.260 ‫یادآوری کنید... آیا در سفر آخرم ‫به مکه شما را ملاقات کردم؟ 33:04.320 --> 33:07.260 ‫متأسفانه این افتخار ‫نصیبم نشده، 33:07.330 --> 33:11.730 ‫اما آوازه کتابخانه بزرگ شما ‫به همه‌جا رسیده است. 33:11.800 --> 33:15.100 ‫فقط باید می‌آمدم و ‫با ذهن بزرگی که بانی آن بوده 33:15.170 --> 33:17.340 ‫شرفیاب می‌شدم. 33:17.400 --> 33:19.400 ‫اوضاع خوب نیست. 33:19.470 --> 33:20.540 ‫وای! 33:20.610 --> 33:22.410 ‫بیایید، بچه‌ها، بیایید. 33:22.470 --> 33:25.180 ‫خجالت نکشید. بیایید. 33:27.280 --> 33:29.280 ‫این‌ها درخشان‌ترین ‫کُتّاب جوان 33:29.350 --> 33:31.420 ‫بغداد هستند. 33:31.480 --> 33:33.520 ‫آن‌ها آینده درخشان ‫شهر ما 33:33.590 --> 33:37.890 ‫و امیدوارم چراغ راهی کوتاه ‫برای شهر شما باشند. 33:37.960 --> 33:41.660 ‫چه درخششی ‫در این سن کم! 33:41.730 --> 33:44.430 ‫خوش آمدید، خوش آمدید. 33:44.500 --> 33:47.130 ‫شما مهمانان ویژه من خواهید بود. 33:47.200 --> 33:50.870 ‫خب، به من بگویید... ‫آیا مایلید بمانید 33:50.940 --> 33:56.470 ‫تا تحصیلات خود را در مدرسه جدید ‫و بزرگ سَنگوره ما به پایان برسانید؟ 33:56.540 --> 34:00.650 ‫این‌جا ذهن‌هایی ‫از سراسر دنیا پیدا خواهید کرد. 34:00.710 --> 34:05.550 ‫خب، یک محقق جوان بهتر از این ‫نمی‌تواند پیدا کند. 34:05.620 --> 34:07.020 ‫بله! 34:07.080 --> 34:08.990 ‫این افتخار تمام عمر ‫ما خواهد بود 34:09.050 --> 34:10.590 ‫که شاگردان فروتن شما باشیم! 34:10.660 --> 34:13.190 ‫رفیق، بهتر نیست ‫اون چیزمیز من رو پس بگیریم 34:13.260 --> 34:15.430 ‫قبل از این‌که به ماه تله‌پورت بشه؟ 34:15.490 --> 34:17.090 ‫پورت شدن به ماه! 34:17.160 --> 34:20.800 ‫این یکی ‫یک منجم است. 34:20.860 --> 34:23.100 چقدر باهوش‫! بسیار باهوش‫! 34:35.510 --> 34:38.080 ‫او در امتداد این هایپرتونل حرکت کرده، 34:38.150 --> 34:41.450 ‫از سیاتل خارج شده، ‫از ونکوور عبور کرده. 34:41.520 --> 34:44.720 ‫و بعد چه اتفاقی براش افتاد؟ 34:44.790 --> 34:46.820 ‫ما، ما... 34:46.890 --> 34:48.460 ‫ما مطمئن نیستیم، قربان. 34:49.390 --> 34:53.200 ‫پیداش... کنید. 34:53.270 --> 34:54.930 ‫همین الان! 35:09.380 --> 35:13.220 ‫من لازم دارم این آزمایش‌ها ‫کار کنند. 35:13.290 --> 35:16.520 ‫راه‌شون بنداز ‫وگرنه حبیب یا حفصه رو خبر کن! 35:24.560 --> 35:28.830 ‫این یکی از باارزش‌ترین ‫کتاب‌های ماست. 35:28.900 --> 35:33.040 ‫این جامع‌ترین نسخه خطی ‫درباره فقه مالکی 35:33.100 --> 35:34.970 ‫در کل این سرزمین است. 35:35.040 --> 35:38.040 ‫بله، امام مالک. ‫من یک‌بار شنیدم که او گفت... 35:39.280 --> 35:41.580 ‫شما شوخ‌طبع هستید، فاسید. 35:41.650 --> 35:46.220 ‫آن مرد بیش از ۳۰۰ سال است ‫که از دنیا رفته. 35:48.020 --> 35:50.720 ‫خب، بله‏.‏ 35:50.790 --> 35:53.360 ‫منظورم این بود که... 35:53.430 --> 35:56.260 ‫این یکی از بزرگ‌ترین ‫مجموعه‌ها 35:56.330 --> 35:58.400 ‫در قرن سیزده است‏.‏ 35:58.460 --> 36:00.270 ‫بله. 36:00.330 --> 36:03.870 ‫سال ۱۳۲۷ عجب سالی بوده. 36:03.930 --> 36:07.840 ‫فقط می‌توان تصور کرد ‫که آینده چه در خود دارد! 36:07.910 --> 36:11.480 ‫دوست من، اگر می‌توانستیم ‫آینده را پیش‌بینی کنیم، 36:11.540 --> 36:14.140 ‫چه قدرتی داشتیم. 36:14.210 --> 36:16.410 ‫همینطوره. 36:24.460 --> 36:26.160 ‫خب، نقشه چیه؟ 36:26.220 --> 36:27.790 ‫پس گرفتن ساعت گوواچ‏.‏ 36:27.860 --> 36:30.430 ‫می‌تونیم وانمود کنیم ‫سرویس اتاق هستیم 36:30.500 --> 36:32.960 ‫و وقتی در رو باز کرد، ‫بپریم تو و ازش بگیریمش‏.‏ 36:33.030 --> 36:36.400 ‫خالد، اون توی یه قصره، ‫نه هتل. 36:36.470 --> 36:38.400 ‫خب، من گشنه و خسته‌ام. 36:38.470 --> 36:40.540 ‫وقتی یه فکری کردید ‫بیدارم کنید. 36:40.610 --> 36:42.610 ‫عبدالله! الان نمی‌تونی بخوابی. 36:42.670 --> 36:44.910 ‫باید فکر کنیم ‫و وقتی تو خوابی، 36:44.980 --> 36:47.350 ‫با اون همه خروپف ‫بیدار کردنت غیرممکنه! 36:47.410 --> 36:49.480 ‫- خودشه! ‫- من خروپف می‌کنم؟ 36:49.550 --> 36:51.280 ‫تا نصفه‌شب ‫صبر می‌کنیم. 36:51.350 --> 36:53.180 ‫وقتی فاسید خوابید، ‫یواشکی می‌ریم تو اتاقش 36:53.250 --> 36:55.120 ‫توی قصر ‫و ساعت رو برمی‌داریم. 36:55.190 --> 36:57.420 ‫فکر عالیه! 37:03.500 --> 37:06.630 ‫وای. ‫این از عبدالله هم بلندتر خروپف می‌کنه. 37:06.700 --> 37:08.170 ‫صداتو می‌شنوم! 37:09.730 --> 37:12.200 گوواچ رو می‌بینم‏.‏ الان وقتشه‏.‏ 37:24.620 --> 37:26.120 ‫فکرش رو هم نمی‌کردید... 37:26.180 --> 37:28.690 ‫من خوابم سبکه. 37:28.750 --> 37:30.720 ‫لیلا، بگیر! 37:34.060 --> 37:36.460 ‫عبدالله، پایین‌تر... 37:38.060 --> 37:39.600 ‫گرفتمش! 37:45.240 --> 37:47.740 ‫فکر کنم این مال منه. 37:50.140 --> 37:52.980 باید اون گوواچ رو پس بگیریم‏.‏ 38:12.460 --> 38:14.060 ‫این‌جا نیست! 38:14.130 --> 38:16.170 ‫این‌جا هم نیست. 38:16.230 --> 38:18.640 ‫فاسید کجا می‌تونه باشه؟ 38:21.810 --> 38:24.180 فکر کنم بدونم کجاست‏.‏ 38:29.780 --> 38:31.780 ‫فقط یکی دیگه... 38:33.050 --> 38:35.850 ‫تقریباً... گرفتمش. 38:40.830 --> 38:43.430 ‫دیگه هیچ‌کس نمی‌تونه جلوی منو بگیره. 38:43.500 --> 38:45.560 ‫انتقامم رو خواهم گرفت. 38:52.670 --> 38:53.770 ‫فاسید کجا رفت؟ 38:53.840 --> 38:55.670 باید ته‌توش رو در بیاریم‏.‏ 38:57.540 --> 39:00.580 ‫فکر نکنم دیگه شیفت شب کار کنم. 39:01.710 --> 39:03.410 ‫خب، همه می‌خوان... 39:03.480 --> 39:05.320 ‫می‌خوان از حبیب ‫قایم بشن؟ 39:05.380 --> 39:06.780 ‫می‌خواین... ‫الان وقتش نیست. 39:06.850 --> 39:09.220 ‫پیداتون می‌کنم. ‫هر کاری بتونم می‌کنم! 39:09.290 --> 39:10.790 ‫من..... 39:10.860 --> 39:12.260 ‫آها، پیداش کردم! 39:12.320 --> 39:15.290 ‫فاسید توی قاهره است، سال ۱۰۰۰. 39:15.360 --> 39:17.430 ‫وای، قاهره اسلامی، 39:17.500 --> 39:20.400 ‫فقط چند دهه بعد از این‌که ‫پایتخت به قاهره منتقل شد. 39:20.470 --> 39:22.470 ‫انتخاب جالبیه. 39:22.530 --> 39:25.300 ‫شهری تحت محاصره، ‫درگیری دودمان‌ها. 39:25.370 --> 39:26.940 ‫- هی، لیلا؟ ‫- بله؟ 39:27.010 --> 39:28.340 ‫فقط می‌خواستم بهت بگم، 39:28.410 --> 39:29.940 ‫کاری که اون‌جا ‫با فاسید کردی؟ 39:30.010 --> 39:31.640 ‫خیلی باحال بود. 39:31.710 --> 39:34.250 ‫ممنون، آیشا، ولی منظورم اینه که، 39:34.310 --> 39:36.310 ‫هر کدوم از ما ‫می‌تونست اون کار رو بکنه. 39:36.380 --> 39:39.820 ‫بله، ولی فرقش اینه که، ‫تو اون کار رو کردی. 39:39.880 --> 39:43.350 ‫تو فوق‌العاده شجاعی. ‫تا حالا کسی اینو بهت گفته؟ 39:46.460 --> 39:49.230 ‫اگه من فاسید رو بشناسم... ‫و فکر کنم می‌شناسم... 39:49.290 --> 39:52.830 ‫عاشق یه صندلی ردیف اول ‫برای تماشای یه محاصره درست و حسابیه. 39:52.900 --> 39:57.570 ‫ولی چطوری جلوش رو بگیریم ‫که تاریخ رو نابود نکنه؟ 39:58.700 --> 40:00.670 ‫من آماده‌ام. بزن بریم. 40:00.740 --> 40:03.110 ‫نه، به این زودی‌ها نه! 40:03.170 --> 40:05.640 ‫من و حبیب می‌مونیم ‫و در موردش تحقیق می‌کنیم، 40:05.710 --> 40:07.080 ‫یه نقشه می‌چینیم. 40:07.140 --> 40:09.080 ‫شماها هم باید برید سر کلاس. 40:09.150 --> 40:11.110 ‫خب، برید دیگه! 40:11.180 --> 40:13.350 ‫همین الان برید. 40:13.420 --> 40:15.790 ‫گوش کنید، رفتن به اون‌جا ‫دقیق‌ترین راه 40:15.850 --> 40:17.660 ‫برای جمع‌آوری یک گزارش کامله. 40:17.720 --> 40:19.860 ‫دستگاه‌های شما این‌جا ‫تحسین‌برانگیزه، 40:19.920 --> 40:22.490 ‫ولی جای چشم انسان رو ‫نمی‌گیره. 40:22.560 --> 40:25.500 ‫یا چهار جفت چشم انسان. 40:26.660 --> 40:30.000 ‫علاوه بر این، اگه ما ‫همین الان به قاهره نریم، 40:30.070 --> 40:32.070 ‫شاید دیگه کلاسی نباشه ‫که بخوایم بریم. 40:32.140 --> 40:34.040 ‫خب، باید اعتراف کنم، 40:34.100 --> 40:36.810 ‫اونا با فاسید روبرو شدن ‫و خوب هم روبرو شدن. 40:44.920 --> 40:47.350 ‫باشه... رفت و برگشت. 40:47.420 --> 40:48.890 ‫وقت تلف نمی‌کنید‏.‏ 40:48.950 --> 40:50.020 ‫- آره! ‫- خودشه! 40:50.090 --> 40:51.190 ‫آره‫! 40:53.930 --> 40:55.130 ‫آره! 40:57.160 --> 40:59.160 [خلافت فاطمی‏،‏ قاهره‏،‏ سال 1000] 40:59.460 --> 41:01.870 ‫آیشا، داری چیکار می‌کنی؟ 41:03.000 --> 41:05.370 ‫دارم ژست فرود ابرقهرمانیم رو ‫تمرین می‌کنم! 41:05.440 --> 41:07.870 ‫صبر کن، یه صدایی می‌شنوم! 41:12.210 --> 41:13.650 ‫این صدای فاسیده! 41:13.710 --> 41:16.550 ‫هی، این سکوت موقع گشت‌زنی ‫داره دیوونه‌تون نمی‌کنه؟ 41:16.610 --> 41:20.550 ‫کی می‌تونی همزمان ‫هم بخوری هم بخوابی؟ 41:20.620 --> 41:22.650 ‫وقتی برای سحری بیدار میشی. 41:25.190 --> 41:27.390 گرفتمت‫! 41:27.460 --> 41:29.530 صدای چی بود؟ 41:29.590 --> 41:31.430 ‫باد بود؟ 41:31.500 --> 41:32.900 ‫خیلی خب، بیا از این طرف بریم. 41:35.870 --> 41:37.870 ‫باید بفهمیم ‫فاسید این‌جا چیکار می‌کنه. 41:37.940 --> 41:40.370 ‫باشه، فقط ‫نزدیک زمین بمونید. 41:42.970 --> 41:45.740 ‫و چرا باید به تو اعتماد کنم، 41:45.810 --> 41:48.810 ‫یه ژنرال از بغداد؟ 41:49.680 --> 41:54.050 ‫من این هدیه رو به عنوان ‫نشانه‌ی حسن نیت براتون آوردم. 42:00.320 --> 42:05.660 ‫بهتون میگم، این یه شباهت ‫باورنکردنی از شماست. 42:05.730 --> 42:09.100 ‫باید اسم نقاشتون رو بگیرم. 42:09.170 --> 42:11.240 ‫یه نقاش ایتالیاییه. 42:11.300 --> 42:13.440 ‫ولی دماغم توش چطور به نظر میاد؟ 42:13.500 --> 42:14.870 ‫یه کم بزرگ نیست؟ 42:14.940 --> 42:17.610 ‫نه! باشکوهه. 42:17.680 --> 42:19.780 ‫در شأن مردی 42:19.840 --> 42:21.980 ‫که می‌تونه بوی دورویی رو حس کنه... 42:25.250 --> 42:28.320 ‫و به مسخره‌بازی‌ها بی‌اعتنایی می‌کنه! 42:30.720 --> 42:34.660 ‫خب، پس شما تجربه 42:34.730 --> 42:37.300 ‫جمع کردن نیروها در بغداد رو دارید؟ 42:37.360 --> 42:41.900 ‫من می‌تونم از یه ارتش آماده ‫برای حمایت از هدفم استفاده کنم. 42:44.500 --> 42:46.430 ‫مخفی! البته! ‫خیلی خیلی مخفی. 42:47.340 --> 42:53.110 ‫اهمیت رازداری رو ‫درک می‌کنید، مگه نه؟ 42:53.180 --> 42:55.020 ‫بله قربان. 42:55.080 --> 42:59.050 ‫رازداری غذاییه ‫که من باهاش زنده‌ام. 43:08.930 --> 43:13.500 ‫تو یه ماه پیش به من قول ‫یه سد روی رود نیل رو دادی. 43:13.570 --> 43:15.570 ‫یه ماه گذشته، 43:15.640 --> 43:18.510 ‫و رودخونه همچنان داره ‫تو شهرم سیل راه می‌ندازه. 43:18.570 --> 43:20.840 ‫چی برای دفاع از خودت داری؟ 43:20.910 --> 43:24.350 ‫اما نظریات من... 43:24.410 --> 43:26.550 ‫زمان... زمان مسئله‌ست. 43:26.620 --> 43:29.350 ‫زمان سد شما رو بهتون می‌ده، 43:29.420 --> 43:33.890 ‫اما پیروزی علمی ذهن من... 43:33.950 --> 43:38.530 ‫بهم زمان بدید ‫تا... تا افکارم رو دقیق‌تر کنم. 43:38.590 --> 43:41.430 ‫دیگه زمانی در کار نیست! ‫من جنگی در پیش ارم‏.‏ 43:41.500 --> 43:44.100 ‫در حال حاضر نمی‌تونم ‫با آب سر و کله بزنم. 43:44.170 --> 43:48.770 ‫تو تیم من جایی ‫برای آدمای معمولی نیست. 43:48.840 --> 43:50.700 ‫برو بیرون! 43:51.770 --> 43:54.740 لطفاً‌ ‫اجازه بدید براتون تشریح کنم 43:54.810 --> 43:57.340 ‫چندتا ایده‌ی دیگه رو! 43:59.710 --> 44:03.750 ‫خوشحال باش که یه ژنرالی، ‫فرمانده یه ارتش متحرک. 44:03.820 --> 44:05.090 ‫دانشمندا! 44:05.150 --> 44:07.490 ‫فقط به خودشون زل می‌زنن و تفکر می‌کنن، 44:07.560 --> 44:09.820 ‫ولی هیچوقت عمل نمی‌کنن! 44:09.890 --> 44:13.030 ‫شاید شما هنوز فرد مناسب رو پیدا نکردید. 44:21.660 --> 44:23.160 ‫خیلی خب، حالا این یکی‏.‏ 44:23.220 --> 44:25.220 بازی‌های گرسنگی‏.‏ 44:42.900 --> 44:44.940 ‫این‌جا خیلی ساکته. 44:46.410 --> 44:48.480 ‫فاسید باید سد رو بازسازی کنه. 44:48.540 --> 44:51.150 ‫ولی از کجا تجهیزات گیر میاره؟ 44:51.210 --> 44:53.550 ‫به نظرم تنها چیزی که نیاز داره 44:53.620 --> 44:55.550 ‫مغز اون دانشمند بیچاره‌ست. 44:55.620 --> 44:57.790 ‫حکومت نظامیه! ‫سریع، قایم شید! 44:57.850 --> 44:59.450 ‫یه جوک دیگه دارم. 44:59.520 --> 45:02.190 ‫چرا مرغه تو ماه رمضون ‫از خیابون رد شد؟ 45:02.260 --> 45:05.030 ‫برای اینکه برای افطار خورده نشه! 45:08.530 --> 45:11.200 ‫خیلی خب، بیاین کارمون رو بکنیم ‫و از این‌جا بریم. 45:11.270 --> 45:14.600 ‫من و لیلا این طرف رو می‌گردیم. ‫شماها اون طرف برید. 45:14.670 --> 45:16.010 ‫قبوله. 45:30.550 --> 45:32.550 ‫خوبی رفیق؟ 45:32.620 --> 45:35.620 ‫البته. ترس فقط یه احساس شدیده 45:35.690 --> 45:38.130 ‫که به خاطر درک یه تهدید قریب‌الوقوع ‫به وجود میاد. 45:38.190 --> 45:41.130 ‫آره، اشکالی نداره. ‫منم تاریکی رو دوست ندارم. 45:48.700 --> 45:51.810 ‫- من می‌ترسم. ‫- تو؟ 45:51.870 --> 45:53.110 ‫امکان نداره! 45:53.180 --> 45:55.440 ‫تو شجاع‌ترین ‫آدمی هستی که می‌شناسم. 45:55.510 --> 45:58.410 ‫من اصلاً شجاع نیستم! 45:58.480 --> 45:59.610 ‫چی شده؟ 45:59.680 --> 46:01.580 ‫همه‌ش تقصیر منه! 46:01.650 --> 46:02.990 ‫چی تقصیر توئه؟ 46:03.050 --> 46:05.450 ‫اون موقع تو بغداد ‫که داشتیم فرار می‌کردیم، 46:05.520 --> 46:08.260 ‫عبدالله ساعت گوواچش رو انداخت، ولی... 46:08.320 --> 46:09.990 ‫ولی من برنداشتمش. 46:10.060 --> 46:11.630 ‫خیلی ترسیده بودم. 46:11.690 --> 46:14.300 ‫فقط ولش کردم ‫و به فرار کردن ادامه دادم. 46:14.360 --> 46:16.730 ‫لیلا، خودت رو سرزنش نکن! 46:16.800 --> 46:19.330 ‫اگه فقط برگشته بودم ‫و ساعت رو برداشته بودم، 46:19.400 --> 46:20.840 ‫ما تو این دردسر نمی‌افتادیم. 46:20.900 --> 46:23.070 ‫من همه چیز رو خراب کردم. 46:23.140 --> 46:25.110 ‫تو شجاع بودی که اصلاً ‫سعی کردی ساعت رو برداری 46:25.170 --> 46:26.340 ‫در وهله‌ی اول. 46:26.410 --> 46:28.140 ‫و عاقل بودی ‫که به فرار کردن ادامه دادی. 46:28.210 --> 46:30.520 ‫اگه اون گردن‌کلفت‌ها تو رو گرفته بودن، ‫ساعت رو هم می‌گرفتن، 46:30.550 --> 46:32.850 ‫و کی می‌دونه ‫باهاش چیکار می‌کردن. 46:32.910 --> 46:35.680 ‫هیچی از اینا تقصیر تو نیست، ‫می‌فهمی چی میگم؟ 46:35.750 --> 46:37.290 ‫هیچی از اینا تقصیر تو نیست! 46:52.930 --> 46:55.270 ‫نتونستیم پیداش کنیم. 46:55.340 --> 46:57.540 ‫- باشه، باشه... ‫- یه صدایی می‌شنوم! 46:58.570 --> 47:01.840 ‫مسلمونا تو ماه رمضون ‫چه ابرقدرتی به دست میارن؟ 47:01.910 --> 47:03.380 ‫قدرت بویایی! 47:03.450 --> 47:05.020 ‫اونا می‌تونن بوی پختن افطار ‫رو از یه مایلی حس کنن. 47:05.140 --> 47:06.850 ‫می‌دونی، الان وقت خیلی خوبیه ‫که وارد 47:06.910 --> 47:08.920 ‫دولت بشی... تا پنج سال دیگه، ‫همه یا 47:08.980 --> 47:11.750 ‫مردن یا بازنشسته شدن. 47:40.210 --> 47:42.210 ‫خودشه! 47:42.280 --> 47:44.250 ‫ابن‌هیثم! 47:44.320 --> 47:46.990 ‫همین الان فهمیدم ‫اون دانشمند کیه! 47:47.050 --> 47:49.990 ‫ابن‌هیثم، پدر علم اپتیک، ریاضیدان، 47:50.060 --> 47:52.530 ‫منجم، فیزیکدان! 47:52.590 --> 47:54.490 ‫نه سازنده‌ی یه سد موفق، 47:54.560 --> 47:56.260 ‫ولی به غیر از اون... 47:56.330 --> 47:59.430 ‫ما تو وضعیت خیلی خطرناکی هستیم. 47:59.500 --> 48:03.370 ‫ولی حتماً می‌خوایم بعداً ‫همه‌چیز رو در موردش بشنویم. 48:20.750 --> 48:22.690 ‫راستش، ‫چرا نمی‌تونم بخندونمت؟ 48:22.760 --> 48:25.360 ‫باشه، این چطوره؟ ‫این چطوره؟ این چطوره؟ 48:25.420 --> 48:28.460 ‫چرا هیچوقت نباید تو ماه رمضون ‫با یه مسلمون مسابقه بدی؟ 48:28.530 --> 48:31.060 ‫چون اونا اهل ‫"فَست‫" کردنن! 48:43.740 --> 48:45.210 ‫می‌تونی استراحت کنی. 48:45.280 --> 48:47.880 ‫من یه کم مراقبش هستم. 48:55.690 --> 49:00.130 ‫تو باعث ننگ خودت، مردمت، 49:00.190 --> 49:02.260 ‫و کشورت شدی. 49:02.330 --> 49:04.430 ‫از این‌جا برو و هیچوقت برنگرد. 49:04.500 --> 49:08.230 ‫بذار یه مرد لایق کاری رو که ‫تو نتونستی انجام بدی، تموم کنه. 49:08.300 --> 49:11.170 ‫واقعاً می‌خوای فردا محاکمه بشی 49:11.240 --> 49:14.040 ‫جلوی حاکم و مردم؟ 49:30.790 --> 49:33.860 ‫انسان نمی‌تونه از سرنوشتش فرار کنه! 49:35.490 --> 49:37.430 ‫دنبالش بریم؟ 49:37.490 --> 49:41.770 ‫ولی نمی‌تونیم ابن‌هیثم رو ‫اینطوری تنها بذاریم. 49:41.830 --> 49:43.400 ‫حق با اونه. 49:43.470 --> 49:46.970 ‫و بیاین دوباره از هم جدا نشیم... ‫بیرون اوضاع یه کم خطرناکه. 49:47.040 --> 49:49.770 ‫- بعداً میریم سراغ فاسید. ‫- بعد از چی؟ 49:49.840 --> 49:51.140 ‫چی... 49:51.210 --> 49:53.380 ‫...نمی‌تونه از سرنوشتش فرار کنه. 49:53.440 --> 49:55.550 ‫در بازه، مرد. 49:55.610 --> 49:57.120 ‫تو آزادی! 49:57.180 --> 50:01.090 ‫آزادی، آزادی. عجب کلمه‌ای‏.‏ 50:01.150 --> 50:06.320 ‫قفل و کلید ذهن، 50:06.390 --> 50:09.960 ‫اون چیزیه که یه مرد رو در هم می‌شکنه! 50:10.030 --> 50:12.460 ‫من چیکار کردم، ‫من چیکار کردم... 50:12.530 --> 50:14.770 ‫و چیکار نکردم... 50:14.830 --> 50:19.300 ‫و چه کاری رو هیچوقت انجام نخواهم داد! 50:19.370 --> 50:23.310 ‫چطوری قفل ذهن یه نفر رو باز می‌کنی؟ 50:23.370 --> 50:25.710 ‫خواهش می‌کنم، ما باید الان بریم! 50:30.450 --> 50:31.880 ‫تسلیم نشو. 50:31.950 --> 50:34.990 ‫یه روزی دستاوردهات ‫اونقدر بزرگ می‌شن 50:35.050 --> 50:38.520 ‫که شاید اسمت رو روی ‫سطح ماه بنویسن. 50:38.590 --> 50:40.660 ‫سرنوشتت بزرگ خواهد بود! 50:40.730 --> 50:44.500 ‫خواهش می‌کنم، فقط تسلیم نشو! 50:44.560 --> 50:46.460 آهای‫!‌ تکون نخورید‫! 50:53.820 --> 50:55.280 ‫از این طرف! 51:00.520 --> 51:01.620 ‫باید بریم بالا! 51:04.990 --> 51:06.060 ‫یالا! 52:06.720 --> 52:08.120 ‫آسمون! 52:08.190 --> 52:10.290 ‫دیوارها! 52:50.000 --> 52:54.640 ‫فکر نمی‌کنی این احتمال وجود داشته باشه 52:54.700 --> 52:58.270 ‫که شرکت ‫"زولا‫" ماشین زمان ‫خودشون رو داشته باشن، هان؟ 52:58.340 --> 53:01.840 ‫اون آدما تو ‫"زولا‫" ‫خیلی خیلی شرورن 53:01.910 --> 53:05.150 ‫و هر کاری می‌کنن تا به ‫تحقیقات ما دست پیدا کنن. 53:06.880 --> 53:09.990 ‫فکر کنم باید بریم... ‫دنبال بچه‌ها. 53:16.960 --> 53:19.530 ‫ما بهتر از هر کس دیگه‌ای بلدیم ‫با این دستگاه کار کنیم. 53:19.600 --> 53:21.800 ‫- ما می‌تونیم کمک کنیم. ‫- نمی‌تونیم! غیرممکنه! 53:21.860 --> 53:25.300 ‫آناتومی فیزیکی یه بزرگسال ‫نمی‌تونه با تغییر زمان سازگار بشه. 53:25.370 --> 53:28.640 ‫پس بچه‌ها چطوری ‫می‌تونن در زمان سفر کنن؟ 53:28.700 --> 53:31.310 ‫این چیزیه که ‫باید بفهمیم! 53:31.370 --> 53:33.940 ‫بفهمیم... بفهمیم... 53:35.940 --> 53:37.750 ‫ابن‌هیثم. 53:37.810 --> 53:41.520 ‫این‌جایی که بهم بگی ‫چیزی عوض شده؟ 53:41.580 --> 53:44.450 ‫سدت رو تموم کردی؟ ‫کردی؟ 53:44.520 --> 53:48.790 این نقاشی رو می‌بینید؟ 53:48.860 --> 53:54.260 منظره بیرون زندان ‏.‏ 53:54.330 --> 54:01.270 ‫ولی چطوری تونستم وقتی ‫زندان هیچ پنجره‌ای نداشت؟ 54:01.340 --> 54:07.080 ‫و چطوری نسبت‌هاش ‫این‌قدر دقیقن؟ 54:08.510 --> 54:10.610 ‫دوباره داره هذیون میگه. 54:10.680 --> 54:12.780 ‫من برای این کارا وقت ندارم. 54:12.850 --> 54:14.080 ‫ببرینش! 54:14.150 --> 54:17.620 باید یه سوراخ درست کنم‏.‏ این‌طوری‏.‏ 54:17.690 --> 54:22.960 وقتی نور از یه طرفش وارد بشه‏،‏ این‌طوری‏.‏‏.‏‏.‏ 54:23.030 --> 54:26.630 ‫روی دیوار مقابل منعکس میشه... 54:26.690 --> 54:28.900 ‫به صورت وارونه. 54:41.010 --> 54:44.610 ‫تو یه سوراخ توی یه کیسه ‫برام آوردی 54:44.680 --> 54:47.250 در ازای جونت؟ 54:47.320 --> 54:50.250 من براتون یه پنجره آوردم‏.‏‏.‏‏.‏ 54:50.320 --> 54:52.720 ‫به سوی کشف بی‌پایان! 54:52.790 --> 54:55.090 ‫خدای من، این همون... 54:57.390 --> 55:01.560 ‫خب، این دوربین تاریکخانه‌ایه، ‫سرآغاز عکاسی! 55:02.900 --> 55:06.800 ‫شما که با این تلاش‌های مذبوحانه‌ی 55:06.870 --> 55:10.410 ‫یه دانشمند آب‌غوره بگیر، ‫از پا در نمیاید، مگه نه؟ 55:23.020 --> 55:28.360 یه نقاش پرتره‏.‏‏.‏‏.‏ 55:28.420 --> 55:31.630 ‫با این اختراع کارش ‫خیلی خوب میشه... 55:31.690 --> 55:37.300 ‫می‌تونه با نسبت‌های دقیق ‫نقاشی کنه‏.‏ 55:45.740 --> 55:50.750 حالا شدی مفید برای هدفمون‏.‏ 55:59.550 --> 56:02.360 ‫خالد، فکر کنم حق با تو بود! 56:02.420 --> 56:06.400 ‫اینکه یه سوراخ معمولی رو برداری ‫و همه‌ی اینا رو اختراع کنی... 56:08.130 --> 56:10.700 ‫خب... 56:10.770 --> 56:13.570 ‫پس، من می‌تونم این ‫روش کوچولوی تو رو 56:13.640 --> 56:15.940 ‫با نقاش پرتره‌ام در میون بذارم؟ 56:17.010 --> 56:19.070 ‫البته! 56:35.120 --> 56:37.660 ‫البته که کار شماها بود! 56:37.730 --> 56:40.430 ‫شما بچه‌های شیطون ‫همه چیز رو خراب می‌کنید 56:40.500 --> 56:43.770 ‫فکر کنم شما چیزی دارید ‫که مال منه. 56:45.870 --> 56:48.800 ‫منظورت اینه؟ 56:48.870 --> 56:50.570 ‫هیچوقت پسش نمی‌گیری. 56:52.710 --> 56:56.410 ‫سعی کن ازم بگیریش. ‫این‌جا... یا اون‌جا. 56:59.350 --> 57:01.350 ‫پسش بده! 57:14.030 --> 57:17.900 ‫راه رسیدن به قلعه ‫در شکم هیولاست. 57:17.970 --> 57:20.870 ‫پیدام کن! 57:21.800 --> 57:23.770 ‫دوباره نه، عبدالله! 57:23.840 --> 57:25.870 ‫باید به پدر و مادرمون بگیم. 57:32.450 --> 57:36.220 ‫نمی‌خوایم کسی رو نگران کنیم، اما... 57:36.280 --> 57:38.290 ‫عبدالله پیش فاسیده! 57:38.350 --> 57:39.620 ‫صبر کن، چی؟ 57:39.690 --> 57:43.020 ‫دقیقاً از همین ‫می‌ترسیدم! 57:44.990 --> 57:49.360 ‫هی، اون چیزی که عبدالله ‫زیر لب گفت چی بود؟ 57:49.430 --> 57:53.270 ‫یه چیزی در مورد ‫شکم هیولا؟ 57:53.340 --> 57:56.200 ‫شاید می‌خواست بهمون ‫بگه گرسنه‌شه. 57:56.270 --> 58:01.740 ‫‫"راه رسیدن به قلعه ‫در شکم هیولاست.‫" 58:03.810 --> 58:05.810 خودشه‫! 58:05.880 --> 58:09.520 ‫عبدالله دزدیده نشده. ‫اون می‌خواست فاسید ببرش. 58:09.580 --> 58:11.520 ‫همه‌ش یه حقه است؟ 58:11.590 --> 58:13.260 ‫وقتی قدیما ‫بازی‌های ویدیویی می‌کردیم، 58:13.320 --> 58:16.060 ‫همین کار رو می‌کرد... ‫دشمن رو دست به سر می‌کرد 58:16.120 --> 58:17.730 ‫با اجازه دادن به اینکه دشمن دنبالش کنه. 58:17.790 --> 58:19.360 ‫و همیشه همینو بهم می‌گفت: 58:19.430 --> 58:21.630 ‫همه‌ش به شکم هیولا ‫ربط داره، رفیق، 58:21.700 --> 58:23.330 ‫شکم هیولا. 58:23.400 --> 58:28.140 ‫پس می‌دونست که فقط ‫تو معنیش رو می‌فهمی. 58:28.200 --> 58:30.840 من علاقه خاصی به کدهای مخفی دارم‏.‏ 58:30.910 --> 58:33.540 ‫وضعیت قرمز. 58:34.340 --> 58:36.780 ‫وضعیت قرمز. 58:38.580 --> 58:42.180 ‫اون داره سعی می‌کنه ‫از کار فاسید سر دربیاره... خودشه! 58:42.540 --> 58:45.310 ‫ما برش می‌گردونیم، ‫خاله حفصه. 58:45.500 --> 58:47.400 نه‏،‏ نه‏،‏‌نه‏.‏ 58:47.470 --> 58:50.300 دیگه حق ندارید بیرون برید‏.‏ 58:50.400 --> 58:53.610 ‫ما یه پورتال ارتباطی می‌سازیم ‫تا براش یه راه‌حل بفرستیم، 58:53.670 --> 58:55.610 و ما‏.‏‏.‏‏.‏ 58:55.670 --> 58:58.940 ‫ما... ما یه راه پیدا می‌کنیم ‫که بزرگسالا در زمان سفر کنن 58:59.010 --> 59:01.150 ‫و خودمون میریم میاریمش! 59:01.210 --> 59:02.780 ‫بله. 59:02.850 --> 59:05.150 ‫ولی بزرگسالا نمی‌تونن تو زمان سفر کنن. 59:05.220 --> 59:07.950 ‫راستش رو بخوای، ‫فاسید یه بزرگساله، 59:08.020 --> 59:10.120 ‫و به نظر میاد حالش خوبه. 59:10.190 --> 59:13.420 ‫حبیب، در حالی که ما داریم ‫سفر در زمان بزرگسالان رو آزمایش می‌کنیم، 59:13.490 --> 59:15.630 ‫تو پیشنهاد می‌کنی عبدالله رو ‫اون‌جا ول کنیم... 59:15.690 --> 59:18.760 ‫تحت مراقبت ما... ‫در حالی که خدا می‌دونه چیکار می‌کنه؟ 59:18.830 --> 59:20.470 حرفت رو می‌فهمم‏.‏ 59:20.530 --> 59:22.100 ‫ولی جواب من نه هست. 59:22.170 --> 59:24.600 ‫- بابا! ‫- جواب من نه هست. 59:24.670 --> 59:27.340 ‫نمی‌تونم دوباره تکرار کنم. ‫نه، نه، نه. 59:27.410 --> 59:28.940 ‫خیلی خطرناکه! 59:29.010 --> 59:30.780 ‫واقعاً فکر می‌کنی من نمی‌دونم 59:30.840 --> 59:33.680 ‫چرا مجبور شدیم سیاتل رو ترک کنیم، ‫بابا؟ 59:44.060 --> 59:46.290 ‫ممکنه همه‌ی این سفر در زمان‌ها ‫ربطی داشته باشه به 59:46.360 --> 59:49.690 ‫ناپدید شدن و مرگ مادرم؟ 59:49.760 --> 59:52.330 ‫شرکت ‫"زولا‫" درگیره؟ 59:53.900 --> 59:57.600 فکر کنم عبدالله رو پیدا کردم‏.‏ 59:59.940 --> 01:00:01.540 ‫به نظر من نقشه خوبیه. 01:00:01.610 --> 01:00:03.040 ‫- کی میاد؟ ‫- لیلا! 01:00:03.110 --> 01:00:06.040 ‫- خداحافظ مامان! ‫- بعداً می‌بینمتون، خاله حفصه! 01:00:12.020 --> 01:00:14.550 ‫سفر در زمان بزرگسالان مجاز نیست. 01:00:14.620 --> 01:00:18.590 ‫حلب، سوریه، سال ۹۱۵ میلادی. 01:00:20.070 --> 01:00:23.070 [حمدانیان‏،‏‌ حلب‏،‏‌ سوریه‏،‏‌ سال 950] 01:00:27.500 --> 01:00:29.400 ‫بریم. 01:00:32.570 --> 01:00:34.440 ‫فاسید حتماً از کنترل خارج شده! 01:00:34.510 --> 01:00:36.210 ‫کسی اون تو نیست؟ 01:00:36.270 --> 01:00:38.010 آهای‫! 01:00:38.080 --> 01:00:40.010 آهای‫! 01:00:40.080 --> 01:00:42.110 ‫بذارید بیایم تو! 01:00:49.120 --> 01:00:52.760 ‫آدم نمی‌تونه تو خونه‌ی خودش ‫یه کم آرامش داشته باشه! 01:00:52.820 --> 01:00:55.690 ‫ما فقط نگران شدیم. 01:00:55.760 --> 01:00:58.100 ‫ما مهمون داریم. 01:00:58.160 --> 01:01:00.970 ‫سلام. اسم من العجلیه است، ‫کوتاه مریم. 01:01:01.030 --> 01:01:02.870 ‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، بفرمایید تو. 01:01:02.930 --> 01:01:05.540 ‫تو می‌تونی کار کنی ‫وقتی من به مهمونامون می‌رسم. 01:01:05.600 --> 01:01:08.610 ‫فردا روز بزرگی برای ماست. 01:01:11.840 --> 01:01:16.010 ‫نیاز به سکوت دارم، بچه‌ها، شنیدید؟ 01:01:16.080 --> 01:01:20.590 ‫نیاز به تمرکز عمیق دارم! 01:01:20.650 --> 01:01:23.760 ‫فشاری که روی پدرمه ‫کمرشکنه. 01:01:23.820 --> 01:01:26.760 ‫به عنوان متعهدترین ‫اسطرلاب‌ساز شهر، 01:01:26.820 --> 01:01:29.160 ‫مردم فقط انتظار بهترین رو دارن. 01:01:29.230 --> 01:01:32.000 ‫این فوق‌العاده‌ست! ‫باید خیلی بهش افتخار کنی... 01:01:33.200 --> 01:01:36.630 ‫چرخ‌دنده‌ها... ‫چرخ‌دنده‌ها کج هستن! 01:01:36.700 --> 01:01:38.640 ‫آخ! العجلیه، مریم! 01:01:38.700 --> 01:01:41.210 ‫اومدم پدر! ببخشید. 01:01:42.140 --> 01:01:45.310 ‫همه چیز درست میشه، بابا. 01:01:45.380 --> 01:01:48.780 ‫مگه اسطرلاب‌های شما ‫همیشه در آخر دقیق نیستن؟ 01:01:48.850 --> 01:01:51.550 ‫پس شما تازه وارد شهر شدید؟ 01:01:51.620 --> 01:01:53.080 ‫چی شما رو به حلب کشونده؟ 01:01:53.150 --> 01:01:54.690 ‫ما این‌جا دنبال یه دوست می‌گردیم 01:01:54.750 --> 01:01:56.650 ‫که ممکنه تو دردسر افتاده باشه. 01:01:56.720 --> 01:01:59.120 ‫اون این‌جا اسیر شده... ‫یا سعی داره اسیر کنه، 01:01:59.190 --> 01:02:01.360 ‫بستگی داره ‫چطور بهش نگاه کنی... 01:02:01.430 --> 01:02:03.290 ‫یه آدمی که نیت خوبی نداره. 01:02:03.360 --> 01:02:07.470 ‫شما یه مرد غریبه‌ی جدید ‫تو شهر ندیدید، 01:02:07.530 --> 01:02:10.470 ‫دیدید؟ قد بلند، لاغر، 01:02:10.540 --> 01:02:12.740 ‫با یه خنده‌ی شیطانی؟ 01:02:12.800 --> 01:02:14.910 ‫نه ندیدم، خیلی متاسفم. 01:02:14.970 --> 01:02:17.080 ‫ولی دعا می‌کنم ‫دوستتون حالش خوب باشه. 01:02:17.140 --> 01:02:18.280 ‫ممنون. 01:02:18.340 --> 01:02:20.810 ‫ممکنه همین الان ‫در خطر جدی باشه. 01:02:31.620 --> 01:02:33.160 ‫هی! 01:02:35.730 --> 01:02:37.930 ‫این کلاه کاملاً ‫به کفش‌هات میاد! 01:02:40.870 --> 01:02:43.500 ‫هی، امتحانش کن! یالا! 01:02:43.570 --> 01:02:46.670 کلاسیکه‏.‏ 01:02:48.770 --> 01:02:50.110 ‫نه؟ 01:02:51.210 --> 01:02:52.510 ‫ببینم... 01:02:52.580 --> 01:02:55.650 ‫فاسید؟ ‫ما اصلاً این‌جا چیکار می‌کنیم؟ 01:02:55.710 --> 01:02:58.380 ‫حوصله حرف زدن نداری؟ درک می‌کنم. 01:02:58.450 --> 01:03:02.120 ‫منو از این وراجی بی‌پایان ‫نجات بده! 01:03:13.400 --> 01:03:15.570 ‫اسطرلاب پارسال ‫العجلی... 01:03:15.630 --> 01:03:17.070 ‫بی‌نقص بود! 01:03:17.140 --> 01:03:19.700 ‫اون همیشه یه پیچ و تاب کوچیک ‫اضافه می‌کنه 01:03:19.770 --> 01:03:23.070 ‫که هیچکس دیگه نداره... ‫این استعداد منحصر به فردشه! 01:03:23.140 --> 01:03:26.180 ‫یه جایزه‌ی سنگین هزار دیناری‏.‏ 01:03:26.240 --> 01:03:29.780 ‫شرط می‌بندم یه ذره‌ش رو هم ‫استفاده نمی‌کنه. 01:03:31.650 --> 01:03:36.390 ‫بهتر نیست برسه به مردی که ‫ارزش ثروت رو می‌دونه؟ 01:03:37.860 --> 01:03:40.760 این آقا رو‏.‏ 01:03:40.830 --> 01:03:44.260 درباره چی حرف می‌زنید؟ 01:03:44.330 --> 01:03:48.800 ‫واقعاً باید به این زودی برید؟ 01:03:49.600 --> 01:03:51.700 ‫اشکالی نداره اگه من بمونم 01:03:51.770 --> 01:03:55.340 ‫وقتی شماها می‌رید ‫دنبال عبدالله؟ 01:03:55.410 --> 01:03:56.540 ‫حتماً. 01:03:56.610 --> 01:03:58.240 ‫این به من فرصت می‌ده 01:03:58.310 --> 01:04:00.380 ‫که واقعاً روی آموزش ‫خالد تمرکز کنم. 01:04:00.450 --> 01:04:03.480 ‫یالا! 01:04:07.390 --> 01:04:11.220 ‫پدرت از کی شروع کرد ‫به ساختن اسطرلاب؟ 01:04:11.290 --> 01:04:13.220 ‫من خوش‌شانسم که پدری دارم 01:04:13.290 --> 01:04:15.560 ‫که این‌قدر مرد علم ‫و متعهده. 01:04:15.630 --> 01:04:17.030 ‫اینکه بتونی چیزی بسازی 01:04:17.090 --> 01:04:19.500 ‫که همه‌چیز اون بالا رو ‫محاسبه می‌کنه... 01:04:21.200 --> 01:04:23.130 ‫این رویای منه. 01:04:24.470 --> 01:04:27.370 ‫بهت توهین کردم؟ 01:04:27.440 --> 01:04:28.740 ‫اصلاً. 01:04:28.810 --> 01:04:31.240 ‫پدر منم یه مرد علمه. 01:04:31.310 --> 01:04:34.510 ‫ولی مطمئن نیستم که دیگه بخواد ‫من روی پروژه‌ش کار کنم. 01:04:34.580 --> 01:04:35.950 ‫تو خوش‌شانسی. 01:04:36.010 --> 01:04:38.780 ‫به نظر میاد پدرت دوست داره ‫که با تو کار کنه. 01:04:38.850 --> 01:04:40.690 ‫مریم! 01:05:02.210 --> 01:05:04.840 پدر‫! 01:05:04.910 --> 01:05:07.480 ‫زیباست! زیباست! 01:05:08.550 --> 01:05:11.650 ‫العجلیه، ‫العجلیه‌ی عزیز، 01:05:11.720 --> 01:05:14.990 ‫بدون تو چیکار می‌کردم؟ 01:05:19.730 --> 01:05:21.430 ‫تونستید دوستتون رو ‫پیدا کنید؟ 01:05:21.490 --> 01:05:23.700 ‫نه. 01:05:25.900 --> 01:05:28.170 ‫ما باید عبدالله رو پیدا کنیم. 01:05:28.230 --> 01:05:29.330 ‫اگه اون... 01:05:29.400 --> 01:05:31.070 ‫برای همیشه تو گذشته گیر کنه چی؟ 01:05:31.140 --> 01:05:34.810 ‫باید ساعت گوواچ عبدالله رو ‫از فاسید پس بگیریم. 01:05:39.080 --> 01:05:43.180 ‫خالد، از اون مغزت استفاده کن. 01:05:43.250 --> 01:05:45.220 ‫می‌تونیم از آهنربا استفاده کنیم! 01:05:46.380 --> 01:05:49.410 ‫ولی دقیقاً چطوری ازش استفاده کنیم؟ 01:05:49.480 --> 01:05:52.820 ‫ما هرچیزی که برای ساختن ‫یه آهنربای شکاف‌دار قوی لازم داریم رو داریم. 01:05:52.880 --> 01:05:56.050 ‫خیلی خب، نابغه. ‫نقشه رو بهمون بگو. 01:05:56.120 --> 01:05:59.560 ‫یه آهنربای شکاف‌دار خیلی قوی‌تر ‫از یه آهنربای معمولیه. 01:05:59.620 --> 01:06:01.320 ‫کشش خودش رو در طول... 01:06:27.050 --> 01:06:29.950 ‫چطور ممکنه تو این شلوغی ‫پیداش کنیم؟ 01:06:34.560 --> 01:06:35.830 ‫- عبدالله! ‫- بله. 01:06:35.890 --> 01:06:36.990 ‫- بله؟ ‫- بله. 01:06:37.060 --> 01:06:39.330 ‫- بله؟ ‫- ببخشید. 01:06:39.390 --> 01:06:42.030 ‫منظورم یه عبدالله دیگه بود. 01:06:51.010 --> 01:06:53.440 ‫یه لحظه هم بهتون ‫شک نکردم. 01:06:53.510 --> 01:06:57.310 ‫نقشه‌ی جسورانه‌ای بود، عبدالله. 01:06:57.380 --> 01:06:58.650 ‫حداقل سالمی. 01:06:58.710 --> 01:07:01.150 ‫خب، فاسید کجاست؟ 01:07:15.100 --> 01:07:17.230 ‫بعدی! 01:07:17.300 --> 01:07:20.840 ‫العجلی که مدت‌ها منتظرش بودیم! 01:07:23.070 --> 01:07:26.240 ‫من اینو ‫"کالسکه ستارگان‫" می‌نامم‏.‏ 01:07:35.790 --> 01:07:38.050 ‫آروم باشید، آروم باشید! 01:07:38.120 --> 01:07:39.690 ‫چطور ممکنه؟ 01:07:39.760 --> 01:07:43.230 ‫شاید پیرمرد آخرین ایده‌ی ‫بکرش رو هم رو کرده! 01:07:44.930 --> 01:07:46.930 ‫حالا، حالا، حالا. 01:07:47.000 --> 01:07:51.870 ‫در تلاش صادقانه ‫هیچ شرمی نیست. 01:07:51.930 --> 01:07:53.840 ‫بین شما یه دزد هست! ‫دزد! 01:07:53.900 --> 01:07:56.200 ‫دزد! 01:07:56.270 --> 01:07:58.570 ‫یالا، مسابقه رو ادامه بدید. 01:07:58.640 --> 01:07:59.710 ‫بعدی! 01:07:59.780 --> 01:08:02.880 ‫به این اثر باشکوه من بنگرید 01:08:02.950 --> 01:08:05.410 ‫‫"اسطرلاب قرون‫"! 01:08:07.280 --> 01:08:10.750 ‫چه اثری! 01:08:10.820 --> 01:08:12.790 ‫وای، چه نفیس! 01:08:12.860 --> 01:08:15.990 بله که نفیسه‏،‏ چون من ساختمش‏.‏ 01:08:16.060 --> 01:08:18.490 ‫متقلب! 01:08:20.500 --> 01:08:23.430 آروم باشید‏.‏ 01:08:23.500 --> 01:08:26.570 ‫بنگرید... مُهر من. 01:08:27.740 --> 01:08:30.640 ‫این‌جا، این مهر اونه. 01:08:30.710 --> 01:08:33.240 نمی‌فهمم‏.‏ 01:08:33.310 --> 01:08:35.810 ‫اون چطوری اسطرلاب ‫پدر رو به دست آورده؟ 01:08:35.880 --> 01:08:39.480 ‫این همون مردیه که ‫دنبالش می‌گردید، مگه نه؟ 01:08:39.550 --> 01:08:42.790 ‫خیلی خب، بچه‌ها. ‫نمی‌تونیم همینطوری بذاریم 01:08:42.850 --> 01:08:44.550 ‫این مسابقه رو ببره و ‫قسر در بره. 01:08:45.390 --> 01:08:47.860 ‫آیشا، تو برو اسطرلاب ‫مریم رو بیار... 01:08:50.190 --> 01:08:52.290 ‫حق با العجلیه. 01:08:52.360 --> 01:08:54.560 ‫این مرد یه دزده! 01:09:09.880 --> 01:09:14.150 ‫من یه دزدم! ‫تو، قاضی‏،‏ دزدی‏.‏ 01:09:14.220 --> 01:09:15.790 ‫کی؟ من؟ 01:09:15.850 --> 01:09:18.650 ‫همه‌ی ما دزدیم! 01:09:18.720 --> 01:09:20.890 ‫هر کسی که تا به حال دستگاه جوش برداشته 01:09:20.960 --> 01:09:22.730 ‫یا وسایل نجومی ساخته ‫یا حتی... 01:09:31.800 --> 01:09:33.640 ‫...یک تکه چوب را تراشیده. 01:09:33.700 --> 01:09:37.140 ‫چرا که یک دانشمند چیزی نیست ‫جز یک کتاب زنده، 01:09:37.210 --> 01:09:42.210 ‫و هر عالمی صرفاً ‫مقلد فروتن طبیعت است! 01:09:44.510 --> 01:09:46.680 ‫آره، عبدالله! 01:09:46.750 --> 01:09:48.350 ‫آره، عبدالله! 01:09:48.420 --> 01:09:49.990 ‫آره! 01:10:20.020 --> 01:10:24.850 ‫و برنده‌ی مسابقه کسی نیست جز... 01:10:26.350 --> 01:10:28.590 ‫یک شرکت‌کننده‌ی دیگه! 01:10:28.660 --> 01:10:30.360 ‫یک شرکت‌کننده‌ی دیگه! 01:10:35.100 --> 01:10:37.900 ‫چی؟ می‌خواید اجازه بدید ‫این بچه‌ی فسقلی... 01:10:37.970 --> 01:10:41.040 ‫شما از اسطرلاب یک بچه‌ی کوچیک ‫چه ترسی دارید؟ 01:10:44.440 --> 01:10:46.110 ‫بهش اجازه می‌دیم. 01:10:46.170 --> 01:10:50.050 ‫العجلیه، این چیه؟ 01:10:50.110 --> 01:10:53.420 ‫این به عنوان کار شما تو مسابقه‌ست، بابا. 01:10:53.480 --> 01:10:56.090 ‫اما... 01:10:56.150 --> 01:10:57.890 ‫اما... 01:11:01.090 --> 01:11:06.800 ‫خب، ببینیم این بانوی جوان ‫چی داره. 01:11:12.940 --> 01:11:15.500 ‫من اینو با بعضی از ‫ایده‌های خودم طراحی کردم. 01:11:15.570 --> 01:11:19.110 ‫این می‌تونه راز حرکتِ ‫ستاره‌ها و سیاره‌ها رو باز کنه. 01:11:19.180 --> 01:11:22.280 نمی‌فهمم‏.‏ 01:11:22.340 --> 01:11:24.680 ‫از کجا... چطور؟ 01:11:26.550 --> 01:11:27.750 ‫به خاطر شماست، پدر! 01:11:27.820 --> 01:11:30.120 ‫روزها کار کردنتون رو تماشا می‌کنم، 01:11:30.190 --> 01:11:32.660 ‫و فداکاری‌تون به من الهام می‌بخشه. 01:11:32.720 --> 01:11:35.960 ‫و بعد هر شب، ‫وقتی خوابتون می‌بره، 01:11:36.030 --> 01:11:40.430 ‫یواشکی میرم تو کارگاهتون ‫و می‌سازم، درست مثل شما. 01:11:40.500 --> 01:11:43.360 ‫دختر... دختر من! 01:11:43.430 --> 01:11:46.500 ‫دختر باهوش و شیرین من! 01:11:48.670 --> 01:11:50.440 ‫تو خودت بهترین پاداشی! 01:11:50.510 --> 01:11:53.680 ‫بذار این به اسم خودت تو مسابقه شرکت کنه. 01:11:53.740 --> 01:11:55.440 ‫اولین موفقیت از بین خیلی‌های دیگه. 01:12:03.380 --> 01:12:08.020 ‫برنده‌ی مسابقه کسی نیست جز... 01:12:09.190 --> 01:12:11.360 ‫مریم العجلی! 01:12:15.800 --> 01:12:19.670 ‫مریم، تو موفق شدی! 01:12:19.740 --> 01:12:23.740 ‫اسطرلاب‌ساز کوچک ‫و باهوش من! 01:12:23.810 --> 01:12:25.510 ‫- آره‫! ‫- آره‫! 01:12:32.980 --> 01:12:34.350 ‫بازم میاید بهمون سر بزنید؟ 01:12:34.420 --> 01:12:38.550 ‫وقتی به ستاره‌ها نگاه کنیم، ‫این لحظه رو به یاد میاریم. 01:12:38.620 --> 01:12:41.860 ‫قبل از اینکه بریم، ‫می‌تونم فقط یه سوال ازت بپرسم؟ 01:12:43.230 --> 01:12:45.230 ‫اسطرلاب چیه؟ 01:12:46.400 --> 01:12:48.670 چی؟ 01:12:52.940 --> 01:12:56.910 ‫به ازای هر خنده‌ی الان، ‫منتظر انتقامِ بعد باشید. 01:13:00.880 --> 01:13:03.550 ‫نه! ‫فاسید داره فرار می‌کنه. 01:13:05.950 --> 01:13:09.990 ‫خالد، ‫بیا نقشه‌ات رو عملی کنیم. 01:13:10.050 --> 01:13:10.990 کدوم نقشه؟ 01:13:11.050 --> 01:13:13.520 ‫فکر کردم داریم ‫همین‌طوری فی‌البداهه پیش میریم. 01:13:15.490 --> 01:13:17.790 ‫فاسید داره می‌پیچه تو یه کوچه. 01:13:17.860 --> 01:13:20.700 قار قار قار‫! 01:13:20.760 --> 01:13:22.430 ‫بشکه‌ها رو ول کنید بیان پایین. 01:13:29.340 --> 01:13:30.810 ‫به دلیل ساخت‌وساز بسته است. 01:13:36.550 --> 01:13:39.550 ‫اسطرلاب چیه؟ 01:13:40.520 --> 01:13:42.380 فاسید رو دیدم‏.‏ 01:13:42.450 --> 01:13:45.820 ‫ماموریتِ ‫"پس گرفتن گوواچ‫" ‫شروع شد! 01:13:45.890 --> 01:13:46.920 ‫نزدیکه! 01:13:48.020 --> 01:13:49.530 ‫صبر کن... صبر کن... 01:13:49.590 --> 01:13:51.230 ‫حالا! 01:13:55.500 --> 01:13:56.800 ‫نه، کار نکرد! 01:13:56.870 --> 01:13:58.470 ‫فاسید داره فرار می‌کنه. 01:14:02.040 --> 01:14:04.110 ‫شما هرگز نمی‌تونید منو بگیرید. 01:14:06.040 --> 01:14:07.080 ‫بچرخونش! 01:14:09.350 --> 01:14:11.250 ‫کار نمی‌کنه. 01:14:11.310 --> 01:14:12.980 ‫باید یه کاری بکنم! 01:14:26.830 --> 01:14:29.100 ‫این یه ذره ‫زیادی قویه، خالد. 01:14:31.940 --> 01:14:33.940 ‫چه خبره... 01:14:35.670 --> 01:14:37.610 ‫سلام، بهترین دوست. 01:14:37.670 --> 01:14:39.210 ‫سلام. 01:14:43.750 --> 01:14:46.450 ‫اینم بخشی از نقشه‌ست؟ 01:14:46.520 --> 01:14:48.450 ‫احمق‌ها! 01:14:48.520 --> 01:14:50.920 ‫هی، ما داریم تمام تلاشمون رو می‌کنیم! 01:14:50.990 --> 01:14:52.290 ‫بذار یه چیزی رو امتحان کنم. 01:14:52.360 --> 01:14:54.120 ‫بذار خاموش روشنش کنم. 01:14:54.190 --> 01:14:56.530 ‫روشن. خاموش. 01:14:56.590 --> 01:14:58.330 ‫روشن. خاموش. 01:14:58.400 --> 01:14:59.760 ‫روشن... خاموش؟ 01:15:03.030 --> 01:15:04.270 ‫کار کرد؟ 01:15:04.330 --> 01:15:07.470 ‫- شاید یه کارِ دیگه. ‫- ولی تلاش خوبی بود! 01:15:09.240 --> 01:15:10.370 ‫نه! 01:15:10.440 --> 01:15:12.340 ‫اون چیه؟ 01:15:16.580 --> 01:15:18.110 ‫اونا چاقو نیستن؟ 01:15:18.180 --> 01:15:20.480 ‫نه، نه، نه، نه، نه! 01:15:20.550 --> 01:15:22.620 ‫باید از این‌جا برم. 01:15:27.590 --> 01:15:29.460 ‫حالا همدیگه رو محکم بگیرید! 01:15:32.800 --> 01:15:34.830 ‫دستت رو از رو چشمام بردار! 01:15:41.940 --> 01:15:43.370 ‫همه چی روبه‌راهه؟ 01:15:47.200 --> 01:15:49.200 [بغداد‏،‏ خلیفه عباسی‏،‏ سال 825] 01:15:49.610 --> 01:15:51.650 ‫چرا ما تو بغدادیم؟ 01:15:53.150 --> 01:15:55.520 کجا میری؟ 01:15:55.590 --> 01:15:57.150 ‫نه! 01:15:59.920 --> 01:16:01.690 ‫بیاید الان همدیگه رو محکم بگیریم. 01:16:01.760 --> 01:16:05.260 ‫من این‌جام. ‫فکر کنم الان نقشه رو می‌دونم. 01:16:05.330 --> 01:16:07.500 ‫ول نکنید! 01:16:08.260 --> 01:16:10.330 ‫فاسید تنها کسیه ‫که یه گوواچ داره. 01:16:10.400 --> 01:16:12.340 ‫گوواچ داره قاطی می‌کنه. 01:16:12.400 --> 01:16:14.670 ‫داریم به زمان‌ها و ‫مکان‌های مختلف سفر می‌کنیم. 01:16:14.740 --> 01:16:16.940 ‫محکم بچسبید! 01:16:17.010 --> 01:16:19.540 ‫برید به حلب، به فاسید کمک کنید، 01:16:19.610 --> 01:16:22.050 ‫و گوواچ رو برام بیارید. 01:16:28.390 --> 01:16:29.950 ‫شما کی هستید؟ 01:16:30.020 --> 01:16:31.720 ‫ما این‌جاییم تا بهت کمک کنیم. 01:16:33.460 --> 01:16:35.330 ‫از کمکتون استقبال می‌شه. 01:16:37.460 --> 01:16:40.000 ‫بگیریدشون! 01:16:42.830 --> 01:16:44.900 ‫شما هیچ‌وقت نمی‌تونید منو شکست بدید! 01:16:44.970 --> 01:16:47.770 ‫من بردم! 01:16:52.140 --> 01:16:54.340 ‫تو باختی. 01:16:54.410 --> 01:16:57.380 ‫عایشه... بگیرش! 01:17:02.820 --> 01:17:06.490 ‫خالد! پرش گروهی به ‫"عقلی‫"، همین الان! 01:17:08.530 --> 01:17:10.230 ‫ماموریت با موفقیت انجام شد. 01:17:10.290 --> 01:17:11.730 ‫وقت پریدنه. 01:17:15.700 --> 01:17:17.000 ‫نه‫! 01:17:17.070 --> 01:17:18.900 ‫نه! 01:17:21.200 --> 01:17:23.710 یه کار بهتون سپرده بودم‫! 01:17:24.740 --> 01:17:27.510 ‫بچه‌ها! ‫خدا رو شکر که برگشتید. 01:17:27.580 --> 01:17:29.210 ‫همه‌تون! 01:17:30.880 --> 01:17:32.820 ‫دختر عزیزم. 01:17:32.880 --> 01:17:35.490 ‫خیلی متاسفم که ‫این‌همه سختی کشیدی. 01:17:35.550 --> 01:17:37.150 ‫همش تقصیر منه. 01:17:40.920 --> 01:17:44.560 ‫بابا، ما فاسید رو شکست دادیم ‫و گوواچ رو پس گرفتیم. 01:17:44.660 --> 01:17:47.400 ‫اما یه مشکل کوچیک هست. 01:17:47.470 --> 01:17:50.070 ‫اون آدمایی که ‫از فاسید محافظت می‌کردن کی بودن؟ 01:17:50.130 --> 01:17:52.170 ‫به نظر نمی‌اومد ‫اهل حلب باشن. 01:17:52.240 --> 01:17:54.900 ‫اونا همون کسایی بودن ‫که ما رو از سیاتل تعقیب می‌کردن. 01:17:54.970 --> 01:17:58.210 ‫نه... یعنی شرکت زولا ‫می‌تونه تو زمان سفر کنه؟ 01:17:58.270 --> 01:18:00.710 ‫عبدالله، ‫باید یه چیزی بهت بگم. 01:18:00.780 --> 01:18:01.880 ‫چی؟ 01:18:01.950 --> 01:18:05.550 ‫وقتی تو بغداد بودیم، ‫تو گوواچت رو انداختی. 01:18:05.620 --> 01:18:08.790 ‫سعی کردم برش دارم ولی ‫آدم‌بدا داشتن تعقیبمون می‌کردن. 01:18:08.850 --> 01:18:10.290 ‫خیلی متاسفم که نتونستم برش دارم. 01:18:10.350 --> 01:18:13.560 ‫اگه برداشته بودمش، تو ‫در گذشته گیر نمی‌افتادی. 01:18:13.620 --> 01:18:15.230 ‫هی، اشکالی نداره، لیلا. 01:18:15.290 --> 01:18:17.660 ‫چون اگه ‫گوواچ منو برداشته بودی، 01:18:17.730 --> 01:18:21.970 ‫من خفن‌ترین ماجراجوییِ ‫زندگیم رو تجربه نمی‌کردم. 01:18:22.030 --> 01:18:24.300 ‫پس... ممنونم. 01:18:24.370 --> 01:18:26.570 ‫حال همه‌تون خوبه؟ 01:18:26.640 --> 01:18:29.240 ‫من خوبم؟ ‫حالم عالیه! 01:18:29.310 --> 01:18:32.110 ‫تونستم تو زمان به عقب برگردم ‫و قهرمان‌هام رو ببینم 01:18:32.180 --> 01:18:34.210 ‫و تو این مسیر ‫کل علم رو نجات بدم. 01:18:34.280 --> 01:18:36.410 ‫پس روز خوبی بوده. 01:18:36.480 --> 01:18:38.950 ‫یا روزها. یا سال‌ها. 01:18:39.020 --> 01:18:41.450 ‫می‌تونم فقط یه چیزی بگم؟ 01:18:41.520 --> 01:18:42.550 ‫البته! 01:18:42.620 --> 01:18:44.050 ‫من خُرخُر می‌کنم؟ 01:18:51.600 --> 01:18:54.600 [حمدانیان‏،‏‌ حلب‏،‏‌ سوریه‏،‏‌ سال 950] 01:19:00.100 --> 01:19:02.940 ‫- کمکم کن... ‫- ای موجود بیچاره و رقت‌انگیز. 01:19:03.010 --> 01:19:06.440 ‫ببین چطور این‌طوری ‫تو خیابون‌ها افتادی. 01:19:06.510 --> 01:19:08.610 ‫این هدیه‌ای از آینده‌ست. 01:19:08.680 --> 01:19:11.050 ‫وقتی بیدار بشی بهش نیاز پیدا می‌کنی. 01:19:18.050 --> 01:19:25.050 www.Doostihaa.com