WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:09.759 --> 00:11.177 ‫خب بچه‌ها.‬ 00:11.261 --> 00:13.722 ‫واضحه که باید توی این دنیا‬ ‫افکارمون رو کنترل کنیم.‬ 00:13.805 --> 00:15.473 ‫- «صددَوصد.»‬ ‫- فکر خوبیه.‬ 00:15.557 --> 00:17.934 ‫یاد یه فیلمی افتادم...‬ 00:18.018 --> 00:19.477 ‫اسم فیلمه چی بود...؟‬ 00:19.561 --> 00:21.271 ‫برت، تمرکز کن.‬ 00:21.354 --> 00:22.814 ‫شرمنده.‬ 00:22.897 --> 00:24.858 ‫همون که اون دختره توش بود...‬ 00:24.941 --> 00:28.194 ‫همون که توی واقعیت زن اون یارو بود‬ ‫که اسمش فلان بود...‬ 00:28.278 --> 00:29.320 ‫فیبی کیتز...‬ 00:29.404 --> 00:31.406 ‫نچ، فیبی کیتز نبود...‬ 00:31.489 --> 00:34.909 ‫«خوش‌گذرانی در دبیرستان ریج‌مونت.»‬ ‫پسر، اون عجب فیلمی بودها...‬ 00:36.411 --> 00:38.329 ‫اون سکانس استخرش محشر بود...‬ 00:38.413 --> 00:39.497 ‫خیلی خوب بود...‬ 00:41.458 --> 00:43.376 ‫سلیقه سینمایی که دختر و پسر نداره.‬ 00:43.460 --> 00:45.628 ‫دقیقا. من حتی فیلم‌های‬ ‫«واب وُو» رو دوست دارم...‬ 00:46.629 --> 00:50.133 ‫نه خیر هم. اصلا از فیلم‌های‬ ‫«واب وُو» خوشم نمیاد.‬ 00:50.216 --> 00:51.843 ‫نزدیک بود «آبِووم» بره...‬ 00:51.926 --> 00:55.472 ‫عجیبه که کریپکی حتی موقع‬ ‫فکر کردن هم مشکل تکلم داره...‬ 00:55.555 --> 00:58.850 ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.‬ ‫اول باید بفهمیم کجا اومدیم،‬ 00:58.933 --> 01:01.269 ‫که بفهمیم چیکار باید بکنیم‬ ‫و کجا باید بریم.‬ 01:01.352 --> 01:03.438 ‫«آنچه زنان می‌خواهند» بود...‬ ‫فیلم مل گیبسون...‬ 01:03.521 --> 01:05.815 ‫مل گیبسون شوهر فیبی کیتز نبود که.‬ 01:05.899 --> 01:07.984 ‫نه، منظورم فیلمی بود که‬ ‫درباره تله‌پاتی باشه.‬ 01:08.068 --> 01:09.819 ‫مثل اتفاقی که داره برامون میفته...‬ 01:09.903 --> 01:11.488 ‫آها!‬ 01:11.571 --> 01:13.281 ‫خودمم و خودم...‬ 01:13.364 --> 01:15.283 ‫ادامه بده استوارت.‬ 01:16.284 --> 01:19.913 ‫خب، توضیحاتی که همراه دستگاه بود،‬ ‫یه پیغامی هم داشت که...‬ 01:19.996 --> 01:22.040 ‫از طرف کسی بود که می‌خواد کمکم کنه.‬ 01:22.123 --> 01:25.001 ‫وضع من رو باش...‬ ‫مثلا از استنفورد «دُکتُوا» گرفتم...‬ 01:25.085 --> 01:28.129 ‫حالا یه «کمیک‌فُووش» باید بهم دستور بده...‬ 01:28.213 --> 01:29.923 ‫می‌خوای خودت مسئول باشی کریپکی؟‬ 01:30.548 --> 01:31.591 ‫نه، تو کارت درسته.‬ 01:31.674 --> 01:34.219 ‫منتظر می‌مونم ضایع بشی...‬ ‫بعد مسخره‌ات کنم...‬ 01:34.302 --> 01:35.386 ‫لطف می‌کنی.‬ 01:37.138 --> 01:40.892 ‫طبق چیزی که اینجا نوشته،‬ ‫علت اینکه نمی‌تونیم دنیای اصلی رو...‬ 01:40.975 --> 01:42.102 ‫به حالت اولش برگردونیم،..‬ 01:42.185 --> 01:44.604 ‫اینه که ما حرکت به جانب داریم،‬ ‫در صورتی که باید روی...‬ 01:44.687 --> 01:46.356 ‫یه محور چهاربعدی حرکت کنیم.‬ 01:47.148 --> 01:48.650 ‫- یعنی زمان!‬ ‫- یعنی زمان.‬ 01:48.733 --> 01:51.152 ‫♪ لیز بخور، لیز بخور، لیز بخور... ♪‬ 01:51.236 --> 01:53.822 ‫♪ - به آینده برو... ♪‬ ‫♪ - به آینده برو... ♪‬ 01:53.905 --> 01:55.281 ‫تموم شد؟‬ 01:55.365 --> 01:56.407 ‫- ببخشید.‬ ‫- شرمنده.‬ 01:56.491 --> 01:58.868 ‫ببین مرد رویاهام چه خوب رهبری می‌کنه...‬ 01:58.952 --> 02:01.371 ‫ببین دنیز داره رهبری کردنم رو می‌بینه...‬ 02:01.454 --> 02:03.581 ‫فهمیدیم رهبر خان.‬ ‫حالا چطوری این کار رو بکنیم؟‬ 02:03.665 --> 02:06.543 ‫خلاصه دستگاه لئونارد و شلدون‬ ‫هیچ‌وقت تکمیل نشده بود.‬ 02:06.626 --> 02:09.129 ‫- چون یه فرمون کم داره.‬ ‫- فرمون؟‬ 02:09.212 --> 02:12.382 ‫فرمون ماشین که نه،‬ ‫منظورم یه مکانیسم کنترله...‬ 02:12.465 --> 02:15.718 ‫تا بتونیم باهاش به زمانی برگردیم‬ ‫که هنوز دنیا جهنم نشده بود.‬ 02:15.802 --> 02:17.762 ‫حیف که کار و کاسبی‬ ‫«وادیوشاک» کساد شد.‬ 02:18.638 --> 02:20.348 ‫گفت «وادیوشاک»...‬ 02:20.431 --> 02:22.142 ‫- هوی!‬ ‫- ببخشید.‬ 02:22.225 --> 02:23.393 ‫فکر نکردن سخته خب.‬ 02:23.476 --> 02:26.229 ‫مثل اینه به یکی بگی‬ ‫«به فیل صورتی فکر نکن...»‬ 02:26.312 --> 02:27.480 ‫- فیل صورتی...؟‬ ‫- فیل صورتی...؟‬ 02:27.564 --> 02:28.690 ‫دیدین...؟‬ 02:29.566 --> 02:32.360 ‫کریپکی، یه همچین چیزی رو‬ ‫از کجا می‌شه گیر آورد؟‬ 02:32.443 --> 02:35.071 ‫گمونم بتونم با عقب‌بودن چونه‌اش کنار بیام...‬ 02:35.155 --> 02:36.364 ‫دلم می‌خواد زنش شم...‬ 02:36.447 --> 02:38.867 ‫- جدی می‌گی...؟‬ ‫- اگه جدی نبودم که بهش فکر نمی‌کردم...‬ 02:38.950 --> 02:40.160 ‫آخی.‬ 02:41.119 --> 02:42.370 ‫فهمیدم می‌شه چیکار کرد.‬ 02:42.453 --> 02:45.206 ‫می‌تونیم یه «فَومون ماهواوه‌ای» رو‬ ‫خودمون «سَوِهم‌بندی» کنیم.‬ 02:45.290 --> 02:47.250 ‫فرمون ماهواره‌ای از کجا بیاریم؟‬ 02:47.333 --> 02:49.711 ‫عین آب خوردنه.‬ ‫از واحد مهندسی کالتک.‬ 02:49.794 --> 02:51.254 ‫عالیه، پس بریم همین‌جا.‬ 02:51.337 --> 02:52.839 ‫«عالیه. پس بریم همین‌جا.»‬ 02:52.922 --> 02:54.841 ‫- بزرگ شو.‬ ‫- «بُزُگ» شو.‬ 02:54.924 --> 02:56.134 ‫اسکل.‬ 02:56.843 --> 02:58.553 ‫[تیتراژ رو رد نکنین!]‬ 02:58.595 --> 03:00.805 ‫_‬ 03:00.847 --> 03:03.641 ‫[طعم‌سازی‌های این اپیزود‬ ‫توسط سرآشپز ما مهندسی شده.]‬ 03:03.641 --> 03:05.977 ‫[که از طعم‌دهنده‌های مرغوب‬ ‫از سال ۲۰۱۹ تهیه شده.]‬ 03:10.815 --> 03:13.359 ‫[اسیدیته نورپردازی هم‌راستا‬ ‫با کمدی کنایه‌آمیز هماهنگ شده.]‬ 03:13.359 --> 03:15.111 ‫[ولی اگه بودجه محدودی‬ ‫برای این وعده دارین،]‬ 03:15.111 --> 03:17.405 ‫[پیشنهاد خودش هندوانه با طعم مصنوعیه.]‬ 03:17.447 --> 03:19.407 ‫[در کل بهتره یه چیزی سفارش بدین دیگه.]‬ 03:19.449 --> 03:22.160 ‫[خروج]‬ ‫[درب مسئولیت]‬ 03:25.330 --> 03:29.042 ‫[قسمت هفتم: اسپویل...]‬ ‫[دکسیز میدنایت رانرز به سود فروشش می‌رسه.]‬ 03:33.379 --> 03:35.548 ‫[موسسه فناوری کالیفرنیا]‬ 03:39.427 --> 03:41.471 ‫[خانم نوویتزکی]‬ 03:41.596 --> 03:42.722 ‫چه کمکی از دستم بر میاد؟‬ 03:42.805 --> 03:44.349 ‫اومدیم هاوارد والوویتز رو ببینیم.‬ 03:44.432 --> 03:46.142 ‫مهندس هوافضاست.‬ 03:46.226 --> 03:47.477 ‫یه لحظه اجازه بدین.‬ 03:47.560 --> 03:51.105 ‫مامان من هم همین بو رو می‌داد...‬ 03:51.189 --> 03:52.607 ‫چی گفتین؟‬ 03:52.690 --> 03:54.776 ‫شنیدی که...‬ 03:54.859 --> 03:56.569 ‫خواهشا فکر نکن.‬ 03:57.737 --> 03:59.614 ‫[خانم نوویتزکی]‬ 03:59.656 --> 04:00.990 ‫هاوارد والوویتز توی سیستم نبود.‬ 04:01.032 --> 04:02.700 ‫- مطمئنین؟‬ ‫- دوباره چک می‌کنم.‬ 04:02.742 --> 04:04.744 ‫واقعا که دوباره چک نمی‌کنم...‬ 04:04.827 --> 04:06.955 ‫صرفا از روی ادب گفتم...‬ 04:07.038 --> 04:09.082 ‫نچ. هاوارد والوویتز نبود.‬ 04:10.291 --> 04:11.334 ‫یه لحظه به ما وقت می‌دین؟‬ 04:11.417 --> 04:13.002 ‫اختیار دارین. من که همین‌جام.‬ 04:13.086 --> 04:15.129 ‫انقدر می‌مونم تا بمیرم،‬ ‫چون شوهرم نوازنده درامزه...‬ 04:15.213 --> 04:17.632 ‫و فقط در این صورت ممکنه‬ ‫بهمون پولی برسه...‬ 04:19.550 --> 04:20.843 ‫چطور ممکنه هاوارد اینجا نباشه؟‬ 04:20.927 --> 04:22.470 ‫شاید توی این دنیا وجود نداره.‬ 04:22.553 --> 04:25.556 ‫راست می‌گه. من هم هیچ‌جا‬ ‫هاوارد والوویتز رو پیدا نمی‌کنم.‬ 04:25.640 --> 04:26.683 ‫خب، پس بیشتر بگرد.‬ 04:27.642 --> 04:28.643 ‫پسر...‬ 04:28.726 --> 04:32.021 ‫کاش می‌شد برم خودم رو‬ ‫به این خانم متشخص «مُعَوِفی» کنم...‬ 04:32.021 --> 04:33.982 ‫بگم باهام ازدواج کنه‬ ‫و بشینم به پاش «گِویِه» کنم...‬ 04:34.023 --> 04:35.984 ‫انقدر که وحشت کنه و «فَواو» کنه...‬ 04:36.067 --> 04:37.443 ‫خیلی چندشی.‬ 04:38.236 --> 04:40.697 ‫نچ. کلا هیچ‌جا هاوارد والوویتز نیست.‬ 04:40.780 --> 04:41.781 ‫خب، بیچاره شدیم...‬ 04:41.864 --> 04:42.865 ‫خب، بیچاره شدیم.‬ 04:42.991 --> 04:43.992 ‫عزیزم، شنیدیم...‬ 04:44.075 --> 04:45.118 ‫عزیزم، شنیدیم.‬ 04:45.326 --> 04:48.121 ‫وایستین. برنادت راستن‌کاوسکی رو پیدا کردم.‬ 04:48.746 --> 04:49.956 ‫شاید اون یه چیزی بدونه.‬ 04:50.039 --> 04:52.166 ‫می‌ارزه پرس‌وجو کنیم.‬ 04:53.418 --> 04:54.460 ‫سلام.‬ 04:54.919 --> 04:56.004 ‫سلام.‬ 04:56.045 --> 04:57.755 ‫می‌خوای «واوِد» زندگیت شم و...‬ 04:57.755 --> 04:58.965 ‫ناامیدت کنم...؟‬ 05:08.808 --> 05:13.396 ‫دخترها، شما چتون شد؟‬ ‫زود باشین، حرکت کنین.‬ 05:15.231 --> 05:17.608 ‫عین اسب‌های آبی تنبل شدین.‬ 05:17.692 --> 05:19.152 ‫بمیری کثافت. بمیری...‬ 05:19.235 --> 05:21.112 ‫درباره مامان خودت هم همینطوری فکر می‌کنی؟‬ 05:21.195 --> 05:24.198 ‫انگار توی این دنیا میکروب‌شناس نیست.‬ 05:24.699 --> 05:27.327 ‫قوه مشاهده «نَفَس‌گیوی» داری...‬ 05:27.410 --> 05:29.996 ‫- بری، الان وقتشه؟‬ ‫- صرفا به نظرم فکر می‌کنم.‬ 05:31.622 --> 05:32.999 ‫امرتون؟‬ 05:33.124 --> 05:34.500 ‫ما رو نشناختی؟‬ 05:35.501 --> 05:38.671 ‫با همدیگه مرکز ترک بودیم؟‬ ‫چون اون دوران خیلی محو توی ذهنمه.‬ 05:38.755 --> 05:40.631 ‫تو برنادت راستن‌کاوسکی هستی؟‬ 05:40.715 --> 05:41.799 ‫اون فامیلی خانوادگیمه.‬ 05:41.883 --> 05:43.801 ‫بعد از ازدواجم اسمم شد برنادت بی‌شعور.‬ 05:44.677 --> 05:48.181 ‫احیانا آقای بی‌شعور به اسم‬ ‫هاوارد والوویتز شناخته نمی‌شه؟‬ 05:48.306 --> 05:49.349 ‫کی؟‬ 05:49.432 --> 05:50.600 ‫مهندسه،‬ 05:50.683 --> 05:52.935 ‫شبیه «کوتووِه‌های» باغچه است‬ ‫که مدل موی بیتلز رو زدن.‬ 05:53.019 --> 05:54.645 ‫کنارش کوکائین هم می‌فروشه؟‬ 05:54.729 --> 05:55.813 ‫نه.‬ 05:55.897 --> 05:58.066 ‫- پس نمی‌شناسم.‬ ‫- چی به سر تو اومد...؟‬ 05:58.775 --> 06:00.651 ‫بذار بگم چی به سرم اومد مردک پشمالو.‬ 06:01.361 --> 06:03.946 ‫مامان معتادم راه رسیدن‬ ‫به آرزوهاش این بود که...‬ 06:04.030 --> 06:07.075 ‫لباس‌های زرق و برقی تنم کنه،‬ ‫توی مسابقات استعدادیابی ببره،‬ 06:07.158 --> 06:09.077 ‫بهم قرص اشتها بده تا لاغر بمونم،‬ 06:09.160 --> 06:12.705 ‫که بتونم مقام اول مسابقه‬ ‫بانوی کالیفرنیا کوئیزنوی ۱۹۹۹ بشم.‬ 06:12.789 --> 06:14.207 ‫- آخی...‬ ‫- چه غم‌انگیز...‬ 06:14.332 --> 06:16.250 ‫کوئیزنو، به‌به...‬ 06:16.334 --> 06:18.711 ‫الان هم کارم تدریس حرکات نمایشی‬ ‫به این بچه‌های زبون‌نفهمه،‬ 06:18.836 --> 06:19.921 ‫که به هیچ‌جا نمی‌رسن،‬ 06:20.046 --> 06:21.422 ‫چون نه فقط این رشته، بلکه حتی...‬ 06:21.464 --> 06:22.673 ‫به درد جرز دیوار هم نمی‌خورن!‬ 06:22.840 --> 06:24.008 ‫- نه...‬ ‫- چی...؟‬ 06:24.092 --> 06:26.719 ‫- مامان...‬ ‫- دهن افکارت رو ببند بابا.‬ 06:28.221 --> 06:29.847 ‫ببخشید وقتتون رو گرفتیم.‬ 06:29.931 --> 06:32.350 ‫بزن از این زندگی‬ ‫خلاصم کن که جبران شه...‬ 06:35.728 --> 06:37.021 ‫روز خوبی داشته باشین.‬ 06:39.565 --> 06:42.485 ‫خب، قربانی‌های پرخوری عصبی آینده.‬ ‫برگردیم سر کارمون.‬ 06:43.277 --> 06:45.947 ‫[کوئیزنو]‬ 06:47.156 --> 06:51.744 ‫دقت کردی؟ توی دنیای تله‌پاتیکی‬ ‫می‌شه با دهن پر حرف زد.‬ 06:52.578 --> 06:54.705 ‫- «عاویه.»‬ ‫- نگاه کن.‬ 06:56.124 --> 07:00.086 ‫توی دنیای تله‌پاتیکی،‬ ‫می‌شه با دهن پر حرف زد...‬ 07:00.753 --> 07:02.213 ‫آره، فهمیدم...‬ 07:02.296 --> 07:04.257 ‫- سلام.‬ ‫- کجا رفته بودین؟‬ 07:04.340 --> 07:06.008 ‫باید یه جوری وارد کالتک بشیم.‬ 07:06.092 --> 07:07.635 ‫ببخشید که نامزدها خلوت دوست دارن.‬ 07:07.718 --> 07:08.719 ‫استوارت؟‬ 07:08.845 --> 07:10.346 ‫حتی اگه نمی‌گفتم هم فکر می‌کردم که.‬ 07:10.430 --> 07:12.181 ‫من دیگه نمی‌خوام بشنوم...‬ 07:12.265 --> 07:14.767 ‫خیلی زندگیم خوبه...‬ ‫از این زن بهتر گیرم نمیاد...‬ 07:14.851 --> 07:17.770 ‫واقعا زندگیمون خوبه...‬ ‫نه الکی خوشیم، نه دعوا می‌کنیم...‬ 07:17.854 --> 07:20.189 ‫باورت نمی‌شه بگم انگار‬ ‫بلیت بخت رو بردم...‬ 07:20.273 --> 07:21.482 ‫معلومه که بردی...‬ 07:23.609 --> 07:25.153 ‫حالا برنامه چیه؟‬ 07:25.820 --> 07:28.448 ‫ساده است. دزدکی وارد‬ ‫واحد بخش مهندسی می‌شیم،‬ 07:28.531 --> 07:30.032 ‫و ترکیبات لازم رو می‌دزدیم.‬ 07:30.116 --> 07:32.869 ‫سادگیش بخوره تو سرم‬ ‫وقتی اصلا شدنی نیست...‬ 07:32.952 --> 07:35.913 ‫تازه اگه واردش هم بشیم...‬ ‫حتی نمی‌دونیم دنبال چی بگردیم...‬ 07:35.997 --> 07:39.208 ‫اگر هم می‌دونستیم...‬ ‫بلد نبودیم چطوری سرهمش کنیم...‬ 07:39.292 --> 07:42.211 ‫فرضا که سرهمش می‌کردیم...‬ ‫همچنان نمی‌فهمیدیم چطوری کار می‌کنه...‬ 07:42.295 --> 07:43.963 ‫اصلا بگیم راه ورود رو پیدا کردیم...‬ 07:44.046 --> 07:45.756 ‫فهمیدیم دنبال چی باشیم،‬ ‫چطوری سرهمش کنیم...‬ 07:45.840 --> 07:48.217 ‫و چطوری باهاش کار کنیم...‬ ‫باز تهش نمی‌دونیم کجا باید بریم...!‬ 07:49.469 --> 07:50.553 ‫سوالی نیست؟‬ 07:51.637 --> 07:53.014 ‫نه، به نظرم واضح بود.‬ 07:54.724 --> 07:56.684 ‫تا کی قراره این وضع رو تحمل کنیم؟‬ 07:56.767 --> 07:59.353 ‫توی دنیایی که «تِوِه‌پاتیکه»،‬ ‫نمی‌شه سر کسی «شیوِ» مالید.‬ 07:59.437 --> 08:00.605 ‫حتما یه راهی داره.‬ 08:01.355 --> 08:02.940 ‫برت، به یه کارت فکر کن.‬ 08:03.024 --> 08:04.484 ‫سه گیشنیز...‬ 08:04.567 --> 08:05.860 ‫گفت سه گیشنیز.‬ 08:05.943 --> 08:07.320 ‫بذار یه کارت دیگه بگم.‬ 08:08.112 --> 08:09.113 ‫سرباز دل...؟‬ 08:09.197 --> 08:10.615 ‫بسه برت.‬ 08:10.698 --> 08:13.493 ‫واضحه که باید به طریقی‬ ‫از افکارمون محافظت کنیم.‬ 08:13.576 --> 08:14.702 ‫مثل کلاهخود مگنیتو.‬ 08:15.745 --> 08:18.581 ‫وای خدا، باز این درباره کمیک زر زد...‬ 08:18.664 --> 08:19.749 ‫کاش یکی من رو بکشه...‬ 08:19.874 --> 08:20.833 ‫از خدامه بکشمت...‬ 08:20.958 --> 08:23.294 ‫- کاش من می‌تونستم...‬ ‫- خودم نگهشون می‌دارم...‬ 08:24.045 --> 08:26.672 ‫عجب. دمتون گرم. خاک تو سرتون.‬ 08:26.756 --> 08:31.302 ‫حالا خود کلاهخود مگنیتو که نه.‬ ‫منظورم یه مسدودکننده تله‌پاتی بود.‬ 08:32.053 --> 08:33.429 ‫چرا مدیتیشن نکنیم؟‬ 08:33.513 --> 08:36.015 ‫به قول معروف «ذهن آشفته رو آروم کنیم.»‬ 08:36.766 --> 08:38.643 ‫- می‌ارزه امتحان کنیم.‬ ‫- خب. خوبه پس.‬ 08:38.726 --> 08:39.936 ‫- من پایه‌ام.‬ ‫- ضرر که نداره.‬ 08:45.066 --> 08:48.361 ‫همه چشم‌هاتون رو ببندین‬ ‫و روی نفس‌هاتون تمرکز کنین.‬ 08:49.237 --> 08:50.238 ‫دم.‬ 08:50.905 --> 08:52.782 ‫بازدم.‬ 08:52.865 --> 08:54.825 ‫خیلی چرته...‬ ‫نمی‌تونم ادامه بدم...‬ 08:54.909 --> 08:57.537 ‫دو جلسه کلاس یوگا رفتم،‬ ‫الان باید دیپاک چوپرا باشم...‬ 08:57.620 --> 09:00.331 ‫از تحرک روده‌هام توی دنیای گاوی تا الان،‬ ‫انقدر حالم خوب نبوده...‬ 09:00.414 --> 09:02.875 ‫این سفرهای پی در پی بین دنیاها‬ ‫سیستم گوارشم رو بهم ریخته...‬ 09:02.959 --> 09:05.002 ‫عین سفر کردنه،‬ ‫که همیشه سختی داره...‬ 09:05.086 --> 09:08.548 ‫منی که روی هات‌داگ سس چیلی می‌زدم‬ ‫فکر می‌کردم مدیتیشن چرته...‬ 09:08.631 --> 09:10.925 ‫ولی اصلا چرت نیست، چون خوبه...‬ 09:11.008 --> 09:14.595 ‫مثلا می‌دونم افکارم هویتم رو نمی‌سازن،‬ ‫یا می‌دونم «جوهَوِه» هویتم از عشقه...‬ 09:14.679 --> 09:17.431 ‫همونطور که عاشق «شَلواوِ» کتانم‬ ‫که «دُوِش» بند کشی داره...‬ 09:17.515 --> 09:20.268 ‫گندش بزنن...!‬ ‫بانو مکبث... بانو و ولگرد...‬ 09:20.351 --> 09:23.229 ‫بانوان و آقایان...‬ ‫دارم زور می‌زنم خودم رو خراب نکنم...‬ 09:23.771 --> 09:25.106 ‫- حالا دم...‬ ‫- بعد...‬ 09:25.189 --> 09:27.608 ‫- بابام قدیم‌ها داتسون داشت...‬ ‫- «فی‌فی‌فوفام...»‬ 09:27.692 --> 09:30.069 ‫«بوی خون انسان به مشامم خورد...»‬ ‫این از کجا اومد...؟‬ 09:30.152 --> 09:31.529 ‫باید پول هم بابتش بدم...؟‬ 09:31.612 --> 09:33.364 ‫خاک «بَو سَوَم...»‬ ‫لباس‌هام دست خشکشویی موند...‬ 09:33.447 --> 09:36.617 ‫خب، مدیتیشن فعلا بسه.‬ ‫دیگه چیکار می‌شه کرد؟‬ 09:36.742 --> 09:39.120 ‫[موسسه فناوری کالیفرنیا]‬ 09:43.958 --> 09:45.501 ‫بعید می‌دونم جواب بده.‬ 09:45.585 --> 09:47.461 ‫تو روش بهتری داری که‬ ‫افکارمون رو مسدود کنیم؟‬ 09:49.755 --> 09:51.173 ‫حدس می‌زدم.‬ 09:53.426 --> 09:54.677 ‫یک، دو، سه...‬ 09:54.760 --> 09:56.178 ‫♪ زود باش آیلین...! ♪‬ 09:56.262 --> 09:58.139 ‫♪ قسم می‌خورم حرف دلش همینه... ♪‬ 09:58.222 --> 10:02.143 ‫♪ بیا بریم و قید همه‌چی رو بزنیم... ♪‬ 10:02.226 --> 10:04.061 ‫داشتیم توی ماشین گوش می‌دادیم.‬ 10:04.145 --> 10:05.146 ‫خیلی توی ذهن می‌مونه.‬ 10:05.229 --> 10:06.981 ‫من هم همیشه اینطوری می‌شم.‬ 10:07.690 --> 10:09.609 ‫♪ مشتی غبار در هوا... ♪‬ 10:09.942 --> 10:13.112 ‫♪ همه ما مشتی غباریم در هوا... ♪‬ 10:13.779 --> 10:14.780 ‫چیزی می‌خواستین؟‬ 10:14.864 --> 10:17.783 ‫گمونم یادتونه اون روز اومده بودیم.‬ 10:17.867 --> 10:21.203 ‫من انقدر داروهای مختلف می‌خورم‬ ‫که هیچی یادم نمی‌مونه...‬ 10:21.912 --> 10:24.081 ‫بله، یادم میاد.‬ ‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون.‬ 10:24.165 --> 10:27.752 ‫بگذریم، آقای دیوید سالتزبرگ‬ ‫از دانشگاه لس‌آنجلس گفتن...‬ 10:27.835 --> 10:29.920 ‫این مرسوله رو برای آزمایشگاه‬ ‫بخش مهندسی بیاریم.‬ 10:30.004 --> 10:31.339 ‫طبقه بالا، انتهای راهرو.‬ 10:31.422 --> 10:32.548 ‫خیلی ممنون.‬ 10:33.049 --> 10:39.305 ‫♪ تورا، لورا، تورا، لورایایای... ♪‬ 10:39.388 --> 10:43.351 ‫♪ آیلین، تا آخر عمرم ♪‬ ‫♪ این آهنگ رو زمزمه می‌کنم... ♪‬ 10:45.227 --> 10:47.229 ‫آزمایشگاه بخش مهندسی‬ ‫باید «این‌طَوَفی» باشه.‬ 10:47.313 --> 10:48.731 ‫می‌دونی دنبال چی باید بگردیم؟‬ 10:48.814 --> 10:51.317 ‫هر «مداوِ» متغیر کنترل‌کننده‌ای که پیدا شد.‬ 10:51.400 --> 10:53.152 ‫خوب خالی می‌بندم...‬ 10:54.695 --> 10:55.988 ‫زود باشین، یه چیزی بخونین...‬ 10:56.072 --> 10:58.324 ‫♪ این دخترک اهل ایپانما... ♪‬ 10:58.407 --> 11:01.202 ‫♪ با قد بلند، پوست برنز، ♪‬ ‫♪ شور جوانی و دل‌نشینی... ♪‬ 11:01.285 --> 11:03.287 ‫♪ - که قدم می‌زنه تا... ♪‬ ‫- کافیه...‬ 11:06.415 --> 11:07.541 ‫- چه وضعشه...؟‬ ‫- چه وضعشه...؟‬ 11:07.583 --> 11:08.668 ‫باید بریم!‬ 11:10.878 --> 11:12.171 ‫با «جَویانِ حَوکَت» برین!‬ 11:24.517 --> 11:26.769 ‫برو کنار دیگه!‬ 11:29.563 --> 11:31.107 ‫آهای، آهای، آهای!‬ 11:31.190 --> 11:32.942 ‫می‌شه دو کلمه حرف بزنیم؟‬ 11:37.154 --> 11:38.322 ‫وای، به‌به!‬ 11:54.922 --> 11:56.590 ‫- شما کی هستین؟‬ ‫- شما کی هستین؟‬ 11:56.674 --> 11:57.883 ‫- عه، وایستا.‬ ‫- اجازه بده.‬ 11:59.885 --> 12:01.053 ‫- ادامه بده.‬ ‫- خیلی‌خب.‬ 12:03.097 --> 12:04.807 ‫- کی هستین؟‬ ‫- کی هستین؟‬ 12:04.890 --> 12:06.308 ‫- اول من پرسیدم.‬ ‫- اول من پرسیدم.‬ 12:06.392 --> 12:07.601 ‫- باشه، تو بگو.‬ ‫- باشه، تو بگو.‬ 12:07.685 --> 12:08.769 ‫حالا حالاها کار داریم.‬ 12:08.853 --> 12:10.104 ‫واقعا.‬ 12:11.897 --> 12:13.941 ‫تو همون نسخه من بودی که‬ ‫اومده بود کمیک‌فروشی؟‬ 12:14.024 --> 12:16.819 ‫من فکر کردم تو اون نسخه بودی که‬ ‫اومده بود کمیک‌فروشی.‬ 12:16.902 --> 12:19.029 ‫خب، خب. قبل از اینکه ادامه بدیم،‬ 12:19.113 --> 12:22.283 ‫فقط می‌خوام «اِشاوِه» کنم که‬ ‫شما خیلی خوش‌تیپی آقا.‬ 12:22.366 --> 12:23.492 ‫به شما نمی‌رسم.‬ 12:24.869 --> 12:26.120 ‫وقت این حرف‌ها رو نداریم.‬ 12:26.162 --> 12:28.539 ‫ماموریت ما نجات دادن دنیاست.‬ 12:28.664 --> 12:30.040 ‫کیه که ماموریتش نباشه؟‬ 12:30.124 --> 12:34.420 ‫یه نسخه دیگه‌ام از دنیای موازی بهم گفت‬ ‫فقط من می‌تونم دنیا رو درست کنم.‬ 12:34.503 --> 12:36.756 ‫خب، پس بهت دروغ گفته.‬ ‫چون... اجی‌مجی!‬ 12:37.757 --> 12:38.966 ‫ما دستگاه رو داریم.‬ 12:39.759 --> 12:40.801 ‫ما هم داریم.‬ 12:41.427 --> 12:42.970 ‫عجب. گرفتار شدیم‌ها.‬ 12:43.053 --> 12:46.056 ‫از نظر من چند تا احتمال وجود داره.‬ 12:46.807 --> 12:48.100 ‫برام بشکاف برادر جان.‬ 12:48.768 --> 12:51.937 ‫استوارتی که از دنیای دیگه بود،‬ ‫به استوارت اولی اعتماد نداشت،‬ 12:52.021 --> 12:53.564 ‫واسه همین یه استوارت دیگه،‬ 12:53.647 --> 12:57.818 ‫از یه دنیای موازی دیگه مامور کرد‬ ‫تا نقش پشتیبان باشه.‬ 12:57.902 --> 12:59.445 ‫هوشمندانه است.‬ 12:59.528 --> 13:00.613 ‫- یا...‬ ‫- وراجی بسه!‬ 13:00.696 --> 13:02.406 ‫هر لحظه که با وراجی هدر بدیم...‬ 13:02.490 --> 13:05.201 ‫بافت تمام دنیاهای هستی‬ ‫به فروپاشی نزدیک‌تر می‌شه!‬ 13:10.539 --> 13:11.624 ‫دستگاه رو بگیر.‬ 13:13.876 --> 13:15.961 ‫قضیه رو سخت‌تر نکن.‬ 13:16.754 --> 13:17.797 ‫چیکار کردی؟‬ 13:17.880 --> 13:19.673 ‫جرئت ندارم با اون آقا در بیفتم که!‬ 13:21.425 --> 13:22.551 ‫باید دنبالش بریم.‬ 13:25.638 --> 13:27.264 ‫حالا چی؟‬ 13:28.891 --> 13:29.892 ‫من که گشنمه.‬ 13:40.236 --> 13:41.570 ‫نخواستیم، مرسی!‬ 13:41.654 --> 13:43.864 ‫دکمه رو بزن! دکمه رو بزن!‬ 13:46.492 --> 13:47.576 ‫داریم می‌ریم!‬ 13:54.291 --> 13:55.751 ‫وای نه.‬ 13:56.627 --> 13:59.213 ‫گمونم اومدی بگی: وای نععع.‬ 14:02.383 --> 14:04.260 ‫سلام. سلام.‬ 14:05.284 --> 14:10.284 www.Doostihaa.com