WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:19.644 --> 00:22.522 [به جفری رأی بدید] 01:37.764 --> 01:39.682 ‫سلام. به شهردار جفری رأی بدید. 01:42.102 --> 01:43.770 ‫می‌تونم یه پوستر برای پنجره بهتون بدم؟ 01:43.853 --> 01:47.732 ‫بانک به ما اجازه نمیده سیاسی باشیم. ‫گذشته از این، اون برنده‌ست دیگه، مگه نه؟ 01:47.816 --> 01:50.235 ‫نمی‌شه هیچ چیزی رو قطعی دونست. 01:50.318 --> 01:53.446 ‫تصور کن اگه همه خونه بمونن ‫و آخرش دنیس گیمبال انتخاب بشه؟ 01:53.530 --> 01:55.240 ‫اون یه احمقه. هیچوقت رأی نمیاره. 01:55.323 --> 01:58.993 ‫بزنم به تخته، ولی انتخابات‌ها ‫ضد احمق نیستن، می‌دونی. 02:07.210 --> 02:08.211 ‫صبح به‌خیر. 02:09.045 --> 02:11.214 ‫امیدوارم شهردار جفری بتونه روی رأی شما حساب کنه 02:12.048 --> 02:16.386 ‫می‌دونم خیلی از شما جوون‌ها ‫از سیاست سرخورده شدید. 02:16.469 --> 02:18.388 ‫آره، منم همسن شما بودم همینطور بودم. 02:18.471 --> 02:23.476 ‫ولی شهردار جفری امید رو پیشنهاد میده ‫در حالی که گیمبال نفرت رو. 02:24.269 --> 02:26.354 ‫گیمبال می‌خواد "لندن رو..." 02:29.399 --> 02:30.400 ‫داری چی کار... 02:30.483 --> 02:31.860 ‫نکن. ن... 04:34.315 --> 04:36.192 [اسب‌های آرام] [فصل پنجم، قسمت اول] 05:24.615 --> 05:25.658 ‫هو! مواظب باش! 05:30.163 --> 05:31.622 ‫این چه کوفتیه؟ 05:31.706 --> 05:32.832 ‫- مگه ندیدی؟ ‫- چی رو؟ 05:32.915 --> 05:35.376 ‫- داشت بهت می‌زد. ‫- چی داری می‌گی؟ 05:37.879 --> 05:39.005 ‫هدفونم. 05:44.594 --> 05:47.138 ‫سرعتش رو زیاد کرد. ‫قطعاً داشت میومد سمت تو. 05:51.059 --> 05:52.352 ‫نمی‌تونن دور شده باشن. 05:55.104 --> 05:56.773 ‫فکر کردم داری دوربین‌ها رو چک می‌کنی؟ 05:56.856 --> 05:58.399 ‫لینک رو برات می‌فرستم. 05:58.483 --> 06:00.818 ‫یه هدفون جدید برام بخر، ‫و ماجرا رو تموم می‌کنیم. 06:00.902 --> 06:02.487 ‫نه، عمراً این کار رو نمی‌کنیم. 06:03.404 --> 06:07.784 ‫لباسم رو هم پاره کردی. ‫اونم به صورت‌حساب اضافه می‌کنم، وگرنه... 06:08.284 --> 06:09.369 ‫وگرنه چی؟ 06:10.161 --> 06:14.082 ‫وگرنه یه شکایت رسمی علیهت ‫برای ضرب و شتم تنظیم می‌کنم. 06:14.165 --> 06:17.668 ‫ضرب و شتم؟ من همین الان جونت رو نجات دادم، کله‌پوک 06:17.752 --> 06:20.338 ‫راستی، ‫فقط یه احمق 200 پوند برای یه لباس میده. 06:20.838 --> 06:22.924 ‫آره، خب، من با این تیپم کلی خاطرخواه پیدا می‌کنم 06:23.341 --> 06:26.260 ‫اینجوری به نظر میاد که برای دخترها لباس می‌خرم، ‫که اینطور نیست! 06:26.344 --> 06:28.054 ‫این دخترهان که برای من پول خرج می‌کنن! 06:28.930 --> 06:33.059 ‫شاهدان توصیف می‌کنند ‫که تیرانداز از یک شاتگان یا تفنگ استفاده کرده. 06:33.142 --> 06:35.103 ‫و اینکه او به طور تصادفی تیراندازی کرده 06:35.186 --> 06:36.521 ‫و بدون هیچ احساسی. 06:37.021 --> 06:40.733 ‫پلیس و سایر خدمات اورژانسی ‫در صحنه باقی مانده‌اند. 06:40.817 --> 06:43.486 ‫و ما، البته، ‫به روزرسانی داستان را ادامه خواهیم داد... 06:43.569 --> 06:45.363 ‫آره، در مورد ابتسفیلد می‌دونم. 06:45.947 --> 06:49.575 ‫این چه ربطی به تو داره؟ ‫یا هر کس دیگه‌ای تو "خانه لجن‌زار"؟ 06:50.201 --> 06:53.246 ‫یهویی اتفاق افتاد. ‫برای همین "پارک" داره دست و پا می‌زنه تا بهش برسه. 06:53.329 --> 06:55.915 ‫پس اون‌ها دارن تحقیقات پیشینه‌ای عمیق انجام میدن، 06:55.998 --> 06:58.543 ‫بررسی هویت، ‫همه اون کارهای مزخرف و حوصله‌سری که به ما میدی. 06:58.626 --> 07:00.920 ‫پس فکر نمی‌کنی ‫از کمک‌مون قدردانی کنن؟ 07:01.796 --> 07:03.965 ‫خب، یه حدس آگاهانه بزن. 07:04.048 --> 07:05.591 ‫بله. 07:05.675 --> 07:07.009 ‫گفتم آگاهانه. 07:07.093 --> 07:10.179 ‫این حدس تو 15 سالگی مدرسه رو ول کرده ‫تا تو کشتارگاه کار کنه. 07:10.763 --> 07:12.640 ‫اصلاً چرا برات مهمه؟ 07:12.723 --> 07:13.933 ‫روز آخرته، مگه نه؟ 07:14.851 --> 07:19.188 ‫چرا یه موشک کاغذی ‫یا یه توپ کشی درست نمی‌کنی؟ 07:19.272 --> 07:20.523 ‫یه کار مفید انجام بده. 07:20.606 --> 07:23.651 ‫...در این مرحله به نظر نمی‌رسد ‫مرتبط با تروریسم باشد. 07:23.734 --> 07:26.779 ‫اما انگیزه این حمله ‫تأیید نشده است. 07:29.157 --> 07:31.534 ‫خدایا، چرا اینجا رو ‫با دفتر من اشتباه گرفتی؟ 07:32.034 --> 07:33.661 ‫البته اونجا هم خوش نیومدی. 07:33.744 --> 07:35.496 ‫شرلی یه چیزی می‌خواد بهت بگه. 07:35.580 --> 07:38.416 ‫- خب، من به پیش‌غذا احتیاجی نداشتم. ‫- خب، ادامه بده پس. عجله کن. 07:38.499 --> 07:41.711 ‫تا بتونم بهت بگم گم‌شو ‫و صبحانه‌ام رو در آرامش تموم کنم. 07:41.794 --> 07:43.129 ‫یکی نزدیک بود هو رو زیر بگیره. 07:43.212 --> 07:44.755 ‫خوش به حالش. گم‌شو. 07:44.839 --> 07:47.049 ‫عمدی بود. ‫مستقیم اومد سمتش. 07:47.133 --> 07:50.094 ‫در حالی که دوست دارم به زیر گرفته شدن ‫اتفاقی هو فکر کنم، 07:50.178 --> 07:52.638 ‫این کار بقیه ما رو از ‫یه لحظه لذت محروم می‌کنه. 07:53.723 --> 07:56.017 ‫- کجا اتفاق افتاد؟ ‫- خیابون فن. 07:56.100 --> 07:58.102 ‫دوربین نداشت. به خودی خود مشکوکه. 07:58.686 --> 08:00.146 ‫چه نوع ماشینی؟ 08:00.229 --> 08:01.939 ‫ون فورد ترانزیت. سفید. 08:02.023 --> 08:06.819 ‫هیچ مشخصه شناسایی مثل، ‫نمی‌دونم... پلاک نداشت؟ 08:06.903 --> 08:10.239 ‫اونقدر مشغول نجات هو بودم که نتونستم ببینم. ‫وقتی به اطراف نگاه کردم رفته بود. 08:10.490 --> 08:13.868 ‫و چرا خود هو اینجا نیست ‫تا در این مورد شکایت کنه؟ 08:14.494 --> 08:15.703 ‫متوجه نشد. 08:17.330 --> 08:19.248 ‫آره، می‌تونم همچین چیزی رو تصور کنم. 08:19.749 --> 08:21.751 ‫ون ترانزیت سفید به سمت شرق. 08:21.834 --> 08:24.003 ‫مطمئناً باید ‫حداقل سعی کنیم ردیابیش کنیم؟ 08:24.795 --> 08:28.841 ‫خب، فرار از صحنه تصادف ‫هر کسی که بوده رو تبدیل به قاتل نمی‌کنه. 08:28.925 --> 08:32.386 ‫فکر کنم کسی از پنجره خم نشده ‫که داد بزنه، "دفعه بعد می‌گیرمت." 08:32.470 --> 08:34.472 ‫می‌خوای این موضوع رو جدی بگیری؟ 08:34.514 --> 08:36.057 ‫خب، خوشحالم که این رو ازم پرسیدی. نه. 08:36.098 --> 08:39.101 ‫می‌خوای این موضوع رو جدی بگیری؟ ‫برو پی کارت. 08:44.857 --> 08:46.275 ‫شرلی، وایسا. 08:46.359 --> 08:50.196 ‫چیزی که امروز می‌بینیم ‫تروره. خالص و ساده. 08:50.279 --> 08:56.202 ‫سیاست‌های این شهردار که در برابر جرم و جنایت کوتاه میاد ‫این شهر رو به یه منطقه جنگی تبدیل کرده. 09:01.999 --> 09:04.377 ‫اِما فلایت، رئیس امنیت اِم‌آی5. (فلایت به معنی پرواز) 09:04.460 --> 09:05.461 ‫فلایتی. 09:05.795 --> 09:09.465 ‫- ببخشید؟ ‫- فلایتی فلایت. از پلیس متروپولیتن به اِم‌آی5 پرید. 09:09.549 --> 09:12.510 ‫مسیرمون تو سرقت خیابون لنارد ‫به طور خلاصه به هم خورد. 09:13.010 --> 09:15.346 ‫آهان، بله. شروع کنیم؟ 09:15.429 --> 09:18.766 ‫که اینطور. حالا که یه مأمور باکلاس شدی ‫دیگه وقت گپ زدن نداری؟ 09:19.433 --> 09:21.852 ‫یازده نفر با یه سلاح اتوماتیک ‫کشته شدن. 09:21.936 --> 09:23.771 ‫پس، نه، وقت گپ زدن ندارم. 09:23.854 --> 09:25.815 ‫مخصوصاً نه با کسی که ‫یه بار یه پیام واتس‌اپ فرستاد 09:25.898 --> 09:28.734 ‫و مظنون‌ها رو به ترتیب جذابیت‌شون لیست کرده بود 09:31.821 --> 09:33.114 ‫بذار صحنه رو بهت نشون بدم. 09:37.034 --> 09:40.788 ‫حدود ساعت 9:07، ‫مظنون از آپارتمانش میاد بیرون، 09:40.871 --> 09:42.790 ‫به مرکز میدان میره 09:42.873 --> 09:46.002 ‫و بدون هشدار به سمت همه‌ ‫شلیک می‌کنه. 09:46.335 --> 09:48.462 ‫از اون پیرمردی که ‫پشت غرفه انتخابات بود شروع کرد. 09:51.632 --> 09:55.553 ‫چند دقیقه بعد، اسلحه رو به سمت خودش می‌گیره 09:56.512 --> 09:58.514 ‫هیچ‌کس با اون اسلحه شانسی نداشت. 09:58.598 --> 10:01.017 ‫خب، ما از باشگاه تیراندازی محلی ‫استعلام کردیم، پس... 10:01.100 --> 10:03.686 ‫اون نوع اسلحه برای ‫باشگاه‌های تیراندازی مجوز نداره. 10:03.769 --> 10:05.396 ‫در مورد تیرانداز چی می‌دونیم؟ 10:11.819 --> 10:14.238 [روحیه‌ی راسخ، دنیس گیمبال] 10:14.280 --> 10:15.781 ‫طرفدار دنیس گیمباله. 10:16.616 --> 10:19.410 ‫تاحالا نظرات افراطی در مورد ‫نژاد یا مهاجرت ابراز کرده؟ 10:19.493 --> 10:21.203 ‫تا الان چیزی پیدا نشده. 10:21.287 --> 10:23.497 ‫به گفته محلی‌ها، ‫اون با هیچ‌کس حرف نمی‌زد. 10:24.081 --> 10:25.916 ‫باید سابقه آنلاینش رو چک کنم. 10:26.417 --> 10:28.085 ‫ببینم هیچ وابستگی‌ای داره یا نه. 10:29.003 --> 10:30.504 ‫باید به "پارک" اطلاع بدم. 10:31.172 --> 10:32.214 ‫چی رو؟ 10:32.298 --> 10:34.175 ‫خب، تیرانداز طرفدار گیمبال بوده، 10:34.258 --> 10:36.510 ‫و اولین قربانیش داشته برای ‫شهردار بروشور پخش می‌کرده. 10:37.219 --> 10:39.889 ‫مطبوعات و سیاستمدارها ‫با این قضیه حسابی جولان میدن. 10:40.848 --> 10:42.892 ‫شهر همین الانش هم رو لبه تیغه. 10:55.738 --> 10:57.198 ‫لعنتی. 11:04.622 --> 11:06.332 ‫دیر کردی ‫چون داشتی یکی رو می‌پیچوندی؟ 11:07.124 --> 11:08.125 ‫ای کاش. 11:08.209 --> 11:11.087 ‫نه، کاترین پیام داد که برای ‫این مهمونی یه چیزهایی بخرم. 11:11.170 --> 11:14.256 ‫امروز صبح یکی سعی کرد هو رو از سر راه برداره. ‫مستقیم اومد سمتش. 11:15.758 --> 11:18.678 ‫چی؟ واقعاً؟ کی؟ چطوری؟ 11:18.761 --> 11:19.970 ‫نه، اینطور نبود! 11:20.054 --> 11:23.140 ‫اون دنبال بهونه بود که مزاحمم بشه. 11:24.433 --> 11:26.227 ‫باشه. این اتفاق افتاد یا نه؟ 11:26.310 --> 11:27.478 ‫نزدیک بود زیر گرفته بشه. 11:31.315 --> 11:32.900 ‫می‌شه فقط یه‌کم از این‌ها رو بگیری؟ 11:35.111 --> 11:36.445 ‫فکر می‌کنی دارم از خودم در میارم؟ 11:37.029 --> 11:41.325 ‫نه. باور می‌کنم که نزدیک بوده با ماشین بهش بزنن ‫مثل خیلی از آدم‌هایی که از خیابون رد می‌شن. 11:41.867 --> 11:44.161 ‫چرا همه دارن اینقدر ‫در موردش عوضی بازی در میارن؟ 11:44.245 --> 11:46.163 ‫عوضی بازی در نمیارم. ‫فقط می‌خوام وقتم رو صرف... 11:46.247 --> 11:47.748 ‫چیزهایی کنم که واقعاً مهمن. 11:49.250 --> 11:52.002 ‫یه ون نزدیک بود بهش بزنه. ‫من هولش دادم کنار. 11:52.086 --> 11:53.087 ‫باشه. 11:54.171 --> 11:55.381 ‫این دو تا چیزه، درسته؟ 11:56.966 --> 12:00.636 ‫راننده‌های عصبانی لندن، و رادی ‫یه راه رفتن خیلی رو اعصاب داره. 12:00.720 --> 12:01.929 ‫برو بابا. 12:02.888 --> 12:04.598 ‫این بی‌مورد بود. 12:05.725 --> 12:07.101 ‫مشکل اون چیه؟ 12:07.184 --> 12:08.477 ‫نه، منظورم تو بودی. 12:09.270 --> 12:10.813 ‫- من؟ ‫- بله. 12:11.397 --> 12:12.398 ‫اون قانع شده. 12:12.481 --> 12:15.067 ‫و اگه کسی یکی از ما رو هدف قرار بده، ‫یعنی همه‌مون در خطریم. 12:15.609 --> 12:16.610 ‫احتمالاً. 12:17.153 --> 12:20.573 ‫آره، خب، اون دقیقاً بهترین ‫شاهد عینی دنیا در حال حاضر نیست، هست؟ 12:20.656 --> 12:23.117 ‫هنوزم صدات رو می‌شنوم، احمق عوضی! 12:24.326 --> 12:27.621 ‫یه‌کم رحم داشته باش. ‫اون هنوز داره با مرگ مارکوس کنار میاد. 12:27.705 --> 12:29.707 ‫آره، خب، همه‌مون داریم با چیزهایی کنار میایم، ‫مگه نه؟ 12:30.291 --> 12:32.126 ‫بعضی‌هامون بهتر از بقیه. 12:40.760 --> 12:42.428 ‫فکر می‌کنی به هو حمله شده؟ 12:42.970 --> 12:45.139 ‫نمی‌دونم. برام هم مهم نیست. 12:47.558 --> 12:49.935 ‫چرا داشتی خرید می‌کردی؟ ‫فکر کردم تو یه عملیاتی. 12:50.436 --> 12:51.437 ‫نه. 12:51.979 --> 12:55.357 ‫نه، داشتم برای ‫مهمونی تو وسایل می‌خریدم. 12:55.441 --> 12:57.568 ‫وای خدای من، من مهمونی نمی‌خوام. 12:57.568 --> 12:58.944 ‫فقط می‌خوام یواشکی از اینجا برم. 12:58.986 --> 13:01.363 ‫نه. یه استراحت برای سلامت روان ‫در واقع خیلی شجاعانه‌ست، 13:01.447 --> 13:02.448 ‫پس باید جشن بگیریم. 13:06.494 --> 13:07.495 ‫یا خدا. 13:08.245 --> 13:09.246 ‫چی؟ 13:09.246 --> 13:11.373 ‫پدربزرگم امروز صبح ‫داشت یه داستانی برام تعریف می‌کرد، 13:11.415 --> 13:14.752 ‫و من فکر کردم فقط چون ‫قبلاً برام تعریف کرده می‌شناسمش، یا یه چیزی، 13:14.835 --> 13:19.340 ‫ولی در واقع به خاطر اینه که ‫داستان فیلم "جایی که عقاب‌ها جرأت می‌کنند"ـه. 13:20.549 --> 13:21.926 ‫- اوه، نه. ‫- آره. 13:22.468 --> 13:23.886 ‫پس حالش زیاد خوب نیست؟ 13:23.969 --> 13:24.970 ‫نه. 13:25.471 --> 13:28.808 ‫خب، در واقع خیلی خوب ‫به خونه عادت کرده. 13:29.517 --> 13:32.603 ‫ولی این به خاطر اینه که چیز زیادی ‫از زندگی قبلش یادش نمیاد. 13:34.647 --> 13:38.609 ‫قبلاً همه این داستان‌های ‫درخشان جنگ سرد رو برام تعریف می‌کرد. 13:38.692 --> 13:40.152 ‫می‌دونی، با جزئیات و... 13:41.278 --> 13:44.281 ‫حالا وقتی فکر می‌کنم دارم چیزی ‫ازش می‌شنوم، یه فیلم قدیمیه. 13:46.367 --> 13:48.160 ‫- راستی من رو قضاوت نکن. ‫- هوم-هوم. 13:48.244 --> 13:49.411 ‫- همین الانشم از خودم متنفرم... ‫- نمی‌کنم. 13:49.495 --> 13:50.579 ‫...که این حس رو دارم. 13:53.707 --> 13:56.544 ‫خب، دلم برای این کل‌کل‌های ‫باحال اداری تنگ می‌شه. 13:58.754 --> 14:00.130 ‫فلایت هنوز تو صحنه‌ست. 14:00.214 --> 14:03.342 ‫داریم سابقه آنلاینش رو بر اساس ‫چیزی که فرستاده بررسی می‌کنیم. 14:03.425 --> 14:06.220 ‫الان یه پروفایل کامل نیاز داریم. ‫جاهای خالی زیادی هست. 14:06.804 --> 14:10.766 ‫باید بدونم چطور از زیر رادار در رفته. ‫نمی‌تونیم بذاریم یکی دیگه از دستمون در بره. 14:13.519 --> 14:16.021 ‫همین الان تلفنم رو با یه وزیر کشور ‫خیلی ناراضی قطع کردم. 14:16.105 --> 14:17.189 ‫خب، بله. 14:17.898 --> 14:20.150 ‫- یازده کشته. ‫- باید خودمون رو جمع و جور کنیم. 14:20.234 --> 14:21.819 ‫کاری که بعداً می‌کنیم مهمه. 14:21.902 --> 14:23.988 ‫و با توجه به وابستگی سیاسی ‫تیرانداز، 14:24.071 --> 14:26.323 ‫نامزد شهرداری باید ‫حضورهای عمومیش رو محدود کنه. 14:26.407 --> 14:27.408 ‫جالبه که این رو می‌گی. 14:27.491 --> 14:29.577 ‫اتفاقاً می‌خوام اون اطلاعات ‫رو شخصاً منتقل کنم. 14:29.577 --> 14:31.704 ‫همین الان دارم میرم تا ‫گیمبال و جفری رو ببینم. 14:31.745 --> 14:33.247 ‫ایده‌ی خوبیه؟ 14:33.330 --> 14:35.958 ‫نه، ایده‌ی افتضاحیه، ‫برای همین دارم انجامش میدم. 14:37.001 --> 14:39.545 ‫وقتی گیمبال از طریق مطبوعات از ارتباطش ‫با تیرانداز باخبر بشه، 14:39.628 --> 14:41.630 ‫کاملاً میره تو فاز تئوری توطئه. 14:41.714 --> 14:43.048 ‫می‌گه یه عملیات دروغینه. 14:43.132 --> 14:45.968 ‫پس باید این رو از من بشنوه. ‫رک و پوست‌کنده، دیگه بازی بسه. 14:46.468 --> 14:49.263 ‫فکر کنم همه‌مون به اندازه کافی ‫از آشوب‌گری‌هاش خسته شدیم. 14:49.346 --> 14:52.600 ‫فکر کنم شاید باید قبول کنی ‫که اون در هر صورت این کار رو می‌کنه. 14:53.893 --> 14:55.102 ‫تا وقتی من هستم، نمی‌کنه. 15:07.531 --> 15:12.536 [مناظره‌ی شهرداری، لندن] 15:13.579 --> 15:14.580 ‫ممنونم. 15:19.960 --> 15:22.129 ‫بعدش تریبون رو برای ‫سوالات باز می‌کنم. 15:22.212 --> 15:24.506 ‫از یه مخاطب شدیداً پایتخت‌نشین. 15:24.590 --> 15:28.093 ‫نه، داریم مطمئن می‌شیم که یک سوم ‫مخاطبین قصد دارن به شما رأی بدن، 15:28.177 --> 15:30.429 ‫یک سوم به آقای جفری ‫و یک سوم مردد هستن. 15:30.512 --> 15:31.680 ‫ببخشید. 15:32.473 --> 15:34.308 ‫متأسفانه باید ازتون بخوام ‫که اتاق رو ترک کنید. 15:34.391 --> 15:36.101 ‫باید با نامزدها تنها صحبت کنم. 15:37.269 --> 15:38.687 ‫کلود، خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت. 15:39.271 --> 15:40.940 ‫خوشحالم می‌بینمت، ظفر. 15:41.023 --> 15:43.692 ‫و می‌گن چیزی به اسم ‫"حلقه قدرت" وجود نداره. 15:43.776 --> 15:46.487 ‫فکر کنم شما دوتا با هم گلف بازی می‌کنید؟ 15:46.570 --> 15:49.156 ‫- نه، در واقع، ما با هم نمایش موریس انجام می‌دیم. ‫- چه جالب. 15:50.199 --> 15:51.825 ‫این یه شوخیه... 15:52.409 --> 15:54.745 ‫می‌دونم در مورد اتفاقات وحشتناک ‫در ابتسفیلد شنیدید. 15:54.828 --> 15:55.913 ‫وحشتناک بود. 15:56.622 --> 15:59.291 ‫لندن با قربانیان نفرت ‫ابراز همبستگی می‌کنه. 16:00.000 --> 16:03.796 ‫ببخشید، ولی چرا اینجوری حرف می‌زنید؟ ‫اینجا دوربینی نیست. 16:03.879 --> 16:05.631 ‫یازده نفر مُردن، دنیس. 16:05.714 --> 16:07.716 ‫بله، چون تو نمی‌تونی ‫جلوی جرم و جنایت رو بگیری. 16:07.800 --> 16:09.093 ‫آقایان. 16:09.176 --> 16:12.513 ‫حضور پلیس در تمام تجمعات عمومی ‫افزایش پیدا می‌کنه 16:12.596 --> 16:13.889 ‫از امروز به بعد. 16:13.973 --> 16:15.849 ‫شامل مناظره شهرداری فردا هم می‌شه. 16:15.933 --> 16:19.395 ‫باید نیروی کمکی بیارید. ‫تیمتون رو گسترش بدید. 16:19.478 --> 16:21.188 ‫چرا باید تیمم رو گسترش بدم؟ 16:22.564 --> 16:25.317 ‫خب، شکی ندارم که ‫می‌تونید از پس خودتون بر بیاید، مشخصاً. 16:25.401 --> 16:28.237 ‫فقط نامزد شما ‫به حفاظت 360 درجه نیاز داره. 16:28.320 --> 16:29.738 ‫تایسون رئیس ستاد منه. 16:29.822 --> 16:33.867 ‫- اون چی شماست؟ ببخشید؟ ‫- تایسون بومن رئیس ستاد منه. 16:35.869 --> 16:38.205 ‫- فکر کردید من محافظشم؟ ‫- ببخشید، دیر کردم. 16:38.288 --> 16:43.002 ‫باید به ویراستارم یاد می‌دادم ‫که "دورگه" کلمه نژادپرستانه‌ای نیست. 16:43.502 --> 16:46.338 ‫دیم ویلن. سلام. 16:46.422 --> 16:48.549 ‫متأسفم. ‫این یه جلسه توجیهی اطلاعاتیه. 16:48.632 --> 16:50.300 ‫داری هوش من رو زیر سوال می‌بری؟ 16:50.384 --> 16:53.137 ‫دودی نه تنها همسر منه، ‫بلکه مدیر کارزارم هم هست. 16:53.220 --> 16:55.848 ‫و اون یه روزنامه‌نگاره ‫که برای یه روزنامه ملی کار می‌کنه. 16:56.682 --> 16:58.892 ‫از چیزی که در موردت نوشتم خوشت نیومد. 16:58.976 --> 17:00.853 ‫من ستون تو رو نمی‌خونم. 17:00.936 --> 17:04.773 ‫ولی بهم گفتن که می‌خواستی ‫من استعفا بدم؟ 17:05.232 --> 17:09.778 ‫به خاطر تلاشم برای استخدام ‫مأمورهای رنگین‌پوست بیشتر در سرویس؟ 17:09.862 --> 17:12.823 ‫گفتی دنبال چی‌ام؟ ‫"جیمز بانداژ". 17:16.160 --> 17:17.327 ‫باید بری. الان. 17:18.829 --> 17:19.830 ‫ببخشید. 17:20.372 --> 17:21.373 ‫جزو پروتکله. 17:29.256 --> 17:30.716 ‫نچ نچ نچ. 17:31.467 --> 17:32.676 ‫نباید این کار رو می‌کردی. 17:38.015 --> 17:40.392 ‫به نظر میاد تیرانداز ‫طرفدار شما بوده. 17:41.518 --> 17:42.561 ‫به نظر میاد؟ 17:43.145 --> 17:44.480 ‫کتاب‌های شما رو داشته. 17:44.563 --> 17:48.025 ‫آدم‌های زیادی ‫کتاب‌های من رو می‌خرن. کارهام پرفروشه. 17:48.108 --> 17:49.943 ‫شامل روزنامه‌نگارهای چپ‌گرا 17:50.027 --> 17:52.571 ‫که از درآوردن نقل‌قول‌های من ‫از متن لذت می‌برن. 17:52.654 --> 17:55.783 ‫اون یه عکس از شما دوتا ‫با هم روی یخچالش هم داشته. 17:55.866 --> 17:58.452 ‫و اولین هدفش داشته برای ‫شهردار بروشور پخش می‌کرده. 17:58.535 --> 18:01.830 ‫دارم ازت می‌خوام که لفاظی‌هات رو ‫متناسب با حقایق تعدیل کنی. 18:01.914 --> 18:03.874 ‫یه کلمه‌اش رو هم باور نمی‌کنم. 18:03.957 --> 18:05.959 ‫این فقط یه پاپوش لعنتیه. 18:22.601 --> 18:24.603 ‫برو پی کارت، سرم شلوغه. 18:24.686 --> 18:26.188 ‫من اسلحه مارکوس رو می‌خوام. 18:28.023 --> 18:31.568 ‫دوربین مداربسته از کار افتاده بود و ‫دوربین نتونست ماشین رو بگیره 18:32.361 --> 18:33.779 ‫و هو چی می‌گه؟ 18:34.947 --> 18:36.490 ‫می‌خوای نظر اون رو به من ترجیح بدی؟ 18:36.573 --> 18:41.411 ‫نه، مشتاقم نظرات مختلف رو بررسی کنم ‫و بعد قضاوت خودم رو بکنم. 18:41.787 --> 18:44.748 ‫اون می‌گه پوشش دوربین‌ها ‫در سراسر شهر تکه تکه‌ست، 18:44.832 --> 18:48.252 ‫و هیچ چیز مشکوکی نیست، ‫ولی اون به گیمبال هم رأی میده. 18:48.961 --> 18:53.340 ‫دقیقاً از من می‌خوای اینجا چی کار کنم؟ 18:53.423 --> 18:56.426 ‫اگه یه سوءقصد بوده، ‫دوباره تلاش می‌کنن. 18:56.510 --> 18:59.471 ‫ممکنه هر لحظه دوباره در رو بشکونن. ‫من اسلحه رو می‌خوام. 18:59.555 --> 19:02.141 ‫خیلی راحت غیبش زد، یادت میاد؟ 19:02.224 --> 19:05.185 ‫تا مجبور نشم 15 تا فرم لعنتی ‫پر کنم 19:05.269 --> 19:10.065 ‫و توضیح بدم چرا گذاشتی کو ‫یه زندانی رو اینجا کنار رادیاتور اعدام کنه. 19:10.149 --> 19:11.984 ‫درسته. ولی هنوزم داریش، نه؟ 19:14.403 --> 19:15.946 ‫یادم نمیاد کجا گذاشتمش. 19:17.656 --> 19:19.241 ‫پس می‌تونم مال تو رو داشته باشم؟ 19:20.200 --> 19:21.201 ‫آره، چرا که نه؟ 19:21.285 --> 19:23.912 ‫کشو سوم پایینه. راحت باش. 19:26.373 --> 19:29.042 ‫- داری شوخی می‌کنی، نه؟ ‫- آره، البته که دارم شوخی می‌کنم. 19:29.126 --> 19:31.086 ‫من همه اون مزخرفات مدیریتی رو نخوندم، 19:31.170 --> 19:35.174 ‫ولی تقریباً مطمئنم اجازه ندارم ‫کارمندهام رو فقط چون حوصله‌شون سر رفته مسلح کنم. 19:35.257 --> 19:37.134 ‫حوصله‌ام سر نرفته. 19:37.217 --> 19:38.927 ‫نرفته؟ 19:39.011 --> 19:42.181 ‫این شبیه انتقاد از ‫سبک رهبری منه. 19:42.264 --> 19:44.641 ‫وقتی اون عوضی دیوونه‌ی فرانسوی ‫به اینجا حمله کرد، 19:44.725 --> 19:46.977 ‫داشتیم با یه کتری لعنتی ‫باهاش می‌جنگیدیم. 19:47.060 --> 19:48.812 ‫اگه دوباره بهمون حمله بشه چی؟ 19:48.896 --> 19:50.898 ‫کتری عوض شد، مگه نه؟ 19:59.573 --> 20:00.824 ‫باز یا بسته؟ 20:02.034 --> 20:03.285 ‫برو پی کارت. 20:07.539 --> 20:10.334 ‫- دوون. ‫- ترو تو یه انجمن اینترنتی آدم‌های تنها می‌پلکید. 20:10.417 --> 20:12.711 ‫الان دارم بررسیش می‌کنم. ‫لینک‌ها رو برات می‌فرستم. 20:12.753 --> 20:14.379 ‫بهت می‌گم کی دیگه ‫احتمالاً تو اون انجمنه، 20:14.421 --> 20:16.924 ‫یارو مسئول صحنه جرم، ‫فیلِ خوش‌مشرب. 20:18.050 --> 20:19.635 ‫چطور هنوز تو نیروی پلیسه؟ 20:19.718 --> 20:22.512 ‫اون بیشتر از اینکه تو خیابون باشه ‫در تعلیق بوده. 20:23.222 --> 20:26.683 ‫- باعث می‌شه خوشحال باشم که رفتم. ‫- منم همینطور. 20:28.852 --> 20:30.312 [پیام از دوون ولز] 20:35.984 --> 20:36.985 ‫وایسا. 20:40.948 --> 20:42.282 ‫هی. 20:42.950 --> 20:45.202 ‫کسی دیده که اون ‫واقعاً به خودش شلیک کنه؟ 20:45.285 --> 20:47.412 ‫خب، تا اون موقع همه داشتن ‫قایم می‌شدن یا فرار می‌کردن. 20:47.496 --> 20:48.664 ‫پس، نه. 20:48.747 --> 20:51.291 ‫اون تنها دیوونه‌ای بود که اسلحه داشت. ‫پرونده بسته‌ست. 20:51.375 --> 20:53.543 ‫من تصمیم می‌گیرم کی پرونده بسته‌ست. 20:54.628 --> 20:57.589 ‫ببین، اگه این به خاطر ‫رفتار قبلی منه، 20:57.673 --> 21:01.051 ‫باید بدونی که من الان خودم رو ‫یه جورایی طرفدار حقوق زنان می‌دونم. 21:01.134 --> 21:03.512 ‫عجب! نصف کله‌اش نیست! 21:04.263 --> 21:06.598 ‫- اون به خودش شلیک نکرده. ‫- خب، مطمئناً اینطور به نظر میاد! 21:06.682 --> 21:09.768 ‫از یه فاصله دور و ‫از یه ارتفاع بهش شلیک شده. 21:11.603 --> 21:13.105 ‫بیا یه نگاهی به اون بالا بندازیم. 21:46.513 --> 21:49.808 ‫شاید تروریسم نباشه، ‫ولی چیزی بیشتر از یه قتل عامه. 21:52.102 --> 21:53.520 ‫اون خودکشی نکرده. 21:54.438 --> 21:55.856 ‫اون کشته شده. 22:23.884 --> 22:25.135 ‫نصیحت من... 22:26.928 --> 22:28.138 ‫همونیه که به اون کردم. 22:30.182 --> 22:31.767 ‫یه کار دیگه برای انجام دادن پیدا کن. 22:32.476 --> 22:34.519 ‫به خاطر سلامت روان خودم. 22:35.645 --> 22:37.064 ‫این خیلی افسرده‌کننده‌ست. 22:37.147 --> 22:40.609 ‫آره. خب، حالا که اون رفته ‫اوضاع فقط می‌تونه بهتر بشه. 22:41.526 --> 22:43.695 ‫زود باشید، همه، مهمونی داره شروع می‌شه! 22:43.779 --> 22:45.489 ‫چقدر باید بمونم؟ 22:45.572 --> 22:47.407 ‫وای، بی‌خیال. ‫نمی‌تونی اولین نفر باشی که میره. 22:48.367 --> 22:49.493 ‫اگه الان برم چی؟ 22:49.576 --> 22:53.163 ‫نه، نه، نه، نه. ببین چی کار کردم. ‫بساط رو ببین. یه ضیافته. 22:56.208 --> 22:59.878 ‫یکی یه دستگاه شوک برام بیاره ‫چون این مهمونی از قبل مُرده. 23:01.963 --> 23:04.966 ‫- اون کلمه یعنی مُرده در بدو ورود. ‫- آره، فهمیدیم. برو پی کارت. 23:05.050 --> 23:07.594 ‫آره. و اگه از قبل مُرده باشه ‫به شوک احتیاجی نداری. 23:07.677 --> 23:09.262 ‫پس، چیزی که باید می‌گفتی این بود، 23:09.346 --> 23:12.766 ‫"یکی یه دستگاه شوک برام بیاره ‫چون قلب این مهمونی از کار افتاده." 23:13.392 --> 23:14.643 ‫چرا داری کمکش می‌کنی؟ 23:14.726 --> 23:16.978 ‫نمی‌دونم. اون فقط... ‫اون همیشه به کمک نیاز داره. 23:17.062 --> 23:19.439 ‫ببخشید. کس دیگه‌ای چای می‌خواد؟ 23:19.523 --> 23:22.859 ‫نه، باید زودتر می‌پرسیدم، ولی ‫فکر کردم یه نوشیدنی قوی‌تر می‌خواید. 23:22.943 --> 23:25.112 ‫مهمونی چای. چه باحال. 23:25.737 --> 23:27.864 ‫- پیداشون کردم. ‫- چی رو پیدا کردی؟ 23:28.448 --> 23:30.283 ‫دیده‌بان، راننده، کل واحد. 23:30.784 --> 23:31.785 ‫چه دیده‌بانی؟ 23:31.868 --> 23:33.703 ‫وسیله نقلیه دور پیچ می‌پیچه، 23:33.787 --> 23:37.416 ‫دکه روزنامه‌فروشی یه دوربین داره که به سمت ‫دره و پیاده‌رو رو پوشش میده. 23:37.499 --> 23:39.376 ‫یه تیکه از... یه تیکه از جاده اینجاست. 23:41.670 --> 23:43.672 ‫به پاهاش نگاه کن. پوتین نظامی. 23:45.924 --> 23:47.342 ‫منم پوتین نظامی پوشیدم. 23:47.926 --> 23:49.719 ‫خب، کفش‌های تو هم خیلی نظامی‌طورن. 23:50.762 --> 23:52.180 ‫این‌ها "رد وینگز"ان. نگاه کن. 23:52.848 --> 23:55.392 ‫اون سوار همون وسیله نقلیه‌ای می‌شه ‫که اومده بود سراغ هو. 23:55.475 --> 23:57.185 ‫از کجا می‌دونی همون وسیله نقلیه‌ست؟ 23:57.269 --> 23:58.270 ‫سفیده. 23:58.353 --> 24:01.356 ‫ولی زوم کن، دو تا یاروی دیگه هم هستن ‫که پوتین نظامی پوشیدن. 24:01.356 --> 24:03.692 ‫یاروئی که سوار می‌شه ‫یه دیده‌بان بوده که هو رو زیر نظر داشته. 24:03.733 --> 24:05.235 ‫باشه. خب که چی؟ 24:06.319 --> 24:07.737 ‫خب، یه جوخه‌ی تروره. 24:10.323 --> 24:12.659 ‫چون چند نفر ‫تو پشت یه ون هستن 24:12.742 --> 24:15.912 ‫که شاید به سمت رادی رونده باشن ‫و شاید پوتین نظامی پوشیده باشن. 24:22.335 --> 24:24.296 ‫می‌دونی چیه؟ گندش بزنن. 24:24.379 --> 24:26.590 ‫ببخشید که سعی دارم ‫شماها رو زنده نگه دارم. 24:26.882 --> 24:30.177 ‫داری سعی می‌کنی ما رو زنده نگه داری، یا ‫فقط داری سعی می‌کنی مارکوس رو برگردونی؟ 24:34.598 --> 24:35.807 ‫ببخشید. بب... 24:36.892 --> 24:38.477 ‫ببخشید. ببخشید... 24:40.228 --> 24:41.229 ‫ببخشید. 24:41.938 --> 24:43.064 ‫لعنتی. 24:44.774 --> 24:47.444 ‫من عاشق مهمونی با جو شادم. 24:47.527 --> 24:49.529 ‫مهمونی تمومه، باشه؟ 24:49.613 --> 24:51.490 ‫بیا. این برای توئه. 24:51.573 --> 24:52.824 ‫ممنونم. 24:52.908 --> 24:55.160 ‫- لطفاً زود برگرد. ‫- ممنونم. 24:55.243 --> 24:57.871 ‫این به دردم می‌خوره. باید جایی باشم 24:58.371 --> 25:00.332 ‫مجمع عمومی سالیانه‌ی انجمن آدم‌های علاف بریتانیا؟ 25:00.415 --> 25:02.250 ‫چنین انجمنی وجود نداره. 25:06.338 --> 25:07.339 ‫کافه؟ 25:07.422 --> 25:08.423 ‫نه، ممنون. 25:10.800 --> 25:12.093 ‫لعنتی. 25:21.478 --> 25:23.939 ‫ببین، شاید شرلی یه چیزی فهمیده باشه. 25:24.022 --> 25:25.857 ‫اون چندتا پوتین تو دوربین دیده. 25:27.275 --> 25:29.778 ‫باورم نمی‌شه همین الان این رو ‫با صدای بلند گفتی. 25:29.861 --> 25:30.862 ‫پروتکل حکم می‌کنه 25:30.946 --> 25:33.949 ‫که پس از دریافت اطلاعات ‫از یه تهدید معتبر علیه یه مأمور، 25:34.032 --> 25:37.953 ‫گزارشی از همان باید فوراً به ‫رئیس عملیات ایستگاه محلی داده بشه. 25:38.036 --> 25:40.539 ‫ایستگاه محلی ما کجاست؟ یادم می‌ندازی؟ 25:41.289 --> 25:42.290 ‫ریجنتز پارک. 25:42.374 --> 25:45.210 ‫ریجنتز پارک. ‫پس، قانون دائمی سرویس شماره... 25:46.211 --> 25:48.547 ‫- هر چی که هست... ‫- بیست و هفت، در پرانتز، سه. 25:48.630 --> 25:51.424 ‫ایجاب می‌کنه که یه گزارش کامل ‫از اتفاقات امروز صبح 25:51.508 --> 25:53.552 ‫به خانم دی تاورنر داده بشه، 25:53.635 --> 25:56.263 ‫که بدون شک کلود ویلن رو هم در جریان می‌ذاره 25:57.305 --> 26:00.433 ‫خوشبختانه قانون شماره یک لندن، 26:00.517 --> 26:03.853 ‫نسبت به قانون پابرجای شماره 27(3) سازمان ...تو ارجحیتـه که میگه 26:04.854 --> 26:07.065 ‫- هوای خودت رو داشته باش. ‫- دقیقاً. 26:07.857 --> 26:08.984 ‫پس... 26:09.067 --> 26:11.570 ‫چون نمی‌خوای "پارک" درگیر بشه، ‫هیچ کاری نمی‌کنیم؟ 26:11.653 --> 26:14.656 ‫خب، من شخصاً قصد ندارم کار زیادی بکنم. 26:14.739 --> 26:16.950 ‫ولی شک دارم گروه کوچیک ‫به دردنخورهای ما 26:17.033 --> 26:19.661 ‫فرصت راه انداختن ‫عملیات خصوصی خودشون رو از دست بدن. 26:21.079 --> 26:23.331 ‫خانم قاصدک همین الانشم ازم اسلحه خواسته. 26:23.415 --> 26:25.208 ‫موافقت نکردی؟ 26:26.334 --> 26:28.378 ‫خب، نه. ولی وسوسه شدم. 26:28.461 --> 26:32.632 ‫تصور کن مسلح بره ‫جلسات استرس پس از سانحه‌اش 26:32.716 --> 26:36.261 ‫و بقیه روانی‌های دیگه رو بترسونه. 26:36.344 --> 26:41.558 ‫پس، با وجود مشکلاتش باورش داری، ‫و می‌ذاری فکر کنه باورش نداری. 26:47.689 --> 26:50.066 ‫قرار بود این‌ رو ترک کنی. 26:50.150 --> 26:51.192 ‫داره تو رو می‌کُشه. 26:52.569 --> 26:54.112 ‫برای همینه که می‌کِشمش. 26:56.740 --> 27:00.869 ‫دکتر گفت باید ترک کنی. ‫تا خاموشش نکنی نمیرم. 27:12.839 --> 27:15.592 ‫تیرانداز راب ترو بوده. ‫مرد سفیدپوست 28 ساله. 27:16.259 --> 27:18.345 ‫بدون سابقه کیفری. ‫جدا از خانواده‌اش. 27:18.428 --> 27:20.472 ‫بدون ارتباط اجتماعی قابل ذکر. 27:20.555 --> 27:22.265 ‫محلی‌ها اون رو منزوی و سرد می‌دونستن 27:22.349 --> 27:25.018 ‫ولی هیچی نشون نمیده ‫که قادر به قتل‌های متعدد بوده. 27:25.602 --> 27:30.315 ‫اون با یه تفنگ تهاجمی ال16اس ‫شروع به تیراندازی کرده، و 11 نفر رو کشته. 27:31.066 --> 27:32.275 ‫دوباره سوابقش رو چک کنید. 27:32.359 --> 27:35.278 ‫باید تو دنیای زیرزمینی یا ‫نظامیان سابق ارتباطاتی داشته باشه 27:35.362 --> 27:37.197 ‫تا بتونه به یه سلاح ‫مثل اون دست پیدا کنه. 27:37.280 --> 27:38.323 ‫و پول. 27:38.823 --> 27:40.116 ‫یکی بهش پول داده، خانم. 27:40.950 --> 27:43.703 ‫- بهش داده؟ ‫- اون در "نادیده" فعال بوده. 27:43.787 --> 27:46.539 ‫یه وب‌سایت برای مردهای ناراضیه. 27:46.623 --> 27:49.459 ‫احساس می‌کرد توسط زن‌ها طرد شده، ‫توسط جامعه نادیده گرفته شده، 27:49.542 --> 27:52.128 ‫و هویت بریتانیاییش ‫داره از بین میره. 27:52.212 --> 27:54.464 ‫می‌خواست آدم‌های اطرافش ‫دردی که اون حس می‌کرد رو حس کنن. 27:54.547 --> 27:57.008 ‫توسط یه کاربر دیگه تحریک شده. 27:57.092 --> 27:59.302 ‫پروفایلش پاک شده، ‫هیچ راهی برای ردیابیش نیست. 28:00.011 --> 28:03.932 ‫تنها چیزی که داریم مکالمات ‫از طرف ترو هست. 28:04.015 --> 28:07.268 ‫آخرین پیام ترو به اون ساعت 21:05 بوده. 28:07.769 --> 28:12.107 ‫"صبح بسته رو برمی‌دارم. ‫فردا، دیده و شنیده می‌شم." 28:12.941 --> 28:17.612 ‫پس، می‌گی اون برای قتل آماده شده ‫و بعد یه سلاح بهش داده شده؟ 28:17.696 --> 28:19.781 ‫بله. همون شخص هم اون رو به قتل رسونده 28:20.990 --> 28:24.119 ‫کسی که اونقدر باهوش باشه ‫که این مرد رو بکشه و... غیب بشه 28:24.202 --> 28:27.163 ‫اونقدر شلخته نیست ‫که یه پوکه جا بذاره. 28:27.247 --> 28:31.084 ‫فکر کنم عمداً جا گذاشته. ‫حس می‌کردم قرار داده شده. دارن مسخره‌مون می‌کنن. 28:31.960 --> 28:35.088 ‫اسم کاربری از تو انجمن‌ها ‫"تک‌تیرانداز762" هست. 28:35.171 --> 28:38.049 ‫و اون توسط یه تک‌تیرانداز ‫با یه پوکه 7.62 کشته شده. 29:21.885 --> 29:25.221 ‫- اینجا چی کار می‌کنی؟ ‫- فکر کردم شاید به نیروی کمکی احتیاج داشته باشی. 29:25.305 --> 29:27.807 ‫من می‌دونم چی دیدم. ‫قطعاً یه سوءقصد بود. 29:28.725 --> 29:30.143 ‫اون چی کار می‌کنه؟ 29:30.226 --> 29:33.438 ‫احتمالاً داره پوکمون جمع می‌کنه ‫یا یه جور چرندیات دیگه. 29:34.022 --> 29:35.982 ‫اگه برای مراقب بودن از اون ‫پیشنهاد کمک میدی، باشه. 29:36.065 --> 29:38.943 ‫ولی اگه کمک در مورد هر چیز دیگه‌ایه، ‫برو گم‌شو. من حالم خوبه. 29:39.444 --> 29:40.445 ‫اگه تو می‌گی باشه. 29:40.528 --> 29:42.781 ‫بهم اعتماد کن، نشونه واقعی ‫اینکه یه چیزیم هست 29:42.864 --> 29:45.492 ‫اینه که دیگه به مردم نگم ‫برن گم‌شن. 29:45.575 --> 29:47.994 ‫ببین، مطمئنم ‫ریور منظوری از حرفش نداشت. 29:48.077 --> 29:49.871 ‫وای خدای من. 29:50.747 --> 29:51.873 ‫هو قرار داره... 29:53.833 --> 29:55.752 ‫من می‌گم دختره دیوونه‌ست. 29:56.753 --> 29:58.546 ‫این خیلی بی‌انصافانه‌ست. 29:59.130 --> 30:00.423 ‫ولی احتمالاً درسته. 30:09.516 --> 30:13.978 ‫"دلم برای تنها آدم عاقل ‫اداره تنگ می‌شه. زود برگرد." 30:14.062 --> 30:16.231 ‫خیلی بامزه‌ای. 30:17.273 --> 30:18.691 ‫خب، حقیقته. 30:18.775 --> 30:20.985 ‫بیشتر بخش عاقل بودنش. ‫ولی، آره، دلتنگی برای تو هم هست. 30:21.069 --> 30:22.153 ‫مطمئن نیستم عاقل باشم. 30:24.739 --> 30:26.908 ‫آره، هستی. ‫فقط به یه استراحت نیاز داری، همین. 30:27.492 --> 30:28.827 ‫تو هم همینطور. 30:28.910 --> 30:31.913 ‫حرفی که به شرلی زدی درست نبود. 30:31.996 --> 30:33.498 ‫می‌دونم. می‌دونم. 30:33.581 --> 30:35.500 ‫وقتی آروم شد ازش عذرخواهی می‌کنم. 30:35.583 --> 30:39.838 ‫فقط در حال حاضر حوصله‌ی ‫همه اون مزخرفات رو ندارم. و... 30:41.339 --> 30:44.133 ‫اون فقط من رو یاد این می‌ندازه ‫که همه‌مون چقدر گیر کردیم. 30:44.217 --> 30:45.218 ‫آره. 30:47.971 --> 30:49.806 ‫برای همینه که دارم میرم. 30:52.100 --> 30:53.309 ‫- داری میری؟ ‫- اوهوم. 30:54.686 --> 30:55.687 ‫کجا داری میری؟ 30:56.271 --> 30:59.440 ‫از "خانه لجن‌زار"، از اطلاعات. 30:59.524 --> 31:00.859 ‫من برنمی‌گردم. 31:02.110 --> 31:03.486 ‫منظورت چیه؟ 31:03.570 --> 31:04.863 ‫چرا، برمی‌گردی. 31:04.904 --> 31:07.115 ‫- نه. برنمی‌گردم. ‫- چرا، برمی‌گردی. این یه استراحت شش ماهه‌ست. 31:07.156 --> 31:08.324 ‫- نمی‌تونم... ‫- چی؟ 31:08.408 --> 31:11.119 ‫نمی‌تونم با همه چیزهایی ‫که اتفاق افتاده کنار بیام، ریور. 31:11.160 --> 31:12.787 ‫- نه، نه، نه. ‫- می‌دونی، از دست دادن مین، 31:12.829 --> 31:16.457 ‫دیدن اینکه پدرت سعی می‌کنه تو رو بکشه، ‫و دیدن واکنش تو به اون 31:16.541 --> 31:19.711 ‫با تلاش برای تبدیل کردن خودت ‫به یه جور اَبَرسرباز. 31:19.752 --> 31:21.254 ‫- این کاری نیست که می‌کنم. ‫- چرا، هست. 31:21.296 --> 31:22.338 ‫- نیست. ‫- مردونگی تو 31:22.380 --> 31:25.216 ‫با حمله پدرت بهت ‫کاملاً نابود شده. 31:25.300 --> 31:27.886 ‫منظورت چیه؟ چی؟ ‫من دستش رو خوندم. بُردم. 31:28.469 --> 31:30.346 ‫وای. به حرف‌های خودت گوش کن. 31:30.430 --> 31:32.390 ‫این یه بازی نیست. 31:32.473 --> 31:33.933 ‫تو داغونی. 31:34.017 --> 31:37.437 ‫به خودت اجازه نمیدی چیزهایی رو حس کنی ‫که باید حس کنی. 31:38.855 --> 31:40.064 ‫و من می‌خوام... 31:41.107 --> 31:45.236 ‫فقط می‌خوام، مثلاً دوباره چیزها رو حس کنم. 31:45.320 --> 31:46.529 ‫می‌فهمی چی می‌گم؟ 31:50.450 --> 31:51.743 ‫این دیگه چه کوفتی بود؟ 31:52.327 --> 31:54.829 ‫ح... حس کردن چیزها. 31:56.623 --> 32:00.084 ‫پس، فکر کردی من می‌خواستم بهم ابرازعلاقه کنی؟ 32:00.168 --> 32:02.128 ‫فکر کردم می‌خواستی من چیزها رو حس کنم. 32:02.879 --> 32:04.088 ‫نه. نه، نه. 32:04.172 --> 32:07.467 ‫فقط داشتم بهت می‌گفتم ‫که نمی‌تونم با این فقدان کنار بیام. 32:07.550 --> 32:08.760 ‫آره. فقدان من. 32:08.801 --> 32:10.678 ‫- داری در مورد از دست دادن من حرف می‌زنی. ‫- وای خدای من. 32:10.720 --> 32:12.597 ‫چطور داری این رو به خودت ربط میدی؟ 32:12.680 --> 32:14.641 ‫- نه، نه. من این کار رو نمی‌کنم. من... ‫- وای خدای من. 32:14.724 --> 32:16.184 ‫تو داری به خودت ربطش میدی. 32:16.267 --> 32:18.311 ‫- مردها چه مرگشونه؟ ‫- نه، نه، نه، نه. 32:18.394 --> 32:20.813 ‫پس، یه زن در مورد... ‫در مورد احساساتش حرف می‌زنه، 32:20.897 --> 32:24.067 ‫و اولین چیزی که فکر می‌کنن اینه، ‫"حالا می‌تونم باهاش باشم؟" وای. 32:24.150 --> 32:26.069 ‫وایسا. نه، نه، نه. ‫نه، من اینطور فکر نمی‌کنم. 32:26.110 --> 32:28.196 ‫- این... نه، نه، نه. ‫- اینطور به نظر می‌رسید. 32:28.237 --> 32:30.865 ‫راستی، من باید از دست تو ‫عصبانی باشم. 32:30.865 --> 32:34.369 ‫می‌خواستی چی کار کنی؟ فقط یواشکی بری ‫و بدون اینکه بهم بگی؟ 32:35.119 --> 32:36.454 ‫رفیق، الان دارم بهت می‌گم. 32:37.664 --> 32:39.749 ‫و دلیلی که به تو ‫و بقیه نگفتم 32:39.832 --> 32:41.417 ‫اینه که نمی‌خواستم به لمب 32:41.501 --> 32:43.628 ‫لذت استعفا دادنم ‫تو روش رو بدم. 32:44.420 --> 32:45.880 ‫من... 32:45.964 --> 32:47.924 ‫تو... تو... 32:50.218 --> 32:52.762 ‫اگه چیزی برای گفتن به ذهنت نمی‌رسه، ‫بهتره اون رو جواب بدی. 32:56.140 --> 32:57.308 ‫لعنتی. 32:58.559 --> 33:01.145 ‫- کاترین. ‫- شرلی، رادی رو تعقیب کرده 33:01.229 --> 33:03.064 ‫تا یه کافه‌ای، ‫همونی که زیر روگذره. 33:03.147 --> 33:06.734 ‫من نمی‌تونم برم تو. تابلو می‌شم. ‫و مواد هم هست. 33:06.818 --> 33:09.153 ‫باشه. گذشته از این موانع، ‫چرا می‌خوای بری تو؟ 33:09.237 --> 33:11.614 ‫چون اون یه مأمور تو میدانه. 33:11.698 --> 33:12.782 ‫تنها. 33:12.865 --> 33:15.785 ‫کاترین، شرلی استرس پس از سانحه داره، درسته؟ 33:15.868 --> 33:19.414 ‫- اون... اون منطقی رفتار نمی‌کنه. ‫- نه، هنوز مطمئن نیستیم. 33:19.497 --> 33:21.249 ‫و رادی با یه دختره‌ایـه. 33:22.375 --> 33:25.461 ‫- اون چی؟ ‫- ببین، اون باید نیروی کمکی داشته باشه. 33:25.545 --> 33:27.463 ‫فکر نمی‌کنم شرلی ‫در حال حاضر بخواد من رو ببینه. 33:27.547 --> 33:28.548 ‫باشه. 33:28.631 --> 33:31.801 ‫خب، اگه سوءقصد یا ‫حمله دیگه‌ای در کار باشه... 33:31.884 --> 33:36.305 ‫اگه خونریزی یا مغز پاشیده شده ‫روی دیوار دیگه‌ای باشه، پای توئه. 33:36.389 --> 33:38.349 ‫امیدوارم شب بتونی بخوابی. 33:38.433 --> 33:39.976 ‫باشه. باشه، باشه، باشه. 33:40.059 --> 33:41.978 ‫- من میام اونجا. ‫- ممنونم. 33:45.398 --> 33:49.986 ‫باشه. پس، رادی تو یه کافه ‫با یه دختر سر قراره. 33:52.155 --> 33:53.406 ‫پس، من باید... 33:55.158 --> 33:58.995 ‫باشه. می‌تونیم سعی کنیم این کار رو دوباره انجام بدیم، ‫مثلاً، هفته دیگه؟ 33:59.037 --> 34:01.998 ‫همین جا. من فقط کمتر عجیب می‌شم. 34:05.126 --> 34:09.714 ‫نه، من فقط نیاز دارم... کنار ‫آدم‌های عادی باشم و یه زندگی عادی داشته باشم. 34:11.424 --> 34:13.259 ‫پس، باید بهت یه‌کم فضا بدم. 34:15.595 --> 34:17.847 ‫باشه. من... چند هفته دیگه بهت زنگ می‌زنم. 34:19.891 --> 34:21.684 ‫نه. فکر کنم بیشتر یه... 34:21.768 --> 34:24.270 ‫"تو زنگ نزن، من زنگ می‌زنم"ـه. 34:28.775 --> 34:30.526 ‫خیلی‌خب. من... 34:32.153 --> 34:33.780 ‫پس هروقت شد می‌بینمت. 34:39.577 --> 34:40.828 ‫لعنتی. 35:09.232 --> 35:13.111 پیرزن نامیزون: رادی با یه دختره‌ایه] [شرلی و ریور حواس‌شون هست، من یه سر میرم خونه 35:13.861 --> 35:14.862 ‫لعنتی. 35:31.712 --> 35:33.005 ‫خوبی؟ 35:34.173 --> 35:35.800 ‫اینجا چی کار می‌کنی؟ 35:35.883 --> 35:37.051 ‫کاترین من رو فرستاد. 35:40.930 --> 35:43.891 ‫- راستی، بابت قبل معذرت می‌خوام. ‫- فراموشش کن. 35:45.101 --> 35:47.061 ‫پس، مهمونی لوئیزا رو پیچوندی؟ 35:48.938 --> 35:50.148 ‫اون برنمی‌گرده. 35:50.231 --> 35:51.440 ‫البته که نه. 35:51.524 --> 35:53.901 ‫کی "خانه لجن‌زار" رو ترک می‌کنه ‫و میگه، "دلم تنگ شدها"؟ 35:54.986 --> 35:57.113 ‫باشه. پس، بقیه هم ‫فهمیدن، آره؟ 35:57.196 --> 35:58.614 ‫تقریباً. 35:58.698 --> 36:01.117 ‫و اگه داری فکر می‌کنی ‫شبت چطور می‌تونه بدتر بشه، 36:01.200 --> 36:02.243 ‫اگه اون پایین رو نگاه کنی، 36:02.326 --> 36:05.121 ‫می‌بینی هو با یه دختره‌ست ‫که خیلی از سرت زیاده. 36:10.877 --> 36:12.795 ‫نه، یکی تو نوشیدنیم چیزی ریخته، ‫نه؟ 36:13.921 --> 36:16.048 ‫در واقع، شاید به خاطر تیپش باهاشه. 36:16.674 --> 36:18.050 ‫چی؟ 36:18.134 --> 36:19.760 ‫یعنی، هو خیلی خوش‌هیکله. 36:19.844 --> 36:22.471 ‫اگه اینقدر عوضی نبود، ‫مورد خوبی بود. 36:24.015 --> 36:25.391 ‫- ببخشید، تو فکر می‌کنی رادی جذابه؟ ‫- مطلقاً نه. 36:25.391 --> 36:27.226 ‫در واقع خدا به دور، ‫ولی تو یه موقعیت کافه‌ای، 36:27.310 --> 36:30.188 ‫می‌تونم بفهمم چرا یکی ‫ممکنه ازش به عنوان سرگرمی استفاده کنه. 36:30.313 --> 36:32.190 ‫نمی‌دونم از وقتی اومدم ‫کسی من رو دیده یا نه. 36:32.899 --> 36:36.110 ‫خب، خیلی شک دارم. ‫تو عمیقاً غیرجذاب هستی. 36:50.082 --> 36:51.626 ‫این چه کوفتیه؟ 36:55.171 --> 36:56.172 ‫لعنتی. 36:58.090 --> 37:01.010 ‫شرلی! چی... ‫داری چه غلطی می‌کنی؟ 37:01.886 --> 37:03.304 ‫- شر... ش... ‫- شما دوتا، بیرون! 37:04.889 --> 37:05.973 ‫بهم دست نزن! 37:07.266 --> 37:08.476 ‫کله‌پوک. 37:17.568 --> 37:19.362 ‫- نه، نه. بده به من. ‫- این چه کوفتیه؟ 37:19.445 --> 37:21.280 ‫داری چی کار می‌کنی؟ اون چی بود؟ 37:21.364 --> 37:22.365 ‫فکر کردم چاقو داره. 37:22.448 --> 37:23.783 ‫چاقو؟ اون یه بطری داشت! 37:23.866 --> 37:27.078 ‫باشه، گند زدم! تو که ‫باید بتونی باهام همدردی کنی. 37:27.161 --> 37:29.038 ‫تو به یه مرد وسط سکو پریدی. 37:29.121 --> 37:31.499 ‫و حالا، چی... چی می‌خواستی... ‫می‌خواستی چیزی مصرف کنی؟ 37:31.582 --> 37:33.834 ‫- فقط می‌خوام نگاهش کنم. ‫- نه، برو بابا. خودت رو ببین! 37:34.418 --> 37:35.920 ‫خودت رو ببین! تو داغونی. 37:44.262 --> 37:45.846 ‫باشه. وقتی حالم بده، 37:46.639 --> 37:49.892 ‫و از خودم متنفرم، و از زندگیم متنفرم، 37:50.476 --> 37:52.520 ...تحمل دیدن خودم رو ندارم 37:52.603 --> 37:55.314 ‫درش میارم، و نگاهش می‌کنم. 37:55.398 --> 37:58.859 ‫و فکر می‌کنم، "اگه مارکوس اینجا بود ‫بهم چی می‌گفت؟" 38:00.152 --> 38:01.445 ‫جز اینکه نیست، نه؟ 38:01.529 --> 38:04.615 ‫چون برادر ناتنیت ‫کله لعنتیش رو ترکوند. 38:06.909 --> 38:10.579 ‫پس، می‌ذارمش تو جیبم چون ‫این کاریه که مارکوس بهم می‌گفت بکنم. 38:12.123 --> 38:15.167 ‫و این راه منه ‫برای وانمود کردن به اینکه اون هنوز اینجاست، باشه؟ 38:19.839 --> 38:20.965 ‫باشه. 38:24.552 --> 38:26.095 ‫لعنتی. چه راحت بود. 38:28.139 --> 38:30.516 ‫واقعاً فکر می‌کنی خیلی زرنگی، ‫نه؟ خودت رو ببین. 38:30.599 --> 38:32.310 ‫خودت رو ببین. تو به کمک جدی نیاز داری. 38:32.310 --> 38:34.061 ‫تویی که به یه استراحت ‫سلامت روان نیاز داری. 38:34.103 --> 38:36.188 ‫وای خدای من. ‫چه ژست حق به جانبی. برو بابا! 38:36.272 --> 38:37.773 ‫هوم، آره. برو بابا! 38:38.566 --> 38:40.693 ‫اونقدر مصرف کن تا کور بشی. ببینم برام مهمه! 38:40.776 --> 38:43.571 ‫و شماها هم از موسیقی مزخرفتون ‫تو کافه‌ی مزخرفتون لذت ببرید! 39:24.070 --> 39:25.821 ‫هی! داری چی کار می‌کنی؟ 40:07.780 --> 40:12.118 [تنهایی داره میره سمت خونه‌ش] 40:24.338 --> 40:27.174 به یاد جان آشر، دوست] [و همکاری بسیار دوست‌داشتنی 40:28.198 --> 40:32.198 www.Doostihaa.com