WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:12.833 --> 01:14.875 ‫شما آقای توشیاکی ساجی هستید؟ 01:22.291 --> 01:25.041 ‫آه، پس شما نیروی جدید هستید 01:25.208 --> 01:27.750 ‫من نائویی هستم از آشنایی باهاتون خوشبختم 01:28.958 --> 01:30.166 ‫حالا... 01:36.041 --> 01:37.000 ‫ممنونم 01:38.000 --> 01:39.791 ‫چه ماه کاملی 01:39.958 --> 01:42.625 ‫حس خوبی به امشب دارم 01:43.125 --> 01:46.125 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 03:19.000 --> 03:27.333 ‫نگهبان درخت کافور 03:33.458 --> 03:36.000 ‫کافه تاکومیا 03:47.708 --> 03:50.833 ‫لطفاً مطمئن شو که ۵ دقیقه قبل از ‫پایان استراحتت، سر کارت برمی‌گردی 03:54.875 --> 03:56.875 ‫نائویی، یه لحظه بیا 03:58.541 --> 03:59.125 ‫شیرینی سیبری با ورق طلا 03:59.208 --> 04:00.833 ‫یعنی چی که اخراجم؟ 04:01.000 --> 04:05.000 ‫ورق طلا از انبار مواد غذایی که ‫مسئولش بودی، گم شده 04:05.208 --> 04:06.958 ‫این مسئولیت توئه 04:07.583 --> 04:09.791 ‫ولی من فقط یه هفته‌ست که ‫مسئولشم 04:09.875 --> 04:12.250 ‫فرقی نمی‌کنه ‫یه هفته باشه یا یه ماه، 04:12.333 --> 04:14.125 ‫مسئولش ‫باید جوابگو باشه 04:16.708 --> 04:18.791 ‫نمی‌خوای بفهمی ‫واقعاً کی برش داشته؟ 04:20.291 --> 04:23.000 ‫حق نداری جواب منو بدی 04:26.041 --> 04:27.291 ‫آیا حق سنوات بهم تعلق می‌گیره؟ 04:27.583 --> 04:31.583 ‫هان؟ احمق نباش ‫حتی حقوق این ماهتم نمی‌گیری 04:31.708 --> 04:34.458 ‫چی؟ مگه همچین چیزی قانونیه؟ 04:35.166 --> 04:39.541 ‫خداروشکر کن که ازت شکایت نمی‌کنیم 04:44.708 --> 04:47.000 ‫با این وضع، ‫گوندو آخرش رئیس بعدی می‌شه 04:47.166 --> 04:49.125 ‫ولی من که نمی‌تونم همین‌طوری ‫رئیس بشم 04:51.916 --> 04:54.458 ‫عذر می‌خوام ما دیگه می‌ریم 04:54.791 --> 04:56.375 ‫بیا بریم 05:01.458 --> 05:02.541 ‫مسخره‌ست 05:03.416 --> 05:05.041 ‫ببخشید 05:07.083 --> 05:09.000 ‫لازم نیست دیگه برگردی داخل 05:09.166 --> 05:11.416 ‫تا سه روز دیگه از خوابگاه شرکت ‫بزن بیرون 05:14.458 --> 05:17.125 ‫این دیگه چی بود! لعنتی! 05:17.875 --> 05:20.458 ‫لعنتی، لعنتی، لعنتی! 05:32.083 --> 05:35.333 ‫بهتون تخفیف می‌دیم! 05:35.875 --> 05:38.916 ‫یه ذره بخور گرسنه نیستی؟ ریتو؟ 05:39.291 --> 05:42.875 ‫تقصیرها رو انداختن گردن تو ‫و حتی حقوقت رو هم ندادن 05:45.541 --> 05:47.875 ‫هی... در مورد اون پیامی که برات فرستادم... 05:47.958 --> 05:49.916 ‫آره، همش رو آماده کردم 05:51.500 --> 05:52.458 ‫آروم باش 05:55.125 --> 05:56.791 ‫بی‌خیال، بنوش! 05:57.083 --> 05:57.958 ‫آره... 05:58.250 --> 06:01.125 ‫ولی، از یه طرف خوب نشد که استعفا دادی؟ 06:01.208 --> 06:03.750 ‫می‌دونی، ‫منم به‌زودی می‌خوام کار و کاسبی خودمو راه بندازم 06:03.833 --> 06:04.791 ‫بیا با هم انجامش بدیم 06:04.916 --> 06:07.416 ‫خیلی دوست دارم دوباره باهات کار کنم، ریتو 06:07.500 --> 06:10.291 ‫هی، آنا، میز دو کارت دارن 06:10.375 --> 06:11.583 ‫فهمیدم 06:11.833 --> 06:13.958 ‫می‌بینمت 06:17.666 --> 06:19.083 ‫پول رو بهت قرض می‌دم، 06:19.458 --> 06:23.375 ‫اما در عوض، روی تو حساب می‌کنم ‫تو بودی که مسئول بودی، مگه نه؟ 06:23.750 --> 06:25.458 ‫بهم اعتماد کن 06:25.625 --> 06:27.541 ‫بیا زندگیمون رو عوض کنیم 06:28.166 --> 06:29.250 ‫مگه نه؟ 06:36.083 --> 06:38.958 ‫کافه تاکومیا 06:43.750 --> 06:45.875 ‫تبلیغِ یه کافه؟ 06:51.875 --> 06:53.458 ‫درآمدِ فروش 06:56.583 --> 06:58.083 ‫ریتو چی شد؟ 06:59.333 --> 06:59.708 ‫هی! 07:09.708 --> 07:11.875 ‫ریتو نائویی، ۲۱ ساله 07:11.958 --> 07:15.791 ‫آدرس محل زندگیت خوابگاه کارکنان ‫تو دفتر مرکزی تاکومیا تو منطقه سومیداست 07:16.083 --> 07:17.500 ‫پدر و مادرت... 07:17.666 --> 07:20.666 ‫مادرم وقتی دبستان بودم فوت کرد 07:21.208 --> 07:23.291 ‫پدرمم نمی‌شناسم 07:23.916 --> 07:25.625 ‫فامیل دیگه‌ای نداری؟ 07:27.291 --> 07:29.875 ‫به خاطر اینکه اخراجت کردن ‫دست به این کار زدی؟ 07:31.416 --> 07:33.208 ‫دلیل موجهی برای اخراجت داشتن؟ 07:34.333 --> 07:34.875 ‫نه 07:35.041 --> 07:36.458 ‫خب می‌تونستی... 07:38.083 --> 07:39.500 ‫فایده‌ای نداره 07:40.416 --> 07:44.541 ‫تو فقط ۲۱ سالته، مگه نه؟ ‫کلی وقت داری واسه اینکه بخوای کاری بکنی 08:04.041 --> 08:05.041 ‫تو دیگه کی هستی؟ 08:06.500 --> 08:08.833 ‫موکلم یه پیغامی برات داره 08:09.375 --> 08:11.458 ‫«یه موضوعی هست ‫که می‌خوام بهت بسپرم 08:11.833 --> 08:17.500 ‫اگه قبول کنی، تمام هزینه‌ها ‫از جمله هزینه‌های حقوقی پرداخت می‌شه» 08:18.083 --> 08:18.875 ‫همین 08:19.000 --> 08:21.333 ‫موکل؟ از من چی می‌خواید؟ 08:21.500 --> 08:22.875 ‫جزئیاتش رو بهم نگفتن 08:23.208 --> 08:26.458 ‫نظرت چیه؟ بهم اعتماد می‌کنی؟ 08:29.958 --> 08:31.125 ‫پول خرد داری؟ 08:32.083 --> 08:33.875 ‫می‌خوای سکه بندازی؟ 08:34.458 --> 08:36.750 ‫هر وقت شک دارم، ‫این‌طوری تصمیم می‌گیرم 08:37.333 --> 08:40.291 ‫تا حالا چقدر جواب داده؟ ‫تقریباً پنجاه پنجاه 08:41.166 --> 08:43.666 ‫نتیجه‌اش خیلی ریاضیه 08:44.083 --> 08:46.416 ‫اگه شیر بیاد، بهت اعتماد می‌کنم 09:00.333 --> 09:03.375 ‫فکر نمی‌کردم به این زودی خلاص بشم 09:03.541 --> 09:05.625 ‫توافق نهایی شد 09:06.666 --> 09:08.041 ‫چقدر؟ 09:08.750 --> 09:11.083 ‫فکر کنم باید بدونم، محض احتیاط 09:20.791 --> 09:21.833 ‫خوش اومدی 09:25.583 --> 09:26.083 ‫برو تو اون اتاق 09:27.750 --> 09:28.708 ‫باشه 09:30.458 --> 09:31.625 ‫و این یکی 09:35.041 --> 09:37.375 ‫زیر عدد ۱۰۰ ‫چی نوشته؟ 09:38.750 --> 09:40.583 ‫هیس، سال ۳۰... 09:40.916 --> 09:44.625 ‫اون طرفی که تاریخ ساخت روشه، ‫پشت سکه حساب می‌شه 10:03.125 --> 10:04.916 ‫۲۰۱۶ 10:22.291 --> 10:23.708 ‫بیا اینجا 10:33.958 --> 10:35.958 ‫اسم من چیفونه یاناگیساواست 10:39.083 --> 10:40.375 ‫این خودمم 10:40.541 --> 10:42.416 ‫اون مادربزرگته 10:42.541 --> 10:45.791 ‫و اون هم مادرت، میچیه 10:46.208 --> 10:48.875 ‫اونی که پشت سرش وایساده ‫پدربزرگته، 10:49.000 --> 10:50.500 ‫که پدر خودمم هست 10:50.958 --> 10:51.458 ‫هان؟ 10:51.541 --> 10:55.541 ‫به زبون ساده، من خواهر بزرگترِ ‫مادرت هستم، خاله‌ات 10:57.500 --> 11:01.000 ‫چرا الان؟ تازه گذشته از اینا، ‫از کجا فهمیدی بازداشت شده بودم؟ 11:01.083 --> 11:04.416 ‫شانس آوردیم که این قضیه لو نرفت 11:04.750 --> 11:09.041 ‫من شرایطم رو از طریق آقای ایواموتو بهت گفتم 11:09.166 --> 11:10.791 ‫نظرت عوض شده؟ 11:11.500 --> 11:14.583 ‫خب، تو بابت این توافق ‫پول دادی، پس... 11:16.541 --> 11:18.166 ‫هیچ رویایی برای آیندت داری؟ 11:18.500 --> 11:19.125 ‫رویا؟ 11:19.500 --> 11:20.958 ‫یا آرزو 11:21.166 --> 11:24.875 ‫مثلاً، اینکه می‌خوای چی‌کاره بشی، ‫یا می‌خوای چطوری زندگی کنی؟ 11:25.666 --> 11:27.000 ‫نه، واقعاً ندارم 11:27.875 --> 11:29.291 ‫چه احمقانه 11:29.416 --> 11:30.125 ‫هان؟ 11:30.250 --> 11:31.291 ‫خیلی خب 11:32.166 --> 11:36.583 ‫می‌خوام یه کاری برام انجام بدی ‫حق انتخاب هم نداری 11:38.250 --> 11:39.500 ‫از من می‌خواید چیکار کنم؟ 11:43.250 --> 11:46.083 ‫نگهبان درخت کافور باش 11:49.208 --> 11:49.750 ‫ایستگاه موساشیایتسوکاایچی 11:49.833 --> 11:52.291 ‫معبد سوکیساتو، که ‫میزبان درخت کافوره، 11:52.375 --> 11:56.333 ‫هیچ خدایی نداره و هیچ مراسم ‫شینتویی هم توش انجام نمی‌شه 11:57.166 --> 12:02.125 ‫معبد سوکیساتو ‫هیچ‌کس نمی‌دونه کی ساختتش، کِی و چرا 12:03.916 --> 12:06.458 ‫تو قراره اینجا زندگی و کار کنی 12:29.208 --> 12:32.250 ‫احتمالاً این سؤال رو ازت می‌پرسن: 12:33.208 --> 12:37.500 ‫«سلام، شنیدم اگه پیش درخت کافور ‫دعا کنم، آرزوم برآورده می‌شه» 12:37.833 --> 12:39.208 ‫«چطوری باید این کار رو انجام بدم؟» 12:40.708 --> 12:43.833 ‫توش خالیه ‫می‌تونی از بغل بری تو 12:44.041 --> 12:46.208 ‫امم... دقیقاً چطوری؟ 12:46.791 --> 12:49.500 ‫کی می‌دونه؟ ‫هر کی همین‌طوری یه دعایی می‌کنه دیگه 12:49.583 --> 12:53.583 ‫به حرفم گوش کن، به حرفم گوش کن! ‫آرزوم رو برآورده کن! 12:55.708 --> 12:58.333 ‫کسی که مسئولیت رسیدگی به معبد ‫رو در طول روز داشت، استعفا داد، 12:58.875 --> 13:01.291 ‫واسه همین دنبال جایگزین بودیم ‫استفاده از موبایل ممنوعه 13:01.500 --> 13:02.333 ‫چیفونه یاناگیساوا 13:02.500 --> 13:05.625 ‫شرکت یاناز، مدیرعامل سابق... 13:06.041 --> 13:07.291 ‫این دیگه چیه... 13:08.000 --> 13:11.500 ‫کارت فقط محدود به نگهداری از معبد نیست 13:14.250 --> 13:17.541 ‫کاری که به‌طور خاص می‌خوام انجام بدی، ‫شیفت شبه 13:17.958 --> 13:21.083 ‫کمک کردن در مراسم دعا 13:21.500 --> 13:24.666 ‫این وظیفه اصلی نگهبانه 13:25.583 --> 13:27.208 ‫تا کِی باید این کار رو انجام بدم؟ 13:27.875 --> 13:30.250 ‫تا وقتی که خودم دستور بدم تمومش کنی 13:30.333 --> 13:32.250 ‫شمع دعا، ۱۰,۰۰۰ ین 13:43.583 --> 13:45.291 ‫آقای سوکی اوبا؟ 13:45.916 --> 13:48.875 ‫بله من فقط همراهش هستم 13:49.125 --> 13:52.000 ‫دیر وقته و اون فقط یه دانشجوئه 13:53.166 --> 13:54.583 ‫ممنونم 13:55.041 --> 13:56.541 ‫مدیرعامل، موریو فوکودا ‫دفتر مرکزی تاکومیا 13:59.833 --> 14:01.875 ‫پسر رئیس؟ 14:04.375 --> 14:05.625 ‫مشکلی پیش اومده؟ 14:06.291 --> 14:07.166 ‫نه، هیچی 14:07.291 --> 14:11.250 ‫از ته دل دعا می‌کنم ‫که دعاهاتون به درخت کافور برسه 14:12.625 --> 14:16.666 ‫ام... اشکالی نداره منم تو دعا شرکت کنم؟ 14:16.833 --> 14:18.625 ‫این کار ممکن نیست 14:18.916 --> 14:21.208 ‫هیچ کاری از دستتون برنمیاد؟ 14:21.375 --> 14:23.875 ‫من پول کافی برای دو تا شمع آوردم 14:27.708 --> 14:29.666 ‫متأسفم اینا قوانینه 14:32.083 --> 14:33.500 ‫شنیدی چی گفت 14:33.875 --> 14:35.833 ‫خودت برو 14:36.250 --> 14:38.750 ‫سعی کن با دل و جون انجامش بدی 14:41.833 --> 14:43.291 ‫چه دردسری 14:44.541 --> 14:47.541 ‫مگه اون دعا این‌قدر مهمه؟ 14:50.250 --> 14:51.625 ‫می‌شه یه قراری بذاریم؟ 14:52.208 --> 14:55.708 ‫اگه نادیده‌اش بگیری... 14:57.375 --> 14:59.833 ‫نه، نه، نه! اصلاً کار درستی نیست 15:07.083 --> 15:08.833 ‫کنار ماشین منتظر می‌مونم 15:12.791 --> 15:15.875 ‫قبلاً جایی همدیگه رو ندیدیم؟ 15:26.541 --> 15:29.791 ‫کارت تموم شد؟ چه زود 15:31.125 --> 15:33.166 ‫همراهت کنار ماشینش منتظرته 15:33.750 --> 15:35.083 ‫چطور پیش رفت؟ 15:35.250 --> 15:37.541 ‫اصلاً نمی‌تونم ‫همچین کار مسخره‌ای انجام بدم 15:52.208 --> 15:54.375 ‫عجب بوی عجیبی میاد 15:55.333 --> 15:57.125 ‫یه آرزو، هوم... 15:59.625 --> 16:01.000 ‫آرزوی من چی می‌تونه باشه؟ 16:02.208 --> 16:04.625 ‫فکر کنم دختر بامزه‌ای بود 16:11.833 --> 16:19.125 ‫ریتو... ریتو... ریتو... 16:19.583 --> 16:20.625 ‫ریتو! 16:23.416 --> 16:23.916 ‫بله؟ 16:27.916 --> 16:30.375 ‫این چه وضعیه؟ 16:31.375 --> 16:32.625 ‫خب... 16:33.083 --> 16:34.166 ‫همین الان اینجا رو تمیز کن! 16:37.750 --> 16:41.375 ‫غیرممکنه که ‫قضیه‌ی «برآورده شدن آرزوها» حقیقت داشته باشه 16:42.166 --> 16:44.041 ‫روزی دو بار اینجا رو جارو کن ‫صبح و عصر 16:49.500 --> 16:51.666 ‫داخل درخت کافور ‫باید همیشه تمیز باشه، 16:51.750 --> 16:53.500 ‫تا نفر بعدی ‫بتونه با آرامش دعا کنه 16:58.041 --> 17:00.250 ‫به تمام موجودات زنده توی جنگل احترام بذار 17:13.166 --> 17:13.833 ‫نه، نه 17:16.250 --> 17:18.375 ‫دستشویی کثیف، نشونه‌ی ذهن کثیفه 17:25.166 --> 17:26.416 ‫خسته نباشی 17:28.958 --> 17:29.875 ‫خوراک مارماهی با برنج! 17:32.875 --> 17:34.666 ‫قبلِ غذا خوردن چی می‌گن؟ 17:36.166 --> 17:37.416 ‫دستتون درد نکنه 17:38.833 --> 17:40.166 ‫آداب استفاده از چاپستیک! 17:47.791 --> 17:51.041 ‫هیچ‌کس بهت یاد نداده ‫چطور از چاپستیک استفاده کنی؟ 17:54.166 --> 17:55.583 ‫این رو بعداً می‌خورم 17:58.666 --> 18:01.750 ‫از این برای ساختن پایگاه‌داده‌ی دعاها استفاده کن 18:03.625 --> 18:05.083 ‫همه‌شون؟ 18:05.250 --> 18:07.208 ‫این فقط یه بخش کوچیکشه 18:17.666 --> 18:21.000 ‫خب، یعنی مردم موقع دعا کردن ‫زیر لب آواز می‌خونن یا چی؟ 18:21.875 --> 18:22.958 ‫داری چی می‌گی؟ 18:23.625 --> 18:26.166 ‫منظورم اینه که، ‫شنیدم که صدایی از سمت درخت کافور می‌اومد 18:26.791 --> 18:27.958 ‫داشتی یواشکی دعا کردنِ کسی رو نگاه می‌کردی؟ 18:28.041 --> 18:31.208 ‫فقط یادم رفت جاروم رو سرِ جاش بذارم ‫و اتفاقی از کنار درخت رد شدم! 18:31.708 --> 18:32.875 ‫همون‌طور که قبلاً هم گفتم، 18:33.208 --> 18:36.541 ‫تو نباید هیچ‌وقت دعا کردنِ کسی رو ‫ببینی یا بهش گوش بدی 18:36.708 --> 18:39.125 ‫اگه این قانون رو زیر پا بذاری، اخراجی! 18:39.250 --> 18:42.125 ‫تو باید تمام هزینه‌های قانونی رو پس بدی! 18:43.208 --> 18:44.958 ‫سه میلیون ین؟ 18:48.708 --> 18:52.708 ‫دعا اصلاً یعنی چی؟ ‫اگه می‌دونستم خیلی راحت‌تر بود 18:52.833 --> 18:54.875 ‫برای اینکه نگهبانِ درخت کافور بشی، 18:55.041 --> 18:58.166 ‫باید خودت معنای دعا رو ‫پیدا کنی 18:58.666 --> 19:00.750 ‫تازه انگار من خیلی دلم می‌خواد نگهبان بشم 19:02.875 --> 19:05.750 ‫شنیدم تصمیم گرفتی ‫با شیر یا خط این کار رو قبول کنی 19:07.625 --> 19:08.250 ‫مگه کار بدیه؟ 19:11.958 --> 19:13.666 ‫چه احمقانه 19:18.041 --> 19:20.541 ‫این هم یه کارِ بی‌ارزش دیگه است؟ 19:21.833 --> 19:23.416 ‫شاید بهتر باشه بزنم به چاک 19:35.500 --> 19:37.958 ‫اینم از خط 20:14.833 --> 20:16.625 ‫هی، ولم کن! 20:18.041 --> 20:19.125 ‫تو دیگه کی هستی؟ 20:19.458 --> 20:20.916 ‫این اولین بارت نیست که میای اینجا، مگه نه؟ 20:21.583 --> 20:23.708 ‫من دختر همون مردی هستم ‫که داشت زمزمه می‌کرد 20:25.666 --> 20:26.833 ‫تو کی هستی؟ 20:27.625 --> 20:28.916 ‫من نگهبان درخت کافورم! 20:31.625 --> 20:32.125 ‫هان؟ 20:32.208 --> 20:35.166 ‫من اینجا رو می‌گردونم تو برای چی اومدی اینجا؟ 20:35.541 --> 20:38.916 ‫نمی‌تونم همین‌جوری دست رو دست بذارم ‫که بابام شبا یواشکی بره بیرون 20:39.000 --> 20:40.083 ‫و پیش یه درخت زمزمه کنه 20:40.791 --> 20:42.250 ‫اصلاً اینجا چه جور جاییه؟ 20:42.416 --> 20:44.625 ‫شنیده بودم اینجا یه جای دنج و بکر ‫برای عکاسیه، 20:44.916 --> 20:46.541 ‫ولی نکنه یه جور مراسم مذهبی باشه؟ 20:46.708 --> 20:49.208 ‫قضیه این درخت کافور چیه که ‫می‌گن آرزوها رو برآورده می‌کنه؟ 20:49.916 --> 20:51.791 ‫چطور روزها بازه 20:52.041 --> 20:54.000 ‫ورودی مسیر دعای درخت کافور ‫ولی شبا ورود ممنوعه؟ 20:54.750 --> 20:55.291 ‫نمی‌دونم 20:55.541 --> 20:57.000 ‫آدما چه آرزویی می‌کنن؟ 20:57.625 --> 20:59.916 ‫نمی‌دونم ‫فکر کردم گفتی اینجا رو تو اداره می‌کنی 21:03.083 --> 21:06.291 ‫این‌طوری که هدفم از ‫یواشکی اومدن بیرون بی‌نتیجه می‌مونه 21:07.208 --> 21:08.666 ‫آره، حق با توئه 21:12.333 --> 21:13.958 ‫یومی ساجی ‫هر وقت چیزی درباره‌ی درخت کافور فهمیدی خبرم کن 21:14.041 --> 21:14.916 ‫ 21:16.875 --> 21:18.208 ‫تو نگهبانی، مگه نه؟ 21:19.291 --> 21:20.208 ‫روش حساب کردم! 21:20.375 --> 21:21.375 ‫باشه، حتماً! 21:21.458 --> 21:24.250 ‫معمای درخت کافور رو ‫حل می‌کنم 21:24.333 --> 21:25.625 ‫خب، پس... 21:30.416 --> 21:33.875 ‫باید عجله کنیم باید قبل از اینکه بابات ‫بیاد بیرون، برگردم 21:34.041 --> 21:36.666 ‫باشه! بیا بریم سمت ایستگاه! 21:53.291 --> 21:54.500 ‫بابا... 22:21.208 --> 22:23.375 ‫یومی، صبحونه حاضره! 22:24.291 --> 22:25.541 ‫الان میام! 22:27.708 --> 22:28.833 ‫باشه 22:30.416 --> 22:32.666 ‫ناهارت رو فراموش نکن، عزیزم 22:32.875 --> 22:33.583 ‫باشه 22:36.500 --> 22:39.333 ‫اینم داروهات، مامان 22:39.833 --> 22:44.333 ‫امروز قراره بری دکتر، ‫پس بعد از این دیگه چیزی نخور 22:45.333 --> 22:46.833 ‫اینم آبت 22:49.208 --> 22:50.166 ‫صبح بخیر! 22:50.625 --> 22:51.583 ‫صبح بخیر 22:51.750 --> 22:53.041 ‫زود باش، صبحونه‌ت رو بخور 22:53.208 --> 22:54.875 ‫صبح بخیر مادربزرگ! 22:58.500 --> 23:02.000 ‫دیشب کجا بودی؟ ‫خیلی دیر اومدی خونه 23:02.166 --> 23:04.875 ‫خونه‌ی یکی از دوستام بودم ‫خودت چی، بابا؟ 23:05.000 --> 23:06.791 ‫تو هم خودت خیلی دیر اومدی خونه 23:07.833 --> 23:09.250 ‫یه جلسه‌ی کاری برای شام داشتم 23:10.583 --> 23:11.375 ‫دستت درد نکنه، خیلی چسبید 23:11.458 --> 23:12.916 ‫شام چی؟ واسه شام میای؟ 23:14.125 --> 23:16.208 ‫شاید یه جلسه دیگه داشته باشم 23:16.833 --> 23:18.541 ‫محض احتیاط یه بشقاب برات کنار می‌ذارم 23:18.708 --> 23:19.833 ‫فعلاً خداحافظ 23:20.416 --> 23:22.291 ‫روز خوبی داشته باشی، کیکو 23:27.208 --> 23:28.666 ‫کیکو دیگه کیه؟ 23:28.750 --> 23:31.041 ‫شاید یکی از آشناهای قدیمیشه؟ 23:34.125 --> 23:36.416 ‫اوه مامان، من جواب می‌دم 23:37.958 --> 23:38.916 ‫اشکالی نداره، خودم می‌رم 23:41.333 --> 23:42.958 ‫شرکت ساختمانی ساجی، بفرمایید 23:43.208 --> 23:44.625 ‫الو؟ من یومی ساجی‌ام 23:44.791 --> 23:46.375 ‫شمایید، کیمورا؟ ‫بله 23:46.541 --> 23:49.958 ‫برنامه امروز پدرم رو می‌دونید؟ ‫نمی‌تونم با گوشیش تماس بگیرم 23:50.541 --> 23:51.916 ‫یه لحظه صبر کنید 23:52.041 --> 23:57.541 ‫رئیس امروز صبح کار ندارن ‫ولی کل بعدازظهر اینجا هستن... 23:57.708 --> 23:58.583 ‫ممنونم! 24:06.583 --> 24:07.125 ‫بله؟ 24:07.291 --> 24:10.583 ‫هنوز خواب بودی؟ ‫وضعیت پایگاه داده چطور پیش می‌ره؟ 24:11.333 --> 24:12.583 ‫بله، خب... 24:12.750 --> 24:14.291 ‫زمان خیلی زود می‌گذره 24:14.458 --> 24:15.000 ‫ببخشید؟ 24:15.083 --> 24:18.083 ‫تا چشم رو هم بذاری، زمان از دستت در رفته 24:18.666 --> 24:21.708 ‫باید کنترل شغلت ‫و زندگیت رو به دست بگیری 24:21.958 --> 24:23.125 ‫متوجه شدم 24:30.208 --> 24:31.291 ‫یومی ساجی 24:32.791 --> 24:34.708 ‫بله؟ ‫خداروشکر تونستم باهات تماس بگیرم! 24:34.791 --> 24:37.041 ‫چی شده؟ ‫به کمکت نیاز دارم! همین الان! 24:37.833 --> 24:38.416 ‫چرا... 24:39.083 --> 24:41.416 ‫چرا من؟ 24:42.041 --> 24:42.875 ‫ایستگاه موساشیایتسوکاچی 24:58.666 --> 25:00.083 ‫این طرف! 25:04.250 --> 25:05.750 ‫خوشحالم که به‌موقع رسیدی 25:06.416 --> 25:07.833 ‫پدرم هنوز نیومده 25:08.208 --> 25:09.083 ‫پدرت؟ 25:10.458 --> 25:11.708 ‫قهوه می‌خوری؟ 25:11.875 --> 25:12.541 ‫حتماً 25:12.958 --> 25:14.833 ‫یه قهوه معمولی لطفاً 25:15.000 --> 25:16.375 ‫البته 25:17.500 --> 25:19.125 ‫بابت تماس یهویی‌ام معذرت می‌خوام 25:19.791 --> 25:21.125 ‫اوضاع سر کار خوبه؟ 25:21.416 --> 25:22.875 ‫خب، آره... 25:23.041 --> 25:24.625 ‫چطور شد سر از اونجا درآوردی؟ 25:24.708 --> 25:27.291 ‫قهوه مخصوص ‫مرسی 25:27.458 --> 25:30.916 ‫کسی که ادعا می‌کنه خاله‌مه ‫یه روز ازم خواست این کار رو بکنم 25:31.458 --> 25:32.208 ‫هی... 25:32.291 --> 25:33.375 ‫اونجاست! 25:41.708 --> 25:43.083 ‫پس اونجا همون‌جاست 25:43.250 --> 25:45.208 ‫خواهش می‌کنم! ‫برو بفهم کدوم اتاق رفته! 25:45.375 --> 25:47.750 ‫من؟! ‫اگه من برم می‌بینه! 25:47.916 --> 25:48.708 ‫عجله کن! 26:00.416 --> 26:01.416 ‫تو 26:04.125 --> 26:06.000 ‫کفشت چیزی چسبیده 26:07.750 --> 26:09.333 ‫اوه، تو برو جلو 26:09.416 --> 26:10.750 ‫اگه تو این‌طور می‌گی 26:17.166 --> 26:18.791 ‫پس نتونستی اتاق رو پیدا کنی؟ 26:20.041 --> 26:20.958 ‫متاسفم 26:21.083 --> 26:22.791 ‫نه، کارت عالی بود! 26:24.083 --> 26:26.333 ‫از کجا می‌دونستی اون قراره اونجا باشه؟ 26:26.500 --> 26:29.583 ‫تاریخچه جی‌پی‌اس‌اش اون روزهایی که ‫به زیارتگاه می‌اومد، اینجا هم سر می‌زد 26:29.666 --> 26:32.166 ‫حدود دو ساعت بعد برگشت سر کارش 26:33.708 --> 26:36.791 ‫داره خیانت می‌کنه! ‫حتماً معشوقه‌اش اونجا زندگی می‌کنه! 26:36.958 --> 26:39.541 ‫فکر کردی این به ذهن خودم نرسیده؟ 26:39.708 --> 26:43.541 ‫ولی اون صدای زمزمه ‫کنار درخت کافور خیلی عجیبه 26:45.500 --> 26:48.916 ‫می‌خوام بدونم بابام چی رو قایم کرده ‫کمکم کن 26:49.958 --> 26:51.875 ‫من نمی‌خوام دردسر درست بشه 26:52.041 --> 26:56.083 ‫مطمئنم اون زمزمه کلیدِ ‫راز درخت کافوره 26:57.166 --> 27:01.500 ‫تازه، نمی‌تونم همین‌جوری به همه بگم ‫که بابام ممکنه داره خیانت می‌کنه 27:01.666 --> 27:02.583 ‫چرا من؟ 27:05.541 --> 27:08.041 ‫چون وقتی صدات کردم، اومدی 27:18.333 --> 27:21.750 ‫می‌خوای بریم یه چیزی بخوریم؟ ‫نزدیکای ظهره 27:23.750 --> 27:26.708 ‫اوه، متاسفم بعدش کار دارم 27:27.250 --> 27:28.208 ‫باشه 27:29.041 --> 27:31.375 ‫من از این طرف می‌رم ‫ممنون بابت کمکت امروز! 27:32.583 --> 27:33.083 ‫کلاهت! 27:33.250 --> 27:35.250 ‫فعلاً پیش خودت بمونه! 27:40.041 --> 27:44.708 ‫کاهش اخیر فروش، نتیجه‌ی ‫تاخیر در عرضه‌ی محصولات جدیده 27:44.875 --> 27:48.708 ‫و نبودِ رئیس هم ‫روی کارمون تاثیر گذاشته 27:49.125 --> 27:51.541 ‫ما باید هرچه زودتر ‫زیر نظر یه مدیر جدید سازماندهی بشیم 27:51.625 --> 27:52.625 ‫به هر حال، 27:52.791 --> 27:55.833 ‫ما برای اینکه یه نیایش موفق داشته باشیم، ‫به سوکی نیاز داریم 27:56.000 --> 27:58.791 ‫چیزی که الان بهش نیاز داریم ‫خدایی نیست که دعا رو مستجاب کنه، 27:58.958 --> 28:03.416 ‫بلکه مدیریتیه که ما رو ‫به شکوفایی اقتصادی برسونه 28:03.541 --> 28:06.708 ‫منظورت اینه که دستور رئیس ‫رو نادیده بگیری؟ 28:06.791 --> 28:08.500 ‫من هیچ‌وقت همچین چیزی نگفتم، فقط... 28:08.916 --> 28:10.208 ‫خب، صبر کنید 28:10.375 --> 28:11.291 ‫مدیر اجرایی گوندو 28:11.416 --> 28:15.208 ‫بیاید به سوکی یه کم بیشتر فرصت بدیم 28:15.750 --> 28:19.791 ‫رئیس بود که شرکت رو ‫تا اینجا رسوند 28:20.083 --> 28:23.041 ‫نمی‌تونیم به همین راحتی خواسته‌اش رو نادیده بگیریم 28:24.208 --> 28:27.666 ‫سوکی، رو تو حساب کردیم 28:38.583 --> 28:40.375 ‫هی! اینجا استخر نیست! 28:40.541 --> 28:41.208 ‫ببخشید! 28:41.541 --> 28:44.958 ‫اوه تو همونی هستی که مسئول درخت کافوری 28:45.208 --> 28:45.875 ‫هان؟ 28:45.958 --> 28:47.625 ‫اوه، همین چند روز پیش دیدمت 28:47.791 --> 28:50.416 ‫که بعد از مدت‌ها به ‫زیارتگاه اومده بودم 28:51.125 --> 28:53.458 ‫اسمم ایکورا‌ست 28:54.041 --> 28:55.083 ‫من نائویی هستم 28:55.625 --> 28:57.791 ‫به چیفونه سلام برسون 28:57.958 --> 28:58.750 ‫باشه 28:59.125 --> 29:02.125 ‫داشتم فکر می‌کردم ‫خودم واسه دعا وقت بگیرم، 29:02.208 --> 29:04.583 ‫ولی اصلاً نمی‌تونم راضی بشم این کارو بکنم 29:04.750 --> 29:05.875 ‫چرا؟ 29:06.041 --> 29:09.625 ‫قدرت‌های درخت کافور ‫چیزی نیست که بشه ساده گرفت 29:09.791 --> 29:12.750 ‫نمی‌شه همین‌طوری بی‌گدار به آب زد 29:13.458 --> 29:16.166 ‫خب... چه آرزویی داری؟ 29:16.333 --> 29:17.208 ‫چه آرزویی؟ 29:17.875 --> 29:21.791 ‫یعنی نمی‌دونی ‫درخت کافور چه کارا می‌تونه بکنه؟ 29:22.958 --> 29:26.333 ‫پس بهتره دهنمو بسته نگه دارم 29:29.583 --> 29:33.041 ‫پس، پیش میاد که مردم ‫واسه بقیه آرزوی بد کنن؟ 29:33.250 --> 29:35.708 ‫مثلاً اینکه یه آدم مزاحم ‫زودتر بمیره، یا... 29:36.875 --> 29:39.083 ‫نباید همچین حرفایی بزنی 29:49.666 --> 29:50.916 ‫چی گفتی؟ 29:51.625 --> 29:52.375 ‫اه 30:13.125 --> 30:15.375 ‫می‌شه اینجا کمکم کنی؟ 30:17.708 --> 30:20.083 ‫معنی این کلمه چیه؟ 30:22.708 --> 30:24.541 ‫ممکنه این معنی رو بده؟ 30:30.083 --> 30:31.708 ‫هیچ ایده‌ای ندارم 30:44.125 --> 30:45.125 ‫شاید... 30:48.083 --> 30:48.875 ‫الو؟ 30:48.958 --> 30:50.166 ‫عصر بخیر 30:50.333 --> 30:53.458 ‫می‌دونم یهو دارم می‌گم، ‫اما بهترین لباس‌هات رو داری؟ 30:53.583 --> 30:56.875 ‫بهترین... چی داری می‌گی؟ 31:01.166 --> 31:02.833 ‫بهترین لباست؟ 31:07.333 --> 31:10.500 ‫واقعاً این بهترین چیزی بود که تونستی بگی؟ ‫آره 31:11.500 --> 31:13.583 ‫همیشه باید به ظاهرت اهمیت بدی 31:13.666 --> 31:15.750 ‫ظاهر، شخصیت آدم رو می‌سازه 31:18.791 --> 31:21.791 ‫چند روز پیش یه مردی به اسم ایکورا رو دیدم 31:22.125 --> 31:23.791 ‫سلام رسوند 31:24.041 --> 31:27.416 ‫گرفتم سوال عجیب غریبی ‫که ازش نپرسیدی، پرسیدی؟ 31:27.583 --> 31:28.458 ‫نه 31:28.583 --> 31:31.333 ‫ولی کلی چیز دستگیرم شده 31:32.041 --> 31:32.500 ‫اول از همه... 31:33.583 --> 31:38.166 ‫به نظر میاد دعاها حول و حوش ‫ماه نو و ماه کامل متمرکز می‌شن 31:38.333 --> 31:42.458 ‫و در بیشتر موارد، دو نفر ‫با نام خانوادگی یکسان میان زیارتگاه 31:47.333 --> 31:50.291 ‫اون دو نفر حتماً خانواده یا فامیل هستن، 31:50.458 --> 31:52.875 ‫و دعاهای اون‌ها ‫به همدیگه وصله 31:59.375 --> 32:02.875 ‫ولی هنوز زوده که بخوای به خودت مغرور بشی 32:03.041 --> 32:04.833 ‫اصلِ ماجرا خیلی فراتر از این حرفاست 32:05.208 --> 32:07.333 ‫چه احمقانه 32:11.875 --> 32:14.250 ‫اتفاقاً خیلی بهت میاد ‫ممنونم 32:14.666 --> 32:17.041 ‫اون حرکتِ بی‌کلاس رو تموم کن 32:17.208 --> 32:19.625 ‫وقتی سرت رو تکون می‌دی، چونت رو بده تو 32:22.000 --> 32:24.041 ‫تو شغلت کت‌وشلوار می‌پوشیدی؟ 32:24.958 --> 32:28.416 ‫تو یکی از شغل‌های قبلیم یونیفرمی ‫می‌پوشیدم که شبیه کت‌وشلوار بود 32:28.583 --> 32:29.625 ‫چه جور شغلی بود؟ 32:34.041 --> 32:35.250 ‫یه رستوران 32:37.333 --> 32:39.791 ‫ام، چرا دارید واسه من این کت‌وشلوار رو می‌خرید؟ 32:39.958 --> 32:42.583 ‫تا بعدازظهر می‌تونید این‌ها رو ‫اندازه کنید، درسته؟ 32:42.750 --> 32:44.000 ‫البته 32:44.166 --> 32:46.291 ‫حالا بریم سراغ پیدا کردنِ یه کت واسه تو 33:01.000 --> 33:02.291 ‫۱۴۰,۰۰۰ ین 33:06.458 --> 33:07.458 ‫سرپرستِ امورِ معبد ‫ریتو نائوئی 33:10.583 --> 33:11.916 ‫۳۰,۰۰۰ ین 33:13.916 --> 33:15.041 ‫کراوات ۱۸,۷۰۰ ین 33:15.208 --> 33:16.333 ‫۳۳,۰۰۰ ین 33:16.375 --> 33:17.583 ‫۵۵ هزار ین 33:17.666 --> 33:19.000 ‫۴۹ هزار و ۵۰۰ ین 33:25.000 --> 33:28.916 ‫فردا ساعت ۶، شرکت یاناز ‫یه مهمونی داره 33:29.083 --> 33:30.791 ‫و من تو رو هم با خودم می‌برم 33:31.833 --> 33:34.916 ‫می‌خوام تو رو به فامیل‌هات معرفی کنم 33:35.583 --> 33:36.833 ‫جدی می‌گید؟ 33:37.000 --> 33:39.000 ‫ممنونم آقای کیومیزو! خیلی خوشحالم! 33:39.291 --> 33:40.791 ‫این که چیزی نیست 33:42.916 --> 33:44.125 ‫چی شده؟ 33:44.250 --> 33:47.291 ‫می‌شه از اینجا بریم؟ ‫این محیط خیلی معذب‌کننده‌ست 33:47.375 --> 33:48.416 ‫ریتو؟ 33:48.625 --> 33:49.625 ‫ساساکی؟ 33:49.708 --> 33:52.375 ‫کجا بودی؟ ‫نگرانت بودم 33:52.666 --> 33:54.125 ‫یه کم سرم شلوغ بود 33:54.916 --> 33:57.750 ‫پس کارت تموم نشده خوبه 33:59.083 --> 34:00.583 ‫من الان سر کارم 34:01.833 --> 34:04.125 ‫ریتو، ایشون کی هستن؟ 34:04.541 --> 34:07.166 ‫یه دوست همکارم تو شغل قبلیم 34:07.333 --> 34:08.916 ‫آه، همون رستورانی که کار می‌کردی 34:09.041 --> 34:11.416 ‫اونجا فقط یه باشگاه دخترونه بود، مگه نه؟ 34:13.083 --> 34:15.291 ‫باید یه روزی به ما سر بزنی 34:21.666 --> 34:23.625 ‫ببخشید آقا... 34:23.791 --> 34:25.333 ‫من دیگه کم‌کم باید برم 34:28.125 --> 34:31.041 ‫یه وقتی با هم حرف می‌زنیم ‫یه چیزی هست که می‌خوام توش دخیل باشی 34:32.375 --> 34:33.250 ‫می‌بینمت 34:37.958 --> 34:38.958 ‫وایسا 34:39.958 --> 34:42.958 ‫ریتو دیگه هیچ‌جور ‫معامله‌ای با شماها نخواهد داشت 34:43.083 --> 34:45.291 ‫لطفاً دیگه باهاش تماس نگیرید 34:46.666 --> 34:48.166 ‫شما رئیسش نیستید 34:49.750 --> 34:51.583 ‫من خاله‌شم 34:55.000 --> 34:57.916 ‫برام مهم نیست ‫که خاله‌شی یا هر چی... 35:00.875 --> 35:02.833 ‫تو عوضی... ‫هی! 35:05.791 --> 35:08.333 ‫آقای کیومیزو، حسابشو برس! 35:09.125 --> 35:12.583 ‫بابت این اتفاق خیلی عذر می‌خوام، ‫خانم یاناگیساوا 35:12.750 --> 35:14.666 ‫تو، بیا اینجا 35:17.791 --> 35:18.791 ‫حالت خوبه؟ 35:22.541 --> 35:24.666 ‫هرچقدرم عذرخواهی کنم کمه 35:24.791 --> 35:27.291 ‫امیدوارم بتونیم به همکاری‌مون ادامه بدیم 35:29.708 --> 35:32.500 ‫بابت جنجالی که به پا کردم متأسفم 35:33.166 --> 35:34.958 ‫اون رو می‌شناسی؟ 35:35.458 --> 35:38.083 ‫اون رئیس شرکتیه که ‫باهاش قرارداد داریم 35:39.291 --> 35:40.916 ‫اینجا گرم نیست؟ 35:45.041 --> 35:46.666 ‫بابت همه‌ی اینا متاسفم 35:46.833 --> 35:49.416 ‫من این کار رو برای منافع خودم کردم 35:51.500 --> 35:54.041 ‫ولی، این اولین بارم بود 35:55.458 --> 35:57.541 ‫تا حالا با «میچی» خرید رفته بودی؟ 36:04.750 --> 36:05.833 ‫نه 36:06.541 --> 36:10.208 ‫اون وقتی کلاس سوم بودم فوت کرد ‫و من فقط لباسای دست‌دوم می‌پوشیدم 36:10.750 --> 36:12.583 ‫به نظر میاد روزگار سختی داشتی 36:12.708 --> 36:15.500 ‫من بچه یه زن بدنامم 36:15.666 --> 36:17.583 ‫من حتی نمی‌دونستم ‫«بهترین لباس» یعنی چی 36:17.708 --> 36:21.583 ‫این فقط لجبازیه ‫یا شاید هم یه جور بهونه‌ست 36:22.708 --> 36:25.208 ‫اگه می‌خواستی تغییر کنی، ‫هر وقت می‌تونستی این کار رو بکنی 36:25.708 --> 36:28.750 ‫حداقل دلت رو تغییر بده 36:31.500 --> 36:34.708 ‫دفتر، ورود، خروج 37:05.708 --> 37:06.458 ‫این دیگه...! 37:23.041 --> 37:24.083 ‫ممنونم 37:32.333 --> 37:33.791 ‫وای 37:34.458 --> 37:37.166 ‫دستات رو از تو جیبت در بیار ‫این کار زشتیه 37:37.666 --> 37:38.375 ‫چشم 37:39.500 --> 37:41.083 ‫سلام، چیفونه 37:41.208 --> 37:43.500 ‫این همونه؟ اون خواهرزاده‌ته؟ ‫آره 37:44.333 --> 37:47.625 ‫ایشون کاتسوشیگه هستن، پسرعموی دومم 37:48.791 --> 37:49.833 ‫از آشنایی باهاتون خوشبختم 37:50.000 --> 37:50.666 ‫سلام 37:51.041 --> 37:52.500 ‫کاتسوشیگه یاناگیساوا 37:56.583 --> 37:57.916 ‫منم از آشنایی با شما خوشبختم 37:58.916 --> 38:00.958 ‫مدیر ارشد امور زیارتگاه... 38:01.041 --> 38:04.916 ‫عنوان دهن‌پرکنیه ‫ولی نمی‌دونم واقعاً از پسش برمی‌آی یا نه 38:05.125 --> 38:08.583 ‫وظیفه‌ی نگهبان زیارتگاه ‫اون‌قدرها هم ساده نیست 38:09.458 --> 38:11.666 ‫از لطفتون خیلی ممنونم 38:12.250 --> 38:15.166 ‫شنیدم بعد از مهمونی، ‫جلسه هیئت مدیره برگزار می‌شه 38:15.333 --> 38:18.416 ‫درسته که قراره درباره آینده ‫هتل یاناگیساوا بحث بشه؟ 38:19.000 --> 38:20.041 ‫بله 38:20.208 --> 38:23.416 ‫من تمام قلبم رو ‫برای ساختن اونجا گذاشتم 38:23.583 --> 38:25.291 ‫امکان نداره دست روی دست بذارم 38:27.250 --> 38:30.333 ‫ساعت هشت و نیم تو سالن طبقه پایین 38:30.708 --> 38:32.083 ‫بعداً می‌بینمت 38:34.375 --> 38:35.833 ‫چه احمقانه 38:37.125 --> 38:39.208 ‫نکنه من اینجا وصله ناجورم؟ 38:39.875 --> 38:41.666 ‫کت‌هامون رو تحویل بدیم؟ 38:46.541 --> 38:51.041 ‫این سی‌امین جشن تشکر ماست 38:51.583 --> 38:56.958 ‫شرکت یاناز به لطف همه‌ی شما ‫به اینجا رسیده 38:57.125 --> 38:58.833 ‫اون ماساکازو یاناگیساواست 38:59.041 --> 39:01.583 ‫اون برادر بزرگتر کاتسوشیگه است 39:01.708 --> 39:07.250 ‫و یه تاجر موفقه که توی صنعت ‫هتل‌داری شهری سرمایه‌گذاری کرده 39:08.291 --> 39:10.708 ‫سوکی، داری چیکار می‌کنی؟ 39:11.291 --> 39:15.291 ‫ما مهمون‌نوازی‌مون رو ‫حتی به این مهمونی هم آوردیم 39:15.833 --> 39:20.500 ‫امیدوارم بتونین با چشم، گوش ‫و زبون‌تون پیداشون کنین 39:20.666 --> 39:22.708 ‫و ازشون لذت ببرین 39:23.583 --> 39:25.875 ‫از توجه‌تون ممنونم 39:34.625 --> 39:35.958 ‫آه، خانم چیفونه 39:36.208 --> 39:37.416 ‫ موفقیت‌تون رو تبریک میگم 39:37.500 --> 39:38.750 ‫بدون کمک شما نمی‌تونستم انجامش بدم 39:38.916 --> 39:41.333 ‫انگار شما هم تو جلسه ‫بعد حضور دارین 39:41.833 --> 39:44.791 ‫البته قرار نیست درباره ‫موضوع مهمی حرف بزنیم 39:45.041 --> 39:48.000 ‫بحث درباره اینکه ‫نماد شرکت رو نابود کنیم یا نه، 39:48.083 --> 39:49.375 ‫براتون مهم نیست؟ 39:49.541 --> 39:52.041 ‫اگه این‌طوره، ‫ما اصلاً حرف هم رو نمی‌فهمیم 40:02.875 --> 40:04.250 ‫از آشنایی باهاتون خوشبختم 40:05.833 --> 40:06.666 ‫ماساکازو یاناگیساوا 40:06.875 --> 40:07.916 ‫جالبه، نه؟ 40:08.250 --> 40:10.625 ‫دیگه لازم نیست کارت ویزیت ‫کاغذی پخش کنی 40:12.916 --> 40:15.125 ‫ریتو، کدوم دانشگاه درس خوندی؟ 40:16.708 --> 40:17.416 ‫نرفتم 40:19.791 --> 40:22.916 ‫متوجهم پس بعد از دبیرستان ‫مشغول چی بودی؟ 40:23.375 --> 40:25.750 ‫کار کردم جاهای مختلف 40:25.875 --> 40:30.708 ‫یعنی می‌خوای بگی هیچ‌وقت ‫شغل ثابتی نداشتی، درسته؟ 40:32.666 --> 40:33.666 ‫بی‌خیال 40:33.708 --> 40:37.458 ‫چیزی که مهمه، ‫اینه که تو برای آیند‌ت چی می‌خوای 40:38.000 --> 40:40.750 ‫آیند‌ت رو چطور می‌بینی؟ 40:51.125 --> 40:54.875 ‫من هیچ تصوری از آیندم ندارم 40:57.083 --> 41:00.416 ‫نه مدرکی دارم ‫و نه چیزی به اسم خودم 41:00.541 --> 41:04.333 ‫هیچ‌وقت پدری نداشتم ‫و مادرم هم فوت کرده 41:04.500 --> 41:06.791 ‫تو زندگیم هیچ‌وقت امیدی نداشتم، 41:07.666 --> 41:12.000 ‫برای همین فقط تصمیم گرفتم که با جریان زندگی پیش برم 41:12.416 --> 41:14.458 ‫به‌هرحال چیزی برای از دست دادن ندارم 41:14.583 --> 41:19.541 ‫اگه موقع مرگ چیزی داشته باشم، ‫همین هم کافیه 41:21.833 --> 41:24.625 ‫به نظر میاد خیلی قشنگ حرف می‌زنی، ولی... 41:24.791 --> 41:29.500 ‫اگه وقتی داری با جریان پیش ‫میری به بن‌بست بخوری چی؟ 41:30.500 --> 41:33.333 ‫یه دیوار جلوت سبز میشه 41:33.500 --> 41:36.791 ‫میری سمت راست، یا چپ؟ 41:37.125 --> 41:38.958 ‫چطور انتخاب می‌کنی؟ 41:40.083 --> 41:41.333 ‫من... 41:45.625 --> 41:46.583 ‫چی شده؟ 41:46.875 --> 41:49.666 ‫می‌خوای همین‌طور دست‌بسته ‫سر دوراهی بشینی؟ 41:53.333 --> 41:57.791 ‫من نه میرم راست، نه میرم چپ 41:58.416 --> 42:00.125 ‫من یه سوراخ توی دیواری که جلومه ‫حفر می‌کنم 42:00.583 --> 42:04.333 ‫و دنبال راهی می‌گردم که ‫از اونجایی که دلم می‌خواد، مسیرم رو باز کنم 42:06.958 --> 42:09.083 ‫خوش بگذره 42:20.000 --> 42:23.000 ‫نباید بذاری همچین چیزی ‫ناراحتت کنه 42:32.375 --> 42:33.208 ‫هوم؟ 42:33.833 --> 42:35.041 ‫ممنونم 42:35.375 --> 42:36.250 ‫هی! 42:36.416 --> 42:39.833 ‫همدیگه رو می‌شناسید؟ ‫امم، آره 42:40.416 --> 42:41.833 ‫سلام، من یومی ساجی‌ام 42:42.041 --> 42:44.041 ‫چیفونه یاناگیساوا هستم از آشنایی باهاتون خوشبختم 42:44.416 --> 42:45.291 ‫چی! 42:46.041 --> 42:47.625 ‫ایشون خالمه 42:47.958 --> 42:51.833 ‫چی؟! ممنون که امروز دعوتمون کردید! 42:52.166 --> 42:53.708 ‫شما ریتو رو از کجا می‌شناسید؟ 42:54.500 --> 42:57.125 ‫ما قبلاً با هم همکار بودیم مگه نه؟ 42:57.708 --> 42:58.416 ‫آره 42:58.791 --> 43:00.833 ‫منظورتون توی رستورانه؟ ‫آره! 43:03.541 --> 43:07.833 ‫من فعلاً می‌خوام تنها باشم ‫لطفاً بهتون خوش بگذره 43:10.500 --> 43:11.750 ‫عجب 43:11.916 --> 43:16.291 ‫کی فکرشو می‌کرد خالت همون ‫چیفونه یاناگیساوای معروف باشه 43:16.666 --> 43:17.583 ‫آره 43:17.666 --> 43:19.541 ‫خب، تو اینجا چیکار می‌کنی؟ 43:20.583 --> 43:22.125 ‫حواسم به یکی هست 43:23.750 --> 43:24.500 ‫می‌شه حرف بزنیم؟ 43:25.291 --> 43:26.083 ‫حتماً 43:26.166 --> 43:28.583 ‫پنج دقیقه دیگه کافه طبقه پایین می‌بینمت 43:39.541 --> 43:40.416 ‫چطوری؟ 43:42.166 --> 43:44.083 ‫به نظر میاد اونجا بودن کار خیلی سختی باشه 43:44.250 --> 43:45.875 ‫مراسم دعای درخت کافور هم که جای خودشو داره 43:46.500 --> 43:47.791 ‫دیگه از همش خسته شدم 43:48.208 --> 43:49.416 ‫اون‌قدرها هم بده؟ 43:49.708 --> 43:52.125 ‫معلومه اصلاً غیرممکنه... 43:58.416 --> 43:59.375 ‫اینجایی 44:00.416 --> 44:03.416 ‫همه‌شون رفتن به مکان بعدی ‫لطفاً عجله کن 44:03.750 --> 44:04.875 ‫خیلی خب، خیلی خب 44:06.041 --> 44:07.041 ‫آقای اوهبا 44:08.208 --> 44:09.083 بفرما 44:11.250 --> 44:13.875 ‫لطفاً اگه کاری از دستم برمیاد ‫حتماً بهم بگین 44:16.041 --> 44:16.916 ‫آه، ممنون 44:22.416 --> 44:23.541 ‫ریتو 44:24.208 --> 44:25.333 ‫دیر کردی! 44:25.500 --> 44:26.541 ‫متأسفم 44:37.458 --> 44:38.541 ‫این همونه؟ 44:38.875 --> 44:41.833 ‫این همون آهنگی هست که پدرم ‫تو درخت کافور زمزمه می‌کرد 44:41.958 --> 44:44.000 ‫افتاده تو ذهنم 45:17.791 --> 45:19.333 ‫عجب چیزی بود 45:21.625 --> 45:22.541 ‫تو... 45:24.250 --> 45:27.500 ‫زیاد از این‌جور مهمونی‌ها ‫میای؟ 45:28.166 --> 45:30.958 ‫گاهی برای کمک به کارها 45:31.333 --> 45:32.708 ‫می‌فهمم 45:36.625 --> 45:39.500 ‫چیز جدیدی درباره درخت ‫کافور یاد گرفتی؟ 45:39.666 --> 45:40.708 ‫آره 45:40.833 --> 45:41.958 ‫چی؟ 45:42.375 --> 45:45.375 ‫چیفونه حاضر نیست رازهاش رو بهم بگه 45:45.791 --> 45:49.041 ‫اما یه کلمه خاص توی ‫بایگانی بود 45:49.541 --> 45:51.875 ‫شاید نشونه‌ای از یه نفرین باشه 45:52.250 --> 45:56.666 ‫منظورت اینه که بابام مامانم رو ‫طلسم کرده که بتونه خیانت کنه؟ 45:56.833 --> 45:58.708 ‫نه، منظورم این نبود 46:02.208 --> 46:03.041 ‫بابام... 46:03.208 --> 46:06.041 ‫تاکاکو ساجی کیکوئو ساجی ‫موقع نگاه کردن به این پاکت، زیر لب زمزمه می‌کرد 46:06.250 --> 46:09.291 ‫به نظر میاد از یه آسایشگاه ‫به اسم "رایمو پارک" باشه 46:09.875 --> 46:11.291 ‫کیکوئو ساجی کیه؟ 46:11.458 --> 46:12.541 ‫مطمئن نیستم 46:12.625 --> 46:16.833 ‫اما مادربزرگم که آلزایمر داره، ‫گاهی بابام رو کیکوئو صدا می‌زنه 46:18.041 --> 46:19.208 ‫همم... دیدی توش چی بود؟ 46:19.375 --> 46:21.000 ‫خالی بود 46:24.125 --> 46:26.583 ‫نظرت چیه بریم به این پارک رایمو؟ 46:26.750 --> 46:29.125 ‫شاید اونجا بتونیم یه چیزی درباره‌ی ‫اون صدای زمزمه بفهمیم 46:30.291 --> 46:31.333 ‫تو هم باهام میای؟ 46:32.125 --> 46:33.416 ‫منظورم اینه که، مشکلی ندارم 46:35.666 --> 46:36.458 ‫تو خیلی مهربونی 46:39.791 --> 46:41.458 ‫باید زود برگردم 46:42.666 --> 46:43.791 ‫پس می‌بینمت 46:44.041 --> 46:45.000 ‫آره 47:03.583 --> 47:04.541 ‫خانم چیفونه! 47:05.333 --> 47:07.250 ‫کجا بودید؟ 47:07.375 --> 47:10.125 ‫ببخشید! ‫مگه توی جلسه هیئت‌مدیره نبودید؟ 47:10.666 --> 47:13.666 ‫رفتم، ولی کسی نیومده بود 47:13.833 --> 47:15.000 ‫وقتی تماس گرفتم، 47:15.333 --> 47:16.958 ‫گفتن که جلسه لغو شده 47:23.208 --> 47:24.375 ‫خب، این که عالیه 47:24.875 --> 47:26.375 ‫ببخشید که منتظرتون گذاشتم 47:26.875 --> 47:28.041 ‫لطفاً صبر کنید 47:28.833 --> 47:31.833 ‫خاله‌ام بهم گفت ‫که جلسه هیئت‌مدیره لغو شده 47:32.166 --> 47:32.666 ‫تو! 47:33.041 --> 47:35.750 ‫که چی؟ ‫اصلاً به تو چه 47:35.916 --> 47:39.458 ‫واقعاً کنسل شد؟ ‫تا الان داشتین چیکار می‌کردین؟ 47:39.916 --> 47:40.625 ‫تو! 47:40.791 --> 47:42.833 ‫قضیه‌اش پیچیده‌ست 47:43.250 --> 47:45.708 ‫سلام منو به چیفونه برسون 47:46.041 --> 47:47.041 ‫هی! 48:16.666 --> 48:18.625 ‫گرسنت نیست؟ 48:18.791 --> 48:19.750 ‫ها؟ 48:20.000 --> 48:22.083 ‫نظرت چیه قبل از برگشتن ‫یه چیزی بخوریم؟ 48:25.958 --> 48:27.333 ‫نودل سرخ‌کرده... 48:27.500 --> 48:29.333 ‫نودل سرخ‌کرده؟ 48:29.500 --> 48:32.291 ‫آه، نه همین‌طوری یادش افتادم 48:36.916 --> 48:40.125 ‫مادرم نصفه‌شب‌ها می‌اومد خونه ‫و اونو می‌خورد 48:40.916 --> 48:42.583 ‫نودل سرخ‌کرده‌ی فوری 48:43.291 --> 48:46.708 ‫دست‌پختش خیلی خوب نبود، ولی... 48:50.208 --> 48:52.541 ‫خیلی خوشمزه بودن 49:00.500 --> 49:03.416 ‫مادر بدی بود، نه؟ 49:11.083 --> 49:13.166 ‫چه داستان قشنگی 49:20.750 --> 49:23.458 ‫آخر هفته وقتت آزاده؟ 49:53.083 --> 49:55.333 ‫واقعاً بابت این قضیه متأسفم 49:55.708 --> 49:58.708 ‫فکر نمی‌کنم شانسی برای ‫تغییر این وضعیت وجود داشته باشه 49:58.916 --> 50:03.500 ‫متأسفانه، راضی کردن ماساکازو و بقیه ‫تو این مورد کار سختیه 50:03.666 --> 50:04.750 ‫متوجه‌ام 50:04.875 --> 50:09.500 ‫با این حال، تمام تلاشم رو می‌کنم تا ‫مسئولیت‌هام رو تا آخر انجام بدم 50:12.541 --> 50:13.416 ‫وای 50:14.166 --> 50:15.125 ‫وای! 50:15.958 --> 50:17.583 ‫واااای! 50:32.958 --> 50:33.791 ‫سلام 50:34.291 --> 50:35.208 ‫منم، اوبا 50:35.500 --> 50:36.208 ‫سلام 50:36.541 --> 50:38.166 ‫می‌خواستم یه چیزی ازت بپرسم 50:38.458 --> 50:42.375 ‫تا حالا کسی بوده که مثل من ‫تو دعا کردن شکست بخوره؟ 50:42.875 --> 50:45.041 ‫باید تو سوابق بگردم 50:45.208 --> 50:46.416 ‫می‌شه برام چکش کنی؟ 50:46.916 --> 50:48.291 ‫آره، حتماً 50:48.583 --> 50:49.500 ‫ممنون، مراقب خودت باش 50:56.708 --> 50:57.708 ‫متأسفم! 50:59.166 --> 51:00.458 ‫اشکالی نداره 51:00.750 --> 51:04.000 ‫اومدن به اینجا آدم رو ‫خیلی آروم می‌کنه، نه؟ 51:04.625 --> 51:08.166 ‫اون رو همه‌جا با خودت می‌بری ‫توش چی می‌نویسی؟ 51:08.416 --> 51:09.916 ‫فقط یه سری یادداشت 51:10.250 --> 51:11.750 ‫به هر حال، بیا غذا بخوریم 51:33.000 --> 51:34.416 ‫این چیه؟ 51:34.583 --> 51:36.583 ‫اون هاجیکامی‌ئه، یه نوع زنجبیله 51:37.166 --> 51:41.541 ‫باید قسمت سفید و نرمش رو بخوری ‫و ساقش رو بذاری بمونه 51:45.541 --> 51:46.375 خوشمزس 51:46.708 --> 51:49.333 ‫معمولاً به عنوان دورچین کنار ماهی کبابی میارن، 51:49.500 --> 51:53.291 ‫ولی باید اون رو آخر سر بخوری ‫تا دهنت رو تازه کنه 51:53.458 --> 51:54.625 ‫یادت باشه 51:54.833 --> 51:55.833 ‫حتماً 51:58.833 --> 52:02.208 ‫دسر هم در راهه ‫اگه دوست داشته باشی می‌تونی دوباره هم بخوری 52:02.375 --> 52:04.500 ‫نه، دیگه کافیه 52:04.875 --> 52:06.833 ‫چت شده؟ 52:07.000 --> 52:10.166 ‫شاید حالا دیگه رازِ دعاها رو ‫بهم بگی 52:10.416 --> 52:12.458 ‫خیلی تند نرو 52:16.416 --> 52:18.083 ‫کی می‌خوای بری پارک رایمو؟ ‫صبر کن الان سرم شلوغه 52:18.166 --> 52:20.583 ‫توی هاکونهیوموتو یه مجسمه داشتن ‫نکنه یه جور نماد تبلیغاتیه؟ 52:20.666 --> 52:22.541 ‫کاریِ گوشتِ معروفِ ‫هتل یاناگیساوا 52:22.666 --> 52:24.958 ‫عجب علاقه‌ای به کاری دارن 52:25.541 --> 52:26.958 ‫عصر بخیر 52:27.791 --> 52:31.833 ‫این یکی از کارهای چیفونه‌ است 53:02.000 --> 53:03.625 ‫از صبحونه‌ی معروف هتل یاناگیساوا ‫لذت ببرید! 53:33.791 --> 53:35.083 ‫ممنون که اومدید 53:35.541 --> 53:36.833 ‫ممنونم 53:37.000 --> 53:39.541 ‫حتی اینم برام آماده کردید 53:39.791 --> 53:43.000 ‫خواهش می‌کنم وقتم حسابی آزاده ‫همه‌چی خوب پیش رفت؟ 53:43.541 --> 53:46.375 ‫فکر کنم آره آره، کلی خاطره برام زنده شد 53:46.541 --> 53:48.916 ‫قبلاً اینجا اومدی؟ 53:49.333 --> 53:51.666 ‫یکی دو باری، ‫درست بعد از فوت پدرم 53:51.791 --> 53:55.333 ‫ولی این اولین باریه که دارم ‫توی ماه نو دعا می‌کنم 53:55.666 --> 53:56.541 ‫عزیزم... 53:57.458 --> 53:58.583 ‫اوه، حق با توئه 54:00.083 --> 54:02.041 ‫بقیه‌اش رو من انجام می‌دم 54:02.541 --> 54:05.541 Z A R D F I L M تقدیم میکند 54:10.125 --> 54:11.541 ‫چطور پیش رفت؟ 54:11.708 --> 54:14.416 ‫خب، با تمام وجودم دعا کردم 54:14.875 --> 54:17.125 ‫امیدوارم دعام مستجاب بشه 54:20.000 --> 54:22.541 ‫به هتل یاناز در شیبویا؟ 54:23.125 --> 54:25.375 ‫ممکنه اون روز ‫کلی رزرو برای دعا داشته باشیم 54:25.583 --> 54:29.875 ‫من حواسم به همه‌چی هست ‫برو، و نگران هیچی نباش 54:30.041 --> 54:31.625 ‫ولی من باید چیکار کنم؟ 54:31.750 --> 54:36.083 ‫ولو بشو و بازی کامپیوتری بکن، ‫برو سر قرار، هر چی که فکرش رو بکنی 54:36.333 --> 54:38.125 ‫چیفونه، امروز من... 54:38.208 --> 54:39.416 ‫بعداً باهات حرف می‌زنم 54:41.500 --> 54:43.500 ‫من قراره با کی... 54:49.208 --> 54:51.458 ‫ببخشید، باید زودتر پیام می‌دادم 54:58.375 --> 55:00.375 ‫سرت شلوغ بود؟ ‫آره، یه کم 55:00.541 --> 55:03.458 ‫مدرسه؟ ‫نه، یه کار دیگه 55:06.208 --> 55:07.791 ‫از این سبک موسیقی خوشت میاد؟ 55:07.958 --> 55:12.166 ‫قبلاً پیانو می‌زدم ولی ولش کردم 55:12.333 --> 55:14.875 ‫به هر حال من هیچ استعدادی نداشتم 55:15.750 --> 55:18.000 ‫اما فکر کنم گوش خیلی خوبی دارم 55:18.583 --> 55:22.458 ‫می‌تونم تشخیص بدم صدای هر ساز چطوریه 55:22.791 --> 55:26.375 ‫برای همین دارم معماری آکوستیک ‫می‌خونم، 55:26.541 --> 55:28.125 ‫مثلاً طراحی سالن‌های کنسرت 55:31.791 --> 55:32.291 ‫امم، 55:33.250 --> 55:34.916 ‫برای امشب برنامه‌ای داری؟ 55:35.083 --> 55:35.750 ‫نه 55:35.916 --> 55:37.875 ‫می‌خوای بریم چیزی بخوریم؟ ‫مثلاً تو شیبویا 55:38.041 --> 55:40.958 ‫حتماً یه رستوران ایتالیایی هست ‫که مدتیه چشمم رو گرفته 55:42.250 --> 55:44.250 ‫آره! 55:49.125 --> 55:50.750 ‫چطور وادارشون کنیم بهمون بگن؟ 55:51.000 --> 55:52.833 ‫بسپارش به من 55:59.250 --> 55:59.916 ‫پیدا شد 56:01.875 --> 56:03.541 ‫آره، می‌شناسمش 56:03.875 --> 56:04.875 ‫واقعاً؟ 56:05.166 --> 56:07.083 ‫البته اون دیگه فوت کرده 56:07.583 --> 56:08.625 ‫کِی؟ 56:08.791 --> 56:10.541 ‫چهار سالی می‌شه، نه؟ 56:11.291 --> 56:13.750 ‫تقریباً همون موقعی بود که ‫حال مادربزرگ بدتر شد 56:14.166 --> 56:17.625 ‫کیکو ساجی چه جور آدمی بود؟ 56:18.000 --> 56:20.041 ‫جواب دادن به این سوال ساده نیست 56:20.208 --> 56:23.750 ‫اصلاً تو چه کار به ساجی داری؟ 56:25.083 --> 56:29.041 ‫شاید من... دختر کیکو باشم... 56:30.458 --> 56:32.958 ‫ممکنه اون پدر گمشده‌ی من باشه 56:33.333 --> 56:37.583 ‫فقط می‌خوام درباره‌اش بدونم ‫لطفاً به ما کمک کنید! 56:50.625 --> 56:51.833 ‫دنبالم بیا 56:53.958 --> 56:55.375 ‫نباید دروغ بگی 56:55.541 --> 56:59.458 ‫دروغ نگفتم گفتم ممکنه پدرم باشه 57:00.250 --> 57:01.916 ‫صبر کنید! 57:06.083 --> 57:07.625 ‫نمی‌دونم کجاست 57:10.208 --> 57:12.416 ‫اوه، نگاه کن اونجاست 57:13.583 --> 57:15.708 ‫خیلی لاغر شده بود 57:16.250 --> 57:18.916 ‫اعتیاد به الکل، ‫از درون داغونش کرده بود 57:19.208 --> 57:21.541 ‫گوش‌هاش هم دیگه درست نمی‌شنید 57:22.333 --> 57:24.000 ‫چیز دیگه‌ای هم هست؟ 57:26.000 --> 57:28.750 ‫اهل معاشرت نبود 57:28.916 --> 57:31.333 ‫هیچ‌وقت هم برامون پیانو نزد 57:31.500 --> 57:33.375 ‫پیانو زدنش خوب بود؟ 57:33.666 --> 57:36.166 ‫شنیدم ‫وقتی بچه بود کلی جایزه برده بود 57:36.875 --> 57:38.250 ‫پیانو... 57:39.000 --> 57:40.916 ‫اوه، این... 57:41.291 --> 57:46.208 ‫آه، تو این کار خیلی خوب بود یه هنرمند واقعی 57:49.416 --> 57:50.791 ‫این... 57:55.875 --> 57:57.166 ‫اوه... 57:57.708 --> 57:58.833 ‫ببخشید 57:59.875 --> 58:00.791 ‫چی شده؟ 58:15.833 --> 58:17.041 ‫حالت خوبه؟ 58:17.166 --> 58:18.166 ‫ممنون 58:18.833 --> 58:21.125 ‫حالم خوب نیست 58:21.583 --> 58:23.666 ‫برمی‌گردم که خیالم راحت شه 58:23.833 --> 58:24.833 ‫حتماً 58:28.250 --> 58:31.416 ‫پس این یارو کیکو هم با درخت کافور ‫ارتباط داشته... 58:31.833 --> 58:35.250 ‫واقعاً باید بفهمم بابام دقیقاً ‫برای چی دعا می‌کرده 58:37.000 --> 58:39.541 ‫متاسفم، ولی این تنها چیزیه که ‫نمی‌تونم توش کمکت کنم 58:39.958 --> 58:41.583 ‫از نفرین شدن می‌ترسی؟ 58:42.000 --> 58:42.958 ‫امم... 58:45.333 --> 58:48.166 ‫شاید قبل یا بعد از زمزمه کردن، ‫یه چیزی می‌گه 58:48.791 --> 58:50.250 ‫واسه اینکه آرزوهاش برآورده بشن 58:50.875 --> 58:52.708 ‫مثلاً بگه: «لطفاً بذار همسرم زودتر بمیره، 58:52.875 --> 58:55.291 ‫تا بتونم پیش بانویم باشم» 59:02.375 --> 59:05.166 ‫اما آقای ساجی به نظر نمی‌رسه ‫آدمی باشه که همچین کاری کنه 59:05.291 --> 59:06.958 ‫منم می‌خوام همین رو باور کنم! 59:08.125 --> 59:12.125 ‫اما اگه همین‌طوری پیش بره، مادرم قراره... 59:38.000 --> 59:40.000 ‫هشدار رویداد ‫۳ ساعت تا دعای کوکیچی ایکورا 59:40.125 --> 59:41.833 ‫آه، همون مردِ گرمابه... 59:55.000 --> 59:57.458 ‫«سخنی از مدیرعامل هتل یاناز» 01:00:20.291 --> 01:00:21.583 ‫من اون یکی رو ترجیح می‌دم 01:00:25.083 --> 01:00:25.666 ‫لیمونادِ الکلی (تاپسی لمون ساور) 01:00:25.750 --> 01:00:26.500 ‫مهمون من 01:00:27.125 --> 01:00:29.958 ‫خب، راستش این چیزیه که ‫نفر قبلی جا گذاشته 01:00:52.541 --> 01:00:55.875 ‫سوابق رو چک کردم ‫ولی هیچ موردی نبود 01:00:56.333 --> 01:00:59.958 ‫حتماً یکی بوده که شکایت کنه ‫و بگه نتونسته درست دعا کنه، نه؟ 01:01:11.416 --> 01:01:12.875 ‫هر چی می‌خوای بگو، ولی... 01:01:14.958 --> 01:01:17.000 ‫اگه می‌دونی که از پسش برنمیای، 01:01:17.166 --> 01:01:19.958 ‫چرا فوکودا رو بیخیال نمی‌شی ‫و اصلاً نمیای اینجا؟ 01:01:20.083 --> 01:01:22.208 ‫اگه می‌تونستم این کارو بکنم، اوضاع خیلی ساده‌تر می‌شد 01:01:22.375 --> 01:01:26.333 ‫مگه بدون دعا کردن ‫نمی‌شه رئیس شد؟ 01:01:26.541 --> 01:01:28.000 ‫قضیه این‌طوری نیست 01:01:28.625 --> 01:01:29.458 ‫تو نمی‌فهمی! 01:01:30.333 --> 01:01:33.916 ‫حق با توئه، من نمی‌فهمم ‫من حس کسی که قراره مدیرعامل بشه رو نمی‌فهمم 01:01:34.000 --> 01:01:37.083 ‫من که از خودم نخواستم ‫تو این خانواده به دنیا بیام! 01:01:39.791 --> 01:01:44.083 ‫تو قدرت، پول و خانواده داری ‫هنوزم کافی نیست؟ 01:01:54.083 --> 01:01:55.416 ‫ببخشید که مزاحمت شدم 01:02:02.916 --> 01:02:04.708 ‫لعنت به همه‌شون... 01:02:11.041 --> 01:02:14.625 ‫تومور داره رشد می‌کنه ‫و علائم حیاتی‌اش رو به کاهشه 01:02:15.041 --> 01:02:16.500 ‫اگه همین‌طور ادامه پیدا کنه... 01:02:19.541 --> 01:02:20.625 ‫حالت خوبه؟ 01:02:21.291 --> 01:02:22.375 ‫آره 01:02:23.333 --> 01:02:26.208 ‫نگران نباش، خودم انجامش می‌دم تو برو بشین 01:02:32.166 --> 01:02:33.125 ‫آخ! 01:02:47.333 --> 01:02:48.250 ‫عصر بخیر 01:02:48.541 --> 01:02:50.083 ‫هوا بیرون داره سرد می‌شه 01:02:50.500 --> 01:02:53.291 ‫همون مدت زمان همیشگی خوبه؟ 01:02:53.458 --> 01:02:54.333 ‫آره 01:02:55.541 --> 01:02:58.166 ‫از ته دل دعا می‌کنم 01:02:58.541 --> 01:03:00.583 ‫که افکارت به ‫درخت کافور برسه 01:03:00.625 --> 01:03:04.208 ‫ورودی مسیر نیایش درخت کافور ‫معبد سوکیساتو 01:03:56.458 --> 01:03:57.291 ‫این چیه؟ 01:03:57.791 --> 01:03:58.583 ‫این مال توئه؟ 01:03:59.208 --> 01:04:00.666 ‫مال توئه؟! 01:04:02.625 --> 01:04:03.375 ‫ببخشید 01:04:03.541 --> 01:04:05.333 ‫چرا از من فیلم می‌گرفتی؟ 01:04:05.666 --> 01:04:06.625 ‫توضیح بده! 01:04:06.958 --> 01:04:07.750 ‫هی! 01:04:10.208 --> 01:04:12.791 ‫در این مورد با ‫خانم یاناگیساوا تماس می‌گیرم! 01:04:33.250 --> 01:04:35.208 ‫خب؟! چی شد؟ 01:04:36.166 --> 01:04:37.416 ‫گند زدم 01:04:37.541 --> 01:04:38.541 ‫هان؟ 01:04:39.458 --> 01:04:40.666 ‫متأسفم 01:04:42.333 --> 01:04:44.083 ‫بابام مچت رو گرفت؟ 01:04:46.375 --> 01:04:47.625 ‫همون‌جا می‌بینمت 01:04:48.000 --> 01:04:48.958 ‫لازم نیست بیای 01:04:49.125 --> 01:04:51.250 ‫ولی همه‌اش تقصیر منه 01:06:02.208 --> 01:06:03.791 ‫متأسفم من می‌رم از پسش برنمیومدم 01:06:03.833 --> 01:06:05.208 ‫من به هیچ دردی نمی‌خورم بابت قبل هم متأسفم 01:06:12.291 --> 01:06:15.333 ‫ماه بعد یه دورهمی داریم ‫حتماً بیا، مهمون من 01:06:15.375 --> 01:06:17.750 ‫اون ۵۰ هزار ین رو هم هر وقت داشتی پس بده 01:06:54.416 --> 01:06:55.625 ‫آه، ممنون 01:06:56.458 --> 01:06:57.375 ‫خیلی آقایی 01:08:02.791 --> 01:08:03.958 ‫از این طرف 01:08:09.583 --> 01:08:10.208 ‫«برای چیفونه» 01:08:10.291 --> 01:08:12.500 ‫آقای ساجی همه چیز رو بهم گفت 01:08:12.916 --> 01:08:15.125 ‫اومدی که استعفا بدی؟ 01:08:15.791 --> 01:08:16.916 ‫نه 01:08:18.458 --> 01:08:21.750 ‫بیشتر از این پشیمونم که اجازه دادم یه شیر یا خط ‫کل زندگیم رو تعیین کنه 01:08:22.291 --> 01:08:26.083 ‫بیشتر از اون، گوش دادن به حرف‌ها 01:08:28.291 --> 01:08:31.083 ‫داشتم از زندگی ناامید می‌شدم 01:08:31.250 --> 01:08:34.416 ‫بهونه آوردن و انداختن تقصیرها ‫گردن شرایط، خیلی راحت بود 01:08:35.041 --> 01:08:38.208 ‫اما بعد از اینکه متصدی شدم ‫و با همه آشنا شدم، 01:08:38.375 --> 01:08:39.791 ‫تازه دارم ازش لذت می‌برم 01:08:40.208 --> 01:08:42.375 ‫احساس کردم که دارم ‫با اراده‌ی خودم زندگی می‌کنم 01:08:43.000 --> 01:08:47.333 ‫برای همین از دست خودم عصبانی شدم ‫که زندگیم رو به شانس سپرده بودم 01:08:47.583 --> 01:08:51.166 ‫ولی خوشحالم که بابتش ناراحتم 01:08:51.666 --> 01:08:54.291 ‫نمی‌تونم خیلی خوب توضیحش بدم، اما... 01:08:54.666 --> 01:08:55.208 ‫اما، 01:08:56.916 --> 01:08:59.416 ‫اومدم که همین رو بهت بگم 01:09:04.625 --> 01:09:09.333 ‫دعا کردن به این معنی نیست که ‫خواسته‌های مردم برآورده بشه 01:09:09.833 --> 01:09:10.708 ‫هان؟ 01:09:11.333 --> 01:09:13.208 ‫تو تلاش کردی، مگه نه؟ 01:09:14.500 --> 01:09:16.208 ‫همون‌طور که گفتی، 01:09:16.750 --> 01:09:20.666 ‫نمی‌تونی تمام افکارت رو ‫با کلمات توضیح بدی 01:09:21.125 --> 01:09:23.125 ‫واسه همینه پیش درخت کافور دعا می‌کنی، 01:09:23.208 --> 01:09:28.125 ‫تا تمام افکارت رو بهش بسپاری ‫و به دست گیرنده‌اش برسونی 01:09:28.833 --> 01:09:35.791 ‫این کار ممکنه ‫خوشبختی بزرگی به همراه داشته باشه یا سختی پیش بیاره 01:09:36.250 --> 01:09:38.500 ‫تو دیدی 01:09:38.666 --> 01:09:43.916 ‫اینکه چطور انتظارات و تردیدهای مردم ‫بعد از یه دعا آشکار می‌شه 01:09:45.333 --> 01:09:49.916 ‫تو باید سنگینیِ ‫متصل کردن قلب‌ها رو یاد بگیری 01:09:50.291 --> 01:09:56.041 ‫معنای واقعیِ نگهبانِ ‫درختِ کافور شدن همینه 01:09:56.125 --> 01:09:57.291 ‫راهنمای نگهبان 01:10:05.625 --> 01:10:06.166 ‫الو؟ 01:10:06.291 --> 01:10:08.500 ‫موفق شدم! ‫معمای درختِ کافور رو حل کردم! 01:10:08.958 --> 01:10:10.458 ‫متاسفم، وقت ندارم 01:10:10.875 --> 01:10:11.333 ‫چی؟ 01:10:11.458 --> 01:10:12.958 ‫ایستگاه بعدی، شیبویاست 01:10:13.041 --> 01:10:15.708 ‫ما در مورد پدرت اشتباه می‌کردیم، پس... 01:10:23.708 --> 01:10:26.000 ‫بله؟ ‫منم، ساجی 01:10:26.375 --> 01:10:27.750 ‫بیا تو 01:10:28.666 --> 01:10:29.875 ‫بابا 01:10:31.833 --> 01:10:33.041 ‫چرا اینجایی؟ 01:10:33.291 --> 01:10:35.958 ‫اون زنی که باهاش رابطه داری طبقه سیزدهم زندگی می‌کنه، ‫مگه نه؟ 01:10:36.125 --> 01:10:37.833 ‫نه... اون‌طوری که فکر می‌کنی نیست... 01:10:37.916 --> 01:10:40.125 ‫پس چیه؟ ‫قضیه‌اش پیچیده‌ست 01:10:40.333 --> 01:10:42.333 ‫دلت برای مامان نمی‌سوزه؟ 01:10:43.541 --> 01:10:44.583 ‫بس کن! 01:10:45.333 --> 01:10:46.583 ‫داری چیکار... 01:10:47.416 --> 01:10:48.791 ‫ما داریم می‌ریم! 01:10:48.958 --> 01:10:50.250 ‫ولم کن! 01:11:05.708 --> 01:11:07.000 ‫راهنمای نگهبان 01:11:07.833 --> 01:11:09.750 ‫قدرت درخت کافور... 01:11:09.916 --> 01:11:12.500 ‫موقع دعاهای ماه نو، 01:11:12.875 --> 01:11:14.583 ‫تو افکارت رو به امانت می‌سپاری ‫«امانت سپردن» 01:11:15.291 --> 01:11:18.458 ‫موقع دعاهای ماه کامل، تو افکار رو دریافت می‌کنی ‫«دریافت کردن» 01:11:18.750 --> 01:11:19.625 ‫با این حال، 01:11:19.791 --> 01:11:24.708 ‫دعاها فقط بین خویشاوندان خونی ‫که خاطرات مشترک دارن، قابل اشتراک‌گذاری‌ان 01:11:25.791 --> 01:11:29.250 ‫این‌ها در کنار هم، دعا نامیده می‌شن ‫«دعا» 01:11:34.166 --> 01:11:35.875 ‫شما همیشه می‌اومدید به این زیارتگاه 01:11:36.041 --> 01:11:37.458 ‫شب‌های ماه کامل، 01:11:37.916 --> 01:11:40.500 ‫یعنی برای گرفتن دعا ‫می‌اومدید اینجا 01:11:43.833 --> 01:11:44.583 ‫آقای ساجی 01:11:45.125 --> 01:11:49.625 ‫شما سعی داشتید دعاهای ‫«کیکوئو ساجی» رو بگیرید، مگه نه؟ 01:11:50.375 --> 01:11:52.416 ‫ما با هم رفتیم پارک رایمو 01:11:53.166 --> 01:11:55.000 ‫می‌شه داستانتون رو برامون تعریف کنید؟ 01:11:57.416 --> 01:11:58.291 ‫پدر 01:11:58.666 --> 01:12:00.708 ‫موضوع دیگه فقط درباره‌ی شما نیست 01:12:12.833 --> 01:12:17.083 ‫«کیکوئو ساجی» برادرمه، ‫کسی که کلاً باهاش قطع رابطه کردم 01:12:19.333 --> 01:12:21.583 ‫پدر و مادرم انتظارات خیلی زیادی ‫از برادرم داشتن، 01:12:21.791 --> 01:12:24.708 ‫که یه نوازنده‌ی بااستعداد بود 01:12:26.583 --> 01:12:30.125 ‫ولی خیلی زود بعد از اینکه رفت دانشکده موسیقی، 01:12:30.375 --> 01:12:32.791 ‫تصمیم گرفت همه‌چیز رو ول کنه 01:12:33.750 --> 01:12:38.041 ‫شاید فهمید که استعدادش حد و اندازه‌ای داره 01:12:41.708 --> 01:12:42.458 ‫هی 01:12:47.291 --> 01:12:48.416 ‫می‌بینمت 01:12:53.166 --> 01:12:56.583 ‫این آخرین باری بود که کیکوئو رو دیدم 01:12:58.000 --> 01:13:02.041 ‫بعد از اون، حرف زدن از برادرم ‫تو خونه ممنوع شد 01:13:05.291 --> 01:13:07.416 ‫برای همین بود که بهم گفتی ‫پیانو رو بذارم کنار 01:13:07.916 --> 01:13:11.458 ‫ولی مامانم باهاش در ارتباط بود 01:13:13.833 --> 01:13:15.083 ‫کیکو 01:13:16.791 --> 01:13:20.208 ‫کنسرت بعدی کِی هست؟ 01:13:24.125 --> 01:13:26.375 ‫وقتی داشتم وسایلش رو مرتب می‌کردم، یه نامه پیدا کردم که خطاب به مامانم بود 01:13:26.458 --> 01:13:28.833 ‫تاکاکو ساجی کیکو ساجی ‫که بین وسایلش بود 01:13:29.875 --> 01:13:33.291 ‫روش کلمات قدردانی نوشته شده بود 01:13:33.458 --> 01:13:37.125 ‫و پیامی که گفته بود دعایی رو به ‫درخت کافور سپرده 01:13:37.708 --> 01:13:42.291 ‫فقط واسه مسخره کردنش، ‫درخت رو پیدا کردم و یه نگاهی بهش انداختم 01:13:44.291 --> 01:13:46.916 ‫می‌دونم باورش سخته، ولی... 01:13:47.416 --> 01:13:49.458 ‫چیزی که به ذهنم رسید 01:13:50.125 --> 01:13:54.041 ‫آهنگی بود که برادرم ‫برای مامانم نوشته بود 01:13:56.708 --> 01:13:59.416 ‫واسه اینکه بتونم اون آهنگ رو بازسازی کنم ‫تا مامانم بشنوه، 01:13:59.583 --> 01:14:02.416 ‫یکی من رو به یه مدرس پیانو معرفی کرد 01:14:02.750 --> 01:14:05.666 ‫همون خانمی که توی اون ساختمون ‫اون پشت زندگی می‌کنه 01:14:06.500 --> 01:14:09.666 ‫خیلی به نتیجه نزدیک شدم، 01:14:10.166 --> 01:14:15.416 ‫ولی نمی‌تونم دقیقاً همون‌جوری که باید باشه درش بیارم 01:14:15.875 --> 01:14:19.000 ‫واقعاً داری بهم می‌گی که ‫موسیقی رو توی ذهنت می‌شنیدی؟ 01:14:19.416 --> 01:14:22.291 ‫آره می‌دونم چه شکلی به نظر می‌رسه 01:14:23.916 --> 01:14:29.250 ‫کاش می‌تونستم کاری کنم که ‫مستقیم از توی مغز من بشنوی 01:14:30.083 --> 01:14:31.583 ‫فکر خوبیه 01:14:32.000 --> 01:14:32.416 ‫چی؟ 01:14:34.166 --> 01:14:36.958 ‫داری می‌گی دعا رو ‫بسپرم به درخت کافور؟ 01:14:37.208 --> 01:14:40.833 ‫آره این‌طوری، ‫یومی هم باید بتونه اون آهنگ رو بشنوه 01:14:41.083 --> 01:14:44.041 ‫فکر خوبیه 01:14:44.208 --> 01:14:46.916 ‫البته اگه واقعاً بتونم آهنگ رو بشنوم 01:14:48.833 --> 01:14:52.708 ‫ممنون ریتو، چون منم کمکت می‌کنم، بابا 01:14:53.125 --> 01:14:55.833 ‫ولی تو هم باید در عوض ‫از مامان عذرخواهی کنی! 01:15:01.125 --> 01:15:02.083 ‫ریتو 01:15:03.000 --> 01:15:05.166 ‫بابت اون روز متاسفم و ممنونم 01:15:05.750 --> 01:15:06.833 ‫بهت قول دادم، یادت هست؟ 01:15:17.000 --> 01:15:18.958 ‫اینجایی 01:15:22.666 --> 01:15:25.375 ‫بی‌خیالِ اون دعا شو 01:15:26.916 --> 01:15:28.291 ‫حالا که اون موضوع حل شد، 01:15:28.791 --> 01:15:32.000 ‫می‌خوام که میراث تاکومیا رو ‫ادامه بدی 01:15:34.541 --> 01:15:35.791 ‫لازم نیست بیای 01:15:35.916 --> 01:15:36.958 ‫چی؟ 01:15:40.416 --> 01:15:41.875 ‫تنهایی؟ 01:15:42.458 --> 01:15:43.208 ‫آره 01:15:44.208 --> 01:15:45.416 ‫اینم از این 01:15:47.666 --> 01:15:49.000 ‫با من میای؟ 01:15:50.166 --> 01:15:53.083 ‫این‌طور نیست که بتونم دعا رو بگیرم ‫و کار دیگه‌ای هم نداشته باشم که انجام بدم 01:15:55.958 --> 01:15:58.083 ‫می‌خوای آرزوی کی رو بگیری؟ 01:15:58.458 --> 01:15:59.500 ‫پدرم 01:15:59.958 --> 01:16:01.541 ‫خاطرات زیادی باهاش نداری؟ 01:16:01.875 --> 01:16:04.791 ‫اون من رو، تنها پسرش رو، ‫تو پنجاه سالگی به دنیا آورد 01:16:04.958 --> 01:16:08.333 ‫خیلی لوسم کرد، ‫واسه همین خاطرات زیادی ازش دارم 01:16:08.500 --> 01:16:09.958 ‫بهت حسادت می‌کنم 01:16:13.291 --> 01:16:14.833 ‫گفتی که ‫پدر و مادر نداری 01:16:15.166 --> 01:16:16.666 ‫فقط یه مادر داشتم 01:16:16.958 --> 01:16:19.458 ‫و وقتی کوچیک بودم از دنیا رفت 01:16:20.833 --> 01:16:23.458 ‫مادرم با مردهای زیادی دوست بود 01:16:23.750 --> 01:16:27.875 ‫احتمالاً دنبال یه پدر واسه من می‌گشت 01:16:28.541 --> 01:16:33.125 ‫ولی بیشتر وقت‌ها، غیرممکنه که ‫بچه‌ای که مال خودت نیست رو دوست داشته باشی 01:16:38.041 --> 01:16:39.375 ‫از کجا می‌دونستید؟ 01:16:39.750 --> 01:16:42.250 ‫از همون اولین باری که اومدی اینجا، 01:16:42.416 --> 01:16:45.166 ‫انگار می‌دونستی که ‫اون دعا قرار نیست جواب بده 01:16:45.708 --> 01:16:47.125 ‫واسه اینکه دعایی با موفقیت انجام بشه، 01:16:47.333 --> 01:16:50.500 ‫آدم باید با کسی که دعا رو سپرده فامیل باشه ‫و خاطراتی داشته باشه 01:16:50.666 --> 01:16:52.333 ‫اگر خاطرات زیادی داری، 01:16:52.458 --> 01:16:55.625 ‫یعنی با اون شخص ‫رابطه خونی نداری 01:17:00.916 --> 01:17:01.875 ‫زدی تو خال 01:17:02.958 --> 01:17:04.000 ‫سوکی 01:17:04.166 --> 01:17:05.875 ‫اینو یادت باشه 01:17:06.041 --> 01:17:09.458 ‫چی؟ چطور آتیش روشن کنم؟ ‫چطور ماهی پاک کنم؟ 01:17:10.416 --> 01:17:13.416 ‫من و تو از نظر خونی هیچ نسبتی با هم نداریم 01:17:13.583 --> 01:17:15.416 ‫چی؟! منظورت چیه؟ 01:17:15.916 --> 01:17:19.583 ‫حتی اگه از نظر خونی به هم ربطی نداشته باشیم، 01:17:19.708 --> 01:17:21.375 ‫تو بازم پسر منی 01:17:21.875 --> 01:17:24.833 ‫می‌بینی چقدر حماقت‌هامون شبیه همه؟ 01:17:26.625 --> 01:17:29.458 ‫چرا پدرم دعا کردن رو سپرد به من؟ 01:17:30.208 --> 01:17:31.958 ‫من نمی‌تونم قبولش کنم 01:17:33.166 --> 01:17:35.416 ‫برام مهم نیست ‫که شرکت رو ارث ببرم یا نه 01:17:36.000 --> 01:17:40.125 ‫ولی فقط نمی‌خوام کاری کنم ‫که باعث ناراحتی پدرم بشه 01:17:40.916 --> 01:17:42.291 ‫حالا باید چیکار کنم؟ 01:17:42.750 --> 01:17:44.000 ‫خیلی ساده‌ست 01:17:44.541 --> 01:17:46.708 ‫فقط بهشون بگو که قبولش کردی 01:17:47.791 --> 01:17:49.000 ‫تو؟ 01:17:55.208 --> 01:17:57.041 ‫آخ، دوباره همدیگه رو دیدیم 01:17:57.916 --> 01:17:58.916 ‫آه... سلام 01:17:59.875 --> 01:18:03.291 ‫خب، نگهبانی از درخت کافور ‫چطور پیش می‌ره؟ 01:18:03.458 --> 01:18:05.333 ‫فکر کنم تونستم اعتماد مردم رو جلب کنم 01:18:05.666 --> 01:18:07.625 ‫عالیه! 01:18:07.791 --> 01:18:10.458 ‫به لطف قدرت درخت کافور 01:18:12.000 --> 01:18:14.583 ‫راستی، دعای اون شب چطور بود؟ 01:18:14.750 --> 01:18:16.750 ‫هوم؟ منظورت چیه؟ 01:18:16.916 --> 01:18:19.750 ‫اون شب، شب ماه نو، ‫داشتی دعا می‌کردی 01:18:20.083 --> 01:18:22.166 ‫خاله من باید اون شب ‫نگهبانی می‌داد 01:18:22.291 --> 01:18:24.083 ‫نه، من نرفته بودم اونجا 01:18:25.500 --> 01:18:27.583 ‫آه، چیفونه... 01:18:27.750 --> 01:18:31.041 ‫یه مدتیه ندیدمش، ‫ولی امیدوارم حالش خوب باشه 01:18:50.208 --> 01:18:51.500 ‫جلسه هیئت مدیره 01:19:25.166 --> 01:19:26.250 ‫حتماً داره تموم می‌شه 01:19:26.541 --> 01:19:29.958 ‫استعفا دادن که چیز مهمی نیست 01:19:30.958 --> 01:19:32.125 ‫اگه تو این‌طور فکر می‌کنی 01:19:32.250 --> 01:19:36.333 ‫دارم به رفتن به تعطیلات فکر می‌کنم ‫می‌تونم کارها رو به تو بسپرم؟ 01:19:36.500 --> 01:19:38.583 ‫حتماً می‌دونی کجا می‌خوای بری؟ 01:19:39.125 --> 01:19:42.375 ‫قصد دارم برم ‫هر جایی که همون روز دلم بخواد 01:19:42.541 --> 01:19:44.250 ‫ممکنه یه مدتی نباشم 01:19:44.666 --> 01:19:46.000 ‫به نظر عالی میاد 01:19:46.166 --> 01:19:52.916 ‫قطار توکیو ‫از سکوی یک راه می‌افته 01:19:53.541 --> 01:19:55.250 ‫خب، پس... موفق باشی 01:19:55.916 --> 01:20:00.541 ‫چی داری می‌گی؟ ‫من که کاری از دستم برنمیاد 01:20:19.500 --> 01:20:19.958 ‫الو؟ 01:20:20.041 --> 01:20:22.916 ‫دفترچه‌ام نیست ‫مطمئنم گذاشته بودمش اینجا 01:20:23.208 --> 01:20:24.875 ‫خب، من که نمی‌دونم 01:20:25.041 --> 01:20:27.208 ‫تمام مدت کیف من دست تو بود 01:20:27.375 --> 01:20:30.708 ‫شاید توی لابی از دستت افتاده ‫می‌رم یه نگاهی بندازم 01:20:42.875 --> 01:20:43.708 ‫پیداش کردی؟ 01:20:44.166 --> 01:20:46.083 ‫آره همون‌طور که فکر می‌کردم، ‫توی لابی بود 01:20:46.250 --> 01:20:49.208 ‫تو به راهت ادامه بده من خودم برات میارمش 01:20:49.625 --> 01:20:52.583 ‫وقتی رسیدی، برو پذیرش ‫و خودت رو معرفی کن 01:20:52.750 --> 01:20:56.125 ‫ضمناً، محتویات این ‫دفترچه رو هم نخون 01:22:04.958 --> 01:22:07.208 ‫«مراسم یادبود مدیرعامل و رئیس ‫هیئت‌مدیره تاکومیا، توئیچیرو اوهبا» 01:22:20.458 --> 01:22:21.875 ‫۱۲۰۱ 01:22:33.958 --> 01:22:37.541 ‫حالا می‌خوام مراسم اهدای ‫گل رو تموم کنم 01:22:37.708 --> 01:22:38.708 ‫در ادامه... 01:22:38.833 --> 01:22:40.000 ‫ببخشید! 01:22:40.833 --> 01:22:42.333 ‫آقای سوکی اوهبا؟ 01:22:55.500 --> 01:22:57.500 ‫بابت این کار یهوییم عذر می‌خوام 01:22:57.666 --> 01:23:00.791 ‫من سوکی اوبا هستم، پسرِ توئیچیرو اوبا 01:23:00.958 --> 01:23:04.250 ‫نمی‌دونم الان ‫وقت مناسبی برای این کار هست یا نه، 01:23:04.375 --> 01:23:09.291 ‫ولی مطمئنم خیلی‌هاتون نگران ‫آینده‌ی شرکت هستید 01:23:09.458 --> 01:23:14.666 ‫واسه همین، می‌خوام از این فرصت استفاده کنم ‫و درباره‌ی فکرای پدرم باهاتون حرف بزنم 01:23:20.125 --> 01:23:21.500 ‫شما آقای نائویی هستید؟ 01:23:22.041 --> 01:23:24.000 ‫قرار بود چیزی ازتون بگیرم 01:23:25.333 --> 01:23:25.833 ‫هان؟ 01:23:29.125 --> 01:23:30.708 ‫داری چیکار می‌کنی! ‫بس کن! 01:23:33.958 --> 01:23:35.458 ‫هی! بس کن! 01:23:53.291 --> 01:23:54.708 ‫هی، تو، 01:24:15.375 --> 01:24:16.416 ‫ببخشید! 01:24:19.125 --> 01:24:22.208 ‫اسم من ریتو نائویی‌ئه، ‫مدیر ارشد معبد سوکیساتو 01:24:23.750 --> 01:24:26.458 ‫اومدم چیزی که خالم ‫جا گذاشته بود رو بهش برسونم 01:24:28.625 --> 01:24:29.625 ‫تو... 01:24:34.791 --> 01:24:36.666 ‫هیچ‌وقت برای تغییر دیر نیست 01:24:36.916 --> 01:24:40.583 ‫خودت بهم یاد دادی ‫که اگه بخوای، می‌تونی تغییر کنی 01:24:42.750 --> 01:24:45.166 ‫اگه کارت تموم شده، ‫بهتره بری 01:24:45.458 --> 01:24:47.041 ‫یعنی قدمم اینجا خیر نیست؟ 01:24:47.333 --> 01:24:48.541 ‫مزاحم نمی‌شم 01:24:49.500 --> 01:24:50.541 ‫لطفاً 01:24:53.166 --> 01:24:55.541 ‫خانم چیفونه، میشه لطفاً یه چیزی بگید... 01:24:57.708 --> 01:25:01.000 ‫ببخشید که جلسه رو قطع می‌کنم ‫تو، با من بیا 01:25:03.708 --> 01:25:07.083 ‫اجازه میدید این آقا ‫توی جلسه بمونه؟ 01:25:07.916 --> 01:25:09.333 ‫مشکلت چیه؟ 01:25:09.500 --> 01:25:10.750 ‫اوه، بذارید بمونه 01:25:11.166 --> 01:25:13.083 ‫گفت که مزاحم نمیشه 01:25:13.666 --> 01:25:15.291 ‫نظر شما چیه؟ 01:25:17.750 --> 01:25:20.041 ‫براش یه صندلی بیارید ‫چشم قربان 01:25:20.958 --> 01:25:22.625 ‫ادامه بدیم؟ 01:25:28.125 --> 01:25:30.333 ‫شش ماه پیش فهمیدیم که ‫بابام سرطان داره 01:25:30.958 --> 01:25:32.208 ‫از اون موقع، 01:25:32.500 --> 01:25:35.291 ‫همش به این فکر می‌کرد که ‫کی باید مدیریت شرکت رو به عهده بگیره 01:25:35.916 --> 01:25:39.250 ‫و من جوابی که پدرم داده رو ‫دریافت کردم 01:25:44.500 --> 01:25:47.208 ‫داری به من می‌گی دروغ بگم؟ 01:25:47.500 --> 01:25:48.791 ‫این دروغ نیست 01:25:49.250 --> 01:25:52.916 ‫فقط تصور کن ‫پدرت چه فکری می‌کرد 01:25:58.875 --> 01:26:04.541 ‫که پسرش خواسته‌اش رو درک می‌کنه، ‫حتی اگه نتونه دعاهاش رو بشنوه 01:26:31.583 --> 01:26:34.666 ‫شرکت باید توسط ‫مدیر اجرایی، گوندو، اداره بشه 01:26:34.958 --> 01:26:37.250 ‫این خواسته‌ی بابام بود 01:26:39.333 --> 01:26:42.041 ‫لطفاً هوای دفتر مرکزی تاکومیا رو داشته باشید 01:26:49.166 --> 01:26:50.916 ‫تمام تلاشم رو می‌کنم 01:26:55.500 --> 01:26:57.500 ‫اکثریت با 01:26:57.666 --> 01:27:03.208 ‫تعطیلی و تخریب هتل یاناگیساوا ‫تا آخر سال موافقن 01:27:10.458 --> 01:27:13.125 ‫پس این موضوع رو مختومه اعلام می‌کنم 01:27:15.708 --> 01:27:20.791 ‫علاوه بر این، عضو شورا، یاناگیساوا، ‫باید تا آخر امسال استعفا بده 01:27:22.916 --> 01:27:25.375 ‫از سال‌ها خدمتتون ممنونیم 01:27:31.375 --> 01:27:33.000 ‫بابت زحماتتون مرسی 01:27:34.583 --> 01:27:36.083 ‫بقیه‌اش رو می‌سپارم به شما 01:27:36.500 --> 01:27:39.041 ‫موضوع مهم دیگه‌ای برای امروز نداریم 01:27:39.208 --> 01:27:42.166 ‫مطمئنم که مشاور ‫خیلی سرش شلوغه و نمی‌تونه بمونه 01:27:42.333 --> 01:27:44.875 ‫پس با اجازه همگی مرخص می‌شم 01:27:45.458 --> 01:27:47.541 ‫ممنون از همه‌تون مراقب خودتون باشید 01:27:53.625 --> 01:27:55.833 ‫واقعاً این چیزیه که می‌خوای؟ 01:27:58.500 --> 01:28:01.916 ‫اگه از این موضوع بگذری، آرزوهای ‫خاندان یاناگیساوا برای همیشه نابود می‌شه 01:28:02.041 --> 01:28:04.208 ‫ریتو، بس کن 01:28:08.000 --> 01:28:08.875 ‫امروز، 01:28:09.416 --> 01:28:11.500 ‫اومدم تا دیواری که جلوم هست رو ‫سوراخ کنم 01:28:11.666 --> 01:28:13.958 ‫و راه خودمو پیش بگیرم 01:28:16.166 --> 01:28:18.875 ‫منظورت چیه که آرزوها می‌میرن؟ 01:28:25.750 --> 01:28:26.500 ‫خانم چیفونه 01:28:27.041 --> 01:28:29.250 ‫تمام عمرش رو وقف اصول ‫خانواده یاناگیساوا کرده 01:28:29.375 --> 01:28:31.000 ‫از طریق اون هتل 01:28:31.083 --> 01:28:33.250 ‫نباید همین‌طوری خرابش کنی 01:28:33.416 --> 01:28:34.458 ‫هی، تو! 01:28:35.000 --> 01:28:38.000 ‫با مهمونات طوری رفتار کن ‫که دوست داری با خودت رفتار بشه 01:28:38.833 --> 01:28:42.625 ‫اینا جملات رئیسه، ‫که روی بروشور هتل یاناژ نوشته شده 01:28:43.458 --> 01:28:48.666 ‫من دقیقاً همین جملات رو ‫از آقای کووابارا تو هتل یاناگیساوا شنیدم 01:28:49.333 --> 01:28:52.791 ‫و این همون چیزیه که خانم چیفونه ‫تو هتل یاناگیساوا گذاشته! 01:28:56.291 --> 01:28:57.458 ‫«برای: آقای نائویی ‫از انتخاب هتل یاناگیساوا ممنونیم» 01:28:58.750 --> 01:29:02.333 ‫این هم مدرکیه ‫که نشون می‌ده رئیس 01:29:02.416 --> 01:29:04.791 ‫آرزوهای خاندان یاناگیساوا رو ‫دریافت کرده 01:29:05.166 --> 01:29:06.833 ‫ولی می‌تونی بگی همین کافیه؟ 01:29:07.541 --> 01:29:10.000 ‫نو جای کهنه رو می‌گیره 01:29:10.458 --> 01:29:13.083 ‫این چیزیه که نمیشه جلوش رو گرفت 01:29:13.708 --> 01:29:17.166 ‫ولی برای حمل فکر و آرزوهای ‫کسایی که قبل ما بودن، 01:29:17.916 --> 01:29:20.833 ‫برای حفظ کردنشون همون‌طوری که بودن، ‫اینم لازم نیست؟ 01:29:21.750 --> 01:29:24.750 ‫اون مکان، آرزوها رو تو خودش نگه داشته 01:29:24.916 --> 01:29:27.291 ‫خانوم چیفونه برای این شرکت گذاشته! 01:29:28.125 --> 01:29:29.208 ‫تو عوضی... 01:29:29.875 --> 01:29:30.916 ‫بس کن! 01:29:32.500 --> 01:29:35.958 ‫حتی اگه با این دوره زمونه جور در نیاد، ‫حیف نیست 01:29:36.125 --> 01:29:37.833 ‫که همه‌شو دور بریزیم؟ 01:29:38.041 --> 01:29:40.875 ‫مگه ما مسئول نیستیم که ‫این راه رو ادامه بدیم؟ 01:29:41.333 --> 01:29:44.333 ‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟ ‫خفه شو! 01:29:44.666 --> 01:29:46.083 ‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟ 01:29:52.791 --> 01:29:54.083 ‫از این بحث لذت بردم 01:29:55.250 --> 01:29:57.875 ‫به نظر میاد خانوم یاناگیساوا ‫جانشین مناسبی پیدا کرده 01:29:58.708 --> 01:29:59.708 ‫پس... 01:30:00.291 --> 01:30:01.583 ‫خسته نباشی 01:30:07.291 --> 01:30:09.291 ‫ریتو، بریم 01:30:20.208 --> 01:30:21.916 ‫سال داره تموم می‌شه 01:30:22.291 --> 01:30:25.000 ‫نمی‌دونم شمال برف میاد یا نه 01:30:26.125 --> 01:30:28.750 ‫نظرت چیه تعطیلاتت رو از ‫شمال شروع کنی؟ 01:30:28.916 --> 01:30:31.583 ‫می‌تونی هم‌زمان که از منظره برف لذت می‌بری، ‫توی چشمه آب گرم هم تنی به آب بزنی 01:30:31.708 --> 01:30:33.416 ‫بد به نظر نمی‌رسه 01:30:36.625 --> 01:30:40.000 ‫پس آرزوم رو شنیدی 01:30:41.666 --> 01:30:42.416 ‫شنیدم 01:31:05.166 --> 01:31:07.166 ‫اولین شبی که مسئولیت رو قبول کردی، 01:31:07.333 --> 01:31:09.958 ‫کوکیچی ایکورا رزرو داشت 01:31:10.375 --> 01:31:13.375 ‫ولی اون بهم گفت که ‫اون شب دعا نکرده 01:31:13.541 --> 01:31:15.875 ‫آقای ایکورا رو می‌شناسی؟ 01:31:16.000 --> 01:31:17.541 ‫گاهی می‌بینمش 01:31:17.875 --> 01:31:20.083 ‫قبلاً هم این رو بهت گفته بودم 01:31:20.875 --> 01:31:21.875 ‫فهمیدم 01:31:22.666 --> 01:31:25.416 ‫حتماً یادم رفته بوده 01:31:33.541 --> 01:31:34.916 ‫اون دفترچه زرد، 01:31:35.333 --> 01:31:37.916 ‫تمام حافظته 01:31:41.083 --> 01:31:45.625 ‫سعی کردم وقتی داشتم دعا رو می‌سپردم به امانت، ‫بهش فکر نکنم 01:31:46.208 --> 01:31:50.875 ‫درخت کافور همه چیز رو منتقل می‌کنه ‫تو بودی که این رو بهم یاد دادی 01:31:53.000 --> 01:31:55.958 ‫ولی، من توی اون مهمونی متوجه یه چیزی شدم 01:31:56.791 --> 01:31:59.916 ‫اون موقع، تو فراموشش کرده بودی 01:32:00.666 --> 01:32:02.291 ‫در مورد جلسه هیئت مدیره 01:32:03.833 --> 01:32:04.875 ‫بله... 01:32:05.208 --> 01:32:10.250 ‫و من فرصتم رو برای نجات ‫هتل یاناگیساوا از دست دادم 01:32:10.500 --> 01:32:11.750 ‫وقتی باهاشون روبرو شدم، 01:32:11.916 --> 01:32:14.333 ‫رئیس بهم گفت که قضیه پیچیده‌ست 01:32:14.666 --> 01:32:18.333 ‫فقط ماساکازو از زوال عقلم خبر داره 01:32:18.833 --> 01:32:21.416 ‫اون مرد داره خواسته‌های خانواده‌ی ‫یاناگیساوا رو انجام می‌ده 01:32:21.583 --> 01:32:24.666 ‫بدون اینکه نیازی باشه از قدرت ‫درخت کافور استفاده کنه 01:32:28.250 --> 01:32:32.416 ‫شب مهمونی، ‫تصمیم گرفتم که دیگه وقتشه این ماجرا رو تموم کنم 01:32:33.250 --> 01:32:36.291 ‫اگه من استعفا بدم، شرکت به کارش ادامه می‌ده 01:32:36.750 --> 01:32:39.541 ‫ولی نگهبان معبد داستانش فرق می‌کنه... 01:32:48.375 --> 01:32:51.666 ‫اگه بگم نگران نیستم ‫دروغ گفتم، 01:32:52.500 --> 01:32:56.833 ‫ولی با این حال، ‫دلم می‌خواست که تو این مسئولیت رو به ارث ببری 01:32:57.333 --> 01:32:58.583 ‫این... 01:33:18.750 --> 01:33:20.416 ‫یه لحظه وقت داری؟ 01:33:22.000 --> 01:33:23.791 ‫بفرما، یه کم ازش بخور 01:33:24.125 --> 01:33:24.875 ‫دستت درد نکنه، خیلی چسبید 01:33:27.083 --> 01:33:29.083 ‫در مورد سوکی... 01:33:29.333 --> 01:33:30.958 ‫همه‌چی حل شد 01:33:31.500 --> 01:33:33.000 ‫چه خبر خوبی 01:33:36.916 --> 01:33:38.666 ‫فکر تو بود، نه؟ 01:33:40.000 --> 01:33:44.083 ‫می‌دونستم که با هم نسبت خونی ندارن 01:33:45.208 --> 01:33:46.208 ‫می‌دونستی... 01:33:46.333 --> 01:33:50.500 ‫رئیس بهم گفته بود ‫بذارم خودش تنهایی حلش کنه 01:33:50.666 --> 01:33:52.833 ‫اگه می‌فهمید بقیه هم خبر دارن، 01:33:53.000 --> 01:33:56.041 ‫یه جایی بالاخره بهشون تکیه می‌کرد 01:33:57.958 --> 01:33:58.833 ‫آقای فوکودا 01:33:59.416 --> 01:34:02.416 ‫ببخشید ‫می‌دونم هوامو داشتید 01:34:03.375 --> 01:34:04.333 ‫نگران نباش 01:34:06.208 --> 01:34:08.666 ‫و اون درباره تو چی گفت؟ 01:34:11.291 --> 01:34:13.250 ‫اینکه پسره احمقه، واسه همین... 01:34:13.541 --> 01:34:15.083 ‫باید به عنوان کارمند کار کنه 01:34:15.166 --> 01:34:19.958 ‫و همه‌چیز رو از بخش تولید ‫تا فرآیند فروش تجربه کنه 01:34:20.666 --> 01:34:24.125 ‫اینکه به عنوان وارث در نظر گرفته بشه یا نه، ‫تصمیمش گرفته می‌شه... 01:34:24.625 --> 01:34:27.083 ‫توسط مدیرها و بر اساس عملکردش 01:34:31.333 --> 01:34:33.333 ‫به نظرم برنامه خوبیه 01:34:35.041 --> 01:34:39.083 ‫حتماً می‌خواسته سوکی ‫براش تصمیم بگیره 01:34:39.250 --> 01:34:44.583 ‫فکر کنم دعا نتیجه داد ‫و آرزوی توئیچیرو اوهبا برآورده شد 01:34:45.375 --> 01:34:47.958 ‫اینم نگهبان درخت کافور ما 01:34:50.541 --> 01:34:52.375 ‫ممنون بابت همه‌چیز 01:34:53.625 --> 01:34:54.625 ‫امم... 01:34:55.458 --> 01:34:56.791 ‫من سیگار رو ترک کردم 01:34:57.125 --> 01:34:58.541 ‫این فقط یه آبنباته 01:34:58.708 --> 01:34:59.708 ‫نه، منظورم اینه که... 01:34:59.875 --> 01:35:03.666 ‫قبل از اینجا توی تاکومیا کار می‌کردم ‫و مقداری از پول شرکت رو بالا کشیدم 01:35:03.791 --> 01:35:05.000 ‫آره، می‌دونستم 01:35:05.083 --> 01:35:08.250 ‫چی؟ بابت همه‌ی اون قضایا متاسفم 01:35:08.416 --> 01:35:13.083 ‫نه، ما مقصر بودیم ‫که بدون تحقیق اخراجت کردیم 01:35:13.250 --> 01:35:16.458 ‫گم شدن ورق طلا ‫کار یکی از خودمون بود 01:35:18.375 --> 01:35:21.500 ‫به سه میلیون راضی شدی؟ 01:35:22.791 --> 01:35:26.000 ‫اصلا ‫فقط سی هزار تا به عنوان غرامت نمادین 01:35:26.291 --> 01:35:30.625 ‫اون وکیل می‌خواست بابت اخراج غیرقانونی ‫از ما شکایت کنه 01:35:30.833 --> 01:35:33.083 ‫عجب وکیل کاربلدی بود 01:35:39.541 --> 01:35:41.458 ‫ممنون که امروز اومدید 01:35:41.625 --> 01:35:43.833 ‫ممنون که ما رو دعوت کردید 01:35:44.166 --> 01:35:47.791 ‫راستی، اینکه گفتی همکار قدیمی ریتو بودی ‫دروغ بود، مگه نه؟ 01:35:48.041 --> 01:35:49.750 ‫متأسفم 01:35:49.916 --> 01:35:52.000 ‫نه، خیالم راحت شد 01:35:52.166 --> 01:35:52.916 ‫چی؟ 01:35:53.041 --> 01:35:54.916 ‫بالاخره تموم شد 01:35:55.458 --> 01:35:56.333 ‫آره! 01:35:59.750 --> 01:36:00.500 ‫ببخشید 01:36:01.041 --> 01:36:02.041 ‫الو؟ 01:36:02.750 --> 01:36:03.583 ‫بله 01:36:03.958 --> 01:36:06.291 ‫پدرت واقعاً فوق‌العاده‌ست 01:36:06.458 --> 01:36:11.833 ‫که تصمیم گرفت دعاش رو ‫به درخت کافور بسپاره 01:36:12.000 --> 01:36:13.750 ‫در نهایت، آره 01:36:14.000 --> 01:36:16.916 ‫بهش قول دادم که ‫گذشته رو ول کنم، 01:36:17.083 --> 01:36:21.875 ‫اما فقط به شرطی که ‫الان به خانواده خیانت نکنه 01:36:22.083 --> 01:36:23.583 ‫همین برای راضی کردنش کافی بود 01:36:27.250 --> 01:36:29.375 ‫ولی تجربه عجیبی بود 01:36:29.625 --> 01:36:32.625 ‫حس کردنِ تمامِ ‫عمرِ یه آدم 01:36:43.541 --> 01:36:45.333 ‫این از طرف ماساکازو بود 01:36:45.750 --> 01:36:49.416 ‫گفت که مهلت تصمیم‌گیری رو برای یه سال دیگه ‫تمدید می‌کنه 01:36:49.583 --> 01:36:51.291 ‫در مورد نگه داشتنِ ‫هتل یاناگیساوا 01:36:52.125 --> 01:36:55.083 ‫به اون کسی که فن بیانش خوبه ‫سلام رسوند 01:36:58.583 --> 01:36:59.791 ‫آره! 01:37:00.291 --> 01:37:03.291 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 01:38:19.666 --> 01:38:20.791 ‫مامان 01:38:22.041 --> 01:38:23.875 ‫کیکو داره بازی می‌کنه 01:38:25.125 --> 01:38:26.375 ‫اوه، کیکوئه 01:38:29.166 --> 01:38:30.458 ‫ممنونم، 01:38:31.041 --> 01:38:32.416 ‫ممنونم... 01:38:37.541 --> 01:38:38.666 ‫کیکو... 01:38:41.791 --> 01:38:43.333 ‫ببخشید 01:38:44.291 --> 01:38:45.291 ‫ممنونم 01:38:47.458 --> 01:38:48.958 ‫ببخشید 01:39:11.958 --> 01:39:17.500 ‫من هیچ‌وقت ازدواج نکردم، بچه‌دار نشدم، ‫و خانواده‌ای هم ندارم که بخوام در موردش حرف بزنم 01:39:18.125 --> 01:39:21.500 ‫ولی کارهای زیادی انجام دادم 01:39:24.583 --> 01:39:29.041 ‫فقط یه موضوع هست که ‫نمی‌تونم خودم رو بابتش ببخشم 01:39:29.708 --> 01:39:31.750 ‫اونم اینه که نتونستم 01:39:31.916 --> 01:39:35.208 ‫هیچ کار خواهرانه‌ای ‫برای تنها خواهر کوچیک‌ترم انجام بدم 01:39:35.791 --> 01:39:41.208 ‫با اینکه می‌دونستم چقدر سختی کشیده، ‫هیچ‌وقت برای حمایت ازش قدمی برنداشتم 01:39:41.791 --> 01:39:46.958 ‫چرا نتونستم وقتی بابام دوباره ازدواج کرد، ‫بهش تبریک بگم؟ 01:40:14.875 --> 01:40:20.916 ‫چرا بچه جدید بابام، ‫خواهر کوچیک‌ترم رو بغل نکردم؟ 01:40:22.375 --> 01:40:25.041 ‫دلم می‌خواست مراقبش باشم 01:40:26.958 --> 01:40:31.000 ‫دلم می‌خواست با هم براش لباس انتخاب کنیم، ‫موهاش رو شونه کنم، 01:40:31.166 --> 01:40:34.291 ‫و با لباس‌های قشنگ، ‫تو خیابون کنارش قدم بزنم 01:40:34.541 --> 01:40:36.625 ‫با هم بخندیم... 01:40:37.875 --> 01:40:39.375 ‫با این حال، هیچ کاری نکردم 01:40:40.500 --> 01:40:46.166 ‫غرور و خودخواهیِ بی‌معنی‌ام ‫به قلبم دروغ گفت 01:40:47.958 --> 01:40:51.875 ‫و وقتی بیشترین نیاز رو به کمکم داشت، 01:40:52.166 --> 01:40:54.250 ‫بهش کمک نکردم 01:41:03.750 --> 01:41:04.666 ‫این چیه؟ 01:41:05.083 --> 01:41:06.333 ‫این بچه مال کیه؟ 01:41:08.291 --> 01:41:12.166 ‫ممنون که بدیهیات رو گفتی ‫من درباره باباش می‌پرسم 01:41:13.916 --> 01:41:15.541 ‫این‌قدر این بچه رو می‌خواستی؟ 01:41:16.125 --> 01:41:17.250 ‫آره 01:41:53.166 --> 01:41:58.208 ‫حالا که دعاهام رو مستجاب کردی، ‫دیگه کاری از دستم برنمیاد 01:41:59.250 --> 01:42:02.250 ‫ولی من هنوز نصفه‌نیمه‌ام 01:42:03.416 --> 01:42:05.416 ‫تو می‌تونی رو پای خودت وایسی 01:42:05.708 --> 01:42:09.458 ‫تازه، می‌خوام برم سفر 01:42:10.291 --> 01:42:12.791 ‫من اینجا رو می‌چرخونم، ولی... 01:42:13.208 --> 01:42:15.791 ‫اون کوزه سفیده رو میندازم دور 01:42:16.041 --> 01:42:17.708 ‫آرسنیک ‫نمی‌خوام تو این سفر، 01:42:17.791 --> 01:42:19.291 ‫هیچ سمی بخوری 01:42:21.375 --> 01:42:25.458 ‫انگار چیزهایی که می‌خوای یادت بمونه، ‫اون خاطرات ارزشمند، 01:42:25.625 --> 01:42:29.250 ‫همین‌جوری ناپدید میشن، ‫و از لای انگشتات لیز می‌خورن 01:42:30.000 --> 01:42:33.875 ‫حتی نمی‌فهمی که ‫داری فراموششون می‌کنی 01:42:35.375 --> 01:42:39.166 ‫می‌فهمی چقدر غم‌انگیزه؟ 01:43:08.375 --> 01:43:09.291 ‫می‌بینمت 01:43:09.666 --> 01:43:11.000 ‫خبرم کن ببینم اوضاع چطور پیش میره 01:43:11.958 --> 01:43:12.875 ‫ممنونم 01:43:13.041 --> 01:43:14.500 ‫این دیالوگ من بود 01:43:15.291 --> 01:43:16.291 ‫ممنون 01:43:21.000 --> 01:43:21.958 ‫دوستته؟ 01:43:22.125 --> 01:43:23.291 ‫یه چیزی تو همین مایه‌ها 01:43:24.625 --> 01:43:26.250 ‫پیانو زدنت عالی بود 01:43:26.500 --> 01:43:27.250 ‫ممنون 01:43:27.916 --> 01:43:29.875 ‫یه وقت دیگه هم بیا تا ‫دوباره اون درخت کافور رو ببینی 01:43:30.041 --> 01:43:31.916 ‫البته مطمئنم سرت شلوغ خواهد بود 01:43:32.083 --> 01:43:34.750 ‫حتماً میام ‫همین الان کارم اونجا تموم شد 01:43:34.958 --> 01:43:35.708 ‫اونجا؟ 01:43:35.875 --> 01:43:36.541 ‫آره 01:43:36.625 --> 01:43:40.166 ‫تا همین چند روز پیش، برای ساخت یه ‫سالن کنسرت اونجا بودم 01:43:40.333 --> 01:43:42.500 ‫سرم حسابی شلوغ بود! 01:43:43.833 --> 01:43:45.125 ‫بهت نگفته بودم؟ 01:43:47.041 --> 01:43:48.250 ‫یومی! 01:43:48.625 --> 01:43:50.125 ‫می‌بینمت 01:43:51.125 --> 01:43:53.541 ‫شاید برای خوردن غذای ایتالیایی تو شیبویا، 01:43:53.708 --> 01:43:55.208 ‫کریسمس مبارک 01:43:57.166 --> 01:43:58.375 ‫مادربزرگ! 01:44:00.125 --> 01:44:02.416 ‫به نظر میاد که ‫موسیقی کیکوئو رو یادش اومده 01:44:02.541 --> 01:44:03.750 ‫هنوزم سرحاله! 01:44:06.166 --> 01:44:07.291 ‫ریتو 01:44:08.541 --> 01:44:12.541 ‫امروز یه تجربه خاص داشتم ‫ممنونم 01:44:12.875 --> 01:44:14.833 ‫خب، یه نکته آخر 01:44:23.500 --> 01:44:27.750 ‫از آقای کووابارا تو هتل یاناگیساوا ‫خواستم که دستور پختش رو بهم یاد بده 01:44:27.875 --> 01:44:29.958 ‫من اصلاً آشپزی نمی‌کنم، 01:44:30.041 --> 01:44:32.333 ‫واسه همین سوکی تو این کار کمکم کرد 01:44:39.666 --> 01:44:41.666 ‫با کاریِ هتل ما خیلی فرق داره 01:44:41.791 --> 01:44:42.791 ‫حدس می‌زنم 01:44:56.125 --> 01:44:57.208 ‫چیفونه 01:44:57.916 --> 01:44:58.958 ‫بله؟ 01:44:59.416 --> 01:45:03.041 ‫وقتی داشتی مادر آقای ساجی رو تماشا می‌کردی، ‫چه حسی داشتی؟ 01:45:05.375 --> 01:45:09.500 ‫تویی که فردا هستی، ‫شاید مثل امروز نباشی 01:45:10.041 --> 01:45:12.541 ‫ولی اشکالی نداره 01:45:13.166 --> 01:45:16.750 ‫من اون تویی که فردا هستی رو هم می‌پذیرم 01:45:17.333 --> 01:45:20.458 ‫و من هنوز کلی چیز برای یاد گرفتن دارم 01:45:21.916 --> 01:45:24.458 ‫تصمیمم رو گرفتم اینکه باید چیکار کنم 01:45:25.083 --> 01:45:29.458 ‫شاید قابل اعتماد نباشم، ولی به من تکیه کن 01:45:36.166 --> 01:45:37.375 ‫چه احمقانه 01:45:38.541 --> 01:45:39.958 ‫حرف اشتباهی زدم؟ 01:45:40.208 --> 01:45:41.125 ‫نه 01:45:48.291 --> 01:45:53.916 ‫ارزشش رو داره که یه ذره بیشتر زندگی کنم؟ 01:45:57.250 --> 01:46:00.958 ‫می‌خوام فکرای امروزم رو ‫بسپرم به درخت کافور 01:46:02.958 --> 01:46:05.583 ‫کاش می‌تونستم بهت بگم 01:46:08.708 --> 01:46:09.875 ‫ممنونم 01:46:10.541 --> 01:46:12.666 ‫ولی نیازی نیست 01:46:19.291 --> 01:46:23.250 ‫من قبلاً همه‌شون رو گرفتم 01:47:11.166 --> 01:47:12.541 ‫چطور بود؟ 01:47:13.166 --> 01:47:15.833 ‫تونستی دعا رو کامل کنی؟ 01:47:16.791 --> 01:47:17.625 ‫آره 01:47:18.000 --> 01:47:21.958 ‫من واقعاً نتونستم حرف‌های آخر ‫برادرم رو بشنوم، 01:47:22.083 --> 01:47:23.416 ‫برای همین ممنونم 01:47:23.958 --> 01:47:25.375 ‫ممنونم 01:48:02.000 --> 01:48:11.916 ‫نگهبان درخت کافور