WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.000 --> 00:02.669 ‫آنچه گذشت... 00:03.628 --> 00:05.797 ‫و اونم مردیه که نزدیک بود بکشتش. 00:05.880 --> 00:08.216 ‫داشتم روی پرونده سرقت ‫خونه مل و کت کار می‌کردم. 00:08.299 --> 00:09.467 ‫این مظنونه؟ 00:11.720 --> 00:16.224 ‫نزدیک شدن بیش از حد به خانواده‌ای مثل خانواده ‫من، می‌تونه باعث بشه دوباره برگردی آپالاچی. 00:16.307 --> 00:18.435 ‫- این چیزیه که می‌خوای؟ ‫- نمی‌دونم چی می‌خوام. 00:19.602 --> 00:21.062 ‫خوشحالم که بالاخره دیدمت. 00:21.146 --> 00:22.313 ‫فکر کردم وقتشه 00:22.397 --> 00:24.315 ‫- من و تو یه گپی با هم بزنیم. ‫- در مورد چی؟ 00:24.399 --> 00:27.277 ‫دقیقاً چه نیتی در مورد دخترم داری؟ 00:32.866 --> 00:34.659 ‫مطمئنی نمی‌خوای ‫یه نوشیدنی برات بیارم؟ 00:35.285 --> 00:37.370 ‫نه. زیاد نمی‌مونم. 00:38.913 --> 00:41.791 ‫ازت پرسیدم در مورد امیلیا چه نیتی داری. 00:42.625 --> 00:43.960 ‫هنوز منتظر جوابم. 00:44.961 --> 00:47.255 ‫خب، معلومه، قراره با هم ازدواج کنیم، 00:47.338 --> 00:49.007 ‫دو تا بچه بیاریم 00:49.090 --> 00:50.341 ‫و هر کاری از دستمون ‫برمیاد بکنیم تا مطمئن بشیم 00:50.425 --> 00:53.136 ‫مثل پدربزرگشون یه خودشیفته لاعلاج نمی‌شن. 00:53.761 --> 00:57.182 ‫فکر کنم چیزی که واقعاً می‌خوای بپرسی ‫ویکتور... می‌تونم ویکتور صدات کنم؟ 00:58.141 --> 01:00.810 ‫اینه که چه نیتی در مورد تو دارم؟ 01:01.394 --> 01:02.645 ‫اینکه به خاطر کاری که تو و خانواده‌ت 01:02.729 --> 01:05.440 ‫دو سال پیش باهام کردین، می‌خوام بیام سراغت؟ 01:05.523 --> 01:07.692 ‫اینکه دارم از امی استفاده می‌کنم ‫تا یه جورایی ازت انتقام بگیرم؟ 01:08.276 --> 01:11.654 ‫جواب هر دو تا سوال نه هست، ‫چون حقیقتش ویکتور، 01:12.405 --> 01:13.865 ‫می‌دونم باورت نمی‌شه، 01:15.283 --> 01:18.203 ‫ولی از وقتی از آپالاچی اومدم ‫بیرون زیاد بهت فکر نکردم. 01:18.286 --> 01:20.497 ‫باورش برام خیلی سخته. 01:21.122 --> 01:23.333 ‫برای همین می‌خوام بهت یه پیشنهاد بدم. 01:23.416 --> 01:26.920 ‫از خانواده‌م دور بمون و در عوض، 01:28.338 --> 01:31.341 ‫منم ترتیب پاک شدن ‫سوءپیشینه‌ت رو می‌دم. 01:32.509 --> 01:34.385 ‫با توجه به شغل جدیدت، 01:34.469 --> 01:36.804 ‫ریسک‌هایی که باید ‫برای مشتری‌هات بکنی، 01:37.972 --> 01:41.768 ‫چیزایی مثل ورود غیرمجاز، ‫نقض حریم خصوصی... 01:41.851 --> 01:47.273 ‫همیشه رو لبه تیغ راه رفتن، ‫برای آدمی که آزادی مشروط داره عاقلانه نیست. 01:48.983 --> 01:52.070 ‫یه حرکت اشتباه، ‫می‌تونه دوباره تو رو برگردونه زندان. 01:53.238 --> 01:56.032 ‫اگه نخوام هیچ چیز کوفتی‌ای ‫ازت قبول کنم چی؟ 01:56.115 --> 01:58.910 ‫اون وقت قطعاً دوباره برمی‌گردی زندان. 02:00.411 --> 02:03.790 ‫افسر آزادی مشروط تو لوسی پنمار بود، درسته؟ 02:03.873 --> 02:05.208 ‫منظورت از «بود» چیه؟ 02:05.291 --> 02:08.544 ‫به زودی بهت خبر می‌دن ‫که اون منتقل شده. 02:08.628 --> 02:09.963 ‫تو یه افسر جدید داری. 02:11.506 --> 02:15.134 ‫کسی که فقط با یه تماس از طرف من، 02:16.010 --> 02:17.971 ‫آزادی مشروطت رو لغو ‫می‌کنه و برت می‌گردونه آپالاچی. 02:21.933 --> 02:23.059 ‫این نگاه. 02:23.643 --> 02:27.438 ‫تصور می‌کنم این همون نگاهیه که درست قبل ‫از اینکه به پسرم لوکاس حمله کنی، بهش کردی. 02:27.522 --> 02:28.773 ‫آره، فکر کنم همین‌طور بود. 02:29.315 --> 02:33.486 ‫بفرما، آقای دکر. با من در بیفت. 02:36.614 --> 02:37.615 ‫ببین چی می‌شه. 02:39.200 --> 02:40.576 ‫به پیشنهادم فکر کن. 02:41.744 --> 02:43.538 ‫فقط زیاد طولش نده. 03:03.850 --> 03:06.477 ‫می‌بینی؟ اون منم. من اون مرد فلوریدایی‌ هستم. ‫[مرد فلوریدایی سعی کرد یه کندوی عسل رو ‫به عنوان مسافر تو لاین ویژه جا بزنه] 03:06.561 --> 03:08.688 ‫هی، سلی، یه کمکی بهم بکن. 03:08.771 --> 03:14.235 ‫نوشته «مرد فلوریدایی سعی کرد یه کندوی عسل رو ‫به عنوان مسافر تو لاین ویژه جا بزنه.» 03:15.445 --> 03:16.696 ‫نوشیدنی مجانی می‌گیره یا نه؟ 03:16.779 --> 03:18.614 ‫من به این حجم از عجیب بودن احترام می‌ذارم، 03:18.698 --> 03:21.075 ‫ولی این همه رانندگی برای ‫زنبورا نمی‌تونه خوب باشه، درسته؟ 03:23.828 --> 03:24.954 ‫باید باهات حرف بزنم. 03:25.455 --> 03:26.622 ‫هی، رفیق، چی شده؟ 03:32.754 --> 03:37.216 ‫پس، پیشنهاد آقای سناتور ‫ایالتی رو رد می‌کنی، 03:37.800 --> 03:38.843 ‫برمی‌گردی زندان. 03:39.469 --> 03:43.598 ‫قبولش می‌کنی، و بعد بوم، ‫سابقه‌ات پاک می‌شه. 03:44.265 --> 03:47.643 ‫اگه از من بپرسی رفیق، این یکی خیلی راحته. ‫اون پیشنهاد لعنتی رو قبول کن. 03:47.727 --> 03:50.730 ‫کاری که داره می‌کنه ‫غیرقانونیه. اونه که باید بره زندان. 03:50.813 --> 03:54.358 ‫آره، چون سیاستمدارهایی که ‫پول و قدرت دارن و بی‌همه‌چیزن، 03:54.442 --> 03:56.652 ‫همیشه می‌رن زندان، درسته؟ آره. 03:57.945 --> 04:00.281 ‫نمی‌فهمم. جریان چیه؟ ‫از دستم عصبانی هستی؟ 04:00.364 --> 04:01.491 ‫معلومه که عصبانیم! 04:03.242 --> 04:06.621 ‫این جریانی که با امی ‫اوچوا راه انداختی، اشتباهه، 04:06.704 --> 04:07.705 ‫و خودتم می‌دونی که اشتباهه. 04:07.789 --> 04:10.082 ‫و می‌خوای بدونی از کجا می‌دونم که ‫تو هم می‌دونی اشتباهه؟ 04:10.166 --> 04:13.544 ‫چون اگه نمی‌دونستی، ‫خیلی وقت پیش در موردش بهم می‌گفتی. 04:15.087 --> 04:17.465 ‫به کاترین، مل، یا یه نفر می‌گفتی. 04:17.548 --> 04:19.509 ‫- کاش، من... ‫- نه، نه. نه، نه، نه، نه، نه. 04:19.592 --> 04:21.844 ‫نه. نه، نه. تو با آتیش بازی کردی، 04:21.928 --> 04:24.680 ‫و حالا من باید کبریت‌ها رو مقصر بدونم ‫چون تو سوختی؟ 04:29.435 --> 04:30.436 ‫عاشقشی؟ 04:30.520 --> 04:33.689 ‫ما حتی یه قرار هم با هم نذاشتیم. 04:33.773 --> 04:34.982 ‫این چیزی نیست که می‌پرسم. 04:37.193 --> 04:38.694 ‫نه. 04:39.946 --> 04:41.030 ‫اون دوستمه. 04:42.406 --> 04:44.075 ‫خب، پس دوباره حرفمو تکرار می‌کنم. 04:44.784 --> 04:47.036 ‫پیشنهاد رو قبول کن. 04:47.119 --> 04:50.623 ‫چون تو دقیقاً برای ۱۸ ماه زندان ‫ساخته شده بودی، آر.جی. 04:50.706 --> 04:53.042 ‫نه یه روز بیشتر، نه یه ثانیه. 04:54.001 --> 04:57.338 ‫چون وقتی یه چیز اشتباهی می‌بینی، نمی‌تونی ‫جلوی خودتو بگیری که سعی کنی درستش کنی. 04:58.297 --> 05:00.466 ‫این کار تو جایی مثل آپالاچی جواب نمی‌ده. 05:00.550 --> 05:01.968 ‫نمی‌شه اونجا با این کار زنده موند. 05:05.763 --> 05:09.433 ‫اگه دوباره برگردی اونجا، من... من ‫فکر نمی‌کنم هیچ وقت بتونی بیای بیرون. 05:21.112 --> 05:22.530 ‫- آقای دکر. ‫- اوهوم؟ 05:22.613 --> 05:25.032 ‫اگه راحت‌تر باشین می‌تونیم ‫بریم تو آشپزخونه. 05:25.116 --> 05:28.661 ‫مشکلی ندارم. من بیشتر ‫از پرنده‌ها خوشم میاد. 05:28.744 --> 05:30.329 ‫من از ماهی گلی خوشم میاد. 05:30.413 --> 05:32.248 ‫- بابام یه کم فرق داشت. ‫- آره. 05:32.331 --> 05:35.251 ‫همونطور که می‌گفتم، ‫جسدش حدود یه هفته پیش پیدا شد. 05:35.334 --> 05:40.006 ‫انداخته بودنش تو یه کپه زباله سبز، ‫برگ، شاخه، برگ نخل. 05:40.089 --> 05:42.967 ‫درست کنار جاده فرعی ‫نزدیک کلوپ گلف سی‌بریک. 05:43.050 --> 05:44.510 ‫پلیس می‌دونه کجا کشته شده؟ 05:44.593 --> 05:47.263 ‫نه، فقط می‌دونن چطوری. پشت سرش. 05:47.346 --> 05:49.181 ‫قاتل از یه جسم کند استفاده کرده، ‫یه چیز سنگین. 05:49.849 --> 05:52.268 ‫سی‌بریک نزدیک پامپانوئه، درسته؟ 05:52.351 --> 05:56.522 ‫آره. متاسفانه، ‫اداره پلیس پامپانو یه کم بی‌تجربه‌ست. 05:56.605 --> 05:57.773 ‫در واقع برای همین بهتون زنگ زدم. 05:57.857 --> 05:59.317 ‫فکر نمی‌کنی تو مسیر درستی باشن؟ 05:59.400 --> 06:02.695 ‫اونا دو بار درباره سابقه ‫کیفری بابام پرسیدن، 06:02.778 --> 06:07.116 ‫انگار این قضیه ربطی به دو تا ‫ماشین دزدی تو سال ۱۹۸۶ داره. 06:07.199 --> 06:08.826 ‫دارن مسیر رو اشتباهی می‌رن. 06:08.909 --> 06:11.162 ‫اون سه سال قبل از اینکه من ‫به دنیا بیام از توموکا اومد بیرون. 06:11.245 --> 06:12.997 ‫حبسشو کشید و درسشو گرفت. 06:13.080 --> 06:16.834 ‫می‌شه آدم اشتباه کنه ‫و دوباره برگرده، می‌دونی که؟ 06:17.334 --> 06:18.335 ‫می‌دونم. 06:21.380 --> 06:24.884 ‫ترنس، باید بپرسم، ‫جریان این همه مار چیه؟ 06:24.967 --> 06:26.469 ‫- اینا پایتون‌های برمه‌ای هستن. ‫- آره. 06:27.053 --> 06:29.805 ‫بعد از طوفان اندرو، یه عالمه از اونا ‫تو اورگلیدز فرار کردن. 06:29.889 --> 06:32.600 ‫حالا همه‌جا هستن. ‫و منظورم واقعاً همه‌جاست. 06:33.100 --> 06:34.560 ‫طولشون به ۶ متر می‌رسه. 06:34.643 --> 06:37.688 ‫می‌تونن تمساح‌ها، حیوونای خونگی ‫و حتی بچه‌ها رو له کنن و قورت بدن. 06:37.772 --> 06:40.983 ‫آره، در موردش شنیدم. ایالت برای ‫خودش یه برنامه جایزه گذاشته، نه؟ 06:41.067 --> 06:44.195 ‫اوهوم. بعد از بازنشستگی، ‫بابا شروع کرد به کار برای چند تا محقق، 06:44.278 --> 06:48.783 ‫نمونه‌ها رو تگ می‌کرد، اطلاعات جی‌پی‌اس رو ‫ثبت می‌کرد، مناطق تولید مثل رو نقشه می‌کشید. 06:48.866 --> 06:51.994 ‫و البته، هر تابستون هم ‫«پایتون بونتی بلیتز» رو داریم. 06:52.078 --> 06:55.331 ‫یه مسابقه ده‌روزه‌ست، ‫ثبت‌نامش آزاده، جایزه‌های بزرگی هم داره. 06:55.414 --> 06:57.083 ‫فکر کنم همون باعث شد کشته بشه. 06:57.166 --> 06:58.459 ‫چطور؟ 06:58.542 --> 07:00.503 ‫برنده ۵۰ هزار تا گیرش میاد. 07:01.086 --> 07:04.131 ‫و بابا دو سال اخیر پشت سر هم برنده شده بود. 07:05.174 --> 07:07.092 ‫امسال هم زودتر از بقیه شروع کرد. 07:07.176 --> 07:08.469 ‫روز اول سه تا مار گرفت، 07:08.552 --> 07:10.679 ‫تو جدول امتیازات اول شد، ‫و بعدش ناپدید شد. 07:12.223 --> 07:15.601 ‫آره، خب ترنس، آدما به خاطر ‫خیلی کمتر از ۵۰ هزار دلار آدم کشتن. 07:15.684 --> 07:19.063 ‫برای همینه که امیدوار بودم بتونی با کسایی ‫که الان صدر جدولن حرف بزنی، 07:19.146 --> 07:22.691 ‫قبل از اینکه مسابقه تموم ‫بشه و همه‌شون جیم بشن. 07:36.831 --> 07:38.165 ‫اون بالا رو می‌بینی؟ 07:38.249 --> 07:41.627 ‫اون منم تو رتبه سوم. ‫باید مساوی با دوم می‌شدم. 07:41.710 --> 07:44.713 ‫پسر، امروز صبح یه مار گنده گیر انداختم. 07:44.797 --> 07:49.635 ‫اومد بالا، مچ پامو گرفت، ‫و خب، خداحافظ کفش. 07:49.718 --> 07:51.971 ‫وای، اونو ببین. ‫خوشحالم که پاتو واست گذاشته. 07:53.931 --> 07:55.391 ‫اسم من آر.جی. دکره. 07:55.975 --> 07:59.645 ‫می‌خواستم درباره کسی باهات حرف بزنم ‫که اینقدر خوش‌شانس نبود. کورتیس میدلتون؟ 08:00.229 --> 08:01.981 ‫- اون رفیقم بود. ‫- آره. 08:02.064 --> 08:03.607 ‫هنوز فهمیدن چه بلایی سرش اومده؟ 08:03.691 --> 08:06.068 ‫فکر کنم ممکنه ربطی به ‫این مسابقه داشته باشه، 08:06.151 --> 08:08.862 ‫ولی دارم سعی می‌کنم بفهمم ‫آدمای توی مسابقه 08:08.946 --> 08:09.947 ‫شب قتل کجا بودن. 08:10.614 --> 08:12.908 ‫اوه. هیچی معلوم نیست. 08:13.867 --> 08:15.619 ‫فکر می‌کنی با کی دیگه باید حرف بزنم؟ 08:15.703 --> 08:17.621 ‫شب قتل تو کجا بودی؟ 08:17.705 --> 08:21.250 ‫من تو مدرسه شبانه بودم، ‫تا مچ دستم تو شکم یه راکون مرده بود. 08:22.418 --> 08:24.837 ‫دارم آموزش تاکسیدرمی می‌بینم. 08:24.920 --> 08:26.505 ‫کس دیگه‌ای می‌تونه شهادت ‫بده که اون شب اونجا بودی؟ 08:26.589 --> 08:28.090 ‫فکر کنم هر کی تو سالن بینگو بوده. 08:28.173 --> 08:30.593 ‫تو و کورتیس با هم خوب بودین؟ 08:30.676 --> 08:33.053 ‫- رابطه‌مون عالی بود. ‫- پس با هم رفیق بودین؟ 08:33.137 --> 08:35.306 ‫داریم درباره همون یارویی حرف ‫می‌زنیم که دستش قلاب داشت؟ 08:35.389 --> 08:37.474 ‫- ببخشید؟ ‫- فکر کنم یه کورتیس دیگه رو می‌گی. 08:37.558 --> 08:39.393 ‫- دیگه با کی باید حرف بزنم؟ ‫- تدی ترن. 08:39.476 --> 08:40.811 ‫- تدی ترن. ‫- تدی ترن. 08:40.894 --> 08:42.396 ‫تدی ترن. 08:42.479 --> 08:45.983 ‫خب چرا فکر می‌کنی اسمت ‫سر زبون همه است، تدی؟ 08:46.066 --> 08:48.110 ‫- داداش، حسادت. ‫- آره؟ 08:48.193 --> 08:50.654 ‫- تابلو رو نگاه کن. من چهار تا مار جلوترم. ‫- آره. 08:50.738 --> 08:53.157 ‫وقتی پول گنده‌ای در میون باشه، ‫آدما یکم عجیب و غریب می‌شن. 08:53.240 --> 08:55.617 ‫آره، نظریه منم همینه، ولی من ‫بر اساس این فرضیه کار می‌کنم که 08:55.701 --> 08:57.619 ‫کورتیس تو جدول از تو جلوتر می‌بود 08:57.703 --> 08:59.747 ‫- اگه یکی اونو نمی‌کشت. ‫- تو پلیس نیستی، پس... 08:59.830 --> 09:01.081 ‫نه، من پلیس نیستم. 09:01.165 --> 09:04.376 ‫باشه، فقط می‌خوام بدونم ‫شب قتل کجا بودی. 09:04.960 --> 09:07.212 ‫من تنها بودم، مثل نصف بقیه بچه‌ها. 09:07.296 --> 09:08.922 ‫نزدیک کانال هیلزبورو بودم. 09:09.006 --> 09:11.592 ‫خب، اونجا خیلی به پامپانو نزدیکه، ‫جایی که جسد کورتیس پیدا شد. 09:11.675 --> 09:14.261 ‫ببین، دیر رسیدی به مهمونی، خب؟ 09:14.345 --> 09:15.971 ‫من قبلاً رفع اتهام شدم. 09:16.055 --> 09:18.974 ‫آره. پلیس پامپانو ‫سه ساعت تمام ازم بازجویی کرد. 09:19.558 --> 09:21.685 ‫به دستگاه دروغ‌سنج وصلم کردن. 09:21.769 --> 09:22.770 ‫و تو قبول شدی؟ 09:22.853 --> 09:25.439 ‫حتی وقتی سعی کردن گیجم کنن. ‫عکس‌های کورتیس رو بهم نشون دادن. 09:25.522 --> 09:27.149 ‫اون خیلی داغون بود. 09:27.232 --> 09:28.567 ‫فقط با دیدنش حالم گرفت، 09:28.650 --> 09:31.737 ‫سرش کلاً له شده بود ‫و بدنش پر از شن بود. 09:31.820 --> 09:33.030 ‫شنی؟ منظورت چیه شنی؟ 09:33.113 --> 09:35.616 ‫انگار که رفته باشه ساحل. ‫بهشون گفتم این اصلاً منطقی نیست. 09:35.699 --> 09:36.867 ‫منظورت چیه؟ 09:36.950 --> 09:39.078 ‫ببین، من نمی‌دونم ‫اون شبو مرخصی گرفته بود یا نه، 09:39.578 --> 09:41.622 ‫ولی پایتون‌ها که نمی‌رن ساحل، داداش. 10:03.936 --> 10:06.605 ‫- ضربه خوبی بود. ‫- شما باید آقای دکر باشین. 10:06.688 --> 10:09.858 ‫کریستال گفت دنبال من بودین. ‫من جف گیلیبرند هستم، مدیر کل اینجا. 10:09.942 --> 10:14.238 ‫خوشحال می‌شم باهاتون حرف بزنم، ولی ‫واقعاً نمی‌تونین با شلوار لی بیاین اینجا. 10:14.947 --> 10:18.283 ‫خب، من... من که نمی‌خوام گلف بازی کنم. ‫دارم درباره یه قتل تحقیق می‌کنم. 10:18.367 --> 10:19.993 ‫این قانون ماست. 10:20.077 --> 10:21.328 ‫باشه. 10:21.411 --> 10:23.747 ‫در مورد جابه‌جا کردن جسدها قانونتون چیه؟ 10:24.623 --> 10:25.624 ‫کورتیس میدلتون. 10:25.707 --> 10:28.126 ‫کارگرای فضای سبزتون گفتن اونو ‫روی یه کپه زباله سبز بالا جاده پیدا کردن. 10:28.210 --> 10:29.545 ‫درسته. 10:29.628 --> 10:32.714 ‫خب، بهم گفتن یه عالمه شن ‫به پوستش چسبیده بود، 10:32.798 --> 10:35.676 ‫و ما مایل‌ها از ساحل دوریم، ‫پس می‌دونی، عجیبه. 10:36.385 --> 10:39.888 ‫مگه اینکه البته، اونو تو یکی از تله‌های ‫شنی زمین گلف پیدا کرده باشین. این ممکنه؟ 10:41.056 --> 10:43.183 ‫ببین، فقط می‌خوام بدونم ‫واقعاً کجا پیداش کردین. 10:43.267 --> 10:44.643 ‫می‌تونه بین خودمون بمونه. 10:44.726 --> 10:46.895 ‫قرار نیست برم به پلیس زنگ بزنم. 10:50.607 --> 10:54.152 ‫باشه، ببین، اون روز صبحی که جسد پیدا شد، 10:54.236 --> 10:56.697 ‫سرپرست فضای سبزمون ‫با ترس و لرز بهم زنگ زد. 10:56.780 --> 10:58.073 ‫باید درک کنی، 10:58.156 --> 11:01.201 ‫ما داشتیم آماده می‌شدیم میزبان ‫بزرگترین مسابقه عضو/مهمان سالمون باشیم. 11:01.285 --> 11:03.245 ‫- اگه به پلیس زنگ می‌زدیم... ‫- آره. 11:03.328 --> 11:04.580 ‫تورنمنت لغو می‌شد. 11:04.663 --> 11:08.250 ‫و کورتیس هم که مرده بود، پس در واقع فقط ‫داشتین از یه فاجعه دیگه جلوگیری می‌کردین. 11:10.085 --> 11:12.462 ‫- ما روی هیچی سرپوش نذاشتیم. ‫- اوهوم. 11:12.546 --> 11:17.134 ‫فقط بهش گفتم جسد رو ‫بیرون از محوطه «پیدا کنه». 11:17.217 --> 11:18.969 ‫- درسته. ‫- اما آره، 11:19.052 --> 11:22.723 ‫مردی که کشته شده بود ‫اولش تو سنگر شنی سوراخ ۱۶ بود. 11:22.806 --> 11:24.266 ‫وقتی پیداش کردیم، 11:24.349 --> 11:28.061 ‫هیچ رد پا یا چه می‌دونم، مدرک دیگه‌ای 11:28.145 --> 11:30.480 ‫نبود که نشون بده کس دیگه‌ای اینجا بوده. 11:30.564 --> 11:33.692 ‫اگه بود، جسد رو جابه‌جا نمی‌کردیم. 11:33.775 --> 11:35.277 ‫خیلی با ملاحظه بودین. 11:35.360 --> 11:40.616 ‫منظورم اینه که اینجا هیچی نبود که ‫به تحقیقاتشون کمک کنه. 11:46.455 --> 11:49.958 ‫- چیه؟ ‫- نمی‌دونم جف. 11:51.084 --> 11:54.880 ‫می‌دونی، کلاً فکر می‌کنم پلیس‌ها ‫دوست دارن آلت قتل رو داشته باشن. 11:56.381 --> 11:59.051 ‫اون... روش خونه؟ 12:00.218 --> 12:01.511 ‫پلیس پامپانو. 12:01.595 --> 12:05.349 ‫سلام. می‌تونم با کسی که مسئول پرونده ‫کورتیس میدلتونه حرف بزنم؟ 12:05.432 --> 12:08.435 ‫اوه. هی، هی. تو گفتی... گفتی ‫قرار نیست به پلیس زنگ بزنی. 12:08.518 --> 12:11.605 ‫آره، خب، دروغ گفتم. تو یه جسد رو ‫جابه‌جا کردی، جف. به فنا رفتی. 12:15.734 --> 12:17.861 ‫مل قرار بود امروز روز تعطیلم باشه. 12:17.944 --> 12:21.156 ‫خیلی معذرت می‌خوام که یه سرنخ ‫بزرگ رو دو دستی تقدیممون کردن. 12:21.239 --> 12:25.035 ‫این آلت قتل، مطمئنی ‫به قتل ون آلن ربط داره؟ 12:25.118 --> 12:28.246 ‫صد در صد. تو یه زمین ‫گلف همون نزدیکیا پیدا شده. 12:28.330 --> 12:30.290 ‫هشت روزه داریم دنبال این لعنتی می‌گردیم. 12:30.374 --> 12:33.168 ‫عاشق هر کی می‌شم که پیداش کرده. 12:33.251 --> 12:37.255 ‫اوه، هی. شنیدی؟ من یه چیزی ‫پیدا کردم که دنبالش بودین. 12:37.923 --> 12:39.341 ‫به قولت عمل کن. 12:39.424 --> 12:41.343 ‫اینو نادیده بگیر. توضیح بده. 12:41.426 --> 12:43.053 ‫آره، داشتم رو یه پرونده ‫تو پامپانو کار می‌کردم. 12:43.136 --> 12:46.181 ‫سر پدر موکلم، کورتیس میدلتون، ‫داغون شده بود. 12:46.264 --> 12:47.766 ‫پلیس پامپانو نمی‌دونست با چی. 12:47.849 --> 12:49.684 ‫شنیدیم یه جور جایزه بوده. 12:49.768 --> 12:51.061 ‫آره. جایزه مشاور املاک سال، 12:51.144 --> 12:53.355 ‫که روش اسم یه خانمی حک شده بود ‫که اسمشو از روزنامه می‌شناختم، 12:53.438 --> 12:55.023 ‫مقتول پرونده شما. 12:55.107 --> 12:56.483 ‫فیونا ون آلن. 12:56.566 --> 13:00.112 ‫پس یه آلت قتل، دو تا قتل. ‫جفتمون داریم دنبال یه قاتل می‌گردیم. 13:00.195 --> 13:02.656 ‫من مال خودمو نشونت دادم. ‫می‌خوای تو هم مال خودتو نشون بدی؟ 13:02.739 --> 13:05.617 ‫این فیونا ون آلنه، ۵۵ ساله. 13:05.700 --> 13:09.454 ‫سه‌شنبه گذشته حدود ساعت ۱۰ شب ‫تو خونه‌ش تا حد مرگ کتک خورده. 13:09.538 --> 13:11.957 ‫یه محله خیلی خوب و محصور، ‫که پشتش دقیقاً می‌خوره به زمین گلفی 13:12.040 --> 13:13.458 ‫که تو آلت قتل رو توش پیدا کردی. 13:13.542 --> 13:16.586 ‫ببین، سوراخ ۱۶ ‫دقیقاً پشت حصار حیاطشونه. 13:16.670 --> 13:20.215 ‫اونجا همون جاییه که کارگرای باشگاه، ‫مقتول من کورتیس رو پیدا کردن، 13:20.298 --> 13:23.927 ‫قبل از اینکه اونو به کپه زباله سبز ‫تو فاصله ۸۰۰ متری از اونجا منتقل کنن. 13:24.010 --> 13:26.263 ‫پامپانو بیچ، فورت لادردیل. 13:26.346 --> 13:29.474 ‫اداره پلیس‌های متفاوت، ‫و همه‌مون فکر می‌کردیم پرونده‌ها جدا هستن. 13:29.558 --> 13:32.644 ‫جسدها تو روزهای متفاوتی پیدا شدن ‫و نحوه قتل هم کاملاً شبیه هم نبود. 13:32.727 --> 13:36.565 ‫برای هر دو مقتول از جسم کند استفاده شده، ‫ولی مقتول ما، خانم ون آلن، 13:36.648 --> 13:39.151 ‫حداقل دوازده بار ضربه خورده. 13:39.234 --> 13:40.360 ‫قضیه شخصی بوده. 13:40.443 --> 13:42.904 ‫قتل پدر موکلت... 13:42.988 --> 13:45.198 ‫با یه ضربه محکم بوده، زده و کارش تموم شده. 13:45.282 --> 13:47.742 ‫پس شما به یه مظنون رسیدین؟ 13:47.826 --> 13:49.578 ‫- شوهر خانم ون آلن. ‫- چرا؟ 13:49.661 --> 13:50.996 ‫چون همیشه کار شوهره‌ست. 13:51.830 --> 13:53.999 ‫ما دلایل واقعی زیادی هم پیدا کردیم. 13:54.082 --> 13:55.834 ‫می‌دونیم که هم فرصت داشته هم انگیزه. 13:55.917 --> 13:58.962 ‫اورلاندو ون آلن، که لاندو صداش می‌کنن. 13:59.045 --> 14:02.215 ‫یه شوهر دکوری تمام‌عیاره، حتی ‫فامیلی فیونا رو هم رو خودش گذاشته. 14:02.716 --> 14:05.719 ‫و حالا قراره همه چیزای ‫دیگه‌اش رو هم برداره. 14:05.802 --> 14:08.054 ‫پس زنشو می‌کشه، از صحنه فرار می‌کنه، 14:08.138 --> 14:11.266 ‫می‌خوره به پست کورتیس میدلتون بیچاره ‫که داشته دنبال پایتون می‌گشته. 14:11.349 --> 14:14.019 ‫کورتیس اونو با آلت قتل تو دستش می‌بینه، ‫و به خاطر همین کشته می‌شه. 14:14.102 --> 14:17.147 ‫جز اینکه الان که دقیقاً بهمون گفتی ‫اون جایزه رو کجا پیدا کردی، 14:17.230 --> 14:18.773 ‫نظریه‌مون کلاً رفت رو هوا. 14:18.857 --> 14:20.525 ‫امکان نداره کار لاندو بوده باشه. 14:20.609 --> 14:22.777 ‫دلیل اصلی اینکه ‫همون شب بهش دستبند نزدیم، 14:22.861 --> 14:24.779 ‫نبودن آلت قتل بود. 14:24.863 --> 14:27.365 ‫الانم هیچ وقت نمی‌زنیم، ‫به خاطر زمان‌بندی. 14:28.742 --> 14:32.621 ‫دوربین‌های ترافیک و زنگ در نشون می‌دن ‫که لاندو ساعت ۱۰:۰۳ شب میاد خونه. 14:32.704 --> 14:34.247 ‫ساعت ۱۰:۰۴ زنگ می‌زنه ۹۱۱. 14:34.331 --> 14:36.958 ‫نیروهای امنیتی محله ‫ساعت ۱۰:۰۶ میان سر صحنه. 14:37.042 --> 14:38.251 ‫نیروهای ما هم ساعت ۱۰:۰۸ میان. 14:38.335 --> 14:39.502 ‫خیلی خب. 14:40.211 --> 14:43.214 ‫پس الان داریم می‌گیم که اون باید ‫زنشو بکشه، از حصار بپره اونور، 14:43.298 --> 14:46.468 ‫۱۲۰ متر بدوه، کورتیس رو بکشه، ‫آلت قتل رو بندازه دور 14:46.551 --> 14:49.012 ‫و به موقع برگرده ‫تا در رو برای پلیس باز کنه. 14:49.095 --> 14:50.889 ‫همه‌ش تو کمتر از دو دقیقه. 14:50.972 --> 14:54.517 ‫لاندو به نظر ورزشکار میاد، ولی مگر ‫اینکه پسرعموی عصبانی یوسین بولت باشه... 14:54.601 --> 14:58.021 ‫باشه. باشه، بیاین رو خبرای خوب تمرکز کنیم. 14:58.104 --> 15:00.732 ‫الان که می‌تونیم به لاندو بگیم ‫که مظنون شماره یک ما نیست، 15:00.815 --> 15:03.652 ‫شاید وکیلاش واقعاً بذارن باهاش حرف بزنیم. 15:04.235 --> 15:05.779 ‫بهتون که گفتم کار من نبود. 15:05.862 --> 15:07.947 ‫می‌دونم از بیرون چه شکلی ‫به نظر می‌رسید، ولی... 15:08.031 --> 15:11.284 ‫جداً نمی‌دونم چجوری ازت تشکر کنم، ‫الان دلم می‌خواد بغلت کنم. 15:11.368 --> 15:13.078 ‫مطمئنم آقای دکر به این راضی می‌شه 15:13.161 --> 15:15.497 ‫که چند تا سوال دیگه رو ‫درباره همسرتون جواب بدین. 15:15.580 --> 15:18.083 ‫این می‌تونه کمکمون کنه اون قتل دومی ‫که درباره‌ش بهتون گفتیم رو حل کنیم. 15:19.000 --> 15:20.001 ‫آره. 15:20.085 --> 15:22.504 ‫آره، آره، البته. از همون ‫اول دلم می‌خواست کمک کنم. 15:22.587 --> 15:25.674 ‫ولی وکیلم نمی‌خواست ‫وقتی هنوز مظنونم حرف بزنم. 15:26.257 --> 15:29.511 ‫فیونا اون روز بعدازظهر با یه مشاور املاک ‫دیگه به اسم دنیس هالپرن یه بازدید خونه داشت. 15:29.594 --> 15:32.222 ‫فکر کنم اون آخرین کسی باشه ‫که فیونا رو زنده دیده. 15:32.305 --> 15:35.141 ‫داشتم به اون سوالی فکر می‌کردم ‫که اون شب تو خونه ازم پرسیدین، 15:35.225 --> 15:36.726 ‫«کسی از فیونا متنفر بود؟» 15:36.810 --> 15:38.478 ‫اصلاً تو کتم نمی‌ره، 15:39.479 --> 15:42.399 ‫اما تو خانواده پدریش، پای پول در میونه. 15:43.608 --> 15:44.901 ‫شاید یه سری کینه‌های قدیمی باشه. 15:44.984 --> 15:47.195 ‫و می‌تونم تمام رمزهای اینترنتیش رو هم ‫بهتون بدم. 15:47.862 --> 15:49.656 ‫من و فیونا هیچ رازی نداشتیم. 15:49.739 --> 15:51.616 ‫اون اطلاعات منو داشت، منم مال اونو. 15:51.699 --> 15:54.285 ‫پس ایمیل، شبکه‌های اجتماعی، ‫هر چی نیاز دارین. 15:54.369 --> 15:57.539 ‫جدی می‌گم، فقط پیدا کنین ‫کی این کارو کرده. 15:59.874 --> 16:02.544 ‫اگه بخوام فقط ۲۰ دقیقه تو قایق بشینم 16:02.627 --> 16:03.878 ‫و شاید یکی از نوشیدنی‌هاتون رو بخورم چی؟ 16:05.880 --> 16:07.966 ‫داری درباره خدمات ویژه ‫خانواده اوچوا حرف می‌زنی. 16:13.888 --> 16:15.557 ‫- کجا قایم شده بودی، آبجی؟ ‫- هوم... 16:15.640 --> 16:16.975 ‫منم دلم برات تنگ شده بود، لوکاس. 16:20.145 --> 16:23.565 ‫اینجا بد نیست. 16:23.648 --> 16:25.108 ‫مراقب باش. 16:25.191 --> 16:27.944 ‫اگه شاهدخت بخواد بهش خوش بگذره ‫باید به قصر خبر بدم. 16:28.027 --> 16:30.071 ‫اوه، خفه شو. 16:33.032 --> 16:35.660 ‫خب، می‌خوای بهم بگی بابا الان چیکار کرده، ‫یا خودم باید حدس بزنم؟ 16:37.871 --> 16:41.374 ‫به ری گفته بره تو خونه یکی از دوستام. 16:42.375 --> 16:44.460 ‫ری لعنتی. 16:45.920 --> 16:47.255 ‫کسی هم آسیب دید؟ 16:47.338 --> 16:48.673 ‫این بار؟ نه. 16:49.591 --> 16:52.135 ‫تصمیم گرفتم واقعیت رو به دوستم بگم. 16:53.303 --> 16:55.180 ‫فقط نمی‌دونم قراره چطوری باهاش برخورد کنه. 16:55.263 --> 16:56.472 ‫تو آسیب‌پذیر هستی؟ 16:58.183 --> 16:59.767 ‫از لحاظ قانونی؟ نه. 16:59.851 --> 17:00.852 ‫شخصی؟ 17:05.190 --> 17:07.192 ‫- اصلاً دلم برای اینا تنگ نشده بود. ‫- هوم. 17:09.652 --> 17:11.946 ‫آخرین بار کی از بابا خبر داشتی؟ 17:15.116 --> 17:16.117 ‫حدود یک سال پیش. 17:17.452 --> 17:19.454 ‫سعی کرد با یه شغل الکی ‫تو یکی از کارگاه‌های ساختمونیش 17:19.537 --> 17:21.080 ‫منو بکشونه برگردم. 17:21.164 --> 17:22.916 ‫حقوق شش رقمی. 17:23.499 --> 17:24.918 ‫حدس بزن چقدر درباره‌ش فکر کردم. 17:25.001 --> 17:27.545 ‫شش ثانیه. 17:27.629 --> 17:29.589 ‫- خوب می‌شد می‌تونستم قسط‌های قایق رو بدم... ‫- آره. 17:29.672 --> 17:31.674 ‫و شاید دوباره تو وصیت‌نامه باشم. 17:31.758 --> 17:33.843 ‫اما، نه. 17:35.511 --> 17:36.763 ‫اون آدم سمی‌ایه. 17:38.139 --> 17:39.265 ‫بابا، این طرف. 17:40.391 --> 17:43.311 ‫صحبت از دادن قسط قایق شد، ‫باید برم جنسامو بفروشم. 17:44.103 --> 17:45.104 ‫باشه. 17:47.023 --> 17:49.025 ‫هی، یه نصیحت برای دوستت. 17:49.776 --> 17:55.156 ‫وقتی پای ویکتور اوچوا وسطه، بهترین کار ‫اینه که ازش دور بشی و همونطور دور بمونی. 17:55.907 --> 17:57.784 ‫بهش بگو اینو از یه متخصص شنیدی. 18:07.460 --> 18:09.545 ‫داری پنه آلاودکات رو درست می‌کنی؟ 18:09.629 --> 18:11.172 ‫به نظر غمگین میای. 18:11.255 --> 18:13.633 ‫آره، مل قبل از اینکه بتونم چیزی بخورم ‫پرتم می‌کنه بیرون. 18:14.717 --> 18:17.762 ‫نه، دعوت شام من مشروط به این بود که ‫توی دو تا قتلمون پیشرفتی داشته باشم، 18:17.845 --> 18:19.097 ‫که هیچی ندارم. 18:19.180 --> 18:21.015 ‫فکر کردم اون معتقده کار شوهره‌ست. 18:21.099 --> 18:24.602 ‫به طرز مشکوکی برنزه‌ست، ‫اما معلوم شد کار اون نمی‌تونه باشه. 18:24.686 --> 18:27.980 ‫کار آخرین کسی که زنه رو دیده یعنی ‫اون یکی مشاور املاک هم نمی‌تونسته باشه. 18:28.064 --> 18:30.400 ‫شب قتل داشته دوران نقاهت ‫جراحی لیفت صورتش رو می‌گذرونده. 18:31.567 --> 18:33.444 ‫پس فقط خانواده پدری زن موندن، 18:33.528 --> 18:35.655 ‫و من تو پیدا کردن ‫بعضیاشون مشکل دارم. 18:35.738 --> 18:37.031 ‫- بذار ببینم. ‫- چی؟ 18:37.115 --> 18:38.116 ‫هم بزن. 18:38.199 --> 18:40.535 ‫یالا، کارت رو بکن. 18:40.618 --> 18:42.078 ‫باشه. 18:46.916 --> 18:49.043 ‫فردا می‌تونم بعضی از این اسم‌ها رو ‫تو روزنامه هرالد چک کنم، 18:49.127 --> 18:51.421 ‫شاید بتونم یه سری آدرس جدید برات پیدا کنم. 18:51.504 --> 18:53.172 ‫باشه. 18:54.716 --> 18:56.050 ‫داره باهات تماس گرفته می‌شه. 18:56.134 --> 18:57.677 ‫اوه. 18:59.762 --> 19:02.890 ‫می‌دونی من خیلی وقته اون رمز ‫غیرقابل رمزگشاییت رو شکستم؟ 19:03.683 --> 19:06.060 ‫- ای-او. امی اوچوا. ‫- اوهوم. 19:06.144 --> 19:07.895 ‫- جواب بده. ‫- اشکالی نداره. 19:07.979 --> 19:08.980 ‫با هم به مشکل خوردین؟ 19:09.063 --> 19:11.023 ‫- ما اومدیم خونه. ‫- سلام. 19:12.817 --> 19:14.068 ‫سلام، اینا چیه؟ 19:14.152 --> 19:16.904 ‫دستور غذا. فقط چند تا دستور غذاست. ‫شام ۲۰ دقیقه دیگه حاضره. 19:16.988 --> 19:18.781 ‫تو برو دوش بگیر. زود باش. 19:18.865 --> 19:20.366 ‫- سلام، رفیق. ‫- سلام. 19:20.450 --> 19:22.201 ‫و تو. یه دقیقه بهت نیاز دارم. بیا. 19:22.285 --> 19:23.286 ‫باشه. 19:24.412 --> 19:25.663 ‫هم بزن. 19:25.746 --> 19:28.458 ‫به لطف لاندو وارد ایمیل فیونا شدیم. 19:28.541 --> 19:31.210 ‫بیشتر صندوق ورودیش ‫قراردادهای املاکی و هرزنامه بوده. 19:31.294 --> 19:33.212 ‫اون زن یاد نگرفت چطور اشتراک ‫خبرنامه های ایمیلی رو لغو کنه. 19:33.296 --> 19:34.964 ‫اما عیب نداره. 19:35.047 --> 19:39.135 ‫فهمیدم اصل کاری پوشه پیش‌نویس‌هاشه. 19:39.218 --> 19:42.680 ‫«دیشب خیلی جذاببب بود.» سه تا حرف «ب». 19:42.763 --> 19:45.725 ‫«می‌خوام ببینمت، فردا خوبه؟» خیلی جالبه. 19:45.808 --> 19:46.934 ‫اوه. 19:47.018 --> 19:49.061 ‫اسمی برای گیرنده نیست. 19:49.145 --> 19:50.146 ‫- نه. ‫- نه. 19:50.229 --> 19:52.732 ‫چون فکر نمی‌کنم می‌خواسته ارسالش کنه. 19:52.815 --> 19:53.816 ‫آه، باشه. 19:53.900 --> 19:57.195 ‫فکر می‌کنی لاندو تنها مردی نبود ‫که رمزش رو باهاش شریک می‌شده؟ 19:57.278 --> 19:59.906 ‫نه. رد و بدل کردن پیام‌های مخفیانه ‫تو یه پوشه پیش‌نویس مشترک 19:59.989 --> 20:02.617 ‫خیلی امن‌تر از اینه که واقعاً ارسالشون کنی. 20:02.700 --> 20:04.660 ‫جاسوس‌ها این کار رو می‌کنن. ‫آدمای بی‌وفا هم همینطور. 20:04.744 --> 20:06.370 ‫- شاید. ‫- نه، قطعاً. 20:06.454 --> 20:09.707 ‫ببین وقتی ایمیل‌های قدیمیش رو برای کلمه ‫جذاب با ۳ تا ب سرچ می‌کنم چی میشه. 20:10.333 --> 20:13.211 ‫همون املای احمقانه و یه عالمه تبلیغ ‫از یه مربی کیک‌بوکسینگ. 20:13.294 --> 20:14.629 ‫آره. شین بلانچارد. 20:14.712 --> 20:16.714 ‫اوهوم. فیونا هفته‌ای دو بار ‫پیش این یارو می‌رفته. 20:16.797 --> 20:19.383 ‫فکر کنم داشت تمرین هوازیش رو انجام می‌داد، ‫ولی نه تو باشگاه. 20:19.467 --> 20:20.468 ‫اوه. 20:21.260 --> 20:22.845 ‫نظرت چیه؟ 20:22.929 --> 20:25.431 ‫- به نظرت بهش میاد بتونه آدم بکشه؟ ‫- اوهوم. 20:26.182 --> 20:28.392 ‫آره، بهش میاد بتونه دو نفر رو بکشه. 20:33.314 --> 20:36.234 ‫آقای بلانچارد، ممنون که اومدی. 20:36.317 --> 20:38.027 ‫من کارآگاه آبریو هستم. 20:38.110 --> 20:39.820 ‫مطمئنی اونجا راحتی؟ 20:41.155 --> 20:43.532 ‫قرار بود جای دیگه‌ای بشینم؟ 20:43.616 --> 20:45.993 ‫نه، ما به اون میگیم صندلی جذاب. 20:46.077 --> 20:47.620 ‫البته ما با یه دونه «ب» می‌نویسیمش. 20:47.703 --> 20:49.288 ‫می‌دونم تو سه تاش رو دوست داری، مگه نه؟ 20:49.372 --> 20:51.582 ‫- هوم. ‫- تبلیغاتت رو دیدم. 20:51.666 --> 20:54.543 ‫بیشتر مشتری‌هام زن‌های مسن‌ترن. ‫فکر می‌کنن بامزه‌ست. 20:56.504 --> 20:57.964 ‫قضیه چیه؟ 20:58.047 --> 21:01.884 ‫تو تماسی که باهام گرفتین گفتین یه سری ‫سؤالات درباره سابقه فیونا ون آلن دارین؟ 21:01.968 --> 21:07.264 ‫آره. می‌خواستم یه نگاهی به چیزی بندازی ‫که تو پوشه پیش‌نویس‌هاش پیدا کردیم. 21:08.933 --> 21:11.686 ‫تو فقط مربی کیک‌بوکسینگ فیونا نبودی، بودی؟ 21:12.395 --> 21:14.063 ‫تو با اون زن دوست بودی. 21:16.190 --> 21:18.943 ‫چی شد، شین؟ رابطه‌شو قطع کرد؟ 21:19.026 --> 21:21.028 ‫کشتیش، از حصار پشتی پریدی، 21:21.112 --> 21:24.115 ‫خوردی به پست کرتیس میدلتون بیچاره ‫و این بلا رو سرش آوردی؟ 21:25.616 --> 21:27.618 ‫نه، من کسی رو نکشتم. 21:28.494 --> 21:29.954 ‫اون شب پیش یکی از مشتری‌هام بودم. 21:30.037 --> 21:33.374 ‫واقعا؟ ساعت ۱۰ شب زیاد ‫کیک‌بوکسینگ کار می‌کنی؟ 21:33.457 --> 21:34.583 ‫من و گوئن که... 21:35.876 --> 21:37.253 ‫قضیه کاری نبود. 21:37.336 --> 21:39.046 ‫یعنی، رفتیم کافه روکو و بعدش... 21:39.130 --> 21:42.258 ‫آها، که اینطور. تو و گوئن. 21:44.093 --> 21:47.138 ‫تو مربی هستی شین؟ یا اهل عشق و حالی؟ 21:48.097 --> 21:50.516 ‫اگه سؤال دیگه‌ای دارین، ‫با وکیلم حرف بزنین. 21:51.267 --> 21:53.686 ‫ولی اول با گوئن استیلی حرف بزنین. ‫اون بهتون میگه. 21:54.478 --> 21:55.896 ‫من این کار رو نکردم. 21:59.400 --> 22:02.528 ‫خیلی خب، خانم‌ها. این بازی ‫کاناستاست، نه بداهه‌گویی. 22:02.611 --> 22:05.906 ‫سه‌لوهای قرمز پایین، ‫سه‌لوهای مشکی دسته‌ها رو فریز می‌کنن. 22:05.990 --> 22:06.991 ‫نوبت کیه؟ 22:07.074 --> 22:10.453 ‫- گوئن، انگار مهمون داری. ‫- شما گوئن هستی؟ 22:10.536 --> 22:11.704 ‫- اوهوم. ‫- آره، سلام. 22:11.787 --> 22:15.082 ‫من بیرون زدم به یه ماشین، و اون خانم ‫گفت شاید مال شما باشه. ببخشید. 22:15.166 --> 22:17.001 ‫میشه یه لحظه ایشون رو قرض بگیرم، لطفاً؟ 22:17.084 --> 22:19.670 ‫کاش ماشین من بود عزیزم. امروز پیاده اومدم. 22:20.296 --> 22:23.549 ‫خب، شاید من و شما بتونیم ‫در هر صورت یه دقیقه با هم حرف بزنیم. 22:26.385 --> 22:28.387 ‫واقعاً مجبور بودی اینجا این کار رو بکنی؟ 22:28.471 --> 22:30.181 ‫می‌دونی چرا اومدیم دیدنت؟ 22:30.264 --> 22:32.725 ‫شین بهم زنگ زد، و همون چیزی ‫رو بهتون میگم که به اون گفتم. 22:32.808 --> 22:34.518 ‫من قرار نیست براش دروغ بگم. 22:34.602 --> 22:36.729 ‫پس، سه‌شنبه شب ‫گذشته پیش اون نبودی؟ 22:36.812 --> 22:38.981 ‫من هیچ‌وقت با شین نبودم. 22:39.064 --> 22:40.858 ‫حداقل نه اونطوری که شما فکر می‌کنین. 22:40.941 --> 22:43.235 ‫پس می‌دونی چرا فکر کرده ‫تو براش شهادت میدی؟ 22:43.319 --> 22:46.155 ‫نمی‌دونم. من از شین خوشم میاد. 22:46.238 --> 22:51.243 ‫سعی کردم چند تا از دوست‌هام رو ‫به عنوان مشتری براش جور کنم، اما این؟ 22:51.744 --> 22:53.078 ‫من دیگه نیستم. می‌کشم کنار. 22:53.621 --> 22:55.664 ‫باید برم سراغ تنیس یا یه چیز دیگه. 22:57.333 --> 23:00.169 ‫امیدوارم پرونده‌تون رو حل کنین، ‫اما فقط پای منو نکشین وسط، باشه؟ 23:01.670 --> 23:04.548 ‫می‌دونی، بیشتر آدم‌ها به ‫کارآگاه‌های قتل دروغ نمیگن 23:04.632 --> 23:07.968 ‫مگه اینکه گناهکار، ‫دیوونه یا تو حال غیرعادی باشن. 23:09.094 --> 23:11.555 ‫خب، فکر کنم اون فقط یکم کله‌ش گرم بود. 23:12.181 --> 23:15.142 ‫آره، خب، یا شین داره چرت میگه ‫یا این خانم با‌شخصیت. 23:15.226 --> 23:17.061 ‫فقط باید بفهمیم کدومشون. 23:20.231 --> 23:21.398 ‫می‌تونم کمکتون کنم، خانم؟ 23:22.441 --> 23:23.526 ‫شما ویش هستی؟ 23:24.276 --> 23:26.278 ‫من از دوست‌های آر.جی. هستم. اسمم... 23:26.362 --> 23:28.572 ‫امی اوچوا. در جریانم. 23:29.573 --> 23:31.575 ‫یکی دو بار این دور و بر دیدمت. 23:32.701 --> 23:34.495 ‫فقط اسمت رو نمی‌دونستم. 23:35.496 --> 23:36.538 ‫تا همین اواخر. 23:36.622 --> 23:39.124 ‫شما... امروز ندیدیش، نه؟ 23:39.875 --> 23:43.879 ‫من و اون باید با هم حرف بزنیم، اما ‫نتونستم پیداش کنم. 23:43.963 --> 23:44.964 ‫خوبه. 23:45.798 --> 23:46.840 ‫ببخشید؟ 23:46.924 --> 23:50.511 ‫یعنی به نفعشه. ‫لابد سرش به کار گرمه. 23:50.594 --> 23:54.014 ‫باور کن، کار همون چیزیه ‫که این پسر لازم داره. 23:54.098 --> 23:55.766 ‫خنده‌داره، وقتی آر.جی. ‫درباره تو حرف می‌زنه، 23:55.849 --> 23:59.061 ‫یه جوری ازت میگه انگار ‫خوش‌قلب‌ترین آدم روی زمینی. 24:00.354 --> 24:02.856 ‫باید بگم، اصلاً بهت نمیاد. 24:06.777 --> 24:08.404 ‫گفتی دوستشی، آره؟ 24:10.739 --> 24:12.449 ‫- آره. ‫- اوهوم. 24:16.453 --> 24:17.788 ‫خب... 24:18.956 --> 24:21.458 ‫سرت به کار خودت باشه ‫تا زندگی به کامت بشه. 24:23.002 --> 24:25.004 ‫یه جمله‌ایه که مادرم همیشه می‌گفت. 24:25.587 --> 24:28.132 ‫می‌گفت وقتی پای مسائل احساسی وسط باشه، ‫این قضیه دو برابر صدق می‌کنه. 24:29.299 --> 24:33.345 ‫اما از اونجایی که هم تو و هم آر.جی. ‫اصرار دارین که فقط دوستین، 24:34.179 --> 24:37.307 ‫می‌خوام چیزی رو بهت بگم که با یه نگاه ‫بهت فهمیدم و اون نگفت. 24:39.184 --> 24:40.477 ‫اون و بابات؟ 24:41.895 --> 24:44.148 ‫اون روز با هم آشنا شدن. 24:58.495 --> 25:00.539 ‫- سلام. ‫- ببخشید. صدای زنگ رو شنیدم. 25:00.622 --> 25:01.623 ‫تو حموم بودم. 25:01.707 --> 25:03.417 ‫نه، من ببخشید که اینطوری سرزده اومدم. 25:03.500 --> 25:05.294 ‫می‌خواستم خودم یه نگاهی به خونه‌ت بندازم. 25:05.377 --> 25:06.628 ‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم. 25:06.712 --> 25:09.923 ‫می‌خواستم درباره یه چیزی باهات حرف بزنم. ‫چیزی که شاید شنیدنش آسون نباشه. 25:10.007 --> 25:11.216 ‫باشه. 25:11.300 --> 25:14.136 ‫شین بلانچارد، مربی کیک‌بوکسینگ فیونا. 25:15.929 --> 25:18.182 ‫خبر داشتی چقدر با هم صمیمی شده بودن؟ 25:29.193 --> 25:30.736 ‫هی. 25:31.862 --> 25:33.947 ‫نمی‌خوام از دستش عصبانی باشم، می‌دونی؟ 25:34.031 --> 25:35.949 ‫حتی نمی‌دونم الان باید چه حسی داشته باشم. 25:36.742 --> 25:39.203 ‫مخصوصاً اگه شین... ‫اگه اون این کار رو کرده باشه، من... 25:39.286 --> 25:42.039 ‫آره، خب، فعلاً اون کسیه ‫که داریم روش تحقیق می‌کنیم. 25:42.122 --> 25:43.415 ‫در همین حده. 25:45.417 --> 25:47.920 ‫اینجا چیز به درد بخوری پیدا کردین؟ ‫سرنخی یا چیزی؟ 25:48.003 --> 25:49.296 ‫نه، هنوز نه. 25:50.047 --> 25:51.423 ‫رفت و آمد به ملک شما 25:51.507 --> 25:53.091 ‫بدون اینکه تو دوربین دیده بشی ‫یه کم سخته. 25:53.175 --> 25:55.093 ‫باید اینجا رو خوب بشناسی. 25:55.677 --> 26:00.015 ‫می‌دونی شین تا حالا برای کلاس‌های ‫کیک‌بوکسینگ فیونا اومده اینجا یا نه؟ 26:00.557 --> 26:01.850 ‫نمی‌دونم رفیق. من... 26:02.726 --> 26:03.936 ‫فکر نکنم. 26:04.019 --> 26:09.316 ‫ولی از طرفی، انگار از ‫خیلی چیزها خبر نداشتم. 26:10.692 --> 26:11.693 ‫آره. 26:12.402 --> 26:14.321 ‫ببین، یه چیزی هست ‫که می‌خواستم بهت نشون بدم. 26:14.404 --> 26:15.405 ‫چی؟ 26:17.157 --> 26:18.992 ‫ببین، چند هفته پیش، 26:19.076 --> 26:21.161 ‫شین از فیونا خواست ‫تو کارش سرمایه‌گذاری کنه. 26:21.954 --> 26:23.664 ‫من بهش گفتم فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه. 26:23.747 --> 26:26.458 ‫حالا، می‌دونم بهم میگی ‫که اونا با هم دوست بودن. 26:27.251 --> 26:30.170 ‫ولی فکر کنم به حرفم گوش کرده. 26:30.254 --> 26:31.713 ‫ببین، می‌بینی؟ 26:34.341 --> 26:35.842 ‫شاید دست رد به سینه‌ش زده. 26:36.552 --> 26:38.053 ‫نمی‌دونم. 26:39.304 --> 26:40.931 ‫شاید دلیل اینکه کشتش همین بوده. 26:42.641 --> 26:43.809 ‫آره، شاید. 26:50.941 --> 26:54.152 ‫یادم میاد یه زمانی یه عکس ‫قاب‌شده از لوکاس اینجا بود. 26:55.153 --> 26:59.741 ‫همونی که مال دبیرستان بود، وقتی باعث ‫اون خطای بزرگ شد و توپ بازی رو گرفت. 26:59.825 --> 27:02.411 ‫الان یه چند سالی میشه که نیست؟ 27:03.120 --> 27:05.247 ‫برام سؤاله که چی قراره ‫جای عکس‌های منو بگیره 27:05.330 --> 27:06.540 ‫وقتی وقتش برسه. 27:06.623 --> 27:11.128 ‫دوستت، آقای دکر. بهت درباره ‫پیشنهادی که بهش دادم گفت؟ 27:11.211 --> 27:12.587 ‫راستش، نه. 27:13.380 --> 27:17.342 ‫نتونستم پیداش کنم، ‫احتمالاً به خاطر پیشنهادیه که بهش دادی. 27:17.426 --> 27:19.511 ‫اومدی اینجا به این خیال ‫که شاید عذرخواهی کنم؟ 27:19.594 --> 27:22.514 ‫نه، معلومه که نه. ‫اومدم اینجا تا بهت یه پیشنهاد بدم. 27:25.100 --> 27:27.144 ‫دارم کم‌کم سرمایه‌گذارها رو ردیف می‌کنم. 27:28.103 --> 27:30.564 ‫تا بیشتر سهامت تو شرکت توسعه اوچوا رو بخرن. 27:31.231 --> 27:33.191 ‫و وقت زیادی هم برای این کار دارم 27:33.275 --> 27:36.236 ‫چون دارم از سمتم تو ‫دفتر سیاسی تو استعفا میدم، 27:36.320 --> 27:37.696 ‫همین الان. 27:37.779 --> 27:39.281 ‫- امی... ‫- حرفم تموم نشده. 27:40.032 --> 27:44.536 ‫معامله رو قبول کن، فراموش کن اصلاً ‫اسمی از آر.جی. دکر شنیدی، 27:44.619 --> 27:46.913 ‫و از همیشه ثروتمندتر میشی. 27:46.997 --> 27:48.832 ‫این فقط یه معامله خوب برای تو نیست. 27:49.916 --> 27:51.835 ‫یه معامله خوب برای ماست. 27:51.918 --> 27:56.673 ‫ما تجارت رو از تجارت خانوادگی ‫درمیاریم و کی می‌دونه؟ 27:56.757 --> 28:02.721 ‫شاید، بالاخره، بتونیم ‫دوباره فقط یه خانواده باشیم. 28:03.388 --> 28:04.723 ‫و اگه بگم نه؟ 28:04.806 --> 28:06.725 ‫از هر دو تا شغلم استعفا میدم. 28:07.392 --> 28:11.188 ‫دفتر سیاسیت و توسعه اوچوا رو ول می‌کنم. 28:14.941 --> 28:16.735 ‫دیروز لوکاس رو دیدم. 28:17.903 --> 28:22.324 ‫تقریباً دو سالی میشه ‫که از زیر سلطه‌ت دراومده؟ 28:22.407 --> 28:26.620 ‫و... باورت می‌شه، هیچ‌وقت حال ‫و اوضاعش از این بهتر نبوده. 28:26.703 --> 28:29.623 ‫ذهن‌های ساده، دخترم، دلخوشی‌های ساده. 28:29.706 --> 28:32.209 ‫فقط قایقه نیست که خوشحالش می‌کنه. 28:32.292 --> 28:34.878 ‫این... این دوری از توئه. 28:34.961 --> 28:38.965 ‫داشتی ازش یه ری جدید برای خودت می‌ساختی. 28:39.049 --> 28:40.675 ‫یه نوچه. یه اوباش! 28:40.759 --> 28:42.594 ‫چون سقف توانایی‌هاش همونقدر بود. 28:44.429 --> 28:46.181 ‫تنها چیزی بود که می‌تونست باشه. 28:46.264 --> 28:49.935 ‫اما در مورد تو فرق می‌کنه. ‫تو می‌تونی فراتر بری. 28:51.186 --> 28:53.063 ‫حتی فراتر از من. 28:53.146 --> 28:56.691 ‫می‌تونی این شهر، و شاید حتی این ایالت رو، ‫به زانو دربیاری. 28:56.775 --> 28:58.151 ‫تا تسلیم این خانواده بشن. 28:59.152 --> 29:02.823 ‫می‌تونی قدرتی داشته باشی ‫که الان حتی نمی‌تونی درکش کنی. 29:03.573 --> 29:06.034 ‫گاهی وقت‌ها تقریباً خنده‌داره... 29:09.079 --> 29:10.622 ‫که چقدر کم منو می‌شناسی. 29:13.667 --> 29:15.252 ‫به پیشنهادم فکر کن. 29:16.628 --> 29:18.129 ‫دوبار تکرارش نمی‌کنم. 29:28.515 --> 29:30.892 ‫- پس این زنه که مرد... ‫- فیونا ون آلن. 29:30.976 --> 29:32.978 ‫اگه گزارش نداده بود که تو حیاطش ماره، 29:33.061 --> 29:35.564 ‫پس چرا وقتی اون کشته شد، ‫بابام باید اون پشت می‌بود؟ 29:35.647 --> 29:38.942 ‫راستش، فکر کنم تو این حیاط اینجا بود. 29:39.025 --> 29:41.945 ‫این توی یه زمین گلفه که گزارش ‫داده بودن یه مار برمه‌ای اونجاست. 29:42.028 --> 29:44.781 ‫اون‌قدر نزدیک بوده که صدای جیغش رو بشنوه، ‫قاتل میاد بیرون پشت خونه، 29:44.864 --> 29:46.366 ‫بابات رو می‌بینه که از روی کنجکاوی ‫داره از بالای حصار نگاه می‌کنه. 29:46.449 --> 29:48.827 ‫بابات هم اون رو می‌بینه ‫که سلاح قتل دستشه. 29:48.910 --> 29:50.620 ‫یارو نمی‌تونسته شاهد ‫باقی بذاره، برای همین... 29:50.704 --> 29:54.708 ‫خب، اگه راست بگی، حداقل ‫کار رفقای ماربازش نبوده. 29:57.168 --> 30:00.046 ‫چندتاشون پیگیر شدن ‫و سراغ مراسم یادبودش رو می‌گیرن. 30:00.130 --> 30:02.882 ‫خوبه که بدونیم قرار نیست از کسی ‫که کشتش میزبانی کنیم. 30:04.301 --> 30:06.303 ‫مایکل. مایکل. 30:06.970 --> 30:09.514 ‫ما درباره تصویب شدن ‫لایحه تو حرف نمی‌زنیم، خب؟ 30:09.598 --> 30:10.849 ‫داریم درباره لایحه من حرف می‌زنیم. 30:11.516 --> 30:12.684 ‫رای‌ها رو واسم جور کن. 30:12.767 --> 30:14.561 ‫وگرنه ممکنه قضیه به گوش ‫کمیته اخلاق برسه که 30:14.644 --> 30:17.063 ‫تمام سهام یه شرکت خاص رو فروختی، 30:17.147 --> 30:19.316 ‫اونم درست یه روز قبل از اینکه ‫ایالت رابطه‌ش رو باهاشون قطع کنه. 30:22.068 --> 30:23.612 ‫حتماً یه جای کار بدجوری می‌لنگه 30:23.695 --> 30:25.280 ‫که ازم می‌خوای تو خونه ببینمت. 30:28.366 --> 30:29.701 ‫یه جای کار می‌لنگه، ری. 30:31.578 --> 30:34.289 ‫برای این اینجایی چون قراره ‫برای یه نفر یه حادثه پیش بیاد. 30:36.082 --> 30:37.208 ‫سلام، گوئن. 30:37.876 --> 30:39.919 ‫بهم دروغ گفتی. 30:40.003 --> 30:43.798 ‫شبی که اون دوتا مقتول من کشته شدن، ‫تو توی کافه و رستوران راکو بودی. 30:44.549 --> 30:47.510 ‫هفت تا نوشیدنی، دوتا غذای ‫اصلی، گواکامولی کنار میز. 30:47.594 --> 30:51.848 ‫گارسون تو و شین رو یادشه. ‫رسیدش رو درآوردم. خب، چطور بود؟ 30:52.849 --> 30:54.434 ‫منظورم گواکامولیه، نه دوستی‌تون. 30:54.517 --> 30:56.686 ‫- نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی. ‫- مراقب باش. 30:57.437 --> 30:59.564 ‫درک می‌کنم که نمی‌خواستی جلوی ‫دوستای افاده‌ایت اعتراف کنی 30:59.647 --> 31:01.024 ‫که با شین می‌پریدی. 31:01.107 --> 31:04.569 ‫اما اگه الان بهم دروغ بگی، ‫باید این احتمال رو در نظر بگیرم 31:04.652 --> 31:07.364 ‫- که قتل فیونا ون آلن کار تو بوده. ‫- چی؟ 31:07.447 --> 31:10.116 ‫دوست کیک‌بوکسورت می‌ره با یکی دیگه می‌پره، 31:10.200 --> 31:12.327 ‫تو هم حسودیت می‌شه و یکی رو ‫استخدام می‌کنی تا سرش رو زیر آب بکنه. 31:12.410 --> 31:13.661 ‫این مسخره‌ست. من... 31:15.246 --> 31:16.998 ‫خیلی خب، آره. 31:18.374 --> 31:22.504 ‫- من و شین با هم یه توافقی داشتیم. ‫- اوهوم. 31:22.587 --> 31:23.963 ‫اما من و فیونا، 31:24.047 --> 31:27.509 ‫همدیگه رو می‌شناختیم ‫و از کارای هم خبر داشتیم. 31:27.592 --> 31:30.845 ‫ببخشید، یعنی داری می‌گی ‫از قضیه شین مطلع بودین؟ 31:30.929 --> 31:33.473 ‫قسم می‌خورم وقتی فهمیدم، ‫به نظرم خنده‌دار اومد. 31:33.556 --> 31:34.682 ‫به نظر اونم همین‌طور بود. 31:34.766 --> 31:36.017 ‫پس با هم دوست بودین؟ 31:36.851 --> 31:39.020 ‫بیشتر در حد آشنا بودیم. 31:39.771 --> 31:43.274 ‫مشخصات وکیل طلاقم رو ازم خواست. 31:43.900 --> 31:45.443 ‫می‌خواست از لاندو جدا بشه؟ 31:45.527 --> 31:47.821 ‫تو این فکر بود. 31:47.904 --> 31:50.281 ‫اما فکر نکنم هیچ‌وقت ‫فرصت پیدا کرد بهش بگه. 31:51.199 --> 31:52.992 ‫[آر.جی.: می‌شه همو ببینیم؟ ‫یه چیزی می‌خوام نشونت بدم.] 31:59.290 --> 32:00.708 ‫هی، ممنون. 32:00.792 --> 32:02.752 ‫این روزا بوی کاروانت چقدر بده؟ 32:02.836 --> 32:05.380 ‫سخته باور کنم که ‫اینجا جای بهتری برای قراره. 32:05.463 --> 32:07.799 ‫پس کم‌کم دارم فکر می‌کنم ‫شین بلنچارد آدم ما نیست. 32:07.882 --> 32:11.094 ‫نیست. غیبت شین موجه بود، ‫اما بگو ببینم. 32:11.177 --> 32:13.346 ‫- بگو چطور به این نتیجه رسیدی. ‫- باشه. 32:13.429 --> 32:16.766 ‫این گزارش اولیه پزشکی قانونی ‫درباره فیونا ون آلنه. 32:16.850 --> 32:20.144 ‫تیم بررسی صحنه جرم فکر می‌کرد مهاجم ‫راست‌دست بوده و یه جور چماق داشته. 32:20.228 --> 32:24.148 ‫در حالی که فیونا روی مبل لم داده بوده، ‫قاتل چوب بیسبال یا لوله رو بالا می‌بره. 32:24.232 --> 32:27.151 ‫ضربه‌های محکم برای توجیه الگوی ‫پاشش خون؛ تئوری‌شون این بود. 32:27.235 --> 32:29.195 ‫اما خب الان می‌دونیم که چوب یا لوله نبوده. 32:29.279 --> 32:31.281 ‫نه، گوی کریستالیش بوده. 32:31.364 --> 32:33.199 ‫آره، برای همین امروز با ‫پزشکی قانونی جلسه داشتم. 32:33.283 --> 32:34.742 ‫با دونستن اینکه اون سلاح قتل بوده، 32:34.826 --> 32:37.704 ‫الگوی پاشش خون ‫با تئوری اولیه جور درنمیاد. 32:37.787 --> 32:39.998 ‫الان فکر می‌کنن قاتل ‫باید پشت سرش ایستاده باشه 32:40.081 --> 32:41.666 ‫و حتماً هم چپ‌دست بوده. 32:41.749 --> 32:44.669 ‫- شین که چپ‌دست نبود. ‫- نه نیست، ولی می‌دونی کی هست؟ 32:45.545 --> 32:46.713 ‫لاندو ون آلن؟ 32:46.796 --> 32:49.257 ‫آره، خب فکر کنم. ‫دیروز دیدم داره می‌نویسه. 32:49.340 --> 32:51.551 ‫می‌دونی، اون از روز اول ‫مظنون اصلی من بود، 32:51.634 --> 32:53.428 ‫اونم قبل از اینکه بفهمم ‫زنه می‌خواسته ترکش کنه. 32:53.511 --> 32:54.512 ‫منظورت چیه؟ 32:54.596 --> 32:57.932 ‫با یه وکیل طلاق قرار داشت، یه توافق‌نامه ‫پیش از ازدواج سفت‌وسخت هم داشتن. 32:58.016 --> 33:00.351 ‫اگه ازدواجشون تموم می‌شد، ‫لاندو آس‌وپاس می‌شد. 33:00.435 --> 33:03.313 ‫پس دنبال یه چپ‌دست می‌گردیم ‫که انگیزه کشتن فیونا رو داشته... 33:03.396 --> 33:05.940 ‫می‌دونم... زمان‌بندی رو می‌دونم، ‫برای همین می‌دونم غیرممکنه. 33:06.024 --> 33:08.401 ‫لاندو نمی‌تونسته سلاح قتل رو ‫تو اون زمین گلف بندازه 33:08.484 --> 33:11.279 ‫و به موقع برگرده که ‫نیروهای امدادی ببیننش. قبول. 33:11.863 --> 33:13.239 ‫فقط نمی‌تونم بیخیالش بشم. 33:13.323 --> 33:14.741 ‫هر دوتا قتل کار اون بوده. 33:14.824 --> 33:16.659 ‫فقط هنوز نفهمیدیم چطوری. 33:29.255 --> 33:30.256 ‫خب؟ 33:31.215 --> 33:34.177 ‫آره پسر، خیلی کندی. ‫قشنگ دو دقیقه از تایم عقبی. 33:34.260 --> 33:36.304 ‫عمراً. به هیچ وجه. 33:37.138 --> 33:40.433 ‫امکان نداره این یارو لاندو ‫خودش رو تا اینجا برسونه، 33:40.516 --> 33:42.060 ‫کورتیس رو تو اون گودال شن بکشه، 33:42.143 --> 33:45.021 ‫و بعد بدوه سمت خونه‌ش تا به موقع ‫در رو برای پلیس باز کنه. اصلاً راه نداره. 33:45.104 --> 33:46.105 ‫آره. 33:46.189 --> 33:48.816 ‫من مسابقه ورزشی مدرسه رو بردم. سال ‫۱۹۸۶، دبستان کارتر. برو آمارش رو دربیار. 33:48.900 --> 33:50.360 ‫خب، اون مال قبل چند هزار تا ‫نوشیدنی‌ای بود که خوردی. 33:50.443 --> 33:52.570 ‫هی، بیا برات تایم بگیرم. 33:52.654 --> 33:55.323 ‫حتی اگه یه خورده هم سریع‌تر باشم، ‫ممکن نیست، ویش. 33:55.406 --> 33:57.950 ‫اصلاً و ابداً ممکن نیست. 33:58.034 --> 34:01.162 ‫خب، فکر کنم تنها چیزی که فهمیدیم اینه که... 34:01.245 --> 34:04.332 ‫من باید برگردم باشگاه و تو ‫هم به یه مظنون جدید نیاز داری. 34:06.125 --> 34:07.126 ‫عجب. 34:08.628 --> 34:11.381 ‫نمی‌تونم نادیده بگیرم که هنوز دعوت نشدم 34:11.464 --> 34:14.133 ‫تا پاک شدن سوابقت توسط ویکتور اوچوا ‫رو جشن بگیریم. 34:14.217 --> 34:16.511 ‫خب، راستش هنوز جوابش رو ندادم. 34:19.097 --> 34:24.394 ‫داداش، تو دیگه بدجوری دندون ‫اسب پیشکشی رو می‌شمری. 34:24.977 --> 34:27.772 ‫بهم بگو، فراموش کردن امی اوچوا برات سخت‌تره 34:27.855 --> 34:29.482 ‫یا اینکه از خر شیطون بیای پایین؟ 34:29.565 --> 34:33.361 ‫بهت گفتم پسر، اگه برگردی آپالاچی، ‫دیگه هیچ‌وقت رنگ بیرون رو نمی‌بینی. 34:34.445 --> 34:35.446 ‫ویش. 34:36.030 --> 34:37.156 ‫فهمیدم چطوری این کار رو کرد. 34:38.574 --> 34:41.160 ‫نمی‌شد قبل از اینکه این همه راه رو بدوم ‫می‌فهمیدی چطوری این کار رو کرده؟ 34:41.244 --> 34:43.413 ‫خودت گفتی، به ورزش نیاز داری. 34:49.210 --> 34:50.670 ‫تا حالا بازی جای آلای ‫رو از نزدیک دیده بودی؟ 34:50.753 --> 34:52.213 ‫نه، از نزدیک نه. 34:52.296 --> 34:55.466 ‫داییم به مامانم می‌گفت داریم می‌ریم بستنی ‫بخوریم ولی در عوض می‌آوردتم اینجا. 34:55.550 --> 34:57.468 ‫من پوششی برای شرط بندیش بودم. 34:57.552 --> 35:00.680 ‫اون رفت‌وآمدها و گرفتن یه توپ ‫بازی وقتی هفت سالم بود... 35:00.763 --> 35:03.474 ‫تنها دوتا خاطره مثبتی بود که ‫دایی تیمی از خودش به جا گذاشت. 35:03.558 --> 35:06.060 ‫- آره، خب، الان یه خاطره سوم هم داری. ‫- چی؟ 35:07.270 --> 35:09.272 ‫اون بهت کمک کرد یه ‫پرونده قتل دوگانه رو حل کنی. 35:14.902 --> 35:16.654 ‫سلام. چه خبر بچه‌ها؟ 35:16.737 --> 35:18.990 ‫خبری نیست لاندو. ما از طرفدارای ‫پروپاقرص جای آلای هستیم. 35:19.073 --> 35:20.867 ‫خیلی عجیبه که اینجا می‌بینیمت. 35:20.950 --> 35:22.410 ‫آره، به نظر میاد آماده بازی هستی. 35:22.493 --> 35:24.871 ‫ما هم اومدیم اینجا یه بازی بکنیم. ‫بازی «چشم می‌بینه» رو یادته؟ 35:24.954 --> 35:27.957 ‫داشتم عکسایی که از ‫خونه‌ت گرفته بودم رو مرور می‌کردم. 35:28.040 --> 35:30.793 ‫یه کلاه ایمنی به چشمم خورد. ‫ولی هیچ دوچرخه‌ای نبود. 35:31.460 --> 35:34.130 ‫اون برای اینه که کلاه دوچرخه‌سواری نیست، ‫کلاه بازی جای آلایه. 35:34.213 --> 35:36.674 ‫این یه عکس دیگه از گاراژته 35:36.757 --> 35:38.718 ‫که پلیس شب قتل گرفته. 35:39.719 --> 35:42.471 ‫همون نقطه، دیروز. 35:42.555 --> 35:43.806 ‫می‌بینی چی کم شده؟ 35:45.349 --> 35:47.560 ‫این دیروز اونجا نبود. این یه سستا هست. 35:47.643 --> 35:49.562 ‫اما تو بعد از اینکه پلیس‌ها ‫رفتن، سربه نیستش کردی. 35:49.645 --> 35:51.230 ‫من همیشه فکر می‌کردم بهشون می‌گن اسکوپ. 35:51.314 --> 35:53.274 ‫عجیبه که شماها چه ‫کارایی می‌تونید باهاش بکنید. 35:53.357 --> 35:55.610 ‫- مثلاً قسر در رفتن از قتل. ‫- چی؟ 35:55.693 --> 35:57.987 ‫آره، شبی که فیونا رو ‫کشتی، از در جلویی اومدی تو، 35:58.070 --> 36:00.156 ‫جلوی دوربین لبخند زدی: ‫«سلام عزیزم، من اومدم خونه.» 36:00.239 --> 36:02.158 ‫فیونا روی مبل دراز کشیده بود. 36:02.241 --> 36:03.326 ‫اصلاً روحش هم خبر نداشت قراره چی بشه. 36:03.409 --> 36:05.036 ‫بعد از اون، همه‌چیز به ‫زمان‌بندی بستگی داشت. 36:05.119 --> 36:06.537 ‫اون جایزه کاملاً گرد زنت رو برداشتی. 36:06.621 --> 36:08.831 ‫گذاشتیش توی سستا و تا جایی ‫که می‌تونستی پرتابش کردی، 36:08.915 --> 36:10.499 ‫همه‌ش برای اینکه بتونی به پلیس زنگ بزنی 36:10.583 --> 36:12.335 ‫و بهشون بگی هر چه سریع‌تر ‫خودشون رو برسونن. 36:12.418 --> 36:13.628 ‫کورتیس میدلتون بیچاره. 36:13.711 --> 36:17.173 ‫در همین حین، اون بیرون داشت به ‫کار خودش می‌رسید. مار شکار می‌کرد. 36:17.256 --> 36:19.800 ‫نمی‌خواستی بکشیش، اما کشتیش. 36:19.884 --> 36:21.552 ‫کورتیس شاهد چیزی نبود. 36:21.636 --> 36:24.263 ‫تعقیبی در کار نبود. ‫مشکل زمان‌بندی نبود. 36:24.347 --> 36:26.182 ‫فقط فیزیک و شانس بد در کار بود. 36:26.265 --> 36:27.433 ‫این غیرممکنه. 36:27.516 --> 36:29.101 ‫امکانش خیلی کمه. 36:29.185 --> 36:30.728 ‫بازوی خیلی خوبی می‌طلبه. 36:30.811 --> 36:34.315 ‫الان می‌دونیم توی باشگاه جای آلای ‫بازی می‌کنی، اما یه زمانی حرفه‌ای بودی. 36:34.398 --> 36:37.777 ‫تو توی فلوریدا، اسپانیا ‫و فیلیپین توی تیم‌ بودی. 36:37.860 --> 36:40.821 ‫تو یه چپ دست از بوکا راتون بودی. 36:42.073 --> 36:44.033 ‫شماها منتظرین من یه چیز احمقانه بگم، 36:44.116 --> 36:45.826 ‫اما من انجامش نمی‌دم. 36:45.910 --> 36:47.870 ‫هیچ‌وقت چیزی رو ثابت نمی‌کنین. ‫زیادی عجیبه. 36:47.953 --> 36:49.789 ‫نه، می‌دونی چی عجیبه؟ 36:49.872 --> 36:51.832 ‫نیازی نیست چیزی بگی. 36:51.916 --> 36:54.669 ‫واحد صحنه جرم روی پشت ‫بوم خونه پشت تو رفته، لاندو. 36:54.752 --> 36:56.962 ‫این خون همسرته روی توفال اونا. 36:57.046 --> 36:58.756 ‫نمی‌دونم چطوری رفته اونجا. 37:03.344 --> 37:06.472 ‫می‌دونی چی بدتر از زندگی زیر ‫ابری از شک و تردیده؟ 37:06.555 --> 37:07.890 ‫غذای زندان. 37:13.979 --> 37:16.732 ‫ارقام خوب به نظر می‌رسه. ‫خیلی وسوسه‌کننده‌ست. 37:17.983 --> 37:18.984 ‫اما؟ 37:21.028 --> 37:23.447 ‫ببین، من تو و بابات رو خیلی وقته می‌شناسم. 37:24.615 --> 37:25.908 ‫چقدر به تامین مالی کمک کردم؟ 37:25.991 --> 37:28.828 ‫توی دو دوجین پروژه توسعه اوچوا؟ 37:28.911 --> 37:31.872 ‫و با اینکه عاشق کار کردن با شرکت هستم، 37:31.956 --> 37:34.625 ‫فکر نکنم بخوام ازش سهمی داشته باشم. 37:36.502 --> 37:40.047 ‫نمی‌خوای بدون پدرم سهمی ازش داشته باشی. 37:40.131 --> 37:44.135 ‫امی، من به کاری که ‫اینجا می‌کنی احترام میذارم. 37:45.761 --> 37:46.929 ‫اما این عاقلانه‌ست؟ 37:52.351 --> 37:54.687 ‫مطمئنم بابا امشب یه پیام فرستاد. 37:55.563 --> 37:59.275 ‫اما نمی‌دونم برای من بود یا تو. 37:59.358 --> 38:02.611 ‫لوکاس،‌ داری می‌ترسونیم. چه خبره؟ 38:04.947 --> 38:07.908 ‫اون قایقمو، کل زندگیمو به آتیش کشید. 38:42.568 --> 38:45.571 ‫می‌شه این‌طور برداشت کرد که برای همینه ‫جواب زنگ‌هام رو نمی‌دادی؟ 38:46.488 --> 38:49.074 ‫اشکالی نداره. منم بودم جواب ‫زنگ‌های خودم رو نمی‌دادم. 38:49.825 --> 38:53.245 ‫نه ببین، وقتی حرف زدیم، فقط می‌خواستم ‫مطمئن بشم که حرف درستی می‌زنم. 38:53.329 --> 38:54.580 ‫خب؟ 38:56.832 --> 38:58.292 ‫هنوز چیزی به ذهنم نرسیده. 38:58.375 --> 39:00.878 ‫این یه مهارتیه که اون داره. 39:01.795 --> 39:04.715 ‫کاری می‌کنه به هر چیزی ‫که فکر می‌کنی می‌دونی شک کنی. 39:06.342 --> 39:10.012 ‫کاش می‌تونستم بهت بگم که ‫نمی‌تونه برت گردونه زندان، 39:10.095 --> 39:11.847 ‫اما احتمالا بتونه. 39:13.015 --> 39:14.475 ‫و خب... 39:15.392 --> 39:17.770 ‫اگه این آخرین باریه که ‫قراره همدیگه رو ببینیم، من... 39:19.188 --> 39:22.316 ‫فقط می‌خواستم بدونی که من... 39:22.399 --> 39:24.526 ‫من... درکت می‌کنم. 39:30.908 --> 39:33.369 ‫خب، فکر کنم فهمیدم ‫چی می‌خواستم بگم. 39:33.452 --> 39:34.411 ‫چی؟ 39:34.995 --> 39:35.996 ‫گور بابای پدرت. 39:43.337 --> 39:44.421 ‫خیلی راحته. 39:51.595 --> 39:55.265 ‫من تا دیروز از چیزایی که پدرم ‫بهت گفته بود باخبر نشده بودم. 39:56.600 --> 39:58.435 ‫قبل از اون، داشتم تلاش ‫می‌کردم باهات تماس بگیرم 39:58.519 --> 40:00.771 ‫چون چیزی بود که لازم بود بدونی. 40:02.147 --> 40:04.274 ‫قضیه سرقت از خونه همسر سابقت... 40:04.358 --> 40:05.984 ‫آره، بابات پشت اون قضیه هم بود. 40:07.986 --> 40:09.863 ‫همون ثانیه‌ای که دیدمش فهمیدم. می‌دونم. 40:10.781 --> 40:12.616 ‫کاترین داشت درباره ‫خانواده‌تون تحقیق می‌کرد. 40:12.700 --> 40:15.077 ‫بهت گفته بود که ‫شاید حتی یه مقاله هم بنویسه. 40:15.160 --> 40:16.161 ‫این کارش زنگ خطر رو به صدا درآورد. 40:16.245 --> 40:18.372 ‫می‌خواست بدونه که آیا اون ‫به چیزی پی برده یا نه. 40:21.333 --> 40:22.960 ‫فکر می‌کردم یه راه فراری پیدا کردم، 40:23.043 --> 40:26.964 ‫اما اون بر اساس این احتمال بود ‫که اون بتونه تغییر کنه. 40:27.464 --> 40:28.799 ‫الان... 40:29.633 --> 40:35.055 ‫تنها راه فرار اینه که به مردم نشون بدیم ‫اون واقعاً چجور آدمیه. 40:36.140 --> 40:37.975 ‫حق با توئه، اون پشت قضیه سرقت بود، 40:38.058 --> 40:40.310 ‫اما اون تنها چیزی نبود که پشتش بود. 40:45.733 --> 40:47.067 ‫دو سال پیش، 40:47.776 --> 40:50.571 ‫وقتی مچ برادرم رو حین ‫دزدیدن تجهیزات دوربینت گرفتی، 40:51.655 --> 40:53.198 ‫فقط به خاطر این نبود که ‫لوکاس یه الف‌بچه مردم‌آزار باشه. 40:53.282 --> 40:55.367 ‫تصادفی نبود. 40:58.203 --> 41:00.706 ‫لوکاس رو فرستاده بودن تا دوربینت رو بدزده. 41:02.833 --> 41:04.668 ‫دیگه وقتشه دلیلش رو بفهمی. 41:04.668 --> 41:09.673 www.Doostihaa.com