WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 03:37.884 --> 03:39.677 ‫[ارباب مگس‌ها] 03:40.011 --> 03:43.306 ‫[قسمت سوم] ‫[سایمون] 05:01.301 --> 05:04.220 ‫۱۵ دسامبر. تعطیلات اعلام شد. 05:05.096 --> 05:08.349 ‫پدر و مادرا بچه‌ها رو بردن ‫تا اینکه فقط من و جک موندیم. 05:09.684 --> 05:11.477 ‫تا شام باهام حرف نزد، 05:12.061 --> 05:15.106 ‫ولی بعدش یه شوخی باحال ‫در مورد پودینگ نون و کره کرد. 05:15.565 --> 05:17.525 ‫سعی کردم وقتی می‌خندم ‫نشون ندم که خیلی ازش ممنونم. 05:18.818 --> 05:20.320 ‫از برنامه‌هاش گفت، 05:20.361 --> 05:23.323 ‫از اینکه چطوری قراره امسال رو ‫به بهترین کریسمس تبدیل کنیم. 05:24.157 --> 05:25.658 ‫من کم حرف زدم. 05:26.868 --> 05:29.746 ‫بعدش صدام کردن دفتر، ‫برای یه تماس از خونه. 05:30.455 --> 05:33.041 ‫مامان می‌خواست قبل از رفتن به سوئیس ‫باهام حرف بزنه. 05:33.374 --> 05:37.045 ‫گفت بابا خسته‌ست ‫و سال جدید باهام حرف می‌زنه. 05:37.587 --> 05:39.088 ‫صداش خیلی سرحال نبود. 05:59.442 --> 06:00.943 ‫تازگی بیشتر از قبل باور دارم که حموم کردن 06:01.027 --> 06:03.071 ‫تنها کار عاقلانه‌ایه ‫که میشه توی این جزیره کرد. 06:03.988 --> 06:05.490 ‫تا کی؟ 06:05.907 --> 06:07.909 ‫چرا فقط ما باید بزرگسال باشیم؟ 06:08.451 --> 06:10.912 ‫من میگم بخور، بخواب و حموم کن. 06:12.413 --> 06:13.915 ‫جدی نمیگی. 06:14.916 --> 06:16.417 ‫می‌تونه جدی باشه. 06:17.001 --> 06:18.503 ‫باید همین باشه. 06:22.423 --> 06:23.925 ‫از اون ابرها خوشم نمیاد. 06:25.301 --> 06:27.303 ‫اینجا بارون می‌باره. ‫شاید متوجه شده باشی. 06:39.190 --> 06:40.691 ‫نگران بارون نیستم. 06:44.070 --> 06:45.571 ‫نگران یه طوفانم. 06:57.583 --> 06:59.085 ‫یه طوفان تو راهه! 06:59.544 --> 07:01.129 ‫مواظب عینکم باش! 07:01.504 --> 07:04.215 ‫اگه آب روی شیشه‌اش بریزه، ‫باید درش بیارم و تمیزش کنم. 07:04.382 --> 07:07.218 ‫- خنده‌دار بود. ‫- فقط اگه حوصله‌ی خنده داشته باشی. 07:08.177 --> 07:09.679 ‫سرم درد می‌کنه. 07:12.557 --> 07:14.475 ‫رالف، نکن... رالف! 07:16.561 --> 07:18.062 ‫بس کن! 07:25.611 --> 07:27.113 ‫یه طوفان بزرگ شد. 07:28.030 --> 07:30.491 ‫بزرگترین طوفانی که ‫سایمون کامبورن تا حالا دیده بود. 07:31.033 --> 07:32.535 ‫براش خیلی هیجان‌انگیز بود. 07:33.327 --> 07:37.498 ‫چکمه‌ها و کلاه بارونی و بارونیش رو پوشید 07:38.416 --> 07:39.917 ‫و رفت توی طوفان. 07:40.543 --> 07:42.503 ‫و از چیزی که دید شگفت‌زده شد. 07:43.546 --> 07:45.047 ‫کل باغچه‌ی خونه‌ش 07:46.340 --> 07:47.842 ‫یه برکه شده بود، 07:48.301 --> 07:49.802 ‫و پر از ماهی بود. 07:51.304 --> 07:53.556 ‫یه لحظه ترسید، 07:54.724 --> 07:59.604 ‫ولی بعد ماهی‌ها سمتش شنا کردن، ‫لبخند زدن و گفتن... 08:00.897 --> 08:02.607 ‫«اینجا قشنگ نیست؟» 08:04.734 --> 08:06.402 ‫و سایمون حس خوبی پیدا کرد. 08:09.572 --> 08:12.658 ‫ولی بعد سایمون کامبورن ‫یه مشکل دید. 08:13.451 --> 08:16.746 ‫روی در باغچه‌ش پر از وزغ‌های نارنجی بود ‫که همه‌جاش نشسته بودن. 08:17.663 --> 08:20.875 ‫مشکلی که فردا در موردش بهتون میگم. 08:22.418 --> 08:25.671 ‫میگم، میگم، میگم، قول میدم. 08:27.298 --> 08:28.799 ‫خب، همه رفتن دستشویی؟ 08:29.258 --> 08:31.302 ‫- آره. ‫- پرسیوال، تو چی؟ 08:32.053 --> 08:35.264 ‫شماره تلفنم رو یادم رفته. ‫باریتون ۶۲۳... 08:35.431 --> 08:36.933 ‫پرسیوال؟ 08:38.184 --> 08:40.770 ‫آره، رفتم دستشویی. 08:41.646 --> 08:43.147 ‫ممنون. 08:43.314 --> 08:46.400 ‫خب، یه‌کم ساکت باشین. ‫یادتون باشه، اگه نمی‌تونین بخوابین، 08:46.567 --> 08:49.654 ‫معنیش این نیست که بغل‌دستیتون هم نمی‌تونه. ‫پس سعی کنین بیدارشون نکنین. 08:50.530 --> 08:53.616 ‫- مگه اینکه کار واجب داشته باشین. ‫- مگه اینکه کار واجب داشته باشین. 09:32.738 --> 09:34.240 ‫چرا اسم من روشه؟ 09:34.407 --> 09:35.533 ‫کی؟ 09:35.533 --> 09:37.368 ‫پسری که خوکی در موردش قصه میگه. 09:37.535 --> 09:40.037 ‫فکر کنم خوکی فقط داره ‫اسم همه‌ی بچه‌های توی لیست رو میگه. 09:41.122 --> 09:42.707 ‫برای هر کدوم یه قصه‌ی متفاوت، می‌دونی؟ 09:45.793 --> 09:47.420 ‫می‌دونه آخرش چی میشه؟ 09:48.296 --> 09:50.756 ‫نمی‌دونم. فکر کنم همین‌طور که پیش میره ‫از خودش درمیاره. 09:50.965 --> 09:52.466 ‫استعداد خیلی خوبی داره. 09:56.053 --> 09:58.264 ‫حرفت جدی بود؟ ‫چیزی که در مورد کمتر کار کردن گفتی؟ 09:58.889 --> 10:02.018 ‫چون باید پناهگاه دوم رو محکم کنیم، ‫آتیش علامت رو روشن نگه داریم... 10:02.184 --> 10:04.395 ‫گروه جک اصلاً نگران همچین چیزایی نیست. 10:15.406 --> 10:18.075 ‫یه روز بابام منو برد توی اتاق کارش. 10:19.869 --> 10:21.245 ‫مامانم اونجا بود. 10:21.245 --> 10:22.747 ‫داشت گریه می‌کرد. 10:24.081 --> 10:25.291 ‫یه کبودی داشت 10:25.291 --> 10:26.792 ‫درست همونجا. 10:27.418 --> 10:30.296 ‫ازم پرسید کی رو ترجیح میدم، ‫اون یا مامانم رو. 10:30.421 --> 10:31.756 ‫یه لحظه صبر کردم 10:31.756 --> 10:34.759 ‫و بهشون گفتم نمی‌تونم تصمیم بگیرم ‫کی رو ترجیح میدم. 10:38.387 --> 10:39.889 ‫- خیلی سخته... ‫- اونقدرا هم سخت نیست. 10:40.222 --> 10:42.683 ‫مامانمو دوست داشتم، ‫و از اون متنفر بودم. 10:43.726 --> 10:47.146 ‫ولی اینو نگفتم. ‫در عوض گفتم نمی‌تونم تصمیم بگیرم. 10:47.563 --> 10:49.065 ‫یه ترسو بودم. 10:49.190 --> 10:52.276 ‫بابام بهم گفت همه‌ی ما ترسوییم، ‫حداقل بعضی وقتا. 10:52.443 --> 10:55.404 ‫موهای مامانمو کشید و گفت «می‌شنوی؟» 10:55.571 --> 10:58.199 ‫«حتی پسر عزیزدردونه‌ت هم ‫درست و حسابی دوستت نداره.» 10:58.824 --> 11:01.702 ‫و رفت و در رو کوبید به هم، ‫و مامانم نگاهم کرد، 11:03.079 --> 11:07.041 ‫و بعد داد زد و رفت دنبالش، ‫و برای یه چیزی التماسش می‌کرد. 11:16.634 --> 11:18.719 ‫منظورم... منظورم اینه که... 11:20.054 --> 11:21.555 ‫من یه ترسو‌ ام. 11:22.139 --> 11:24.141 ‫و می‌دونم جک هم ترسوئه. 11:24.308 --> 11:26.977 ‫و از اینکه اینو بهت میگم ازم متنفر میشه، ‫ولی ترسوئه. 11:27.353 --> 11:28.854 ‫- و تو نیستی، رالف. ‫- تو که نمی‌دونی. 11:28.979 --> 11:32.858 ‫و همه‌ی ما، همه‌ی بچه‌های کوچیکتر، ‫بهت نیاز داریم. من بهت نیاز دارم. 11:47.623 --> 11:49.875 ‫من، تو و جک رو نمی‌فهمم. 11:55.047 --> 11:58.008 ‫توی تعطیلات طولانی خیلی تنها بودیم. 11:58.759 --> 12:00.845 ‫وقتی هیچ‌کس اونجا نبود با هم رفیق بودیم. 12:01.470 --> 12:03.889 ‫بعد بقیه برمی‌گشتن و ‫منو مثل یه تیکه سنگ می‌انداخت دور. 12:04.640 --> 12:06.142 ‫هیچ‌وقت برام مهم نبود. 12:06.475 --> 12:07.977 ‫اون مهربون‌تر از چیزیه که آدما می‌دونن. 12:09.437 --> 12:12.773 ‫ولی... یه... چیزی هست. 12:12.857 --> 12:14.358 ‫- رالف. ‫- رالف. 12:14.483 --> 12:17.361 ‫- چیه؟ چیه؟ ‫- دیدیمش! هیولا رو دیدیم! 12:17.945 --> 12:19.697 ‫بالا پیش آتیش علامت بودیم. 12:20.489 --> 12:22.158 ‫یه هیولا توی این جزیره‌ست. 14:05.678 --> 14:07.179 ‫جک! 14:08.264 --> 14:10.808 ‫جک! دارن میان. 14:22.653 --> 14:24.154 ‫چرا یه برگ دستته؟ 14:25.573 --> 14:27.074 ‫ایده‌ی خوکی بود. 14:28.450 --> 14:30.828 ‫می‌خواستیم نشون بدیم برای مذاکره اومدیم. 14:32.246 --> 14:34.081 ‫در مورد چی می‌خواین مذاکره کنین؟ 14:35.165 --> 14:37.626 ‫هیولا. یکی دیدتش. 14:39.753 --> 14:42.923 ‫- آتیش روشن بود. ‫- تازه روشنش کرده بودیم. آتیشو. 14:43.465 --> 14:46.135 ‫- چوب‌های بیشتری گذاشتیم روی... ‫- طبق برنامه‌ی خوکی پیش رفتیم. 14:46.302 --> 14:49.138 ‫- برای علامت. ‫- بعد چشماشو دیدیم. 14:49.430 --> 14:50.723 ‫دندوناش. چنگالاش. 14:50.723 --> 14:54.143 ‫یه چیزی بین گوریل و شیر، ‫ولی شبیه هیچ‌کدومشون نبود. 14:54.310 --> 14:55.811 ‫تا جایی که تونستیم تند دویدیم. 14:56.061 --> 14:57.563 ‫- خوردیم به همه‌چی. ‫- دنبالمون کرد. 14:58.022 --> 15:01.025 ‫- این کارو کرد؟ ‫- نه! اون یه بوته بود. 15:01.650 --> 15:03.986 ‫حتماً دیدینش؟ هیولا رو؟ 15:04.987 --> 15:06.488 ‫دارین دستمون میندازین؟ 15:07.698 --> 15:09.199 ‫ما دیدیمش. 15:12.661 --> 15:14.163 ‫من حرفشونو باور می‌کنم. 15:16.498 --> 15:18.584 ‫آره. منم باورشون می‌کنم. 15:21.879 --> 15:24.006 ‫پس سوال اینه که ‫عقب‌نشینی کنیم یا حمله. 15:24.173 --> 15:26.800 ‫کجا می‌خوای عقب‌نشینی کنی، کاپیتان؟ ‫یه جزیره‌ی دیگه؟ 15:26.967 --> 15:28.385 ‫جزیره‌ی دیگه‌ای دیدی، موریس؟ 15:28.385 --> 15:31.013 ‫یه بار فکر کردم دیدم، ‫ولی فقط یه مگس رفته بود توی چشمم. 15:31.680 --> 15:33.390 ‫هیولا هیچ‌وقت نیومده اینجا. 15:33.891 --> 15:36.310 ‫- اگه اینجا بمونیم، متحد... ‫- چی، و اینجا حبس بشیم؟ 15:36.477 --> 15:37.978 ‫غذامونو چطوری پیدا کنیم، راجر؟ 15:38.062 --> 15:40.773 ‫شاید اگه مودبانه ازشون بخوایم ‫خوک‌ها خودشون بیان پیشمون. 15:42.358 --> 15:45.361 ‫وقت شکاره. ‫شکارچی‌ها میرن. ما سلاح داریم. 15:45.736 --> 15:47.237 ‫اون نیزه‌ها فقط از چوب ساخته شدن. 15:48.113 --> 15:50.074 ‫برای ما نگرانی. چقدر مهربون. 15:50.240 --> 15:53.202 ‫فقط نمی‌فهمم حمله به یه هیولا با چوب‌کبریت ‫چیکار می‌تونه بکنه. 15:54.578 --> 15:57.373 ‫پس با خوکت موافقی؟ ‫میگی صبر کنیم تا هیولا بره؟ 15:57.831 --> 15:59.708 ‫من همچین چیزی گفتم؟ ‫فقط میگم باید فکر کنیم! 15:59.875 --> 16:01.377 ‫پیش به سوی جلو! ‫بریم سربازای مسیحی! 16:01.502 --> 16:03.003 ‫و بچه‌های کوچیکتر، جک؟ ‫به اونا فکر کن. 16:03.087 --> 16:06.298 ‫- اگه ما بریم، و هیولا بیاد پایین... ‫- گور بابای بچه‌های کوچیکتر. 16:06.465 --> 16:08.092 ‫بس کنین! ‫همه دارن داد می‌زنن. 16:08.550 --> 16:10.052 ‫باید با صدف ‫یه جلسه‌ی درست و حسابی بگیریم. 16:10.177 --> 16:12.805 ‫گور بابای صدف! ‫ما می‌دونیم کی باید حرف بزنه. 16:12.972 --> 16:16.225 ‫حرف زدن سایمون تا حالا چیکار کرده؟ ‫یا بیل؟ 16:20.521 --> 16:23.565 ‫وقتشه بعضیا تصمیم‌گیری رو ‫بسپارن به بقیه‌مون. 16:28.445 --> 16:29.947 ‫این بی‌رحمانه بود. 16:30.823 --> 16:32.324 ‫اون توی گروه کره. 16:32.866 --> 16:34.368 ‫باید می‌اومد پیش من. 16:36.620 --> 16:39.623 ‫تازه، خسته شدم از بس ‫نگران بی‌رحم بودن بودم. 16:40.582 --> 16:43.293 ‫وقتشه عصبانی بشیم. خداحافظ! 16:43.460 --> 16:45.796 ‫داری اشتباه می‌کنی. ‫کجا می‌تونه باشه؟ 16:45.963 --> 16:48.048 ‫کجا می‌تونه زندگی کنه که ما ندیدیمش؟ 16:52.553 --> 16:54.972 ‫ممنون، رالف. ‫نقطه‌ی شروع رو بهمون دادی. 16:55.764 --> 16:58.267 ‫تنها جایی که نرفتیم. ‫یادت میاد، موریس؟ 16:58.434 --> 17:01.729 ‫اون سر جزیره، ‫همونجا که صخره‌ها روی هم تلنبار شدن. 17:01.895 --> 17:03.397 ‫آره، می‌دونم کجاست. 17:04.523 --> 17:06.817 ‫متوجه شدی بدترین چیز در مورد اینکه ‫هیولا روی کوهه چیه؟ 17:06.984 --> 17:08.736 ‫اینکه آتیش علامت خاموش شده؟ 17:09.737 --> 17:11.405 ‫وظیفه‌ی ماست که آتیشو دوباره روشن کنیم. 17:12.364 --> 17:14.241 ‫یا دیگه بیخیال ایده‌ی نجات شدی؟ 17:18.746 --> 17:20.247 ‫پس همه‌مون میریم. 17:21.206 --> 17:22.708 ‫همه‌ی ما بزرگترها میریم. 17:25.044 --> 17:26.628 ‫همه‌مون باید هیولا رو بکشیم. 17:29.923 --> 17:31.425 ‫خوبه. 18:05.250 --> 18:07.503 ‫- هر جا که میریم! ‫- نه. 18:10.839 --> 18:12.341 ‫با اینا نه. 18:43.038 --> 18:45.999 ‫می‌تونی ببینی چرا اینجا ‫تنها تیکه‌ی جزیره‌ست که کسی کشفش نکرده. 19:06.687 --> 19:08.188 ‫من رئیسم. 19:08.772 --> 19:09.898 ‫من میرم. 19:09.898 --> 19:11.400 ‫اینجا بمونین. 19:17.489 --> 19:18.991 ‫قایم بشین. 19:19.449 --> 19:20.951 ‫منتظر من بمونین. 19:34.381 --> 19:37.217 ‫فکر می‌کنی هیچ‌کدوم از اینا ‫در مورد پیدا کردن هیولاست؟ 20:50.749 --> 20:52.251 ‫من رئیس شکارچی‌هام. 20:53.543 --> 20:55.045 ‫نمی‌تونستم بذارم تنهایی این کارو بکنی. 22:52.371 --> 22:53.789 ‫آره، جک! 22:53.789 --> 22:56.833 ‫- آره! ‫- آره، جک! 23:15.602 --> 23:17.104 ‫خب، اینجا هیچ هیولایی نیست. 23:17.187 --> 23:20.107 ‫نه، ولی چه جای معرکه‌ای برای یه قلعه‌ست. 23:20.649 --> 23:23.026 ‫ارزونی خودت. ‫من که هیچ‌وقت نمیام اینجا. 23:23.777 --> 23:25.570 ‫وقتی بیای اینجا، ‫کی دلش می‌خواد بره؟ 23:25.821 --> 23:28.532 ‫- آب شیرین نداره. ‫- پس اون چیه؟ 23:36.415 --> 23:38.458 ‫می‌تونی یه پوست نارگیل بذاری اونجا، ‫که همیشه پر بشه. 23:38.750 --> 23:41.837 ‫هیچ نارگیلی نیست! ‫نه میوه‌ای هست، نه خوکی. 23:42.379 --> 23:44.297 ‫برای غذا باید کلی راه بریم. 23:50.262 --> 23:53.098 ‫برمی‌گردیم و میریم بالای کوه. ‫موریس اشتباه می‌کرد. 23:53.765 --> 23:55.475 ‫بهتره از همونجایی شروع کنیم ‫که دوقلوها اولین بار دیدنش. 23:55.642 --> 23:58.437 ‫حیف که اول اونجا رو نگشتی. ‫به کمپ نزدیکتر بود. 23:59.020 --> 24:00.814 ‫می‌خوای موریس رو تنبیه کنم؟ 24:02.524 --> 24:04.317 ‫فکر نمی‌کنم ایده‌ی موریس بوده باشه. 24:11.575 --> 24:13.201 ‫شجاع بازی درمیاری، رئیس. 24:13.952 --> 24:16.788 ‫ولی واقعاً مثل سگ ترسیدی. مگه نه؟ 24:18.999 --> 24:21.460 ‫و تو هم اونقدر که می‌خوای ما فکر کنیم ‫سرسخت نیستی. 24:25.046 --> 24:26.548 ‫و کی اینو بهت گفته؟ 25:32.531 --> 25:34.032 ‫۱۸ دسامبر. 25:34.491 --> 25:38.828 ‫تصمیم گرفتیم به بلوط بزرگ توی حیاط زائر ‫بگیم درخت سرنوشت. 25:40.163 --> 25:43.208 ‫جک نقشه داره که ‫کل محوطه رو دوباره نقشه‌برداری کنه. 25:44.376 --> 25:48.380 ‫هفته‌ی بعد قراره پیدایش باشه، پیدایش ما، 25:49.130 --> 25:52.551 ‫و ما قراره روی همه‌چیز توی محوطه ‫یه اسم جدید بذاریم و از نو خلقشون کنیم 25:53.051 --> 25:54.678 ‫انگار که تازه به دنیا اومدن. 25:56.763 --> 26:00.892 ‫اون هر دومون رو برد روی تپه ‫پشت کلیسای جامع و گفت داد بزنیم، 26:01.059 --> 26:04.020 ‫«باشد نور بتابد!» ‫اون فوق‌العاده به نظر می‌رسید، 26:04.271 --> 26:07.315 ‫موهای زردش ‫مثل خود خورشید می‌درخشید. 26:07.899 --> 26:12.696 ‫گفت «ما مثل خدایانیم، چون اگه خدا نباشیم»، 26:12.862 --> 26:15.282 ‫«پس دنیا چطوری قراره ساخته بشه؟» 26:40.348 --> 26:43.226 ‫این مسخره‌ست. ‫نمی‌دونیم داریم کجا میریم. 26:43.393 --> 26:45.353 ‫خیلی چاق و بی‌عرضه‌ای. 27:04.456 --> 27:05.957 ‫چرا وایسادیم؟ 27:06.791 --> 27:08.293 ‫- قبلاً اینجا بودیم. ‫- یادمه. 27:09.377 --> 27:11.379 ‫اگه از این وسط بری... ‫مسیر خوک‌ها رو یادته؟ 27:11.546 --> 27:13.048 ‫کیلومترها ادامه داشت. 27:13.173 --> 27:16.051 ‫پیداشون می‌کنیم و ‫یه مسیر تا آتیش علامت پیدا می‌کنیم. 27:38.073 --> 27:39.574 ‫می‌دونیم داریم کجا میریم؟ 27:40.158 --> 27:41.660 ‫داریم دنبال جک میریم. 27:52.962 --> 27:55.757 ‫مسیر خوک‌ها. مسیر خوک‌ها! 28:24.577 --> 28:27.455 ‫جک! خورشید داره میره پایین. 28:28.540 --> 28:31.042 ‫- همه‌مون خسته‌ایم. ‫- داریم دنبال هیولا می‌گردیم. 28:31.209 --> 28:33.169 ‫- گشتن نور می‌خواد. ‫- من گشنمه. 28:33.336 --> 28:35.797 ‫اگه الان بریم، ‫می‌تونیم قبل از تاریکی برگردیم کمپ. 28:36.089 --> 28:37.882 ‫می‌خوابیم، ‫و فردا می‌تونیم بریم بالا. 28:38.049 --> 28:39.551 ‫ایده‌ی خوبیه. 28:40.260 --> 28:41.761 ‫اگه ترسیدین، ‫معلومه که می‌تونیم برگردیم. 28:41.886 --> 28:43.263 ‫حتماً باید همه‌چی رو ‫تبدیل کنی به یه رقابت...؟ 28:43.263 --> 28:44.514 ‫ولش کن. 28:48.059 --> 28:49.602 ‫سایمونِ تو میگه ولم کنی. 28:50.478 --> 28:52.605 ‫خوکت بهت یه دلیل برای برگشتن میده. 28:53.815 --> 28:55.316 ‫تصمیم توئه. 28:55.692 --> 28:57.193 ‫پادشاه رالف. 29:05.660 --> 29:08.913 ‫یه گروه کوچیکتر تندتر حرکت می‌کنه. ‫بقیه باید برگردن کمپ. 29:09.080 --> 29:11.416 ‫خوبه. داوطلب می‌خوایم. 29:12.709 --> 29:14.210 ‫ممنون. 29:16.921 --> 29:19.299 ‫بیخیال چاقالو. ‫تو به اندازه‌ی کافی سریع نیستی. 29:20.925 --> 29:22.552 ‫بچه‌های کوچیکتر توی کمپ بهت نیاز دارن. 29:23.136 --> 29:24.637 ‫آره، نیاز دارن. 29:28.725 --> 29:30.977 ‫ما با هم راگبی بازی کردیم. ‫می‌دونی که از پسش برمیام. 29:33.813 --> 29:35.315 ‫قول میدی غش نکنی؟ 29:39.986 --> 29:41.488 ‫پنج تا عدد خوبیه. 30:16.815 --> 30:18.316 ‫پسش بده. 30:19.526 --> 30:21.027 ‫چی رو پس بدم؟ 30:21.069 --> 30:22.570 ‫اصلاً یادم نمیاد چی نوشتم. 30:27.158 --> 30:29.118 ‫غمناک‌ترین قصه‌ایه که تا حالا خوندم. 30:30.328 --> 30:31.830 ‫این چیزیه که نوشتی. 30:44.342 --> 30:45.844 ‫تو خسته‌ای. 30:46.177 --> 30:48.179 ‫اگه نمی‌خوای ادامه بدی، ‫خودم تنهایی میرم بالا. 30:48.346 --> 30:49.848 ‫من باهاتم، جک. 30:51.224 --> 30:54.060 ‫منم همین‌طور. ‫خسته نیستم. 30:56.354 --> 30:58.940 ‫- هر چی بخوای رو انجام میدن؟ ‫- افراد تو انجام نمیدن؟ 30:59.566 --> 31:01.276 ‫سایمون. تو یه سگ خوبی. 31:01.985 --> 31:04.028 ‫همه‌جا دنبال رالف میری، مگه نه؟ 31:05.822 --> 31:07.949 ‫پس برین. شما سه تا، برین. 31:09.617 --> 31:11.119 ‫با هیولا بجنگین. 31:20.795 --> 31:24.007 ‫می‌بینی؟ ‫نمی‌خوای این کارو بدون من انجام بدی. 31:45.612 --> 31:47.155 ‫رالف، نیازی به این کار نیست. 31:49.824 --> 31:51.326 ‫حالا تو سگ منی. 31:53.161 --> 31:54.662 ‫رالف... 32:12.138 --> 32:13.640 ‫ایده‌ی خوبیه. 32:39.958 --> 32:41.459 ‫چیزی می‌بینی؟ 32:43.711 --> 32:46.297 ‫اونجا هیچ صخره‌ای نبود. ‫درست میگم؟ 33:24.585 --> 33:26.087 ‫جک، بچه‌ها رو نترسون. 33:26.421 --> 33:28.923 ‫نترسونمشون؟! حق دارن که بترسن. 33:38.641 --> 33:40.727 ‫- من این جلسه رو تشکیل دادم... ‫- هیچ جلسه‌ای در کار نیست. 33:40.893 --> 33:42.395 ‫صدف دست منه! 33:42.895 --> 33:44.397 ‫تو از صدف متنفری. 33:47.025 --> 33:50.194 ‫اول از همه، باید بدونین... ‫ما هیولا رو دیدیم. 33:51.779 --> 33:53.322 ‫فقط چند متر باهاش فاصله داشتیم. 33:53.906 --> 33:55.783 ‫نشست و نگاهمون کرد. 33:56.159 --> 33:59.787 ‫میشه ساکت باشین؟! ‫خیلی مهمه، و صدف دست منه! 34:04.333 --> 34:06.044 ‫ما نمی‌دونیم این هیولا چیکار می‌کنه. 34:06.711 --> 34:08.212 ‫حتی نمی‌دونیم چی هست. 34:08.546 --> 34:10.506 ‫- از دریا میاد. ‫- شکار می‌کنه. 34:11.716 --> 34:14.594 ‫- شاید هیولا... ‫- آره. داره شکار می‌کنه. 34:14.761 --> 34:15.928 ‫این کاریه که داره می‌کنه. 34:15.928 --> 34:18.723 ‫هیولا یه شکارچیه ‫و فقط یه کار میشه با شکارچی‌ها کرد. 34:19.265 --> 34:21.851 ‫شکارشون کنی. بکش یا کشته شو. 34:22.935 --> 34:25.271 ‫اینو کسی میگه که از همه تندتر می‌دوید. 34:28.107 --> 34:30.276 ‫پس رالف فکر می‌کنه ‫همه‌ی شکارچی‌های من به‌دردنخورن. 34:30.443 --> 34:31.861 ‫چی؟ من هیچ‌وقت اینو نگفتم. دروغگو! 34:31.861 --> 34:33.613 ‫رالف فکر می‌کنه ‫همه‌ی شکارچی‌های من ترسو‌ان! 34:34.530 --> 34:36.491 ‫- ترسوها فرار می‌کنن! ‫- جک، می‌ذاری حرف بزنم؟ 34:36.657 --> 34:38.159 ‫رالف همون خوکیه. 34:38.242 --> 34:40.745 ‫مثل خوکی حرف می‌زنه ‫چون خوکی بهش میگه چی بگه. 34:43.247 --> 34:44.999 ‫شما خوکی رو ‫به عنوان رهبرتون انتخاب می‌کنین؟ 34:45.208 --> 34:46.876 ‫نه. معلومه که نه. 34:47.043 --> 34:50.755 ‫همه‌ش حرف، حرف، حرف. ‫کی اینو می‌خواست؟ کی جلسه رو تشکیل داد؟ 34:50.922 --> 34:52.632 ‫رالف نباید رئیس شما باشه! ‫می‌شنوین؟! 34:52.799 --> 34:55.468 ‫تو همین الانش هم کمپ خودتو داری. ‫صدف رو بده به من. 34:56.469 --> 34:57.970 ‫بس کن. 35:40.263 --> 35:42.890 ‫فقط یه نفر هست که می‌تونه ‫شما رو از دست هیولا نجات بده، 35:43.516 --> 35:45.017 ‫و اون رئیستون نیست. 35:45.893 --> 35:47.395 ‫بیاین بریم! 35:47.603 --> 35:49.105 ‫هیچ‌وقت نباید می‌اومدیم! 36:09.250 --> 36:12.753 ‫♪ هر جا که میریم ♪ 36:13.004 --> 36:16.966 ‫♪ آدما همیشه ازمون می‌پرسن ♪ 36:17.133 --> 36:20.761 ‫♪ ما کی هستیم ♪ 36:20.928 --> 36:24.849 ‫♪ از کجا اومدیم... ♪ 39:50.429 --> 39:51.972 ‫«۲۶ دسامبر.» 39:53.015 --> 39:54.558 ‫«جک هنوز مریضه.» 39:55.142 --> 39:56.936 ‫«دارم براش هاکلبری فین می‌خونم.» 39:57.103 --> 39:59.480 ‫«یه جاش بود که شروع کردم به ‫درآوردن صداهای خنده‌دار،» 39:59.897 --> 40:02.400 ‫«و جک واقعاً خندید، ‫برای همین ادامه‌ش دادم.» 40:03.609 --> 40:05.111 ‫«گفتن خنک نگهش دارم،» 40:05.277 --> 40:07.196 ‫«ولی بعدش از اینکه سردشه شکایت کرد،» 40:07.363 --> 40:10.908 ‫«برای همین پتوها رو انداختم روش. ‫ترجیح دادم راحت باشه.» 40:11.575 --> 40:13.619 ‫«عادت کردم پرده‌هام رو بکشم» 40:14.036 --> 40:16.122 ‫«تا اگه بهم نیاز داشت، ‫بتونم براش اونجا باشم.» 40:17.957 --> 40:19.458 ‫«اون خیلی به چیزی نیاز نداره،» 40:19.583 --> 40:22.044 ‫«فقط یه کلمه‌ی آرامش‌بخش اگه بترسه.» 40:22.211 --> 40:24.046 ‫«دیشب اتفاقی بهم گفت مامان» 40:24.255 --> 40:26.257 ‫«و هردومون از ته دل خندیدیم.» 40:27.716 --> 40:29.385 ‫«پیشش دراز کشیدم تا خوابش برد.» 40:34.306 --> 40:36.851 ‫اگه اینجا نبودی کجا بودی؟ 40:37.017 --> 40:38.894 ‫توی یه کلبه لبه‌ی دارتمور. 40:39.437 --> 40:41.063 ‫بابام روی قایق‌های پلیموث کار می‌کرد. 40:41.272 --> 40:44.150 ‫یه کلبه؟ ‫قشنگ به نظر میاد. 40:44.900 --> 40:47.111 ‫فکر کنم هم‌اندازه‌ی ‫اتاقک نگهبانی سایمون باشه. 40:48.195 --> 40:49.738 ‫ما یه اتاقک نگهبانی داشتیم. 40:50.739 --> 40:52.616 ‫وقتی برف می‌اومد، ‫باید خیلی سخت کار می‌کردیم، 40:52.950 --> 40:54.535 ‫مطمئن می‌شدیم که زیر برف گیر نمی‌کنیم. 40:55.244 --> 40:58.414 ‫من و بابا تا دیروقت اونجا بودیم و ‫مسیر رو تمیز می‌کردیم و نمک می‌پاشیدیم. 40:58.873 --> 41:00.332 ‫ولی وقتی کارمون تموم می‌شد، 41:00.332 --> 41:03.127 ‫جلوی آتیش ‫کورن‌فلکس با شکر و خامه می‌خوردیم. 41:03.294 --> 41:05.254 ‫کورن‌فلکس با شکر و خامه؟ 41:07.047 --> 41:08.757 ‫هر چیزی میدم که اونو بخورم. 41:12.303 --> 41:13.804 ‫فکر کنم الان اونجا بودم. 41:15.014 --> 41:16.515 ‫تو کجا بودی، سایمون؟ 41:17.683 --> 41:18.809 ‫من می‌دونم کجا بودم. 41:18.809 --> 41:20.853 ‫پشت پیشخون توی شیرینی‌فروشی ‫داشتی به خاله‌ت کمک می‌کردی؟ 41:21.020 --> 41:23.689 ‫در حالی که داشتی ‫چندتا پاستیل ماری می‌خوردی 41:23.856 --> 41:25.357 ‫و پاستیل‌های نواری توت‌فرنگی. 41:25.399 --> 41:27.735 ‫شکلات‌های چرخ‌دنده‌ای. ‫شیرینی‌های پرنده. 41:29.487 --> 41:30.988 ‫بگو دیگه، سایمون. 41:36.869 --> 41:39.413 ‫فکر کنم، در کل... 41:40.498 --> 41:42.416 ‫اگه می‌تونستم هر جایی باشم... 41:44.126 --> 41:45.628 ‫اینجا رو انتخاب می‌کردم. 41:53.761 --> 41:55.262 ‫من اینجا خوشحال بودم. 42:02.061 --> 42:04.855 ‫تو برمی‌گردی به... به همون کلبه. 42:06.273 --> 42:07.858 ‫برمی‌گردی همونجا که ازش اومدی. 42:12.321 --> 42:14.114 ‫یه کشتی توی جیبت داری؟ 42:19.495 --> 42:20.996 ‫صدف! 42:23.916 --> 42:25.417 ‫فرار کنین! 42:46.689 --> 42:48.983 ‫همه‌تون به من گوش کنین. 42:49.984 --> 42:52.278 ‫شماها دزدین، ولگردین. 42:52.695 --> 42:54.196 ‫موجودات ترحم‌انگیز. 42:55.406 --> 42:56.949 ‫امشب یه مهمونی داریم. 42:57.366 --> 42:59.660 ‫یه خوک کشتیم، ‫و آتیش هم داریم که باهاش بپزیمش. 43:00.160 --> 43:01.662 ‫می‌تونین بیاین و با ما غذا بخورین. 43:13.090 --> 43:14.883 ‫رئیس حرفش رو زد! 43:21.015 --> 43:23.267 ‫این یعنی دارین یه آتیش علامت رو ‫روشن نگه می‌دارین؟ 43:25.102 --> 43:26.562 ‫دزدیدن آتیش ما 43:26.562 --> 43:28.814 ‫یعنی مسئولیتِ ‫علامت دادن توی ساحل رو گردن می‌گیرین 43:29.023 --> 43:31.108 ‫حالا که نمی‌تونیم بریم بالای کوه؟ جک! 43:32.818 --> 43:34.320 ‫- جک! ‫- رالف. 43:35.154 --> 43:36.655 ‫تو خل‌وضعی، سایمون. 45:29.226 --> 45:30.728 ‫بقیه کجان؟ 45:30.769 --> 45:32.646 ‫شاید توی پناهگاه دراز کشیدن. 45:33.480 --> 45:34.982 ‫نه. 45:35.023 --> 45:37.860 ‫پس دریاچه. یا دستشویی. 45:38.026 --> 45:40.070 ‫- سم و اریک کجان؟ ‫- مهمونی جک. 45:41.739 --> 45:44.867 ‫- چرا باید اینو می‌گفتی؟ ‫- چرا ما باید بدونیم و اون نه؟ 45:45.451 --> 45:46.952 ‫بذار برن. 45:47.244 --> 45:48.746 ‫برام مهم نیست. 45:51.248 --> 45:52.958 ‫- اگه ما هم...؟ ‫- یه تله‌ست. 45:54.585 --> 45:55.961 ‫گوشته. 45:55.961 --> 45:58.630 ‫- تو ازش متنفری. ‫- آره، ولی از گوشت متنفر نیستم. 45:59.465 --> 46:02.468 ‫لازم نیست کار دیگه‌ای بکنیم ‫جز اینکه بگیریم و بخوریم. 46:02.634 --> 46:04.094 ‫اینطوری قوی‌تر میشیم. 46:04.094 --> 46:06.638 ‫قلدرها فقط در صورتی کنترل دارن ‫که تو بهشون کنترل بدی. 46:06.805 --> 46:10.768 ‫- فکر کنم اتفاقای بدی می‌افته. ‫- ولی تو خل‌وضعی، و رالف رئیسه. 46:12.394 --> 46:13.896 ‫تو چی فکر می‌کنی، رئیس؟ 46:17.065 --> 46:18.567 ‫من فکر می‌کنم... 46:19.401 --> 46:20.903 ‫فکر می‌کنم... 46:23.280 --> 46:26.950 ‫فکر کنم کاش می‌دونستم چی باعث میشه ‫همه‌چی اینطوری از هم بپاشه. 46:29.369 --> 46:31.455 ‫- اونا فقط... اونا فقط... می‌پاشن. ‫- ببخشید. 46:31.830 --> 46:33.332 ‫اشکالی نداره اگه از نیکی بپرسم؟ 46:35.000 --> 46:36.627 ‫- نیکی کیه؟ ‫- من. 46:38.378 --> 46:39.880 ‫من نیکی‌ام. 46:42.758 --> 46:44.259 ‫اسمم اینه. 46:48.347 --> 46:49.848 ‫واقعاً نمی‌دونم، رالف. 46:51.099 --> 46:52.601 ‫فکر کنم کار اونه. 46:54.144 --> 46:55.854 ‫- جک؟ ‫- جک. 46:56.355 --> 47:00.108 ‫- و اون همه‌چیزه؟ همه‌ش تقصیر اونه؟ ‫- نه. 47:00.400 --> 47:03.070 ‫ببین، ما فقط باید ادامه بدیم، رالف، همین. 47:03.612 --> 47:05.364 ‫بزرگترها این کارو می‌کنن. 48:11.179 --> 48:14.099 ‫- می‌خوایم بگیم ممنون! ‫- ممنون! 48:14.266 --> 48:17.060 ‫- برای هدیه‌ی این خوک. ‫- ممنون! 48:17.644 --> 48:19.938 ‫- این آتیش خروشان! ‫- ممنون! 48:20.397 --> 48:23.442 ‫- این گوشت لذیذ. ‫- ممنون! 48:23.859 --> 48:26.653 ‫- که خوردنش اینقدر می‌چسبه! ‫- ممنون! 48:31.700 --> 48:33.619 ‫می‌خوایم بگیم ممنون! 48:34.036 --> 48:35.537 ‫ممنون! 48:41.877 --> 48:44.296 ‫رالف، تیکه‌ی اول گوشت رو می‌خوای؟ 48:44.630 --> 48:46.715 ‫همونطور که مامان میگه، ‫همیشه اول به مهمونا غذا بده. 48:46.882 --> 48:49.301 ‫و مامانت عجب خانومی بود. 48:57.684 --> 48:59.186 ‫زود باش! 49:12.115 --> 49:13.617 ‫هیولا رو بکش! 49:13.992 --> 49:17.287 ‫آره، زود باش! هیولا رو بکش! 49:27.005 --> 49:28.507 ‫خوک خوبه. 49:48.986 --> 49:53.907 ‫یک، دو، سه، چهار، پنج... 50:03.208 --> 50:05.544 ‫تو یه پسر کوچولوی احمقی. 50:07.587 --> 50:11.633 ‫فقط یه پسر کوچولوی نادون و احمق. 50:12.926 --> 50:16.263 ‫بهتره بری و با بقیه بازی کنی. 50:17.139 --> 50:19.558 ‫همین الانشم فکر می‌کنن خل‌وضعی. 50:20.308 --> 50:23.854 ‫نمی‌خوای رالف فکر کنه خل‌تر شدی، مگه نه؟ 50:26.273 --> 50:27.899 ‫از من نمی‌ترسی؟ 50:28.316 --> 50:29.985 ‫من هیولام. 50:30.152 --> 50:33.321 ‫نه! تو فقط یه کله‌ی خوک روی یه چوبی. 50:33.697 --> 50:35.198 ‫خوک خوب بود! 50:36.950 --> 50:39.536 ‫برای کسایی که به قبیله‌ی من ملحق بشن ‫خوک بیشتری هست. 50:40.078 --> 50:41.830 ‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه ‫تا خوش بگذرونه؟ 50:44.499 --> 50:46.001 ‫من رئیس‌ام! 50:46.168 --> 50:48.003 ‫شما شکارچی هستین. ‫این کار شما بود. 50:53.967 --> 50:56.511 ‫ما تصمیم گرفتیم از هیولا نترسیم. 50:57.054 --> 50:59.222 ‫تصمیم گرفتیم به اندازه‌ی کافی قوی باشیم ‫که بکشیمش! 51:01.266 --> 51:03.268 ‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه و نمی‌ترسه؟ 51:04.978 --> 51:06.980 ‫کی به قبیله‌ی من ملحق میشه و نمی‌ترسه؟ 51:07.814 --> 51:09.149 ‫هیولا رو بکش! 51:09.149 --> 51:11.610 ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 51:12.319 --> 51:13.820 ‫نادون. 51:14.029 --> 51:16.323 ‫خیلی نادون. 51:16.740 --> 51:18.241 ‫همه‌تون. 51:18.450 --> 51:22.913 ‫خیال کردین هیولا یه چیزیه که ‫بتونین شکارش کنین و بکشینش. 51:23.955 --> 51:25.582 ‫- تو می‌دونستی. ‫- بس کن! 51:26.208 --> 51:27.834 ‫ولی کاری نکردی که گوش بدن، 51:29.336 --> 51:30.962 ‫چون ضعیفی. 51:31.713 --> 51:34.049 ‫حالا برو، سایمون کامبورن. 51:34.299 --> 51:35.801 ‫فرار کن! 51:51.483 --> 51:52.984 ‫یه طوفان تو راهه! 51:53.944 --> 51:55.946 ‫از پناهگاهت راضی هستی، جک؟ 51:58.573 --> 52:00.075 ‫این کمپ بدیه. 52:00.408 --> 52:03.120 ‫یه کمپ بد برای آدمای بده! 52:05.580 --> 52:07.082 ‫رقصمون رو انجام بدین! 52:08.542 --> 52:10.043 ‫یالا! 54:07.118 --> 54:10.455 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:10.622 --> 54:13.583 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:13.750 --> 54:16.795 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:16.962 --> 54:19.881 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:20.048 --> 54:23.635 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:30.684 --> 54:33.853 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:34.020 --> 54:37.065 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:37.232 --> 54:39.818 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:40.193 --> 54:43.154 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:43.321 --> 54:44.823 ‫هیولا رو بکش! 54:49.160 --> 54:51.079 ‫اونجا! اونجا! 54:51.246 --> 54:52.747 ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 54:53.498 --> 54:57.919 ‫هیولا رو بکش! گلوشو ببر! ‫خونشو بریز! هیولا رو بکش! 54:58.086 --> 55:00.088 ‫- نه! ‫- گلوشو ببر! خونشو بریز! 55:00.255 --> 55:03.258 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 55:03.425 --> 55:06.011 ‫هیولا رو بکش! ‫گلوشو ببر! خونشو بریز! 57:04.838 --> 57:06.339 ‫چهارم ژانویه. 57:06.923 --> 57:08.466 ‫ترم زمستانه فردا شروع میشه، 57:08.967 --> 57:11.803 ‫پس یواش‌یواش بچه‌ها برمی‌گردن ‫همونجا که باید باشن. 57:12.846 --> 57:14.848 ‫جک موقع صبحونه مهربون بود، 57:15.056 --> 57:18.435 ‫ولی تا موقع ناهار داشت خودشو ‫برای رسیدن بقیه آماده می‌کرد. 57:19.227 --> 57:22.021 ‫ازش خواستم پیش درخت سرنوشت ‫منو ببینه، 57:22.981 --> 57:25.442 ‫و گفت نمی‌دونه دارم در مورد ‫کدوم درخت حرف می‌زنم. 57:26.317 --> 57:27.861 ‫سعی کردم خیلی عکس‌العمل نشون ندم. 57:29.279 --> 57:31.906 ‫موریس اولین نفر از گروهش بود ‫که پیداش شد. 57:32.574 --> 57:34.075 ‫از آشپزش یه کیک گرفته بود، 57:34.200 --> 57:35.326 ‫که هر دوشون با هم قسمتش کردن 57:35.326 --> 57:38.872 ‫در حالی که با صدای بلند در مورد ‫ماجراهای کریسمس موریس حرف می‌زدن. 57:40.665 --> 57:42.167 ‫اونقدر نزدیک نشستم که گوش بدم 57:43.001 --> 57:45.128 ‫و بعد تنهایی برگشتم خوابگاه. 57:46.152 --> 57:52.152 www.Doostihaa.com