WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.045 --> 00:05.839 ‫پیتر، حالت خوبه؟‬ 00:05.922 --> 00:07.841 ‫خب، گذشته از این گرسنگی طاقت‌فرسا‬ 00:07.841 --> 00:09.050 ‫و سرمازدگی کلافه‌کننده…‬ 00:09.968 --> 00:11.636 ‫آره، عالی‌ام.‬ 00:11.720 --> 00:12.846 ‫چند وقته اینجایی؟‬ 00:12.929 --> 00:14.723 ‫نمی‌دونم.‬ 00:14.723 --> 00:16.683 ‫شاید دو سه هفته، شایدم بیشتر.‬ 00:17.475 --> 00:19.185 ‫- حسابش از دستم در رفته.‬ ‫- پس یعنی تمام این مدت،‬ 00:19.269 --> 00:20.770 ‫یه نفر داشته خودش رو جای تو جا می‌زده.‬ 00:20.854 --> 00:23.148 ‫یه ساحر قدرتمند.‬ 00:23.231 --> 00:24.733 ‫تغییر چهره برای این مدت طولانی؟‬ 00:24.816 --> 00:26.568 ‫بیشترمون به‌زور بتونیم یه ساعت دووم بیاریم.‬ 00:26.651 --> 00:28.528 ‫چطور متوجه این قضیه نشدم؟‬ 00:28.528 --> 00:29.362 ‫باید می‌فهمیدم.‬ 00:29.446 --> 00:31.740 ‫- اون… اون… اون خودت نبودی.‬ ‫- نه، نه، اصلاً.‬ 00:31.823 --> 00:33.158 ‫امکان نداشت بتونی بفهمی.‬ 00:33.241 --> 00:34.743 ‫از جادوی سیاه استفاده میکنه،‬ 00:34.784 --> 00:36.077 ‫ردش کاملاً پوشیده شده.‬ 00:36.161 --> 00:37.620 ‫همه‌چیز رو درباره‌م می‌دونه.‬ 00:37.704 --> 00:39.164 ‫تنها دلیلی هم که زنده‌م گذاشته همینه.‬ 00:39.247 --> 00:40.665 ‫چهره‌ی واقعی‌ش رو دیدی؟‬ 00:40.707 --> 00:41.416 ‫نه.‬ 00:42.250 --> 00:44.043 ‫یه لحظه داشتم توی کلاسم وسایلم رو جمع می‌کردم،‬ 00:44.127 --> 00:46.838 ‫لحظه‌ی بعد، یکی با قیافه‌ی خودم‬ ‫بهم حمله کرد.‬ 00:47.297 --> 00:49.340 ‫خواستم جلوش مقاومت کنم،‬ ‫ولی از توی یه پورتال پرتم کرد این تو.‬ 00:49.424 --> 00:50.550 ‫باید از اینجا فرار کنیم.‬ 00:50.633 --> 00:53.303 ‫نه، هی!‬ ‫آروم، فایده‌ای نداره.‬ 00:53.386 --> 00:56.431 ‫جادومون رو ازمون گرفته.‬ 00:57.182 --> 00:58.183 ‫خیلی خب.‬ 00:58.892 --> 01:00.935 ‫صبر کن، صبر کن،‬ ‫آروم باش، آروم!‬ 01:01.019 --> 01:02.479 ‫هیچ راه خروجی نیست.‬ 01:02.562 --> 01:05.023 ‫در و دیوارها‬ ‫با جادوی سیاه طلسم شدن.‬ 01:05.106 --> 01:06.357 ‫خودم به سختی اینو فهمیدم.‬ 01:10.403 --> 01:12.197 ‫راه فراری نیست.‬ 01:26.377 --> 01:27.420 ‫عجیبه، نه؟‬ 01:28.505 --> 01:30.048 ‫از دست دادن جادوت.‬ 01:30.131 --> 01:32.592 ‫تنها چیزی که خاصت می‌کنه.‬ 01:33.468 --> 01:35.762 ‫هیچ‌وقت بهش عادت نمی‌کنی.‬ 01:37.555 --> 01:40.183 ‫خودتی، مگه نه؟‬ 01:42.810 --> 01:43.811 ‫ویلیام.‬ 01:43.895 --> 01:46.189 ‫همیشه باهوش‌ترین‬ ‫شاگرد مدرسه بودی.‬ 01:51.444 --> 01:53.655 ‫سلام اِم، خیلی وقته ندیدمت.‬ 01:56.866 --> 01:58.868 ‫[قسمت چهاردهم]‬ 02:01.287 --> 02:03.206 ‫اصلاً چطور ممکنه؟‬ 02:03.289 --> 02:05.416 ‫قدرت‌هات برای همیشه مهر و موم شده بودن.‬ 02:05.500 --> 02:07.710 ‫توی دنیای ما، هیچ‌چیزی همیشگی نیست.‬ 02:07.794 --> 02:09.837 ‫اعضای شورا نگران نبودنم میشن.‬ 02:09.921 --> 02:12.340 ‫میان دنبالم تا پیدام کنن.‬ 02:12.423 --> 02:14.092 ‫واسه همه‌ی آدم‌های بیرون این اتاق،‬ 02:14.133 --> 02:15.260 ‫تو یه قاتلی،‬ 02:15.343 --> 02:17.220 ‫و منم قهرمانی که جلوت رو گرفت.‬ 02:18.221 --> 02:21.266 ‫خیلی جالبه که وقتی چهره‌ی تو رو دارم،‬ ‫مردم چقدر راحت بهم اعتماد می‌کنن.‬ 02:21.349 --> 02:23.935 ‫مری و تامورا رو کشتی.‬ 02:23.977 --> 02:25.770 ‫واسه چی؟ انتقام؟‬ 02:25.853 --> 02:27.230 ‫خب، تا حدی.‬ 02:27.689 --> 02:29.732 ‫خیالمم راحته که این انقلاب زمستانی،‬ 02:29.732 --> 02:31.442 ‫محفلت نمیتونه جلوم رو بگیره.‬ 02:32.777 --> 02:34.404 ‫اون پسربچه‌ای که می‌شناختی،‬ 02:34.445 --> 02:35.905 ‫دیگه بزرگ شده، اِم.‬ 02:36.656 --> 02:39.492 ‫باهوش‌تر، محتاط‌تر،‬ 02:39.534 --> 02:41.494 ‫و فوق‌العاده قدرتمندتر.‬ 02:59.846 --> 03:02.015 ‫اولین شکرگزاری جادوگرها با گروه سه نفره‌مون.‬ 03:02.056 --> 03:03.516 ‫این واقعاً معرکه‌ست.‬ 03:03.599 --> 03:05.226 ‫قراره طلسم‌های شکرگزاری بخونیم‬ 03:05.226 --> 03:07.103 ‫یا فقط تا خرخره غذا بخوریم؟‬ 03:07.353 --> 03:09.480 ‫من به جفتش رأی میدم، قطعاً جفتش.‬ 03:09.564 --> 03:11.858 ‫میشه هم جادو باشه و هم دسر.‬ 03:12.525 --> 03:13.985 ‫دیگه آدم چی از این بهتر میخواد؟‬ 03:16.029 --> 03:17.864 ‫ساشا، برعکس عقربه‌های ساعت لطفاً.‬ 03:17.947 --> 03:20.575 ‫می‌خوایم خامه‌مون خوب سفت بشه،‬ ‫نمی‌خوایم شل و ول بمونه.‬ 03:20.658 --> 03:22.785 ‫چشم، سرآشپز.‬ 03:24.787 --> 03:26.998 ‫وای، خانم باتیست، اینا عالین!‬ 03:27.081 --> 03:28.666 ‫باید دستورش رو برام بفرستین.‬ 03:28.750 --> 03:30.793 ‫من شیرینی‌پزی بلد نیستم،‬ ‫ولی دلم میخواد یاد بگیرم.‬ 03:30.877 --> 03:32.962 ‫خواهش می‌کنم، «الودی» صدام کن.‬ 03:33.045 --> 03:35.465 ‫اومم.‬ 03:46.184 --> 03:49.520 ‫مامانم دقیقاً‬ ‫همین تزیینات رو درست می‌کرد،‬ 03:49.604 --> 03:50.897 ‫واسه هر روز شکرگزاری.‬ 03:50.980 --> 03:52.440 ‫این فراتر از یه تزیین ساده‌ست.‬ 03:52.523 --> 03:54.817 ‫طبق سنت‌ها، اونم از قرن‌ها پیش،‬ ‫می‌خوام بهت بگم که‬ 03:54.901 --> 03:57.445 ‫سر این میزها از جادوگرها‬ ‫اصلاً استقبالی نمیشد.‬ 03:57.528 --> 03:58.654 ‫ما طردشده بودیم،‬ 03:58.696 --> 03:59.864 ‫و بعضی جاها هنوزم هستیم.‬ 04:00.490 --> 04:02.158 ‫واسه همین رسم و رسوم‬ ‫خودمون رو راه انداختیم…‬ 04:02.241 --> 04:04.410 ‫- اوهوم.‬ ‫- شکرگزاری جادوگرهای خودمون رو ساختیم.‬ 04:04.494 --> 04:05.536 ‫واسه همین…‬ 04:06.454 --> 04:08.664 ‫- علف طلایی واسه پذیرفته‌شدنه.‬ ‫- هوم.‬ 04:11.250 --> 04:13.795 ‫برگ‌بو واسه شکرگزاری.‬ 04:14.712 --> 04:16.339 ‫نون‌های گرد هم چون خیلی خوشمزه‌ان.‬ 04:18.674 --> 04:20.760 ‫وای، پس مامانم داشت‬ ‫این سنت رو زنده نگه می‌داشت‬ 04:20.843 --> 04:22.762 ‫- و من حتی روحمم خبر نداشت.‬ ‫- اوهوم.‬ 04:23.471 --> 04:25.598 ‫می‌دونی، خیلی چیزها بود که دلم می‌خواست ازش بپرسم.‬ 04:25.681 --> 04:28.434 ‫متأسفم که گریوز این فرصت رو ازت گرفت.‬ 04:28.518 --> 04:29.810 ‫هنوزم باورش سخته‬ 04:29.810 --> 04:31.229 ‫که اون دست به قتل کسی زده باشه.‬ 04:31.312 --> 04:34.023 ‫اونم هر کسی، چه برسه به مامان تو.‬ 04:34.106 --> 04:36.859 ‫می‌دونم کنار اومدن با این قضیه‬ ‫واسه همه‌تون خیلی سخته.‬ 04:36.943 --> 04:39.612 ‫واسه منم همین‌طور؛ از دورانی که‬ ‫توی کِرِسِنت وِیل بودم می‌شناختمش.‬ 04:39.695 --> 04:41.656 ‫صبر کن ببینم، مامان منم می‌شناختی؟‬ 04:42.532 --> 04:43.699 ‫آره، می‌شناختم.‬ 04:43.783 --> 04:45.910 ‫وقتی من سال آخر بودم، اون سال‌اولی بود.‬ 04:45.993 --> 04:47.620 ‫حتی همون موقع هم جادوگر قدرتمندی بود.‬ 04:47.703 --> 04:49.038 ‫کل محفل‌شون همین‌طور بودن.‬ 04:49.121 --> 04:50.331 ‫اما گریوز، خب،‬ 04:50.414 --> 04:52.375 ‫اون چند سال نوری‬ ‫از بقیه جلوتر بود.‬ 04:52.458 --> 04:53.876 ‫همه‌مون شیفته و مات قدرتش بودیم،‬ 04:53.960 --> 04:56.504 ‫واسه همینه که این اتفاق این‌قدر دردناکه.‬ 04:56.587 --> 04:59.257 ‫خب، خبر خوب اینه که‬ 04:59.340 --> 05:01.801 ‫شورا تا پیداش نکنه،‬ ‫دست از سرش برنمیداره.‬ 05:02.468 --> 05:04.428 ‫امروز…‬ 05:04.428 --> 05:05.721 ‫بیاین فقط لذت ببریم.‬ 05:06.514 --> 05:09.475 ‫آره، دقیقاً! «غم و غصه»‬ ‫توی منوی امروزمون جایی نداره.‬ 05:24.532 --> 05:26.659 ‫میشه یه لحظه ادای آدم‌های عادی رو در بیاری؟‬ 05:26.742 --> 05:27.868 ‫من کاملاً عادیم.‬ 05:27.952 --> 05:30.121 ‫می‌دونم اوضاع بین تو‬ ‫و گروه سه نفره‌ی برایر شکرآبه.‬ 05:30.204 --> 05:32.498 ‫اونام همچین دل خوشی ازت ندارن.‬ 05:32.581 --> 05:34.667 ‫کاملاً حواسم هست، ولی شکرگزاری جادوگرهاست.‬ 05:34.750 --> 05:36.627 ‫می‌دونم، می‌دونم.‬ 05:36.627 --> 05:38.546 ‫این همون… همون روزیه که‬ 05:39.213 --> 05:41.590 ‫تظاهر می‌کنیم‬ ‫با کسایی که باهاشون نمی‌سازیم،‬ 05:41.674 --> 05:43.301 ‫کنار میایم و مشکلی نداریم.‬ 05:43.384 --> 05:45.177 ‫دقیقاً. پس بیا فقط‬ 05:45.219 --> 05:46.595 ‫امروز رو سر کنیم، باشه؟‬ 05:46.679 --> 05:50.224 ‫آره، نگران آدم‌های اون تو نیستم.‬ 05:51.267 --> 05:52.810 ‫داری درباره‌ی چی حرف میزنی؟‬ 05:54.186 --> 05:55.771 ‫اِم…‬ 05:56.856 --> 05:58.858 ‫شاید یه جورایی…‬ 05:59.442 --> 06:02.069 ‫یه خون‌آشام رو یه‌ذره عصبانی کرده باشم.‬ 06:02.069 --> 06:04.572 ‫چند بار بهت هشدار دادم‬ ‫که از اون دور بمونی…‬ 06:05.489 --> 06:06.490 ‫جیک.‬ 06:06.574 --> 06:07.575 ‫مک‌کنا.‬ 06:07.658 --> 06:08.701 ‫بیا تو.‬ 06:09.577 --> 06:11.746 ‫ممنون که دعوتمون کردین.‬ 06:11.787 --> 06:15.332 ‫دست خودت درد نکنه، خیلی قشنگن.‬ 06:17.293 --> 06:19.462 ‫بابت کولاک شیکاگو خیلی متأسفم.‬ 06:19.545 --> 06:21.005 ‫شاید نتونی بری پیش خونواده‌ت،‬ 06:21.088 --> 06:23.132 ‫ولی امشب، همه‌مون یه خونواده‌ایم.‬ 06:23.215 --> 06:25.384 ‫این یعنی کسرول سیب‌زمینی شیرینم داریم؟‬ 06:25.468 --> 06:28.345 ‫همراه گردوی برشته‬ ‫و مارشمالوی ریزِ اضافه.‬ 06:28.763 --> 06:29.972 ‫قابلت رو نداشت.‬ 06:33.726 --> 06:35.227 ‫- می‌تونم پالتوت رو بگیرم.‬ ‫- مطمئنی؟‬ 06:35.311 --> 06:37.021 ‫- آره، معلومه.‬ ‫- دستت درد نکنه.‬ 06:37.104 --> 06:38.105 ‫سلام.‬ 06:38.189 --> 06:40.566 ‫شنیدم رفتی توی کما، خوبی الان؟‬ 06:40.649 --> 06:42.401 ‫بهترین چرت عمرم بود.‬ 06:42.485 --> 06:44.487 ‫تا حالا این‌قدر گرسنه‌م نشده بود،‬ ‫که البته خیلی هم خوبه،‬ 06:44.570 --> 06:47.907 ‫چون الان همه‌چی‬ ‫به‌طرز عجیبی خوشمزه‌ست.‬ 06:47.990 --> 06:50.576 ‫توی یوتا هم برف میاد؟‬ 06:51.535 --> 06:53.412 ‫بیشتر مشکل کمبود بودجه بود‬ 06:53.496 --> 06:55.080 ‫- واسه خرید بلیت هواپیما.‬ ‫- اوه.‬ 06:55.164 --> 06:57.708 ‫که اصلاً مهم نیست،‬ ‫چون خیلی بیشتر ترجیح میدم‬ 06:57.792 --> 06:59.835 ‫اینجا پیش دوستام باشم.‬ 07:02.505 --> 07:04.465 ‫خب، امروز با کدوم طرفم؟‬ 07:04.507 --> 07:06.509 ‫باب یا اون پسره‌ی عصبیِ جادوی سیاه؟‬ 07:06.884 --> 07:08.594 ‫نظرت چیه… فقط خودِ جیک باشم؟‬ 07:08.677 --> 07:10.930 ‫آره، واسه من که عالیه.‬ 07:12.264 --> 07:14.308 ‫خوبی؟‬ 07:14.350 --> 07:15.309 ‫دارم دووم میارم.‬ 07:15.392 --> 07:18.187 ‫می‌دونم، اولین شکرگزاری‬ ‫بدون مامانت خیلی سخته.‬ 07:18.771 --> 07:19.855 ‫آره، ولی مدام به خودم میگم‬ 07:19.939 --> 07:22.274 ‫اون می‌خواست از این روز نهایت لذت رو ببرم.‬ 07:22.358 --> 07:24.276 ‫شاید یه تیکه پای اضافه هم به یادش بخورم.‬ 07:24.360 --> 07:26.320 ‫- آره، یه همچین چیزی.‬ ‫- درسته.‬ 07:38.165 --> 07:40.251 ‫سلام.‬ 07:43.045 --> 07:44.129 ‫این اینجا چی کار میکنه؟‬ 07:44.922 --> 07:46.757 ‫مامان ساشا بهم گفت دعوتش کنم.‬ 07:51.637 --> 07:52.680 ‫نمیتونه بیاد تو.‬ 07:53.847 --> 07:57.268 ‫- راست میگه.‬ ‫- آخ، آره، دعوت‌نامه.‬ 07:59.436 --> 08:02.898 ‫اولی، بفرما تو لطفاً.‬ 08:02.898 --> 08:03.691 ‫ممنون.‬ 08:27.298 --> 08:28.632 ‫بیا تو.‬ 08:32.386 --> 08:34.388 ‫بالاخره داریم به آخرش می‌رسیم.‬ 08:34.471 --> 08:36.932 ‫آخرین فرم‌های مراسم تشکیل محفل.‬ 08:37.057 --> 08:38.517 ‫فقط امضاتون رو میخواد.‬ 08:38.559 --> 08:39.518 ‫عالیه.‬ 08:40.477 --> 08:42.730 ‫توی این دوره‌ی انتقال،‬ ‫کمک‌های بسیار ارزشمندی کردی.‬ 08:42.813 --> 08:44.106 ‫خیلی جالبه که وقتی بچه‌ها نیستن،‬ ‫می‌تونیم چه کارهایی‬ 08:44.189 --> 08:46.191 ‫رو سر و سامون بدیم.‬ 08:49.862 --> 08:52.114 ‫از دست دادن خانم گریوز‬ ‫واسه همه‌مون سخت بوده.‬ 08:52.197 --> 08:53.198 ‫اوهوم.‬ 08:53.866 --> 08:55.576 ‫می‌دونم برات ارزش زیادی داشت.‬ 08:55.659 --> 08:58.162 ‫نمی‌خواستم باور کنم که گناهکاره.‬ 08:58.662 --> 09:00.289 ‫ولی اگه نبود، چرا باید فرار می‌کرد؟‬ 09:01.081 --> 09:03.292 ‫حس می‌کردم داره‬ ‫یه جور رازی رو پنهان میکنه،‬ 09:03.375 --> 09:06.378 ‫ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم‬ ‫یه چیزی مثل…‬ 09:06.462 --> 09:08.339 ‫این باشه.‬ 09:09.131 --> 09:11.216 ‫سر همه‌مون کلاه گذاشت.‬ 09:11.216 --> 09:12.760 ‫ولی امروز یه روز جدیده.‬ 09:13.719 --> 09:15.763 ‫انقلاب زمستانی در راهه.‬ 09:15.763 --> 09:17.473 ‫خطوط انرژی باز میشن‬ 09:17.556 --> 09:21.185 ‫و نوسازی‌ای که بهش نیاز داریم رو بهمون میدن.‬ 09:23.812 --> 09:25.564 ‫از پس این برمیایم، اگنس.‬ 09:26.857 --> 09:27.858 ‫کنار همدیگه.‬ 09:29.068 --> 09:30.527 ‫من که امیدوارم.‬ 09:30.569 --> 09:31.487 ‫آره.‬ 09:50.172 --> 09:52.466 ‫بیسکویت‌های کره‌ای، موردعلاقه‌ی مامانم.‬ 09:52.549 --> 09:55.427 ‫یا همون‌طور که شما میگین، «کوکی».‬ 09:56.011 --> 09:58.055 ‫خیلی خوشمزه به نظر میان، ممنون.‬ 10:02.976 --> 10:06.688 ‫بازم نه، ای بابا. اِم…‬ 10:06.772 --> 10:08.690 ‫از مرز نابودی، شعله رو پس بزن،‬ 10:08.774 --> 10:10.484 ‫بذار عطر و طعم دلپذیر دوباره جون بگیره.‬ 10:13.570 --> 10:16.824 ‫تو کی هستی و سر مادرم‬ ‫چه بلایی آوردی؟‬ 10:16.907 --> 10:19.660 ‫باشه، می‌دونم گفتم‬ ‫توی آشپزخونه از جادو خبری نیست.‬ 10:19.743 --> 10:21.829 ‫فکر کنم کلماتی که گفتی دقیقاً این بود:‬ 10:21.912 --> 10:24.164 ‫«هر چیزی غیر از‬ ‫دست‌پخت واقعی، تقلبه.»‬ 10:24.248 --> 10:26.542 ‫قبول، ولی شاید دارم یاد می‌گیرم‬ 10:26.583 --> 10:28.168 ‫یه کم قانون‌هام رو منعطف‌تر کنم.‬ 10:28.252 --> 10:29.253 ‫هوم.‬ 10:30.712 --> 10:32.506 ‫واسه همین به برایر گفتی‬ ‫دعوتش کنه؟‬ 10:33.215 --> 10:35.551 ‫به همون دلیلی این کار رو کردم‬ ‫که تو مک‌کنا رو دعوت کردی.‬ 10:35.634 --> 10:37.135 ‫توی این تعطیلات،‬ 10:37.219 --> 10:38.971 ‫هرچی بودن با یه نفر سخت‌تر باشه،‬ ‫بهتره.‬ 10:39.054 --> 10:40.639 ‫مامان، مک‌کنا که برادرم رو نکشته.‬ 10:40.722 --> 10:42.224 ‫اون پسره هم همین‌طور.‬ 10:45.686 --> 10:46.687 ‫ببین…‬ 10:47.229 --> 10:48.939 ‫کاش می‌تونستم با حس و حال‬ 10:48.981 --> 10:50.566 ‫شکرگزاری جادوگرها همراه بشم.‬ 10:51.733 --> 10:53.902 ‫ولی بعد از میسون، واقعاً سخته.‬ 10:55.612 --> 10:56.613 ‫می‌دونم.‬ 10:58.365 --> 11:00.576 ‫و امروز یه قدم به جلو بود، همینم کافیه.‬ 11:03.287 --> 11:05.998 ‫می‌خواستم صبر کنم تا همه برن،‬ 11:06.081 --> 11:08.917 ‫ولی نمیتونم.‬ 11:09.001 --> 11:12.254 ‫امروز صبح با پورتال پستی رسید.‬ 11:12.337 --> 11:15.924 ‫شاید یه سرکی کشیده باشم توش.‬ 11:20.554 --> 11:22.180 ‫قبول شدم!‬ 11:22.264 --> 11:24.391 ‫تنها حدود یک درصد‬ ‫از اون یک درصد نخبه،‬ 11:24.474 --> 11:25.976 ‫وارد آکادمی کاون در فلورانس میشن.‬ 11:26.059 --> 11:28.270 ‫- تو ان‌قدر خاصی.‬ ‫- من…‬ 11:28.353 --> 11:30.439 ‫وقتی نتونستیم نفر سوم رو پیدا کنیم درخواست دادم،‬ 11:30.522 --> 11:31.523 ‫وقتی که حسابی مستأصل شده بودم.‬ 11:31.607 --> 11:33.900 ‫می‌دونم دل کندن از دوستات‬ ‫قراره برات خیلی سخت باشه،‬ 11:33.984 --> 11:35.193 ‫ولی ساشا،‬ 11:35.193 --> 11:37.696 ‫همیشه رویای همین رو داشتی.‬ 11:37.779 --> 11:39.781 ‫می‌دونی چند نفر‬ ‫از اعضای فعلی شورا‬ 11:39.865 --> 11:41.658 ‫رفتن به فلورانس؟‬ 11:41.825 --> 11:43.410 ‫همه‌شون.‬ 11:43.493 --> 11:46.204 ‫یه روزی این می‌تونه جایگاه خودت باشه.‬ 11:47.748 --> 11:49.958 ‫من… نمی‌دونم چی بگم.‬ 11:50.834 --> 11:53.128 ‫من می‌دونم: «ایتالیا، دارم میام!»‬ 12:02.304 --> 12:04.598 ‫خیلی خطرناکه، اِم.‬ 12:04.598 --> 12:06.641 ‫دانش‌آموزامون در خطرن.‬ 12:06.725 --> 12:08.268 ‫باید نجاتشون بدم،‬ 12:08.268 --> 12:09.853 ‫حتی اگه به قیمت جونم تموم بشه.‬ 12:15.567 --> 12:17.277 ‫من که همیشه روی تو شرط می‌بندم.‬ 12:20.781 --> 12:22.157 ‫داره میاد.‬ 12:26.828 --> 12:27.871 ‫دلت برام تنگ شده بود؟‬ 12:30.540 --> 12:32.709 ‫ویلیام… حتی نمیتونم تصور کنم‬ 12:32.793 --> 12:35.379 ‫بعد از اون شب چقدر‬ ‫روزگار بهت سخت گذشت.‬ 12:36.630 --> 12:37.714 ‫چیزی که آدم رو نکشه، قوی‌ترش میکنه.‬ 12:37.798 --> 12:39.341 ‫گوش کن، محفل ما…‬ 12:40.675 --> 12:42.886 ‫محفل ما کاری رو کرد که چاره‌ای جز انجامش نداشت.‬ 12:42.969 --> 12:44.888 ‫پای کینه‌ی شخصی در میون نبود.‬ 12:45.764 --> 12:46.807 ‫ما دوست بودیم.‬ 12:46.890 --> 12:49.309 ‫یه روزم نبوده که بابتش‬ ‫احساس عذاب وجدان نکرده باشم.‬ 12:49.392 --> 12:52.479 ‫- حالا کی داره فیلم بازی میکنه؟‬ ‫- نه، نه، اصلاً فیلم بازی کردن نیست.‬ 12:53.021 --> 12:54.564 ‫واقعاً میگم.‬ 12:55.482 --> 12:56.650 ‫متأسفم.‬ 13:16.753 --> 13:20.966 ‫از دوران مدرسه تا الان،‬ ‫چندتا ترفند جدید یاد گرفتم، اما.‬ 13:38.692 --> 13:40.193 ‫نیروت رو واسه انقلاب‬ ‫زمستانی نگه دار.‬ 13:52.998 --> 13:55.792 ‫- دستتون درد نکنه، خانم باتیست.‬ ‫- خواهش می‌کنم.‬ 13:56.501 --> 13:58.962 ‫و اینم واسه تو اولی، مستقیم از قصابی.‬ 14:00.130 --> 14:02.382 ‫برایر گفت اینو ترجیح میدی.‬ 14:02.465 --> 14:04.092 ‫- ممنون.‬ ‫- خواهش می‌کنم.‬ 14:10.640 --> 14:14.102 ‫ببخشید، من… سعی کردم جلوش رو بگیرم.‬ 14:14.185 --> 14:16.062 ‫نگران نباش، حواسم هست.‬ 14:18.481 --> 14:19.482 ‫بیاین شروع کنیم.‬ 14:41.755 --> 14:44.382 ‫از این خوشحال‌تر نمیشدم‬ 14:44.424 --> 14:46.468 ‫که همه‌تون اینجایین.‬ 14:52.682 --> 14:55.268 ‫حالا به حرف مادرتون گوش کنین،‬ 14:55.310 --> 14:56.353 ‫و بیاین هر کدوممون‬ 14:56.436 --> 14:58.104 ‫بگیم که بابت چه چیزی‬ ‫شکرگزاریم.‬ 14:59.147 --> 15:01.232 ‫اول من شروع می‌کنم.‬ 15:03.068 --> 15:06.780 ‫خوشحالم که بالاخره‬ ‫سر میز بزرگ‌ترها نشستم.‬ 15:08.281 --> 15:10.659 ‫راستی، بابت زنده بودنم هم همین‌طور، مسلماً.‬ 15:22.962 --> 15:25.382 ‫من بابت… اِم…‬ 15:27.092 --> 15:30.845 ‫شکرگزارم که توی زندگیم‬ ‫آدم‌هایی هستن که هوام رو دارن.‬ 15:31.471 --> 15:32.555 ‫مهم نیست چی بشه…‬ 15:34.391 --> 15:35.934 ‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته.‬ 15:53.701 --> 15:55.245 ‫همه‌ی این‌ها واسه من تازگی داره.‬ 15:55.286 --> 15:56.871 ‫آمریکایی‌ها خیلی احساساتی‌ان.‬ 15:58.873 --> 16:01.543 ‫ولی خب، فکر کنم خوشحالم‬ 16:01.543 --> 16:02.752 ‫از اینکه دارم می‌فهمم‬ 16:02.836 --> 16:04.295 ‫شاید زندگی قبلیم به پایان رسیده.‬ 16:05.338 --> 16:07.382 ‫و شاید تازگی‌ها دارم می‌بینم‬ 16:07.382 --> 16:08.925 ‫که یه زندگی تازه هم می‌تونه شروع بشه.‬ 16:16.391 --> 16:17.684 ‫فکر کنم نوبت منه.‬ 16:21.271 --> 16:23.648 ‫شکرگزاری، تعطیلاتِ‬ ‫موردعلاقه‌ی مامانم بود.‬ 16:24.023 --> 16:25.692 ‫عاشق امشب می‌شد.‬ 16:25.775 --> 16:27.193 ‫غذای خونگی‌ای که لازم نبود خودش بپزه؟‬ 16:27.277 --> 16:28.611 ‫دقیقاً باب میلش بود.‬ 16:32.657 --> 16:35.952 ‫خیلی وقت‌ها‬ ‫بابام واسه کار بیرون از شهر بود،‬ 16:36.452 --> 16:38.371 ‫واسه همین فقط من و مامانم بودیم.‬ 16:40.415 --> 16:42.292 ‫رژه‌ی شکرگزاری رو تماشا می‌کردیم،‬ 16:42.375 --> 16:44.169 ‫پنج‌تا از ماکت‌های موردعلاقه‌مون رو انتخاب می‌کردیم،‬ 16:44.252 --> 16:45.628 ‫غذا سفارش می‌دادیم…‬ 16:47.630 --> 16:49.591 ‫و بعدش توی پذیرایی‬ ‫چادر می‌زدیم،‬ 16:49.674 --> 16:54.554 ‫با کیسه‌خواب، کنار شومینه‬ ‫بیسکویت شکلات و مارشمالو کباب می‌کردیم.‬ 16:59.893 --> 17:01.686 ‫اینم جادوی خاص مامانم بود.‬ 17:14.282 --> 17:16.200 ‫من شکرگزارم بابت…‬ 17:20.705 --> 17:21.956 ‫وجود اون.‬ 17:33.968 --> 17:35.929 ‫ببخشید، فقط یه لحظه بهم وقت بدین.‬ 17:39.807 --> 17:43.519 ‫آخ مامان.‬ 17:50.860 --> 17:52.654 ‫من… باید برم پیشش.‬ 17:53.071 --> 17:54.530 ‫تو اصلاً نباید اینجا باشی.‬ 17:54.614 --> 17:56.908 ‫از این مخلفات شکم‌پر امتحان کن.‬ 17:56.991 --> 17:59.869 ‫البته توش گوشت داره،‬ ‫که می‌دونم نباید‬ 17:59.952 --> 18:02.580 ‫توی همه‌چی ریخت،‬ ‫ولی توی این یکی محشره.‬ 18:02.664 --> 18:04.707 ‫بچه‌ها، برایر الان به این حرف‌ها نیاز نداره.‬ 18:04.791 --> 18:06.501 ‫- می‌دونی من واسه چی شکرگزارم؟‬ ‫- واسه چی؟‬ 18:06.584 --> 18:09.253 ‫خوشحالم که تا این لحظه‬ ‫به کسی حمله نکردی.‬ 18:09.337 --> 18:10.630 ‫برایر به من اعتماد داره.‬ 18:10.672 --> 18:11.547 ‫جدی؟‬ 18:11.631 --> 18:13.341 ‫چرا تو نمیتونی؟‬ 18:13.841 --> 18:15.426 ‫چون چهره‌ی واقعی‌ت رو دیدم.‬ 18:17.720 --> 18:18.805 ‫یادت میاد؟‬ 18:19.180 --> 18:20.181 ‫بیا دنبالم.‬ 18:26.896 --> 18:28.690 ‫بازم درباره‌ی آینه‌ی پیشگوییه؟‬ 18:28.773 --> 18:29.774 ‫آینه رو فراموش کن، باشه؟‬ 18:29.857 --> 18:32.151 ‫خون‌آشام‌ها مثل بمب ساعتی‌ان‬ ‫که هر لحظه ممکنه منفجر بشن.‬ 18:32.235 --> 18:33.695 ‫- اینو با پوست و استخونم حس کردم.‬ ‫- آروم باش.‬ 18:33.778 --> 18:35.405 ‫باید این قضیه رو جدی بگیری.‬ 18:35.488 --> 18:38.032 ‫تو بین همه‌ی آدم‌ها‬ ‫باید بهتر از هر کسی بدونی.‬ 18:43.496 --> 18:47.667 ‫ساشا، من… دیدم‬ ‫چقدر بهت سخت گذشته.‬ 18:47.750 --> 18:48.960 ‫اشک‌هات رو دیدم.‬ 18:50.503 --> 18:54.006 ‫می‌دونم، تو همیشه هوام رو داشتی…‬ 18:54.966 --> 18:56.008 ‫ولی این فرق داره.‬ 18:56.092 --> 18:57.552 ‫واقعاً فرق داره؟‬ 18:57.552 --> 18:59.429 ‫آخه اون… اون یه قاتله.‬ 18:59.512 --> 19:00.513 ‫و ما… ما قراره درست روبه‌روش بشینیم‬ 19:00.596 --> 19:01.764 ‫و بوقلمون بخوریم؟‬ 19:01.848 --> 19:05.101 ‫واسه خودِ منم سخته.‬ 19:05.393 --> 19:06.978 ‫ولی شکرگزاری جادوگرهاست،‬ 19:06.978 --> 19:08.187 ‫واسه همین دارم تلاشم رو می‌کنم.‬ 19:08.271 --> 19:10.022 ‫امن نیست، ساشا.‬ 19:14.360 --> 19:16.612 ‫جیک، تو همیشه این عادت رو داشتی‬ 19:16.696 --> 19:19.490 ‫- که همه رو نجات بدی.‬ ‫- شروع شد.‬ 19:19.574 --> 19:20.575 ‫نه.‬ 19:22.493 --> 19:24.454 ‫اتفاقاً من عاشق این ویژگی‌تم.‬ 19:24.537 --> 19:26.914 ‫ولی جیک، این اواخر خودت نیستی.‬ 19:26.998 --> 19:29.083 ‫عصبانیتت، پرخاشگری‌ت،‬ 19:29.083 --> 19:30.251 ‫همه‌ش زیر سر جادوی سیاهه.‬ 19:30.334 --> 19:31.961 ‫یه هفته‌ست دست بهش نزدم.‬ 19:34.881 --> 19:37.717 ‫داری بازم ذهنم رو می‌خونی؟‬ 19:37.717 --> 19:38.634 ‫وای، خدای من!‬ 19:38.718 --> 19:41.721 ‫ببین، دقیقاً همینه! واسه همینه‬ ‫که ما هیچ‌وقت به درد هم نمی‌خوردیم.‬ 19:44.348 --> 19:46.225 ‫از توی ذهنم بیا بیرون، ساشا.‬ 19:46.267 --> 19:47.393 ‫باید یه هوایی بخورم.‬ 19:50.229 --> 19:51.272 ‫جیک!‬ 19:52.148 --> 19:55.610 ‫جیک!‬ 20:08.456 --> 20:11.209 ‫هی، جیک.‬ ‫فکر کردی کجا داری میری؟‬ 20:12.233 --> 20:19.233 www.Doostihaa.com