WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:16.416 --> 00:18.041 ‫من دوشیزه ونچکا رو سرزنش نمی‌کنم. 00:18.666 --> 00:22.125 ‫اون طوری بار اومده که ‫از امثال خودش متنفر باشه. 00:24.500 --> 00:26.000 ‫راه دیگه‌ای بلد نبود. 00:30.416 --> 00:32.708 ووکولسکی چرا چشم به اون دوخت؟ 00:32.750 --> 00:33.791 ‫چطور؟ 00:34.291 --> 00:35.291 ‫کِی؟ 00:38.291 --> 00:40.125 ‫اگه همون‌قدر انرژی، 00:40.625 --> 00:41.916 ‫همون‌قدر تلاش... 00:43.916 --> 00:46.291 ‫صرف هر چیز دیگه‌ای ‫به جز دوشیزه ونچکا می‌کرد، 00:47.500 --> 00:50.041 ‫توی هر زمینه‌ای... 00:53.625 --> 00:54.916 ‫به اوج موفقیت می‌رسید. 00:56.166 --> 00:57.416 ‫اوج موفقیت. 01:05.041 --> 01:06.750 ‫یا شاید، در حقیقت، 01:07.250 --> 01:09.541 ‫اون آرزوی مرگ داره، 01:11.416 --> 01:12.791 ‫نه دوشیزه ونچکا. 01:22.291 --> 01:25.291 ‫و اون به آرزوش رسید. 01:28.916 --> 01:30.041 ‫بالأخره. 01:30.541 --> 01:32.666 ‫[فروشگاه ووکولسکی] 02:40.916 --> 02:45.166 ‫[عروسک] 02:51.791 --> 02:53.291 ‫عشق بود؟ 02:58.166 --> 02:59.291 ‫نمی‌دونم. 03:01.125 --> 03:03.000 ‫ما همچین چیزی سرمون نمی‌شد. 03:07.541 --> 03:10.375 ‫فقط پولدارها می‌تونستن ‫وقتشون رو صرف عشق کنن. 03:37.666 --> 03:40.208 ‫من سال‌هاست که خونه‌ی ونچکی‌ها رو اداره می‌کنم، 03:40.250 --> 03:43.500 ‫پس می‌تونم تشخیص بدم که توصیه‌نامه‌ات 03:44.000 --> 03:45.666 ‫از بازار خریداری شده. 03:49.291 --> 03:51.291 ‫می‌بینم که برات گرون تموم نشده. 03:51.291 --> 03:53.666 ‫نادیده‌اش می‌گیرم. ‫تو هم برامون گرون تموم نمیشی. 03:56.250 --> 03:57.166 ‫خوشبختانه. 03:58.166 --> 04:02.166 ‫ما دستمزد زیادی بهت نمی‌دیم. ‫می‌تونی تو وقت آزادت پول بیشتری در بیاری. 04:09.416 --> 04:11.541 ‫خدمتکار قبلی دوشیزه ونچکا رفت چون... 04:12.750 --> 04:14.500 ‫چون نتونست از پسش بربیاد. 04:15.291 --> 04:17.041 ‫اما امیدوارم تو بتونی. 04:17.041 --> 04:18.291 ‫امیدوارم. 04:24.291 --> 04:27.083 ‫صلاحیت‌هام توی توصیه‌نامه نوشته شده، خانم. 04:27.125 --> 04:29.166 ‫از کجا می‌دونی؟ خوندن بلدی؟ 04:35.916 --> 04:38.541 ‫این راه‌پله برای استفاده‌ی خانواده‌ست، ‫نه تو. 04:47.166 --> 04:51.708 ‫باید هفته‌ای یه بار رخت‌شوری اساسی کنی، ‫یه روز در میون هم رخت‌شوری سبک‌تر، 04:51.750 --> 04:55.791 ‫یه روز در میون خرید کنی، ‫و هر وقت لازم بود رفو و اتوکشی کنی. 04:55.791 --> 04:59.541 ‫هر سه روز یه بار باید کف رو برق بندازی ‫و نقره‌ها رو جلا بدی، 04:59.541 --> 05:01.958 ‫وگرنه تیرگی‌شون غیرقابل‌تحمل میشه. 05:02.000 --> 05:03.166 ‫همین‌جا منتظر بمون. 05:08.916 --> 05:12.666 ‫این خونه مجلل و بی‌نظیره ‫و باید به بهترین شکل نگهداری بشه. 05:13.166 --> 05:14.250 ‫دنبالم بیا. 05:17.125 --> 05:20.541 ‫دوشیزه ایزابلا وقتی بیدار میشن ‫نیاز دارن لگن شست‌وشوشون آماده باشه 05:20.541 --> 05:22.333 ‫و برای لباس پوشیدن کمکشون کنی. 05:22.375 --> 05:27.291 ‫بعد بپرس که صبحانه میل دارن یا نه. ‫اگر داشتن، بپرس کجا می‌خوان سرو بشه. 05:27.291 --> 05:30.541 ‫- خانم کِی بیدار میشن؟ ‫- هر وقت که دلشون بخواد. 05:31.041 --> 05:34.333 ‫راستش، نزدیک ظهره ‫و هنوز بیدار نشدن. 05:34.375 --> 05:35.708 ‫لعنتی. 05:35.750 --> 05:37.666 ‫ما تو این خونه فحش نمی‌دیم. 06:05.625 --> 06:07.541 ‫فلورچیا. 06:07.541 --> 06:11.916 ‫این دفعه چیه، دخترعموی عزیزم؟ 06:13.791 --> 06:15.166 ‫حالم خوش نیست. 06:16.250 --> 06:19.791 ‫ما همه‌مون همین‌طوریم، عزیزم. همه‌مون. 06:22.666 --> 06:24.375 ‫خیالم راحت شد. 06:25.166 --> 06:30.125 ‫- یه هفته از استرس داشتم سکته می‌کردم. ‫- به دوشیزه کمک کن این رو بپوشه. سریع. 06:51.166 --> 06:52.416 ‫اسمت چیه؟ 06:52.416 --> 06:53.750 ‫ماریانا. 06:54.291 --> 06:56.041 ‫بلد نیستی حرف بزنی؟ 06:56.041 --> 06:58.541 ‫چرا... دوشیزه. 06:59.041 --> 07:02.125 ‫و چرا فلورنتینا از بین این همه آدم ‫تو رو استخدام کرد؟ 07:08.416 --> 07:09.666 ‫چون... 07:11.666 --> 07:13.416 ‫فکر کنم چون ارزون تموم میشم. 07:21.041 --> 07:22.791 ‫پیچک رو آوردن؟ 07:23.666 --> 07:24.541 ‫پیچک؟ 07:40.250 --> 07:41.416 ‫هر وقت تو رو می‌بینم، 07:41.416 --> 07:43.541 ‫یاد کلمه‌ای می‌افتم که ازش متنفرم... 07:47.791 --> 07:50.166 ‫و تازگی‌ها یاد گرفتم. 07:56.666 --> 07:57.875 ‫صرفه‌جویی. 08:17.541 --> 08:19.041 ‫[نشریۀ پیچک] 08:28.833 --> 08:31.833 ‫چون داریم تو هزینه‌ی خدمتکارها ‫صرفه‌جویی می‌کنیم، پدر، 08:32.333 --> 08:34.833 ‫شاید بهتر باشه بالأخره ‫لوله‌کشی نصب کنی. 08:36.458 --> 08:38.833 ‫همه لوله‌کشی دارن، جز ما. 08:39.833 --> 08:41.833 ‫مثل حیوون‌ها دستشویی می‌کنیم. 08:42.833 --> 08:45.166 ‫من توی عمرم نشنیدم 08:46.916 --> 08:49.333 ‫حیوونی توی لگن دستشویی کنه. 08:51.583 --> 08:56.166 ‫گرچه، یه بار توی خونه‌ی شاهزاده چارتوریسکی، ‫یه میمون توی سوپ دستشویی کرد. 08:59.708 --> 09:01.958 ‫دیروز با کالسکه تصادف کردم. 09:04.583 --> 09:06.000 ‫خدای من. 09:06.041 --> 09:07.958 ‫پاهای الکترا شکست. 09:11.583 --> 09:13.666 ‫باید کشته شه. 09:16.958 --> 09:19.583 ‫و فروخته میشه تا ازش چسب درست کنن. 09:25.166 --> 09:27.458 ‫عاقبت همه‌مون مثل اون ماده اسب میشه. 09:33.291 --> 09:35.458 ‫شاید بهتره یکم نوشیدنی بخوری، پدر. 09:39.833 --> 09:42.833 ‫- برای این‌که روحیه‌ات عوض شه. ‫- نمی‌تونم، نه. 09:43.333 --> 09:45.458 ‫دیگه نمی‌نوشم. 09:48.708 --> 09:52.166 ‫دیروز حرف دیگه‌ای می‌زدی، پدر. ‫در واقع، آواز هم می‌خوندی. 09:53.416 --> 09:54.583 ‫بفرما. 10:10.833 --> 10:13.416 ‫خیلی متأسفم... 10:15.958 --> 10:19.416 ‫اما امروز نمی‌تونم باهات به انجمن بیام، 10:19.958 --> 10:22.583 ‫چون اولاً، 10:24.416 --> 10:26.458 ‫پر از پیرمردهای نکبت و عوضیه. 10:29.208 --> 10:30.208 ‫و ثانیاً، 10:31.208 --> 10:34.208 ‫حالم خیلی بده. 10:34.833 --> 10:36.041 ‫درک می‌کنم. 10:36.708 --> 10:37.958 ‫خودم حلش می‌کنم. 10:38.916 --> 10:41.333 ‫دوشیزه ایزابلا ونچکا، 10:42.708 --> 10:45.166 ‫دختر توماش، کُنت ونچکی، 10:45.208 --> 10:50.791 ‫با یه درخواست غیرمعمول ‫به انجمن ما مراجعه کرده. 10:51.291 --> 10:52.375 ‫بله؟ 10:52.416 --> 10:54.166 ‫با رضایت پدرم. 10:54.208 --> 10:55.166 ‫پدرتون؟ 10:55.833 --> 10:57.041 ‫دقیقاً. 10:57.666 --> 11:02.833 دوشیزه، شما می‌خواید یه مباشر تعیین بشه 11:02.833 --> 11:06.083 ‫تا بعد از فوتِ پدرتون بر دارایی‌هاتون نظارت کنه. 11:07.166 --> 11:08.333 ‫برام جالبه. 11:09.083 --> 11:11.083 ‫پدرتون بیمارن، دوشیزه؟ 11:11.666 --> 11:13.625 ‫من نگران آینده‌ام. 11:13.666 --> 11:14.916 ‫اوه. 11:14.958 --> 11:17.166 ‫قصد ازدواج ندارید، دوشیزه؟ 11:17.708 --> 11:21.291 ‫طبق قانون، همسر آینده‌تون ‫باید دارایی‌ها رو اداره کنه. 11:22.083 --> 11:24.916 ‫کشیشم این راه حل رو پیشنهاد داد. 11:24.958 --> 11:26.166 ‫یه مباشر. 11:27.583 --> 11:31.875 ‫متعجبم که سخنان یه روحانی ‫که نماینده‌ی خدا روی زمینه 11:31.916 --> 11:33.791 ‫زیر سؤال میره. 11:33.833 --> 11:35.541 ‫به من یاد دادن که اونا مقدسن. 11:35.583 --> 11:39.333 ‫میگن پدرتون دیروز با کالسکه تصادف کرده، دوشیزه. 11:39.333 --> 11:40.458 ‫بله. 11:41.083 --> 11:42.208 ‫الکترا، 11:43.083 --> 11:44.041 ‫ماده اسبمون... 11:46.291 --> 11:47.666 ‫پاهاش شکسته. 11:47.708 --> 11:49.833 ‫- قراره ازش چسب درست کنن. ‫- خدای من! 11:50.666 --> 11:52.958 ‫امیدوارم پدرتون صدمه ندیده باشن. 11:52.958 --> 11:54.291 ‫اون عزاداره. 11:55.208 --> 11:59.083 ‫کالسکه در وضعیت خوبی بود؟ ‫تصادف چطور اتفاق افتاد؟ 11:59.083 --> 12:01.583 ‫تصادف عجیبیه، این‌طور نیست، دوشیزه؟ 12:02.708 --> 12:05.166 ‫منظورتون اینه که من قصد جون پدرم رو دارم؟ 12:06.333 --> 12:08.458 ‫کی از اسب عربی برای کالسکه استفاده می‌کنه؟ 12:12.958 --> 12:14.166 ‫پدرم. 12:15.541 --> 12:20.666 ‫عالیجناب، میشه لطفاً این حرف‌های ناپسند ‫و زننده درباره‌ی سوارکاری رو تموم کنیم؟ 12:21.208 --> 12:23.666 ‫- بله. ‫- دوشیزه ایزابلا، چیزی که متعجبم می‌کنه... 12:23.708 --> 12:25.958 ‫اکراه شما من رو متعجب می‌کنه، آقایون. 12:26.458 --> 12:30.666 ‫من دوک رودنیتسکی رو به عنوان ‫مباشر دارایی‌هام تعیین کردم. 12:30.708 --> 12:31.666 ‫بله. 12:31.708 --> 12:37.333 ‫ایشون محترم‌ترین عضو حلقه‌ی شما ‫و رئیس نجیب انجمن شماست. 12:38.083 --> 12:41.958 ‫- بله. ‫- ایشون بلندمرتبه‌ترین فرد بین شماست. 12:42.583 --> 12:43.916 ‫بله. 12:45.458 --> 12:48.333 ‫جرأت دارید نظم سنتی رو زیر پا بذارید؟ 12:49.583 --> 12:51.208 ‫بله. 12:53.666 --> 12:55.458 ‫بالأخره، دوک موافقه. 12:58.583 --> 13:00.541 ‫- بله. ‫- اما دوک... 13:00.583 --> 13:01.541 ‫بله؟ 13:03.458 --> 13:05.541 ‫- دوک... ‫- چیه؟ 13:11.333 --> 13:13.791 ‫در مورد رئیستون چی برای گفتن دارید، ‫جناب کُنت؟ 13:15.083 --> 13:16.458 ‫سراپا گوشم. 13:25.458 --> 13:27.916 ‫می‌تونم فرض کنم که دوک امضا می‌کنه؟ 13:29.458 --> 13:30.458 ‫بله. 13:36.666 --> 13:38.083 ‫اجرای فوق‌العاده‌ای بود. 13:44.333 --> 13:46.458 ‫می‌خواید بازیگر بشید، دوشیزه؟ 13:48.416 --> 13:49.708 ‫نمی‌فهمم. 13:51.583 --> 13:53.458 ‫چرا تئاتر بازی می‌کنید؟ 13:54.583 --> 13:59.083 ‫انتصاب دوک رودنیتسکی ‫به عنوان مباشر دارایی‌هاتون. 14:00.416 --> 14:02.041 ‫منطقیه؟ 14:04.458 --> 14:08.166 ‫شما یک سال قبل سعی داشتید ‫صاحب دارایی‌هام بشید 14:09.916 --> 14:11.666 ‫و همچین صاحبِ خودم. 14:18.541 --> 14:19.666 ‫شما هنوز... 14:22.208 --> 14:26.333 ‫دلیل رد پیشنهاد ازدواجم رو ‫توضیح ندادید، دوشیزه. 14:30.708 --> 14:32.333 ‫شاید دستتون... 14:34.333 --> 14:36.333 ‫جایی دراز شده که نباید می‌شده. 14:42.166 --> 14:44.333 ‫از رقابت نمی‌ترسید، دوشیزه؟ 14:45.208 --> 14:46.708 ‫مجلس دورهمی چند روز دیگه‌ست. 14:47.833 --> 14:51.916 ‫خانم‌های دم‌بخت جدید، کنتس‌های جوون، ‫به جامعه معرفی میشن. 14:56.791 --> 14:58.916 ‫منتظر کی هستید، دوشیزه؟ 15:10.416 --> 15:12.791 ‫چرا اینجا همیشه مثل طویله‌ست؟ 15:12.833 --> 15:14.208 ‫به همه چی بی‌توجهی! 15:18.458 --> 15:21.333 ‫آقای ووکولسکی داره برمی‌گرده. ‫اون تلگرافی که فرستاد کجاست؟ 15:23.041 --> 15:24.625 ‫چی داره با خودش برمی‌گردونه؟ 15:24.666 --> 15:27.708 ‫سرت به کار خودت باشه ‫و الکی واق‌واق نکن. 15:29.083 --> 15:32.083 ‫اگه من همچین کسب‌وکاری داشتم، ‫همین‌جا می‌موندم، 15:32.083 --> 15:33.666 ‫چه برسه به این‌که برم جنگ. 15:34.333 --> 15:36.541 ‫نشستن توی سرما زیر رگبار گلوله... 15:36.583 --> 15:41.333 ‫فکر کردی آقای ووکولسکی رفته جبهه، پسر؟ ‫فکر کردی تفنگ دستش گرفته؟ 15:41.958 --> 15:44.083 ‫شما گفتید رفته جنگ، قربان. 15:44.583 --> 15:46.875 ‫همین طرز فکرته که باعث شده اینجا بمونی. 15:46.916 --> 15:51.333 ‫وقتی آقای ووکولسکی داره با ثروتی برمی‌گرده ‫که حتی تو خوابت هم نمی‌بینی. 16:12.958 --> 16:15.166 ‫بزنید، بزنید، بزنید! 16:18.583 --> 16:20.166 ‫نه، نزنید! 16:24.083 --> 16:26.958 ‫بزنید، بزنید، بزنید! 16:36.333 --> 16:39.458 ‫نه، نزنید، نزنید، نزنید! 16:39.458 --> 16:40.583 ‫استاخ! 16:41.208 --> 16:42.333 ‫استاخ! 16:43.416 --> 16:44.583 ‫استاخ! 16:51.083 --> 16:52.083 ‫بیا بریم. 16:52.583 --> 16:53.833 ‫همه سوار شید! 17:14.916 --> 17:17.791 ‫خب کجا داریم می‌ریم؟ ‫به فروشگاه؟ 17:18.291 --> 17:19.083 ‫نه. 17:27.333 --> 17:30.083 ‫«او به دنیا آمد، زیبا و شکننده، 17:30.083 --> 17:33.250 ‫در حالی که جامعه‌ی مادر با او 17:33.291 --> 17:35.916 ‫همان کاری را کرد که والدین نادان ‫با عزیزترین فرزندشان می‌کنند.» 17:36.791 --> 17:40.208 ‫«با ناز و نوازش قدرت جسمانی‌اش را تحلیل برد.» 17:40.208 --> 17:43.125 ‫«با بطالت و تجملات اخلاقیاتش را فاسد کرد...» 17:43.166 --> 17:44.833 ‫خوندن تقریباً تموم شده، 17:44.833 --> 17:47.916 ‫ولی خانم اورشکووا پنجشنبه‌ی آینده ‫همین ساعت دوباره می‌خونه. 17:50.208 --> 17:51.916 ‫من برای موضوع دیگه‌ای اومدم. 17:54.541 --> 17:55.458 ‫واقعاً؟ 17:56.291 --> 17:57.416 ‫چه موضوعی؟ 18:00.208 --> 18:01.333 ‫تو نگهبانی؟ 18:03.291 --> 18:04.583 ‫نه. 18:04.583 --> 18:08.583 ‫«...در حالی که آنان در برابر زیبایی ظاهری‌اش ‫سر تعظیم فرود می‌آورند...» 18:09.416 --> 18:11.416 ‫دوشیزه ونچکا. درسته؟ 18:11.458 --> 18:13.291 ‫«...که از طریق آن، به تنهایی...» 18:13.333 --> 18:18.083 ‫- ببخشید. من مدتی ساکت می‌مونم. ‫- «...می‌توانست مغرور و قوی باشد.» 18:18.083 --> 18:21.208 ‫«این کلید رمزگشایی از عبارتِ... 18:23.083 --> 18:24.333 ‫"رهایی زنان" است.» 18:29.208 --> 18:31.541 ‫دوشیزه ایزابلا ونچکا. 18:32.833 --> 18:34.708 ‫با تو چیکار کنیم؟ 18:36.416 --> 18:37.458 ‫ببخشید؟ 18:37.458 --> 18:41.083 ‫تو... از زندگی چی می‌خوای؟ 18:45.833 --> 18:47.208 ‫این‌که آثارم چاپ بشه. 18:49.208 --> 18:51.833 ‫در آینده، مجله‌ی خودم رو داشته باشم. 18:53.583 --> 18:55.458 ‫برای آموزش طبقات پایین جامعه. 18:59.583 --> 19:01.083 ‫رویای بزرگی داری. 19:03.708 --> 19:06.083 ‫سرمایه‌ی راه‌اندازی مجله رو داری؟ 19:09.208 --> 19:10.833 ‫در آینده، بله. 19:13.708 --> 19:18.291 ‫اما در حال حاضر، می‌خوام بدونم ‫نظرتون در مورد نوشته‌هام چیه. 19:28.083 --> 19:29.208 ‫چیز خاصی نیست. 19:30.208 --> 19:31.208 ‫چطور؟ 19:33.958 --> 19:35.458 ‫نمی‌خوام بهت بر بخوره، 19:36.958 --> 19:38.708 ‫اما تو چیز زیادی از زندگی نمی‌دونی. 19:40.083 --> 19:44.333 ‫تجربه‌ات کمه. ‫هیچی از راه‌ و رسم دنیا نمی‌دونی. 19:44.833 --> 19:51.166 ‫شما اشراف‌زاده‌ها توی عمارت‌ها ‫و قصرهاتون جا خوش کردید. 19:52.333 --> 19:56.166 ‫و ما توی مجله‌مون، ‫توی مفهوم اصلی مجله‌مون، 19:56.833 --> 19:58.666 ‫به اعتقاد راسخ نیاز داریم. 20:00.416 --> 20:01.541 ‫اعتقاد راسخ، 20:02.083 --> 20:06.708 ‫نه توصیف لباس‌ها، غذاها و مهمونی‌هاتون. 20:16.791 --> 20:19.083 ‫دکتر زوفیا دوبسکا رو می‌شناسی؟ 20:21.041 --> 20:21.916 ‫نه. 20:21.958 --> 20:25.583 ‫نوشته‌هاش برای نشریۀ پیچک جالبه، ‫چون زندگی‌اش جذابه، 20:26.166 --> 20:29.791 ‫گرچه نه چندان پر زرق و برق. 20:31.083 --> 20:32.291 ‫من باید چیکار کنم؟ 20:37.458 --> 20:38.625 ‫شاید... 20:38.666 --> 20:40.666 ‫شاید زوفیا بتونه تو رو 20:40.708 --> 20:44.166 ‫با دنیای ایده‌ها، تفکر مدرن ‫و رهایی آشنا کنه. 20:44.208 --> 20:45.208 ‫اون به من یاد بده؟! 20:46.208 --> 20:48.083 ‫این اپرای طنز نیست. 20:50.458 --> 20:54.291 ‫شاید بتونی یه سفرنامه ‫از خارج بنویسی، دوشیزه. 20:54.333 --> 20:58.916 ‫- از ایتالیا یا فرانسه. ‫- بله. تو پاریس نمایشگاه جهانی هست. 20:59.708 --> 21:02.333 ‫- یه موضوع عالی برای مقاله. ‫- البته. 21:03.041 --> 21:05.208 ‫خواننده‌های ما وسعشون ‫به این سفرها نمی‌رسه. 21:07.833 --> 21:09.333 ‫لطفاً بهش فکر کن 21:10.166 --> 21:11.333 ‫و به ما خبر بده. 21:12.583 --> 21:13.791 ‫حتماً. 21:19.333 --> 21:22.166 ‫ممنون که افتخار دادید باهم صحبت کنیم. 21:37.958 --> 21:40.333 ‫پدرت گفت اینجا پیدات می‌کنم. 21:42.833 --> 21:45.125 ‫دیگه دارم از انتظار کشیدن ‫برای تو خسته میشم. 21:45.166 --> 21:46.458 ‫این یه استعاره‌ست. 21:46.958 --> 21:51.541 ‫- و در عین حال نیست. ‫- بدون اجازه‌ام دنبالم نیا! 21:51.583 --> 21:54.041 ‫- ایزابلا، چی شده؟ ‫- من رو ایزابلا صدا نکن! 21:54.083 --> 21:56.541 ‫فلورچیا، می‌خوام برم خونه. ‫باید برم خونه. 21:56.583 --> 21:58.250 ‫- خیلی خب. ‫- بلا، ولی ما... 21:58.291 --> 22:01.541 ‫من با تو ازدواج نمی‌کنم، ‫مردکِ مزاحم عوضی بی‌سروپا! 22:01.583 --> 22:03.583 ‫- بلا! ‫- کی این کلمات رو بهت یاد داده؟ 22:03.583 --> 22:04.708 ‫پدرم! 22:05.708 --> 22:07.458 ‫چیه؟ هان؟ 22:09.083 --> 22:11.333 ‫- نشونت میدم. ‫- «نشونت میدم.» 22:14.583 --> 22:16.416 ‫یه روز التماسم می‌کنی! 22:30.458 --> 22:31.583 ‫خب پس کِی؟ 22:32.958 --> 22:35.583 ‫نمی‌دونم کِی. الان نه! 22:35.583 --> 22:36.791 ‫پس کِی؟ 22:38.041 --> 22:41.708 ‫خوب گوش کن ببین چی میگم، ‫بدون کمترین تلاشی از طرف من، 22:41.708 --> 22:46.708 ‫ما می‌تونیم جایگاهمون رو ‫نهایتاً سه یا چهار سال حفظ کنیم. 22:47.541 --> 22:49.041 ‫چیکار کردی، پدر؟ 22:52.291 --> 22:55.500 ‫پول رو سرمایه‌گذاری کردم، 22:55.541 --> 22:57.083 ‫کسب‌وکار، 22:57.083 --> 23:00.083 ‫یا هر کوفت و زهر‌ماری که اسمش رو میذاری. 23:00.083 --> 23:01.458 ‫جهیزیه‌ام رو هم؟ 23:02.791 --> 23:03.958 ‫همه چی. 23:04.666 --> 23:06.250 ‫این کار اصلاً درست نیست. 23:06.291 --> 23:08.791 ‫تو هیچی نمی‌فهمی، پدر. چطور تونستی؟ 23:08.833 --> 23:14.708 ‫- بارن هم یه مبلغ قابل‌توجهی ریسک کرد. ‫- ولی من باید برم سفر. باید برم. 23:14.708 --> 23:16.958 ‫- یه سفر بی‌نظیر. باید برم! ‫- خدای من! 23:17.958 --> 23:20.833 ‫یه روز یا دو روز دیگه، ‫کسب‌وکار راه می‌افته، 23:20.833 --> 23:23.208 ‫و بعد همه چی درست میشه. 23:23.208 --> 23:24.458 ‫ولی من باید الان برم! 23:29.708 --> 23:30.708 ‫خیلی خب. 23:33.416 --> 23:34.958 ‫پولش رو جور می‌کنم. 23:37.833 --> 23:38.958 ‫واقعاً؟ 23:40.791 --> 23:41.833 ‫آره. 23:49.083 --> 23:50.583 ‫چیکار می‌کنی، پدر؟ 23:53.333 --> 23:54.333 ‫بابا! 23:58.958 --> 23:59.791 ‫بابا! 24:25.458 --> 24:26.541 ‫هیس. 24:28.833 --> 24:30.208 ‫آروم باش. 24:34.166 --> 24:35.208 ‫هیس. 24:36.083 --> 24:37.708 ‫آروم باش. هیس. 25:42.083 --> 25:44.333 ‫معرکه‌ست، معرکه‌ست. 26:02.708 --> 26:06.250 ‫یادته وقتی رفتم چقدر پول همراهم بود؟ 26:07.250 --> 26:10.125 ‫سی هزار روبل پول نقد. 26:10.875 --> 26:13.333 ‫فکر می‌کنی با چقدر برگشتم؟ 26:17.000 --> 26:18.250 ‫چهل هزار؟ 26:21.250 --> 26:22.125 ‫پنجاه هزار؟ 26:22.708 --> 26:24.125 ‫- شصت... ‫- نه. 26:25.000 --> 26:27.000 ‫نمی‌دونم. ۱۰۰ هزار روبل؟ 26:29.458 --> 26:31.625 ‫صد هزارتا؟ درست حدس زدم؟ 26:32.583 --> 26:33.583 ‫سیصد هزارتا. 26:33.625 --> 26:34.500 ‫سیصد؟! 26:43.125 --> 26:45.375 ‫استاخ، ما... 26:46.333 --> 26:50.958 ‫با اون پول چیکار می‌کنی؟ ‫سالی هزارتا هم برای زندگی کافیه. 26:53.875 --> 26:55.375 ‫به من نگو که... 26:56.250 --> 27:01.625 ‫نه. 27:08.708 --> 27:10.458 ‫اون به فروشگاه رفت‌وآمد می‌کنه؟ 27:11.458 --> 27:12.583 ‫نه. 27:13.208 --> 27:15.625 ‫دخترعموش میاد و میره. ‫اون کارهای خونه‌شون رو انجام میده. 27:15.625 --> 27:16.875 ‫استاخ. 27:17.833 --> 27:21.750 ‫یه سال توی جنگ ترکیه بودی، ‫هنوزم همون احساسات رو داری؟ 27:23.750 --> 27:26.125 ‫تو یه روز ساقدوشم میشی، ایگناش. 27:34.208 --> 27:36.541 ‫اگه ۲۰ سال پیش کسی به من می‌گفت 27:36.583 --> 27:40.041 ‫که هر روز ناهار رو توی هوپفر می‌خورم، 27:40.083 --> 27:43.916 ‫شاید از خوشحالی گریه می‌کردم. 27:43.958 --> 27:47.166 ‫اما بعد این فکر به ذهنم رسید، ‫«آه! مغازه‌ی مینسل.» 27:47.208 --> 27:49.125 ‫- اوه. ‫- اوه، اون یه چیز دیگه می‌شد! 27:51.375 --> 27:54.375 ‫من مغازه رو به ارث بردم. ‫که چی بشه؟ 27:56.458 --> 27:58.041 ‫رسیدیم؟ 27:58.083 --> 27:59.083 ‫همین‌جاست. 28:13.833 --> 28:15.083 ‫مال منه؟ 28:16.125 --> 28:19.958 ‫درست همون‌طور که خواسته بودی، ‫برای یک سال اجاره‌اش کردم. 28:34.625 --> 28:36.458 ‫اون همه رو رد می‌کنه. 28:38.833 --> 28:41.000 ‫مردهای بهتر از من رو رد کرده. 28:44.750 --> 28:46.500 ‫اما من رو رد نمی‌کنه. 28:49.625 --> 28:51.833 ‫بالأخره بهش می‌رسم، 28:51.875 --> 28:53.583 ‫قدم به قدم. 28:54.500 --> 28:55.833 ‫می‌فهمی؟ 28:58.000 --> 28:59.250 ‫می‌فهمم. 29:02.500 --> 29:03.750 ‫اما چرا؟ 29:08.208 --> 29:10.208 ‫که زندگیم رو باهاش شریک بشم. 29:14.625 --> 29:17.083 ‫نمی‌تونی زندگی رو با کس دیگه‌ای شریک بشی؟ 32:46.083 --> 32:49.208 ‫[خرازی] ‫[جی. مینسل، اس. ووکولسکی] 32:50.208 --> 32:51.333 ‫استاخ، 32:52.041 --> 32:53.208 ‫نظرت چیه؟ 32:57.458 --> 32:59.083 ‫پیشخوان. می‌بینی؟ 32:59.666 --> 33:00.583 ‫پیشخوان‌های جدید. 33:05.583 --> 33:07.208 ‫شاید متوجه نشده باشی... 33:08.333 --> 33:09.833 ‫یه نگاه به این بنداز. 33:10.583 --> 33:14.458 ‫سیستم حسابداری جدیدی که ‫می‌خواستم بهت معرفی کنم. 33:18.416 --> 33:22.958 ‫بذار توضیح بدم. خیلی واضح‌تر و بهتره. 33:24.791 --> 33:26.458 ‫دفتری که اسامی بدهکارها توشه رو بده. 33:28.333 --> 33:32.583 ‫همه چی دم دستته، می‌بینی. ‫فقط اون یکی توی اتاق پشتیه. 33:41.583 --> 33:43.083 ‫یه نامه برات اومده. 33:43.833 --> 33:45.916 ‫چرا زودتر نگفتی؟ 33:50.083 --> 33:51.458 ‫صفحه‌ی حرف «و» رو باز کن. 33:56.208 --> 33:59.208 ‫خودت گفتی اعتبارِ ونچکی رو باز نگه دارم، 33:59.208 --> 34:01.458 ‫پس این دفعه من رو سرزنش نکن. 34:05.041 --> 34:07.583 ‫سرزنش؟ ایگناش! 34:08.708 --> 34:10.958 ‫همه چی همون‌طوریه که باید باشه. 34:17.208 --> 34:22.583 ‫اگه همون‌طور که میگی ۳۰۰ هزار تا برگردوندی، ‫چرا بازم پول می‌خوای؟ 34:23.458 --> 34:25.333 ‫کِی می‌خوای بس کنی؟ 34:25.958 --> 34:30.583 ‫انگلیسی‌ها بهش میگن: «سرمایه‌داری». 34:31.333 --> 34:35.166 ‫آقا، من سالی دوبار میرم پاریس. 34:35.208 --> 34:39.416 ‫سالی دوبار! و تا حالا نشنیدم فرانسوی‌ها ‫این کلمه رو به کار ببرن. خب؟ 34:41.208 --> 34:43.916 ‫خب، روس‌ها بهش چی میگن؟ 34:44.666 --> 34:48.416 ‫چون به نظر میاد زمان جنگ روسیه و ترکیه ‫تجارت می‌کردی. 34:48.458 --> 34:52.375 ‫چطور می‌تونیم مطمئن باشیم ‫که واقعاً چنین پولی رو داری، 34:52.416 --> 34:57.666 ‫و مثل بقیه‌ی بورژواهای متموّل قصد نداری 34:57.708 --> 35:00.083 ‫صرفاً یکی از ما بشی؟ 35:03.458 --> 35:06.541 ‫کشور به سرمایه نیاز داره. 35:07.291 --> 35:08.916 ‫کشور بدون اونم می‌تونه سر کنه. 35:11.958 --> 35:12.958 ‫بسیار خب. 35:14.416 --> 35:16.791 ‫اگه نظرتون عوض شد، آقایون... 35:18.833 --> 35:20.125 ‫می‌دونید کجا پیدام کنید. 35:20.166 --> 35:23.458 ‫توی خرازی که از همسرت به ارث بردی. 35:26.291 --> 35:29.041 ‫جایی که همسرت صد روبل بدهی بالا آورده. 35:30.791 --> 35:31.583 ‫برو بیرون. 35:33.958 --> 35:35.458 ‫همین الان برو بیرون! 35:36.708 --> 35:40.583 ‫من یه کسب‌وکار قانونی بهتون پیشنهاد دادم. ‫تجارت تریاک که نیست! 35:41.083 --> 35:42.541 ‫کجا؟ 35:42.583 --> 35:46.416 ‫همه چی مرتبه، عالیجناب. ‫شام به زودی سرو میشه. 35:48.041 --> 35:50.708 ‫[انجمن اشراف لهستان] 35:51.833 --> 35:53.583 ‫آقای ووکولسکی! 36:01.791 --> 36:04.708 ‫آقای ووکولسکی، با دقت بهتون گوش دادم. 36:04.708 --> 36:06.208 ‫باهاتون موافقم. 36:06.708 --> 36:09.208 ‫اما شما پیش دوست‌هاتون سکوت کردید، کُنت. 36:10.333 --> 36:14.083 ‫خواهید دید که یکی‌یکی میان پیشتون... 36:16.541 --> 36:18.833 ‫چون پیش همدیگه خجالت می‌کشن. 36:18.833 --> 36:21.875 ‫برام سؤاله چی بیشتر خجالت‌زده‌شون می‌کنه، ‫بدهی‌هاشون، 36:21.916 --> 36:25.041 ‫یا این‌که هیچی از تجارت نمی‌دونن. 36:26.333 --> 36:27.708 ‫خودت خجالت نمی‌کشی؟ 36:32.083 --> 36:33.333 ‫من آماده‌ام 36:34.083 --> 36:36.500 ‫باهاتون شراکت کنم. 36:36.541 --> 36:38.458 ‫در حال حاضر سرمایه‌ای ندارم، 36:38.458 --> 36:40.166 ‫اما فقط چون 36:40.666 --> 36:46.708 ‫تازه با بارن کشوفسکی ‫توی یه کسب‌وکار سرمایه‌گذاری کردم. 36:47.541 --> 36:50.708 ‫و همین روزها باید اولین، 36:51.208 --> 36:52.541 ‫به قول معروف، 36:53.083 --> 36:53.958 ‫سودمون رو ببینیم. 36:59.083 --> 37:00.541 ‫چه نوع سرمایه‌گذاری‌ایه؟ 37:03.166 --> 37:05.416 ‫خودمم کنجکاوم. 37:06.333 --> 37:09.208 ‫اما می‌دونید با بارن ‫کجا سرمایه‌گذاری کردید؟ 37:22.083 --> 37:22.916 ‫عزیزم، 37:24.083 --> 37:28.166 ‫شاهزاده‌ی ایتالیایی بود، ‫که ردش کردی، 37:28.916 --> 37:30.041 ‫چون 37:30.541 --> 37:32.208 ‫بوی بدی می‌داد. 37:34.208 --> 37:36.791 ‫بعد بارن اهل موناکو بود. 37:36.833 --> 37:38.208 ‫خیلی چاق بود. 37:40.833 --> 37:42.083 ‫بعد، 37:43.416 --> 37:45.083 ‫کُنت پوتوچکی. 37:45.083 --> 37:46.833 ‫اون چه ایرادی داشت؟ 37:47.958 --> 37:49.166 ‫کتاب نمی‌خوند. 37:49.208 --> 37:54.208 ‫رادژیویل، ردش کردی. ‫ترشینسکی هم همچنین. 37:54.208 --> 37:56.500 ‫بارن کشوفسکی، چون...؟ 37:56.541 --> 37:57.708 ‫همین‌جوری. 37:58.583 --> 38:00.083 ‫خب حالا آلفرد رو داری. 38:00.083 --> 38:01.583 ‫من با آلفرد ازدواج نمی‌کنم. 38:03.958 --> 38:06.916 ‫توی این سن‌وسال، اون بهترین کسیه ‫که می‌تونی توقعش رو داشته باشی. 38:07.416 --> 38:08.416 ‫نه. 38:09.583 --> 38:12.791 ‫حیف این همه استعداد هدر رفته. 38:14.583 --> 38:17.833 ‫حیف این زندگی هدر رفته. 38:22.083 --> 38:23.541 ‫منظورت چیه، عمه؟ 38:26.083 --> 38:27.458 ‫از شرم حرف می‌زنم. 38:28.916 --> 38:35.333 ‫از این‌که فقط تو باقی موندی ‫تا نسل خانواده‌مون رو ادامه بدی. 38:36.333 --> 38:38.666 ‫عزیزم، دقیقاً منظورم همینه. 38:39.458 --> 38:41.416 ‫و من شرمش رو حس می‌کنم. 39:11.416 --> 39:12.458 ‫می‌بینی؟ 39:20.333 --> 39:21.583 ‫توماش؟ 39:27.458 --> 39:29.916 ‫می‌بینی؟ 39:58.125 --> 39:59.208 ‫می‌بینی؟ 40:10.125 --> 40:11.875 ‫اما اینا چی هستن؟ 40:15.375 --> 40:16.625 ‫ماشین‌آلات. 40:17.500 --> 40:19.750 ‫می‌بینم که ماشین‌آلات هستن. 40:20.250 --> 40:21.250 ‫به چه دردی می‌خورن؟ 40:22.083 --> 40:23.333 ‫به چه دردی می‌خورن؟ 40:25.375 --> 40:26.625 ‫به چه دردی می‌خورن؟ 40:28.750 --> 40:30.375 ‫به چه دردی می‌خورن؟ 40:35.083 --> 40:38.125 ‫ماشین‌هایی که طراحی شدن ‫تا سرمایه رو چندبرابر کنن. 41:26.250 --> 41:28.833 ‫[خیابان لودنا، پلاک ۱۲ ‫بعد از ساعت ۱۰ شب سراغ ماریانا رو بگیرید] 41:54.250 --> 41:55.625 ‫بیا تو! 41:57.458 --> 42:00.000 ‫مکان عجیبی برای ملاقات انتخاب کردید. 42:00.041 --> 42:02.958 ‫خواستم جاسوس رو تو لونه‌ی خودش ‫ملاقات کنید. 42:03.458 --> 42:06.500 ‫ماریانا هستم، قربان. 42:06.541 --> 42:09.833 ‫اون به عنوان خدمتکار استخدام شده ‫و براتون خبر میاره. 42:11.208 --> 42:13.458 ‫یه زنِ پست تو خونه‌ی اشرافی؟ ‫چطور تونستی؟ 42:20.541 --> 42:23.625 ‫پس، می‌خوای جاسوسیِ دخترعموی کوچیکم رو بکنی، 42:23.666 --> 42:25.166 ‫و در عین حال ادعای نجابت کنی؟ 42:25.958 --> 42:27.208 ‫زیرکانه‌ست. 42:29.458 --> 42:33.208 ‫خیلی خب. شما دو تا رو تنها می‌ذارم ‫تا قرارهاتون رو هماهنگ کنید. 42:34.916 --> 42:38.166 ‫و ممنون میشم اگه بتونیم همین الان ‫حساب و کتاب‌هامون رو صاف کنیم. 42:55.333 --> 42:56.208 ‫خدا نگهدار. 43:03.041 --> 43:04.333 ‫آماده بشم؟ 43:05.333 --> 43:07.958 ‫هر چقدر پول بخوای بهت میدم، 43:08.833 --> 43:11.541 ‫تا دیگه هیچوقت مجبور نباشی ‫خودت رو اینجا حقیر کنی. 43:12.458 --> 43:16.291 ‫تنها دغدغه‌ات کار کردن ‫برای دوشیزه ونچکا باشه. 43:21.208 --> 43:22.583 ‫واضحه؟ 43:28.083 --> 43:29.083 ‫اون چجور آدمیه؟ 43:30.916 --> 43:32.416 ‫دوشیزه ونچکا...؟ 43:33.958 --> 43:35.166 ‫خوشگله. 43:37.083 --> 43:38.708 ‫عاشق کسی هست؟ 43:46.333 --> 43:47.583 ‫یه اشراف‌زاده به دیدنش میاد. 43:48.958 --> 43:50.083 ‫آلفرد...؟ 43:52.166 --> 43:54.416 ‫دوشیزه فلورنتینا فکر می‌کنه ‫اون دلش رو می‌بره. 43:55.833 --> 43:58.208 ‫اما من فکر نمی‌کنم چیزی ازش دربیاد. 44:00.958 --> 44:02.791 ‫فکرش جای دیگه‌ست. 44:03.958 --> 44:08.625 ‫اگه مجبور بودم بین تمام مجالس امسال ‫و پاریس انتخاب کنم، 44:08.666 --> 44:10.583 ‫قطعاً پاریس رو انتخاب می‌کردم. 44:11.083 --> 44:13.833 ‫مجالس سال بعد؟ بازم پاریس. 44:14.833 --> 44:15.833 ‫ولی 44:16.583 --> 44:18.500 ‫مجالس دورهمی به هر حال کسل‌کننده‌ان. 44:18.541 --> 44:20.458 ‫بله، کسل‌کننده‌ان. 44:22.083 --> 44:25.333 ‫اما مثل هر چیز کسل‌کننده‌ی دیگه‌ای، ‫به یه جایی ختم میشن. 44:25.333 --> 44:26.416 ‫البته. 44:26.958 --> 44:29.916 ‫باعث میشن آقایون مُسن بتونن ‫به خانم‌های جوانی نگاه کنن 44:29.958 --> 44:32.000 ‫که قراره همسر پسرهاشون بشن 44:32.041 --> 44:34.416 ‫و حداقل به این شکل صاحبشون بشن. 44:34.458 --> 44:37.333 ‫یا این‌که مجردهایی که سنی ازشون گذشته، 44:38.583 --> 44:39.791 ‫مثل من، 44:40.916 --> 44:44.833 ‫بتونن همسر آینده‌شون رو پیدا کنن. 44:48.208 --> 44:51.958 ‫من فقط یه دخترم که ‫باید شوهر داده بشم، 44:52.916 --> 44:54.583 ‫به خاطر پول، 44:55.208 --> 44:56.833 ‫چون ثروتم رو به باد دادم. 45:06.083 --> 45:09.916 ‫«دست‌هایم بر روی بازوانت آرام می‌گیرند.» 45:10.416 --> 45:14.250 ‫«و شقیقه‌ام که از اشتیاق می‌تپد ‫بر روی شانه‌ات خواهم گذاشت،» 45:14.291 --> 45:15.708 ‫آسوده، 45:16.333 --> 45:20.458 ‫مثل بانویی خسته که به دنبال سایه است.» 45:22.541 --> 45:24.333 ‫نامه‌ای از طرف همسر آینده‌تون؟ 45:26.958 --> 45:29.583 ‫اون باورنکردنی‌ترین و وقیحانه‌ترین ‫چیزها رو می‌نویسه. 45:32.083 --> 45:34.916 ‫کی فکرش رو می‌کرد یه زن بورژوای پیر، 45:34.958 --> 45:36.708 ‫همچین خیال‌پردازی‌هایی داشته باشه. 45:38.708 --> 45:41.875 ‫خوشبختانه، در حالی که تو داری ‫برای اون زن بورژوا بال بال می‌زنی، 45:41.916 --> 45:43.708 ‫من زندگی خودم رو پیش می‌برم، 45:44.208 --> 45:45.958 ‫که از پاریس شروع میشه. 46:11.541 --> 46:13.291 ‫- ایزابلا. ‫- آلفرد. 46:14.166 --> 46:16.416 ‫می‌خوام بهت اطمینان بدم 46:16.916 --> 46:18.666 ‫که خشمم فروکش کرده. 46:19.875 --> 46:21.791 ‫بزرگواریت رو نشون میده. 46:22.291 --> 46:25.541 ‫عشق آه کشیدن برای ستاره‌ها 46:26.166 --> 46:28.500 ‫یا اشک ریختن در لحظات تنهایی نیست. 46:28.541 --> 46:32.875 ‫عشق یعنی عمل، نبرد، رنج! 46:32.916 --> 46:35.666 ‫قشنگه. می‌تونی تابلوش کنی ‫بزنی بالای تخت‌خوابت. 46:35.666 --> 46:37.041 ‫ایزابلا! 46:37.041 --> 46:39.250 ‫برو و یکی دیگه رو اذیت کن، آلفرد. 46:40.375 --> 46:44.833 ‫حین تماشای دختران دم‌بخت جدیدی که ‫برای ازدواج معرفی میشن، اذیتت می‌کنم. 46:44.875 --> 46:46.791 ‫جوان، زیبا و عادی! 46:47.416 --> 46:50.291 ‫ایزابلا! فکر نمی‌کردم بیای. 46:50.791 --> 46:52.625 ‫چی شده؟ مریضی؟ 46:53.416 --> 46:54.625 ‫نه. چطور مگه؟ 46:55.125 --> 46:57.916 ‫خب، رنگ‌ و روت خیلی پریده. 46:59.041 --> 47:03.708 ‫- اولین مجلس دورهمی رو یادت میاد؟ ‫- یادمه. هردوتون اون موقع خیلی جوون بودید. 47:03.750 --> 47:05.541 ‫خیلی زیبا بودید. 47:06.041 --> 47:09.791 ‫خوشبختانه دیگه لازم نیست جوان یا زیبا باشم. 47:09.791 --> 47:13.291 ‫اون روزها گذشتن. ‫پنجمین بچه‌ام تو راهه. 47:13.791 --> 47:16.166 ‫می‌تونم فقط چاق و خوشحال باشم. 47:16.875 --> 47:17.666 ‫تو چی؟ 47:18.500 --> 47:22.375 ‫چطور تحملش می‌کنی؟ ‫این همه سال، همیشه جلوی چشم بودی. 47:24.416 --> 47:25.625 ‫پسرعمو! 47:33.541 --> 47:35.166 ‫مطمئنم استاشیا رو یادت میاد. 47:35.750 --> 47:36.875 ‫البته. 47:37.416 --> 47:40.875 ‫- اجازه بدید دخترعموم رو یه لحظه قرض بگیرم. ‫- البته. 47:43.416 --> 47:47.041 ‫این رسم جدیدیه؟ حضور در مجلس دورهمی ‫وقتی انقدر از بارداریش گذشته؟ 47:47.041 --> 47:50.166 ‫نکنه می‌ترسی در مورد اون صحبت کنن و نه تو؟ 47:50.166 --> 47:53.625 ‫چیزی برای صحبت کردن وجود نداره. ‫اینجا خیلی کسل‌کننده‌ست. 47:56.166 --> 47:57.500 ‫اون خودشه؟ 47:57.541 --> 47:59.000 ‫بیوه کوچولوی من. 47:59.791 --> 48:00.916 ‫لودویکا، 48:01.500 --> 48:04.666 ‫لطفاً با دخترعموی جذابم، ‫ایزابلا ونچکا آشنا شو. 48:04.666 --> 48:08.750 ‫- خیلی تعریفت رو شنیدم. ‫- قطعاً نه بیشتر از تعریف‌هایی که از شما شنیدم. 48:10.125 --> 48:13.166 ‫پسرعموم الان هیچ موضوع دیگه‌ای ‫برای صحبت نداره. 48:13.166 --> 48:15.291 ‫من دوست دارم در مورد چیزهای زیبا صحبت کنم. 48:40.166 --> 48:43.375 ‫کلمه بیانگرِ یک ایده‌ست. 48:43.416 --> 48:46.958 ‫اگر کلمه‌ای ابداع شده، ‫باید در جامعه نیازی به اون وجود داشته باشه. 48:47.000 --> 48:50.125 ‫قطعاً چیزی وجودش رو توجیه کرده، مگه نه؟ 48:50.166 --> 48:51.125 ‫بله. 48:52.541 --> 48:54.666 ‫عبارت «رهایی زنان» 48:54.666 --> 48:59.458 ‫هم با اشتیاق فراوان ابداع شد ‫تا زن‌ها رو از یوغشون آزاد کنه. 48:59.500 --> 49:00.666 ‫کاملاً موافقم. 49:02.250 --> 49:03.291 ‫عصر بخیر. 49:04.000 --> 49:04.791 ‫عصر بخیر. 49:06.500 --> 49:09.166 ‫جمع‌کردن وسایل تقریباً تموم شده، عزیزم. 49:10.250 --> 49:13.666 ‫و برای چی وسایلت رو جمع می‌کنی، عزیزم؟ 49:15.666 --> 49:16.666 ‫برای پاریس. 49:19.416 --> 49:21.750 ‫اوه، این عالیه. عالیه. 49:22.916 --> 49:23.875 ‫خب... 50:39.583 --> 50:44.958 ‫کُنتس وونسوفسکا به‌طرز عجیبی جسوره ‫که همچین فردی رو به اینجا دعوت کرده. 50:46.541 --> 50:47.666 ‫اون کیه؟ 50:48.166 --> 50:49.583 ‫ووکولسکی، 50:50.083 --> 50:51.041 ‫فقط یه تاجر ساده‌ست. 50:51.958 --> 50:54.416 ‫تمام شهر در موردش صحبت می‌کنن. 50:55.333 --> 50:56.583 ‫در موردش چی میگن؟ 50:57.208 --> 51:00.958 ‫میگن یه رذل و کلاهبرداره که ‫ثروتش رو از راه جنگ به دست آورده. 51:01.458 --> 51:04.125 ‫زنش رو برای ثروتش کشته. 51:04.166 --> 51:07.833 ‫یه آدم کج‌خلق، بی‌ادب و احمقه. 51:09.083 --> 51:13.541 ‫وقتی اشراف یه نفر رو ‫انقدر پست می‌شمارن، 51:13.583 --> 51:15.333 ‫حسابی کنجکاوی‌ام رو تحریک می‌کنه، 51:28.666 --> 51:30.541 ‫چیزهای زیادی در موردتون شنیدم. 51:32.541 --> 51:33.791 ‫دوشیزه ونچکا. 51:35.666 --> 51:37.625 ‫دارید بهم یادآوری می‌کنید که کی هستم؟ 51:44.750 --> 51:46.416 ‫دوست دارید باهم صحبت کنیم؟ 51:49.916 --> 51:51.000 ‫چه عجیب. 51:51.666 --> 51:53.666 ‫انگلیسی بلد نیستید. 51:54.750 --> 51:57.541 ‫صدف نمی‌خورید. صحبت نمی‌کنید. 51:57.541 --> 51:59.833 ‫اصلاً کاری رو برای لذت بردن انجام می‌دید؟ 51:59.875 --> 52:01.416 ‫می‌خوام یاد بگیرم. 52:04.666 --> 52:07.125 ‫لطفاً جلوم تعظیم کنید ‫و ازم درخواست کنید. 52:07.666 --> 52:09.416 ‫من براتون چنین کاری نمی‌کنم. 52:44.791 --> 52:45.958 ‫ایزابلا... 52:47.583 --> 52:49.291 ‫دوشیزه ایزابلا، من... 52:49.791 --> 52:51.208 ‫«از جلوی چشمم دور شو!» 52:51.791 --> 52:53.208 ‫«فوراً اطاعت می‌کنم» 52:54.208 --> 52:55.958 ‫«از قلبم بیرون برو!» 52:56.583 --> 52:57.958 ‫«می‌شنوم و می‌فهمم» 52:58.583 --> 53:00.333 ‫«اما از خاطرم چطور؟» 53:00.958 --> 53:04.916 ‫«پاسخ می‌دهم نه! ‫قلب‌های ما به این فرمان گوش نمی‌دهند...» 53:04.958 --> 53:05.833 ‫خدایا! 53:06.791 --> 53:08.708 ‫هی! 53:18.916 --> 53:22.083 ‫دکتر! 53:25.708 --> 53:28.375 ‫آب گرم، حوله و ملافه بیارید. 53:28.416 --> 53:28.458 ‫مردها حق ندارن اینجا باشن! 53:28.458 --> 53:29.791 ‫لطفاً تنهامون بذارید. 53:30.291 --> 53:32.541 ‫کمی الکل بیارید. الکل! 53:33.083 --> 53:35.791 ‫نفس بکش، دختر جون. نفس بکش. 53:35.833 --> 53:37.416 ‫- یه مشکلی هست! ‫- بالا. 53:38.083 --> 53:40.208 ‫بالا. 53:40.208 --> 53:41.291 ‫نفس بکش. می‌دونم. 53:41.333 --> 53:44.541 ‫می‌دونم ناخوشاینده. ‫می‌دونم، دختر عزیزم. 53:49.291 --> 53:51.083 ‫رحمش خونریزی داره. 53:52.583 --> 53:56.208 ‫- باید بُرش بزنیم. ‫- چی؟ نه! چی؟ 53:56.208 --> 53:57.833 ‫می‌خوای مفید باشی؟ 54:49.791 --> 54:50.375 ‫پارچه. 54:56.666 --> 54:59.458 ‫تحمل کن. فقط یکم دیگه تحمل کن. 54:59.458 --> 55:03.083 ‫تحمل کن. فقط یکم دیگه. تحمل کن. 55:23.083 --> 55:24.291 ‫بچه کوچولو. 55:24.333 --> 55:25.208 ‫تموم شد. 55:32.333 --> 55:33.666 ‫به دنیا اومد. 55:38.583 --> 55:40.083 ‫دختره. 56:55.250 --> 57:01.250 www.Doostihaa.com