WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.020 --> 00:02.220 ‫باید بفهمیم چرا رفته زندان ملاقاتیش. 00:02.220 --> 00:05.520 ‫رفته آدام نیوسام، قاتل هالی رو توی زندان ‫ملاقات کرده. اون اجازه نداره 00:05.520 --> 00:07.060 ‫- حتی نزدیک اون پرونده بشه. ‫- می‌دونم. 00:07.060 --> 00:08.500 ‫مجبوری خیلی نامحسوس ‫اسمش رو وسط بکشی 00:08.500 --> 00:09.780 ‫و ببینی چه واکنشی نشون میده. 00:09.780 --> 00:12.380 ‫می‌خوام بهت بگم امروز در مورد ‫زیگلر چی شنیدم. 00:12.380 --> 00:15.900 ‫رئیس پلیس زیگلر از همین امروز صبح ‫به‌طور رسمی رفته مرخصی. 00:15.900 --> 00:17.780 ‫فرض می‌کنم این عادی نیست. 00:17.780 --> 00:19.540 ‫زیگلر تو رو برد خونه کمپر. 00:19.540 --> 00:21.660 ‫اون فکر کرد تو جیمزی، ‫هنوزم ممکنه فکر کنه، خدا می‌دونه. 00:21.660 --> 00:23.660 ‫روز بعدش، زیگلر غیبش زد. 00:23.660 --> 00:25.540 ‫من با جوآن کمپر مصاحبه می‌کنم. 00:25.540 --> 00:27.700 ‫لطفاً با جوآن کمپر مصاحبه نکن. 00:27.700 --> 00:29.220 ‫ببخشید، گفتی اسمت چی بود؟ 00:30.460 --> 00:33.500 ‫برادرت، زیگلر، هالی پیندر، آدام نیوسام. 00:33.500 --> 00:35.620 ‫پس ارتباط زیگلر با همه‌ی این‌ها چیه؟ 00:35.620 --> 00:37.420 ‫به نظرم کاملاً اتفاقی میاد. 00:39.740 --> 00:42.380 ‫- اون کیه؟ ‫- معاون رئیس پلیس، رادلی. 00:42.380 --> 00:45.540 ‫اون مردی که اونجاست ‫کارگروه هالی پیندر رو مدیریت می‌کنه. 00:45.540 --> 00:49.820 ‫- اون کیه؟ ‫- جانشین زیگلر، و مسئول امنیت شخصی کمپر. 00:49.820 --> 00:51.900 ‫هر سرنخی به این زن می‌رسه. 00:51.900 --> 00:53.500 ‫خود این زن معمای اصلیه. 00:53.500 --> 00:55.460 ‫اون واقعاً کیه؟ 00:55.460 --> 00:57.860 ‫این دقیقاً همون چیزیه که باید بفهمیم. 00:58.360 --> 01:01.360 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 02:28.020 --> 02:29.700 ‫یالا، کجایی؟ 02:36.220 --> 02:38.220 ‫مترجم: مریم سهرابی 03:14.020 --> 03:15.740 ‫♪ دیرینگ، دیرینگ دامپلینگ، پسر من جان ♪ 03:15.740 --> 03:17.540 ‫♪ با شلوار خوابید ♪ 03:17.540 --> 03:18.740 ‫♪ یه لنگه کفشش در اومد، اون یکی پاش بود... ♪ 03:18.740 --> 03:19.940 ‫داری چی کار می‌کنی؟ 03:19.940 --> 03:22.260 ‫- چرا داری... آواز می‌خونی؟ ‫- ♪ دیرینگ، دیرینگ دامپلینگ، پسر من جان ♪ 03:22.260 --> 03:24.340 ‫بیدار شو، زیبای خفته. 03:24.340 --> 03:27.340 ‫داشتم خواب می‌دیدم. 03:27.340 --> 03:30.500 ‫- خدای من، تو خواب می‌بینی؟ ‫- این یعنی چی؟ 03:30.500 --> 03:33.020 ‫- معلومه که خواب می‌بینم. ‫- خواب‌هات خیلی عجیبن؟ 03:33.020 --> 03:34.620 ‫- نه. ‫- خواب‌هات خیلی خسته‌کننده‌ان؟ 03:34.620 --> 03:37.300 ‫نمی‌خوام در مورد ضمیر ناخودآگاهم ‫با تو بحث کنم، ممنون. 03:37.300 --> 03:40.460 ‫- چرا بیدارم کردی؟ ‫- مصاحبه‌ام با کمپر جور شد. 03:40.460 --> 03:41.860 ‫خب، فکر کنم دیشب ایمیلش اومد. 03:41.860 --> 03:44.340 ‫رفته بود توی اسپم‌هام، ‫پس اون سوال‌ها رو لازم دارم. 03:44.340 --> 03:47.980 ‫- سوال‌ها؟ ‫- سوال‌های تلقینی، زیرپوستی، چی‌چی‌مونی 03:47.980 --> 03:50.540 ‫که دیروز در موردشون حرف زدیم. 03:50.540 --> 03:53.420 ‫تلقین زیرپوستی... ‫سوالات یا جملاتی 03:53.420 --> 03:57.380 ‫با یه پیام مخفی که طراحی شده ‫تا پاسخ ناخودآگاه بگیریم. 03:57.380 --> 04:00.860 ‫در واقع، مثل سرنخ‌های جدول کلمات متقاطع، ‫که البته دوباره ازشون استفاده شده. 04:00.860 --> 04:02.980 ‫نمی‌خوایم بفهمه که داره ‫به یکی از اونا جواب میده. 04:04.300 --> 04:06.820 ‫فقط یه بار فرصت داریم. 04:06.820 --> 04:09.660 ‫سوال‌ها باید بی‌نقص باشن. 04:09.660 --> 04:12.660 ‫- امروز ساعت چهاره. ‫- چی؟ 04:12.660 --> 04:14.420 ‫پس بهتره قهوه‌ت رو زودتر بخوری. 04:14.420 --> 04:16.980 ‫لوسی، بذار یه چیزی رو دوباره برات توضیح بدم. 04:16.980 --> 04:21.620 ‫تنها چیزی که داریم، ‫ارتباطات غیرقابل‌انکاریه که بین 04:21.620 --> 04:23.420 ‫تک‌تک جنبه‌های مرتبط 04:23.420 --> 04:26.540 ‫با ناپدید شدن جیمز و جوآن کمپر وجود داره. 04:26.540 --> 04:28.820 ‫- فقط همین؟ ‫- آره، فقط همین. 04:28.820 --> 04:34.020 ‫قتل یک وبلاگ‌نویس، ‫یک خودکشی در زندان، دو کارآگاه گمشده، 04:34.020 --> 04:35.540 ‫یک رئیس پلیس گمشده، 04:35.540 --> 04:38.300 ‫جوآن کمپر که دقیقاً وسط این تاره، 04:38.300 --> 04:42.500 ‫و هنوز اصلاً نمی‌دونیم معنی همه‌ی اینا چیه. 04:42.500 --> 04:43.620 ‫چه خبره؟ 04:43.620 --> 04:47.540 ‫ظاهراً دوباره داریم یه جلسه‌ی بزرگ ‫اتاق‌خوابی برگزار می‌کنیم. 04:47.540 --> 04:51.660 ‫لوسی، من بدون داده‌های بیشتر نمی‌تونم ‫اون سوال‌ها رو طرح کنم، 04:51.660 --> 04:54.380 ‫و قطعاً نمی‌تونم توی هشت ‌ساعت ‌و نیم ‫این کار رو بکنم. 04:54.380 --> 04:56.900 ‫- مصاحبه امروزه؟ ‫- چه داده‌ای؟ چی میگی؟ 04:56.900 --> 04:58.660 ‫اگه داده می‌خوای، بیا بریم داده بگیریم. 04:58.660 --> 05:00.820 ‫جوآن کمپر برادر منو می‌شناسه. 05:00.820 --> 05:06.500 ‫دیدتش. نمی‌دونیم کجا، چرا، یا چطور، ‫ولی منطق میگه 05:06.500 --> 05:08.620 ‫که توی یه ظرفیت رسمی بوده. 05:08.620 --> 05:12.060 ‫می‌خوای بری تو سیستم کامپیوتر اداره ‫ببینی رکوردی هست؟ 05:12.060 --> 05:13.420 ‫آره، می‌خوام. ‫و این کار سختیه، 05:13.420 --> 05:15.500 ‫چون من دیگه هیچ کامپیوتر واقعی‌ای ندارم. 05:17.140 --> 05:18.380 ‫یه راهی پیدا می‌کنم. 05:21.500 --> 05:23.100 ‫چیه؟ 05:23.100 --> 05:24.180 ‫هیچی. 05:27.940 --> 05:29.740 ‫ساعت چهار دوشنبه‌ست، مامان. 05:29.740 --> 05:31.740 ‫مصاحبه‌ی کمپر دوشنبه‌ست. 05:31.740 --> 05:32.980 ‫امروز شنبه‌ست. 05:34.660 --> 05:38.180 ‫آره. خدای من، آره. 05:38.180 --> 05:41.100 ‫- وحشت تموم شد. ‫- وحشت قطعاً تموم نشده. 05:41.100 --> 05:42.180 ‫معلومه که تموم شده. 05:42.180 --> 05:45.140 ‫می‌تونی همین امروز بری و ‫به یه کامپیوتر پلیس دسترسی پیدا کنی. 05:45.140 --> 05:46.420 ‫چی میگی؟ 05:46.420 --> 05:48.200 ‫- من نمی‌تونم امروز برم. ‫- چرا نه؟ 05:48.200 --> 05:49.200 ‫قتلی رخ نداده. 05:50.900 --> 05:53.980 ‫لازم نیست برای یه احوالپرسی ساده ‫قتل رخ داده باشه. 05:53.980 --> 05:57.140 ‫فقط برو یه سلامی بکن. 05:57.140 --> 05:58.380 ‫به هر حال، الان بیداری. پس... 05:59.340 --> 06:01.660 ‫♪ دیرینگ، دیرینگ دامپلینگ، پسر من جان ♪ 06:01.660 --> 06:03.180 ‫مطمئنی می‌تونه این کار رو بکنه؟ 06:04.540 --> 06:06.420 ‫اعتماد به نفسم در نوسانه. 06:18.140 --> 06:20.500 ‫بیا، اینم از این. سرویس درب‌ به ‌درب. 06:23.020 --> 06:26.180 ‫- نظرم عوض شد. ‫- مسخره نباش. 06:26.180 --> 06:28.100 ‫این جعل هویت یه کارآگاه نیست. 06:28.100 --> 06:30.980 ‫فکر کنم ثابت کردم ‫می‌تونم جعل هویت یه کارآگاه رو بکنم. 06:33.180 --> 06:36.820 ‫- هفت تا قتل رو حل کردم. ‫- خیلی خب. اونو انجام دادی. 06:36.820 --> 06:39.820 ‫- و حالا می‌تونی این کار رو بکنی. ‫- این فرق داره. 06:39.820 --> 06:42.300 ‫- این فقط یه سلام کردن سادست. ‫- خب، سلام کردن که راحته. 06:43.380 --> 06:45.660 ‫فقط میری و سلام می‌کنی. 06:45.660 --> 06:46.980 ‫ببین، اونقدرها هم عجیب نیست. 06:46.980 --> 06:48.940 ‫تو با این آدم‌ها دوستی. 06:48.940 --> 06:52.820 ‫خب، هستی... به روش خودت. 06:52.820 --> 06:54.220 ‫سریع میری تو و میای بیرون. 06:55.420 --> 06:57.180 ‫دفعه‌ی قبلی هم همینو گفتی. 07:04.940 --> 07:08.020 ‫- صبح بخیر، جولی. ‫- جنی. 07:08.020 --> 07:09.500 ‫فقط اومدم سر بزنم. 07:25.300 --> 07:26.660 ‫سلام... 07:31.220 --> 07:33.180 ‫مراقب باش. 08:04.860 --> 08:06.980 ‫- جان؟ ‫- تو اینجایی. من... 08:08.260 --> 08:10.740 ‫فکر کردم شاید زیر میزی. 08:10.740 --> 08:13.300 ‫- چرا باید زیر میز باشم؟ ‫- همینو بگو. 08:19.340 --> 08:22.380 ‫- اینجا چی کار می‌کنی؟ ‫- راستش هیچی. 08:22.380 --> 08:24.180 ‫لوسی رفته شهر. 08:24.180 --> 08:25.620 ‫اون چیه؟ 08:25.620 --> 08:27.980 ‫- پرونده‌ایه که داریم کار می‌کنیم. ‫- روش. 08:29.180 --> 08:30.260 ‫روش کار می‌کنید. 08:32.180 --> 08:34.860 ‫می‌دونی که بعضی‌ وقتا بدون تو ‫هم انجامشون میدیم؟ 08:34.860 --> 08:38.380 ‫اسم مقتول تیفانی کتلی ـه. 08:38.380 --> 08:40.060 ‫یا همون تیفی‌کت. 08:41.060 --> 08:44.580 ‫- گانگستر بود؟ ‫- شبیه گانگسترها به نظر میاد؟ 08:44.580 --> 08:47.700 ‫اینفلوئنسر شبکه‌های اجتماعی بود که ‫تبدیل به بیزنس‌وومن شد. 08:47.700 --> 08:50.540 ‫با ویدیوهای آموزشی آرایش شروع کرد. ‫و تهش یه امپراتوری راه انداخت. 08:50.540 --> 08:53.740 ‫یا، دست‌کم، یه برند موفق خاص. 08:53.740 --> 08:57.860 ‫توی ۲۵ سالگی میلیونر بود. ‫۳۰ ساله شد. بازنشست شد. 08:57.860 --> 08:59.740 ‫- می‌تونم بگم کارش خوب بوده. ‫- از شغلش. 09:01.140 --> 09:04.020 ‫پیشنهادی بهش شد که نمی‌تونست ردش کنه. 09:04.020 --> 09:06.260 ‫پس یه مهمونی پرزرق‌ و برق گرفت ‫که اعلامش کنه. 09:07.740 --> 09:11.020 ‫بالای ده میلیون، اون برند، ‫اون شرکت. 09:11.020 --> 09:13.780 ‫و اتفاقی که بعدش افتاد، ‫هیچ‌ کی پیش‌بینیش نمی‌کرد. 09:15.860 --> 09:18.020 ‫بعد از اینکه اون رفت ‫مهمونی ادامه پیدا کرد. 09:18.020 --> 09:19.100 ‫می‌دونیم که رفت خونه. 09:19.100 --> 09:22.940 ‫می‌دونیم که دوباره برگشت بیرون، چون درست ‫بعد از نیمه‌شب اینجا پیدا شد. 09:22.940 --> 09:24.140 ‫فواره‌ی محققان. 09:29.260 --> 09:31.860 ‫- پیاده رفت اونجا؟ ‫- نمی‌تونه با ماشین بره. شب‌ها نه. 09:31.860 --> 09:34.380 ‫همه‌اش مانع ترافیکی، ‫کوچه، و مسیر دوچرخه‌ست. 09:35.500 --> 09:36.860 ‫چرا باید همچین کاری کنه؟ 09:38.220 --> 09:40.500 ‫یه پیام ناشناس دریافت کرد. 09:40.500 --> 09:44.500 ‫«۲۵ هزار پوند. فواره‌ی محققان. ‫یک ساعت دیگه.» 09:44.500 --> 09:46.500 ‫- وجهه‌ی خوبی برای برند نیست. ‫- آره. 09:46.500 --> 09:48.740 ‫یه عکس قدیمی مثل اون می‌تونست ‫کل معامله رو به هم بزنه. 09:48.740 --> 09:50.580 ‫هرکی اون پیام رو فرستاده، ‫احتمالاً اون رو کشته. 09:50.580 --> 09:54.900 ‫آره، خودمون هم به همین نتیجه‌ی ‫درخشان رسیدیم. 09:54.900 --> 09:56.300 ‫پیام از یه گوشی یک ‌بار مصرفه، جان. 09:57.380 --> 09:58.740 ‫یه گوشی دورانداختنی. 09:58.740 --> 10:01.220 ‫اینا کین؟ ‫مظنونن؟ 10:03.940 --> 10:06.620 ‫جان، اینجا چی کار می‌کنی؟ 10:06.620 --> 10:08.540 ‫منظورت چیه؟ ‫قبلاً بهت گفتم. 10:08.540 --> 10:10.100 ‫چی باعث میشه مظنون باشن؟ 10:13.620 --> 10:17.660 ‫همه‌شون همزمان، درست بعد از مقتول ‫از مهمونی خارج شدن. 10:17.660 --> 10:20.060 ‫اینا قدیمی‌ترین دوست‌های تیفانی بودن. 10:20.060 --> 10:22.300 ‫از همون اول باهاش بودن. 10:22.300 --> 10:24.420 ‫عملاً مدیرهای مشترک شرکت بودن، 10:24.420 --> 10:27.180 ‫البته نه رسماً. پس... 10:27.180 --> 10:30.820 ‫- پس شب خوبی براشون نبوده. ‫- فکر کنم این دست‌کم گرفتن ماجراست. 10:30.820 --> 10:34.740 ‫پس انگیزه دارن. خوبه. ‫می‌دونم چقدر انگیزه دوست داری. 10:34.740 --> 10:37.740 ‫و اینجا هم خونه‌ی همه‌شونه، درسته؟ 10:38.820 --> 10:42.380 ‫- چقدر طول می‌کشه از خونه‌ی هر کدومشون... ‫- حدود ده دقیقه، 10:42.380 --> 10:45.500 ‫کم‌وبیش، از خونه‌ی هر مظنون ‫تا فواره‌ی محققان. 10:45.500 --> 10:47.100 ‫از خونه‌ی مقتول هم همین‌ قدر. 10:47.100 --> 10:50.540 ‫چه عدد رُند و خوبی. ‫پس چیزی که باید مشخص کنیم... 10:50.540 --> 10:54.180 ‫نه، نه، نه، جان، ‫لازم نیست چیزی رو مشخص کنیم. 10:54.180 --> 10:56.700 ‫- معمایی در کار نیست. ‫- ولی مثل معما می‌مونه. 10:56.700 --> 10:58.780 ‫نیست. باور کنی یا نه، خودمون از پسش برمیایم. 10:58.780 --> 11:01.100 ‫با یه نابغه‌ی خبیث طرف نیستیم. 11:01.100 --> 11:02.940 ‫این منطقه پر از دوربین مداربسته‌ست. 11:02.940 --> 11:06.860 ‫قاتل هم در مسیر رفت و هم برگشت، ‫چندین بار جلوی دوربین می‌افته. 11:08.260 --> 11:09.580 ‫معمایی نیست. 11:15.420 --> 11:18.220 ‫جدی می‌گم، جان، ‫اینجا چی کار می‌کنی؟ 11:20.380 --> 11:21.580 ‫حوصله‌ام سر رفته بود. 11:22.940 --> 11:24.660 ‫باشه. باور می‌کنم. 11:27.620 --> 11:29.740 ‫نمی‌تونم هر روز برات یه قتل جور کنم، جان. 11:52.300 --> 11:54.740 ‫- حالا می‌خوای چی کار کنی؟ ‫- نمی‌دونم، جان. 11:56.340 --> 11:57.740 ‫کارم، کاغذبازی... 11:57.740 --> 12:01.020 ‫جواب دادن به تماس‌های کارآگاه کول. 12:01.020 --> 12:02.060 ‫کارآگاه کول. 12:03.980 --> 12:05.260 ‫صبر کن، منظورت چیه؟ 12:07.380 --> 12:09.100 ‫خب، این که امکان نداره، مگه نه؟ 12:10.860 --> 12:12.140 ‫باشه، همون‌ جا بمون. 12:17.180 --> 12:18.940 ‫خودم می‌خوام دوربین‌ها رو بررسی کنم. 12:20.020 --> 12:23.980 ‫- اگه بخوای می‌تونی باهام بیای. ‫- واقعاً؟ بهتره نیام. 12:23.980 --> 12:27.420 ‫لوسی فقط من رو پیاده کرد اینجا ‫که بره خرید کنه. 12:27.420 --> 12:30.220 ‫- مگه اینجا مهدکودک ندارن؟ ‫- چی؟ 12:30.220 --> 12:31.540 ‫عجب. 12:31.540 --> 12:33.580 ‫بهتره همین‌ جا منتظرش بمونم. 12:35.180 --> 12:36.260 ‫اینجا؟ 12:37.900 --> 12:39.300 ‫اشکالی نداره؟ 12:49.180 --> 12:51.660 ‫قربان. تو اینجا چی کار می‌کنی؟ 12:51.660 --> 12:53.900 ‫اجازه نداشتم تو اداره بمونم. 12:53.900 --> 12:56.980 ‫- چرا به آقای تیلور زنگ زدی؟ ‫- اون زنگ نزد. 12:56.980 --> 12:59.060 ‫من... متوجه نمی‌شم. 12:59.060 --> 13:01.460 ‫خب، کارآگاه سالیوان، ‫داریم به چی نگاه می‌کنیم؟ 13:01.460 --> 13:03.020 ‫می‌تونم دوباره از اون استفاده کنم؟ 13:08.140 --> 13:09.500 ‫ایناهاش. 13:12.340 --> 13:13.380 ‫هنوز کفش پاشنه‌بلند پاشه. 13:14.620 --> 13:17.100 ‫اگه شب توی یه جای خلوت ‫با باج‌گیرت قرار داری 13:17.100 --> 13:18.180 ‫و هنوز کفش پاشنه‌بلند پاته، 13:18.180 --> 13:20.700 ‫یعنی از باج‌گیرت نمی‌ترسی. 13:20.700 --> 13:21.980 ‫طرف رو می‌شناخته. 13:23.500 --> 13:26.100 ‫دوربین‌ها دوباره ازش تصویر می‌گیرن، 13:26.100 --> 13:28.660 ‫کمی جلوتر، توی خیابون کیبل. 13:28.660 --> 13:31.820 ‫- چطور این کار رو کرد؟ ‫- چی رو چطور کرد؟ 13:31.820 --> 13:35.500 ‫چطور از اونجا خودشو ‫یک‌راست به اینجا رسوند؟ 13:35.500 --> 13:38.300 ‫چرا از اینجا بیرون نیومد؟ 13:38.300 --> 13:40.500 ‫مطمئن نیستم بشه خیلی به این ‫تصاویر اعتماد کرد. 13:40.500 --> 13:42.140 ‫فکر کردی این نمایشگرها 13:42.140 --> 13:44.380 ‫به ترتیب خاصی چیده شدن؟ 13:44.380 --> 13:47.420 ‫- معلومه. چرا نباشن؟ ‫- نیستن. 13:47.420 --> 13:52.180 ‫نیستن؟ خب چرا؟ ‫اینجا که نقشه داری. 13:52.180 --> 13:55.220 ‫چرا با این شبکه‌ی مختصات مطابقت ندارن؟ 13:55.220 --> 13:58.460 ‫- نمی‌دونم. ندارن. ‫- خب، نمی‌تونید مرتب‌شون کنید؟ 13:58.460 --> 14:00.820 ‫لازم نیست، جان. ‫همه‌مون به‌خوبی می‌تونیم دنبالش کنیم. 14:00.820 --> 14:02.100 ‫ادامه بده. 14:07.900 --> 14:10.020 ‫بعد، پنج دوربین دیگه هم 14:10.020 --> 14:11.820 ‫در مسیرش تا محل قرار ازش تصویر می‌گیرن. 14:22.340 --> 14:27.220 ‫همین‌جاست. فواره‌ی محققان. ‫دوربین فقط نصفش رو پوشش میده. 14:27.220 --> 14:29.860 ‫جسد هم تو همون قسمتی پیدا شده ‫که دوربین پوشش نمی‌ده. 14:29.860 --> 14:31.740 ‫فواره‌ی محققان نباید اونجا باشه. 14:31.740 --> 14:33.540 ‫باید وسط اینجا باشه. 14:33.540 --> 14:36.020 ‫چطور این موضوع دیوونه‌تون نمی‌کنه؟ 14:36.020 --> 14:37.500 ‫معمولاً با خودم یه کتاب میارم. 14:38.940 --> 14:42.740 ‫خب، حالا از نیمه‌شب گذشته و ‫آره، خبری از کس دیگه‌ای نیست. 14:44.820 --> 14:47.740 ‫هر چقدر می‌خواید نگاه کنید، قربان. ‫هیچ‌کس ظاهر نمی‌شه. 14:47.740 --> 14:49.060 ‫دو بار بررسیش کردیم. 14:50.540 --> 14:53.940 ‫دقیقاً داریم درباره‌ی چندتا دوربین حرف می‌زنیم؟ 14:53.940 --> 14:56.700 ‫- ۴۸ تا، قربان. ‫- و می‌گید هیچ‌ کس به‌جز مقتول 14:56.700 --> 14:59.020 ‫حتی توی یکی از اونا هم دیده نشده؟ 14:59.020 --> 15:00.660 ‫نه، قربان. 15:00.660 --> 15:04.660 ‫یعنی بله، داریم همین رو می‌گیم. ‫نه، هیچ‌کس دیگه‌ای دیده نشده. 15:06.660 --> 15:08.580 ‫دیدی؟ گفتم شبیه معماست. 15:32.420 --> 15:34.020 ‫صبح بخیر! 15:35.620 --> 15:38.580 ‫- چطور اومدی تو؟ ‫- این در هیچ ‌وقت قفل نیست. 15:38.580 --> 15:41.780 ‫- تازه قفلش رو باز کردم. تو کی هستی؟ ‫- هنری. 15:41.780 --> 15:43.180 ‫این پسرم، هنریه. 15:43.180 --> 15:45.700 ‫در واقع، ایده‌ی اون بود که بیاییم اینجا. 15:45.700 --> 15:48.300 ‫چی؟ نه، تو گفتی اشکالی نداره. ‫گفتی همیشه این کار رو می‌کنی. 15:48.300 --> 15:51.180 ‫اون... همیشه این کار رو می‌کنه. 15:51.180 --> 15:52.660 ‫بفرما. 15:55.220 --> 16:00.780 ‫نباید برای اون مصاحبه‌ای که قرار بود ‫انجام بدی آماده بشی، 16:00.780 --> 16:02.580 ‫که حالا واقعاً باید انجامش بدیم؟ 16:02.580 --> 16:05.100 ‫دارم می‌رم برای همین مصاحبه‌ای ‫که باید انجام بدم آماده بشم. 16:05.100 --> 16:06.940 ‫در واقع، تمام صبح داشتیم اینترنت رو برای 16:06.940 --> 16:10.060 ‫خبرهای آرشیوی محلی ‫درباره‌ی جوآن کمپر زیر و رو می‌کردیم. 16:10.060 --> 16:11.420 ‫هیچ کوفتی پیدا نکردیم. 16:11.420 --> 16:13.820 ‫برای مصاحبه باهاش لازم نیست 16:13.820 --> 16:15.300 ‫خبرهای آرشیوی محلی داشته باشی. 16:15.300 --> 16:17.700 ‫اتفاقاً لازم دارم، 16:17.700 --> 16:21.500 ‫ولی هیچ‌کدوم از رسانه‌های محلی ‫خبرهاشون رو آنلاین آرشیو نکردن. 16:21.500 --> 16:23.660 ‫- رسانه‌های سراسری این کار رو می‌کنن. ‫- ولی محلی‌ها نمی‌کنن. 16:23.660 --> 16:27.540 ‫اما هنری یادم انداخت که ‫خودم برای یکی از اونا کار می‌کنم. 16:27.540 --> 16:29.460 ‫نه، نمی‌کنی. حتی حقوق هم نمی‌گیری. 16:29.460 --> 16:31.060 ‫ببخشید، بهت حقوق نمی‌ده؟ 16:31.060 --> 16:33.740 ‫- هنوز سر این موضوع مذاکره می‌کنیم. ‫- نه، نمی‌کنیم. 16:33.740 --> 16:36.300 ‫فکر می‌کنی می‌تونیم به آرشیوتون دسترسی پیدا کنیم؟ 16:39.180 --> 16:41.660 ‫شما آرشیو رو یه کتابخونه‌ی غول‌پیکر ‫با پروژکتور 16:41.660 --> 16:43.300 ‫- و میکروفیش تصور می‌کنید، مگه نه؟ ‫- نه. 16:45.500 --> 16:49.180 ‫خب، اگه مربوط به بعد از ‫۶ مه ۲۰۱۴ باشه، نداریمش. 16:49.180 --> 16:50.580 ‫چرا؟ اون موقع چی شد؟ 16:50.580 --> 16:54.380 ‫من تصادفی سردبیر شدم. ‫قبلیه عقل درست‌ و حسابی نداشت. 16:54.380 --> 16:58.260 ‫پس واقعاً از هر شماره نسخه نگه داشته. 16:58.260 --> 16:59.540 ‫- آره، اون‌ طرفن. 17:00.580 --> 17:02.460 ‫گاهی یکیشون رو می‌خوان 17:02.460 --> 17:04.980 ‫که مثلاً ببینن خبر تولدشون ‫توی اون چاپ شده یا نه. 17:04.980 --> 17:06.940 ‫معمولاً بیست پوند می‌گیرم. 17:06.940 --> 17:09.660 ‫- چی؟ ‫- خب، بیرون کشیدنشون اعصاب‌خوره. 17:09.660 --> 17:11.620 ‫کدومش رو می‌خواید؟ 17:11.620 --> 17:14.340 ‫نمی‌دونم. ‫هر چی درباره‌ی جوآن کمپر باشه. 17:16.980 --> 17:19.900 ‫- یه جست ‌و جوی کوچیک انجام بدیم؟ ‫- روی کمد؟ 17:21.620 --> 17:24.180 ‫پس واقعاً باید بدونیم دنبال چی می‌گردیم؟ 17:25.860 --> 17:30.500 ‫این جور چیزها توی خانواده‌تون ارثیه، ‫یا تو نرمالی؟ 17:47.420 --> 17:48.460 ‫قربان. 17:49.500 --> 17:52.260 ‫- یه دستگاه اضافی پیدا کردم. ‫- خوبه. 17:52.260 --> 17:54.620 ‫جان، مصاحبه‌ها. 17:55.780 --> 17:57.060 ‫ممنون، من خوبم. 17:57.060 --> 17:59.780 ‫اگه مشاور هستی، ‫باید مصاحبه‌ها رو ببینی. 17:59.780 --> 18:03.020 ‫واقعاً؟ مجبورم؟ ‫طولانی‌ان؟ 18:03.020 --> 18:04.980 ‫شاید بتونم یه اتاقک خالی ‫برات پیدا کنم یا... 18:04.980 --> 18:08.740 ‫نه، فکر نکنم. بذارید جایی بذاریمش ‫که بتونیم ببینیمش. 18:08.740 --> 18:09.900 ‫همین ‌جا. 18:11.540 --> 18:13.300 ‫می‌دونی زیاد از کامپیوتر سررشته نداری، جان. 18:13.300 --> 18:15.020 ‫احتمالاً کمک لازم داری. 18:17.860 --> 18:19.700 ‫بفرما. 18:19.700 --> 18:23.580 ‫برای پخش کلیک کن، ‫برای توقف هم دوباره کلیک کن. 18:23.580 --> 18:27.060 ‫باید به ترتیب ببینمشون، ‫یا می‌تونم اینور و اونور بپرم؟ 18:27.060 --> 18:28.900 ‫- به ترتیب! ‫- چی؟ 18:29.900 --> 18:31.180 ‫باید به ترتیب ببینی. 18:37.540 --> 18:39.260 ‫کارآگاه کول، مصاحبه با کوکو آر... 18:39.260 --> 18:40.820 ‫خیلی خب. 18:40.820 --> 18:43.540 ‫خلاصه‌ی به‌روز. پیشینه‌ی کوتاه. بگو. 18:43.540 --> 18:45.260 ‫همه‌شون از دوران مدرسه با هم دوست بودن. 18:45.260 --> 18:48.260 ‫و طبق چیزی که همه می‌گن، ‫جزو بچه‌های باحال و محبوب بودن. 18:48.260 --> 18:49.540 ‫تیفانی ملکه‌ی گروه بود. 18:49.540 --> 18:52.060 ‫حتی اون موقع هم ستاره بود. 18:52.060 --> 18:53.780 ‫همه عاشقش بودن. 18:53.780 --> 18:57.100 ‫دانش‌آموزها، معلم‌ها، والدین. 18:57.100 --> 18:59.540 ‫مثل همه، ویدیوهای کوتاه رقص ‫و این‌ جور چیزها می‌ساخت. 18:59.540 --> 19:02.660 ‫غر زدن درباره مدرسه، حرکات رقص توی اتاق. ‫خودتون که می‌دونید. 19:02.660 --> 19:05.100 ‫بعد شروع کرد به ساختن ‫ویدئوهای آموزشی آرایش. 19:05.100 --> 19:08.740 ‫فوراً گرفت... یعنی، همون اول کار. 19:08.740 --> 19:13.460 ‫تا یه هفته، هشت‌هزار تا مشترک داشت. 19:13.460 --> 19:14.620 ‫و دیگه رشدش متوقف نشد. 19:14.620 --> 19:17.020 ‫هفده ساله‌ش بود. وقتی داشت ‫امتحان‌های نهاییش رو می‌داد، 19:17.020 --> 19:20.740 ‫از گوچی هدیه‌های مجانی می‌گرفت ‫و به مراسم اهدای جوایز دعوت می‌شد. 19:20.740 --> 19:22.860 ‫اگه بتونی همچین کاری گیر بیاری، ‫کار خوبیه. 19:22.860 --> 19:25.420 ‫اون گیرش آورد، اونا هم همین‌طور. 19:25.420 --> 19:27.260 ‫فکر می‌کنید من چه حسی داشتم؟ 19:27.260 --> 19:28.860 ‫اون بهترین دوستم بود. 19:29.900 --> 19:34.580 ‫هیجان‌انگیز بود. هیچ‌کس باورش نمی‌شد ‫همه‌ چی انقدر سریع اتفاق افتاده. 19:34.720 --> 19:37.560 ‫البته هوای ما رو داشت. ‫یعنی حسابی لوس‌مون می‌کرد. 19:38.640 --> 19:40.600 ‫هیچی کم نداشتیم. 19:40.600 --> 19:42.720 ‫ببین، ما که صدقه‌بگیر نبودیم. 19:42.720 --> 19:46.720 ‫الان شاید این‌ طور به نظر بیاد، ‫ولی باور کن، ما هم کار می‌کردیم. 19:46.720 --> 19:50.000 ‫موفقیت اون، موفقیت ما هم بود. ‫ما یه خانواده بودیم. 19:50.000 --> 19:51.280 ‫حداقل این ‌طور احساس می‌کردیم. 19:51.420 --> 19:53.740 ‫دو نفرشون قسط خونه‌شون رو ‫از همون حساب می‌دادن. 19:53.740 --> 19:56.060 ‫یا دست‌کم تا دیشب می‌دادن. 19:57.380 --> 20:01.380 ‫و برای هیچ‌کس اینجا چیزی عوض نمی‌شه. 20:01.380 --> 20:03.740 ‫هیچ ‌کس کارش رو از دست نمی‌ده. 20:03.740 --> 20:08.660 ‫تیفی‌کت برای همیشه ‫همون تیفی‌کت باقی می‌مونه. 20:10.660 --> 20:11.740 ‫فقط... 20:14.500 --> 20:16.260 ‫برای من وقتشه دوباره تیفانی رو پیدا کنم. 20:19.140 --> 20:20.700 ‫نوش جان. 20:23.900 --> 20:26.900 ‫در واقع، اونا دوست‌های حقوق‌بگیرش بودن. 20:26.900 --> 20:28.260 ‫ملازمان. 20:28.260 --> 20:29.620 ‫زندگیشون رو به خاطر اون متوقف کرده بودن، 20:29.620 --> 20:31.020 ‫هیچ چیز مستقلی برای خودشون نساخته بودن، 20:31.020 --> 20:34.420 ‫و باور کرده بودن کسی که قرار بود ‫تا آخرش کنارشون باشه، واقعاً هست. 20:34.420 --> 20:37.100 ‫- بعد سواری تموم شد. ‫- و خودش مُرد. 20:38.460 --> 20:41.620 ‫صبر کنید! ‫هیچ‌کس قرار نیست کارش رو از دست بده؟ 20:41.620 --> 20:45.780 ‫- همه‌ چی برای اون‌ها مرتبه. ما چی؟ ‫- شما چی؟ 20:45.780 --> 20:49.500 ‫زندگی‌مون، شغل‌مون. تیفانی، ‫ما که قراردادی نداریم. 20:49.500 --> 20:51.460 ‫- ما فقط... ‫- ما... 20:51.460 --> 20:53.100 ‫ما فقط هیچ‌ چیزی نیستیم. 20:53.100 --> 20:57.260 ‫ما چهار نفریم که این امپراتوری رو ‫با تو ساختیم. 20:57.260 --> 20:59.060 ‫برای تو. 20:59.060 --> 21:00.820 ‫می‌دونم. 21:03.700 --> 21:04.780 ‫مگه خوش نگذشت؟ 21:05.980 --> 21:09.340 ‫مگه هر چی قول داده بودم، ‫و حتی بیشتر بهتون ندادم؟ 21:09.340 --> 21:12.780 ‫هتل‌های لوکس، اکران‌ فیلم، 21:12.780 --> 21:16.980 ‫مهمونی‌های افراد مشهور، ماشین، ‫لباس... 21:19.940 --> 21:21.020 ‫مرکز ترک اعتیاد. 21:22.660 --> 21:25.460 ‫راستی، آخرین بار کی توی هواپیما ‫سمت راست نشستی؟ 21:26.820 --> 21:28.820 ‫این مهمونی ده ساله که ادامه داره، 21:28.820 --> 21:30.540 ‫و من میزبان فوق‌العاده‌ای بودم. 21:30.540 --> 21:33.180 ‫ولی خیلی خیلی خسته‌ام. 21:36.500 --> 21:38.740 ‫من واقعاً همه‌تون رو دوست دارم. 21:44.260 --> 21:47.460 ‫کارت‌هام صبح قبل از مهمونی از کار افتادن. 21:47.460 --> 21:49.460 ‫فکر کردیم مشکل بانک یا یه همچین چیزی بوده. 21:49.460 --> 21:53.500 ‫- پس صبر کن، می‌دونیم رفتن خونه؟ ‫- آره. براشون تاکسی گرفته شده بود. 21:53.500 --> 21:55.980 ‫با هم رفتن، و رفتن هرکدوم‌شون ‫به خونه تایید شده. 21:57.060 --> 21:58.660 ‫آخرین جرعه‌ی نوشیدنی مجانی‌شون رو خوردن 21:58.660 --> 22:00.020 ‫و هرکدوم راه خودشون رو رفتن. 22:08.660 --> 22:09.700 ‫ای بابا! 22:10.980 --> 22:12.060 ‫ببخشید. 22:13.660 --> 22:15.500 ‫امان از مظنون‌های لعنتی. 22:18.500 --> 22:22.100 ‫همه تا ساعت یازده‌ و نیم خونه بودن. ‫دو نفر تنها زندگی می‌کنن و دو نفر دیگه 22:22.100 --> 22:25.180 ‫همسرهایی دارن که موقع خواب ‫براشون شهادت میدن. 22:25.180 --> 22:27.020 ‫که در واقع یعنی عذرموجه ندارن. 22:27.020 --> 22:30.340 ‫- که در واقع یعنی... ‫- هرکدوم‌شون می‌تونستن این کار رو کرده باشن. 22:30.340 --> 22:31.420 ‫نه، نمی‌تونستن. 22:33.300 --> 22:35.860 ‫احتمال اینکه مسیر فقط یک نفر 22:35.860 --> 22:39.780 ‫از بین ۴۸ دوربین رد شده باشه، ‫نجومیه. 22:39.780 --> 22:42.500 ‫نمی‌تونی همین‌ طوری بگی ‫هر کدوم‌شون می‌تونستن این کار رو بکنن. 22:43.820 --> 22:46.380 ‫من و کارآگاه سالیوان ‫اون مصاحبه‌ها رو انجام دادیم، آقای تیلور. 22:46.380 --> 22:48.300 ‫هرکدوم‌شون دست‌کم ‫نیم ساعت طول می‌کشن. 22:48.300 --> 22:49.540 ‫کلیت ماجرا دستم اومد. 22:51.660 --> 22:53.220 ‫احتمالاً متوجه شدی که سایت اصلی 22:53.220 --> 22:55.260 ‫متعلق به کوکو بوده، نه تیفانی؟ 22:55.260 --> 22:56.740 ‫تا حالا شش بار بهش اشاره کردی. 22:56.740 --> 22:59.260 ‫ولی حتی یک بار هم اشاره نکردی ‫که زک، اونجا، 22:59.260 --> 23:01.140 ‫نامزد سابق تیفانی بوده. 23:01.140 --> 23:04.260 ‫پس انگیزه‌های فرعی رو هم پیدا کردید؟ ‫خوبه. 23:04.260 --> 23:08.540 ‫گاهی وقتی قاتل حاضر نمی‌شه ‫اعتراف کنه، بهشون نیاز داریم. 23:08.540 --> 23:10.220 ‫- چی گفتی؟ ‫- می‌تونم این رو داشته باشم؟ 23:10.220 --> 23:11.220 ‫نه، نمی‌تونی برداری. 23:11.620 --> 23:13.860 ‫خب، اینا رو از کجا میارید؟ 23:13.860 --> 23:16.300 ‫و نقشه‌ای هست که دوربین‌ها هم ‫روش مشخص شده باشن؟ 23:16.300 --> 23:19.300 ‫- روی نقشه‌ها دوربین‌ها نیستن، جان. ‫- مطمئنی؟ 23:19.300 --> 23:21.140 ‫وجود یکی‌شون قطعاً به قاتل کمک می‌کرد. 23:24.460 --> 23:25.740 ‫خیلی خب. 23:31.500 --> 23:34.300 ‫- سلام، لوسی. ‫- ما اینجاییم. آماده‌ای؟ 23:34.300 --> 23:36.140 ‫آره، الان دارم میام. 23:36.140 --> 23:39.300 ‫نه، اگه هنوز به اون کامپیوتر ‫دسترسی پیدا نکردی، نمیای. 23:39.300 --> 23:41.820 ‫من به یه کامپیوتر دسترسی پیدا کردم. 23:41.820 --> 23:45.260 ‫- واقعاً؟ ‫- آره، واقعاً. توی آسانسورم. 23:45.260 --> 23:46.580 ‫احتمالاً ارتباط قطع می‌شه. 23:47.660 --> 23:49.740 ‫- باشه. ‫- درها بسته می‌شن. 23:55.940 --> 23:58.380 ‫- نه، نه، قطع نشد. ‫- بهش فرصت بده. 23:58.380 --> 24:00.100 ‫درها باز می‌شن. 24:03.020 --> 24:05.380 ‫خانم. سلـ... سلام. 24:07.340 --> 24:09.580 ‫خبر نداشتم امروز اینجایی، جان. 24:09.580 --> 24:10.620 ‫رئیسشه. 24:12.500 --> 24:16.740 ‫- فقط اومدم یه سری بزنم. ‫- اومدی سر بزنی؟ 24:18.100 --> 24:21.660 ‫این جان تیلوره، مشاور بیرونی‌ای ‫که گاهی ازش استفاده می‌کنیم. 24:21.660 --> 24:22.780 ‫درها باز می‌شن. 24:22.780 --> 24:24.100 ‫قبلاً همدیگه رو دیدیم. 24:25.020 --> 24:27.060 ‫جان تیلور. 24:27.060 --> 24:29.900 ‫طراح معماهای حرفه‌ای ‫و مشاور صحنه‌ی جرم. 24:33.500 --> 24:36.980 ‫کارم اینه که هر کسی رو ‫که با خانم کمپر در ارتباطه، بررسی کنم. 24:36.980 --> 24:38.420 ‫راستی، از شما تشکر کرده، 24:38.420 --> 24:41.180 ‫به‌خاطر ملاحظه‌کاریت در پرونده‌ی تئاتر. 24:41.180 --> 24:43.220 ‫هیچ پوشش خبری‌ای نداشت. 24:43.220 --> 24:44.820 ‫چرا، داشت. 24:44.820 --> 24:46.500 ‫دست ‌کم نشریاتی که مهم باشن، نه. 24:46.500 --> 24:48.580 ‫چه پررو. 24:48.580 --> 24:49.980 ‫بله، خب، همون‌طور که امیدوارم ‫داری یاد می‌گیری، 24:49.980 --> 24:52.300 ‫اینجا همه ‌مون خیلی محتاطیم. ‫بریم؟ 24:52.300 --> 24:55.780 ‫و برادرت، تا جایی که من می‌دونم، ‫اینجا کارآگاه بوده. 24:58.740 --> 25:01.140 ‫قبل از زمان من بود. 25:06.660 --> 25:08.340 ‫تلفنم داره زنگ می‌خوره. 25:11.620 --> 25:14.660 ‫- زنگ می‌خوره؟ ‫- خب، قبل‌تر زنگ زد. 25:14.660 --> 25:15.740 ‫الو! 25:17.420 --> 25:19.420 ‫- ببخشید، داری با ما حرف می‌زنی؟ ‫- بله. 25:20.460 --> 25:21.980 ‫خدا رو شکر که دارن می‌رن. 25:23.460 --> 25:25.900 ‫صبر کن. کجایی؟ 25:25.900 --> 25:27.700 ‫تو پارکینگ. 25:27.700 --> 25:29.700 ‫نه! نه! نه! 25:32.060 --> 25:35.460 ‫- خم شو. خم شو! ‫- چرا؟ چرا؟ چرا باید خم بشم؟ 25:35.460 --> 25:37.820 ‫اون محافظ شخصی جوآن کمپره. 25:37.820 --> 25:39.740 ‫دوشنبه با جوآن کمپر مصاحبه می‌کنی. 25:39.740 --> 25:43.820 ‫ممکنه اونجا باشه. ‫تو خیلی تو چشم می‌زنی. 25:45.060 --> 25:47.060 ‫حق با اونه، مامان. خم شو. 25:47.060 --> 25:48.420 ‫خم شو! 25:48.420 --> 25:50.140 ‫دارم خم می‌شم، دارم خم می‌شم. 25:52.820 --> 25:54.260 ‫بعداً می‌بینمت. 25:54.260 --> 25:55.980 ‫چی شده؟ 25:55.980 --> 25:57.380 ‫باشه. رفت. 25:58.780 --> 26:00.780 ‫رئیس منو دید. 26:02.860 --> 26:06.060 ‫- اون... داره دست تکون می‌ده. ‫- هی، تو هم دست تکون نده! 26:06.060 --> 26:07.500 ‫نمی‌تونم دست تکون ندم. 26:09.540 --> 26:12.940 ‫خانم. خانم، بابت اون خیلی متاسفم. 26:12.940 --> 26:14.100 ‫شماره اشتباه بود. 26:14.100 --> 26:17.940 ‫استرالیایی به نظر می‌رسید. ‫خب، خوبید؟ 26:17.940 --> 26:19.140 ‫لوسی کجاست؟ 26:20.700 --> 26:22.580 ‫اونجاست. 26:26.740 --> 26:29.580 ‫- سرزده اومدی؟ ‫- این اطراف بودم. 26:29.580 --> 26:31.340 ‫دیگه سرزده نیا. 26:31.340 --> 26:34.100 ‫چشم، خانم. 26:34.600 --> 26:37.600 Z A R D F I L M تقدیم میکند 26:50.620 --> 26:52.140 ‫یعنی چی تو چشم می‌زنم؟ 26:54.780 --> 26:57.700 ‫جان تیلور اینجا چی کار می‌کرد؟ ‫و نگو که فقط اومده بود سر بزنه. 26:58.780 --> 27:01.660 ‫داریم ازش استفاده می‌کنیم. ‫رو پرونده‌ی قتل فواره مشاوره می‌ده. 27:01.660 --> 27:03.660 ‫بدون مجوز من؟ 27:03.660 --> 27:05.380 ‫همین الان با مردی ‫یه گفت‌ و گوی کامل داشته 27:05.380 --> 27:08.580 ‫که داره همه ‌چی اینجا رو ‫زیر و رو می‌کنه. 27:08.580 --> 27:10.580 ‫چطور پیش رفت؟ 27:10.580 --> 27:12.900 ‫به نظرت چطور پیش رفت، سربازرس؟ 27:14.220 --> 27:17.380 ‫جان تیلور بدون اجازه‌ی من ‫وارد کلانتری نمی‌شه. 27:17.380 --> 27:19.100 ‫فهمیدی؟ 27:19.100 --> 27:20.500 ‫بله، خانم. 27:32.340 --> 27:35.420 ‫نه، نه. اونو بذار زمین. ‫خودم برسمی‌گردونم. سر جات باش. 27:36.540 --> 27:37.660 ‫قربان. 27:55.940 --> 27:58.740 ‫- محدود؟ ‫- نمی‌دونم چرا تعجب می‌کنم. 27:58.740 --> 27:59.820 ‫همیشه همین ‌طورن. 28:01.220 --> 28:02.900 ‫از نشستن عقب خوشم نمیاد. 28:02.900 --> 28:04.340 ‫آره؟ منم همین‌طور. 28:04.340 --> 28:06.220 ‫هیس، دارم فکر می‌کنم. 28:06.220 --> 28:09.300 ‫پس یه جور گزارش هست. ‫جیمز درگیرش بوده. 28:09.300 --> 28:13.060 ‫و اسم جوآن کمپر هم ‫یه جایی توش اومده. 28:13.060 --> 28:14.780 ‫نه، صبر کن، ‫اینا رو که از قبل می‌دونستیم. 28:14.780 --> 28:17.260 ‫- چرا اینجا وایسادیم؟ ‫- باید شیر بخرم. 28:21.540 --> 28:22.860 ‫دوربینت رو با خودت آوردی؟ 28:22.860 --> 28:27.340 ‫جان، یه عکاس خبری ‫بدون دوربینش هیچ جا نمی‌ره. 28:27.340 --> 28:28.900 ‫درسته؟ 28:28.900 --> 28:31.660 ‫- پس همرا‌ته یا...؟ ‫- بله، همراهمه. 28:31.660 --> 28:32.940 ‫برای چی می‌خوایش؟ 28:32.940 --> 28:36.820 ‫می‌خوام از ۴۸ دوربین امنیتی مختلف عکس بگیری. 28:36.820 --> 28:38.380 ‫برای یه پرونده‌ست. 28:38.380 --> 28:40.700 ‫تو که پرونده‌ای نداری. 28:40.700 --> 28:42.620 ‫یعنی... یه چیزیه که برداشتم. 28:42.620 --> 28:45.420 ‫و واقعاً فکر می‌کنم ‫به نفع خودمه که حلش کنم. 28:45.420 --> 28:48.540 ‫از اون طرف یه حس خاصی ‫از همه دارم می‌گیرم. 28:48.540 --> 28:50.620 ‫خب، راستش نمی‌خوام شوخی کنم، ‫ولی شش ساعته 28:50.620 --> 28:51.940 ‫که چیزی نخوردم. 28:51.940 --> 28:54.260 ‫یه ماهی ‌و چیپس‌فروشی همون پایین هست. 28:54.260 --> 28:59.660 ‫کمبریج کاد، از ۱۲ تا ۲:۳۰ ‫و از ۵ تا ۸:۴۵ بازه. شنبه‌ها تا ۹:۱۵. 28:59.660 --> 29:01.260 ‫از کجا می‌دونی؟ 29:01.260 --> 29:03.500 ‫ساعت‌ها داشتم به یه نقشه زل می‌زدم. 29:03.500 --> 29:05.980 ‫ماه‌هاست نرفتیم بیرون ‫ماهی‌ و چیپس بخوریم. 29:05.980 --> 29:09.940 ‫- در واقع، سال‌هاست. ‫- خب، پس دیدی. 29:09.940 --> 29:13.060 ‫لطفاً، مامان. 29:18.980 --> 29:20.300 ‫باشه، یکی اون بالاست. 29:23.540 --> 29:25.780 ‫حالا یکی از جایی که به اون نگاه می‌کنه. 29:27.380 --> 29:28.660 ‫می‌دونی، من... 29:28.660 --> 29:31.700 ‫واقعاً درباره‌ی این مصاحبه دل ‌به ‌شک شدم. 29:31.700 --> 29:33.300 ‫الان که نمی‌تونم کنسلش کنم، نه؟ 29:35.420 --> 29:38.820 ‫- می‌تونی بکنی؟ ‫- از گزارش چی گیرت اومد؟ اسم پرونده؟ 29:38.820 --> 29:40.140 ‫چیز خاصی؟ 29:40.140 --> 29:42.340 ‫نه، هیچی. می‌دونی اون لینک‌ها ‫چطوری‌ان دیگه. 29:42.340 --> 29:45.460 ‫همه‌ش حروف و عدده، مزخرف محض. 29:45.460 --> 29:47.020 ‫و نه از اون مدلی که دوست دارم. 29:47.020 --> 29:48.260 ‫و اینم یکی دیگه. 29:49.660 --> 29:51.780 ‫یه تاریخ داشت. 29:51.780 --> 29:54.980 ‫- تاریخ داشت؟ ‫- چهارم ژوئن ۲۰۱۴. 29:54.980 --> 29:58.420 ‫نه! نه، این بعد از ‫سردبیر شدن گرت بوده. 29:58.420 --> 30:02.220 ‫- اون که آرشیوش نکرده. ‫- چی؟ 30:02.220 --> 30:04.460 ‫نه، اون بخشی از تحقیقات منه. 30:04.460 --> 30:07.100 ‫واقعاً ربطی به تو نداره. 30:07.100 --> 30:09.380 ‫خب. بعدی کجاست؟ 30:09.380 --> 30:10.460 ‫اون‌ جا. 30:12.380 --> 30:13.860 ‫یکی دیگه‌اش اینجاست. 30:13.860 --> 30:16.020 ‫خدایا، فکر کنم داره ازش لذت می‌بره. 30:16.020 --> 30:17.100 ‫حال میده. 30:18.220 --> 30:20.300 ‫یادت هست اون وبلاگ توطئه‌محور چی می‌گفت؟ 30:20.300 --> 30:23.340 ‫این‌که کمپرها هر ده سال ‫یه قربانی آیینی می‌کنن. 30:23.340 --> 30:27.260 ‫پرونده‌ی تو مال ۲۰۱۴ بود. ‫مرگ سینکلر مال ۲۰۲۴. 30:27.260 --> 30:30.860 ‫این جور تصادف‌هاست که ‫توطئه‌گرها رو به وجد میاره. 30:30.860 --> 30:32.260 ‫ولی هیچ معنایی نداره. 30:32.260 --> 30:35.060 ‫مگه اینکه یکی دیگه ‫از ۲۰۰۴ پیدا کنیم. 30:35.060 --> 30:37.900 ‫خب، جوآن کمپر تو ۲۰۰۴ هجده‌ساله بود. 30:37.900 --> 30:40.180 ‫اون موقع اینجا داشت علوم سیاسی می‌خوند. 30:40.180 --> 30:42.140 ‫آره، خب، دانشجوها هم ‫می‌تونن آدم بکشن، می‌دونی که. 30:43.180 --> 30:45.340 ‫هنری، دانشجوها حتی نمی‌تونن یه تخم‌مرغ آب‌پز کنن. 30:53.620 --> 30:55.780 ‫رسیدیم، فواره‌ی محققان. 31:01.780 --> 31:04.900 ‫- اینجا هیچ دوربینی دیده نمی‌شه. ‫- همین بخشی از مشکله. 31:06.380 --> 31:11.340 ‫- کی بوده؟ ‫- یه زن جوون، سی ساله. خفه شده. 31:12.540 --> 31:14.380 ‫تازه از یه مهمونی برگشته بود. 31:17.500 --> 31:19.940 ‫- می‌خوای قاتلش رو بگیری؟ ‫- آره. 31:23.420 --> 31:25.380 ‫خب، بریم اون ماهی ‌و چیپس‌فروشی رو پیدا کنیم؟ 31:27.140 --> 31:28.900 ‫هوس سوسیس سوخاری کردم. 31:41.980 --> 31:44.300 ‫- عکس‌های خوبین، نه؟ ‫- بد نیستن. 31:45.420 --> 31:46.780 ‫به درد می‌خورن؟ 31:46.780 --> 31:49.700 ‫خب، دست‌کم مرتب‌تر از ‫نقشه‌های شوراست. 31:49.700 --> 31:51.060 ‫اونجا حسابی شیرتوشیره. 31:53.420 --> 31:55.140 ‫چرا درباره‌ی مصاحبه دودلی؟ 31:55.140 --> 31:56.300 ‫فکر می‌کنی چرا؟ 31:56.300 --> 31:58.380 ‫معلومه که جوآن کمپر جیمز رو می‌شناخته. 31:58.380 --> 31:59.780 ‫معلومه که منو هم می‌شناسه. 31:59.780 --> 32:02.220 ‫از کجا معلوم، از همه ‌چی ‫خبر نداشته باشه؟ 32:02.220 --> 32:04.580 ‫نه، نه. ‫من از نام خانوادگی قبلیم استفاده می‌کنم. 32:04.580 --> 32:07.860 ‫این که رمز انیگما نیست، لوسی. ‫رمز خیلی‌هاست. 32:10.940 --> 32:12.900 ‫خب، آخه تو گفتی فکر می‌کنی ‫از پسش برمیام. 32:12.900 --> 32:14.740 ‫شنیدنش حس خوبی می‌ده. 32:14.740 --> 32:17.740 ‫- زیاد این حرف رو نمی‌شنوم. ‫- چی داری می‌گی؟ 32:17.740 --> 32:19.540 ‫من همیشه بهت می‌گم ‫از پس کارها برمیای. 32:19.540 --> 32:22.500 ‫یه زمانی می‌گفتم شاید ‫یه روز نخست‌وزیر بشی. 32:24.340 --> 32:25.660 ‫خب، هیچ‌وقت تلاشی نکردی. 32:27.220 --> 32:30.940 ‫هر کی حتی به جوآن کمپر لبخند زده، 32:30.940 --> 32:33.540 ‫یا مُرده یا ناپدید شده. 32:33.540 --> 32:36.180 ‫نمی‌خوام تو هم بمیری یا ناپدید بشی. 32:38.340 --> 32:40.100 ‫نمی‌دونم اونوقت چه کار می‌کردم. 32:46.980 --> 32:48.500 ‫چیپس‌هات سرد نشن. 33:06.540 --> 33:08.460 ‫- پیداش کردم! ‫- پیدا شد. 33:08.460 --> 33:11.300 ‫- وای، هنری! ‫- بیدار شو! 33:11.300 --> 33:15.500 ‫نمی‌تونی ساعت هفت‌ونیم صبح ‫سرزده بری توی اتاق خواب مردم. 33:15.500 --> 33:17.780 ‫خودت متوجه طنز ماجرا هستی، نه؟ 33:17.780 --> 33:20.940 ‫- نگاه کن. ‫- دومینیک کندی. کیه؟ 33:20.940 --> 33:27.140 ‫نمی‌دونم، ولی دیشب ساعت‌ها وقت گذاشتم ‫و سایت‌های قدیمی و آرشیو وب رو زیر و رو کردم 33:27.140 --> 33:31.700 ‫و کلماتی مثل دانشجو، مرگ، کمبریج، 33:31.700 --> 33:34.780 ‫یادبود، درگذشت‌نامه و ۲۰۰۴ رو جست ‌و جو کردم. 33:34.780 --> 33:35.860 ‫این مال یه سایت قدیمیه. 33:35.860 --> 33:38.100 ‫کاملاً رها شده و ‫به هیچ‌جا هم راه نمی‌رسه. 33:38.100 --> 33:40.900 ‫ولی این تنها مطلبیه که ‫به هر مرگ دانشجویی 33:40.900 --> 33:43.020 ‫در کمبریج سال ۲۰۰۴ 33:43.020 --> 33:46.740 ‫اشاره می‌کنه و تونستم پیداش کنم. 33:46.740 --> 33:50.620 ‫- که چی؟ ‫- که سالش ۲۰۰۴ ـه. 33:50.620 --> 33:52.100 ‫۲۰۰۴! 33:52.100 --> 33:54.300 ‫بله، می‌دونم، هنری، ‫ولی این چیزی رو ثابت نمی‌کنه. 33:54.300 --> 33:56.100 ‫حرف عمو جان رو شنیدی. 33:56.100 --> 33:57.900 ‫- قبلاً بهش گفتم. اونم موافقه. ‫- نه، موافق نیست. 33:57.900 --> 34:02.020 ‫- چرا، اتفاقاً موافقم. موجه هستی؟ ‫- بابا خبری نیست. 34:03.260 --> 34:05.660 ‫چرا جلسه‌هامون ‫توی اتاق خواب برگزار می‌شه؟ 34:05.660 --> 34:07.140 ‫می‌شه فقط بهش بگی؟ 34:08.420 --> 34:10.860 ‫لازم نیست توطئه رو باور کنیم، لوسی. 34:10.860 --> 34:12.820 ‫اون نظریه‌پرداز توطئه باورش داشت. 34:12.820 --> 34:15.580 ‫فکر می‌کرد داره بین رویدادها ‫الگو پیدا می‌کنه. 34:15.580 --> 34:17.620 ‫- خب، معلومه که اشتباه می‌کرد. ‫- شاید هم نمی‌کرد. 34:17.620 --> 34:19.980 ‫می‌کرد. ‫ولی خود رویدادها رو پیدا کرده بود، 34:19.980 --> 34:22.340 ‫و احتمالاً دقیقاً به همون روشی ‫که هنری پیدا کرد. 34:23.620 --> 34:25.940 ‫صبر کن، یعنی می‌گی ‫ممکنه معنایی داشته باشه؟ 34:25.940 --> 34:27.940 ‫آره، خب، من توی این کار ‫خیلی خوبم، می‌دونی. 34:27.940 --> 34:29.620 ‫بله، می‌دونم. ‫همین نگرانم می‌کنه. 34:30.980 --> 34:32.780 ‫چرا از همین حالا لباس پوشیدی؟ 34:32.780 --> 34:35.740 ‫باید زودتر برم اداره، ترجیحاً ‫قبل از اینکه اعضای گروه بیان، 34:35.740 --> 34:37.940 ‫تا بتونم روی نقشه‌شون علامت بزنم. 34:37.940 --> 34:39.540 ‫پس... 34:42.100 --> 34:43.780 ‫خب، حالا که دیگه بیداری. 35:11.100 --> 35:13.460 ‫- جان. ‫- باز پیدات شد. 35:13.460 --> 35:15.020 ‫اشکالی داره روی این نقاشی بکشم؟ 35:15.020 --> 35:17.260 ‫قبلاً روش کشیدی ‫و هنوزم داری روش می‌کشی. 35:17.260 --> 35:21.060 ‫تا دوربین‌ها رو روش نذارم، ‫معنایی پیدا نمی‌کنه. 35:21.060 --> 35:23.580 ‫جان، تو مشاور این پرونده نیستی. 35:23.580 --> 35:25.620 ‫- چرا، هستم. ‫- نه، نیستی. 35:25.620 --> 35:27.940 ‫مجوزش رو نداشتی ‫و به خاطرش توبیخ شدم. 35:29.260 --> 35:32.020 ‫- دیروز چرا اومدی؟ ‫- می‌دونی که حلش کردم؟ 35:32.020 --> 35:34.380 ‫حلش نکردی. ‫هنوز داری روش نقاشی می‌کشی. 35:35.780 --> 35:38.460 ‫- دیروز دنبال چی بودی؟ ‫- می‌تونم حلش کنم. 35:38.460 --> 35:42.260 ‫- البته یه کم کمک لازم دارم. ‫- کمک لازم داری؟ 35:42.260 --> 35:43.900 ‫نه، کمک یه کارآگاه واقعی رو. 35:43.900 --> 35:45.700 ‫آره. الان نمی‌تونم درست حرف بزنم. ‫توی اداره‌ام. 35:47.620 --> 35:50.300 ‫- واقعاً می‌تونی حلش کنی؟ ‫- اگه کمکم کنی. 35:50.300 --> 35:51.860 ‫باشه، پس معامله کنیم. 35:51.860 --> 35:54.220 ‫تو غیررسمی روی پرونده مشاوره بدی، ‫من هم جورشو می‌کشم، 35:54.220 --> 35:56.820 ‫و تو دلیل واقعی اومدنت رو بهم بگی. 35:56.820 --> 35:59.260 ‫- خوب به نظر میاد. ‫- نه، جان. دلیل واقعیش رو. 36:05.100 --> 36:06.580 ‫قبوله. 36:06.580 --> 36:07.820 ‫چه خبره؟ 36:07.820 --> 36:10.060 ‫ماجرا اینه که فکر می‌کنم ‫می‌شه ثابت کرد 36:10.060 --> 36:13.020 ‫فقط یک نفر می‌تونسته ‫این قتل رو انجام داده باشه. 36:13.020 --> 36:15.100 ‫ولی برای ثابت کردنش ‫به کمک همه‌مون نیاز داریم. 36:22.420 --> 36:23.620 ‫ژوئن ۲۰۰۴؟ 36:24.820 --> 36:28.020 ‫عالیه. درست وسط این کپه‌ست، ‫اینجا مثل بازی جنگاست. 36:28.020 --> 36:30.540 ‫- واقعاً به این نیاز داری؟ ‫- خواهش می‌کنم. 36:36.020 --> 36:37.700 ‫هفته‌ی بعد دو تا معما می‌خوام، 36:37.700 --> 36:40.380 ‫و نذار با جدول کلمات قاطی ‫سرم رو شیره بماله. 36:44.260 --> 36:46.820 ‫خب، ژوئن ۲۰۰۴. 36:46.820 --> 36:49.260 ‫ژوئن ۲۰۰۴. ژوئن ۲۰۰۴. 36:51.020 --> 36:53.700 ‫ژوئن ۲۰۰۴. آره. 36:53.700 --> 36:55.980 ‫- هجدهم. ‫- آره، می‌دونم. 36:57.100 --> 36:58.300 ‫ژوئن. اینجاست. 37:00.820 --> 37:02.660 ‫می‌تونم. می‌تونم. 37:12.820 --> 37:14.500 ‫بفرما. ‫امیدوارم ارزشش رو داشته باشه. 37:15.700 --> 37:17.220 ‫عالیه. بریم ببینیم. 37:24.380 --> 37:26.980 ‫داری چی کار می‌کنی؟ ‫برو خونه. 37:26.980 --> 37:30.580 ‫- نه، فقط وانمود کن اینجا نیستیم. ‫- تو همیشه اینجایی! 37:32.060 --> 37:33.460 ‫مامان، نگاه کن، اونجاست. 37:35.860 --> 37:38.100 ‫«گزارش درباره‌ی مرگ غم‌انگیز ‫دومینیک کندی، 37:38.100 --> 37:41.220 ‫دانشجوی هجده‌ساله‌ی ‫کالج سنت توماس کمبریج. 37:41.220 --> 37:43.140 ‫گزارش شده که آقای کندی 37:43.140 --> 37:46.500 ‫در مهمانی خصوصی‌ای در اقامتگاه ‫اعضای شورای دانشجویی شرکت داشته؛ 37:46.500 --> 37:50.740 ‫رایان اوکلی نوزده ‌ساله ‫و جوآن کمپر هجده‌ ساله.» 37:52.260 --> 37:54.820 ‫نمی‌خوای که اینو ‫توی مصاحبه مطرح کنی، مگه نه؟ 37:54.820 --> 37:57.380 ‫نه، نه، نه. خدای من، نه. 37:57.380 --> 37:59.100 ‫چه سرنخ بی‌خودی. 37:59.100 --> 38:00.260 ‫آره. 38:13.420 --> 38:15.820 ‫ببین، مظنون‌ها چه زود رسیدن اینجان. 38:15.820 --> 38:17.460 ‫گفتم نباید وایمیسادیم. 38:17.460 --> 38:20.580 ‫آره، منم گفتم ماشینم برای ادامه‌ی مسیر ‫باید شارژ بشه. 38:20.580 --> 38:22.540 ‫ببخشید. می‌شه یکی بهم بگه 38:22.540 --> 38:24.740 ‫چرا مظنون‌های شما اینجان؟ 38:24.740 --> 38:26.940 ‫امیدوارم، چون قراره هویت قاتل رو برملا کنیم. 38:28.180 --> 38:29.620 ‫آره، ولی اینجا خیلی کوچیکه. 38:29.620 --> 38:32.100 ‫چرا واقعاً همه‌شون باید اینجا باشن؟ 38:32.100 --> 38:34.100 ‫یه جورایی بخشی از روش کاریشه. 38:34.100 --> 38:37.620 ‫سلام. ‫جان تیلور، مشاور معما. 38:37.620 --> 38:40.300 ‫مشاور صحنه‌ی جرم. 38:40.300 --> 38:42.060 ‫این که بیشتر شبیه یه شغل واقعیه، 38:42.060 --> 38:43.940 ‫ولی در اصل، 38:43.940 --> 38:47.540 ‫من مشاور طراحی معمام. ‫و شما چهار نفر خودتون رو وسط 38:47.540 --> 38:52.220 ‫کلاسیک‌ترین معما پیدا کردید... ‫یه شبکه‌ی پیچیده از مسیرها 38:52.220 --> 38:57.300 ‫که فقط یه راه درست از توش می‌گذره ‫و چند تا مسیر انحرافی داره. 38:57.300 --> 38:59.980 ‫لابیرنتوس. هزارتو. 39:02.380 --> 39:05.740 ‫منظورت مثل هموناییه که پشت ‫منوی بچه‌ها چاپ می‌کنن؟ 39:05.740 --> 39:07.820 ‫دقیقاً همون‌هایی که پشت ‫منوی بچه‌ها چاپ می‌کنن. 39:07.820 --> 39:11.780 ‫می‌شناسیدشون دیگه، ‫با چهار تا سگ بیرون هزارتو 39:11.780 --> 39:15.620 ‫و یه استخون آب‌دار گنده وسطش که ‫فقط یه راه بهش می‌رسه. 39:15.620 --> 39:20.100 ‫خب، اینو تو مقیاس بزرگ‌تر تصور کنید ‫و با یه دومین 39:20.100 --> 39:23.900 ‫هزارتوی ادراکی که روش قرار گرفته، ‫جایی که موانع دیوار نیستن، 39:23.900 --> 39:25.380 ‫بلکه خط دید 39:25.380 --> 39:29.340 ‫۴۸ دوربین امنیتی‌ان که ‫پراکنده توی این شبکه نصب شدن. 39:30.860 --> 39:34.060 ‫- باید از دوتا هزارتو رد بشن. ‫- آره! 39:34.060 --> 39:36.300 ‫آفرین! گرفت چی شد. 39:38.580 --> 39:42.260 ‫- و ما اون سگا هستیم؟ ‫- شما اون سگا هستید. و دقیقاً مثل اون سگا، 39:42.260 --> 39:46.100 ‫هرکدوم یه نقطه‌ی ورود به ‫هزارتو داشتید، 39:46.100 --> 39:48.980 ‫ولی فقط یکی‌شون به... 39:48.980 --> 39:50.340 ‫استخون می‌رسه؟ 39:50.340 --> 39:52.740 ‫باید مثال بهتری می‌زدم. 39:52.740 --> 39:56.460 ‫ولی آره. یعنی می‌تونیم ثابت کنیم ‫کی مرتکب قتل شده، با نشون دادن اینکه 39:56.460 --> 39:58.460 ‫کی توی دوربین دیده نمی‌شه. 39:58.460 --> 40:01.140 ‫چون هرکی توی دوربین دیده نمی‌شه، ‫حتماً تونسته 40:01.140 --> 40:03.460 ‫با موفقیت از هزارتو رد بشه. 40:03.460 --> 40:05.860 ‫ولی اونا گفتن هیچ‌ کدوممون ‫توی دوربین دیده نمی‌شیم. 40:05.860 --> 40:06.940 ‫خب، نه. 40:06.940 --> 40:09.100 ‫ولی سه نفرتون اصلاً وارد هزارتو نشدید. 40:09.100 --> 40:10.220 ‫چیزی که کارو خیلی راحت می‌کرد ‫این بود که 40:10.220 --> 40:12.620 ‫هر چهار نفرتون تصمیم می‌گرفتید 40:12.620 --> 40:15.780 ‫دقیقاً همزمان برید فواره‌ی محققان. 40:15.780 --> 40:17.620 ‫ولی نرفتید. 40:17.620 --> 40:18.860 ‫خب، ما رفتیم. 40:23.700 --> 40:25.140 ‫یکی برای تو. تو زکی. 40:25.140 --> 40:29.700 ‫- نه، من می‌خوام زک باشم. همیشه نامزد سابق همونه. ‫- باشه. کوکو رو بده به من. 40:29.700 --> 40:31.260 ‫ببخشید... 40:31.260 --> 40:33.300 ‫کل کسب ‌و کار مقتول رو پای 40:33.300 --> 40:35.340 ‫کانالی ساخته بود که از اون دزدیده بود. 40:35.340 --> 40:40.700 ‫- فکر کنم من لئو باشم. ‫- آره، جان، اصلاً حس لئو بودن رو بهم نمی‌دی. 40:41.700 --> 40:43.020 ‫نه، آره، من متولد اسد هستم. 40:44.180 --> 40:45.780 ‫پس لابد منم جنیفرم. 40:55.100 --> 40:58.860 ‫منطقه رو خالی کردیم، و هر چهار تامون ‫امروز صبح از هزارتو رد شدیم. 41:02.420 --> 41:05.740 ‫در اصل، حواستون باشه که ‫کدوممون توی دوربین ظاهر می‌شیم. 41:05.740 --> 41:08.780 ‫اگه کارآگاه سالیوانه، کار زک نیست. 41:08.780 --> 41:11.180 ‫اگه کارآگاه کوله، کار کوکو نیست. 41:11.180 --> 41:13.460 ‫اگه سربازرس کارتره، کار لئو نیست. 41:13.460 --> 41:15.860 ‫و اگه منم، کار جنیفر نیست. 41:15.860 --> 41:17.020 ‫همه‌تون متوجه شدید؟ 41:20.100 --> 41:22.980 ‫امیدوارم اپراتور اینجا فیلم‌ها رو آماده کرده باشه. 41:22.980 --> 41:24.500 ‫- کالین. ‫- چی؟ 41:24.500 --> 41:25.620 ‫اسمم کالینه. 41:26.180 --> 41:27.660 ‫از دیدنت خوشوقتم. 41:27.660 --> 41:29.340 ‫فیلم‌ها رو آماده کردی؟ 41:29.340 --> 41:31.060 ‫آره، الان پخشش می‌کنم. 41:31.560 --> 41:34.560 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 42:00.460 --> 42:02.300 ‫چقدر طول می‌کشه؟ 42:04.020 --> 42:06.860 ‫همه‌مون سعی کردیم خیلی تند حرکت کنیم. 42:06.860 --> 42:08.980 ‫این هم یه فاکتور زمانی داشت. 42:08.980 --> 42:10.180 ‫اونجا! 42:11.660 --> 42:16.060 ‫این منم. یعنی تویی. 42:16.060 --> 42:17.420 ‫تو بیگناهی، زک. 42:41.900 --> 42:44.620 ‫من این مرد رو همه ‌جا می‌شناسم. 42:46.180 --> 42:47.780 ‫به نظر میاد بیگناهی. 42:51.220 --> 42:52.760 ‫- واسه کی دست تکون می‌دی؟ ‫- جان. 42:52.760 --> 42:53.760 ‫منم بهش دست تکون دادم. 42:54.180 --> 42:55.260 ‫واقعاً دست تکون داد. 43:00.620 --> 43:02.980 ‫خیلی خب، پس حتماً یکی از دخترا بوده. 43:17.020 --> 43:18.300 ‫باید بگم، یه جوریه که انگار 43:18.300 --> 43:21.140 ‫الان باید می‌رسیدیم فواره. 43:21.140 --> 43:25.620 ‫آره. اصلاً ممکنه دوتا راه از اینجا باشه؟ 43:26.700 --> 43:27.860 ‫خب، معلومه که همیشه این 43:27.860 --> 43:31.380 ‫احتمال آماری ناچیز وجود داره... ‫اونجا! اونجا! 43:32.940 --> 43:35.980 ‫از دستش دادی. بزن عقب. عقب. 43:38.380 --> 43:39.700 ‫بزن جلو، بزن جلو. 43:40.700 --> 43:42.020 ‫همون‌جا نگه‌ش دار. 43:46.140 --> 43:47.580 ‫ها! 43:47.580 --> 43:48.660 ‫ببخشید. 43:59.700 --> 44:00.940 ‫چی شد؟ 44:02.340 --> 44:03.820 ‫کار من نبوده. 44:06.740 --> 44:08.780 ‫- چرا، بوده. ‫- نه، نبود. 44:08.780 --> 44:11.700 ‫من می‌گم کار تو بوده. و این ثابتش می‌کنه. 44:11.700 --> 44:14.100 ‫هر دوتامون رسیدیم فواره بدون اینکه دیده بشیم. 44:14.100 --> 44:16.300 ‫که یعنی کار تو بوده. 44:16.300 --> 44:17.940 ‫نه، این ‌طور نیست. 44:20.660 --> 44:22.380 ‫می‌دونستم حاشا می‌کنن. 44:22.380 --> 44:25.180 ‫گفتی انگیزه‌های ثانویه چی بودن؟ 44:25.180 --> 44:30.020 ‫خب، کوکو مالک اصلی اکانت تیفی‌کت بود. 44:30.020 --> 44:31.860 ‫و زک هم نامزد سابق تیفانی. 44:33.180 --> 44:36.700 ‫- ما ده سال پیش فقط یه بار رفتیم سر قرار. ‫- ای کاش اینو بهم گفته بودی. 44:36.700 --> 44:39.780 ‫پس برای جنیفر هیچ انگیزه‌ی ثانویه‌ای نداری؟ 44:39.780 --> 44:41.180 ‫خب، نه. 44:41.180 --> 44:44.020 ‫شاید بهتر بود مصاحبه‌ها رو می‌دیدی. 44:46.420 --> 44:49.220 ‫حتماً عکس اخاذی رو یه جایی گرفته. 44:49.220 --> 44:51.500 ‫آره، برمی‌گرده به ۲۰۱۹. 44:51.500 --> 44:54.180 ‫چی... چرا تو ۲۰۱۹ گوشی یک ‌بار مصرف داشته؟ 44:54.180 --> 44:56.420 ‫خب، بعید می‌دونم عکس اصلی رو ‫با اون گوشی گرفته باشه، 44:56.420 --> 44:58.580 ‫فقط با اون فرستاده. 44:58.580 --> 45:00.260 ‫پس با چی گرفته؟ 45:14.420 --> 45:16.260 ‫می‌شه برم دستشویی؟ 45:17.900 --> 45:19.780 ‫شاید تو اداره، هان؟ 45:24.100 --> 45:25.900 ‫حتی پاکش هم نکردی؟ 45:25.900 --> 45:29.260 ‫وای، خیلی خنگی. 45:29.260 --> 45:31.140 ‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟ 45:31.140 --> 45:32.620 ‫شانس محض بود، واقعاً. 45:32.620 --> 45:35.300 ‫آپارتمانش اتفاقی ‫کنار مسیر درست بود. 45:36.500 --> 45:39.020 ‫- تیفانی اون آپارتمان رو برات خرید. ‫- تیفانی همه‌مون رو خرید. 45:39.020 --> 45:40.700 ‫و حالا چطور باید زندگی کنیم؟ 45:40.700 --> 45:43.340 ‫خب، در مورد تو، ‫جا و مکانت مجانی هست. 45:48.300 --> 45:50.860 ‫جنیفر ویکس، تو رو ‫به ظن قتل بازداشت می‌کنم. 45:50.860 --> 45:52.780 ‫مجبور نیستی چیزی بگی، ‫ولی... 45:52.780 --> 45:55.060 ‫خیلی به‌ندرت به انگیزه‌ی ثانویه نیاز می‌شه. 45:56.580 --> 45:58.540 ‫آدم‌ها خیلی ساده‌ان. 46:14.840 --> 46:16.360 ‫خب... 46:16.360 --> 46:18.200 ‫ببخشید. تبریک می‌گم. 46:19.800 --> 46:21.880 ‫آهان اون یکی «خب». 46:24.960 --> 46:27.240 ‫شوهر لوسی ناپدید شده. 46:27.240 --> 46:29.320 ‫پدر هنری ناپدید شده. 46:29.320 --> 46:30.920 ‫اونا ترسیدن. 46:30.920 --> 46:32.280 ‫و تو؟ 46:32.280 --> 46:33.800 ‫از ترسیدنشون خوشم نمیاد. 46:33.800 --> 46:36.520 ‫و از معماهای نیمه‌حل‌شده هم ‫خوشم نمیاد. 46:36.520 --> 46:38.600 ‫هنوز داری درباره‌مون تحقیق می‌کنی؟ 46:38.600 --> 46:40.400 ‫هنوز دارم درباره‌تون تحقیق می‌کنم. 46:45.040 --> 46:47.200 ‫می‌دونم لوسی به ملاقات قاتل هالی رفته. 46:47.200 --> 46:49.280 ‫ما هم می‌دونیم تو به ملاقات قاتل هالی رفتی. 46:49.280 --> 46:52.440 ‫آره، خب، من هم از معماهای نیمه‌حل‌شده ‫خوشم نمیاد. 46:52.440 --> 46:54.400 ‫یا... 46:54.400 --> 46:55.760 ‫تو بی‌خبری موندن. 46:56.760 --> 46:59.760 ‫- این چیه؟ ‫- همون پرونده‌ایه که دیروز دنبالش بودی. 47:01.080 --> 47:03.120 ‫برخلاف تو، من مجوز دارم. 47:07.160 --> 47:09.200 ‫۲۰۱۴. 47:09.200 --> 47:12.080 ‫خودمم درست متوجه‌ش نمی‌شم، ‫ولی یکی از پرونده‌های جیمزه، آره. 47:12.080 --> 47:14.800 ‫ولی همه‌ چی خیلی ‫رو راست به نظر میاد. 47:16.040 --> 47:17.640 ‫همیشه همین‌ طور به نظر میان. 47:17.640 --> 47:20.000 ‫ولی معنایی داره، مگه نه؟ 47:21.680 --> 47:24.120 ‫خودکشی یه آدم ناشناس، 47:24.120 --> 47:26.280 ‫که توسط جیمز حل و مختومه شده. 47:27.560 --> 47:30.200 ‫- آره، یه معنایی داره. ‫- باشه، بهم بگو. چی؟ 47:33.180 --> 47:34.180 ‫[مصاحبه‌شونده‌ها: جوان کمپر و هلنا موس] 47:35.280 --> 47:36.920 ‫نمی‌دونم. 47:38.200 --> 47:40.560 ‫یه کم خجالت‌آوره، ‫ولی راستش رو بخوای، 47:40.560 --> 47:43.640 ‫فکر نمی‌کنم خیلی بیشتر از تو ‫پیشرفت کرده باشیم. 47:43.640 --> 47:45.440 ‫آه! 47:46.800 --> 47:48.640 ‫خب، این صحنه تماشایی می‌شه، نه؟ 47:51.080 --> 47:54.480 ‫فکر کردم تو بودی، سربازرس کارتر. 47:54.480 --> 47:57.080 ‫- شنیدم پرونده‌ای که روش کار می‌کردی رو حل کردی. ‫- آره. 47:57.080 --> 47:59.600 ‫جان تیلور کمکی هم کرد؟ 47:59.600 --> 48:01.960 ‫اتفاقاً، آره. آره. 48:01.960 --> 48:03.400 ‫خوبه. 48:03.400 --> 48:05.600 ‫همچنین شنیدم که زن‌برادرت 48:05.600 --> 48:08.320 ‫فردا قراره با خانم کمپر مصاحبه کنه. 48:08.320 --> 48:10.080 ‫چی؟ ببخشید؟ 48:10.080 --> 48:11.440 ‫لوسی بتس. 48:12.520 --> 48:15.320 ‫اون زن‌برادرته، مگه نه؟ 48:15.320 --> 48:17.840 ‫حالا اسمش شده بتس تیلور. 48:20.560 --> 48:23.000 ‫خب، جوآن مشتاقانه منتظرشه. 48:24.080 --> 48:25.720 ‫باز هم آفرین. 48:31.880 --> 48:34.480 ‫- پیشرفتت بیشتر از تو نبوده؟ ‫- قسم می‌خورم. 48:34.480 --> 48:36.120 ‫جوآن کمپر. 48:36.120 --> 48:39.600 ‫منظورم اینه که می‌دونیم درگیره، ‫ولی... ولی همین. 48:39.600 --> 48:43.960 ‫نمی‌دونیم چطور یا چرا یا چی، ‫یا هیچ‌ کدوم از این‌ها. 48:47.680 --> 48:50.000 ‫فکر کنم لازم باشه بهم اعتماد کنی. 48:50.000 --> 48:51.180 ‫- تو بهم اعتماد داری؟ ‫- آره. 48:51.180 --> 48:52.180 ‫چی، واقعاً؟ 48:53.120 --> 48:54.200 ‫خب، آره. 48:55.280 --> 48:58.240 ‫همیشه فکر می‌کردم اون قدیما ‫که جیمز بودم، ما... 48:58.240 --> 49:00.400 ‫یه جورایی تیم خوبی بودیم. 49:00.400 --> 49:03.520 ‫منظورت اون قدیماست که علناً ‫هر روز بهم دروغ می‌گفتی؟ 49:07.560 --> 49:09.680 ‫آره، در واقع، فکر کنم بودیم، مگه نه؟ 49:11.400 --> 49:13.240 ‫آی، آی... 49:15.160 --> 49:17.440 ‫از حالا به بعد، اطلاعاتمون رو مقایسه می‌کنیم. 49:17.440 --> 49:18.880 ‫قبوله. 49:21.600 --> 49:23.240 ‫نمی‌خوای منو برسونی خونه؟ 49:24.280 --> 49:26.400 ‫فکر کردم لوسی میاد دنبالت. 49:26.400 --> 49:30.040 ‫نمی‌دونم چرا همچین فکری کردی. 49:36.680 --> 49:38.400 ‫جان، ما اینجاییم. 49:38.400 --> 49:39.720 ‫فقط دارم چندتا از این عکسا رو بر می دارم. 49:39.720 --> 49:42.040 ‫- فرض می‌کنم پرونده رو حل کردی. ‫- آره. 49:42.040 --> 49:43.920 ‫لوسی... 49:43.920 --> 49:46.360 ‫حدس بزن چی پیدا کردیم. ‫هنری، بهش نشون بده. 49:54.240 --> 49:55.600 ‫نه. 49:55.600 --> 49:57.320 ‫نه؟ آره! 49:57.320 --> 49:58.880 ‫این همون چیزیه که دنبالش بودیم. 49:58.880 --> 50:01.200 ‫این جی. کمپر‌ ـه، 50:01.200 --> 50:05.160 ‫که به یه مرگ در سال ۲۰۰۴ ربط داره. 50:05.160 --> 50:07.680 ‫نتظار یه کشف بزرگ رو نداشتم، ‫ولی خب، می‌دونی که. 50:07.680 --> 50:09.000 ‫این چیه؟ 50:09.000 --> 50:13.040 ‫پرونده‌ی محرمانه، ‫پرونده‌ی جیمز از سال ۲۰۱۴. 50:13.040 --> 50:15.440 ‫خودکشی. توسط اون مختومه شده. 50:15.440 --> 50:17.320 ‫اسم قربانی رو می‌بینی؟ 50:17.320 --> 50:19.920 ‫- رایان اوکلی. ‫- رایان اوکلی... 50:21.360 --> 50:24.440 ‫دومینیک کندی توی جکوزی ‫کمپر و اوکلی مُرد. 50:24.440 --> 50:27.560 ‫این محشره. موفق شدیم. ‫همه‌ی نخ‌ها دارن به هم می‌رسن. 50:27.560 --> 50:29.920 ‫اون به جیمز مرتبطه. ‫به زیگلر مرتبطه. 50:29.920 --> 50:32.640 ‫به دو مرگ نامشخص مرتبطه. 50:32.640 --> 50:35.400 ‫- با ده سال فاصله. ‫- که هر دوتاشون به همدیگه مرتبطن. 50:35.400 --> 50:37.680 ‫باشه، حالا دیگه واقعاً کشف بزرگه! 50:37.680 --> 50:39.600 ‫جوآن کمپر می‌دونه ما کی هستیم. 50:41.000 --> 50:43.520 ‫می‌دونه که همسر سربازرس جیمز تیلور 50:43.520 --> 50:46.040 ‫فردا بعدازظهر ساعت چهار ‫باهاش مصاحبه داره. 50:46.040 --> 50:49.960 ‫- چی؟ ‫- نه، نه، چون من از فامیلی قبلیم استفاده کردم. 50:49.960 --> 50:51.960 ‫اونا همه‌ چیو درباره‌ی ما می‌دونن، لوسی. 50:51.960 --> 50:54.400 ‫بهت می‌گم، می‌دونن من کی‌ام، ‫تو کی هستی. 50:54.400 --> 50:57.240 ‫تصور می‌کنم احتمالاً می‌دونن ‫که سربازرس کارتر هم داره 50:57.240 --> 50:58.600 ‫توی اینا سرک می‌کشه. 50:58.600 --> 51:00.160 ‫سربازرس کارتر؟ 51:00.160 --> 51:02.680 ‫آره. نگران نباش، ‫ما خیلی ازش جلوتریم. 51:02.680 --> 51:06.440 ‫- باشه، این یعنی چی؟ تو خطریم؟ ‫- احتمالاً. 51:06.440 --> 51:08.440 ‫امیدوارم برای تعداد آدمایی 51:08.440 --> 51:10.600 ‫که می‌تونی عملاً غیب‌شون کنی ‫یه محدودیتی باشه. 51:10.600 --> 51:12.320 ‫خب، اگه نباشه چی؟ 51:12.320 --> 51:14.880 ‫- خب، باید بریم. ‫- نه، نه، نمی‌تونیم این کار رو بکنیم، هنری. 51:14.880 --> 51:16.280 ‫چی؟ 51:16.280 --> 51:17.880 ‫راست میگه. کجا بریم؟ 51:17.880 --> 51:21.120 ‫خونه‌ی من؟ فکر می‌کنی نمی‌تونن ‫اونجا پیدامون کنن؟ 51:21.120 --> 51:22.200 ‫خیلی دیره. 51:23.480 --> 51:25.840 ‫داشتیم بازی‌ای رو می‌کردیم ‫که رقیبی نداشت. 51:26.880 --> 51:29.800 ‫ولی حالا یکی داریم ‫و اون هم داره بازی می‌کنه. 51:31.040 --> 51:32.600 ‫هنوزم باید مصاحبه رو انجام بدم. 51:32.600 --> 51:33.960 ‫چرا؟ 51:33.960 --> 51:35.720 ‫نظریه‌ی بازی استاندارد. 51:35.720 --> 51:38.680 ‫آخرین حرکت اون ما رو به ‫نقطه‌ی بی‌بازگشت می‌بره. 51:38.680 --> 51:41.920 ‫بازی نکردن خیلی خطرناک‌تر از ‫ادامه‌ی بازیه. 51:43.240 --> 51:44.600 ‫از پسش بر میای؟ 51:45.800 --> 51:46.840 ‫از پس هر کاری بر میام. 51:47.920 --> 51:50.160 ‫آره، در تئوری، ‫ولی همیشه تلاش نمی‌کنی. 51:51.760 --> 51:54.120 ‫منظورم اینه که می‌دونم می‌تونی. 51:57.160 --> 51:59.080 ‫خدای من، این دیوونه‌کننده‌ست. 51:59.080 --> 52:00.760 ‫خدا به داد برسه! 52:00.760 --> 52:02.480 ‫اسلحه که در نمیاره 52:02.480 --> 52:04.440 ‫وسط مصاحبه بهم شلیک کنه، نه؟ 52:06.080 --> 52:08.200 ‫- در میاره؟ ‫- خیلی بعیده، 52:08.200 --> 52:10.680 ‫ولی مطمئن نیستم داری ‫درست مطرحش می‌کنی. 52:10.680 --> 52:12.600 ‫هر چی روی کاغذ نوشته باشه، 52:12.600 --> 52:15.000 ‫بهت اطمینان می‌دم، ‫تو نیستی که داری از اون مصاحبه می‌کنی... 52:16.320 --> 52:18.200 ‫اون که داره از تو مصاحبه می‌کنه. 52:23.360 --> 52:26.000 ‫کری در برابر اسلون، بازی برگشت. 52:26.000 --> 52:28.120 ‫دو تا حرفه‌ای سابق با کلی سابقه داریم. 52:28.120 --> 52:31.200 ‫بازی برگشت از فینال سال ۲۰۰۵شون. 52:31.200 --> 52:33.880 ‫یکی یه اسنوکرباز رو کشته. 52:33.880 --> 52:36.520 ‫قرار نبود کسی ‫در طول مسابقه اینجا باشه. 52:36.520 --> 52:38.480 ‫موقع قتل جلوی دوربین بودم. 52:38.480 --> 52:40.520 ‫پس اون خیلی خشن به قتل رسیده 52:40.520 --> 52:44.440 ‫توی جایی که دسترسی و خروج ازش ‫بدون دیده شدن غیرممکنه. 52:44.440 --> 52:46.160 ‫انگیزه یا چیزی نداری؟ 52:46.160 --> 52:48.440 ‫- تو کی هستی؟ ‫- اون لودویگه. معروفه. 52:48.440 --> 52:51.200 ‫مشاور معماهای جنایی ‌هستی. 52:51.200 --> 52:54.360 ‫یه بار توی یه فینال مهم اسنوکر ‫بازی کردی و اون ازت برد. 52:54.360 --> 52:56.360 ‫اون حتی یه ذره هم ‫برای رسیدن به اونجا تلاش نکرد. 52:56.360 --> 52:57.960 ‫بازی رو جدی نگرفت. 52:57.960 --> 52:59.800 ‫لوسی نمی‌تونه اون مصاحبه رو انجام بده. 52:59.800 --> 53:02.360 ‫می‌شناسمت؟ هیلدی؟ ‫هیلدی. جانسون. 53:02.360 --> 53:03.800 ‫آره، درست می‌گی، البته. 53:03.800 --> 53:05.760 ‫- خدایا، مگه دوست... ‫- جوآن کمپر نبودی؟ 53:05.760 --> 53:07.080 ‫آره. 53:07.080 --> 53:11.360 ‫اون داره بازی می‌کنه و یکی از ما ‫باید پای میز بازی باشه. 53:12.480 --> 53:14.240 ‫خانم بتس. 53:14.240 --> 53:17.280 ‫فقط... ترسیدم، لوسی. 53:17.280 --> 53:19.840 ‫چیزی نمیشه. قول می‌دم. 53:19.840 --> 53:22.280 ‫شوهرت کارآگاهه، مگه نه؟ 53:22.280 --> 53:25.500 ‫نوبت ماست، و فکر کنم ‫یه حرکت دارم که به دردت بخوره.