WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:13.440 --> 00:17.280 ‫لطفاً تماس گریس میرابلا رو به یه ملاقات حضوری 00:17.280 --> 00:20.280 ‫توی دفتر مرکزی ووگ ‫واسه امروز بعدازظهر تغییر بده. 00:20.280 --> 00:23.840 ‫باید برم بیرون تو اجتماع، ‫بذارم مردم با چشم‌های خودشون ببینن 00:23.840 --> 00:26.320 ‫که ادعاهای بچه‌هام ‫درباره ناخوش احوال بودنم 00:26.320 --> 00:28.000 ‫خیلی پیازداغش زیاد شده. 00:28.000 --> 00:30.360 ‫مامان‌بزرگ، باهاشون حرف زدی؟ 00:30.360 --> 00:33.200 ‫فکر می‌کنم یه گفت‌وگوی آروم‌تر ‫و سنجیده‌تر 00:33.200 --> 00:34.720 ‫با خاله ادوینا بتونه... 00:34.720 --> 00:37.680 ‫و به هنری راسیتر هم بگو بیاد دیدنم. 00:37.680 --> 00:39.920 ‫باید یه سری از دارایی‌هام رو نقد کنم. 00:39.920 --> 00:41.680 ‫جداً؟ چقدر نیاز داری؟ 00:41.680 --> 00:43.000 ‫هفت میلیون. 00:43.000 --> 00:45.080 ‫- پوند. ‫- واسه چی؟ 00:45.080 --> 00:47.480 ‫و هرچند گفتنش واسم سخته، 00:47.480 --> 00:49.560 ‫اما باید توی یه برنامه تلویزیونی ظاهر بشم. 00:49.560 --> 00:51.280 ‫پس به پیتر لاسالی زنگ بزن 00:51.280 --> 00:53.960 ‫و بهش بگو بالاخره جوابم واسه حضور ‫توی برنامه امشب مثبته. 00:53.960 --> 00:57.600 ‫و بعد از اون، ازت می‌خوام ‫به جیم فیرلی زنگ بزنی 00:57.600 --> 01:00.600 ‫و به این... سروسرّت باهاش خاتمه بدی. 01:03.000 --> 01:05.560 ‫من... من نمی‌دونم منظورت چـ... 01:07.480 --> 01:09.800 ‫اولین باری که همو دیدیم حتی نمی‌دونستم اون کیه. 01:09.800 --> 01:12.320 ‫فکر می‌کردم درباره آینده‌ت تو اینجا جدی هستی، 01:12.320 --> 01:14.360 ‫پائولا، فکر می‌کردم بلندپروازی. 01:14.360 --> 01:17.680 ‫- جدی هستم. آره. اما... ‫- پس همین امروز تمومش می‌کنی. 01:17.680 --> 01:19.480 ‫اما مامان‌بزرگ، من عاشقشم. 01:21.360 --> 01:25.400 ‫پائولا، درکت می‌کنم، ‫باورت بشه یا نه، 01:25.400 --> 01:29.720 ‫که آدم گاهی وقت‌ها ممکنه ببینه... ‫حواسش پرت شده. 01:29.720 --> 01:32.880 ‫اما آدم باید از اون حواس‌پرتی به عنوان یه سکوی پرش 01:32.880 --> 01:34.600 ‫واسه حرکت به جلو استفاده کنه. 01:34.600 --> 01:37.480 ‫رابطه تو و جیم فیرلی تمومه. 01:37.480 --> 01:38.920 ‫ختم کلام. 01:40.040 --> 01:44.560 ‫بدون فداکاری کردن، ‫به این جایی که من هستم نمی‌رسی. 02:17.880 --> 02:20.120 ‫واسه روز افتتاحیه بزرگت آماده‌ای؟ 02:24.160 --> 02:25.600 ‫روز خوبی داشته باشید. 02:41.400 --> 02:43.200 ‫ممنون. 02:45.320 --> 02:48.560 ‫خب دیگه کوچولو، آروم بگیر. 02:48.560 --> 02:51.960 ‫این دومیه. ‫و در مقایسه با اولی، واقعاً یه فرشته‌ست. 02:54.400 --> 02:57.080 ‫اما؟ این پارچه حوله‌ایه یا پشم فاستونی؟ 02:57.080 --> 02:58.960 ‫حوله‌ای. 03:11.320 --> 03:13.320 ‫مترجم: مریم سهرابی 03:27.840 --> 03:29.280 ‫[مزون و خیاطی هارت] 03:39.120 --> 03:41.560 ‫عالیه خانم، جیکوبز. با این قدی که 03:41.560 --> 03:43.720 ‫خدا بهت داده، من دامن رو تا ساق پا بالا می‌برم. 03:43.720 --> 03:45.680 ‫باید شوهرم رو راضی کنم ‫که یه کت جدید نیاز داره. 03:45.680 --> 03:47.840 ‫توی کلیسا باعث سرشکستگی من میشه! 03:47.840 --> 03:49.560 ‫شاید بهتر باشه اول خامش کنی. 03:49.560 --> 03:51.720 ‫بسته‌های تارت شیره من رو دیدی؟ ‫دستورپخت مادرمه. 03:51.720 --> 03:53.000 ‫بابام همیشه توی ماه ژوئن 03:53.000 --> 03:55.160 ‫به جای کیک تولد، یکی از این‌ها می‌خواست. 03:59.480 --> 04:02.640 ‫پس هر روز و هر ثانیه داشتی کار می‌کردی. 04:02.640 --> 04:04.360 ‫کی کار و بار اینجا اون‌قدر رو روال می‌فته 04:04.360 --> 04:06.800 ‫که بتونی یه کم مرخصی بگیری ‫و بری خانواده‌ت رو ببینی، هان؟ 04:06.800 --> 04:09.000 ‫لباس مردونه. اون باید بعدی باشه. 04:09.000 --> 04:10.680 ‫بهترین راه واسه جذب مشتری‌های بیشتر. 04:10.680 --> 04:11.920 ‫می‌تونم یه نگاه به مال توبندازم؟ 04:13.360 --> 04:14.480 ‫بله. 04:15.480 --> 04:18.360 ‫اما اگه قراره برای لباس بدوزی... 04:18.360 --> 04:20.080 ‫شاید بهتر باشه بدون تماشاچی باشه؟ 04:20.080 --> 04:21.760 ‫ببخشید. 04:23.800 --> 04:26.120 ‫پارچه پشمی راه راه. ‫خیلی به پارچه پشمی راه راه نیاز دارم. می‌تونی...؟ 04:26.120 --> 04:29.560 ‫توی مدیریت کردن کارها خوبم. 04:37.760 --> 04:40.160 ‫به هر چی پارچه پشمی راه راه، 04:40.160 --> 04:42.800 ‫پشم فاستونی و شاید یه کم کتان داری نیاز دارم. 04:42.800 --> 04:44.480 ‫امکان نداره به این زودی جنست ته کشیده باشه. 04:44.480 --> 04:46.680 ‫یه خط تولید لباس مردونه راه می‌اندازیم. 04:46.680 --> 04:49.160 ‫شنیدی دارن کارخونه دزبری رو می‌فروشن؟ 04:49.160 --> 04:50.520 ‫یه نفر قراره ثروت کلانی به جیب بزنه. 04:50.520 --> 04:52.240 ‫آره، ولی اولش باید یه ثروت خرج کنه. 04:52.240 --> 04:53.840 ‫تو باید بخرش. فکر کن چقدر 04:53.840 --> 04:55.320 ‫حاشیه سودت بالاتر می‌ره. 04:55.320 --> 04:57.600 ‫نه، ممنون. واسه من خیلی ریسکیه. 04:57.600 --> 04:59.200 ‫مجبور میشم یه وام سنگین بردارم. 04:59.200 --> 05:00.400 ‫بیشتر از هزینه‌ش سودآوری داره. 05:00.400 --> 05:01.760 ‫با توجه به اینکه همه چقدر فکر می‌کنن 05:01.760 --> 05:03.360 ‫محصولات کارخونه فیرلی بی‌کیفیته، 05:03.360 --> 05:04.920 ‫من حدس می‌زنم قراردادهایی ‫که براشون مونده مال تو بشه 05:04.920 --> 05:07.360 ‫- و بتونی راحت قاپ‌شون بزنی. ‫- خانم... آقای لودر. 05:08.760 --> 05:10.080 ‫دیدی داره چیکار می‌کنه؟ 05:10.080 --> 05:12.480 ‫بسته‌های تارت شیره توی مغازه خیاطی زنونه! 05:12.480 --> 05:14.360 ‫تا حالا همچین چیزی شنیده بودی؟ 05:14.360 --> 05:16.200 ‫می‌دونستم! ‫همون لحظه‌ای که گذاشتی بیاد اینجا، 05:16.200 --> 05:18.280 ‫به شوهرم گفتم، گفتم، اون دنبال مغازه منه. 05:18.280 --> 05:20.520 ‫خانم هارت مجازه هر چی دلش می‌خواد بفروشه. 05:20.520 --> 05:23.880 ‫معلومه تو این رو میگی ‫و از سوگلی خودت دفاع می‌کنی. 05:23.880 --> 05:25.640 ‫اما یه زن متاهله. 05:25.640 --> 05:28.360 ‫با کی ازدواج کرده؟ مرد نامرئی؟ 05:28.360 --> 05:30.440 ‫دیدم چطور مدام توی مغازه‌ت رفت‌وآمد می‌کنه 05:30.440 --> 05:32.360 ‫- که اصلاً به کسی ربطی نداره. ‫- به نظر می‌رسه خودت اینو 05:32.360 --> 05:34.640 ‫- واسه خودت یه مسئله کردی. ‫- خانم مینتون، اگه می‌خوای 05:34.640 --> 05:36.800 ‫ملکم رو همچنان بهت اجاره بدم، ‫پیشنهاد می‌کنم فوراً 05:36.800 --> 05:39.480 ‫از خانم هارت عذرخواهی کنی ‫و وقت کمتری رو صرف غصه خوردن واسه 05:39.480 --> 05:42.040 ‫چیزهایی کنی که اون می‌فروشه ‫و بیشتر نگران چیزهایی باشی که خودت می‌فروشی، 05:42.040 --> 05:44.440 ‫که این اواخر، ‫حدس می‌زنم چیز زیادی هم نبوده باشه. 05:48.920 --> 05:50.120 ‫ببخشید. 05:52.080 --> 05:54.360 ‫شوهر نامرئی، بچه نامرئی. 05:54.360 --> 05:56.120 ‫ممنون که پرسیدید خانم مینتون، اما در واقع 05:56.120 --> 05:58.480 ‫از دخترم خیلی خوب مراقبت میشه. 05:58.480 --> 06:00.680 ‫- کم و کسری نداره. ‫- اما... 06:04.280 --> 06:07.160 ‫اون چی می‌دونه، هان؟ ‫فکر می‌کنه ما با هم سروسرّی داریم! 06:07.160 --> 06:09.640 ‫تو باید مغازه‌ش رو بدی به من. 06:09.640 --> 06:11.360 ‫من هیچ‌وقت واسه اجاره معطلت نمی‌ذارم. 06:11.360 --> 06:13.920 ‫من خیلی نگران این میشم ‫که اون بیاد و جفت‌مون رو 06:13.920 --> 06:15.480 ‫با یکی از تارت‌های شیره‌ت بکشه. 06:23.640 --> 06:25.560 ‫یه سری ساسون ماهی ‫توی قسمت جلو باعث میشه 06:25.560 --> 06:27.760 ‫تن‌خور بهتری پیدا کنه، این‌طور فکر نمی‌کنی؟ 06:27.760 --> 06:29.440 ‫کمر رو جمع می‌کنه بدون اینکه... 06:29.440 --> 06:31.400 ‫ریزش پارچه رو بهم بزنه. 06:31.400 --> 06:33.120 ‫بله. حق با توئه. 06:34.440 --> 06:36.040 ‫خطوط صاف‌تر و تمیزتر. 06:39.840 --> 06:42.400 ‫می‌تونم اندازه‌هات رو واسه نمونه‌ کارها بگیرم؟ 06:45.320 --> 06:46.560 ‫بگیری؟ 06:46.560 --> 06:49.040 ‫بله. ممنون. 07:08.920 --> 07:13.040 ‫بیشتر مردم... بعد از افتتاح یه مغازه لباس زنونه 07:13.040 --> 07:15.440 ‫بیشتر از چند ماه واسه ‫توسعه دادنش صبر می‌کنن. 07:16.680 --> 07:18.480 ‫فکر می‌کنی خیلی زوده؟ 07:18.480 --> 07:20.360 ‫نه. این‌طور فکر نمی‌کنم. 07:23.080 --> 07:25.440 ‫و دقیقاً به همین خاطره که دلم می‌خواست ‫باهات کار کنم. 07:32.640 --> 07:34.520 ‫چون تو مثل بیشتر مردم نیستی. 07:40.840 --> 07:42.720 ‫خب، یه نفر باید اینو به شوهرت یادآوری کنه، 07:42.720 --> 07:44.800 ‫چون الان نزدیک یه ساله، اما، 07:44.800 --> 07:46.480 ‫و اون حتی به خودش ‫زحمت اینو نداده که بیاد نزدیکت، 07:46.480 --> 07:48.240 ‫حتی وقتی که بچه‌ش رو به دنیا آوردی. 07:48.240 --> 07:49.960 ‫- اون رفته سفر! ‫- هفته‌ها می‌گذره، من با خودم میگم 07:49.960 --> 07:53.240 ‫اون اصلاً روحش خبر داره ‫با کی ازدواج کرده؟ تو رو می‌شناسه؟ 07:53.240 --> 07:54.800 ‫تو رو دیده؟ 07:56.440 --> 07:58.400 ‫چون مسلماً اگه حتی یه نگاه گذرا بهت انداخته بود، 07:58.400 --> 08:00.480 ‫نمی‌تونست خودشو از کنارت جدا کنه. 08:00.480 --> 08:02.200 ‫معذرت می‌خوام. معذرت می‌خوام. 08:35.280 --> 08:37.400 ‫اما هارت هستی، مگه نه؟ 08:38.760 --> 08:41.400 ‫بله... چطور می‌تونم ‫کمک‌تون کنم، خانم...؟ 08:41.400 --> 08:42.600 ‫دوشیزه. 08:42.600 --> 08:44.560 ‫چاندرا. 08:44.560 --> 08:46.240 ‫دست‌کم، واسه چند هفته آینده. 08:46.240 --> 08:48.440 ‫بعدش میشم خانم ادوین فیرلی. 08:49.760 --> 08:51.640 ‫واسه همین اینجام. 09:01.360 --> 09:03.480 ‫بله. دارم می‌بینم. 09:04.880 --> 09:07.440 ‫فقط نیاز به... ‫یه سری تغییرات جزئی داره. 09:09.480 --> 09:10.560 ‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که... 09:10.560 --> 09:12.080 ‫باید آتیشش زد. 09:13.320 --> 09:16.040 ‫این یه لباس ارثیه خانوادگی فیرلی‌هاست ‫که اصرار داشتن پرو کنم، 09:16.040 --> 09:19.440 ‫و همون‌طور که می‌بینی، اندازه‌مه، ‫که این خیلی مایه‌ بدشانسیه، 09:19.440 --> 09:21.240 ‫چون یه چیز کاملاً عجق‌وجق و زشته. 09:24.880 --> 09:27.000 ‫- متاسفم. ‫- منم همین‌طور. 09:27.000 --> 09:28.880 ‫اما تعریف‌های خیلی قشنگی 09:28.880 --> 09:31.640 ‫درباره اینجا شنیده بودم، ‫امیدوار بودم بتونی 09:31.640 --> 09:34.760 ‫- حتی یه ذره هم که شده از زشتیش کم کنی. ‫- بذار ببینم. 09:38.920 --> 09:40.840 ‫من همیشه تصور می‌کردم 09:40.840 --> 09:42.760 ‫توی لباسی که مادرم روز عروسیش پوشیده، ‫ازدواج می‌کنم. 09:42.760 --> 09:46.800 ‫یه ساری قرمز خوشگل بود. با نخ‌های طلایی. 09:46.800 --> 09:49.520 ‫اما از اون‌جایی که ‫خودش توی عروسی نخواهد بود... 09:54.040 --> 09:55.240 ‫فوت کردن. 09:58.760 --> 10:02.400 ‫متاسفم. از دست دادن مادر، واقعاً... 10:05.800 --> 10:08.480 ‫می‌دونم. بدترین چیزه. 10:09.840 --> 10:12.080 ‫بله. همین‌طوره. 10:19.560 --> 10:21.200 ‫اون برات نامه می‌نویسه. 10:23.360 --> 10:24.720 ‫نامه. 10:26.080 --> 10:27.480 ‫همیشگی و مدام. 10:29.440 --> 10:31.840 ‫هرچند به نظر می‌رسه هیچ قصدی ‫واسه فرستادن‌شون نداره، 10:31.840 --> 10:34.760 ‫واسه همین... فکر کنم بالاخره ‫یه روز قرار بود پیداشون کنم. 10:39.360 --> 10:41.000 ‫چرا اومدی اینجا؟ 10:42.920 --> 10:45.600 ‫اگه قراره بقیه عمرم رو با مردی بگذرونم 10:45.600 --> 10:48.000 ‫که قلبش شکسته، فکر کردم دست‌کم باید 10:48.000 --> 10:50.160 ‫یه نگاه درست و حسابی به زنی ‫که مقصرشه بندازم. 10:50.160 --> 10:53.080 ‫اگه قلب ادوین شکسته، کاملاً کار خودشه، 10:53.080 --> 10:54.440 ‫می‌تونم اینو بهت اطمینان بدم. 11:01.360 --> 11:02.840 ‫می‌تونی نگاه کنی. 11:06.040 --> 11:07.960 ‫آخه من عهد بسته بودم، می‌دونی، 11:07.960 --> 11:11.000 ‫که بقیه عمرم رو صرف مجازات کردن‌شون کنم. 11:11.000 --> 11:13.120 ‫تمام فیرلی‌ها رو. 11:13.120 --> 11:14.560 ‫الان چی؟ 11:17.320 --> 11:19.880 ‫گاهی وقت‌ها با خودم فکر می‌کنم که با این کار، 11:19.880 --> 11:21.520 ‫دارم خودمو هم مجازات می‌کنم. 11:33.520 --> 11:34.760 ‫باهاش ازدواج نکن. 11:36.120 --> 11:37.480 ‫نه به خاطر اینکه من می‌خوامش 11:37.480 --> 11:40.000 ‫یا به خاطر اینکه دارم سعی می‌کنم ‫زندگیش رو خراب کنم. 11:40.000 --> 11:41.280 ‫من فقط... 11:42.680 --> 11:44.400 ‫فکر می‌کنم تو لیاقتت بیشتر از این‌ها باشه. 11:49.720 --> 11:51.240 ‫اون با من خوبه. 11:52.880 --> 11:55.000 ‫و عشق هم می‌تونه بوجود بیاد... فکر کنم. 11:57.280 --> 11:59.280 ‫من... امید دارم. 12:02.880 --> 12:05.160 ‫می‌دونم این شاید 12:05.160 --> 12:06.800 ‫خیلی بی‌جا باشه، ‫اما واقعاً دلم می‌خواست تو... 12:06.800 --> 12:08.000 ‫برات می‌فرستم. 12:09.160 --> 12:11.400 ‫- وقتی کارش تموم شد. ‫- ممنون. 12:34.840 --> 12:36.760 ‫مطمئن بودم از شنیدن اینکه 12:36.760 --> 12:38.400 ‫ادوین داره با خفت و خواری زندگی می‌کنه ‫خوشحال میشی. 12:38.400 --> 12:41.160 ‫حس خوبی نداره، اما، ‫که بدونی همه این‌ها رو ساختى 12:41.160 --> 12:43.440 ‫در حالی که اون درست همون جایی ‫که رهاش کردی، درجا زده؟ 12:43.440 --> 12:45.960 ‫اما یه تیکه‌ای از وجود منم ‫اونجا پیش اون بوده، مگه نه؟ 12:45.960 --> 12:47.440 ‫با انداختن انگشتری که اون واسم گرفته بود؟ 12:47.440 --> 12:49.440 ‫حتی با تظاهر به داشتن شوهری روی دریا! 12:49.440 --> 12:52.160 ‫که مطمئن بشم حتی کوچک‌ترین احتمالی وجود نداره 12:52.160 --> 12:54.040 ‫که یه روز بتونم با کس دیگه‌ای آشنا بشم. 12:57.720 --> 12:59.280 ‫واسه این کار آمادگی داری؟ 13:00.280 --> 13:02.400 ‫دلم می‌خواد داشته باشم. 13:04.040 --> 13:05.440 ‫ولی می‌ترسم. 13:06.440 --> 13:08.640 ‫اون خشم، خشم علیه ادوین، 13:08.640 --> 13:11.080 ‫همون چیزیه که هر روز صبح منو ‫از تخت بیرون کشیده. 13:11.080 --> 13:13.200 ‫همون چیزیه که شکم ادوینا رو سیر و ‫خودش رو امن نگه داشته. 13:13.200 --> 13:15.800 ‫اگه اون رو رها کنم، قراره دوباره حواسم پرت بشه؟ 13:15.800 --> 13:17.320 ‫قراره مادرم رو ناامید کنم؟ 13:17.320 --> 13:21.240 ‫نه اما، اون آتیش درونت هیچ‌جا نمیره. 13:21.240 --> 13:23.840 ‫اون خشم نیست، اون خود تویی. 13:23.840 --> 13:26.360 ‫خشم فقط واسه یه مدت کوتاه مثل سوخت عمل کرد، 13:26.360 --> 13:28.720 ‫اما اون سوخت می‌تونه ‫از هر جایی تامین بشه. 13:30.280 --> 13:31.760 ‫می‌تونه از عشق بیاد. 13:34.240 --> 13:35.760 ‫حق با توئه. 13:37.800 --> 13:38.920 ‫اما؟ 13:38.920 --> 13:41.320 ‫می‌شه از طرف من باهاش حرف بزنی؟ 13:41.320 --> 13:42.960 ‫می‌شه با دیوید حرف بزنی؟ 13:44.440 --> 13:47.480 ‫احتمالاً خودت متوجه شدی که ‫ما چطور دوروبر همدیگه رفتار می‌کنیم. 13:48.680 --> 13:50.800 ‫هیچ‌وقت انتظارش رو نداشتم. 13:50.800 --> 13:52.920 ‫سعی کردم به خودم بگم این‌طور نیست، اما... 13:54.080 --> 13:55.240 ‫اون باعث میشه حس کنم... 13:56.240 --> 14:00.080 ‫نمی‌دونم. هیجان‌زده؟ پر از دلهره؟ 14:00.240 --> 14:01.480 ‫این بده؟ 14:02.480 --> 14:04.200 ‫اصلاً. 14:04.200 --> 14:06.040 ‫چی... 14:07.680 --> 14:09.680 ‫می‌خوای بهش چی بگم؟ 14:15.720 --> 14:17.240 ‫امانتی شماست، دوشیزه چاندرا. 14:17.240 --> 14:18.680 ‫ممنون. 14:20.960 --> 14:23.800 ‫لباس عروسیمه. ‫پس بهتره چیزی بهش... 14:23.800 --> 14:28.080 ‫البته. آدم که دلش نمی‌خواد ‫شگون نداشته باشه. 14:44.440 --> 14:46.520 ‫اونجا چی داری؟ 14:46.520 --> 14:49.800 ‫- این... ‫- ببخشید. اون همون...؟ 14:52.040 --> 14:56.360 ‫لباس عروسی؟ بله. ‫دادم یه کم تغییرش بدن، 14:56.360 --> 14:59.040 ‫توی همین مغازه خیاطی جدیدی ‫که تعریفش رو زیاد ‌شنیدم. 15:03.040 --> 15:04.840 ‫جداً؟ 15:04.840 --> 15:07.440 ‫صحیح. خوبه. خوبه. 15:08.760 --> 15:10.440 ‫خب، امیدوارم همون... 15:10.440 --> 15:12.200 ‫چیز دلخواهت شده باشه. 15:28.520 --> 15:30.440 ‫اینا... واسه توئه. 15:31.880 --> 15:34.280 ‫مک درباره شوهرت بهم گفت. ‫تسلیت میگم. 15:36.200 --> 15:37.720 ‫ممنون. 15:47.520 --> 15:50.640 ‫چرا زودتر بهم نگفتی که فوت کرده؟ 15:54.200 --> 15:56.000 ‫یه مدتی ازش می‌گذره. 15:58.120 --> 15:59.840 ‫فکر کنم می‌ترسیدم. 16:01.480 --> 16:02.840 ‫از رابطه‌مون. 16:05.440 --> 16:08.560 ‫نه... نگران این نبودی که من... 16:10.520 --> 16:11.960 ‫عجول باشم؟ 16:14.960 --> 16:16.520 ‫نگران این بودم که خودم باشم. 16:22.520 --> 16:24.960 ‫اومدم اینجا سر بزنم ببینم حالت خوبه یا نه. 16:26.760 --> 16:29.240 ‫خب، مک میگه خوبی، ‫اما از دست دادن شوهر... 16:31.560 --> 16:33.920 ‫حس بدی دارم، ‫اون حرف‌هایی که درباره‌ش زدم... 16:33.920 --> 16:35.640 ‫حق با تو بود. 16:35.640 --> 16:38.600 ‫واقعیت اینه که ‫من خیلی وقت پیش از دست داده بودمش. 16:40.440 --> 16:41.640 ‫حتی قبل از اینکه بمیره. 16:43.720 --> 16:45.920 ‫تو باعث میشی حس کنم... 16:55.800 --> 16:58.280 ‫آروم. آروم. 17:10.760 --> 17:12.560 ‫کارخونه دزبری واسه فروش گذاشته شده. 17:12.560 --> 17:14.760 ‫می‌تونیم ازشون بپرسیم یکی از ‫دستگاه‌های بافندگی‌شون رو بهمون می‌فروشن یا نه. 17:14.760 --> 17:16.560 ‫هنوز یکی از دستگاه‌هامون رو ‫واسه آتش‌سوزی کم داریم، 17:16.560 --> 17:18.280 ‫اما اگه بتونیم دوباره با حداکثر ظرفیت کار کنیم... 17:18.280 --> 17:19.920 ‫وقتی حتی پارچه‌ای که تولید می‌کنیم رو 17:19.920 --> 17:21.640 ‫به نصف قیمت هم نمی‌فروشیم، ‫کار کردن با حداکثر ظرفیت 17:21.640 --> 17:23.080 ‫- فایده چندانی نداره... ‫- وقتی سر ویکرام می‌رسه، 17:23.080 --> 17:25.000 ‫حتی یه کلمه هم از این حرف‌ها نزنید. 17:25.000 --> 17:27.720 ‫تمام تمرکز روی عروسی باشه. ‫اگه حس کردید گفت‌وگو 17:27.720 --> 17:30.640 ‫داره به سمت موضوع جدی‌تری میره، ‫بحث رو عوض کنید. 17:30.640 --> 17:32.480 ‫فکر کنم همه‌مون ‫توی این کار حسابی استادیم. 17:32.480 --> 17:35.200 ‫خب اولیویا، واسه ناهار، نیاز دارم که... 17:35.200 --> 17:38.280 ‫کسی گفت ناهار؟ عاشق ناهارم. 17:38.280 --> 17:41.600 ‫ادل، منتظرت نبودیم. 17:41.600 --> 17:44.200 ‫- مامان! تو به نظر... ‫- می‌دونم عزیزم. بیا اینجا. 17:46.800 --> 17:49.520 ‫- شری، مامان؟ ‫- ساکت شو، جرالد. 17:49.520 --> 17:52.840 ‫- نه، ممنون عزیزم. ‫- بله. عاقلانه‌ست. 17:52.840 --> 17:55.080 ‫توی این دو ماه طولانی که شما... 17:55.080 --> 17:59.360 ‫توی تعطیلات بودی، ‫مجبور شدیم بریم سراغ جنس‌های ارزون‌قیمت. 17:59.360 --> 18:02.200 ‫با این حال، هر وقت نیاز داشتی هست. 18:03.680 --> 18:06.320 ‫- چای؟ چای داریم. ‫- فکر کنم استراحت کنم. 18:06.320 --> 18:07.560 ‫صحیح. 18:07.560 --> 18:09.320 ‫راه طولانی‌ای رو اومدم. 18:10.560 --> 18:13.280 ‫اما خیلی مشتاقم 18:13.280 --> 18:16.280 ‫بشنوم وقتی من نبودم، ‫همه‌تون مشغول چه کارهایی بودید. 18:33.320 --> 18:37.240 ‫احتمالاً اون موقع زیادی عجله کردم. 18:37.240 --> 18:40.600 ‫آخه یه برنامه داشتم، می‌دونی. ‫می‌دونم چقدر برنامه‌ دوست داری. 18:41.880 --> 18:44.080 ‫این برنامه‌ت شامل چی می‌شد؟ 18:44.080 --> 18:46.400 ‫خب، قدم اولش این بود که راضیت کنم 18:46.400 --> 18:47.840 ‫یه روز مرخصی بگیری. 18:47.840 --> 18:49.640 ‫می‌دونم چقدر خودت رو وقف سخت کار کردن کردی. 18:55.200 --> 18:56.920 ‫دیگه وقتشه یه روز مرخصی بگیرم. 18:58.160 --> 19:00.040 ‫باید برگردم. 19:00.040 --> 19:04.280 ‫منظورم خونه‌ست. خانواده‌م رو ببینم. ‫خیلی ازشون بی‌خبرم. 19:04.280 --> 19:06.160 ‫می‌تونی مراقب مغازه باشی؟ 19:06.160 --> 19:09.680 ‫البته. اما این دقیقاً با برنامه‌ من همخوانی نداره. 19:09.680 --> 19:13.160 ‫معذرت می‌خوام. فقط هر وقت ‫یه زمان خالی گیر می‌آرم، 19:13.160 --> 19:16.520 ‫می‌رم پیش دخترعموم تا ادوینا رو ببینم. ‫واسه همین خونه رفتن... 19:16.520 --> 19:18.080 ‫فکر کنم می‌ترسیدم، 19:18.080 --> 19:20.280 ‫از چیزهایی که منو یاد شوهرم می‌انداخت. 19:21.280 --> 19:24.800 ‫اما الان فکر کنم واسه دیدن بابام ‫و برادرم آمادگی دارم. 19:25.800 --> 19:27.800 ‫به هر حال، این برنامه من واسه جمعه‌ست. 19:28.800 --> 19:30.160 ‫روز شنبه... 19:31.160 --> 19:32.960 ‫کاملاً پایبند برنامه تو هستم. 19:32.960 --> 19:36.120 ‫دو روز مرخصی پشت‌سرهم! ‫اما هارت، چه تنبل شدی! 20:19.080 --> 20:20.640 ‫ببخشید که اینجا نبودم. 20:21.960 --> 20:24.880 ‫به خاطر اون عذرخواهی نکن. ‫اگه چیزی هم باشه، مایه تسکین خاطره. 20:28.480 --> 20:31.040 ‫من فقط درباره زمانی که رفتم حرف نمی‌زنم. 20:35.920 --> 20:38.200 ‫من مادری که لیاقتش رو داشتی نبودم. 20:40.320 --> 20:41.920 ‫واسه یه مدت طولانی. 20:42.920 --> 20:45.960 ‫شاید هم... هیچ‌وقت. 20:51.600 --> 20:53.560 ‫یادت میاد اولین باری که داشتم ‫سوارکاری یاد می‌گرفتم... 20:54.960 --> 20:58.400 ‫و چقدر در قبالش... زبون‌بسته بودم؟ 20:58.400 --> 21:00.920 ‫و اون شب... 21:02.960 --> 21:06.480 ‫پدر مجبورم کرد توی اصطبل بخوابم. 21:06.480 --> 21:08.000 ‫من خیلی مخالفش بودم. 21:09.320 --> 21:12.680 ‫تو اومدی و من... 21:12.680 --> 21:16.360 ‫التماست کردم منو برگردونی به خونه. 21:16.360 --> 21:20.080 ‫اما تو گفتی نه، که باید باهاش روبرو بشم، 21:20.080 --> 21:22.720 ‫- که این تنها راهه. ‫- خیلی متاسفم، عزیزم. 21:22.720 --> 21:25.120 ‫نه. حق با تو بود. 21:27.240 --> 21:30.680 ‫و تو تا خود صبح همون‌جا کنارم موندی. 21:33.960 --> 21:36.200 ‫و تا اون موقع، دیگه نمی‌ترسیدم. 21:41.600 --> 21:44.640 ‫تو... تو یه مادر فوق‌العاده بودی... 21:46.040 --> 21:48.080 ‫تا اینکه دیگه نبودی. 21:48.080 --> 21:50.160 ‫و همین بود که قضیه رو خیلی بدتر کرد. 21:51.960 --> 21:54.160 ‫خیلی وقتا بوده که من نیاز داشتم... 21:54.160 --> 21:55.320 ‫الان اینجام. 22:00.720 --> 22:03.160 ‫قضیه چیه؟ می‌تونی بهم بگی. 22:04.680 --> 22:07.280 ‫داشتم سعی می‌کردم کمک کنم. ‫واقعاً همین‌طور بود. 22:07.280 --> 22:09.440 ‫و من توی پوکر معرکه‌ام. 22:09.440 --> 22:10.680 ‫همه این رو میگن. 22:11.760 --> 22:14.080 ‫و اوضاع کسب‌وکار اون‌قدر بده، 22:14.080 --> 22:17.040 ‫که فکر کردم اگه بتونم ‫یه کم پول نقد اضافی دربیارم، 22:17.040 --> 22:18.680 ‫اون‌وقت پدر... 22:20.440 --> 22:22.360 ‫بی‌پروا شدم و... 22:24.120 --> 22:27.600 ‫خدای من. ‫توی کلی بدهی غرق شدم! 22:27.600 --> 22:29.760 ‫و پدر خیلی ناراحت میشه. 22:29.760 --> 22:31.360 ‫کار پدرت رو بسپار به من. 22:32.720 --> 22:34.600 ‫درستش می‌کنم، قول میدم. 23:54.000 --> 23:58.800 ‫داشتم سعی می‌کردم ناهارت رو درست کنم. ‫حسابی گند زدم بهش. 23:58.800 --> 24:00.640 ‫به هر حال گرسنه نیستم. 24:02.680 --> 24:04.600 ‫فرانک! 24:11.920 --> 24:13.040 ‫کجا بودی؟ 24:13.040 --> 24:15.040 ‫آرملى. توی لیدز! 24:16.720 --> 24:20.000 ‫چرا یه آدرس نفرستادی؟ ‫ما نمی‌دونستیم کجا بودی. 24:20.000 --> 24:21.680 ‫- حتی نمی‌تونستیم نامه بنویسیم. ‫- تمام ساعت‌های روز رو 24:21.680 --> 24:24.160 ‫داشتم کار می‌کردم ‫و سعی می‌کردم خودم رو سروسامون بدم. 24:26.080 --> 24:27.720 ‫اما الان سر و سامان گرفتم. 24:29.160 --> 24:33.440 ‫ظاهرت اصلاً شبیه خودت نیست، ‫حتی صدات هم عوض شده. 24:33.440 --> 24:36.440 ‫فرانک... لطفاً. 24:36.440 --> 24:38.480 ‫معذرت می‌خوام. 24:38.480 --> 24:40.640 ‫اما گوش کن، کلی حرف دارم که بهت بگم. 24:42.240 --> 24:45.320 ‫برام مهم نیست، اما. ‫تو نمی‌تونی بعد از این‌همه وقت، 24:45.320 --> 24:47.800 ‫همین‌طوری سرت رو بندازی پایین بیای اینجا ‫و طوری رفتار کنی که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. 24:50.480 --> 24:53.200 ‫پس گمان کنم این کادوها رو هم نمی‌خوای. 24:53.200 --> 24:55.640 ‫کلی چیز آوردم... واسه تو و واسه بابا. 24:56.640 --> 24:59.520 ‫بیا دیگه فرانک، کمک می‌کنم اینجا رو ‫جمع کنیم و بعدش می‌تونیم حرف بزنیم. 25:01.040 --> 25:03.000 ‫منتظری بابا واسه ناهار بیاد خونه، آره؟ 25:03.000 --> 25:05.440 ‫خب، اون که دلش نمی‌خواد ‫از روی زمین غذا بخوره، مگه نه؟ 25:12.400 --> 25:14.280 ‫چرا کت زمستونیش اینجاست؟ 25:16.160 --> 25:17.840 ‫اون خونه‌ست؟ 25:23.200 --> 25:24.600 ‫بابا؟ 25:25.920 --> 25:27.040 ‫بابا؟ 25:32.240 --> 25:33.560 ‫بابا! 25:34.720 --> 25:37.240 ‫نمی‌تونستم از شرشون خلاص بشم. 25:37.240 --> 25:38.920 ‫نمی‌تونستم از شر هیچ‌کدوم‌شون خلاص بشم. 25:45.560 --> 25:48.040 ‫من باید باخبر می‌شدم. باخبر. 25:50.600 --> 25:52.920 ‫توی قلبم، باید حسش می‌کردم. 25:52.920 --> 25:55.200 ‫می‌دونم که می‌کردم. حتماً می‌کردم! 25:57.000 --> 25:59.320 ‫کِی؟ چی؟ چه اتفاقی افتاد؟ 26:01.600 --> 26:03.040 ‫آتش‌سوزی شد. 26:04.040 --> 26:05.680 ‫توی کارخونه. 26:08.040 --> 26:09.640 ‫نزدیک سه ماه پیش. 26:14.240 --> 26:16.320 ‫البته اون مجبور بود قهرمان‌بازی دربیاره، 26:16.320 --> 26:18.240 ‫و دوید داخل تا مردم رو نجات بده. 26:21.680 --> 26:24.760 ‫من اینجا نبودم. من اینجا نبودم! 26:27.200 --> 26:29.400 ‫- الان هستی. ‫- متاسفم. 26:33.040 --> 26:35.440 ‫فرانک، خیلی متاسفم. 26:37.920 --> 26:40.520 ‫و البته، فردا کلیسا رو بهت نشون میدیم. 26:40.520 --> 26:42.200 ‫- باشکوهه. ‫- بله. 26:42.200 --> 26:44.520 ‫فیرلی‌ها قرن‌هاست که اونجا ازدواج می‌کنن. 26:46.640 --> 26:47.680 ‫برای خانواده. 26:49.200 --> 26:50.640 ‫برای خانواده. 26:50.640 --> 26:52.320 ‫- خانواده. ‫- خانواده. 26:56.920 --> 27:00.960 ‫نگاه‌شون کن. تا حالا ‫زوجی از این خوش‌تیپ‌تر دیده بودی؟ 27:00.960 --> 27:03.720 ‫خب، من و آدام هم اون قدیما چشم‌های ‫زیادی رو به خودمون خیره می‌کردیم، 27:03.720 --> 27:06.400 ‫مگه نه آدام؟ ‫اون نمی‌تونست خودشو از من جدا کنه، 27:06.400 --> 27:10.160 ‫خوشحالم که این رو میگم، اما ادوین محترم‌تره. 27:13.080 --> 27:16.280 ‫- پریا، ادوین بهم میگه که... ‫- گمان کنم این متفاوته، 27:16.280 --> 27:18.680 ‫مگه نه، با یه ازدواج مصلحتی؟ 27:18.680 --> 27:20.520 ‫- ادل... ‫- مصلحتی؟ 27:20.520 --> 27:22.880 ‫از این نظر که مصلحتش واسه کار و بار خوبه. 27:22.880 --> 27:26.400 ‫مادرم حس شوخ‌طبعی غیرعادی‌ای داره. 27:26.400 --> 27:29.440 ‫خب، واسه کار و بار خوبه، مگه نه؟ 27:29.440 --> 27:32.960 ‫حدس می‌زنم واسه مال ما بیشتر ‫از مال شما باشه، سر ویکرام. 27:35.760 --> 27:37.880 ‫پریا، خیلی فوق‌العاده‌ست که قراره لباس عروسی 27:37.880 --> 27:39.240 ‫مادر آدام رو بپوشی. 27:39.240 --> 27:42.520 ‫واقعاً؟ این فوق‌العاده‌ست. 27:42.520 --> 27:44.600 ‫یه چیز امانتی. 27:44.600 --> 27:46.640 ‫تو کاملاً با اینجا جور میشی. 27:46.640 --> 27:49.800 ‫توی این خانواده، ‫هر چی دلت بخواد می‌تونی قرض بگیری. 27:49.800 --> 27:51.120 ‫به عنوان مثال، سر ویکرام، 27:51.120 --> 27:53.880 ‫خواهرم چند وقتی هست که شوهر من رو 27:53.880 --> 27:55.640 ‫- قرض گرفته. ‫- ادل... 27:58.080 --> 28:00.960 ‫چی؟ مطمئنم پریا می‌دونه. ‫مگه نه، عزیزم؟ 28:00.960 --> 28:03.920 ‫اون زیر همین سقف می‌خوابیده. ‫تازه اگه ندونه هم، 28:03.920 --> 28:06.280 ‫باید بدونه داره با چه خانواده‌ای وصلت می‌کنه. 28:06.280 --> 28:08.400 ‫واقعاً عذر می‌خوام، سر ویکرام. 28:08.400 --> 28:12.240 ‫حقیقت اینه که ‫همسرم... خیلی بیماره. 28:12.240 --> 28:14.360 ‫هیچ‌وقت حالم به این خوبی نبوده. 28:29.280 --> 28:31.120 ‫خب! 28:31.120 --> 28:32.680 ‫خوش گذشت. 28:42.240 --> 28:44.320 ‫- خیلی معذرت می‌خوام! ‫- این کار رو نکن، لیوی. 28:44.320 --> 28:47.840 ‫عذرخواهی نکن، انگار که ‫فقط یه اتفاق ساده بود، 28:47.840 --> 28:49.600 ‫یا یه اشتباه. 28:49.600 --> 28:51.640 ‫تو شوهر منو می‌خواستی و تصاحبش کردی. 28:53.200 --> 28:55.640 ‫من خیلی وقته که دوستش دارم. 28:59.840 --> 29:01.680 ‫طولانی‌تر از وقتی که منو دوست داشتی؟ 29:08.320 --> 29:09.680 ‫پس همون عمه لیلی همیشگیه. 29:10.960 --> 29:12.560 ‫یادت میاد وقتی مچ بابا رو گرفت 29:12.560 --> 29:14.160 ‫که داشت توی خونه بهمون سوت زدن یاد می‌داد؟ 29:14.160 --> 29:16.720 ‫اهریمن! اون‌ها دارن ‫اهریمن رو احضار می‌کنن! 29:16.720 --> 29:19.600 ‫فکر کنم بابا عمداً این کار رو می‌کرد ‫تا حرصش رو دربیاره. 29:24.800 --> 29:27.640 ‫دستش درد نکنه که اومده ‫و ازت مراقبت می‌کنه. 29:27.640 --> 29:29.240 ‫اما دیگه نیازی نیست. 29:29.240 --> 29:31.640 ‫می‌تونی بیای آرملى، توی مغازه بهم کمک کنی. 29:31.640 --> 29:34.000 ‫نمی‌تونم. به‌زودی می‌رم مدرسه شبانه‌روزی. 29:34.000 --> 29:35.720 ‫- چی؟ ‫- آره. 29:35.720 --> 29:38.560 ‫فیرلی‌ها دارن پولش رو میدن. ‫خیلی لطف کردن. 29:38.560 --> 29:40.160 ‫چرا باید این کار رو بکنن؟ 29:40.160 --> 29:42.280 ‫گمان کنم حس می‌کنن بهمون مدیونن، 29:42.280 --> 29:44.960 ‫چون بابا جون ارباب ادوین رو نجات داد. 29:46.680 --> 29:48.720 ‫- ادوین؟ ‫- آره. 29:49.920 --> 29:52.080 ‫واسه خاطر اون بود که دوباره دوید داخل. 29:55.920 --> 29:58.920 ‫اما؟ اما! 30:44.960 --> 30:47.680 ‫داشتی چه غلطی می‌کردی؟ 30:47.680 --> 30:51.800 ‫اصلاً می‌دونی اون ازدواج چقدر اهمیت داره؟ 30:51.800 --> 30:54.480 ‫تو می‌خوای درباره اهمیت ازدواج ‫واسه من سخنرانی کنی؟ 30:54.480 --> 30:56.800 ‫ادل، کسب‌وکار 30:56.800 --> 31:00.920 ‫توی وضعیت فوق‌العاده متزلزلیه. ‫اوضاع مالی‌مون... 31:00.920 --> 31:04.040 ‫تو رو خدا با جزئیات حوصله‌م رو سر نبر، عزیزم. 31:04.040 --> 31:07.080 ‫توی برگه دادخواست طلاق می‌خونمشون. 31:07.080 --> 31:08.960 ‫ما نمی‌تونیم طلاق بگیریم. 31:08.960 --> 31:13.040 ‫بذار ببینیم. خیانت. ‫بله، از این یکی کاملاً مطمئنیم. 31:13.040 --> 31:15.520 ‫و واسه دلایل بیشتر، 31:15.520 --> 31:18.960 ‫فکر کنم دست می‌ذارم روی بدرفتاری. 31:18.960 --> 31:21.120 ‫بدرفتاری؟ 31:21.120 --> 31:24.520 ‫تو خودت ملکه سنگدلی هستی. 31:24.520 --> 31:28.040 ‫واقعاً من رو مقصر می‌دونی ادل، ‫که جای دیگه دنبال آرامش بودم؟ 31:28.040 --> 31:32.600 ‫جای دیگه؟ شاید نه. اما خواهرم؟ 31:34.840 --> 31:36.120 ‫چرا؟ 31:37.840 --> 31:40.440 ‫چرا باید اون می‌بود، آدام؟ 31:40.440 --> 31:45.760 ‫چون اون تنها کسیه که می‌فهمید 31:45.760 --> 31:47.400 ‫تماشا کردن غیب شدن تو چه حسی داره. 31:49.080 --> 31:50.440 ‫تو من رو هم حبس کردی، 31:50.440 --> 31:52.240 ‫وقتی خودت رو توی این اتاق لعنتی زندانی کردی. 31:52.240 --> 31:54.720 ‫در خوشی و ناخوشی، آدام! 31:54.720 --> 31:56.480 ‫عهد و پیمون‌مون همین بود، یادت میاد؟ 31:56.480 --> 32:00.360 ‫من سال‌ها خودمو سرزنش کردم. ‫اما تو منو رها کردی! 32:00.360 --> 32:02.320 ‫همین که دیدی دارم غرق میشم، 32:02.320 --> 32:05.280 ‫- دستم رو رها کردی. ‫- این درست نیست. 32:05.280 --> 32:08.280 ‫من تلاش کردم. ‫تو خودت رو غرق کردی، ادل. 32:08.280 --> 32:10.720 ‫تمام چیزی که می‌خواستم خشنود کردن تو بود، 32:10.720 --> 32:14.240 ‫که تو جایگاهی بمونم که تو من رو توش گذاشتی. 32:14.240 --> 32:17.320 ‫یه زن کوچولوی بی‌نقص و موقر... 32:18.800 --> 32:21.840 ‫که هر یکشنبه توی کلیسا کنارت بشینه 32:21.840 --> 32:24.840 ‫و بعد کلفتی خونه‌ت رو بکنه. 32:27.320 --> 32:31.120 ‫من هیچ‌وقت کاری باهات نکردم 32:31.120 --> 32:33.720 ‫که خودت تشنه‌ش نبوده باشی. 32:33.720 --> 32:35.600 ‫این کاملاً درسته. 32:40.720 --> 32:42.160 ‫تو عاشق هر ثانیه‌ای بودی 32:42.160 --> 32:44.120 ‫که منو به بازی می‌گرفتی. 32:45.640 --> 32:47.480 ‫اما بعدش نمی‌تونستی فکر این رو تحمل کنی 32:47.480 --> 32:49.200 ‫که باهام ازدواج کردی. 32:52.880 --> 32:54.560 ‫زانو بزن. 33:04.960 --> 33:07.280 ‫من دیگه هیچ‌وقت زانو نمی‌زنم. 33:19.760 --> 33:21.520 ‫اگه مشکل منم، 33:21.520 --> 33:24.560 ‫پس چطوریاست که من و اولیویا 33:24.560 --> 33:27.600 ‫بدون حضور تو اینجا کاملاً خوشحال بودیم؟ 33:28.760 --> 33:35.120 ‫تو همیشه نالایق بودی، ادل، ‫واسه همسر و مادر بودن. 33:35.120 --> 33:37.920 ‫اما اولیویا، اون توی هر دوتاش عالیه، 33:37.920 --> 33:39.720 ‫واسه این کار ساخته شده، 33:39.720 --> 33:42.280 ‫دقیقاً همون‌طوری که تو ساخته شدی واسه اینکه... 33:42.280 --> 33:45.120 ‫یه زنیکه کثیف و 33:47.400 --> 33:48.680 ‫لااوبالی باشی. 35:47.040 --> 35:49.040 ‫اومدم. اومدم بابا. 35:56.480 --> 35:59.080 ‫- سفرت به خونه چطور بود؟ ‫- مغازه خواربارفروشی رو می‌خوام. 36:01.120 --> 36:02.880 ‫فقط چند ماهه مغازه هارت رو داری. 36:02.880 --> 36:05.840 ‫از فروش خواربار چی می‌دونی؟ ‫خیلی زوده، اما. 36:05.840 --> 36:08.520 ‫اداره کردنش خیلی سنگینه. ‫زیادی ریسکیه. 36:08.520 --> 36:11.320 ‫چه چیزی می‌تونه ریسکی‌تر از ضرری باشه ‫که همین الان داری میدی؟ 36:11.320 --> 36:13.800 ‫من براش آمادگی دارم. من رو بذار اونجا. ‫نه تنها پول 36:13.800 --> 36:16.320 ‫یه ماه رو جلوجلو بهت میدم، ‫بلکه اجاره رو هر ماه ۱۰ درصد زیاد می‌کنم، 36:16.320 --> 36:17.800 ‫و هنوز هم سود خواهم کرد. 36:21.160 --> 36:22.200 ‫۱۰ درصد. 36:22.200 --> 36:23.200 ‫هشت درصد. 36:24.240 --> 36:25.720 ‫قبوله! 36:26.840 --> 36:28.880 ‫تا حالا زنی مثل تو ندیده بودم. 36:29.880 --> 36:31.880 ‫مطمئن نیستم اصلاً تا حالا لنگه‌ت ‫وجود داشته بوده یا نه. 36:31.880 --> 36:36.040 ‫با این حساب... یه پیشنهاد دیگه هم برات دارم. 36:52.560 --> 36:54.280 ‫کمک! یکی بیاد کمک کنه! 36:56.560 --> 36:59.640 ‫مامان... 36:59.640 --> 37:01.640 ‫مامان! 37:08.040 --> 37:10.360 ‫خدای من! 37:10.360 --> 37:12.120 ‫نه! 37:17.240 --> 37:19.440 ‫بهش چی گفتی؟ 37:19.440 --> 37:21.200 ‫چی؟ 37:40.520 --> 37:42.200 ‫تادا! 37:43.200 --> 37:46.120 ‫چی شده؟ چه اتفاقی افتاده؟ 37:48.160 --> 37:50.840 ‫من و جو لوتر داریم با هم ازدواج می‌کنیم. 37:54.320 --> 37:57.160 ‫- چی؟ ‫- متاسفم، دیوید. 37:57.160 --> 37:59.160 ‫جدی که نمیگی؟ 37:59.160 --> 38:01.000 ‫جو؟ 38:04.160 --> 38:06.040 ‫اون می‌دونه داری به خاطر مغازه‌هاش ‫باهاش ازدواج می‌کنی؟ 38:06.040 --> 38:08.360 ‫- این تنها دلیلش نیست. ‫- واقعاً عذر می‌خوام. 38:08.360 --> 38:10.200 ‫یادم رفته بود، اون یه خونه خیلی قشنگ هم داره! 38:12.000 --> 38:13.480 ‫اما! 38:15.000 --> 38:17.480 ‫من واقعاً فکر می‌کنم یه چیزی این وسط هست، 38:17.480 --> 38:20.320 ‫یه چیزی بین ما که می‌تونه فوق‌العاده باشه 38:20.320 --> 38:22.680 ‫- اگه فقط بذاریم... ‫- من باید این کار رو بکنم. 38:25.160 --> 38:27.160 ‫واقعاً و صمیمانه معذرت می‌خوام. 38:41.760 --> 38:43.560 ‫ببخشید، اما شما خیلی زود اومدید. 38:43.560 --> 38:47.080 ‫اشکالی نداره. می‌تونم منتظر بمونم. ‫اگه شما و شوهرتون... 38:47.080 --> 38:48.920 ‫اون هنوز شوهرم نیست. 38:48.920 --> 38:50.920 ‫می‌دونید که من واسه وام اینجام؟ 38:50.920 --> 38:52.720 ‫می‌دونم. خودم وقت گرفتم. 38:52.720 --> 38:54.520 ‫ملتفتید که یه زن مجرد نمی‌تونه هیچ‌گونه 38:54.520 --> 38:56.320 ‫وامی دریافت کنه؟ 38:56.320 --> 38:58.760 ‫ملتفتم، و تا کمتر از یه ساعت دیگه ‫این قضیه مشکلی نخواهد بود. 38:58.760 --> 39:00.880 ‫من عادت ندارم روزهایی که ‫عروسیم نیست 39:00.880 --> 39:02.600 ‫لباس عروس بپوشم. 39:08.600 --> 39:09.880 ‫با اجازه. 39:14.640 --> 39:16.560 ‫می‌دونم یه مراسم ساده و سریعه، ‫اما فکر می‌کردم 39:16.560 --> 39:18.440 ‫شاید یه لباس شیک‌تر بپوشی. 39:19.480 --> 39:21.040 ‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم. 39:21.040 --> 39:23.840 ‫نمی‌تونم دستت رو بگیرم ‫و ببرمت پای سفره عقد مردی که دوستش نداری. 39:25.520 --> 39:26.760 ‫پس دیوید چی؟ 39:26.760 --> 39:28.760 ‫من عاشق دیوید هم نیستم! 39:28.760 --> 39:30.440 ‫اما حداقل یه حس‌هایی هست، 39:30.440 --> 39:32.480 ‫و احساسات مهمه. 39:32.480 --> 39:35.560 ‫سرک نمی‌کشیدم. فقط دیدم مغازه رو نبستی، 39:35.560 --> 39:37.720 ‫واسه همین اومدم چک کنم ببینم هنوز... 39:37.720 --> 39:39.640 ‫- بله. ‫- شما داماد هستید، آقا؟ 39:39.640 --> 39:41.960 ‫بله. ببخشید، شما؟ 39:41.960 --> 39:45.840 ‫آقای آیونس هستم، وکیل. ‫و باید مطمئن بشم که شما 39:45.840 --> 39:49.120 ‫از خطرات ضمانت چنین وام سنگینی آگاهید. 39:49.120 --> 39:53.560 ‫اگه عروستون نتونه وام رو پس بده، ‫این بدهی پای شما میوفته. 39:53.560 --> 39:56.320 ‫فقط اسماً این‌طوریه. تمام ریسکش با منه. 39:57.360 --> 39:59.840 ‫و من هم بدقولی نمی‌کنم. ‫اما اگه این‌طور شد، توافق کردیم که واسه پرداختش 39:59.840 --> 40:02.440 ‫اجناس من رو حراج کنیم. 40:02.440 --> 40:04.840 ‫قانون میگه من به یه شوهر نیاز دارم ‫تا از طرفم امضا کنه. 40:04.840 --> 40:07.080 ‫خب، تا ۴۵ دقیقه دیگه، ‫دقیقاً همین رو خواهم داشت. 40:07.080 --> 40:10.600 ‫هیچ‌کس کورکورانه وارد این قضیه نمیشه، ‫آقای آیونس. 40:10.600 --> 40:11.960 ‫اما! 40:11.960 --> 40:13.800 ‫من به خرافات اعتقاد ندارم. 40:13.800 --> 40:15.000 ‫فکر کنم خوش‌شانسی رو خودمون می‌سازیم. 40:20.920 --> 40:23.200 ‫مطمئن نیستم چیکار کردم ‫که این‌قدر خوش‌شانس بودم. 40:24.800 --> 40:27.280 ‫تو برو سمت کلیسا. من طولش نمی‌دم. 40:27.280 --> 40:30.000 ‫اگه دوست دارید تشریف بیارید، آقای آیونس. ‫می‌تونیم درباره‌ی شرایط صحبت کنیم. 40:36.000 --> 40:40.240 ‫اما... اجناست. تمام چیزی که ساختی. 40:40.240 --> 40:42.680 ‫این؟ اینا فقط پی‌ریزی کاره. 40:42.680 --> 40:44.240 ‫و اون وام. واسه چیه؟ 40:44.240 --> 40:46.600 ‫دارم کارخونه دزبری رو می‌خرم. 40:46.600 --> 40:49.960 ‫اگه پارچه رو خودم تولید کنم، ‫حاشیه سودم سرسام‌آور میشه! 40:49.960 --> 40:51.480 ‫تو که بلد نیستی یه کارخونه رو اداره کنی. 40:51.480 --> 40:52.920 ‫اما مردهای زیادی رو می‌شناسم که بلدن. 40:54.720 --> 40:57.400 ‫مردهایی که همون‌قدر که من عاشق بابام بودم، ‫دوستش داشتن. 40:57.400 --> 41:00.240 ‫مردهایی که از کارفرمای فعلی‌شون ناراضی‌ان. 41:00.240 --> 41:03.360 ‫می‌خوای کارگرهای فیرلی‌ها رو بلند کنی. 41:03.360 --> 41:05.720 ‫فقط می‌خوام پیشنهاد بهتری بهشون بدم. 41:06.840 --> 41:09.520 ‫پس اون خشم درونت برگشته. 41:10.520 --> 41:14.480 ‫فکر می‌کردم داری بی‌خیال میشی. ‫اما اینا همه‌ش واسه انتقامه. 41:14.480 --> 41:17.120 ‫بله، همین‌طوره. و حس فوق‌العاده‌ای داره. 41:17.120 --> 41:20.400 ‫اما! ازدواج بدون عشق... 41:20.400 --> 41:23.040 ‫- چیزهای بدتری هم هست! ‫- خب، اگه این‌قدر اصرار داری 41:23.040 --> 41:24.920 ‫با کسی ازدواج کنی که دوستش نداری، ‫پس با من ازدواج کن. 41:24.920 --> 41:25.960 ‫من قبلاً یه بار ازت خواستگاری کردم. 41:27.200 --> 41:28.760 ‫اما من دوستت دارم. 41:33.200 --> 41:34.800 ‫تصور کن من زندگیت رو خراب کنم. 41:37.200 --> 41:40.240 ‫جو می‌تونه بهم کمک کنه. خودشم می‌خواد. 41:40.240 --> 41:42.040 ‫نفوذ هم داره. 41:43.120 --> 41:46.440 ‫جو مرد شریفیه و حواسم رو پرت نمی‌کنه. 41:46.440 --> 41:48.680 ‫من خودم رو با این فکر غافلگیر کردم ‫که می‌تونم 41:48.680 --> 41:51.200 ‫همه اینا رو پشت سر بذارم، ‫اونا رو فراموش کنم. 41:51.200 --> 41:52.760 ‫و حالا پدرم مرده. 41:52.760 --> 41:55.200 ‫- اون تقصیر تو نبود. ‫- خودم اینو می‌دونم. 41:55.200 --> 41:56.920 ‫خون پدرم به گردن فیرلی‌هاست! 41:56.920 --> 41:59.880 ‫و تا زمانی که تک‌ تک قطره‌های خون ‫اونا روی دستم نیوفته، آروم نمی‌گیرم! 41:59.880 --> 42:03.120 ‫دیگه هیچ فیرلی‌ای حق نداره ‫به من یا خانواده‌م نزدیک بشه! 42:09.760 --> 42:13.760 ‫تو نمی‌تونی بهم بگی عاشق کی بشم. ‫من دیگه یه زن بالغم. 42:14.880 --> 42:17.160 ‫من فقط دارم بهت حق انتخاب 42:17.160 --> 42:20.680 ‫بین جیم فیرلی و آینده‌ت توی این شرکت میدم. 42:20.680 --> 42:23.520 ‫تو اصلاً اونو نمی‌شناسی. ‫فقط فامیلیش رو می‌دونی. 42:23.520 --> 42:26.640 ‫فکر می‌کنی علاقه‌ش به تو یه اتفاقه؟ 42:26.640 --> 42:29.080 ‫به نوه من؟ به جانشین من؟ 42:29.080 --> 42:31.280 ‫وقتی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم، ‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌دونستیم اون یکی کیه. 42:31.280 --> 42:33.920 ‫کوتاه بیا، پائولا، این‌قدر ساده‌لوح نباش. 42:33.920 --> 42:37.240 ‫تموم دنیا می‌دونن من دارم تو رو ‫طوری تربیت می‌کنم که مثل خودم بشی، 42:37.240 --> 42:38.800 ‫که همه چی رو به دست بگیری! 42:38.800 --> 42:41.320 ‫معلومه که یه فیرلی می‌خواد ‫از این موقعیت سوءاستفاده کنه. 42:41.320 --> 42:43.240 ‫چی میشه اگه این قضیه ‫اصلاً ربطی به تو نداشته باشه؟ 42:43.240 --> 42:45.800 ‫هرچند که شاید درک این موضوع واسه 42:45.800 --> 42:48.240 ‫یه آدم خودخواه غیرقابل‌قبول باشه. 42:48.240 --> 42:52.000 ‫تو اصلاً روحت هم خبر نداره ‫من چه فداکاری‌هایی کردم. 42:52.000 --> 42:53.640 ‫چی میشه اگه جیم منو ‫واسه خاطر خودم دوست داشته باشه؟ 42:54.640 --> 42:58.040 ‫همین که فکر می‌کنی ‫من دلم می‌خواد مثل تو بشم، 42:58.040 --> 43:01.840 ‫دورم شلوغ باشه ‫اما در واقع کاملاً تنها باشم! 43:01.840 --> 43:04.160 ‫نه، ممنون. ‫من زندگی رو انتخاب می‌کنم! 43:15.960 --> 43:19.360 ‫- بله، خانم هارت؟ ‫- جری... 43:19.360 --> 43:20.800 ‫خانم هارت؟ 43:20.800 --> 43:23.320 ‫میشه لطفاً با آمبولانس تماس بگیری؟ 43:23.320 --> 43:25.240 ‫خانم هارت؟ 43:25.240 --> 43:27.520 ‫فکر کنم دارم سکته قلبی می‌کنم. 43:27.520 --> 43:30.200 ‫خدای من! 43:30.200 --> 43:32.040 ‫خانم هارت؟ 43:32.120 --> 43:33.640 ‫خانم هارت! 43:38.120 --> 43:40.200 ‫شب کریسمسه و کلی جوراب هست 43:40.200 --> 43:42.360 ‫که باید آویزون بشن، ‫درخت‌هایی که باید تزیین بشن. 43:42.360 --> 43:44.760 ‫من نمی‌تونم فقط تظاهر کنم ‫که یه دوست معمولی واسه خانواده‌تم. 43:44.760 --> 43:47.040 ‫امیدوار بودم بتونیم یکم بیشتر بخوابیم؟ 43:47.040 --> 43:48.800 ‫مگه من توی اون زمینه کم گذاشتم؟ 43:48.800 --> 43:52.320 ‫- دختر، حالت خوبه؟ ‫- الآن دیگه آره! 43:52.320 --> 43:55.320 ‫جو به خاطر غیبت زنش، ‫سزاوار یه ذره دلداری هست. 43:55.320 --> 43:58.160 ‫اون بچه‌ای که به دنیا آوردی ‫و مال برادرمه کجاست؟ 43:59.184 --> 44:05.184 www.Doostihaa.com