WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.000 --> 00:03.720 ‫خانم هاردیکر اصلاً صلاحیت تدریس نداره. 00:03.760 --> 00:07.560 ‫کلاس درسش رسماً شده محل بی‌اخلاقی. 00:07.600 --> 00:10.280 ‫به بابات درباره‌ی سرمایه‌گذاری ‫روی دستگاه کنسرو‌سازی نگفتی؟ 00:10.320 --> 00:12.800 ‫- می‌خوام غافلگیرش کنم. ‫- لایزا هاردیکر، با من ازدواج می‌کنی؟ 00:12.840 --> 00:14.480 ‫این مرد زیادی خوبه که واقعی باشه. 00:14.520 --> 00:15.880 ‫«آرتورِ عزیز، 00:15.920 --> 00:19.400 ‫اسرار این نامه باید تا همیشه بین خودمون بمونه. 00:19.440 --> 00:21.520 ‫خودشه. فرصت‌مون همین الانه. 00:21.560 --> 00:24.000 ‫حالا خودمون رو برای حمله آماده می‌کنیم. 00:24.040 --> 00:26.280 ‫سروان بلک‌وود ثروت خانوادگی رو به باد داده. 00:26.320 --> 00:27.800 ‫تو فقط یه دروغگویی! 00:27.840 --> 00:30.400 ‫هیچ‌کس با خانواده‌ی هاردیکر درنمی‌افته! هیچ‌کس! 00:30.900 --> 00:33.900 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 01:09.840 --> 01:11.800 ‫اونا رو برام بذارید پشت گاری، لطفاً. 01:11.840 --> 01:12.840 ‫- چشم، خانم. ‫- خانم. 01:12.880 --> 01:16.480 ‫می‌دونید که اهل غر زدن نیستم، ‫ولی کلاً دو روز وقت داریم 01:16.520 --> 01:20.000 ‫تا این جشن برداشت محصول رو راه بندازیم، ‫همین الانشم حسابی دست‌تنهائیم. 01:20.040 --> 01:22.520 ‫خانم درایدن، به کشیش قول دادم کمک کنم. 01:22.560 --> 01:24.000 ‫لایزا هم باید یه جوری سرگرم بشه، 01:24.040 --> 01:26.440 ‫بعد از اینکه اون بلک‌وودِ احمق دلش رو شکست. 01:28.080 --> 01:30.320 ‫نه، نه. این‌طوری خوب نیست. 01:30.360 --> 01:33.520 ‫شاید از اون سیب‌ها برای مسابقه‌ی گرفتن سیب ‫استفاده کنیم و بعدش... 01:33.560 --> 01:35.600 ‫با یه خرده تزیینات، خوشگلش کنیم و... 01:35.640 --> 01:37.960 ‫لایزا، جای تو بودم زیاد به ظاهرش فکر نمی‌کردم. 01:38.000 --> 01:39.600 ‫بیا روی اصل قضیه تمرکز کنیم. 01:39.640 --> 01:41.720 ‫باید سالن اجتماعات دهکده رو برای فردا آماده کنیم. 01:41.760 --> 01:43.480 ‫صحنه رو داریم برای اجرا، 01:43.520 --> 01:44.960 ‫میزها رو هم برای مسابقه. 01:45.000 --> 01:47.520 ‫برای شعرخوانی داوطلبی پیدا کردی؟ 01:49.160 --> 01:51.280 ‫راستش... من... 01:51.320 --> 01:53.240 ‫داور مسابقه‌ی چشیدن چی؟ 01:53.280 --> 01:55.280 ‫- هنوز نه! ‫- لایزا! 01:55.320 --> 01:57.760 ‫لایزا، می‌دونم ناراحتی. 01:57.800 --> 01:59.200 ‫مامان، حالم خوبه! 01:59.240 --> 02:02.440 ‫باشه. باشه. 02:02.480 --> 02:03.560 ‫نگران نباش. 02:04.720 --> 02:08.000 ‫می‌گیم شاگردهای خودمون شعر بخونن. 02:08.040 --> 02:10.120 ‫مگی. 02:10.160 --> 02:12.000 ‫مگی، لطفاً؟ 02:12.040 --> 02:14.360 ‫خواهش می‌کنم. ببین، برای مدرسه خوبه. 02:14.400 --> 02:15.560 ‫برای خودتم خوبه. 02:15.600 --> 02:17.960 ‫فکر کن یه روزی بخوای ‫زندگی تشکیل بدی و خونه‌دار بشی. 02:18.000 --> 02:20.280 ‫اداره کردن خونه خیلی بیشتر از کتاب خوندن کار می‌بره. 02:22.640 --> 02:26.520 ‫- خیلی خب، انجامش میدم. ‫- عالیه! 02:26.560 --> 02:27.920 ‫امشب به بقیه هم می‌گم. 02:27.960 --> 02:30.440 ‫آها، آقای بیزلی، براتون مقدوره داوریِ... 02:30.480 --> 02:32.280 ‫مسابقه‌ی چشیدن رو به عهده بگیرید؟ 02:32.320 --> 02:36.560 ‫متأسفانه تعارض منافع پیش میاد، خانم. 02:36.600 --> 02:38.640 ‫شربت آقطیِ من چهار سال پشت سر هم برنده شده، 02:38.680 --> 02:40.800 ‫می‌خوام بار پنجم هم برنده بشم. 02:40.840 --> 02:43.160 ‫- درسته. ‫- خب، پس خانم درایدن چی؟ 02:43.200 --> 02:46.080 ‫مگه نگفتید سرتون حسابی شلوغه؟ 02:48.040 --> 02:50.960 ‫خب، به‌خاطر روحیه‌ی همیاری، 02:51.000 --> 02:54.280 ‫خوشحال می‌شم در امر داوری کمک کنم. 02:54.320 --> 02:57.680 ‫خب، اینم از این. همه‌چیز رو بی‌دردسر ‫و تر و تمیز راه می‌ندازیم. 03:01.760 --> 03:03.600 ‫به افتخارش. 03:07.120 --> 03:08.120 ‫اوه... 03:08.160 --> 03:10.360 ‫- اوه! ‫- اوه! 03:12.120 --> 03:13.360 ‫ترشه. 03:13.400 --> 03:17.520 ‫می‌دونم، آره، ولی مردم نوشیدنی تند دوست دارن. 03:17.560 --> 03:19.960 ‫این شربت ریواسه، جرجی. آبلیمو نیست که! 03:21.400 --> 03:22.680 ‫آره، راست می‌گی. 03:22.720 --> 03:23.960 ‫فکر کردم شاید بتونم باهاش 03:24.000 --> 03:26.680 ‫توی مسابقه‌ی جشن برداشت شرکت کنم. 03:26.720 --> 03:29.400 ‫بازم شروع کردم، یه ایده‌ی مسخره‌ی دیگه! 03:29.440 --> 03:30.880 ‫دیگه بسه. 03:30.920 --> 03:32.720 ‫تقریباً درست شده. 03:32.760 --> 03:36.040 ‫فقط... فقط یکم شکر بیشتری می‌خواد. 03:36.080 --> 03:37.960 ‫فکر می‌کنی شانس برنده شدن داره؟ 03:38.000 --> 03:39.560 ‫حسابی غوغا می‌کنی! 03:39.600 --> 03:41.560 ‫موافقم. 03:41.600 --> 03:43.280 ‫- تا ریسک نکنی به جایی نمی‌رسی، نه؟ ‫- هوم! 03:43.320 --> 03:45.920 ‫آره. 03:45.960 --> 03:47.840 ‫حالا بریم دنبال شکر. 03:49.680 --> 03:54.560 ‫امیدوار بودم قبل از رفتنت ببینمت. 03:54.600 --> 03:59.080 ‫فکر کنم با یه افتضاح اجتماعی روبه‌رو شدم. 03:59.120 --> 04:00.800 ‫- جدی؟ ‫- راستش... 04:00.840 --> 04:05.880 ‫اسم خواهرهای دِوون به گوشت خورده، درسته؟ 04:05.920 --> 04:09.240 ‫بی‌نهایت ثروتمند و کارت‌بازهای سرشناس. 04:09.280 --> 04:10.920 ‫اصلاً نشنیدم. اهل همین‌طرفان؟ 04:10.960 --> 04:14.000 ‫نه بابا. دارن از یورکشایر رد می‌شن 04:14.040 --> 04:16.960 ‫و تازه، درخواست بازی بریج هم دارن. 04:17.000 --> 04:21.880 ‫خواستم به اِما بگم، ‫اما اصلاً با هم همخونی نداریم. 04:21.920 --> 04:23.720 ‫باید دوباره بگی چی گفتی، عزیزم. 04:24.080 --> 04:25.680 ‫همخونی نداشتن. 04:26.600 --> 04:31.840 ‫اصطلاحیه که وقتی یارها توی بریج ‫زبون هم رو نمی‌فهمن، به کارش می‌برن. 04:31.880 --> 04:33.880 ‫آهان! خب، من که هیچ‌وقت همچین مشکلی نداشتم. 04:33.920 --> 04:39.160 ‫چندین بار تا یه قدمیِ بردن اون زنا رسیدم. 04:39.200 --> 04:42.440 ‫و می‌دونم با یه یار مناسب، می‌تونم ببرم. 04:42.480 --> 04:47.320 ‫حالا من و تو، عجب تیمی می‌شیم! 04:48.080 --> 04:49.360 ‫خب، قبلاً چطوری شکستت دادن؟ 04:49.400 --> 04:52.600 ‫لحظه‌ی آخر شرط‌ها رو بالا بردن، 04:52.640 --> 04:53.720 ‫و بقیه رو از بازی بیرون انداختن. 04:53.760 --> 04:55.560 ‫عجب هفت‌خط‌هایی‌ان! 04:55.600 --> 04:57.040 ‫سرِ تو نمی‌تونن از این حقه‌ها پیاده کنن. 04:57.080 --> 04:59.360 ‫خب، منم هیچ‌چیز رو بیشتر از خالی کردنِ ‫جیب آدم‌های پولدار دوست ندارم، 04:59.400 --> 05:02.080 ‫اما یه همچین بازی‌ای، هوم... 05:02.120 --> 05:04.120 ‫پای اعتبار من در میونه. 05:04.160 --> 05:08.240 ‫اگه فکر نمی‌کردم می‌بریم، ‫اصلاً بهت رو نمی‌انداختم. 05:11.080 --> 05:12.200 ‫خیلی خب. 05:12.240 --> 05:16.000 ‫باید سر دربیارم این قضیه‌ی همخونی چیه، ‫ولی باشه، قبوله. 05:16.040 --> 05:17.520 ‫روی منم حساب کن. 05:17.560 --> 05:21.000 ‫آفرین! 05:35.000 --> 05:37.160 ‫خب، این همه پنهان‌کاری واسه چیه؟ 05:37.200 --> 05:38.560 ‫یه سورپرایز برات دارم. 05:39.600 --> 05:40.600 ‫راستش... 05:47.960 --> 05:50.280 ‫[دستگاه‌های کنسروسازی کارت‌رایت] 05:52.360 --> 05:54.640 ‫- دستگاه کنسرو‌سازی؟ ‫- آره. 05:54.680 --> 05:56.760 ‫توی فروش یه سری از جنس‌ها به مشکل خورده بودیم، 05:56.800 --> 05:59.720 ‫و این دستگاه تضمین می‌کنه ‫ماندگاری‌شون بیشتر بشه. 06:01.800 --> 06:03.360 ‫خب، کجاست؟ 06:05.320 --> 06:06.400 ‫هنوز نرسیده. 06:07.320 --> 06:10.760 ‫- قرار بود ساعت ده تحویل بدن، نه؟ ‫- دیر کردن. 06:12.960 --> 06:14.800 ‫ولی الان‌هاست که برسه، پس... 06:16.920 --> 06:17.960 ‫امیدوارم. 06:26.000 --> 06:29.600 ‫عزیزم، سر ناهار جات خالی بود. 06:29.640 --> 06:31.760 ‫چیزی شده؟ 06:31.800 --> 06:33.600 ‫اون چی بود؟ 06:37.880 --> 06:39.760 ‫چیزی رو برداشتم که نباید برمی‌داشتم. 06:40.360 --> 06:42.360 ‫یه نامه از طرف یکی از هاردیکرها بود. 06:42.960 --> 06:44.280 ‫هری. 06:45.880 --> 06:47.800 ‫خوندیش؟ 06:47.840 --> 06:49.680 ‫نه، قسم می‌خورم نخوندم. 06:54.440 --> 06:58.120 ‫خب، حل کردن این که کاری نداره. 06:58.160 --> 07:00.600 ‫نامه‌ها گم می‌شن دیگه. 07:00.640 --> 07:05.280 ‫فرستنده هم اگه لازم باشه یکی دیگه می‌نویسه. 07:05.320 --> 07:06.960 ‫نباید سعی کنم پسش بدم؟ 07:08.040 --> 07:09.440 ‫شاید. 07:09.480 --> 07:11.680 ‫اما فکر کن اگه مچت رو بگیرن چی؟ 07:11.720 --> 07:14.600 ‫می‌تونی کارت رو توجیه کنی؟ 07:14.640 --> 07:20.920 ‫نه. بهترین کار برای تو و هاردیکرها ‫اینه که از بینش ببری. 07:37.520 --> 07:39.040 ‫اینم از این. 07:39.080 --> 07:43.120 ‫این راز کوچولو بین خودمون بمونه. 08:08.040 --> 08:09.720 ‫حواست کجاست، هری؟ 08:13.600 --> 08:16.920 ‫- امروز حواست پرته. ‫- نامه‌م رو پس می‌خوام. 08:17.360 --> 08:18.600 ‫کدوم نامه؟ 08:19.280 --> 08:20.560 ‫نامه‌ی من. 08:23.520 --> 08:24.600 ‫دستت نرسید؟ 08:24.640 --> 08:26.880 ‫نه. مگه چی بود توش؟ 08:26.920 --> 08:30.240 ‫نرسید؟ جدی می‌گی؟ 08:30.280 --> 08:35.720 ‫فهرست جدید کتاب‌هایی بود ‫که روش کار می‌کردم. 08:35.760 --> 08:39.200 ‫ذوق‌زده شدم و از زیر درِ اتاقت انداختمش تو. 08:39.240 --> 08:42.480 ‫فکر کردم شاید از کتاب‌هایی که پیشنهاد دادم خوشت نیومده. 08:42.520 --> 08:45.040 ‫باید زودتر می‌گفتی. 08:45.080 --> 08:48.400 ‫خب، دوباره لیست رو بنویس، ‫در اولین فرصت سفارششون می‌دم. 08:48.960 --> 08:50.840 ‫مطمئنم از این انتخاب‌ها خوشم میاد. 08:51.600 --> 08:54.400 ‫شاید یکی از خدمتکارها موقع تمیزکاری ‫اشتباهی برش داشته. 09:00.960 --> 09:03.720 ‫ببین، قطعاً قرار بود امروز تحویل داده بشه. 09:06.440 --> 09:08.680 ‫خیلی خب، بهشون بگو بابت هر روزی ‫که دیر کنن تخفیف می‌خوایم، 09:08.720 --> 09:11.160 ‫و تا اون موقع یه شاهی هم بهشون نمی‌دیم. 09:12.280 --> 09:13.800 ‫قبلاً پولش رو دادیم. 09:15.280 --> 09:16.280 ‫چی؟ 09:16.320 --> 09:18.720 ‫نصفش پیش‌پرداخت بود، نصفش موقع تحویل. 09:20.720 --> 09:22.800 ‫ببین بابا، ما همه‌چیز رو دوبار چک کردیم. 09:22.840 --> 09:26.520 ‫- لازم نیست نگران باشی. ‫- دفترشون توی لیدزه. 09:26.560 --> 09:28.760 ‫خودم می‌رم اونجا، ‫مسئله رو حل‌وفصل می‌کنم. 09:28.800 --> 09:29.840 ‫ممنون، کالوم. 09:40.600 --> 09:44.280 ‫یادتون نره، جشن برداشت محصول دو روز دیگه‌ست، 09:44.320 --> 09:48.160 ‫پس اگه کسی می‌تونه شعر بخونه، ‫بعد از کلاس با من صحبت کنه. 09:48.200 --> 09:49.760 ‫می‌ترسم کلمه‌ها رو قاطی کنم. 09:49.800 --> 09:51.640 ‫اصلاً جای نگرانی نیست، مگی. 09:51.680 --> 09:54.840 ‫آره، کاملاً از پسش برمیای. فقط استرس داری، عزیزم. 09:54.880 --> 09:57.240 ‫درست مثل تمرین‌هامون، روی شعر علامت می‌ذارم. 09:57.280 --> 09:59.560 ‫فردا می‌فرستمش تالار هاردیکر. 09:59.600 --> 10:02.680 ‫شما هم میاین جشن دیگه، بانو اِما؟ 10:03.480 --> 10:04.840 ‫فکر کنم بتونم بیام. 10:05.680 --> 10:06.360 ‫عالیه. 10:06.400 --> 10:08.600 ‫مگی، جایی می‌ایستم که جلوی چشمت باشم. 10:13.400 --> 10:17.120 ‫وسط درسیم، آقای... 10:17.160 --> 10:21.400 ‫آقای بارتولومیو بالفور، از «انجمن ملی حراست». 10:21.440 --> 10:24.480 ‫- ببخشید، از کجا؟ ‫- شنیدید چی گفتم. 10:24.520 --> 10:27.400 ‫شکایت‌هایی درباره‌ی این مدرسه به دستم رسیده، 10:27.440 --> 10:31.560 ‫و قبل از رفتن به یورک، ‫باید چندتا مسئله رو روشن کنم. 10:31.600 --> 10:34.520 ‫- شکایت؟ ‫- بله. 10:34.560 --> 10:36.920 ‫- درباره‌ی روش تدریستون. ‫- از طرف کی؟ 10:36.960 --> 10:39.480 ‫این موضوع محرمانه‌ست، خانم. 10:39.520 --> 10:42.040 ‫گوش کنید، اگه مشکلی هست ‫که می‌خواین درباره‌ش صحبت کنید، 10:42.080 --> 10:43.600 ‫می‌تونیم یه وقتی رو هماهنگ کنیم. 10:43.640 --> 10:46.960 ‫نه، لازم نکرده. این مسئله رو ‫مستقیماً با شوهرتون در میون می‌ذارم. 10:48.080 --> 10:51.640 ‫این مدرسه رو من راه انداختم، ‫طرف حسابتون منم! 10:54.600 --> 10:57.120 ‫می‌دونید، فکر می‌کردم 10:57.160 --> 11:01.520 ‫نگرانی‌ها درباره‌ی شما ‫شاید اتهاماتی ساختگی باشن. 11:01.560 --> 11:03.760 ‫ولی ظاهراً اشتباه می‌کردم. 11:03.800 --> 11:06.480 ‫به آقای هاردیکر بگید منتظرم باشه. 11:09.000 --> 11:10.960 ‫باید حواست رو جمع کنی، ماری. 11:11.000 --> 11:13.240 ‫بارتولومیو بالفور آدم با‌نفوذیه. 11:35.800 --> 11:37.920 ‫اوه! آره. 11:38.680 --> 11:39.640 ‫چنگی به دل نمی‌زنن. 11:40.000 --> 11:42.000 ‫خیلی هم عالین، لایزا. 11:42.360 --> 11:45.440 ‫خیلی خب، ببریمشون سالن اجتماعات ‫و توی چیدمان کمک کنیم. 11:45.760 --> 11:47.600 ‫ولی فکر می‌کردم قرار بود خوش بگذره. 11:47.880 --> 11:50.680 ‫خوش هم می‌گذره، ‫اول باید کارها رو راه بندازیم. 11:54.840 --> 11:56.400 ‫می‌دونم دلت شکسته. 11:56.440 --> 11:58.120 ‫اصلاً هم دلم نشکسته! 11:59.320 --> 12:01.160 ‫خوشحالم که پیش اون دروغگو نیستم. 12:01.720 --> 12:04.520 ‫اینکه ادوارد دروغ گفت، ‫چیزی از احساسی که داشتی کم نمی‌کنه. 12:04.560 --> 12:06.000 ‫تو چی می‌دونی آخه، مامان؟ 12:07.400 --> 12:08.920 ‫ادوارد برام مهم نیست. 12:08.960 --> 12:11.800 ‫این جشن مسخره‌ی برداشت هم برام مهم نیست. 12:28.000 --> 12:31.840 ‫دیروز اعضای «انجمن حراست» رفتن سراغ مدرسه. 12:31.880 --> 12:36.280 ‫خوشحالم که بالاخره بارتولومیو ‫رفت ته‌وتوش رو دربیاره. 12:36.320 --> 12:37.440 ‫دقیقاً. 12:38.840 --> 12:42.400 ‫دست‌کم دیگه مجبور نیستی ‫توی اون کلاس‌های فجیع تدریس کنی. 12:42.440 --> 12:46.840 ‫بارتولومیو به محض اینکه ببینه ‫خانم هاردیکر واقعاً چه جور آدمیه، 12:46.880 --> 12:48.760 ‫بساطش رو جمع می‌کنه. 12:48.800 --> 12:52.320 ‫نمی‌خوام اسم خانواده‌ی فیتزهربرت وسط بیاد. 12:52.360 --> 12:57.560 ‫وقتی اون مدرسه رسوایی به بار بیاره، ‫باید پاتو بکشی کنار. 12:57.600 --> 13:01.800 ‫ولی اون شاگردها هیچ کار اشتباهی نکردن. 13:02.880 --> 13:06.320 ‫امیدوارم من رو مقصرِ این وضع ندونی. 13:06.360 --> 13:10.640 ‫من فقط اطلاعاتی رو که خودت دادی منتقل کردم. 13:12.680 --> 13:17.240 ‫نکنه کم‌کم داره از هم‌صحبتی باهاش خوشت میاد، اِما؟ 13:17.280 --> 13:19.520 ‫- معلومه که نه. ‫- خوبه. 13:19.560 --> 13:22.680 ‫نقشه‌ی خودم راه افتاده. 13:22.720 --> 13:27.280 ‫تا فردا، کار هاردیکرها تمومه. 13:27.320 --> 13:32.240 ‫تنها کاری که باید بکنی ‫اینه که ازشون دور بمونی. 13:32.280 --> 13:34.320 ‫شیرفهم شد؟ 13:35.080 --> 13:36.280 ‫کاملاً، مامان. 13:37.800 --> 13:40.160 ‫اِما می‌گفت این انجمن یه جور گشت اخلاقیه، 13:40.200 --> 13:43.880 ‫ولی می‌خوام بدونم کی شکایت کرده. 13:43.920 --> 13:47.360 ‫- شاید شوهر فرنی بوده. ‫- به هر حال ته‌وتوش رو درمیارم. 13:47.360 --> 13:49.200 ‫به نظر میاد یارو فقط داره وظیفه‌ش رو انجام میده. 13:49.240 --> 13:50.360 ‫تو به این می‌گی وظیفه؟ 13:50.400 --> 13:52.000 ‫با توهین کردن بهش که از شرش خلاص نمی‌شیم. 13:52.040 --> 13:54.400 ‫خب، پس پیشنهاد می‌کنی چه کار کنیم؟ 13:54.440 --> 13:56.400 ‫هیچ‌کاری نمی‌کنیم. اون داره میاد منو ببینه. 13:56.440 --> 13:57.960 ‫این مدرسه‌ی منه، 13:58.000 --> 14:00.360 ‫خیلی راحت می‌تونم بهش بفهمونم که فضولی بهش نیومده. 14:00.400 --> 14:02.160 ‫تو جوش آوردی، اونم کاملاً جدیه. 14:02.200 --> 14:04.680 ‫این‌طوری عمراً به توافق برسین. 14:04.720 --> 14:07.760 ‫کی گفته باید باهاش توافق کنم؟ 14:11.400 --> 14:13.120 ‫قربان، آقای بالفور اومدن. 14:13.160 --> 14:15.160 ‫ممنون، بیزلی. 14:17.120 --> 14:19.280 ‫باید بکشیش سمت خودت تا قضیه جمع بشه، 14:19.320 --> 14:21.280 ‫اگه لازمه، یکم هندونه بذار زیر بغلش. 14:21.320 --> 14:23.000 ‫بذار خیال کنه این نبرد رو برده. 14:23.040 --> 14:24.880 ‫این‌طوری برنده‌ی نهایی تو میشی. 14:32.160 --> 14:33.280 ‫براتون یه نوشیدنی بریزم؟ 14:33.320 --> 14:37.120 ‫زیاد خوردن، چشم آدم‌های خوب رو ‫روی فسادی که توش غرق شدن می‌بنده. 14:41.320 --> 14:43.480 ‫چه کمکی از دستم برمیاد، آقای بالفور؟ 14:43.520 --> 14:46.360 ‫نگرانی‌هایی درباره‌ی کلاس‌های همسرتون مطرح شده. 14:46.400 --> 14:48.240 ‫فقط دارن سواد یاد می‌گیرن. 14:48.280 --> 14:49.560 ‫مشکلی توش نمی‌بینم. 14:49.600 --> 14:52.800 ‫از من خواستن بیام این مدرسه رو ارزیابی کنم، 14:52.840 --> 14:58.680 ‫و وظیفه‌م ریشه‌کن کردن فساد و بی‌بندوباریه. 14:58.720 --> 15:01.760 ‫اما حالا نگرانی‌های دیگه‌ای هم دارم. 15:02.080 --> 15:07.120 ‫همسر شما، قربان، اصلاً خلق‌وخوی معلمی رو نداره. 15:10.560 --> 15:15.720 ‫آموزش و مذهب، ستون‌های جامعه‌ی ما هستن. 15:16.760 --> 15:19.200 ‫اگه همسرتون بخواد مسخره‌شون کنه، 15:19.240 --> 15:21.040 ‫برای هیچ‌کدومتون خوب تموم نمی‌شه. 15:21.080 --> 15:22.760 ‫ماری این کار رو خیلی جدی می‌گیره. 15:22.800 --> 15:26.240 ‫بی‌خیال، آقای هاردیکر! ‫شما باهوش‌تر از این حرف‌هایید. 15:26.280 --> 15:27.880 ‫شما یه کاسبید. 15:27.920 --> 15:31.480 ‫مغازه‌هاتون به مشتری‌ها وابسته‌ن‌، مگه نه؟ 15:31.920 --> 15:34.920 ‫خب، وقتی شایعه‌ها بپیچه، 15:34.960 --> 15:38.520 ‫این مدرسه نه تنها وجهه‌ی همسرتون رو خراب می‌کنه، 15:38.560 --> 15:40.280 ‫بلکه روی کسب‌وکارتون هم اثر می‌ذاره. 15:42.200 --> 15:44.160 ‫- دارید تهدید می‌کنید؟ ‫- خیر، قربان. 15:44.320 --> 15:45.760 ‫این اتمام‌حجته. 15:46.920 --> 15:49.000 ‫همسر شما معلم نیست، آقای هاردیکر. 15:49.040 --> 15:51.560 ‫بهش بگید دست از درس دادن بکشه، 15:51.600 --> 15:55.720 ‫وگرنه چاره‌ای برام نمی‌مونه ‫جز اینکه مدرسه رو تعطیل کنم. 15:57.080 --> 15:58.080 ‫- خانم. ‫- بله؟ 15:58.120 --> 16:01.040 ‫سریعاً توی سالن اجتماعات دهکده بهتون نیاز دارن. 16:01.080 --> 16:04.000 ‫- حتماً یه راه حلی براش وجود داره. ‫- آقای بالفور! 16:04.040 --> 16:07.800 ‫آقای بالفور، فکر کنم دیروز بد پیش رفتیم، 16:07.840 --> 16:09.400 ‫و خیلی خوشحال می‌شم دعوتتون کنم 16:09.440 --> 16:11.560 ‫به جشن برداشت محصولِ فردا. 16:11.600 --> 16:13.680 ‫درک می‌کنم که نگرانی‌هایی دارید... 16:13.720 --> 16:16.520 ‫جشن برداشت محصول مال قشر کارگره، نه قشر مرفه. 16:16.560 --> 16:19.360 ‫بله، ولی یه جور... ‫یه جور جشن برای کل دهکده‌ست. 16:19.400 --> 16:21.280 ‫غذا هم هست، 16:21.320 --> 16:22.960 ‫بچه‌ها هم قراره شعر بخونن، 16:23.000 --> 16:25.200 ‫اون‌وقت فایده‌ی مدرسه رو به چشم می‌بینید. 16:25.240 --> 16:27.280 ‫ببینید، یه ماه پیش الفبا رو هم به زور می‌خوندن. 16:27.320 --> 16:29.920 ‫حالا دارن جلوی یه سالن پر از جمعیت شعر می‌خونن. 16:29.960 --> 16:31.720 ‫من هر چی که باید می‌دیدم رو، دیدم. 16:31.760 --> 16:33.560 ‫توصیه‌م رو به شوهرتون گفتم. 16:33.600 --> 16:35.640 ‫خواهش می‌کنم، آقای بالفور. 16:35.680 --> 16:39.000 ‫دیروز بهتون بی‌احترامی کردم و از این بابت عذر می‌خوام. 16:39.040 --> 16:41.960 ‫ولی اگه فردا بیاین، می‌بینید دنبال چی هستم. 16:42.000 --> 16:44.680 ‫این مدرسه به هر حمایتی که بشه، نیاز داره. 16:44.720 --> 16:46.440 ‫می‌خوام پیشرفتم رو نشونتون بدم، 16:46.480 --> 16:49.640 ‫و نشونتون بدم که نگرانیِ بقیه بی‌اساس و بیخوده. 16:50.120 --> 16:51.080 ‫بسیار خب. 16:51.120 --> 16:54.120 ‫خود منم مایلم این ماجرا هر چه سریع‌تر فیصله پیدا کنه. 16:54.160 --> 16:58.720 ‫اگه بتونید ثابت کنید روش تدریستون مؤثره، 16:58.960 --> 17:01.040 ‫دیگه با کمال میل کاری به کارتون ندارم. 17:01.080 --> 17:02.080 ‫واقعاً ممنونم، آقا. 17:02.120 --> 17:04.000 ‫خیلی ممنون. 17:04.360 --> 17:06.120 ‫خدایا! 17:06.160 --> 17:07.520 ‫- ماری... ‫- خانم. 17:07.560 --> 17:12.360 ‫اگه همین الان تصمیم نگیرید، ‫اصلاً جشن برداشتی در کار نخواهد بود. 17:12.600 --> 17:15.640 ‫- خیلی خب، مشکل چیه؟ ‫- لطفاً همراهم بیاین، خانم. 17:22.160 --> 17:23.240 ‫خب؟ 17:24.560 --> 17:25.880 ‫دفترشون خالی بود. 17:29.680 --> 17:32.520 ‫- آدرس جدیدی ازشون گرفتی؟ ‫- دارم سعی می‌کنم پیدا کنم. 17:34.920 --> 17:37.040 ‫کالوم، حتماً یه توضیحی براش هست. 17:38.120 --> 17:40.080 ‫اون آمریکایی‌هایی که باهاشون حرف می‌زدی چی؟ 17:40.120 --> 17:41.640 ‫دارم پرس‌وجو می‌کنم، ولی... 17:43.240 --> 17:45.800 ‫می‌ترسم مجبور بشیم پلیس رو هم در جریان بذاریم. 17:47.680 --> 17:49.200 ‫آخه واسه چی باید این کارو بکنیم؟ 17:50.280 --> 17:51.800 ‫تا گزارش بدیم پولمون رو دزدیدن. 17:51.840 --> 17:55.600 ‫جو، فکر کنم اینا صددرصد کلاهبردار بودن. 17:58.720 --> 18:01.560 ‫نه. می‌شه اون نوشیدنی‌ها رو قایم کنی اون گوشه، عزیزم؟ 18:01.600 --> 18:03.320 ‫ولی بازی بزرگیه‌ها. 18:03.360 --> 18:06.960 ‫توی بازی بریج، فهمیدن تصمیم یار از واجباته. 18:07.000 --> 18:09.600 ‫- همخونی نداشتن می‌تونه بازی رو نابود کنه. ‫- درسته. 18:10.960 --> 18:12.880 ‫دعوت شدن آدم باعث افتخاره. 18:12.920 --> 18:17.560 ‫نشونه‌ی استعداد تو و معلمته. 18:17.600 --> 18:22.400 ‫باشه، ولی قبل از اینکه قبول کنم ‫باید ببینم با هم همخونی داریم یا نه. 18:24.080 --> 18:26.160 ‫پس با بانو هانسن تمرین کن. 18:26.200 --> 18:28.240 ‫می‌تونی دستِ یارت رو بخونی؟ 18:28.280 --> 18:31.280 ‫درباره‌ی کارت‌هایی که داره چی بهت می‌فهمونه؟ 18:31.320 --> 18:34.160 ‫پیشنهادهایی که می‌ده چی رو برات لو میدن؟ 18:34.200 --> 18:36.040 ‫یعنی بفهمم چه کارت‌هایی داره؟ 18:36.080 --> 18:40.080 ‫باید حواست باشه. نمی‌تونه با اشاره ‫به یه کارت خاص علامت بده. 18:40.120 --> 18:44.000 ‫اون تقلب به حساب میاد. ولی می‌تونه ‫به قوی یا ضعیف بودن دستش اشاره کنه. 18:44.040 --> 18:47.160 ‫آهان، منظورت مثل نشانه‌های پوکره؟ 18:47.600 --> 18:51.160 ‫نه. بریج یه بازی محترمانه‌ست. 18:51.200 --> 18:52.640 ‫کارت، کارته دیگه، خانم درایدن، 18:52.680 --> 18:54.240 ‫حالا هر اسم دهن‌پرکنی که می‌خوای روش بذار. 18:54.280 --> 18:55.920 ‫- خب... ‫- خیلی خب، من باید تمرین کنم. 18:55.960 --> 18:56.960 ‫چی...؟ 18:58.960 --> 19:00.240 ‫من تسلیمم. 19:03.160 --> 19:04.960 ‫ببین، خودم می‌تونم برای بابات توضیح بدم 19:05.000 --> 19:06.760 ‫که این قضیه چقدر نقشه‌ی حساب‌شده‌ای بوده. 19:06.800 --> 19:08.760 ‫اصلاً براش مهم نیست، کال. 19:09.160 --> 19:11.120 ‫مخصوصاً وقتی بفهمه که حتی ‫دستگاه کنسرو‌سازی رو ندیده بودم. 19:11.160 --> 19:12.840 ‫جو، این اتفاق ممکنه برای هر کسی بیفته. 19:12.880 --> 19:14.960 ‫نه، اشتباه از خودم بود. 19:15.000 --> 19:16.840 ‫خودم باید بهش بگم. 19:33.480 --> 19:34.760 ‫ببخشید، من... 19:34.800 --> 19:37.240 ‫می‌خواستم اینجا منتظر جو بمونم. ‫می‌رم یه جای دیگه. 19:37.280 --> 19:38.920 ‫نه، راحـت باش. من می‌رم. 19:39.320 --> 19:41.040 ‫حالت خوبه، لایزا؟ 19:41.080 --> 19:43.920 ‫کاش همه دست از پرسیدن این سوال برمی‌داشتن. 19:44.200 --> 19:46.320 ‫بهتر بود تنهام می‌ذاشتی. 19:49.520 --> 19:51.120 ‫تو لیاقتت اینه با کسی باشی که... 19:51.160 --> 19:53.640 ‫همه واسه من علامه دهر شدن که چی لایقمه! 19:54.240 --> 19:56.560 ‫کالوم، می‌تونستی بیای صاف به خودم بگی، 19:56.600 --> 19:58.480 ‫نه اینکه کل خونواده‌م رو بکشی وسط. 19:58.520 --> 20:00.440 ‫فکر کردم درست نیست ‫مستقیماً از طرف من مطرح بشه. 20:00.480 --> 20:02.240 ‫پس اصلاً چرا دخالت کردی؟ 20:02.280 --> 20:03.480 ‫معذرت می‌خوام! 20:05.840 --> 20:07.960 ‫به جو بگو بعداً باهاش حرف می‌زنم. 20:09.680 --> 20:10.800 ‫روزتون بخیر، دوشیزه لایزا. 20:24.160 --> 20:27.600 ‫من بودم که به کالوم گفتم ‫آمار اون بلک‌وودِ هفت‌خط رو دربیاره. 20:29.040 --> 20:31.360 ‫اگه قراره از دست کسی عصبانی باشی، ‫از دست من باش. 20:31.400 --> 20:34.680 ‫از دست خودم عصبانی‌ام ‫که این‌قدر ساده‌لوح و احمق بودم. 20:37.240 --> 20:39.200 ‫بلک‌وود یه احمقه. 20:39.240 --> 20:40.880 ‫این رو هیچ‌وقت یادت نره. 20:43.600 --> 20:47.000 ‫توی زندگی کارهای خیلی بهتری هست ‫تا شوهر کردن و سر و کله زدن با مردا. 20:47.040 --> 20:48.120 ‫نه؟ 20:51.440 --> 20:53.560 ‫از بانو فیتزهربرت خبری نشد؟ 20:53.600 --> 20:54.600 ‫نه. چطور مگه؟ 20:54.640 --> 20:57.280 ‫بهم گفت روی شعرم علامت می‌ذاره، ‫ولی به دستم نرسیده. 20:57.320 --> 20:59.200 ‫شاید سرش شلوغ شده، عزیزم. 21:00.240 --> 21:02.160 ‫فردا میاد اینجا؟ 21:02.200 --> 21:03.920 ‫نمی‌دونم. 21:03.960 --> 21:06.320 ‫مطمئنم بانو اِما دست رد به سینه‌مون نمی‌زنه. 21:06.360 --> 21:08.240 ‫خودم کمکت می‌کنم تمرین کنی. ‫یه لحظه صبر کن ببینم. 21:08.280 --> 21:10.600 ‫- اونا باید برن دم در. ‫- چشم، خانم. 21:10.640 --> 21:13.840 ‫مسئله‌ای نیست، خانم. ‫می‌تونم خودم تنهایی تمرین کنم. 21:14.960 --> 21:15.920 ‫شعرت همینه؟ 21:17.760 --> 21:20.840 ‫خیلی خب، بیا. ‫همین الان با هم تمرین می‌کنیم. 21:20.880 --> 21:23.360 ‫- بیا. ‫- ممنون، خانم هاردیکر. 21:25.600 --> 21:29.200 ‫«بیایید، ای شکرگزاران، بیایید...» 21:29.440 --> 21:30.720 ‫چطور گذاشتی همچین اتفاقی بیفته؟ 21:32.240 --> 21:34.600 ‫نقشه‌شون خیلی حساب‌شده بود. 21:34.640 --> 21:35.840 ‫کالوم خودش همینو گفت. 21:35.880 --> 21:37.680 ‫مغازه‌ها تازه داشتن سر و سامون می‌گرفتن. 21:38.040 --> 21:40.160 ‫هنوز نتونستیم بخشی از جنس‌هامون رو آب کنیم. 21:40.200 --> 21:42.960 ‫اون‌وقت تو یه خروار پولی رو که نداریم 21:43.000 --> 21:45.280 ‫خرج دستگاهی می‌کنی که حتی به چشم ندیدیش؟ 21:45.320 --> 21:48.200 ‫دنیا داره به سرعت جلو می‌ره، ‫این رو خودت گفتی! 21:48.240 --> 21:50.360 ‫همه‌ی تلاشم اینه که این مغازه‌ها راه بیفتن. 21:50.400 --> 21:52.320 ‫واقعاً؟ با جنس تلنبار کردن توشون؟ 21:52.360 --> 21:54.320 ‫- به تنوع جنس نیاز داشتیم. ‫- با فروختن ماهی گندیده؟! 21:54.360 --> 21:57.120 ‫توی مغازه‌ی شاو سال‌ها همین کارو می‌کردیم ‫و هیچ‌کس هم مریض نشد. 21:57.160 --> 21:58.920 ‫- حالا هم دستگاه کنسرو‌سازی، جو! ‫- آره. 21:58.960 --> 22:01.120 ‫به آدم‌های اشتباهی اعتماد کردم، ‫ولی ایده‌ش خوب بود. 22:01.160 --> 22:02.760 ‫هنوزم نمی‌تونی مسئولیتش رو قبول کنی. 22:02.800 --> 22:06.120 ‫- دارم سعی می‌کنم، ولی تو نمی‌ذاری. ‫- من هر فرصتی که می‌شد رو بهت دادم. 22:06.160 --> 22:09.280 ‫از همون روزی که این کار رو دادی بهم، ‫مدام موی دماغم شدی! 22:10.640 --> 22:12.680 ‫اگه بهم اعتماد نداری، ‫پس اصلاً واسه چی گفتی انجامش بدم؟ 22:12.720 --> 22:14.960 ‫فقط به این خاطر اون کار رو بهت دادم ‫چون نمی‌خواستم بذاری بری. 22:15.460 --> 22:18.460 Z A R D F I L M تقدیم میکند 22:23.040 --> 22:24.280 ‫منظورم این نبود. جو... 22:25.720 --> 22:28.800 ‫می‌دونم منظورت چی بود. 22:33.320 --> 22:34.560 ‫لعنت بهش! 22:50.880 --> 22:52.160 ‫بازم بریج؟ 22:52.200 --> 22:54.600 ‫هوم. بعداً با ایملدا تمرین دارم. 22:54.640 --> 22:57.320 ‫خب، فکر کنم باید خیالم راحت بشه 22:57.360 --> 22:59.320 ‫که توی کافه نیستی و سر پوکر شرط نمی‌بندی. 23:00.720 --> 23:02.600 ‫بالاخره ازت یه خانم باوقار می‌سازیم. 23:05.920 --> 23:07.080 ‫هوم. 23:08.200 --> 23:09.920 ‫نگران لایزام. 23:11.520 --> 23:12.640 ‫اونم خوب می‌شه. 23:13.680 --> 23:16.480 ‫فقط کاش این‌قدر لجبازی نمی‌کرد ‫و می‌ذاشت کمکش کنم. 23:16.960 --> 23:19.760 ‫هوم! این من رو یاد یکی انداخت. 23:22.160 --> 23:24.880 ‫نگرانم که همه‌ی راه‌ها رو دارم اشتباه می‌رم. 23:24.920 --> 23:27.160 ‫چی، قضیه‌ی لایزا یا ماجرای مدرسه؟ 23:27.960 --> 23:28.960 ‫جفتش. 23:29.320 --> 23:30.520 ‫به حست اعتماد کن. 23:30.560 --> 23:33.760 ‫آره، ولی تا الان همین حسم منو انداخته توی دردسر. 23:34.280 --> 23:37.960 ‫خب، تغییر همیشه یکم دردسر درست می‌کنه. 23:39.720 --> 23:40.760 ‫می‌دونم. 23:42.200 --> 23:43.320 ‫چی شده؟ 23:45.320 --> 23:46.840 ‫جو، با من حرف بزن. 23:48.120 --> 23:50.520 ‫اون دستگاه کنسرو‌سازی که خریدم؟ 23:50.560 --> 23:51.800 ‫کلاهبرداری بود. 23:53.320 --> 23:54.360 ‫پول رو به باد دادم. 23:55.640 --> 23:56.920 ‫متأسفم، عزیزم. 23:58.360 --> 24:01.200 ‫یه ناامیدیِ دیگه که به لیست خرابکاری‌هام ‫پیش بابا اضافه شد. 24:01.240 --> 24:03.560 ‫اشتباه برای همه پیش میاد. 24:03.600 --> 24:05.760 ‫ولی اون مسئولیت کار رو سپرد به تو، ‫اینو یادت نره. 24:05.800 --> 24:08.440 ‫آره، اونم فقط از ترس اینکه مبادا ‫کلاً کار رو ول کنم برم. 24:08.480 --> 24:11.600 ‫بتسی، اون منو در حد گردوندن این کسب‌وکار نمی‌بینه. 24:11.640 --> 24:13.040 ‫خودش اینو گفت؟ 24:14.800 --> 24:16.200 ‫نمی‌دونم اصلاً واسه چی زور می‌زنم. 24:18.680 --> 24:21.520 ‫آدم‌ها توی عصبانیت همینطوری یه حرفی می‌زنن. 24:21.560 --> 24:23.120 ‫باید خدا رو شکر کنه که تو رو داره. 24:24.520 --> 24:28.760 ‫اگه این رو نمی‌بینه، ‫شاید وقتش باشه یه تغییری ایجاد کنیم. 24:31.840 --> 24:33.760 ‫بی‌بی گشنیز. 24:34.480 --> 24:36.200 ‫یه دست دیگه به نفع ما. 24:36.520 --> 24:38.760 ‫خب معلومه با این دست‌فرمون بازی رو می‌بریم. 24:38.800 --> 24:40.920 ‫نه، فقط بردن مهم نیست. 24:40.960 --> 24:42.920 ‫داریم قلق همدیگه رو یاد می‌گیریم. 24:42.960 --> 24:45.440 ‫چندتا از نشانه‌هات رو خوندم. 24:45.480 --> 24:47.600 ‫برو بابا! من هیچی رو لو ندادم. 24:48.240 --> 24:51.160 ‫روی صندلیت به سمت چپ لم می‌دی، 24:51.200 --> 24:53.920 ‫وقت‌هایی که شرطی می‌بندی ‫که مطمئن نیستی می‌بریم یا نه. 24:54.360 --> 24:55.520 ‫صندلیش ناهمواره! 24:55.560 --> 25:00.280 ‫وقتی هم کارت‌های بدی بهت می‌افته، ‫ابروت رو می‌خارونی. 25:00.520 --> 25:02.120 ‫باید بری پیش چشم‌پزشک. 25:02.160 --> 25:04.480 ‫توهین نیست که، 25:04.520 --> 25:07.400 ‫به‌خاطر همینه که این‌قدر با هم خوب هماهنگ شدیم. 25:07.960 --> 25:10.960 ‫خیلی خب. وقت‌هایی که دستت خوبه، 25:11.000 --> 25:13.160 ‫انگشت کوچیکت رو می‌ذاری لبه‌ی کارت. 25:13.200 --> 25:16.440 ‫هروقتم خشت داری، ‫دست می‌زنی به سنجاق سینه‌ت. 25:16.480 --> 25:19.760 ‫دیدی؟ داره جواب میده! 25:19.800 --> 25:21.360 ‫همخونیِ عالی! 25:22.840 --> 25:24.720 ‫- خشت. ‫- آره. 25:24.760 --> 25:27.720 ‫ولی وقتی با دستِ روباز تمرین می‌کنیم، ‫از کجا مطمئن باشیم؟ 25:28.360 --> 25:31.120 ‫پس بیا درست و حسابی بازی کنیم. 25:31.160 --> 25:35.080 ‫برَند، لطفاً برو لرد و بانو فیتزهربرت رو صدا بزن. 25:35.120 --> 25:36.400 ‫چشم، خانم. 25:37.760 --> 25:41.320 ‫عجیب نیست این‌همه آدم با مدرسه مشکل دارن؟ 25:41.800 --> 25:45.120 ‫انگار از روز اول، ‫فقط پشت سر هم براش مشکل پیش اومده. 25:45.160 --> 25:48.680 ‫معلم‌ها چشم دیدنش رو ندارن، ‫شوهرها هم خوششون نمیاد. 25:48.720 --> 25:50.480 ‫فقط امیدوار باش بالفور تحت تأثیر قرار بگیره، 25:50.520 --> 25:52.080 ‫وگرنه شاید مجبور بشی بکشی کنار. 25:52.120 --> 25:53.960 ‫جدی که نمی‌گی؟ 25:54.000 --> 25:56.440 ‫ماری، اون انجمن می‌تونه ‫آبروی خونوادگیمون رو ببره، 25:56.480 --> 25:58.440 ‫ضرر سنگینی که به کسب‌وکار می‌زنه به کنار. 25:58.480 --> 26:00.320 ‫- مسخره‌بازی درنیار. ‫- ساده‌لوح نباش! 26:00.360 --> 26:02.000 ‫باید به فکر امنیت خونواده باشیم. 26:02.040 --> 26:03.560 ‫داری آبرومون رو به خطر می‌ندازی. 26:03.600 --> 26:05.240 ‫جو داره پولی رو که نداریم دور می‌ریزه. 26:05.280 --> 26:06.760 ‫این بحث واقعاً سرِ خونواده‌ست، سم؟ 26:06.800 --> 26:09.160 ‫چون بیشتر شبیه حساب‌کتابِ کاسبی به نظر می‌رسه. 26:09.200 --> 26:10.600 ‫کاسبی هم بخشی از این خونواده‌ست. 26:10.640 --> 26:12.760 ‫نمی‌گم مغازه‌ها مهم نیستن، 26:12.800 --> 26:15.320 ‫اما مدرسه و بچه‌هامون هم به همون اندازه مهمن. 26:15.360 --> 26:17.120 ‫بالفور باهات لج افتاده. 26:17.160 --> 26:18.880 ‫اگه کوتاه نیای، ممکنه همه‌چیز رو ببازیم. 26:21.520 --> 26:25.480 ‫من پای کاری که شروع کردم می‌ایستم ‫و تا تهش می‌رم. 26:25.520 --> 26:27.920 ‫قرار نیست همه‌ی جنگ‌ها رو ببریم، ماری. 26:29.160 --> 26:30.760 ‫ولی تلاشمون رو که می‌تونیم بکنیم. 26:36.160 --> 26:38.520 ‫یازده دست، و اینم از پایان بازی! 26:38.560 --> 26:40.280 ‫- اوه! ‫- ای وای. 26:40.320 --> 26:42.560 ‫فکر کنم برای امشب دیگه کاملاً کافی باشه. 26:42.600 --> 26:45.520 ‫- جرج. ‫- آخ، بله، بله. 26:45.560 --> 26:47.320 ‫شب همگی بخیر. 26:47.360 --> 26:49.600 ‫- شب بخیر. ‫- شب همگی بخیر. 26:52.320 --> 26:56.360 ‫- بفرما، خیالت راحت شد؟ ‫- کارمون واقعاً درسته، شک نکن! 26:56.400 --> 27:01.920 ‫- لحظه‌شماری می‌کنم قیافه‌شون رو موقع باخت ببینم. ‫- آره. 27:01.960 --> 27:04.960 ‫جایی رو هدف می‌گیریم که بیشترین درد رو داره، ‫غرور و جیبشون! 27:05.000 --> 27:06.000 ‫اوه. 27:06.040 --> 27:10.200 ‫حالا که صحبت از جیب شد، ‫تو چی به عنوان وثیقه میاری؟ 27:10.720 --> 27:11.680 ‫وثیقه؟ 27:11.720 --> 27:15.160 ‫خب، توی بازی‌هایی در این سطح طبیعیه. 27:15.200 --> 27:16.600 ‫مثلاً چه جور وثیقه‌ای؟ 27:16.640 --> 27:23.280 ‫من یاقوت میارم، اما اگه جواهرات قیمتی نباشه، 27:23.320 --> 27:29.880 ‫سندِ ملکی مثل تالار هاردیکر هم کفایت می‌کنه. 27:29.920 --> 27:33.080 ‫همون چیزهای همیشگی دیگه. 27:33.120 --> 27:35.760 ‫باشه، همون چیزهای همیشگی. 27:35.800 --> 27:41.320 ‫البته اگه وسعت نمی‌رسه، ‫خوشحال می‌شم... 27:41.360 --> 27:43.760 ‫وثیقه‌ی جفتمون رو من بذارم. 27:43.800 --> 27:46.640 ‫هاردیکرها کاملاً از پسش برمیان! 27:48.200 --> 27:51.240 ‫فردا با وثیقه همین‌جا حاضر می‌شم. 27:51.280 --> 27:53.840 ‫عالیه! 27:54.320 --> 27:58.040 ‫عزیزم، آماده‌ای؟ نمی‌خوایم دیر برسیم که. 28:02.480 --> 28:04.160 ‫برای جشن برداشت محصول آماده‌ای؟ 28:07.560 --> 28:10.600 ‫میگرن وحشتناکی گرفتم، ‫فکر نکنم بتونم از پسش بربیام. 28:10.640 --> 28:13.560 ‫ماری خودش باید دست‌تنها ‫کارهای شاگردها رو هماهنگ کنه. 28:13.600 --> 28:14.760 ‫البته. 28:15.840 --> 28:17.560 ‫همون بهتر که نباشی و باختم رو نبینی. 28:18.680 --> 28:20.640 ‫مطمئنم عالی پیش می‌ری جرج. 28:22.080 --> 28:23.320 ‫آره. 28:23.560 --> 28:26.920 ‫لطفاً از طرف من ‫از خانم هاردیکر حسابی عذرخواهی کن. 28:26.960 --> 28:28.160 ‫حتماً. 28:28.280 --> 28:31.000 ‫- بهتره استراحت کنی تا خوب بشی، عزیزم. ‫- هوم. 28:31.500 --> 28:34.500 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 29:00.320 --> 29:02.480 ‫سلام! خوبی؟ 29:02.520 --> 29:04.280 ‫- سلام خانم‌ها. از دیدنتون خوشحالم. ‫- سلام. 29:04.320 --> 29:06.600 ‫خیلی خوشحالم اومدید. ‫یادتون نره ترشی هم بخرید. 29:06.640 --> 29:07.640 ‫حتماً. 29:07.680 --> 29:09.400 ‫نون‌های شما هم که همیشه حرف نداره. 29:09.440 --> 29:10.760 ‫- ممنون. ‫- دستپخت شما هم عالیه. 29:10.800 --> 29:14.120 ‫- ممنون، خانم هاردیکر. ‫- عالی به نظر میاد! 29:15.960 --> 29:17.600 ‫- آقای بیزلی. ‫- خانم. 29:17.640 --> 29:19.600 ‫- بی‌صبرانه منتظرم امتحانش کنم. ‫- سلام، خانم هاردیکر. 29:19.640 --> 29:21.840 ‫- جرج. ‫- بفرمایید، تعارف نکنید، بخورید. 29:21.880 --> 29:24.560 ‫حتماً. تعریف شربت ریواستون رو زیاد شنیدم. 29:24.600 --> 29:26.160 ‫هر موقع راحت بودید، خانم. 29:26.200 --> 29:28.160 ‫خانم هندرسون، هیچ‌وقت ناامیدمون نمی‌کنی. 29:28.200 --> 29:31.200 ‫- ممنون، خانم. ‫- همه‌چیز مرتبه؟ 29:31.240 --> 29:34.320 ‫- کم‌کم داره ردیف می‌شه، خانم. ‫- خوبه، بسیار خوب. 29:34.360 --> 29:36.840 ‫به‌به، خوراک گوشت! 29:36.880 --> 29:38.240 ‫عجب بوی محشری میده. 29:40.000 --> 29:41.880 ‫بده من، بذار منم امتحان کنم. 29:41.920 --> 29:43.880 ‫اینم از این. آخیش! 29:43.920 --> 29:46.160 ‫به جشن برداشت محصول هاردیکر خوش اومدید. 29:46.200 --> 29:49.120 ‫حالا یه چیزی رو باید بهت نشون بدم. بیا. 29:50.640 --> 29:52.280 ‫بابت دیروز معذرت می‌خوام. 29:52.320 --> 29:54.360 ‫نه، نباید وقتی ناراحت بودی بهت پیله می‌کردم. 29:54.400 --> 29:55.960 ‫- ناراحت نیستم. ‫- خیلی خب! 29:57.120 --> 29:58.920 ‫- ببین. ‫- آب‌نبات لیمویی! 29:58.960 --> 30:02.760 ‫آره. هیچ جشن برداشت محصولی ‫بدون اینا خوب برگزار نمی‌شه. 30:04.040 --> 30:07.800 ‫گوش کن عزیزم، آدمِ درست بالاخره پیدا می‌شه، 30:07.840 --> 30:10.280 ‫یکی که بتونی بهش اعتماد کنی. 30:10.320 --> 30:11.920 ‫اگه پیدا نشد چی؟ 30:12.480 --> 30:14.600 ‫- منظورت چیه؟ ‫- جو که سر کاره، 30:14.640 --> 30:18.640 ‫هری هم دانشگاه میره. ‫من اگه ازدواج نکنم چی‌کار کنم؟ 30:19.440 --> 30:23.240 ‫با ادوارد، دست‌کم یه آینده‌ای جلوی روم می‌دیدم. 30:23.680 --> 30:25.480 ‫اصلاً منصفانه نیست. 30:26.560 --> 30:28.360 ‫می‌دونم. 30:28.400 --> 30:29.960 ‫می‌دونم عزیزم، متأسفم. 30:32.240 --> 30:33.400 ‫متأسفم. 30:34.640 --> 30:36.400 ‫حسابی کلافه‌ام. 30:36.720 --> 30:39.000 ‫کلی رویا دارم، بتسی. 30:39.400 --> 30:41.040 ‫خودت می‌دونی. 30:41.080 --> 30:43.280 ‫ولی وقتی مدام موی دماغم می‌شه، ‫هیچ کاری از پیش نمی‌برم. 30:43.320 --> 30:46.280 ‫همش گیر دادی به اینکه رضایت اون رو جلب کنی. 30:46.480 --> 30:48.240 ‫منم رویا دارم، جو. 30:48.280 --> 30:51.600 ‫می‌دونی همه‌شون با چی شروع می‌شن؟ ‫با خونواده‌مون. 30:52.200 --> 30:55.640 ‫تو، من، ساموئل کوچولو. 30:55.960 --> 30:57.640 ‫مدام با خودم فکر می‌کنم 30:57.680 --> 31:00.560 ‫چه حس خوبی داشت اگه خودمون ‫زندگی‌ای رو که می‌خواستیم می‌ساختیم. 31:00.600 --> 31:02.560 ‫می‌دونم، منم بهش فکر می‌کنم، بتسی. 31:06.920 --> 31:08.320 ‫اما می‌دونی معنیش چی می‌شه. 31:15.920 --> 31:17.840 ‫آقای بالفور، ممنون که تشریف آوردید. 31:18.240 --> 31:19.800 ‫آقای هاردیکر، باعث افتخاره. 31:21.080 --> 31:22.320 ‫خانم هاردیکر. 31:24.600 --> 31:29.000 ‫خب، پس این انجمن حراست... 31:30.280 --> 31:32.800 ‫- «انجمن ملی حراست». ‫- درسته. 31:32.840 --> 31:35.960 ‫البته، «انجمن ملی حراست». 31:36.000 --> 31:37.440 ‫دقیقاً کارش چیه؟ 31:37.480 --> 31:39.880 ‫یه انجمن خودجوش و مردمیه. 31:39.920 --> 31:41.760 ‫راستش مثل یه رسالته. 31:42.040 --> 31:45.800 ‫ما برای خیر و صلاح عموم، ‫اصول اخلاقی رو حفظ می‌کنیم. 31:45.960 --> 31:48.560 ‫چه کار پسندیده‌ای. 31:48.600 --> 31:52.520 ‫پس خودتون، خودتون رو منصوب می‌کنید ‫و بعد تصمیم می‌گیرید چی اخلاقیه و چی نیست. 31:52.560 --> 31:54.840 ‫- بله. ‫- و مدرسه‌ها رو هم شامل می‌شه. 31:54.880 --> 31:58.960 ‫هر چیزی که شهروندها رو در معرض مطالب غیراخلاقی 31:59.000 --> 32:01.760 ‫یا افکار ساختارشکن قرار بده. 32:01.800 --> 32:03.080 ‫بهتون اطمینان می‌دم، آقای بالفور، 32:03.120 --> 32:06.040 ‫توی مدرسه‌ی ما اصلاً از این خبرا نیست. 32:06.080 --> 32:08.520 ‫ما معمولاً با اداره‌ی آموزش همکاری می‌کنیم، 32:08.560 --> 32:13.240 ‫که معلم‌های رسمی و نیروهای آموزش‌دیده داره. 32:14.120 --> 32:16.480 ‫این سازوکاری که شما راه انداختید فرق داره. 32:16.600 --> 32:18.600 ‫- اولین بار نیست که همچین کاری انجام میشه. ‫- درسته. 32:18.640 --> 32:21.960 ‫دقیقاً. من فقط هر کمکی از دستم بربیاد انجام میدم. 32:22.000 --> 32:25.960 ‫این کلاس واقعاً داره کار مفیدی می‌کنه، آقای بالفور. 32:26.000 --> 32:28.360 ‫- نیتتون قشنگه، خانم هاردیکر. ‫- ممنون. 32:28.400 --> 32:30.400 ‫ولی اجازه بدید من در این باره قضاوت کنم. 32:34.400 --> 32:37.920 ‫بانو آگاتا و بانو کارولاین. 32:37.960 --> 32:40.160 ‫خیلی خوش اومدید. 32:40.200 --> 32:42.920 ‫موافقید اول تکلیف حساب‌کتاب‌ها رو روشن کنیم؟ 32:44.480 --> 32:45.480 ‫وثیقه. 32:46.200 --> 32:49.960 ‫یاقوت‌های نایاب من از برمه. 32:52.800 --> 32:55.960 ‫سندِ خونه‌م در کورن‌وال. 32:56.000 --> 32:57.200 ‫و مال من در ویندزور. 32:58.520 --> 33:00.320 ‫و مال من در یورکشایر. 33:03.280 --> 33:04.840 ‫بسیار خب. 33:06.160 --> 33:07.240 ‫شروع کنیم. 33:20.640 --> 33:22.760 ‫نفر سوم. 33:24.960 --> 33:26.240 ‫آفرین. 33:33.360 --> 33:35.400 ‫نفر دوم. 33:36.520 --> 33:37.520 ‫عالیه! 33:40.600 --> 33:43.000 ‫به دل نگیرید، لرد فیتزهربرت. 33:44.120 --> 33:47.280 ‫و جایزه‌ی اول... 33:49.040 --> 33:50.920 ‫می‌رسه به این نوشیدنیِ بی‌نظیر... 33:50.960 --> 33:53.080 ‫شربت ریواس! 33:55.280 --> 33:56.480 ‫- جرج! ‫- آفرین! 34:00.200 --> 34:02.720 ‫توی پاییز حسابی نوشیدنیِ می‌چسبه. 34:04.280 --> 34:06.520 ‫- تبریک می‌گم. ‫- خیلی ممنون. 34:06.560 --> 34:09.400 ‫- دست‌مریزاد، جرج. ‫- ممنون. 34:17.280 --> 34:20.160 ‫هرکی دو دست از سه دست رو ببره برنده‌ست، قبوله؟ 34:20.200 --> 34:21.600 ‫کاملاً. 34:23.480 --> 34:25.960 ‫کلاً دو دست لازمه تا با خاک یکسانشون کنیم. 34:26.000 --> 34:27.400 ‫به خودت خیلی مطمئنی؟ 34:27.920 --> 34:30.240 ‫اولش همیشه اعتمادبه‌نفس دارن. 34:31.320 --> 34:33.880 ‫شروع: یک دل. 34:34.960 --> 34:36.120 ‫پاس. 34:36.360 --> 34:39.200 ‫- دو دل. ‫- پاس. 34:39.240 --> 34:41.000 ‫چهار دل. 34:41.480 --> 34:45.920 ‫پاس. 34:47.280 --> 34:49.520 ‫- می‌تونم شروع کنم؟ ‫- بفرمایید. 35:05.280 --> 35:08.640 ‫سلام به همگی. سلام. ‫یه لحظه توجه بفرمایید. 35:08.680 --> 35:10.640 ‫ممنونم. 35:10.680 --> 35:13.160 ‫امیدوارم از این جشن لذت ببرید. 35:13.200 --> 35:15.800 ‫حالا می‌خوام از چندتا از شاگردهامون دعوت کنم 35:15.840 --> 35:18.120 ‫تا برامون شعر برداشت محصول بخونن، 35:18.160 --> 35:21.360 ‫پس بیاید با همدیگه بهشون خوشامد بگیم. 35:21.400 --> 35:24.880 ‫لطفاً مگی رو تشویق کنید بیاد روی صحنه. 35:28.480 --> 35:30.120 ‫فکر کنم خوشتون بیاد. 35:57.600 --> 35:58.920 ‫ببخشید، نمی‌تونم. 36:11.400 --> 36:13.000 ‫اینم از اولین بردمون. 36:13.040 --> 36:14.560 ‫یازده دست. 36:14.600 --> 36:17.400 ‫گفتم که، بدجوری توی دردسر افتادید! 36:17.440 --> 36:20.080 ‫- آماده‌ی دست دوم هستید؟ ‫- صددرصد. 36:23.000 --> 36:25.560 ‫بتسی! بتسی، برو اون بالا! 36:25.600 --> 36:26.840 ‫برو دیگه. 36:30.120 --> 36:31.360 ‫ای وای. 36:33.680 --> 36:36.000 ‫«بیایید، ای شکرگزاران، بیایید.» 36:38.200 --> 36:41.200 ‫«بیایید، ای شکرگزاران، بیایید، 36:41.240 --> 36:43.840 ‫سرود جشن برداشت سر دهید، 36:44.560 --> 36:46.960 ‫همه‌چیز به سلامت گرد آمده، 36:47.560 --> 36:50.400 ‫پیش از آنکه طوفان‌های زمستان آغاز شود. 36:50.440 --> 36:55.800 ‫آفریدگارمان روزیِ ما را می‌رساند ‫و نیازهایمان را برآورده می‌سازد. 36:56.840 --> 36:59.520 ‫بیایید، به معبد پروردگار بیایید، 36:59.560 --> 37:02.160 ‫سرود جشن برداشت سر دهید، 37:03.360 --> 37:06.200 ‫که جهان یکسر مزرعه‌ی پروردگار است، 37:06.240 --> 37:09.200 ‫و میوه‌اش ستایشی‌ست تقدیم به او. 37:09.240 --> 37:12.080 ‫گندم و علف‌های هرز با هم کاشته شده‌اند، 37:12.120 --> 37:14.720 ‫تا مایه‌ی شادی یا اندوه شوند. 37:15.920 --> 37:18.560 ‫نخست جوانه و سپس سنبل، 37:18.600 --> 37:21.360 ‫و آنگاه خوشه‌ی پربار پدیدار خواهد گشت.» 37:25.480 --> 37:27.120 ‫آفرین. 37:45.520 --> 37:49.120 ‫ده دست. این دست مال ماست. 37:49.160 --> 37:50.720 ‫هنوزم به خودتون مطمئنی؟ 37:52.080 --> 37:54.120 ‫هنوز دست آخر مونده. 37:54.160 --> 37:55.720 ‫برنده همه‌چیز رو می‌بره. 38:02.720 --> 38:06.200 ‫[طعم یورکشایر] 38:07.840 --> 38:10.520 ‫- جو اینجاست؟ ‫- باز چی شده؟ 38:10.560 --> 38:12.200 ‫نه، نه، خبرهای خوبی دارم. 38:12.240 --> 38:14.680 ‫شرکتی که دستگاه کنسرو‌سازی رو ‫ازش خریدیم تماس گرفت. 38:14.720 --> 38:16.520 ‫- پس کلاهبرداری در کار نبوده؟ ‫- نه. 38:16.560 --> 38:19.640 ‫بعضی از کارگرهاشون آنفولانزای روسی گرفته بودن، 38:19.680 --> 38:21.120 ‫اونم درست وسط اسباب‌کشی دفترشون. 38:23.200 --> 38:26.200 ‫خیلی بد شد، ولی دستگاه هفته‌ی بعد می‌رسه. 38:31.360 --> 38:34.560 ‫به جو بگو بهش یه عذرخواهی بدهکارم، ‫ولی بازم کارش بدون فکر بود. 38:36.000 --> 38:38.960 ‫- خب؟ ‫- روز فوق‌العاده‌ای بود، خانم هاردیکر. 38:39.000 --> 38:42.320 ‫- کارتون محشر بود. ‫- ممنون، قربان. 38:42.360 --> 38:45.240 ‫اصلاً درک نمی‌کنم چرا همه این‌قدر نگران بودن. 38:45.280 --> 38:48.320 ‫شاگردهاتون یه شعر رو هم به زور می‌خونن. 38:50.320 --> 38:51.880 ‫چی فرمودید؟! 38:51.920 --> 38:54.800 ‫بار اولی که دیدمتون، ‫راستش یکم نگران شدم. 38:54.840 --> 38:58.520 ‫زنی که خودش سواد چندانی نداره، ‫بخواد به بقیه درس بده. 38:58.560 --> 38:59.680 ‫یه لحظه صبر کنید ببینم... 38:59.720 --> 39:02.440 ‫نه سم، بذار آقای بالفور نظرش رو بگه. 39:02.480 --> 39:04.040 ‫منظورم اینه که... 39:04.080 --> 39:07.360 ‫می‌بینم شما هم درست عین بقیه‌ی زن‌های هم‌تیپ خودتونید. 39:07.400 --> 39:11.320 ‫حوصله‌تون سر رفته، پول زیادی دارید، ‫یه هوسی زد به سرتون. 39:11.360 --> 39:14.160 ‫شک دارم اصلاً این مدرسه تا زمستون دووم بیاره، 39:14.200 --> 39:16.240 ‫قبل از اینکه شما برید سراغ یه سرگرمیِ دیگه. 39:16.280 --> 39:19.320 ‫با این حال، چندتا پیشنهاد دارم ‫که مایلم مطرح کنم... 39:19.360 --> 39:21.680 ‫این مدرسه سرگرمی نیست! 39:21.720 --> 39:23.400 ‫- فکر کنم خودش اینو خوب می‌دونه. ‫- نه، نه، نه! 39:23.440 --> 39:25.880 ‫چرا باید جلوی یکی مثل این سر خم کنیم؟ 39:25.920 --> 39:27.960 ‫یارو اصلاً نمی‌دونه داره راجع به چی حرف می‌زنه! 39:28.000 --> 39:29.440 ‫چطور جرئت می‌کنید! 39:29.480 --> 39:32.880 ‫نه، تو چطور جرئت می‌کنی ما رو قضاوت کنی؟! 39:32.920 --> 39:34.680 ‫این مدرسه داره اوضاع رو عوض می‌کنه. 39:34.720 --> 39:36.960 ‫سواد داشتن یعنی قدرت. 39:37.000 --> 39:38.480 ‫به شاگردهای ما جرئت حرف زدن میده، 39:38.520 --> 39:40.320 ‫جرئت اینکه جلوی صاحب‌خونه‌ها بایستن، 39:40.360 --> 39:43.280 ‫جلوی کارفرماهاشون، ‫اصلاً حتی جلوی شوهرهای خودشون قد علم کنن! 39:44.080 --> 39:47.080 ‫آقای هاردیکر، اجازه می‌دید ‫همسرتون این‌طوری با من حرف بزنه؟ 39:47.120 --> 39:48.120 ‫اجازه؟! 39:48.160 --> 39:51.480 ‫آره، چون تمام زورتون سر همینه، ‫مگه نه آقای بالفور؟ 39:52.120 --> 39:52.920 ‫سرِ «اجازه دادن»! 39:54.280 --> 39:57.680 ‫دارید با دم شیر بازی می‌کنید. 39:57.720 --> 40:00.080 ‫پس لابد دارم یه کاری رو درست انجام می‌دم. 40:00.120 --> 40:02.520 ‫همسرم بیراه نمی‌گه، آقای بالفور. 40:02.880 --> 40:04.360 ‫شاگردها رو که خودتون دیدید. 40:04.400 --> 40:07.120 ‫بحث سر ایجاد تغییره، مگه مهم‌تر از اینم داریم؟ 40:07.160 --> 40:10.880 ‫من می‌تونم این مدرسه رو تعطیل کنم ‫و حتماً هم می‌کنم. 40:10.920 --> 40:13.000 ‫هر کاری از دستت برمیاد بکن. 40:13.040 --> 40:15.640 ‫ولی اگه مردم سواد بخوان، ‫بالاخره می‌رن دنبالش. 40:15.680 --> 40:18.120 ‫اگه قراره کسی به اهالیِ اینجا آموزش بده، 40:18.160 --> 40:20.400 ‫باید از راه اصولیش باشه. 40:20.440 --> 40:22.720 ‫با اداره‌ی آموزش تماس می‌گیرم 40:22.760 --> 40:25.160 ‫و می‌خوام فوراً مداخله کنن. 40:26.440 --> 40:29.280 ‫کار این مدرسه تمومه. 40:29.320 --> 40:30.520 ‫روزتون بخیر. 40:37.000 --> 40:38.600 ‫بیاید بازی رو هیجان‌انگیزتر کنیم. 40:40.760 --> 40:42.360 ‫شرط رو ببریم بالا؟ 40:48.320 --> 40:50.240 ‫می‌خوای سرِ وثیقه‌ها بازی کنی؟ 40:50.280 --> 40:52.240 ‫نکنه از وسعت خارجه؟ 40:54.000 --> 40:56.560 ‫مثل همیشه. 40:56.560 --> 40:58.760 ‫دستتون خالیه، 40:58.800 --> 41:01.840 ‫و امید دارید با بالا بردن مبلغ، 41:01.880 --> 41:05.360 ‫ما جا بزنیم و دست از اول شروع بشه. 41:05.400 --> 41:07.800 ‫می‌تونیم همین‌جا بی‌خیال بشیم. 41:07.840 --> 41:09.680 ‫هرکدوممون یه دست بردیم. 41:14.280 --> 41:15.640 ‫صبر کنید ببینم. 41:15.680 --> 41:17.760 ‫ما بازی سوم رو شروع کردیم. 41:18.920 --> 41:20.920 ‫کارت‌ها پخش شدن. 41:20.960 --> 41:22.320 ‫اگه مطمئنید می‌برید، 41:22.360 --> 41:24.600 ‫پس نباید مشکلی با بالا بردن شرط داشته باشید. 41:25.080 --> 41:27.160 ‫تنها راه دیگه‌ش اینه که تسلیم بشید. 41:45.680 --> 41:46.880 ‫بازی کنیم. 41:51.520 --> 41:54.200 ‫با افتخار و پیروزی برگشتم! 41:54.240 --> 41:57.040 ‫کمپرس! اون کمپرس رو زود بده به من! 41:57.080 --> 41:58.880 ‫آخیش، آره! 42:00.720 --> 42:03.120 ‫غنایم جنگی مال برنده‌ست! 42:03.160 --> 42:04.800 ‫بابا، بردی! 42:04.840 --> 42:08.000 ‫آفرین، جرج! 42:08.040 --> 42:09.920 ‫- همه‌مون باید مزه‌ش کنیم. ‫- بله، حتماً. 42:09.960 --> 42:13.560 ‫- شعرخوانی چطور پیش رفت؟ ‫- شاگردا عالی بودن. 42:13.600 --> 42:15.160 ‫مگی چی؟ 42:15.200 --> 42:18.200 ‫- فوق‌العاده بود. ‫- خدا رو شکر. 42:18.240 --> 42:19.320 ‫ولی... 42:20.440 --> 42:23.720 ‫شنیدم که می‌گفتن قراره مدرسه رو تخته کنن. 42:25.560 --> 42:26.560 ‫متأسفم، عزیزم. 42:26.600 --> 42:29.200 ‫می‌دونم چقدر درس دادن توی اونجا رو دوست داشتی. 42:30.560 --> 42:32.360 ‫بابا، شربت رو بیار اینجا. 42:38.920 --> 42:40.200 ‫متأسفم، ماری. 42:40.240 --> 42:43.000 ‫کاری از دست من برمیاد؟ 42:43.040 --> 42:46.080 ‫نه، حق با تو بود. 42:46.120 --> 42:47.880 ‫توی بعضی جنگ‌ها نمی‌شه برنده شد. 42:49.320 --> 42:51.680 ‫خیلی استرس داشتم. ‫همه‌جا دارن درباره‌ی تو حرف می‌زنن. 42:53.680 --> 42:55.800 ‫چی بهشون بگم آخه؟ 42:55.840 --> 42:58.400 ‫بهشون می‌گی هر کاری از دستت برمیومد رو انجام دادی. 43:01.360 --> 43:03.680 ‫گاهی وقتا اوضاع اون‌جوری که می‌خوایم پیش نمی‌ره. 43:03.720 --> 43:05.720 ‫- خودتم اینو خوب می‌دونی. ‫- آره. 43:05.760 --> 43:06.760 ‫هوم؟ 43:12.680 --> 43:15.880 ‫شش دست مال ما. 43:18.720 --> 43:20.640 ‫ما هم شش دست بردیم. 43:20.680 --> 43:23.000 ‫دست بعدی برنده رو مشخص می‌کنه. 43:25.880 --> 43:27.120 ‫نوبت بازی منه. 43:46.320 --> 43:49.120 ‫این دست مال ماست، بازی رو هم بردیم! 43:50.160 --> 43:53.200 ‫چی؟ نه... فکر می‌کردم بردیم. 43:53.240 --> 43:55.040 ‫فکر می‌کردم سرباز خشت دست توئه! 43:56.920 --> 43:58.520 ‫ای وای. 43:58.560 --> 44:01.160 ‫تالار هاردیکر رو باختی. 44:04.560 --> 44:06.600 ‫اومدم طلبم رو بگیرم. 44:06.640 --> 44:08.200 ‫خونه رو سرِ کارت‌بازی شرط نبستی که؟ 44:08.240 --> 44:09.760 ‫مدرک وثیقه لازم بود. 44:09.800 --> 44:12.080 ‫- دلم می‌خواد منم نظرم رو بگم. ‫- شاید بهتر باشه بگی. 44:12.120 --> 44:15.160 ‫- همه حق دارن توی اون انتخابات نامزد بشن. ‫- حتی یه زن؟ 44:15.200 --> 44:16.720 ‫فقط دارم راه‌های جدیدی رو... 44:16.760 --> 44:18.720 ‫- برای گسترش دادن کسب‌وکار بررسی می‌کنم. ‫- و از ایده‌ی من خوشت اومده؟ 44:18.760 --> 44:20.440 ‫- آره. آره، خوشم اومده. ‫- لعنتی! 44:20.480 --> 44:22.320 ‫چرا داری هرچی رو که براش جون کندم ازم می‌گیری؟ 44:22.360 --> 44:25.000 ‫نمی‌خوام بخشی از این چشم‌اندازِ ‫عجیب‌وغریبت برای آینده باشم. 44:25.040 --> 44:28.160 ‫یه نامه‌ی رسواکننده به دستم رسیده. 44:28.200 --> 44:30.560 ‫پسر کوچیکتون نوشته بودش. 44:30.600 --> 44:32.040 ‫از کجا به دستش آوردی؟ 44:32.080 --> 44:34.480 ‫- باید یه خاکی به سرمون بریزیم، ‫- هیچ‌جوره نمی‌تونیم جلوش رو بگیریم.