WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.959 --> 00:02.544 ‫- پیتر. ‫- بله؟ 00:02.627 --> 00:04.879 ‫- ببخشید، با من بودی؟ ‫- ببخشید، با من بودی؟ 00:04.963 --> 00:05.964 ‫من کی‌ام؟ 00:06.005 --> 00:07.674 ‫پیتر یک، پیتر دو. پیتر سه. 00:07.674 --> 00:08.675 ‫پیتر سه. 00:09.217 --> 00:10.552 ‫مطمئنید می‌خواید بدونید؟ 00:11.136 --> 00:12.929 ‫- اوه. ‫- پیتر. 00:14.222 --> 00:15.390 ‫می‌شه ازت عکس بگیرم؟ 00:15.473 --> 00:17.100 ‫- برای روزنامۀ مدرسه؟ ‫- چرا که نه؟ 00:17.183 --> 00:19.144 ‫اگه کسی بهتون گفته که من فقط 00:19.227 --> 00:20.395 ‫یه آدم کاملاً معمولی‌ام، 00:21.521 --> 00:22.522 ‫دروغ گفته. 00:25.191 --> 00:27.318 ‫حس عجیبی داره که دوباره اینجا هستم، 00:27.402 --> 00:30.488 ‫اینکه کاری رو انجام دادم که ‫حس تازگی و جدید بودن و متفاوت بودن داره. 00:30.572 --> 00:32.073 ‫تام هالند، بهترینه. 00:32.157 --> 00:35.618 ‫اون دقیقاً تجسم تمام خصوصیات اخلاقیِ پیتر پارکره. 00:35.744 --> 00:37.579 ‫چون‌که اون خود پیتر پارکره. 00:37.662 --> 00:41.791 ‫همه می‌دونن که ‫خیلی به لباس‌هاشون حسودی‌م می‌شد. 00:41.875 --> 00:42.959 ‫لباس عنکبوتیِ باحالیه. 00:43.042 --> 00:45.253 ‫توی هر فیلم مرد عنکبوتی، 00:46.254 --> 00:49.257 ‫بزرگ‌ترین چالش اینه که چطور سطح اکشن رو ببریم بالاتر. 00:49.340 --> 00:50.759 ‫به نظرم این یکی از بهترین 00:50.842 --> 00:53.428 ‫اکشن‌هایی بود که توی این فیلما داشتیم. 00:53.511 --> 00:58.224 ‫و انگار مردم از هر ردۀ سنی‌ای ‫مرد عنکبوتی رو دوست دارن. 00:59.976 --> 01:00.977 ‫مواظب باش! 01:01.060 --> 01:03.062 ‫واقعاً لذت‌بخشه و یه افتخار بزرگه که 01:03.146 --> 01:05.440 ‫بتونی همچین دلخوشی‌ای رو به مردم بدی. 01:06.566 --> 01:09.569 ‫یوهو! 01:11.362 --> 01:13.490 ‫- من مرد عنکبوتی‌ام. ‫- من مرد عنکبوتی‌ام. 01:13.990 --> 01:15.116 ‫من مرد عنکبوتی‌ام. 01:15.825 --> 01:17.452 ‫ممنونم، ممنونم، ممنونم، ممنونم. 01:22.165 --> 01:23.750 ‫به گمونم بعداً می‌بینمتون. 01:24.250 --> 01:28.129 ‫«ترجمه از محمد سید و وحید فرحناکی» 01:28.296 --> 01:32.258 ‫نسخه‌های مختلف مرد عنکبوتی ‫تفاوت‌های قابل توجهی داشتن 01:32.342 --> 01:35.345 ‫ولی ذات پیتر پارکر همون مونده. 01:35.428 --> 01:38.598 ‫به نظرم خیلی باحاله که می‌بینیم این کاراکتر... ‫[دستین دنیل کرتون - کارگردان] 01:38.681 --> 01:42.227 ‫در طول زمان، توسط نویسنده‌ها ‫و کارگردان‌های مختلف بازآفرینی می‌شه 01:42.268 --> 01:49.651 ‫و چیزی که توی این فیلم جذاب بوده ‫اینه که ببینیم پیتر ما از اون تجربه‌ها چی یاد گرفته. 01:49.817 --> 01:52.028 ‫[لباس‌ها] 01:52.320 --> 01:54.030 ‫[مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست] 01:54.280 --> 01:56.032 ‫همبازی شدن با توبی و اندرو 01:56.115 --> 01:59.077 ‫تا ابد بهترین اتفاق دوران بازیگریِ من می‌مونه. 01:59.202 --> 02:02.997 ‫همه می‌دونن که ‫خیلی به لباس‌هاشون حسودی‌م می‌شد. 02:03.665 --> 02:07.502 ‫چون هم خیلی خفن شده بودن، ‫هم خیلی راحت بودن، 02:07.543 --> 02:12.882 ‫و جوری دوخته شده بودن که بتونن ‫توی صحنۀ فیلمبرداری لحظات خیلی راحت‌تری داشته باشن. 02:12.966 --> 02:15.510 ‫این لباس واقعاً می‌تونه بعضی وقتا 02:15.593 --> 02:18.137 ‫که می‌خوای کامل بپوشی‌ش، چالش‌برانگیز باشه. 02:18.221 --> 02:23.226 ‫ولی بعدش که توی لباس احساس راحتی می‌کنی، 02:23.268 --> 02:26.729 ‫حس باحالی داره. آره، به‌عنوان یه بازیگر ‫وقتی لباس سفارشی رو می‌پوشی، کمکت می‌کنه که 02:26.813 --> 02:29.190 ‫کاراکتر رو بیشتر حس کنی و بیشتر بری توی نقشت. 02:29.232 --> 02:30.483 ‫[مرد عنکبوتی] 02:30.525 --> 02:36.197 ‫پوشیدنش رو دوست داشتم ‫چون وقتی وارد صحنه‌های اکشن یا حتی حرکات معمولی می‌شدم، 02:36.823 --> 02:41.869 ‫واقعاً بهم این آزادی رو می‌داد که ‫کامل توی جلد اون کاراکتر برم. 02:41.953 --> 02:45.748 ‫یه لباسی رو امتحان کردم که تارهاش سه‌بعدی بودن. 02:45.748 --> 02:48.418 ‫تیکه‌های جداگانه‌ای روی لباس قرار داشت. 02:48.501 --> 02:52.588 ‫همین بود که اونو خیلی خاص می‌کرد، ‫چون به لباس بُعد می‌داد. 02:52.630 --> 02:53.464 ‫[مرد عنکبوتی ۲] 02:53.464 --> 02:54.924 ‫لباس عنکبوتیِ باحالیه. 02:56.843 --> 02:57.844 ‫ممنون. 02:58.803 --> 02:59.804 ‫وای! 02:59.846 --> 03:01.347 ‫[مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست] 03:01.347 --> 03:03.016 ‫- اون از بدنت در اومد. ‫- آره. 03:03.057 --> 03:04.684 ‫- تو نمی‌تونی این کار رو بکنی، نه؟ ‫- نه. 03:04.684 --> 03:11.232 ‫سه‌گانۀ اول طبیعی و ارگانیک بود، ‫اما به این نتیجه رسیدیم که توی این دوره‌زمونه 03:11.274 --> 03:17.280 ‫می‌تونه باورپذیر باشه که پیتر ‫سیستمی بسازه که این کار رو به‌صورت مکانیکی انجام بده. 03:17.321 --> 03:18.614 ‫[مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز] 03:20.867 --> 03:22.118 ‫این براش اتفاق خیلی بزرگی بود، 03:22.118 --> 03:25.246 ‫که می‌تونست مهارت‌های علمی‌ش رو به رخ بکشه و... ‫[اندرو گارفیلد] 03:25.329 --> 03:27.415 ‫تجربۀ هیجان‌انگیزی برای مخاطب بود ‫که باهاش همراه بشه. 03:27.457 --> 03:29.125 ‫این همون لباسه‌ست. ‫[اولین روز لباس - ۹ سپتامبر ۲۰۱۰] 03:29.167 --> 03:31.002 ‫متفاوته. یعنی داریم یه تغییراتی می‌دیم. 03:31.085 --> 03:32.086 ‫بله. 03:32.170 --> 03:36.174 ‫لباس مرد عنکبوتی چیزیه که مردم عاشقشن. ‫فرقی هم نمی‌کنه چه کسی... 03:36.215 --> 03:36.966 ‫[مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز] 03:36.966 --> 03:40.803 ‫اون لباس رو پوشیده باشه. ‫دقیقاً همین ویژگیِ این کاراکتر خیلی برام جالبه، 03:40.803 --> 03:43.181 ‫اینکه اون متعلق به همه‌ست، و خودش همه‌ست. ‫[اندرو گارفیلد] 03:43.181 --> 03:44.474 ‫این دیگه چیه پوشیدی؟ 03:44.515 --> 03:45.308 ‫[مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه] 03:45.349 --> 03:46.100 ‫لباسمه. 03:46.267 --> 03:47.268 ‫کیفش کجاست؟ 03:47.310 --> 03:53.274 ‫[مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه] 03:53.608 --> 03:56.110 ‫این لباس یکی از خفن‌ترین چیزهاییه که 03:56.194 --> 03:58.279 ‫در تمام عمرم برام اتفاق افتاده. 03:58.362 --> 04:01.574 ‫لباس مرد عنکبوتی احتمالاً بدون هیچ اغراقی، 04:01.657 --> 04:05.703 ‫یکی از بهترین عناصر طراحی گرافیک در تاریخ طراحی گرافیکه. ‫[کوین فایگی] 04:05.787 --> 04:07.914 ‫وای. خدای من. 04:08.498 --> 04:09.874 ‫اصلاً باورم نمی‌شه! 04:09.957 --> 04:11.709 ‫عجیبه، چون انگار... 04:11.793 --> 04:16.589 ‫ داری یه اثر هنری رو می‌پوشی، و دقیقاً همون‌طوریه ‫که از توی کمیک‌ها تصورش می‌کنی، 04:16.756 --> 04:19.133 ‫جوری که حس می‌کنی باید بتونی از دیوارها بالا بری 04:19.217 --> 04:20.843 ‫و باید بتونی تار پرتاب کنی. 04:20.927 --> 04:22.929 ‫این لباس دیگه چه کارهایی می‌تونه بکنه؟ 04:24.096 --> 04:24.889 ‫چی؟ 04:24.972 --> 04:29.227 ‫قبل از اینکه طراحی لباس رو ‫برای فیلم «روز کاملاً جدید» شروع کنیم، 04:29.268 --> 04:33.606 ‫لباس اندرو رو امتحان کردم، لباس توبی رو هم پوشیدم، ‫بعدش لباس خودم رو پوشیدم 04:33.648 --> 04:40.613 ‫و یه‌جورایی یه بچه‌عنکبوت از ترکیب هر سه‌تا لباس ‫خلق کردیم. و فکر می‌کنم حالا که 04:40.696 --> 04:43.115 ‫دیدیم کسایی که براش مثل برادر بزرگ‌تر می‌مونن 04:43.324 --> 04:47.662 ‫لباس‌هاشون رو پوشیدن و انقدر معرکه به نظر می‌رسیدن، ‫واقعاً حس خیلی باحالی بود که 04:47.703 --> 04:50.289 ‫از برادرهای بزرگ‌ترش الگو بگیره ‫و شبیه اونا لباس بپوشه. 04:50.289 --> 04:53.209 ‫ما داشتیم دربارۀ این ایده حرف می‌زدیم که 04:53.292 --> 04:54.961 ‫چقدر پوشیدن لباس مرد عنکبوتی 04:55.211 --> 04:59.674 ‫می‌تونه خفن باشه، ولی در واقعیت، ‫سه نفر آدم و پنج تا پاشنه‌کش و 04:59.757 --> 05:01.759 ‫یه عالمه پودر بچه و روغن لازمه تا بپوشی‌ش. 05:01.842 --> 05:03.636 ‫پودر بچه رو کجات استفاده می‌کنی؟ 05:03.678 --> 05:05.513 ‫- واقعاً که پودر بچه استفاده نمی‌کنم. ‫- خیلی‌خب. 05:05.513 --> 05:07.265 ‫چون من خودم این‌جوری شروع کردم. 05:07.348 --> 05:09.892 ‫راهِ پوشیدنِ چکمه‌ها این‌طوریه که ما 05:09.934 --> 05:12.144 ‫از این کیسه‌های پلاستیکی داریم که پام می‌کنم. 05:12.144 --> 05:14.563 ‫- آه، لیزه. ‫- بعدش راحت سُر می‌خوره می‌ره داخل. 05:14.647 --> 05:17.149 ‫ولی تنها مشکلش اینه که پاهات حسابی عرق می‌کنن. 05:17.233 --> 05:18.234 ‫اوهوم. 05:18.693 --> 05:19.986 ‫آره. 05:20.486 --> 05:22.738 ‫خب، کار کردن با تام فوق‌العاده‌ست. یعنی... 05:22.822 --> 05:25.950 ‫اون بیشتر از هر کسی این کاراکتر رو می‌شناسه. ‫[سانجا میلکوویچ هیز - طراح لباس] 05:25.992 --> 05:30.079 ‫ما زمان زیادی رو صرف صحبت باهاش کردیم ‫و سعی کردیم لباس رو... 05:30.079 --> 05:32.957 ‫تا حد امکان راحت و کاربردی درست کنیم. 05:33.040 --> 05:35.334 ‫و این باعث شد تا یه ایدۀ خیلی جالب 05:35.418 --> 05:42.091 ‫شکل بگیره که چی می‌شه اگه لباسی بسازیم که ‫ادای احترامی به طراحی‌های توبی و اندرو باشه، 05:42.383 --> 05:45.386 ‫چون الان پیتر پارکرِ من ‫اون دو نفر رو از نزدیک دیده. 05:46.762 --> 05:49.265 ‫این‌بار، واقعاً جالبه. 05:49.307 --> 05:51.642 ‫چون‌که تازه با دوتا مرد عنکبوتیِ دیگه آشنا شده ‫[ایمی پاسکال - تهیه‌کننده] 05:51.684 --> 05:55.730 ‫لباسی که برای خودش درست می‌کنه ‫به‌شدّت تحت‌تأثیر لباسِ 05:55.813 --> 05:57.481 ‫توبی و لباس اندروئه. 05:57.523 --> 05:59.233 ‫توی پایان‌بندیِ فیلم «راهی به خانه نیست»، 05:59.233 --> 06:01.485 ‫چون هیچ‌کس نمی‌دونه اون کیه، 06:01.485 --> 06:07.491 ‫تنها چیزی که احتمالاً در اختیار داره، قطعاتی از ‫لباس‌های قدیمی‌ایه که تونی براش ساخته بود و... 06:07.491 --> 06:09.160 ‫البته هوش خودش. ‫[ریچل اوکانر - تهیه‌کننده] 06:09.243 --> 06:11.412 ‫اون خودش داره لباس رو می‌سازه. 06:11.454 --> 06:16.333 ‫همین موضوع ظاهر لباس رو تغییر داد، ‫و باعث شد کمتر شبیه تکنولوژی‌های پیشرفته باشه 06:16.417 --> 06:19.420 ‫و در عوض خیلی ساده‌تر بشه. 06:19.503 --> 06:22.048 ‫توی این فیلم مهم بود که... ‫[مرد عنکبوتی کلید شهر را دریافت کرد] 06:22.089 --> 06:29.013 ‫داستانِ پیتر پارکری رو تعریف کنیم که ‫دیگه تونی استارک رو برای تکیه کردن نداره، و برای همین... 06:29.096 --> 06:31.849 ‫لباسی که می‌بینید، ‫حس و حال مرد عنکبوتیِ کلاسیک رو داره. 06:31.932 --> 06:35.019 ‫اون واقعاً خوشحال بود. ‫توی این لباس خیلی خفن به نظر میاد. 06:38.689 --> 06:40.858 ‫[بدلکاری‌ها] 06:45.154 --> 06:47.615 ‫از توبی تا اندرو، و حالا تام، 06:48.908 --> 06:53.704 ‫مرد عنکبوتی نقشیه که از نظر فیزیکی به‌شدّت سخته، ‫و وقتی گذشته رو در نظر می‌گیری، می‌بینی که... 06:53.746 --> 06:56.081 ‫هر فیلم، مرزهای بدلکاری رو بیشتر و بیشتر جلو برده. 06:56.290 --> 06:57.500 ‫اکشن. 07:00.669 --> 07:02.421 ‫توبی بخش خیلی زیادی از 07:02.463 --> 07:04.006 ‫بدلکاری‌هاش رو توی این فیلم ‫خودش انجام داد، 07:04.048 --> 07:04.715 ‫[سم ریمی - کارگردان] 07:04.715 --> 07:06.300 ‫البته تا جایی که من بهش اجازه می‌دادم. 07:07.176 --> 07:09.553 ‫اونا یه هارنس می‌بندن ‫و منو به سیم‌ها وصل می‌کنن، 07:09.595 --> 07:12.556 ‫و می‌تونن میزان شتاب و سرعتت رو کنترل کنن. 07:12.598 --> 07:14.725 ‫بنابراین اولش منو آروم بالا می‌بردن. 07:14.767 --> 07:18.813 ‫ولی آخرای روز، ۱۵ - ۲۰ متر رو ‫مثل موشک می‌رفتم بالا. بوم! 07:18.896 --> 07:20.606 ‫بعدش می‌اومدم پایین. اوه. 07:25.736 --> 07:26.654 ‫اوووه! 07:26.695 --> 07:28.739 ‫همیشه وقتی می‌ری کاری رو انجام بدی 07:28.823 --> 07:32.868 ‫که واقعاً مطمئن نیستی ‫از پسش برمیای یا نه، و بعد... 07:32.910 --> 07:36.038 ‫انجامش می‌دی و از پسش برمیای، خیلی جذابه. ‫اون‌موقع با خودت می‌گی: «وای!» 07:40.251 --> 07:41.669 ‫راستش یه‌جورایی باحال بود. 07:42.127 --> 07:45.256 ‫راستش مجبور شدم یه‌کم سرعتم رو کم کنم. 07:45.339 --> 07:50.135 ‫برو بریم. آماده؟ سه، دو، یک، اکشن. 07:50.219 --> 07:53.514 ‫اندرو، ژیمناستیک‌کاره‌، ‫برای همین می‌تونه... 07:53.556 --> 07:56.267 ‫خیلی از بدلکاری‌هاش رو خودش انجام بده، ‫[لورا زیسکین - تهیه‌کننده] 07:56.308 --> 07:59.478 ‫و واقعاً تأثیر زیادی روی نحوۀ حرکت مرد عنکبوتی می‌ذاره. 07:59.562 --> 08:01.814 ‫- خیلی‌خب، جک، حالا برو بالا. ‫- نمی‌تونم. 08:01.897 --> 08:03.941 ‫- چرا، می‌تونی. ‫- و بیفته پایین! 08:03.983 --> 08:04.858 ‫[مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز] 08:04.858 --> 08:05.901 ‫نه. 08:05.985 --> 08:11.824 ‫می‌خواستم از نظر حرکتی کاری رو انجام بدم ‫که با چیزی که قبلاً از این کاراکتر دیده بودم 08:11.824 --> 08:13.659 ‫متفاوت باشه، و از پایه‌ترین حالت ممکن شروع کنم 08:13.701 --> 08:15.953 ‫و بگم: ‫«خب، چه اتفاقی برای دی‌ان‌اِی پیتر پارکر افتاده؟» 08:15.995 --> 08:18.789 ‫اون حالا به تمام توانایی‌هاش اعتماد کامل پیدا کرده. 08:18.831 --> 08:21.458 ‫هدف اصلی همه اینه که طوری به نظر برسه انگار... ‫[ویک آرمسترانگ - کارگردان واحد دوم] 08:21.500 --> 08:23.586 ‫دارید یه آدم واقعی رو می‌بینید که 08:23.627 --> 08:26.297 ‫داره این فعالیت‌های فیزیکی رو انجام می‌ده. ‫اون نمی‌تونه تار داشته باشه 08:26.297 --> 08:28.465 ‫و نمی‌تونه از این جرثقیل به اون جرثقیل تاب بخوره، 08:28.507 --> 08:32.386 ‫ولی ما می‌خوایم وقتی تماشاچی از سینما می‌ره بیرون ‫پیش خودش بگه: «وای، آخه چطوری این کار رو کردن؟» 08:32.428 --> 08:34.888 ‫برای این کار به یه بازیگرِ خیلی روفُرم نیازه. ‫[اندی آرمسترانگ - سرپرست بدلکاران] 08:34.888 --> 08:37.558 ‫ما اندرو رو داشتیم، که دوست داره هنجارشکنی کنه. ‫[مت تولماچ - تهیه‌کننده] 08:37.599 --> 08:40.269 ‫اون مثل یه عنکبوت حرکت می‌کرد. ‫کلاً سبک کارش همین بود. 08:40.269 --> 08:41.645 ‫همیشه می‌پرسید: 08:41.645 --> 08:43.480 ‫«این حرکت به اندازۀ کافی عنکبوتی هست؟» ‫[مارک وب - کارگردان] 08:43.522 --> 08:44.940 ‫من عاشق فعالیت‌های فیزیکی‌ام 08:44.982 --> 08:48.736 ‫ و برام خیلی مهمه. این یکی از کارهای موردعلاقه‌مه. 08:51.071 --> 08:52.072 ‫و حالا! 08:52.573 --> 08:56.410 ‫و در مورد تام، ما حتی خوش‌شانس‌تر بودیم ‫چون بچه‌ای رو پیدا کردیم که نه‌تنها بازیگر معرکه‌ایه، 08:56.452 --> 08:58.871 ‫بلکه می‌تونه تفریحی پشتک درجا هم بزنه. 08:58.871 --> 09:01.165 ‫اینکه اون قبلاً رقصنده بود و... ‫[ایمی پاسکال - تهیه‌کننده] 09:01.206 --> 09:03.792 ‫می‌دونست که روایت کردن یه داستان 09:03.876 --> 09:05.919 ‫از طریق حرکات فیزیکی یعنی چی، ‫برای ما فوق‌العاده بود. 09:05.961 --> 09:07.588 ‫یکی از اولین روزهایی که داشتیم با هم کار می‌کردیم، 09:07.588 --> 09:09.340 ‫تصمیم گرفت با پریدن روی یه ترامپولین 09:09.381 --> 09:13.052 ‫و زدنِ یه پشتک، وارد صحنه بشه و ‫بعدش درست جلوی من فرود اومد. ‫[جیک جیلنهال - میستریو] 09:15.054 --> 09:16.055 ‫بی‌نظیر بود. 09:16.638 --> 09:19.183 ‫اون خیلی ورزشکاره ‫و بیشتر بدلکاری‌هاش رو خودش انجام می‌ده. 09:19.266 --> 09:21.602 ‫راستش الان حس می‌کنم خیلی خفنم. 09:27.983 --> 09:30.360 ‫توی هر فیلم مرد عنکبوتی، ‫[دستین دنیل کرتون - کارگردان] 09:30.402 --> 09:33.197 ‫بزرگ‌ترین چالش اینه که چطور سطح اکشن رو ببریم بالاتر. 09:33.280 --> 09:34.948 ‫کلاکت رو بزن. 09:36.325 --> 09:40.245 ‫فکر می‌کنم ادامۀ این مسیر رو ‫توی فیلم «روز کاملاً جدید» حس کنید. 09:40.287 --> 09:42.331 ‫همیشه دوست دارم بدلکاری واقعی انجام بدم. ‫[سرپرست ناظر بدلکاران] 09:42.331 --> 09:44.958 ‫ما می‌خوایم مردم اون وزن و اون قدرت رو حس کنن. 09:44.958 --> 09:50.464 ‫برای مرد عنکبوتی، ‫صحبت از ساختن یه اکشن خیلی واقعی و ملموس‌ـه. 09:51.548 --> 09:57.638 ‫ما یه تانک واقعی توی خیابون‌های واقعی با ‫بدلکاری‌های واقعی داشتیم، در حالی که پشت سرش 09:57.679 --> 10:01.767 ‫انفجارهای واقعی راه مینداختیم، ‫و تماشای این صحنه، باورنکردنی بود. 10:03.602 --> 10:05.687 ‫ولی این همون چیزیه که باعث می‌شه مردم بگن: 10:06.188 --> 10:08.857 ‫«وای، شماها واقعاً سنگ‌تموم می‌ذارید.» 10:08.941 --> 10:11.193 ‫سه، دو، یک، اکشن. 10:11.276 --> 10:15.948 ‫قرار دادنِ مرد عنکبوتی توی خیابون در حالی که ماشین‌ها ‫دارن منفجر می‌شن، واقعاً فوق‌العاده‌ست. 10:19.201 --> 10:24.915 ‫دوست خوبم «نیتن کیم» یه رقصنده و ‫طراح رقص فوق‌العاده‌ست، 10:24.998 --> 10:30.587 ‫و اون تونست انواع مختلفی از حرکات رو ‫امتحان کنه که بهمون کمک می‌کرد 10:33.590 --> 10:37.886 ‫واقعاً مسیر نفس‌گیر و بی‌نظیری بود 10:37.928 --> 10:40.472 ‫تا بفهمیم چطور همۀ... ‫[نیتن کیم] 10:40.472 --> 10:44.142 ‫قطعات پازل‌مون رو کنار هم بچینیم، ‫اونم وقتی که تصادف ماشین‌ها اتفاق می‌افتاد، 10:44.184 --> 10:47.312 ‫وسایل نقلیه منفجر می‌شدن، ‫و باید همه رو با هم هماهنگ می‌کردیم 10:47.396 --> 10:49.773 ‫تا بتونیم سطح کار رو از اینم بالاتر ببریم. 10:50.399 --> 10:52.651 ‫پیشرفت‌هایی کردیم که بهمون این امکان رو داده 10:52.734 --> 10:55.737 ‫کارهای بیشتری انجام بدیم. 10:55.821 --> 10:58.949 ‫تو این فیلم، یه دوربین داخل لباس 10:58.991 --> 11:01.410 ‫جلوی چشم تام هالند گذاشتیم، وقتی که 11:01.493 --> 11:04.746 ‫از بالای یه آسمون‌خراش سقوط آزاد می‌کنه. گفتیم که 11:04.830 --> 11:06.665 ‫«بیاین از داخل نقابش از چشمش فیلم بگیریم.» 11:06.665 --> 11:08.125 ‫«ممکنه باحال بشه.» 11:08.417 --> 11:11.712 ‫بعدش هم سعی کردم بفهمم ‫چطوری میشه این کار رو کرد. 11:11.795 --> 11:13.463 ‫به‌نظرم اون نماها فوق‌العاده شدن. 11:14.590 --> 11:19.469 ‫خیلی از کارهایی که انجام دادن، ‫این شخصیت رو به سطح کاملاً تازه‌ای رسونده 11:19.553 --> 11:22.139 ‫و به‌نظرم شاهد بعضی از ‫بهترین صحنه‌های اکشنی هستیم 11:22.139 --> 11:24.224 ‫که تابه‌حال تو این فیلم‌ها داشتیم. 11:25.934 --> 11:27.060 ‫برداشت دوم. 11:30.647 --> 11:32.608 ‫[طرفداران] 11:38.447 --> 11:39.990 ‫تام! تام! 11:41.575 --> 11:46.121 ‫چیزی که مرد عنکبوتی رو خاص می‌کنه اینه که ‫طرفداراش از دوساله‌ها شروع می‌شن 11:46.204 --> 11:47.039 ‫[آوی آراد - تهیه کننده] 11:47.039 --> 11:48.040 ‫یا حتی کوچک‌ترها، 11:48.582 --> 11:52.169 ‫تا آدم‌های هم‌سن من و حتی مسن‌تر. 11:52.336 --> 11:53.795 ‫جذابیت این شخصیت، 11:53.879 --> 11:57.382 ‫اون پیتر پارکری که تو وجود همه‌مونه، ‫همه‌چیز رو شامل میشه. 11:58.800 --> 11:59.968 ‫یه شخصیت جهانیه. 12:00.010 --> 12:00.510 ‫[استن‌لی - خالقِ مشترک] 12:00.552 --> 12:02.179 ‫سلام. صبح بخیر. 12:02.262 --> 12:03.555 ‫سلام به همه. 12:03.555 --> 12:06.058 ‫سلام و صبح بخیر از لیمپوپوی آفریقای جنوبی. 12:06.141 --> 12:08.185 ‫سلام از اندونزی. 12:08.268 --> 12:09.519 ‫- مکزیک. ‫- استانبول، ترکیه. 12:09.603 --> 12:11.813 ‫- قزاقستان. ‫- سلام از نیوزیلند. 12:16.401 --> 12:18.403 ‫[توکیو، ژاپن] 12:20.364 --> 12:24.117 ‫احساس می‌کنم خیلی از ‫قهرمان‌های دیگه بزرگسال 12:24.159 --> 12:25.869 ‫ و کاملاً خونسرد هستن، 12:26.244 --> 12:28.663 ‫ولی مرد عنکبوتی یه دانش‌آموزه 12:28.705 --> 12:30.707 ‫گاهی می‌تونه خیلی ناجور باشه، 12:31.124 --> 12:34.294 ‫و خیلی هم ممکنه گند بزنه 12:34.336 --> 12:35.670 ‫[جونیا انوکی - صدا پیشه‌ی ژاپنی مردعنکبوتی] 12:35.670 --> 12:37.589 ‫واقعاً بهش اون حس همسایه‌ی خوب رو دادن، می‌دونی؟ 12:37.631 --> 12:41.718 ‫خیلی راحت میشه باهاش ارتباط گرفت ‫و اینش رو خیلی دوست دارم 12:42.427 --> 12:44.429 ‫اسم من ماساشی کیشیموتو هستش 12:44.513 --> 12:47.641 ‫مانگایی به اسم ناروتو رو در ‫«ویکلی شونن جامپ» کشیدم. 12:47.682 --> 12:49.684 ‫[ماساشی کیشیموتو - خالق ناروتو] 12:50.018 --> 12:53.271 ‫وقتی من و همسرم ‫باهم ازدواج نکرده بودیم 12:53.313 --> 12:56.066 ‫اولین فیلمی که توی یه قرار ‫باهم دیدیم مرد عنکبوتی بود. 12:56.233 --> 13:00.821 ‫تأثیر خیلی زیادی روی من داشت 13:01.613 --> 13:02.948 ‫در مورد مرد عنکبوتی 13:03.073 --> 13:07.160 ‫یه بار روش خودم رو واسه هیجان‌انگیز کردنش سنجیدم 13:07.285 --> 13:09.287 ‫پارکر یه آدم معمولیه و… 13:09.412 --> 13:13.458 ‫اینکه یه زندگی دوگانه به عنوان ‫مرد عنکبوتی داشته باشه… 13:13.542 --> 13:16.044 ‫و رنجی که اون می‌کشه چیزیه که 13:16.086 --> 13:18.380 ‫واقعاً مرد عنکبوتی رو برام جذابش می‌کنه. 13:21.925 --> 13:23.927 ‫همچنین، دوگانگی شخصیت شروران. 13:25.220 --> 13:28.807 ‫درست مثل ناروتو، اثر خودم 13:29.015 --> 13:32.185 ‫دشمن‌ها از اول شرور نیستن، 13:32.185 --> 13:35.147 ‫چیزی دارن که اون‌ها رو این‌طوری کرده. 13:37.357 --> 13:39.359 ‫این چیزیه که سعی می‌کنم به‌طور ‫آگاهانه خوب به تصویر بکشمش. 13:43.071 --> 13:45.907 ‫دلیلی که به عنوان مرد عنکبوتی گینزا شروع کردم 13:45.907 --> 13:48.326 ‫صرفا واسه اینه که وقتی بچه بودم 13:48.368 --> 13:50.745 ‫و در حومه شهر بزرگ می‌شدم، 13:50.787 --> 13:52.956 ‫اون‌موقع عاشق مرد عنکبوتی بودم 13:53.123 --> 13:56.585 ‫ولی تو محیطی نبودم که بتونم مرد عنکبوتی باشم. 13:57.043 --> 13:59.546 ‫بعد از اینکه بزرگ شدم در موردش فکر کردم 13:59.671 --> 14:03.550 ‫و تصمیم گرفتم واسه بقیه بچه‌هایی که ‫شرایط من رو داشتن 14:03.592 --> 14:06.344 ‫دوست داشتم کسی باشم که بخوان من رو ببینن 14:07.888 --> 14:10.265 ‫هر چی نباشه دیدن چهره‌ی خندان بچه‌ها 14:10.432 --> 14:13.852 ‫و شاد کردن افرادی که شاهد این وضعیت بودن 14:14.060 --> 14:18.440 ‫کل هدف این کارهای قهرمانانه‌ست. 14:19.482 --> 14:23.486 ‫وقتی نقش مرد عنکبوتی رو بازی می‌کنم ‫خیلی احساس مسئولیت می‌کنم. 14:23.528 --> 14:25.530 ‫واقعا قهرمانِ این بچه‌هام. 14:25.572 --> 14:27.574 ‫یه نمادم. 14:28.074 --> 14:29.284 ‫این.. 14:30.702 --> 14:34.164 ‫این جعبه‌ی اولین فیلم مرد عنکبوتیه. 14:34.456 --> 14:35.540 ‫کلی چیز مختلف توش بود. 14:35.624 --> 14:38.335 ‫یکی از اونا این بود… 14:38.418 --> 14:40.795 ‫فکر می‌کردم هیچ‌وقت از وسایل توش استفاده نکنم، 14:41.171 --> 14:44.674 ‫ولی امروز با خودم گفتم اگه الان اینو ‫نپوشم، دیگه کِی بپوشم؟ 14:44.716 --> 14:47.218 ‫من عاشق «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز ۲» هستم. 14:47.260 --> 14:53.892 ‫فکر می‌کنم کسی که بزرگ‌ترین مسئولیت ‫رو به دوش می‌کشه، همین پیتر پارکره. 14:56.728 --> 15:02.567 ‫چند تا از آثار قبلی دستین دنیل کرتون رو هم دیدم. 15:02.609 --> 15:06.738 ‫اینکه کسی بتونه هم بخش‌های ‫دراماتیک و احساسات انسانی رو خوب به تصویر بکشه، 15:06.863 --> 15:11.451 ‫هم صحنه‌های اکشن ‫جذاب بسازه، واقعاً کم‌نظیره. 15:12.160 --> 15:18.291 ‫فکر می‌کنم دنیای مرد عنکبوتی از ‫این به بعد باز هم گسترده‌تر میشه، 15:18.333 --> 15:20.418 ‫پس بیاین همه با هم ازش لذت ببریم. 15:20.710 --> 15:22.712 ‫حسم همینه. 15:23.171 --> 15:25.674 ‫هر چند ماه یک‌بار، یکی از دوستام میاد میگه: 15:25.924 --> 15:29.094 ‫«داداش، تو مرد عنکبوتی‌ای. ‫داری نقش مرد عنکبوتی رو بازی می‌کنی.» 15:31.596 --> 15:34.349 ‫«واسه دیدن اون فیلم لحظه‌شماری می‌کنم.» بعد حسابی 15:34.724 --> 15:37.143 ‫هیجان‌زده می‌شن و منم میگم: «آره، خیلی باحاله.» 15:37.185 --> 15:38.978 ‫مرد عنکبوتی! 15:39.062 --> 15:40.271 ‫عاشقمن. 15:40.355 --> 15:41.981 ‫قطعاً فکر می‌کنم 15:42.065 --> 15:45.944 ‫بیشتر مردم منو با شخصیت ‫مرد عنکبوتی می‌شناسن و خوشبختانه 15:46.027 --> 15:50.490 ‫منم خیلی بچه‌ها رو دوست دارم. ‫خیلی لذت‌بخشه که وقتی 15:50.573 --> 15:55.161 ‫مرد عنکبوتی رو می‌بینن، باهاشون ‫وقت بگذرونم. عاشق این کارم. 15:55.245 --> 16:00.667 ‫عاشق حرف‌زدن با بچه‌هام و دوست دارم ‫با این فیلم‌ها تجربه‌ی خوبی براشون بسازم. 16:00.750 --> 16:04.295 ‫ اگه از تماشای فیلم‌ها ‫لذت ببرن و دیدن منم خوشحالشون کنه، 16:04.587 --> 16:06.297 ‫پس واقعاً عالیه. 16:06.381 --> 16:09.384 ‫می‌دونی من کی‌ام؛ مرد عنکبوتیِ مهربونِ محله‌ی شما. 16:09.467 --> 16:11.845 ‫یوهو! 16:14.264 --> 16:17.600 ‫- ایمی و مت رو می‌شناسی؟ ‫- آره. 16:17.684 --> 16:20.395 ‫- خاوی و لورا رو هم. ‫- شوخی می‌کنی؟ 16:20.645 --> 16:23.106 ‫یه خبری برات داریم. قراره مرد عنکبوتی بعدی باشی. 16:23.356 --> 16:28.069 ‫[اعلام بازیگری اندرو گارفیلد در سال ۲۰۱۰] 16:29.237 --> 16:33.408 ‫- وای، وای، وای، وای، وای، وای، وای! ‫- یکم هضمش کن. 16:33.491 --> 16:36.327 ‫اصلاً نمی‌تونم هضمش کنم. 16:36.411 --> 16:39.122 ‫خیلی بهم لطف کردین و باعث افتخارمه، 16:39.873 --> 16:43.042 ‫و سخت‌تر از هر کسی که تابه‌حال ‫تلاش کرده، تلاش می‌کنم. 16:43.126 --> 16:47.422 ‫باید جای کسی رو پر می‌کرد که خیلی بزرگ بود ‫و انتخاب بازیگر برای اون 16:47.505 --> 16:49.007 ‫شخصیت، همه‌چیزه. 16:49.090 --> 16:51.885 ‫حس کردم روح یه نوجوون رو جوری به تصویر کشید 16:51.926 --> 16:54.470 ‫که تابه‌حال از هیچ‌کس ندیده بودم. 16:54.554 --> 16:57.098 ‫اندرو اومد و باورش نمی‌شد. 16:57.765 --> 16:58.892 ‫نزدیک بود غش کنه. 16:59.142 --> 17:00.560 ‫واقعاً فکر نمی‌کردم هیچ شانسی 17:00.602 --> 17:02.437 ‫برای گرفتن این نقش داشته باشم. 17:03.104 --> 17:06.608 ‫وقتی اولین‌بار خبرش رو شنیدم، با خودم گفتم: ‫«خب، امیدوارم کارشون رو خوب انجام بدن.» 17:06.691 --> 17:10.195 ‫ تنها فکرم همین بود، ‫چون عاشق سه فیلم اول بودم. 17:10.278 --> 17:14.324 ‫آخرش تو وجود خودم به یه آرامش عمیقی رسیدم و بعد 17:14.407 --> 17:18.077 ‫یه صدای کوچیک از درونم بلند شد؛ ‫صدای سه‌سالگی خودم بود که می‌گفت: «هی، 17:18.161 --> 17:21.623 ‫هی، داری به چی فکر می‌کنی؟ ‫معلومه که باید بری و انجامش بدی، چون 17:21.706 --> 17:22.832 ‫این همون کاریه 17:23.249 --> 17:26.419 ‫که از بدو تولد، تمام عمرت آرزوش رو داشتی. ‫قسمت بوده که 17:26.419 --> 17:28.296 ‫برای این نقش رقابت کنی.» 17:28.922 --> 17:32.300 ‫این شخصیت همیشه برام خیلی ارزشمند بوده ‫و یه‌جوری باهاش ارتباط برقرار می‌کردم و 17:32.342 --> 17:35.803 ‫از مبارزه‌ی پیتر پارکر امید می‌گرفتم. 17:35.845 --> 17:38.014 ‫حالا اجازه پیدا کردم جای کسی باشم 17:38.097 --> 17:40.516 ‫که همیشه آرزو داشتم جاش باشم. 17:45.897 --> 17:49.108 ‫این… فکر کنم باورنکردنی‌ترین روز زندگی‌مه و 17:50.234 --> 17:56.240 ‫همیشه آرزو داشتم در سالن اچ کامیک‌کان، ‫کنار شما مرد عنکبوتی باشم. 17:56.324 --> 17:58.201 ‫- همیشه یکی از رؤیاهام بوده. ‫- خیلی‌خب. 18:00.453 --> 18:01.663 ‫پس ممنون که دعوتم کردین. 18:06.626 --> 18:09.379 ‫اصلاً نمی‌دونین. نمی‌دونین ‫این اتفاق چقدر برام ارزش داره. 18:10.213 --> 18:14.092 ‫فکر کنم چیزی که بیشتر از همه ‫بهش افتخار می‌کنم، اینه 18:14.967 --> 18:19.597 ‫که انگار آدم‌ها در هر سنی ‫مرد عنکبوتی رو دوست دارن. 18:21.432 --> 18:23.768 ‫وقتی لباس رو می‌پوشم، همیشه لحظه‌ی خیلی خاصیه؛ 18:23.893 --> 18:26.104 ‫به‌خصوص جلوی بچه‌های کوچیک. ‫وقتی لباس رو می‌بینن، 18:26.104 --> 18:27.438 ‫چشماشون برق می‌زنه. 18:28.147 --> 18:30.525 ‫اینکه می‌تونم چنین خوشحالی‌ای رو 18:30.608 --> 18:32.652 ‫به مردم هدیه بدم، واقعاً لذت و افتخاره. 18:39.158 --> 18:43.579 ‫این نقاب یه ویژگی خاصی داره که 18:43.663 --> 18:49.669 ‫هر کسی، با هر نژادی و در هر جای دنیا، ‫می‌تونه خودش رو 18:49.752 --> 18:51.838 ‫پشت اون نقاب تصور کنه. 18:55.883 --> 18:58.594 ‫به‌هرحال، باید برگردم سر کار. ‫بعداً می‌بینمتون. ممنون. 18:58.678 --> 19:00.805 ‫ممنون، بچه‌ها. بعداً می‌بینمتون. 19:02.473 --> 19:04.475 ‫[تام هالند] 19:06.853 --> 19:09.313 ‫آخه… مامانم نگران میشه که کجام. 19:10.064 --> 19:11.774 ‫اشکالی نداره. واقعاً مجبور نیستی. 19:11.941 --> 19:13.943 ‫[تام هالند خوانش تست بازیگری - ۲۰۱۵] 19:14.068 --> 19:15.611 ‫مـ… میشه دوباره انجامش بدیم؟ 19:15.945 --> 19:20.158 ‫عجیبه وقتی فکر می‌کنم بیشتر از ده سال ازش گذشته. 19:21.451 --> 19:22.994 ‫ولی هنوز انگار همین دیروز بود. 19:23.119 --> 19:25.121 ‫[تام هالند - مرد عنکبوتی، پیتر پارکر] 19:32.545 --> 19:33.629 ‫توبی یه جور بود، 19:33.713 --> 19:36.924 ‫اندرو یه جور دیگه و تام یه چیز کاملاً متفاوته. 19:37.633 --> 19:41.762 ‫انرژی متفاوتی داره. هنوز جوونه، ولی 19:42.138 --> 19:46.976 ‫یه قدرت مردونه‌ی فوق‌العاده‌ای داره. 19:47.143 --> 19:48.394 ‫تام هالند! 19:48.478 --> 19:50.438 ‫پیتر پارکر در واقع فقط نسخه‌ی آمریکایی 19:50.521 --> 19:52.523 ‫و خیلی باهوش خودمه. 19:52.607 --> 19:53.608 ‫من خیلی ترسناکم. 19:53.691 --> 19:57.653 ‫اگه قرار بود کسی تو دنیای واقعی ‫مرد عنکبوتی باشه، دوست داشتم تام باشه. 19:57.820 --> 19:58.946 ‫بزن بریم، رفیق. 19:59.739 --> 20:03.826 ‫آدم مهربون و دوست‌داشتنی‌ایه. تام دقیقاً 20:03.910 --> 20:08.581 ‫همون شکلیه که موقع خلق مرد عنکبوتی، ‫تصورش می‌کردم. 20:10.499 --> 20:13.419 ‫قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه داره. 20:13.544 --> 20:14.754 ‫[مرد عنکبوتی، بازگشت به خانه] 20:14.754 --> 20:19.508 ‫من نقش مرد عنکبوتی رو بازی می‌کنم. ‫از این باحال‌تر نمیشه. برام عجیبه که 20:19.592 --> 20:23.471 ‫دوباره اینجام و کاری کردیم ‫که تازه، نو و متفاوت به‌نظر میاد. 20:23.971 --> 20:27.600 ‫برامون مهم بود کسی رو انتخاب کنیم که ‫واقعاً جوون باشه و بتونیم 20:27.683 --> 20:30.311 ‫طی این فیلم‌ها، بزرگ‌شدنش رو جلوی چشممون ببینیم. 20:31.229 --> 20:33.314 ‫وقتی سه‌گانه‌ی «خانه» رو شروع کردیم، 20:34.106 --> 20:40.112 ‫واقعاً می‌خواستیم روی جنبه‌ی نوجوون‌بودنش ‫تمرکز کنیم. تام هالند وقتی شروع کردیم، 20:40.404 --> 20:42.198 ‫واقعاً یه نوجوون بود. 20:42.281 --> 20:44.575 ‫بزرگ‌شدن تام رو جلوی چشم خودم دیدم. 20:44.867 --> 20:46.369 ‫این خود واقعی تام هالنده. 20:47.662 --> 20:48.663 ‫ببین چطور میره. 20:48.829 --> 20:50.331 ‫خیلی هیجان‌زده‌ام که می‌تونم 20:51.123 --> 20:54.293 ‫کارت رو تماشا کنم و بگم: ‫«آهان، پس این‌طوری… چه جالب!» 20:54.335 --> 20:55.503 ‫با خودم می‌گفتم: «چه باحال!» 20:55.503 --> 20:59.423 ‫پس یه جور رابطه‌ی متقابل بین استاد و شاگرده و 20:59.507 --> 21:00.800 ‫معلوم نیست کدوممون استادیم. 21:00.800 --> 21:02.969 ‫از بازگشت به خانه تا الان، 21:03.052 --> 21:06.639 ‫میشه پیشرفتش رو دید؛ ‫واقعاً دیگه تو کارش استاد شده. 21:06.722 --> 21:11.477 ‫نصیحت‌هایی که پیتر پارکرِ اندرو گارفیلد ‫و پیتر پارکرِ توبی مگوایر به تام هالند 21:11.560 --> 21:17.566 ‫کردن، وارد فیلمنامه و داستانمون شدن ‫و ادامه‌ی اون مسیر رو در 21:17.650 --> 21:20.236 ‫«روز کاملاً جدید» حس می‌کنین. 21:21.904 --> 21:22.655 ‫[روز کاملاً جدید] 21:22.655 --> 21:23.656 ‫یه لحظه صبر کن. 21:24.407 --> 21:25.658 ‫دیگه دبیرستانی نیستم. 21:26.367 --> 21:31.288 ‫به‌نظرم مهم بود اجازه بدیم پیتر پارکر ‫دور از دوربین بزرگ بشه تا بتونیم 21:31.372 --> 21:37.211 ‫دنیایی بسازیم که پخته‌تر باشه ‫و با سه‌گانه‌ی قبلی فرق کنه، 21:37.294 --> 21:42.883 ‫و تقریباً یه بوم خالی به دستین بدیم ‫تا چیز تازه‌ای خلق کنه. 21:43.342 --> 21:49.348 ‫تام هالند واقعاً از این مرحله‌ی تازه ‫در زندگی پیتر پارکر استقبال کرد و 21:49.849 --> 21:53.602 ‫تو این فیلم بازی خیلی پخته‌ای ارائه میده. 21:53.894 --> 21:55.521 ‫چه اتفاقی داره برام می‌افته؟ 21:57.481 --> 22:01.694 ‫فکر نکنم این فیلم بدون تام هالند ‫چیزی می‌شد که الان هست، 22:01.777 --> 22:04.822 ‫چون پشت دوربین هم خیلی زحمت می‌کشه. 22:04.905 --> 22:10.035 ‫تام هالند بی‌نظیره. تمام ویژگی‌های ‫پیتر پارکر رو تو وجودش داره. 22:10.119 --> 22:11.537 ‫- من راضیم. ‫- فقط یه بار دیگه بریم. 22:11.537 --> 22:13.205 ‫چون خودش پیتر پارکره. 22:13.289 --> 22:15.499 ‫چون واقعاً همه‌ی اون ویژگی‌ها رو تو وجودش داره. 22:15.583 --> 22:18.461 ‫- داری تبدیل به مرد عنکبوتی می‌شی. ‫- خیلی خوبه. 22:18.544 --> 22:20.087 ‫آره. 22:20.796 --> 22:22.965 ‫تمام تلاشم رو می‌کنم. تمام تلاشم رو می‌کنم. 22:25.050 --> 22:27.052 ‫[روز کاملاً جدید] 22:28.846 --> 22:31.640 ‫باورم نمیشه اولین روزمون تو ام‌آی‌تیه. 22:31.724 --> 22:33.893 ‫ام‌جی، بی‌خیال. وانمود کن 22:33.976 --> 22:36.312 ‫این شادترین لحظه‌ی تمام عمرت نیست. 22:37.730 --> 22:40.191 ‫- نمی‌تونم. ‫- آها، می‌دونستم. 22:41.984 --> 22:45.279 ‫این فیلم درباره‌ی سفر به روزی کاملاً نوئه. 22:48.574 --> 22:53.120 ‫پیتر پارکر تو شهریه که میلیون‌ها نفر اطرافش هستن، 22:53.204 --> 22:56.248 ‫ولی بازم احساس می‌کنه کاملاً تنهاست. 22:56.332 --> 22:58.083 ‫- کلاکت. ‫- حرکت. 22:58.167 --> 23:00.127 ‫سلام، اسم من پیتر پارکره. 23:01.670 --> 23:04.256 ‫منو یادت نیست، ولی قبلاً همدیگه رو می‌شناختیم. 23:04.340 --> 23:08.135 ‫بخش بزرگی از این فیلم درباره‌ی اینه ‫که پیتر می‌فهمه بهترین راه 23:08.219 --> 23:11.722 ‫برای محافظت از عزیزهاش اینه ‫که از خودش دور نگهشون داره. 23:11.805 --> 23:15.684 ‫قرار بود اتفاق بدی بیفته و ‫تنها راه جلوگیری ازش این بود که همه 23:15.768 --> 23:18.354 ‫منو فراموش کنن. چون من فقط پیتر پارکر نیستم، 23:19.063 --> 23:20.856 ‫من مرد عنکبوتی‌ام. 23:27.404 --> 23:28.530 ‫حرکت. 23:28.614 --> 23:32.284 ‫این فیلم درباره‌ی تار دروغ‌هاییه که 23:32.368 --> 23:35.871 ‫پیتر خودش رو قانع کرده واقعی‌ان ‫و حالا از هم می‌پاشن؛ 23:36.455 --> 23:40.000 ‫و درباره‌ی این تصوره که گذشته دفن شده، 23:40.042 --> 23:41.043 ‫[ایمی پاسکال - تهیه کننده] 23:41.043 --> 23:42.670 ‫اما گذشته همیشه برمی‌گرده. 23:43.295 --> 23:47.008 ‫برای اولین‌باره که پیتر پارکرِ دنیای ‫سینمایی مارول تنهاست. تمرکزش بیشتر 23:47.008 --> 23:47.466 ‫برای اولین‌باره که پیتر پارکرِ دنیای ‫سینمایی مارول تنهاست. تمرکزش بیشتر 23:47.508 --> 23:48.342 ‫[امیلی فانگ - تهیه‌کننده مشترک] 23:48.342 --> 23:51.303 ‫روی مرد عنکبوتی‌بودنه، چون دیگه ‫هیچ‌کس پیتر پارکر رو نمی‌شناسه. 23:51.303 --> 23:54.181 ‫این وضعیت فشار و استرسی ایجاد می‌کنه 23:54.265 --> 23:57.393 ‫که باعث شروع این دگرگونی در وجودش میشه. 23:58.185 --> 24:00.688 ‫چه اتفاقی داره برام می‌افته؟ 24:02.773 --> 24:04.316 ‫قراره تک‌وتنها باشه. 24:04.400 --> 24:06.819 ‫سه، دو، یک، برو. 24:06.902 --> 24:13.325 ‫هرچی بیشتر نیمه‌ی تاریکش رو انتخاب می‌کنه، ‫بیشتر شبیه عنکبوت میشه. 24:14.076 --> 24:15.077 ‫وای، خدا. 24:16.578 --> 24:19.581 ‫مسیر اصلی پیتر ‫درباره‌ی اینه که یاد بگیره 24:19.581 --> 24:23.252 ‫نمی‌تونه این کار رو تنهایی انجام بده. 24:24.837 --> 24:28.507 ‫- ببخشید، دکتر بنر، به کمکتون نیاز دارم. ‫- گفتی اسمت چی بود؟ 24:28.590 --> 24:32.720 ‫پنج سال از اتفاقات فیلم قبلی گذشته. ‫این‌بار کمتر با مشکلات دبیرستان 24:32.803 --> 24:35.973 ‫و بیشتر با خودش و نجات شهر سروکار داریم. 24:38.100 --> 24:39.852 ‫از سر راهم برو کنار. 24:44.106 --> 24:47.860 ‫تام هالند، زندایا، جیکوب، جان برنثال. 24:47.943 --> 24:49.278 ‫مادر 24:49.361 --> 24:50.362 ‫برو خونه. 24:51.864 --> 24:55.868 ‫مارک رافلو. گروه بازیگری از این باحال‌تر نمیشه. 24:55.951 --> 24:58.495 ‫- من… ام‌جی‌ام. ‫- فقط همسایه‌ی روبه‌رویی‌ام. 24:59.163 --> 25:00.581 ‫یه همسایه‌ی مهربون. 25:00.664 --> 25:04.918 ‫این فیلم هم کلی احساس داره، ‫هم کلی اکشن و سرگرمی. 25:06.962 --> 25:08.172 ‫خب، ببخشید. 25:08.255 --> 25:12.509 ‫پر از اتفاقات غیرمنتظره و چیزهاییه ‫که طرفدارها عاشقش می‌شن. 25:12.551 --> 25:13.844 ‫جمع کن خودتو، پسر. 25:13.969 --> 25:16.430 ‫محشر میشه. واقعاً باحال میشه. 25:20.517 --> 25:26.523 ‫قشنگی ماجرا، تماشای شخصیته که ‫می‌پذیره زندگی تغییر می‌کنه، ولی 25:27.441 --> 25:32.654 ‫هر صبح، روزی کاملاً نو شروع میشه ‫و اونم به همون اندازه هیجان‌انگیزه. 25:35.199 --> 25:37.117 ‫روز کاملاً نو در این فیلم، 25:37.868 --> 25:41.371 ‫آغاز ماجرا نیست؛ آخرین نمای فیلمه. 25:42.395 --> 25:48.395 www.Doostihaa.com