WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:19.208 --> 00:20.750 ‫[بوستون] 00:20.791 --> 00:22.708 ‫خانواده من باور دارن ‫که آدم باید بخشنده باشه. 00:22.791 --> 00:25.916 ‫واسه همین افتخار می‌کنم که یکی از مراکز ‫آموزش و حمایت اولیه یاری‌رسانمون رو... 00:25.916 --> 00:26.750 ‫[هشت سال پیش] 00:26.791 --> 00:30.583 ‫درست همین‌جا، ‫توی شهر مادری خودم افتتاح کنیم. 00:30.666 --> 00:35.125 ‫تا بتونیم از کودکان در معرض آسیب، ‫تحت محیطی امن و صمیمی حمایت کنیم. 00:35.208 --> 00:38.708 ‫بدین ترتیب، خیلی سپاسگزارم ‫که قدم‌رنجه فرمودین. 00:38.791 --> 00:40.333 ‫لطفا از ادامه شب لذت ببرین. 00:45.250 --> 00:46.958 ‫- چطور بود؟ ‫- عالی بود. 00:48.666 --> 00:50.625 ‫حالا نظر واقعیت چیه؟ 00:51.500 --> 00:52.666 ‫چقدر وقت داریم؟ 00:54.208 --> 00:56.166 ‫- بله که دارم. ‫- واقعا؟ 00:56.833 --> 00:59.041 ‫به قول نویسنده‌ها ‫نوشتن اصلی توی بازنویسیه. 00:59.125 --> 01:00.333 ‫- جدی؟ ‫- جدی. 01:01.583 --> 01:05.500 ‫ریچل، این صرفا سخنرانی خوش‌آمدگوییه. ‫مقاله افشاگرانه روزنامه گلوب نیست، خب؟ 01:05.583 --> 01:07.666 ‫حتما که نباید... ‫این واقعا جمله خوبی بود. 01:07.750 --> 01:09.875 ‫- آره، ولی بهترش می‌کنم. ‫- می‌دونی چیه؟ 01:09.958 --> 01:12.791 ‫- دیگه ادامه نده. بسه. ‫- وایستا، تو رو خدا. نه، نه، نه. 01:12.875 --> 01:14.791 ‫دارمش، دارمش. ‫ولی دستت درد نکنه. 01:19.833 --> 01:21.125 ‫ببین، من رو نگاه. 01:21.208 --> 01:24.208 ‫این کار فوق خفنی که واسه امشب ‫انجام دادی به چشم مامانت میاد. 01:24.291 --> 01:25.916 ‫- مطمئن باش. ‫- بعید می‌دونم. 01:26.750 --> 01:28.666 ‫انگار من هنوز توی چشمش... 01:30.000 --> 01:33.833 ‫همون بچه ول‌خرجی هستی که یه بار ‫یه طبقه کامل هتل ریتز رو کرایه کرد... 01:33.916 --> 01:36.291 ‫تا با مشوّق‌های تیم پتریوتز مهمونی بگیره. 01:36.375 --> 01:37.916 ‫ولی گمونم تیم سلتیکز بود. 01:39.000 --> 01:40.708 ‫من که دیگه اون آدم نیستم. 01:40.791 --> 01:42.791 ‫- واقعا نیستم. ‫- می‌دونم. 01:42.875 --> 01:43.958 ‫صرفا... 01:44.041 --> 01:46.708 ‫از هم که جدا شدیم، ‫من زندگیم رو جمع و جور کردم. 01:46.791 --> 01:49.333 ‫حتی رفتم توی بنیاد خیریه مامانم کار کنم. 01:49.833 --> 01:51.541 ‫تو مسیر زندگیم رو درست کردی، 01:51.625 --> 01:54.791 ‫ولی انگار اون نمی‌خواد قبول کنه. 01:56.250 --> 01:57.166 ‫هیدن، بالاخره که... 01:57.250 --> 01:59.750 ‫یه روز قراره به میل خودت زندگی کنی، ‫نه اینکه اون رو راضی کنی. 01:59.833 --> 02:03.916 ‫ضمنا، محض اطلاع حضار در صحنه ‫باید بگم که ما جدا نشدیم، 02:04.000 --> 02:05.500 ‫تو تصمیم گرفتی جدا شیم. 02:06.250 --> 02:07.916 ‫بدترین اشتباه زندگیم بود. 02:14.500 --> 02:16.041 ‫حالا یه فرصت دیگه بهم بده. 02:22.250 --> 02:23.791 ‫نمی‌خوام همین ارتباطمون هم خراب شه. 02:26.625 --> 02:27.875 ‫عجب. 02:28.916 --> 02:30.958 ‫پس این شکلیه. 02:31.750 --> 02:32.708 ‫چی؟ 02:33.416 --> 02:34.916 ‫اینکه آدم به مراد دلش نرسه. 02:37.708 --> 02:38.791 ‫تازه... 02:40.916 --> 02:44.583 ‫این تنها ارتباط عمیق زندگیمه ‫که ریش و قیچی دست خودمه. 02:47.625 --> 02:48.750 ‫بیا. 02:49.791 --> 02:50.958 ‫بهت افتخار می‌کنم. 02:58.875 --> 03:00.083 ‫پس کو؟ 03:01.125 --> 03:02.250 ‫ریچل کو؟ 03:03.666 --> 03:05.083 ‫اگه نگی زنگ می‌زنم پلیس. 03:05.166 --> 03:06.875 ‫اف‌بی‌آی بازداشتش کرد. 03:06.958 --> 03:08.458 ‫اف‌بی‌آی بازداشتش کرد؟ اصلا... 03:09.250 --> 03:10.833 ‫تو چرا گذاشتی این بلا سرش بیاد؟ 03:10.916 --> 03:12.291 ‫من که نخواستم اینطوری شه. 03:13.500 --> 03:15.666 ‫- می‌شه توضیح بدم؟ ‫- توی کلانتری توضیح بده. 03:16.458 --> 03:17.708 ‫پسرم زنده است. 03:37.458 --> 03:40.750 ‫تحقیقات برای یافتن دیوید باروز ‫همچنان در جنوب منهتن ادامه داره. 03:40.833 --> 03:45.125 ‫ماموران در حال پیگیری سرنخ‌ها هستن، ‫اما مجرم تا این لحظه همچنان متواریه. 03:45.166 --> 03:47.541 ‫[مدت ۳۴ ساعت پس از فرار دیوید] 03:47.583 --> 03:48.750 ‫سلام. 03:48.833 --> 03:49.708 ‫سلام. 03:51.250 --> 03:53.625 ‫- هنوز با هیلده حرف نزدی؟ ‫- نه. 03:54.250 --> 03:56.458 ‫وقتی اورژانس بیاد پایین می‌گن ‫می‌شه رفت بالا یا نه. 03:57.041 --> 03:59.208 ‫راستی، موضوع حرفت چی بود؟ 03:59.291 --> 04:01.583 ‫- یعنی چی؟ ‫- حرفت توی ون. 04:02.750 --> 04:04.833 ‫گفتی درباره یه موضوعی ‫می‌خوای باهام حرف بزنی. 04:06.166 --> 04:09.208 ‫جولی می‌گه بهتره ریاست کارگروه ویژه ‫فراری‌های سیاتل رو قبول کنم. 04:10.416 --> 04:11.458 ‫خبر خوبیه دیگه. 04:11.541 --> 04:13.666 ‫ولی در اون صورت باید ‫به سیاتل منتقل بشم. 04:13.750 --> 04:15.458 ‫اگه بمونی که از رفت و آمد بیچاره می‌شی. 04:17.166 --> 04:18.000 ‫نظر تو چیه؟ 04:19.583 --> 04:20.916 ‫مامور ویلیامز. 04:21.000 --> 04:22.791 ‫گفتن الان می‌تونین باهاش صحبت کنین. 04:24.000 --> 04:27.958 ‫خانم وینسلو، بنده مامور مکس ویلیامزم. ‫ایشون مامور گریر همکارم هستن. 04:28.958 --> 04:30.750 ‫می‌دونم امشب خیلی اذیت شدین. 04:30.833 --> 04:33.666 ‫قول دادین ازم محافظت کنین، ‫ولی گذاشتین یه روانی روم تفنگ بکشه. 04:34.250 --> 04:37.708 ‫آره، عذرخواهی می‌کنم. ‫مطمئنا خیلی ترسیدین. 04:37.791 --> 04:39.041 ‫بله. 04:39.125 --> 04:41.791 ‫نگفت اینجا چیکار می‌کرد یا هدفش چی بود؟ 04:42.666 --> 04:43.583 ‫نه. 04:47.750 --> 04:49.541 ‫معذرت می‌خوام. پس... 04:50.541 --> 04:53.458 ‫یعنی به زور وارد شد، ‫روی شما اسلحه کشید، 04:54.541 --> 04:55.583 ‫اما دلیلش رو نگفت؟ 04:56.416 --> 04:57.250 ‫نه. 04:58.375 --> 05:02.125 ‫یعنی این همه راه تا نیویورک اومده بود ‫تا باهاتون صحبت کنه، ولی هیچی نگفت؟ 05:02.208 --> 05:04.000 ‫به نظرتون یه‌کم عجیب نیست؟ 05:04.708 --> 05:06.000 ‫می‌دونین دیگه چی عجیبه؟ 05:06.916 --> 05:09.916 ‫- اینکه تفنگش رو جا گذاشت. ‫- خیلی سریع بود. 05:10.000 --> 05:14.500 ‫ولی همچین هم سریع نبود، درسته؟ ‫چند دقیقه بود؟ ده دقیقه‌ای خونه‌تون بود؟ 05:19.041 --> 05:20.333 ‫خانم وینسلو... 05:23.416 --> 05:24.833 ‫چرا به ما دروغ می‌گین؟ 05:27.541 --> 05:29.250 ‫- دروغ نگفتم. ‫- واقعا؟ 05:30.958 --> 05:34.458 ‫شما گفتین ازم محافظت می‌کنین، ‫ولی الان انگار متهم گیر آوردین. 05:34.541 --> 05:36.541 ‫پله‌های اضطراری که باروز ازش فرار کرد، 05:37.291 --> 05:39.458 ‫همون که پشت پنجه اتاق خوابتونه، 05:39.541 --> 05:41.666 ‫از پذیرایی که دید نداره. 05:42.500 --> 05:43.833 ‫چطوری پله‌ها رو پیدا کرد؟ 05:44.916 --> 05:46.083 ‫لابد حدس زده بود. 05:47.541 --> 05:48.833 ‫درسته؟ 05:54.583 --> 05:57.708 ‫معلومه کمکش کرده فرار کنه. ‫چرا داره بهش کمک می‌کنه؟ 05:57.791 --> 05:58.666 ‫نظر خودت چیه؟ 05:58.750 --> 06:00.541 ‫به نظرم کلا قضیه رو اشتباه فهمیدیم. 06:00.625 --> 06:02.750 ‫اگه باروز واسه انتقام نیومده بود... 06:02.833 --> 06:05.000 ‫پس هدفی که به خاطرش اومد چی بود؟ 06:08.541 --> 06:09.583 ‫خب... 06:10.666 --> 06:13.041 ‫این خانمه، همون هیلده، ‫توی دادگاه شهادت دروغ داد. 06:13.125 --> 06:15.833 ‫همین دلیل واسه اعاده دادرسی کافیه دیگه. ‫چرا به پلیس نمی‌گین؟ 06:15.916 --> 06:17.458 ‫اگه آدم‌رباها بفهمن پای پلیس وسطه، 06:17.541 --> 06:18.833 ‫معلوم نیست چه بلایی سرش بیارن. 06:18.916 --> 06:21.750 ‫منظورت از آدم‌ربا همون مافیاهای بوستونه؟ 06:23.583 --> 06:25.583 ‫انتظار ندارم حرفم رو باور کنی. ‫فقط می‌خوام به ریچل کمک کنی. 06:25.666 --> 06:27.166 ‫قطعا می‌کنم. خودت هم می‌دونی. 06:27.250 --> 06:29.375 ‫- موضوع این نیست. ‫- هوم. پس چیه؟ 06:29.458 --> 06:34.083 ‫حتی اگه بتونم پاش رو بیرون بکشم، ‫که احتمالش کمه، بعدش چی می‌شه؟ 06:34.708 --> 06:37.916 ‫اگه ببینن داره باهات همکاری می‌کنه، ‫تهش دوباره... سر از زندان در میاره. 06:38.000 --> 06:40.625 ‫- خودم تبرئه‌اش می‌کنم. ‫- خواب دیدی خیر باشه. 06:40.708 --> 06:43.958 ‫این دختر وقتی روی یه چیزی کلید کنه، ‫دیگه ول‌کن قضیه نیست. 06:44.041 --> 06:47.041 ‫این حرف‌ها مهم نیست. ‫هیلده گفت قراره فردا کمکم کنه. 06:48.791 --> 06:51.708 ‫می‌خوام به راسو زنگ بزنی و بگی ‫اول وقت بیاد نیویورک، می‌تونی؟ 06:53.833 --> 06:56.041 ‫بعدش دیگه گذرمون ‫به همدیگه نمیفته. 06:56.708 --> 06:59.625 ‫ریچل رو بیار بیرون، بگو ازش ممنونم، ‫خودم متیو رو پیدا می‌کنم. 07:00.541 --> 07:01.375 ‫وایستا. 07:04.916 --> 07:06.833 ‫شب می‌خوای کجا بمونی؟ 07:07.416 --> 07:10.000 ‫- نمی‌دونم. یه کاریش می‌کنم. ‫- جنابعالی تحت تعقیبی دیوید خان. 07:10.083 --> 07:12.958 ‫گمون نکنم راه زیادی ‫برات مونده باشه، حالا البته... 07:13.041 --> 07:14.583 ‫فعلا که اینجایی. 07:14.666 --> 07:15.875 ‫مطمئنی؟ 07:15.958 --> 07:18.125 ‫نه. اصلا و ابدا. 07:18.833 --> 07:20.500 ‫ولی فردا که ریچل رو ببینم، 07:20.583 --> 07:23.416 ‫نمی‌تونم برگردم بهش بگم ‫که از خونه بیرونت کردم، مگه نه؟ 07:34.125 --> 07:35.416 ‫داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم. 07:37.250 --> 07:39.708 ‫- پلیس مو رو از ماست بیرون کشیده. ‫- پلیس می‌گه کار خودش بوده. 07:39.791 --> 07:42.375 ‫از همون اول تمرکزشون روی طرف بود. ‫خودت که می‌دونی روالش چطوریه. 07:42.958 --> 07:45.708 ‫حتما یه سوال بی‌جواب مونده. ‫یه سرنخ مبهمی مونده... 07:45.791 --> 07:48.000 ‫که اون موقع به نظرشون مهم نیومده. 07:49.000 --> 07:53.041 ‫شبی که متیو رو دزدیدن، ‫شریل توی بیمارستان شیفت بود، نه؟ 07:53.125 --> 07:55.625 ‫سر یه تصادف اتوبوس گفتن بره. 07:55.708 --> 07:58.791 ‫دقیقا موضوع همینه. ‫هیچ گزارش تصادفی توی پرونده نبود. 07:59.416 --> 08:03.541 ‫خب، لابد گم و گور شده، ‫یا موقع پرونده‌سازی ضمیمه نشده. 08:03.625 --> 08:07.250 ‫قبول دارم، ولی دنیا پر از ‫سوال‌های بی‌جواب و مهملاته... 08:07.333 --> 08:09.791 ‫یکی از دوست‌هام توی سازمان حمل و نقله. ‫بذار نظر اون رو بپرسم. 08:15.625 --> 08:16.875 ‫روبه‌راهی؟ 08:17.458 --> 08:19.833 ‫- باید بیشتر زور می‌زدم. ‫- چیکار می‌کردی؟ 08:21.708 --> 08:23.041 ‫اولا که حرفش رو باور می‌کردم. 08:26.750 --> 08:28.791 ‫فیلیپ، من باید دوباره پسرم رو ببینم. 08:34.375 --> 08:35.791 ‫مرسی که کمک کردی. 08:37.958 --> 08:41.166 ‫باورت نمی‌شه چی شده. ‫دوستم پایگاه داده وزارت راه رو چک کرد. 08:41.250 --> 08:44.291 ‫علت اینکه هیچ گزارش تصادفی ‫توی پرونده ثبت نشده، 08:44.375 --> 08:46.541 ‫اینه که اون شب اصلا اتوبوسی تصادف نکرده. 08:46.625 --> 08:48.333 ‫نه، امکان نداره. 08:48.416 --> 08:50.291 ‫حتما کارآگاه‌ها روایت شریل رو ‫راستی‌آزمایی کردن. 08:50.375 --> 08:51.666 ‫اتفاقا کردن. 08:52.791 --> 08:57.083 ‫کارآگاه‌ها با یکی از... ‫مدیرهای بیمارستان حرف زده. بیا، بخون. 08:58.125 --> 08:59.708 ‫طرف تایید کرده... 09:00.333 --> 09:04.291 ‫که شریل اون شب به خاطر ‫تصادف اتوبوس پیج شده بود. 09:05.541 --> 09:06.791 ‫رونالد دریزون. 09:06.875 --> 09:08.708 ‫شوهر جدید شریله. 09:10.666 --> 09:12.666 ‫- من و آدام باهاش حرف می‌زنیم. ‫- نه. 09:14.000 --> 09:15.000 ‫خودم حرف می‌زنم. 09:23.083 --> 09:24.750 ‫باید به حرفم گوش کنی. 09:25.833 --> 09:27.208 ‫درباره متیو می‌خوام بگم. 09:28.416 --> 09:29.708 ‫به نظرمون زنده است. 09:30.875 --> 09:33.583 ‫دکتر دریزون. اوضاع چطوره؟ 09:33.666 --> 09:36.208 ‫امکانش هست بتونم راضیت کنم ‫که بین ویزیت بیمارهات یه سر بیای؟ 09:36.291 --> 09:37.583 ‫آره. چرا که نه؟ 09:38.291 --> 09:41.875 ‫بخش زنان و جراحی اطفال ‫خیلی اوقات با هم قاطی می‌شن. 09:41.958 --> 09:46.375 ‫حضور یکی مثل دکتر دریزون ‫که استعداد شگرفی داره، یکی از... 09:46.458 --> 09:50.000 ‫دلایلی بود که وقتی از بخش خصوصی ‫خارج شدم، وارد بیمارستان دولتی بوستون شدم. 09:50.083 --> 09:52.250 ‫یعنی به خاطر ساعت کاری طولانی ‫و کاغذبازی‌های زیادش نبود؟ 09:52.333 --> 09:53.875 ‫اون رو اشانتیون بهم دادن. 09:53.958 --> 09:55.916 ‫حالا که افتخار دادی، ‫بریم از بخش اطفال شروع کنیم. 09:56.000 --> 09:57.000 ‫موافقم. 10:02.750 --> 10:04.833 ‫شریل، حالت خوبه؟ 10:04.916 --> 10:09.416 ‫آره، یه دقیقه باید برم. ‫شما شروع کنین. خودم رو می‌رسونم. 10:09.500 --> 10:10.791 ‫چیزی می‌خواستین؟ 10:10.875 --> 10:13.500 ‫می‌شه اتاق رونالد دریزون رو نشونم بدین؟ 10:13.583 --> 10:15.208 ‫متاسفم، امروز تشریف نیاوردن. 10:15.708 --> 10:16.583 ‫لنی؟ 10:22.333 --> 10:23.333 ‫مبارک باشه. 10:24.666 --> 10:25.791 ‫ممنون. 10:27.000 --> 10:28.041 ‫دختره یا پسر؟ 10:29.125 --> 10:30.125 ‫دختره. 10:35.083 --> 10:36.083 ‫از کی فهمیدی مریضی؟ 10:38.708 --> 10:40.666 ‫خارش این زگیل‌ها خیلی ناجوره. 10:42.500 --> 10:43.833 ‫حال و احوالت چطوره؟ 10:45.166 --> 10:46.291 ‫خوبم. 10:47.750 --> 10:49.208 ‫شعار خانواده باروز همینه. 10:52.125 --> 10:53.625 ‫واسه چی اومدی؟ 10:55.041 --> 10:57.250 ‫گمونم می‌دونم چرا دیوید ‫از زندان فرار کرد. 10:57.875 --> 10:59.666 ‫آره، من هم می‌دونم. 11:00.166 --> 11:01.000 ‫ریچل زنگ زده بود. 11:04.416 --> 11:06.083 ‫لنی، متیو از دست رفته. 11:08.166 --> 11:10.291 ‫هیچ کاری از دستمون ‫بر نمیاد که عوضش کنیم. 11:11.416 --> 11:13.500 ‫آره، گمونم درست می‌گی. ‫ولی، عه... 11:14.375 --> 11:18.375 ‫خواستم اگه می‌شه به چند تا سوال ‫این پیرمرد مریض جواب بدی. 11:19.166 --> 11:20.125 ‫بپرس. 11:20.750 --> 11:24.125 ‫اون شب سر یه تصادف اتوبوس ‫به بیمارستان پیج شده بودی. 11:24.208 --> 11:25.208 ‫اوهوم. 11:25.875 --> 11:29.041 ‫- وقتی رسیدی چی شد؟ ‫- یعنی چی؟ 11:29.125 --> 11:30.833 ‫به زخمی‌ها رسیدگی کردی؟ 11:30.916 --> 11:36.250 ‫نه، آمبولانس‌های تصادف رو ‫یه بیمارستان دیگه فرستاده بودن. 11:37.083 --> 11:38.541 ‫کی بهت خبر داد؟ 11:39.125 --> 11:40.625 ‫مدیریت بیمارستان گفت. 11:41.625 --> 11:44.041 ‫- رونالد گفت؟ ‫- آره، خودش گفت. 11:44.750 --> 11:45.750 ‫چه فرقی می‌کنه؟ 11:45.833 --> 11:50.125 ‫فرقش اینه که اون شب اصلا ‫اتوبوسی تصادف نکرده بود شریل. 11:51.083 --> 11:53.041 ‫- معلومه که شده بود. ‫- نه. 11:53.708 --> 11:55.291 ‫من از سازمان حمل و نقل آمار دارم... 11:55.375 --> 11:58.416 ‫که اون شب توی کل منطقه ‫بوستون بزرگ، تصادف اتوبوسی نبوده. 11:59.125 --> 12:01.958 ‫آم، ولی اصلا منطقی نیست. 12:02.750 --> 12:06.291 ‫قبول دارم. واسه همین می‌خوام ‫در موردش با رونالد صحبت کنم. 12:07.750 --> 12:09.791 ‫لنی، الان منظورت چیه؟ 12:09.875 --> 12:13.916 ‫که شوهرم تصادف ساختگی درست کرده؟ ‫که من رو تا بیمارستان بکشونه؟ 12:14.875 --> 12:16.750 ‫می‌فهمی حرفت چقدر مسخره است؟ 12:19.375 --> 12:20.375 ‫آره. 12:21.500 --> 12:22.500 ‫راست می‌گی. 12:23.750 --> 12:25.125 ‫اشتباه کردم اومدم. 12:27.708 --> 12:28.791 ‫ولی خوب شد دیدمت. 12:35.541 --> 12:36.750 ‫برات خوشحالم. 12:38.500 --> 12:39.500 ‫جدی می‌گم. 12:56.250 --> 12:58.750 ‫شما با رونالد دریزون از ‫بیمارستان دولتی بوستون تماس گرفتین. 12:58.833 --> 12:59.875 ‫پیغام بذارین. 12:59.958 --> 13:03.500 ‫باهات کار مهم دارم. ‫همین که پیامم رو شنیدی زنگ می‌زنی؟ 13:09.958 --> 13:11.666 ‫فکرش هم نمی‌کردم اهل تفنگ باشی. 13:12.250 --> 13:14.250 ‫مامانم کلا آدم دلواپسیه. 13:14.333 --> 13:17.041 ‫همیشه وقتی می‌دونست توی خونه ‫تفنگ دارم، خیالش راحت بود. 13:17.125 --> 13:19.416 ‫- بلدی استفاده کنی؟ ‫- آره، خیر سرم بابام پلیسه. 13:19.500 --> 13:22.416 ‫- ولی به کسی تیر نمی‌زنی دیگه؟ ‫- هدفم همینه. 13:23.083 --> 13:27.250 ‫- ولی ممکنه برات دردسر بشه. ‫- در اون صورت می‌گم ازم دزدیدن. 13:28.625 --> 13:31.250 ‫بیا. تا پشیمون نشدم بگیر. 13:33.166 --> 13:35.333 ‫دلم نمی‌خواد سو استفاده کنم، ‫ولی می‌شه تا یه جایی برسونیم؟ 13:37.166 --> 13:38.583 ‫امر دیگه؟ 13:49.458 --> 13:50.833 ‫مشکل داریم. 14:05.833 --> 14:07.416 ‫[نیویورک، دفتر منطقه‌ای اف‌بی‌آی] 14:07.416 --> 14:08.708 ‫یه نگاه به این بنداز. 14:11.833 --> 14:14.666 ‫یه خانمه با دخترهاش توی شهربازیه؟ 14:16.750 --> 14:18.458 ‫این از اون روش‌هاته که می‌خوای... 14:18.541 --> 14:21.250 ‫بهم بگی وقتی بچه بودی ‫باید بیشتر بیرون می‌بردمت؟ 14:22.666 --> 14:25.333 ‫ریچل میلز این رو با خودش ‫این‌ور اون‌ور می‌برد. 14:25.416 --> 14:26.958 ‫شاید یه چیزی پشتش باشه. 14:27.583 --> 14:29.458 ‫ضمنا بله. باید بیشتر می‌بردیم. 14:33.375 --> 14:35.541 ‫آمار خط هیلده رو در آوردم. 14:36.916 --> 14:39.041 ‫دیروز به یه شماره‌ای ‫توی بوستون زنگ زده بود. 14:39.125 --> 14:41.166 ‫اسم طرف کایل برگین بود. ‫یه کلاه‌بردار پست‌فطرته. 14:41.250 --> 14:42.958 ‫کاپوی خانواده فیشره. 14:43.041 --> 14:46.125 ‫کایل برگین، ملقب به «راسو»؟ 14:46.208 --> 14:49.250 ‫سرقت مسلحانه، چند فقره ضرب و شتم، ‫باج‌گیری و اخاذی داره. 14:49.333 --> 14:50.916 ‫نطفه این بابا رو با مافیا بریدن؟ 14:51.000 --> 14:53.458 ‫چند تا پرونده قتل هم داشته. 14:53.541 --> 14:55.625 ‫که به خاطر نقص قانونی رد شدن. 14:55.708 --> 14:59.125 ‫خب، هیلده چرا باید ‫به همچین آدمی زنگ بزنه؟ 14:59.208 --> 15:00.833 ‫اصلا نمی‌دونم. ‫پلیس بوستون پیگیرش شده، 15:00.916 --> 15:03.333 ‫من هم گفتم هیلده رو بیارن ‫که بتونیم از خودش بپرسیم. 15:03.416 --> 15:05.541 ‫من هم تا اون موقع می‌رم ‫تا ریچل میلز رو بازداشتگاه نبردن... 15:05.625 --> 15:07.083 ‫یه بار دیگه باهاش اتمام‌حجت کنم. 15:07.166 --> 15:08.125 ‫باشه. 15:08.208 --> 15:11.416 ‫تازه این رو هم بگم، ‫وقتی نه سالت بود رفته بودیم دیزنی‌لند. 15:11.500 --> 15:13.416 ‫نه خیر، من و مامان رفتیم دیزنی‌لند. 15:13.500 --> 15:16.916 ‫تو وقتی رسیدیم هتل یه پرونده بهت دادن ‫و تنهایی بلند شدی رفتی آریزونا. 15:17.000 --> 15:19.541 ‫عه، راست می‌گی. ‫پرونده فرار براونینگ بود. 15:19.625 --> 15:22.083 ‫خب، باز حداقل حوالی فینیکس گرفتیمش. 15:22.166 --> 15:23.416 ‫اون که توسان بود. 15:24.916 --> 15:26.500 ‫[سالن ۱۸ مرسر] 15:26.875 --> 15:29.250 ‫به دیوید گفتم توی میدون واشینگتن می‌بینمش. 15:31.833 --> 15:34.041 ‫- بهش چی گفتی؟ ‫- گفتم جواب سوال‌هاش پیش منه. 15:34.125 --> 15:36.166 ‫- خدا خدا کن بیاد. ‫- میاد. 15:36.250 --> 15:38.958 ‫لطفا به آقای فیشر بگین ‫که کار درست رو کردم. 15:42.125 --> 15:43.333 ‫خانم میلز. 15:44.875 --> 15:46.041 ‫شبتون چطور بود؟ 15:46.666 --> 15:47.666 ‫عالی بود. 15:48.458 --> 15:51.375 ‫اگه این فضا همیشه انقدر خالیه، ‫به نظرم توی ایربی‌ان‌بی اجازه بدین. 15:51.458 --> 15:52.375 ‫هه‌هه! 15:53.291 --> 15:54.166 ‫بامزه بود. 15:54.250 --> 15:57.583 ‫وقتی آدم ممکنه محکومیت ۲۵ سال تا ابد بخوره، ‫مهمه که حس شوخ‌طبعی داشته باشه. 15:57.666 --> 15:59.958 ‫حالا که بحث محکومیت شد، ‫یه چیزی برات آوردم... 16:00.041 --> 16:02.666 ‫که گفتم شاید بخوای ‫توی سلول جدیدت بذاریش. 16:06.708 --> 16:08.541 ‫نمی‌خوای بگی طرف توی عکس کیه؟ 16:10.875 --> 16:12.250 ‫یکی از دوست‌هامه دیگه. 16:12.333 --> 16:13.333 ‫باشه. 16:14.208 --> 16:15.375 ‫خودم بهش بگم؟ 16:16.750 --> 16:19.208 ‫بعد از اینکه دیوید رفت پیش هیلده وینسلو، ‫خودمون باهاش صحبت کردیم. 16:19.291 --> 16:21.708 ‫به ما که حرفی نزد، ولی می‌دونی ‫دیوید که رفت به کی زنگ زد؟ 16:22.958 --> 16:26.333 ‫به یکی از کاپو‌های ‫خانواده جنایتکار فیشر زنگ زد. 16:30.708 --> 16:31.541 ‫چی شده؟ 16:31.625 --> 16:34.416 ‫پلیس بوستون نتونست کایل برگین رو پیدا کنه، ‫واسه همین گفتن ما گوشیش رو ردیابی کنیم. 16:34.500 --> 16:36.250 ‫- خوبه، کجاست؟ ‫- همین‌جاست. توی شهره. 16:36.333 --> 16:37.166 ‫منظورت چیه؟ 16:37.250 --> 16:40.375 ‫از پینگ دکل مخابراتی می‌شه دید ‫که ده دقیقه پیش میدون واشینگتن بوده. 16:40.458 --> 16:42.291 ‫هیلده وینسلو هم غیبش زده. 16:45.791 --> 16:48.208 ‫اون کاپو که هیلده بهش زنگ زده بود، ‫اسمش کایل برگینه. 16:48.291 --> 16:50.000 ‫اسمش به گوشت آشنا نیست؟ 16:50.583 --> 16:52.333 ‫ولی همه «راسو» صداش می‌کنن. 16:54.125 --> 16:55.083 ‫به گوشم نخورده. 16:57.875 --> 16:59.750 ‫بذار خوب شیرفهمت کنم. 17:00.791 --> 17:05.708 ‫کایل برگین مسئول حل و فصل کردن ‫خرابکاری‌های شخص شخیص نیکی فیشره. 17:05.791 --> 17:09.000 ‫یعنی اگه قبل از ما دستش ‫به دیوید برسه، عاقبت خوبی نداره. 17:09.625 --> 17:11.458 ‫ریچل، اگه واقعا می‌خوای ‫از دیوید محافظت کنی، 17:11.541 --> 17:13.541 ‫باید تا دیر نشده بهمون بگی کجاست. 17:17.916 --> 17:20.333 ‫می‌دونی چیه؟ باشه. ‫به پلیس نیویورک زنگ بزن. 17:20.416 --> 17:22.250 ‫می‌خوام برگین رو توی پارک دستگیر کنن. 17:22.333 --> 17:25.750 ‫این یکی رو هم با اتوبوس ‫بفرستین بازداشتگاه مرکزی. 18:19.500 --> 18:20.666 ‫دنبال کسی بودی؟ 18:21.333 --> 18:22.291 ‫دیوید باروز. 18:22.875 --> 18:24.458 ‫راه بیفت راسو. دردسر نساز. 18:26.750 --> 18:28.458 ‫پیرزنه رو فرستادی برام تله بذاره. 18:28.541 --> 18:30.000 ‫راستش خیلی تحسین‌برانگیزه. 18:30.083 --> 18:32.250 ‫چون زمان دبیرستان ‫خیلی توسری‌خور بودی. 18:32.333 --> 18:34.500 ‫- خفه شو. ‫- همیشه مک‌کنزی رو جلو می‌نداختی. 18:34.583 --> 18:36.666 ‫- راه برو. ‫- آهای. تند نرو گردن‌کلفت. 18:36.750 --> 18:38.166 ‫دارم سر به سرت می‌ذارم. 20:00.208 --> 20:01.250 ‫بلند شو. 20:03.625 --> 20:06.041 ‫وقتی که تیراندازی شد ‫مامورها توی راه بودن. 20:06.125 --> 20:09.291 ‫چند تا شاهد عینی گفتن باروز رو دیدن ‫که قبل از شروع تیراندازی، 20:09.375 --> 20:10.875 ‫با یه مردی دعواش شده بود. 20:10.958 --> 20:12.333 ‫پس لابد راسو بوده. 20:22.083 --> 20:23.041 ‫هیلده وینسلو. 20:24.250 --> 20:26.208 ‫اسمش توی گواهینامه ‫«هریت وینچستر» ثبت شده. 20:26.291 --> 20:28.583 ‫- داستانش مفصله. ‫- می‌دونیم کدومشون شلیک کرده؟ 20:28.666 --> 20:31.458 ‫نه، ولی یه فیلم از دوربین گوشی داریم ‫که بعد از کشته‌شدنش ضبط شده. 20:31.541 --> 20:33.041 ‫- بیار ببینم. ‫- جناب سروان. 20:33.125 --> 20:34.750 ‫یعنی هیلده کمک کرد باروز فرار کنه، 20:34.833 --> 20:38.083 ‫بعد هر سه تاشون از اینجا سر در میارن، 20:38.166 --> 20:39.875 ‫و بعد یکیشون با تیر می‌زنش؟ 20:41.083 --> 20:43.958 ‫اگه باروز می‌خواست بکشش ‫که همون دیروز می‌کشت. 20:44.041 --> 20:46.875 ‫اگر هم کار برگین بوده، ‫قطعا دستور مستقیم نیکی فیشر بوده. 20:47.708 --> 20:49.500 ‫پس فیشر این وسط چیکاره است؟ 20:50.166 --> 20:51.500 ‫این فیلم گوشیه. 21:01.333 --> 21:02.583 ‫هوم. 21:05.291 --> 21:07.750 ‫- فهمیدین باروز از کدوم طرف رفت؟ ‫- سمت جنوب خیابون تامپسون دوید. 21:07.833 --> 21:08.958 ‫دنبال اون یکی یارو بود. 21:12.041 --> 21:14.708 ‫سریع به سازمان حمل و نقل زنگ بزن. ‫بگو مترو رو تعطیل کنن. 21:14.791 --> 21:15.708 ‫چی؟ 21:16.208 --> 21:20.083 ‫بعد از اینکه تیر شلیک شد، ‫راسو می‌تونست باروز رو بکشه، ولی چرا نکشت؟ 21:20.166 --> 21:21.458 ‫فقط فرار کرد. 21:21.541 --> 21:22.791 ‫هوم. 21:29.250 --> 21:30.166 ‫این خونه. 21:34.166 --> 21:35.250 ‫راسو تیر خورده. 21:36.625 --> 21:38.708 ‫اگه زخمیه پس زیاد دور نشده. 21:45.750 --> 21:47.000 ‫کارت تمومه باروز. 21:49.291 --> 21:51.041 ‫خودت رو با من اشتباه گرفتی. 21:52.750 --> 21:53.875 ‫بذار یه نگاه بندازم. 21:55.375 --> 21:56.750 ‫زنم دکتره. 21:57.833 --> 21:59.125 ‫البته زن سابقم. 21:59.708 --> 22:02.041 ‫همچین زخم گلوله‌ای احتمالا ‫باعث بشه وارد شوک بشی... 22:02.666 --> 22:04.583 ‫می‌تونم برات آمبولانس خبر کنم... 22:05.833 --> 22:07.250 ‫به شرطی که بگی پسرم کجاست. 22:08.833 --> 22:10.708 ‫قبرستون رویره. 22:30.791 --> 22:34.166 ‫ریچل میلز با هواپیمای انتقال زندانیان ‫به بازداشتگاه مرکزی منتقل شد. 22:34.250 --> 22:35.125 ‫چوپرا! 22:35.833 --> 22:36.916 ‫وایستا. 22:37.541 --> 22:38.541 ‫وکیلش اومده. 22:38.625 --> 22:41.500 ‫چی؟ نه بابا. ‫کی وقت کردی زنگ بزنی؟ 22:42.666 --> 22:43.666 ‫زنگ نزدم. 22:51.625 --> 22:54.416 ‫نمی‌خوام نمک‌نشناسی کرده باشم، ‫ولی تو کی هستی و داستان چیه؟ 22:54.500 --> 22:57.458 ‫من وکیلتم. تونستم با وثیقه ‫یک میلیون دلاری آزادت کنم. 22:57.541 --> 22:59.916 ‫تا زمان دادگاه به دلیل کمبود مدارک کافی، 23:00.000 --> 23:02.583 ‫روند قانونیش نادرست بود ‫و دلیل موجهی برای بازداشت نداشتن. 23:03.250 --> 23:05.875 ‫یعنی الان... آزادم؟ 23:05.958 --> 23:07.125 ‫اتفاقا نه. 23:07.208 --> 23:09.791 ‫حسابی توی دردسر افتادی. ‫فقط امروز آزادی. 23:09.875 --> 23:12.125 ‫خب، ولی خبر داری که من ‫یک میلیون دلار ندارم دیگه؟ 23:12.208 --> 23:14.125 ‫آره. فهمیده بودم. 23:14.750 --> 23:15.916 ‫خب... 23:25.583 --> 23:26.625 ‫نمی‌دونم چرا تعجب نکردم. 23:27.875 --> 23:30.458 ‫هر وقت واقعا بهت نیاز دارم، ‫یهو پیدات می‌شه. 23:30.541 --> 23:31.791 ‫چیکارش کنم؟ 23:31.875 --> 23:36.333 ‫من برات یه پا فرشته نگهبان ‫خصوصی و پولدار و متشخصم. 23:36.416 --> 23:37.791 ‫از تواضعت هم می‌گفتی. 23:37.875 --> 23:39.458 ‫اون هم اضافه می‌کنم. 23:44.500 --> 23:46.458 ‫ببینم، از کجا فهمیدی من رو گرفتن؟ 23:46.541 --> 23:48.208 ‫رفته بودم خونه بهت سر بزنم، 23:48.291 --> 23:52.166 ‫دیدم دیوید خونه است، ‫تازه یکی از کت‌هام رو پوشیده بود. 23:52.250 --> 23:53.250 ‫دیوید بی‌گناهه. 23:53.333 --> 23:56.125 ‫حتی اگه بی‌گناه هم باشه، ‫دلیل نمی‌شه از زندان فرار کنه. 23:56.916 --> 23:59.250 ‫ببین، اگه تو رو همراه دیوید بگیرن، 23:59.333 --> 24:01.791 ‫هیچ وکیلی توی دنیا نمی‌تونه به دادت برسه. 24:01.875 --> 24:04.666 ‫- الان نگران این چیزها نیستم. ‫- ولی باید باشی. 24:04.750 --> 24:06.166 ‫باید پات رو بکشی بیرون. 24:06.250 --> 24:10.583 ‫می‌دونم، ببین. اون یارو رو یادته که ‫لقبش راسو بود و با دیوید بزرگ شده بود؟ 24:11.458 --> 24:12.333 ‫خب؟ 24:12.416 --> 24:14.541 ‫توی مهمونی چهارم ژوئیه دیدمش. 24:14.625 --> 24:18.708 ‫طرف واسه نیکی فیشر کار می‌کنه. ‫الان هم اومده نیویورک تا دیوید رو بکشه. 24:19.916 --> 24:20.958 ‫چی داری می‌گی؟ 24:21.041 --> 24:23.625 ‫می‌دونم، داستانش مفصله. ‫ولی باید پیداش کنم. 24:24.208 --> 24:25.458 ‫باید دیوید رو پیدا کنم. 24:27.041 --> 24:28.125 ‫چیه؟ 24:28.208 --> 24:30.666 ‫قبل از اینکه بیام دنبالت، ‫دیوید رو پیاده کردم. 24:30.750 --> 24:31.750 ‫کجا؟ 24:33.166 --> 24:36.458 ‫هیدن، بی‌خیال. خواهش کردم. 24:39.833 --> 24:42.625 ‫احتمالا راسو دنبال اینه از خیابون ‫جیم بزنه و یه جایی قایم بشه. 24:42.708 --> 24:44.583 ‫ولی داره ازش خون می‌ره. 24:44.666 --> 24:48.583 ‫همینطوری که نمی‌تونه بپره توی ‫کافه یا رستورانی که آب از آسیاب بیفته. 24:48.666 --> 24:51.500 ‫می‌گم گلن. این گلنه، ‫از وزارت راه و ترابریه. 24:51.583 --> 24:53.125 ‫گفتی توی اون منطقه ساخت و ساز دارن؟ 24:53.208 --> 24:56.666 ‫یه بخش روسازی توی خیابون مرسر و ‫داربست‌بندی توی خیابون هشتم دارن، 24:56.750 --> 25:00.083 ‫توی تقاطع تامپسون و پرینس هم ‫یه دفتر اداری بازسازی می‌شه. 25:00.625 --> 25:02.625 ‫بازسازی دفتر اداری. ‫الان کارگرها اونجا مشغولن؟ 25:02.708 --> 25:06.375 ‫نه، به خاطر عدم رعایت قوانین ‫ساخت و ساز کارشون خوابیده. 25:07.166 --> 25:08.458 ‫پس ساختمون خالیه. 25:09.041 --> 25:10.833 ‫به بخش عملیات زنگ بزن. ‫بگو همون‌جا بیان. 25:15.875 --> 25:18.916 ‫حتی روحت هم خبر نداره ‫چه جهنمی رو رد کردم. 25:20.458 --> 25:22.000 ‫یا چه کارهایی از دستم بر میاد. 25:22.750 --> 25:24.125 ‫پس با زبون خوش ازت می‌پرسم. 25:24.875 --> 25:26.875 ‫پسر من به چه کار نیکی میاد؟ 25:29.375 --> 25:33.958 ‫می‌خوای همچین آدمی باشی؟ ‫یه کثافت که بچه مردم رو می‌دزده؟ 25:34.041 --> 25:35.916 ‫مگه شما بی‌شرف‌ها ‫مرام‌نامه اخلاقی ندارین؟ 25:38.375 --> 25:42.083 ‫بهم بگو چرا نیکی فیشر ‫پسر من رو دزدیده. 25:42.833 --> 25:44.458 ‫من حتی طرف رو نمی‌شناسم. 25:44.541 --> 25:45.500 ‫جواب بده. 25:45.583 --> 25:47.458 ‫از بابات بپرس. 25:52.125 --> 25:53.375 ‫یعنی چی؟ 25:54.625 --> 25:55.583 ‫شنیدی چی گفتم. 25:56.250 --> 26:00.000 ‫برات سواله نیکی فیشر چه خصومتی ‫با تو و خانواده‌ات داره؟ 26:01.125 --> 26:02.750 ‫برو از بابات بپرس. 26:04.458 --> 26:05.375 ‫بپرس... 26:08.375 --> 26:10.000 ‫وقت تمومه باروز. 26:10.666 --> 26:12.291 ‫حتی اگه از اینجا قسر در بری، 26:13.166 --> 26:16.208 ‫با این وضع قرار نیست زیاد دووم بیاری. 26:20.125 --> 26:23.041 ‫هیچ‌کدوم از مامورهایی که ‫دستگیرت کردن رو شناسایی نکردی؟ 26:23.583 --> 26:24.791 ‫فعلا که نه. 26:27.041 --> 26:28.416 ‫گندش بزنن. پزشکی قانونیه. 26:31.166 --> 26:32.458 ‫گوشیت رو بده. 26:41.125 --> 26:43.958 ‫باروز، دنیا می‌خواد سر به تنت نباشه. 26:44.625 --> 26:46.458 ‫فقط من که نیستم. 26:47.583 --> 26:49.666 ‫- ریچل. ‫- دیوید. خدایا شکرت. 26:49.750 --> 26:51.166 ‫من با هیدنم. تو کجایی؟ 26:51.250 --> 26:53.833 ‫توی یه ساختمون متروکه‌ام. ‫دو تا بلوک پایین‌تر از پارکه. همه‌جا پلیسه. 26:53.916 --> 26:56.333 ‫- گمون نکنم بتونم بیام بیرون. ‫- باشه. ما توی راهیم. 26:56.416 --> 26:59.500 ‫دارم میرم سمت یه کوچه که توش کلی ‫تجهیزات ساخت‌وساز گذاشتن. 26:59.583 --> 27:01.041 ‫وایستا، ما چند تا بلوک عقب‌تر ‫از کنار ساختمونه رد شدیم. 27:01.125 --> 27:03.208 ‫آهای، بیا تقاطع تامپسون و پرینس ‫منتظر ما باش. 27:03.291 --> 27:04.291 ‫حله. 27:17.458 --> 27:18.916 ‫اومدن. 27:55.458 --> 27:56.291 ‫سمت چپ رو بپا. 28:01.916 --> 28:04.125 ‫تو که روی زمینی! دست‌ها بالا! 28:05.958 --> 28:07.250 ‫دست‌ها بالا برگین! 28:10.125 --> 28:11.083 ‫اثری از باروز نیست. 28:19.291 --> 28:20.625 ‫طبقه اول ایمن شد. 28:23.166 --> 28:25.375 ‫باروز اینجا نیست. ‫همین الان آمبولانس بفرستین. 28:25.458 --> 28:27.791 ‫می‌خوام خیابون‌های تا شعاع ‫دو بلوک اطراف رو ببندین. 28:27.875 --> 28:30.250 ‫کل این منطقه رو قرنطینه کنین. 28:30.333 --> 28:31.750 ‫دریافت شد. 28:31.833 --> 28:32.750 ‫همین نزدیکیه. 28:53.000 --> 28:54.708 ‫- ایناهاش! ‫- دیدم. 28:54.791 --> 28:55.916 ‫هیدن! پلیس! 29:02.500 --> 29:05.833 ‫جناب سروان، من یه مرد مسلح رو ‫توی خیابون برادوی دیدم! 29:05.916 --> 29:09.416 ‫از کد ۲۳۸ به مرکز. ‫مظنون توی برادوی دیده شده. بریم. 29:11.375 --> 29:12.500 ‫توی راهیم. 29:19.083 --> 29:20.083 ‫سلام. 29:27.958 --> 29:29.500 ‫با جری حرف زدی؟ 29:29.583 --> 29:32.208 ‫آره. الانه که برسه. 29:34.958 --> 29:35.916 ‫بریگز چی شد؟ 29:37.583 --> 29:39.208 ‫فکر نکنم دیگه برگردم اونجا. 29:39.750 --> 29:41.791 ‫حداقل دیگه ریاستش رو بهم نمی‌دن. 29:45.125 --> 29:46.750 ‫گمونم فرصت نشد ازت تشکر کنم. 29:47.750 --> 29:49.333 ‫واسه کارهایی که در حق دیوید کردی. 29:50.375 --> 29:52.875 ‫بهرحال که توی فکر بازنشستگی زودهنگام بودم. 29:53.708 --> 29:56.291 ‫من که مطمئنم یه نفر هست ‫که خوشحاله الان مشغله‌هات کمتر شده. 29:57.208 --> 29:58.791 ‫قطعا دیگه کار از کار گذشته. 29:58.875 --> 30:01.125 ‫- بعید می‌دونم سوفی موافق باشه. ‫- جدی؟ 30:01.208 --> 30:04.000 ‫تازه، وقتی غزل خداحافظی رو بخونم، ‫باید بتونه پیش یکی سوگواری کنه. 30:04.083 --> 30:05.708 ‫از دست تو لنی. 30:06.291 --> 30:08.458 ‫- سلام. ‫- اینجا رو باش. 30:08.541 --> 30:10.625 ‫- جمع بچه‌های پلیس رویر جمع شده. ‫- آره. 30:12.000 --> 30:13.875 ‫باروز، عینهو جنازه شدی. 30:14.458 --> 30:15.458 ‫آره. 30:16.333 --> 30:17.291 ‫عاقبت سرطانه دیگه. 30:18.791 --> 30:21.125 ‫شعورت نرسید همین رو پای تلفن بگی؟ 30:21.208 --> 30:22.375 ‫لنی سرطان داره. 30:23.041 --> 30:24.166 ‫بی‌شعور. 30:24.833 --> 30:26.000 ‫متاسفم باروز. 30:26.083 --> 30:28.000 ‫نه. کارآگاه خصوصی بودن چیه؟ 30:28.083 --> 30:29.333 ‫خودت که می‌دونی. 30:30.125 --> 30:32.416 ‫کلاهبرداری، بی‌وفایی، ‫کسایی که سر هم کلاه گذاشتن. 30:32.500 --> 30:34.250 ‫این شغل هیچ‌وقت کساد نمی‌شه. 30:34.333 --> 30:36.416 ‫وقتی پلیس نباشی، ‫کاغذبازیش هم کمتره. 30:36.500 --> 30:38.208 ‫جری، مرسی که قضیه رو ‫برامون پیگیری کردی. 30:38.291 --> 30:40.541 ‫خب، از این بابا چی داریم؟ 30:41.125 --> 30:42.708 ‫رونالد دریزون. 30:42.791 --> 30:43.625 ‫آره. 30:43.708 --> 30:47.541 ‫هیچ سابقه کیفری نداره. ‫پرونده حقوقی یا شکایت دادگاهی هم نداره. 30:47.625 --> 30:48.916 ‫شهروند نمونه است. 30:49.833 --> 30:52.583 ‫فقط یه بار شیش سال پیش ‫پاش به کلانتری باز شده. 30:52.666 --> 30:55.958 ‫همون موقع که بیمارستانش به خاطر ‫یه باند کلاهبرداری بیمه مدیکر زیر نظر بود. 30:56.041 --> 30:58.291 ‫مثلا فکر می‌کردن بیمارهای جعلی ‫و صورت‌حساب ساختگی دارن. 30:58.375 --> 31:00.500 ‫یعنی رونالد دریزون خودش ‫توی این کلاهبرداری دست داشته؟ 31:00.583 --> 31:04.208 ‫نه، شاهد اصلی پرونده علیه کسی بود ‫که اف‌بی‌آی فکر می‌کرد مجرم اصلیه. 31:04.291 --> 31:07.666 ‫ولی قبل از اینکه بره دادگاه، ‫فراموشی گرفت و دیگه همکاری نکرد. 31:07.750 --> 31:08.916 ‫شاید یکی ساکتش کرد. 31:09.000 --> 31:11.125 ‫خب، اف‌بی‌آی می‌گفت کار کیه؟ 31:12.000 --> 31:13.708 ‫نیکی فیشر. 31:17.916 --> 31:19.791 ‫نمی‌خواین من هم در جریان بذارین؟ 31:22.500 --> 31:24.625 ‫باشه. ولی اگه نظرتون عوض شد، 31:25.250 --> 31:28.125 ‫من اون طرف کافه می‌شینم ‫به حساب شما نوشیدنی می‌خورم. 31:32.166 --> 31:33.458 ‫لنی، باورم نمی‌شه. 31:33.541 --> 31:36.583 ‫نکنه نیکی پشت اون تماس رونالد بود؟ 31:36.666 --> 31:40.041 ‫قضیه تصادف ساختگی رو راه انداخت ‫که شریل رو بکشه بیرون. 31:40.125 --> 31:42.375 ‫نکنه توی آدم‌ربایی متیو دخیل بود؟ 31:43.125 --> 31:44.208 ‫چرا باید همچین کاری کنه؟ 31:45.541 --> 31:47.000 ‫جفتمون چراش رو می‌دونیم. 31:58.125 --> 31:59.208 ‫سلام. 32:00.500 --> 32:01.750 ‫کجا بودی؟ 32:02.625 --> 32:03.666 ‫برات سه تا پیغام گذاشتم. 32:04.666 --> 32:07.458 ‫شرمنده، گوشیم رو توی کنفرانس خاموش کردم. ‫چیزی شده؟ 32:08.208 --> 32:10.333 ‫لنی باروز اومده بود بیمارستان ‫دنبال تو می‌گشت. 32:10.416 --> 32:11.750 ‫دنبال من؟ واسه چی؟ 32:11.833 --> 32:15.000 ‫می‌گه اون شبی که متیو کشته شد، ‫اصلا اتوبوسی تصادف نکرده بود. 32:15.500 --> 32:16.625 ‫گفت تو داستان سر هم کردی. 32:17.666 --> 32:18.750 ‫چه دلیلی داره؟ 32:18.833 --> 32:21.708 ‫من اصلا نمی‌دونم. ‫ولی اون چرا همچین حرفی بزنه؟ 32:23.041 --> 32:24.000 ‫خودم بهش زنگ می‌زنم. 32:24.083 --> 32:25.833 ‫قضیه هر چی که هست، ‫حتما یه توضیح منطقی داره. 32:25.916 --> 32:27.416 ‫آره، امیدوارم. 32:31.250 --> 32:33.250 ‫وایستا ببینم. ‫گفت از بابات بپرس؟ 32:33.833 --> 32:35.291 ‫آره، اصلا منطقی نیست. 32:35.375 --> 32:37.041 ‫ببخشید، نمی‌خوام رومخ باشم، 32:37.125 --> 32:40.458 ‫راست و دروغ حرفش به کنار، ‫ولی منظورش کاملا واضحه. 32:41.666 --> 32:43.666 ‫راست می‌گه. ‫باید با اتوبوس برم باهاش حرف بزنم. 32:43.750 --> 32:46.833 ‫اف‌بی‌آی ماشین من رو می‌شناسه، ‫از وسیله عمومی هم نمی‌تونم استفاده کنم. 32:55.083 --> 32:56.000 ‫خب، بیا. 32:57.416 --> 32:58.583 ‫بردار. 33:01.083 --> 33:02.916 ‫- مطمئنی؟ ‫- ببر. 33:05.375 --> 33:07.208 ‫- ممنون. ‫- قربانت. 33:10.875 --> 33:13.541 ‫تو باید می‌رفتی. ‫قرارمون این بود. 33:14.416 --> 33:15.750 ‫- اوضاع عوض شد. ‫- واقعا؟ 33:16.333 --> 33:18.500 ‫داره کمکم می‌کنه متیو رو پیدا کنم. ‫متوجه هستی دیگه؟ 33:18.583 --> 33:22.875 ‫ولی به چه قیمتی؟ ها؟ ‫اصلا بهش فکر کردی؟ به صلاح اون فکر کردی؟ 33:24.875 --> 33:26.416 ‫نکردی. حدس می‌زدم. 33:31.000 --> 33:32.625 ‫جیم، الان شرایط حرف زدن ندارم. 33:32.708 --> 33:36.375 ‫خوبی؟ بهم آمار دادن ‫که اف‌بی‌آی بازداشتت کرده. 33:36.458 --> 33:39.541 ‫آره، اتهامم پناه دادن به فرد متواری ‫و معاونت در قتله. 33:39.625 --> 33:41.250 ‫نگران نباش. ‫کسی رو نکشتیم. 33:41.333 --> 33:43.083 ‫آها، پس همه‌چی ردیفه. 33:43.666 --> 33:45.541 ‫می‌گم، بعدا بهت زنگ بزنم؟ ‫الان باید بریم بوستون. 33:45.625 --> 33:48.208 ‫بوستون چه خبره؟ ‫کاری از دست من بر میاد؟ 33:50.000 --> 33:53.916 ‫ببین، بابت همه زحمت‌هایی که کشیدی ‫ازت ممنونم. واقعا مرسی. 33:54.000 --> 33:56.625 ‫ولی جفتمون می‌دونیم چرا زنگ زدی. ‫جواب من هم منفیه. 33:56.708 --> 34:00.375 ‫ریچل، من با ناشرم حرف زدم. ‫این داستان رو می‌خواد. 34:00.458 --> 34:01.458 ‫جیم، متوجه نیستی. 34:01.541 --> 34:04.250 ‫اگه این داستان عمومی بشه، ‫ممکنه متیو توی خطر بیفته. 34:04.333 --> 34:07.041 ‫این داستان که بالاخره قراره پخش بشه. 34:07.125 --> 34:09.500 ‫فقط بحث زمان و کسیه که منتشرش می‌کنه. 34:11.125 --> 34:12.041 ‫اون یه نفر من نیستم. 34:13.125 --> 34:14.125 ‫باید قطع کنم. 34:19.208 --> 34:22.791 ‫چوپرا گفت یه وکیل کله‌گنده ‫با وثیقه ریچل میلز رو آزاد کرده. 34:22.875 --> 34:23.916 ‫چی؟! 34:24.500 --> 34:26.041 ‫کدوم قاضی‌ای همچین ‫حکمی رو امضا می‌کنه؟ 34:26.125 --> 34:29.416 ‫درست بعد از قتل اون زندانبانه، ‫طرف با باروز شناسایی شده بود. 34:29.500 --> 34:31.375 ‫- یعنی مظنون به معاونت در قتله. ‫- دیگه اینطوری نیست. 34:31.458 --> 34:33.958 ‫آزمایش باروت وسون مثبت بود. ‫پزشکی قانونی پرونده رو خودکشی اعلام کرده. 34:34.041 --> 34:37.833 ‫پس وسون خودش رو کشته؟ ‫معلومه اینجا چه خبره؟ 34:39.833 --> 34:43.750 ‫آقای برگین، بنده مامور مکس ویلیامزم. ‫ایشون مامور گریر هستن. 34:44.458 --> 34:48.458 ‫احیانا یکیتون لطف می‌کنه بره برام... ‫یه آب‌سیب دیگه بیاره؟ 34:51.500 --> 34:54.666 ‫یه نگاه به پرونده‌ات انداختم. ‫واسه خودت کم دستاورد نداری. 34:54.750 --> 34:57.666 ‫تک‌تکشون اشتباهات سیستم قضایی بودن. 34:58.500 --> 34:59.500 ‫اتفاقا من... 35:00.583 --> 35:01.750 ‫شهروند قانون‌مداری‌ام. 35:01.833 --> 35:02.875 ‫اوهوم. 35:02.958 --> 35:06.375 ‫که زدی توی روز روشن یه زن ‫هفتاد ساله رو به ضرب گلوله کشتی؟ 35:06.458 --> 35:08.083 ‫اون کار باروز بود. 35:08.166 --> 35:11.541 ‫به هیلده شلیک کرد، ‫بعدش من رو دزدید و شکنجه داد، 35:11.625 --> 35:13.458 ‫ولی شما به من دستبند زدین. 35:13.541 --> 35:15.291 ‫دست مریزاد. خسته نباشین. 35:15.375 --> 35:17.333 ‫روایتت دو تا ایراد اساسی داره. 35:18.000 --> 35:19.958 ‫اولا، می‌دونیم خودت به خودت تیر زدی. 35:20.041 --> 35:21.791 ‫از این یکی که فیلم داریم. 35:21.875 --> 35:25.250 ‫دوما، تفنگت رو توی محوطه ‫ساخت و ساز پیدا کردیم. 35:25.875 --> 35:27.875 ‫پس اگه گلوله‌ای که دکتر ‫از شکم خودت در آورده... 35:27.958 --> 35:30.416 ‫مطابق با گلوله‌ای باشه که هیلده رو کشته، ‫به اتهام قتل محاکمه می‌شی. 35:30.500 --> 35:31.750 ‫هیچ مدرکی ندارین. 35:31.833 --> 35:33.708 ‫حاضری سر زندگیت ببندی رفیق؟ 35:34.291 --> 35:36.458 ‫چون این پرونده فدرالیه، که یعنی... 35:36.541 --> 35:40.125 ‫انتخابش دست ماست، ‫ولی امکان حکم اعدام وجود داره. 35:40.208 --> 35:41.291 ‫می‌گم کار باروز بود. 35:41.375 --> 35:44.000 ‫دارم می‌گم طرف روانیه. ‫فکر می‌کنه پسرش زنده است. 35:47.375 --> 35:49.500 ‫خودش گفت؟ ‫گفت به نظرش پسرش زنده است؟ 35:49.583 --> 35:52.250 ‫آره، همون بچه‌ای که خودش ‫با چوب بیس‌بال زد له و لورده کرد. 35:52.333 --> 35:54.708 ‫همین رو می‌گم دیگه. ‫طرف یه تخته‌اش کمه. 35:54.791 --> 35:56.666 ‫جریان هیلده وینسلو چی بود؟ ‫چرا به تو زنگ زد؟ 35:58.000 --> 35:59.750 ‫چون از باروز ترسیده بود. 36:00.333 --> 36:03.291 ‫ولی چرا به تو یه نفر زنگ زد؟ 36:09.458 --> 36:10.458 ‫خب. 36:11.166 --> 36:13.250 ‫بذار یه جور دیگه بپرسم، خب... 36:16.500 --> 36:18.708 ‫نیکی فیشر توی این داستان چیکاره است؟ 36:22.291 --> 36:24.125 ‫اصلا بی‌خیال آب‌سیب. 36:25.125 --> 36:27.916 ‫به جاش می‌ری وکیلم رو بیاری؟ 36:33.250 --> 36:37.250 ‫راستی، از لامورا پاستای کاواتلی سفارش دادم. ‫الان‌هاست که برسه. 36:37.333 --> 36:38.208 ‫باشه. 36:43.250 --> 36:46.250 ‫[در حال تماس: لنی باروز] 36:55.250 --> 36:56.291 ‫[تماس از دست رفته: لنی باروز] 36:56.375 --> 36:58.791 ‫[پیغام صوتی از لنی باروز] 36:59.333 --> 37:01.500 ‫شریل. لنی باروزم. 37:01.583 --> 37:05.458 ‫یه سری اطلاعات جدید درباره اینکه ‫چرا رونالد اون شب دروغ گفت دستم اومده. 37:18.625 --> 37:20.583 ‫باورم نمی‌شه دارم می‌رم خونه. 37:21.791 --> 37:23.208 ‫استرس دیدن بابات رو داری؟ 37:28.208 --> 37:30.208 ‫خودش که به زبون نیاورد، ‫ولی توی دادگاه از نگاهش معلوم بود... 37:30.291 --> 37:31.333 ‫که فکر می‌کرد گناهکارم. 37:34.291 --> 37:35.708 ‫همه‌چی رو درست می‌کنیم. 37:36.625 --> 37:37.791 ‫واسه جفتتون. 37:40.250 --> 37:41.500 ‫واسه همه. 38:02.166 --> 38:03.416 ‫سلام مادر جان، حالت چطوره؟ 38:03.500 --> 38:07.166 ‫نزدیک کامن‌ولثم. ‫گفتم بیام یه سری بزنم. 38:07.250 --> 38:09.166 ‫من که از خدام بود. ‫ولی الان خونه نیستم. 38:09.250 --> 38:10.875 ‫چه حیف شد. 38:10.958 --> 38:12.541 ‫آره، یه کاری پیش اومد. 38:12.625 --> 38:16.333 ‫- مجبور شدم امشب از شهر برم. ‫- ای بابا، پس حتما مهم بوده. 38:19.291 --> 38:22.958 ‫- امری نداری مادر؟ ‫- فردا خودم میام دفترت. 38:23.041 --> 38:24.625 ‫همون موقع حرف می‌زنیم. 38:25.458 --> 38:26.625 ‫شب به خیر عزیزم. 38:33.458 --> 38:35.166 ‫[گواهینامه رانندگی] 38:36.083 --> 38:38.583 ‫[بازداشتگاه و زندان مرکزی بریگز] 39:16.791 --> 39:18.458 ‫خاک تو سرم. 39:37.375 --> 39:40.708 ‫[اداره پلیس بوستون] 39:45.375 --> 39:48.500 ‫[انگشت‌نگاری لیام فیشر] 39:49.524 --> 39:54.524 www.Doostihaa.com