WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:14.416 --> 01:15.958 ‫در آن دمِ شگفت‌انگیز، 01:17.416 --> 01:21.916 ‫کلیدهای رمز ملکیادس ‫بر آئورلیانو بابیلونیا آشکار شد، 01:22.500 --> 01:25.666 ‫و اون نوشته‌های روی طومارها رو دید که ‫به زیبایی و دقت 01:25.750 --> 01:28.208 ‫در زمان و مکان آدمیان ‫جا افتاده بود. 01:28.875 --> 01:31.625 ‫نخستین فرد از این دودمان به درختی بسته شده، 01:32.416 --> 01:36.500 ‫و آخرین فرد رو مورچه‌ها می‌خورند. 01:38.125 --> 01:41.958 ‫«صد سال تنهایی» 02:04.875 --> 02:08.916 ‫در مرکز دایره‌ گچی که فقط خود اون ‫می‌تونست واردش بشه، 02:09.000 --> 02:14.000 ‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا ‫با دستورهایی کوتاه و قاطع، 02:14.083 --> 02:15.291 ‫سرنوشت جهان رو رقم می‌زد. 02:16.666 --> 02:17.583 ‫- جناب سرهنگ. ‫- هوم؟ 02:18.583 --> 02:20.875 ‫یه تعداد زن اومدن باهاتون صحبت کنن. 02:20.958 --> 02:22.083 ‫بذار منتظر بمونن. 02:25.416 --> 02:27.166 ‫- آئورلیانو خوزه. ‫- قربان. 02:27.666 --> 02:28.916 ‫موچین رو بده. 02:29.875 --> 02:33.166 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:33.250 --> 02:36.750 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:36.875 --> 02:40.166 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:40.250 --> 02:41.916 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:43.791 --> 02:45.625 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:45.750 --> 02:47.375 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:47.500 --> 02:49.250 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:49.291 --> 02:51.125 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:51.166 --> 02:52.916 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:53.000 --> 02:54.791 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 02:56.666 --> 02:58.791 ‫مونکادا بیگناهه. ‫آزادش کنین! 02:58.875 --> 03:00.500 ‫آزادش کنین! 03:00.583 --> 03:01.791 ‫خانم‌ها، 03:02.875 --> 03:05.041 ‫دارین منع رفت‌وآمد رو زیر پا می‌ذارین. 03:05.666 --> 03:07.333 ‫برین خونه. 03:07.416 --> 03:09.916 ‫تو که دیگه شهر رو پس گرفتی آئورلیانو. 03:10.833 --> 03:12.541 ‫همین کافی نیست؟ 03:14.333 --> 03:16.958 ‫اگه حرف دیگه‌ای دارین، خانم‌ها 03:17.625 --> 03:20.583 ‫یه دادخواست رسمی به دادگاه نظامی ارائه بدین. 03:21.083 --> 03:22.250 ‫عصرتون بخیر. 03:22.833 --> 03:24.833 ‫می‌تونی هرچی که بخوای بگی. 03:26.375 --> 03:28.333 ‫ولی یادت نره، آئورلیانو... 03:29.916 --> 03:33.125 ‫که تا وقتی که خداوند بهم عمر بده، ‫من هنوزم مادرتم. 03:33.208 --> 03:35.541 ‫و هرچقدر هم که انقلابی باشی، 03:35.625 --> 03:39.666 ‫اگه لازم باشه می‌تونم تو رو تنبیه بدنی کنم. 03:41.375 --> 03:42.791 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 03:42.875 --> 03:45.416 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 03:45.416 --> 03:47.958 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 03:47.958 --> 03:49.791 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 03:49.791 --> 03:50.791 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 03:50.958 --> 03:52.958 ‫مونکادا رو آزاد کنین! 04:00.791 --> 04:04.791 ‫اینقدر از مرگ می‌ترسی که نمی‌تونی ‫با کسی که محکوم به اعدامه حرف بزنی؟ 04:15.916 --> 04:16.833 ‫خودشه. 04:18.875 --> 04:21.458 ‫قبل از اینکه اعدامم کنی ‫به چشم‌هام نگاه کن. 04:21.541 --> 04:23.666 ‫بذار حرفم رو واضح بزنم، خوزه راکل. 04:24.416 --> 04:25.833 ‫من اعدامت نمی‌کنم. 04:27.000 --> 04:28.875 ‫انقلاب داره اعدامت می‌کنه. 04:29.750 --> 04:31.625 ‫برو به جهنم، آئورلیانو. 04:32.500 --> 04:36.458 ‫خودت خوب می‌دونی که همه دادگاه‌های نظامی ‫نمایشی هستن. 04:39.250 --> 04:40.708 ‫یه چیزی رو بهم بگو. 04:43.291 --> 04:45.791 ‫اگه تو جای من بودی ‫همین کارو نمی‌‌کردی؟ 04:47.000 --> 04:48.208 ‫معلومه. 04:48.875 --> 04:49.708 ‫آره، 04:50.458 --> 04:52.625 ‫ولی اعدام شدن منو نگران نمی‌کنه. 04:53.208 --> 04:54.875 ‫چیزی که نگرانم می‌کنه 04:55.500 --> 04:58.125 ‫اینه که از بس از نظامی‌ها متنفر بودی 04:59.416 --> 05:01.333 ‫که در نهایت دقیقا مثل اونا شدی. 05:20.791 --> 05:22.625 ‫همگی توجه کنید! 05:26.458 --> 05:29.250 ‫در سراسر ماکوندو حکومت‌نظامی برقرار شده. 05:30.958 --> 05:33.250 ‫هیچکس اجازه نداره اینجا رو ترک کنه! 05:34.916 --> 05:36.333 ‫این موقع شب کجا میری؟ 05:37.791 --> 05:39.583 ‫تا اعدام رو نگاه کنم. 05:39.666 --> 05:41.166 ‫مگه منع رفت‌وآمد نیست؟ 05:42.541 --> 05:43.583 ‫می‌خوای بیای؟ 05:46.208 --> 05:47.625 ‫چرا می‌خوای اونو ببینی؟ 05:48.833 --> 05:50.666 ‫اونا بابای ما رو هم اعدام کردن. 05:50.750 --> 05:54.750 ‫خوزه آرکادیو سگاندو و آئورلیانو سگاندو ‫شبیه برادرها نبودن، 05:54.833 --> 05:57.166 ‫بلکه انگار باهم یکسان بودن. 05:57.250 --> 05:59.416 ‫اونقدر شبیه بودن 05:59.500 --> 06:01.958 ‫که حتی سانتا سوفیا د لا پیداد، 06:02.041 --> 06:04.250 ‫مادرشون هم نمی‌تونست از همدیگه تشخیص‌شون بده. 06:09.208 --> 06:10.500 ‫سربازها! 06:17.333 --> 06:18.541 ‫آماده! 06:21.791 --> 06:24.333 ‫...که در آسمانی، 06:25.500 --> 06:27.458 ‫نام تو مقدس باد، 06:28.583 --> 06:30.375 ‫ملکوت تو بیاید... 06:30.458 --> 06:31.291 ‫نشانه‌گیری کنید! 06:39.708 --> 06:40.791 ‫آتش! 06:55.666 --> 06:59.208 ‫...بلکه از شریر رهایی ده. ‫آمین. 07:02.583 --> 07:03.666 ‫اون زنده‌ست! 07:03.750 --> 07:06.375 ‫- بگیرینش! ‫- اون زنده‌ست! 07:06.458 --> 07:07.458 ‫اون زنده‌ست! 07:07.541 --> 07:09.500 ‫اون برادرزاده‌ی سرهنگه. 07:09.583 --> 07:10.750 ‫اون زنده‌ست! 07:11.375 --> 07:13.416 ‫- ببرش! ‫- اینطوری زنده زنده دفنش می‌کنین! 07:13.500 --> 07:14.583 ‫- بیا. ‫- قاتل‌ها! 07:14.666 --> 07:17.000 ‫- بگیرینش دیگه، لعنت. ‫- برو بیرون. 07:17.083 --> 07:18.625 ‫- از اینجا ببرینش. ‫- اون زنده‌ست! 07:18.708 --> 07:20.083 ‫راه بیفت. 07:22.000 --> 07:23.500 ‫قاتل‌ها! 07:23.583 --> 07:25.375 ‫اینطوری زنده زنده دفنش می‌کنین! 07:30.583 --> 07:31.916 ‫قاتل‌ها! 07:42.375 --> 07:46.708 ‫اونقدر مرگ ژنرال مونکادا ‫روی خوزه آرکادیو سگاندو تاثیر گذاشت 07:47.833 --> 07:49.916 ‫که از اون موقع به بعد ‫دیگه از جنگ متنفر شد 07:50.708 --> 07:53.333 ‫و تصمیم گرفت در کلیسای روستا ‫پناه بگیره. 07:55.666 --> 08:00.125 ‫ما اینجا جمع شدیم ‫تا به مرد بزرگی ادای احترام کنیم، 08:00.916 --> 08:04.958 ‫کسی که خداوند بامداد امروز ‫اون رو به ملکوت خویش فراخواند. 08:05.500 --> 08:08.666 ‫ژنرال خوزه راکل مونکادا. 08:09.416 --> 08:11.041 ‫خداوند اونو فرانخوند، پدر روحانی! 08:11.583 --> 08:13.583 ‫اون آشغال‌های لیبرال کشتنش. 08:13.666 --> 08:15.541 ‫- آره! ‫- سرهنگ کشتش. 08:15.625 --> 08:17.833 ‫- سرهنگ قاتل! ‫- بله، کار سرهنگ بود. 08:17.916 --> 08:19.125 ‫سرهنگ عوضی! 08:19.208 --> 08:21.083 ‫ساکت باشین، آقایون! 08:22.375 --> 08:24.708 ‫ما در منزل خداوند هستیم... 08:26.458 --> 08:28.666 ‫نه یه میدان عمومی. 08:35.208 --> 08:36.583 ‫در اون بین، 08:37.250 --> 08:39.958 ‫وقتی مشغول خوندن کتابی بود ‫که همینطوری پیداش کرده بود، 08:40.666 --> 08:43.916 ‫آئورلیانو سگاندو فورا ملکیادس رو به جا آورد. 08:46.541 --> 08:48.000 ‫درود، مرد جوان. 08:48.083 --> 08:52.416 ‫اون حافظه‌ی ارثی نسل ‌به ‌نسل منتقل شده بود. 08:53.458 --> 08:56.041 ‫و از حافظه‌ی پدربزرگش به اون رسید. 08:58.333 --> 08:59.166 ‫اون چیه؟ 08:59.250 --> 09:01.791 ‫از اون موقع به بعد، ‫هر روز عصر همدیگه رو می‌دیدن. 09:02.416 --> 09:04.458 ‫ملکیادس درباره دنیا براش تعریف می‌کرد. 09:05.458 --> 09:08.083 ‫اون سعی داشت دانش و حکمت قدیمیش رو ‫به اون منتقل کنه. 09:08.583 --> 09:11.208 ‫ولی حاضر نشد دست‌نوشته‌ها ‫رو ترجمه کنه، 09:11.750 --> 09:14.208 ‫چون قرار نبود تا گذشت صد سال 09:14.291 --> 09:16.666 ‫کسی معنی‌شون رو بفهمه. 09:42.500 --> 09:43.583 ‫خدانگهدار. 10:29.125 --> 10:32.750 ‫"من به تحکیمِ پیوندهایی ادامه میدم ‫که ما رو به تعلق داشتن 10:32.833 --> 10:34.958 ‫به این گوشه از جهان سرافراز می‌سازه". 10:35.583 --> 10:37.416 ‫کی این مزخرف رو نوشته؟ 10:48.250 --> 10:49.166 ‫توش شکر ریختی؟ 11:07.875 --> 11:09.416 ‫چی شده، بابا؟ 11:13.791 --> 11:16.166 ‫هی، چی شده؟ 11:16.250 --> 11:18.291 ‫- کمک! ‫- چی شده، دوست من؟ 11:18.375 --> 11:19.583 ‫نفس بکش، دوست من. 11:19.666 --> 11:20.875 ‫دکتر! 11:20.958 --> 11:22.750 ‫- نفس بکش. ‫- آئورلیانو، چی شده؟ 11:22.833 --> 11:24.166 ‫- دکتر خبر کنین! ‫- آئورلیانو! 11:26.375 --> 11:28.708 ‫مادر اورسولا، اونا آئورلیانو رو مسموم کردن! 11:36.625 --> 11:40.666 ‫سانتا سوفیا، سبدی با تخم‌مرغ، سرکه ‫و دو شاخه شوید آماده کن. 11:55.541 --> 11:57.125 ‫منو با پسرم تنها بذارین. 11:59.208 --> 12:00.375 ‫گفتم برین! 12:00.458 --> 12:01.583 ‫- بیاین. ‫- بریم. 13:25.166 --> 13:26.750 ‫آئورلیانو خوزه. 13:27.333 --> 13:28.458 ‫اونو ببخش. 13:28.958 --> 13:30.958 ‫هرکاری می‌کنیم ‫بازم همین کارو می‌کنه. 13:31.500 --> 13:34.083 ‫عادت بدی که نیست، مامان. ‫هوا گرمه. 13:35.833 --> 13:37.333 ‫حال بابات چطوره؟ 13:38.958 --> 13:40.458 ‫مادربزرگ هنوز پیششه. 13:41.166 --> 13:43.541 ‫به قدری سم استریکنین بهش دادن که ‫میشه باهاش یه اسب رو کشت، 13:43.625 --> 13:46.416 ‫ولی اورسولا میگه که زنده می‌مونه. 13:47.208 --> 13:48.166 ‫آمین. 13:48.958 --> 13:50.833 ‫اتاقت رو آماده کنم؟ 13:50.916 --> 13:52.458 ‫نه، ممنون. 13:55.500 --> 13:57.041 ‫فقط اومدم یه چیزی بردارم. 13:57.125 --> 13:58.583 ‫وسایلم هنوزم اونجان؟ 14:00.333 --> 14:02.375 ‫اورسولا بهمون اجازه نمیده ‫به چیزی دست بزنیم. 14:03.083 --> 14:06.666 ‫هنوزم امیدواره که یه روزی ‫سر عقل بیای. 14:12.166 --> 14:13.000 ‫ببخشید. 14:14.041 --> 14:14.958 ‫راحت باش. 14:18.541 --> 14:21.541 ‫بعدش آئورلیانو خوزه می‌دونست ‫باید چیکار کنه. 14:22.458 --> 14:25.041 ‫چون اون دیگه بچه‌ای نبود ‫که از تاریکی می‌ترسه، 14:26.083 --> 14:28.083 ‫بلکه یه حیوون وحشی بود. 14:28.916 --> 14:29.875 ‫کیه؟ 14:31.000 --> 14:31.833 ‫آمارانتا، منم. 14:35.500 --> 14:36.583 ‫در رو باز کن. 15:12.916 --> 15:17.500 ‫کسی نمی‌دونست که کِی خوزه آرکادیو سگاندو ‫به صدا در آوردن ناقوس‌ها... 15:20.166 --> 15:23.041 ‫یا کمک دادن در عشای ربانی ‫به پدر روحانی آنتونیو ایزابل، 15:23.125 --> 15:25.541 ‫یا رسیدگی به خروس‌های خونه‌ی کشیش ‫رو شروع کرده بود. 15:26.416 --> 15:29.250 ‫اون همونقدر که در شگردهای میدان خروس‌جنگی مهارت داشت، 15:29.750 --> 15:32.000 ‫در ترفندهای الهیاتی هم کارآزموده شد. 15:46.625 --> 15:48.291 ‫بیاین مبارزه رو شروع کنیم! 16:02.125 --> 16:05.333 ‫بکُشش! 16:05.416 --> 16:09.000 ‫بکُشش! 16:19.458 --> 16:20.791 ‫ممنون، مامان. 16:21.500 --> 16:24.333 ‫می‌خوای تا بهتر بشی ‫در ماکوندو بمونی؟ 16:31.791 --> 16:34.125 ‫در اون صورت، ‫خدا پشت و پناهت، پسرم. 16:55.125 --> 16:56.750 ‫آماده بشین، آقایون. 16:58.958 --> 17:01.208 ‫طبق برنامه همین امروز می‌ریم. 17:03.166 --> 17:07.208 ‫ببخشید، ولی باید چند روزی استراحت کنی، رفیق. 17:07.291 --> 17:10.250 ‫تصمیم گرفتم تو رو فرمانده مدنی و نظامی کنم. 17:15.125 --> 17:17.708 ‫ماکوندو به یه شخص قابل اعتماد نیاز داره. 17:18.750 --> 17:22.750 ‫و می‌خوام ترتیب کثافت‌هایی که ‫سعی کردن منو بکشن رو بدی. 17:27.541 --> 17:29.000 ‫پسرم کجاست؟ 17:33.041 --> 17:34.666 ‫آئورلیانو خوزه کجاست؟ 17:34.750 --> 17:35.958 ‫نمی‌دونم. 17:43.041 --> 17:45.583 ‫کسی که نمی‌خواد بخشی از یه انقلاب باشه… 17:46.916 --> 17:48.833 ‫نباید هم بشه. 18:05.791 --> 18:09.375 ‫- خبر سرهنگ شنیدی؟ ‫- معلومه. چیزی نمونده بود بکشنش. 18:13.083 --> 18:15.708 ‫امکان نداره. ‫دیگه آخر عمرشه. 18:16.333 --> 18:17.833 ‫دارین در مورد سرهنگ حرف می‌زنین؟ 18:19.000 --> 18:23.083 ‫- من فقط اومدم اینجا نوشیدنی بخورم، خب؟ ‫- باشه، نگران نباش. مشکلی نیست. 18:23.166 --> 18:25.875 ‫- همیشه یه جوره. ‫- ماکوندو لیبراله! 18:25.958 --> 18:27.333 ‫هی، تو چه مرگته؟ 18:28.041 --> 18:30.666 ‫امیدوارم سرهنگ رو بکشن! 18:30.750 --> 18:31.791 ‫خدا کنه بکشنش! 18:53.500 --> 18:55.083 ‫لیبرال‌ها رو بکشین! 20:05.625 --> 20:06.583 ‫ممنون. 20:12.458 --> 20:13.875 ‫من چطور از اینجا سر در آوردم؟ 20:15.375 --> 20:17.041 ‫نیمکت پارک رو ترجیح میدی؟ 20:25.833 --> 20:26.958 ‫یکی دیگه داری؟ 20:27.666 --> 20:28.958 ‫همینو بردار. 20:33.833 --> 20:37.125 ‫پیلار ترنرا تمام امیدش رو از دست داده بود، 20:38.041 --> 20:40.708 ‫ولی دلش بدون تلخی پیر شده بود. 20:46.166 --> 20:48.583 ‫با گذشت زمان، ‫اونا دیگه فقط مادر و پسر نبودن. 20:49.916 --> 20:52.208 ‫بلکه شریک و همدست تنهایی همدیگه شده بودن. 20:54.583 --> 20:56.625 ‫[تلگراف مارکُنی] 20:58.500 --> 21:00.250 ‫[احمق نباش. ‫بارون باریدن در آگوست طبیعیه.] 21:03.375 --> 21:05.833 ‫ارتش محافظه‌کار پیشروی نکرده. 21:06.541 --> 21:08.750 ‫وضعیت توی شهر تحت کنترله. 21:11.916 --> 21:15.375 ‫گرینلدو در مقام رئیس مدنی و نظامی ماکوندو، 21:16.125 --> 21:20.000 ‫هفته‌ای دو بار از طریق تلگراف 21:20.083 --> 21:22.250 ‫با سرهنگ آئورلیانو بوئندیا گفتگو می‌کرد. 21:26.041 --> 21:27.500 ‫سرهنگ مارکز... 21:28.958 --> 21:31.458 ‫ما به سیرا نوادا نزدیک شدیم. 21:32.625 --> 21:34.041 ‫جنگ سخته، 21:34.541 --> 21:36.375 ‫ولی این فداکاری‌ها بالاخره نتیجه میدن. 21:36.375 --> 21:39.291 ‫آئورلیانو، در ماکوندو داره بارون میاد. 21:45.333 --> 21:46.958 ‫احمق نباش، گرینلدو. 21:47.708 --> 21:50.125 ‫بارون در ماه آگوست توی ماکوندو طبیعیه. 22:08.541 --> 22:11.916 ‫امیدوارم که رحمت عیسی مسیح، ‫پروردگار ما، 22:12.000 --> 22:14.208 ‫همیشه همراه شما باشد. 22:14.291 --> 22:16.291 ‫امروز، مراسم آیین قربانی مقدس رو به‌جا میاریم 22:16.875 --> 22:20.625 ‫به نام پدر، پسر، و روح‌القدس. ‫آمین. 22:20.708 --> 22:21.833 ‫آمین. 22:25.041 --> 22:26.291 ‫می‌تونین بشینین. 22:28.625 --> 22:33.041 ‫امروز، مراسم آیین قربانی مقدس رو به‌ جا میاریم 22:33.125 --> 22:37.166 ‫تا اختلافات پیش‌ اومده در میان ما، 22:37.250 --> 22:38.708 ‫در سایه‌ی ایمان به مسیح ‫پایان پیدا کنه. 23:32.000 --> 23:34.666 ‫آمارانتا، محض رضای خدا، ‫چرا در رو باز نمی‌کنی؟ 23:44.333 --> 23:45.666 ‫خانم اورسولا، 23:46.833 --> 23:49.416 ‫اسم من آسونسیون سنتنو هست ‫و اینم پسرمه. 23:53.166 --> 23:55.750 ‫لازم نیست چیز دیگه‌ای بگی، خانم. 23:57.666 --> 23:59.541 ‫من این نگاه رو می‌شناسم. 24:01.875 --> 24:04.291 ‫آمارانتا؛ دفتر یادداشت رو بیار. 24:36.041 --> 24:38.375 ‫اونا بچه‌هایی با هر سنی میاوردن، 24:38.458 --> 24:39.958 ‫با هر رنگ پوستی، 24:40.458 --> 24:41.916 ‫ولی فقط پسرها. 24:47.916 --> 24:52.000 ‫اونا یه جور حس تنهایی‌ای داشتن، ‫جوری که اصلا نمی‌شد خویشاوندی‌شون رو زیر سوال برد. 25:11.500 --> 25:16.083 ‫اونا با اسم آئورلیانو و نام خانوادگی مادرشون ‫غسل تعمید داده شدن. 25:16.166 --> 25:18.875 ‫قانون استفاده از نام خانوادگی پدر ‫رو ممنوع کرده بود 25:18.958 --> 25:20.916 ‫مگر اینکه پدر اونا رو قبول کنه. 25:31.750 --> 25:35.083 ‫بعد می‌خوام چهار بطری نوشیدنی ‫از انبار بیاری. 25:35.583 --> 25:36.708 ‫فقط یکی مونده. 25:36.791 --> 25:38.416 ‫دیشب همه‌شون رو خوردن. 25:39.791 --> 25:42.166 ‫پس امروز از شربت متبرک استفاده می‌کنیم. 25:43.875 --> 25:45.291 ‫آهای! 25:46.250 --> 25:48.000 ‫سلام! 25:49.333 --> 25:52.125 ‫پدر، ببخشید که بی‌خبر اومدم. 25:52.625 --> 25:54.291 ‫بهم گفتن که شما خیلی مهربونی. 25:54.375 --> 25:55.875 ‫شاید بتونی کمکم کنی. 25:57.125 --> 25:58.375 ‫از دیدنت خوشحالم. 25:59.291 --> 26:01.916 ‫پترا کوتس. ‫تازه رسیدم ماکوندو. 26:02.416 --> 26:04.166 ‫پدر آنتونیو ایزابل هستم. 26:08.041 --> 26:13.208 ‫می‌خواستم بدونم که لطف می‌کنی بذاری ‫امشب روی خرگوشم شرط ببندم؟ 26:13.708 --> 26:15.583 ‫موقع خروس‌جنگی. 26:16.875 --> 26:20.541 ‫بستگی داره که به کدوم حزب سیاسی وابسته باشی، پترا. 26:24.125 --> 26:27.416 ‫پدر روحانی، من با حزب سیاسی خداوندم. 26:28.291 --> 26:30.708 ‫در اون صورت، امشب ساعت هشت بیا. 26:33.125 --> 26:35.208 ‫خدا حفظت کنه، پدر. 26:53.125 --> 26:54.708 ‫ده پزو روی گردباد می‌بندم. 26:55.208 --> 26:56.208 ‫تو چرا اومدی اینجا؟ 26:57.500 --> 26:58.708 ‫اومدم شرط ببندم. 26:59.500 --> 27:00.666 ‫یا من اجازه ندارم شرط ببندم؟ 27:01.708 --> 27:03.666 ‫اگه ببیننت، می‌ندازنت بیرون. 27:04.666 --> 27:07.125 ‫اینجا خونه‌ی خداست. 27:07.208 --> 27:08.625 ‫در اینجا به روی همه بازه. 27:08.708 --> 27:10.708 ‫بیاین مبارزه رو شروع کنیم! 27:14.666 --> 27:17.333 ‫20 تا 15 روی پینتو. ‫کی پایه‌ست؟ 27:17.416 --> 27:20.666 ‫- اون یه لیبرال نیست؟ ‫- یالا خروس! زود باش. بزنش! 27:21.333 --> 27:24.041 ‫- بزنش، گردباد! ‫- بندازینش بیرون! 27:25.208 --> 27:27.375 ‫جریان چیه؟ ‫ولم کن، خوزه آرکادیو. 27:28.833 --> 27:31.250 ‫اگه دوباره به من دست بزنی، ‫صورتت رو داغون می‌کنم. 27:31.333 --> 27:33.500 ‫اون پسر سرهنگه! ‫بندازینش بیرون! 27:33.583 --> 27:34.833 ‫از اینجا ببرش. 27:34.916 --> 27:36.291 ‫بندازش بیرون. 27:37.791 --> 27:39.250 ‫باشه. کافیه. 27:41.458 --> 27:43.208 ‫لیبرال‌ها حق ندارن بیان اینجا. 27:44.000 --> 27:45.708 ‫کی گفته من لیبرال‌‌ام؟ 27:46.250 --> 27:48.041 ‫فقط می‌خواستم شرط ببندم. 27:50.625 --> 27:53.250 ‫برو خونه یا پیش کاتارینو. ‫توی حال خودت نیستی. 27:53.333 --> 27:55.125 ‫تو از کِی تا حالا محافظه‌کار شدی؟ 27:59.333 --> 28:01.458 ‫و چرا داری عشقت رو قایم می‌کنی؟ 28:03.291 --> 28:04.583 ‫اون عشق من نیست. 28:07.833 --> 28:08.958 ‫خوشوقتم. 28:16.541 --> 28:18.083 ‫رفتار برادرزاده‌ام رو ببخش. 28:18.708 --> 28:21.875 ‫اون هنوز تو زندگیش زنی رو نشناخته. ‫واسه همین اینقدر بی‌ادبه. 28:22.875 --> 28:24.583 ‫ولی من خیلی با زن‌ها آشنایی دارم. 28:28.166 --> 28:29.125 ‫فقط برو. 28:30.125 --> 28:31.125 ‫برو پی کارت. 28:32.916 --> 28:33.958 ‫خوزه آرکادیو. 28:36.375 --> 28:37.750 ‫زنده‌باد عشق! 28:53.250 --> 28:54.708 ‫خبری شد؟ 28:55.791 --> 28:58.708 ‫فرستاده‌ای با پیامی از رئیس جمهور اومده. 28:59.250 --> 29:00.541 ‫بهش بگو بیاد داخل. 29:01.375 --> 29:02.500 ‫و گوش کن چی میگم. 29:02.583 --> 29:03.916 ‫یه روپوش برام بیار. 29:04.791 --> 29:06.375 ‫اینجا هوا خیلی سرده. 29:20.708 --> 29:22.750 ‫صبح بخیر. 29:23.458 --> 29:24.958 ‫من یه نامه 29:25.958 --> 29:26.958 ‫از طرف رئیس جمهور 29:28.291 --> 29:29.583 ‫براتون آوردم. 29:31.416 --> 29:32.416 ‫خودت بخونش. 29:32.916 --> 29:34.291 ‫من دارم لباس می‌پوشم. 29:38.208 --> 29:43.208 ‫آئورلـ... عزیز... 29:43.291 --> 29:44.291 ‫بوئندیا. 29:44.375 --> 29:45.750 ‫بوئندیا. 29:46.583 --> 29:48.833 ‫ملت تشنه صلح هست. 29:52.500 --> 29:55.000 ‫ازت می‌خوام که آتش‌بس رو در نظر بگیری. 29:55.583 --> 29:56.833 ‫با تسلیم شدن، 29:56.916 --> 30:00.666 ‫ما آینده‌ای رو تضمین می‌کنیم که اسم تو ‫به خاطر درگیری در خاطر نمونه، 30:00.750 --> 30:02.916 ‫بلکه به خاطر قهرمانی در صلح ‫به یادگار بمونه. 30:17.416 --> 30:22.375 ‫آقای رئیس جمهور عزیز... 30:24.750 --> 30:26.500 ‫با کمال احترام... 30:30.000 --> 30:34.208 ‫خودت و آتش‌بست برین به درک. 30:59.083 --> 31:01.791 ‫اون که در تنهاییِ قدرت عظیمش گم شده بود، 31:02.333 --> 31:03.791 ‫کم کم دچار سردرگمی شد. 31:06.416 --> 31:09.625 ‫دستوراش قبل اینکه اصلا صادر بشن، 31:10.333 --> 31:12.416 ‫حتی قبل اینکه به ذهن خودش خطور کنن ‫اجرا می‌شدن. 31:13.916 --> 31:15.750 ‫و همیشه حتی از چیزی که 31:15.833 --> 31:18.583 ‫خودش جرات داشت دستور بده هم ‫فراتر می‌رفتن. 31:22.000 --> 31:26.000 ‫[سرهنگ آئورلیانو بوئندیا ‫با آتش‌بس موافقت نکرد.] 31:42.500 --> 31:43.958 ‫آئورلیانو بوئندیا... 31:46.916 --> 31:49.791 ‫سرکرده گروه شورشی در کارائیب، 31:50.708 --> 31:54.708 ‫خشونت راه انداخته و پیغامی وحشتناک ‫برای رئیس‌جمهور فرستاده. 31:59.000 --> 32:00.333 ‫شواهد نشون میده 32:01.583 --> 32:03.666 ‫که خود بوئندیا 32:03.750 --> 32:06.416 ‫شخصا فرستاده رو سر بریده 32:08.083 --> 32:12.041 ‫تا پیغام ترسناکش رو واسه رئیس‌جمهور بفرسته. 32:12.375 --> 32:16.875 ‫این پیغام که رد کامل و بی‌ قید و شرط آتش‌بس هست، 32:16.875 --> 32:19.083 ‫کل کشور رو در شوک فرو برده. 32:20.750 --> 32:22.791 ‫می‌خوام یکی رو ببینی. 32:22.875 --> 32:24.916 ‫اوه، جدی؟ ‫کی هست؟ 32:25.708 --> 32:26.750 ‫بمون. 32:27.666 --> 32:29.500 ‫تو رو بهش معرفی می‌کنم. 32:32.250 --> 32:34.875 ‫قول میدم زود برگردم، ‫بعد می‌تونی معرفی‌ام کنی. 32:44.666 --> 32:47.375 ‫فردا به مقصد آستوریاس حرکت می‌کنیم. 32:47.458 --> 32:50.541 ‫پرتغال که به ما پناه داد، ‫باعث میشه یه قدم محکم بریم جلو. 32:50.625 --> 32:51.833 ‫پس، فردا می‌بینمت. 32:51.916 --> 32:54.041 ‫راحت بخواب، تئودیا. 32:54.125 --> 32:57.916 ‫قربان، موقع خواب مواظبم هستین؟ 32:58.000 --> 33:00.666 ‫از این به بعد، بین ما دو نفر، ‫نه اولی وجود داره نه دومی. 33:00.750 --> 33:03.458 ‫- قربان... ‫- تا سحر تنهام بذار. 33:04.750 --> 33:07.291 ‫من هرچیزی که دوست داشتم ‫رو اونجا از دست دادم. 33:07.375 --> 33:08.458 ‫- منم همینطور. ‫- منم همینطور. 33:08.541 --> 33:10.583 ‫پدر و مادرم، ‫خواهر و برادرم... 33:11.416 --> 33:12.958 ‫- دوست‌هام بهم خیانت کردن. ‫- دوست‌های منم همینطور. 33:13.041 --> 33:15.708 ‫دوست‌های منم همینطور. ‫مجبور شدم فرار کنم. 33:15.791 --> 33:17.958 ‫- هیچی از این بدتر نیست. ‫- برای منم همینطور. 33:18.041 --> 33:20.833 ‫بعضی اوقات به انتقام هولناک فکر می‌کنم. 33:22.375 --> 33:24.791 ‫- اون خنجر توئه؟ ‫- بله. 33:24.875 --> 33:27.375 ‫اون آهن، مرگ گوت‌هاست. 33:27.458 --> 33:29.333 ‫- من یک گوت هستم. ‫- منم همینطور! 33:29.416 --> 33:31.083 ‫دشمنش هم همینطور. 33:31.166 --> 33:32.500 ‫هی، ساکت باش. 33:46.666 --> 33:48.750 ‫من تا حالا تئاتر نرفته بودم. 33:48.833 --> 33:50.958 ‫منم همینطور. ‫زود برمی‌گردیم. 33:51.041 --> 33:53.666 ‫برو گمشو، عوضیِ محافظه‌کار! 33:55.750 --> 33:57.583 ‫پدرسوخته‌ واقعی تویی! 33:57.666 --> 33:58.750 ‫درسته! 33:59.708 --> 34:01.125 ‫- خودشه. ‫- خدای من. 34:02.625 --> 34:04.541 ‫اولین سنگ رو کسی بزنه... 34:07.000 --> 34:10.541 ‫که زیر پر و بال مادرش کِز نکرده باشه. 34:12.708 --> 34:14.375 ‫دوباره در مورد اون حرف بزنی، می‌کشت! 34:14.458 --> 34:16.291 ‫- پدر سوخته! ‫- نشونش بده رئیس کیه! 34:16.375 --> 34:18.208 ‫و به علاوه اینکه مادرش آشغاله، 34:18.916 --> 34:19.833 ‫یه بوئندیا هم هست. 34:19.916 --> 34:21.375 ‫بوئندیاها رو از اینجا بیرون کنین! 34:22.625 --> 34:25.708 ‫پسر اول بزرگترین عوضی‌ای که ‫این شهر تا حالا دیده. 34:30.125 --> 34:31.583 ‫یالا. بریم خونه. 34:44.041 --> 34:45.666 ‫کارملیتا مونتیل، 34:46.791 --> 34:51.166 ‫یه دختر ۲۰ ساله، ‫تازه با بهارنارنج حموم کرده بود. 34:52.208 --> 34:55.291 ‫داشت روی تخت پیلار ترنرا ‫برگ‌ رزماری می‌ریخت 34:55.375 --> 34:57.000 ‫که صدای تیر اومد. 35:00.333 --> 35:02.125 ‫- بگیرینش! ‫- جلوش رو بگیرین! 35:04.916 --> 35:07.625 ‫اون عوضی محافظه‌کار رو بکشین! 35:13.458 --> 35:16.250 ‫آئورلیانو خوزه سرنوشتش این بود 35:16.333 --> 35:18.416 ‫که خوشی‌ای که آمارانتا ازش دریغ کرد ‫رو تجربه کنه. 35:19.125 --> 35:20.958 ‫تا هفت‌تا بچه داشته باشه 35:21.958 --> 35:24.041 ‫و در پیری توی آغوش اون بمیره. 35:53.250 --> 35:55.166 ‫یه گروه لازم بود 35:55.833 --> 35:59.416 ‫تا جنازه وارفته مردی که ‫مثل نون خیس‌خورده تیکه ‌تیکه می‌شد 36:00.416 --> 36:02.791 ‫رو بذارن تو فرغون. 36:08.125 --> 36:10.958 ‫خدا بیامرزتش. 36:11.625 --> 36:15.083 ‫به نام پدر، پسر و روح‌القدس. 36:16.000 --> 36:18.500 ‫خدا بیامرزتت، پسرم. 36:59.750 --> 37:03.708 ‫[غرورهای انسانی اینجا تموم میشه] 37:09.375 --> 37:10.208 ‫چند ماه بعد، 37:10.291 --> 37:13.208 ‫سرهنگ آئورلیانو بوئندیا ‫بعد از اینکه 37:14.333 --> 37:17.541 ‫برای سرکوب شورش‌های افسرهای خودش، ‫بی‌رحمی رو 37:18.041 --> 37:21.500 ‫به حد باورنکردنی رسونده بود ‫به ماکوندو برگشت. 37:36.333 --> 37:38.416 ‫اون بدون هیچ سر و صدا ‫یا محافظ برگشت. 37:40.458 --> 37:42.958 ‫با وجود گرما، پتو دور خودش پیچیده بود. 37:44.041 --> 37:45.666 ‫خسته از بلاتکلیفی، 37:45.750 --> 37:48.291 ‫از دور باطل اون جنگ ابدی 37:48.791 --> 37:51.500 ‫که همیشه اون رو یک‌جا گیر انداخته بود. 37:52.541 --> 37:54.291 ‫روز به‌ روز پیرتر، 37:55.041 --> 37:56.333 ‫خسته‌تر، 37:57.208 --> 38:02.041 ‫و بدون اینکه بدونه چرا، چطوری، ‫یا تا کی. 38:13.625 --> 38:15.916 ‫چطور می‌تونی اینجا پیش یه قاتل بشینی؟ 38:16.000 --> 38:17.125 ‫ممنون. 38:21.625 --> 38:24.375 ‫- پسر خودش به خاطر اون کشته شد. ‫- این حرف رو نزن. 38:24.958 --> 38:27.916 ‫- آئورلیانو خوزه... ‫- اونا انتقام وحشی‌گری‌هاش رو گرفتن. 38:28.000 --> 38:29.291 ‫اونو کشتن... 38:31.041 --> 38:34.416 ‫چون جنگ همیشه در حق بی‌گناهان ‫بیشتر نامردی می‌کنه. 38:36.166 --> 38:38.083 ‫ولی همه جنگ‌ها همینطوری هستن. 38:56.000 --> 38:59.166 ‫اینا اسم‌ بقیه بچه‌هات هستن. 39:01.333 --> 39:03.916 ‫تا الان 17تاشون خودشون رو معرفی کردن. 39:06.708 --> 39:08.250 ‫بعد سرهنگ فهمید 39:08.333 --> 39:12.541 ‫که اون کودکان و نوجوون‌ها ‫که همه‌جا بودن، 39:13.500 --> 39:16.041 ‫و با چشم‌های خود اون ‫بهش نگاه می‌کردن، 39:17.041 --> 39:21.166 ‫بچه‌هایی بودن که با زن‌هایی آورده بود ‫که اصلا اسمشون رو نمی‌دونست. 39:21.208 --> 39:21.833 ‫آئورلیانو. 39:27.500 --> 39:28.791 ‫چطوری، پسرم؟ 39:38.208 --> 39:41.333 ‫از پایتخت خبر رسید که به ماکوندو برگشتی. 39:42.666 --> 39:44.750 ‫یه فرستاده دیگه فرستادن. 39:46.166 --> 39:47.833 ‫وکلای حزب. 39:53.500 --> 39:54.750 ‫آقای بوئندیا. 39:55.333 --> 39:57.250 ‫ما از طرف رئیس جمهور تشریف آوردیم. 39:57.333 --> 39:59.666 ‫می‌دونم چی می‌خواین. ‫بیاین بهش بپردازیم. 40:00.500 --> 40:02.041 ‫خب، آقای بوئندیا، 40:03.041 --> 40:06.083 ‫رئیس‌جمهور دوباره روی قولش تاکید می‌کنه 40:06.166 --> 40:10.500 ‫که در ازای سه چیز، ‫اجازه مشارکت سیاسی 40:10.583 --> 40:12.291 ‫توی تمام شهرهایی که آزاد کردی ‫رو بهت بده. 40:12.375 --> 40:13.458 ‫گوشم با شماست. 40:13.541 --> 40:14.416 ‫بله. 40:16.000 --> 40:21.416 ‫اول اینکه باید از بازبینی سندهای مالکیت بگذری. 40:22.625 --> 40:27.666 ‫مورد دوم، باید دست از مبارزه ‫با نفوذ روحانی‌ها برداری. 40:28.750 --> 40:30.125 ‫و در نهایت، 40:30.208 --> 40:34.041 ‫باید برای حفظ بنیان خانواده، 40:34.125 --> 40:37.125 ‫دست از خواسته‌های مربوط به حقوق برابر 40:37.208 --> 40:40.000 ‫واسه بچه‌های نامشروع و مشروع برداری. 40:46.416 --> 40:48.083 ‫این یعنی... 40:48.958 --> 40:50.708 ‫طی 20 سال گذشته، 40:51.833 --> 40:54.666 ‫ما فقط به خاطر قدرت جنگیدیم. 41:07.083 --> 41:08.625 ‫کجا رو امضا کنم؟ 41:10.416 --> 41:11.291 ‫قلم. 41:11.375 --> 41:13.333 ‫بفرمایین، آقای بوئندیا. 41:13.416 --> 41:14.250 ‫می‌تونین اینجا رو امضا کنین. 41:14.333 --> 41:17.458 ‫ببخشید، سرهنگ ‫ولی این کار خیانت هست. 41:22.125 --> 41:23.583 ‫چی گفتی، گرینلدو؟ 41:23.666 --> 41:25.916 ‫اگه این آتش‌بس رو امضا کنی... 41:27.250 --> 41:29.416 ‫داری قید همه مبارزه‌هامون رو می‌زنی. 41:30.041 --> 41:31.958 ‫و این باعث میشه یه خائن باشی. 41:39.000 --> 41:41.000 ‫برو با مادرت خداحافظی کن. 41:45.416 --> 41:48.750 ‫از این به بعد، در اختیار دادگاه نظامی هستی. 41:58.750 --> 42:00.833 ‫مواظب قلبت باش، آئورلیانو. 42:00.916 --> 42:02.708 ‫داری زنده زنده می‌پوسی، دوست من. 42:38.958 --> 42:40.958 ‫می‌دونم که می‌خوای گرینلدو رو بکشی. 42:42.208 --> 42:44.833 ‫من هیچ‌جوره نمی‌تونم جلوش رو بگیرم، 42:45.583 --> 42:48.125 ‫ولی یه هشداری بهت میدم، آئورلیانو. 42:48.625 --> 42:51.125 ‫همین که جسد رو ببینم، 42:52.250 --> 42:55.458 ‫به قبر پدر و مادرم قسم... 42:57.583 --> 43:00.416 ‫به یاد خوزه آرکادیو بوئندیا قسم... 43:03.375 --> 43:05.958 ‫خدا خودش شاهده، آئورلیانو... 43:07.333 --> 43:09.750 ‫هرجا که بری پیدات می‌کنم، 43:11.250 --> 43:13.833 ‫و با دست‌های خودم می‌کشمت. 43:15.458 --> 43:17.666 ‫همون کاری رو می‌کنم... 43:19.583 --> 43:22.208 ‫که اگه با دم خوک به دنیا میومدی می‌کردم. 43:57.625 --> 43:59.625 ‫این بازی کثیف دیگه تموم شد، رفیق. 44:00.416 --> 44:01.500 ‫تو آزادی. 44:02.916 --> 44:06.041 ‫حاضرم تیربارون بشم ‫ولی خائن شدن تو رو نبینم. 44:06.125 --> 44:07.208 ‫نه، رفیق. 44:09.041 --> 44:10.791 ‫خائن شدن منو نمی‌بینی. 44:15.541 --> 44:18.375 ‫تا پشه‌ها دخلت رو نیاوردن ‫از اونجا برو بیرون. 44:24.916 --> 44:29.791 ‫[قرارداد صلح بین دولت و نیروهای شورشی امضا شد] 44:40.541 --> 44:42.541 ‫سرحال‌تر از همیشه‌ای، سرهنگ. 44:42.625 --> 44:44.750 ‫می‌تونی 30 جنگ دیگه‌ رو بگذرونی. 44:45.458 --> 44:47.708 ‫قلب من دقیقا کجاست؟ 44:49.625 --> 44:51.458 ‫همه بهم میگن پوسیده. 44:58.250 --> 44:59.416 ‫اجازه بده. 45:38.875 --> 45:40.000 ‫اینا چیه؟ 45:42.708 --> 45:44.333 ‫پروژه‌های پدرِ پدربزرگ. 45:49.041 --> 45:50.041 ‫اون درستشون کرده؟ 45:50.958 --> 45:52.208 ‫بعضی‌ها رو آره. 45:52.291 --> 45:54.375 ‫چیزی نمونده بود زنش رو دیوونه کنن. 45:54.458 --> 45:56.625 ‫اگه تو هم همینطوری حواسم رو پرت کنی، ‫دیوونه‌ام می‌کنی. 45:58.291 --> 46:00.250 ‫خوزه آرکادیو سگاندو هرگز نمی‌فهمه 46:00.333 --> 46:04.208 ‫چیزی که پیدا کرده بود، ‫سرنوشت ماکوندو رو عوض می‌کنه. 46:06.708 --> 46:08.125 ‫در رو باز کن، آئورلیانو. 46:08.208 --> 46:09.041 ‫اومدم. 46:10.500 --> 46:12.083 ‫چهره‌ات چرا اینطوریه، خوزه آرکادیو؟ 46:12.166 --> 46:13.500 ‫بریم صلح رو جشن بگیریم. 46:13.583 --> 46:16.666 ‫خیلی وقت‌ها با برادرش اشتباه گرفته می‌شد. 46:17.250 --> 46:20.625 ‫اون روز، آئورلیانو سگاندو ‫اشتباه رو اصلاح نکرد. 46:54.583 --> 46:56.208 ‫صبح بخیر، سرهنگ. 46:56.291 --> 46:58.083 ‫خوش اومدی، سرهنگ. 46:59.250 --> 47:00.541 ‫قبل از امضا کردن، 47:01.833 --> 47:03.166 ‫یه درخواست دارم. 47:06.458 --> 47:10.916 ‫می‌خوام افرادم به عنوان ایثارگران جنگ ‫حقوق بازنشستگی بگیرن، 47:11.625 --> 47:14.041 ‫و ما به عنوان یک ارتش قانونی ‫به رسمیت شناخته بشیم. 47:15.750 --> 47:17.291 ‫در ازای تسلیم کامل 47:18.166 --> 47:19.958 ‫کل درخواستم همینه. 47:23.333 --> 47:24.791 ‫نگران نباش، سرهنگ. 47:25.916 --> 47:27.208 ‫بهت قول میدم. 47:31.125 --> 47:31.958 ‫از این طرف. 48:40.958 --> 48:42.208 ‫آئورلیانو. 49:09.791 --> 49:14.791 www.Doostihaa.com