WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:14.840 --> 00:17.120 ‫«معمای نهایی» ‫«قسمت دوم» 00:26.120 --> 00:28.640 ‫شنیدم که 00:28.680 --> 00:33.560 ‫شمشیرزن فوق‌العاده‌ای هستی، آقای هولمز. 00:34.080 --> 00:38.600 ‫حریف‌هام این‌طور میگن، دکتر موریارتی. 00:46.760 --> 00:50.280 ‫ولی حریف‌های من، ‫دیگه زبونی برای حرف زدن ندارن. 00:58.760 --> 01:00.880 ‫- بی‌ملاحظگی بود. ‫- بدتر از این حرف‌هاست. 01:00.920 --> 01:03.640 ‫چون معلوم شد ‫تنها چیزی که این مرد می‌خواست، 01:03.680 --> 01:06.560 ‫این بود که ادای قهرمان فیلمی رو دربیاره ‫که اصلاً بهش دعوتش نکرده بودن. 01:06.600 --> 01:08.040 ‫اشتباه میگم، آقای هولمز؟ 01:08.080 --> 01:10.920 ‫خواهش می‌کنم، از کجا باید می‌دونست ‫قاتل دوباره دست‌به‌کار میشه؟ 01:10.960 --> 01:14.400 ‫- همه‌مون کشته میشیم. ‫- آروم باشین، لطفاً. 01:14.440 --> 01:16.760 ‫هنوزم نمی‌دونیم سرویا چرا کشته شد. 01:17.480 --> 01:19.840 ‫خانم‌ها و آقایون، ‫تا وقتی بی‌سیم تعمیر بشه، 01:19.880 --> 01:22.240 ‫پیشنهاد می‌کنم پیش همدیگه بمونین. 01:22.280 --> 01:24.120 ‫پیش کی؟ قاتل؟ 01:24.920 --> 01:26.680 ‫پیش آدمایی که بهشون اعتماد دارین. 01:26.720 --> 01:29.600 ‫متأسفم اینو میگم، ‫ولی به هیچ‌کس نمیشه اعتماد کرد. 01:29.640 --> 01:32.000 ‫ژرار، فکر کنم توی درست کردن نوشیدنی 01:32.000 --> 01:34.400 ‫ماهرتر از تعمیر بی‌سیم باشی، درسته؟ 01:36.160 --> 01:37.200 ‫آره ژرار. 01:37.240 --> 01:39.040 ‫یه دور برای همه، به حساب من. 01:39.560 --> 01:41.400 ‫همین الان دکتر رو کشتن. 01:41.440 --> 01:43.200 ‫چیزی برای جشن گرفتن هست؟ 01:44.480 --> 01:46.440 ‫اینکه هیچ‌کدوممون نمردیم. 01:46.480 --> 01:47.960 ‫فونسی، تمومش کن دیگه. 01:48.680 --> 01:50.320 ‫فقط یه دونه، بعدش کافه تعطیل میشه. 01:50.360 --> 01:52.880 ‫اعصابت خورده، ‫نوشیدنی هم کمکی نمی‌کنه. 01:53.400 --> 01:56.680 ‫ژرار، مطمئن شو که ‫همه برن توی اتاق‌هاشون. 01:56.720 --> 01:58.520 ‫شنیدید خانم آوسلندر چی گفت. 01:58.520 --> 02:00.720 ‫ژنراتور رو به زودی خاموش می‌کنیم. 02:02.960 --> 02:04.440 ‫به ما ملحق نمیشی؟ 02:05.400 --> 02:10.200 ‫شرمنده، رمان دوستم فرانک فینیگان منتظرمه. 02:11.320 --> 02:12.800 ‫شب‌بخیر. 02:40.560 --> 02:43.000 ‫[هتل] 03:14.560 --> 03:17.080 ‫همین الان یکی از زیر در اتاقم انداختش تو. 03:23.560 --> 03:25.040 ‫با عقل جور درمیاد. 03:26.640 --> 03:28.880 ‫برگشتن به صحنه‌ی جرم، 03:28.880 --> 03:30.760 ‫اونم با سلاح قتل. 03:32.880 --> 03:36.120 ‫حالا لابد می‌خوای بگی این تله‌ایه که ‫قاتل گذاشته، تا تو رو مقصر جلوه بده. 03:36.160 --> 03:38.160 ‫اگه هدفش این بود، 03:38.200 --> 03:40.240 ‫توی اتاق من قایمش می‌کرد، 03:40.280 --> 03:42.600 ‫تا پلیس موقع بازرسی پیداش کنه. 03:43.520 --> 03:44.760 ‫پس چی می‌خواد؟ 03:44.800 --> 03:47.160 ‫قاتل می‌خواد بازی رو ادامه بدیم. 03:49.280 --> 03:52.000 ‫توی حالت نشسته کشته شده. 03:52.040 --> 03:55.520 ‫وگرنه خون بیشتر پخش می‌شد. 03:55.560 --> 03:57.560 ‫می‌ریخت روی زمین. 03:58.160 --> 03:59.680 ‫ولی نگاه کنین، 03:59.720 --> 04:01.960 ‫خون از گردنش ریخته 04:01.960 --> 04:04.680 ‫و صاف رفته پایین کمرش. 04:04.720 --> 04:06.200 ‫دستش چی؟ 04:07.520 --> 04:09.160 ‫عمداً این‌طوری گذاشتنش. 04:10.800 --> 04:12.520 ‫به‌زور به این حالت درش آوردن. 04:12.560 --> 04:15.920 ‫احتمالاً بعد از انجام قتل، 04:15.960 --> 04:17.880 ‫از یکی از پنجره‌ها فرار کرده. 04:19.040 --> 04:22.240 ‫چفت‌ها از داخله ‫و پنجره‌ها هم بسته‌ان. 04:22.760 --> 04:26.360 ‫از در هم نمی‌تونسته بره. ‫کلید از داخل روی قفل بود. 04:27.600 --> 04:29.080 ‫راه دیگه‌ای می‌بینین؟ 04:29.920 --> 04:31.400 ‫حالت دستش چی؟ 04:31.840 --> 04:33.320 ‫چه معنی‌ای میده؟ 04:34.000 --> 04:35.480 ‫یه شوخی چندش‌آور. 04:37.880 --> 04:39.920 ‫[فوتوگراماس] 04:40.600 --> 04:43.560 ‫یا شاید دارن برامون چشمک می‌زنن. 04:44.080 --> 04:46.400 ‫بهتره این کاغذبازکن دست خودم بمونه. 04:46.440 --> 04:48.400 ‫پیش بقیه‌ی مدارک نگهش می‌دارم. 04:53.040 --> 04:55.600 ‫درِ اتاق رو قفل می‌کنم. ‫تحقیقات برای امروز کافیه. 04:57.480 --> 04:59.080 ‫می‌برم که توی اتاقم بخونمش. 05:10.960 --> 05:13.600 ‫نیازی به گفتن نیست، ‫همه‌شون لیاقت کشته‌شدن رو دارن. 05:16.120 --> 05:17.600 ‫شب‌بخیر. 05:44.080 --> 05:45.640 ‫[وقایع هالیوود] 05:49.000 --> 05:49.960 ‫[فیلم جدید] 05:50.000 --> 05:52.400 ‫[شرلوک هولمز و سایه‌ی مرموز] 06:16.320 --> 06:17.800 ‫صبح‌بخیر. 06:19.000 --> 06:20.720 ‫فکر کنم یه عذرخواهی بهت بدهکارم. 06:22.080 --> 06:24.120 ‫اگه بهم توهین کردی، ‫یادم نمیاد چی بوده. 06:24.720 --> 06:28.240 ‫باید اعتراف کنم دیروز حس کردم ‫جلوی خود شرلوک هولمز وایستادم. 06:29.760 --> 06:32.000 ‫نمی‌دونم چی باید بگم. 06:33.840 --> 06:35.480 ‫بگو چطور می‌تونم کمکت کنم. 06:36.200 --> 06:39.360 ‫شاید بتونی بیشتر درباره‌ی دکتر بهم بگی. 06:40.080 --> 06:42.000 ‫کِی اومد توی جزیره؟ 06:43.040 --> 06:44.760 ‫سه روز قبل از شما. 06:51.720 --> 06:53.200 ‫رفتارش عجیب بود. 06:54.720 --> 06:57.960 ‫و به کسایی که با هر قایق می‌رسیدن، ‫توجه زیادی نشون می‌داد. 07:00.120 --> 07:03.120 ‫دیدم با آقای کلمر شطرنج بازی می‌کرد. 07:03.160 --> 07:04.640 ‫آره. 07:04.760 --> 07:07.960 ‫سرویا بهش گفت ‫توی طنجه یه کلینیک خصوصی داره. 07:08.000 --> 07:09.840 ‫به‌محض اینکه قایق گیرم بیاد... 07:09.880 --> 07:11.400 ‫همینه. امکان نداره. 07:12.440 --> 07:13.920 ‫صبح‌بخیر. 07:16.000 --> 07:17.480 ‫چیزی شده؟ 07:19.120 --> 07:22.280 ‫این قلعه منو یاد یه فیلم میندازه که ‫با گری کوپر بازی کردم. 07:22.320 --> 07:24.760 ‫تنها فیلمی که ‫با گری کوپر بازی کردی، عزیزم. 07:24.800 --> 07:26.040 ‫تنها فیلم، آره. 07:26.080 --> 07:29.080 ‫بعید می‌دونم بازیگرهای زن اسپانیایی زیادی ‫بتونن همچین ادعایی بکنن. 07:29.120 --> 07:30.600 ‫خب. 07:30.640 --> 07:33.280 ‫قرار بود اینجا باشی تا کمکم کنی، ‫نه اینکه بهم گیر بدی. 07:33.320 --> 07:34.280 ‫تمرکز کن. 07:34.320 --> 07:37.600 ‫کیف باید همین‌جا باشه. ‫اصلاً اون قلعه چه ربطی به این یکی داره؟ 07:37.640 --> 07:40.080 ‫- اونم خندق داشت. ‫- هی! 07:41.120 --> 07:42.600 ‫زیادی لفتش دادی؟ 07:46.320 --> 07:47.800 ‫برای چی لفتش دادم؟ 07:48.240 --> 07:50.920 ‫که دوباره ‫مسخره‌بازی‌های کارآگاهیت رو شروع کنی. 07:51.440 --> 07:52.520 ‫غیرقابل‌تحمله. 07:52.560 --> 07:54.840 ‫وقتی هی چرت‌وپرت بگی، ‫چه انتظاری داری؟ 07:55.360 --> 07:58.200 ‫اینم دیدیم که قایم شده بود. ‫اتفاقاً خیلی هم ناشیانه. 07:58.240 --> 07:59.880 ‫انگار توی فیلم‌های وسترنه. 08:00.560 --> 08:02.760 ‫کاملاً اتفاقی بود. ‫داشتم قدم می‌زدم. 08:02.800 --> 08:04.360 حتماً. دنبال چی می‌گردی؟ 08:04.360 --> 08:06.520 ‫می‌خوام چند تا سوال ازتون بپرسم. 08:06.560 --> 08:08.800 ‫باز قصه‌ی هولمز شروع شد. 08:08.840 --> 08:10.320 ‫سیگار داری؟ 08:12.080 --> 08:15.440 ‫- نمی‌دونم از مال من خوشت بیاد یا نه. ‫- حالا که اینجاییم، این یکی هم جواب بده. 08:15.480 --> 08:17.400 ‫سرویا رو از کجا می‌شناختی؟ 08:21.920 --> 08:23.400 ‫می‌شناختمش؟ 08:23.440 --> 08:24.960 ‫توی عمرم ندیده بودمش. 08:25.760 --> 08:28.720 ‫تو چی ویکی، تا حالا طنجه رفتی؟ 08:32.200 --> 08:34.720 ‫- اونجا کجاست؟ ‫- بس کن. بهش گیر نده. 08:34.760 --> 08:37.280 ‫- دارم بهت گیر میدم؟ ‫- آره، به منم همین‌طور. بریم. 08:37.320 --> 08:39.600 ‫- همه‌ی اینا افتضاحه. ‫- منم همین‌طور. 08:39.640 --> 08:41.200 ‫- مسخره‌بازی درنیار. ‫- خب راست میگی. 08:41.240 --> 08:43.000 ‫همه‌مون که اینجاییم افتضاحیم. 08:43.040 --> 08:45.040 ‫فونسکا، صبر کن. 08:46.520 --> 08:48.520 ‫- چیه؟ ‫- سیگارها. 08:48.560 --> 08:50.040 ‫برو به... 08:58.120 --> 09:00.800 ‫- منظره‌ی فوق‌العاده‌ایه، نه؟ ‫- به من چه که هست یا نه؟ 09:01.920 --> 09:03.400 ‫وایسا! 09:05.680 --> 09:07.160 ‫سرده. 09:07.440 --> 09:08.920 ‫درست مثل پرونده‌مون. 09:09.720 --> 09:12.800 ‫- چیز دیگه‌ای از آشپزخونه نمی‌خواین؟ ‫- نه، ممنون تونی. 09:13.480 --> 09:15.200 ‫- یه لحظه وقت دارین؟ ‫- حتماً. 09:17.160 --> 09:18.920 ‫می‌خوای تنهایی حرف بزنیم؟ 09:22.240 --> 09:25.880 ‫نه، فرقی نمی‌کنه. ‫نمی‌فهمم چرا زودتر بهتون نگفتم. 09:25.920 --> 09:27.400 ‫چی رو؟ 09:29.880 --> 09:31.880 ‫اون شبی که اون زن مُرد... 09:31.920 --> 09:33.920 ‫چون خودکشی نبود، نه؟ 09:33.920 --> 09:35.760 ‫نه ویکی. کشتنش. 09:35.800 --> 09:37.920 ‫خب، اون شب... 09:39.200 --> 09:42.080 ‫دیدم گارسونه از طرف باغ اومد توی هتل. 09:43.000 --> 09:44.480 ‫- تونی؟ ‫- آره. 09:46.360 --> 09:48.000 ‫از سمت اقامتگاه اومد؟ 09:48.040 --> 09:49.520 ‫احتمالش هست. 09:50.600 --> 09:52.080 ‫چه ساعتی؟ 09:52.440 --> 09:55.160 ‫دیر وقت بود. نمی‌دونم. ‫فونسی داشت خروپف می‌کرد. 10:00.760 --> 10:03.520 ‫چرا زودتر نگفتی؟ 10:03.560 --> 10:05.920 ‫نمی‌خواستم کسی رو ‫بندازم توی دردسر، ولی... 10:06.920 --> 10:08.880 ‫متوجه شدین چطوری نگاهم می‌کنه؟ 10:09.840 --> 10:11.320 ‫چشم‌هاش... 10:11.720 --> 10:13.200 ‫سردن... 10:13.920 --> 10:15.400 ‫عین یخ. 10:20.160 --> 10:22.640 ‫دیروز بهتون گفتم. ‫من فقط سه‌شنبه دیدمش. 10:22.680 --> 10:25.080 ‫دیدنت که از اقامتگاه اومدی سمت هتل. 10:26.280 --> 10:28.360 ‫- کی دیده؟ ‫- نمی‌تونیم بهت بگیم. 10:28.960 --> 10:31.600 ‫- چرا حرف اون زن رو باور می‌کنی ولی منو نه؟ ‫- اون زن؟ 10:31.640 --> 10:33.840 ‫ببین، قضیه‌ی انگشتر رو براتون توضیح دادم. 10:33.880 --> 10:37.000 ‫- من دزد نیستم، چه برسه به قاتل. ‫- صبر کن، صبر کن. 10:37.040 --> 10:39.840 ‫از کجا می‌دونی کسی که دیدت زن بوده؟ 10:39.880 --> 10:41.880 ‫همون خانمی که با دوستتونه، درسته؟ 10:42.480 --> 10:43.840 ‫- ادامه بده. ‫- خودتون دیدین. 10:43.880 --> 10:46.160 ‫یه بند زل می‌زنه. هروقت منو می‌بینه این‌طوریه 10:46.160 --> 10:47.680 . دقیقاً این‌طوری نگاه می‌کنه. 10:48.520 --> 10:50.600 ‫مطمئنی تو نبودی که بهش زل زدی؟ 10:50.640 --> 10:52.360 ‫من؟ برای چی؟ 10:52.360 --> 10:54.680 ‫من که دنبال همه‌ی زن‌ها راه نمی‌افتم. 10:55.480 --> 10:56.960 ‫مطمئنی؟ 10:57.560 --> 10:59.640 ‫گوش کن، نمی‌دونم چی از جونم می‌خواد، 10:59.680 --> 11:03.280 ‫ولی روزی که خانم مندر کشته شد ‫من اصلاً ندیدمش. قسم می‌خورم. 11:03.320 --> 11:04.840 ‫چرا باید حرفتو باور کنم؟ 11:07.000 --> 11:08.440 ‫معلومه. 11:08.480 --> 11:11.720 ‫می‌فهمم. باورنکردن حرف‌های اون راحت‌تره، ‫چون پولداره. 11:12.720 --> 11:14.960 ‫داره راست میگه. بس کن، فوکسا. 11:17.240 --> 11:19.200 ‫می‌تونم برم؟ کلی کار دارم. 11:19.240 --> 11:20.960 ‫آره، ما رو ببخش. 11:29.880 --> 11:31.880 ‫چرا این‌قدر مطمئنی که دروغ نمیگه؟ 11:31.920 --> 11:34.040 ‫اون دروغ نمیگه، ‫ولی مطمئنم ویکی داره دروغ میگه. 11:34.080 --> 11:36.880 ‫من بازیگرم، بازی بد رو خوب می‌شناسم. 11:36.920 --> 11:39.960 ‫این ثابت نمی‌کنه ویکی داره دروغ میگه، ‫فقط قضیه اینه که... 11:41.560 --> 11:43.480 ‫توی ابراز حس‌هاش ضعیفه. 11:43.520 --> 11:46.640 ‫حتماً. تو هم که بدت نمیاد بهش یاد بدی. 11:47.560 --> 11:50.800 ‫«چشم‌هاش عین یخ سرد بودن.» 11:50.840 --> 11:53.720 ‫خدای من، معلومه داره دروغ میگه. 11:54.240 --> 11:56.960 ‫فقط هنوز نمی‌دونم چرا. 12:07.840 --> 12:09.800 ‫- یه نوشیدنی دیگه؟ ‫- آره، یکی دیگه بیار. 12:09.840 --> 12:11.400 ‫- من میرم توی تراس. ‫- باشه. 12:11.440 --> 12:13.680 ‫با اجازه‌ت یه نوشیدنی دیگه می‌خورم. 12:14.960 --> 12:18.080 ‫مگه اینکه حضورم اینجا براتون دردسر باشه، ‫درست مثل سرویا. 12:18.120 --> 12:19.960 ‫- منظورت چیه؟ ‫- بهت برمی‌خوره؟ 12:20.000 --> 12:22.840 ‫معلومه که برمی‌خوره. ‫داری پررویی می‌کنی. 12:22.880 --> 12:24.080 ‫بی‌ادبی هم هست. 12:24.120 --> 12:26.000 ‫فقط میگم سرویا یهودی بود. 12:26.000 --> 12:27.920 ‫این یه حقیقته، نه نظر شخصی. 12:28.880 --> 12:30.360 ‫- چی؟ ‫- داری به چی کنایه می‌زنی؟ 12:30.840 --> 12:33.600 ‫دارم میگم تو دل خوشی از یهودی‌ها نداری. 12:34.120 --> 12:36.920 ‫داری متهمم می‌کنی که ‫دکتر رو چون یهودی بود کشتم؟ 12:38.280 --> 12:40.120 ‫اولیش که نبوده، نه؟ 12:41.360 --> 12:43.480 ‫هانس. هانس. 12:52.960 --> 12:54.480 ‫ژرار، یکی دیگه برام بریز. 12:57.080 --> 12:58.280 ‫تو هم می‌خوری؟ 12:58.320 --> 13:00.360 ‫نه، ممنون. من... من اهلش نیستم. 13:00.400 --> 13:02.080 ‫یا اینکه با من نمی‌خوری؟ 13:03.280 --> 13:05.800 ‫شاید سرحالت بیاره ‫تا قاتل رو پیدا کنی. 13:07.680 --> 13:09.160 ‫می‌بینم که... 13:10.680 --> 13:12.280 ‫توی جنگ بودی. 13:13.520 --> 13:14.880 ‫این رد زخم؟ 13:14.920 --> 13:17.080 ‫- مال اون موقع نیست. ‫- می‌دونم. قدیمیه. 13:17.120 --> 13:19.000 ‫منظورم اون نبود. 13:19.520 --> 13:21.000 ‫خب، منظورت چی بود؟ 13:21.880 --> 13:23.480 ‫عضو اس‌اس بودی. 13:25.160 --> 13:28.240 ‫منظورم رد زخم روی بازوی چپت بود. 13:28.960 --> 13:31.200 ‫اون مال واکسن آبله‌ست. 13:31.240 --> 13:33.520 ‫نه، نیست. مگه نه، آقای کلمر؟ 13:33.560 --> 13:35.640 ‫اصلاً به تو چه ربطی داره؟ 13:35.680 --> 13:39.480 ‫توی اس‌اس رسم بود ‫گروه خونی رو تتو می‌کردن. 13:39.520 --> 13:41.480 ‫من هیچ‌وقت تتو نداشتم. 13:41.520 --> 13:44.680 ‫آخر جنگ، ‫بیشترشون پاکش کردن، 13:44.720 --> 13:47.440 ‫یا با شلیک یه گلوله‌ی سطحی همون‌جا، 13:47.480 --> 13:50.760 ‫یا با گذاشتن قرص هیدروژن برای سوزوندنش. 13:50.800 --> 13:52.280 ‫تو هم همین کارو کردی، مگه نه؟ 13:52.800 --> 13:54.080 ‫داری اشتباه می‌کنی. 13:54.120 --> 13:57.200 ‫این رد یه زخم بچگیه، ‫همون‌طور که زنم گفت. 13:59.320 --> 14:01.720 ‫اگه می‌خوای مثل دوستت بهم تهمت بزنی، 14:01.720 --> 14:03.800 ‫وقتت رو صرف پیدا کردن مدرک کن. 14:04.600 --> 14:06.080 ‫وگرنه... 14:14.080 --> 14:17.360 ‫از اینجا که نگاهت می‌کنم، انگار از توی ‫فیلم‌های جان فورد پرت شدی بیرون. 14:18.120 --> 14:19.600 ‫می‌دونم فکر می‌کنی خنگم، 14:19.640 --> 14:22.120 ‫ولی شخصاً می‌شناسمش. 14:22.160 --> 14:23.240 ‫شک ندارم. 14:23.280 --> 14:26.640 ‫بهم گفت «خیلی خوب بازیگری می‌کنی.» ‫حالا اگه اجازه بدین... 14:27.520 --> 14:29.680 ‫تو بازیگر خیلی آینده‌داری هستی. 14:29.720 --> 14:31.240 ‫فقط نیاز به تمرین داری. 14:31.280 --> 14:34.240 ‫- خیلی ممنون. ‫- جلوی من گارد نگیر. 14:35.240 --> 14:37.800 ‫می‌تونم چند تا نصیحت بهت بکنم ‫که به کارت بیاد. 14:37.840 --> 14:40.960 ‫در ازای اطلاعات؟ ‫من که هرچی می‌دونستم بهت گفتم. 14:41.560 --> 14:43.040 ‫در ازای سیگار. 14:43.080 --> 14:46.280 ‫دیدی که نامزدت انگار دلش نمیاد ‫سیگارهاش رو باهام شریک بشه. 14:46.880 --> 14:50.040 ‫دوست دارم در مورد یه چیزی ‫غیر از این قتل‌ها حرف بزنم. 14:50.080 --> 14:52.040 ‫خیلی‌خب، بیا در مورد شغلت حرف بزنیم. 14:52.080 --> 14:53.840 ‫کجا درس خوندی؟ 14:53.880 --> 14:55.360 ‫بازیگری رو؟ 14:55.600 --> 14:58.120 ‫خب، یه خرده اینجا و یه خرده اونجا. 14:58.640 --> 15:01.200 ‫دوست دارم خودمو بسپرم به دست احساسات. 15:01.720 --> 15:03.640 ‫احساسات توی زندگی خوبه، 15:04.480 --> 15:07.760 ‫ولی توی بازیگری ممکنه بهت نارو بزنه. 15:08.280 --> 15:10.240 ‫چه روی صحنه، چه توی هتل. 15:11.840 --> 15:13.320 ‫می‌خوای به چی برسی؟ 15:13.840 --> 15:15.480 ‫تو بیشتر از چیزی که میگی می‌دونی. 15:16.080 --> 15:17.880 ‫من چیزی در مورد اون قتل‌ها نمی‌دونم. 15:17.880 --> 15:19.960 ‫اینو نمی‌دونم، ‫ولی می‌دونم داری دروغ میگی. 15:20.000 --> 15:22.920 ‫الانم داری دروغ میگی، ‫مثل همون موقع که تونی رو متهم کردی. 15:22.960 --> 15:25.480 ‫داری زیادی اغراق می‌کنی. ‫بدنت لو‌ت میده. 15:28.280 --> 15:31.320 ‫بهم بگو ویکی، چرا دروغ گفتی؟ 15:31.360 --> 15:33.640 ‫دست از سرم بردار. ‫به درس‌هات نیازی ندارم. 15:33.680 --> 15:36.320 ‫اگه می‌خوای بازیگر خوبی بشی، ‫باید بهتر انجامش بدی. 15:36.360 --> 15:38.040 ‫گفتم دست از سرم بردار. 16:03.640 --> 16:05.120 ‫سلام؟ 16:58.840 --> 17:00.160 ‫می‌تونی منو با اون بکشی؟ 17:00.200 --> 17:02.840 ‫تقریباً با هر چیزی میشه آدم کشت. 17:02.880 --> 17:04.400 ‫خطری تهدیدم می‌کنه؟ 17:06.480 --> 17:08.440 ‫خودت چی فکر می‌کنی؟ ‫من مسلح‌ام. 17:12.560 --> 17:14.040 ‫منم همین‌طور. 17:15.840 --> 17:17.680 ‫تا حالا شمشیربازی نکردی. 17:18.600 --> 17:20.080 ‫این‌قدر تابلوئه؟ 17:25.400 --> 17:28.040 ‫محکم بگیرش، ولی گرفتارش نکن. 17:46.360 --> 17:49.000 ‫خوندم که یکی از ‫بهترین شمشیرزن‌های هالیوود بودی. 17:49.960 --> 17:51.440 ‫بودم؟ 17:51.720 --> 17:53.680 ‫خیلی وقته روی پرده‌ی سینما ندیدمت. 17:54.760 --> 17:57.120 ‫فکر کنم سینما الان بیشتر دنبال 17:57.160 --> 17:59.720 ‫کارآگاه‌های خطرناک پالتوپوش و بلوندها. 18:00.640 --> 18:01.640 ‫منم بلوندم. 18:01.680 --> 18:03.160 ‫ولی بلوند رنگ‌شده. 18:08.720 --> 18:10.200 ‫مثل همیشه باکلاس. 18:11.160 --> 18:13.440 ‫این باعث میشه از مظنونین قتل خط بخورم؟ 18:14.120 --> 18:16.160 ‫تو باشی دوستت رو می‌کشی؟ 18:17.040 --> 18:19.280 ‫اینم به اندازه‌ی بقیه‌ی چیزها احمقانه‌ست. 18:34.840 --> 18:36.520 ‫ببخشید، ‫کار با این چیزها رو بلد نیستم. 18:37.840 --> 18:40.240 ‫آخرش خودم افتادم توی خطر. 18:51.480 --> 18:52.960 ‫حالت خوبه؟ 18:58.600 --> 19:00.680 ‫بنجامین، حالت خوبه؟ 19:28.640 --> 19:30.120 ‫بذارش بمونه. 19:46.360 --> 19:49.400 ‫- چی شد، باسیل؟ ‫- تمرین شمشیربازی. 19:51.240 --> 19:53.840 ‫بشین. نمی‌خوایم غش کنی. 19:54.800 --> 19:56.960 ‫حتماً آوسلندر جعبه‌ی کمک‌های اولیه داره. 19:57.480 --> 20:00.880 ‫منم دارم، ‫البته اگه منو مظنون ندونی... 20:01.400 --> 20:02.880 ‫ریسکش رو قبول می‌کنم. 20:03.520 --> 20:04.920 ‫اگه کمکی لازمه... 20:04.960 --> 20:06.440 ‫نیازی نیست، ممنون. 20:07.840 --> 20:09.600 ‫فقط یه خراشه. 20:09.600 --> 20:11.640 ‫لازم نیست وصیت‌نامه بنویسی. 20:15.840 --> 20:17.920 ‫یادم نمیاد از ماشین‌تحریر ‫استفاده کرده باشم. 20:20.200 --> 20:21.680 ‫همین‌جا بود. 20:22.280 --> 20:23.760 ‫چی نوشته؟ 20:26.720 --> 20:30.200 ‫«مردم کم‌کم دارن می‌فهمن که ‫برای طراحی یه قتل درست‌وحسابی،» 20:30.240 --> 20:32.520 ‫«چیزی بیشتر از دو تا احمق ‫که همدیگه رو بکشن یا کشته بشن،» 20:32.560 --> 20:35.200 ‫«یه چاقو، یه کیسه پول و ‫یه کوچه‌ی تاریک لازمه.» 20:37.360 --> 20:42.480 ‫«آقایون، طراحی و ترکیب‌بندی و ‫نور و سایه و شعر و احساس،» 20:43.120 --> 20:48.200 ‫حالا دیگه برای همچین تلاش‌هایی ‫واجب به شمار میان.» 20:50.080 --> 20:52.280 ‫متنش شبیه کارهای کانن دویل نیست. 20:52.320 --> 20:53.800 ‫چون مال اون نیست. 20:54.680 --> 20:56.160 ‫مال توماس دو کوئینسیه. 20:57.960 --> 21:01.720 ‫«قتل به عنوان یکی از هنرهای زیبا.» 21:05.800 --> 21:08.880 ‫بازی جدی‌تر شده. ‫قراره دوباره آدم بکشه. 21:09.640 --> 21:11.120 ‫فکر می‌کنی جونم در خطره؟ 21:12.160 --> 21:13.760 ‫فکر کنم همه‌مون در خطریم. 21:15.600 --> 21:17.800 ‫این یادداشت یه جور دعوت به چالشه. 21:21.360 --> 21:24.200 ‫نه برای اینکه بفهمیم قاتل کیه، 21:24.800 --> 21:28.880 ‫بلکه برای اینکه قبل از وقوع قتل بعدی ‫جلوش رو بگیریم. 21:36.920 --> 21:38.720 ‫که هرکدوم از ما می‌تونه باشه. 21:41.240 --> 21:42.720 ‫چطوری می‌خوای جلوش رو بگیری؟ 21:44.880 --> 21:47.120 ‫اگه یکی بخواد بره دستشویی چی؟ 21:47.160 --> 21:49.400 ‫دو نفرمون همراهیت می‌کنیم. 21:49.440 --> 21:51.200 ‫اینجا شبیه مهدکودک شده. 21:51.240 --> 21:53.160 ‫پیش هم موندن تنها راهیه که 21:53.160 --> 21:55.080 ‫جلوی قتل بعدی رو می‌گیره. 21:55.680 --> 21:58.560 ‫مطمئنم دکتر آخرین نفر نخواهد بود. 21:58.720 --> 22:01.480 ‫این یادداشت نشون میده بازی ادامه داره. 22:04.280 --> 22:05.760 ‫آقای فونسکا کجاست؟ 22:05.880 --> 22:08.560 ‫حال فونسی خوب نبود. ‫توی اتاق موند. 22:08.600 --> 22:11.560 ‫اسپانیایی‌ها، ‫نوشیدنی زیاد و عقل کم. 22:11.600 --> 22:13.440 ‫بااین‌حال باید بریم دنبالش. 22:13.480 --> 22:16.240 ‫خوابه. بهتره بیدارش نکنم. 22:16.280 --> 22:18.840 ‫اگه همه با هم باشیم، ‫خطری تهدیدش نمی‌کنه. 22:19.840 --> 22:22.640 ‫و اگه خودش قاتل باشه، ‫نمی‌تونه خودشو بکشه. 22:31.040 --> 22:33.640 ‫ازتون خواهش می‌کنم ‫خودتونو توی اتاق‌هاتون حبس کنین 22:33.680 --> 22:35.640 ‫و کلید رو داخل قفل بذارین. 22:35.680 --> 22:38.720 ‫تا حتی شاه‌کلید هم ‫نتونه در رو باز کنه. 22:40.880 --> 22:43.560 ‫یه صندلی یا چیزی جلوی در بذارین که 22:43.600 --> 22:46.760 ‫اگه قاتل خواست در رو بشکنه، ‫سر و صدای زیادی راه بیفته. 22:48.360 --> 22:50.360 ‫چیزی که همه‌مون رو باخبر کنه. 23:44.120 --> 23:45.760 ‫بله؟ کیه؟ 23:46.320 --> 23:47.960 ‫منم، ویکی. 23:49.160 --> 23:51.720 ‫- ببخشید مزاحم شدم. ‫- تنهایی؟ 23:52.360 --> 23:54.240 ‫خطرناکه. چی شده؟ 23:55.840 --> 23:58.360 ‫اینکه فونسی زیادی خورده درست نیست. 23:58.400 --> 24:00.800 ‫امروز بعدازظهر رفت و هنوز برنگشته. 24:00.840 --> 24:04.520 ‫- دیدی؟ این بار قانع‌کننده بودی. ‫- مسخره نکن. 24:05.840 --> 24:07.600 ‫چرا زودتر نگفتی؟ 24:07.640 --> 24:10.880 ‫گفت به کسی چیزی نگم. ‫ولی الان دیگه نگران شدم. 24:14.760 --> 24:16.480 ‫ببخشید، در باز بود. 24:19.840 --> 24:22.400 ‫منم یه باند لازم دارم. 24:22.440 --> 24:24.320 ‫جالبه. 24:24.360 --> 24:26.280 ‫اینجا چیزی برای دیدن نیست. 24:26.320 --> 24:29.040 ‫خب، یه چاقوی نامه‌بازکن ‫توی اتاق باسیل گذاشته بودن 24:29.040 --> 24:30.920 ‫تا براش پاپوش درست کنن. 24:32.160 --> 24:33.120 ‫چیزی پیدا کردی؟ 24:33.160 --> 24:36.280 ‫نمی‌دونم دنبال چی می‌گردی، ‫ولی فونسی اینجا نیست. 24:36.320 --> 24:38.160 ‫دنبال چیزی هستیم که 24:38.160 --> 24:40.160 ‫رفتار نامزدت رو توضیح بده. 24:40.200 --> 24:42.840 ‫مثلاً خانم مندر رو از کجا می‌شناخت؟ 24:42.880 --> 24:45.920 ‫- نمی‌شناختش. مطمئنم. ‫- پس چرا کشتش؟ 24:45.960 --> 24:47.680 ‫کاملاً دیوونه شدی. 24:47.720 --> 24:50.000 ‫- فونسی اون زن رو نکشته. ‫- پس سرویا چی؟ 24:51.640 --> 24:53.720 ‫پول‌ها اینجا بودن، درسته؟ 24:58.040 --> 24:59.520 ‫کدوم پول؟ 24:59.760 --> 25:01.800 ‫این. همین پول. 25:04.640 --> 25:06.120 ‫پول باجگیری. 25:07.440 --> 25:09.600 ‫همون پولی که ‫قبلاً توی قلعه دنبالش می‌گشتی. 25:10.920 --> 25:12.680 ‫من قبلاً این پول رو ندیدم. 25:12.680 --> 25:14.800 ‫چی می‌دونست که این‌قدر می‌ارزید؟ 25:14.840 --> 25:17.480 ‫نمی‌دونم. به خودشون مربوطه. ‫مسائل تولید فیلم. 25:17.520 --> 25:19.720 ‫باز شروع شد. خوب دروغ نمیگی. 25:19.760 --> 25:20.760 ‫من که هیچ حرکتی نکردم. 25:20.800 --> 25:21.880 ‫چرا. زیادی بازی می‌کنی. 25:21.920 --> 25:24.840 ‫می‌دونی ماجرا باج‌گیریه، ‫چون خودت درگیرشی. 25:24.880 --> 25:27.280 ‫ببین، من بازیگرم، نه غیب‌گو. 25:27.280 --> 25:29.040 ‫می‌خوای چی بگم؟ 25:29.080 --> 25:33.440 ‫اگه مسئله‌ی خصوصی بین فونسکا و سرویا بود، 25:33.960 --> 25:35.840 ‫هیچی بهت نمی‌گفت. 25:36.680 --> 25:38.280 ‫به نظر نمیاد همچین آدمی باشه. 25:38.320 --> 25:40.720 ‫با منحرف‌کردن توجه ما به تونی، دروغ گفتی 25:40.760 --> 25:44.680 ‫تا حواسمون رو از فونسکا ‫که فکر می‌کنی مقصر اصلیه، پرت کنی. 25:51.160 --> 25:52.760 ‫و یه دکتر اهل طنجه 25:52.760 --> 25:57.240 ‫چی ممکنه درباره‌ی یه بازیگر جوون بدونه... 25:58.520 --> 26:00.200 ‫که بتونه به حرفه‌ش لطمه بزنه؟ 26:00.720 --> 26:03.080 ‫بعید نیست، ولی شنیدم توی هالیوود 26:03.080 --> 26:05.000 ‫مردم جراحی پلاستیک می‌کنن. 26:05.040 --> 26:06.520 ‫نه. 26:07.600 --> 26:10.920 ‫واضحه که ویکی ‫نیازی به هیچ عمل زیبایی نداره. 26:12.000 --> 26:14.160 ‫و بعید می‌دونم از پس هزینه‌ش برمی‌اومد. 26:14.200 --> 26:17.120 ‫پس جراحی خارج از اسپانیا... 26:17.720 --> 26:19.200 ‫فقط می‌تونه برای یه چیز باشه. 26:22.840 --> 26:24.600 ‫فونسی مجبورم نکرد کاری کنم. 26:28.200 --> 26:29.680 ‫تصمیم خودم بود. 26:29.920 --> 26:31.920 ‫اون حاضر بود بچه رو به رسمیت بشناسه. 26:33.760 --> 26:35.480 ‫سرویا سقط جنینت رو انجام داد؟ 26:38.000 --> 26:39.520 ‫نمی‌تونستم اون بچه رو داشته باشم. 26:40.040 --> 26:41.520 ‫به دلایل زیادی. 26:42.720 --> 26:44.840 ‫و وقتی آخرین فیلمم اکران شد، 26:46.600 --> 26:50.280 ‫اون عوضی تهدید کرد که ‫مدرکش رو برای استودیوها می‌فرسته. 26:59.440 --> 27:01.720 ‫اینجا هیچ‌کس تو رو قضاوت نمی‌کنه. 27:02.240 --> 27:03.720 ‫این درست نیست. 27:04.120 --> 27:06.320 ‫همه زنی رو که سقط جنین می‌کنه ‫قضاوت می‌کنن. 27:07.240 --> 27:10.360 ‫توی اسپانیا زندان داره. ‫توی هالیوود حتی بدتره. 27:11.200 --> 27:13.160 ‫همه‌ی اون بازیگرهایی که 27:13.160 --> 27:15.360 ‫روی پوستر فیلم‌ها می‌بینی. 27:15.400 --> 27:17.240 ‫می‌نویسن «با معرفی چهره‌ی جدید» 27:18.360 --> 27:19.840 ‫ولی بعدش دیگه هیچی. 27:26.080 --> 27:27.560 ‫پول می‌خواست؟ 27:28.000 --> 27:31.120 ‫- برای همین کشتش؟ ‫- نمی‌دونم. هیچی بهم نگفت. 27:31.160 --> 27:33.800 ‫رفت و فکر کردم برمی‌گرده، ولی... 27:34.320 --> 27:36.720 ‫شاید خواسته فرار کنه ‫و یه اتفاقی براش افتاده. 27:36.760 --> 27:38.600 ‫فرار؟ چطور؟ 27:39.560 --> 27:40.800 ‫می‌شناسینش که. 27:40.840 --> 27:43.960 ‫وقتی کارد به استخونش برسه، ‫دست به هر کاری می‌زنه. 27:47.520 --> 27:49.520 ‫تو همینجا بمون و در رو قفل کن. 27:50.120 --> 27:52.160 ‫تحت هیچ شرایطی بیرون نیا. 28:00.640 --> 28:03.240 ‫من میرم سمت قلعه، ‫همون‌جایی که پول رو پیدا کردم. 28:03.280 --> 28:05.080 ‫تو می‌تونی از مسیر ساحل بری. 28:05.560 --> 28:07.480 ‫جدا شدن فکر خوبیه؟ 28:08.000 --> 28:09.480 ‫ترسیدی؟ 28:50.320 --> 28:51.800 ‫نازی لعنتی! 28:52.880 --> 28:54.360 ‫باسیل! 28:55.080 --> 28:56.120 ‫کلمر کجاست؟ 28:56.160 --> 28:58.400 ‫توی هتله. چه بلایی سرت اومده؟ 29:01.200 --> 29:02.680 ‫خواست منو بکشه. 29:05.160 --> 29:07.000 ‫فکر کردم اومده کارمو تموم کنه. 29:07.960 --> 29:10.840 ‫ویکی واقعاً فکر می‌کرد من سرویا رو کشتم؟ 29:11.520 --> 29:12.880 ‫اگه یه روزی کسی رو بکشم، 29:12.920 --> 29:14.640 ‫که بعضی وقت‌ها هم هوسش به سرم می‌زنه، 29:14.680 --> 29:16.720 ‫مطمئن باش هیچ ردی از خودم به جا نمی‌ذارم. 29:16.760 --> 29:18.880 ‫این چیزها فقط توی فیلم‌هات اتفاق می‌افته. 29:18.880 --> 29:20.560 ‫پس، کسی که بهت حمله کرد رو ندیدی؟ 29:20.600 --> 29:23.720 ‫کار اون آلمانیه بود. آدمای کینه‌ای. ‫یه نوشیدنی لازم دارم. 29:23.760 --> 29:27.160 ‫صبر کن، هیچ مدرکی نداری که کار کلمر بوده. 29:27.680 --> 29:29.160 ‫باسیل. 29:29.360 --> 29:30.840 ‫داشتم می‌اومدم دنبالت. 29:32.720 --> 29:34.280 ‫- اعتراف کرده؟ ‫- چی؟ 29:34.320 --> 29:37.280 ‫رمان‌نویس‌ها، بازیگرها... ‫باید همون کار نساجی رو ادامه می‌دادم. 29:37.320 --> 29:39.040 ‫می‌دونی که حق با منه. 29:40.000 --> 29:42.360 ‫فکر کنم یکی توی کتابخونه‌ست. 29:44.520 --> 29:46.240 ‫اون آلمانی عوضی. 29:46.960 --> 29:48.800 ‫- کلمر! ‫- فونسکا. 29:48.840 --> 29:50.320 ‫کلمر! 30:03.480 --> 30:05.800 ‫انگار یکی زودتر از تو دست به کار شده. 30:13.720 --> 30:15.200 ‫نبض نداره. 30:30.720 --> 30:32.520 ‫ولی یه پیام داره. 30:33.544 --> 30:38.544 www.Doostihaa.com