WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:12.429 --> 00:15.807 وبسایت دوستی ها تقدیم میکند 00:16.224 --> 00:18.810 ‫آه! 00:23.440 --> 00:25.233 ‫سلام. 00:25.233 --> 00:27.360 ‫به نظر میاد که یکی شب طولانی‌ای داشته. 00:27.360 --> 00:30.113 ‫- وای، خدای من. ‫- چی شده؟ 00:32.615 --> 00:34.367 ‫من تو دفتر الین‌ام. 00:34.367 --> 00:35.910 ‫لطفا بگو که مجبورت نکرده 00:35.910 --> 00:39.456 ‫بعد از مهمونی دیشب کار کنی. 00:39.456 --> 00:42.625 ‫- اوه. چی شده؟ ‫- حالت خوبه؟ 00:42.625 --> 00:44.627 ‫[جاودانه] 00:45.920 --> 00:47.881 ‫- سم؟ می‌شنوی؟ ‫- آها. 00:50.550 --> 00:54.471 ‫آره، می‌تونم اینو درستش کنم. ‫نوارچسب لازم دارم. 00:54.471 --> 00:57.932 ‫نوارچسب؟ ‫چه نوارچسبی؟ 00:57.932 --> 00:59.476 ‫خیلی‌خب. ببخشید. ‫باید برم. 00:59.476 --> 01:00.602 ‫سم، داری چی رو درست می‌کنی؟ 01:00.602 --> 01:01.936 ‫کمک لازم داری؟ 01:13.031 --> 01:16.326 ‫الین. 01:16.326 --> 01:18.286 ‫الین! 01:18.286 --> 01:20.163 ‫وای خدا. 01:39.808 --> 01:41.142 ‫چرا که نه. 01:45.313 --> 01:47.440 ‫- بله؟ ‫- هی. سرت شلوغه؟ 01:47.440 --> 01:49.359 ‫تا سه شنبه بچه‌ها پیش لودو ان، 01:49.359 --> 01:51.611 ‫پس دارم یه نظافت مفصل مهمون خودم می‌کنم. 01:51.611 --> 01:53.530 ‫- چه خبر؟ ‫- تازه یه شرکت به اسم مت‌کر 01:53.530 --> 01:54.906 ‫تماس گرفته و قتلی رو گزارش کرده. 01:54.906 --> 01:56.491 ‫الان دارم میرم اونجا. 01:56.491 --> 01:58.201 ‫و می‌خوای باهات بیام؟ 01:58.201 --> 02:00.203 ‫آره، می‌خوام باهام بیای. 02:05.208 --> 02:06.918 ‫مت‌کر کل طبقه رو در اختیار داره. 02:06.918 --> 02:08.586 ‫اینجا چی شده؟ 02:08.586 --> 02:10.255 ‫دیشب بخاطر عرضه یه محصول جدید 02:10.255 --> 02:11.756 ‫مهمونی گرفته بودن. 02:11.756 --> 02:13.550 ‫شنیدم که خیلی خر تو خر شده. 02:13.550 --> 02:15.385 ‫- مهمونی دقیقا کِی بوده؟ ‫- مهمونی ساعت 8 شروع شده. 02:15.385 --> 02:18.179 ‫آخرین نفر حول و حوش نیمه‌شب از اینجا رفته. 02:18.179 --> 02:19.806 ‫می‌تونی یه لیست از مهمون‌ها برامون گیر بیاری؟ 02:19.806 --> 02:21.724 ‫باشه. ‫هیچکس نمی‌تونه بدون امضا کردن وارد بشه. 02:21.724 --> 02:23.560 ‫- قانون ساختمونه. از این طرف. ‫- ما اینو... 02:23.560 --> 02:26.271 ‫روی کودکان استثنایی‌ای آزمایش کردیم که ‫فوراً شاهد نتیجه شدن. 02:26.271 --> 02:27.856 ‫فقط با چند نفس کن‌ایری 02:27.856 --> 02:29.566 ‫اضطراب کودک شما 02:29.566 --> 02:32.902 ‫ثابت شده که تا 85 درصد کاهش پیدا کنه. 02:32.902 --> 02:35.321 ‫این فوق‌العاده‌ست. ‫و کلا هومئوپاتی هست. 02:35.321 --> 02:36.614 ‫- لیست مهمون‌ها رو برات گیر میارم. ‫- دارویی که نباشه، عوارض جانبی هم نداره. 02:36.614 --> 02:37.991 ‫ممنون. 02:40.827 --> 02:42.996 ‫آره، اون. ‫صبح بخیر. 02:42.996 --> 02:44.539 ‫- سلام. ‫- سلام. 02:44.539 --> 02:45.957 ‫بیاین اینجا. 02:48.835 --> 02:51.254 ‫اسم مقتول الین بارتونـه 02:51.254 --> 02:53.339 ‫بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت مت‌کر. 02:53.339 --> 02:55.425 ‫اوه. 02:55.425 --> 02:59.179 ‫"مبتکر زن نمونه‌ی سال 2024". 03:01.681 --> 03:03.558 ‫الگوی شکسته شدن این شیشه... 03:03.558 --> 03:05.643 ‫حدودا اندازه‌ی یه مُشته. 03:05.643 --> 03:07.812 ‫احتمالا از دعوایی بوده که به قتل رسیدن الین ختم شده. 03:07.812 --> 03:10.231 ‫یا قاتل سعی داشته پیغامی بفرسته. 03:10.231 --> 03:12.775 ‫- معنی این چیه؟ ‫- بگین سریع‌تر کالبدشکافی رو انجام بدن 03:12.775 --> 03:14.277 ‫و امیدوار باشیم که بتونیم ‫روی اون لوح تقدیر اثر انگشت پیدا کنیم. 03:14.277 --> 03:15.820 ‫گفتی که یه کارمند با 911 تماس گرفته؟ 03:15.820 --> 03:17.822 ‫آره. ‫دستیار الین، سامانتا وازنیاک. 03:17.822 --> 03:19.449 ‫الان پیش افسرمونه. 03:19.449 --> 03:21.159 ‫اون یه شاهد احتمالیه؟ 03:21.159 --> 03:23.828 ‫ممکنه از شاهد هم بیشتر باشه. 03:23.828 --> 03:26.831 ‫چند وقت واسه الین کار می‌کردی؟ 03:26.831 --> 03:29.083 ‫- حدود چهار سال. ‫- هوم. 03:29.083 --> 03:31.044 ‫هیچ می‌دونی چه اتفاقی افتاده؟ 03:31.044 --> 03:32.462 ‫من... 03:32.462 --> 03:34.088 ‫یادم نمیاد. 03:34.088 --> 03:36.216 ‫از هوش رفته بودی؟ 03:36.216 --> 03:38.635 ‫من درکل اهل نوشیدنی نیستم، 03:38.635 --> 03:40.553 ‫و اخیرا داروهای جدیدی رو شروع کرده بودم، 03:40.553 --> 03:44.807 ‫پس شاید دوتاشون باهم نساختن. 03:44.807 --> 03:47.060 ‫خدایا، معذرت می‌خوام. ‫من اصلا کمکی نمی‌کنم، مگه نه؟ 03:47.060 --> 03:49.062 ‫خب، فکر کنم از اونجایی که تو دستیار الین بودی 03:49.062 --> 03:51.481 ‫اونو بهتر از بقیه آدم‌های اینجا می‌شناختی، درسته؟ 03:51.481 --> 03:53.816 ‫چطوره بهمون بگی که چطور آدمی بود؟ 03:53.816 --> 03:57.362 ‫الین قهرمان من بود. 03:57.362 --> 04:00.740 ‫وقتی بچه بودم یه ویدئو ازش دیدم ‫که داشت صحبت می‌کرد. 04:00.740 --> 04:03.159 ‫یعنی، بخاطر اون بود که واسه دانشگاه استنفورد ‫درخواست دادم. 04:03.159 --> 04:06.704 ‫فقط پیداش کردم ‫و التماسش کردم که منو استخدام کنه. 04:06.704 --> 04:08.456 ‫یعنی، دستیار بودن کار مجللی نیست، 04:08.456 --> 04:11.459 ‫- ولی من به بیگاری عادت دارم. ‫- تو در دانشگاه استنفورد درس خوندی، 04:11.459 --> 04:13.044 ‫ولی به بیگاری عادت داری؟ 04:13.044 --> 04:14.671 ‫خب، همه دانشجوهای اونجا 04:14.671 --> 04:16.881 ‫یه راست از یه باشگاه برون شهری ‫که نرفتن اونجا. 04:16.881 --> 04:19.842 ‫می‌دونین، من بورسیه تحصیلی داشتم ‫و سر دوتا شغل بودم، 04:19.842 --> 04:22.887 ‫آره، ولی هنوزم با نمرات عالی فارغ‌التحصیل شدم. 04:22.887 --> 04:24.806 ‫پس کار کردن واسه الین رو دوست داشتی؟ 04:24.806 --> 04:25.848 ‫معلومه. 04:25.848 --> 04:29.018 ‫اون آینده‌نگر بود. 04:29.018 --> 04:31.396 ‫اون آینده‌نگر بود. 04:32.855 --> 04:35.525 ‫سم، تو تا حالا اسم لبخند دوشن رو شنیدی؟ 04:37.735 --> 04:40.238 ‫لبخند دوشن لبخندیه که به چشم‌های آدم سرایت می‌کنه. 04:40.238 --> 04:42.532 ‫از ته دله، برخلاف لبخند مشتری پسند 04:42.532 --> 04:45.285 ‫که تا همون دهن متوقف میشه. ‫صادقانه نیست. 04:45.285 --> 04:46.911 ‫از اون لبخندهای قلابی‌ایه 04:46.911 --> 04:49.497 ‫که یه مهماندار پرواز شرکت پن‌ام ممکنه بهت بزنه، 04:49.497 --> 04:53.126 ‫یا زنی که میگه رئیسش رو یکم بیشتر 04:53.126 --> 04:54.794 ‫از حد واقعی دوست داشته. 04:56.587 --> 05:00.174 ‫من به دیدگاه الین باور داشتم. 05:00.174 --> 05:02.885 ‫ولی؟ 05:02.885 --> 05:04.929 ‫تحمل کردنش راحت نبود. 05:04.929 --> 05:07.890 ‫و هرکاری می‌کردم بازم ایراد می‌گرفت ‫و... 05:07.890 --> 05:10.935 ‫هر اشتباهی هم می‌کردم ‫همیشه‌ی خدا سرکوفتش رو بهم می‌زد. 05:10.935 --> 05:12.562 ‫این افتضاحه. ‫متاسفم. 05:12.562 --> 05:14.897 ‫هرچی به عرضه کن‌ایری نزدیک شدیم ‫بدتر شد. 05:14.897 --> 05:16.691 ‫اون... 05:16.691 --> 05:20.236 ‫اون پنهان‌کار شد. ‫کلا بدبین شده بود. 05:20.236 --> 05:21.904 ‫آدم آورده بود قفل درش رو عوض کنه. 05:21.904 --> 05:24.407 ‫انگار همه‌جا چشم و گوش داشت. 05:24.407 --> 05:25.950 ‫داشتیم با عجله کار می‌کردیم ‫تا حجم تولید رو افزایش بدیم. 05:25.950 --> 05:28.578 ‫هر روز جهنم بود. 05:28.578 --> 05:32.790 ‫و یه آدم مگه چقدر طاقت داره، درسته؟ 05:32.790 --> 05:35.752 ‫صبر کن. ‫نگو که فکر می‌کنی من... 05:39.630 --> 05:41.883 ‫نه، اگه من این کارو کرده بودم ‫یادم می‌موند. 05:41.883 --> 05:44.469 ‫سم یادش نمیاد که دیشب ‫چه اتفاقی افتاده. 05:44.469 --> 05:46.596 ‫بیا ببینیم وسایلش چی دستمون میدن. 05:46.596 --> 05:48.931 ‫آها. 05:48.931 --> 05:50.683 ‫تو حرفش رو باور نمی‌کنی. 05:50.683 --> 05:53.394 ‫می‌دونی، یه دانشجوی فارغ‌التحصیل شده‌ی جوون 05:53.394 --> 05:54.604 ‫به زنی رویا می‌بنده که زندگیش رو جهنم می‌کنه. 05:54.604 --> 05:56.064 ‫این انگیزه‌ست دیگه. 05:56.064 --> 05:57.982 ‫و سم فرصت و روش انجامش رو داشته. 05:57.982 --> 05:59.567 ‫پس اگه اثرانگشت روی لوح تقدیر پیدا شد... 05:59.567 --> 06:01.194 ‫کلی سوال در اون صحنه جرم وجود داره 06:01.194 --> 06:03.237 ‫که هنوزم باید جواب داده بشن. ‫لطفا زود قضاوت نکن. 06:03.237 --> 06:06.157 ‫- اوهوم. ‫- باشه. 06:06.157 --> 06:07.992 ‫تاریخچه جستجوهای اینترنتی سم. 06:07.992 --> 06:12.288 ‫دیشب ساعت 10:21 شب ‫دریوری 06:12.288 --> 06:13.956 ‫جستجو کرده. 06:13.956 --> 06:15.833 ‫خیلی‌خب. ‫زیادی تو حال خودش نبوده که درست تایپ کنه. 06:15.833 --> 06:18.419 ‫اوه، اینا رو ببین. 06:18.419 --> 06:20.421 ‫خیلی‌خب، پس اینا ممکنه با نوشیدنی ‫تعامل پیدا کرده باشن 06:20.421 --> 06:21.964 ‫و باعث شده باشن که از هوش بره، ‫دقیقا همونطور که خودش گفت. 06:21.964 --> 06:23.216 ‫حالا چون یادت نمیاد که مرتکب جرمی شدی 06:23.216 --> 06:24.759 ‫دلیل نمیشه که انجامش نداده باشی. 06:27.136 --> 06:28.221 ‫ها. 06:31.641 --> 06:33.726 ‫تو هم بهتره پیش‌داوری نکنی. 06:36.270 --> 06:37.480 ‫چی؟ 06:40.483 --> 06:43.069 ‫اوه، این عالی نیست. 06:45.863 --> 06:47.156 ‫به نظر میاد که تو از رئیست متنفر بودی ‫و شاید یه شب 06:47.198 --> 06:49.492 ‫- بعد از کلی نوشیدنی خوردن، تو... ‫- من الین رو نکشتم. 06:49.575 --> 06:53.538 ‫- یا هم یادت نمیاد؟ ‫- بچه‌ی بیچاره. من جاش بودم. 06:53.538 --> 06:55.998 ‫باورت نمیشه که تا حالا واسه چندتا عوضی کار کردم. 06:55.998 --> 06:58.835 ‫اوه، با تاریخچه‌ی کاریت آشنایی دارم، مورگان. 06:58.835 --> 07:01.838 ‫مشخصه که سم باهوشه. ‫پشتکار داره. 07:01.838 --> 07:03.673 ‫ای کاش می‌تونستم به گذشته برگردم 07:03.673 --> 07:05.383 ‫و بهش بگم قدرت اینو داره که کنار بکشه بره. 07:05.383 --> 07:07.635 ‫شاید. ‫ولی به نظر میاد که این زن جوون 07:07.635 --> 07:10.346 ‫واقعا به کاری که می‌کرد ‫باور داشته. 07:10.346 --> 07:13.599 ‫و به رئیسش هم ایمان داشته، ‫حالا هرچقدر هم که سختگیر بوده باشه. 07:13.599 --> 07:16.310 ‫وقتی رسالت شغلیت رو پیدا کنی، ‫قواعدت رو عوض می‌کنه. 07:16.310 --> 07:17.895 ‫تعجب می‌کنی که حاضری 07:17.895 --> 07:21.190 ‫بخاطرش چقدر چرت و پرت رو تحمل کنی. 07:21.190 --> 07:24.402 ‫سوال اینجاست که الین اونقدر به سم فشار آورده 07:24.402 --> 07:26.237 ‫که دیگه ارزشش رو نداشته؟ 07:26.237 --> 07:27.905 ‫سام وازنیاک 07:27.905 --> 07:29.407 ‫هنوزم میگه که چیزی یادش نمیاد. 07:29.407 --> 07:31.659 ‫فعلا قبول کرده که تو پاسگاه بمونه. 07:31.659 --> 07:33.286 ‫خب، آره. ‫می‌خواد کمک کنه. 07:33.286 --> 07:34.704 ‫مورگان، می‌دونی اینو دوست دارم 07:34.704 --> 07:36.414 ‫که همیشه پشت افراد ضعیف هستی. 07:36.414 --> 07:38.499 ‫ولی بعضی اوقات آدم‌های خوب ‫کارهای بدی انجام میدن 07:38.499 --> 07:40.334 ‫و ما باید اونا رو پاسخگو بدونیم. 07:40.334 --> 07:43.045 ‫آره، مشخصه خب، ‫خودم می‌دونم. 07:43.045 --> 07:45.298 ‫صرفا میگم که فکر نکنم تو این موقعیت صدق می‌کنه. 07:45.298 --> 07:47.884 ‫به دافنه و آز میگم که با تمام آدم‌های 07:47.884 --> 07:49.260 ‫تو لیست مهمانان دیشب تماس بگیرن. 07:49.260 --> 07:51.512 ‫باید بفهمیم که چه کسی چی دیده ‫و کِی چیزی دیده. 07:51.512 --> 07:53.306 ‫و می‌خوام که شما خبر مرگش رو 07:53.306 --> 07:55.349 ‫به شوهر الین، اریک بارتون بدین. 07:55.349 --> 07:58.311 ‫باشه، خوبه. ‫در هر صورت معمولا کار شوهره مقتوله. 08:05.443 --> 08:07.570 ‫وقتی الین دیشب نیومد خونه، 08:07.570 --> 08:11.365 ‫فکر کردم بعد از مهمونی مونده ‫تا دیروقت کار کنه. 08:11.365 --> 08:14.076 ‫ما خیلی متاسفیم. 08:14.076 --> 08:16.787 ‫درمورد الین چی می‌تونی بهمون بگی؟ 08:16.787 --> 08:18.706 ‫از کجا شروع کنم؟ ‫آه... 08:18.706 --> 08:21.501 ‫تنها چیزی که بزرگ‌تر از جاه‌طلبی الین بود، ‫قلبش بود. 08:21.501 --> 08:24.504 ‫اون دانکشده پزشکی رو ول کرد 08:24.504 --> 08:25.755 ‫تا صنعت خدمات درمانی رو متحول کنه. 08:25.755 --> 08:27.548 ‫من اولین سرمایه‌گذارش بودم. 08:27.548 --> 08:34.138 ‫وقتی شور و اشتیاقش رو دیدم، ‫به معنا واقعی کلمه 08:34.138 --> 08:36.432 ‫ازش حمایت کردم. 08:36.432 --> 08:38.142 ‫آخرین بار ساعت چند الین رو دیدی؟ 08:41.562 --> 08:43.397 ‫من حول و حوش ساعت 10 رفتم. 08:43.397 --> 08:46.150 ‫مهمونی کامل در جریان بود ‫که الین هم در مرکزش قرار داشت. 08:46.150 --> 08:48.653 ‫شب درخشش اون بود. ‫و واقعا هم درخشید. 08:48.653 --> 08:50.821 ‫اون حرف نداشت. 08:50.821 --> 08:52.657 ‫تو و الین اخیرا باهم کنار میومدین؟ 08:52.657 --> 08:54.075 ‫چیزی هست که باید بدونیم؟ 08:54.075 --> 08:57.078 ‫ما خوب باهم کنار میومدیم. 08:57.078 --> 08:59.622 ‫آره خب، اوضاع پرتنش بوده. 08:59.622 --> 09:03.376 ‫اون تازه یه معامله توزیع بزرگ بسته بود. 09:03.376 --> 09:06.504 ‫استرس‌زا بود. 09:06.504 --> 09:10.424 ‫متاسفم. ‫فقط باید بدونم که دقیقا چه اتفاقی افتاده؟ 09:10.424 --> 09:13.970 ‫به نظر میاد که توی دفترش بهش حمله شده. 09:13.970 --> 09:15.972 ‫یه نفر از یکی از لوح تقدیر‌هاش ‫به عنوان سلاح استفاده کرده. 09:15.972 --> 09:17.014 ‫وای، خدای من. 09:17.014 --> 09:20.560 ‫مظنونی هم دارین؟ 09:20.560 --> 09:23.813 ‫- یه نفر. ‫- کی؟ 09:23.813 --> 09:26.816 ‫وقتی بتونیم اطلاعات بیشتری رو ‫باهات در میون می‌ذاریم، 09:26.816 --> 09:29.735 ‫ولی فعلا می‌تونی بهمون بگی که همسرت ‫دشمنی داشت یا نه؟ 09:29.735 --> 09:32.780 ‫الین حس می‌کرد کاری که داشت انجام می‌داد ‫به میلیون‌ها نفر کمک می‌کنه. 09:32.780 --> 09:36.325 ‫پس وقتی که آدم‌ها سر راهش قرار گرفتن، 09:36.325 --> 09:38.744 ‫اون بهشون فهموند. 09:38.744 --> 09:42.790 ‫اون توانایی اینو داشت که آدم‌ها رو ‫به خواست خودش خم کنه. ‫[مجبور کردن کسی برای انجام کار دلخواه خود] 09:42.790 --> 09:45.835 ‫تا حالا اونقدر خم‌شون کرده بود که بشکنن؟ 09:45.835 --> 09:48.254 ‫اون از خیلی از کارمندهاش ‫انتظار زیادی داشت. 09:48.254 --> 09:49.922 ‫به قدری که بخوان دنبال مرگش باشن؟ 09:52.675 --> 09:54.218 ‫اینو باید از خودشون بپرسین. 10:05.396 --> 10:08.190 ‫بی‌ادبی نباشه. 10:08.190 --> 10:10.443 ‫- ممنون. ‫- تو مورگان هستی، درسته؟ 10:10.443 --> 10:14.196 ‫- اوهوم. ‫- من تام هستم. کارکن نظافتچی. 10:14.196 --> 10:15.656 ‫اوه. 10:15.656 --> 10:16.991 ‫راستش، می‌خواستم باهات حرف بزنم. 10:16.991 --> 10:18.868 ‫- اوه، جدی؟ ‫- آره. 10:18.868 --> 10:21.245 ‫ناخواسته متوجه شدم که تو داری 10:21.245 --> 10:22.997 ‫درهای اتاق استراحت رو 10:22.997 --> 10:25.207 ‫با انگشت‌های چیپس پنیریت کثیف می‌کنی. 10:25.207 --> 10:27.209 ‫چرا فکر کردی این کار منه؟ 10:27.209 --> 10:29.920 ‫خب، واسه شروع بگم که ‫لکه‌ها نارنجی‌ان. 10:32.840 --> 10:34.842 ‫آدم‌های زیادی تو این طبقه کار می‌کنن، تام. 10:34.842 --> 10:37.219 ‫من نمی‌تونم تنها کسی باشم که چیپس خوشش میاد ‫و انگشت داره. 10:40.014 --> 10:42.141 ‫به گمونم باید کار پلیسی رو به تو بسپارم، ها؟ 10:42.141 --> 10:43.684 ‫بذار یه چیزی رو بهت بگم. 10:43.684 --> 10:45.645 ‫اگه چیزی دیدم، حتما بهت میگم. 10:45.645 --> 10:47.188 ‫- ممنون. ‫- خواهش. 10:47.188 --> 10:48.981 ‫- من برمی‌گردم سر کار. ‫- باشه. 10:56.739 --> 10:58.699 ‫تاییدیه گرفتیم که اریک همون موقع که گفت ‫از مهمونی رفته؟ 10:58.699 --> 11:00.284 ‫هنوز نه. 11:00.284 --> 11:02.745 ‫جواب آزمایش سم‌شناسی اولیه سم اومد. 11:02.745 --> 11:05.039 ‫به نظر میاد که اون دیازپام کافی‌ای 11:05.039 --> 11:07.375 ‫توی بدنش داشته که باعث فراموشی پیش‌گستر بشه. 11:07.375 --> 11:09.502 ‫یه چیزی پیدا کردم. 11:09.502 --> 11:12.630 ‫آخرین چکی که الین کشیده ‫دیشب بوده که 11:12.630 --> 11:14.048 ‫که در وجه حامل نوشته شده. 11:14.048 --> 11:17.343 ‫45 هزار و 623 دلار. ‫عدد به خصوصیـه. 11:17.343 --> 11:19.303 ‫پس حساب الین رو زیر نظر می‌گیریم، 11:19.303 --> 11:21.889 ‫تا ببینیم کسی چک رو نقد می‌کنه یا نه. 11:21.889 --> 11:23.265 ‫و اصلا نمی‌دونیم که چرا "جاودانه" 11:23.265 --> 11:24.558 ‫روی دیوار نوشته شده؟ 11:24.558 --> 11:27.353 ‫- نه. هنوز نه. ‫- داره دیوونه‌ام می‌کنه. 11:27.353 --> 11:29.397 ‫- زمان مرگ؟ ‫- پزشک قانونی هنوز داره روش کار می‌کنه. 11:29.397 --> 11:31.732 ‫آره و به زودی نتیجه‌ی اثر انگشت ‫روی سلاح قتل رو می‌گیریم. 11:31.732 --> 11:33.109 ‫من که شرط می‌بندم اثر انگشت سم هست. 11:33.109 --> 11:34.568 ‫سلام. ‫چه کمکی ازم برمیاد؟ 11:34.568 --> 11:37.405 ‫سلام. نینا وانگ هستم. ‫بخاطر الین بارتون اومدم. 11:37.405 --> 11:38.906 ‫باید با مهمون‌های جشن حرف بزنیم، 11:38.906 --> 11:40.866 ‫سعی کنیم بازه زمانی‌ای رو تعیین کنیم. 11:46.080 --> 11:49.333 ‫نینا، تو الین رو چطور می‌شناختی؟ 11:49.333 --> 11:50.960 ‫وقتی داشت تازه مت‌کر رو تاسیس می‌کرد، 11:50.960 --> 11:52.878 ‫منو به عنوان دستیارش استخدام کرد. 11:52.878 --> 11:54.088 ‫درمورد مهمونی دیشب برام تعریف کن. 11:54.088 --> 11:55.756 ‫جشن قشنگی بود. 11:55.756 --> 11:57.800 ‫الین بخاطر معامله توزیع با سیوپوریوم 11:57.800 --> 11:59.009 ‫هیجان‌زده بود. 11:59.009 --> 12:00.928 ‫خیلی بهش افتخار می‌کردم. 12:00.928 --> 12:03.681 ‫من حول و حوش ساعت 9:30 رفتم. 12:03.681 --> 12:06.434 ‫متوجه چیز غیرعادی‌ای شدی؟ 12:06.434 --> 12:08.686 ‫نه والا. ‫داشتم خوش می‌گذروندم. 12:08.686 --> 12:10.604 ‫ما تو مت‌کر تفریح زیادی گیرمون نمیاد. 12:10.604 --> 12:12.398 ‫حقیقتا مهمونی خیلی خوب بود. 12:12.398 --> 12:15.818 ‫بی‌صبرانه می‌خواستم از اونجا برم. 12:15.818 --> 12:17.945 ‫همه‌مون انتظار داشتیم که الین ‫حال و هوای بهتری داشته باشه، 12:17.945 --> 12:19.155 ‫ولی نمی‌دونم. 12:19.155 --> 12:21.115 ‫حس و حال مهمونی عجیب بود. 12:21.115 --> 12:23.409 ‫من می‌خواستم زود برم، 12:23.409 --> 12:25.035 ‫ولی واندا اصرار داشت 12:25.035 --> 12:26.704 ‫تا آهنگ "شدیدا درگیر یه احساس شدن" ‫رو می‌خونه، بمونیم. 12:26.704 --> 12:28.956 ‫یه جورایی آهنگ ویژه خودمه. 12:28.956 --> 12:30.666 ‫همین که کارش تموم شد رفتیم. 12:36.380 --> 12:38.924 ‫ولی وقتی داشتیم می‌رفتیم ‫یه جر و بحث توی دفتر الین شنیدیم. 12:38.924 --> 12:40.760 ‫و فکر نکردین که باید برین توی دفترش؟ 12:42.011 --> 12:44.930 ‫برای الین غیرعادی نبود که به کسی ناسزا بگه. 12:44.930 --> 12:46.807 ‫ناراحت شدم، ولی... 12:46.807 --> 12:48.768 ‫فقط خوشحال بودم که من به جاش کشته نشدم. 12:56.317 --> 12:59.403 ‫زمان مرگ حول و حوش ساعت 11 بوده. 12:59.403 --> 13:01.071 ‫اونوقت چطور به این ساعت رسیدی؟ 13:01.071 --> 13:03.199 ‫خب، دستگاه کارائوکه ‫زمان تمام آهنگ‌هایی که 13:03.199 --> 13:05.242 ‫خونده شدنش رو ثبت می‌کنه، ‫منم از صاحبش خواستم 13:05.242 --> 13:07.161 ‫تا کپی‌ای از لیست پخش رو بهم بده. 13:07.161 --> 13:08.621 ‫طبق لیست پخش، 13:08.621 --> 13:10.539 ‫"شدیدا درگیر یه احساس شدن" ‫ساعت 10:53 پخش شده. 13:10.539 --> 13:12.333 ‫اون آهنگیه که واندا 13:12.333 --> 13:14.001 ‫دقیقا قبل از اینکه کارمندها 13:14.001 --> 13:15.127 ‫- درسته. ‫- بعدش، 13:15.127 --> 13:16.837 ‫کل تیم فروش آهنگ "از وقتی که رفتی" رو خوندن، 13:16.837 --> 13:18.756 ‫که خیلی سر و صدا می‌کرده، درسته؟ 13:18.756 --> 13:21.050 ‫از وقتی که رفتی. ‫[ساعت 10:58] 13:21.050 --> 13:23.093 ‫ولی با اینکه آهنگ رو می‌خوندن ‫بازم صدای جر و بحث رو شنیده بودن. 13:24.970 --> 13:26.764 ‫...که تصمیم گرفتی اینطوری باهام برخورد کنی! 13:26.764 --> 13:28.682 ‫و اون از ساعت 10:58 تا 11:01 بود. 13:28.682 --> 13:31.060 ‫- باشه. ‫- بعدش، آماندا از بخش پذیرش... 13:31.060 --> 13:32.561 ‫آهنگ "هیچی با تو قابل مقایسه نیست" رو می‌خونه. 13:32.561 --> 13:34.480 ‫آهنگ بی سر و صدایی که زن بی سر و صدایی خونده بود، 13:34.480 --> 13:35.981 ‫ولی با اینحال کسی هیچی نشنیده بود. 13:35.981 --> 13:37.566 ‫پس حتما درگیری تا اون تموم شده. 13:37.566 --> 13:39.151 ‫و بعدش هم دیگه کسی نگفته که الین رو دیده. 13:39.151 --> 13:41.362 ‫درسته، پس اون در سه دقیقه‌ی 13:41.362 --> 13:43.197 ‫بین ساعت 10:58 و 11:01 کشته شده. 13:43.197 --> 13:45.699 ‫- باریکلا، گیلوری. ‫- ممنون. 13:45.699 --> 13:47.201 ‫باید برم ببینم که می‌تونم 13:47.201 --> 13:50.162 ‫اون خاطرات رو یاد سم بیارم یا نه. 13:50.162 --> 13:52.873 ‫هرچی که بخوای. ‫مهمون خودم. 13:52.873 --> 13:54.792 ‫نمی‌خوام، ممنون. 13:54.792 --> 13:56.252 ‫نه، تو باید یه چیزی بخوری. 13:56.252 --> 13:58.796 ‫حتما داری ضعف می‌کنی. 13:58.796 --> 14:01.090 ‫- پفک پنیری. ‫- باشه. 14:05.052 --> 14:07.137 ‫خیلی‌خب. بفرما. 14:07.137 --> 14:08.389 ‫نوش جان. 14:10.766 --> 14:12.726 ‫ممنون که اینقدر باهام خوش رفتاری. 14:14.854 --> 14:17.439 ‫خب گوش کن، من از استنفورد فارغ‌التحصیل نشدم، 14:17.439 --> 14:20.484 ‫ولی جای تو بودم، بیش از حد صلاحیت داشتم 14:20.484 --> 14:23.779 ‫و رئیسم باهام بد رفتار کرده. 14:23.779 --> 14:25.447 ‫فقط تحمل کن، باشه؟ 14:25.447 --> 14:27.408 ‫باورم نمیشه که این اتفاق داره می‌افته. 14:27.408 --> 14:29.827 ‫آره. 14:29.827 --> 14:32.580 ‫هی. منو ببین. ‫منو ببین. 14:32.580 --> 14:33.831 ‫یه نفس عمیق بکش. ‫نفس بکش ببینم. 14:36.750 --> 14:38.919 ‫حالا مغزت رو آروم کن. 14:38.919 --> 14:41.130 ‫گفتنش از انجام دادنش راحت‌تره. ‫می‌دونم. 14:41.130 --> 14:43.299 ‫خیلی ترسیدم. 14:43.299 --> 14:46.093 ‫هیچی یادم نمیاد. 14:46.093 --> 14:48.846 ‫- اگه من... ‫- رئیست رو کشته باشی؟ نه. 14:48.846 --> 14:51.056 ‫درمورد کشتن رئیست رویاپردازی کرده باشی؟ 14:51.056 --> 14:53.809 ‫کیه که نکرده باشه؟ 14:53.809 --> 14:56.312 ‫ته‌توی قضیه رو در میاریم، باشه؟ 14:56.312 --> 14:58.522 ‫ولی باید کمکم کنی. 14:58.522 --> 15:00.941 ‫البته. 15:00.941 --> 15:02.401 ‫بیا اینجا. 15:06.906 --> 15:09.992 ‫- جیب‌هات رو بگرد. ‫- من جیب ندارم. 15:09.992 --> 15:12.077 ‫می‌دونم، پس جاهایی رو بگرد ‫که اگه جیب نداشته باشی 15:12.077 --> 15:14.288 ‫چیزی می‌ذاری. 15:14.288 --> 15:15.956 ‫- عه... ‫- چیه؟ 15:15.956 --> 15:19.585 ‫وای خدا. 15:19.585 --> 15:22.129 ‫خیلی‌خب. این ایده‌آل نیست. 15:22.129 --> 15:24.590 ‫همون بهتره که الان اعتراف کنم بره. 15:27.384 --> 15:28.969 ‫من اون رژ لب رو می‌شناسم. 15:30.596 --> 15:32.973 ‫این رژ لب توئه، ولی به لب‌های سم زده شده. 15:32.973 --> 15:34.975 ‫تو که ادعا می‌کنی کل شب پشت میزت بودی، دنیس، 15:34.975 --> 15:38.020 ‫پس اینو چطور توضیح میدی، هوم؟ 15:41.106 --> 15:42.149 ‫دقیقا بهمون بگو که چه اتفاقی افتاد، دنیس. 15:42.399 --> 15:44.193 ‫این دفعه حقیقت رو بگو. 15:45.736 --> 15:47.363 ‫- تو به این شغل نیاز داری. ‫- آره و کاری که دیشب کردی 15:47.363 --> 15:49.156 ‫ممکنه باعث اخراج شدنت بشه. 15:49.156 --> 15:50.824 ‫مسئله فقط این نیست. 15:50.824 --> 15:52.576 ‫دیشب یکی جونش رو از دست داده. 15:52.576 --> 15:54.036 ‫و اگه من گذاشتم که یه قاتل وارد اینجا شده باشه... 15:54.036 --> 15:57.164 ‫نه، هنوز به اونجا نرسیدیم. ‫بذار حدس بزنم. 15:57.164 --> 15:58.624 ‫شغلت کسل کننده‌ست. 15:58.624 --> 16:00.084 ‫خیلی. 16:00.084 --> 16:02.586 ‫من یه بار در اداره‌ی وسایل نقلیهٔ موتوری ‫در ون نایز کار کردم. 16:02.586 --> 16:04.713 ‫اپراتور دستگاه بسته‌بندی اقلام پستی بودم. 16:04.713 --> 16:08.133 ‫از هر فرصتی گیرم میومد استفاده می‌کردم ‫تا از سر کار جیم بشم. 16:08.133 --> 16:11.387 ‫تو دیشب ترک پست کرده بودی؟ 16:11.387 --> 16:13.305 ‫به نظر میومد که خیلی داشتن تو مهمونی ‫خوش می‌گذروندن. 16:13.305 --> 16:14.807 ‫سم به نظر محشر میومد. 16:14.807 --> 16:16.684 ‫من همیشه دوست داشتم باهاش رفیق بشم. 16:16.684 --> 16:19.019 ‫پس گفتم که اگه توی مهمونی باشم، 16:19.019 --> 16:21.438 ‫حداقل می‌تونم حواسم به اوضاع باشه. 16:21.438 --> 16:23.857 ‫تازشم، امضای همه افراد تو لیست دعوت ‫رو گرفته بودم، 16:23.857 --> 16:25.985 ‫پس با خودم گفتم که اشکالی نداره. 16:25.985 --> 16:27.820 ‫چندتا نوشیدنی خوردم، 16:27.820 --> 16:31.240 ‫و بعد من و سم شروع به حرف زدن کردیم ‫و... 16:31.240 --> 16:33.701 ‫ادامه بده. 16:33.701 --> 16:37.955 ‫خوش می‌گذروندیم. ‫خیلی طولانی نبود. 16:37.955 --> 16:41.041 ‫سم رفت دستشویی، منم منتظرش موندم. 16:41.041 --> 16:43.293 ‫ولی بعد یه زن دیگه اومد بیرون. 16:43.293 --> 16:45.004 ‫یکی که نشناختمش. 16:45.004 --> 16:46.213 ‫- یکی که توی لیست نبود؟ ‫- دقیقا. 16:46.213 --> 16:47.798 ‫سعی کردم دنبالش کنم، 16:47.798 --> 16:49.383 ‫ولی با عجله به سمت آسانسور رفت 16:49.383 --> 16:51.301 ‫و قبل از اینکه بهش برسم ‫در آسانسور بسته شد. 16:51.301 --> 16:53.887 ‫پس محض شفاف‌سازی می‌پرسم، ‫تو ندیدی که ساختمون رو ترک کنه؟ 16:53.887 --> 16:56.724 ‫- نه. ‫- ساعت چند بود؟ 16:56.724 --> 16:58.308 ‫فکر کنم یه موقعی بعد از ساعت 10 بود. 16:58.308 --> 17:00.936 ‫لطفا بگو که خوب تونستی این خانوم رو ببینی. 17:00.936 --> 17:05.190 ‫موهای قهوه‌ای، جثه‌ی متوسط. 17:05.190 --> 17:07.026 ‫همین؟ فقط همینو داری بگی؟ 17:07.026 --> 17:09.570 ‫نه. اون یه چیزی داشت که ‫به دستش چسبیده بود. 17:09.570 --> 17:11.655 ‫انگار یه چیز پلاستیکی مربعی‌شکل بود... 17:11.655 --> 17:13.407 ‫والا نمی‌دونم چی بود. ‫اینجاش چسبیده بود. 17:13.407 --> 17:15.075 ‫اندازه‌ قوطی کبریت بود؟ 17:15.075 --> 17:16.660 ‫آره، کم و بیش. 17:19.997 --> 17:22.124 ‫- این همون زنه؟ ‫- خودشه. 17:22.124 --> 17:24.126 ‫- چه باحال بود. ‫- پمپ انسولینـه. 17:24.126 --> 17:25.836 ‫اون دیابت داره. 17:25.836 --> 17:27.004 ‫این قطعا زنیه که دیشب دیدی؟ 17:27.004 --> 17:28.422 ‫آره، صد در صد. 17:28.422 --> 17:30.340 ‫کارمن، نیکو و آرتورو خیمنز. 17:30.340 --> 17:32.760 ‫بیا بفهمیم که کارمن چه حرفی واسه گفتن داره. 17:40.476 --> 17:42.728 ‫- کارادک. ‫- دافنه‌ام. خبر بدی دارم. 17:42.728 --> 17:45.355 ‫نتونستن اثر انگشتی از سلاح قتل ‫به دست بیارن. 17:45.355 --> 17:47.274 ‫- ای بخشکی شانس. ‫- خیلی‌خب. سم خونه‌ست. 17:47.274 --> 17:49.276 ‫مامانش داره از سن‌دیگو میاد ‫تا پیشش بمونه. 17:49.276 --> 17:51.945 ‫- اینقدر به مظنونین پیام نده. ‫- یه چیز دیگه. 17:51.945 --> 17:54.531 ‫پزشک قانونی تایید کرد که زمان مرگ ‫احتمالا دور و بر ساعت 11 شب بوده. 17:54.531 --> 17:55.991 ‫موقع پخش آهنگ "از وقتی که رفتی". 17:55.991 --> 17:57.284 ‫ممنون، دافنه. 17:57.284 --> 17:59.244 ‫نه. ممنون، کلی کلارکسون. ‫[خواننده‌ی آهنگ از وقتی که رفتی] 17:59.244 --> 18:00.287 ‫خیلی‌خب. 18:04.833 --> 18:07.544 ‫خبر الین بارتون شنیدیم. 18:07.544 --> 18:08.796 ‫همچین آدمی حیف بود. 18:08.796 --> 18:10.672 ‫- شخصا می‌شناختیش؟ ‫- بله. 18:10.672 --> 18:12.758 ‫پسرمون نیکو، یکی از اولین گیرنده‌های 18:12.758 --> 18:14.885 ‫- کن‌ایری بود. ‫- آها. 18:14.885 --> 18:16.804 ‫زندگیش رو عوض کرد. 18:16.804 --> 18:18.263 ‫خانوم خیمنز، ما متوجه شدیم که 18:18.263 --> 18:20.599 ‫شما در مهمونی عرضه‌ کن‌ایری بودی. 18:20.599 --> 18:23.644 ‫درسته؟ 18:23.644 --> 18:26.438 ‫با نگهبانی که از دستش فرار کردی ‫حرف زدیم. 18:26.438 --> 18:29.191 ‫- می‌دونی؟ ‫- بله، اونجا بودم. 18:29.191 --> 18:30.651 ‫هوم. 18:30.651 --> 18:32.152 ‫خب، از اونجایی که الین بارتون مُرده، 18:32.152 --> 18:34.154 ‫باید بدونیم که چرا بدون دعوت ‫به اون مهمونی رفته بودی. 18:36.115 --> 18:40.327 ‫- نمی‌تونم باهات صحبت کنم. ‫- نمی‌تونی یا نمی‌خوای؟ 18:40.327 --> 18:42.621 ‫خب، من می‌تونم حرف بزنم. 18:42.621 --> 18:46.333 ‫باید بگم که این خونه خوشگله. 18:46.333 --> 18:47.960 ‫ولی متوجه شدم 18:47.960 --> 18:52.506 ‫وسایلی که دارین فضای خونه رو پر نمی‌کنه. 18:52.506 --> 18:55.717 ‫می‌دونین؟ ‫اون مجوز پارکنینگ موقتی که دیدم، 18:55.717 --> 18:59.304 ‫باعث میشه فکر کنم که شما تازه به اینجا نقل‌مکان کردین. 18:59.304 --> 19:02.349 ‫- دو ماهی میشه. ‫- اوه، تبریک میگم. 19:02.349 --> 19:04.560 ‫دارم حساب و کتاب می‌کنم ‫و... 19:04.560 --> 19:06.395 ‫یه چیزی جور در نمیاد. 19:06.395 --> 19:08.981 ‫بین شغل خرده‌فروشی کارمن و اینکه آرتورو بیکاره، 19:08.981 --> 19:12.609 ‫چطور پول همچین خونه‌ای رو دارین؟ 19:12.609 --> 19:14.736 ‫من اونجا چک بیکاری تو رو ‫بغل تگ اسم تو 19:14.736 --> 19:16.280 ‫که روی میز بغل مبل بود، دیدم. 19:16.280 --> 19:17.823 ‫می‌دونین، منم وقتی می‌رسم خونه ‫همه آت و آشغال‌‌هام 19:17.823 --> 19:19.575 ‫رو اونجا می‌ندازم. 19:19.575 --> 19:21.702 ‫به گمونم هرچقدر هم که خونه‌ات بزرگ باشه، ‫بازم یه چیزهایی عوض نمی‌شن. 19:24.580 --> 19:26.540 ‫فکر کنم دیگه صحبتی نداریم. 19:26.540 --> 19:29.001 ‫- اوه. باشه. ‫- خیلی‌خب. 19:41.972 --> 19:44.558 ‫اوه. 19:44.558 --> 19:46.059 ‫فکر کنم وقتشه که این گفتگو رو 19:46.059 --> 19:48.478 ‫به اداره پلیس منتقل کنیم. 19:48.478 --> 19:49.813 ‫قبول ندارین؟ 19:53.984 --> 19:56.904 ‫کارمن، به حرفم گوش بده. ‫بیا ببینیم که چقدر دقیق 19:56.945 --> 20:00.532 ‫می‌تونم بگم که چه اتفاقی ‫واقعا بین تو و الین افتاده، هوم؟ 20:00.532 --> 20:03.285 ‫فکر کنم تو بخشی از یه دسیسه‌ی بزرگ بودی. 20:03.285 --> 20:05.913 ‫مت‌کر بهت پول داده تا داستان امید بخشی ‫از خودت بسازی 20:05.913 --> 20:07.831 ‫که کن‌ایری جواب میده، 20:07.831 --> 20:11.251 ‫چون هر محصولی نیاز به داستان موفقیت داره، درسته؟ 20:11.251 --> 20:13.712 ‫ولی همچین معامله‌هایی اغلب اوقات بد می‌شن، مگه نه؟ 20:13.712 --> 20:15.547 ‫شاید الین از پول دادن بهت خسته شده بود. 20:15.547 --> 20:17.132 ‫شاید دیگه بخاطر همکاری کردنت 20:17.132 --> 20:18.884 ‫پول بیشتری ازش خواستی. 20:26.058 --> 20:27.726 ‫من می‌تونم تو رو در صحنه جرم قرار بدم 20:27.726 --> 20:29.686 ‫و زخم روی دست‌هات که حاضر نیستی ‫توضیح بدی چی شدن 20:29.686 --> 20:33.023 ‫قطعا بهم دلیل کافی رو میده. 20:33.023 --> 20:36.526 ‫دارم یه فرصت آخر بهت میدم که حقیقت رو بدی. 20:36.526 --> 20:38.528 ‫چیکار می‌کنی؟ 20:48.372 --> 20:50.582 ‫اگه اون بیگناهه، چرا حرف نمی‌زنه؟ 20:50.582 --> 20:55.045 ‫و اگه گناهکاره، چرا وکیل خبر نکرده؟ 20:55.045 --> 20:58.507 ‫دافنه، اوضاع مالی‌شون رو بررسی کن. 20:58.507 --> 21:00.133 ‫کی داره وام مسکن‌شون رو میده؟ 21:06.390 --> 21:08.642 ‫مورگان؟ حالت خوبه؟ 21:10.477 --> 21:12.145 ‫به نظر دریوری میومد. 21:12.145 --> 21:14.314 ‫- چی؟ ‫- جستجوی اینترنتی سم. 21:14.314 --> 21:16.149 ‫یادت میاد؟ ‫با عقل جور در نمیومد. 21:19.778 --> 21:22.572 ‫اون به شدت نشئه نبوده؟ 21:22.572 --> 21:24.741 ‫- دقیقا. ‫- دست‌هاش تکون خوردن. 21:24.741 --> 21:26.535 ‫اگه سر جاشون بودن... 21:33.417 --> 21:35.043 ‫بخاطر همین هم کلمه‌ی "جاودانه" 21:35.043 --> 21:36.628 ‫روی دیوار دفتر الین نوشته شده بود. 21:36.628 --> 21:38.505 ‫هوم. 21:40.173 --> 21:42.551 ‫فکر کنم بتونم کارمن رو به حرف بیارم. 21:42.551 --> 21:46.013 ‫- مورگان رو با خودت ببر. ‫- نه. خودم تنها. 21:47.556 --> 21:50.142 ‫کن‌ایری داشت مواد شیمیایی جاودانه منتشر می‌کرد، 21:50.142 --> 21:52.602 ‫و قرار گرفتن در معرض آلکان‌های پرفلوئوروآلکوکسی ‫می‌تونه آسم بوجود بیاره. 21:52.602 --> 21:54.354 ‫مت‌کر داره با پول سکوتت رو می‌خره 21:54.354 --> 21:56.440 ‫چون محصول‌شون داشت به بچه‌ها صدمه می‌رسوند. 21:56.440 --> 21:59.109 ‫و یکی از اونا بچه‌ی خودت بود. 21:59.109 --> 22:02.362 ‫قطعا خونه‌ قشنگی که داری توش زندگی می‌کنی ‫رو توضیح میده. 22:02.362 --> 22:04.614 ‫و توضیح میده که چرا نیکو با بقیه‌ی بچه‌ها 22:04.614 --> 22:06.283 ‫تو حیاط نمی‌دوید. 22:08.243 --> 22:09.953 ‫نمی‌تونست. 22:09.953 --> 22:12.205 ‫ولی اون پسربچه‌ی تو بود. 22:12.205 --> 22:15.375 ‫پول نمی‌تونست شفاش بده ‫و نمی‌تونست دردت رو دوا کنه. 22:19.254 --> 22:20.922 ‫هر مادری حد و مرزی داره. 22:23.175 --> 22:25.969 ‫کارمن، امکان نداره که اگه کسی ‫مثل نیکو به پسرم صدمه می‌زد 22:25.969 --> 22:28.555 ‫می‌تونستم خودم رو کنترل کنم. 22:32.059 --> 22:34.770 ‫آماده‌ای که بهم بگی تو دفتر الین چه اتفاقی افتاد؟ 22:37.647 --> 22:39.691 ‫اولش مشکلی با پول گرفتن نداشتم. 22:39.691 --> 22:43.612 ‫با مخارج دکتر کمک حال‌مون بود... 22:43.612 --> 22:46.365 ‫اجازه داد که از کنار بزرگراه نقل‌مکان کنیم. 22:46.365 --> 22:49.576 ‫ولی در نهایت... 22:49.576 --> 22:52.704 ‫نمی‌تونستم با خودم کنار بیام. 22:52.704 --> 22:58.543 ‫هرچی هم که بهمون دادن ‫بازم اینو تغییر نداد که پسرم داشت سختی می‌کشید. 22:58.543 --> 23:01.254 ‫می‌خواستم نابودشون کنم. 23:01.254 --> 23:03.340 ‫پس به اون مهمونی رفتی تا انتقام بگیری؟ 23:03.340 --> 23:05.884 ‫اولین چیزی که دیدم رقصیدن و آواز خوندن آدما بود، 23:05.884 --> 23:08.053 ‫داشتن اون دستگاه، اون زن رو جشن می‌گرفتن. 23:08.053 --> 23:10.430 ‫تحملش رو نداشتم. 23:10.430 --> 23:13.058 ‫پس تصمیم گرفتم برم توی دفترش، 23:13.058 --> 23:15.102 ‫صبر کنم بیاد داخل تا بتونم بهش بگم 23:15.102 --> 23:16.853 ‫که دقیقا چه فکری راجع‌به اون می‌کنم. 23:16.853 --> 23:18.522 ‫و اون موقع بود که کنترلت رو از دست دادی. 23:18.522 --> 23:20.357 ‫اونجا که نشسته بودم... 23:20.357 --> 23:22.401 ‫مدام عصبانی‌تر شدم. 23:22.401 --> 23:24.903 ‫ماژیک برداشتم و "جاودانه" رو روی دیوار نوشتم. 23:24.903 --> 23:28.198 ‫و بعد با نامه‌باز کن ‫یه عروسک مسخره رو 23:28.198 --> 23:30.242 ‫تیکه پاره کردم و لیز خورد 23:30.242 --> 23:32.411 ‫و دست خودم بُرید. 23:32.411 --> 23:35.414 ‫بعد اون موقع بود که الین اومد داخل. 23:35.414 --> 23:38.250 ‫قبل از اینکه حتی بتونم حرفم رو بزنم، 23:38.250 --> 23:40.502 ‫گفت که بخاطر قرارداد عدم افشاء ‫اگه باهاش در بی‌افتم 23:40.502 --> 23:43.839 ‫با کلی شکایت نابودم می‌کنه. 23:43.839 --> 23:48.718 ‫تهدید کرد که حتی اگه شوهرش قبول نداشته باشه، ‫دیگه پولی بهمون نمیده. 23:48.718 --> 23:51.763 ‫می‌خواستم بهش صدمه بزنم. 23:51.763 --> 23:53.765 ‫- ولی... ‫- ولی چی؟ 23:53.765 --> 23:56.268 ‫ترسیدم. 23:56.268 --> 23:58.270 ‫همچین انتظاری نداشتم. 23:58.270 --> 24:00.105 ‫صدمه زدن به الین کمکی به پسرم نمی‌کرد. 24:00.105 --> 24:01.731 ‫منم همینطور. 24:01.731 --> 24:04.651 ‫تمام قدرت دست اون بود و هر دومون هم می‌دونستیم. 24:04.651 --> 24:06.403 ‫پس برگشتم که برم ‫و وقتی داشتم می‌رفتم بیرون، 24:06.403 --> 24:08.405 ‫با مشت صورت مسخره‌اش رو زدم... 24:08.405 --> 24:11.491 ‫به عکسش که روی دیوار آویزون بود. 24:11.491 --> 24:14.453 ‫خیلی‌خب. ‫کارمن، می‌خوام حرفت رو باور کنم، 24:14.453 --> 24:16.455 ‫ولی یکی الین رو به قتل رسونده. 24:16.455 --> 24:20.709 ‫قسم می‌خورم که وقتی من رفتم ‫اون زنده بود. 24:25.088 --> 24:27.507 ‫خیلی‌خب، این سوال عجیبیه، 24:27.507 --> 24:29.509 ‫ولی وقتی رفتی ‫احیانا یادت نمیاد که 24:29.509 --> 24:32.179 ‫چه آهنگی پخش شده بود؟ 24:32.179 --> 24:34.806 ‫فکر کنم آهنگ "کالیفرنیکیشن" از گروه چیلی‌پپرز بود. 24:34.806 --> 24:37.392 ‫ساعت 10:15. 24:37.392 --> 24:39.811 ‫کسی می‌تونه این داستان رو تایید کنه؟ 24:39.811 --> 24:41.354 ‫آره. 24:41.354 --> 24:43.607 ‫تو دستشویی با یه زن گیج برخورد کردم. 24:43.607 --> 24:47.402 ‫داشتم گریه می‌کردم و اون خیلی مهربون بود، ‫داشت سعی می‌کرد بهم دلگرمی بده. 24:47.402 --> 24:49.237 ‫و وقتی بهش گفتم که الین با پسرم چیکار کرده 24:49.237 --> 24:51.656 ‫اونم به اندازه‌ی من ناراحت شد. 24:51.656 --> 24:53.700 ‫اسمش رو یادم نمیاد ‫ولی اون یه لباس... 24:53.700 --> 24:55.494 ‫یه لباس گلدار برق برقی پوشیده بود. 24:55.494 --> 24:56.620 ‫آره. 25:05.754 --> 25:08.548 ‫پس سم از قبل می‌خواست رئیسش رو با چاقو بزنه. 25:08.548 --> 25:11.218 ‫بعد یه مادر گریان درمورد آلکان‌های پرفلوئوروآلکوکسی ‫و کن‌ایری بهش میگه. 25:11.218 --> 25:13.011 ‫فکر کنم باید یه دور دیگه بازجوییش کنیم. 25:13.011 --> 25:14.137 ‫خیلی‌خب، فقط یه ثانیه صبر کن، باشه؟ 25:14.137 --> 25:15.514 ‫طبق حرف‌های کارمن، 25:15.514 --> 25:17.349 ‫به نظر میاد که سر این پرداخت‌ها 25:17.349 --> 25:19.017 ‫اختلافی بین اریک و الین وجود داشته. 25:19.017 --> 25:21.478 ‫هرچی نباشه اون سرمایه‌گذار این تشکیلات بوده. 25:21.478 --> 25:24.147 ‫اگه الین زورش کرده که در کلاهبرداری شرکت کنه، 25:24.147 --> 25:25.482 ‫شاید نظرش رو عوض کرده. 25:25.482 --> 25:26.816 ‫آره یا نمی‌خواسته بره زندان. 25:26.816 --> 25:28.235 ‫این به نظر انگیزه‌ی قتل میاد. 25:28.235 --> 25:29.402 ‫- شاید، ولی مورگان... ‫- گوش کن، می‌فهمم. 25:29.402 --> 25:31.238 ‫سم هنوزم یه مظنونه. ‫می‌دونم. 25:31.238 --> 25:33.490 ‫و راحت باش، بازم سوال‌هایی ازش بپرس 25:33.490 --> 25:34.866 ‫که نمی‌تونه جوابشون رو بده 25:34.866 --> 25:36.535 ‫چون هنوزم چیزی یادش نمیاد. 25:36.535 --> 25:37.994 ‫ولی حس می‌کنم که من و تو ‫احتمالا بتونیم 25:37.994 --> 25:39.037 ‫راه‌های بهتری واسه صرف کردن زمان‌مون پیدا کنیم. 25:39.037 --> 25:40.830 ‫هوم. 25:40.830 --> 25:42.415 ‫بی‌ادبانه حرف زدم و معذرت می‌خوام. 25:42.415 --> 25:43.875 ‫برو با اریک حرف بزن. 25:43.875 --> 25:46.294 ‫بفهمین که درمورد اون پرداخت‌ها چی می‌دونسته 25:46.294 --> 25:49.422 ‫و اینکه اون و الین باهم اختلاف نظر داشتن یا نه. 25:49.422 --> 25:52.259 ‫ادامه دادن دشوار بوده، 25:52.259 --> 25:54.678 ‫- ولی حقیقت اینه که... ‫- ببخشید. 25:54.678 --> 25:56.429 ‫الان چیزی درمورد حقیقت گفتی؟ 25:56.429 --> 25:58.557 ‫ببخشید. ‫شما نمی‌تونین همینطوری سرتون رو بندازین و بیاین داخل. 25:58.557 --> 26:00.600 ‫اوه، همین الانشم اومدیم تو دیگه. ‫هی اریک، 26:00.600 --> 26:03.353 ‫ما می‌دونیم که تو و الین ‫داشتین به آدم‌ها حق السکوت می‌دادین. 26:05.814 --> 26:09.484 ‫- همه به جز هورنستاک برین بیرون. ‫- هوم. 26:11.736 --> 26:14.573 ‫وکیلمه. احتیاط کنین. 26:14.573 --> 26:16.908 ‫- الان تهدید کردی؟ ‫- هشدار دادم. 26:16.908 --> 26:19.077 ‫- نباید سرسریش بگیرین. ‫- هوم. 26:19.077 --> 26:20.954 ‫چه جالب. ‫ما هم شوخی‌بردار نیستیم. 26:22.414 --> 26:24.291 ‫بگین. 26:24.291 --> 26:26.418 ‫با کارمن خیمنز درمورد پسرش نیکو حرف زدیم، 26:26.418 --> 26:28.253 ‫و گمون کنم که اونا 26:28.253 --> 26:30.839 ‫یکی از خانواده‌های زیادی بودن که ‫بهشون پول می‌دادین. 26:30.839 --> 26:32.632 ‫اونا قراردادهای کاملا قانونی‌ 26:32.632 --> 26:34.676 ‫تحت قانون مدنی 1550 کالیفرنیا بودن، 26:34.676 --> 26:39.431 ‫که چون مشخصا شما وکیل نیستین ‫اینو نمی‌دونین. 26:39.431 --> 26:41.141 ‫راست میگه. ‫من وکیل نیستم. 26:41.141 --> 26:42.892 ‫ولی من تو یه کتابخانه حقوق 26:42.892 --> 26:45.562 ‫- چند شیفت کار نظافتی کردم. ‫- منظوری داری؟ 26:45.562 --> 26:47.439 ‫منظورم اینه که 26:47.439 --> 26:49.649 ‫ماده 12 قانون اوراق بهادار 26:49.649 --> 26:51.610 ‫روی خوشی به شرکت‌هایی نشون نمیده 26:51.610 --> 26:53.528 ‫که در بروشورهای سرمایه‌گذارشون 26:53.528 --> 26:55.530 ‫اظهارات نادرست مالی داشته باشن. 26:55.530 --> 26:56.948 ‫حالا بخوام زیر دیپلم بگم، 26:56.948 --> 26:58.283 ‫یعنی اینکه شما کلی سرمایه جمع کردین، 26:58.283 --> 27:00.285 ‫ولی به سرمایه‌گذارها نگفتین 27:00.285 --> 27:02.495 ‫که محصول‌تون داره به مردم آسیب می‌زنه، ‫پس می‌تونین زندانی بشین. 27:02.495 --> 27:04.289 ‫حالا به نظر من، 27:04.289 --> 27:06.333 ‫این به نظر دلیلی میاد که یه زن و شوهر 27:06.333 --> 27:08.084 ‫- باهم بحث‌شون بشه. ‫- هوم. 27:11.963 --> 27:13.882 ‫اوه، می‌خواین برین؟ 27:13.882 --> 27:15.383 ‫شما می‌تونین... 27:23.058 --> 27:26.478 ‫کارمن، نیکو رو برای دور اول آزمایش اسم‌نویسی کرد. 27:26.478 --> 27:28.438 ‫نمونه‌ی اولیه‌مون معجزه‌آسا عمل کرد. 27:30.732 --> 27:32.734 ‫و بعد مشکلات سلامتی بوجود اومد. 27:32.734 --> 27:36.696 ‫الین قول داد که راه‌حلی براش پیدا کنه ‫و منم... 27:36.696 --> 27:39.699 ‫برای خانواده خیمنز و بقیه ‫جبران مافات مالی فراهم کردم. 27:39.699 --> 27:40.992 ‫"جبران مافات مالی". 27:40.992 --> 27:42.702 ‫این اصطلاح باکلاسی واسه حق السکوتـه. 27:42.702 --> 27:45.163 ‫و سازمان سازمان غذا و دارو ‫اصلا دخالت نکرد؟ 27:45.163 --> 27:47.332 ‫کن‌ایری یه دستگاه پزشکی نیست. 27:47.332 --> 27:50.585 ‫هومئوپاتیـه، پس ما نیازی به تاییدیه‌ی ‫سازمان سازمان غذا و دارو نداریم. 27:50.585 --> 27:52.879 ‫درسته، چون اصلا چرا باید در خصوص محصولی که 27:52.879 --> 27:54.631 ‫بچه‌ها تو دهن‌شون می‌کنن ‫مققراتی باشه؟ 27:55.590 --> 27:57.967 ‫مدل جدیدمون خیلی نزدیک به کامل شدن بود، ‫ولی... 27:57.967 --> 28:00.512 ‫ولی نمی‌تونستین اجازه بدین که ‫واکنش منفی رسانه‌ای به عرضه‌تون ضربه بزنن. 28:00.512 --> 28:02.806 ‫من اصلا فکر نمی‌کردم که برای عرضه آماده باشیم. 28:05.475 --> 28:08.144 ‫این خانواده‌هایی که صدمه دیدن... 28:09.771 --> 28:12.232 ‫تو بهشون قول داده بودی. 28:12.232 --> 28:14.317 ‫الین مثل یه قطار ترمز بریده می‌موند. 28:14.317 --> 28:17.862 ‫حس می‌کرد که معامله توزیع ‫زیادی خوب بود که ازش بگذره. 28:17.862 --> 28:20.407 ‫منم دست به کارهای شدیدی زدم ‫تا جلوش رو بگیرم. 28:20.407 --> 28:22.033 ‫چه جور کارهای شدید؟ 28:22.033 --> 28:23.952 ‫اونجور کاری که تو فکر می‌کنی نیست. 28:25.161 --> 28:27.539 ‫همزمان با چندین توسعه دهنده کار می‌کردم، 28:27.539 --> 28:29.833 ‫هر هفته با جت‌ام به پالو آلتو می‌رفتم، 28:29.833 --> 28:31.793 ‫سعی می‌کردم راه‌حلی پیدا کنم. 28:31.793 --> 28:33.795 ‫ما هنوزم نمی‌تونیم تایید کنیم که تو ‫ساعت 10 شب 28:33.795 --> 28:35.422 ‫شبی که الین مُرده، خونه بودی. 28:35.422 --> 28:38.049 ‫من الین رو نکشتم. 28:38.049 --> 28:40.427 ‫دوستش داشتم. 28:40.427 --> 28:42.846 ‫فقط چیزی که بهش تبدیل شده بود ‫رو دوست نداشتم. 28:48.017 --> 28:50.395 ‫پس این داستان پشت قضیه‌ی کن‌‌ایری هست. 28:50.395 --> 28:51.896 ‫خودم به شخصه بچه ندارم، 28:51.896 --> 28:53.773 ‫ولی یه خواهرزاده دارم، 28:53.773 --> 28:57.235 ‫که حتی بهتر هم هست ‫چون می‌تونم هرچقدر دلم می‌خواد لوسش کنم. 28:57.235 --> 28:59.654 ‫دو سال پیش، یه روز خونه‌ی من بود 28:59.654 --> 29:01.448 ‫و حمله عصبی بهش دست داد 29:01.448 --> 29:02.949 ‫و نفسش بالا نمیومد. 29:02.949 --> 29:07.162 ‫از اونجایی که منم مخترع‌ام، ‫ابتکار عمل نشون دادم. 29:07.162 --> 29:10.039 ‫اگه باورتون بشه، یه ساز کازو برداشتم، 29:10.039 --> 29:12.667 ‫و اسانس روغنی، و چند قطره... 29:12.667 --> 29:14.794 ‫داری دروغ میگی. 29:14.794 --> 29:16.796 ‫ببخشید که مزاحم شدم. 29:16.796 --> 29:19.466 ‫انگار یکی دور و برت ‫بریز و بپاش کرده. 29:19.466 --> 29:21.634 ‫آره. یکی کرده. 29:21.634 --> 29:23.928 ‫- میشه جمعش کنم؟ ‫- الان؟ 29:23.928 --> 29:26.097 ‫آره. باید کارم رو تموم کنم و برم. 29:26.097 --> 29:28.892 ‫شب‌ها دانشکده پرستاری میرم ‫و نمی‌خوام دیر کنم. 29:28.892 --> 29:30.518 ‫صبر کن ببینم. 29:30.518 --> 29:32.395 ‫تو ترجیح میدی پرستار بشی تا نظافتچی؟ 29:32.395 --> 29:34.022 ‫وای نه، محض اطمینان دارم پیگیرش می‌شم 29:34.022 --> 29:35.732 ‫که اگه نظافتچی بودنم به جایی نرسید ‫کار داشته باشم. 29:35.732 --> 29:37.942 ‫هوم. که اینطور. ‫منطقیه. 29:37.942 --> 29:41.654 ‫باشه. خب، این یه بار ‫خودم ریخت و پاش‌ام رو جمع می‌کنم. 29:41.654 --> 29:43.615 ‫ممنون. ‫فردا می‌بینمت. 29:43.615 --> 29:45.074 ‫فردا می‌بینمت. 29:45.074 --> 29:46.576 ‫خودم به شخصه بچه ندارم، 29:46.576 --> 29:48.328 ‫ولی یه خواهرزاده دارم، 29:48.328 --> 29:51.581 ‫که حتی بهتر هم هست ‫چون می‌تونم هرچقدر دلم می‌خواد لوسش کنم. 29:53.333 --> 29:55.794 ‫اگه تو خواهرزاده‌ای داشتی که ‫خیلی دوستش داشتی 29:55.794 --> 29:57.670 ‫و اون تو رو پولدار و معروف کرده بود، 29:57.670 --> 29:59.839 ‫یه جایی عکسی ازش نداشتی؟ 29:59.839 --> 30:01.257 ‫خب، من یه برادرزاده دارم که ‫خیلی دوستش دارم، 30:01.257 --> 30:03.176 ‫و کلی عکس ازش دارم. 30:03.176 --> 30:04.636 ‫اون منو پولدار و معروف نکرده ‫و این چیزا، 30:04.636 --> 30:06.429 ‫- ولی هنوزم وقت هست. ‫- آره، درست نمیگم؟ 30:06.429 --> 30:08.264 ‫یعنی، من یه میلیون از اینا دارم. 30:08.264 --> 30:10.558 ‫- بچه؟ ‫- عکس. 30:10.558 --> 30:12.560 ‫- بانمکن. ‫- ممنون، ولی منظورم این نبود. 30:12.560 --> 30:14.062 ‫منظور اینه که داره دروغ میگه. 30:14.062 --> 30:17.148 ‫ساز کازو، اسانس روغن، کل حرفاش. 30:17.148 --> 30:19.150 ‫به نظرت این بوی چیه؟ 30:20.902 --> 30:22.779 ‫- کیف مامان‌بزرگ. ‫- درسته؟ 30:22.779 --> 30:24.447 ‫نعناع، ​​زنجبیل و شیرین بیان. 30:24.447 --> 30:26.825 ‫اینا سه‌تا از هشت گیاهان دارویی شاو یاو سان هستن. 30:26.825 --> 30:29.035 ‫این یه فرمول در طب سنتی چینیـه 30:29.035 --> 30:32.413 ‫که برای کاهش استرس، درمان افسردگی ‫و کاهش اضطراب استفاده میشه. 30:32.413 --> 30:35.166 ‫مشکل اینجاست که پیشینه‌ی الین ‫طب غربیـه. 30:35.166 --> 30:37.794 ‫تمام اختراعاتش قبل از کن‌ایری غربی بودن. 30:37.794 --> 30:40.588 ‫پس چرا از اسطوخودوس و بابونه 30:40.588 --> 30:42.549 ‫و بقیه‌ گیاهان کسل کننده‌ی سفیدپوست‌ها استفاده نمی‌کنه؟ 30:42.549 --> 30:44.926 ‫اون یه فرمول سنتی چینی از کجا آورده؟ 30:44.926 --> 30:46.427 ‫اون یه متخصص طبِ سوزنی داره؟ 30:47.637 --> 30:49.514 ‫الین بخاطر معامله توزیع با سیوپوریوم 30:49.514 --> 30:51.140 ‫هیجان‌زده بود. 30:51.140 --> 30:52.767 ‫خیلی بهش افتخار می‌کردم. 30:54.102 --> 30:56.145 ‫نینا جای بادکش پشت گردنش داشت. 30:56.145 --> 30:59.232 ‫اون طب چینی انجام میده. 30:59.232 --> 31:00.692 ‫می‌دونی دیگه نینا چی داره؟ 31:00.692 --> 31:03.111 ‫- چی؟ ‫- یه دختر. 31:03.111 --> 31:05.572 ‫اوه، تو فکر می‌کنی که دختر نینا ‫این زن رو پولدار و معروف کرده؟ 31:05.572 --> 31:08.408 ‫فکر می‌کنم که نینا نمونه اولیه رو ‫واسه دخترش ساخته 31:08.408 --> 31:10.201 ‫و این اطلاعات رو با رئیسش در میون گذاشته. 31:10.201 --> 31:12.287 ‫و چه حسی بهت دست می‌داد که بدونی ‫یکی قراره 31:12.287 --> 31:14.122 ‫میلیون‌ها دلار از ایده‌ی تو پول در بیاره، 31:14.122 --> 31:16.875 ‫ولی وقتی قرار بود به آدم‌ها کمک کنه ‫داشت بهشون آسیب می‌رسوند؟ 31:16.875 --> 31:18.334 ‫مطمئنم که عصبانی می‌شدم. 31:18.334 --> 31:20.461 ‫آره، تام. 31:20.461 --> 31:22.589 ‫به نظرم خیلی عصبانی می‌شدی. 31:27.677 --> 31:29.929 ‫خب درمورد کن‌ایری بهم بگو، نینا. 31:29.929 --> 31:31.389 ‫ایده‌ی تو بود؟ 31:36.144 --> 31:37.729 ‫دخترم آلیس، 31:37.729 --> 31:40.064 ‫از حملات عصبی رنج می‌بره. 31:40.064 --> 31:42.692 ‫یه روز صبح، حمله عصبی ناجوری بهش دست داد، 31:42.692 --> 31:44.319 ‫و منم باید یه کاری می‌کردم ‫تا نفسش بالا بیاد، 31:44.319 --> 31:46.487 ‫بنابراین ساز کازوش رو برداشتم 31:46.487 --> 31:49.157 ‫و یه قطره اسانس روغن روش ریختم 31:49.157 --> 31:50.992 ‫و بهش گفتم که چشم‌هاش رو ببنده 31:50.992 --> 31:53.745 ‫و هرچقدر که می‌تونه ‫ساز کازو بزنه. 31:53.745 --> 31:56.915 ‫و واقعا آرومش کرد. 31:56.915 --> 32:01.085 ‫و وقتی این داستان رو واسه الین تعریف کردم، ‫ذوق کرد. 32:01.085 --> 32:03.087 ‫باریکلا، مورگان. 32:03.087 --> 32:05.256 ‫پس الین ایده‌ی تو رو گرفت ‫و مال خودش کرد. 32:05.256 --> 32:06.966 ‫خب، خودم بهش اجازه دادم. 32:06.966 --> 32:09.969 ‫می‌خواستم که به بچه‌های دیگه‌ای مثل دخترم کمک کنه. 32:09.969 --> 32:12.931 ‫- بابت ایده‌ات بهت پول داد؟ ‫- بله. 32:12.931 --> 32:15.725 ‫و با اون پول تونستم برم زندگی‌ای که می‌خواستم ‫رو داشته باشم، 32:15.725 --> 32:17.936 ‫با دخترم یه زندگی بی سر و صداتر ‫در منطقه خلیج داشته باشم. 32:17.936 --> 32:19.771 ‫که اینطور. 32:19.771 --> 32:22.273 ‫تو ساعت 11 شب قتل کجا بودی؟ 32:23.274 --> 32:25.735 ‫- داشتم به هتلم برمی‌گشتم. ‫- هوم. 32:26.903 --> 32:28.780 ‫کارآگاه، من اونو نکشتم. 32:29.781 --> 32:31.532 ‫ببین، من شایعات رو شنیدم ‫و می‌دونم 32:31.532 --> 32:34.077 ‫که الین از زمانی که ما باهمدیگه کار می‌کردم ‫خیلی عوض شده. 32:34.077 --> 32:36.287 ‫ولی باید باور کنم جریان هرچی که بوده، 32:36.287 --> 32:37.956 ‫اون هنوزم نیت خیّری داشته. 32:39.624 --> 32:41.000 ‫الین یه بچه اهل میزوری بود 32:41.000 --> 32:42.835 ‫که رویای کمک کردن به مردم رو داشت. 32:44.003 --> 32:46.631 ‫اولین اختراعش در دانشکده پزشکی، ‫چیز خیره کننده‌ای نبود. 32:46.631 --> 32:50.009 ‫محلولی بود که نوار پزشکی ‫رو به آرومی جدا می‌کرد. 32:51.552 --> 32:54.973 ‫اون آدم‌های زیادی که بهشون سرم تزریق می‌شد ‫رو دیده بود، 32:54.973 --> 32:57.934 ‫و گف که اگه نتونه در برابر سوزن 32:57.934 --> 32:59.936 ‫نجاتشون بده، حداقل می‌تونه کمک کنه 32:59.936 --> 33:02.313 ‫تا اذیت شدن بر اثر چسب‌ها ‫رو کاهش بده. 33:04.065 --> 33:06.484 ‫این الینیـه که من می‌شناختم. 33:06.484 --> 33:07.819 ‫با هتل صحبت می‌کنیم، 33:07.819 --> 33:10.196 ‫ببینیم ساعت چند کارت کلیدیش رو وارد کرده. 33:10.196 --> 33:12.824 ‫اینکه چقدر الین رو دوست داشته ‫رو داره راست میگه. 33:12.824 --> 33:14.617 ‫اون لبخند رو می‌بینی؟ 33:15.785 --> 33:17.996 ‫بازم دلیل نمیشه که اونو نکشته. 33:17.996 --> 33:20.665 ‫کل این جریان افتضاح بوده. 33:20.665 --> 33:22.542 ‫دوست من مُرده. 33:22.542 --> 33:26.796 ‫اون با لوح تقدیر خودش، توی مهمونی خودش ‫به قتل رسیده. 33:26.796 --> 33:29.757 ‫این وحشتناکه. 33:29.757 --> 33:31.843 ‫چند وقته که تو و اریک بارتون ‫با همدیگه سَر و سِر دارین؟ 33:33.094 --> 33:35.096 ‫چی؟ 33:35.096 --> 33:38.433 ‫خب، تنها کسایی که دقیقا می‌دونستن ‫الین چطور مُرده 33:38.433 --> 33:40.059 ‫قاتل 33:40.059 --> 33:42.645 ‫و شوهر الین هستن، چون خودمون بهش گفتیم. 33:42.645 --> 33:44.689 ‫پس یا تو الین رو کشتی، 33:44.689 --> 33:47.066 ‫یا با شوهرش در ارتباطی. 33:47.066 --> 33:48.359 ‫یا هم هر دو. 33:50.403 --> 33:52.655 ‫می‌دونی، اریک اشاره کرد که چند بار 33:52.655 --> 33:54.490 ‫با جت شخصیش به پالو آلتو رفته. 33:54.490 --> 33:56.200 ‫میشه فرض کرد که داشت به دیدن تو میومد؟ 33:56.200 --> 33:58.244 ‫فقط بخاطر اینکه هر دومون... 33:58.244 --> 34:00.913 ‫سعی داشتیم به صلاح کن‌ایری عمل کنیم. 34:00.913 --> 34:03.207 ‫من و اریک فکر می‌کردیم که ‫می‌تونیم نظرش رو عوض کنیم 34:03.207 --> 34:06.919 ‫و راضیش کنیم تا کار درست رو انجام بده. 34:06.919 --> 34:09.130 ‫و بعد زمان زیادی رو با همدیگه گذروندیم 34:09.130 --> 34:10.840 ‫و دیگه شروع کردیم به... 34:10.840 --> 34:12.216 ‫انجام کار اشتباه؟ 34:12.216 --> 34:14.010 ‫می‌دونم که ناجور به نظر میاد، 34:14.010 --> 34:17.513 ‫ولی هر دومون داشتیم برای چیزی که دوستش داشتیم ‫تلاش می‌کردیم. 34:20.224 --> 34:22.226 ‫و بعد عاشق همدیگه شدیم. 34:22.226 --> 34:24.312 ‫اونم اون شب که از مهمونی رفت 34:24.312 --> 34:25.938 ‫اومد هتل پیش تو؟ 34:25.938 --> 34:27.273 ‫آره، اومد. 34:29.776 --> 34:32.236 ‫به خاطر همین هم هیچ کدوم از ما ‫نمی‌تونسته الین رو کشته باشه. 34:33.404 --> 34:35.323 ‫خیلی‌خب، مشخصه که باید 34:35.323 --> 34:37.241 ‫- دلیل موجه نینا و اریک رو تایید کنیم. ‫- باشه. 34:37.241 --> 34:39.911 ‫بر فرض اینکه درست گفته باشن، ‫که حس می‌کنم همینطوره، 34:39.911 --> 34:41.496 ‫باید سم رو بازداشت کنیم، مورگان. 34:41.496 --> 34:42.955 ‫- شرمنده‌ام. ‫- نه، می‌دونم. 34:42.955 --> 34:45.208 ‫ولی هنوزم باور ندارم که سم قاتل باشه. 34:54.467 --> 34:56.511 ‫کارادک. سم اومده. 34:56.511 --> 34:58.638 ‫متوجه نمی‌شم. 34:58.638 --> 35:00.932 ‫میشه لطفا یکم زمان بیشتری داشته باشیم؟ 35:00.932 --> 35:03.101 ‫- مورگان، ما راجع‌به این حرف زدیم. ‫- نه، متوجه‌ام، 35:03.101 --> 35:05.228 ‫ولی هنوزم نفهمیدیم که اون چک گنده ‫واسه کی بوده. 35:05.228 --> 35:06.938 ‫کدوم چک؟ 35:06.938 --> 35:11.150 ‫الین یه چک در وجه حامل ‫به مبلغ 45 هزار 623 دلار نوشته بوده. 35:13.402 --> 35:15.488 ‫- هی. ‫- سم! هی! 35:21.160 --> 35:23.162 ‫- من باهاش حرف می‌زنم. ‫- اوهوم. 35:31.254 --> 35:34.423 ‫45 هزار 623 دلار. 35:35.466 --> 35:37.677 ‫این مبلغیه که از وان دانشجوییم مونده. 35:46.644 --> 35:48.563 ‫الین اون چک رو واسه تو نوشته بود. 35:48.563 --> 35:49.939 ‫وای، خدای من. 35:52.817 --> 35:55.653 ‫این یعنی من... ‫این کجاش ممکنه؟ 35:55.653 --> 35:57.196 ‫- من چطور تونستم... ‫- فقط یه نفس عمیق بکش. 35:57.196 --> 35:58.406 ‫باشه؟ 35:58.406 --> 35:59.740 ‫اوه، سم. 36:03.035 --> 36:06.038 ‫بعضی اوقات آدم‌های خیلی خوب ‫کارهای بد انجام میدن. 36:08.583 --> 36:11.002 ‫اوه، زندگیم دیگه تموم شد. 36:11.002 --> 36:12.962 ‫- نه. ‫- وای، خدای من. 36:16.632 --> 36:17.633 ‫متاسفم. 36:31.856 --> 36:32.857 ‫هی. 36:35.026 --> 36:38.029 ‫من درمورد اشتباه می‌کردم ‫و حق با تو بود. 36:38.029 --> 36:40.239 ‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم که حالت خوبه. 36:41.490 --> 36:42.909 ‫آره. خوبم. 36:44.076 --> 36:46.287 ‫فقط واقعا دلم نمی‌خواست کار سم بوده باشه، می‌دونی؟ 36:47.455 --> 36:49.207 ‫می‌خواستم ازش محافظت کنم. 36:51.167 --> 36:52.960 ‫حقیقت اینه که، وقتی من همسن اون بودم، 36:52.960 --> 36:54.921 ‫من تو شرایط بد زیادی موندم، 36:54.921 --> 36:57.089 ‫و بخاطر اینکه اون وضع رو دوست داشتم هم نبود. 36:57.089 --> 36:59.592 ‫فقط زیادی می‌ترسیدم که ازش خارج بشم. 37:00.843 --> 37:02.094 ‫درک می‌کنم. 37:14.315 --> 37:16.651 ‫اون پنهان‌کار شد. ‫کلا بدبین شده بود. 37:16.651 --> 37:18.527 ‫آدم آورده بود قفل درش رو عوض کنه. 37:18.527 --> 37:20.738 ‫انگار همه‌جا چشم و گوش داشت. 37:23.783 --> 37:26.244 ‫- کارادک. ‫- بله. 37:26.244 --> 37:28.246 ‫باید برگردیم دفتر الین. 37:28.246 --> 37:30.248 ‫ما می‌دونیم که الین پنهان‌کار و بدبین بود، 37:30.248 --> 37:32.458 ‫پس چرا باید یه آینه پشت میزش آویزون کنه؟ 37:32.458 --> 37:34.293 ‫هرکسی که وارد دفتر می‌شد ‫می‌تونست تو انعکاس آینه 37:34.293 --> 37:35.461 ‫ببینه داره چیکار می‌کنه. 37:35.461 --> 37:37.088 ‫اصلا با عقل جور در نمیاد. 37:37.088 --> 37:39.465 ‫مگه اینکه دلیل دیگه‌ای داشته. 37:40.549 --> 37:42.093 ‫نگاه کن. 37:42.093 --> 37:43.719 ‫اگه این یه آینه واقعی بود، ‫فاصله‌ای وجود داشت، 37:43.719 --> 37:45.721 ‫ولی ناخن‌ام داره با انعکاسش برخورد می‌کنه. 37:45.721 --> 37:47.640 ‫چون یه شیشه‌ی دو طرفه‌ست. 37:51.143 --> 37:53.479 ‫که یه دوربین پشتش مخفی شده. 37:53.479 --> 37:55.731 ‫که دیدگاه بی‌نقصی واسه کل اتاق 37:55.731 --> 37:57.733 ‫و تمام اتفاقاتی که توش رخ داده ‫فراهم می‌کنه. 38:00.569 --> 38:02.613 ‫سم، ما خبرهایی داریم. 38:04.740 --> 38:07.493 ‫معلوم شد که یه دوربین مخفی توی دفتر الین بوده. 38:07.493 --> 38:09.745 ‫ما از شب مرگش مدرک ویدئویی داریم. 38:09.745 --> 38:11.831 ‫تو رفته بودی تا به الین بگی که استعفاء میدی. 38:11.831 --> 38:13.416 ‫و وقتی دلیلش رو بهش گفتی، 38:13.416 --> 38:15.209 ‫سعی کرد بهت رشوه بده تا ساکت نگهت داره. 38:19.380 --> 38:21.048 ‫ولی تو قبول نکردی. 38:21.048 --> 38:22.800 ‫و می‌خواستی به بقیه آدم‌های مهمونی بگی 38:22.800 --> 38:24.635 ‫که کن‌ایری با خانواده خیمنز چیکار کرده. 38:24.635 --> 38:27.346 ‫تو یه شیادی. ‫من استعفاء میدم! 38:27.346 --> 38:30.308 ‫ولی اون نمی‌تونست بهت اجازه بده که ‫دستاورد زندگیش رو از بین ببری. 38:30.308 --> 38:32.226 ‫یادته که گفته بودی قبل از عرضه محصول 38:32.226 --> 38:33.644 ‫الین بدبین شده بود؟ 38:33.644 --> 38:36.188 ‫اون شب سعی کرد ساکتت کنه. 38:36.188 --> 38:38.399 ‫ولی تو باهاش مبارزه کردی. 38:44.572 --> 38:46.866 ‫اونم افتاد روی یکی از لوح‌های تقدیرش. 38:46.866 --> 38:47.950 ‫تو هم سرت ضربه خورده بود. 38:47.950 --> 38:49.744 ‫و اون موقع بود که از هوش رفتی. 38:51.037 --> 38:53.331 ‫خب، این یعنی چی؟ 38:53.331 --> 38:55.082 ‫یعنی از خودت دفاع کردی. 38:56.834 --> 38:58.627 ‫سم، تو به یه تهدید آسیب جسمانی ‫با میزان زور منطقی 38:58.627 --> 39:00.129 ‫واکنش نشون دادی، 39:00.129 --> 39:02.590 ‫و با یه وکیلی که یکم کارش خوب باشه... 39:07.345 --> 39:08.554 ‫حبس نمی‌کشی. 39:12.975 --> 39:18.147 ‫چون تو فقط از خودت دفاع کردی. 39:18.147 --> 39:19.357 ‫ممنونم. 39:28.991 --> 39:30.159 ‫اونجا می‌بینیمت، ستوان. 39:30.159 --> 39:31.786 ‫من پنج دلار تو جوک‌باکس می‌ندازم 39:31.786 --> 39:33.954 ‫- و همش رو خرج موسیقی راک می‌کنم. ‫- مرد و حرفش. 39:33.954 --> 39:36.582 ‫اگه این کارو کنی، نشانت رو ازت می‌گیرم. 39:39.168 --> 39:41.003 ‫دوست دارم بگم که به جمع‌مون اضافه بشی، 39:41.003 --> 39:43.589 ‫ولی مطمئنم مشتاقانه منتظری که ‫برگردی پیش بچه‌هات. 39:43.589 --> 39:45.841 ‫راستش امشب نه. ‫بچه‌های پیش لودو ان. 39:45.841 --> 39:47.385 ‫پس حتما باید باهامون بیای. 39:47.385 --> 39:48.803 ‫دور اول نوشیدنی رو مهمون خودمی. 39:48.803 --> 39:50.179 ‫با اینکه به نظر عالی میاد، 39:50.179 --> 39:51.764 ‫من یه عصری که هیچ کاری نکنم ‫مد نظر داشتم 39:51.764 --> 39:53.432 ‫که مشتاقانه منتظرشم. 39:53.432 --> 39:55.351 ‫خیلی‌خب. ‫فردا می‌بینمت. 39:55.351 --> 39:56.602 ‫فردا می‌بینمت. 40:02.233 --> 40:03.901 ‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر، مورگان. 40:30.386 --> 40:32.096 ‫طوری نگام می‌کنه که انگار باید برم اونجا 40:32.096 --> 40:34.432 ‫و دستگیرش کنم یا همچین چیزی، ‫به خدا قسم. 40:34.432 --> 40:36.392 ‫- معلومه که این کارو نکردم... ‫- اوه! هی! 40:36.392 --> 40:39.353 ‫- هی! ‫- مورگان، تو هیچوقت نمیای. 40:39.353 --> 40:41.939 ‫- گفتم جهنم و ضرر. ‫- هوم. 40:41.939 --> 40:43.774 ‫- بیا برات نوشیدنی بگیریم. ‫- باشه. 40:43.774 --> 40:45.568 ‫- هوم! ‫- اوه، یه چیزی... 40:48.571 --> 40:49.864 ‫چی براتون بیارم؟ 40:49.864 --> 40:51.240 ‫هی، بی‌زحمت یه ماءالشعیر دیگه بده. 40:51.240 --> 40:52.825 ‫خنک باشه لطفا. 40:52.825 --> 40:54.535 ‫اوه، یه چیزی باید بهت بگم ‫که ممکنه بخوای بدونی. 40:54.535 --> 40:56.537 ‫اریک بارتون و وکیل‌هاش قول دادن 40:56.537 --> 40:57.830 ‫که هیچ کدوم از کن‌ایری‌های مضر 40:57.830 --> 40:58.956 ‫عرضه نمی‌شن. 40:58.956 --> 41:00.624 ‫- این خبر عالی‌ایه. ‫- آره. 41:00.624 --> 41:02.168 ‫همچنین تو راه که میومدم ‫به سم پیام دادم. 41:02.168 --> 41:03.752 ‫بهش گفتم که یه سر بیاد با همدیگه نوشیدنی بخوریم. 41:03.752 --> 41:05.963 ‫- چی؟ ‫- شوخی کردم بابا، خنگول. 41:05.963 --> 41:08.048 ‫- مورگان... ‫- برو نوشیدنیت رو بخور. 41:10.509 --> 41:12.303 ‫خوشحالم که اومدی. 41:13.846 --> 41:15.639 ‫چی باعث شد تصمیم بگیری ‫که بیای... 41:15.639 --> 41:17.183 ‫با همکارهات وقت بگذرونی ‫به جای اینکه... 41:17.183 --> 41:19.059 ‫به جای اینکه تنهایی دو و نیم لیوان شربت بخورم 41:19.059 --> 41:21.312 ‫و موهای چتری‌ام رو کوتاه کنم؟ 41:21.312 --> 41:24.482 ‫خب، بیشتر بخاطر این بود ‫که می‌خواستم ازت تشکر کنم. 41:24.482 --> 41:25.858 ‫بابت؟ 41:25.858 --> 41:27.860 ‫بابت اینکه رئیس واقعا عالی‌ای هستی. 41:29.111 --> 41:31.071 ‫تا الان این شغلی نیست که بخوام ازش فرار کنم، 41:31.071 --> 41:33.365 ‫و این دراصل بخاطر توئه. 41:34.950 --> 41:37.161 ‫حرفت خیلی برام ارزش داره. 41:37.161 --> 41:40.080 ‫و محض اطلاعت، نمی‌ذاشتم بری. 41:40.080 --> 41:41.665 ‫هی، ستوان. 41:41.665 --> 41:43.501 ‫کارادک گفت که قدیما 41:43.501 --> 41:45.503 ‫تو با ماشین گشت یه موتور وسپای پارک شده ‫رو زیر گرفتی. 41:45.503 --> 41:48.172 ‫- به خدا راست میگم. ‫- خیلی‌خب... 41:48.172 --> 41:49.507 ‫باید برم این قضیه رو راست و ریست کنم. 41:49.507 --> 41:51.091 ‫- تو رو خدا بگو که راست میگه. ‫- راسته حالا؟ 41:51.091 --> 41:54.094 ‫کلش حقیقت نداره. 41:54.094 --> 41:56.347 ‫یعنی، صبر کن، صبر کن... 41:56.347 --> 41:57.389 ‫قضیه بیشتر از ایناست... 41:57.389 --> 42:02.394 www.Doostihaa.com