WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:12.743 --> 00:14.503 ‫مگه نمیخواستی ملکه چو باشی؟ 00:15.103 --> 00:17.503 ‫مگه همیشه نمیخواستی جاشو بگیری؟ 00:18.383 --> 00:19.863 ‫دارم بهت فرصت میدم 00:22.303 --> 00:24.023 ‫چرا قبول نمیکنی؟ 00:26.503 --> 00:27.023 ‫من... 00:28.143 --> 00:29.023 ‫نکردم... 00:38.303 --> 00:39.103 ‫اعلیحضرت 00:39.663 --> 00:42.263 ‫من جز تحسین برای پیوند ‫بین شما و ملکه چو چیزی ندارم 00:42.263 --> 00:43.663 ‫و ذره‌ای حسادت ندارم 00:44.423 --> 00:45.663 ‫اگه مرگ من 00:46.023 --> 00:48.303 ‫بتونه ملکه چو رو وادار کنه ‫نظرش عوض بشه و به شما برگرده 00:48.303 --> 00:50.703 ‫با کمال میل همین ‫الان جلوتون میمیرم 00:51.663 --> 00:53.383 ‫اینطوری نمیمیری 00:53.663 --> 00:55.023 ‫بذار بهت بگم... 00:56.023 --> 00:57.263 ‫کجا خنجر بزنی... 00:59.023 --> 01:00.663 ‫تا خودتو بکشی 01:14.663 --> 01:15.303 ‫برو 01:58.343 --> 01:59.303 ‫بانوی من 02:09.143 --> 02:10.063 ‫زخمی شدین؟ 02:11.103 --> 02:12.423 ‫میرم براتون دارو بیارم 02:12.423 --> 02:13.303 ‫تنهام بذار 02:14.263 --> 02:15.383 ‫من بهت خیانت نکردم 02:16.423 --> 02:18.423 ‫لازم نیست وانمود کنی مهربونی 02:18.863 --> 02:20.143 ‫از وقتی قبول کردم ‫باهات همکاری کنم 02:20.143 --> 02:21.423 ‫به قولم عمل میکنم 02:22.303 --> 02:23.423 ‫الان میتونی برگردی 02:24.143 --> 02:25.623 ‫چون همکاریه 02:25.863 --> 02:27.583 ‫یعنی هدف مشترکی داریم 02:28.063 --> 02:29.943 ‫این کارو فقط برای من نمیکنی 02:30.263 --> 02:32.903 ‫بلکه برای انجام وظیفه‌ت به ‫عنوان همسر هلیان هم میکنی 02:33.143 --> 02:34.823 ‫این راه رو خودت انتخاب کردی 02:35.103 --> 02:37.023 ‫از اول باید میدونستی 02:37.023 --> 02:38.343 ‫که زندگی دور و بر یان شون 02:39.543 --> 02:40.223 ‫آسون نیست 02:47.623 --> 02:49.623 ‫اگه همسر هلیان نمیشدم 02:51.703 --> 02:53.063 ‫الان 02:53.063 --> 02:56.063 ‫همسر چهارم بزرگ توبو ‫از قبیله هونگ‌چوان بودم 02:56.063 --> 02:57.903 ‫من دختر خاندان هلیانم 02:57.903 --> 03:00.463 ‫قبیله هلیان کوچیک‌ترین ‫قبیله تو یان بزرگه 03:00.463 --> 03:02.383 ‫این سرنوشتیه که ‫نمیتونم تغییرش بدم 03:02.903 --> 03:04.103 ‫از وقتی به دنیا اومدم 03:04.623 --> 03:07.063 ‫میدونستم که همه ‫بزرگان قبایل یان بزرگ 03:07.063 --> 03:09.983 ‫چشمشون به ماست 03:10.863 --> 03:13.863 ‫و همیشه میخوان قبیله ‫هلیان رو تقسیم کنن و قورت بدن 03:16.743 --> 03:18.103 ‫و برادرم... 03:20.303 --> 03:22.823 ‫هیچوقت دست از منتظر موندن ‫برای بزرگ شدن من برنداشت 03:22.823 --> 03:23.983 ‫و فکر میکرد ازم استفاده کنه 03:24.423 --> 03:25.303 ‫در ازای 03:25.303 --> 03:27.463 ‫چند تا اسب و مرتع 03:30.303 --> 03:32.423 ‫فکر میکنی انتخاب بهتری داشتم 03:32.423 --> 03:34.543 ‫تا همسر هلیان شدن؟ 03:36.023 --> 03:37.423 ‫حتی خدمتکارای منم میدونن 03:38.023 --> 03:40.783 ‫یان شون هیچوقت واقعاً ‫شب رو تو اتاق من نگذرونده 03:41.383 --> 03:42.623 ‫فکر میکنی من نمیدونم؟ 03:42.743 --> 03:44.423 ‫فقط میخواست جلوی شایعات رو بگیره 03:44.423 --> 03:45.183 ‫با دادن این 03:45.183 --> 03:46.943 لقب ‫رقت‌انگیز و مضحک به من 04:00.543 --> 04:01.623 ‫داری چیکار میکنی؟ 04:03.503 --> 04:04.303 ‫تکون نخور 04:05.223 --> 04:06.423 ‫پات زخمی شده 04:07.623 --> 04:08.743 ‫خودم میبرمت 05:39.543 --> 05:44.783 ‫[تولد دوباره] 05:45.263 --> 05:47.903 ‫[قسمت ۱۹] 05:49.743 --> 05:50.503 ‫یان چینگ 05:50.983 --> 05:54.103 ‫خبری از آدمی که دیروز ‫فرستادیم عمارت جان شده؟ 05:54.103 --> 05:54.903 ‫علیاحضرت 05:55.063 --> 05:55.863 ‫هنوز نه 05:56.543 --> 05:58.903 ‫اما هنوزم تو عمارت جان منتظره 05:59.023 --> 06:00.863 ‫گفت به محض اینکه ‫خبری از ارباب جان بشه 06:00.863 --> 06:02.503 ‫میاد قصر گزارش بده 06:02.503 --> 06:03.623 ‫دیروز رفته 06:04.183 --> 06:06.063 ‫چرا هنوز خبری نشده؟ 06:06.543 --> 06:08.023 ‫نگران نباشین، علیاحضرت 06:08.023 --> 06:09.783 ‫امروز پونزدهمه 06:09.943 --> 06:11.703 ‫اعلیحضرت مدت زیادیه که مریضن 06:11.703 --> 06:13.463 ‫مقامات همه تو تالار شیانگ‌تیان 06:13.463 --> 06:15.663 ‫منتظرن شما برای ‫اعلیحضرت دعا کنین 06:43.463 --> 06:45.663 ‫اخیراً، اعلیحضرت ‫حالشون خوب نیست 06:46.423 --> 06:49.863 ‫شخصاً به نیاکان دعا میکنم 06:50.063 --> 06:51.863 ‫تا براش آرزوی سلامتی کنن 06:51.863 --> 06:53.743 ‫تالار شیانگ‌تیان یه مکان مقدسه 06:53.823 --> 06:55.903 ‫نباید مزاحمش بشین 06:56.343 --> 06:57.743 ‫چشم، علیاحضرت 07:03.223 --> 07:04.503 ‫نیاکان در بالا 07:05.143 --> 07:08.343 ‫باشد که بیان‌تانگ را با صلح 07:08.383 --> 07:10.183 ‫و ثبات برای نسل‌ها برکت دهید 07:10.183 --> 07:13.223 ‫و باشد که امپراتور ما از ‫حمایت نیاکانش برخوردار شود 07:13.223 --> 07:15.223 ‫و از عمر طولانی و ‫سلامتی برخوردار باشد 08:04.743 --> 08:05.623 ‫هیچکس تکون نخوره 08:10.183 --> 08:11.303 ‫تویی 08:11.863 --> 08:13.263 ‫دقیقاً چی میخوای؟ 08:13.383 --> 08:15.663 ‫چرا آویز یشم جان زی‌یو دستته؟ 08:15.823 --> 08:17.183 ‫جان زی‌یو مرده 08:18.423 --> 08:20.023 ‫میخوام باهات یه معامله بکنم 08:20.503 --> 08:21.543 ‫تو لی سه رو ول میکنی 08:21.943 --> 08:23.463 ‫منم رازتو نگه میدارم 08:23.703 --> 08:25.143 ‫بیا هر کدوم یه قدم عقب بریم 08:25.383 --> 08:27.063 ‫و یه راه فراری ‫برای همدیگه بذاریم 08:27.383 --> 08:29.463 ‫چرا باید راه فرار داشته باشم؟ 08:29.743 --> 08:31.743 ‫هویت جان زی‌یو ساده نیست 08:32.103 --> 08:34.543 ‫اون موقع، وقتی امپراتور بیان‌تانگ ‫قبیله نان‌شی رو پاکسازی میکرد 08:34.543 --> 08:36.663 ‫جان زی‌یو با یه شانس زنده موند 08:36.703 --> 08:37.983 ‫تو گرفتیش 08:38.503 --> 08:41.783 ‫و ازش استفاده کردی تا مردم نان‌شی رو ‫به عنوان جنگجوی انتحاری آموزش بدی 08:42.223 --> 08:45.383 ‫اون روز تلاش برای قتل تو ‫تالار چین‌جنگ علیه اعلیحضرت 08:45.383 --> 08:46.903 ‫دستور تو بود 08:46.983 --> 08:47.743 ‫دیروز 08:48.343 --> 08:50.743 ‫جان زی‌یو تلاش کرد ‫سر راه به یوجو 08:50.743 --> 08:51.943 ‫ولیعهد رو بکشه 08:51.983 --> 08:53.343 ‫اونم دستور تو بود 08:56.383 --> 08:57.263 ‫علیاحضرت 08:58.023 --> 09:00.623 ‫با اینکه امپراتور بیان‌تانگ ‫سال‌ها به شما لطف داشته 09:00.623 --> 09:02.503 ‫لی سه تنها نسلشه 09:02.903 --> 09:04.583 ‫و تنها وارث بیان‌تانگه 09:04.663 --> 09:06.623 ‫چرا تلاش به شاه‌کشی و شورش کردی؟ 09:06.623 --> 09:08.023 ‫وقتی اعلیحضرت خوب بشن 09:08.023 --> 09:09.983 ‫بالاخره حقیقت رو میفهمن 09:09.983 --> 09:10.783 ‫پس بهتره 09:11.583 --> 09:13.663 ‫همه تقصیرا رو ‫بندازی گردن ارباب جان 09:13.743 --> 09:16.103 ‫قبل از اینکه به خودش بیاد 09:16.623 --> 09:19.863 ‫تا نه تو و نه ولیعهد درگیر نشین 09:19.863 --> 09:22.383 ‫علیاحضرت، اگه حاضر ‫باشین اسم ولیعهد رو پاک کنین 09:22.383 --> 09:24.943 ‫حاضرم از این لحظه ‫به بعد ولیعهد رو ترک کنم 09:24.943 --> 09:26.423 ‫و جای ارباب جان رو بگیرم 09:27.063 --> 09:28.343 ‫تا براتون کار کنم 09:31.503 --> 09:34.983 ‫پرورش قاتل، تلاش ‫برای کشتن اعلیحضرت 09:35.583 --> 09:37.103 ‫و تهمت زدن به ولیعهد؟ 09:37.103 --> 09:38.623 ‫چی میگی؟ 09:39.143 --> 09:40.743 ‫اصلاً نمیفهمم 09:41.303 --> 09:44.303 ‫قبیله نان‌شی خیلی ‫وقت پیش از بین رفت 09:45.383 --> 09:48.583 ‫دهکده‌شون اون موقع 09:49.023 --> 09:52.383 ‫سال‌ها پیش سوخت و خاکستر شد 09:52.943 --> 09:56.023 ‫مردم نان‌شی نسل‌ها ‫کنار آب زندگی کردن 09:56.023 --> 09:58.623 ‫چطور آتیش به تنهایی ‫میتونست کامل نابودشون کنه؟ 09:59.463 --> 10:01.943 ‫خونه‌های چوبی‌ای که ‫نسل‌ها توش زندگی میکردن 10:01.943 --> 10:04.263 ‫تو یه دره‌ای پشت ‫کوه جنوبی قرار داشتن 10:04.263 --> 10:06.103 ‫اگه آتیش زده میشد 10:06.783 --> 10:08.103 ‫تو یه فصل خاص 10:08.623 --> 10:09.783 ‫و تو یه مکان خاص 10:09.783 --> 10:11.543 ‫هیچکدومشون نمیتونستن فرار کنن 10:12.543 --> 10:14.623 ‫علیاحضرت، چطور اینو ‫اینقدر واضح میدونین؟ 10:14.623 --> 10:17.423 ‫اون دستور مخفی سلطنتی که ‫اون موقع به سون دی داده شد 10:18.023 --> 10:19.343 ‫توسط شما 10:19.703 --> 10:21.103 ‫شخصاً صادر شد 10:23.783 --> 10:25.263 ‫این همه حرف زدی 10:26.103 --> 10:27.343 ‫چه مدرکی داری؟ 10:45.583 --> 10:46.383 ‫غیرممکنه 10:47.103 --> 10:49.743 ‫دستور نابودی قبیله نان‌شی ‫توسط امپراتور بیان‌تانگ صادر شد 10:49.743 --> 10:51.783 ‫هیچ ربطی به علیاحضرت نداشت 10:52.183 --> 10:53.503 ‫تو فقط اینو میگی 10:53.663 --> 10:55.823 ‫تا منو وادار کنی علیه ‫علیاحضرت شهادت بدم 10:56.063 --> 10:58.303 ‫و اعتراف کنم که ‫اون منو فرستاده اینجا 10:58.863 --> 11:00.143 ‫هر چی بگی 11:00.143 --> 11:01.383 ‫بهش خیانت نمیکنم 11:01.863 --> 11:03.343 ‫حتی اگه منو بکشی 11:03.823 --> 11:06.863 ‫یه کلمه هم علیه‌ش حرف نمیزنم 11:07.383 --> 11:08.143 ‫اون موقع 11:08.903 --> 11:11.903 ‫امپراتور بیان‌تانگ سرباز فرستاد ‫تا دهکده نان‌شی رو نابود کنه 11:11.903 --> 11:13.623 ‫اما بعد از چند بار اعزام 11:13.623 --> 11:16.143 ‫هنوزم نتونستن کامل شکستشون بدن 11:16.143 --> 11:18.623 ‫ملکه، برای اینکه ‫شوهرشو راضی کنه 11:19.343 --> 11:20.583 ‫خیلی تلاش کرد 11:21.063 --> 11:21.943 ‫و بالاخره یه راهی پیدا کرد 11:21.943 --> 11:23.983 ‫تا قبیله نان‌شی رو نابود کنه 11:24.143 --> 11:25.663 ‫با سوءاستفاده از ‫ساختار منحصر به فرد 11:25.663 --> 11:27.503 ‫و زمین‌های سکونتگاهشون 11:27.503 --> 11:29.383 ‫تا کل دهکده رو آتیش بزنه 11:40.343 --> 11:41.143 ‫جن 11:41.903 --> 11:43.863 ‫بهم بگو اینا درست نیست 11:44.463 --> 11:46.103 ‫اینا درست نیست 11:57.743 --> 11:58.423 ‫فرار کنین 12:02.263 --> 12:02.863 ‫زی‌مینگ 12:03.143 --> 12:03.783 ‫زی‌مینگ 12:15.983 --> 12:16.623 ‫فرار نکن 12:19.983 --> 12:20.623 ‫وایسا 12:28.423 --> 12:29.663 ‫یه بازمانده از قبیله نان‌شی؟ 12:29.663 --> 12:31.463 ‫چطور جرئت میکنی ‫به ملکه توهین کنی؟ 12:32.263 --> 12:32.863 ‫برو عقب 12:54.503 --> 12:55.503 ‫این برای توئه 13:02.863 --> 13:03.983 ‫گرسنه‌ای؟ 13:40.823 --> 13:41.703 ‫این... 13:42.543 --> 13:43.343 ‫علیاحضرت 13:45.743 --> 13:46.703 ‫دارین چیکار میکنین؟ 13:46.703 --> 13:47.463 ‫شاهدخت فو 13:47.503 --> 13:51.143 ‫میدونی گروگان گرفتن ‫ملکه جرم خیانته؟ 13:52.343 --> 13:53.543 ‫همه‌تون برین عقب 13:53.623 --> 13:55.223 ‫این جرم خیانته 13:55.223 --> 13:56.343 ‫پرورش قاتل 13:56.503 --> 13:57.743 ‫تلاش برای قتل اعلیحضرت 13:57.743 --> 13:59.143 ‫و تهمت زدن به ولیعهد 13:59.143 --> 14:00.663 ‫هم جرم خیانته 14:01.303 --> 14:01.903 ‫برو کنار 14:04.103 --> 14:04.623 ‫این... 14:12.583 --> 14:13.783 ‫همه برین عقب 14:13.783 --> 14:14.383 ‫برو عقب 14:16.543 --> 14:17.423 ‫جان زی‌یو 14:17.983 --> 14:19.143 ‫به همه اینجا بگو 14:19.423 --> 14:20.303 ‫کی بهت دستور داد 14:20.783 --> 14:23.143 ‫از قاتلا برای کشتن ‫اعلیحضرت استفاده کنی 14:23.423 --> 14:24.823 ‫و به ولیعهد تهمت بزنی؟ 14:24.823 --> 14:25.863 ‫و کی بهت دستور داد 14:26.023 --> 14:28.103 ‫‫سر راه به یوجو 14:28.423 --> 14:30.263 ولیعهد رو از بین ببری؟ 14:30.463 --> 14:31.063 ‫حرف بزن 14:36.543 --> 14:37.423 ‫جان زی‌یو 14:38.223 --> 14:40.343 ‫نمیفهمم چی میگه 14:40.743 --> 14:44.383 ‫میتونی برام توضیح بدی؟ 14:46.263 --> 14:47.543 ‫یادت میاد 14:48.223 --> 14:49.823 ‫صحنه‌ای که منو برگردوندی 14:49.823 --> 14:51.703 ‫از اون دهکده نابود شده تو نان‌شی 14:51.703 --> 14:53.023 ‫۱۵ سال پیش؟ 14:53.023 --> 14:53.743 ‫نان‌شی؟ 14:54.423 --> 14:55.823 ‫جان زی‌یو از نان‌شیه؟ 14:56.183 --> 14:57.143 ‫نان‌شی؟ 14:58.663 --> 14:59.863 ‫آسمون اون روز 15:00.583 --> 15:02.063 ‫به اندازه امروز روشن بود 15:05.223 --> 15:06.783 ‫با نگاه کردن به صورتت 15:07.303 --> 15:08.663 ‫مخفیانه قسم خوردم که 15:09.303 --> 15:12.863 ‫من، جان زی‌یو 15:13.583 --> 15:15.623 ‫فقط یه زن تو قلبم داشته باشم 15:15.983 --> 15:17.343 ‫فقط برای اون زندگی کنم 15:18.063 --> 15:20.263 ‫و تا آخر عمرم فقط اون ‫رو دوست داشته باشم 15:20.543 --> 15:21.903 ‫اون تویی 15:22.983 --> 15:23.623 ‫این... 15:23.623 --> 15:24.863 ‫چه رسوایی‌ای 15:24.903 --> 15:26.103 ‫به خاطر این قسم 15:26.423 --> 15:27.583 ‫هر کاری که 15:28.183 --> 15:29.383 ‫تو ازم بخوای انجام میدم 15:30.303 --> 15:31.703 ‫تا وقتی که آرزوی تو باشه 15:32.183 --> 15:33.863 ‫حتی میتونم جونم رو هم بدم 15:34.663 --> 15:35.743 ‫چه برسه به تحمل یه اتهام ساده 15:35.743 --> 15:37.663 ‫قتل اعلیحضرت 15:38.823 --> 15:42.063 ‫اما تو آرزوی منو میدونی؟ 15:46.263 --> 15:48.263 ‫میخوام تنها با ‫علیاحضرت صحبت کنم 15:52.223 --> 15:52.903 ‫برو عقب 15:53.383 --> 15:54.143 ‫هیچکس تکون نخوره 16:06.183 --> 16:07.743 ‫تو این پونزده سال 16:09.743 --> 16:12.863 ‫فقط میتونستم تو تاریکی قایم بشم 16:16.903 --> 16:17.823 ‫علیاحضرت... 16:20.303 --> 16:23.663 ‫آفتاب اون روز به گرمی امروز بود 16:29.383 --> 16:30.383 ‫این... 16:35.343 --> 16:36.823 ‫فصل‌ها به هم ریخته 16:36.823 --> 16:38.583 ‫و کائنات برعکس شده 16:38.823 --> 16:41.463 ‫این یه نشونه بده 16:41.503 --> 16:43.143 ‫چیکار کنیم؟ 17:16.223 --> 17:17.263 ‫گرسنه‌ای؟ 17:36.583 --> 17:38.023 ‫نگهبان‌ها ازم محافظت کنین 17:38.343 --> 17:39.103 ‫تکون نخورین 17:39.703 --> 17:41.463 ‫چو چیائو، یه برده ‫زن از یونگ بزرگ 17:41.463 --> 17:44.063 ‫با یه بازمانده از قبیله نان‌شی ‫جان زی‌یو، توطئه کرده 17:44.063 --> 17:45.663 ‫تا بهم تهمت بزنه 17:46.343 --> 17:47.663 ‫همه‌شونو دستگیر کنین 17:56.623 --> 17:57.303 ‫وایسا 17:59.023 --> 17:59.703 ‫مینگ‌لو 18:00.423 --> 18:03.023 ‫اونا همه همدست ‫ولیعهد لی سه‌ هستن 18:03.343 --> 18:04.143 ‫رحم نکنین 18:04.423 --> 18:06.503 ‫بکشینشون، و حسابی ‫بهتون پاداش میدم 18:06.503 --> 18:07.863 ‫خبر بد خبر بد 18:07.863 --> 18:08.743 ‫برای اعلیحضرت اتفاقی افتاده 18:08.743 --> 18:12.263 ‫یه قاتل وارد تالار جنگ‌یوان شده ‫و اعلیحضرت رو گروگان گرفته 18:12.263 --> 18:12.943 ‫چی... 18:12.943 --> 18:14.263 ‫چیکار کنیم؟ 18:14.303 --> 18:15.183 ‫ببرینشون 18:27.303 --> 18:28.103 ‫علیاحضرت 18:58.703 --> 18:59.503 ‫علیاحضرت 19:04.343 --> 19:05.263 ‫تو کی هستی 19:05.583 --> 19:07.463 ‫که جرئت میکنی اعلیحضرت ‫رو گروگان بگیری؟ 19:07.543 --> 19:09.223 ‫لازم نیست بدونی من کی‌ام 19:09.623 --> 19:11.823 ‫همین الان شاهدخت‌‫فو و آدماش رو آزاد کن 19:12.063 --> 19:14.583 ‫بعد، جلوی همه مقامات، اعلام کن 19:14.623 --> 19:17.583 ‫که به جان زی‌یو دستور ‫دادی اعلیحضرت رو بکشه 19:17.583 --> 19:19.623 ‫و به ولیعهد لی سه تهمت بزنه 19:19.663 --> 19:20.783 ‫و منم ولش میکنم 19:23.143 --> 19:23.743 ‫ملکه 19:24.223 --> 19:25.423 ‫نجاتم بده 19:26.383 --> 19:27.503 ‫زود باش چو چیائو ‫و بقیه رو آزاد کن 19:27.503 --> 19:28.783 ‫و اعتراف کن که تو این کارو کردی 19:28.783 --> 19:30.023 ‫باور نمیکنم 19:30.383 --> 19:32.343 ‫علیاحضرت علیاحضرت 19:32.383 --> 19:34.543 ‫نجات اعلیحضرت ‫در اولویته، علیاحضرت 19:34.543 --> 19:35.143 ‫بله 19:35.183 --> 19:37.063 ‫نجات اعلیحضرت در اولویته 19:37.063 --> 19:38.183 ‫خائن گستاخ 19:38.583 --> 19:39.943 ‫برای اینکه بهم تهمت بزنی 19:40.223 --> 19:43.623 ‫واقعاً جرئت میکنی اعلیحضرت ‫رو گروگان بگیری تا منو تهدید کنی 19:43.823 --> 19:45.143 ‫کی بهت دستور داده؟ 19:45.543 --> 19:47.143 ‫ولیعهد یا چو چیائو؟ 19:47.983 --> 19:50.583 ‫ملکه، واقعاً میخوای ‫خودتو نجات بدی 19:50.783 --> 19:52.543 ‫به قیمت جون امپراتور؟ 19:52.543 --> 19:54.863 ‫معلومه که به جون ‫اعلیحضرت اهمیت میدم 19:55.143 --> 19:56.543 ‫دقیقاً برای همین با 19:56.543 --> 19:58.303 ‫شورشی‌ها و خائنا مذاکره نمیکنم 19:58.863 --> 19:59.583 ‫نگهبان‌ها 20:00.023 --> 20:02.423 ‫خائن رو بکشین و ‫اعلیحضرت رو برگردونین 20:03.623 --> 20:04.423 ‫اعلیحضرت 20:04.583 --> 20:05.783 ‫همین الان 20:08.623 --> 20:09.423 ‫اعلیحضرت 20:11.703 --> 20:12.503 ‫اعلیحضرت 20:13.103 --> 20:13.903 ‫اعلیحضرت 20:42.983 --> 20:43.783 ‫علیاحضرت 21:03.223 --> 21:03.943 ‫اعلیحضرت 21:03.943 --> 21:04.903 ‫من اینجام 21:05.183 --> 21:06.463 ‫هر کسی که تکون بخوره 21:07.023 --> 21:08.823 ‫به جرم شورش مجازات میشه 21:14.463 --> 21:15.063 ‫پدر 21:30.103 --> 21:31.383 ‫اعلیحضرت 21:33.703 --> 21:35.183 ‫به فرمان سلطنتی شما اومدم 21:35.183 --> 21:36.103 ‫تا ازتون محافظت کنم 22:02.583 --> 22:03.303 ‫خوبه 22:04.663 --> 22:06.663 ‫سال‌ها تحملت کردم 22:06.863 --> 22:08.583 ‫فکر میکردم حد خودتو میدونی 22:09.543 --> 22:13.183 ‫هیچوقت انتظار نداشتم نه ‫تنها علیه ولیعهد اقدام کنی 22:13.183 --> 22:15.143 ‫بلکه سراغ منم بیای 22:16.303 --> 22:17.383 ‫دیگه نقش بازی نکن 22:18.143 --> 22:21.543 ‫تو خودخواهی، ریاکاری، و ‫همیشه داری نقش بازی میکنی 22:22.543 --> 22:23.223 ‫برای من 22:23.983 --> 22:26.383 ‫برای برادر خودت ولیعهد مائوچنگ 22:27.223 --> 22:30.143 ‫و برای مردم و ‫وزرات به یک اندازه 22:31.463 --> 22:32.663 ‫منو فریب دادی 22:33.183 --> 22:34.543 ‫زیر قولت زدی 22:36.623 --> 22:38.183 ‫و بچه‌م رو کشتی 22:38.503 --> 22:40.223 ‫ولی هنوزم وانمود ‫میکردی دوستم داری 22:40.423 --> 22:41.263 ‫به خاطر تخت پادشاهی 22:41.263 --> 22:43.103 ‫حتی برادر خودتو هم کشتی 22:43.663 --> 22:45.263 ‫وانمود میکنی براش عزاداری 22:45.423 --> 22:47.543 ‫از قصر میری بیرون براش دعا کنی؟ 22:47.863 --> 22:49.663 ‫بازیت اینقدر قانع‌کننده‌ست... 22:50.823 --> 22:52.823 ‫که تقریباً خودتم باورت شده 22:53.503 --> 22:55.303 ‫کاش هیچی نمیدونستی 22:56.543 --> 22:58.303 ‫و یه کم احمق‌تر بودی 22:59.023 --> 23:01.103 ‫شاید میتونستم بهت لطف کنم 23:01.743 --> 23:03.743 ‫و این بازی رو برای ‫همیشه باهات ادامه بدم 23:10.503 --> 23:12.503 ‫نباید منو میشناختی 23:12.503 --> 23:15.103 ‫و قطعاً نباید رسوام میکردی 23:15.503 --> 23:17.503 ‫باید به بازی کردن ادامه میدادی 23:20.063 --> 23:21.703 ‫باید کار به اینجا میکشید؟ 23:23.263 --> 23:25.703 ‫لطفی که بهت کردم کافی نبود؟ 23:35.183 --> 23:36.583 ‫نترس 23:37.383 --> 23:39.023 ‫هیچوقت قصد کشتنت رو نداشتم 23:39.663 --> 23:42.263 ‫چون هیچوقت ‫نمیخواستم با تو بمیرم 23:43.303 --> 23:44.023 ‫تو این زندگی 23:44.703 --> 23:46.943 ‫تو بهشت یا تو جهنم 23:47.623 --> 23:49.263 ‫هیچوقت نمیخوام دوباره ببینمت 23:51.983 --> 23:53.183 ‫این دنیا 23:58.463 --> 23:59.703 ‫نمیخوامش 24:02.263 --> 24:03.183 ‫علیاحضرت... 24:17.423 --> 24:18.583 ‫علیاحضرت 24:46.983 --> 24:47.543 ‫سه‌آر 25:29.623 --> 25:30.263 ‫جن 25:40.863 --> 25:42.863 ‫آفتاب امروز خیلی قشنگه 26:26.183 --> 26:26.743 ‫حالش چطوره؟ 26:26.783 --> 26:28.583 ‫منو ببخشین، ولیعهد 26:28.583 --> 26:30.423 ‫اعلیحضرت یه ‫بیماری زمینه‌ای دارن 26:30.423 --> 26:32.223 ‫به علاوه سال‌ها افراط و بی‌قیدی 26:32.223 --> 26:33.703 ‫حالشون خیلی وخیم بود 26:33.703 --> 26:34.703 ‫این اتفاق 26:34.903 --> 26:36.703 ‫کاملاً انرژی‌شون رو گرفته 26:36.703 --> 26:37.503 ‫میترسم... 26:37.743 --> 26:39.783 ‫میترسم دیگه ‫بهبودی‌ای در کار نباشه 26:46.543 --> 26:47.423 ‫ولیعهد 26:47.543 --> 26:49.863 ‫اعلیحضرت چند روزه ‫حالشون خوب نیست 26:49.903 --> 26:53.343 ‫اما یه کشور نمیتونه حتی ‫یه روزم بدون حاکم باشه 26:53.343 --> 26:54.463 ‫لطفاً 26:54.703 --> 26:55.943 ‫از قبل آماده باشین 27:02.783 --> 27:05.783 ‫لطفاً از قبل آماده ‫باشین، ولیعهد 27:28.863 --> 27:29.623 ‫مادر 27:31.343 --> 27:32.863 ‫پدر حالشون خیلی بده 27:34.023 --> 27:35.223 ‫بعد از کاری که کردی 27:36.623 --> 27:38.743 ‫احتمالاً روزهای زیادی نمونده 27:39.063 --> 27:41.183 ‫میدونم نمیخوای با پدر باشی 27:42.143 --> 27:43.823 ‫برای همین با همه ‫مخالفت‌ها مخالفت کردم 27:44.423 --> 27:46.263 ‫و اصرار کردم اینجا دفنت کنن 27:47.023 --> 27:48.623 ‫دیگه نمیبینیش 27:49.743 --> 27:51.863 ‫میدونم نمیخوای بیام ببینمت 27:52.383 --> 27:54.063 ‫اما دست خالی نیومدم 27:54.063 --> 27:56.383 ‫کلوچه‌های برنجی سبز ‫مورد علاقه‌ت رو آوردم 28:09.743 --> 28:10.703 ‫مادر 28:12.343 --> 28:13.143 ‫مادر 28:16.943 --> 28:17.583 ‫مادر 28:18.103 --> 28:20.583 ‫از گلی که برات چیدم خوشت میاد؟ 28:21.703 --> 28:23.023 ‫میذارمش تو موهات 28:36.503 --> 28:37.183 ‫مادر 28:37.623 --> 28:38.943 ‫اگه خوشت نمیاد 28:40.103 --> 28:42.423 ‫دیگه این کارو نمیکنم 28:46.583 --> 28:47.143 ‫سه‌آر 29:02.103 --> 29:04.423 ‫اینا کلوچه‌های برنجی ‫سبز مورد علاقه‌ت هستن 29:07.183 --> 29:08.423 ‫میدونم تو 29:08.823 --> 29:10.143 ‫هیچوقت منو دوست نداشتی 29:11.103 --> 29:13.023 ‫و میدونم ازم بدت میومد 29:13.423 --> 29:15.223 ‫حتی نمیخواستی بهم دست بزنی 29:16.423 --> 29:17.223 ‫حتی میدونم که تو 29:17.223 --> 29:19.423 ‫میخواستی منو هزار تیکه کنی 29:20.783 --> 29:23.063 ‫اما تو دل شب 29:23.823 --> 29:26.223 ‫هنوزم خیال میکنم تو ‫آغوشت دراز کشیدم 29:26.503 --> 29:28.183 ‫به قصه‌هات گوش میدم 29:29.303 --> 29:30.583 ‫خیال میکنم... 29:31.863 --> 29:33.583 ‫خوابم میبره 29:34.983 --> 29:36.183 ‫با لالایی‌هات 29:38.223 --> 29:39.663 ‫و دیگه هیچوقت بیدار نمیشم 29:49.423 --> 29:52.023 ‫اعلیحضرت رسیدن 30:15.343 --> 30:18.223 ‫لی یان، پسر قانونی شاهزاده ‫فقید چانگ، وارث لوئو 30:18.223 --> 30:19.503 ‫نسل‌ها وفاداری و ‫شجاعت رو به ارث برده 30:19.503 --> 30:21.263 ‫و هم بافضیلت و هم توانمنده 30:21.263 --> 30:23.463 ‫بدین وسیله به مقام ‫شاهزاده لوئو منصوب میشه 30:23.503 --> 30:24.903 ‫یه ردای اژدها بهش اعطا میشه 30:24.903 --> 30:27.943 ‫هزار چینگ زمین ‫کشاورزی، ۳۰۰ خونه 30:27.983 --> 30:31.703 ‫۵۰۰ طاقه ابریشم ‫اعلا، و ۱۰۰ اسب اعلا 30:32.623 --> 30:34.703 ‫ممنونم، اعلیحضرت 30:45.903 --> 30:46.703 ‫شاهزاده لوئو 30:53.463 --> 30:54.183 ‫ما رو تنها بذارین 30:57.383 --> 31:00.183 ‫واقعاً، نمیشه از روی ظاهر قضاوت ‫کرد قدرتت رو خوب پنهون کردی 31:00.183 --> 31:03.183 ‫انتظار نداشتم اینقدر ‫حسابگر و دسیسه‌چین باشی 31:04.863 --> 31:06.263 ‫اگه درست یادم باشه 31:06.783 --> 31:08.463 ‫مراسم دعای قصر تو پونزدهم هر ماه 31:08.463 --> 31:10.023 ‫به عهده وزارت تشریفاته 31:10.143 --> 31:11.703 ‫اگه به خاطر تو ‫نبود، وزیر تشریفات 31:11.703 --> 31:13.023 ‫که کارا رو برای چو ‫چیائو راحت کردی 31:13.023 --> 31:13.983 ‫چطور میتونست 31:13.983 --> 31:15.383 ‫اون روز تو تالار ‫یوتیان ظاهر بشه؟ 31:29.463 --> 31:31.263 ‫پس به وفاداریت خیانت کردی 31:31.503 --> 31:32.703 ‫فقط برای یه ردای احمقانه 31:33.543 --> 31:34.863 ‫و چند تا خونه درب و داغون؟ 31:49.623 --> 31:52.623 ‫شاهزاده لوئو، پوشیدن این ‫ردای اژدها که بهت افتخار میاره 31:52.623 --> 31:54.303 ‫واقعاً تو رو شبیه ‫یه جنتلمن باوقار 31:54.303 --> 31:56.263 ‫و راست‌کردار میکنه 32:05.223 --> 32:05.863 ‫چون‌شینگ 32:06.103 --> 32:07.063 ‫وسایلم رو جمع کن 32:07.063 --> 32:08.303 ‫برمیگردم یونگ بزرگ 32:08.303 --> 32:08.863 ‫چون‌ار 32:13.823 --> 32:14.943 ‫چرا جمع نمیکنی؟ 32:14.943 --> 32:16.863 ‫همسر شاهزاده، لطفاً تو ‫عصبانیت حرف نزنین 32:16.863 --> 32:18.063 ‫حالا که شاهزاده منصوب شدن 32:18.063 --> 32:19.503 ‫شما هم مقام میگیرن 32:19.503 --> 32:20.343 ‫تو کل بیان‌تانگ 32:20.343 --> 32:21.743 ‫هیچکس جرئت نمیکنه ‫بهتون زور بگه... 32:24.783 --> 32:25.463 ‫ولم کن 32:26.023 --> 32:27.343 ‫داری اذیتم میکنی 32:38.103 --> 32:40.223 ‫الان جلوی من داری قلدری میکنی 32:40.383 --> 32:41.423 ‫اما جلوی چو چیائو و لی سه 32:41.423 --> 32:42.623 ‫فقط یه ترسویی 32:42.943 --> 32:44.343 ‫دیگه نمیتونم تحمل کنم 32:44.463 --> 32:46.903 ‫برمیگردم یونگ بزرگ ‫تا جائو چه رو پیدا کنم 32:47.943 --> 32:48.943 ‫ولم کن ولم کن 32:48.943 --> 32:50.223 ‫جائو چون‌ار، کافیه 32:50.223 --> 32:51.263 ‫ولم کن 32:51.743 --> 32:52.743 ‫ساده‌لوح نباش 32:53.103 --> 32:54.103 ‫فکر میکنی برادرت 32:54.103 --> 32:55.223 ‫هنوزم تو رو میخواد؟ 32:55.703 --> 32:57.143 ‫چند روزه ازدواج کردیم 32:57.143 --> 32:59.263 ‫تا حالا کسی رو ‫فرستاده حالت رو بپرسه؟ 32:59.663 --> 33:00.943 ‫لقب شاهدختیت 33:01.263 --> 33:02.703 ‫فقط یه اسباب‌بازیه که بهت داده 33:02.703 --> 33:04.263 ‫تا یه بچه رو آروم کنه 33:06.023 --> 33:06.863 ‫ولم کن 33:08.223 --> 33:09.503 ‫به من گوش کن 33:10.143 --> 33:11.983 ‫حق نداری هیچ جا بری 33:11.983 --> 33:13.503 ‫فقط تو عمارت بمون 33:16.303 --> 33:18.143 ‫تو، یه شاهدخت خلع شده 33:18.623 --> 33:20.703 ‫و من، یه شاهزاده بی‌عرضه 33:21.223 --> 33:23.063 ‫زوج مناسبی هستیم 33:23.863 --> 33:26.623 ‫تک تک چیزایی که 33:27.383 --> 33:28.703 ‫بهت قول دادم رو به دست میارم 33:35.063 --> 33:36.063 ‫مراقبش باش 33:36.383 --> 33:38.343 ‫نذار از این اتاق بره بیرون 33:39.023 --> 33:39.623 ‫چشم 34:20.263 --> 34:21.983 ‫فکر میکردم باهوشی 34:22.863 --> 34:25.223 ‫انتظار نداشتم تو هم ‫اینقدر احمق باشی 34:25.583 --> 34:27.423 ‫جلومو نگیرین بذارین بمیرم 34:27.423 --> 34:30.263 ‫ولم کنین ولم کنین 34:35.783 --> 34:36.983 ‫چرا میخوای بمیری؟ 34:37.263 --> 34:38.463 ‫به خاطر ملکه‌ست 34:38.583 --> 34:39.823 ‫یا جان زی‌یو؟ 34:41.943 --> 34:42.543 ‫من... 34:52.223 --> 34:53.983 ‫بعد از اینکه قبیله ‫نان‌شی نابود شد 34:53.983 --> 34:55.743 ‫تو از جان زی‌یو جدا شدی 34:55.743 --> 34:56.983 ‫و به بردگی فروخته شدی 34:57.863 --> 34:59.463 ‫سال‌ها طول کشید تا پیدات کنه 35:00.223 --> 35:01.223 ‫تو یه برده بودی 35:01.543 --> 35:02.703 ‫باید بدونی 35:03.143 --> 35:04.303 ‫زندگی‌ای که الان داری 35:04.303 --> 35:06.303 ‫هزاران برابر بهتر از قبله 35:06.303 --> 35:08.023 ‫اون موقع زنده موندی 35:08.663 --> 35:09.943 ‫اما الان میخوای بمیری؟ 35:10.303 --> 35:11.583 ‫خیلی احمقانه نیست؟ 35:12.183 --> 35:14.383 تو این دنیا ‫زی‌یو 35:14.383 --> 35:15.503 ‫تنها خانواده منه 35:15.703 --> 35:18.143 ‫قبیله‌م توسط ملکه کشته شدن 35:18.263 --> 35:20.663 ‫حتی تنها خانواده‌م هم مرده 35:22.943 --> 35:25.063 ‫زندگی کردن چه فایده‌ای داره؟ 35:36.823 --> 35:38.103 ‫بچه تو شکمت 35:38.303 --> 35:39.823 ‫تنها خانواده توئه 35:40.383 --> 35:41.543 ‫بچه؟ 35:41.983 --> 35:43.943 ‫با اینکه جان زی‌یو برادرته 35:43.943 --> 35:45.423 ‫ازت سوءاستفاده کرد 35:45.983 --> 35:47.303 ‫تا برای ملکه کار کنی 35:51.903 --> 35:52.983 ‫تو خیلی باهوشی 35:53.463 --> 35:54.903 ‫و لی سه یه مرد مهربون 35:55.063 --> 35:56.303 ‫و بااحساسه 35:56.983 --> 35:58.863 ‫الان اون امپراتور بیان‌تانگه 35:59.543 --> 36:02.423 ‫و تو تنها بچه اون رو بارداری 36:04.343 --> 36:05.823 ‫خوب در موردش فکر کن 36:46.623 --> 36:47.503 ‫این دو تا شمشیر 36:47.503 --> 36:48.623 ‫نشون دهنده 36:48.663 --> 36:50.503 ‫اینه که برای ‫همیشه با هم میمونیم 36:50.703 --> 36:51.903 ‫چیزی که مادرم از دست داد 36:52.303 --> 36:54.223 ‫من براش پس میگیرم 36:54.263 --> 36:55.503 ‫این جادوگر رو بکشین 36:55.503 --> 36:57.343 ‫اگه به پادشاه یان ‫بزرگ تقدیمش کنیم 36:57.343 --> 36:58.583 ‫نجات پیدا میکنیم 36:58.903 --> 36:59.783 ‫بگیرینش 36:59.783 --> 37:01.023 ‫راه بیفتین 37:01.743 --> 37:03.143 ‫زنده باد یان بزرگ 37:03.183 --> 37:04.703 ‫بیان‌تانگ رو نابود کنین