WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:01.209 --> 00:02.711 ‫لایسا! 00:02.794 --> 00:04.671 ‫لایسا، آروم‌تر برو بابا، ‫الانه که کله‌پا بشی! 00:04.713 --> 00:06.756 ‫نه، آروم رفتن تو کارم نیست، ‫اصلاً راه نداره. یالا. 00:06.798 --> 00:08.425 ‫فکر کنم یه نفر حسابی تمرین هوازی داشته! 00:08.466 --> 00:10.552 ‫تحت‌تأثیر قرار گرفتم لایسا، ‫که انقدر این مأموریت رو... 00:10.593 --> 00:11.761 ‫فوری و اضطراری می‌دونی. 00:11.803 --> 00:13.013 ‫برای مأموریت نیست، برای اونه. 00:13.096 --> 00:14.556 ‫- برای درخت‌ها؟ ‫- نه، برای مِه. 00:14.639 --> 00:16.600 ‫خدایا، توی مِه هیچ‌وقت اتفاق خوبی نمی‌افته. 00:16.683 --> 00:17.976 ‫نه، بی‌خیال! 00:18.059 --> 00:19.728 ‫خیلی‌خب، سیگنال این‌طرف قوی‌تره، از این‌وره. 00:19.769 --> 00:21.104 ‫یعنی شاید پنجهٔ میمون داره فعال می‌شه. 00:21.146 --> 00:22.772 ‫فقط چند لحظه وقت داریم تا خنثاش کنیم. 00:22.814 --> 00:24.983 ‫چارلی، وقتشه جعبهٔ خنثی‌کنندۀ پنجهٔ ‫میمون رو آماده کنی، 00:25.025 --> 00:27.444 ‫همه دستکش‌های ضد پنجهٔ میمون دستشونه؟ 00:27.485 --> 00:28.153 ‫دستمونه. 00:28.153 --> 00:30.614 ‫یادتون باشه، هیچ‌وقت به یه پنجهٔ میمونِ فعال 00:30.697 --> 00:32.908 ‫- بدون دستکش دست نزنید، خب؟ ‫- هوم. 00:34.868 --> 00:36.495 ‫لایسا، از کدوم طرف بریم؟ 00:40.248 --> 00:43.585 ‫لایسا، می‌دونم فوبیای مِه داری یا یه همچین چیزی، 00:43.668 --> 00:45.629 ‫ولی ازت می‌خوام تمرکز کنی. 00:45.629 --> 00:47.380 ‫ببخشید. 00:47.380 --> 00:48.548 ‫[در حال اسکن] 00:49.466 --> 00:50.300 ‫اون بالاست. 00:51.676 --> 00:53.011 ‫جهش خیلی شدیدی بود! 00:53.053 --> 00:54.763 ‫حس خوبی به صدای این جهش ندارم. 00:54.763 --> 00:56.681 ‫- یعنی چی؟ ‫- یعنی دیر رسیدیم. 00:56.765 --> 00:58.266 ‫یعنی فکر کنم آرزوش رو کرده. 00:58.308 --> 01:01.144 ‫- به‌پیش! ‫- اوه. 01:25.586 --> 01:27.629 ‫خواهش می‌کنم، این کار رو نکن. 01:28.839 --> 01:30.465 ‫خواهش می‌کنم، التماست می‌کنم. 01:30.549 --> 01:32.467 ‫هر اتفاقی که افتاده، 01:32.509 --> 01:34.887 ‫حالت هر چقدر هم که بد باشه، 01:34.970 --> 01:37.890 ‫لطفاً به کاری که می‌خوای بکنی فکر کن. 01:39.892 --> 01:41.185 ‫چه فایده؟ 01:42.227 --> 01:44.146 ‫فایده‌ش اینه که زندگی می‌کنی. 01:44.188 --> 01:46.023 ‫اسمت چیه، دوست عزیز من؟ 01:46.982 --> 01:48.317 ‫جاش. 01:48.358 --> 01:49.651 ‫جاش اوبرنان. 01:49.735 --> 01:52.905 ‫جاش اوبرنان. من ویکرام چمبرلین هستم. 01:52.988 --> 01:55.449 ‫ازم پرسیدی فایدۀ زندگی چیه. 01:55.491 --> 01:56.784 ‫خب جاش، دوست عزیزم، 01:56.825 --> 01:58.494 ‫می‌تونم ساعت‌های متوالی 01:58.577 --> 01:59.953 ‫دربارۀ این موضوع برات حرف بزنم، 02:00.037 --> 02:01.538 ‫کاری که با کمال میل انجامش می‌دم 02:01.622 --> 02:04.291 ‫به شرط اینکه اجازه بدی یه نوشیدنی مهمونت کنم. 02:04.291 --> 02:05.834 ‫نه یکی، چندتا نوشیدنی! 02:05.918 --> 02:08.003 ‫پنجهٔ میمون رو ببین، ویک. ‫یکی از انگشت‌هاش خم شده. 02:09.171 --> 02:10.255 ‫آرزوش رو کرده. 02:10.339 --> 02:11.674 ‫آره، دارم می‌بینم. 02:11.715 --> 02:13.759 ‫فکر می‌کردم کمکم می‌کنه. 02:13.842 --> 02:15.552 ‫پنجهٔ میمون همیشه فریب می‌ده. 02:15.636 --> 02:19.306 ‫خواسته‌های آدم رو به بیراهه می‌کشه ‫و آرزوهاش رو علیه خودش می‌کنه. 02:19.348 --> 02:21.225 ‫و دقیقاً تا لبهٔ پرتگاه می‌کشونتت. 02:22.226 --> 02:23.978 ‫- هنوز حواست با منه، لایسا؟ ‫- اوهوم، آره. 02:24.061 --> 02:26.146 ‫فقط دارم سعی می‌کنم به مِه نگاه نکنم. 02:26.230 --> 02:27.856 ‫ببین، دوستم لایسا از مِه می‌ترسه، 02:27.856 --> 02:29.733 ‫چیزی که تا همین امروز خودم هم نمی‌دونستم. 02:29.817 --> 02:31.986 ‫با‌این‌حال اینجاست و داره با ترسش روبه‌رو می‌شه. 02:32.069 --> 02:34.864 ‫شاید تو هم بتونی اجازه بدی کمکت کنیم ‫تا با ترست روبه‌رو بشی. 02:35.155 --> 02:37.867 ‫من یه زندگی بهتر آرزو کردم. 02:40.578 --> 02:41.996 ‫ولی هیچ اثری نداشت. 02:43.205 --> 02:46.459 ‫همه‌چی هنوز مثل قبله، پس همون بهتر که بپرم. 02:46.542 --> 02:47.585 ‫- نه، نپر. ‫- نه، نه، نه! 02:47.668 --> 02:49.879 ‫پنجه کار نکرد! 02:49.962 --> 02:51.547 ‫این پنجه هیچ‌وقت کاری نمی‌کنه! 02:51.630 --> 02:53.424 ‫خواهش می‌کنم جاش، بده‌ش به من. 02:54.383 --> 02:56.677 ‫پنجه رو بده به من و از لبه بیا این‌طرف. 03:05.770 --> 03:06.687 ‫باشه. 03:11.317 --> 03:12.360 ‫خیلی‌خب. 03:21.869 --> 03:23.663 ‫کمک، کمک! 03:25.790 --> 03:27.750 ‫بکِشینمون بالا! 03:40.096 --> 03:41.889 ‫کارِتون عالی بود بچه‌ها. 03:41.931 --> 03:43.641 ‫فکر کنم تا پای مرگ رفتم. 03:43.724 --> 03:45.309 ‫فکر کنم همه‌مون رفتیم. ممنون لایسا. 03:45.351 --> 03:46.936 ‫نه، از من تشکر نکن، کار چارلی بود. 03:47.019 --> 03:48.771 ‫مثل همیشه زورش وحشتناک زیاده. 03:48.813 --> 03:51.524 ‫فقط وظیفه‌م رو انجام دادم و از تیمم محافظت کردم. 03:51.607 --> 03:56.112 ‫واقعاً معذرت می‌خوام، نمی‌خواستم این‌طوری بشه. 03:56.195 --> 04:00.199 ‫اصلاً بهش فکر نکن جاش، چون ما گروه «کتابدارها» هستیم. 04:01.284 --> 04:03.036 ‫- توی کتابخونه کار می‌کنین؟ ‫- اوهوم. 04:03.119 --> 04:04.412 ‫جاش، گفتی از پنجهٔ میمون 04:04.454 --> 04:06.456 ‫یه زندگی بهتر خواسته بودی. 04:06.497 --> 04:07.915 ‫می‌تونی با تمام جزئیات 04:07.915 --> 04:09.125 ‫بگی دقیقاً منظورت چی بوده؟ 04:09.208 --> 04:10.460 ‫می‌دونم خیلی خصوصیه، 04:10.501 --> 04:12.337 ‫ولی تا هنوز اتفاقات خیلی وحشتناکی نیفتاده 04:12.378 --> 04:13.629 ‫باید تلاش کنیم بفهمیم... 04:13.671 --> 04:15.256 ‫آرزوت از پنجه چی بوده. 04:16.090 --> 04:18.092 ‫خب، فکر کنم دیگه به آخر خط رسیده بودم. 04:18.968 --> 04:20.261 ‫کارم رو از دست دادم. 04:21.220 --> 04:23.806 ‫تازه، از همون اولشم شغل واقعاً مزخرفی بود. 04:23.848 --> 04:25.642 ‫بعدشم... آپارتمانم، 04:25.683 --> 04:29.979 ‫چون نتونستم اجاره‌م رو بدم، ‫نامزدم هم ولم کرد رفت. 04:30.021 --> 04:31.814 ‫دخترمون هم که فقط پنج سالشه... 04:31.856 --> 04:33.983 ‫چند ماهه ندیدمش. 04:34.067 --> 04:36.319 ‫برادرم، که تنها حامی‌م توی این دنیا بود، 04:36.361 --> 04:39.447 ‫با هم یه دعوای حسابی کردیم ‫سر اینکه من پدر خیلی بدی‌ام. 04:39.489 --> 04:43.201 ‫برای همین... دیگه هیچ امیدی 04:43.284 --> 04:44.536 ‫به هیچی برام نمونده بود. 04:44.619 --> 04:45.912 ‫- بچه‌ها؟ ‫- و من... 04:45.995 --> 04:47.664 ‫توی یه عتیقه‌فروشی عجیب بودم، 04:47.705 --> 04:49.249 ‫که این پنجه رو پیدا کردم. 04:49.332 --> 04:51.000 ‫بچه‌ها، فکر کنم یه چیزی داره میاد. 05:05.682 --> 05:10.729 ‫[پنجۀ میمون] 05:21.281 --> 05:22.532 ‫چی؟ 05:30.916 --> 05:33.543 ‫چقدر جالب! 05:33.543 --> 05:35.170 ‫اینجا چه خبره؟ 05:36.213 --> 05:38.465 ‫پُل، از کجا... 05:41.468 --> 05:44.387 ‫نکنه تله‌پورت شدیم؟ 05:44.638 --> 05:46.306 ‫شاید، ولی... 05:46.348 --> 05:48.725 ‫بچه‌ها، بیاید ته‌وتوش رو دربیاریم که کجاییم. 05:50.477 --> 05:51.853 ‫خیلی‌خب. 05:58.819 --> 06:00.946 ‫عالی شد، بازم مِه! 06:02.197 --> 06:03.740 ‫جاش، هنوز حواست با ماست؟ 06:03.824 --> 06:06.576 ‫- حالت خوبه؟ ‫- نه. 06:06.618 --> 06:07.911 ‫آره، احتمالاً امروز قراره زیاد 06:07.994 --> 06:09.913 ‫این حس رو داشته باشی، پس سعی کن بهش عادت کنی. 06:09.913 --> 06:11.999 ‫پس جاش هنوز با ماست ‫و همه‌مون دوباره دور همیم، 06:12.040 --> 06:14.001 ‫با اینکه اون مِه وحشتناک ما رو با خودش برد. 06:14.001 --> 06:15.168 ‫الان هم نمی‌تونیم از این... 06:15.210 --> 06:18.463 ‫اقامتگاه عجیب که معلوم نیست مال چه زمانیه بیایم بیرون ‫چون بازم مِه وحشتناک هست. 06:18.547 --> 06:21.758 ‫- کانر، داری به چی فکر می‌کنی؟ ‫- دارم فکر می‌کنم... 06:21.758 --> 06:23.135 ‫نکنه روی اون پل، 06:23.135 --> 06:24.845 ‫در واقع همه‌مون مُرده باشیم؟ 06:32.519 --> 06:37.024 ‫نه. نه، نه، ما نمی‌تونیم مُرده باشیم. 06:37.065 --> 06:37.983 ‫اصلاً امکان نداره. 06:38.025 --> 06:39.443 ‫آخه اگه دنیای پس از مرگی در کار باشه، 06:39.484 --> 06:41.236 ‫ما تبدیل به انرژی می‌شدیم، می‌شدیم غبار ستاره‌ای. 06:41.278 --> 06:42.446 ‫انقدر عینی و ملموس نبود. 06:42.446 --> 06:43.322 ‫تو از کجا می‌دونی؟ 06:43.363 --> 06:44.573 ‫آخه به‌شخصه... 06:44.573 --> 06:45.741 ‫تا حالا نمُرده بودم! 06:45.782 --> 06:49.119 ‫- پس اینجا برزخه؟ بین مرگ و زندگیه؟ ‫- ویکرام! 06:49.161 --> 06:51.205 ‫بچه‌ها، جاش از پنجهٔ میمون یه آرزو خواسته. 06:51.246 --> 06:52.539 ‫این قضیه هم مربوط به اونه. 06:52.581 --> 06:54.958 ‫ما نمُردیم. 06:54.958 --> 06:55.834 ‫احتمالاً! 06:55.918 --> 06:59.838 ‫بچه‌ها، من دارم زهره‌ترک می‌شم، 06:59.922 --> 07:01.882 ‫اون‌وقت شما همه‌تون خیلی... 07:01.965 --> 07:03.467 ‫چی بگم والا، تحلیلگر شدین! 07:03.467 --> 07:06.011 ‫عه، این اولین واقعیتِ موازی ما نیست. 07:06.053 --> 07:07.554 ‫این کتابخونه‌ای که توش کار می‌کنین... 07:07.596 --> 07:08.806 ‫کانر، تو مورخ هستی. 07:08.847 --> 07:10.933 ‫اینجا زمانش به‌هم‌ریخته‌ست. یه نگاه میندازی؟ 07:10.974 --> 07:13.060 ‫- ببینی چی به چیه؟ ‫- آره، آره، حتماً. 07:13.143 --> 07:14.645 ‫شگفت‌انگیزه. 07:15.604 --> 07:17.064 ‫یه رادیوی بی‌سیم مارکونی 07:17.106 --> 07:18.857 ‫کنار یه اسپیکر هوشمند بلوتوثی گذاشته شده. 07:18.899 --> 07:20.192 ‫تقریباً نزدیک به صد سال 07:20.234 --> 07:21.860 ‫تکامل تکنولوژی رو اینجا می‌بینیم. 07:21.860 --> 07:24.154 ‫جاش، دردسر درست نکن. 07:25.072 --> 07:26.782 ‫شما دوتا همه‌چیزدان هم برید و... 07:26.824 --> 07:28.867 ‫ما باید دربارۀ مِه تحقیق کنیم. 07:28.951 --> 07:30.452 ‫- اوهوم. ‫- نه. 07:30.494 --> 07:32.746 ‫چرا، با هم می‌ریم. 07:32.788 --> 07:35.374 ‫مشکلی پیش نمیاد. 07:37.001 --> 07:38.669 ‫همین‌جا بمون. 07:41.672 --> 07:43.632 ‫- خب بگو ببینم، لایسا. ‫- نه، ویکرام. 07:43.674 --> 07:45.843 ‫- برام سؤال شده... ‫- نمی‌خوام در موردش حرف بزنم. 07:45.926 --> 07:47.136 ‫- چرا مِه؟ ‫- من خوبم. 07:47.178 --> 07:49.680 ‫لطفاً بی‌خیالش شو. 07:50.514 --> 07:54.101 ‫- خوبی؟ ‫- آره، خوبم. 07:54.185 --> 07:55.227 ‫هوم. 07:55.394 --> 07:58.189 ‫نه نه نه نه نه، خواهش می‌کنم در رو باز نکن. 07:58.439 --> 08:01.150 ‫ببخشید، دارم غیرمنطقی رفتار می‌کنم. 08:01.609 --> 08:03.069 ‫حق با توئه. باید از اینجا بریم بیرون 08:03.110 --> 08:04.278 ‫و باید در رو باز کنیم. 08:04.320 --> 08:06.030 ‫پس بازش کن. 08:11.035 --> 08:13.204 ‫دوباره نمی‌پرسم. 08:13.245 --> 08:16.248 ‫ولی هر وقت خواستی حرف بزنی، در خدمتم. 08:17.041 --> 08:20.211 ‫حالا من پیشنهاد می‌دم از استراتژی تسئوس استفاده کنیم. 08:20.252 --> 08:24.006 ‫یه کلاف ریسمان رو دقیقاً به دستگیرۀ همین در می‌بندیم، 08:24.048 --> 08:26.050 ‫توی مِه بیرون راه می‌افتیم 08:26.092 --> 08:28.886 ‫و با دنبال کردن نخ، مسیر برگشت ‫به جای امن رو پیدا می‌کنیم. 08:36.561 --> 08:39.814 ‫یا... یه راه دیگه‌ش اینه که 08:39.855 --> 08:41.607 ‫هیچ‌کدوم از این کارها رو نکنیم! 08:46.070 --> 08:47.446 ‫سلام، 08:47.780 --> 08:50.074 ‫چقدر تیپتون باحاله! 08:50.116 --> 08:52.285 ‫دارین می‌رین جشن بالماسکه؟ 08:52.368 --> 08:55.872 ‫بالماسکه؟ این جدیدترین مُد روزه! 08:55.913 --> 08:58.040 ‫بله درسته. 08:58.082 --> 09:00.251 ‫راستی... 09:00.334 --> 09:02.086 ‫- ما کجاییم؟ ‫- هتل ریتز. 09:02.128 --> 09:04.589 ‫شیک‌ترین پاتوق کل نیویورکه. 09:04.672 --> 09:05.798 ‫حله. 09:10.011 --> 09:12.013 ‫شما چطور؟ 09:12.096 --> 09:15.350 ‫رفیق، من اومدم تا فرود روی ماه رو تماشا کنم! 09:33.117 --> 09:35.203 ‫- سلام. ‫- سلام. 09:35.286 --> 09:37.288 ‫- مال تو هم تأخیر خورده؟ ‫- تأخیر؟ 09:37.330 --> 09:39.874 ‫پروازت دیگه. گمون کنم پرواز داری، 09:39.958 --> 09:41.626 ‫چون توی فرودگاهیم. 09:41.668 --> 09:43.294 ‫آره، درسته. 09:43.378 --> 09:44.671 ‫توی فرودگاهیم. 09:46.339 --> 09:48.675 ‫- یکی دیگه می‌خوری؟ ‫- چرا که نه؟ 09:49.050 --> 09:51.135 ‫دوتا از... 09:51.219 --> 09:52.971 ‫هر چی که ایشون می‌خوره. 09:53.054 --> 09:54.430 ‫خب... 09:55.306 --> 09:57.225 ‫- کجا داری می‌ری؟ ‫- سیاتل. 09:57.267 --> 09:58.518 ‫خیلی با ذوق نگفتی. 09:58.560 --> 10:00.311 ‫توی سیاتل، زندگی‌م داغونه. 10:01.271 --> 10:03.148 ‫بیرون از سیاتل هم زندگی‌م داغونه. 10:04.107 --> 10:06.818 ‫به گمونم هنوز نفهمیدم کدومش بدتره. 10:07.569 --> 10:10.321 ‫- من از سیاتل خوشم میاد. ‫- خوش به حالت. 10:10.363 --> 10:12.907 ‫فقط بقیۀ چیزهای زندگی‌م افتضاحه. 10:13.783 --> 10:17.078 ‫خب، پس خوب کسی رو پیدا کردی که ‫باهاش دردِ دل کنی. 10:17.162 --> 10:18.913 ‫از اوضاع افتضاحت برام بگو. 10:18.997 --> 10:20.498 ‫داستانش طولانیه. 10:22.459 --> 10:25.337 ‫به گمونم همه‌ش برمی‌گرده به پدر و مادرم. 10:25.378 --> 10:27.505 ‫می‌دونم کلیشه‌ایه، ولی موردِ من این‌جوریه که 10:27.547 --> 10:29.549 ‫دقیقاً مثل اون کلیشۀ معروفه. 10:29.633 --> 10:31.551 ‫مامانم... 10:32.427 --> 10:34.638 ‫ول کرد و رفت... نمی‌دونم والا. 10:34.679 --> 10:36.181 ‫به من نگفت کجا می‌ره. 10:37.057 --> 10:38.558 ‫بابام هم، خب... 10:40.477 --> 10:43.230 ‫واقعاً دلش زندگی‌ای می‌خواست ‫که توش درگیر بچه‌داری نباشه، 10:45.732 --> 10:49.402 ‫که به گمونم این رو از اون به ارث بردم، چون... 10:49.486 --> 10:51.863 ‫منم از قضا پدر خیلی بدی‌ام. 10:52.906 --> 10:54.366 ‫تو چی؟ 10:54.449 --> 10:56.076 ‫عینِ وضعیت تو، 10:56.159 --> 10:57.452 ‫ولی بدتر. 10:58.245 --> 10:59.996 ‫بابام که توی زندگی‌م نیست. 11:00.038 --> 11:02.624 ‫مامانم هم کلاً رد داده، برای همین... 11:02.707 --> 11:05.377 ‫زندگی‌م رو با مردهای ناجور پر می‌کنم، 11:05.419 --> 11:08.755 ‫مثلاً اون مرد توی سیاتل ‫که فکر کنم ازم متنفره. 11:08.839 --> 11:10.715 ‫ولی خب، فکر کنم احتمالاً منم ازش متنفر باشم. 11:11.967 --> 11:14.177 ‫پس چرا برمی‌گردی پیشش؟ 11:15.262 --> 11:17.556 ‫چون حتی تنفر هم بهتر از بی‌حس بودنه. 11:27.899 --> 11:29.735 ‫هی، اونو دیدی؟ 11:29.776 --> 11:30.902 ‫چی رو؟ 11:31.695 --> 11:33.905 ‫اه، اصلاً قصد ندارن اعلام کنن سوار شیم. 11:34.156 --> 11:36.116 ‫اینجا هم که اصلاً آنتن نمی‌ده، 11:36.199 --> 11:38.368 ‫تازه با اینکه گوشی‌م نوئه! 11:39.995 --> 11:44.124 ‫خب، این ظاهرِ درهم‌برهمِ زمانی، ‫فقط جنبۀ ظاهری نداره. 11:44.208 --> 11:45.959 ‫پس الان توی چه زمانی هستیم؟ 11:46.043 --> 11:47.836 ‫همۀ زمان‌ها، یا هیچ زمانی، نمی‌دونم. 11:47.878 --> 11:50.130 ‫چاپ اول هری پاتر که مال سال ۲۰۰۷ هست رو پیدا کردم 11:50.130 --> 11:51.673 ‫که حداقل مال ۵۰ سال پیش بود، 11:51.757 --> 11:54.593 ‫و یه عروسک باربی اصل ۱۹۵۹ که نوِ نو بود. 11:54.635 --> 11:55.886 ‫مردم هم همین‌طورن. 11:55.886 --> 11:58.472 ‫همه‌شون فکر می‌کنن مال زمان‌ها و مکان‌های مختلفی هستن. 11:58.514 --> 12:03.435 ‫انگار می‌تونن همدیگه رو ببینن، ‫ولی واقعاً همو نمی‌بینن. 12:03.477 --> 12:05.020 ‫اون سربازها فکر می‌کنن جنگ جهانی دومه 12:05.104 --> 12:07.397 ‫و توی یکی از هتل‌های نرماندی منتظر دستوراتن، 12:07.439 --> 12:08.982 ‫و دارن با اون پسره، گِرگ، گپ می‌زنن 12:09.066 --> 12:10.359 ‫که فکر می‌کنه سال ۲۰۰۹ئه 12:10.442 --> 12:12.236 ‫و توی مرکز خرید منتظر دوستاشه. 12:12.277 --> 12:14.154 ‫تنها چیزی که همه‌شون رو به هم مرتبط می‌کنه 12:14.238 --> 12:16.532 ‫یه فامیلیه که مدام تکرار می‌شه. 12:16.615 --> 12:18.283 ‫- اوبرنان. ‫- اوبرنان. 12:18.367 --> 12:20.577 ‫مگه این فامیلیِ جاش نیست؟ 12:20.619 --> 12:25.708 ‫می‌گم، یه چیزِ گندۀ شبیه پا اون بیرونه، 12:25.791 --> 12:29.003 ‫و خب... یعنی مشکلی باهاش نداریم؟ 12:29.044 --> 12:31.922 ‫جاش، کسی از آدمای توی این کافه رو می‌شناسی؟ 12:31.964 --> 12:34.508 ‫- دقیق نگاه کن. ‫- فامیل همه‌شون اوبرنانه. 12:34.591 --> 12:37.469 ‫من از کجا باید یه سرباز جنگ جهانی دوم رو بشناسم؟ 12:37.511 --> 12:39.555 ‫فکر می‌کنید سنّ من... 12:40.639 --> 12:42.266 ‫صبر کن ببینم. 12:42.308 --> 12:43.726 ‫نه، چیزه... 12:43.809 --> 12:45.352 ‫اون شبیهِ... 12:45.436 --> 12:47.146 ‫اون پدربزرگمه، 12:47.187 --> 12:49.607 ‫کالین اوبرنان، بابای بابام. 12:49.648 --> 12:52.067 ‫از روی عکس‌ها می‌شناسمش. 12:52.151 --> 12:54.445 ‫و اون دختر خوشگذرونِ دهۀ ۱۹۲۰، 12:54.486 --> 12:57.448 ‫توی حالت رنگی نشناختمش، ولی اون مادرشه. 12:57.490 --> 13:00.826 ‫اون نورا اوبرنانه. ‫اون مادرِ پدربزرگمه. 13:00.868 --> 13:03.704 ‫پسره... اسمش گِرگ اوبرنانه. 13:03.788 --> 13:04.830 ‫گِرگ؟ 13:06.457 --> 13:09.752 ‫اون برادرمه، برادر بزرگمه، 13:09.794 --> 13:11.629 ‫اون‌موقع که حدوداً ۱۵ سالش بود. 13:11.670 --> 13:12.797 ‫ولی آخه چطور؟ 13:12.838 --> 13:15.549 ‫خیلی‌خب، پس آرزوی پنجهٔ میمون اینه؟ 13:15.841 --> 13:17.510 ‫جاش یه زندگی بهتر آرزو کرد، 13:17.551 --> 13:19.470 ‫و چی نصیبش شد؟ یه دورهمی خانوادگی؟ 13:19.470 --> 13:20.971 ‫من که راضی‌ام، حداقل نمُردیم. 13:20.971 --> 13:22.932 ‫- همینم خودش غنیمته. ‫- دقیقاً. 13:22.973 --> 13:25.726 ‫جاش، کسی اینجا هست که نشناسی‌ش؟ 13:25.810 --> 13:28.938 ‫آره، اون زن و شوهری که توی رستوران غذا می‌خورن 13:29.021 --> 13:32.775 ‫و اون دختری که چند لحظه پیش توی کافه داشتم باهاش... 13:36.862 --> 13:38.364 ‫صبر کن ببینم. 13:51.502 --> 13:52.670 ‫ببخشید. 13:53.629 --> 13:55.047 ‫اسم شما ایمی‌‌ـه؟ 13:55.047 --> 13:56.841 ‫آره، از کجا می‌دونستی؟ 13:56.841 --> 13:58.634 ‫- ایمی اوبرنان؟ ‫- ایمی اسکات. 13:58.718 --> 14:01.471 ‫اوبرنان فامیل بابامه، ‫هیچ‌وقت ازش استفاده نمی‌کنم. 14:01.554 --> 14:02.889 ‫گوشی رو ببینید. 14:02.889 --> 14:04.724 ‫اون مال آینده‌ست. ‫[شبکه در دسترس نمی‌باشد] 14:04.765 --> 14:06.559 ‫اون دختر پنج‌سالۀ منه، 14:08.269 --> 14:10.062 ‫که حسابی بزرگ شده. 14:17.653 --> 14:19.238 ‫لایسا، چی شده؟ 14:19.280 --> 14:21.074 ‫- لایسا؟ ‫- من... 14:22.241 --> 14:23.493 ‫چیزی شده؟ 14:24.118 --> 14:25.995 ‫خواهش می‌کنم باهام حرف بزن. 14:26.079 --> 14:27.497 ‫اونا مُردن. 14:28.581 --> 14:30.041 ‫زنده نیستن. 14:30.083 --> 14:32.085 ‫لایسا، کی مُرده؟ 14:33.503 --> 14:35.004 ‫اونا پدر و مادرم هستن. 14:37.924 --> 14:39.467 ‫اونا مُردن، ولی اینجان. 14:40.802 --> 14:42.595 ‫- چقدر جَوونن. ‫- لایسا. 14:42.637 --> 14:44.138 ‫چه حالی داری الان! 14:44.222 --> 14:45.431 ‫این واقعیه؟ 14:47.267 --> 14:49.310 ‫واقعاً اینجان؟ 14:49.310 --> 14:50.979 ‫شاید بهتر باشه باهاشون حرف بزنی. 14:51.062 --> 14:52.772 ‫نه، نمی‌تونم. آخه اصلاً چی بگم؟ 14:52.814 --> 14:54.148 ‫اونا صرفاً دوتا آدم غریبه نیستن، 14:54.148 --> 14:55.275 ‫مامان و بابای منن! 14:55.316 --> 14:57.443 ‫ببخشید... سلام عرض می‌کنم. 14:57.527 --> 14:59.279 ‫- با منین؟ ‫- آره. 14:59.362 --> 15:00.572 ‫می‌شه لطفاً یه لحظه 15:00.613 --> 15:02.574 ‫- به شوهر من یه چیزی رو توضیح بدی... ‫- نه نه نه، 15:02.574 --> 15:04.033 ‫پای پیشخدمت رو وسط نکش. 15:04.075 --> 15:05.785 ‫- چیه مگه؟ ‫- بی‌خیال! خیلی عذر می‌خوام. 15:05.827 --> 15:07.412 ‫چیه مگه؟ من قبلاً پیشخدمت بودم 15:07.454 --> 15:08.913 ‫و یکی از مهارت‌های اصلی این کار 15:08.955 --> 15:11.499 ‫آدرس دادن و آدرس فهمیدنه، مگه نه؟ 15:11.583 --> 15:12.625 ‫- درسته. ‫- به گمونم. 15:12.667 --> 15:14.335 ‫پس کی بهتر از ایشون برای قضاوت؟ 15:14.377 --> 15:15.920 ‫قضاوت؟ اصلاً می‌شنوی چی داری می‌گی؟ 15:15.962 --> 15:17.964 ‫ببخشید خانم، اسمتون چیه؟ 15:18.006 --> 15:20.216 ‫- لایسا. ‫- عه، هم‌نامِ دخترمونه! 15:20.300 --> 15:21.259 ‫- هوم. ‫- عالی شد. 15:21.301 --> 15:23.428 ‫لایسا، اگه بهت بگم سومین فرعیِ سمت چپ رو بپیچ، 15:23.470 --> 15:24.554 ‫- می‌ری... ‫- نه، نه، نه! 15:24.596 --> 15:25.847 ‫داری غلط توضیح می‌دی، 15:25.889 --> 15:27.307 ‫باید بگی از کنار یه کوچه رد می‌شی. 15:27.307 --> 15:28.683 ‫واضح‌تر بگم، توی این سناریو، 15:28.725 --> 15:29.976 ‫دقیقاً سمت چپت یه خروجی هست. 15:30.060 --> 15:31.770 ‫نه! منم گفتم سومین چپ، 15:31.770 --> 15:34.606 ‫یعنی همون کوچه‌ای که ‫داری ازش رد می‌شی، به‌علاوۀ سه‌تای دیگه. 15:34.606 --> 15:35.815 ‫نه، اون‌طوری می‌شه چهارمین چپ! 15:35.857 --> 15:37.400 ‫اون چپی که داری ازش رد می‌شی، اولی‌شه. 15:37.442 --> 15:38.860 ‫پس سومین چپ، می‌شه دوتا بعد از اون. 15:38.860 --> 15:40.487 ‫نه! اولی رو نباید بشمری. 15:40.528 --> 15:42.364 ‫نخیر، تو اولی رو نمی‌شمری، من می‌شمرم! 15:42.447 --> 15:45.867 ‫احیاناً توی راه گم شدین؟ 15:45.909 --> 15:47.160 ‫گم شدیم چون این آقا 15:47.160 --> 15:49.079 ‫ فرق پیچ سوم و چهارم رو ‫از هم تشخیص نمی‌ده! 15:49.120 --> 15:50.580 ‫نخیر، گم شدیم چون ایشون 15:50.664 --> 15:52.207 ‫فرق پیچ دوم و سوم رو نمی‌دونه! 15:52.249 --> 15:53.792 ‫- حق با کیه؟ ‫- حق با کیه؟ 15:53.833 --> 15:55.669 ‫خب، به گمونم... 15:56.545 --> 15:58.088 ‫عه، حق با ایشون نیست. 15:58.171 --> 15:59.548 ‫همیشه وقتی استرس می‌گیری 15:59.548 --> 16:01.091 ‫یا می‌دونی گند زدی، این کار رو می‌کنی. 16:01.132 --> 16:02.717 ‫تو از کجا دربارۀ سکۀ شانس من می‌دونستی؟ 16:02.717 --> 16:04.511 ‫سکه‌ای که انقدر شانس میاره که امروز تا الان 16:04.553 --> 16:05.679 ‫فقط ۱۰ بار باعث شده گم شیم! 16:05.679 --> 16:07.764 ‫ولی ما رو به این رستوران قشنگِ پر از پرنده رسوند. 16:07.764 --> 16:09.975 ‫یادم رفته بود چقدر قبلاً این کار رو می‌کردن. 16:10.016 --> 16:11.351 ‫- جروبحث. ‫- هوم. 16:11.351 --> 16:13.895 ‫«جروبحث کردن» شیوۀ ابراز محبت‌شونه، 16:13.979 --> 16:16.189 ‫یه‌جورایی من رو یاد آنیا و خودم میندازه، 16:16.231 --> 16:18.275 ‫که البته منطقیه، چون من 16:18.316 --> 16:20.777 ‫پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگ توئم. 16:20.819 --> 16:22.362 ‫ببخشید، لایسا. 16:22.446 --> 16:24.698 ‫ما قبلاً جایی همدیگه رو دیدیم؟ آخه... 16:24.781 --> 16:27.159 ‫نمی‌دونم، خیلی برام آشنا به نظر میای. 16:27.200 --> 16:28.994 ‫آره، قضیۀ سکۀ شانست هم می‌دونست. 16:29.036 --> 16:30.954 ‫آروم باش، جیل! ‫من قصد و غرضی ندارم که! 16:30.996 --> 16:32.914 ‫- منم نگفتم قصد و غرضی داری. ‫- نه... نه. 16:32.914 --> 16:36.501 ‫دلیل اینکه براتون آشنا به نظر می‌رسم 16:36.543 --> 16:39.463 ‫اینه که، خب، من... 16:39.546 --> 16:42.299 ‫ببخشید! با پرسنل یه مشکلی پیش اومده. 16:42.382 --> 16:46.011 ‫باید یه جلسۀ اضطراریِ تیمی بذاریم. 16:46.053 --> 16:50.891 ‫که این یعنی من مدیرم، که البته واقعاً هم هستم! 16:51.808 --> 16:53.477 ‫از پرنده‌ها لذت ببرین! 16:56.563 --> 16:58.232 ‫نمی‌تونی بهشون بگی کی هستی. 16:58.273 --> 17:00.025 ‫اونا از زمان واقعی خودشون بیرون کشیده شدن، 17:00.025 --> 17:01.235 ‫و وقتی برگردن سر جای خودشون، 17:01.276 --> 17:02.861 ‫اگه اطلاعاتی از آینده بهشون بدی، اگه... 17:02.903 --> 17:04.404 ‫ولی یه چیزهایی هست که لازمه بشنون! 17:04.446 --> 17:05.906 ‫- مثل چی؟ ‫- مثل اینکه... 17:05.948 --> 17:07.908 ‫اونا از من خوش‌شون نمی‌اومد، خب؟ 17:07.950 --> 17:09.576 ‫نمی‌تونستن منو تحمل کنن. 17:09.618 --> 17:11.120 ‫برای همینم فرستادنم مدرسۀ شبانه‌روزی! 17:11.120 --> 17:13.038 ‫ولی این فرصت دوبارۀ منه. 17:13.080 --> 17:16.041 ‫می‌تونم بهشون نشون بدم که ‫می‌تونن بهم افتخار کنن. 17:16.083 --> 17:17.709 ‫معلومه که بهت افتخار می‌کنن. 17:17.751 --> 17:19.920 ‫نمی‌کردن! نمی‌کنن! 17:20.003 --> 17:23.340 ‫لایسا، حتی اگه این‌طوری باشه، که مطمئنم نیست، 17:23.424 --> 17:25.676 ‫چه فایده‌ای داره بهشون بگی؟ 17:25.759 --> 17:27.928 ‫نمی‌تونی این واقعیت رو عوض کنی که اونا مُردن. 17:29.555 --> 17:32.891 ‫ولی دلت می‌خواد، نه؟ ‫دلت می‌خواد گذشته رو تغییر بدی. 17:32.933 --> 17:35.269 ‫من بهتر از هر کسی این نگاه رو می‌شناسم. 17:35.310 --> 17:37.438 ‫می‌تونم بهشون هشدار بدم! می‌تونم نجاتشون بدم! 17:37.521 --> 17:39.273 ‫نه، اونا سرنوشت خودشون رو دارن. 17:39.356 --> 17:41.942 ‫می‌تونم نجاتشون بدم، ‫می‌تونم از دست مِه نجاتشون بدم! 17:41.984 --> 17:42.735 ‫مِه؟ 17:42.776 --> 17:45.863 ‫ویکرام، تو همه‌کاری کردی ‫تا گذشته رو به نفع خودت تغییر بدی! 17:45.946 --> 17:48.073 ‫چطور می‌تونی این شانس رو از من دریغ کنی؟ 17:48.115 --> 17:49.783 ‫یعنی می‌گی اگه آنیا اونجا نشسته بود، 17:49.825 --> 17:51.327 ‫نمی‌رفتی پیشش تا همه‌چیز رو بهش بگی؟ 17:51.327 --> 17:52.494 ‫چیزهایی که فرصت نشد بهش بگی؟ 17:52.536 --> 17:53.954 ‫سؤال اصلی این نیست. 17:53.996 --> 17:55.247 ‫لایسا، داری به احساساتت... 17:55.289 --> 17:56.832 ‫اجازه می‌دی جلوی قدرت تفکرت رو بگیره. 17:56.916 --> 17:59.126 ‫واقعاً؟ پس سؤال اصلی چیه ویکرام؟ 17:59.210 --> 18:00.794 ‫اونا اصلاً چطور اینجان؟ 18:00.878 --> 18:02.922 ‫تو که هیچ نسبتی با جاش نداری، مگه نه؟ 18:02.963 --> 18:05.299 ‫پس همۀ اینا ‫نمی‌تونه جزئی از آرزوی اون باشه. 18:05.966 --> 18:07.051 ‫آره درسته. 18:07.134 --> 18:08.636 ‫و تنها کسی که ممکنه آرزو کرده باشه 18:08.677 --> 18:09.970 ‫پدر و مادرت زنده باشن... 18:10.012 --> 18:11.764 ‫خودمم! 18:12.807 --> 18:16.310 ‫لایسا، وقتی به پنجۀ میمون دست زدی! 18:16.352 --> 18:17.978 ‫دستکشت رو بده ببینم. 18:23.984 --> 18:25.194 ‫پاره شده. 18:26.654 --> 18:30.491 ‫خب، از پدر و مادرت برام بگو. 18:30.533 --> 18:32.159 ‫واقعاً اون‌قدرها هم داستان جالبی نیست. 18:32.159 --> 18:33.577 ‫نه که حالا... 18:33.661 --> 18:35.997 ‫- ببینم، حالت خوبه؟ ‫- خوبم. 18:35.997 --> 18:37.999 ‫- آخه یه‌کم به نظر... ‫- من... 18:38.082 --> 18:41.919 ‫فقط از پرواز استرس می‌گیرم، برای همین... 18:42.837 --> 18:45.673 ‫حرف بزن تا حواسم پرت بشه. 18:45.756 --> 18:47.800 ‫خیلی‌خب، اگه خودت می‌خوای، می‌گم. 18:48.467 --> 18:50.595 ‫خیلی‌خب، راستش... 18:50.678 --> 18:52.013 ‫مامانم رد داده، 18:52.680 --> 18:54.682 ‫گرچه همه‌ش هم تقصیر خودش نیست، 18:54.765 --> 18:56.851 ‫چون بابام... 18:56.893 --> 18:59.270 ‫پنج سالَم که بود خودکشی کرد. 18:59.353 --> 19:00.855 ‫از روی یه پل پرید پایین. 19:00.938 --> 19:04.275 ‫و این قضیه حسابی من و مامانم رو داغون کرد 19:04.358 --> 19:06.194 ‫و کلی چیز دیگه رو هم به گند کشید، 19:06.235 --> 19:09.447 ‫که اتفاقاً وقتی زنده هم بود ‫خوب بلد بود از این گندها بزنه. 19:09.530 --> 19:12.241 ‫پس می‌شه گفت مثل همۀ باباها بود. 19:12.283 --> 19:13.159 ‫عه... 19:14.035 --> 19:16.370 ‫این‌طور که می‌گی، احتمالاً بدون اون ‫وضعت بهتر بوده. 19:17.455 --> 19:18.706 ‫نه. 19:20.166 --> 19:22.877 ‫بدترین کاری که در حق من کرد این بود که... 19:24.045 --> 19:27.048 ‫مُرد و تنهام گذاشت. 19:33.721 --> 19:35.390 ‫اونا پدر و مادرتن؟ 19:36.766 --> 19:37.725 ‫عجیبه واقعاً! 19:37.767 --> 19:39.394 ‫غیرممکنه از پنجه آرزویی کرده باشم. 19:39.435 --> 19:41.145 ‫حتی اگه لمسش کرده باشم، نگفتم: «ای‌کاش». 19:41.145 --> 19:43.147 ‫بالأخره یه‌سری قوانین داره، نه؟ ‫قانون داره، پس... 19:43.189 --> 19:44.941 ‫هنوز خیلی چیزها دربارۀ پنجۀ میمون هست 19:45.024 --> 19:46.401 ‫که ما ازش سر درنمیاریم. 19:46.442 --> 19:48.319 ‫اگه از پنجه آرزو کرده بودم، حسش می‌کردم، خب؟ 19:48.403 --> 19:50.280 ‫حتماً حسش می‌کردم. 19:50.363 --> 19:52.949 ‫دوتا انگشت خم شده، دوتا آرزو برآورده شده. 19:53.032 --> 19:55.577 ‫لایسا، تو آرزو کردی پدر و مادرت بیان اینجا. 19:55.618 --> 19:57.912 ‫حالا به هر طریقی، این کار رو کردی. 19:57.954 --> 20:00.290 ‫آرزوی پنجۀ میمون همیشه باید علیه خودت بشه، ‫مگه نه؟ 20:00.373 --> 20:02.584 ‫همیشه یه‌جوری مجازاتت می‌کنه. 20:02.625 --> 20:04.252 ‫این چطوری قراره مجازاتم کنه؟ 20:20.310 --> 20:21.519 ‫بچه‌ها، دنبالم بیاید. 20:21.561 --> 20:23.146 ‫می‌دونم باید چی‌کار کرد. 20:23.229 --> 20:24.773 ‫برید! برید! برید! 20:24.814 --> 20:27.150 ‫خیلی‌خب، باید از اینجا ببریمتون بیرون، ‫فقط عجله کنین. 20:28.276 --> 20:29.986 ‫نه، عجله‌ای نیست! ‫اصلاً بیاید گپ بزنیم! 20:30.028 --> 20:32.364 ‫- یالا! ‫- از عنکبوت‌ها متنفرم! 20:32.364 --> 20:33.740 ‫بجنبین. 20:37.827 --> 20:40.872 ‫- فرود روی ماه! ‫- یک قدم کوچیک برای بشریت... 20:40.914 --> 20:43.875 ‫دوستان، لطفاً از این عنکبوت غول‌پیکر فاصله بگیرین! 20:43.958 --> 20:45.585 ‫برید، برید، برید! از این‌طرف، از این‌طرف! 20:45.585 --> 20:46.878 ‫همه خارج شن! 20:46.962 --> 20:48.380 ‫- برید، برید! ‫- زود باشید، برید، برید! 20:48.463 --> 20:51.424 ‫خانم‌ها و آقایان، لطفاً با نظم خارج بشین! 20:53.885 --> 20:55.387 ‫گِرگ! 20:58.306 --> 21:00.809 ‫گِرگ! فرار کن! 21:00.892 --> 21:03.395 ‫سربازها، هواپیماهای نازی ‫دارن به مواضع ما حمله می‌کنن! 21:03.478 --> 21:04.646 ‫نشونه بگیرین. 21:04.688 --> 21:06.064 ‫آتش! 21:10.652 --> 21:12.237 ‫سالن تئاتر؟ 21:12.320 --> 21:14.114 ‫اینجا هیچی‌ش با عقل جور درنمیاد. 21:14.156 --> 21:16.158 ‫هی، هی، حالتون خوبه؟ آسیب ندیدین؟ 21:16.158 --> 21:17.200 ‫لازم نیست نگران شی. 21:17.242 --> 21:18.493 ‫نه، فقط باید مطمئن بشم، خب؟ 21:18.577 --> 21:19.911 ‫خوبین؟ طوری‌تون نشده؟ 21:19.953 --> 21:20.871 ‫- آره، فقط نمی‌دونم... ‫- خیلی‌خب. 21:20.871 --> 21:22.497 ‫همه ساکت باشن، خیلی‌خب. 21:22.998 --> 21:25.000 ‫هیس! 21:34.801 --> 21:36.386 ‫داره دورمون می‌زنه. 21:39.973 --> 21:41.933 ‫دنبال یه راه ورود دیگه می‌گرده. 21:47.564 --> 21:48.732 ‫بیاید پشت درها رو محکم کنیم. 21:49.274 --> 21:50.817 ‫کمکم کنید. 21:50.817 --> 21:52.486 ‫خیلی‌خب، اینو امتحان کن، اینو امتحان کن. 21:52.527 --> 21:54.947 ‫- بیا. ‫- خیلی‌خب. 21:56.031 --> 21:59.117 ‫- اونو گیر بده اونجا. ‫- رفت؟ 22:00.035 --> 22:01.703 ‫اگه رفته باشه که خیلی شانس آوردیم. 22:01.745 --> 22:03.872 ‫وای خدا، اون جونور... 22:04.164 --> 22:05.541 ‫اصلاً اون چی بود؟ 22:05.541 --> 22:07.000 ‫می‌فهمم، می‌فهمم، چیزی نیست. 22:07.042 --> 22:09.127 ‫قول می‌دم شماها رو از اینجا خارج کنیم. 22:09.211 --> 22:11.129 ‫- چی شده؟ چیه؟ ‫- هیچی، فقط... 22:11.213 --> 22:13.215 ‫اینکه تو انقدر مطمئن و قاطع هستی 22:13.257 --> 22:16.051 ‫من رو یاد دخترمون میندازه. 22:16.135 --> 22:18.220 ‫عه، چقدر عجیب. 22:18.303 --> 22:19.721 ‫بیاید دست‌به‌کار بشیم، خب؟ 22:19.805 --> 22:21.223 ‫- باشه. ‫- آره. 22:23.725 --> 22:25.310 ‫صبر کن ببینم. 22:25.394 --> 22:27.563 ‫فکر کنم این مکان رو می‌شناسم. 22:27.604 --> 22:31.150 ‫یه‌بار توی اردوی مدرسه اومدم اینجا، ‫ولی مال ده‌بیست سال پیشه. 22:31.233 --> 22:34.027 ‫بااین‌حال هنوز توی حافظه‌ت مونده. 22:34.069 --> 22:36.030 ‫یعنی ممکنه قضیه فقط به آدم‌هایی که 22:36.071 --> 22:38.949 ‫باهاشون در ارتباطی مربوط نشه، 22:39.033 --> 22:40.743 ‫بلکه به خود ساختمون هم مرتبط باشه؟ 22:40.743 --> 22:42.077 ‫لابی هم من رو یاد جایی انداخت 22:42.077 --> 22:44.580 ‫که عَموم یه زمان ما رو می‌برد، 22:44.621 --> 22:46.248 ‫رستوران هم دقیقاً مثل همونیه 22:46.332 --> 22:48.500 ‫که برادرم توش کار می‌کرد ‫و کلی پرنده داشت. 22:48.584 --> 22:51.503 ‫خیلی‌خب، پس همۀ اینا از خاطرات جاش ساخته شده؟ 22:51.587 --> 22:53.422 ‫تو گفتی از عنکبوت‌ها متنفری! 22:54.423 --> 22:56.425 ‫یعنی می‌گی اون جونور از توی ذهن من دراومده؟ 22:56.508 --> 22:58.761 ‫درست همون‌طور که مِه از ذهن لایسا بیرون اومد. 22:58.802 --> 23:00.387 ‫شماها دیوونه‌اید! 23:04.433 --> 23:05.726 ‫ببینم، جعبه چی شده؟ 23:05.768 --> 23:08.229 ‫حتماً وقتی که از دستم افتاده، این‌جوری شده. 23:08.395 --> 23:10.189 ‫کَفِش شل شده. 23:11.941 --> 23:14.944 ‫کانر، بده ببینمش. 23:21.158 --> 23:23.828 ‫یه نوشتهٔ مخفی! این چیه؟ 23:23.911 --> 23:25.996 ‫این جعبه رو مشخصاً کتابخونه تدارک دیده 23:26.038 --> 23:28.124 ‫تا پنجۀ میمون رو توش نگه دارن. 23:28.165 --> 23:30.501 ‫شاید توی این متن پنهان، 23:30.543 --> 23:32.795 ‫رازی از نحوۀ کارکرد پنجه باشه. 23:32.837 --> 23:34.422 ‫پس بیاید ترجمه‌ش کنیم. 23:37.883 --> 23:40.010 ‫فکر کنم «سومریِ باستان» باشه. 23:40.052 --> 23:42.680 ‫نه، نه، نه! چی می‌گم؟ 23:42.722 --> 23:44.140 ‫تابلوئه که «بیزانسیِ متأخر»‌ـه! 23:47.059 --> 23:48.686 ‫هر چی هست، سریع ترجمه‌ش کن. 23:52.398 --> 23:53.733 ‫شماها روبه‌راهید؟ 23:54.025 --> 23:55.651 ‫حالمون تعریفی نداره. 23:55.693 --> 23:57.111 ‫لطفاً هِی اونو این‌طوری نکن. 23:57.153 --> 23:58.904 ‫- اعصابم رو آروم می‌کنه. ‫- ولی می‌ره رو اعصاب من! 23:58.904 --> 24:00.364 ‫می‌شه انقدر جروبحث نکنین؟ 24:00.406 --> 24:03.576 ‫خدایا، اصلاً یادم نمیاد قدیما ‫انقدر وضعیت بد بوده باشه. 24:03.659 --> 24:08.831 ‫یعنی... ببخشید، آخه من رو ‫یاد پدر و مادر خودم میندازین، همین. 24:08.831 --> 24:09.957 ‫هوم. 24:10.041 --> 24:12.919 ‫خب، گفتین یه دختر دارین. 24:13.002 --> 24:14.962 ‫- اوهوم. ‫- چه‌جور دختریه؟ 24:15.046 --> 24:16.881 ‫لایسا؟ وای، اون... 24:16.964 --> 24:18.716 ‫وحشتناک باهوشه. 24:18.758 --> 24:20.176 ‫- هوشش ترسناکه. ‫- آره. 24:20.218 --> 24:21.969 ‫به پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگ من رفته 24:22.011 --> 24:23.721 ‫یا حداقل مادربزرگم این‌طوری می‌گفت. 24:23.805 --> 24:25.431 ‫آره، اصلاً شبیه ما نیست. 24:25.431 --> 24:26.808 ‫البته سعی می‌کنیم درکش کنیم. 24:26.891 --> 24:28.267 ‫ولی اون مثل یه ستارۀ دنباله‌داره 24:28.267 --> 24:30.228 ‫و ما اینجا روی زمین گیر افتادیم. 24:30.311 --> 24:31.687 ‫پس انگار خیلی تو‌دل‌برو نیست. 24:31.729 --> 24:33.147 ‫نه، اون فوق‌العاده‌ست! 24:33.231 --> 24:35.817 ‫بامزه و پرشور و غیرقابل‌پیش‌بینی! 24:35.900 --> 24:38.236 ‫با لبخندش هم به کل محیط اطرافش انرژی می‌ده. 24:38.236 --> 24:39.487 ‫هوم. 24:39.570 --> 24:41.072 ‫ولی گفتین درکش نمی‌کنین. 24:41.155 --> 24:42.532 ‫آره درسته، ولی اگه قرار بود فقط 24:42.532 --> 24:44.033 ‫چیزهایی که درک می‌کنی رو دوست داشته باشی... 24:44.033 --> 24:46.285 ‫اون‌وقت هیچ‌کس نه بچه‌دار می‌شد، 24:46.369 --> 24:47.620 ‫نه «آون‌توستر» می‌خرید! 24:47.704 --> 24:49.247 ‫برای همین فرستادیمش مدرسۀ شبانه‌روزی، 24:49.288 --> 24:50.957 ‫به‌خاطر دورۀ دانش‌آموزان نخبه. 24:51.040 --> 24:52.333 ‫می‌دونستیم اونجا شکوفا می‌شه 24:52.375 --> 24:54.294 ‫و به هر چیزی که ما نمی‌تونستیم بهش بدیم می‌رسه. 24:54.294 --> 24:55.795 ‫و دلمون خیلی براش تنگ شده. 24:55.795 --> 24:58.256 ‫ولی به گمونم اگه مانع پیشرفتش می‌شدیم ‫خودخواهی بود، مگه نه؟ 24:58.298 --> 24:59.799 ‫چرا نمی‌رین بهش سر بزنین؟ 24:59.841 --> 25:01.509 ‫خود مدرسه ازمون خواست این کار رو نکنیم. 25:01.509 --> 25:03.261 ‫لایسا توی وفق پیدا کردن با اونجا مشکل داشت 25:03.261 --> 25:05.221 ‫و گفتن اگه هِی بریم اونجا ‫تا ازش حمایت کنیم... 25:05.263 --> 25:06.598 ‫صرفاً اوضاع رو بدتر می‌کنیم. 25:06.681 --> 25:08.433 ‫آره. 25:08.474 --> 25:09.475 ‫من این رو نمی‌دونستم. 25:09.559 --> 25:11.603 ‫از کجا باید می‌دونستی؟ تازه همین الان آشنا شدیم. 25:11.603 --> 25:13.438 ‫آره. راستی، از کجا می‌دونستی 25:13.479 --> 25:14.772 ‫نرفتیم بهش سر بزنیم؟ 25:14.814 --> 25:16.107 ‫منظورم تا قبل از امروزه. 25:16.107 --> 25:17.108 ‫آممم... 25:18.067 --> 25:18.943 ‫امروز؟ 25:18.943 --> 25:19.861 ‫- اوهوم. ‫- اوهوم. 25:19.944 --> 25:20.945 ‫امروز می‌خواین برین پیشش؟ 25:21.029 --> 25:22.822 ‫ما... ‫ببخشید، امروز چندمه؟ 25:22.906 --> 25:24.032 ‫امروز چه تاریخیه؟ 25:24.491 --> 25:26.326 ‫هفدهم آوریل. 25:27.118 --> 25:28.953 ‫نه. 25:29.037 --> 25:31.122 ‫نه، نه! 25:32.123 --> 25:34.793 ‫همه‌مون طرز کار پنجۀ میمون رو اشتباه متوجه شدیم. 25:34.834 --> 25:36.252 ‫اون آرزوها رو برآورده نمی‌کنه، 25:36.252 --> 25:38.254 ‫نیازها رو برآورده می‌کنه. 25:38.254 --> 25:41.091 ‫فرق بین چیزی که می‌خوای و چیزی که نیاز داری ‫می‌تونه خیلی زیاد باشه. 25:41.132 --> 25:43.301 ‫برای همینه که «پنجه» انقدر بی‌رحم به نظر میاد. 25:43.385 --> 25:44.886 ‫توی داستان اصلی «پنجۀ میمون»، 25:44.969 --> 25:46.429 ‫یه زن و شوهر ۲۰۰ پوند آرزو می‌کنن، 25:46.429 --> 25:47.847 ‫که اون‌موقع برای خودش خیلی بوده. 25:47.931 --> 25:49.182 ‫بعدش پسرشون کشته می‌شه 25:49.265 --> 25:51.101 ‫و ۲۰۰ پوند غرامت می‌گیرن. 25:51.142 --> 25:52.519 ‫می‌شه این‌طور برداشت کرد که پنجه 25:52.602 --> 25:54.688 ‫حس شوخ‌طبعیِ وحشتناک و بی‌رحمانه‌ای داره. 25:54.729 --> 25:57.148 ‫ولی فقط اگه فکر کنی آرزوها رو برآورده می‌کنه. 25:57.190 --> 25:59.109 ‫ببین، چیزی که اون زوج می‌خواستن پول بود، 25:59.109 --> 26:01.528 ‫ولی چیزی که نیاز داشتن، ‫این بود که قدرِ پسرشون رو بدونن، 26:01.569 --> 26:03.780 ‫که به لطف پنجه، بهش رسیدن. 26:03.780 --> 26:05.574 ‫با از دست دادنش برای همیشه؟ 26:05.657 --> 26:08.326 ‫پنجه توی درس‌هایی که می‌ده اصلاً مهربون نیست. 26:08.827 --> 26:10.871 ‫حتماً در وجود لایسا ‫یه نیاز چنان قدرتمندی بوده... 26:10.912 --> 26:12.914 ‫که وقتی پنجه رو لمس کرده، ‫پنجه سفت بهش چسبیده. 26:12.914 --> 26:14.457 ‫- خواهش می‌کنم، یه لحظه صبر کنین! ‫- متأسفم. 26:14.499 --> 26:16.001 ‫- پنج دقیقۀ دیگه صبر کنین! ‫- باید بریم. 26:16.042 --> 26:17.752 ‫نه، واقعاً باید بریم. 26:17.836 --> 26:19.087 ‫- ببخشید. ‫- خواهش می‌کنم... 26:19.129 --> 26:20.839 ‫اینجا هم امن نیست. ‫باید بریم ماشین رو بیاریم. 26:20.881 --> 26:23.133 ‫باید خودمون رو به دخترمون برسونیم. ‫ببخشید، خداحافظ. 26:23.133 --> 26:24.551 ‫نه، نه، نمی‌تونین، نمی‌شه! 26:24.593 --> 26:26.261 ‫وایستید! وای خدا! 26:26.344 --> 26:27.888 ‫لایسا، وایستا. ‫باید بذاری برن. 26:27.971 --> 26:29.514 ‫نه، وایستید! 26:29.514 --> 26:30.974 ‫- لایسا. ‫- می‌تونم نجاتشون بدم! 26:31.016 --> 26:32.267 ‫لایسا؟ 26:34.102 --> 26:35.687 ‫جیل؟ 26:35.729 --> 26:36.980 ‫لوک؟ 26:37.022 --> 26:38.023 ‫صدام رو می‌شنوین؟ 26:38.065 --> 26:39.316 ‫نه. 26:39.357 --> 26:40.525 ‫مامان؟ 26:40.984 --> 26:42.194 ‫بابا؟ 26:43.028 --> 26:45.197 ‫لایسا؟ 26:46.865 --> 26:47.866 ‫باید بریم دنبالش. 26:47.866 --> 26:49.701 ‫نه، من می‌رم. شما بمونید. 26:49.701 --> 26:51.161 ‫- ولی ویکرام... ‫- لازمه از این آدما 26:51.161 --> 26:52.621 ‫در برابر هیولای عنکبوتی محافظت بشه. 26:52.621 --> 26:53.747 ‫اگه دنبالت بیاد چی؟ 26:53.789 --> 26:54.748 ‫نمیاد. 26:54.748 --> 26:55.791 ‫اون عنکبوت، ترسِ جاش بود، 26:55.874 --> 26:57.167 ‫نه لایسا. 26:57.209 --> 26:58.835 ‫ترس لایسا همون موجود توی مِه هست 26:58.835 --> 27:00.212 ‫که چشم‌های درخشان داره. 27:00.253 --> 27:02.172 ‫چیزی که پنجۀ میمون تشخیص داده بهش نیاز داره، 27:02.214 --> 27:03.882 ‫حتی اگه چیزی نباشه که دلش می‌خواد. 27:04.258 --> 27:05.968 ‫چی؟ 27:06.927 --> 27:08.762 ‫موفق باشید. 27:13.267 --> 27:14.977 ‫لایسا. 27:15.018 --> 27:17.396 ‫لایسا! 27:30.159 --> 27:33.078 ‫لایسا، ترست چیه؟ 27:33.120 --> 27:34.413 ‫نیازت چیه؟ 27:36.665 --> 27:38.292 ‫مامان؟ 27:38.375 --> 27:39.585 ‫بابا؟ 27:39.585 --> 27:41.462 ‫منم، لایسام. 27:41.545 --> 27:43.922 ‫تو رو خدا حالتون خوب باشه، ‫تو رو خدا طوری‌تون نشـ... 27:50.929 --> 27:52.931 ‫پنجه نیازها رو برآورده می‌کنه، نه آرزوها رو. 27:52.973 --> 27:54.975 ‫تو آرزوی یه زندگی بهتر کردی، ولی این چیزی نیست که 27:54.975 --> 27:55.851 ‫قراره بهت بده. 27:55.893 --> 27:57.269 ‫باید بفهمی نیازت چیه. 27:57.311 --> 27:59.188 ‫اون همون چیزیه که پنجه محققش می‌کنه. 27:59.188 --> 28:01.899 ‫من نیازی ندارم یه عنکبوت غول‌پیکر بیفته دنبالم! 28:01.982 --> 28:03.150 ‫پس فکر کن. 28:03.192 --> 28:04.735 ‫یه نگاه به گوشه و کنار این اتاق بنداز. 28:04.777 --> 28:06.904 ‫تمام اقوام جورواجورت از دوره‌های زمانی مختلف 28:06.987 --> 28:09.031 ‫از طریق پنجۀ میمون، آورده شدن اینجا. 28:09.323 --> 28:10.532 ‫چرا؟ 28:10.574 --> 28:12.409 ‫به نظرتون عنکبوت غول‌پیکر ‫دنبال اونا هم هست؟ 28:12.493 --> 28:14.286 ‫آخه اون‌موقع به گِرگ حمله کرد. 28:14.328 --> 28:15.704 ‫تا اینکه تو نجاتش دادی، 28:15.788 --> 28:17.414 ‫که به نظرم کار خیلی شجاعانه‌ای بود. 28:17.498 --> 28:18.832 ‫خب، آخه اون برادرمه، 28:18.874 --> 28:21.502 ‫و یه‌بار جونم رو نجات داده. 28:21.544 --> 28:22.294 ‫پس طبیعیه. 28:22.336 --> 28:24.463 ‫چی؟ دربارۀ اون قضیه بهمون بگو. 28:24.505 --> 28:27.758 ‫دقیقاً هم‌سن همین الانِ اینجاش بود. 28:27.842 --> 28:28.759 ‫داشتیم شنا می‌کردیم، 28:28.843 --> 28:30.678 ‫که توی یه تیوپ شنا گیر افتادم. 28:30.761 --> 28:33.430 ‫کله‌پا شدم، ‫داشتم غرق می‌شدم تا اینکه اون منو کشید بیرون. 28:33.514 --> 28:36.016 ‫کس دیگه‌ای هم اینجا هست که جونت رو نجات داده باشه، 28:36.100 --> 28:38.060 ‫یا مثلاً زندگی‌ت رو مدیونش باشی؟ 28:40.146 --> 28:41.522 ‫مادرِ پدربزرگم، 28:41.564 --> 28:44.316 ‫دهۀ ۱۹۱۰ از ایرلند اومد آمریکا، 28:44.316 --> 28:46.777 ‫همه‌چیزش رو به خطر انداخت تا ‫برای خانواده‌ش یه زندگی بهتر بسازه. 28:46.777 --> 28:49.196 ‫و پدربزرگم، ‫توی جنگ جهانی دوم جنگید و جون داد، 28:49.196 --> 28:50.656 ‫به‌خاطر همۀ ماها. 28:50.698 --> 28:53.367 ‫و عَموم، همونی که «هیپی»‌ـه، ‫بعد از رفتنِ مامانم... 28:53.367 --> 28:58.706 ‫ما رو می‌برد سفر ‫تا روحیه‌مون عوض بشه و... صبر کن ببینم! 28:58.748 --> 29:04.879 ‫همه‌شون یه کاری کردن، یه چیزی بخشیدن ‫که از من این آدمی که هستم رو ساخته. 29:04.962 --> 29:06.756 ‫همینه! 29:06.839 --> 29:10.468 ‫فکر می‌کردم خیلی وقته که تنهام، ولی نیستم. 29:10.551 --> 29:12.970 ‫برادرم و خانواده‌م رو دارم، 29:13.012 --> 29:17.558 ‫دخترم رو، ‫آدمایی که بهم اهمیت می‌دن. 29:17.642 --> 29:19.852 ‫و چیزی که نیاز دارم اینه که بهشون نشون بدم 29:19.894 --> 29:21.312 ‫قرار نیست این زندگی‌ای که 29:21.395 --> 29:23.231 ‫بهم بخشیدن رو سرسری بگیرم. 29:23.272 --> 29:25.858 ‫اون‌وقت همه‌مون از این وضعیت خلاص می‌شیم. 29:25.900 --> 29:28.569 ‫آهای دوستان! 29:35.409 --> 29:37.161 ‫آهای؟ 29:37.245 --> 29:38.412 ‫لوک؟ 29:38.496 --> 29:40.248 ‫جیل؟ صدام رو می‌شنوین؟ 29:45.294 --> 29:46.838 ‫سومین فرعیِ چپ می‌شه، دوتا بعد از اون. 29:46.879 --> 29:48.423 ‫نه، اولی رو نباید بشمری! 29:48.506 --> 29:51.050 ‫نخیر، تو اولی رو نمی‌شمری، من می‌شمرم! 29:51.092 --> 29:53.761 ‫نه، اون فرعی چپی که ردش می‌کنی اولین فرعیه. 29:53.803 --> 29:55.263 ‫پس سومین چپ می‌شه دوتا بعد از اون. 29:55.304 --> 29:57.098 ‫نه، اولی رو نباید بشمری! 29:57.181 --> 29:58.766 ‫نخیر، تو اولی رو نمی‌شمری، من می‌شمرم! 29:58.808 --> 30:00.518 ‫وای، مامان، بابا، خیلی نگران بودم! 30:00.601 --> 30:02.020 ‫فکر کردم سوار ماشین شدین و... 30:02.103 --> 30:03.271 ‫نه، بازم پیداش نمی‌کنم. 30:03.354 --> 30:04.605 ‫ببینم، الان به من گفتی مامان؟ 30:04.689 --> 30:06.482 ‫به اون گفتی بابا؟ 30:07.317 --> 30:08.568 ‫وای خدا... خیلی‌خب، 30:08.610 --> 30:09.819 ‫می‌دونم نباید این کار رو بکنم، 30:09.902 --> 30:11.112 ‫ولی به جهنم! 30:11.195 --> 30:13.114 ‫گور بابای قوانین! 30:13.156 --> 30:15.241 ‫اینو ببینید. 30:15.283 --> 30:17.243 ‫اسم من چیه؟ روش چی نوشته؟ 30:17.285 --> 30:18.620 ‫لایسا ماری پاسکال. 30:18.703 --> 30:20.371 ‫اسم و فامیلت دقیقاً مثل دخترمونه. 30:20.455 --> 30:22.081 ‫آره، تاریخ تولد رو هم نگاه کنین، ببینین. 30:22.123 --> 30:24.626 ‫تاریخ تولدش هم همونه، ولی اون فقط مال ۱۵ سال پیشه. 30:24.667 --> 30:26.461 ‫نمی‌تونه درست باشه، تو بیشتر از ۱۵ سالته. 30:26.461 --> 30:28.129 ‫ساختگیه، کلاهبرداریه. 30:28.171 --> 30:29.923 ‫دنبال چی هستی؟ چه نقشه‌ای داری؟ 30:29.964 --> 30:31.758 ‫دارم سعی می‌کنم حقیقت رو بهتون بگم. 30:31.758 --> 30:33.968 ‫امروز برای اولین بار ‫با ماشین می‌رید مدرسۀ دخترتون 30:34.052 --> 30:35.845 ‫تا بهش سر بزنید، ‫چون گفته مریض شده. 30:35.929 --> 30:36.721 ‫درست نمی‌گم؟ 30:36.763 --> 30:37.680 ‫از کجا می‌دونستی مریضه؟ 30:37.722 --> 30:38.973 ‫چون مریض نیست! 30:39.224 --> 30:41.768 ‫دلش گرفته و از مدرسه‌ش متنفره، 30:41.810 --> 30:43.144 ‫و دلتنگ شما شده. 30:43.186 --> 30:45.688 ‫برای همین به دروغ گفته تب کرده تا بیاید دیدنش. 30:45.730 --> 30:47.315 ‫نه، دختر ما بهمون دروغ نمی‌گه. 30:47.357 --> 30:49.984 ‫چرا، می‌گه! 30:50.068 --> 30:52.153 ‫چون فکر می‌کنه ازش خوشتون نمیاد، 30:52.195 --> 30:54.322 ‫و فکر می‌کنه برای همین فرستادینش اونجا. 30:54.322 --> 30:55.865 ‫و فکر می‌کنه اصلاً تحمل ندارین 30:55.907 --> 30:57.742 ‫باهاش یه جا باشین و... 30:57.742 --> 31:00.495 ‫می‌خواین بدونین از کجا اینا رو می‌دونم؟ 31:00.537 --> 31:02.122 ‫چون من خودِ اونم! 31:03.665 --> 31:05.834 ‫من ۱۵ سال بعدِ دخترتونم. 31:05.875 --> 31:09.212 ‫و اومدم تا نذارم سوار اون ماشین بشین. 31:09.296 --> 31:11.506 ‫چون اگه سوار ماشین بشین، ‫می‌رین توی مِه... 31:11.590 --> 31:12.966 ‫و می‌میرین. 31:13.008 --> 31:15.510 ‫و من نمی‌تونم بذارم دوباره این اتفاق بیفته، 31:15.594 --> 31:18.555 ‫نه برای من، نه برای اون. 31:18.638 --> 31:20.515 ‫خیلی‌خب، به گوشی‌م نگاه کنین، باشه؟ 31:20.557 --> 31:21.725 ‫به این فناوری نگاه کنین، 31:21.808 --> 31:23.768 ‫سال‌ها از مال شما جلوتره. 31:23.852 --> 31:27.147 ‫و این عکس شماست که توی کیف‌پولم نگه می‌دارم. 31:27.189 --> 31:30.734 ‫خب؟ مامان، همین شومیز تنت بود. 31:30.817 --> 31:32.027 ‫و ببینید چقدر قدیمیه. 31:32.068 --> 31:33.361 ‫آره، برای شما همین دو ماه پیش 31:33.403 --> 31:34.321 ‫گرفته شده 31:34.321 --> 31:36.823 ‫ولی من... هوم. 31:36.865 --> 31:41.369 ‫فقط... فقط بهم نگاه کنین... خواهش می‌کنم. 31:41.453 --> 31:44.372 ‫فقط بهم نگاه کنین، فقط نگاهم کنین. 31:44.456 --> 31:49.753 ‫خب... من رو نمی‌بینین؟ تو رو خدا... 31:49.836 --> 31:51.713 ‫یه‌بار توی یه قلعه، 31:51.755 --> 31:55.008 ‫یه نقاشی از مادربزرگِ پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگم دیدم. 31:55.008 --> 31:55.634 ‫آره. 31:55.675 --> 31:57.636 ‫دقیقاً شبیه اونی. 31:59.554 --> 32:01.765 ‫کریسمس قبلی برای لایسا چی خریدیم؟ 32:01.848 --> 32:04.101 ‫یه بُرد الکترونیکی و یه هویه. 32:04.184 --> 32:05.727 ‫خوراکیِ موردعلاقۀ بچگی‌ش چی بود؟ 32:05.811 --> 32:07.562 ‫ساندویچ‌های «دِیزی بِل» با عسل. 32:07.646 --> 32:09.231 ‫دقیقاً مثل شخصیتِ توی کتاب. 32:09.273 --> 32:11.692 ‫و وقتی داشت بزرگ می‌شد، می‌خواست مثل کی بشه؟ 32:11.733 --> 32:12.985 ‫جوجه‌تیغی! 32:15.112 --> 32:17.030 ‫وای خدا. 32:17.864 --> 32:18.824 ‫خودتی! 32:18.907 --> 32:20.242 ‫- آره. ‫- باورم نمی‌شه. 32:20.284 --> 32:21.743 ‫واقعاً خودتی. 32:24.329 --> 32:26.790 ‫تو فکر می‌کنی ازت خوشمون نمیاد؟ 32:26.874 --> 32:28.625 ‫لایسا، ما دوستت داریم! 32:28.667 --> 32:30.794 ‫هر کاری کردیم، به‌خاطر این بود که دوستت داریم. 32:30.794 --> 32:33.922 ‫نه، نه، الان می‌فهمم. فقط... 32:33.964 --> 32:35.757 ‫برای همینه که نباید برید توی مِه، خب؟ 32:35.841 --> 32:37.050 ‫چون اگه نرید توی مِه، 32:37.050 --> 32:38.802 ‫یه فرصت دوباره پیدا می‌کنیم. باشه؟ فقط... 32:38.802 --> 32:40.262 ‫بهم قول بدید سوار اون ماشین نمی‌شید. 32:40.262 --> 32:41.472 ‫- نمی‌شیم، قول می‌دیم. ‫- قول می‌دید؟ 32:41.472 --> 32:42.431 ‫- آره، قول می‌دیم. ‫- خیلی‌خب. 32:42.431 --> 32:44.266 ‫- قسم می‌خورم. ‫- باشه. 32:49.646 --> 32:51.148 ‫نه... نه، نه، نه! 32:51.231 --> 32:52.399 ‫مامان؟ 32:52.441 --> 32:53.734 ‫بابا؟ 32:59.448 --> 33:01.241 ‫زورش خیلی زیاده، نمی‌تونیم نگهش داریم! 33:02.201 --> 33:03.702 ‫جاش، کمکمون کن! 33:03.786 --> 33:05.454 ‫من اون‌قدر قوی نیستم. 33:05.454 --> 33:07.164 ‫من بی‌عرضه‌ام، همیشه همین بودم. 33:07.247 --> 33:08.999 ‫جاش، بهت نیاز داریم! 33:09.083 --> 33:10.376 ‫صبر کن. 33:10.459 --> 33:12.461 ‫نیازِ جاش! 33:12.544 --> 33:14.296 ‫باید تنهایی باهاش روبه‌رو بشه. 33:14.380 --> 33:16.882 ‫جاش، بزرگ‌ترین ترست چیه؟ 33:16.966 --> 33:18.300 ‫عنکبوت رو بی‌خیال. 33:18.300 --> 33:20.344 ‫منظورم تهِ دلته. 33:20.427 --> 33:21.845 ‫اینکه دوباره اشتباه کنم. 33:21.929 --> 33:23.639 ‫دوباره گند بزنم. 33:25.140 --> 33:27.685 ‫دوباره کسایی که دوستشون دارم رو برنجونم. 33:27.768 --> 33:29.311 ‫تو آرزوی یه زندگی بهتر رو کردی، 33:29.395 --> 33:32.398 ‫ولی چیزی که نیاز داری اینه که همین زندگی رو بسازی. 33:32.481 --> 33:34.692 ‫جاش، باید با ترس از شکستت روبه‌رو بشی. 33:34.775 --> 33:36.694 ‫قضیه همینه؟ 33:36.777 --> 33:39.238 ‫عنکبوت... همون ترسِ منه؟ 33:39.321 --> 33:40.948 ‫چارلی راست می‌گه، جاش. 33:40.990 --> 33:43.659 ‫باید اون عنکبوت رو شکست بدی و ‫باید تنهایی این کار رو بکنی. 33:43.701 --> 33:45.995 ‫من اون‌قدر شجاع نیستم. 33:45.995 --> 33:47.121 ‫- جاش... ‫- بیا دیگه! 33:47.121 --> 33:48.873 ‫تو یه‌بار برادرت رو ‫از دست اون عنکبوت نجات دادی، 33:48.873 --> 33:49.749 ‫خب؟ تو شجاعی. 33:49.832 --> 33:51.333 ‫لعنت بهش. 34:12.772 --> 34:14.106 ‫در رو باز کنید. 34:34.752 --> 34:36.128 ‫نه! 34:37.630 --> 34:39.215 ‫نه. 34:39.298 --> 34:41.050 ‫نه، دیر رسیدم. 34:44.554 --> 34:46.264 ‫نه. 34:56.858 --> 34:58.276 ‫نه. 35:03.781 --> 35:05.283 ‫بزرگ‌ترین ترست. 35:07.660 --> 35:08.703 ‫واقعاً متأسفم. 35:08.703 --> 35:10.288 ‫فکر می‌کردم می‌تونم نجاتشون بدم. 35:10.330 --> 35:11.414 ‫نه، من... 35:11.456 --> 35:15.418 ‫می‌دونم، می‌دونم، همه‌چیز رو شنیدم. 35:15.501 --> 35:18.087 ‫ترست از مِه رو هم الان درک می‌کنم. 35:20.673 --> 35:22.467 ‫نه، اون فرعی چپی که داشتی رد می‌کردی 35:22.550 --> 35:24.010 ‫اولی‌ش بود، برای همین... 35:24.093 --> 35:25.637 ‫اولی رو نباید بشمری. 35:25.720 --> 35:27.388 ‫نخیر، تو اولی رو نمی‌شمری، 35:27.430 --> 35:28.431 ‫من می‌شمرم! 35:30.475 --> 35:32.352 ‫نخیر، اولی رو نباید بشمری. 35:32.435 --> 35:33.978 ‫زمان افتاده توی یه چرخۀ تکراری! 35:34.062 --> 35:35.939 ‫چون هنوز طلسم پنجۀ میمون رو نشکستی. 35:36.022 --> 35:37.732 ‫اولین فرعیِ چپ، پس سومین فرعی می‌شه دوتا... 35:37.774 --> 35:42.695 ‫تو کاری رو کردی که دلت می‌خواست، ‫نه کاری رو که بهش نیاز داشتی. 35:42.779 --> 35:44.614 ‫نه. 35:45.615 --> 35:47.617 ‫یعنی نمی‌تونم نجاتشون بدم؟ 35:48.284 --> 35:49.994 ‫این نیاز واقعی‌ت نیست. 35:51.663 --> 35:53.790 ‫خب پس چیه؟ من... 35:53.873 --> 35:58.253 ‫به‌عنوان کسی که موقع مرگ هیچ‌کدوم از کسایی که 35:58.294 --> 36:01.131 ‫برام عزیز بودن حضور نداشتم، 36:01.214 --> 36:03.925 ‫بیشترین چیزی که آزارم می‌داد 36:03.967 --> 36:05.927 ‫این بود که فرصت نکردم ازشون خداحافظی کنم. 36:11.558 --> 36:13.935 ‫من آمادگی‌ش رو ندارم. 36:13.977 --> 36:18.148 ‫لایسا، هیچ‌کس هیچ‌وقت آمادگی‌ش رو نداره. 36:27.657 --> 36:28.909 ‫باشه. 36:30.243 --> 36:31.828 ‫نه، اون فرعی چپی که داشتی رد می‌کردی 36:31.870 --> 36:33.121 ‫اولین فرعیِ چپ بود. 36:33.121 --> 36:34.873 ‫پس سومین فرعی چپ، می‌شه دوتا بعد از اون. 36:34.873 --> 36:36.791 ‫نه، اولی رو نباید بشمری. 36:36.833 --> 36:38.168 ‫نخیر، تو اولی رو نمی‌شمری، 36:38.168 --> 36:39.544 ‫- من می‌شمرم! ‫- برای همین گم شدیم! 36:39.544 --> 36:40.921 ‫سلام، ببخشید. 36:41.004 --> 36:43.089 ‫لایسا هستم، همون پیشخدمت هتل. 36:43.131 --> 36:44.633 ‫- من رو یادتون میاد؟ ‫- معلومه که آره. 36:44.633 --> 36:45.217 ‫آره. 36:45.300 --> 36:46.718 ‫هم‌نام دخترمونی. 36:46.802 --> 36:48.678 ‫آره، خودمم. 36:48.720 --> 36:50.889 ‫- از ناهارتون راضی بودین؟ ‫- آره، خیلی خوب بود. 36:50.972 --> 36:52.933 ‫- ممنون. ‫- عالیه. 36:53.016 --> 36:54.726 ‫عالیه. 36:54.810 --> 36:57.187 ‫فقط می‌خواستم بگم... 36:57.270 --> 36:59.231 ‫توی حرفاتون گفتین که دخترتون 36:59.314 --> 37:01.358 ‫برای جا افتادن توی مدرسه ‫به مشکل خورده. 37:01.400 --> 37:05.696 ‫خب، پدر و مادر منم ‫من رو فرستادن مدرسۀ شبانه‌روزی. 37:05.779 --> 37:08.699 ‫و اون‌موقع خیلی عصبانی بودم، 37:08.740 --> 37:13.537 ‫آخه حالیم نبود که چون دوستم داشتن منو فرستادن اونجا. 37:13.578 --> 37:16.415 ‫و واقعاً نیاز داشتم اینو بفهمم. 37:16.498 --> 37:18.667 ‫و الان می‌فهمم، برای همین... 37:18.709 --> 37:20.460 ‫بابتش ازتون ممنونم. 37:20.544 --> 37:23.463 ‫راستی، گفتین مریض شده 37:23.547 --> 37:24.923 ‫و برام سؤال شد که 37:24.965 --> 37:26.425 ‫اگه برین اونجا و بفهمین که 37:26.425 --> 37:29.177 ‫از اولش فیلم بازی کرده بوده، 37:29.219 --> 37:30.554 ‫چی‌کار می‌کردین؟ 37:30.637 --> 37:31.889 ‫چرا باید فیلم بازی کنه؟ 37:31.930 --> 37:33.557 ‫نمی‌دونم، شاید برای جلب توجه. 37:33.640 --> 37:35.434 ‫خب، این فقط نشون می‌ده چقدر دوستمون داره. 37:35.517 --> 37:37.728 ‫نمی‌شه سر این موضوع از دستش عصبانی شد، مگه نه؟ 37:37.769 --> 37:40.063 ‫آره، خیلی دوست‌تون داره. 37:40.147 --> 37:44.568 ‫منظورم اینه که... ‫تصور می‌کنم همچین حسی داره. 37:44.818 --> 37:48.197 ‫دوستش داریم و خیلی بهش افتخار می‌کنیم. 37:48.238 --> 37:50.157 ‫خیلی بیشتر از چیزی که خودش بتونه بفهمه. 37:50.783 --> 37:53.327 ‫نه، فکر کنم می‌دونه. 37:54.995 --> 37:56.288 ‫لوک، انعام همراهت داری؟ 37:56.371 --> 37:58.248 ‫- انعام؟ ‫- آره، ناهار خیلی خوبی بود. 37:58.248 --> 37:59.750 ‫- بهش انعام بده. ‫- آخه من هیچی... 37:59.833 --> 38:02.419 ‫- نه، نیازی نیست. ‫- عه، بیا. 38:06.173 --> 38:07.716 ‫ولی این سکۀ شانسِ توئه! 38:07.716 --> 38:11.178 ‫آره ولی تا همین الانش هم خیلی خوش‌شانس بودم. 38:11.261 --> 38:14.640 ‫زنِ قشنگم، دخترِ نابغه‌مون. 38:14.723 --> 38:16.100 ‫دلم می‌خواد مال تو باشه. 38:17.601 --> 38:20.312 ‫خیلی ممنونم. 38:22.982 --> 38:25.192 ‫خب دیگه، خداحافظ. 38:25.276 --> 38:27.611 ‫آره، خداحافظ. 38:27.653 --> 38:29.071 ‫و موفق باشی. 38:29.113 --> 38:31.824 ‫آره، خداحافظ. 38:31.907 --> 38:33.117 ‫و ممنون... 38:35.828 --> 38:37.371 ‫بابت همه‌چیز. 38:58.267 --> 38:59.894 ‫ببینم، کجاست پس؟ 38:59.977 --> 39:01.937 ‫من آماده بودم باهاش بجنگم. 39:01.979 --> 39:04.190 ‫فکر کنم همین «آماده بودن» خودش اصل مبارزه بود. 39:04.482 --> 39:06.859 ‫باید با ترست روبه‌رو می‌شدی که شدی. 39:06.901 --> 39:08.110 ‫پس پیروز شدی. 39:08.152 --> 39:09.528 ‫شکستش دادم؟ واقعاً شکستش دادم؟ 39:09.612 --> 39:11.781 ‫- اوهوم. ‫- اینم پاداشته: 39:11.822 --> 39:14.325 ‫- فرصتی برای یه زندگی بهتر. ‫- نه، همون زندگی قبلی، 39:14.408 --> 39:15.785 ‫ولی می‌خوام بهتر سپری‌ش کنم. 39:15.826 --> 39:17.453 ‫نمی‌دونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم. 39:17.495 --> 39:20.122 ‫از همه‌تون ممنونم. ‫ویکرام، اگه باهام حرف نمی‌زدی 39:20.122 --> 39:21.666 ‫و از لبهٔ پرتگاه نمی‌آوردی‌م پایین، 39:21.707 --> 39:22.750 ‫یا لایسا و کانر، 39:22.833 --> 39:24.335 ‫خیلی جالب همه‌چی رو حل کردین، 39:24.377 --> 39:27.505 ‫و چارلی، تو شجاع‌ترین آدمی هستی که تا حالا دیدم. 39:27.546 --> 39:29.715 ‫ببخشید، واقعاً... 39:30.591 --> 39:32.677 ‫توی زندگی‌م عادت ندارم آدما 39:32.760 --> 39:35.179 ‫انقدر باهام مهربون باشن. 39:35.263 --> 39:37.682 ‫و بابت این موضوع واقعاً متأسفم. 39:38.140 --> 39:39.976 ‫ولی جاش، من امیدوارم... 39:39.976 --> 39:41.811 ‫به اینکه آینده باهات بهتر تا می‌کنه، 39:41.853 --> 39:42.854 ‫نسبت به گذشته. 39:42.937 --> 39:44.188 ‫ممنون. 39:44.480 --> 39:46.941 ‫لایسا، حالت خوبه؟ 39:46.983 --> 39:48.526 ‫قضیۀ پدر و مادرت چی شد؟ 39:48.568 --> 39:51.362 ‫- تونستم باهاشون خداحافظی کنم. ‫- خوب شد؟ 39:53.197 --> 39:57.535 ‫چیزی نبود که آرزوش رو داشتم، ولی آره. 39:57.535 --> 39:59.036 ‫واقعاً عالی بود. 40:06.544 --> 40:08.087 ‫داداشمه. 40:09.130 --> 40:10.715 ‫چند ماهه باهاش حرف نزدم. 40:10.757 --> 40:13.551 ‫چی می‌گی، جاش؟ ‫همین نیم ساعت پیش... 40:13.593 --> 40:16.012 ‫عملاً جونش رو نجات دادی. 40:16.679 --> 40:18.097 ‫جواب بده. 40:22.018 --> 40:24.103 ‫گِرگ! سلام. 40:24.187 --> 40:26.272 ‫آره، خیلی وقته صحبت نکردیم. 40:26.356 --> 40:28.316 ‫نه... آره، می‌دونم، می‌دونم. 40:28.399 --> 40:30.485 ‫می‌دونم، بابای افتضاحی بودم. 40:30.568 --> 40:32.362 ‫ولی دارم میام. 40:32.403 --> 40:34.364 ‫دارم میام ایمی رو ببینم. 40:34.697 --> 40:36.699 ‫دارم میام همه‌تون رو ببینم. 40:38.910 --> 40:42.121 ‫مِه هم بالأخره تموم شد. 40:42.205 --> 40:44.290 ‫- آره، درسته. ‫- هوم. 40:44.374 --> 40:45.917 ‫اون‌وقت امروز چی یاد گرفتیم؟ 40:45.917 --> 40:47.669 ‫آها، همیشه دستکش‌هاتون رو چک کنین. 40:47.752 --> 40:49.921 ‫همیشه دستکش‌هاتون رو چک کنین. 40:58.179 --> 41:02.267 ‫ولی خب، معمای اصلی اینه که... 41:02.308 --> 41:04.602 ‫چه بلایی سرِ بقیۀ بدن میمون اومده. 41:04.978 --> 41:06.438 ‫هوم. 41:18.325 --> 41:19.826 ‫شمشیر رو نده دستش! 41:19.909 --> 41:21.369 ‫ای خدا، چارلی! 41:22.037 --> 41:23.580 ‫کانر، نه! 41:23.580 --> 41:27.876 www.Doostihaa.com